جستجو

    صادرات نفت خام ایران در جنگ ۴۰ روزه یک ساعت هم متوقف نشد

    برنامه جهش تولید در مناطق نفت‌خیز جنوب تدوین می‌شود 

    امانت‌داران جان و سرمایه ملی  

    ایمنی درخط مقدم 

    حماسه‌سازان جزیره 

    حلقه پولادین امنیت  در پایتخت گازی ایران   

    آتش  و عشق   

    همدلی و رفاقت در ایستگاه ایمنی شانول  

    تخته روی گاز  

    رد پای مقاومت در میدان های نفت   

    قصه یک غیرت پشت هر خط لوله  

    مردان  خاکریز خدمت  

    بر فراز بلوط‌های زاگرس  

    ایستاده  در کنار توربین‌ها   

    نفت نعمت ماست قدردان آن باشیم  

    پایش پس از ترخیص   

    کوله‌پشتی‌هایی  پـر از  فردا  

    من فرزند خوزستانم    

    تخصص برای  توسعه 

    اوپک قلب معادلات انرژی  

    ثروت واقعی من دوستانم هستند  

    قصه عشق  در خانه   

    30  سال  عشق به مامایی   

    راز سلامت مغز  در بشقاب  شماست   

    ایـده  تا  تصویر  

    جان تازه برای سبزهای خانه   

    هنرخلق وسعت در متراژهای محدود   

    نبض نفت  در رگ ورزش  

    از سیمین تا  زرین  

    خط اول  

    گفت و گو  

    روایت سرخ  

    آن سوی میدان   

    دفاع مقدس  

    رد پای حماسه  

    پشت صحنه   

    ورزش  

    بانوان پیشگام  

    تاریخ نفت  

    عکس نوشت  

    پیشکسوتان   

    زوج نفتی   

    سلامت روان   

    هوش مصنوعی   

    سبزینه   

    خانه آرایی  

    باشگاه نفت  

    سطر آخر   

    • media/image/2026/09/1024-1448/23873.jpg
    • media/image/2026/09/2000-1441/23875.jpg
    • media/image/2026/09/2000-1441/23911.jpg
    • media/image/2026/09/2000-1441/23877.jpg

      ۲ سال با وزیر نفت دولت چهاردهم

      صادرات نفت خام ایران در جنگ ۴۰ روزه یک ساعت هم متوقف نشد

      وزیر نفت از افزایش تولید نفت و گاز، شتاب گرفتن جمع آوری گازهای مشعل، اجرای طرح های فشارافزایی پارس جنوبی، افزایش ظرفیت فراورش نفت خام در میدان های مشترک و توقف واردات گازوییل طی فعالیت دو ساله وزارت نفت در دولت چهاردهم خبر داد و گفت: صادرات نفت خام کشور در طول جنگ ۴۰ روزه حتی یک ساعت هم متوقف نشد.

      محسن پاک نژاد در تشریح عملکرد دو ساله صنعت نفت طی دوران فعالیت دولت چهاردهم، گفت: یکم شهریور ۱۴۰۳ که وارد وزارت نفت شدم، موضوع ذخیره سازی های سوخت کشور نخستین موضوعی بود که در نشست با مدیران ارشد صنعت نفت به بحث و بررسی گذاشته شد، متأسفانه در آن زمان گزارش ها در زمینه ذخیره سازی های بنزین و گازوییل نیروگاهی تا حدودی نگران کننده بود.

      وی افزود: شهریور، ماه سفرهاست و به طور طبیعی نسبت به دیگر ماه های سال، مصرف بنزین افزایش می یابد، درباره گازوییل ذخیره شده در نیروگاه ها هم پس از دو تا سه ماه با فصل سرد روبه رو خواهیم بود و سازوکار تأمین گاز نیروگاه ها به دلیل افزایش مصرف در بخش های خانگی و تجاری تا اندازه ای محدود می شود، بنابراین نیروگاه ها باید گازوییل را جایگزین گاز طبیعی کنند.

      نخستین گزارش به رئیس جمهوری

      وزیر نفت گفت: در نخستین ملاقات با رئیس جمهوری گزارش نخست بنده به ایشان درباره وضع ذخیره سازی های سوخت بود. در زمان ارائه گزارش، با استناد به اعداد و ارقام، واکنش ایشان بسیار جالب بود؛ ضمن نگرانی و دغدغه مندی با خونسردی پرسید: «برنامه شما چیست؟»

      پاک نژاد با اشاره به اینکه از آن پس رئیس جمهوری به طور مستمر در مقاطع زمانی سه تا چهار روز یک بار پیگیر این موضوع بود، تصریح کرد: هفته ای یک بار با برگزاری نشست، وضع ذخیره سازی گاز و گازوییل نیروگاه ها بررسی و تعادلی میان وزارتخانه های نفت، صنعت، معدن و تجارت (صمت) و نیرو برقرار شد تا بتوانیم با همکاری و هم افزایی حرکت کنیم و کشور در این حوزه با مشکل تأمین سوخت روبه رو نشود.

      امضای قرارداد فشارافزایی میدان مشترک گازی پارس جنوبی

      وی گفت: طرح فشارافزایی میدان گازی پارس جنوبی تا حدودی عقب ماندگی داشت و شاید سال ها پیش باید آغاز می شد، هم زمان در طول ۶ ماه از زمان آغاز فعالیت در دولت چهاردهم گروه های کارشناسی متمرکز بر آماده کردن قرارداد این طرح توسعه ای بودند.

      وزیر نفت گفت: قرارداد فشارافزایی پارس جنوبی از این نظر اهمیت دارد که به هر حال گام نخست برای آغاز عملیات اجرایی است. دغدغه و نگرانی درباره افت فشار در این میدان مشترک گازی از سال ها پیش وجود داشته است، افت فشار به معنای کاهش برداشت از این میدان است و کاهش برداشت هم به ناترازی هایی که از گذشته وجود داشته است، دامن می زند؛ ناترازی هایی که از ۱۵ تا ۲۰ سال پیش به تدریج به آن اضافه شده و در سال ۱۴۰۳ به اوج خود رسیده بود.

      پاک نژاد تصریح کرد: اعداد و ارقامی که در حوزه گاز با آن روبه رو بودیم، برای ناترازی قابل توجه بود و باید برای آن تدبیری می اندیشیدیم، بنابراین نخستین قرارداد بزرگ صنعت نفت در اسفند ۱۴۰۳ با حضور رئیس جمهوری امضا شد.

       

      حفظ پایداری تأمین سوخت با وجود اصابت به تأسیسات نفتی

      وی با اشاره به جنگ ۱۲ روزه افزود: در جنگ ۱۲ روزه یکی از انبارهای نفت تهران هدف قرار گرفت که نقشی تعیین کننده در تأمین و توزیع سوخت داشت. در ادامه، پالایشگاه های گازی فجر جم و فاز ۱۴ پارس جنوبی هم مورد اصابت قرار گرفتند.

      وزیر نفت ادامه داد: با وجود این اصابت ها و جهش مصرف بنزین در روزهای نخست جنگ ۱۲روزه که مصرف را به آستانه روزانه ۲۰۰ میلیون لیتر رساند، در حوزه ذخیره سازی ها و انبارهای بنزین و سوخت شهر تهران خوشبختانه با مشکل جدی روبه رو نشدیم. در حوزه گاز هم با وجود اصابت به پالایشگاه های فجرجم و فاز ۱۴ پارس جنوبی، کمبودی نداشتیم.

      نقش مردم در مدیریت مصرف گاز زمستان ۱۴۰۳

      پاک نژاد با اشاره به اقدام ها برای افزایش تولید گاز در سال ۱۴۰۳ گفت: در کنار تلاش همکاران برای افزایش تولید گاز، اقدام دیگری که اهمیت داشت، مدیریت تعمیرات اساسی پالایشگاه های گاز بود. این تعمیرات باید تا شهریور به پایان می رسید، اگر می خواستیم تعمیرات اساسی را در آن مقطع انجام دهیم، به ماه های آبان و آذر می رسیدیم که بخشی از ظرفیت تولید گاز در دسترس قرار نمی گرفت و شرایط را دشوارتر می کرد.

      وی افزود: بنابراین تلاش کردیم تولید را افزایش دهیم و یکی از عوامل بسیار مؤثر در مدیریت مصرف گاز طی زمستان ۱۴۰۳، نقشی بود که بخش های مختلف جامعه و مردم ایفا کردند. این پیشنهاد به صورت مستقیم از سوی رئیس جمهوری مطرح و با عنوان «پویش دو درجه کمتر» اجرا شد. این پویش، بر اساس اعداد و ارقام، بسیار مؤثر بود. شخص رئیس جمهوری مطرح کننده این پویش بود و بر اجرا و نقش آفرینی بخش های مختلف کشور در آن، اصرار ورزید.

      جمع آوری روزانه ۱۱.۵ میلیون مترمکعب گازهای مشعل در دولت چهاردهم

      وزیر نفت با بیان اینکه پس از جنگ ۱۲ روزه، کشور شرایط خاصی داشت، اما هم زمان مباحث مربوط به طرح های افزایش تولید نفت و گاز را ادامه دادیم، گفت: در حوزه افزایش تولید نفت، قراردادی برای افزایش روزانه ۲۵۰ هزار بشکه تولید نفت داشتیم که سازوکارهای مرتبط با آن نیازمند مطالعه، بررسی و دریافت مصوبه هایی بود. این مصوبه ها را در فاصله پس از جنگ ۱۲ روزه دریافت کردیم و در عمل وارد مرحله اجرا شدیم. خوشبختانه توانستیم  تولیدروزانه حدود ۷۰ تا ۸۰ هزار بشکه از این ۲۵۰هزار بشکه را محقق کنیم.

      پاک نژاد جمع آوری گازهای مشعل را از محورهای مورد تأکید رئیس جمهوری دانست و بیان کرد: پیگیری ها در این زمینه به گونه ای بود که تقریباً در هر تماس تلفنی با رئیس جمهوری، حتی اگر موضوع دیگری مطرح بود، در پایان گفت وگو ایشان درباره سازوکار اجرای طرح های جمع آوری گازهای مشعل می پرسید.

      وی ادامه داد: رئیس جمهوری به درستی اهمیت این پروژه ها را متوجه شده بود و مصرانه پیگیری می کرد و چند بار در نشست های مختلف تأکید کرد «هر مشکلی دراین باره وجود دارد، اشاره کنید، بنده حل می کنم»، تا اجرای این پروژه به دلیل نبود هماهنگی احتمالی میان دستگاه ها سبب تأخیر نشوند.

      وزیر نفت افزود: با پیگیری های مستمر رئیس جمهوری، از ابتدای دولت چهاردهم تا امروز حدود ۱۱ میلیون و ۵۰۰ هزار مترمکعب در روز گازهای مشعل را در قالب پروژه های مختلف جمع آوری کردیم. این پروژه یکی از مصادیق روشن جلوگیری از هدررفت انرژی و منابع کشور به شمار می رود که باید تا رسیدن به نتیجه با جدیت دنبال شود.

      حفاری بیش از ۳۰ حلقه چاه درون میدانی در پارس جنوبی

      پاک نژاد با اشاره به آغاز حفاری درون میدانی در پارس جنوبی در سال ۱۴۰۴ گفت: این طرح با شتاب و رشد مناسبی ادامه یافت. بیش از ۳۰ حلقه چاه برنامه ریزی شده بود که در حوزه پارس جنوبی در قالب چند پیمان حفاری شود. این طرح نیز ادامه یافت و تعدادی از این چاه ها به نتیجه رسیده اند. به نتیجه رسیدن چاه های حفاری و درون میدانی پارس جنوبی به افزایش تولید گاز کشور کمک کرده است.

      وی با بیان اینکه سال ۱۴۰۴ را با تمرکز بر طرح های راهبردی ادامه می دادیم که به ۹ اسفند رسیدیم و بار دیگر کشور هدف حمله دشمن آمریکایی ـ صهیونیستی قرار گرفت، تصریح کرد: تعدادی از همکاران عزیز ما در جریان حمله های دشمن به شهادت رسیدند؛ همکارانی که در آن لحظات سخت پای کار ایستاده بودند و برای ایران تلاش کردند. یاد و خاطره همه این همکاران عزیز را در کنار دیگر شهدای گرانقدر صنعت نفت در طول جنگ ۴۰ روزه گرامی می داریم.

      حمله به انبارهای نفت تهران و مدیریت سوخت رسانی به شمال کشور

      وزیر نفت با اشاره به اینکه در طول جنگ ۴۰ روزه شاهد آسیب های بیشتری بودیم، بیان کرد: شانزدهم یا هفدهم اسفند بود که بار دیگر انبارهای نفت تهران مورد هجوم قرار گرفت. زمانی که یکی از این تأسیسات هدف قرار گرفت، از محلی دور و روی ساختمانی ایستادم و شراره های آتش را دیدم. شرایط بسیار نگران کننده بود.

      پاک نژاد ادامه داد: انبارهای نفت ری، شهران و قوچک هدف قرار گرفتند. تأسیسات بارگیری انبار نفت ری هم آسیب دید. هم زمان، یکی از انبارهای نفت استان البرز هدف قرار گرفت و شرایط بسیار نگران کننده شد. تأسیسات بارگیری از این جهت اهمیت داشت که با آسیب دیدن آن، امکان سوخت رسانی به استان های شمالی کشور می توانست مختل شود. طبق قاعده، چنین اتفاقی باید سوخت رسانی را با مشکل روبه رو می کرد و هدف دشمن نیز ایجاد همین اختلال بود.

      وی افزود: همان شب گردهم آمدیم و درباره راهکارها بحث کردیم. برنامه ریزی هایی انجام شد و چهارچوب هایی تعریف کردیم تا کمترین اختلال در حوزه سوخت رسانی استان تهران و استان های شمالی کشور ایجاد شود.

      وزیر نفت ادامه داد: بخشی از لجستیک را که در جنوب کشور قرار داشت به شمال منتقل کردیم و بخشی از امکانات نواحی مرکزی کشور را به تهران انتقال دادیم تا امکان انتقال سوخت از مسیرهای جاده ای فراهم شود. تدابیر دیگری اندیشیده شد که اکنون به آن ها اشاره نمی کنم و در زمان دیگری روایت خواهم کرد.

      پاک نژاد گفت: همکاران ما کارهای بسیار ارزشمندی انجام دادند و خوشبختانه پس از چند روز، اوضاع از حالت نگرانی به پایداری نسبی رسید و مدیریت سوخت رسانی در شمال کشور به  نحو مطلوب انجام شد.

      بازسازی پالایشگاه های گازی آسیب دیده عسلویه

      وی بیان کرد: ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ حادثه تلخی رخ داد و دشمن پالایشگاه های سوم تا ششم عسلویه را هدف قرار داد. در دقایق نخست که گزارش این حادثه به دستم رسید، حدود ۲۰ تا ۳۰ دقیقه بعد توانستم موضوع را به رئیس جمهوری منتقل کنم. در ساعات اولیه بسیار نگران بودیم که اوضاع چگونه پیش خواهد رفت.

      وزیر نفت با بیان اینکه مجبور شدیم بخش مهمی از تولید را کاهش دهیم، گفت: خوشبختانه با تسلط تخصصی و فنی همکاران شرکت های ملی نفت و گاز، توانستیم ظرف چند ساعت بخش هایی از ظرفیت را به چرخه عملیات بازگردانیم. بخش قابل توجهی از ظرفیت ازدست رفته را بازگردانده ایم و این فرایند همچنان ادامه دارد. یک تا سه روز پس از اصابت، عملیات بازسازی آغاز، نشست های هماهنگی برگزار و مسئولیت ها مشخص و تفکیک شد و برای هر بخش از پروژه وظایف مشخصی تعریف کردیم.

      پاک نژاد افزود: فرایند بازسازی پالایشگاه ها به طور معمول پس از وقوع چنین حوادثی با آواربرداری آغاز می شود. این فرایند حدود دو تا سه روز پس از حادثه آغاز شد و امروز بخش قابل توجهی از بازسازی انجام شده است. امیدواریم ظرف چند ماه آینده نتایج این بازسازی را شاهد باشیم و افزایش تولید گاز کشور محقق شود.

      حضور سرزده رئیس جمهوری در وزارت نفت در روزهای جنگ

      وی درباره حضور رئیس جمهوری در وزارت نفت در روزهای جنگ گفت: در طول روزهای جنگ که بخش عمده ای از آن وارد سال ۱۴۰۵ شده بود، رئیس جمهوری با وجود محدودیت های حفاظتی، چند نوبت به صورت سرزده برای دیدار با ما به وزارت نفت آمد. ما در بعضی از روزها در این ساختمان مستقر نبودیم و مجبور بودیم در ساختمان های دیگری

    • media/image/2026/09/2000-1441/23878.jpg

      فعالیت کنیم. حضور رئیس جمهوری با توجه به روحیه مردم داری، صداقت و شجاعت ایشان بسیار قابل توجه بود.

      وزیر نفت ادامه داد: همه ما شاهد این شجاعت در عرصه های مختلف بودیم و این ویژگی به عنوان یکی از صفات بارز رئیس جمهوری بروز و ظهور داشت. ایشان هنگام حضور نگرانی ها و دغدغه ها را می شنید و رهنمودهایی ارائه می داد. بعضی موارد برای من بسیار جالب بود؛ با وجود اینکه انتظار می رفت ایشان تخصص مستقیم در این زمینه نداشته باشد، نکاتی را مطرح می کرد که بسیار کارگشا بود.

      پاک نژاد تأکید کرد: بی تعارف و مبالغه عرض می کنم. همکاران ما هم شاهد بودند و برایمان جالب بود که رئیس جمهوری تا این اندازه به این مسائل توجه داشت و دقیق به نکاتی اشاره می کرد که می توانست در حل مسائل بسیار مؤثر باشد.

      وی با بیان اینکه حضور ایشان را فراموش نمی کنم، افزود: در شرایط خاص آن روزها، چهره رئیس جمهوری و صلابت و شجاعت ایشان را مشاهده می کردیم و می دیدیم که محدودیت ها را پشت سر می گذارند. البته یکی از گلایه ها و توصیه هایی که به عنوان برادر کوچک تر ایشان همیشه مطرح می کردم، این بود که «آقای رئیس جمهور، انصافاً مراقب خودتان باشید. به هر حال چشم این مردم به عنوان رئیس جمهوری به شماست و خدای نکرده اتفاقی در این حوزه نیفتد.»

      حمله به واحدهای یوتیلیتی پتروشیمی ها

      وزیر نفت با اشاره به اینکه در سال ۱۴۰۵ با حمله دشمن به عرصه پتروشیمی ها در ماهشهر و عسلویه روبه رو شدیم، گفت: این حمله ها حساب شده بود و بخشی از واحدهای یوتیلیتی ما که وظیفه تأمین بخار، برق، نیتروژن و دیگر خدمات مورد نیاز واحدهای فرایندی را به عهده دارند، مورد اصابت قرار گرفتند. در روزهای نخست، ظرفیت قابل توجهی از تولید صنعت پتروشیمی را از دست دادیم. از دست رفتن این ظرفیت به طور مستقیم بر تأمین بعضی از کالاها تأثیر می گذارد، زیرا زنجیره ارزش تحت تأثیر قرار می گیرد و ممکن است مردم در تأمین برخی کالاها با مضیقه روبه رو شوند.

      پاک نژاد ادامه داد: در این زمینه نیز برنامه ریزی هایی انجام شد و با همکاری دیگر دستگاه های اجرایی کشور، وزارتخانه های صمت و نیرو، اقدام های لازم در همان روزهای جنگ و در چهارچوب نشست های مختلف انجام و شرایط تا حدود زیادی مدیریت شد. آیندگان بی شک قضاوت خواهند کرد که مردم و نیروهای مسلح ما چگونه در برابر این اوضاع مقاومت کردند.

      تأمین معیشت مردم؛ دغدغه همیشگی رئیس جمهوری

      وی با بیان اینکه یکی از دغدغه های همیشگی رئیس جمهوری، تأمین معیشت و نیاز مردم به بهترین نحو ممکن بوده است، بیان کرد: ایشان در این حوزه مرتب تأکید می کرد و نکات و رهنمودهای خود را ارائه می داد. این موضوع به عنوان خط مشی دائمی مطرح بود؛ با توجه به مسیرهای تخصصی گوناگون که در دستگاه های دولتی وجود دارد، هر دستگاه وظیفه مشخصی داشت که همسو با این هدف و پیگیری مستمر رئیس جمهوری، مأموریت را دنبال کند.

      صادرات بی وقفه نفت خام ایران در جنگ ۴۰ روزه

      وزیر نفت یکی از اقدام های ماندگار صنعت نفت ایران را صادرات نفت در جریان جنگ ۴۰ روزه دانست و گفت: یکی از نکاتی که علاقه مندم به آن اشاره کنم و جزو کارهای ماندگار صنعت نفت ایران است، صادرات نفت خام در فاصله جنگ ۴۰ روزه است. از ۹ اسفند تا زمانی که در اواخر فروردین در عمل وارد آتش بس موقت شدیم که پس از آن به محاصره منتهی شد، صادرات نفت خام کشور حتی یک ساعت هم متوقف نشد.

      پاک نژاد با اشاره به حمله ها به جزیره خارگ افزود: این جزیره با وسعت ۲۳ تا ۲۴ کیلومتر، بیش از ۵۵۰ بار هدف حمله قرار گرفت، اما حتی زیر بمباران، همکاران ما نفتکش ها را بارگیری می کردند. این از اقدام هایی است که تاریخ باید درباره آن قضاوت کند و من وظیفه خود می دانم در برابر این کار ارزشمند همکارانمان در سراسر صنعت نفت، به ویژه در زمینه صادرات نفت، سر تعظیم فرود آورم.

      وی ادامه داد: در آن فاصله، صادرات اوضاع خوبی داشت و با محدودیتی روبه رو نبودیم. حتی قیمت نفت نیز افزایش یافته بود و این بخش از مأموریت صنعت نفت در طول ۴۰ روز بدون توقف انجام شد.

      وزیر نفت با بیان اینکه در سال ۱۴۰۵ محاصره نخست، خطی بین رأس الحد و بندر گوادر پاکستان تعریف شده بود، گفت: تدابیر زیادی اتخاذ شد که اکنون نمی خواهم به آنها اشاره کنم، اما تلاش کردیم این محاصره را پشت سر بگذاریم. درنتیجه، فرایند فروش و تحویل نفت به مشتری در هزاران کیلومتر دورتر از منطقه خلیج فارس و دریای عمان عملیاتی و اجرایی شد.

      پاک نژاد با اشاره به اینکه در انتقال نفت به خارج از خط محاصره محدودیت هایی داشتیم که در برخی موارد از آن عبور می کردیم و در بعضی از موارد نیز این امکان وجود نداشت، تصریح کرد: از ۲۴ یا ۲۵ فروردین تا ۲۷ یا ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ این محاصره ادامه داشت. پس از آن وقفه ای ایجاد شد و از ۲۷ یا ۲۸ خرداد، حداکثر استفاده را از این فرصت بردیم و بخشی قابل ملاحظه از نفت را به خارج از حوزه دریای عمان و خلیج فارس منتقل کردیم و به مناطقی رساندیم که امکان تحویل آن به مشتری وجود داشته باشد تا اینکه ۲۴ تیر محاصره بعدی آغاز شد.

      ادامه تلاش صنعت نفت برای دور زدن محاصره

      وی با بیان اینکه محاصره اوضاع دشواری دارد و در بخش تحویل نفت به مشتری اثرگذار است، گفت: محاصره همچنان ادامه دارد، اما صنعت نفت در زمینه تحویل نفت به مشتریان متوقف نشده است.

      وزیر نفت افزود: راهکارهای مختلفی را دنبال می کنیم و برای پشت سرگذاشتن محاصره تدابیری اتخاذ کرده ایم.

      پاک نژاد با اشاره به عملکرد دو ساله دولت چهاردهم گفت: در طول دو سال دولت چهاردهم، بیش از دو برابر آنچه پیش از آن جمع آوری شده بود، پروژه اجرا شد. تولید نفت خام با اجرای طرح های مختلف افزایش یافت و بخشی از طرح افزایش ۲۵۰ هزار بشکه ای هم به نتیجه رسید که حدود ۷۰ تا ۸۰ هزار بشکه از این افزایش مربوط به همان طرح است.

      وی رکوردزنی در برداشت گاز خام را یکی دیگر از دستاوردها برشمرد و افزود: همکاران ما در حوزه بالادست نفت توانستند در زمینه برداشت گاز خام از سکوهای نفتی و میدان های گازی رکوردی به یادماندنی ثبت کنند.

      افزایش بیش از ۳۰۰ هزار بشکه ای ظرفیت فرآورش در میدان های مشترک

      وزیر نفت تصریح کرد: در ارتباط با افزایش ظرفیت فراورش نفت خام نیز اقدام هایی انجام شد و در میدان های مشترک ظرفیت فراورش نفت خام بیش از ۳۰۰ هزار بشکه افزایش یافت.

      پاک نژاد گفت: برای مدیریت فاصله بین تولید و مصرف دو مؤلفه داریم، نخست افزایش تولید که تلاش ها برای انجام این مأموریت مستقیم صنعت نفت ادامه دارد، به طور طبیعی افزایش تولید مستلزم رشد سرمایه گذاری و اقدام های اجرایی خاص خود است که زمانبر خواهد بود.

      وی ادامه داد: زمانبر بودن این فرایند از این رو اهمیت دارد که وقتی به افزایش تولید می رسیم، به دلیل رشد شتابان مصرف، ممکن است این مقدار حتی نتواند بخشی از رشد مصرف را پوشش دهد. بااین حال، مأموریت و وظیفه اصلی خودمان را دنبال می کنیم.

      وزیر نفت تأکید کرد: مؤلفه دوم و مهم تر بهینه سازی یعنی مصرف متناسب است. من هیچ وقت نمی گویم مصرف کم، می گویم مصرف متناسب. اگر مطابق الگوهای بهینه سازی، مصرف کنیم به طور طبیعی مصرف کاهش می یابد. یکی از آثار بهینه سازی، کاهش مصرف است و با این شیوه بهتر می توانیم مصرف را مدیریت کنیم و فاصله بین تولید و مصرف را به حداقل ممکن برسانیم.

      پویش «۲ درجه کمتر» الگوسازی رفتاری برای مصرف انرژی بود

      پاک نژاد با اشاره به اینکه بهینه سازی مصرف طی دو سال گذشته به طور خاص از سوی رئیس جمهوری مورد تأکید بوده است، گفت: در محل کار رئیس جمهوری به طور معمول حداقل روشنایی وجود دارد. وقتی در تابستان به اتاق ایشان می روم، گاهی به دلیل گرمای اتاق اعتراض می کنم، اما ایشان دستگاه های خنک کننده را روشن نمی کنند. نه اینکه روشن نکردن دو دستگاه سردکننده در اتاق رئیس جمهوری تأثیری قابل توجه بر مصرف انرژی کشور داشته باشد، بلکه این اقدام نوعی الگوسازی رفتاری است.

      وی ادامه داد: گاهی نیز اتاق ایشان آنقدر تاریک است که می گوییم «آقای رئیس، ما جلو پایمان را هم نمی بینیم.» ایشان این موارد را رعایت می کند و در حوزه زندگی شخصی نیز تأکید دارد که «من این کار را انجام می دهم تا مردم عزیزمان هم بدانند که بهینه سازی مصرف و صرفه جویی باید از خود ما شروع شود.» این یکی از کارهای ارزشمندی است که ایشان انجام می دهد و بر آن تأکید دارد.

      وزیر نفت بیان کرد: ایشان چند نوبت به وزارت نفت آمد، به طور معمول ما ملاحظه هایی داریم، اما وقتی ایشان می آید، حساسیت بیشتری به مصرف انرژی نشان می دهیم.

      پاک نژاد افزود: در یکی از همین دیدارها، با اینکه حداکثر مقدار روشنایی را کاهش داده بودیم، چراغ راهرو روشن بود. ایشان به من تأکید کرد: «این چراغ راهرو چرا روشن است؟» و من بلند شدم و آن را خاموش کردم. این حجم از حساسیت، همان الگوسازی رفتاری در مصرف انرژی است که باید در همه زمینه ها مورد توجه قرار گیرد.

      ناترازی انرژی حاصل یک یا دو سال نیست

      وی با بیان اینکه در حوزه حامل های انرژی با ناترازی روبه رو هستیم، تأکید کرد: این ناترازی در یک یا دو سال گذشته ایجاد نشده، بلکه حاصل حدود ۲۰ سال است که به تدریج انباشته شده و امروز در احجام بزرگی خود را نشان می دهد و همین موضوع کار را دشوار کرده است.

      وزیر نفت افزود: موضوع بهینه سازی مصرف باید به طور جدی مورد توجه همه ما قرار گیرد. همین جا از مردم عزیزمان درخواست می کنم که در این زمینه نیز مانند همیشه به دولت کمک کنند.

      کاهش واردات بنزین با همراهی مردم امکان پذیر است

      پاک نژاد با اشاره به اینکه در ارتباط با بنزین با این مسئله روبه رو هستیم که این روزها بحث آن بسیار مطرح است و در محافل کارشناسی بررسی می شود، گفت: واقعیت غیرقابل کتمان این است که بخشی از منابع ارزی کشور بابت واردات بنزین هزینه می شود و حجم آن قابل ملاحظه است.

      وی ادامه داد: این امکان وجود دارد که با اتخاذ تدابیری، حجم واردات و منابع ارزی تخصیص یافته را به حداقل برسانیم و این هدف دست یافتنی است.

      وزیر نفت تصریح کرد: رمز موفقیت طرح های صرفه جویی، همراهی مردم است. البته ابتدا باید اطلاع رسانی به موقع انجام شود و توضیحات کامل و اقناع کننده به مردم ارائه کنیم. مردم وقتی توجیه شوند، همراهی می کنند. این ویژگی مردم نجیب و اصیل ایران است و در این حوزه باور دارم که مردم عزیزمان همراهی خواهند کرد.

      رئیس جمهوری حتی در روزهای جنگ پیگیر جمع آوری گازهای مشعل بود

      پاک نژاد درباره پیگیری های رئیس جمهوری در روزهای جنگ گفت: در همان روزهای جنگ که ایشان برای حل مسائل به وزارتخانه ها سرکشی می کرد، مشکلاتی وجود داشت که در پایان یکی از همین سرکشی ها، زمانی که ایشان قصد ترک محل را داشت، به بنده گفت «طرح ها و پروژه های مربوط به جمع آوری گازهای مشعل را فراموش نکن.» در آن شرایط جنگی و با وجود همه گرفتاری ها، این موضوع از نظر اخلاق مداری بسیار ویژه و کم نظیر بود.

      وزیر نفت با اشاره به اینکه توصیه ها و نحوه انتقاد رئیس جمهوری جذاب است، افزود: به طور معمول انسان ها وقتی مورد انتقاد قرار می گیرند، چندان خوشحال نمی شوند. درباره عملکرد و ضعف های موجود در یک حوزه نیز ایشان موضوع مدنظر خود را به گونه ای مطرح و نقد می کنند که برای مخاطب جذاب است.

      پاک نژاد با بیان اینکه من هیچ گاه انتقادهایی را که ایشان از وزیران مختلف در مسائل و نشست های گوناگون داشته اند، آزاردهنده ندیده ام، گفت: افزون بر اینکه طی هفت یا هشت ماه گذشته برای جبران بخشی از ظرفیت های ازدست رفته قابلیت هایی داریم و تلاش همکاران برای اجرای هرچه سریع تر و شتابان پروژه ها ادامه دارد، تمرکزمان بر افزایش تولید خواهد بود.

      تمرکز صنعت نفت بر اجرای پروژه های بزرگ

      وزیر نفت گفت: به دنبال اجرای طرح های بزرگی هستیم که برنامه ریزی آن ها انجام شده است. تعدادی سازوکار نیز وجود دارد که فرایند اجرایی پروژه ها به آن ها وابسته است و ما در حال پیگیری شان هستیم.

      پاک نژاد افزود: برای تمرکز بر اجرای پروژه های بزرگ کشور به مصوبه هایی نیاز داریم، یکی از این پروژه ها میدان آزادگان است؛ توسعه یکپارچه میدان آزادگان، یعنی آزادگان شمالی و جنوبی که پیش از این به عنوان دو طرح جداگانه تفکیک می شدند، درحالی که یک مخزن هستند.

      کشف حدود ۱۷ تریلیون فوت مکعب گاز درجا

      وزیر نفت کشف ذخایر قابل توجه درجای گاز طبیعی را یکی دیگر از دستاوردهای قابل توجه دولت چهاردهم برشمرد و گفت: کشف حدود ۱۷ تریلیون فوت مکعب ذخیره گاز درجا در میدان های پازن و تخته در حوزه جنوب استان فارس از دستاوردهای وزارت نفت در دوران فعالیت دولت چهاردهم است.

      توقف واردات گازوییل پس از سال ها

      پاک نژاد یکی دیگر از دستاوردهای قابل ملاحظه را توقف واردات گازوییل اعلام و تصریح کرد: توقف واردات گازوییل دستاوردی قابل ملاحظه است؛ زیرا ما تا سال ۱۴۰۴ و اوایل این سال واردکننده گازوییل بودیم.

      وی افزود: افزون بر واردات بنزین، واردکننده گازوییل هم بودیم، اما با اجرای اقدام هایی در زمینه مسائل فنی پالایشگاه ها و بخشی هم مربوط به افزایش خوراک آنها، چند ماهی است که واردات گازوییل نداریم.

      وزیر نفت ادامه داد: حتی در شرایطی قرار گرفتیم که نه تنها ذخیره سازی گازوییل مورد نیاز نیروگاه ها را نسبت به زمان مشابه پارسال افزایش دادیم، بلکه مقداری هم مازاد داریم، به طوری که برای صادرات مقدار مازاد با یکی از وزیران کشورهای همسایه گفت وگو داشتم. بی نیازی از واردات گازوییل از دستاوردهای قابل توجه است؛ امیدواریم روزی برسد که درمورد بنزین هم با اتخاذ تدابیر مناسب به نقطه ای برسیم که واردات نداشته باشیم.

      ماجرای «ولش کن» و کتابی که رئیس جمهوری به وزیر نفت داد

      پاک نژاد به یکی از گفت وگوهای خود با رئیس جمهوری اشاره کرد و گفت: در یکی از بحث ها که در چارچوب همین خصلت کمال گرایی رئیس جمهوری مطرح شد، ایشان عبارت معروف «ولش کن» را درباره موضوعی به کار برد. من موضوع را رها نکردم و دوباره آن را پیگیری کردم و گفتم: «آقای رئیس، این موضوع به این شکل است.»

      وی ادامه داد: ایشان گفتند: «بابا، ولش کن» و پس از اندکی گفت وگو، دید ممکن است این موضوع همچنان در ذهن من باقی مانده باشد؛ بنابراین خلاصه ای از کتابی به نام ولش کن را به من دادند. کتاب بسیار جذابی است و به نوعی به انسان آرامش می دهد. ایشان گفت: «ببین، من هرچه می گویم ولش کن، تو گوش نمی کنی؛ این را بخوان.»

      وزیر نفت تصریح کرد: این «ولش کن» را ایشان مبتنی بر یک نظریه رفتاری مطرح می کند. عبارت ساده ای است، اما پشت آن یک سازوکار تعامل اجتماعی انسان ها وجود دارد.

      پاک نژاد ادامه داد: این سازوکار به نحوه رفتار ما در جامعه مربوط می شود؛ اینکه چگونه بتوانیم در عرصه های مختلف، در خانواده، با دوستان، در محیط کار و در عرصه های مدیریتی، کاری و شغلی رفتار کنیم. حتی مباحث خانوادگی را نیز می توان به این موضوع مرتبط کرد. این الگو بسیار آرامش بخش و تأکید من این است که این عبارت تنها یک عبارت عامیانه ساده نیست، بلکه نوعی الگوی رفتار اجتماعی پشت آن وجود دارد.

    • media/image/2026/09/2000-1441/23879.jpg

      مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران:

      برنامه جهش تولید در مناطق نفت خیز جنوب تدوین می شود

      مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران از تدوین برنامه جامع جهش تولید در شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب خبر داد. حمید بورد در نشست راهبردی بررسی طرح های توسعه ای شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب، تدوین برنامه جامع جهش تولید در این شرکت را با تمرکز بر توسعه میدان ها و شتاب بخشی به اجرای طرح های افزایش تولید اعلام کرد.وی با تأکید بر مأموریت اصلی شرکت ملی نفت ایران گفت: وظیفه ذاتی ما تولید، افزایش تولید و نگهداشت تولید است و باید با جدیت این مسیر را دنبال کنیم. مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران افزود: شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب با تدوین برنامه ای جامع، افزایش تولید در سه بازه کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت را دنبال می کند. بورد تصریح کرد: نتایج مطالعات نشان می دهد اجرای طرح های توسعه ای پیش بینی شده می تواند به افزایش قابل توجه تولید در شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب منجر شود و با ایجاد فرصت های جدید شغلی، به توسعه اقتصادی خوزستان کمک کند.  وی در این نشست بر شتاب بخشی به اجرای پروژه ها، رفع موانع موجود، رعایت الزام های اچ اس ای و بهره گیری حداکثری از ظرفیت های داخلی تأکید کرد. 

       

      مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران:

      شرکت های کارور به مرحله عملیاتی رسیدند

      سعید توکلی، مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران از ورود رسمی سازوکار شرکت های کارور به فاز عملیاتی خبر داد و تأکید کرد: نمــونـــه عیــــنــــی آن تخصیــــص ۵ میــلـــیـــون مترمکــــــعبـــی گـــواهـــــی صرفه جویی برای پروژه بهینه سازی اجراشده در استان یزد است.

      توکلی در دومین نشست بررسی چالش های اجرایی شرکت های کارور دارای قرارداد نوع ۲ که با حضور جمعی از مدیران ارشد صنعت نفت و گاز کشور، شرکت های کارور و مدیران عامل شرکت های گاز استانی برگزار شد، با اشاره به اقدام های اجرایی در زمینه حمایت مالی و توسعه بازار بهینه سازی تصریح کرد: با این اقدام ها، امکان معامله رسمی این گواهی ها در بورس انرژی آغاز شده است و نشان می دهد این مسیر قابلیت توسعه به سایر بازیگران و بخش های اجرایی را دارد. مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران با تأکید بر نقش بی بدیل شرکت های کارور در مدیریت مصرف بیان کرد: این بخش می تواند نقش مهمی در آینده مدیریت مصرف و صرفه جویی انرژی کشور داشته باشد و در صورت حذف آنها از صحنه صرفه جویی انرژی کشور، دیگر بخش قابل توجهی باقی نمی ماند که با اتکا به آن، این مسئله را به شکل جدی دنبال کنیم. وی تنها مرجع قانونی رسیدگی به مسائل و مطالبات کارورها را وزارت نفت اعلام و اظهارکرد: موضوع فقط تولید و فروش گاز نیست؛ اگر گاز را تولید و عرضه کنیم ،اما در بخش مصرف، همچنان اتلاف انرژی و مصرف غیربهینه ادامه داشته باشد، مسئله اصلی کشور حل نخواهد شد.

       

      مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی ایران:

      افزایش سهمیه مازاد سوخت ناوگان سکوهای اینترنتی  

      محمدصادق عظیمی فر، مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی از اختصاص سهمیه مازاد سوخت تا سقف ۳۰۰ لیتر با نرخ سوم بر مبنای پیمایش به ناوگان فعال در سکوهای اینترنتی حمل بار و مسافر خبر داد و گفت: این ناوگان با اولویت دهی مبتنی بر میزان فعالیت، به صورت رایگان به نسل نو خودروهای دوگانه سوز تبدیل می شوند.عظیمی فر در حاشیه نشست با نمایندگان سکوهای اینترنتی حمل بار و مسافر باتشریح جزئیات نحوه تشخیص و تخصیص سهمیه سوخت، بیان کرد: یکی از نگرانی های اصلی پس از اعلام تغییر قیمت سوخت، احتمال افزایش هزینه حمل بار و مسافر بود.وی با اشاره به اینکه بخش عمده ای از ناوگان حمل ونقل عمومی کشور شامل تاکسی ها، سهمیه های قابل توجهی از جمله ۴۰۰ لیتر سهمیه ۱۵۰۰ تومانی و ۲۰۰ لیتر سهمیه ۳۰۰۰ تومانی دریافت می کنند، افزود: در کنار این سهمیه های اختصاصی، حدود ۹۰ درصد از ناوگان فعال در بخش حمل ونقل عمومی دوگانه سوز هستند، بنابراین افزایش تعرفه ای در جایگاه ها نباید بر هزینه این بخش تأثیر بگذارد.

       

      معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی وزیر نفت:

      «یک روز بدون خودرو» برای کارکنان صنعت نفت

      معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی وزیر نفت از برنامه ریزی برای اجرای طرح فرهنگ سازی «یک روز بدون خودرو» برای مدیران و کارکنان وزارت نفت و شرکت های تابعه در تهران خبر داد. صدیقه خزایی با اشاره به تأکید رئیس جمهوری مبنی بر بهره گیری از همه ظرفیت ها برای صرفه جویی سوخت با اولویت دستگاه های اجرایی افزود: از آنجا که وزارت نفت خود متولی تأمین سوخت کشور است، مقرر شد از ۲۸ شهریورماه امسال، مدیران و کارکنان وزارت نفت و شرکت های تابعه در تهران یک روز طی هفته برای رسیدن به محل کار از وسایل حمل ونقل عمومی استفاده کنند. وی این طرح را همسو با اهداف صرفه جویی سوخت و فرهنگ سازی در زمینه استفاده از وسایل حمل ونقل عمومی عنوان و اظهار کرد: مدیران و کارکنانی که در تهران سرویس خودرویی در اختیار دارند، از این پس شنبه ها، برای رسیدن به محل کار از ظرفیت حمل ونقل عمومی بهره گیرند.

      سیدمهدی حسینی، از مدیران اسبق شرکت ملی نفت ایران:

      دنیا به نفت ایران علاقه مند است

      مشعل | صنعت نفت ایران از نخستین سال های شکل گیری تا امروز همواره با فراز و فرودهایی همراه بوده است؛ رویدادی که نگاه ایران به منابع نفتی و نقش آن در توسعه کشور را دگرگون کرد و فصلی تازه در تاریخ صنعت نفت ایران گشود. پس از ملی شدن صنعت نفت ایران   داستان این صنعت به پایان نرسید و در مسیر پرپیچ و خم خود دوره های مختلف از توسعه، تغییر ساختار، تجربه های مدیریتی تحولات قراردادهای نفتی را پشت سرگذاشت و هردوره مدیرانی را در خود پروراندکه بخشی از تجربه تاریخی صنعت نفت را شکل دادند؛ مردانی نقش آفرین که نفت را نه تنها در دل چاه و مخزن که آن را ابزاری برای توسعه، تعامل و ساختن آینده کشور می دانستند. سید مهدی حسینی، از مدیران اسبق شرکت ملی نفت ایران ، از جمله این مردان است. او سال ها در پیچ وخم مذاکرات و انعقاد قراردادهای مختلف در شرکت ملی نفت ایران همواره کوشید تا هم اقتدار کشور حفظ شود و هم راه انتقال فناوری و توسعه در صنعت نفت باز بماند. گفت و گوی خبرنگار مشعل با این مدیر پیشکسوت صنعت نفت را در ادامه می خوانید.

    • media/image/2026/09/2000-1441/23880.jpg

        از شما به عنوان معمار قراردادهای نفتی ایران یاد می شود. آیا این، یک عنوان رسانه ای است یا شما هم آن را قبول دارید؟

      این عنوان درست است. دلیلش به زمانی برمی گردد که پس از پیروزی انقلاب اسلامی و خروج کنسرسیوم ها، از جمله کنسرسیوم های نفتی در میدان های دریایی و...،  نگاه کشور به قراردادهای نفتی پیش از انقلاب بسیار بدبینانه بود. در آن مقطع، این قراردادها عمدتا قراردادهایی برای چپاول، بردن منابع و آسیب زدن به کشور تلقی می شدند.

      همه روزه ذهن من درگیر این بود که چه چیزی در این میان غایب است و چه کمبودهایی داریم. آن زمان، تجربه حضور در مشارکت های خارجی نفت را داشتم؛ همزمان کشور نیز درگیر جنگ هشت ساله بود و پس از آن، دوره بازسازی آغاز شد. در شرایطی قرار داشتیم که تولید نفت کاهش یافته بود. در واقع، فاصله گرفتن از شرایط پیش از انقلاب، چالش های بسیاری را در حوزه تولید پیش روی ما قرار داده بود.

      از سوی دیگر، برای عبور از این شرایط، نیاز داشتیم خودمان را با فناوری های روز دنیا سازگار کنیم. به فناوری های نوین نیاز داشتیم و این پرسش مطرح بود که برای دستیابی به آنها چه باید کرد؟ به این نتیجه رسیدیم که باید با دنیا کار کنیم.

      اول از همه، از این دید نگاه کردم که دنیا نفت ایران را می پسندد؛ نفت ما فوق العاده است. حتی امروز هم معتقدم نفت ایران می تواند در حل مشکلات ناشی ازجنگ مؤثر باشد. نفت ما یک جاذبه مهم در دنیاست و همچنان بر این باورم که دنیا به نفت ایران علاقه مند است.

      برای درک این موضوع، کافی است به هزینه تولید نفت در کشورهای مختلف نگاهی داشته باشیم. به عنوان نمونه، تولید یک بشکه نفت در آمریکا بسیار هزینه بر است، در حالی که هزینه تولید نفت در ایران، ارزان تر تمام می شود.

      طبیعی است که یک شرکت نفتی ترجیح دهد، همان دکل و تجهیزات نفتی را در ایران به کار بگیرد؛ چون هزینه تولید برایش کمتر تمام می شود. بنابراین این موضوع برای دنیا جذابیت دارد و دنیا به نفت ما علاقه مند است.

      از سوی دیگر، کشور ما موقعیت جغرافیایی خاصی دارد. دنیا به زاگرس ما علاقه مند است؛ منطقه ای که از نظر زمین شناسی ظرفیت های بسیار زیادی دارد و می تواند زمینه حضور و فعالیت شرکت های خارجی را فراهم کند.

      همچنین، با توجه به گستره جغرافیایی کشور، بخش قابل توجهی از این سرزمین را لایه های رسوبی تشکیل می دهد. از دید زمین شناسان، وجود لایه های رسوبی به معنای برخورداری از شانس کشف منابع نفت و گاز است. بنابراین، اگر بخواهیم پوشش کامل اکتشافی در سراسر کشور داشته باشیم، به میلیاردها دلار سرمایه گذاری نیاز داریم، ضمن اینکه دنیا می داند که هزینه اکتشاف نفت در ایران بسیار پایین است و همین موضوع، یکی از عواملی است که علاقه مندی به همکاری با ما را افزایش می دهد؛ چه درحوزه اکتشاف و چه در حوزه های تولید و چه فروش. همه اینها جاذبه هایی هستند که صنعت نفت ایران در اختیار دارد و باید بتوانیم به درستی از این ظرفیت ها استفاده کنیم.

      به این نتیجه رسیدم که بسیاری از این ظرفیت ها را در اختیار داریم؛ اما از نظر فناوری باید خودمان را به روز کنیم. در نتیجه، به همکاری با دنیا نیاز داشتیم. باید صنعت نفت را توسعه می دادیم تا ثروتمند شویم و بتوانیم منابع مالی حاصل از آن را در اقتصاد کشور به کار بگیریم.

      اما یکی از موانع موجود، مانع سیاسی بود. در آن مقطع، نگاه غالب در کشور به قراردادهای نفتی پیش از انقلاب، نگاهی بدبینانه بوده، زیرا طرف مقابل، منابع کشور را چپاول می کرد و این نگاه تا حد زیادی درست بود، هرچند گاهی نیز  بیش از اندازه بزرگ نمایی می شد.

      من در آن مقطع به این فکر افتادم که باید مدلی طراحی کنم که هم با قانون اساسی کشور سازگار باشد، هم مالکیت را به کشورهای دیگر واگذار نکند؛ زیرا مسئله مالکیت، یکی از عواملی بود که باعث تنش می شد، همچنین زمینه ای فراهم کند که بتوانیم فناوری را یاد بگیریم و آن را به کشور منتقل کنیم.

      به همین دلیل، مدل جدیدی از قراردادها را طراحی کردم. شاید به همین دلیل است که لقب "معمار قراردادهای نفتی" را به من داده اند؛ زیرا معماری یک قرارداد، فقط به طراحی آن محدود نمی شود؛ بلکه فرد باید همزمان هم فکر و هم طراحی کند.

      در ابتدا، یک طرح اولیه تهیه کردم و نخستین نشست ها را با فرانسوی ها داشتیم. در ادامه، نخستین قرارداد ما شکل گرفت و اولین قرارداد از این نوع را با ژاپن منعقد کردیم.

      از این رو سفری به ژاپن داشتیم و با شرکت نفت ژاپن وارد مذاکره شدیم. کار را به صورت جزئی و دقیق پیش بردیم و در نهایت توانستیم یک قرارداد را با آنها به امضا برسانیم. این قرارداد برای میدان های تنگه هرمز بود و بعدها این نوع قرارداد، به قراردادهای بیع متقابل معروف شد.

      در واقع، قراردادهای بیع متقابل در ژاپن متولد شد. آن زمان، بازار نفت، بازار ارزانی بود و هر بشکه نفت، حدود  ۱۸ دلار فروخته می شد. در چنین بازاری، آنها با این مدل قرارداد کار می کردند و یکی از دلایل پذیرفته شدن آن نیز همان جذابیتی بود که نفت ایران برای شرکت های خارجی داشت.

      اما بازار از سال ۲۰۰۵ تغییر کرد و قیمت نفت افزایش یافت. در دوره دولت یازدهم ، قیمت نفت به شدت بالا رفت و این شرایط نشان داد که به یک مدل جدید قرارداد نیاز داریم. به همین دلیل، در میانه دهه ۹۰ و در سال ۱۳۹۴، مدل جدیدی از قراردادهای نفتی به نام آی پی سی طراحی شد. این قرارداد، مدل جدید و دوم بود و به همین دلیل، اگر می گویند که معمار قراردادهای نفتی، یکی از دلایلش همین است؛ البته قراردادهای بیع متقابل به طور کامل حاصل فکر و طراحی خود من بود و آی پی سی  نیز در ادامه همین مسیر شکل گرفت.

       از میان قراردادهایی که منعقد شد، کدام قرارداد به طور شخصی بیشتر به دل شما نشست؟

      قراردادی که برای آن واقعا قلبم را گذاشتم، قرارداد میدان نفتی آزادگان بود. ژاپنی ها در مذاکرات این میدان نفتی بسیار سخت گیر بودند؛ همه چیز را برای خودشان قائل بودند و نمی خواستند به طرف مقابل به راحتی امتیاز بدهند. من این شیوه مذاکره آنها را «چانه ژاپنی» می نامم؛ اصطلاحی که خودم برای این نوع مذاکره انتخاب کرده بودم.

      ژاپنی ها پیش از آن، با عربستان و کویت قراردادهایی داشتند که زمان آن به پایان رسیده و مذاکره برای تمدید آن هم نتیجه ای در برنداشته بود. از این رو تصمیم گرفتند برای مذاکره با ما به ایران بیایند که من مسئول مذاکره با آنها شدم.

      نماینده ژاپنی ها وقتی پیش ما آمد، انتظار داشت برایش فرش قرمز پهن کنیم! گفت: ما از عربستان آمده ایم و می خواهیم درباره یک قرارداد نفتی با شما صحبت کنیم.

      گفتم: ما نمی خواهیم با شما صحبت کنیم.

      پرسید: برای چه؟

      گفتم: چون شما قابل اعتماد نیستید.

      گفت: چرا قابل اعتماد نیستیم؟

      گفتم: اول اینکه شما با ما یک قرارداد بیع متقابل بستید؛ اما وقتی آمریکایی ها گفتند این کار را نکنید، شما هم قرارداد را ادامه ندادید. حالا اگر قرارداد دیگری با شما ببندیم، ممکن است فردا آمریکا دوباره بگوید این کار را نکنید و شما هم کنار بکشید. بنابراین بهتر است بروید دنبال کارتان!

      در قرارداد پتروشیمی بندر امام(ره)، وقتی جنگ تحمیلی هشت ساله شروع شد، شما رفتید و حتی بعد از جنگ هم برنگشتید و ما را تنها گذاشتید.

       پس چه کار کنیم که با ما صحبت کنید؟

      یعنی به گونه ای با آنها برخورد کردیم که پرسیدند چه کاری باید انجام دهیم تا حاضر به گفت وگو و مذاکره با ما شوید.از این رو به آنها گفتم: به یاد دارم عربستان به شما گفته بود باید پنج میلیارد دلار سرمایه گذاری کنید. بنابراین باید پنج میلیارد دلار به ما بدهید تا با شما صحبت کنیم.

      در واقع، اسمش را گذاشته بودم زیرلفظی؛ یعنی گفتم باید پنج میلیارد دلار بدهید تا اصلاً ما با شما صحبت کنیم.

      طرف ژاپنی خندید و گفت: شوخی می کنید؟ منظورتان ۵۰۰ میلیون دلار است، نه؟

      گفتم: نه، آن قدر به زبان انگلیسی مسلط هستم که اعداد را درست بیان کنم؛ پنج میلیارد دلار می دهید تا با شما فقط حرف بزنیم. جلسه به هم خورد و آنها هم گفتند که می خواهند بروند و درباره موضوع فکر کنند.

      همان روز سر ناهار، موضوع را با آقای زنگنه، وزیر وقت نفت، مطرح کردم. آقای زنگنه گفت: این ژاپنی ها انگلیسی شان آن قدر خوب نیست؛ مطمئنی فهمیدند تو چه می گویی؟ من هم عرض کردم که بله مطمئن هستم.

      آقای زنگنه آن زمان موضوع را با رئیس جمهور وقت، آقای محمد خاتمی، مطرح کرد و آقای خاتمی هم گفت که از ژاپنی ها آبی گرم نمی شود.

      سپس رفتیم پیش رئیس وقت بانک مرکزی، آقای نوربخش، که خدا رحمتشان کند. ایشان دیپلمات تر بود و گفت: حالا بگذارید آقای حسینی مذاکراتش را انجام دهد و ما هم در این امور کمکشان می کنیم.

      خلاصه مذاکره تا آنجا پیش رفت که در نهایت از ژاپنی ها ۴ میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار پول گرفتیم تا فقط با آنها حرف بزنیم! آیا این قدرت جاذبه نفت ما نیست؟ ژاپنی ها برای چه باید چنین پولی بدهند؟ آنها این پول را دادند و وارد مذاکره شدیم و بعد هم قرارداد آزادگان با آنها بسته شد.

      در قرارداد آزادگان قرار بود روزانه حدود ۲۶۰ هزار بشکه نفت از آن میادین، طی ۴۰ ماه تولید و به ما تحویل داده شود. این فاز اول پروژه بود و قرار شد در فازهای بعدی توسعه بیشتری انجام شود.

      البته، درست یا غلط، هزینه های قرارداد در اختیار شرکت تجاری نیکو بود تا بتواند با این پول در بازار فعالیت کند و نیکو هم از این منابع استفاده می کرد.

      بعدها در گزارش سازمان بازرسی کل کشور خواندم که سررسید این پول، یعنی همان ۴ میلیارد و ۲۰۰میلیون دلار، که در قالب وام از یک بانک ژاپنی با سود زیر یک درصد دریافت شده بود، فرا رسیده و اقساط آن نیز سررسید شده بود.

      اما اینکه می گویم قلبم را برای آزادگان گذاشتم، به این دلیل است که برای نهایی کردن قرارداد فقط چند خط ساده باقی مانده بود. یک روز با ژاپنی ها در شرکت ملی نفت ایران قرار گذاشتیم. تصور می کردم مذاکره بیشتر از یک ساعت طول نکشد، اما جلسه تا نزدیک ساعت ۱۰ شب ادامه پیدا کرد.

      به قدری مرا عصبانی کردند که با اینکه معمولاً آدم آرامی هستم، برگه ها را پاره و ژاپنی ها را از جلسه بیرون کردم؛ اما همان لحظه که آنها سوار آسانسور شدند و داشتند می رفتند، از اینکه چنین کاری کرده بودم، ناراحت شدم. تماس گرفتم، عذرخواهی کردم و خواستم برگردند. آنها هم متوجه شدند که من واقعاً ناراحت هستم و گفتند: یک روز دیگر می آییم...

      به خاطر دارم آن شب دچار حمله قلبی شدم.

      با این حال، قرارداد آزادگان امضا شد؛ قراردادی که قرار بود در مرحله نخست، روزانه حدود ۲۶۰ هزار بشکه نفت در طی ۴۰ ماه تولید و تحویل ما بدهد و بعد از آن نیز فازهای بعدی توسعه دنبال شود.

       

        از نخستین حضورتان در قراردادهای نفتی بگویید؟

      نخستین قراردادها مربوط به میدان های فلات قاره بود. کارمان را با میدان های سیری آغاز کردیم و این قراردادها از جمله قراردادهایی بودند که شخصاً علاقه زیادی به آنها داشتم. در ادامه، یکی از مهم ترین تجربه های من، امضای نخستین قرارداد با یک شرکت آمریکایی پس از انقلاب بود؛ قراردادی از نوع بیع متقابل که برایم اهمیتی ویژه داشت.

      از اینکه توانسته بودیم با یک شرکت آمریکایی وارد قرارداد شویم، بسیار خوشحال بودم. این قرارداد چند نکته مهم داشت؛ از جمله اینکه با شرکت کونوکو، یکی از شرکت های معتبر نفتی آمریکایی منعقد شد که بعدها به کونوکو فیلیپس تغییر نام داد. این قرارداد، افزون بر اینکه نخستین قرارداد با یک شرکت آمریکایی پس از انقلاب بود، از اولین دستاوردهای من نیز به شمار می آمد.

      امضای این قرارداد جرات و شهامت خاصی می خواست و می توانست قرارداد خوبی باشد؛ اما در آن زمان تحریمی علیه ایران وجود داشت که در دوران جنگ تحمیلی هشت ساله و با عنوان مهار دوگانه مطرح شده بود؛ سیاستی که هدف آن مهار همزمان ایران و عراق بود. در آن مقطع، بیل کلینتون، رئیس جمهور وقت آمریکا، اجازه نداد این قرارداد به تصویب برسد و عملاً مانع اجرای آن شد.

      همین رئیس جمهور بعدها تحریم دیگری علیه ایران و لیبی وضع کرد که به تحریم داماتو، سناتور شناخته شده آمریکایی معروف است. لیبی بعدها از شمول آن خارج شد و این تحریم در ادامه به ISA تغییر نام داد و همچنان پابرجاست. این قانون بعدها به ظرفی تبدیل شد که تحریم های دیگر نیز در آن قرار گرفتند.

        شنیده ها  حاکی از آن است که در مذاکرات اخیر اسلام آباد نیز از شما دعوت شده بود.

      بله. برای حضور در این مذاکرات از من دعوت شد؛ اما به دلیل شرایط جسمی و اینکه استرس برایم مناسب نیست، پزشک این اجازه را نداد. با این حال، مطالب و نوشته هایی را برای مسئولان فرستادم و توصیه کردم که یک یا  2 دیپلمات نفتی حتما در تیم مذاکره کننده حضور داشته باشند. به این دلیل که در میان گروه های سیاسی و جریان های بانفوذ آمریکا، گروه های نفتی از قدرت و نفوذ بسیار بالایی برخوردارند؛ حتی به اعتقاد من، قدرت آنها از گروه های فعال در حوزه تولید سلاح نیز بیشتر است. این موضوع را مطالعه کرده ام و بر اساس همین مطالعات، معتقدم که قدرت گروه های نفتی در آمریکا بسیار بالاست.

      یک نمونه واقعی آن به دوره دولت جورج بوش و همان تحریم ISA برمی گردد. در آن زمان، ائتلافی شکل گرفت که حدود ۴۷۰ شرکت نفتی و شرکت هایی را که به نوعی با صنعت نفت ارتباط داشتند، دربرمی گرفت. ریاست این ائتلاف هم با جیمی کارتر بود. آنها در برابر دولت آمریکا درباره تحریم ایران و لیبی شروع به مقابله و رایزنی کرده بودند.

      این ائتلاف تا جایی پیش رفت که وقتی در کنگره جهانی نفت در کلگری کانادا، نماینده ملی ایران بودم، پای صحبت های آقای دیک چنی، معاون رئیس جمهور آمریکا نشستم. او می گفت: ما چرا باید ایران را تحریم کنیم؟ باید تحریم ها برداشته شوند. این را خودم شنیدم و نقل قول دیگران نیست.

      اما متأسفانه وقتی قرار شد تحریم ها برداشته شود، حادثه ۱۱ سپتامبر اتفاق افتاد و فضای جنگی شکل گرفت. بعد از آن نیز درگیری های منطقه پیش آمد و در مجموع، داستان تغییر کرد.

      آنها هم از این موضوعات منصرف شدند و ادامه ندادند. در هرصورت، قدرت و نفوذ شرکت های نفتی در آمریکا بسیار بسیار بالاست و نباید این ظرفیت و تأثیرگذاری را در معادلات سیاسی و اقتصادی آمریکا نادیده گرفت.

      به اعتقاد من، این گروه ها می توانند در تصمیمات دولت آمریکا درباره مسائل مرتبط با نفت و انرژی اثرگذار باشند و حتی بر سیاست های دولت خود فشار وارد کنند.

      امروز هم با توجه به حضور دونالد ترامپ و سیاست هایی که در ارتباط با ونزوئلا دارد، مطلقاً نمی شود درباره نفت با "دولت آمریکا" صحبت کرد؛ اما همچنان معتقدم که با "شرکت های نفتی آمریکایی" می توان صحبت کرد؛ زیرا آنها می توانند به دولت خودشان فشار بیاورند.

        یکی از دوستان و همتایان شما در حوزه دیپلماسی نفت، مرحوم حسین کاظم پور اردبیلی بودند. ایشان را چگونه به یاد می آورید؟

      خداوند مرحوم کاظم پور اردبیلی را رحمت کند. او را از زمانی که من در شرکت فولاد خوزستان بودم و ایشان معاون وزیر امور خارجه بود، می شناختم. در آن مقطع به دلیل فعالیت های دیپلماسی، با هم ارتباط داشتیم، ضمن اینکه او ارتباط خوبی هم با ژاپنی ها داشت.

      اجازه بدهید خاطره ای از ایشان تعریف کنم. پیش از آنکه مرحوم کاظم پور به وزارت امور خارجه برود، مدیرعامل شرکت کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران بود. در آن مقطع، آمریکایی ها تأسیسات و تجهیزاتی را که برای فولاد خوزستان نیاز داشتیم، توقیف کرده بودند و مانده بودیم که در این شرایط چه کار کنیم؟

      به آمریکایی ها پیشنهاد مذاکره دادم و کار را شروع کردم. به وین، پایتخت اتریش رفتم و جلسات متعددی برگزار شد. نهایتاً توانستیم تمام اجناسی را که توقیف شده بود، آزاد کنیم. آمریکایی ها مطالباتی هم داشتند که مربوط به قبل از انقلاب و واردات بود؛ اما در نهایت صفر دلار به آنها پرداخت کردیم؛ در حالی که آنها مطالبه داشتند و با این حال، تجهیزات ما آزاد شد.

      در این مسیر، با آقای کاظم پور اردبیلی هماهنگ بودیم و هماهنگی های لازم انجام شد و اجناس با کمک ایشان مستقیم به کشور می آمد. اگر آن تجهیزات وارد کشور نمی شد، شاید امروز فولاد خوزستان به این شکل وجود نداشت یا دست کم بخش هایی از فولاد خوزستان را در اختیار نداشتیم.

      بعدها، وقتی آقای کاظم پور اردبیلی، معاون آقای آقازاده، وزیر نفت وقت شد، از من دعوت کرد که به عنوان مشاور وزیر با آنها همکاری کنم، اما من قبول نکردم. مدتی بعد دوباره تماس گرفت و خواست که برای مشارکت های خارج از کشور و قراردادهای بین المللی همراهی اش کنم. گفتم: این کار به درد من می خورد و با ایشان همکار شدیم و به عنوان معاون فعالیتم را در کنار مرحوم کاظم پور شروع کردم.

      در طول این همکاری، تبادل نظر بسیار خوبی بین ما شکل گرفت. هم من از ایشان مطالبی یاد گرفتم و هم ایشان از نظر فنی توانستند از من چیزهایی یاد بگیرند. این ارتباط و تبادل تجربه برای هر دو ما ارزشمند بود.

      *این گفت وگو با حضور سیدمهدی حسینی از مدیران اسبق شرکت ملی نفت ایران در دفتر انتشارات اداره کل روابط عمومی وزارت نفت و در جریان ویرایش کتاب "نیم قرن و 3 سال" انجام شده است؛ کتابی که روایت بخش هایی از زندگی و فعالیت حرفه ای ایشان در صنعت نفت است و به زودی از سوی انتشارات اداره کل روابط عمومی وزارت نفت منتشر خواهد شد.

    • media/image/2026/09/2000-1441/23881.jpg

        آتش نشانان صنعت نفت از ثانیه های نفسگیر  مهار آتش در قلب تأسیسات می گویند

      امانت داران جان و سرمایه ملی

      علیرضا عبدی|  هفتم مهر یادآور دلاور مردان آتش نشانی است که سال ۱۳۵۹، در جریان هشت سال دفاع مقدس، دل به آتش پالایشگاه آبادان زدند؛ مردانی که در میانه عملیات اطفای حریق، شاهد بمباران دوباره این پالایشگاه بودند و حتی شماری از آنان در این حادثه به شهادت رسیدند. بیش از چهار دهه پس از آن روز دلخراش، در سال ۱۴۰۴، بار دیگر تأسیسات نفتی کشور درجریان جنگ 12 روزه و جنگ رمضان مورد هجوم دشمن قرار گرفت. در این حوادث نیز آتش نشانان با رشادتی همچون سال های دفاع مقدس، با حضور به موقع و مهارحریق و کنترل خسارت ها، اجازه ندادند به تأسیساتی که با زندگی روزمره و رفاه مردم گره خورده است، آسیب گسترده ای وارد شود.

      آتش نشانان در سخت ترین لحظه ها جایی که شعله و دود راه نفس را می بندد، شجاعانه و بی هراس قدم به میدان می گذارند و خطر را در آغوش می گیرند تا جان انسان ها، تاسیسات و سرمایه های ملی در امان بماند. کسانی که مسئولیت را نه در واژه که در ثانیه های دشوار و نفسگیر زندگی معنا می کنند و در این مسیر، جان و مال مردم برایشان نه تنها یک مسئولیت کاری بلکه امانتی است که برای حفاظت از آن باید شجاعانه و متعهد، آماده رویارویی با هرگونه خطر باشند.

      خبرنگار "مشعل" به مناسبت هفتم مهرماه، روز ملی آتش نشانی و ایمنی، از جمله آتش نشانان بخش های مختلف صنعت نفت در پایانه نفتی خارگ، شرکت مجتمع گازی پارس جنوبی، شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه لرستان و میدان گازی شانول و وراوی گفت و گو کرده است و آنان از ماهیت، حساسیت و ضرورت های این حرفه سخن گفته اند که می خوانید.

    • media/image/2026/09/2000-1441/23912.jpg

      وقتی خط شکنان نفت  نبض  آتش را در دست می گیرند

      ایمنی درخط مقدم

      حمیدرضا زینلی |  آتش نشانی در صنعت نفت به آمادگی، آموزش تخصصی، تجهیزات به روز و حضور سریع در لحظه های حساس نیاز دارد. آتش نشانان نفت سال هاست در کنار تأسیسات و در شرایط دشوار، از دوران جنگ تحمیلی تا بحران ها و جنگ های اخیر، برای مهار حوادث و حفظ ایمنی پای کار ایستاده اند. پشت این حضور، نیروی انسانی آموزش دیده ای قرار دارد که باید در شرایط عادی آماده بحران باشد و در دل حادثه خونسردی خود را حفظ کند. اکنون با تجربه جنگ های 12 روزه و رمضان، ارتقای تجهیزات، آموزش و آمادگی نیروها و تأمین نیروی متخصص اهمیت بیشتری یافته است. اسماعیل عبدی، رئیس اچ اس ای معاونت امور پشتیبانی شرکت ملی نفت ایران با ۲۱ سال سابقه در این شرکت، از آمادگی آتش نشانی صنعت نفت برای روزهای سخت می گوید. 

          آتش نشانی در جایی مثل صنعت نفت چه تفاوتی با آتش نشانی شهری دارد و آتش نشانان این حوزه با چه مخاطراتی روبه رو هستند؟

      آتش نشانی در صنعت نفت به دلیل ماهیت ویژه این حوزه، با شرایط و مخاطرات متفاوتی روبه روست و از آنجا که حوادث در این صنعت می تواند شدت و ضریب خطر بالاتری در قیاس با دیگر صنایع داشته باشد، آتش نشانان این حوزه در معرض ریسک های بیشتری قرار دارند؛  زیرا  افزون بر مواجهه با حوادث تخصصی و خاص این صنعت، در شرایط مختلف از جمله دوران جنگ تحمیلی و جنگ های اخیر(جنگ 12روزه و جنگ رمضان) نیز حضور فعال و شجاعانه ای داشتند و اجازه ندادند حوادث، فعالیت های این صنعت را متوقف کند. یکی از تفاوت های مهم این حوزه، سطح تخصص و آموزش آتش نشانان است و از آنجا که باید از دانش و مهارت های لازم برای رویارویی با حوادث و خطرهای خاص این صنعت برخوردار باشند، آموزش های تخصصی تر وحرفه ای تری را نیز باید فرا بگیرند.

        تجهیزات آتش نشانی صنعت نفت تا چه اندازه با تهدیدهای جدید متناسب است و چه اقدام هایی برای به روزرسانی آن انجام شده است؟

      بعد از جنگ های تحمیلی اخیر(جنگ 12روزه و جنگ رمضان)، دستورعمل های جدیدی به واحدهای اچ اس ای شرکت ملی نفت ایران مبنی بر آمادگی مواجهه با شرایط مشابه و در اختیار داشتن تجهیزات به روز ابلاغ شد که پیرو این دستورعمل، برای ارتقای سیستم های ایمنی و آتش نشانی و روزآمد کردن تجهیزات این حوزه، همکاری خوبی در معاونت امور پشتیبانی شرکت ملی نفت ایران و دیگرواحدها شکل گرفته است. شرایط جدید نشان داده که آمادگی فقط به حضور نیروی انسانی محدود نمی شود و تجهیزات نیز باید متناسب با نوع تهدیدها و شرایط احتمالی، همواره به روز و آماده استفاده باشند.

        آمادگی آتش نشانان صنعت نفت برای مدیریت حوادث چندلایه چگونه تقویت می شود؟

      آتش نشانان شاغل در صنعت نفت به صورت مدون و دوره ای آموزش های مربوط به این حوزه را فرامی گیرند و با برگزاری مانورهای مختلف، این آموزش ها تمرین می شود، ضمن اینکه برای شرایط مختلف، دوره های آموزشی متناسب پیش بینی شده که برای مواجهه با موقعیت های غیرمترقبه نیز به نیروها آموزش های لازم ارائه می شود. سطح آموزش ها به ویژه در چند سال اخیر، متناسب با موقعیت هایی که در آن قرار می گیریم، ارتقا یافته و این روند ادامه دار خواهد بود. در کل هدف این است که نیروها فقط برای رویارویی با یک نوع حادثه آماده نباشند و این توان عملیاتی و آمادگی جسمانی درشرایط مختلف یا در صورت وقوع حوادث همزمان و غیرمنتظره نیز وجود داشته باشد که آموزش های مستمر و تمرین های دوره ای، بخش مهمی از این آمادگی است.

        مهم ترین مواردی که آتش نشانی صنعت نفت با آن رو به روست، چیست؟

      تامین نیروی انسانی، آموزش، حفظ و نگهداشت نیروهای باتجربه درکنار یکدیگر، موارد مهمی هستند که باید مورد توجه قرار گیرند. در این میان، نیروی انسانی اهمیت بیشتری دارد که لازم است به جبران کمبود آن توجه ویژه تری شود؛ زیرا بخشی از نیروها در حال بازنشستگی هستند یا به سن بازنشستگی نزدیک شده اند. بنابراین، همزمان با خروج تدریجی نیروهای باسابقه، ضمن بهره گیری از تجارب آنها، باید نیروهای جوان تر، آماده تر و آموزش دیده جایگزین شوند تا با خلأ نیروی متخصص و باتجربه مواجه نشویم.

        با توجه به تجربه جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، برای ارتقای آموزش و آمادگی عملیاتی نیروها چه برنامه هایی در نظر گرفته شده است؟

      در صنعت نفت، مانورهای دوره ای و تخصصی برای شرایط گوناگون پیش بینی شده که این مانورها در حال انجام است. واحد آموزش فعالیت بسیار خوبی دارد و دوره های تخصصی مختلف نیز در حال برگزاری است.

      هدف از برگزاری دوره ها این است که هم سطح علمی و دانش فنی آتش نشانان و هم میزان آمادگی عملیاتی آنها ارتقا یابد. درکنار آموزش های تخصصی، تمرین ها و مانورهای عملیاتی نیز به صورت مدون و دوره ای در واحدها و ساختمان های مختلف انجام می شود تا نیروها در شرایط واقعی، آمادگی لازم برای واکنش سریع و مدیریت بحران را داشته باشند.

        در صورت تکرار احتمالی بحرانی در ابعاد جنگ رمضان، ارزیابی شما از آمادگی در این بخش چیست و چه حلقه هایی نیاز به تقویت بیشتر دارند؟

      در 2 جنگ تحمیلی گذشته، آتش نشانان صنعت نفت و همکارانی که در واحد اچ اس ای معاونت امور پشتیبانی شرکت ملی نفت ایران فعال بودند، آمادگی خود را به طور کامل نشان دادند. در شرایط اضطراری توانستند بحران را به خوبی مدیریت کنند. در تمام ایام جنگ نیز به صورت شبانه روزی در محل کار حضور داشتند که این حضور و آمادگی شایسته قدردانی است.

      در کنار این آمادگی، همچنان 2 موضوع اهمیت ویژه ای دارد؛ یکی تأمین و تقویت نیروی انسانی و دیگری آماده و به روز نگه داشتن تجهیزات. برای اینکه بتوانیم در شرایط مشابه با آمادگی بیشتری وارد عمل شویم، باید این دو بخش همواره مورد توجه قرار داشته باشند.

         اگر قرار باشد یک مطالبه برای تقویت آتش نشانی صنعت نفت مطرح شود، مهم ترین مطالبه چیست؟

      ساختار صنعت نفت به شکلی طراحی شده که مدیران و همکاران، موضوع اچ اس ای را جزئی از مسئولیت خود می دانند که معاون امور پشتیبانی نیز در همین چارچوب، نگاه ویژه ای به اچ اس ای دارند. از این رو چالش خاصی احساس نمی کنیم. اگر مسائلی هم وجود داشته باشد، مشابه موضوعات بخش های دیگر بوده که با پشتیبانی و همکاری مدیران قابل حل است. نکته مهم در این میان، میزان حمایت و همکاری در مسیر ارتقای ایمنی و آمادگی مجموعه است.

        در جریان جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، چه چیزی بیش از همه برای شما و همکارانتان ملموس بود؟

      در آن ایام بسیاری از کارکنان در محل کار حضور نداشتند،اما همکاران معاونت امور پشتیبانی، از اچ اس ای و آتش نشانی گرفته تا بخش های فنی و خدماتی، همه پای کار بودند و روابط برادرانه و صمیمانه تری میان همکاران شکل گرفته بود، حتی معاون امور پشتیبانی نیز همواره کنار ما بودند که همین حضور مستمر در شرایط سخت، برای ما نوعی قوت قلب بود.

        شرایط کاری آتش نشانان نفت در آن روزها چگونه بود و فشار روانی جنگ چه تاثیری بر نیروها داشت؟

      با توجه به شرایط جنگی، طبیعی بود که فشار و استرس زیادی وجود داشته باشد. بسیاری از همکاران در آن دوران در منزل و کنار خانواده هایشان بودند؛ اما همکاران ما در معاونت امور پشتیبانی در محل کار حضور داشتند و خانواده آنها استرس و نگرانی زیادی را تحمل می کردند، از این رو طبیعی بود که فشار روانی زیادی به همکاران حاضر در محل کار منتقل شود. در این شرایط مدیریت استرس اهمیت بسیار زیادی پیدا می کند که خوشبختانه دوستان ما در این زمینه هم عملکرد خوبی داشتند و توانستند شرایط را مدیریت کنند.

        آن روزها اتفاق خاصی افتاد که در ذهنتان ماندگار شده باشد؟

      خیلی وقت ها پیش می آمد که ساختمان های اطراف محل کار ما مورد اصابت قرار می گرفت. طبیعی بود که با وقوع چنین اتفاقی، شوک و استرس در محیط ایجاد شود؛ اما آنچه در ذهنم ماندگار شده، واکنش بچه ها بود؛ زیرا آنها تلاش می کردند با شوخی و خنده، این فشار و استرس را کنترل کنند.

       همین رفتارها در آن شرایط سخت کمک می کرد فضای سنگین حاکم بر محیط مدیریت شود. حضور در چنین شرایطی آسان نبود؛ اما همکاران تلاش می کردند با حفظ روحیه، کارشان را ادامه داده و اجازه ندهند فشار روانی بر عملکردشان غلبه کند.

        چه پیامی برای همکاران به ویژه آنان که در سخت ترین شرایط برای صیانت از تأسیسات پای کار ایستاده اند، دارید؟

      به همه آتش نشانان صنعت نفت خسته نباشید و خدا قوت می گویم و برای آنها و خانواده هایشان آرزوی سلامت دارم. امیدوارم خداوند همیشه تنشان را سالم نگه دارد و گزند روزگار به آنها نرسد. این نیروها در شرایط مختلف کنار صنعت ایستاده اند، بنابراین شایسته قدردانی و خداقوت هستند.

    • media/image/2026/09/2000-1441/23883.jpg

      آتش نشانانی که در روزهای پرخطر برای ایران و صنعت نفت ایستادند

      حماسه سازان جزیره

      مشعل | خارگ، جزیره ای کوچک در پهنه خلیج فارس و گنجینه ای راهبردی در قلب صنعت نفت ایران است؛ جایی که سال هاست بخش مهمی از نبض صادرات نفت کشور در آن می تپد و هر روز، چراغ تأسیسات و مخازن آن، بخش عظیمی از چرخه اقتصاد و انرژی ایران را روشن نگاه می دارد، اما پشت این مخازن، اسکله ها و تأسیسات، مردانی ایستاده اند که روایتشان در روزهای آرام و شیفت های معمولی خلاصه نمی شود؛ مردانی که گرمای سوزان خارگ و شب های پراضطراب جنگ رمضان را تجربه کرده و در هر شرایطی، مسئولیت خود را رها نکرده اند.

      نیروهای ایمنی و آتش نشانی پایانه نفتی خارگ، سال هاست در نقطه ای ایستاده اند که کوچک ترین حادثه می تواند پیامدهایی فراتر از یک تأسیسات داشته باشد. آنان در روزهای جنگ رمضان نیز، هم زمان با حملات دشمن، در کنار هم ایستادند تا با مدیریت حادثه، ایمن سازی تأسیسات و صیانت از سرمایه های ملی، اجازه ندهند خللی در روند فعالیت های نفتی و صادرات کشور ایجاد شود. اینجا در دل خلیج فارس مردانی از جنس همدلی، مسئولیت پذیری و ایستادگی کار می کنند که صنعت نفت برایشان نه محل کار که بخشی از زندگی و ایران است.

      پای کار ایران

      محمدجواد دریا لعل، رئیس اچ اس ای پایانه نفتی خارگ، با ۳۲ سال سابقه خدمت در صنعت نفت، یکی از نیروهای باسابقه صنعت نفت است که در یکی از نقاط کلیدی و راهبردی این صنعت مشغول خدمت است.

      وی با اشاره به روز نخست جنگ رمضان و تجاوز دشمن آمریکایی-صهیونی، تصریح می کند: حدود ساعت ۱۱ ظهر نخستین اصابت های دشمن به جزیره خارگ انجام شد. پس از این حملات، با توجه به نیاز موجود در نقاط مورد اصابت، از نیروهای آتش نشان پایانه نفتی خارگ خواسته شد برای ایمن سازی و اطفای حریق در محل حضور پیدا کنند، اما دشمن دوباره به آن نقاط حمله کرد.

      وی ادامه می دهد: پس از آن نیز هر زمان شرایط اضطراری پیش می آمد و حمله ای صورت می گرفت، نیروها با اطلاع و هماهنگی برای مدیریت شرایط، ایمن سازی نقاط آسیب دیده و کمک رسانی وارد عمل می شدند.

      رئیس اچ اس ای پایانه نفتی خارگ با اشاره به همدلی و ایستادگی همکارانش در روزهای جنگ رمضان تأکید می کند: در تمام روزهای جنگ، همه در کنار یکدیگر ایستادیم تا از عزت و تمامیت ارضی کشور در برابر دشمن دفاع کنیم. وقتی می دیدم همکارانم با چه شجاعتی ایستاده اند و پای کار کشور هستند، احساس غرور می کردم.

      دریا لعل در ادامه صحبت های خود به تخلیه بخشی از خانواده های ساکن جزیره در روزهای ابتدایی جنگ رمضان اشاره می کند و می گوید: براساس دستورعمل ها، حدود دو سوم خانواده ها در هفته نخست جنگ از جزیره خارگ خارج شدند.

      وی در ادامه به حادثه حمله دشمن به کشتی مسافربری پرمیسا اشاره و تصریح می کند: این کشتی که در مسیر خارگ و گناوه تردد و وظیفه جابه جایی ساکنان جزیره را به عهده داشت، در روز سال تحویل هدف حمله دشمن قرار گرفت. پرمیسا در یکی از روزهای جنگ حدود ۲۵۰۰ نفر از ساکنان جزیره را جابه جا کرده بود و پس از این حمله، نیروها با هماهنگی مسئولان منطقه بلافاصله برای ایمن سازی و مدیریت شرایط وارد عمل شدند.

      رئیس اچ اس ای پایانه نفتی خارگ ادامه می دهد: خوشبختانه با اقدام سریع نیروهای عملیاتی، شرایط تحت کنترل قرار گرفت و عملیات ایمن سازی کشتی مسافربری پرمیسا انجام شد و هیچ یک از خدمه آن آسیبی ندیدند.

      دریا لعل تأکید می کند: ما پیش از هر چیز ایرانی هستیم و در کنار آن، خود را مسئول ایمنی و امنیت همکاران و حفاظت از سرمایه های این کشور می دانیم. وقتی شرایط سخت می شود، دیگر هیچ کس تنها برای انجام وظیفه خود نمی ایستد؛ همه با همدلی و همراهی بیشتر از روزهای عادی در کنار یکدیگر قرار می گیرند و با تمام توان پای کار می آیند.

      با تمام توان ایستاده ایم

      سجاد عباسعلی، جانشین رئیس اچ اس ای پایانه نفتی خارگ، با ۱۷ سال سابقه خدمت، می گوید: آتش نشانی حرفه ای است که در آن باید در همه حال آماده رویارویی با حادثه بود؛ هر شرایطی که که پیش آید، این آمادگی مطابق با آن شرایط باید حفظ شود، صلح یا جنگ فرقی نمی کند.

      عباسعلی با صلابت درباره دلیل ماندن درکنار صنعت نفت و ایران در روزهای سخت می گوید: من در جنگ 40روزه رمضان، همراه خانواده ام در جزیره خارگ ماندم و در کنار ایران و صنعت نفت پای کار ایستادم. دلیل این ایستادگی برای من و خانواده ام، تعصب به خاک کشورم است؛ در همین آب و خاک رشد کرده ام و آن را ناموس خود می دانم؛ بنابراین، حفظ تمامیت ارضی آن برای همه ما یک حکم دارد و آن دفاع از این سرزمین است.

      وی ادامه می دهد: امروز که کشور در شرایط خاص قرار دارد، با تمام توان ایستاده ام، حتی اگر این روزهای سخت ادامه دار باشد، همچنان پای کار ایران و صنعت نفت ایران خواهیم ماند. 

      خارگ جایی برای عقب نشینی نیست

      حسین صیفی، رئیس عملیات آتش نشانی پایانه نفتی خارگ، با حدود ۱۸ سال سابقه فعالیت در صنعت نفت، آتش نشانی در خارگ را فراتر از یک شغل می داند؛ مسئولیتی گسترده که امداد و نجات، مقابله با حریق، حوادث دریایی و حتی پشتیبانی از دیگر مجموعه های مستقر در جزیره را دربرمی گیرد.

      صیفی با اشاره به تفاوت شرایط کاری در خارگ با دیگر بخش های صنعت نفت می گوید: در خارگ همه مسئولیت ها در هم تنیده است و رئیس عملیات آتش نشانی باید برای هر حادثه ای آماده باشد؛ از حریق مخازن و تأسیسات تا حادثه در کشتی ها و کمک به مجموعه های مختلف مستقر در جزیره.

      وی با توصیف شرایط کاری بیان می کند: ۱۴ شبانه روز در دسترس بودن و نداشتن فرصت کافی برای فاصله گرفتن از کار، فشاری است که به تدریج فرسودگی شغلی ایجاد می کند. به گفته رئیس عملیات آتش نشانی پایانه نفتی خارگ، مسئولیت در خارگ تنها به محیط صنعت نفت محدود نمی شود و نیروهای آتش نشانی باید در حوادث شهری، فرودگاه، پتروشیمی، تأسیسات دریایی و در کنار دیگر نهادهای مستقر در جزیره، آماده خدمت باشند.

      وی با اشاره به جنگ رمضان تصریح می کند:  در همان روزهای نخست با بررسی زمان بندی حملات و تجربه به دست آمده از حوادث، الگویی برای تشخیص احتمال حملات بعدی ایجاد شد تا نیروهای امدادی پیش از اطمینان از پایان تهدید، وارد محدوده حادثه نشوند، زیرا محل حمله گاه دوباره هدف قرار می گرفت.

      رئیس عملیات آتش نشانی پایانه نفتی خارگ تأکید می کند: در آن روزها، بیش از هر چیز، همدلی و همراهی نیروها به تیم های عملیاتی قوت قلب می داد؛ به گونه ای که همه، فارغ از سمت و جایگاه، در کنار یکدیگر قرار داشتند.

      صیفی می گوید: تلاش می کردیم برای نیروهای جوان و پیمانکار، با آموزش، برگزاری مانور و ایجاد فضایی امن و آرام، نگرانی های آنها را کاهش دهیم. همچنین درصورت نیاز، خانواده های آنان را به محل های امن منتقل می کردیم تا نیروها با آرامش بیشتری به وظایف خود ادامه دهند.

      صیفی با بیان این که ماندن در سخت ترین روزها، عشق به خاک وطن است، ادامه می دهد: این حس وطن دوستی، اجازه نمی دهد به موضوع دیگری فکر کنیم؛ در روزهای جنگ رمضان نیز همین احساس و همدلی میان همه آحاد مردم بود که برایمان قوت قلب شد تا بیش از هر زمان دیگری انجام وظیفه کنیم.

       او می گوید: وقتی همه نگرانند و شرایط عادی نیست، حضور نیروهای عملیاتی بیش از هر چیز به دیگران قوت قلب می دهد و این مسئولیت، با وجود همه دشواری ها، باید تا پایان ادامه پیدا کند.

    • media/image/2026/09/2000-1441/23884.jpg

      وارثان دفاع مقدس

      محسن سلمان پور، جانشین رئیس عملیات آتش نشانی پایانه نفتی خارگ، با ۲۰ سال سابقه فعالیت در صنعت نفت، از شغل خود با افتخار یاد می کند و آتش نشانی را بیش از یک حرفه، یک وظیفه می داند.

      وی تصریح می کند: آتش نشانی برای من  حتی فراتر از یک وظیفه است و هر لحظه که لازم باشد، برای تأمین امنیت و انجام مسئولیتی که به عهده دارم، جانم را بی منت فدا می کنم.

      سلمان پور با اشاره به دوران دفاع مقدس هشت ساله و ایستادگی نسل پدران این سرزمین در همین آب و خاک در برابر دشمن بعثی می گوید: پدران ما در روزهای جنگ هشت ساله ایستادند و اجازه ندادند روند صادرات و بارگیری نفت در جزیره متوقف شود. ما نیز از نسل همان پدران هستیم و در جنگ رمضان، با اینکه نیروهای اقماری هستیم، با تمام توان و 100درصد حضور داشتیم و در کنار برادرانمان ماندیم تا احساس نکنند تنها هستند و بتوانیم در مسیر صیانت از سرمایه های ملی، تمام توان خود را به کار بگیریم.

      وی در ادامه به تجربه حضور خود در جنگ رمضان اشاره می کند و می گوید: یکی از بزرگ ترین موارد قابل توجه  و ضروری مجموعه اچ اس ای و آتش نشانی در خارگ، نبود پناهگاه مناسب برای نیروهای ما بوده است. سلمان پور۲۱ اسفندماه ۱۴۰۴ را یکی از سخت ترین شب های جنگ رمضان می داند؛ شبی که به عنوان افسر ارشد شیفت، با شنیدن صدای بمباران دشمن آمریکایی ـ صهیونی بیدار شد و بلافاصله برای حضور در محل کار و بررسی وضعیت، خود را به اداره آتش نشانی رساند.

      جانشین رئیس عملیات آتش نشانی پایانه نفتی خارگ با اشاره به جایگاه جزیره خارگ در زنجیره تأمین و صادرات نفت کشور تصریح می کند: خارگ همیشه در جنگ یکی از مهم ترین نقاط کشور بوده است؛ چه در دوران دفاع مقدس و چه در جنگ رمضان. وی تصریح می کند: کارکنان ایمنی و آتش نشانی این جزیره در همه این سال ها اجازه ندادند صادرات نفت متوقف شود و برای صیانت از سرمایه های ملی، جان فشانی کردند. به باور من، این نیروها که در سخت ترین روزها پای کار ماندند و چرخه صادرات را حفظ کردند، شایسته توجه بیشتری از سوی مسئولان هستند.

      یکی برای همه همه برای یکی

      ایمان علاسوندی، افسر آتش نشان پایانه نفتی خارگ، با ۲۵ سال سابقه فعالیت در صنعت نفت، با اشاره به مسئولیت خود در روزهای جنگ رمضان می گوید: با توجه به شرایط قرمز حاکم بر جزیره و مسئولیتی که به عنوان افسر شیفت به عهده داشتم، باید به نیروها سرکشی و از وضعیت آنها اطمینان پیدا می کردیم.

      وی ادامه می دهد: با توجه به اصل پراکندگی، نیروها در نقاط مختلف مستقر بودند و ضمن ارائه خدمات، به آنها سرکشی می کردیم و از وضعیتشان اطمینان می یافتیم. این سرکشی ها در شرایطی انجام می شد که جنگنده های دشمن در آسمان منطقه در حال پرواز بودند و ما آنها را با چشم می دیدیم؛ به همین دلیل، برای حفظ ایمنی نیروها و کاهش خطر، ناچار بودیم با رعایت ضوابط و ملاحظات خاص تردد کنیم و خودمان را به همکاران برسانیم.

      علاسوندی با اشاره به ماهیت متفاوت حرفه آتش نشانی می گوید: در آتش نشانی، زمانی که همه از حادثه فاصله می گیرند، آتش نشان به سمت آن حرکت می کند.

      به باور وی، همین ویژگی همدلی و رفاقت میان آتش نشانان را به بخش جدایی ناپذیر این حرفه تبدیل کرده است، زیرا در لحظه حادثه، هر آتش نشان می داند تصمیم و اقدام او می تواند در نجات جان همکارش نقش تعیین کننده ای داشته باشد.

      علاسوندی برای توضیح این همدلی به خاطره یکی از عملیات های آتش نشانی در جزیره خارگ اشاره می کند و می گوید: چند سال پیش، زمانی که مخازن جزیره دچار آتش سوزی شده بود، خودم در میان آتش بودم و نازل آب را در دست داشتم تا دوستانم بتوانند از مسیر خارج شوند. همکارانم که از میان شعله ها عبور کردند، میان آتش ماندم، اما اتفاق مهم این بود که هیچ کدام من را تنها نگذاشتند.

      افسر آتش نشان پایانه نفتی خارگ ادامه می دهد: وقتی همکارانم متوجه شدند میان آتش مانده ام، همه برگشتند تا راهی برای خروج من باز کنند. همان جا بود که معنای واقعی رفاقت را فهمیدم؛ اینکه آتش نشان فقط برای نجات دیگران وارد آتش نمی شود، بلکه وقتی یکی از نیروهای خودش در خطر باشد، همه برمی گردند تا او را تنها نگذارند. در نهایت، با کمک یکدیگر توانستیم از میان آتش خارج شویم؛ خاطره ای که برای من معنای واقعی همدلی و برادری در آتش نشانی است.

      صیانت از سرمایه های مردم

      میلاد حسین سلاماتی، آتش نشان پایانه نفتی خارگ، با ۱۳ سال سابقه فعالیت در صنعت نفت، از علاقه خاص خود به آتش نشانی می گوید: این شغل افزون بر هیجان و جذابیت، فرصتی برای پناه و پشتوانه بودن برای مردم و حفاظت از تأسیسات و سرمایه هایی است که متعلق به همه مردم ایران است.

      سلاماتی ادامه می دهد: برای من ارزشمند است که بتوانم در این جایگاه، نقطه امید و پشتوانه ای برای مردم و تأسیسات کشور باشم و احساس کنم کاری که انجام می دهم، در مسیر حفاظت از سرمایه های ملی قرار دارد. همین احساس و جایگاهی که این شغل میان مردم ایجاد می کند، برای من ارزشمند است و علاقه ام به این حرفه را بیشتر می کند.

      وی با اشاره به روزهای جنگ رمضان و تهدیدهای دشمن

      آمریکایی ـ صهیونی می گوید: آن روزها، همه همکاران با روحیه ای مثال زدنی و شجاعت پای کار ایران بودند. این روحیه همدلی و توجه به یکدیگر، یکی از ارزشمندترین چیزهایی بود که در روزهای سخت جنگ میان همکاران دیدم و نشان داد که در شرایط دشوار، همه خودشان را در قبال یکدیگر مسئول می دانند.

      وی با اشاره به جایگاه جزیره خارگ در صادرات نفت کشور می افزاید: بخش عمده نفت کشور از خارگ صادر می شود و همه همکاران من با جدیت خاص پای کار هستند. اگر اتفاقی برای اموال و سرمایه های مردم بیفتد، ما باید نقطه مقابل حادثه و در جایگاه امن قرار بگیریم تا بتوانیم با آن مقابله کنیم و اجازه ندهیم خسارت گسترده تر شود.

      آتش نشان پایانه نفتی خارگ رضایت درونی را مهم ترین دلیل علاقه خود به این حرفه می داند و می گوید: دلیل اینکه این قدر به این کار علاقه دارم، این است که انجام آن در درونم احساس رضایت ایجاد می کند. حتی زمانی که می توانم قدمی مثبت برای کشورم بردارم، احساس خوشحالی بیشتری دارم و همین موضوع انگیزه من را برای ادامه این مسیر بیشتر می کند.

      سلاماتی در توصیف همکاران نفتی خود در جزیره خارگ، نخستین واژه ای را که به ذهنش می رسد، دلسوزی است و تصریح می کند: اگر بخواهم همکاران نفتی در خارگ را صادقانه توصیف کنم، اولین کلمه ای که به ذهنم می رسد، همدل بودن است. این همدلی و از خودگذشتگی مثال زدنی و همین روحیه است که باعث می شود در شرایط سخت، همه با جدیت کنار یکدیگر بایستند.

      همدلی و رفاقت

      جواد رستگار، راننده آتش نشانی پایانه نفتی خارگ با ۱۱ سال سابقه فعالیت در صنعت نفت، از علاقه خود به آتش نشانی می گوید؛ شغلی که به باور او، بیش از آنکه یک حرفه باشد، فرصتی برای کمک به دیگران و نجات جان همنوعان است.

      رستگار با اشاره به روزهای جنگ و شرایط خاص فعالیت در جزیره خارگ می گوید: در جریان جنگ، با توجه به اصل پراکندگی نیروها، در زمان شیفت در محدوده مخازن حضور داشتم و مانند دیگر همکاران، وظیفه خود را برای حفظ آمادگی و خدمت رسانی در شرایط اضطراری انجام می دادم.

      وی علاقه به آتش نشانی را یکی از دلایل مهم ماندن در این حرفه می داند و می افزاید: آتش نشانی را خیلی دوست دارم، چون در این شغل برای نجات هم نوع خود تلاش می کنیم. عشق به این کار و علاقه ای که به همکارانم دارم، باعث شده با انگیزه در این مسیر ادامه بدهم.

      رستگار ادامه می دهد: احساس من به عنوان کسی که در آتش نشانی یکی از مجموعه های صنعت نفت فعالیت می کند، حس بسیار خوبی است و اگر دوباره به گذشته برگردم و قرار باشد مسیر شغلی انتخاب کنم، همین شغل و همین مسیر را انتخاب خواهم کرد.

      وی به همدلی میان آتش نشانان جزیره خارگ اشاره می کند و می گوید: همکاران آتش نشان ما آنقدر با معرفت و از خودگذشته هستند که در کنار یکدیگر هیچ وقت احساس خستگی نمی کنیم. این همراهی و رفاقت باعث شده در روزهای سخت نیز کنار هم بمانیم و با انگیزه به کار ادامه دهیم.

    • media/image/2026/09/2000-1441/23885.jpg

      حلقه پولادین امنیت در پایتخت گازی ایران 

      مشعل |  هر بار که صدای آژیر در فضای پالایشگاه می پیچد، زندگی هزاران نفر به دستان کسانی گره می خورد که فرقی میان روز و شب،آرامش و بحران قائل نیستند. در این گزارش، به دنیای آتش نشانانی از شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی گام نهاده ایم که «روز کاری معمولی» برایشان افسانه ای بیش نیست.  آن ها از شب های شلیک و شراره در پالایشگاه فاز ۱۴ می گویند و از عشقی که باعث شده تا پس از سال ها خدمت در میان گاز ترش و حرارت، همچنان با همان اشتیاق روز اول بگویند: “اگر دوباره انتخاب کنم، باز هم همین مسیر را می روم.”در ادامه گفت و گوی خبرنگار مشعل با 3 نفر از  آتش نشانان این مجتمع گازی را می خوانید.

      داستان آتش نشانان، روایت ایثار، مسئولیت پذیری و ازخودگذشتگی است؛ مردانی که در سخت ترین لحظه ها به دل حادثه می زنند تا زندگی مردم، امنیت انرژی و آرامش جامعه حفظ شود. شاید آتش، همیشه پایانی برای شعله های خود نداشته باشد؛ اما تا زمانی که مردانی برای خاموش کردن آن می ایستند، امید و امنیت نیز خاموش نخواهد شد.

      آمادگی؛ نخستین خط دفاع

      عادل جمالی، رئیس آتش نشانی پالایشگاه یازدهم شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی، با ۲۱ سال سابقه خدمت در صنعت نفت و مدرک کارشناسی ایمنی صنعتی محیط کار، از علاقه اش به آتش نشانی می گوید؛ علاقه ای که از سال های ابتدایی خدمت و آشنایی نزدیک با سختی ها و مسئولیت های این حرفه شکل گرفت. وی تصریح می کند: برای یک آتش نشان، شجاعت، خونسردی و مسئولیت پذیری در شرایط بحرانی اهمیت زیادی دارد و تلاش برای نجات جان دیگران، جذابیت و انگیزه اصلی این شغل برای من بوده است.  جمالی ادامه می دهد: به مرور، همین حس خدمت و کمک به دیگران باعث شده آتش نشانی را به عنوان مسیر شغلی خود انتخاب کنم و همچنان با علاقه در این حرفه فعالیت داشته باشم.  وی مهم ترین بخش کار خود را حفظ آمادگی برای مواجهه با شرایط اضطراری می داند و می افزاید: برای من مهم است که همیشه آمادگی لازم را داشته باشم تا در لحظه مناسب بتوانم به همکارانم کمک کنم. جمالی با اشاره به تفاوت اطفای حریق در تأسیسات نفت و گاز با حریق های معمول شهری تصریح می کند: در صنعت نفت و گاز، حریق ها بیشتر با سوخت های هیدروکربنی و گاهی تحت فشار اتفاق می افتند و معمولا با شدت و سرعت بالایی گسترش می یابند.  به گفته رئیس آتش نشانی پالایشگاه یازدهم شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی، احتمال وقوع پدیده هایی مانند BLEVE نیز در این حوادث بیشتر است و عملیات اطفا افزون بر خاموش کردن آتش، به قطع منبع سوخت و خنک کردن تجهیزات مجاور هم نیاز دارد؛ زیرا خطر سرایت آتش به واحدها و تجهیزات دیگر بالاست.

      به وسعت مسئولیت

      جمالی درباره سختی های کار در شرایط عملیاتی پارس جنوبی، به گرمای شدید و رطوبت بالای منطقه اشاره می کند که خستگی و کم آبی را در زمان عملیات افزایش می دهد. او می گوید: سنگینی لباس و تجهیزات حفاظت فردی نیز کار در این شرایط را دشوارتر می کند.رئیس آتش نشانی پالایشگاه یازدهم شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی ادامه می دهد: فعالیت در محیط های صنعتی، احتمال مواجهه با نشت گاز، آتش سوزی، انفجار گازها و مواد شیمیایی خطرناک را به همراه دارد و آتش نشانان باید در چنین شرایطی با سرعت عمل بالا و آمادگی کامل وارد عملیات شوند و گاهی مدت طولانی و در شرایط سخت به فعالیت ادامه دهند. جمالی، سخت ترین لحظات دوران خدمت خود را مربوط به عملیاتی می داند که همزمان خطر آتش سوزی و انفجار، جان همکاران و نیروهای حاضر در محل را تهدید می کرد. رئیس آتش نشانی پالایشگاه یازدهم شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی با اشاره به جنگ ۱۲روزه و حمله به ترین گازی فاز ۱۴ می گوید: در آن حادثه، به عنوان فرمانده عملیاتی فاز ۱۴، مسئولیت مدیریت عملیات را به عهده داشتم و فشار روحی و مسئولیت سنگینی را تجربه کردم.وی ادامه می دهد: چیزی که هیچ گاه فراموش نمی کنم، لحظاتی است که با وجود ترس و خستگی، باید خونسردی خود را حفظ می کردیم و برای نجات جان دیگران تصمیم می گرفتیم.

      جمالی تصریح می کند: این تجربه بیش از همیشه اهمیت حفظ آرامش، کار تیمی و قرار دادن جان انسان ها در اولویت را به ما نشان داد. رئیس آتش نشانی پالایشگاه یازدهم شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی با وجود پیشنهادهایی برای فعالیت در حوزه پدافند غیرعامل، همچنان ترجیح می دهد در میدان و در کنار آتش نشانان باشد؛ علاقه ای که حتی مسئولیت های سنگین این حرفه نیز نتوانسته از آن کم کند.  وی در کنار مسئولیت خود، با مؤسسات معتبر آموزشی در اهواز نیز همکاری دارد و به آموزش آتش نشانی در محیط های صنعتی و انتقال روش ها و متدهای جدید این حوزه به همکاران می پردازد. جمالی تأکید می کند: اگر به سال های ابتدایی خدمت بازگردم، بدون تردید دوباره همین مسیر را انتخاب خواهم کرد.  به گفته جمالی، آتش نشانی در صنعت نفت، شغلی سخت و پرمسئولیت است؛ اما برای او تنها یک شغل نیست؛ بلکه فرصتی است برای اینکه در لحظه نیاز، بتواند به دیگران کمک کند. تجربه سال های خدمت و سختی های این مسیر نیز باعث شده به انتخاب خود افتخار کند. رئیس آتش نشانی پالایشگاه یازدهم شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی با نگاهی انسانی به حرفه ای که برای نجات جان دیگران انتخاب کرده است، می گوید: تو را نمی شناسم، اما به خاطر انسانیت، جانم را فدایت می کنم.

      کمک به همنوع و پاسداری از سرمایه های ملی

      حسین عشایری، افسر ارشد آتش نشانی پالایشگاه چهارم شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی، با مدرک تحصیلی کارشناسی مکانیک تاسیسات حرارتی و برودتی، با   ۲۱ سال سابقه خدمت در صنعت نفت، علاقه خود به این حرفه را ناشی از ماهیت انسانی آن می داند و تاکید می کند: کمک به همنوع و پاسداری از سرمایه های ملی کشور، مهم ترین انگیزه من برای انتخاب این شغل بوده است.به گفته وی، آتش نشانان صنعتی در طول خدمت، مسئولیت های مختلفی از اطفای حریق و رقیق کاری نشت مایعات و گازها گرفته تا حضور در آماده باش، عملیات نجات و امداد و بررسی تجهیزات آتش نشانی را به عهده دارند.افسر ارشد آتش نشانی پالایشگاه چهارم شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی تصریح می کند: با توجه به شرایط پالایشگاه و وجود گاز ترش، در این حرفه چیزی به نام روزکاری معمولی وجود ندارد.عشایری تاکید می کند: آمادگی جسمانی همراه با تمرکز، برای آتش نشان، یک اصل مهم در انجام مسئولیت سنگینی است که به عهده دارد؛ این آمادگی برای آتش تشان باید به گونه ای باشد که در هر لحظه که ماموریتی پیش می آید، در صحنه حاضر باشد. وی می گوید: یک آتش نشان صنعت نفت تفاوت های زیادی با یک آتش نشان شهری دارد؛ درست است که هر دو آتش نشان هستند؛ اما شرح وظایف آنها متفاوت از یکدیگر است. آتش نشان صنعت نفت با تاسیسات نفتی و نفت و گاز سر و کار دارد و این مهم ترین نکته کار یک آتش نشان صنعتی در صنعت نفت به شمار می رود. عشایری با اشاره به جنگ رمضان و حمله دشمن آمریکایی ـ صهیونی به تأسیسات گازی جنوب کشور تصریح می کند: در این حملات، یکی از پالایشگاه های مجتمع گاز پارس جنوبی نیز هدف حمله قرار گرفت؛ اما آمادگی آتش نشانان که حاصل بیش از ۲۰ سال اجرای مستمر مانورها و عملیات مبتنی بر دستورعمل های ایمنی بود، کمک کرد تا در کوتاه ترین زمان برای مقابله با حادثه وارد عمل شوند. وی خطاب به کارکنان صنعت نفت و گاز و ریسک حضور آنها در محیط های پر خطر، بر اهمیت توجه همیشگی به ایمنی تأکید می کند و می گوید: گاهی فراموش می کنیم در چه محیط خطرناکی مشغول به کار و خدمت رسانی هستیم که همین فراموشی گاه می تواند زمینه ساز حادثه شود.

      لازمه آمادگی یک آتش نشان نظم اوست

      فرهاد غنی پور، رئیس آتش نشانی پالایشگاه دوم شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی با مدرک تحصیلی کارشناسی مدیریت حوادث و ۲۵ سال سابقه خدمت در صنعت نفت، انتخاب این حرفه را بیش از هر چیز به روحیه کمک رسانی و شجاعت فردی مرتبط می داند؛ ویژگی هایی که به باور او، در میان آتش نشانان وجه اشتراک است. وی تصریح می کند: آتش نشانان معمولاً از کمک و خدمت رسانی به دیگران لذت می برند و در هر شرایطی به دنبال راهی برای یاری رساندن هستند؛ روحیه ای که به اعتقاد من، بخش جدایی ناپذیر این حرفه و یکی از دلایل انتخاب آن از سوی کسانی است که پای در این مسیر می گذارند. رئیس آتش نشانی پالایشگاه دوم شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی، مهم ترین خصوصیت یک آتش نشان را نظم او می داند و می گوید: یک آتش نشان باید پیش از هرچیز، در همه امور فردی و کاری منظم باشد؛ زیرا اگر نظم در هر ایستگاه و میان نیروها برقرار باشد، در زمان عملیات نیز نظم جمعی حفظ خواهد شد و این نظم، هماهنگی میان نیروها برای مدیریت بهتر حادثه را به دنبال خواهد داشت.

      غنی پور با اشاره به روزهای جنگ رمضان تأکید و اظهار می کند: در جریان تجاوز دشمن آمریکایی-صهیونی به تأسیسات پارس جنوبی، همه آتش نشانان، حتی نیروهایی که در آن روز، نوبت کاری نداشتند، پیگیر وضعیت مجموعه بودند و از دل و جان مایه گذاشتند.

      وی بیان می کند: بسیاری از نیروهای آتش نشان اگرچه در مجتمع حاضر نبودند، اما تاکید و تمایل داشتند که خود را به محل کار برسانند تا در کنار همکاران باشند و در عملیات، مشارکت کنند.

      این روحیه همدلی و مسئولیت پذیری، جلوه ای مثال زدنی از تعهد آتش نشانان صنعت نفت بوده و کار کردن درکنار این نیروها، مایه غرور و افتخار است.

      غنی پور با توصیه به همکاران جوان خود در حرفه آتش نشانی صنعت نفت تاکید می کند: این عزیزان همواره باید خود را آماده و به روز نگه دارند و یادگیری را از این حرفه جدا نکنند؛ آتش نشانی به داشتن آمادگی و توان جسمانی محدود نمی شود؛ بلکه یک آتش نشان باید از نظر اطلاعات و دانش تخصصی هم از آمادگی لازم و کافی برخوردار باشد تا بتواند در عملیات مختلف، بهترین عملکرد را در لحظه ارائه کند.

    • media/image/2026/09/2000-1441/23886.jpg

      آتش وعشق

      مشعل |   هفتم مهرماه که فرا می رسد، نام آتش نشانان دوباره بر سر زبان ها می افتد؛ مردانی که بخشی از زندگی شان میان آژیر و شعله و بوی نفت می گذرد.

      راهی انبار نفت ری شدیم؛ جایی که پشت سکوت مخازن و تأسیساتش خطری همیشگی نفس می کشد و یک جرقه می تواند آرامش را به حادثه ای بزرگ تبدیل کند. پای صحبت مردانی نشستیم که برای نجات دیگران باید پیش از شعله، خطر را ببینند و وقتی آژیر به صدا درمی آید، بی درنگ راهی همان نقطه ای شوند که دیگران از آن فاصله می گیرند. محمد نعمتی آلاشتی، رئیس ایمنی و آتش نشانی انبار نفت ری، همچنین محسن لطفی اوریمی، مسئول آتش نشانی و احسان دوستی، افسر شیفت ایمنی این انبار نفت، از روزهای سخت جنگ رمضان و ترس های پنهان و عشق به نجات گفتند؛ از شغلی که برای آنان فقط یک کار نیست و ایمنی در آن باید پیش از حادثه آغاز شود.

      آخرین نفر در میدان خطر

      محمد نعمتی آلاشتی، رئیس ایمنی و آتش نشانی تأسیسات انبار نفت ری، سخت ترین تجربه دوران خدمتش را جنگ رمضان می داند؛ روزهایی که حادثه تنها یک اتفاق نبود و از دست دادن دو همکار، سنگینی آن را دوچندان کرد. او با یادآوری آن روزها می گوید: یکی از تلخ ترین لحظات برایم این بودکه برای نجات یکی از همکارانم نتوانستم کاری انجام دهم و متاسفانه جان باخت.

      نعمتی آلاشتی درباره لحظه ای که آژیرحادثه به صدا درمی آید، می گوید: نخستین دغدغه شناسایی ریسک ها، نقاط خطر، نحوه تخلیه محوطه و آگاه کردن افرادی است که در محل حضور دارند؛ تا عملیات نجات، خاموش کردن آتش یا کنترل نشتی با کمترین خطر انجام شود.او با اشاره به تفاوت حریق در تأسیسات نفتی با آتش سوزی های شهری توضیح می دهد: فراورده های نفتی، خود منبع اشتعال هستند و به همین دلیل، پیشگیری و ایجاد شرایط ایمن، اهمیتی ویژه دارد.

       به گفته او، تلاش نیروهای ایمنی و آتش نشانی این است که حادثه پیش از رسیدن به نقطه اشتعال مهار شود و انبار نفت ری با ایجاد شرایط ایمن، همواره از تأسیسات کم حادثه بوده است. رئیس ایمنی و آتش نشانی تأسیسات انبار نفت ری، خطر را بخش جدانشدنی از یک آتش نشان می داند و تأکید می کند: آتش نشانان بارها جان خود و همکارانشان را در معرض خطر می بینند تا دیگران را از محدوده حادثه خارج کنند. او همانند رزمنده ای است که برای دفاع از جان و سرمایه های کشور درخط مقدم جبهه می ایستد و آخرین نفری است که از محدوده خطرخارج می شود.

      نعمتی اما سخت ترین بخش کار را همیشه فشار جسمی نمی داند و می گوید: اجرای پروژه ها بدون ارزیابی ریسک و توجه به نکات ایمنی، فشار روانی بیشتری به نیروهای آتش نشان وارد می کند؛ ایمنی نباید مانع کارتلقی شود، بلکه چتر حمایتی برای جلوگیری از حوادث است. نعمتی همه حرف های خود در باره آتش و  آتش نشانی را در یک عبارت خلاصه می کند و می گوید: یک دقیقه تفکر؛ اینکه هر فرد پیش از انجام هرکار، فقط یک دقیقه به خطرهای اطراف و راه های حفظ ایمنی فکرکند. اگر ایمنی به گونه ای ذاتی در رفتار روزمره افراد نهادینه شود، بزرگ ترین خدمت به آتش نشانان وجامعه است.

      از جرقه تا حادثه

      محسن لطفی اوریمی، مسئول آتش نشانی انبار نفت ری می گوید: آتش نشانی در صنعت نفت تنها به خاموش کردن آتش خلاصه نمی شود، حفاظت از زیرساخت های حیاتی کشور بخشی از این حرفه است.  اوریمی با بیان اینکه آتش نشانان درتأسیسات نفتی همواره با ریسک های مختلف رو به رو هستند، اظهار می کند: آتش نشانان افزون برکنترل آتش، می بایست از گسترش پیامدهای حادثه نیزجلوگیری کنند و این یکی از حساسیت های این حرفه است. او درباره نخستین اقدام هنگام وقوع حریق در مخازن و تأسیسات نفتی می گوید: ارزیابی سریع محیط، شناسایی خطرها و سپس انتخاب ترفند مناسب برای کنترل و اطفای حریق، نخستین گام های یک عملیات موفق است؛ تصمیمی که باید بر پایه آموزش و تجربه گرفته شود. لطفی باتاکید برآموزش، تجربه و تجهیزات به عنوان مولفه های جدانشدنی در عملیات آتش نشانی تأکید می کند: هیچ یک از این موارد به تنهایی کافی نیست؛ نیرو باید آموزش دیده و باتجربه باشد و در همین حال بتواند از تجهیزات متناسب با نوع حادثه به درستی استفاده کند. مانورهایی که در مجموعه های مختلف صنعت نفت برگزار می شود، فرصتی برای سنجش آمادگی و شناسایی نقاط قوت و ضعف است. این آتش نشان با بیان این که خطای انسانی و ساده انگاری، از مهم ترین چالش های حوزه ایمنی است، ادامه می دهد: فعالیت های عملیاتی نباید به بهای نادیده گرفتن ایمنی انجام شود. ضرورت هماهنگی واحدها در شرایط اضطراری موضوعی بسیار مهم است؛ هیچ بخشی به تنهایی نمی تواند یک حادثه بزرگ را مدیریت کند و هر واحد باید وظیفه خود را به درستی بشناسد. لطفی به تجربه جنگ رمضان اشاره و تصریح می کند: درتهاجم وحشیانه دشمن آمریکایی- صهیونی به تاسیسات نفتی، آتش نشانان انبار نفت ری نیز برای کنترل و مهارحادثه، از دل و جان مایه گذاشتند؛ درچنین موقعیتی همه نیروهای آتش نشان انبار نفت ری تنها به این فکر می کردند که بتوانند هرچه زودتر از گسترش آتش و سرایت آن به دیگر بخش های جلوگیری کنند. وی ۷ مهر ماه را یادآور رشادت آتش نشانان پالایشگاه آبادان می خواند و می گوید: این روز باید فرصتی برای توجه بیشتر به ایمنی باشد؛ ایمنی نباید فقط در یک روز، بلکه باید در فرهنگ کار و زندگی جاری باشد.

      عشقی که از آتش نمی ترسد

      احسان دوستی، افسر شیفت ایمنی انبار نفت ری، هر روز در محیطی کار می کند که خطر در گوشه وکنار آن موج می زند؛ محیطی که به گفته او، حتی یک جرقه کوچک می تواند در کوتاه ترین زمان به حریقی گسترده تبدیل شود. شیفت های شبانه روزی نیز این نگرانی را از محل کار به خانه می برد؛ جایی که خانواده می دانند هر بار خروج او از خانه، با احتمال بازنگشتن همراه است. دوستی می گوید: این نگرانی در تمام لحظات کاری همراه خانواده است و تماس های مکرر آنان برای اطلاع از حال من، بخشی از زندگی روزمره ام شده و شرایط جنگی نیز این نگرانی را بیشتر کرده است. با این حال، من و همکارانم هر زمان حادثه ای رخ دهد، با تمام توان به سوی آن می رویم تا از گسترش آن جلوگیری کنیم. او درباره تجربه خود از جنگ رمضان می گوید: جنگ رمضان تنها یک مأموریت سخت نبود؛ زخمی بود که هنوز از ذهن ها پاک نشده است. درحمله وحشیانه دشمن آمریکایی - صهیونی به انبار نفت ری، بخشی از تاسیسات آن که سال ها برای ساخت و راه اندازی آنها زحمت کشیده شده بود، آسیب دید و دیدن صحنه خرابی های ناشی از این وحشیگری دشمن برای من و دیگر همکارانم بسیار تلخ بود. وی تاکید می کند: باوجود این سختی ها، دلیل ادامه دادن این مسیر را عشق می دانم؛ لذتی که در بازگشت سالم همکارانم از مأموریت و جلوگیری از وقوع یا گسترش حادثه ایجاد می شود. اگر به گذشته برگردم، بازهم حرفه آتش نشانی را انتخاب خواهم کرد. دوستی با اشاره به اهمیت ایمنی در محیط های کاری صنعت نفت تصریح می کند: ایمنی محیط، فعالیت در شرایط ایمن و آگاهی از محیط و شرایط کار، عوامل بسیار مهمی هستند که از بروز حوادث می کاهند؛ در این میان آموزش نیز نکته مهمی است که خطاهای انسانی را به کمترین حد ممکن کاهش می دهد. دوستی در ۷ مهر به یاد استادانی می افتد که در نخستین روزهای ورودش به شرکت، با عشق و علاقه به او آتش نشانی را آموختند. او آرزو دارد آموزش ایمنی از کودکی آغاز شود تا نسل آینده آگاه تر باشد و فرهنگ ایمنی در کشور نهادینه شود.     

    • media/image/2026/09/2000-1441/23887.jpg

      همدلی و رفاقت در ایستگاه  ایمنی  شانول

      مشعل |  «میدان گازی شانول، تأمین کننده بخشی از خوراک پالایشگاه گاز پارسیان در جنوب استان فارس است. در شرایط دشوار اقلیمی و دمای ۵۰ درجه، آتش نشانان این میدان ضامن اصلی ایمنی و جریان پایدار گازند؛سفر به میدان گازی شانول فرصتی بود تا پای صحبت آتش نشان های این میدان بنشینیم و با آنها به گفت و گو بپردازیم .

      برای رسیدن به میدان گازی شانول، باید از شهرستان خنج به سمت منطقه ای به نام «محمله» حرکت کرد. از آنجا مسیر پرپیچ وخمی در دل کوه آغاز می شود که طی کردن این راه ناهموار، حدود نیم ساعت زمان می برد تا به میدان گازی شانول برسیم. این میدان در سال ۱۳۸۶ به بهره برداری رسیده و شامل چند حلقه چاه، تأسیسات مرکز جمع آوری گاز، خطوط لوله و ایستگاه ایمنی و آتش نشانی است.با ورود به محوطه آتش نشانی، با برخورد صمیمانه کارکنان آنجا مواجه شدم. به گفته محمود نوذری، کارشناس ارشد روابط عمومی منطقه عملیاتی پارسیان، کارکنان این مجموعه علاقه مندند شرایط سخت کاری خود را ثبت کنند؛ جایی که کیلومترها دورتر از پایتخت است؛ اما با همت بلند و دستان توانای کارکنان آن، فعالیت در تمام طول سال برقرار بوده و حتی در سخت ترین شرایط، از جمله دوران جنگ اخیر، لحظه ای کار در این مجموعه متوقف نشده است.

      وقتی از محمود ضیا، آتش نشان میدان گازی شانول پرسیدم که یک روز کاری در شانول چگونه می گذرد؟ با لبخندی بر لب و نگاهی همراه با طمانینه گفت: روز کاری نیروها از همان لحظه ورود به ایستگاه و با کنترل تجهیزات آغاز می شود. تحویل گرفتن شیفت، بررسی خودروهای آتش نشانی، بازبینی تجهیزات مستقر در انبار و اطمینان از سلامــــت تلـــــــفــــن هـــــا و بی سیـــم ها، بخشـــــــی از وظایـــــف روزانــــه است. تمامی رویدادها نیز در دفتر گزارش روزانه ثبت می شوند؛ از ورود و خروج تجهیزات گرفته تا عملیات و فعالیت هایی که در طول شیفت انجام شده است. بخشی از این کنترل ها نیز به صورت هفتگی و ماهانه صورت می گیرد؛ مانند بررسی خاموش کننده ها و آماده سازی و نگهداری تجهیزات خودروهای آتش نشانی. در پایان کار و هنگام تعویض شیفت نیز تمام این اطلاعات را به آتش نشانان بعدی تحویل می دهیم و روند یک روز کاری را با شیفت بعدی در میان می گذاریم.

      محسن صفا، سرپرست وقت ایستگاه ایمنی و آتش نشانی میدان گازی شانول  نیز به این پرسش که مهم ترین وظیفه آتش نشانان در میدان گازی شانول چیست؟ این گونه پاسخ داد: مهم ترین وظیفه ما آماده باش بودن برای رویارویی با حوادث احتمالی است؛ به این معنا که اگر اتفاقی رخ دهد، نیروها باید در کمترین زمان ممکن حاضر شوند تا آتش سوزی را به سرعت مهار کرده و خطرات را کاهش دهند. این تجربه به خوبی نشان می دهد که چرا آماده باش بودن برای نیروهای آتش نشانی، اهمیت فراوانی دارد؛ آنان باید در هر لحظه، حتی زمانی که ساعت ها و روزها بدون رخداد خاصی سپری می شود، آمادگی کامل برای حضور در صحنه حادثه را داشته باشند.

      مختار محمدی، راننده آتش نشانی ایستگاه شانول، یکی دیگر از کسانی بود که در پاسخ به پرسش من درباره سخـــــت تــــرین تجربه کاری اش گفت : آتش سوزی گسترده ای که حدود 2 سال پیش در منطقه رخ داد، دامنه اش به شدت زیاد و تا نزدیکی ایستگاه رسیده بود، به گونه ای که شرایط بسیار خطرناک شد. در چنین موقعیت دشواری، نیروها بلافاصله آماده شدند و عملیات مهار را آغاز کردند. با گسترش آتش، نیروهای کمکی نیز از منطقه به میدان گازی شانول اعزام شدند و سرانجام پس از تلاش بسیار، آتش مهار شد.

      سیداکبر هاشمی زاده، از دیگر آتش نشانان نیز در پاسخ به این پرسش که تعـــــــــریــــــــــــفــــــــــش از آتش نشانی چیـسـت، گـــــــــفــــت: آتش نشانی شغلی بسیار حساس و کاری بسیار خطرناک است که در یک کلمه می توان آن را ایثار نامید. گفت وگو با این آتش نشانان عزیز و روحیه همدلی شان در لابه لای صحبت ها و شوخی ها، نشان می داد که در چنین فضای کاری دشوار و به دور از زندگی شهری و خانواده، یکی از مهم ترین عوامل تاب آوری در زندگی جمعی آنها، همین روحیه هم صدایی و صمیمیت میان کارکنان است. آتش نشانان میدان گازی شانول باید همواره در آمادگی 100درصدی قرار داشته باشند تا در مواقع اضطرار، بی درنگ به محل حادثه برسند. گرمای طاقت فرسای جنوب، دوری از خانواده و آماده باش دائمی، بخشی از واقعیت شغلی آنهاست؛ آن ها در سکوت کار می کنند تا اگر روزی آتش از کنترل خارج شد، کسانی باشند که به کمک بشتابند. درود بر آتش نشانان میدان گازی شانول. 

      آماده باش در ثانیه های طلایی 

      برگزاری مستمر مانورهای اطفای حریق و امداد و نجات در مراکز انتقال نفت شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه لرستان در آستانه هفتم مهر، نمادی از تعهد، همدلی و پای کار بودن نیروهای عملیاتی برای صیانت از سرمایه های ملی است. در مسیر انتقال ایمن و پایدار نفت، آمادگی لحظه ای تیم های واکنش در شرایط اضطراری، یکی از ارکان اصلی نظام مدیریت ایمنی، بهداشت و محیط زیست اچ اس ای به شمار می رود. بر همین اساس، اچ اس ای این منطقه عملیاتی با اجرای برنامه های منظم آموزشی و عملیاتی، برگزاری مانورهای اطفای حریق، امداد و نجات و ارزیابی مستمر توانمندی نیروهای واکنش اضطراری را در دستور کار قرار داده است. این مانورها در مراکز انتقال نفت منطقه لرستان با سناریوهای مختلف و متناسب با مخاطرات واقعی تأسیسات طراحی و اجرا شده و اهدافی همچون ارتقای سطح آمادگی تیم های عملیاتی، کاهش زمان واکنش، تقویت فرماندهی حادثه، همچنین افزایش سرعت دسترسی به تجهیزات اطفایی و امدادی و بهبود هماهنگی بین واحدهای عملیاتی را دنبال می کند.

      اجرای موفق این تمرین ها نشان داده است که آتش نشانان و نیروهای واکنش اضطراری شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه لرستان، با تکیه بر همبستگی سازمانی، اتحاد، روحیه ایثارگری، مسئولیت پذیری و فرهنگ بهبود مستمر، همواره آماده حضور در خط مقدم مقابله با شرایط اضطراری هستند. در این مانورها، عملکرد تیم های عملیاتی در زمینه نحوه استقرار تجهیزات، تشکیل فرماندهی حادثه، مدیریت صحنه، اطفای حریق، کنترل پیامدهای احتمالی، عملیات امداد و نجات و رعایت الزام های ایمنی مورد ارزیابی قرار گرفت تا نقاط قوت شناسایی و فرصت های بهبود برای افزایش آمادگی سازمانی برنامه ریزی شود.

      ایمنی لازمه تداوم تولید

      دیروز در خط مقدم دفاع از میهن ایستادم و امروز در خط مقدم صنعت نفت، وظیفه ما صیانت از جان انسان ها، حفاظت از سرمایه های ملی و کمک به استمرار چرخه اقتصادی کشور است.

      در برخی عملیات های قطع و وصل خطوط انتقال، به ویژه در نقاط سخت گذر و شرایط خاص عملیاتی، برای حفظ تداوم انتقال و حفاظت از جان کارکنان، بر اساس الزام ها مدیریت ریسک و اقدام های کنترلی تعریف شده، گاهی ناچاریم ساعت ها و گاه به صورت شبانه روزی در میدان حضور داشته باشیم  که از حساسیت و دشواری مأموریت های عملیاتی ما است.

      در چنین شرایطی ایمنی یک اقدام مقطعی نیست، بلکه فرایندی مستمر از شناسایی خطر، ارزیابی ریسک، اجرای اقدام های کنترلی، پایش شرایط و آمادگی برای واکنش در شرایط اضطراری است، زیرا حتی یک تصمیم درست در زمان مناسب می تواند از یک حادثه بزرگ جلوگیری کند.

      تداوم عملیات انتقال نفت و ایمنی کارکنان دو مأموریت جدا از هم نیستند؛ بلکه در کنار یکدیگر معنا پیدا می کنند. تلاش می کنیم با حضور میدانی، هماهنگی بین واحدها، آمادگی تیم های واکنش در شرایط اضطراری و اجرای دقیق الزام های اچ اس ای، هم چرخه انتقال پایدار بماند و هیچ نیرویی در مسیر انجام مأموریت آسیب نبیند.

      تا آخرین روز، خود را  سرباز این صنعت و پاسدار سرمایه های ملی کشور می دانم؛ سنگر خدمت ممکن است تغییر کند، اما روحیه ایثار، تعهد و پای کار بودن نباید تغییر کند.

      رضا ذلقی، رئیس ایمنی و آتش نشانی شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه لرستان

    • media/image/2026/09/2000-1441/23888.jpg

      خبر خوش اکتشافی   مردم  را دلشاد کرد

      تخته روی گاز

      یونس صادقی |   خبر کشف میدان گازی «تخته» در جنوب فارس، به نقل از محسن پاک نژاد، وزیر نفت، در هفته دولت به صدر اخبار حوزه انرژی راه یافت. این رویداد، بهانه ای برای سفر خبرنگار ماهنامه «مشعل» به این منطقه شد تا ضمن گفت وگو با مردم بومی آن، مشاهدات و شنیده های خود را از این میدان گازی روایت کند.

      یکم شهریور امسال، محسن پاک نژاد، وزیر نفت، از کشف میدان گازی جدیدی در روستای تخته، در شهرستان خنج واقع در جنوب استان فارس خبر داد؛ موضوعی که خیلی زود در رسانه های داخلی و بین المللی بازتاب یافت. این میدان بیش از ۷۵۰۰ میلیارد فوت مکعب گاز در خود جای داده است که با احتساب ضریب بازیافتی حدود ۷۲ درصد، امکان برداشت حدود ۵۷۰۰ میلیارد فوت مکعب گاز از آن وجود دارد. افزون بر این، میزان گاز قابل استحصال درون این مخزن معادل ۱۵ سال یک فاز از میدان گازی پارس جنوبی است.

      عملیات اکتشاف لحظه ای متوقف نشد

      شیرین بودن گاز، از ویژگی های این میدان است؛ ویژگی ای که می تواند هزینه های عملیات توسعه و بهره برداری را به طور چشمگیر کاهش دهد. عملیات حفاری چاه اکتشافی تخته حدود ۱۷ ماه صورت گرفته است .  حمید بورد، مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران نیز در خصوص این میدان گفته است: عملیات اجرایی حفاری این میدان در میانه جنگ دوازده روزه و جنگ تحمیلی در جریان بود و لحظه ای متوقف نشد. این میدان از نظر پیچیدگی های زمین شناسی، یکی از پیچیده ترین ساختارهای اکتشافی در ۲۰ سال اخیر بوده و ۵۰ کیلومتر طول و ۴ کیلومتر عرض دارد.

      همچنین سید محی الدین جعفری، مدیر اکتشاف شرکت ملی نفت ایران با بیان اینکه کشف میدان گازی تخته، کاملا ایرانی بوده است. معتقد است: ۲۷ میلیون بشکه میعانات گازی در این میدان وجود دارد که حدود ۲۰ میلیون بشکه از این میزان قابل استحصال است؛ ذخیره ای که در کنار ذخایر گازی، ارزش اقتصادی این میدان را به حدود ۴۵ میلیارد دلار می رساند.

      خنج در میانه نخل و برکه

      خبر کشف میدان گازی در روستای تخته، از توابع شهرستان خنج در جنوب استان فارس، آنقدر مهم و هیجان انگیز بود که کوله بار سفر به زادگاه این میدان را بستم تا از نزدیک شاهد واکنش مردم این دیار به این خبر مهم باشم. از شیراز تا خنج، مسافتی حدود ۲۸۰ کیلومتر است. مسیر شیراز تا فیروزآباد هوا خنک بود، اما از قیروکارزین به بعد، هوای گرمسیری سوزان، خود را نشان داد.

      هفتم شهریور که پا به خنج گذاشتم، دمای هوا بین ۴۰ تا ۴۵ درجه سانتی گراد در نوسان بود و آفتاب تند، مدام صورت را شلاق می زد. تابلوی ورودی شهر، به این عبارت مزین بود: به شهر تاریخی خنج خوش آمدید. مهم ترین شاخصه این شهر، تعداد فراوان آثار تاریخی، به ویژه از دوره میانه (قرون هفتم تا دهم هجری قمری) است که در کنار نخلستان ها و برکه ها، تصویری از یک شهر اصیل گرمسیری را پیش روی هر رهگذری قرار می دهد. این شهر، در گذشته مهد عرفان و پذیرای علما، اندیشمندان و شعرای جهان اسلام بوده است. حتی ابن بطوطه، جهانگرد مراکشی، در قرن هشتم هجری قمری به قصد دیدار با علما به این شهر آمد و توصیف آن را در سفرنامه اش ثبت کرد. این بار نیز چه تقارن زیبایی بین گذشته و امروز برقرار شده است! شهری که روزگاری مهد فکر و اندیشه بود و پذیرای زائران و جهانگردان، امروزه به واسطه خبر اکتشاف میدان گازی، توجه مهندسان ایرانی را به خود جلب کرده و به رسانه های بین المللی راه یافته است.

       اگر روزگاری خنج به واسطه عرفان در گرمسیر فارس شناخته می شد، امروزه با این کشف میدان گازی، به قطب اقتصادی در جنوب فارس بدل شده است. هنگامی که در کنار مردم این خطه، از هر صنف و تخصصی نشستم، یک حرف مشترک در میانشان یافتم و آن هم، خوشحالی از این خبر کشف میدان گازی بود که دل ها را به توسعه منطقه امیدوارکرده بود. از معلم بازنشسته تا استاد دانشگاه، از مغازه دار تا دانشجو، همه در این نگرش مشترک سهیم بودند.

      در اطراف شهر که گشت می زدم، با حجم زیادی از آب انبارها و برکه هایی مواجه شدم که یادآور شیوه مهندسی ذخیره سازی آب در گذشته های دور بود و امروزه، یادگارهای آن در این خطه به یادگار مانده است.

       همان طور که در قدیم از ساختن این برکه ها برای رفع تشنگی و حیات مردم استفاده می شد، امروزه نیز با کشف میدان گازی "تخته"، تلاش مهندسان و کارکنان صنعت نفت برای ذخیره سازی نعمات خدادادی تداعی می شود؛ موضوعی که محسن پاک نژاد، وزیر نفت نیز در گفتار خود از آن به «مائده زیرزمینی» یاد کرده است.

      تخته قطب جدید انرژی

      صبح دوشنبه، نهم شهریور، از خنج به سوی روستای تخته روانه شدم. با آنکه عقربه های ساعت هنوز از هشت صبح نگذشته بود، گرمای سوزان جاده، نوید یک روز داغ را می داد. این روستا در فاصله ۴۵ کیلومتری شمال غرب شهرستان خنج و حدود ۳۵ کیلومتری میدان های گازیِ قدیمی «شانول» و «هما» قرار دارد. از سه راهی ورودی تخته تا خود میدان گازی نیز، مسیری ۱۵کیلومتری در پیش بود. پس از طی حدود نیم ساعت از جاده خنج به شیراز، به سه راهی رسیدیم که نوشته روی تابلویی، روستای تخته را نشان می داد. محمدرضا ابراهیمی، دهیار سابق روستای تخته نیز همراهی ام می کرد. او در طول مسیر، از ظرفیت های بالقوه دشت «لاغر» در نزدیکی روستای تخته برای پروژه های گازی و احداث پالایشگاه صحبت می کرد و می گفت: وجه تسمیه نام روستا به دلیل تخت بودن کوه های اطراف بود و از قضا میدان گازی تخته نیز بر بلندی کوهی تخت قرار دارد که تقارنی زیبا با نام روستا ایجاد کرده است.

      در میانه مسیر، زمین های کشاورزی و درختان نخل، بیشترین جلوه را به ورودی روستا داده اند. جمعیت روستا در حدود ۳۴۰ نفر بود که عمده شغل سکنه آن، کشاورزی و کارمندی است.

      با گشتی در روستا، چشم مان به گورستانی قدیمی با چندین چهارطاقی و معماری دوره ساسانی افتاد. حجم زیادی از سفال های یافت شده روی این تپه باستانی، نشان از قدمت روستا داشت. چندین رشته قنات نیز در روستای تخته وجود داشت که بوی گوگرد در نزدیکی آن ها، فضا را پر کرده بود. وقتی با مردم روستا صحبت کردیم، سادگی و صمیمیت در گفتار و چهره شان موج می زد؛ از اینکه روستایشان به صدر اخبار حوزه انرژی ایران آمده بود، ابرازخوشحالی می کردند. برای رسیدن به میدان اصلی گازی، ناچار بودیم از مسیر روستا حدود ۱۰ کیلومتر به سمت کوه های اطراف برویم. در این مسیر پرپیچ وخم که به لطف وجود حفاری در این میدان، آسفالت شده بود، نکته جلب توجه می کرد و آن این که در نزدیکی میدان گازی، چاه آبی وجود داشت که در گویش محلی، از قدیم به آن «چاه گوگردی» می گفتند که همین نشانه ای از وجود انرژی در این روستای کوچک بود. بر بلندای کوه، به میدان عظیم گازی کشف شده رسیدیم؛ میدانی که عملیات حفاری آن به پایان رسیده و اکنون در نوبت بهره برداری قرار داشت. در سراسر محوطه، رد پای تلاش مهندسان صنعت نفت برای کشف این مخزن عظیم گازی هویدا بود. از برپایی کمپ و آماده سازی محوطه گرفته تا لوله کشی و حوض آب؛ آثار این تلاش ها همگی قابل مشاهده بود. هنگام بازگشت از میدان گازی تخته، دوباره به روستا سرزدم تا حال و هوای مردم را بهتر درک کنم.  با وجود گرمای شدید ظهر، چند کارگرساختمانی با وجود گرمای سوزان منطقه، هنوز مشغول بنایی و چند نفر از ریش سفیدان، همراه با زن و کودک، نظاره گر کار آنها بودند. هنگام گفت وگو همگی با امیدی در دل و لحنی شادمان، از اینکه روستایشان دارای ظرفیتی است، خوشحال بودند. آنها علاقه مند بودند که با بهره برداری از این میدان گازی، روستای تخته نیز طعم عمران و آبادی را بیشتر بچشد و مردم سهمی از این دستاورد داشته باشند. 

    • media/image/2026/09/2000-1441/23889.jpg

      رزمنده دوران دفاع مقدس از روزهای سخت ایستادگی می گوید

      رد پای مقاومت در میدان های نفت

      مشعل |دفاع مقدس در جنگ تحمیلی هشت ساله تنها یک مقطع تاریخی نیست؛ روایتی از حضور انسان هایی است که در سخت ترین شرایط، از سرزمین خود دفاع کردند. در کنار رزمندگان حاضر در خطوط مقدم، کارکنان بخش های مختلف کشور نیز در پشتیبانی از جبهه ها نقش مهمی ایفا کردند. صنعت نفت یکی از مهم ترین بخش هایی بود که در دوران جنگ تحمیلی، با وجود حملات گسترده دشمن، چرخه انرژی کشور را حفظ کرد. کاظم مقصودی، از جمله رزمندگانی است که از نوجوانی پا به عرصه دفاع مقدس گذاشت و پس از پایان جنگ، فعالیت حرفه ای خود را در وزارت نفت و مدیریت اکتشاف شرکت ملی نفت ایران ادامه داد. او در گفت وگوی اختصاصی با خبرنگار «مشعل» به بیان خاطرات و دستاوردهای دفاع مقدس پرداخت. از دیدگاه وی، بخش قابل توجهی از مناطق عملیاتی دفاع مقدس، بعدها به میدان های مهم نفتی کشور تبدیل شدند و تلاش های اکتشافی پس از جنگ، سبب کشف میدان های بزرگ نفت و گاز شد.

         نخست از چگونگی ورود به دوران دفاع مقدس بگویید.

      از دوران نوجوانی در فضای انقلاب و مسجد رشد کردم. محیطی که در آن تربیت شدیم، بر محور احساس مسئولیت اجتماعی استوار بود. از همان سال های نخست انقلاب، حضور در فعالیت های فرهنگی و مذهبی برای من جدی بود و با آغاز جنگ تحمیلی، طبیعی بود که بسیاری از جوانان احساس کنند باید در دفاع از کشور حضور داشته باشند. من حدود ۱۵ سال و چند ماه داشتم که وارد عرصه دفاع مقدس شدم. آن زمان شرایط بسیار خاصی بود؛ در کشور تازه انقلاب شده بود و دشمن با تصور ضعف ایران، جنگ را آغاز کرده بود. بسیاری از جوانان با کمترین امکانات، اما با انگیزه و اعتقاد وارد میدان شدند.

         چه انگیزه ای سبب شد یک نوجوان در آن سن و سال راهی جبهه شود؟

      فضای مسجد، خانواده و جامعه انقلابی آن زمان، روحیه مسئولیت پذیری ایجاد کرده بود. بسیاری از نوجوانانی که در جبهه حضور داشتند، دنبال شهرت یا موقعیت نبودند. عشق و اعتقاد باعث حضور آنها شده بود. وقتی انسان باور داشته باشد که از یک ارزش بزرگ دفاع می کند، بسیاری از سختی ها برایش قابل تحمل می شود.

         چه خاطراتی از نخستین روزهای حضور در جبهه دارید؟

      جنگ در روزهای نخست شرایط بسیار دشواری داشت. ارتش عراق با تجهیزات فراوان وارد خاک ایران شده بود و ما با امکانات بسیار محدود مقاومت می کردیم، اما چیزی که معادله را تغییر داد، روحیه مردم و رزمندگان بود. در جبهه انسان هایی را می دیدیم که شاید از نظر سن و تجربه بسیار جوان، اما از نظر روحیه و مسئولیت پذیری بزرگ بودند. بسیاری از آنها با تمام وجود پای کار آمده بودند.در عملیات های مختلفی حضور داشتم؛ فتح المبین، بیت المقدس، خیبر، بدر، کربلای ۴، کربلای ۵، کربلای ۸، بیت المقدس ۲ و عملیات مرصاد. هر عملیات شرایط خاص خودش را داشت. فتح المبین، یکی از عملیات مهم دوران دفاع مقدس بود که بخش بزرگی از مناطق اشغال شده، آزاد شد. پس از آن، عملیات بیت المقدس و آزادسازی خرمشهر، نقطه عطف بزرگی در جنگ بود. منطقه هورالعظیم و جزایر مجنون، از مناطق بسیار خاص جنگ و شرایط جغرافیایی آنجا بسیار دشوار بود؛ آب، باتلاق و محدودیت های حرکتی، کار را سخت می کرد، اما رزمندگان با ابتکار و فداکاری توانستند عملیات بزرگی انجام دهند. همین مناطق، بعدها به یکی از مهم ترین مناطق نفتی کشور تبدیل شدند؛ مناطقی که زمانی محل نبرد بود، اکنون قطب های مهم تولید انرژی ایران هستند.

       چه ارتباطی میان مناطق عملیاتی دفاع مقدس و میدان های نفتی امروز وجود دارد؟

      این ارتباط بسیار جدی است. مناطقی مانند آزادگان، یادآوران، اروند، شادگان، دارخوین، آبان، سومار و بخش هایی از استان ایلام، آذر، چنگوله و شهر مهران، مناطقی هستند که در دوران جنگ اهمیت راهبردی داشتند و پس از جنگ نیز فعالیت های گسترده اکتشافی در آنها انجام شد؛ طوری که پس از عملیات لرزه نگاری و حفاری در آنها مشخص شد که این مناطق از نظر منابع نفت و گاز بسیار غنی هستند. امروز برخی از بزرگ ترین میدان های نفتی کشور در همین مناطق قرار دارند.

         مهم ترین دستاورد فعالیت های اکتشافی پس از جنگ چه بود؟

      یکی از مهم ترین رویدادهایی که پس از پایان جنگ رخ داد، شناخت دقیق تر ظرفیت های نفت و گاز کشور بود. در دوران جنگ، بسیاری از مناطق مرزی و عملیاتی به دلیل شرایط امنیتی امکان مطالعه و فعالیت گسترده نداشتند. پس از پایان جنگ، متخصصان صنعت نفت وارد این مناطق شدند و با مطالعات زمین شناسی، لرزه نگاری و حفاری، ظرفیت های بزرگی را شناسایی کردند. میدان هایی مانند آزادگان، یادآوران و برخی میدان های دیگر در همین مناطق قرار دارند. این موضوع نشان می دهد که امنیت، مقدمه توسعه است. اگر رزمندگان در آن سال ها از این مناطق دفاع نمی کردند، امروز امکان بهره برداری از این سرمایه های عظیم وجود نداشت.

         چه خاطره ای از میدان آزادگان دارید؟

      منطقه آزادگان شامل مناطق عملیاتی زمان جنگ مانند جزایر مجنون، زید، کوشک، شلمچه و جفیر برای من یک منطقه خاص است؛ چون هم خاطرات دفاع مقدس در آنجا وجود دارد و هم بعدها به عنوان یکی از مهم ترین مناطق اکتشافی کشور شناخته شد. این منطقه در دوران جنگ بخشی از جبهه های مهم نبرد بود؛ همان محدوده ای که جزایر مجنون، هورالعظیم و مناطق اطراف آن قرار داشت. بعد از جنگ، گروه های اکتشافی وزارت نفت وارد منطقه شدند و مطالعات گسترده ای انجام دادند. نتیجه این فعالیت ها، شناسایی یکی از بزرگ ترین میدان های نفتی کشور بود. وقتی انسان امروز در این مناطق فعالیت های نفتی را می بیند، باید به یاد داشته باشد که اینجا روزگاری محل حضور و فداکاری رزمندگان بوده است.

         نقش کارکنان صنعت نفت در دوران دفاع مقدس را چگونه ارزیابی می کنید؟

      نقش صنعت نفت در جنگ بسیار مهم بود. جنگ فقط در خط مقدم اتفاق نمی افتاد؛ پشت جبهه هم یک جنگ بزرگ برای حفظ زیرساخت ها جریان داشت. پالایشگاه ها، تأسیسات نفتی و مراکز تولید انرژی بارها مورد حمله دشمن قرار گرفتند، اما کارکنان صنعت نفت اجازه ندادند کشور با بحران انرژی مواجه شود. تأمین سوخت نیروهای نظامی، حفظ تولید نفت و تعمیر تأسیسات آسیب دیده، کار بسیار بزرگی بود که به همت کارکنان صنعت نفت انجام شد.

         پس از پایان جنگ آیا نگاه شما به مناطق عملیاتی تغییر کرد؟

      نگاه من عمیق تر شد. زمانی در این مناطق به عنوان رزمنده حضور داشتیم و بعد به عنوان نیروی اکتشاف شرکت ملی  نفت  ایران به همان مناطق برگشتیم. آنجا برای من فقط یک منطقه نفتی نبود؛ هر نقطه آن خاطره ای از دفاع مقدس بود. وقتی در منطقه ای مانند آزادگان یا دیگر مناطق مرزی کار اکتشافی انجام می دهید، هم اهمیت اقتصادی آن را می بینید و هم ارزش تاریخی و انسانی آن منطقه را.

         شما معتقدید برخی مناطق عملیاتی دفاع مقدس امروز به مناطق بزرگ نفتی تبدیل شده اند. این موضوع چه پیامی دارد؟

      پیام آن این است که امنیت و توسعه دو موضوع جدا از هم نیستند. مناطقی که امروز در آنها تولید نفت و گاز انجام می شود، روزگاری نیازمند دفاع و حفاظت بودند. رزمندگان از خاکی دفاع کردند که بعدها مشخص شد چه ظرفیت عظیمی برای کشور دارد. میدان های بزرگی مانند آزادگان و یادآوران فقط یک میدان نفتی نیستند؛ بخشی از تاریخ مقاومت مردم ایران نیز در آن مناطق ثبت شده است.

         به نظر شما امروز چگونه باید از تجربه دفاع مقدس در صنعت نفت استفاده کرد؟

      باید روحیه کار، تلاش و مسئولیت پذیری آن دوران حفظ شود. صنعت نفت یک صنعت راهبردی و نیازمند انسان هایی است که منافع ملی را در اولویت قرار دهند. همان طور که رزمندگان در دوران جنگ برای حفظ کشور تلاش کردند، امروز نیز کارکنان صنعت نفت باید برای توسعه و پیشرفت کشور تلاش کنند.

         به عنوان یکی از پیشکسوتان دفاع مقدس، چه پیامی برای نسل جوان دارید؟

      نسل جوان باید تاریخ کشور خود را بشناسد.

      دفاع مقدس فقط مربوط به گذشته نیست؛ تجربه ای است که نشان می دهد ملت ایران در شرایط دشوار چگونه می تواند ایستادگی کند. امروز کشور به جوانانی نیاز دارد که هم دانش داشته باشند و هم احساس مسئولیت. همان طور که جوانان آن دوران با ایمان و تلاش از کشور دفاع کردند، امروز نیز جوانان می توانند با علم، تخصص و کار جهادی آینده کشور را بسازند.

       نکته ای هست که بخواهید با مخاطبان مشعل در میان بگذارید؟

      باید قدر امنیت و فرصت هایی را که در اختیار داریم، بدانیم. بسیاری برای حفظ این سرزمین هزینه دادند. امروز اگر در مناطق مختلف کشور، از جمله مناطق نفت خیز و مرزی، امکان فعالیت و توسعه وجود دارد، حاصل تلاش و فداکاری انسان های زیادی است.

       صنعت نفت نیز باید این میراث را حفظ کند؛ یعنی افزون بر توسعه اقتصادی، فرهنگ تلاش، صداقت و خدمت به کشور را زنده نگاه دارد.

    • media/image/2026/09/2000-1441/23890.jpg

      رزمنده خرمشهری از روزهای اسارت در دوران دفاع مقدس روایت می کند

      قصه یک غیرت پشت هر خط لوله

      مشعل |   خالد واحدی سال های کودکی و نوجوانی خود را در خرمشهر گذراند؛ شهری که جنگ تحمیلی هشت ساله از همان روزهای نخست، زندگی او و خانواده اش را دستخوش تغییر قرار داد. در نوجوانی، برای نبرد با دشمن بعثی به جبهه رفت و چند باری هم مجروح شد. در سال های پایانی هشت سال دفاع مقدس، به فعالیت در جنگ الکترونیک پرداخت و در آن روزها به اسارت دشمن درآمد و هفت سال اسیر بود. واحدی در گفت وگو با خبرنگار ماهنامه "مشعل" به روایت سال ها تلاش در عرصه جنگ تحمیلی و کار در شرکت لوله سازی اهواز و شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب پرداخت که در ادامه روایت او را با هم می خوانیم. 

        در ابتدا خودتان را برای خوانندگان "مشعل" معرفی کنید.

      متولد آذر ماه سال ۱۳۴۵ در کاظمین عراق هستم. خانواده ام تا قبل از شروع جنگ، در خرمشهر زندگی می کردند. دوران ابتدایی را در این شهر گذراندم و در آستانه ورود به دوره راهنمایی بودم که جنگ تحمیلی آغاز شد ؛ به عبارتی نوجوانی ام با جنگ گره خورد.

      آن روزها برای یک نوجوان ۱4- ۱3 ساله، دیدن آتش و بمباران و اشغال شهر، تجربه بسیار سنگینی بود. خرمشهر در روزهای نخست جنگ به شدت درگیر شد و خانواده من نیز همانند بسیاری از خانواده های خرمشهری مجبور شدند خانه و زندگی خود را رها کرده و به شهر دیگری بروند.

        پس جنگ را در شهر خودتان تجربه کردید؟

      دقیقاً. ما جنگ را از نزدیک دیدیم، حتی پیش از اینکه خودم به عنوان رزمنده وارد جبهه شوم، فضای جنگ را تجربه کرده بودم. 2 نفر از برادرانم نیز در جریان جنگ مجروح شدند و همین موضوع باعث شد خانواده خیلی زود با واقعیت جنگ رو به رو شود. بعد از ترک خرمشهر به کاشان رفتیم. آنجا بود که احساس کردم نمی توانم فقط تماشاگر باشم، از این رو و با وجود سن کم، تصمیم گرفتم به عنوان بسیجی راهی جبهه شوم.

        اولین حضورتان در جبهه به چه زمانی برمی گردد؟

      در آذرماه سال ۱۳۶۰ به مناطق عملیاتی غرب کشور اعزام شدم. در همان ماه ها بود که در عملیاتی، برای نخستین بار مجروح شدم. پس از آن، در سال 1361 در عملیات محرم و اسفندماه سال 1362 نیز در عملیات خیبر از ناحیه دست آسیب دیدم.

      در اسفند ماه سال ۱۳۶۳ در عملیات بدر و سال 1365 نیز در عملیات  فاو شرکت کردم که در این عملیات هم از ناحیه زانوی پای چپ و بازوی دست راست مجروح و جانباز شدم.

      در میانه جنگ (سال 1363) با قبولی درکنکور سراسری، در رشته مهندسی مکانیک دانشگاه شهید چمران اهواز به تحصیل پرداختم؛ البته ارتباطم با جبهه قطع نشد.

        چه زمانی احساس کردید تخصص مهندسی می تواند در جنگ هم کاربرد داشته باشد؟

      در دوره دانشجویی، دوباره به منطقه اعزام شدم و در بخش مهندسی رزمی فعالیت کردم. بعدها به دلیل جراحت متعدد، از آنجا که دیگر امکان حضور مستمر در واحدهای رزمی را نداشتم، با توجه به تخصص درسی و تسلط به زبان عربی، وارد حوزه جنگ الکترونیک شدم و تا پایان جنگ در این بخش فعالیت کردم.

      این تجربه بعدها برای من جالب شد؛ زیرا وقتی به صنعت نفت آمدم، متوجه شدم بسیاری از مفاهیمی که در جنگ با آنها روبه رو بودم، به شکل دیگری در صنعت نفت هم وجود دارد؛ یعنی کار تخصصی، کار گروهی، حساسیت تجهیزات و ضرورت حفظ یک مجموعه در شرایط بحرانی.

        قصه شما با حضور در عملیات مختلف و مجروح شدنتان تمام نمی شود؛ زیرا مدتی را هم اسیر بودید. از آن دوران و اینکه چند سال طول کشید، برایمان بگویید؟

      اسارت من به پس از جنگ تحمیلی یعنی سال ۱۳۶۹ (در جریان حوادث بعد از جنگ خلیج فارس) باز می گردد. در آن زمان، به همراه تعدادی از همرزمانم در عراق اسیر شدیم. گروهی ۴۸نفره که مدتی طول کشید تا اسم مان به عنوان اسیر جنگی ثبت شود. حدود سه سال در شرایط بسیار دشوار و نامشخصی به سر بردیم و پس از آن وارد اردوگاه اسرای جنگی شدیم. این اسارت هفت سال و سه ماه طول کشید تا اینکه در ۱۷ فروردین ۱۳۷۷ به میهن بازگشتم.

        تخصص و حرفه شما خارج از فضای جنگ چه بود؟

      من در شرکت لوله سازی اهواز فعالیت می کردم. کار در این شرکت که قبل از خصوصی شدن، یکی از زیرمجموعه های شرکت ملی نفت ایران محسوب می شد، برایم بسیار جذاب بود؛ زیرا لوله سازی فقط یک کارخانه تولیدی نبود؛ بخشی از تاریخ صنعت وحتی تاریخ دفاع مقدس را هم با خود داشت.

        منظورتان نقش لوله سازی در دوران جنگ است؟

      بله. یکی از خاطرات مهمی که همیشه برای من جذاب بوده، نقش لوله های تولیدشده در لوله سازی پروژه پل فاو است. در عملیات فاو، عبور از اروند و پشتیبانی از نیروها یکی از مسائل مهم بود. عرض رودخانه در آن منطقه به بیش از ۸۰۰ متر می رسید و جزر و مد و جریان آب شرایط دشواری ایجاد می کرد. برای عبور تجهیزات و پشتیبانی نیروها، یک راهکار مهندسی لازم بود. لوله های با قطر زیاد مثل لوله های ۵۶ اینچ، در ساخت این سازه مورد استفاده قرار گرفتند. اینجا بود که من از نزدیک متوجه شدم یک کارخانه صنعتی که شاید در ظاهر فقط یک واحد تولیدی بود، چگونه می تواند محصولش را به یک پروژه مهم مهندسی جنگ پیوند بزند.

        پس زمانی که به نفت آمدید،با صنعتی مواجه شدید که پیش تر شبیه آن را در جنگ دیده بودید؟

      بله همین طور است. برای من نفت، فقط تولید نفت نبود. وقتی وارد لوله سازی شدم، فهمیدم که پشت هر لوله، هر خط انتقال و هر تأسیسات، زنجیره بزرگی از مهندسی، تولید، تعمیرات و نیروی انسانی قرار دارد. در دوران جنگ، این زنجیره اهمیت دو چندان داشت؛ زیرا تأسیسات نفتی خودشان هدف حملات دشمن بودند و در عین حال باید تولید ادامه پیدا می کرد.

        پیش از ورود رسمی به صنعت نفت، آثار این حملات را در اهواز هم دیده بودید؟

      من در اهواز زندگی می کردم و حملات به تأسیسات نفتی را از نزدیک می دیدم. یکی از خاطرات تلخ من هم مربوط به بمباران لوله سازی اهواز درسال ۱۳۶۵ است.در آن حمله بخش هایی از این مجموعه آسیب دید و تعدادی از کارکنان، به ویژه نیروهای تعمیرات، شهید شدند.

        به نظر شما چرا تأسیسات نفتی تا این اندازه مورد هدف دشمن قرار می گرفتند؟

      نفت، شریان اقتصادی کشور است و دشمن می داند اگر تولید، انتقال یا صادرات نفت مختل شود، فشار زیادی به اقتصاد کشور وارد خواهد شد. به همین دلیل پالایشگاه ها، خطوط انتقال، تأسیسات نفتی و مناطق عملیاتی بارها مورد حمله قرار گرفتند؛ اما نکته مهم این بود که کارکنان صنعت نفت کار را متوقف نکردند و پس از هرحمله، نیروهای تعمیرات و عملیاتی، تأسیسات را دوباره به مدار باز می گرداندند.

        یعنی نفت در دوران جنگ، یک جبهه دیگر بود؟

      بله؛ یک جبهه در خط مقدم بود و یک جبهه هم در تأسیسات نفتی. یعنی کارکنان صنعت نفت هم در تاسیسات زیر بمباران به بازسازی و حفظ تولید می پرداختند و هم به جبهه می رفتند و اسلحه به دست می گرفتند. برای همین وقتی بعدها خودم وارد صنعت نفت شدم، احساس نکردم وارد یک مجموعه غریبه شده ام. من جنگ را دیدم و سپس وارد بخشی از مجموعه ای شدم که در دوران جنگ باید چرخ اقتصاد کشور را می چرخاند.

        بعد از لوله سازی اهواز به شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب منتقل شدید. تجربه کار در این مجموعه چه تفاوتی با کار در لوله سازی اهواز داشت؟

      در سال ۱۳۸۵، پس از واگذاری لوله سازی به بخش خصوصی، به شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب منتقل شدم و فعالیت خود را در آنجا ادامه دادم. کار در این شرکت، فصل دیگری از زندگی حرفه ای من بود؛ مجموعه ای بزرگ با تأسیسات گسترده و نیروهایی که در شرایط سخت عملیاتی کار می کردند. فاصله زیاد تأسیسات از هم، تجهیزات حساس و شرایط خاص عملیاتی، مواردی بود که کار را حساس و متفاوت می کرد. آنجا بیشتر از همیشه متوجه شدم که تولید نفت، حاصل کار یک نفر یا یک واحد نیست؛ بلکه نتیجه کار یک زنجیره بزرگ انسانی است.

        بعد از این همه سال، وقتی به مسیر زندگی تان نگاه می کنید، چه ارتباطی میان جنگ و نفت می بینید؟

      برای من این دو از هم جدا نیســـتنــد. جنگ بخش بزرگی از دوران جـــــــــــوانـــــــــی ام بـــــــود و صنعت نفــــــت بخـش بزرگی از زنـــــدگی کــــــاری ام را ســـــاخت. درجنگ، با چشم دیدم که کشور برای حفظ استقلال چه هزینه ای می پردازد و فهمیدم یکی از مهم ترین پایه های ایستادگی کشور، همین صنعت نفت است. از خرمشهر و جبهه شروع کردم، سال ها اسیر بودم و بعد به صنعت نفت برگشتم. شاید اگر بخواهم همه این سال ها را در یک جمله خلاصه کنم، می توانم بگویم هرجا بودم، چه در جبهه و چه در صنعت نفت، یک موضوع مشترک وجود داشت: آدم هایی که در شرایط سخت، کارشان را رها نکردند.

    • media/image/2026/09/2000-1441/23891.jpg

      رزمنده ای که سنگرش خط مقدم  نفت شد

      مردان خاکریز خدمت

      مشعل |  جنگ تحمیلی هشت ساله عراق علیه ایران، برای غلامعلی رضایی تنها خاطره ای دور ازسال های جوانی نیست؛ بخشی از زندگی اوست که در میان واژگان ایثار، مقاومت و رفاقت نفس می کشد. او از ۱۷سالگی در پایگاه بسیج حضور داشت و از سال ۱۳۶۲ راهی جبهه شد؛ از خیبر و طلائیه گرفته تا پاسگاه زید و بدر، چهار عملیات را تجربه کرد و در عملیات بدر مجروح شد. پس از بازگشت از جبهه، مسیر زندگی اش به صنعت نفت پیوند خورد؛ جایی که بار دیگر در خط مقدم ایستاد و امروز رضایی پس از ۳۸ سال خدمت، خود را وامدار همان روزهای سخت و مردان بی ادعای خاکریز می داند.

      روایت رزمندگان دوران دفاع مقدس، قابی هایی مملو ازخاطرات است؛ قاب هایی زیبا از آزمون و انتخاب نهفته آن دوران؛ از شب های پرالتهاب عملیات و لحظه های نفسگیر تا رویارویی با آتش، مجروحیت و وداع با یاران.

      خاطرات غلامعلی رضایی، تصویری نزدیک از نسلی ارائه می دهد که در سخت ترین شرایط، مسئولیت را بر آسایش ترجیح و بعدها همان روحیه را در میدان کار و خدمت نیز ادامه داد.

       رضایی که متولد اهواز و بازنشسته شرکت ملی مناطق نفت خیزجنوب و 38 سال عمرحرفه ای خود را در صنعت نفت گذرانده است، می گوید: بخشی از خاطرات ماندگار زندگی ام به سال هایی بازمی گردد که نوجوان بودم و پایگاه بسیج شهرم را برای حضور در میدان دفاع ترک نمی کردم.

      رضایی تصریح می کند: درجنگ تحمیلی عراق علیه ایران از سال ۱۳۶۲ از یکی از پایگاه های بسیج شوشتر عازم جبهه شدم. حضور در جبهه در مقاطع مختلف ادامه داشت و درمجموع حدود ۲۸ ماه در مناطق عملیاتی بودم.

      وی از حضوردر عملیات خیبر، طلائیه، پاسگاه زید و بدر نام می برد و می گوید: هریک از این عملیات، خاطرات جانبخشی را به یاد من می آورد، اما از خاطرات آن سال ها و روزها، خاطرات عملیات بدر برای من ماندگارتر بوده است. این رزمنده جانباز سال های دفاع مقدس که در عملیات بدر بیسیم چی فرمانده بوده است، می گوید: درجریان حرکت درآبراه ها، قایقی که سوار بر آن بودیم، از مسیر اصلی منحرف شد و با سیم خاردار برخورد کرد؛ به طوری که به واسطه آن، پروانه قایق برای مدتی متوقف شد، اما با رفع مانع به وسیله سرنیزه کلاشینکف و استفاده از بیسیم، توانستیم دوباره به مسیر اصلی برگردیم. رضایی از شرایط سخت نیروها در ادامه عملیات بدر می گوید: دشمن خیلی شدید تیربار می زد و تک تیراندازها بچه ها را تهدید می کرد. در این عملیات شماری از همرزمان، در برابرچشمانم شهید شدند. بچه ها جان خود را کف دست گرفته بودند و بی محابا با دشمن می جنگیدند. در یکی از صحنه ها، یکی از نیروهای آرپی جی زن با شجاعت به سمت سنگر دشمن دوید و آن را هدف قرار داد.

      موج انفجار و مجروحیت

      رضایی که در عملیات بدر بر اثر اصابت ترکش و گلوله و موج انفجار مجروح شد، تصریح می کند: بعد از مجروحیت، برای مداوا به پشت جبهه انتقال داده شدم؛ بیمارستان های اهواز پر بود از مجروحان جنگ. ترکش هایی زیادی در بدنم بود که خارج شده اند، اما آثار موج انفجار همچنان با من و به عنوان بخشی از خاطرات آن روزهای جنگ باقی مانده است. وی از عملیات طلائیه نیز به عنوان یکی دیگر از تجربه های سخت دوران جنگ یاد می کند و می گوید: نیروها برای آزادسازی مسیری حدود پنج کیلومتر، زیرآتش شدید دشمن قرار داشتند و دشمن با پرتاب مداوم منور، منطقه را روشن نگه داشته بود؛ به گونه ای که امکان تحرک را برای رزمندگان اسلام سخت و دشوار کرده بود.  رضایی ادامه می دهد: برای یافتن نیروهای باقی مانده در منطقه عملیاتی طلائیه سوار برخودرویی بودم که چند بار هدف خمپاره دشمن قرارگرفت. شدت آتش دشمن آنقدر زیاد بود که مجبور به بیرون پریدن از خودروشدم و درکسری از ثانیه خودرو هدف خمپاره قرارگرفت.

      هر رزمنده؛ یک درس

      این رزمنده نفتی، فضای جبهه را مدرسه ای برای آموختن ایثار و مسئولیت پذیری توصیف می کند و می گوید: از هر رزمنده، یک درس یاد می گرفتیم. خاطره جوان کم سن وسالی را به یاد دارم که در گرمای طاقت فرسای پاسگاه، از خوردن آب خنک صرف نظر کرده بود و آن رفتار را نمونه ای از خودسازی می دانست؛ دیدن چنین صحنه هایی باعث شد خود را در برابر آن جوان، بسیار کوچک ببینم. رضایی که پس از جنگ تحمیلی، مسیر زندگی اش با صنعت نفت گره خورده و از مهر ۱۳۶۵ به شرکت ملی نفت ایران پیوسته است، می گوید: در این سال ها، روحیه جبهه با من همراه بود.

      رضایی با اشاره به تأثیر سال های دفاع مقدس بر زندگی اش می گوید: مقاومت، ایثار و از خودگذشتگی، مهم ترین درس هایی هستند که از آن دوران به یادگار دارم؛ اگر این روحیه در زندگی اجتماعی و محیط کار نیز جاری باشد، بسیاری از مشکلات با گذشت و فداکاری قابل حل خواهد بود. او درباره ارتباط با همرزمان خود می گوید: هنوز با گذشت سال ها از دفاع مقدس، با همرزمانی از آن روزهای جنگ و ایثار ارتباط دارم، این ارتباطات همچنان ادامه دارد وجمع های دوستانه رزمندگان در فواصل مختلف برگزار می شود.

      وی خطاب به نسل جوان و کارکنان صنعت نفت تأکید کرد: همان گونه که نفت در دوران جنگ، یکی از مهم ترین سنگرهای اقتصادی کشور بود، امروز نیز کارکنان این صنعت باید با دانش روز، مسئولیت پذیری و ماندن در میدان برای پیشرفت و آبادانی ایران تلاش کنند.

       

      از عملیات برون مرزی تا صیانت از شریان های انرژی کشور

      تاسیسات نفتی هم سنگر ما بود

      مشعل |  جاسم زرگر، جانباز 70 درصد دفاع مقدس است که پنج بار مجروحیت در عملیات مختلف را تجربه کرده است. او از نخستین سال های جنگ تحمیلی به جبهه رفت و در عملیات مختلف حضور داشت. بخش مهمی از خاطرات او به مأموریت شناسایی در خاک دشمن، همکاری با نیروهای بومی مخالف رژیم صدام و ورود به صنعت نفت و حضور در پدافند غیرعامل و حفاظت از تأسیسات نفتی دوران جنگ مربوط می شود. او در گفت وگو با خبرنگار ماهنامه "مشعل" به بازگویی این رویدادها پرداخته است.

        لطفا از خودتان و نحوه ورود به جبهه برایمان بگویید.

      جاسم زرگر متولد سال ۱۳۴۴ هستم و از همان سال های نخست جنگ، یعنی از سال ۱۳۵۹، به عنوان بسیجی وارد جبهه شدم. آن زمان در جنوب کشور بودیم و جوان های جنوب با آغاز جنگ احساس می کردند باید در دفاع از کشور حضور داشته باشند. در عملیات مختلفی مانند بستان، بیت المقدس، رمضان، محرم، والفجر مقدماتی، خیبر، بدر، فاو  و  والفجر 10 حضور داشتم و مدتی نیز در جبهه های غرب کشور فعالیت کردم.

       یکی از بخش های مهم خاطرات شما، مأموریت در قرارگاه رمضان است. چگونه وارد این مجموعه شدید؟

      در سال ۱۳۶۳ به قرارگاه رمضان دعوت شدم و درآنجا با شهید اسماعیل دقایقی، شهید صدرالله فنی، سردار احمد فروزنده و شهید حمید تقوی آشنا شدم. شهید دقایقی پس از صحبت، پیشنهاد حضورم در مجموعه ای را مطرح کرد که در حوزه فعالیت های برون مرزی بود. درآن زمان هنوز تشکیلات به گستردگی سال های بعد نبود و تعداد نیروها محدود بود. مأموریت ما بیشتر به شناسایی، جمع آوری اطلاعات و ارتباط با نیروهای مخالف رژیم صدام مربوط می شد.

        ارتباط با نیروها ی عراقی چگونه بود؟

      خیلی از آنها از نظر اعتقادی و فکری به ما نزدیک بودند. بعضی از آنها خانواده هایشان در عراق حضور داشتند و برای انجام مأموریت به مناطق مختلف می رفتند و برمی گشتند. به یاد دارم یکی از همین نیروها از مأموریتی برگشت و با خود ۲۱ طناب باریک آورده بود تا بین بچه ها تقسیم کند. پرسیدم: این طناب ها را برای چه آورده ای؟ گفت: اگر در مسیر مجبور شدیم عقب نشینی کنیم، با این طناب ها پاهایمان را به هم ببندیم تا نتوانیم عقب بکشیم. این جمله برای من بسیار عجیب و تأثیرگذار بود و نشان می داد این افراد تا چه اندازه برای مبارزه آماده هستند.

        در کنار فعالیت های برون مرزی، در عملیات آزادسازی خرمشهر هم حضور داشتید. در این باره توضیح می دهید؟

      من درعملیات بیت المقدس حضور داشتم. آن زمان نیروهای مختلف نظامی در کنار هم فعالیت می کردند. از محورهای مختلف پیش رفتیم و درنهایت به خرمشهر رسیدیم. وقتی خبر آزادسازی خرمشهر رسید و وارد مسجدجامع شدیم، احساس کردیم یک اتفاق تاریخی رخ داده است. آن روز برای همه ما فراموش نشدنی است.

       چه خاطراتی ازصنعت نفت و جنگ دارید؟

      درسال های پایانی جنگ، در شرکت ملی مناطق نفت خیزجنوب در بخش پدافند غیرعامل و حفاظت از تأسیسات فعالیت کردم. یکی از مأموریت های مهم ما حفاظت از چاه های نفت در مناطق نزدیک به خط مقدم بود. در یکی از این مأموریت ها، یک چاه نفت در منطقه دهلران در معرض خطر قرار داشت؛ چاهی که از اهمیت زیادی برخوردار بود و اگر آسیب می دید، خسارت سنگینی به تولید نفت و تأسیسات وارد می شد. منطقه نیز به شدت مین گذاری شده بود و امکان حرکت عادی وجود نداشت.

       در چنین شرایطی چگونه مسیر را باز می کردید؟

      کار بسیار سختی بود. نیروهای متخصص شرکت ملی مناطق نفت خیزجنوب و رزمندگان باید در منطقه مین گذاری شده پیشروی می کردند. با کمک نیروهای نظامی، مسیر را مرحله به مرحله باز کردیم تا تجهیزات به چاه برسد. برای ما خیلی مهم بود که تأسیسات نفتی حفظ شود؛ زیرا این تاسیسات بخش بزرگی از سرمایه ملی است. نیروهای صنعت نفت در دوران جنگ، فقط به دنبال انجام وظیفه اداری نبودند. وقتی خبری از وجود بمب یا مین در اطراف چاه ها می رسید، کارگر و کارمند و نیروهای فنی بدون اینکه منتظر بمانند، وارد عمل می شدند. حتی مواردی داشتیم که بچه ها اطراف خطوط و تجهیزات را جست وجو می کردند تا بمب یا مواد منفجره ای ر ا که ممکن بود به تأسیسات آسیب بزند، پیدا کنند. این روحیه واقعا کم نظیر بود. بچه ها می دانستند اگر یک چاه یا تأسیسات آسیب ببیند، فقط یک دستگاه یا ساختمان از بین نمی رود؛ بلکه بخشی ازسرمایه کشور آسیب می بیند.

        شما در جبهه غرب مجروح شدید. این مجروحیت در کدام عملیات وچگونه اتفاق افتاد؟

      در یکی از مأموریت ها درمنطقه حلبچه (غرب کشور)، نیروهای ما برای انجام عملیات آماده می شدند. صبح زود هواپیماهای عراقی منطقه را بمباران کردند که در اثر این حمله، به شدت مجروح و برای مدتی بیهوش شدم. شرایط بسیارسختی بود و تصور می کردم دیگر زنده نمی مانم. در نهایت به بیمارستان توحید سنندج انتقال یافتم و تحت عمل جراحی قرار گرفتم. آسیب زیادی دیده بودم و مدتی طول کشید تا بتوانم دوباره صحبت کنم و به شرایط عادی بازگردم. آن حادثه برای همیشه در ذهن من ماندگار شد.

        بعد از جانبازی، ارتباطتان با صنعت نفت چگونه ادامه پیدا کرد؟

      با وجود مجروحیت، کار را رها نکردم. من از نیروهای جانباز صنعت نفت هستم و تلاش کردم همچنان در کارهای فنی و اجرایی حضور داشته باشیم. آن زمان امکانات و شرایط مانند امروز نبود؛ اما بچه های جانباز هم تا جایی که توان داشتند، در مجموعه نفت تلاش می کردند. افتخارم این است که هم در دفاع از کشور حضور داشتم و هم پس از آن توانستم در صنعت نفت، برای حفاظت از تأسیسات و سرمایه های کشور فعالیت کنم. اگر بخواهم یک جمله بگویم، این است که نفت و دفاع مقدس، برای نسل ما 2 مسیر جدا از هم نبودند؛ در بسیاری از روزهای جنگ، تأسیسات نفتی هم بخشی از همان جبهه بود و کارکنان نفت نیز رزمنده این جبهه محسوب می شدند.

       

    • media/image/2026/09/2000-1441/23892.jpg

      خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه لرستان  از دل تلاش تا اوج پایداری  می درخشد

      بر فراز بلوط های زاگرس

      مهناز محمدی  |   برای تهیه گزارش از فعالیت های کارکنان شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه لرستان، راهی این منطقه شدم. پس از عبور از مسیرهای سخت گذر در گستره جغرافیایی لرستان، با صحنه ای ایثارگرانه از تلاش کارکنان شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه لرستان روبه رو شدم که با تعهد شبانه روزی، مسئولیت صیانت از شریان های انتقال انرژی را به عهده دارند؛ مردان و زنانی که بی وقفه جریان امن و پایدار انرژی کشور را تضمین می کنند و این مرا به نوشتن تکلیف می کند.

      این گزارش ادای دینی است به تلاشگران، مردان و زنان بی ادعا در شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه لرستان  که به این خاک و وطن خدمت صادقانه می کنند.

      گاهی برخی مشاغل آنقدر  بی صدا و  بی حاشیه اند که عظمتشان در هیاهوی روزمره گم می شود. صنعت نفت، اما ستون فقرات اقتصادی کشور است و در دل این صنعت، کارکنان شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت ایران، نگهبانان خاموش شریان های حیاتی  کشور هستند.

         شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه لرستان با تکیه بر تخصص و تعهد نیروهایش، بی وقفه در حال پاسداری از جریان پایدار انرژی است. در منطقه انتقال نفت شهید سیفی(آسار)، همچنین انتقال نفت شهدای تنگ فنی، با کارکنانی گفت وگو کردم که هر کدامشان روایتگر بخشی از یک حماسه خاموش بودند. در نگاه شان چیزی فراتر از انجام یک وظیفه اداری دیده می شد؛ نوعی دلبستگی عمیق به کار، به مسئولیت و به وطنی که امنیت انرژی اش به دست آنان سپرده شده است. با وجود کسالتی که داشتم، نتوانستم چشمانم را به روی این همه تلاش بی وقفه ببندم. وقتی می دیدم کارکنان در گرما و سرما، در سکوت و دور از نگاه ها، مسئولیت انتقال ایمن نفت را بر دوش دارند، خستگی و کسالتم در برابر اراده آنان رنگ می باخت. دیدار با مدیر شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه لرستان، تصویری روشن تر از این تلاش جمعی به من داد؛ مدیری که با نگاه دقیق و در عین حال صمیمی، از اهمیت هماهنگی، آموزش مستمر و روحیه تیمی سخن می گفت. او تأکید می کرد که اگر امروز انتقال پایدار و ایمن نفت در این مناطق برقرار است، نتیجه کار شبانه روزی مجموعه ای است که هر عضو آن، خود را مسئول امنیت و آرامش مردم می داند.

      در میان مصاحبه شوندگان، گفت وگو با  دو  بانوی موفق این منطقه، جلوه ای دیگر از پیشرفت و توانمندی را به تصویر کشید. زنانی که با تخصص، اعتمادبه نفس و تعهد مثال زدنی، در بخش های فنی و مدیریتی نقش آفرینی می کنند و نشان داده اند که صنعت نفت، عرصه ای برای درخشش همه فرزندان این سرزمین است. آنها از چالش ها گفتند، از سختی ها، اما بیش از همه از عشقی سخن گفتند که به کارشان دارند؛ عشقی که خستگی را کم رنگ و انگیزه را پررنگ تر می کند.

      اما شاید تکان دهنده ترین روایت را در تنگ فنی شنیدم. در راه بازگشت متوجه شدم یکی از کارکنان این مرکز، با آنکه مشکل قلبی برایش پیش آمده و شبانه به بیمارستانی در پلدختر اعزام شده بود، تنها پس از یک یا دو ساعت بستری، وقتی پزشک قصد داشت او را برای ادامه درمان به بیمارستانی مجهزتر در خرم آباد منتقل کند، نپذیرفته بود. او با همان بهبود نسبی، مرکز درمانی را ترک کرده و دوباره راهی مرکز انتقال نفت شده بود تا در کنار همکارانش باشد. این همه ازخودگذشتگی را کجا می توان دید؟ این همان افتخار صنعت نفت است؛ افتخار به کارکنانی با غیرت و جان برکف که مسئولیت را بر آسایش شخصی برتری می دهند. وقتی از تنگ فنی بیرون آمدم، بیش از هر زمان دیگری فهمیدم چرا پرچم کارکنان صنعت نفت همیشه بالاست. این پرچم با شعار بالا نرفته است؛ با عرق جبین، با شب بیداری ها، با دل نگرانی های پنهان خانواده ها و با عشق به ایران برافراشته مانده است.

      این گزارش تنها گوشه ای از تلاش های آنان را بازگو می کند؛ تلاشگرانی که شاید نامشان کمتر شنیده می شود، اما اثر کارشان در زندگی تک تک ما جاری است. شریان های نفتی که بی وقفه می تپند، نتیجه غیرت، تخصص و عشقی است که در دل این مردان و زنان موج می زند و من با تمام وجود باور دارم که اگر این سرزمین استوار ایستاده، به دلیل همین تپش های پنهان، اما پرقدرت در امتداد لوله های نفت است.

      آنچه در این سفر دیدم، فقط یک گزارش کاری نبود؛ رویارویی با نسلی از خدمتگزاران بود که از راننده تا مدیر، همه دلشان برای وطن می تپید. اگر امروز شریان های نفتی کشور بی وقفه می تپد، به حرمت دل هایی است که بی ادعا و استوار، برای سربلندی ایران می تپند.

    • media/image/2026/09/2000-1441/23893.jpg

      ایستاده در کنار توربین ها

      در هوای پاییزی این روزها، اتاق های کنترل و ایستگاه های بهره برداری نیز حال وهوایی دیگر دارند؛ جایی که در کنار تابلوهای برق و صدای یکنواخت توربین ها، زندگی و کار به شکلی پیوسته در جریان است. در چنین فضایی پای صحبت های اسدالله کلانتر، مدیر شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه لرستان نشستیم؛ مدیری با ۲۹ سال سابقه خدمت در صنعت نفت که نامش با دانش فنی توربین ها، ابتکارهای ماندگار و تعهدی مثال زدنی گره خورده است.

      میان خانه و خانواده دوم

      کلانتر با آرامش خاصی از کار در صنعت نفت می گوید: ما در صنعت نفت دو نوع کار داریم؛ همکاران روزکار و نیروهای شیفتی که در مراکز انتقال نفت مشغول خدمت اند. اینجا کار متوقف نمی شود و همکاران در هر شرایطی کنار هم می مانند، کار را پیش می برند و وظیفه شان را انجام می دهند. او با بیان اینکه برای مدیران این مجموعه، تعطیلی همیشه معنای ثابتی ندارد، تأکید می کند: ممکن است روزکار باشی، اما همان لحظه تماس بگیرند که خطی دچار مشکل شده. باید بروی. این موضوع بعد از حدود ۲۹ سال برای خانواده هم عادی شده است. صنعت نفت، خانواده دوم ماست. وقتی از او درباره دوری از خانه در لحظه های حساس کار می پرسیم، صادقانه پاسخ می دهد: طبیعی است که آدم دوست دارد آن لحظه کنار خانواده اش باشد. اگر بگوییم بهترین حالت است که سر کار باشیم، شاید واقعیت را نگفته باشیم. اما وقتی کنار همکارانت هستی و می بینی آنها هم وظیفه شان را انجام می دهند، یک حس همدلی ایجاد می شود. اینکه مدیر در خانه نباشد و کنار نیروها بایستد، انرژی مثبتی هم به آنها و هم به خودمان منتقل می کند. در منطقه لرستان، سنتی قدیمی برقرار است؛ مدیران با سرکشی میدانی، همراهی خود را با نیروهای عملیاتی نشان می دهند. کلانتر می گوید: در اتاق ها را یکی یکی می زنیم، به مراکز انتقال نفت می رویم و به همکاران بهره بردار خدا قوت می گوییم. این رسم شاید ساده به نظر برسد، اما تأثیرش عمیق است. دیده شدن تلاش همکاران، بزرگ ترین تشویق است.

      از سرمای کار تا گرمای مسئولیت

      حدود سه دهه کار در صنعت نفت، برای کلانتر خاطراتی تلخ و شیرین به همراه داشته است. از او می خواهیم یکی از تجربه های متفاوتش را روایت کند. مکثی می کند و می گوید: یک بار حوالی خرم آباد کنار خانواده بودیم که تماس گرفتند؛ خطی در جنوب دچار نشتی شده است. همان لحظه با خانواده خداحافظی کردم و راه افتادم. کار تا شب طول کشید. سرمای شدیدی بود، حتی لباس کاری که برایم گذاشته بودند، باد برده بود داخل جدول. اما باید کار انجام می شد. خودم هم دست به کار شدم. همان جا ماندیم تا خط روشن شد. شاید سختی اش زیاد بود، اما وقتی خط به مدار برگشت، حس رضایتش از هر چیز دیگری شیرین تر بود.

      او سختی ها را بخشی جدایی ناپذیر از حرفه خود می داند: کار ما همیشه با چالش همراه است، اما همین چالش هاست که آدم را می سازد.

      از توربین های ایتالیایی تا پیشنهاد انگلیسی

      شهرت کلانتر به «پدر توربین ایران» بی دلیل نیست. او سال ها در حوزه تعمیر، راه اندازی و رفع اشکال توربین های صنعتی فعالیت کرده و ابتکارهایش به ثبت ملی رسیده است.

      روایت یکی از مهم ترین تجربه هایش به توربین های ساخت ایتالیا بازمی گردد. او در این زمینه می گوید: توربین هایی وارد کشور شده بود که قرار بود کارشناسان خارجی برای نصب و راه اندازی بیایند. اما تحریم ها شدت گرفت و نیامدند. توربین مدت ها معطل مانده بود. تصمیم گرفتیم با تکیه بر توان داخلی، کار را انجام دهیم. نصب و راه اندازی توسط همین کارکنان منطقه انجام شد. بعدها که کارشناسان خارجی آمدند، از کیفیت اجرا شگفت زده شدند. او حتی به بازدید از یک شرکت انگلیسی و ایتالیایی نیز دعوت شده است: برای بازدید فنی به یک شرکت سازنده توربین در ایتالیا رفته بودیم. وقتی در حین بررسی توربین ها به معایب آن توربین ها اشاره کردم، ایتالیایی ها انگشت به دهان مانده بودند و برایشان بسیار تعجب برانگیز بود که این توربین دچار نقص فنی است. وقتی به تهران آمدم، برایم دعوت نامه ای فرستاده بودند و مرا دعوت به کار کردند و حتی پیشنهاد دادند که تمام امکانات را برای خانواده ام هم در آن کشور فراهم می کنند. انگلیسی ها هم وقتی برای بازدید از یک توربین به دفتر کارشان رفته بودم، وقتی با معایب توربین مورد نظر آشنا شدند، تعجب کردند. آنها هم مرا دعوت به کار کردند و پیشنهاد همکاری دادند. هر دو شرکت، یکی انگلیسی و دیگری ایتالیایی، مرا دعوت به کار کردند، اما من ماندن را انتخاب کردم. اعتقادم این بود که این دانش باید در کشور خودمان بومی شود.

      شش اختراع با صرفه جویی های ارزی

      کلانتر تاکنون شش اختراع ثبت شده در حوزه تجهیزات دوار و توربین ها دارد. یکی از مهم ترین آنها مربوط به کاهش مصرف روغن توربین های وارداتی است. او می گوید: توربین های ایتالیایی یک اشکال کارخانه ای داشتند و مصرف روغنشان بالا بود. طرح ابتکاری ارائه دادم که پس از اجرا، مصرف تا ۸۰ یا ۹۰ درصد کاهش پیدا کرد. این اولین بار بود که چنین تغییری در کشور انجام می شد. او به مشکل لرزش در برخی توربین های سولار نیز اشاره می کند: کارشناسان خارجی حتی از فرانسه آمدند، قطعه ای ساختند و فرستادند، اما مشکل کاملا رفع نشد. به نظرم رسید اشکال از جای دیگری است. آن را بررسی و با کمترین هزینه، ریشه مشکل را برطرف کردم. الان سال هاست بدون آن لرزش توربین ها کار می کنند. به گفته همکاران شرکت خطوط لوله ومخابرات نفت منطقه لرستان، این ابتکارها صرفه جویی های چند هزار میلیاردی برای صنعت نفت به همراه داشته است؛ نمونه ای روشن از پیوند دانش فنی و تعهد ملی.

      مسئولیت کاری، امانت است

      وقتی از او می پرسیم چه چیزی این سطح از تعهد را شکل داده، پاسخ می دهد: عرق کاری ذاتی است. من نمی توانم از کنار اشکال بگذرم، حتی اگر مربوط به حوزه من نباشد. حس می کنم مسئولم. بالاخره از این مجموعه حقوق می گیریم، باید اثرگذار باشیم. او مسئولیت مدیریتی را  امانتی می داند و در این زمینه می گوید: یک بخشی از این مملکت دست ما سپرده شده است. فردا باید پاسخ بدهیم چه کردیم. مهم این است که پیش خودت و خدای خودت راضی و مفید باشی.

      تخصص داریم؛ کار تیمی را تقویت کنیم

      کلانتر در کنار تاکید بر تخصص فردی، به یک خلا جدی اشاره می کند: ما متخصص کم نداریم. هر کدام از نیروهای ما اگر به خارج بروند، سرآمد هستند. اما کار تیمی باید تقویت شود. نباید کار دیگران را به نام خود مصادره کنیم. باید یاد بگیریم نتیجه واحد از فکرهای متعدد بگیریم.

      او معتقد است این فرهنگ باید از مدرسه آغاز شود. در کشورهای پیشرفته، از همان ابتدا کار گروهی آموزش داده می شود. اگر این حلقه تقویت شود، ظرفیت علمی کشور چند برابر خواهد شد. او در پایان، از بازتاب رسانه ای و تلاش کارکنان قدردانی می کند و می گوید: وقتی خبرنگاری از تهران می آید و در این نقطه دورافتاده با همکاران بهره بردار صحبت می کند، آنها احساس ارزشمندی می کنند. این تشویق شاید از پاداش مالی هم اثرگذارتر باشد. در صنعت نفت، دوری از خانه و ایستادن پای مسئولیت، تجربه ای آشناست؛ تجربه ای که با وجود همه دشواری ها، با حس افتخار به تداوم کار و روشن ماندن چراغ صنعت کشور همراه می شود. اسدالله کلانتر، مردی که توربین ها را به زبان دانش و ابتکار رام کرده، همچنان همان گونه که سال ها ایستاده، کنار همکارانش می ایستد؛ با ایمانی راسخ به توان ایرانی، باوری عمیق به کار تیمی و نگاهی روشن به آینده خانواده بزرگ صنعت نفت.

    • media/image/2026/09/2000-1441/23913.jpg

      نفت نعمت ماست قدردان آن باشیم

      مرجان حمیدوند، از مسیر جذب نخبگان در سال ۱۳۸۹ به خانواده صنعت نفت پیوست. نخستین ایستگاه خدمت او، پالایشگاه کرمانشاه بود و پس از دو سال، به دلیل شرایط زندگی به شرکت ملی پخش فراورده های نفتی منطقه لرستان منتقل شد. در سال ۱۳۹۷ نیز به شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت ایران آمد و امروز به عنوان رئیس امور مالی و عامل حساب شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه لرستان مشغول خدمت است.

      او دانش آموخته کارشناسی ارشد مدیریت مالی از دانشگاه الزهرا(س) تهران است و هر دو مقطع تحصیلی خود را با رتبه ممتاز به پایان رسانده است. پیش از ورود به صنعت نفت نیز از سال ۱۳۸۷ به عنوان مدرس در دانشگاه های دولتی لرستان، همدان و رباط کریم فعالیت داشته و مقالات متعددی در مجلات داخلی و خارجی منتشر کرده است.

      قلب مالی در شاهراه انرژی

        تمام هزینه های سرمایه ای و جاری، از پرداخت پیمانکاران تا انعکاس در صورت های مالی، از مسیر واحد مالی عبور می کند؛ واحدی که با وجود دو پست خالی سازمانی، تنها با ۱۰ نیرو فعالیت می کند.حجم گردش مالی این منطقه نشان از فعالیت های گسترده در آن دارد.  در حوزه تحصیل اراضی نیز، فعالیت ها چشمگیر است؛ به گونه ای که تنها در دی ماه سال گذشته، برای پروژه خط لوله ۲۶ اینچ لوپ تهران ـ جنوب در محدوده حوزه استحفاظی منطقه لرستان، مبالغی برای پرداخت به ۵۵ کشاورز در نظر گرفته شده است تا اسناد مالکیت به نام شرکت منتقل شود. بودجه سالانه منطقه هر سال متناسب با نرخ تورم و افزایش هزینه ها رشد می یابد. در کنار این ارقام، پیچیدگی سامانه های نوین مالیاتی و بانکی، حجم کار واحد مالی را دوچندان کرده است.

      تلاش بدون تعطیلی

      برای کارکنان عملیاتی صنعت نفت، تلاش مفهومی متفاوت دارد. حمیدوند می گوید: «هر لحظه در منطقه حضور داریم. حتی در ایام تعطیلات نیز در دسترس هستیم و اگر حادثه ای برای خط یا تأسیسات رخ دهد، باید برای تأمین و پرداخت هزینه ها در محل حاضر شویم.

      او خاطره سیل سال ۱۳۹۸ را به یاد می آورد؛ زمانی که مسیر دسترسی به مرکز انتقال نفت افرینه قطع شد و بخشی از حصار تأسیسات آسیب دید. با وجود روزهای تعطیل، همکاران مالی در کنار سایر واحدها در منطقه حضور یافتند تا عملیات بدون وقفه ادامه یابد.

      انگیزه ای فراتر از مرزها

      مرجان حمیدوند خود را دلبسته کار و تحصیل می داند و می گوید: از کودکی به کار و پیشرفت علاقه مند بودم. برایم تفاوتی ندارد که یک خانم هستم؛ اگر لازم باشد 10 برابر تلاش می کنم. خستگی ناپذیرم و دوست دارم در کنار همکاران مرد، حتی فراتر از آنها فعالیت کنم. او در عین حال بر ضرورت توجه بیشتر به بانوان شاغل در مناطق عملیاتی تأکید می کند و می گوید: وقتی سازمان تلاش و تعهد کارکنان را ببیند و قدر بداند، انگیزه ها چند برابر می شود.

      نخستین بانوی رئیس مالی منطقه

      یکی از نقاط درخشان کارنامه او، نخستین بانویی است که از زمان راه اندازی شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت ایران تاکنون، مسئولیت ریاست مالی یک منطقه را به عهده گرفته است؛ افتخاری که با پاکدستی و سلامت اداری همراه بوده است.

      او با تأکید بر اهمیت سلامت مالی می گوید: در واحد مالی، سلامت اداری اصل اساسی است. خدا را شکر می کنم که تا امروز توانسته ام این امانت را سالم نگه دارم.

      خانواده؛ همراه همیشگی

      فعالیت در منطقه ای خارج از شهر و رفت وآمد روزانه با خودروی شخصی، بخشی از دشواری های این مسیر است. شب یلدای سال گذشته ساعت ۸ شب به خانه رسیده؛ زمانی که خانواده چشم انتظار او بوده اند. فرزند ۱۴ ساله اش، دانش آموز کلاس هشتم، سال ها با شرایط خاص شغل مادر کنار آمده و این همراهی، پشتوانه ای برای ادامه راه او بوده است.

      خاطره ای از قدردانی

      از خاطرات شیرین او، طراحی یک برنامه اکسل برای ساماندهی حسابداری فروش در پالایشگاه کرمانشاه است؛ ابتکاری که بعدها با دریافت پاداش و تماس قدردانی مدیران همراه شد. لبخند می زند و می گوید: هرچه دارم از نفت دارم و باید قدردان این سفره باشم. با وجود فرصت های متعدد برای مهاجرت، از سال ۱۳۸۷ تصمیم گرفت در کشور بماند و خدمت کند: هم کشورم را دوست دارم و هم خدمت به این سرزمین را.

      پیام به همکاران

      پیام او به همکاران صنعت نفت ساده و صمیمی است. می گوید: نفت، نعمت ماست. قدردان این نعمت باشیم و برای اعتلای آن تلاش کنیم. روایت مرجان حمیدوند، تنها روایت یک مدیر مالی نیست؛ روایت بانویی نخبه و پرتلاش است که در خط مقدم امانتداری و مسئولیت، رو به پیشرفت حرکت می کند؛ پیشرفت و تلاشی که برای خانواده بزرگ نفت، با تعهد، تخصص و امید معنا می شود.

       

       

      زن و مرد  درانجام وظایف سازمانی تفاوتی ندارند

      در سالی که گذشت، تلاش های پیگیرانه برای تقویت بنیان خانواده و ارتقای جایگاه بانوان در شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه لرستان، جلوه ای روشن از همدلی سازمانی و مسئولیت پذیری اجتماعی را به نمایش گذاشت؛ روایتی از تعهدی دوگانه در محیط کار و کانون خانواده که نویدبخش افقی روشن در سال نو است.

        لیلا دالوند با ۲۳سال سابقه خدمت در شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه لرستان و مدرک کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی، در حال حاضر با سمت سازمانی ناظر خدمت پیمانکاران در واحد اداری مشغول به فعالیت است.

      وی در سال های گذشته، افزون بر انجام وظایف تخصصی خود، به عنوان مشاور امور بانوان و خانواده نیز ایفای نقش کرده و کوشیده است مطالبات و دغدغه های بانوان شاغل و خانواده های کارکنان را پیگیری کند. وی درباره فعالیت های مربوط به امور بانوان و خانواده در این شرکت گفت: با تلاش و همراهی مدیریت منطقه و همکاری همکاران، اقدام های متعددی در جهت اجرای قوانین مرتبط با خانواده و افزایش رضایتمندی کارکنان انجام شد که پیگیری و اجرای برنامه های قانون جوانی جمعیت، رسیدگی به مسائل مرتبط با امور بانوان و خانواده، برگزاری جشن ها و برنامه های فرهنگی در مناسبت های مختلف سال، همچنین راه اندازی و استمرار تمرینات ورزشی برای تمام رده های سنی کارکنان، همسران و فرزندان و اعزام و مشارکت در مسابقات ورزشی داخلی و رقابت های وزارت نفت، از مهم ترین آنهاست.

      دالوند برگزاری کلاس های آموزشی در حوزه مسائل و بیماری های ویژه بانوان برای همسران کارکنان، برپایی موکب پذیرایی از زائران حضرت اباعبدالله الحسین(ع)، برگزاری مراسم مذهبی، جشن اعیاد، محفل انس با قرآن در ماه مبارک رمضان و مشارکت در راهپیمایی ها، همچنین برگزاری اردوها و گلگشت های خانوادگی در سطح استان را نیز دیگر فعالیت های مربوط به امور بانوان و خانواده در شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه لرستان برشمرد. وی افزود: این اقدام ها، تنها برنامه هایی مناسبتی نبودند؛ بلکه تلاشی هدفمند برای تقویت سرمایه اجتماعی سازمان، ایجاد نشاط جمعی و برقراری تعادل میان زندگی حرفه ای و خانوادگی کارکنان به شمار می روند.

      دالوند توضیح داد: در انجام وظایف سازمانی، تفاوتی بین زن و مرد وجود ندارد و زنان همپای همکاران مرد، مسئولیت پذیر و متعهدانه ایفای نقش می کنند. افزون بر این، بخش قابل توجهی از مسئولیت های خانواده و تربیت فرزندان به عهده آنان است؛ نقشی اثرگذار که سلامت جسمی و روحی بانوان را به طور مستقیم با کیفیت عملکرد سازمانی پیوند می دهد. بی تردید، بدون تلاش و همراهی بانوان، شکل گیری خانواده ای سالم و شاد و تحقق سیاست های جوان سازی جمعیت امکان پذیر نخواهد بود. تحقق عدالت در محیط کار، ضرورتی انکارناپذیر به نظر می آید و یکی از مهم ترین شاخص های این عدالت، برخورداری برابر از حقوق و مزایا در قبال ماهیت یکسان کار و مسئولیت آنهاست که از جمله می توان به پرداخت کمک هزینه هایی همچون حق مسکن، عیدی، پاداش های مناسبتی و سرانه ورزش برای بانوان، همانند همکاران مرد، اصلاح قانون بازنشستگی بانوان با کمتر از ۳۰ سال سابقه بیمه،همچنین امکان استفاده از بیمه درمانی برای فرزندان کارکنان زن که فاقد پوشش بیمه ای هستند، بهره مندی همسر و فرزند کارکنان زن شاغل از بیمه تکمیلی و اصلاح مقررات مرتبط با فوت کارکنان زن و برخورداری خانواده آنان از حقوق و مزایای مستمری پس از فوت اشاره کرد.  وی تصریح کرد: سرمایه انسانی، بزرگ ترین دارایی صنعت نفت است و توجه به کرامت، امنیت خاطر و رضایتمندی کارکنان به ویژه بانوان، زمینه ساز افزایش بهره وری، همدلی و پویایی سازمان خواهد بود. دالوند در پایان اشاره کرد: امید می رود با تداوم این رویکرد حمایتی و عدالت محور، آینده ای از نشاط، آرامش و شکوفایی برای خانواده بزرگ صنعت نفت در لرستان رقم بخورد و آن روزها، تلاش های بانوان دیده و به شایستگی پاس داشته شود.

    • media/image/2026/09/2000-1441/23895.jpg

      بهداشت و درمان صنعت نفت با اجرای خدمات مراقبت بیمارمحور رضایتمندی بیماران را افزایش داده است 

      پایش پس از ترخیص

      مشعل |  در مسیر درمان، گاهی آنچه بیش از هر دارو و تجهیزاتی آرامش می بخشد، احساس دیده شدن، شنیده شدن و احترام است؛ احساسی که می تواند با یک تماس ساده از بیمارستان با بیمار ترخیص شده حاصل شود و این موضوع را در ذهن او تداعی کند که فقط یک پرونده پزشکی یا تخت نبوده و مراقبت های درمانی به لحظه ترخیص ختم نمی شود؛ بلکه حمایتگران تا بازگشت به زندگی عادی، همراه او هستند.

      تماس های امیدبخشی که چند سالی است سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت با هدف بهینه سازی خدمات درمانی، مراقبت های بهداشتی و به طورکلی نظام درمانی، آن را در قالب طرح "پایش خدمات مراقبت بیمارمحور" راه اندازی کرده و برابر داده های به دست آمده، این رویکرد باعث کوتاه شدن طول درمان، افزایش میزان رضایتمندی، کاهش خطای پزشکی و بسیاری موارد دیگر شده است.

      برای واکاوی این طرح و تأثیر آن در شاخص بهبود بیماران، خبرنگار "مشعل" با محمدجواد کیان، رئیس بهداشت و درمان صنعت نفت تهران گفت وگویی انجام داده است که در ادامه می خوانید.

        طرح پایش خدمات مراقبت بیمارمحور از چه زمان و با چه هدفی در بهداشت و درمان صنعت نفت تهران آغاز شده است؟

      این طرح باهدف کلی افزایش سطح رضایتمندی جمعیت تحت پوشش و ارتقای کیفیت ارائه خدمات سلامت، استقرار سازوکار مناسب برای سنجش و ارتقای رضایتمندی مراجعان از خدمات سلامت  و کسب تجربه بیماران بستری در مراکز تملیکی سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت از سال ۱۴۰۲ در بهداشت و درمان صنعت نفت تهران به صورت پایلوت آغاز شده است. همچنین تلاش بر این بود که با اجرای این طرح، شناسایی نقاط ضعف در ارائه خدمات بهداشتی و درمانی و بهبود آن، رقابت با بیمارستان های مشابه در جلب رضایت مشتری، نظارت بر حسن اجرا و پیاده سازی برنامه های نظارتی و اعتباربخشی بیمارستان ها، ایجاد رویکردهای بیمارمحور در حوزه خدمات سلامت، افزایش تعامل کادر درمان با بیمار و جمعیت تحت پوشش، دستیابی و افزایش رضایت عمومی بیماران از منظر جسمی و روحی و پاسخگویی به انتظارات بیماران و مطالبات مدیران ارشد حاصل شود که خوشبختانه در همین مدت اجرا، نتایج بسیار خوبی به دست آمده است.

        چه سازمان یا واحدی متولی اجرای این طرح است؟

      معاونت سلامت اداره کل سلامت و تربیت بدنی به نمایندگی از شورای هماهنگی نظام سلامت کارکنان و بازنشستگان صنعت نفت، پس از ترخیص بیماران بستری در بیمارستان های بهداشت و درمان صنعت نفت و به منظور ارتقای کمی و کیفی ارائه خدمات بهداشتی و درمانی، افزایش سطح رضایتمندی جمعیت هدف و بهبود عملکرد مراکز درمانی و مشارکت بیماران و خانواده آنها در ارائه خدمات، از طریق واحد نظارتی مستقر در خارج از سازمان، تجربه بیماران از خدمات بستری را به وسیله طرح پرسشنامه مورد نظارت و ارزیابی قرار می دهد. در اینجا ممکن است سؤال پیش بیاید که چرا تماس ها از سوی افراد خارج از کادر بیمارستان انجام  می شود؟ در توضیح باید بگویم نظارت بر استقرار نظام حاکمیت بالینی به عنوان عامل اصلی در ارتقای کیفیت ارائه خدمات و مراقبت های درمانی در کشورهای مختلف، متفاوت است و هر کشور راهکار قانونی خاص خود را برای استقرار نظام حاکمیت بالینی به رسمیت می شناسد و وزارت بهداشت هر کشور، نهادهایی را در این زمینه به صورت رسمی به مراکز و سازمان های ذینفع معرفی می کند؛ اما ویژگی مشترک نهادهای ناظر بر استقرار حاکمیت بالینی، به ویژه انجام ممیزی های بالینی مرتبط، رعایت اصل بی طرفی و نداشتن هیچگونه وابستگی به مراکز درمانی و سازمان هایی است که استقرار این نظام در آنها دنبال می شود. استانداردی که صنعت نفت هم تلاش کرده در مسیراجرای آن گام بردارد. به همین دلیل تماس با بیمار ترخیص شده، خارج از کادر درمان انجام می شود.

       

        آیا استانداردی که بهداشت و درمان صنعت نفت برای این پایش به کارگرفته، مبنای جهانی هم دارد؟

      بله. در سال ۲۰۰۲ مطالعه ای در ۵ کشور سوئد، سوئیس، انگلستان، آمریکا و آلمان انجام و یک پرسشنامه کوتاه و اصلی که بتوان از آن برای مقایسه بیمارستان ها و روند نظارت استفاده کرد، طراحی شد و روایی و پایایی فرم پیکر در این مطالعه موردتأیید قرار گرفت.  این پرسشنامه تنها با ۱۵ سؤال برای نظرسنجی در نظر گرفته شده که در مطالعات ملی NHS در انگلستان نیز استفاده شده است. این فرم که در کشورهای دیگر نیز مورداستفاده قرار گرفته و تأیید شده، از سوی بیماران بسیار سریع و آسان تکمیل و به راحتی امتیازبندی می شود.  در بیشتر نظرسنجی های انجام شده، هر مرکز درمانی با توجه به سلائق و نیازهای خود اقدام به طراحی و استفاده از چک لیست کرده که امکان مقایسه و تعمیم عمومی را غیرممکن می سازد. ازاین رو استفاده از چک لیست مناسب و یکسان در بیمارستان ها و مراکز ارائه دهنده خدمات درمانی ضروری به نظر می رسید. بیمارستان فوق تخصصی صنعت نفت تهران نیز برای بهبود وضعیت درمانی گام بلندی در اجرای طرح پایش خدمات مراقبت بیمارمحور برداشته که آن را در رده نخستین بیمارستان های پیشگام در به کارگیری این روش قرار داده است.

        مطابق آمار، نتایجی که تاکنون از این طرح به دست آمده، چه بوده است؟

      در بررسی داده هایی که طی این مدت زمانی به دست آمده، با بیش از  31 هزار بیمار ترخیص شده تماس گرفته شده که 64 درصد آنان در نظرسنجی شرکت کرده اند.در مورد میانگین تعداد تماس های ماهانه هم باید گفت که یکهزار و ۲۰۰ تماس با بیماران بستری در بخش های مختلف بیمارستان گرفته شده که این تماس ها بعد از یک هفته تا حداکثر یک ماه پس از ترخیص انجام و در آن، شاخص های ارزیابی تجربه بیماران بر اساس بعد اطلاعات و آموزش، هماهنگی مراقبت ها، آسایش جسمی، حمایت عاطفی، احترام به ترجیحات بیمار، مشارکت خانواده و دوستان و استمرار و گذار سنجیده می شود.۱۵ سوال پرسشنامه پیکر (Picker) در مدت زمان حداقل ۱۰ دقیقه و حداکثر یک ساعت از بیماران پرسیده می شود و در پایان نیز این امکان را دارند که آزادانه انتقاد، پیشنهاد و نظرات سازنده خود را، جدا از ۱۵ پرسش فوق بیان کنند.درباره نتایج حاصل شده هم باید گفت که میانگین رضایت بیماران در آخرین دوره ارزیابی ۸۹.70 درصد بوده که بالاترین امتیاز به شاخص آسایش جسمی و پایین ترین امتیاز مربوط به شاخص استمرار و گذار تعلق گرفته است. مهم ترین دغدغه ها یا شکایات بیماران به کمبود نیروی انسانی متخصص، فرسودگی فضای درمانی موجود، کمبود تجهیزات پزشکی روزآمد، سایه انداختن قوانین صنعت نفت بر بخش بهداشت و درمان، تحمیل نیروهای ناکارآمد به بدنه سازمان، تناسب نداشتن خدمات بهداشتی و درمانی، به خصوص درمانی با انتظارات جمعیت تحت پوشش، محدود کردن حق انتخاب پزشک، کمبود فضای فیزیکی درمانی و ازدحام بیماران و مواردی از این دست مربوط می شود. در کنار بیان این دغدغه ها، بیماران مواردی را به عنوان نقاط قوت بهداشت و درمان صنعت نفت مطرح کرده اند که جای خوشحالی دارد، از جمله سلامت محور بودن و انجام توأمان خدمات بهداشتی و پیشگیری و خدمات درمانی، حضور مستمر در نقاط حادثه خیز مناطق عملیاتی صنعت نفت، دارابودن ویژگی های خاص سیستم های پیشرو خدمات سلامت در دنیا مانند سطح بندی خدمات، سیستم ارجاع و پزشکی خانواده، نبود ارتباط مالی بین بیمار و پزشک، نقش آفرینی در برآورده کردن انتظارات مردم بومی در حوزه مسئولیت های اجتماعی صنعت نفت، حفظ محرمانگی اطلاعات و اسناد پزشکی کارکنان صنعت نفت و همچنین سطح دسترسی یکسان و عادلانه کارکنان در سطوح مختلف اداری و مدیریتی، به گونه ای که با بالاترین مقام اجرایی صنعت نفت و پایین ترین رتبه اداری در برخورداری از امکانات درمانی و دریافت هزینه های درمانی به صورت یکسان رفتار می شود.  نتایج حاصل شده به صورت دوره ای به شورای سلامت برای انجام اقدامات لازم انعکاس داده می شود. امید که این رویکرد ارزشمند، بیش ازپیش جاری شود و هر بیمار، هنگام خروج از بیمارستان، علاوه بر بهبود جسمی، خاطره ای از مهربانی، امنیت و اعتماد را نیز با خود به خانه ببرد.

    • media/image/2026/09/2000-1441/23896.jpg

      561 پروژه آموزشی در 31 استان به همت شرکت ملی نفت  ایران تکمیل شده است

      کوله پشتی هایی پر از فردا

      مشعل |  زردی برگ های درختان، کم جان شدن نور خورشید و قوت گرفتن خنکای هوا در کنار هیاهوی بازار نوشت افزار، نوید آغاز سال تحصیلی و نواخته شدن زنگ مدرسه را می دهند؛ آغاز فصل تازه ای که در آن دانش آموزان با کوله پشتی هایی پر از امید به فردا، به سوی ساختن آینده گام برمی دارند. کوله های رنگارنگی که صنعت نفت تلاش کرده با تکمیل پروژه های آموزشی مسئولیت اجتماعی، در هرچه پر محتوا شدن آن نقش برجسته ای ایفا کند، بنابرگزارش مدیریت نظارت بر طرح های عمرانی مناطق نفت خیز، از ۲ هزار و ۸۵۸ پروژه که با اعتباری بالغ بر ۹ هزار و ۶۴۴ میلیارد تومان به بهره برداری رسیده، ۵۶۱ مورد آن آموزشی بوده است. این ترکیب از این نظر حائز اهمیت است که نشان می دهد بخش قابل توجهی از منابع مسئولیت اجتماعی به جای آنکه در پروژه های بزرگ و کم اثر بر زندگی روزمره هزینه شود، صرف احداث زیرساخت های آموزش برای فرزندانی شده که قرار است روزی خودشان ادامه دهنده راه توسعه و آبادانی ایران باشند.

      شهریورکه به روزهای پایانی می رسد، حال وهوای خانه ها هم تغییر می کند. بوی دفتر و کتاب تازه، جست وجو برای خرید کیف وکفش مدرسه و هیجان انتخاب مداد و لوازم تحریر، نشانه هایی هستند از اینکه فصل دیگری در راه است؛ فصلی که با صدای زنگ مدرسه آغاز می شود؛ اما مدرسه فقط محل آموختن درس های کتاب نیست؛ بلکه جایی است که در آن، آینده دانش آموزان شکل می گیرد. اینجاست که مفهوم مسئولیت اجتماعی صنعت نفت، تنها در ساختن یک مدرسه یا تجهیز یک فضای آموزشی خلاصه نمی شود؛ بلکه در کنار توسعه اقتصادی، ایجاد فرصت رشد و بالندگی انسان ها را نیز به عهده دارد؛ هدفی که وزارت نفت دولت چهاردهم آن را در اولویت قرار داده و تلاش کرده است از میان 2 هزار و 858 پروژه عام المنفعه تکمیل شده ای که طی 2 سال سکانداری در حوزه های آموزشی، ورزشی، بهداشتی، راه و جاده، آبرسانی، برق رسانی، طرح های هادی و خدماتی به سرانجام رسانده و افزون بر 9 همت اعتبار به آنها اختصاص داده، 561 پروژه آموزشی آن در استان های نفت و گازخیز و کم برخوردار اجرا شود تا دانش آموزی که با کیف مدرسه وارد کلاس می شود، در آینده معلمی شود و نسل دیگری را آموزش دهد، پزشکی شود که به نجات جان انسان ها همت گمارد، یا مهندسی که پروژه ای بزرگ را به سرانجام رساند و یا کارآفرینی که برای جوانان دیگر فرصت شغلی بیافریند.

      در میان 31 استانی که مدیریت نظارت بر طرح های عمرانی مناطق نفت خیز به نمایندگی از شرکت ملی نفت ایران، بیشترین طرح های آموزشی را تکمیل کرده و به بهره برداری رسانده، استان های خوزستان، بوشهر و کهگیلویه و بویراحمد به ترتیب در جایگاه های اول تا سوم قرار دارند که در این گزارش به آن اشاره شده است. 

      خوزستان با 177 پروژه در صدر

      در تقسیم بندی سهم استان ها از پروژه های آموزشی، استان خوزستان در بالای جدول خودنمایی می کند. به این معنا که از 458 پروژه عام المنفعه که به همت مدیریت نظارت بر طرح های عمرانی مناطق نفت خیز و با اعتبار اختصاص یافته بیش از 3 هزار و 600 میلیارد تومان در این استان تکمیل شده،177 پروژه آموزشی سهم این استان بوده است.

      پروژه هایی همچون کمک به احداث مجتمع آموزشی معلولان در اندیمشک، کمک به تکمیل یک باب فضای آموزشی در محل مسکن 2 هزار واحدی اهواز، کمک به تخریب و بازسازی دبستان 6 کلاسه علی ایرفی روستای بروایه، کمک به احداث مدرسه 6 کلاسه رودریز باغ ملک، خرید تجهیزات مدارس ناحیه یک شهرستان اهواز و مدارس شهرستان کارون و بندر ماهشهر، کمک به احداث سالن ورزشی دبیرستان 12 کلاسه دکتر عادلی بهبهان، کمک به بازسازی مدرسه استثنایی سروش خرمشهر، کمک به تکمیل هنرستان 9 کلاسه ناحیه صنعتی بندرماهشهر و هنرستان 6 کلاسه آغاجاری، کمک به خرید 250 عدد تجهیزات برودتی (کولر 18 هزار پنجره ای) برای مدارس سوسنگرد و مدارس شادگان، کمک به احداث هنرستان 12 کلاسه دخترانه رامهرمز، مشارکت در تکمیل مدرسه شبانه روزی دخترانه سرای دانش روستای عشایر اندیکا و بسیاری موارد دیگر، بخشی از تلاش های وزارت نفت دولت چهاردهم برای نشاندن لبخند بر لب دانش آموزان خوزستانی است.

      لبخند؛ سهم دانش آموزان بوشهری

      بوشهر، دیگر استانی است که در گزارش مدیریت نظارت بر طرح های عمرانی در مناطق نفت خیز، جایگاه دوم را در تکمیل پروژه های آموزشی به خود اختصاص داده و دانش آموزان این خطه از مرز و بوم با آرامش از داشتن یک حامی خوب، پا به عرصه آینده سازی می گذارند. شاهد مدعا، 70 پروژه آموزشی از میان 391 پروژه ای است که با اعتبار یکهزار میلیارد تومان (یک همت) تکمیل شده و برای آغاز سال تحصیلی آماده بهره برداری است.

      کمک به تجهیز کارگاه هنرستان امام حسن دیلم، کمک به تجهیز مدرسه روستاهای آبپخش، برازجان، درودگاه، وحدتیه، دهداران سفلی و سعدآباد شهرستان دشتستان، کمک به تکمیل دیوار مدرسه کنارنرو تنگستان، کمک به ساخت دبستان 6 کلاسه پشتو، شهید سالمی چارک و حسین آباد جم، کمک به احداث هنرستان 9 کلاسه فنی فارابی شهر دیر، کمک به احداث دبستان پسرانه 12 کلاسه بیدخون، دبیرستان فاطمه الزهرا و دبیرستان 12 کلاسه دخترانه نخل تقی عسلویه، کمک به تکمیل مدرسه 6 کلاسه آمنه کاظمی کنگان و بسیاری موارد دیگر نمونه هایی از 70 پروژه آموزشی به بهره برداری رسیده است.

       تکمیل 60 پروژه در کهگیلویه و بویراحمد

      مدیریت نظارت بر طرح های عمرانی مناطق نفت خیز به نمایندگی از شرکت ملی نفت ایران، از زمان آغاز به کار وزارت نفت دولت چهاردهم تاکنون، موفق شده است 287 پروژه عام المنفعه را در استان کهگیلویه و بویراحمد به سرانجام برساند که سهم آموزش در این استان، 60 پروژه بوده که به بهره برداری رسیده است.از جمله طرح های آموزشی تکمیل شده در این استان، می توان از کمک و مشارکت در جایگزینی مدارس سنگی دارشاهی و مدارس سنگی مدرسه ابن سینا لیکک، کمک به مجتمع فرهنگی و هنری بهمئی، کمک به تکمیل مدرسه 2 کلاسه دشت روم، کمک به احداث دارالقرآن قلعه رئیسی، کمک به تکمیل سالن ورزشی دبیرستان دوگنبدان و کمک به خرید تجهیزات سرمایشی مدارس در سطح شهرستان های گچساران و باشت نام برد.

      وزارت نفت، علاوه بر استان هایی که از آنها نام برده شد، در دیگر استان های کشور نیز طرح های عام المنفعه ای را در بخش آموزش اجرا کرده و مردمان آن دیار را از این خدمت بهره مند ساخته است. در این میان، در استان های آذربایجان شرقی 38پروژه، اصفهان ۶ پروژه، البرز 9 پروژه، ایلام 8پروژه، تهران 6 پروژه، چهارمحال و بختیاری 7 پروژه، خراسان جنوبی 3 پروژه، خراسان شمالی 2 پروژه، خراسان رضوی 5پروژه، زنجان 11 پروژه، سمنان 6پروژه، سیستان و بلوچستان 4 پروژه، فارس 57پروژه، قم 2 پروژه، لرستان ۲ پروژه، کردستان 7پروژه، کرمان 4 پروژه، کرمانشاه 10پروژه، گلستان 6 پروژه، گیلان 2 پروژه، مازندران 5 پروژه، مرکزی 11پروژه، هرمزگان 4 پروژه، همدان 10 پروژه و یزد 29پروژه اجرا شده است.

      نکته حائز اهمیت اینکه مسئولیت اجتماعی در صنعت نفت، صرفاً به معنای اجرای مجموعه ای از پروژه های عمرانی در مناطق پیرامونی تأسیسات نفت و گاز نیست؛ بلکه صنعت نفت در بسیاری از مناطق کشور، به ویژه استان های نفت و گاز خیز و کم برخوردار، یکی از مهم ترین بازیگران اقتصادی است، به همین دلیل نحوه ایفای مسئولیت اجتماعی آن می تواند مستقیماً بر کیفیت زندگی مردم، توسعه زیرساخت ها و میزان همراهی جوامع محلی با فعالیت های این صنعت اثرگذار باشد؛ نکته ای که در دولت چهاردهم بیش از همیشه مورد توجه قرار گرفته و رویکرد وزارت نفت در حوزه مسئولیت اجتماعی نیز بر اجرای پروژه های دارای اثر مستقیم بر زندگی مردم و تکمیل طرح های نیمه تمام متمرکز شده است.

    • media/image/2026/09/2000-1441/23897.jpg

      صمد مرفاوی، سرمربی تیم فوتبال نفت و گاز گچساران : 

      من فـرزند  خوزستانم 

      یونس صادقی |    صمد مرفاوی، مهاجم سابق تیم ملی فوتبال ایران و استقلال و سرمربی کنونی تیم فوتبال شرکت بهره برداری نفت و گاز گچساران، بخش مهمی از خاطرات فوتبالی خود را در سال هایی ساخته که جنگ و شرایط دشوار کشور، حتی بر ورزش و مسابقات فوتبال سایه انداخته بود. او که فوتبال را از حیاط خانه سازمانی و بازی با برادرانش آغاز کرده، خیلی زود به سطح اول ملی رسیده و بعدها با تیم فوتبال استقلال و تیم ملی ایران، قهرمانی آسیا را تجربه کرده است. مرفاوی در گفت وگو با خبرنگار ماهنامه «مشعل» از روزهای کودکی، نسل طلایی فوتبال، تجربه حضور در نیمکت مربی گری تیم فوتبال شرکت بهره برداری نفت و گاز گچساران و همچنین مشکلات فوتبال امروز ایران می گوید.

      از دوران کودکی خود در خوزستان بگویید.

      من، فرزند خوزستانم و در خرمشهر متولد شدم. پدرم در گمرک کار می کرد و از شش سالگی، به دلیل شغل او به «سربندر» رفتیم و من در آنجا بزرگ شدم. شرایط آن سال ها با امروز بسیار متفاوت است. ما پنج برادر و دو خواهر بودیم و در یک خانه سازمانی با حیاطی بزرگ زندگی می کردیم. همان حیاط، نخستین زمین فوتبال من بود. پس از آن، بازی های ما به کوچه و خیابان کشیده شد و از آنجا که خانه های سازمانی کنار هم ساخته شده بودند، درهای خانه ها برای ما حکم دروازه را داشتند. در تعطیلات، تمام صبح و بعدازظهرها را فوتبال بازی می کردیم.

         با توجه به اینکه در مناطق عملیاتی متولد شده و رشد کرده اید، چه خاطراتی از آنجا دارید؟

      هرگاه از مسیر سریندر به آبادان سفر می کردم، پالایشگاه و کارکنان پرتلاش آن را می دیدم. افزون بر اینکه شماری از بستگانم در صنعت نفت مشغول به کار بودند، از نزدیک با سختی کار آنها، به ویژه در شرایط دشوار آب وهوایی خوزستان آشنایی داشتم. 2 سال پیش که به گچساران رفتم، دشواری های کار در این صنعت را بار دیگر از نزدیک دیدم، از این رو ما ورزشکاران خود را مدیون زحمات این عزیزان می دانیم.

          مسیر شما از فوتبال محلی تا تیم ملی جوانان خیلی سریع طی شد. این راه چگونه طی شد؟

      مسیر حرفه ای من از پیوستن به تیم «پاس بندرامام خمینی (ره)» آغاز شد؛ جایی که برادرم مربی تیم بود. پس از آن، برای تیم جوانان خوزستان انتخاب و با درخشش در مسابقات استانی، راهی رقابت های کشوری شدم. در همان دوره از من برای حضور در تیم ملی جوانان دعوت کردند. جالب اینکه تمام این مسیر، از تیم جوانان خوزستان تا پوشیدن پیراهن تیم ملی، تنها در یک بازه زمانی چهارماهه طی شد و در نهایت برای مسابقات بنگلادش اعزام شدیم. آن دوران، مصادف با سال های پرخطر جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بود. حتی زمانی که برای مسابقات جوانان در اهواز حضور داشتیم، صدای موشک ها و فضای سنگین جنگی را از نزدیک لمس می کردیم؛ اما اشتیاق ما به فوتبال چنان بود که حتی شرایط دشوار جنگی نیز نتوانست مانع پیشرفت ما شود. بر این باور بودیم که وظیفه ای فراتر از ورزش داریم؛ اگر رزمندگان در جبهه ها از خاک کشور دفاع می کردند، ما نیز وظیفه داشتیم در میدان فوتبال برای نام ایران تلاش کنیم. با همین نگاه و با همین هدف، به میدان می رفتیم تا برای برافراشته بودن پرچم کشورمان بجنگیم.

           در زمانی فوتبال بازی کردید که تعصب به پیراهن ملی و باشگاهی بسیار پررنگ بود. دلیل این تعصب را در چه می دانید؟

      شرایط آن زمان را باید در نظر گرفت. کشور درگیر جنگ بود و همین موضوع باعث شد احساس تعلق و تعصب نسبت به ایران بسیار زیاد باشد. وقتی با تیم ملی یا حتی استقلال به خارج از کشور می رفتیم، خودمان را فقط نماینده یک باشگاه نمی دانستیم؛ احساس می کردیم نماینده ایران هستیم. ما استقلال تهران نبودیم، استقلال ایران بودیم. وقتی در مسابقات آسیایی بازی می کردیم، می دانستیم مردم ایران نتیجه بازی ما را دنبال می کنند. همین موضوع انگیزه زیادی به ما می داد.

         قهرمانی استقلال در آسیا، یکی از مهم ترین خاطرات دوران بازی شماست. از آن روزها بگویید.

      پس از پایان خدمت سربازی، ابتدا به تیم دارایی تهران پیوستم و پس از آن، راهی باشگاه استقلال شدم. در آن سال ها، زنده یاد منصور پورحیدری، تیمی بسیار قدرتمند ساخته بود؛ تیمی که مدعی اصلی قهرمانی بود و توانست چند جام ارزشمند داخلی برای استقلال به ارمغان بیاورد.به خاطر دارم برای مسابقات مقدماتی آسیا در قطر، شرایط بسیار دشواری را پشت سر گذاشتیم. از تهران عازم شیراز شدیم، ساعت چهار صبح به قطر پرواز کردیم و همان روز، هشت شب، مقابل تیم السد قطر به میدان رفتیم. برنامه مسابقات بسیار فشرده و طاقت فرسا بود؛ گاه فاصله میان بازی ها و سفرهای پی درپی به قدری کوتاه بود که مثلا پس از بازگشت از قطر، باید بلافاصله برای بازی دیگری آماده می شدیم؛ اما با همه این فشارها، توانستیم از مراحل دشوار عبور کنیم و بر سکوی قهرمانی آسیا بایستیم. پیروزی مقابل تیم های مطرح  آسیا افتخاری بود که برای فوتبال ایران اهمیت بسیاری داشت؛ در همان تورنمنت نیز عنوان آقای گلی مسابقات را کسب کردم. پس از قهرمانی، استقبال مردم بی نظیر بود. در فرودگاه، چهره های برجسته فوتبال ایران از جمله آقای پروین برای استقبال آمده بودند که این اتفاق برای ما بسیار ارزشمند بود. آن استقبال، تنها تجلیل از استقلال نبود؛ بلکه مردم از تیمی قدردانی می کردند که نام و پرچم ایران را در قاره کهن سرافراز کرده بود.

          در مقطعی، مرحوم پرویز دهداری، نسل جدیدی را به تیم ملی معرفی کرد. نگاه شما به شخصیت و روش کار او چیست؟

      مرحوم دهداری انسان بزرگی بود. روی نظم و انضباط بسیار تأکید داشت. بعضی ها شاید آن زمان می گفتند روش او سختگیرانه است، اما من چنین برداشتی ندارم. او معتقد بود وقتی عضو تیم ملی هستید، باید خودتان را با اصول و نظم تیم هماهنگ کنید. بعد از استعفای تعدادی از بازیکنان، تصمیم گرفت نسل جدیدی را وارد تیم ملی کند. این تصمیم آسان نبود، اما نتیجه اش را بعدها دیدیم. بازیکنان جوان وارد تیم ملی شدند، تجربه کسب کردند و در مسابقات مختلف حضور یافتند. به نظر من راهی که دهداری انتخاب کرد، در نهایت به نفع فوتبال ایران بود. او ایستادگی کرد و یک تیم جوان ساخت.

          همراه با تیم ملی در بازی های آسیایی قهرمان شدید. از آن دوران بگویید؟

      هر وقت تیم های باشگاهی ما خوب بودند، تیم ملی هم نتایج درخشانی می گرفت. سال ۱۹۹۰ یکی از همان سال ها بود. آن زمان شرایط استقلال و پرسپولیس عالی بود؛ ۹ نفر از ما استقلالی ها در تیم ملی بودیم و پرسپولیس هم که قهرمان جام در جام آسیا شده بود و تیم بسیار قدرتمندی داشت. علی پروین برای بازی های پکن، بازیکنان فوق العاده ای را جمع کرده بود. ما در آن مسابقات، کره جنوبی، ژاپن و مالزی را شکست دادیم. گل بازی کره را مرحوم سیروس قایقران زد و من هم در بازی با ژاپن گل زدم. در نهایت، بازی فینال مقابل کره شمالی به ضربات پنالتی کشیده شد و توانستیم برنده و قهرمان آسیا شویم.

          چه زمانی تصمیم گرفتید فوتبال را کنار بگذارید و وارد دنیای مربیگری شوید؟

      من سال 1378 از فوتبال خداحافظی کردم. شاید می توانستم چند سال دیگر هم بازی کنم، اما احساس کردم شرایط تغییر کرده است. از نظر اخلاقی و رفتاری هم شرایطی پیش آمده بود که احساس می کردم نه من می توانم برخی شرایط را تحمل کنم و نه دیگران می توانند با من کنار بیایند، از این رو ترجیح دادم کنار بکشم. بعد از آن در رده های پایه استقلال فعالیت کردم و سپس وارد عرصه مربیگری شدم.

          در دوره سرمربیگری استقلال، تیم شما تا هفته های پایانی شانس قهرمانی داشت، اما در نهایت چهارم شد. چه اتفاقی افتاد؟

      چهار هفته پایانی، شرایط تیم متشنج شد. وقتی بازیکن می داند فصل بعد سرمربی دیگری خواهد آمد، جمع کردن تیم سخت می شود. نمی خواهم همه چیز را گردن مدیریت بیندازم. مدیران وقت هم زحمات زیادی کشیدند، اما گاهی احساسات جای منطق را می گیرد و همین مسئله روی تیم اثر می گذارد. ما اگر در آن چند هفته نتیجه می گرفتیم، می توانستیم قهرمان شویم، اما در نهایت چهارم شدیم. در نقل و انتقالات داخلی و خارجی هم مسائلی وجود داشت. برخی افراد واسطه هایی بودند که منافع خودشان را دنبال می کردند و از من هم می خواستند که با آنها همکاری کنم، اما نمی پذیرفتم. اگر قرار بود وارد چنین مسائلی شوم، شاید می توانستم سال های بیشتری در استقلال یا تیم های دیگر مربیگری کنم، اما ترجیح دادم به اصول خودم پایبند بمانم.

          اکنون سرمربی تیم فوتبال شرکت بهره برداری نفت و گاز گچساران هستید. هدفتان برای این فصل چیست؟

      هدف ما این است که تیمی با شخصیت و محترم داشته باشیم؛ تیمی در شأن وزارت نفت، مردم گچساران و فوتبال خوزستان. امسال تلاش می کنیم تیم خوبی بسازیم و نتایج مناسبی کسب کنیم. مردم گچساران فوتبال را دوست دارند. سال گذشته هم دیدم که مردم زیادی برای تماشای بازی ها می آمدند و امیدوارم امسال بتوانیم آنها را خوشحال کنیم.

         وضعیت آینده فوتبال ایران را چگونه ارزیابی می کنید؟ چرا فاصله فوتبال ایران با برخی کشورهای آسیایی بیشتر شده است؟

      به نظرم فوتبال ایران باید یک جایی متوقف شود و برنامه ریزی بلندمدت داشته باشد. ما همیشه می گوییم باید قهرمان شویم؛ اما باید یک جایی به جوانان اعتماد کنیم و برای ســــال هــــای آینـــده، تــیم ملی بسازیم. اگر می گوییم فوتبال ایران، بهترین فوتبال آسیاست، پس باید برای رسیدن به این جایگاه برنامه داشته باشیم. نمی شود فقط نتیجه گرا بود. باید یک برنامه چندساله داشته باشیم و بگوییم از این نقطه شروع می کنیم و در چهار سال آینده به نقطه مشخصی می رسیم. اعتماد به جوانان هزینه دارد. باید قبول کنیم که اگر می خواهیم نسل جدیدی بسازیم، ممکن است در مقطعی نتیجه نگیریم. ما متاسفانه طاقت شکست نداریم و همیشه می خواهیم قهرمان شویم. در حالی که کشورهایی مثل ژاپن، کره، عربستان و قطر سال ها برای فوتبال پایه و ساختار فوتبال خود برنامه ریزی کرده اند.

    • media/image/2026/09/2000-1441/23898.jpg

      بانوان درتصمیم سازی صنعت نفت نقش موثری دارند   

         تخصص  برای توسعه

      مشعل | در سال های اخیر، صنعت نفت بیش از گذشته شاهد حضور متخصصانی بوده است که نگاه علمی، تجربه میدانی و رویکرد پژوهشی را همزمان در مسیر حرفه ای خود پیش برده اند. این حوزه، به ویژه در بخش های مطالعاتی و بهره برداری، نیازمند تصمیم سازی های دقیق و تحلیل های چندلایه است؛ جایی که پیوند دانش دانشگاهی و تجربه عملیاتی اهمیتی ویژه پیدا می کند. سکینه هادی زاده، سرپرست گروه مطالعات مهندسی بهره برداری شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب از مسیر تحصیلی و شغلی خود، تجربه ورود به محیط های عملیاتی، حرکت به سمت پژوهش های تخصصی و نقش بانوان در ارتقای کیفیت تصمیم سازی در صنعت نفت می گوید. در ادامه این گفت وگو را می خوانید.

          لطفا از مسیر تحصیلی و شغلی خود بگویید.

      متولد آبان ۱۳۶۰ در شهر گچساران هستم؛ علاقه ام به صنعت نفت از دوران دانشجویی و در مواجهه با چالش های فنی و اقتصادی این صنعت شکل گرفت. در سال ۱۳۷۹ وارد دانشگاه صنعت نفت شدم و رشته مهندسی نفت با گرایش مخازن هیدروکربوری را انتخاب کردم. ماهیت پویا، اهمیت استراتژیک و پیچیدگی های فنی حوزه مهندسی نفت، انگیزه اصلی من برای انتخاب این مسیر تحصیلی بود. پس از فارغ التحصیلی نیز فعالیت خود را به عنوان دانشجوی بورسیه در معاونت مهندسی نفت شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب به عنوان مهندس بهره برداری آغاز کردم.

      در این مسیر، تلاش کرده ام همزمان با تجربه اندوزی در محیط کار، دانش تخصصی خود را نیز تقویت کنم؛ از این رو، تحصیلات تکمیلی خود را در مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه تهران و در مقطع دکترا در دانشگاه شیراز ادامه دادم.  به مرور، حضور در پروژه ها و مطالعات مختلف به من کمک کرد تا نگاه دقیق تری نسبت به پیچیدگی های این حوزه پیدا کنم؛ حوزه ای که در آن، دقت، هماهنگی و شناخت درست از شرایط عملیاتی اهمیت زیادی دارد.

         ورود به محیط های عملیاتی چه تأثیری بر ادامه مسیر کاری تان داشت؟

      ورود به محیط عملیاتی نگاه من را به صنعت نفت متحول کرد. در دانشگاه با اصول علمی آشنا می شویم؛ اما در محیط های عملیاتی مثل میادین نفتی با واقعیت های پیچیده ای مواجه می شویم که نیازمند تصمیم گیری سریع، تحلیل چندجانبه و شناخت محدودیت های اجرایی هستند.

      در تجربه های آغازین کاری، بیشترین چیزی که برایم اهمیت داشت، یادگیری از فضای واقعی کار بود. این تجربه باعث شد ارتباط میان مفاهیم تئوری و واقعیت های پیچیده برایم به صورت عینی و ملموس شکل بگیرد و در ادامه مسیر حرفه ای ام نقش تعیین کننده ای داشته باشد.

      جذابیت اصلی فعالیت در حوزه بهره برداری این است که نتیجه کار به صورت مستقیم در عملکرد واحدها، پایداری عملیات و بهینه سازی فرایندها دیده می شود. این حوزه فقط یک بخش اجرایی نیست؛ بلکه به نوعی محل تلاقی تحلیل فنی، تصمیم سازی و مدیریت شرایط عملیاتی است. همین ویژگی باعث شد از همان ابتدا، احساس کنم این فضا می تواند محل مناسبی برای رشد حرفه ای من باشد.

         آیا فعالیت شما فقط محدود به پروژه های اجرایی است؟

      فعالیت من فقط به پروژه های اجرایی محدود نمی شود. در کنار کارهای جاری، همکاری نزدیکی با بخش پژوهش و فناوری دارم و در راهنمایی پروژه های دانشجویی و نظارت بر طرح های صنعتی نیز مشارکت می کنم. این ارتباط باعث شده بین فضای عملیاتی و فضای پژوهشی یک پیوند موثر شکل بگیرد و بسیاری از ایده ها از مرحله تحقیق به اجرا نزدیک تر شوند.

      در کنار فعالیت های اجرایی، پژوهش در حوزه های مختلف مهندسی نفت، بخش مهمی از مسیر حرفه ای من بوده است. در این مسیر تلاش کرده ام رویکردی مسئله محور داشته باشم؛ به این معنا که هر مطالعه، پاسخی به یک نیاز واقعی در حوزه بهره برداری باشد. صنعت نفت بستری مناسب برای انجام پژوهش های کاربردی و توسعه فناوری های نوین است. این صنعت به سرعت در حال تحول است و همواره فناوری ها و روش های جدیدی در آن معرفی می شود؛ موضوعی که فرصت یادگیری مداوم و به روز نگه داشتن دانش را فراهم می کند. در حوزه فعالیت های تخصصی، افزون بر اجرای پروژه های فنی و پژوهش های کاربردی، همواره به آموزش و انتقال دانش نیز توجه داشته ام. طی سال های گذشته، تدریس در دوره های تخصصی مهندسی نفت، برگزاری کارگاه های آموزشی و مشارکت در توانمندسازی کارشناسان جوان را بخشی از مسئولیت حرفه ای خود دانسته ام.

      از نگاه من، توسعه دانش فنی تنها از طریق انجام پژوهش یا اجرای پروژه محقق نمی شود؛ بلکه آموزش، اشتراک گذاری تجربیات و تعامل مستمر با جامعه علمی و صنعتی نیز نقش مهمی در ارتقای سطح تخصصی سازمان ها و پیشبرد فناوری در صنعت نفت ایفا می کند.

         چه چیزی موجب شد که به پژوهش و مطالعات تخصصی گرایش پیدا کنید؟

      با کسب تجربه در محیط عملیاتی، پرسش های علمی بیشتری برایم ایجاد وهمین موضوع باعث شد فعالیت پژوهشی را به عنوان مکمل فعالیت اجرایی، پیگیری کنم. به طوری که این مسیر، زمینه ورودم به حوزه مطالعات بهره برداری را هموار کرد.در این مطالعات همواره تلاش کرده ایم ارتباط میان بخش پژوهشی و نیازهای اجرایی حفظ شود؛ چون پژوهش زمانی ارزشمند است که بتواند به تصمیم سازی دقیق تر، افزایش بهره وری و کاهش خطاهای عملیاتی منجر شود.

      در حوزه مطالعات مهندسی بهره برداری تلاش های بسیاری صورت گرفته تا فناوری های نوین شناسایی، ارزیابی و در صورت امکان در شرایط واقعی میدان، آزمایش شود.

         چالش اصلی در مدیریت این گونه پروژه ها چیست؟

      چالش اصلی در این نوع پروژه ها، معرفی دقیق فناوری، انتخاب چاه کاندید مناسب و همکاری نزدیک بین تیم ها و واحدهای ذیربط است. ایجاد هماهنگی بین این واحدها و اطمینان از درک متقابل اهداف و محدودیت ها، همواره چالش برانگیز است.  در چنین شرایطی، بخش مهمی از کار فقط فنی نیست؛ بلکه «اقناع کارشناسی» است؛ در یک مجموعه تخصصی باید بتوان با استدلال فنی، شفافیت در هدف گذاری و تبیین درست مسئله، همراهی کارشناسان را جلب کرد. وقتی اعضای یک تیم به ضرورت یک تصمیم قانع شوند، کیفیت اجرا نیز به مراتب بالاتر می رود.  در پروژه ها و مطالعات مرتبط با مهندسی بهره برداری، معمولا یک موضوع تنها به یک بخش محدود نمی شود و برای پیشبرد آن، باید میان چند واحد و چند سطح مختلف سازمانی هماهنگی ایجاد شود. این هماهنگی، نیازمند صبر، پیگیری و درک متقابل است. تجربه نشان داده که اگر ارتباط میان واحدها درست مدیریت شود، بسیاری از موانع اجرایی پیش از آنکه به مشکل تبدیل شوند، قابل حل خواهند بود.

         چه ارزیابی از حضور بانوان در صنعت نفت دارید؟

      حضور بانوان در صنعت نفت، واقعیتی اثرگذار و قابل اتکاست. بانوان در سال های اخیر نشان داده اند که می توانند در حوزه های تخصصی، مدیریتی و پژوهشی نقشی مؤثر و حرفه ای ایفا کنند. آنچه اهمیت دارد، فراهم شدن فرصت برابر برای بروز توانمندی هاست؛ زیرا در محیط های تخصصی، معیار اصلی باید شایستگی، دانش و تعهد باشد. بانوان متخصص در بسیاری از بخش های فنی و اجرایی نقش فعال دارند و این حضور افزون بر کمک به ارتقای خلاقیت و دقت در پروژه ها توانسته است تنوع دیدگاه و افزایش کیفیت تصمیم گیری را در محیط های کاری به همراه داشته باشد. وقتی محیط کار بر پایه اعتماد، احترام و فرصت سازی شکل بگیرد، ظرفیت های انسانی بهتر دیده می شوند و نتیجه آن، ارتقای کیفیت عملکرد مجموعه خواهد بود.

         آیا بانوان می توانند در جایگاه مدیریتی، موفق عمل کنند؟

      بانوان هم می توانند در جایگاه مدیریتی قرار گیرند و ایفای نقش کنند. یک مدیر موفق کسی است که بتواند تصویر کلی پروژه را ببیند، اولویت ها را درست تشخیص دهد و در عین حال بر جزئیات کلیدی نیز اشراف داشته باشد. هیچ محدودیتی برای حضور مؤثر بانوان در جایگاه های مدیریتی وجود ندارد. حتی در بسیاری از موارد، نگاه دقیق تر و چندبعدی تر می تواند به بهبود روند تصمیم گیری کمک کند. مدیریت یک «نقش جنسیتی» نیست؛ یک «نقش حرفه ای» است که با شایستگی، تعهد و توانمندی تعریف می شود.

         تعادل زندگی و کار در تصمیم گیری های حرفه ای چقدر تاثیر گذار است؟

      کارهای تحلیلی و مطالعاتی زمانی نتیجه دقیق تری می دهند که ذهن در وضعیت آرام و متمرکز باشد. در واقع، در این نوع فعالیت ها، فقط حجم اطلاعات مهم نیست؛ بلکه توانایی غربالگری داده ها و رسیدن به تصمیم درست اهمیت بیشتری دارد و این، بدون ذهن آرام به سختی اتفاق می افتد. معتقدم که تعادل بین کار و زندگی نقش مهمی درحفظ این آرامش دارد. از این رو بخشی از کارهای روزمره را با نگاه ذهنی متفاوت انجام می دهم و تلاش می کنم در همان زمان ها، ذهنم را از فضای صرفا کاری خارج کنم؛گاه با مطالعه یا گوش دادن پادکست های علمی و روان شناسی.  در کنار همه اینها، همراهی خانواده هم بسیار اثرگذار است. حضور همسرم که در حوزه مهندسی فعالیت دارد، باعث شده است فضای خانه هم محلی برای ادامه گفت وگوهای علمی و فنی باشد. این همراهی و آرامش نسبی کمک می کند در محیط کار، با تمرکزی بیشتر و ذهنی منظم تر تصمیم گیری کنم.

         چه هدف یا اهدافی را برای آینده ترسیم کرده اید؟

      همواره تلاش کرده ام مسیر حرفه ای خود را بر پایه یادگیری مستمر و اثرگذاری واقعی پیش ببرم. هدفم این است که در کنار توسعه دانش فردی و فنی، بتوانم در سطوح بالاتر تصمیم سازی نقش فعال تری داشته باشم و در بهبود فرایندهای صنعت نفت اثرگذارتر باشم. برای من، پیشرفت فقط ارتقای جایگاه سازمانی نیست؛ بلکه رسیدن به نقطه ای است که بتوانم تجربه، دانش و تحلیل را در کنار هم قرار دهم و در حل مسائل پیچیده تر نقش داشته باشم. صنعت نفت را صنعتی راهبردی می دانم که هر تصمیم در آن می تواند آثار گسترده ای داشته باشد و همین موضوع مسئولیت را سنگین تر می کند.

      در این مسیر، همواره یاد و تجربه پیشکسوتانی که پایه های این صنعت را بنا کرده اند، برای من الهام بخش بوده و تلاش می کنم ادامه دهنده این مسیر باشم.

         به عنوان حسن ختام، اگر خاطره ای از دوران فعالیت خود دارید، بفرمایید.

      بهترین خاطره به روزهای آغازین ورودم به صنعت نفت بازمی گردد؛ زمانی که نسل جدید نیروها وارد سازمان شدند و در کنار پیشکسوتانی قرار گرفتم که تجربه های ارزشمند خود را منتقل می کردند. این دوره، فرصتی ارزشمند برای یادگیری بود؛ جایی که تعامل میان تجربه و انگیزه نسل جوان، فضایی سازنده و الهام بخش ایجاد کرده بود. این حس تداوم و انتقال تجربه، همچنان یکی از ارزشمندترین بخش های مسیر حرفه ای من است.

    • media/image/2026/09/2000-1441/23899.jpg

      6 دهه تلاش برای هماهنگی کشورهای تولیدکننده نفت

      او پــک قـلـــب معادلات انرژی

      مشعل | سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) نهادی تأثیرگذار در عرصه انرژی جهانی است که ۶۶ سال پیش تأسیس شد و امروزه یکی از ارکان مهم تصمیم گیری های کلان در زمینه قیمت نفت در بازار جهانی به شمار می رود. این نهاد از بدو تأسیس تاکنون تحولات مهمی را پشت سر گذاشته است؛ از روزهای نخست و برگزاری کنفرانس بغداد و شکل گیری اوپک گرفته تا تجربه تنش های جهانی، افزایش قیمت نفت، تأسیس اوپک پلاس و خروج امارات متحده عربی؛ همه و همه بخشی از تاریخ ۶۶ ساله این نهاد به شمار می روند. نوشتار حاضر با بازخوانی روایت تأسیس اوپک، مهم ترین تحولات این سازمان را از آغاز تاکنون بررسی کرده است که در این شماره از ماهنامه مشعل با هم می خوانیم.

      پیدایش سازمان اوپک به کنفرانسی بازمی گردد که سال ۱۹۶۰ میلادی در بغداد برگزار شد؛ کنفرانسی که در آن نمایندگان کشورهای ایران، عراق، کویت، عربستان سعودی و ونزوئلا گرد هم آمدند و پایه های سازمانی را بنا نهادند که بعدها به یکی از مهم ترین نهادهای تأثیرگذار در بازار جهانی نفت تبدیل شد. هدف اصلی از تشکیل اوپک، مقابله با سیاست های شرکت های چندملیتی نفتی، موسوم به «هفت خواهران»، و ایجاد هماهنگی میان کشورهای تولیدکننده نفت در برابر این شرکت ها بود. کنفرانس بغداد از ۱۰ تا ۱۴ سپتامبر ۱۹۶۰، برابر با ۱۹ تا ۲۳ شهریور ۱۳۳۹ برگزار شد و با شکل گیری رسمی اوپک، فصل تازه ای در تاریخ صنعت نفت جهان آغاز شد.

      شکل گیری اوپک

      زمینه های شکل گیری این سازمان به سال ها پیش از کنفرانس بغداد بازمی گردد. سال ۱۹۴۷ میلادی، میان دو کشور مهم نفتی جهان، ایران و ونزوئلا، پیمانی در زمینه هماهنگی سیاست های نفتی منعقد شد. در واقع، دولت ونزوئلا تلاش می کرد کشورهای مهم نفتی خاورمیانه را در برابر اقدام های یک جانبه شرکت های چندملیتی بسیج کند. سال ۱۹۵۹ میلادی را می توان نقطه اوج تلاقی دو دیدگاه درباره نفت دانست. از یک سو، کشورهای عمده تولیدکننده نفت تلاش می کردند نبض بازار را در اختیار بگیرند و بر روند تولید و قیمت نفت نظارت داشته باشند؛ از سوی دیگر، شرکت های چندملیتی در روند کاهش قیمت نفت نقش داشتند. در همین سال، کنگره نفتی اعراب در قاهره مصر تشکیل شد. در حالی که در تالار کنفرانس، درباره موضوع های مرتبط با منافع کشورهای عربی بحث می شد، در گوشه و کنار نشست ها درباره امکان تشکیل سازمانی که همه کشورهای تولیدکننده نفت، اعم از عرب و غیرعرب، در آن مشارکت داشته باشند، تبادل نظرهایی صورت می گرفت. بانیان اصلی این ابتکار، شیخ عبدالله طریقی از عربستان سعودی و خوان پابلو پرز آلفونسو از ونزوئلا بودند. نتیجه این گفت وگوهای خصوصی، تهیه توافقی بود که به امضای هیئت های نمایندگی کشورهای صادرکننده نفت، از جمله ایران و ونزوئلا، رسید. مباحثات قاهره را می توان یکی از نخستین گام ها در مسیر ایجاد سازمان کشورهای صادرکننده نفت دانست. پرز آلفونسو و عبدالله طریقی پس از حصول این توافق، در ماه مه ۱۹۶۰ اعلامیه ای صادر کردند و از همه کشورهای تولیدکننده نفت خواستند برای تأمین منافع خود، سیاستی مشترک در پیش بگیرند. پنج ماه بعد، در اوت ۱۹۶۰، شرکت های نفتی بدون مشورت با کشورهای تولیدکننده، قیمت نفت خام را کاهش دادند. این اقدام بر نگرانی کشورهای تولیدکننده افزود. برای مثال، در مورد ایران، طی هجده ماه بهای نفت خام به ازای هر بشکه ۲۶ سنت، معادل حدود ۱۳ درصد، کاهش یافت. درمجموع نیز کاهش قیمت نفت در اوت ۱۹۶۰، زیانی حدود ۹۳ میلیون دلار به کشورهای تولیدکننده وارد کرد. این کاهش قیمت، عزم کشورهای تولیدکننده را برای واکنش جدی تر کرد و در نهایت به تأسیس سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) انجامید. در سال تأسیس اوپک، پنج کشور عضو مؤسس این سازمان، روی هم رفته ۶۷ درصد از ذخایر نفتی جهان را در اختیار داشتند، ۳۸ درصد از مجموع نفت جهان را تولید و حدود ۹۰ درصد از نفت مورد مبادله در بازار بین المللی را تأمین می کردند.

      اوپک در بستر تحولات

      تحولات دهه های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ نشان می دهد که در این دوره، کشورهای تولیدکننده نفت آگاهی بیشتری نسبت به اهمیت منابع ملی خود پیدا و تلاش کردند سهم بیشتری از این منابع را در مواجهه با شرکت های بزرگ نفتی مطالبه کنند. اوج این تحولات پیش از این در دوران ملی شدن صنعت ایران در سال 1951 اتفاق افتاده بود. رویدادی که به رهبری دکترمحمد مصدق به رویارویی با شرکت نفت انگلیس و ایران انجامید و در دهه 70 میلادی در کشورهایی چون الجزایر، عراق و لیبی نیز آگاهی به منابع انرژی خود افزایش یافت.  در این دوره، یکی از مهم ترین اقدام های اوپک، تعیین قیمت پایه برای فروش نفت میان اعضا بود.  در دهه های ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۰ میلادی، مهم ترین عواملی که بر سازمان اوپک تأثیر گذاشتند، عبارت بودند از مازاد عرضه، سهمیه بندی، کاهش تولید و از دست رفتن سهم اعضا از بازار جهانی نفت. همچنین افزایش تولید نفت از سوی کشورهای غیرعضو اوپک سبب شد این سازمان بخشی از کنترل خود بر قیمت گذاری نفت را از دست بدهد. در همین دوره، تحولات سیاسی نیز بر بازار نفت و جایگاه اوپک تأثیر گذاشت. جنگ ایران و عراق از جمله عواملی بود که موجب افزایش قیمت نفت شد. در عین حال، اختلاف ها میان برخی اعضای اوپک، بر مناسبات داخلی اعضا و جایگاه سازمان تأثیر گذاشت. در دهه ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۰ میلادی نیز عوامل سیاسی متعددی بر جایگاه اوپک تأثیرگذار بودند. یکی از مهم ترین این تحولات، فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و ظهور کشورهای مستقل جدید بود که برخی از آنها به عنوان تولیدکنندگان و رقبای جدید در بازار جهانی نفت مطرح شدند.

      اهداف

      بر اساس اساسنامه سازمان، هدف اصلی از تشکیل اوپک، هماهنگ کردن و وحدت بخشیدن به سیاست های نفتی اعضا و تعیین بهترین شیوه ها برای حفظ منافع آنها، به صورت انفرادی و جمعی، است. مقر دبیرخانه اوپک تا سال ۱۹۶۵ میلادی در شهر ژنو سوئیس بود و پس از آن به وین اتریش منتقل شد. علاوه بر پنج کشور مؤسس اوپک، یعنی ایران، عراق، ونزوئلا، عربستان سعودی و کویت، کشورهای دیگری نیز در سال های بعد به این سازمان پیوستند. از جمله آنها می توان به اندونزی، لیبی، قطر، الجزایر، نیجریه، اکوادور، گابن و امارات متحده عربی اشاره کرد.  فؤاد روحانی (۱۲۸۶–۱۳۸۲) نخستین دبیرکل اوپک بود. او این سمت را از سال ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۴ به عهده داشت. روحانی پیش از تصدی این سمت، در شرکت ملی نفت ایران به عنوان مشاور حقوقی فعالیت می کرد و عناوینی همچون عضو هیئت مدیره و قائم مقام رئیس هیئت مدیره شرکت ملی نفت ایران را نیز در کارنامه خود داشت و به مدت شش سال در این سمت فعالیت کرد.

      اوپک در میانه تحولات جدید بازار انرژی

      سال ۲۰۲۶ مهم ترین تحول تأثیرگذار بر بازار جهانی نفت، جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران بود که با افزایش تنش های منطقه ای در خلیج فارس و بسته شدن تنگه هرمز همراه شد. این تحولات به افزایش شدید قیمت نفت و بروز بحران انرژی در سطح جهانی انجامید.  امروزه، با توجه به تحولات سیاسی مهم در کشورهای تولیدکننده نفت در حاشیه خلیج فارس و همچنین تأثیرگذاری مستقیم و غیرمستقیم کشورهای غربی بر معادلات انرژی، جایگاه اوپک بیش از پیش اهمیت یافته است. این سازمان باید بتواند با ایجاد هماهنگی میان اعضا و همکاری مستمر با کشورهای تولیدکننده غیرعضو، میان عرضه و تقاضا تعادل ایجاد و به حفظ ثبات در بازار جهانی نفت کمک کند.

      اوپک پلاس

      سال ۲۰۱۶ یکی از مهم ترین سازوکارهای مرتبط با اوپک، یعنی «اوپک پلاس»، شکل گرفت. هدف از ایجاد این سازوکار، هماهنگی میان کشورهای عضو اوپک و شماری از کشورهای تولیدکننده نفت غیرعضو، برای مدیریت عرضه نفت و مقابله با پیامدهای کاهش شدید قیمت نفت در بازارهای جهانی بود. روسیه، جمهوری آذربایجان، قزاقستان و عمان از جمله کشورهای غیرعضو اوپک هستند که در این سازوکار مشارکت داشته اند. با ورود به سال ۲۰۲۰ و آغاز همه گیری کرونا، بازار جهانی نفت نیز به شدت تحت تأثیر این بحران قرار گرفت. در ادامه، جنگ روسیه و اوکراین و همچنین تحریم های آمریکا علیه صادرات نفت ایران، از جمله عواملی بودند که بر عرضه، تقاضا و قیمت نفت در بازار جهانی تأثیر گذاشتند.

      آقای مهندس منتشر شد

      آقای مهندس روایت مسیر حرفه ای و زیست شخصی و کاری محمدرضا نعمت زاده است؛ مدیری که طی دهه ها فعالیت، در شکل گیری بخشی از زیرساخت های صنعتی و انرژی ایران نقش آفرین بوده است. در این کتاب، او از تجربه های عملی، تصمیم های دشوار و فرازوفرودهایی می گوید که مسیر توسعه صنعتی کشور را تحت تاثیر قرار داده اند.

      این اثر صرفا مرور خاطرات یک مسئول نیست؛ بلکه تصویری واقعی از دوره ای مهم در تاریخ صنعت ایران است که خواننده را با روند شکل گیری بسیاری از ظرفیت های امروز کشور آشنا می کند. آقای مهندس فرصتی است برای نزدیک شدن به پشت صحنه تصمیم ها و تلاش هایی که کم تر بازگو شده اند و اکنون بخشی از تاریخ معاصر ایران را تشکیل می دهند.

      این کتاب نه ستایش نامه است و نه گزارشی رسمی؛ بلکه روایت محمدرضا نعمت زاده از زندگی حرفه ای و تحولات سیاسی و صنعتی کشور است؛ روایتی از سال هایی که نظام سیاسی و صنعتی ایران دستخوش تغییر و بازسازی بود.

      کتاب آقای مهندس در 877 صفحه به قلم  مجتبی حسینی  از انتشارات مؤسسه نشر همسایه  منتشر شده است.

    • media/image/2026/09/2000-1441/23900.jpg
    • media/image/2026/09/2000-1441/23901.jpg

      تلاش پیشکسوت نفتی که 33 سال خدمت خود را در کوه ها و بیابان ها سپری کرد

      ثروت واقعی من دوستانم هستند

      مشعل |   جعفر هراتیان، پیشکسوت صنعت نفت، بیش از سه دهه از عمر کاری خود را در اداره مهندسی نقشه برداری شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب و پروژه های گوناگون صنعت نفت سپری کرد؛ سال هایی که بخش عمده آن در دل کوه ها، بیابان ها و مناطق سخت گذر جنوب و غرب کشور گذشت. از همان روزهای نخست ورود به این صنعت، کار میدانی را به پشت میزنشینی ترجیح داد و طی سال ها خدمت، در شناسایی و تعیین موقعیت بیش از ۱۱۴ حلقه چاه نفت و اجرای پروژه های متنوع نقشه برداری، خطوط لوله و تأسیسات نفتی مشارکت داشت. هراتیان در گفت وگو با خبرنگار ماهنامه "مشعل"، از نحوه ورودش به صنعت نفت، عملیات دشوار نقشه برداری، ماجرای نجات گروه پنج نفره با بالگرد و خاطرات شیرین همدلی کارکنان نفت گفت. متن این گفت و گوی صمیمانه را با هم می خوانیم.

         ابتدا از خودتان بگویید و این که چه زمانی و چگونه وارد صنعت نفت شدید؟

      جعفر هراتیان هستم، متولد سال ۱۳۲۸در درود، از توابع شهرستان بروجرد. بخشی از دوران کودکی ام را در آبادان سپری کردم و پس از آن به همراه خانواده به بروجرد بازگشتیم. بعد از فارغ التحصیلی و پایان خدمت سربازی، در 10مهرماه  1355 با قبولی در آزمون استخدامی شرکت نفت، به طور رسمی به استخدام این شرکت درآمدم و در 20 خرداد سال 1387 نیز بازنشسته شدم با احتساب دو سال خدمت در مجموع 33 سال و هشت ماه و 10 روز خدمت کردم.

        چه چیزی باعث شد وارد حوزه نقشه برداری شوید؟

      قبل از ورودبه صنعت نفت، در سال ۱۳۵۱ به انستیتوی تکنولوژی اهواز رفتم و در رشته مکانیک شروع به تحصیل کردم. نقشه برداری، یکی از واحدهای درسی این رشته بود و از آنجا که به دوربین های نقشه برداری علاقه مند شده بودم، به سرعت نحوه کار با آنها را آموختم؛ تا جایی که در مجتمع دانشگاهی جندی شاپور اهواز نیز در تهیه چند نقشه مشارکت داشتم. هنگام استخدام در آزمون شرکت ملی نفت ایران در جریان مصاحبه اعلام کرده بودم که تمایلی به امور دفتری ندارم و ترجیح می دهم در محیط های غیراداری و بیابانی فعالیت کنم. از این رو پس از قبولی به اداره نقشه برداری اهواز معرفی شدم. در طول سال ها کار، حتی 10 روز هم پشت میز ننشستم؛ زیرا همواره برای یافتن محل چاه ها و تعیین مختصات آن ها به مناطق مختلف اعزام می شدم. از سال ۱۳۵۵ به بعد، نقشه برداری در مناطق، شیوه همیشگی کار من شد.

        در این سال ها مسئولیت های مختلفی داشتید؟

      تمام سال های خدمتم از مهر 1355 تا خرداد 1387 را در اداره مهندسی نقشه برداری شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب گذراندم و در این مدت فقط یک دوره کوتاه سه ماهه را در شرکت نفت مناطق مرکزی در تهران سپری کردم. به یاد دارم در مناطق نفت شهر، دالپری و سراجه قم، سه حلقه چاه را علامت گذاری و نقشه برداری کردم. در نهایت هم که سرپرست ناحیه مارون شدم و با سمت نقشه بردار درجه یک، دوران فعالیتم را به پایان رساندم.  افزون بر این، در اواخر دوران خدمت، با شرکت او. ام. وی همکاری داشتم که این همکاری تا اوایل بازنشستگی ادامه داشت؛ طی این مدت در مناطق مختلف نفتی، چند حلقه چاه را علامت گذاری و نقشه برداری کردم و در تعیین محدوده و محاسبه احجام عملیات خاکی نقش داشتم.

        در چه مناطقی فعالیت داشتید؟

      محدوده کاری من بسیار وسیع و شامل مناطقی چون رودک، کبود کوه، سولا بدر، چلنجر، بی بی حکیمه یک و 2، گوره، دالپری، کوه مند، مارون، ماه شهر، سمنان، دامغان، شاهرود، مشهد، سرخس خانگیران، نفت شهر، جم ریز، قلعه نار  و دهلران بود. بعد از انقلاب، بخش مهمی از فعالیت های اکتشافی نیز وارد حوزه کاری ما شد و مناطق مختلفی را برای عملیات نقشه برداری پوشش دادیم. کار در بسیاری از این مناطق، در شرایط سخت جغرافیایی و آب وهوایی انجام می شد.

        از پروژه های مهمی که در آنها حضور داشتید، کدام را بیشتر به یاد دارید؟

      من در پروژه های زیادی حضور داشته ام؛ برخی از آنها شامل پروژه آماک (خط لوله ۱۰۰ کیلومتری خوراک پتروشیمی از یونیت یک اهواز تا پتروشیمی ماهشهر)، پروژه خط لوله کبودکوه به واحد بهره برداری چشمه خوش، پروژه خط لوله رودک به واحد نرگسی، پروژه خط لوله سولابدر  چلنجر به واحد بی بی حکیمه یک  و علامت گذاری چاه شماره ۹ سراجه قم و 2 چاه در شمال کشور در نزدیک مرز ترکمنستان واقع در سرخس و خانگیران بود.

      پروژه نرگسی را از سال ۱۳۵۶ دنبال کردیم. با پیروزی انقلاب اسلامی این پروژه متوقف؛ اما در سال 1361 دوباره از سر گرفته شد. ابتدا نقاط کنترل را ایجاد کردیم و عملیات توپوگرافی و مسیرسازی را انجام دادیم. سپس نقشه ساختمان ها در اختیار ما قرار گرفت و تمام گوشه های ساختمان ها را روی زمین پیاده کردیم تا پیمانکار بتواند عملیات اجرایی را آغاز کند.

        در مجموع، طی دوران خدمتتان روی چند چاه کار کردید؟

      روی 114 حلقه چاه  کار کرده ام. کار فقط پیدا کردن محل چاه نبود؛ مسیر خطوط لوله، انتقال آب، برداشت نهایی، تعیین مساحت زمین، همچنین محاسبه خسارت و تعیین محل برخی تأسیسات را هم انجام می دادیم. اطلاعات و محاسبات در اختیار واحد قراردادها قرار می گرفت تا بر اساس نوع زمین و کاربری آن، مسائل مربوط به اراضی و خسارت ها محاسبه شود.

        در این سال ها چه دشواری هایی را تجربه کردید؟

      یکی از مهم ترین خاطراتم مربوط به چاه ۴۲ بی بی حکیمه است. پنج نفر بودیم و برای ادامه عملیات نقشه برداری راهی منطقه شدیم. طبق نقشه باید به چاه ۴۲ می رسیدیم؛ اما وقتی به نقطه مورد نظر رسیدیم، هیچ اثری از چاه و جاده ای که در نقشه آمده بود، پیدا نکردیم.

      ساعت ها زیر آفتاب و در گرمای شدید مرداد ماندیم و حتی آب آشامیدنی هم به سختی پیدا کردیم. گروه حفاری که متوجه شد به محل نرسیده ایم، موضوع را به ستاد اطلاع داد و بالگردی برای نجات ما اعزام شد. خلبان که فقط مختصات چاه شماره ۴۲ را در اختیار داشت، مدام از روی محوطه چاه بلوکه شده می رفت و برمی گشت؛ اما به دلیل شرایط منطقه نتوانست گروه ما را پیدا کند. غروب آفتاب بود که بالگرد از سمت چپ ما دور زد؛ من با انعکاس نور آینه علامت دادم. خلبان متوجه شد، نزدیک آمد و خوشبختانه نجات پیدا کردیم.

        حادثه مشابه دیگری هم داشتید؟

      یک بار در منطقه آغار و دالان، در محدوده فراشبند و فیروزآباد فارس برای نقشه برداری روی قله کوه بودیم که هوا ناگهان ابری و مه آلود شد و برف سنگینی شروع به باریدن کرد؛ به طوری که دید تقریبا به صفر رسیده بود.

      یکی از اعضای گروه که خیلی هم نگران بود، می گفت: نکند دیگر برنگردیم! من گفتم: هیچ کس از اینجا تکان نخورد. باید تا رسیدن بالگرد همین جا بمانیم.

       دور یک درخت بلوط بزرگ، سنگ چیدیم و با شاخه هایش برای خودمان پناهگاهی درست کردیم. بالگرد هم به دلیل غلظت مه، نتوانست ما را ببیند و مجبور به بازگشت شد. خلبان ابتدا طبق مقررات قصد بازگشت به شیراز را داشت، اما وقتی متوجه شد ما در ارتفاعات گرفتار شده ایم، با وجود شرایط بد جوی، دوباره به منطقه برگشت و ما را پیدا کرد. وقتی سوار شدیم، گفت که برخلاف مقررات، پرواز کرده و به خاطر رفاقت و انسانیتی که بین گروه وجود داشته، دوباره بازگشته است.

        از خاطرات شیرین دوران خدمت کدام بیشتر در ذهنتان مانده است؟

      بهترین خاطره ام، صفا و صمیمیتی بود که بین همکاران جریان داشت. ما گروهی 25نفره بودیم و مأموریت های طولانی، گاهی تا 25 روز ادامه داشت. شبانه روز کنار هم بودیم و مثل یک خانواده زندگی می کردیم. کوچک ترین کدورتی از همکارانم به یاد ندارم. دوری از خانه باعث می شد هنگام بازگشت، قدر خانواده را بیشتر بدانیم و با انرژی تازه ای به مسیرمان ادامه دهیم. حتی امروز هم بسیاری از ما با هم در ارتباط هستیم و رفت و آمد داریم؛با هم سفر می کنیم و مهمان هم می شویم. این پیوند و دوستی، برای من بزرگ ترین ثروت است.

        اگر بخواهید یک تصویر کلی از دوران خدمتتان ارائه دهید، چه می گویید؟

      فکر می کنم زیباترین و شادترین دوران زندگی ام را در اداره نقشه برداری گذراندم. شاید کار دشوار بود؛ در گرمای سوزان، سرمای استخوان سوز، میان کوه ها و بیابان ها و حتی در دل شرایط جنگی فعالیت می کردیم، اما فراتر از کار، در کنار هم زندگی می کردیم.

      گاهی در بوشهر مشغول کار بودیم و پس از پایان مأموریت، به دشت ارژن می رفتیم، با هم غذا درست می کردیم و دور هم می نشستیم. در فیروزآباد نیز گاهی با هماهنگی فرمانداری، در مدارس خالی یا باغ های منطقه اقامت می کردیم.  اینها برای من تنها یک خاطره ساده نیستند؛ بلکه بخشی از وجود و زندگی من شده اند.

      امروز که 77سال سن دارم، هنوز هم با قدرت راه می روم، می خندم، به پارک می روم و با دوستانم اوقات را می گذرانم.

      خاطرات همکاران و تمام سال هایی که در صنعت نفت سپری کرده ام، برای من یک ثروت واقعی است؛ ثروتی که هنوز هم مرا زنده و پرانرژی نگه داشته است.

    • media/image/2026/09/2000-1441/23902.jpg

      وقتی همکار نفتی، همراه زندگی می شود

      قصه عشق  در خانه

      مشعل |  خانواده یعنی زندگی مشترکی که هر روز با تلاش، مهربانی و همدلی شکل می گیرد؛ جایی که دو نفر با بال های همدلی و محبت، مسیر زندگی خود را می سازند، مسئولیت ها و چالش های روزمره را تقسیم می کنند و محیطی امن و پرمحبت برای رشد فرزندان فراهم می آورند. برای زوج هایی که هر دو شاغل هستند، این مسیر پر از چالش و هماهنگی است؛ آنان باید میان کار و وظایف خانه تعادل برقرار و با برنامه ریزی دقیق، لحظات با هم بودن را خاطره سازی کنند و هر روز فرصتی است برای مراقبت و پرورش فرزندانی که در دل محبت و توجه آنها رشد می کنند. امین خندان و آزیتااسمی نژاد، از جنس همین زوج ها و همکاران شرکت بهره برداری نفت و گاز مارون، زندگی مشترک خود را با عشق، محبت و همکاری ساخته اند. هر روز آنها سرشار از هماهنگی میان شیفت های کاری و لحظات خانوادگی است؛ از ساعت های طولانی کاری در دل محیط صنعتی گرفته تا لحظاتی که با عشق و محبت، خانه را پرنور و گرم می کنند. با تقسیم مسئولیت ها، گفت و گوهای صمیمانه و حمایت متقابل، سختی های شغل صنعتی را پشت سر می گذارند و هر روز فرصتی تازه پیدا می کنند تا پیوند خانوادگی خود را تقویت کنند و خاطراتی شیرین بسازند. زندگی این زوج شاغل درصنعت نفت، قاب عکسی زیبا از تلاش، صبوری و عشق است؛ جایی که کار و خانه، مسئولیت و محبت، همگی در کنار هم معنا پیدا می کنند و لحظاتی سرشار از شادی و امید را با گرمای حضور خانواده رنگ می بخشند.

      امین خندان و آزیتا اسمی نژاد، نه تنها همکاران حرفه ای در شرکت بهره برداری نفت وگاز مارون، بلکه در خانه نیز همراهان صمیمی و مربیان مهربان فرزندان خود هستند. زندگی مشترک آنها سرشار از هماهنگی، صبوری و تلاش مستمر است؛ از صبح زود که وارد محیط صنعتی می شوند و میان مسیرهای پیچیده خطوط نفتی به فعالیت مشغولند، تا عصر که با گذر از روز پرچالش کاری، به خانه بازمی گردند؛ فضای خانه را با آرامش و صمیمیت روشن و گرم می کنند.  آنها با انرژی و آرامشی که از فضای صمیمی خانه می گیرند، در محیط کار نیز با انگیزه ای مضاعف به ایمنی و امنیت خطوط نفتی و تأمین انرژی کشور کمک می کنند. برنامه ریزی دقیق، تقسیم مسئولیت ها و درک متقابل، ستون های استوار زندگی این زوج شاغل را شکل می دهد؛ ستون هایی که باعث می شود هر چالشی به لحظه ای برای اوج گرفتن، در مسیر شغلی و در جریان زندگی خانوادگی تبدیل شود.  آقا و خانم خندان در کنار هم خانه ای آرام و سرشار از محبت ساخته اند؛ خانه ای که حضور و شادابی فرزندان، آن را گرم تر و دلنشین تر می کند. این فضای صمیمی، جلوه ای از عشق، همراهی و معنای واقعی خانواده است؛ جایی که امید، شادی و هماهنگی مسیر زندگی مشترکشان را روشن تر و هموارتر می سازد.

       پدر خانه و مرد بحران ها

      از دل کوچه های گرم و صمیمی بهبهان تا قلب تپنده صنعت نفت، مسیر زندگی امین خندان با تلاش، پشتکار و صبوری آمیخته است. او متولد۱۳۶۷ در بهبهان است؛ فرزند ارشد خانواده ای کم جمعیت که همین موقعیت از کودکی در او روحیه ای مستقل و مسئولیت پذیر ساخت. وقتی از آن روزها حرف می زند، لبخند آرامی روی چهره اش می نشیند: فرزند بزرگ بودن، من را مستقل بار آورد و از همان کودکی یاد گرفتم روی پای خودم بایستم. سال های ابتدایی زندگی او در آبادان گذشت؛ شهری که مشعل های پالایشگاه، شب هایش را روشن نگه می دارند. همین تصاویر ماندگار، جرقه علاقه اش به صنعت نفت بودند. او با نگاهی آمیخته به خاطره می گوید: همیشه دنیای مشعل ها برایم جذاب بود. آن روزها پدرم می گفت باید درس بخوانی تا روزی وارد دنیای صنعت  نفت شوی. خندان مسیر تحصیلی اش را آگاهانه انتخاب کرد، کارشناسی مهندسی ایمنی و کارشناسی ارشد مدیریت اچ اس ای؛ رشته هایی که قدم به قدم او را به صنعتی رساند که با خطر، دقت و ایمنی معنا پیدا می کند. پیش از ورود رسمی به صنعت نفت؛ در عسلویه در کارخانه آلومینیوم و یک شرکت مهندسی مشاوره کار کرد؛ تجربه هایی که به قول خودش چشم او را به دنیای حرفه ای بازتر کرد.  در آزمون سراسری صنعت نفت، شرکت کرد و پس از مراحل اولیه، از اردیبهشت ۱۳۹۱ به طور رسمی وارد این صنعت شد. هنگام توضیح آن روزها صدایش محکم تر می شود: ثبات سازمانی و گستره فعالیت نفت برایم خیلی مهم بود. ورودم آسان نبود، این مسیر، رؤیای کودکی ام را محقق کرد.

      کار با دقتی نفسگیر

      اولین روز کاری اش را با ترکیبی از هیجان، اضطراب و شوق یاد می کند و با نگاهی مصمم می گوید:   نظم سازمانی و محیط حرفه ای شرکت، انگیزه ام را بیشتر کرد؛ فهمیدم باید خیلی بیشتر یاد بگیرم. خندان، سال ها در اداره اچ اس ای و ایستگاه های ایمنی و آتش نشانی شرکت بهره برداری نفت و گاز مارون فعالیت کرد و امروز کارشناس ارشد پدافند غیرعامل و مدیریت بحران همین شرکت است. روزهای کاری اش با بازرسی، گزارش نویسی و بررسی بخشنامه ها می گذرد؛ کارهایی که نیازمند دقتی نفس گیر است. با تمرکز می گوید: درمدیریت بحران یک اشتباه کوچک می تواند نتیجه های بزرگی داشته باشد؛ همین فشارها باعث رشد حرفه ای من شده است. اما زندگی امین خندان فقط در محیط صنعتی معنا نمی شود؛ داستانی شیرین تر در دل روایت او جریان دارد؛ آشنایی با همسرش، آزیتا اسمی نژاد. با لبخند می گوید:در شرکت با همسرم آشنا شدم؛اخلاق خوب و نجابتشان برایم خیلی مهم بود و همان شد که این آشنایی کاری به زندگی مشترک تبدیل شد.

      ثمره این زندگی سه فرزند است، ژالین چهار ساله و دوقلوهای هشت ماهه ژیلان و ژیکان. وقتی اسم بچه ها را می برد، چهره اش روشن می شود و با ذوقی پدرانه می گوید: ژالین قلب من است، ژیلان نفسم و ژیکان جگرم؛ هر انسانی بدون اینها نمی تواند زنده بماند.

       آتش و آرامش پدر همیشه در صحنه

      تعادل کار و خانه برای زوجی که هر دو شاغلند، آسان نیست. خندان می گوید: همسرم بیشتر با بچه هاست، اما من هم در تربیتشان نقش دارم. مسئولیت های بیرون خانه بیشتر با من است و همیشه تلاش کرده ام حامی همسرم باشم. از سخت ترین بخش های کارش که می پرسم، با کمی مکث، می گوید: وقتی چند روز خانه نیستم یا نیمه شب باید برای عملیات بروم. آن روزها فشار خانه روی دوش همسرم می افتد. سپس با جدیت اضافه می کند:  سعی می کنم بعد از بازگشت جبران کنم؛ با محبت، با وقت گذاشتن. . چشم انداز خندان برای آینده شغلی روشن است و با باوری عمیق می گوید:امیدوارم هرجا هستم، وجدان کاری داشته باشم و مفید باشم؛ ارتقا در کار مثل هر فردی برایم اهمیت دارد. همینطور برای خانواده آرامش، سلامت و رشد علمی و مهارتی فرزندان را آرزو می کند. پیام او به همکاران صنعت نفت، با همان لحن آرام و مطمئنش پایان بخش گفت وگو می شود: برای همه همکاران پرتلاشم سلامتی، ایمنی و آرامش خانوادگی آرزو می کنم. امیدوارم با همدلی گام های مؤثری برای پیشرفت صنعت نفت کشور برداریم.

      مادر مهربان با دست های پرتوان

      آزیتا اسمی نژاد، مادری که آرامش خانه را در کنار نظم کار اداری می چیند، متولد مسجدسلیمان، کودکی و نوجوانی خود را در اهواز گذرانده است. او دوره کارشناسی اقتصاد بازرگانی را در آبادان گذراند و کارشناسی ارشد را هم باتلاش و پشتکار در رشته مدیریت مالی به پایان رساند. نگاهش پر از حس خاطره است وقتی می گوید: از بچگی اطرافیانم همه شاغل در نفت بودند، من همیشه با شور و علاقه دنبال این مسیر بودم. می خواستم مفید و جزئی از این صنعت بزرگ باشم. ورود اسمی نژاد به صنعت نفت، نه تنها انتخاب شغل، بلکه تجربه ای خانوادگی و احساسی بود.

      اسمی نژاد از محیط صنعتی اهواز، دفترهای فنی و پروژه های مهندسی یاد می کند: همزمان با درس، کار می کردم؛ اتوکد، گزارش های مالی، مدیریت کارگران، همه این تجربه ها مرا آماده کردند برای ورود به صنعت نفت. اسمی نژاد سال ۱۳۸۷ وارد شرکت بهره برداری نفت و گاز مارون شد و اولین روز کاری اش را با هیجانی وصف ناپذیر به یاد می آورد: همه چیز تازه و عظیم به نظر می رسید؛ دلم می خواست با انگیزه و دقت یاد بگیرم و خدمت کنم. امروز با سمت مسئول دفتر، مدیریت نامه ها، جلسات، پیگیری گزارش ها و پاسخگویی به مراجعه کنندگان را به عهده دارد که نیازمند تمرکز، نظم و صبوری است.

       زندگی میان صنعت و خانه

      روزهای اسمی نژاد ترکیبی از دقت اداری و مهارت مادرانه است. نامه ها و گزارش ها حساسیت بالایی دارند، اما او با آرامش می گوید: گاهی حجم کار زیاد است، اما وقتی همه چیز مرتب انجام می شود، حس رضایت و آرامش می گیرم. اسمی نژاد در اداره و خانه همزمان ایفای نقش می کند و توانسته است تعادل میان مادر و شاغل بودن را مدیریت کند. او با نگاهی پر از مهر به فرزندانش ، می گوید: برای من تربیت و رشد بچه ها اولویت دارد؛ سعی کرده ام تمام وقت و انرژی خودم را صرف آموزش و تربیت آنها کنم.ژالین و دوقلوها، ژیلان و ژیکان، محور اصلی زندگی او هستند و حضورشان خانه را پر از انرژی و نشاط می کند.

      سخت ترین بخش مدیریت مسئولیت ها، تنظیم زمان و تقسیم کار است. اسمی نژاد توضیح می دهد:برنامه ریزی هفتگی، اولویت بندی وظایف و گفت و گو با همسرم، راز تعادل بین کار و خانواده است.

      وظایف داخل خانه و تربیت بچه ها بیشتر با اوست و امور بیرونی به عهده پدر خانواده است، اما هر دو با هم هماهنگ و همراه هستند. او  اضافه می کند:  وقتی فشار کاری زیاد می شود، گفت و گو با همسرم و بازی با بچه ها به من انرژی و آرامش می دهد.

         چشم انداز شغلی او بر پیشرفت صنعت نفت و ساماندهی نیروهای پیمانکاری تمرکز دارد؛ برای خانواده، سلامت، آرامش و فرصت رشد فرزندان را آرزو می کند و برای همکاران نیز شادی و روزهای روشن آرزو می کند.

      او با تقدیر ویژه از بانوان پرتلاش صنعت نفت می گوید:  امیدوارم زنان توانمند این صنعت بیش از گذشته بدرخشند و با حضور مؤثر، مسیر پیشرفت سازمان و کشور را هموارتر کنند.

    • media/image/2026/09/2000-1441/23903.jpg

      همراهی با زنان از خارگ تا تهران قصه ای که با اولین  نفس ها آغاز می شود

      30  سال عشق به مامایی

      فاطمه دهقان نیری |   وقتی واژه «ماما» را می شنویم، نخستین تصویردر ذهنمان، چهره زنی است که کنار یک مادر باردار ایستاده و شاهد لحظه های پیش از تولد نوزاد، شکسته شدن سکوت اتاق با صدای گریه و مادری است که برای نخستین بار فرزندش را در آغوش می گیرد، اما واقعیت این است که ماما، قصه ای است که با تولد تمام نمی شود و بسیار فراتر از زایمان است. اینها جملاتی است که سوسن قیصری، کارشناس مامایی بیمارستان فوق تخصصی صنعت نفت تهران در طول ۳۰ سال خدمت در این صنعت با پوست و گوشت خود لمس کرده و در گفت وگو با خبرنگار «مشعل» به زبان می آورد؛ آنجا که به عنوان ماما پا به خارگ گذاشت و جنگ و محرومیت هم نتوانست از اراده او بکاهد تا امروزکه حامی و یاور زنانی است که می خواهند آیندگان را تربیت کنند.

      سوسن قیصری با رویی گشاده به استقبالم می آید و مرا کنار سفره خاطراتش می نشاند و صحبت خود را این گونه آغاز می کند: ۳۰سال در حوزه مامایی خدمت کرده ام که ۱۵ سال از سوابقم اقماری بوده است و حالا سرپرستار بخش زنان و زایمان بیمارستان فوق تخصصی صنعت نفت تهران هستم. در طول این سال ها، شمارش تعداد نوزادانی که در تولدشان حضور داشته ام، از دستم دررفته است، اما اگر بخواهم از مهم ترین قسمت این سه دهه بگویم، شاید تولد نوزادان، تنها بخشی از این داستان باشد. وی می گوید: ماما برای من یعنی کسی که در کنار خانواده است؛ از نخستین سال های بلوغ یک دختر تا دوران بارداری، زایمان، مادری و حتی سال های سالخوردگی، به خصوص در مناطق محروم که ماما گاهی نخستین و مهم ترین حامی زن و خانواده می شود. همیشه اعتقاد داشته ام اگر جامعه سالم می خواهیم، باید از سلامت زنان شروع کنیم. مادر سالم، خانواده ای سالم تر می سازد و دخترانی که در کنار چنین مادری رشد می کنند، آگاهانه تر و آماده تر وارد زندگی می شوند و بهداشت دوران بلوغ، مشاوره پیش از ازدواج، مشاوره پیش از بارداری، مراقبت های دوران بارداری، زایمان، پس از زایمان و دوران سالخوردگی، همه حوزه هایی هستند که ماما می تواند در آنها نقش مهمی داشته باشد.

      یکه تازمسیرهای سخت

      قیصری با بیان این که سال ۱۳۷۴ از دانشگاه شهید بهشتی فارغ التحصیل شده و سال ۱۳۷۵ به جزیره خارگ رفته است، ادامه می دهد: پدرم با ۵۷ سال سابقه کار در صنعت نفت، ید طولایی در خدمت داشت و تا حدود ۷۳ سالگی همچنان مشغول کار بود. او از نوجوانی وارد صنعت نفت شده و همیشه به من آموخته بود که درآمد باید حلال و انسان برای حقوقی که می گیرد، باید کار کرده باشد.  وی تصریح می کند: وقتی هم قرار شد برای گذراندن طرح، منطقه ای را انتخاب کنم، پدرم پیشنهاد داد به خارگ بروم و تأکید کرد باید وجدان کاری داشته باشم. همین شد که در اوج گرمای مردادماه ۱۳۷۵، پا به جزیره ای گذاشتم که آن روزها از فرودگاه مجهز امروز بی بهره بود. هواپیما که می رسید، مسافران در گرمای شدید منتظر می ماندند تا چمدان ها را با گاری های چرخدار جابه جا کنند. برای من که نخستین بار بود آنجا می رفتم، همه چیز عجیب و ناآشنا بود. مامای با تجربه بیمارستان فوق تخصصی صنعت نفت تهران می گوید: هنوز در شگفتی بودم که به من گفتند مامای قبلی با پرواز درحال رفتن است و من کار را از همان لحظه به تنهایی شروع کردم. به سفارش پدر، آستین ها را بالا زدم و پاشنه کفش را بالاکشیدم تا در جایی که بیشتر شبیه به کانکس بود، کارم را شروع کنم.آزمایشگاه، امور اداری و بخش های مختلف در چند کانکس به هم متصل شده بود و من باید به حدود ۳۴۰ خانواده شرکتی که در قالب جمعیت نزدیک به ۵ هزار نفر در جزیره ساکن بودند، خدمات ارائه می دادم.

      تولد روی عرشه

      بعد از این همه سال، قیصری نام جزیره خارگ را که به زبان می آورد، بغض در صدایش نمایان می شود، حتی وقتی خیره به پنجره می گوید: در جریان جنگ ۴۰ روزه، هر بار تصاویر خارگ را می دیدم، گریه می کردم. وجب به وجب آن جزیره برای من خاطره است؛ فقط محل کارم نبود، بخشی از زندگی من بود.

      در آن دوران، تلاش می کردیم مادران بارداری را که سابقه سزارین یا بارداری های پرخطر داشتند، پیش از رسیدن زمان زایمان به اهواز منتقل کنیم، اما همه به رفتن راضی نبودند. امکانات هم بسیار محدود بود و از دستگاه سونوگرافی هم خبری نبود؛ از وسیله ای شبیه به قیف برای شنیدن صدای قلب جنین استفاده می کردم. کار سخت بود، اما تجربه، مسئولیت و عشق به کار بهترین انگیزه برای ادامه دادن بود. قیصری ادامه می دهد: خاطرم هست یک شب، خانمی با بارداری ۳۲ هفته ای بعد از مدت ها ناباروری مراجعه کرده و کیسه آبش پاره شده بود. نوزادی که قرار بود در ۳۲ هفتگی متولد شود، به مراقبت های ویژه NICU نیاز داشت که در جزیره نداشتیم. آن شب هوا هم بد بود و هلیکوپتر آمبولانسی، امکان پرواز نداشت. وی تصریح می کند: راه دیگری نبود و مادر باردار می باید هر چه سریع تر به بوشهر منتقل می شد. با هماهنگی مسئولان، یک یدک کش نفتی برای انتقال بیمار آماده شد و به اتفاق همسر، مادر و مادرشوهر بیمار راه افتادیم. هنوز زایمان شروع نشده بود، اما زمان علیه ما حرکت می کرد. حدود سه ساعت با بوشهر فاصله داشتیم، اما دریا تاریک بود و اطرافمان چیزی جز سیاهی دیده نمی شد. زمان زایمان نزدیک و نزدیک تر می شد که کیف لوازم را باز کردم و به کمک مادر بیمار مشغول به کار شدیم تا اینکه صدای گریه نوزاد با صدای بلند شنیده و فضای کشتی عوض شد و چهره آدم هایی که چند ساعت قبل امیدی به انجام کار نداشتند، پر از شعف و امید شد. قیصری ادامه می دهد: نوزاد را پیچیدم و تحویل پدرش دادم و گفتم نارس است و فقط این کپسول اکسیژن را خوب نگه دار. سرانجام به بیمارستان رسیدیم و مادر و نوزاد به بخش منتقل شدند، اما ماجرا برای من تمام نشده بود و بارها و بارها به انواع مختلف تکرار شد؛  حتی کمک در انجام زایمان آهو.

      همراه زنان در تمام فصول

      قیصری نفس تازه می کند و از امواج آب ها به خشکی دفتر کارش بازمی گردد و تأکید می کند: یکی از مهم ترین چیزهایی که در سال های کارم در جزیره متوجه شدم این بود که نقش ماما باید خیلی زودتر از زمان بارداری شروع شود؛ بنابراین پا به مدرسه دخترانه، مساجد و منازل بومی گذاشتم و اطلاعات ابتدایی درباره تغییرات بلوغ دختران و زنان را آموزش می دادم و تا الان هم که ۳۰ سال از آن روزها می گذرد همچنان این روند را ادامه می دهم چون معتقدم اینها فقط مسائل پزشکی نیستند، بلکه توسعه آگاهی، فرهنگ و اعتماد هستند. وی تاکید می کند: هر چند در دنیای امروز، اینترنت جای ماما و پزشک را پر کرده است، اما دریافت اطلاعات درست از این راه میسر نیست و ماما و پزشک به بهترین شکل ممکن می توانند آگاهی بخش باشند. برای مثال دختر نوجوان مراجعه کننده به من که به دلیل خونریزی های نامنظم، در اینترنت جست وجو کرده و تصور کرده بود سرطان رحم دارد. آنقدر ترسیده بود که فکر می کرد قرار است بمیرد؛ در حالی که بسیاری از تغییرات بدن در سال های ابتدایی بلوغ طبیعی است و نیاز به آموزش و بررسی درست دارد؛ به همین دلیل است که می گویم مادران باید آگاه تر شوند تا آغوش امنشان، فضای تربیتی برای نسل آینده باشد.

      قیصری می گوید: تلاش می کنیم با برگزاری کلاس های آموزشی دوران بارداری در بیمارستان فوق تخصصی صنعت نفت تهران، مادران و پدران را برای تولد نوزاد آماده کنیم، حتی برای زنانی که در شرایط مختلف نمی توانند حضوری شرکت کنند، کلاس های آنلاین در نظر گرفته شده است.  وی تصریح می کند: زایمان فقط جیغ زدن و درد کشیدن هایی که در فیلم ها می بینیم نیست، بلکه اگر یک زن از نظر روانی آماده باشد، تکنیک های تنفسی را بداند، همسرش کنارش باشد و تیم درمانی حمایتش کند، می تواند تجربه بسیار متفاوتی داشته باشد. مامای بیمارستان فوق تخصصی صنعت نفت تهران ادامه می دهد: زن حتی در دوران یائسگی نیز نیازمند توجه است. یک زن سال ها برای خانواده اش زندگی و فرزندانش را بزرگ کرده، اما در تمام این مسیر خودش را فراموش کرده است، وقتی به سن یائسگی و تغییرات جسمی و روحی مختلفی می رسد، به مراقبت و مشاوره نیاز دارد. ماما می تواند در تمام این مسیر کنار او باشد. قیصری با تاکید برموضوع جوانی جمعیت نیز می گوید: دراین حوزه کوشا هستم و معتقدم باید شرایط مناسب برای تشکیل و تحکیم خانواده، فرزندآوری و رشد سالم نسل آینده ایجاد شود؛ حمایت از خانواده ها، تسهیل ازدواج، تأمین امنیت اقتصادی و شغلی، حمایت از مادران و کودکان و ارتقای خدمات سلامت باروری، از مهم ترین اقدام هایی هستند که در این زمینه می بایست به آنها توجه ویژه داشت. جوانی جمعیت تنها افزایش تعداد تولدها نیست، بلکه سرمایه گذاری برای داشتن نسلی سالم، توانمند و برخوردار از آینده ای مناسب است. از این مامای بیمارستان فوق تخصصی صنعت نفت تهران می خواهم این روزها را در یک جمله خلاصه کند، با لبخند می گوید: از روزهایی که در خارگ، بدون متخصص زنان و بدون بسیاری از تجهیزات امروزی، کنار مادران ایستادم تا امروز که در بیمارستان فوق تخصصی صنعت نفت تهران در سمت سرپرستار بخش زنان و زایمان فعالیت می کنم، یک چیز برایم هرگز تغییر نکرده و آن هم عشق به مامایی است. از قیصری  خداحافظی می کنم و در مسیر بازگشت به این می اندیشم که چقدر نقش ماما در مسیر زن بودن، مادر شدن و سالم ماندن، پررنگ و اگر قرار است جامعه ای سالم داشته باشیم، باید بانوان را با معلمانی همچون ماماها، آگاه، سالم و توانمند کنیم.

    • media/image/2026/09/2000-1441/23914.jpg

      با تغذیه مناسب به جنگ آلزایمر برویم 

      راز سلامت مغز در بشقاب  شماست

       ندا ایزدگشسب کارشناس تغذیه بهداشت و درمان صنعت نفت اصفهان

      مشعل | بیماری آلزایمر علائم و نشانه هایی دارد که با از دست دادن حافظه کوتاه مدت، فراموش کردن آدرس ها و اسم ها آغاز می شود و کم کم تا آنجا پیش می رود که فرد حتی راه بازگشت به خانه را نیز فراموش می کند. نام این بیماری را بسیار شنیده و اگر کمی روراست باشیم، همه ما از ابتلا به آن هراس داریم؛ بیماری که باعث از دست رفتن تدریجی و مداوم مغز شده و می تواند روی صحبت کردن، فکر کردن و انجام فعالیت های روزانه تأثیر بگذارد، حال آنکه تغذیه مناسب و به هنگام، می تواند در پیشگیری، کندکردن روند بیماری و بهبود کیفیت زندگی فرد مبتلا نقشی کلیدی ایفا کند.

      در دنیای امروز، بیماری آلزایمر و اختلالات شناختی مرتبط با افزایش سن، از چالش های مهم حوزه سلامت در سراسر جهان به شمار می رود، تا آنجا که به منظور افزایش آگاهی مردم درباره این بیماری، 21 سپتامبر برابر با 30 شهریورماه به عنوان روز آلزایمر نامگذاری شده است. در این مطلب، با شرح علائم این بیماری، بنا داریم از تاثیر تغذیه به عنوان ابزار پیشگیری یا کنترل آلزایمر بیشتر بدانیم.

       علائم آلزایمر و ارتباط آن با غذا خوردن

      چهار اختلال عملکردی مغز می تواند به طور مستقیم یا غیرمستقیم فرایند غذا خوردن بیمار را با مشکل مواجه کند:

       آمنزی (از دست دادن حافظه): بیمار ممکن است فراموش کند که غذا خورده یا حتی زمان وعده های غذایی را به یاد نیاورد.

       آفازی (اختلال در گفتار و درک زبان): در این اختلال، فرد مبتلا به آلزایمر نمی تواند احساس گرسنگی، تشنگی یا ترجیح غذایی خود را به درستی بیان کند.

       آپراکسی (اختلال در انجام حرکات هدفمند): بیمار به تدریج در استفاده از قاشق و چنگال یا انجام هماهنگ حرکات مربوط به غذا خوردن دچار مشکل می شود.

      آگنوزی (اختلال در شناسایی اشیا): ممکن است فرد مبتلا در تشخیص یا استفاده صحیح از وسایل غذاخوری دچار مشکل شود و کاربرد قاشق، چنگال یا سایر اشیا را به درستی تشخیص ندهد.

      راهکارهای کاربردی برای مراقبان

      سفره و بشقاب را خلوت کنید. غذا را در اندازه های کوچک و در صورت امکان به صورت لقمه های نرم و قابل برداشتن آماده کنید تا بیمار برای غذا خوردن به استفاده از ابزارهای پیچیده نیاز نداشته باشد. این کار می تواند به حفظ استقلال و کرامت او کمک کند. محیطی را که فرد مبتلا به آلزایمر در آن غذا می خورد، آرام نگه دارید. تلویزیون، صدای بلند و عوامل حواس پرتی را کاهش دهید و محیطی آرام و منظم برای صرف غذای او فراهم کنید.

      گنجاندن رژیم مدیترانه ای در سفره غذایی

      پژوهش های تغذیه ای نشان می دهد که سلامت متابولیک بدن، از جمله کنترل قند خون و عوامل خطر قلبی- عروقی، با سلامت مغز ارتباط دارد. بنابراین توجه به کیفیت رژیم غذایی می تواند بخشی از رویکرد کلی مراقبت از سلامت شناختی باشد. درباره کنترل قند خون می توان یادآور شد که حفظ قند خون در محدوده طبیعی و پیشگیری از دیابت می تواند به سلامت عروق و عملکرد بهتر مغز کمک کند.   در نتیجه مصرف زیاد شیرینی ها، نوشیدنی های قندی و غذاهای بسیار فراوری شده، افزایش وزن و اختلالات متابولیک را به دنبال دارد؛ تغذیه ای که برای سلامت مغز مطلوب نیست.

      استفاده از روش های پخت سالم هم ازراهکارهای حفظ متابولیک بدن است که در این مورد، استفاده بیشتر از روش هایی مانند بخارپز کردن، آب پز کردن و پخت ملایم، در کنار کاهش مصرف غذاهای سرخ شده، انتخاب مناسب تری برای یک الگوی غذایی سالم به شمار می روند. الگوی غذایی مدیترانه ای و مصرف بیشتر مواد غذایی گیاهی و چربی های غیراشباع همواره مورد تأکید بوده است. سبزیجات، به ویژه سبزیجات برگ سبز، انواع توت، حبوبات، غلات کامل، مغزها و دانه ها، ماهی و روغن زیتون، بهترین الگوی تغذیه ای محافظ مغز شناخته شده اند.

      ریزمغذی ها و مکمل ها

      تأمین مناسب ویتامین ها و مواد معدنی برای سلامت عمومی و عملکرد مغز ضروری است. با این حال، مصرف مکمل ها باید بر اساس نیاز فرد و در صورت امکان با نظر پزشک یا متخصص تغذیه انجام شود.

      فولات و ویتامین گروه ب: دریافت فولات (400 تا 1000 میکروگرم) و پایش دقیق ویتامین ب 12 از تخریب بافت عصبی جلوگیری می کند.

       ویتامین د: سطح خونی ویتامین د باید کنترل شده و روزانه حدود 1000 واحد بین المللی تامین شود.

       امگا3: روغن ماهی به خصوص در مراحل اولیه آلزایمر و اختلال شناختی خفیف، تاثیر زیادی بر کاهش التهاب مغز نشان داده است.

       معجزه کورکومین(عصاره زردچوبه): شیوع آلزایمر در مناطقی که زردچوبه مداوم مصرف می شود، بسیار کمتر است؛ زیرا فرم های تغلیظ شده و استاندارد کورکومین، به پاکسازی پلاک های آمیلوئید مغز کمک می کند.

      آهن و تیروئید: کم خونی، کمبود آهن و اختلالات تیروئیدی می توانند بر سطح انرژی، تمرکز و عملکرد شناختی تأثیر بگذارند که در صورت وجود این علائم، باید از سوی پزشک بررسی و درمان شوند.

      اقدامات تغذیه ای و مراقبتی در خانه

      مراقبت از فرد مبتلا به آلزایمر در خانواده، ممکن است چالش های مختلفی در زمینه تغذیه به همراه داشته باشد. پس باید در مورد کم آبی بدن و فراموش کردن نوشیدن آب از سوی فرد مبتلا، مایعات را در فواصل منظم و در حجم های کوچک در اختیار بیمار قرار دهید. سوپ، شیر، میوه های آبدار و سایر نوشیدنی های مناسب نیز می تواند به تأمین مایعات کمک کند. درباره حواس پرتی و نخوردن غذا از سوی فرد آلزایمری، بهتر است تلویزیون و صداهای اضافی را خاموش و محیطی آرام برای غذا خوردن او فراهم کنید. ایجاد هماهنگی مناسب بین رنگ غذا و بشقاب نیز ممکن است به دیده شدن غذا کمک کند. بی اشتهایی و کاهش وزن از دیگر چالش های فرد مبتلا به زوال عقل است که در این مورد به جای وعده های حجیم، می توان تعداد وعده ها را افزایش داد( 5 تا 6 وعده کوچک و پرکالری)، ضمن اینکه استفاده از پودر مغزهای مغذی در طول روز نیز توصیه می شود. در صورت کاهش وزن، ارزیابی متخصص تغذیه برای افزایش مناسب انرژی و پروتئین اهمیت دارد.  اختلال در خواب و بی قراری شبانه از دیگر مشکلات فرد مبتلا به آلزایمر است، بنابراین داشتن برنامه منظم خواب، نور و فعالیت مناسب در طول روز و کاهش مصرف نوشیدنی های محرک در ساعات پایانی روز می تواند برای آنها مفید باشد. همچنین استفاده از دمنوش های ملایم، مکمل تیانین و رایحه درمانی با عطر اسطوخودوس در اتاق خواب بیمار توصیه می شود. همراه با رعایت تمامی نکات تغذیه ای، تاکید می کنیم که بیمار باید هنگام غذا خوردن کاملا نشسته باشد و پس از صرف غذا نیز مدتی در این وضعیت باقی بماند. در صورت سرفه مکرر، خفگی، تغییر صدا پس از بلع یا عفونت های مکرر تنفسی، ارزیابی سریع پزشک و متخصص گفتاردرمانی و بلع ضروری است. آنچه در پایان نیاز به تاکید دارد  آن است که مراقبت از بیماران مبتلا به آلزایمر نیازمند صبر، درک محدودیت های شناختی و حرکتی و توجه به نیازهای تغذیه ای اوست، ضمن این که با توجه به الگوی غذایی سالم، کنترل عوامل خطر متابولیک و قلبی - عروقی، تأمین کافی ویتامین ها و مواد معدنی، توجه به وضعیت بلع و بهینه سازی محیط غذاخوری، می توان شرایط مناسب تری برای حفظ سلامت و آرامش این افراد و خانواده های آنان فراهم کرد.

    • media/image/2026/09/2000-1441/23905.jpg

      تصویرهایی که از کلمه جان می گیرند

      ایده تا تصویر

      مشعل |    تصور کنید برای روایت یک سکوی نفتی در میان آب های نیلگون خلیج همیشه فارس یا فعالیت کارگری در یک میدان نفتی یا یک پالایشگاه به تصویری نیاز دارید؛ اما نه دوربینی در کار است، نه گروه تصویربرداری و نه امکانی برای حضور در موقعیت. تنها چند جمله کافی است تا آنچه در ذهن دارید، به یک تصویر تبدیل شود؛ تصویری که گاه چنان به واقعیت نزدیک است که مرز میان ثبت و خلق را محو می کند و گاه، جهانی را پیش روی چشم شما قرار می دهد؛ چیزی که هنوز وجود خارجی ندارد. هوش مصنوعی، تصویر را از چیزی که فقط دیده می شود، به چیزی که می توان تصور کرد، نزدیک کرده است؛ اما پشت هر قاب خوب، فقط یک ابزار قدرتمند قرار ندارد؛ بلکه یک ایده روشن و یک دستور دقیق نیز ایستاده است. انتخاب سوژه، نور، زاویه دید، ترکیب بندی و حال و هوای تصویر، همان جزئیاتی هستند که چند کلمه ساده را به یک روایت بصری تبدیل می کنند. حالا دیگر پرسش فقط این نیست که با کدام ابزار تصویر بسازیم؟ سؤال مهم تر این است که چگونه آنچه را در ذهن داریم، درست به زبان هوش مصنوعی بیان کنیم.

      پیش از آنکه به سراغ تکنیک های تولید تصویر برویم، بد نیست با ابزارهایی آشنا شویم که امروز امکان استفاده از آنها برای کاربران عمومی فراهم است. برای کاربران ایرانی نیز، بسته به شرایط دسترسی و محدودیت های هر پلتفرم، امکان استفاده از برخی سرویس های شناخته شده تولید تصویر وجود دارد و می توان بدون پرداخت هزینه اولیه، تجربه ساخت تصویر با هوش مصنوعی را آغاز کرد؛ البته رایگان بودن این ابزارها به معنای برخورداری از امکانات نامحدود نیست و معمولا تعداد تولید تصویر، سرعت پردازش یا دسترسی به مدل های پیشرفته تر با محدودیت هایی همراه است.

      ابزارهای عمومی در دسترس

      یکی از ابزارهایی که امکان تولید و ویرایش تصویر را در اختیار کاربران قرار می دهد، چت جی پی تی (ChatGPT) است. کاربر می تواند ایده خود را به زبان طبیعی توضیح دهد و از آن بخواهد تصویری متناسب با این توضیحات بسازد؛ از یک تصویر واقع گرایانه و مستند گرفته تا طراحی مفهومی، پوستر، تصویر تبلیغاتی یا ترکیبی از چند ایده در یک قاب.

      یکی از نقاط قوت نسل های جدید تصویرساز، توانایی بهتر در اجرای دستورهای جزئی و چند مرحله ای و همچنین تولید نوشته درون تصویر است. به همین دلیل، کاربر می تواند تنها به توصیف سوژه اکتفا نکند و درباره فضای تصویر، نور، زاویه دید، ترکیب بندی، سبک و حتی حال و هوای مورد نظر خود نیز توضیح دهد. همین ویژگی، این ابزار را برای تولید محتوای رسانه ای و طراحی ایده های بصری نیز کاربردی می کند.

       ابزار های پیشرفته تر

      گوگل نیز در سال های اخیر، حضوری پررنگ در حوزه تولید و ویرایش تصویر داشته است. مدل های نانو بنانا (Nano Banana)  در محیط جمینای، امکان ساخت تصویر از روی توضیحات متنی و همچنین ویرایش تصاویر موجود را فراهم می کنند. نسخه پیشرفته تر این خانواده، نانو بنانا پرو (Nano Banana Pro)، قابلیت های گسترده تری برای اجرای دستورهای چندمرحله ای، حفظ ساختار و جزئیات تصویر، تولید نوشته درون تصویر و ارائه خروجی های باکیفیت تر دارد.

      البته دسترسی به امکانات و سهمیه تولید تصویر در این سرویس ها ثابت نیست و می تواند بر اساس نوع حساب کاربری، مدل مورد استفاده و منطقه جغرافیایی متفاوت باشد. بنابراین بهتر است هنگام معرفی ابزارها، به جای تمرکز صرف بر عنوان رایگان، به این نکته توجه کنیم که هر سرویس چه امکاناتی را در اختیار کاربر قرار می دهد و محدودیت های استفاده از نسخه رایگان آن چیست؟

      از این رو انتخاب ابزار، تنها نیمی از مسیر است. حتی پیشرفته ترین تصویرسازها نیز زمانی خروجی مطلوب تری ارائه می کنند که کاربر بتواند خواسته خود را دقیق، روشن و مرحله به مرحله بیان کند.

      پرامپت حرفه ای برای تولید تصویر

      انتخاب ابزار، تنها آغاز مسیر تولید تصویر با هوش مصنوعی است. آنچه در نهایت کیفیت و میزان نزدیک بودن تصویر به ایده ذهنی کاربر را تعیین می کند، تا حد زیادی به نحوه بیان خواسته او بازمی گردد. در چت بات ها لازم نیست برای ساخت یک تصویر خوب، دستورهایی بسیار طولانی و پیچیده بنویسیم؛ راهنمای سایت های رسمی در زمینه تولید تصویر تأکید می کند که در بیشتر موارد، یک تا سه جمله روشن و توصیفی می تواند نقطه شروع مناسبی باشد. اصل مهم، شفافیت و مشخص بودن خواسته است، نه پیچیده کردن متن.

      یک پرامپت مناسب بهتر است به چند پرسش ساده پاسخ دهد:

      ۱- تصویر برای چه منظوری ساخته می شود؟

      ۲- سوژه اصلی چیست؟

      ۳- چه اتفاقی در تصویر رخ می دهد؟

      ۴- صحنه کجاست؟

      ۵- تصویر چه سبک و حال وهوایی داشته باشد؟

      در صورت اهمیت، می توان جزئیات بیشتری مانند زاویه دید، نوع نور، ترکیب بندی، جنس و بافت عناصر، نسبت تصویر و محدودیت های مورد نظر را نیز اضافه کرد. برای مثال، به جای نوشتن یک تصویر زیبا از پالایشگاه، می توان گفت: تصویری واقع گرایانه از یک پالایشگاه نفت در ساعات اولیه صبح، با تجهیزات صنعتی و خطوط لوله در پیش زمینه، نور طبیعی و ملایم، نمایی سینمایی و حال و هوای مستند صنعتی. چنین توصیفی اطلاعات بسیار بیشتری درباره تصویری که در ذهن داریم، در اختیار مدل قرار می دهد.

      جزئیات، زمانی ارزشمندند که هدفمند باشند. اگر نور اهمیت دارد، به جای عباراتی مانند نور زیبا، بهتر است نوع و محل نور را مشخص کنیم؛ مثلا نور طبیعی ملایم از سمت چپ. اگر ترکیب بندی اهمیت دارد، جایگاه سوژه را تعیین کنیم؛ مانند کارگر در سمت راست قاب و تجهیزات پالایشگاه در پس زمینه. توصیف دقیق جزئیاتی مانند نور، چیدمان، بافت و مواد، معمولا به نسبت استفاده از عبارت های کلی و مبهم، نتیجه قابل اعتمادتری به دنبال دارد.از سوی دیگر، نباید انتظار داشت اولین تصویر، الزاما همان تصویر نهایی باشد. یکی از مهم ترین ویژگی های تولید تصویر در چت بات هایی مانند چت جی پی تی، امکان اصلاح مرحله به مرحله است. می توان تصویر اولیه را دید و سپس فقط همان بخشی را که نیاز به تغییر دارد، اصلاح کرد.

       برای مثال گفته شود: همین ترکیب بندی را حفظ کن، اما نور را کمی گرم تر کن، پس زمینه را ساده تر کن یا سوژه اصلی را کمی به مرکز قاب نزدیک تر کن. راهنمای سایت های رسمی نیز پیشنهاد می کند به جای تغییر همزمان چند عامل، اصلاحات کوچک و مشخص را مرحله به مرحله انجام دهیم تا کنترل بیشتری روی نتیجه داشته باشیم.

      وقتی تصویر نیاز به نوشته دارد

      یکی دیگر از قابلیت های مهم مدل های جدید تصویرساز، تولید نوشته درون تصویر است؛ قابلیتی که برای طراحی پوستر، عنوان، اینفوگرافیک و محتوای رسانه ای کاربرد زیادی دارد. در چنین مواردی، بهتر است متن موردنظر را دقیقا مشخص کنیم و درباره محل قرارگیری، اندازه، سبک قلم و رنگ آن نیز توضیح بدهیم. برای نمونه عنوان «انرژی برای فردا» را در بالای تصویر، با قلمی ساده و خوانا و به رنگ سفید قرار بده و هیچ متن دیگری اضافه نکن. توصیه می شود متن های داخل تصویر کوتاه، بدون ِاعراب گذاری و دستور مربوط به آنها کاملا مشخص باشد.همچنین گاهی توضیح یک تصویر با کلمات دشوار است. در این شرایط می توان از تصویر مرجع استفاده کرد. چت بات هایی مانند چت جی پی تی امکان بارگذاری تصویر و درخواست ویرایش آن را نیز فراهم می کنند. کاربر می تواند مشخص کند چه چیزی باید تغییر کند و چه چیزی بدون تغییر باقی بماند؛ برای مثال، فقط پس زمینه را تغییر بده و چهره، لباس و حالت سوژه را حفظ کن. همچنین در صورت استفاده از چند تصویر مرجع، بهتر است مشخص شود هر تصویر چه نقشی دارد و رابطه عناصر با یکدیگر چگونه باشد.

        با همه این پیشرفت ها، هوش مصنوعی قرار نیست جای دوربین و نگاه یک عکاس را بگیرد؛ چرا که هیچ الگوریتمی نمی تواند جای لحظه ای را بگیرد که یک عکاس ساعت ها در انتظار می ماند تا نور از میان درختان جنگل عبور کند، انعکاس خورشید بر سطح آب بنشیند یا لحظه ای انسانی و تکرارنشدنی را ثبت کند. عکاسی، ثبت یک لحظه واقعی است؛ لحظه ای که دیگر تکرار نمی شود و ارزش آن، فقط در تصویر نهایی نیست؛ بلکه در داستانی است که پشت آن قاب وجود دارد. با این حال، هوش مصنوعی دریچه ای تازه به روی تصویرسازی گشوده است؛ ابزاری برای ساختن آنچه شاید امکان ثبتش وجود نداشته باشد، برای جان دادن به یک ایده، تصویرکردن یک مفهوم یا روایت جهانی که هنوز شکل نگرفته است. گاهی این تصاویر چنان واقعی هستند که تشخیص ساختگی بودنشان دشوار می شود؛ اما شاید ارزش واقعی این فناوری نه در جایگزین شدن با عکاسی؛ بلکه در گسترش مرزهای تصور و روایت تصویری باشد؛ جایی که دوربین آنچه را وجود دارد، ثبت می کند و هوش مصنوعی، آنچه را می توان تصور کرد، به تصویر می کشد.

      برگرفته از سایت OPENAI

    • media/image/2026/09/2000-1441/23906.jpg

      کودهای خانگی تغذیه ای کم هزینه برای گیاهان آپارتمانی است

      جان تازه برای سبزهای خانه 

      مشعل |  اگر برگ گیاه زرد و شاخه بی رمق شده یا رشد کم گیاهان آپارتمانی، خلق وخوی تو را تنگ کرده است و از هزینه های خرید کودشیمیایی و اثرهای منفی آن در محیط خانه واهمه داری، توصیه می کنیم این گیاهان را هم سفره خودت کن و هر آنچه میل می کنی، به پای آنها هم بریز. شاید تعجب کنی که مگر می شود، اما بدان ته مانده سفره یا مواد غذایی که به نظرت کم ارزش می آیند، برای حال گیاهان معجزه می کنند و می توانند دوباره زندگی را به گوشه سبز خانه هدیه کنند.

      گیاهان آپارتمانی بخش کوچکی از طبیعت در چاردیواری خانه هستند که برای داشتن سلامت خاک و تغذیه، چشم به دستان تو و هر آنچه به عنوان مواد غذایی مصرف می کنی، دارند و آنجا که کمی از پوست موز را برایشان کنار می گذاری یا آب شسته شده برنج را با عشق، به پایشان می ریزی یا قاشق قاشق تفاله قهوه یا پوست خردشده تخم مرغ را روی خاکشان می پاشی، به این می ماند که ریشه های کوچکشان را نوازش کرده ای، زیرا گیاه هم مثل هر موجود زنده ای با توجه رشد می کند و آرام آرام با برگ های تازه و جوانه های کوچک، پاسخ این مهربانی را می دهد.

      تفاله قهوه

      در سال های اخیر که دم کردن قهوه و نوشیدن آن بیش از همیشه مرسوم شده، تفاله این نوشیدنی تلخ اما شیرین هم به جمع زباله های آشپزخانه اضافه شده است؛ در حالی که به جای دورریختن، می توانی از آن به عنوان کود گیاهی استفاده کنی. برای این کار باید تفاله را روی سطح خاک یا ته گلدان بریزی یا گیاه را با قهوه آبیاری کنی که در این مورد، باید تفاله قهوه را به مدت یک هفته در آب بخیسانی و از آن برای آبیاری استفاده کنی. این کود به دلیل دارابودن مواد مغذی نیتروژن، پتاس و فسفریک اسید، برای گیاهان دوستدار محیط اسیدی بسیار مناسب است و به آنان جانی تازه می دهد؛ نیتروژن در رشد و شادابی برگ ها و ساقه ها نقش مهمی دارد، پتاسیم مقاومت گیاهان در برابر بیماری ها را افزایش می دهد و فسفریک اسید به توسعه ریشه و گل دهی کمک می کند. همچنین تفاله قهوه دارای آنتی اکسیدان ها و ترکیبات فنلی است که خواص ضدباکتری و ضدقارچی ملایمی دارند؛ این ترکیبات به کنترل برخی بیماری های گیاهی و دفع آفات به طور طبیعی کمک می کنند.

      گیاهانی همچون سانسوریا، پتوس، زاموفیلیا، رز، آزالیا و شفلرا مناسب کوددهی با قهوه هستند و گیاهانی همچون لاوندر، رزماری، آویشن، جعفری و نهال های جوان از کوددهی با قهوه منع شده اند.

      پوست تخم مرغ

      تخم مرغ از جمله مواد غذایی است که تقریبا به صورت روزانه در وعده غذایی خانواده مصرف و پوست آن دور ریخته می شود؛ در حالی که این ماده به ظاهر بی ارزش، مملو از کلسیم، فسفر منیزیم، سدیم، پتاسیم، روی، منگنز، آهن و مس است که به عنوان کود، به افزایش تقسیم سلولی و رشد قوی تر و سالم گیاه کمک می کند. پس پوسته های تخم مرغ را شسته و خرد یا در مخلوط کن آسیاب کنید، سپس آن را روی خاک باغچه بپاشید. همچنین می توانید اسپری کود کلسیم بسازید، یعنی پوست های شکسته و خرد شده را در یک ظرف آب ریخته و بگذارید حدود یک هفته خیس بخورد تا کود مایع آماده شود سپس روی برگ ها بپاشید.

      پوست تخم مرغ علاوه بر تامین عناصر مورد نیاز گیاه، PH خاک را تنظیم و از گیاهان در برابر بیماری ها و آفاتی همچون حلزون، کرم خاکی و دیگر جانوارهای خزنده محافظت می کند.

      پوست موز

      از آنجا که موز منبع عالی پتاسیم به شمار می رود، برای خاک بسیار مناسب است و می تواند پتاسیمی راکه گیاهان آپارتمانی می خواهند، به خوبی تامین کند. برای این کار، می توانید پوست موز را خرد کنید و روی خاک گیاهان بریزید یا پوست موز را خشک کنید، سپس به صورت پودر در آورید و از آن برای گیاهان خود استفاده کنید. همچنین می توانید با خرد کردن پوست موزها و ریختن آن ها در یک ظرف آب، بعد از یک هفته کود مایع تولید کنید و بر روی خاک گیاهان بپاشید.

      اگر گیاهان آپارتمانی شما قابلیت گلدهی دارند هم می توانید از پوست موز استفاده کنید، زیرا این گیاهان علاقه زیادی به پوست موز دارند.چه بسا اگر گیاه سانسوریا دارید، می توانید با مالش پوست موز به روی برگ های آن سبب شفافیت بیشتر گیاه خود شوید.

      آب حاصل از پخت و پز

      می توان گفت تقریبا روزانه، با مواردی از آب میوه های شسته شده، تخم مرغ یا سیب زمینی آب پز شده، آب برنج یا ماکارونی آبکش شده و بسیاری موارد دیگر روبه رو هستی و نمی دانی این آب می تواند کود فوق العاده ای برای گیاهان آپارتمانی باشد، زیرا مملو از مواد مغذی مانند فسفر، نیتروژن، آهن، کلسیم است؛ بنابراین قبل از عجله برای دورریختن این آب ها، با کمی تامل، اجازه دهید خنک شود، سپس گیاهان خود را از آن سیراب کنید تا شاهد رشد سالم تر آنان باشید.

      فراموش نکنید اگر در منزل اکواریوم دارید، زمانی که مخزن آن را تمیز می کنید، آب را دور نریزید و از آن برای گیاهان آپارتمانی خود استفاده کنید. این آب غنی از باکتری های مفید، پتاسیم، فسفر و نیتروژن است که به شادابی و رشد گیاه کمک می کند. ضایعات ماهی ها نیز یک کود گیاهی فوق العاده محسوب می شوند.

      زمان مناسب کوددهی

      بهترین زمان برای کوددهی بیشتر گیاهان آپارتمانی، فصل رشد آنهاست، یعنی از آغاز بهار تا اواخر تابستان، زمانی که گیاه بیدارتر است و برگ و جوانه های تازه می سازد. در این روزها، تغذیه ملایم هر چند هفته یک بار می تواند به شادابی گیاه کمک کند. در فصل های سرد، بسیاری از گیاهان به استراحت می روند و بهتر است کوددهی کمتر شود تا ریشه ها فرصت آرام گرفتن داشته باشند.

      در حقیقت، کود دادن به گیاهان تنها ریختن ماده ای در خاک نیست؛ لحظه ای است برای توجه کردن، برای لمس کردن برگ ها و دیدن تغییرات کوچک زندگی. وقتی با دست های خودمان چیزی را که از خانه آمده به ریشه ای کوچک هدیه می دهیم، انگار به طبیعت یادآوری می کنیم که هنوز برایش جا و مهربانی در قلب های ما وجود دارد؛ سبزی گیاهان، نتیجه همین مراقبت های کوچک و عاشقانه است؛ قصه ای آرام از همراهی انسان با زندگی.

    • media/image/2026/09/2000-1441/23907.jpg

      وقتی رنگ ها دیوارها را جابه جا می کنند

      هنرخلق وسعت  در متراژهای محدود

      مشعل |  گوشه کنج خانه کوچک و نقلی ای که به تازگی خریده ای ایستاده ای و در این فکر هستی که چطور دوستان و خویشاوندانی را که برای دیدن خانه ات لحظه شماری می کنند، به این محیط کوچک دعوت کنی. چه کنی که خانه کمی بزرگ تر به نظر بیاید که وقتی دوستان وارد شدند به ذوقشان برنخورد. غافل از اینکه با استفاده از رنگ های خلاقانه در دکوراسیون، می بینی که خانه کوچکت فقط اندازه اش کوچک است، اما عمقی به وسعت اقیانوس دارد و این رنگ های ساده، گلدانی که کنار پنجره جان گرفته، یک مبل ساده با شال رنگی، چند قاب عکس و شمعی روشن چگونه تو را به یک فنجان چای و کمی آرامش دعوت می کند.

      دکوراسیون خانه های کوچک، بیشتر از آنکه درباره وسایل و اندازه ها باشد، درباره حس زندگی کردن است؛ اینکه یاد بگیریم کمتر داشته باشیم، اما هر چیزی از رنگ، وسایل و چیدمان را که داریم با عشق انتخاب کنیم تا خانه جایی برای نفس کشیدن دل شود. در این گزارش بنا داریم تا با معرفی و انتخاب رنگ پایه، رنگ دوم و رنگ تاکیدی مناسب برای دیوارها و وسایل، پا به خانه ای پر از حال خوب بگذاریم که آشپزخانه اش بوی سلامت و نشیمن آن حس هیجان بدهد. 

      رنگ هایی که حرکت می کنند

      هرگز رنگ ها را در طراحی و دکوراسیون خانه دست کم نگیرید، زیرا با دید بصری که می دهند، گاهی می توانند دیوارها را عقب تر ببرند، نور را بیشتر کنند و به خانه حس زندگی بدهند. می توانند روی مبل بنشینند، از پرده رد شوند، به چوب کابینت برسند و همگام با نور خورشید، حال اتاق را عوض کنند. برای همین، انتخاب رنگ در خانه های کوچک بیشتر شبیه انتخاب موسیقی است؛ قرار نیست هر ساز به تنهایی زیبا باشد، مهم این است که کنار هم چه حسی بسازند.

      رنگ های روشن و آرام مانند سفید گرم، کرم، شیری، بژ روشن و طوسی خیلی ملایم نور را در فضا پخش می کنند و باعث می شوند خانه بازتر و دلبازتر به نظر برسد. اگر این رنگ ها را برای دیوارها و بخش بزرگی از وسایل انتخاب کنیم، چشم کمتر با مرزها درگیر و فضا یکدست تر دیده می شود. برای مثال رنگ سفید به دلیل اینکه نور را منعکس می کند و باعث می شود فضا بزرگ تر و بازتر به نظر برسد، به همین دلیل همیشه انتخاب اول برای خانه های کوچک بوده است که می تواند در دیوارها، سقف و حتی مبلمان به کار گرفته شود. گاه انتخاب رنگ کرم که گرما و صمیمیت بیشتر می آورد هم بی نقص نیست و برای پذیرایی و اتاق خواب کاربردی به نظر می رسد. رنگ طوسی روشن هم به خانه حس مدرن و شیک بودن می دهد که در این حالت استفاده از کفپوش های طوسی روشن همراه با دیوار سفید، فضایی مینیمال به وجود می آورد.

      معجزه ترکیب رنگ ها

      اما قرار نیست خانه کوچکمان را بی رنگ و بی روح کنیم.گاهی رنگ سبز زیتونی ملایم، آبی خاکستری، صورتی چرک یا چوب طبیعی می تواند همان نقطه کوچکی باشد که به خانه شخصیت می دهد.

      برای همین، یکی از ساده ترین ترفندها این است که دیوار، کابینت و بخش بزرگی از مبلمان را در یک خانواده یا طیف رنگی نگه داریم. برای مثال دیوار شیری یا کرم خیلی روشن در کنار کابینت کرم گرم یا بژ روشن و مبلمان شنی یا کرم، باعث می شود مرز عناصر کمتر به چشم بیاید که نتیجه آن فضایی آرام تر و یکپارچه تر است.

      اگر رنگ سفید را دوست دارید، بهتر است به جای سفید کاملا سرد، سراغ سفید گرم بروید؛ مخصوصا در خانه ای که کف پوش چوبی یا نور گرم دارد.

      برای ایجاد شخصیت هم لازم نیست همه چیز را رنگی کنیم. یک مبل تک رنگ، کوسن، صندلی یا اثر هنری می تواند رنگ تأکیدی را وارد فضا کند؛ به عنوان مثال زمینه کرم و بژ با مقدار کمی سبز زیتونی یا آبی خاکستری، هم عمق می دهد و هم فضا را شلوغ نمی کند.  اما در نظر داشته باشید اگر آشپزخانه در امتداد نشیمن قرار دارد، کابینت را کاملا جدا از رنگ فضای پذیرایی انتخاب نکنید، زیرا هرچه رنگ کابینت به دیوار و مبلمان نزدیک تر باشد، آشپزخانه کمتر مانند یک حجم مستقل دیده می شود و کل فضا بزرگ تر و پیوسته تر به نظر می رسد.

      فراموش نکنیم شاید راز دکوراسیون خانه های کوچک این باشد که رنگ ها را با عجله انتخاب نکنیم؛ بگذاریم نور، دیوارها و وسایل در کنار هم یک قصه بسازند. چون یک خانه کوچک، با انتخاب رنگ درست، می تواند آنقدر روشن و آرام باشد که بزرگ تر از متراژش به نظر برسد و آنقدر گرم و دوست داشتنی باشد که دلمان نخواهد از آن بیرون برویم.

    • media/image/2026/09/2000-1441/23908.jpg

      باشگاه ورزشی کارکنان از ماندگارترین جلوه های ارتباط با مردم است 

      نبض نفت در رگ ورزش

      مشعل | یكی از نكات مغفول مانده در پژوهش های تاریخ اجتماعی نفت، واكاوی تاریخ ورزش است. شناخت مولفه های تاثیرگذار بر روند رشد ورزش در صنعت نفت می تواند كوششی هرچند اندك در جهت فهم تاریخ ورزش نفت قلمداد شود. یكی از این مولفه های تاثیر گذار، امكانات زیربنایی و اولیه ورزش مانند ساخت ورزشگاه و مجتمع های ورزشی است که به عنوان آغازگر راهی برای مسیر قهرمانی شناخته می شود.

      مجتمع ورزشی صنعت نفت در تهرانسر که امروزه به عنوان ورزشگاهی فعال در رشته های گوناگون فعالیت دارد و پذیرای تیم های پرطرفدار پایتخت، قهرمانان ملی کشور و کارکنان صنعت نفت است، بیش از نیم قرن پیش توسط منوچهر اقبال، مدیرعامل وقت شرکت ملی نفت ایران گشایش یافت و از آن روز تاکنون به عنوان یکی از پیوندهای صنعت نفت با مردم شناخته می شود. در این نوشتار قصه افتتاح استادیوم ورزشی تهرانسر را با هم ورق می زنیم تا افزون برشناخت تاریخچه این ورزشگاه، به یکی از مهم ترین اقدام های صنعت نفت در حوزه مسئولیت اجتماعی در ورزش نگاهی داشته باشیم.

      سال 1352 خورشیدی سالی ویژه در حوزه ورزش صنعت نفت ایران بود، زیرا این سال با عنوان«سال ورزش» نام گذاری شد. به همین منظور شرکت ملی نفت ایران به تكاپو افتاد تا همسو با سیاست مسئولیت اجتماعی، اقدام هایی در حوزه زیربنایی ورزش انجام دهد. مجتمع ورزشی صنعت نفت در تهران (تهرانسر)، محصول این دوران است که در همین سال، افتتاح و به نام دکترمنوچهر اقبال نام گذاری شد. در بعدازظهر جمعه 25 آبان 1352 طی مراسمی با حضور هزاران نفر از كاركنان صنعت نفت و خانواده های آنان، استادیوم ورزشی دكتر اقبال (در تهرانسر) از سوی رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل وقت شركت ملی نفت ایران گشایش یافت.

      خاطره بازی در ورزشگاه

      درباره تاریخچه ورزشگاه تهرانسر، روایت بسیار اندکی وجود دارد. در منابع تاریخ ورزش و سایت های ورزشی به جز اشاره به حوزه فعالیت این مجتمع در سالیان اخیر ،کوچک ترین روایتی از نقش صنعت نفت در افتتاح این ورزشگاه که دست کم مردم غرب تهران با آن خاطره های زیادی را تجربه کرده اند، وجود ندارد.

      از همین روی، نشریات حوزه نفت بهترین مرجع برای بازتاب روایت درست از تاریخچه تأسیس ورزشگاه تهرانسر به شمار می آیند. یکی از این منابع با ارزش، نشریه «یادداشت روز» است که در شماره  0172 مربوط به 72 آبان 2531، گزارشی مفصل به نقل از رئیس دبیرخانه و سرپرست وقت روابط عمومی شرکت ملی نفت ایران ارائه داده است.

      ورزشگاهی برای خانواده نفت

      در این گزارش اشاره شده است که برای افتتاح مجموعه ورزشی، دکتر منوچهر اقبال، رئیس هیئت مدیره شرکت ملی نفت ایران، جمعی از مقام های کشوری و چند هزارنفر از کارکنان صنعت نفت به همراه خانواده هایشان حضور داشتند.این ورزشگاه با گنجایش بیش از 5 هزار نفر و در محل سکونت گروهی کارکنان صنعت نفت در منطقه تهرانسر، ظرف کمتر از 10 ماه تأسیس و به نام «باشگاه ورزشی دکتر اقبال» نام گذاری شد. در گزارش نشریه یادداشت روز آمده است که دكتر منوچهراقبال نورافكن های استادیوم را روشن كرد،سپس نمایندگان ورزشكاران صنعت نفت و صنایع وابسته كه از نقاط مختلف كشور به تهران آمده بودند، با لباس های رنگارنگ رژه رفتند و در آخر هم مسابقه دوستانه فوتبال بین تیم صنعت نفت آبادان و تهران با پرتاب توپ به وسیله دكتر اقبال برگزار شد. بین دو نیمه بازی عملیات رزمی جودو و كاراته به وسیله افراد گارد صنعت نفت و مسابقه تفریحی و تشویقی از سوی ورزشكاران انجام گرفت.

      از جمله مواردی که به همراه تأسیس این مجتمع ورزشی صورت گرفت، تشکیل تیم های مختلف ورزشی از کارکنان صنعت نفت بود که به مرور اقدام به برگزاری مسابقات با تیم های داخلی و خارجی کردند.

      امکانات ورزشگاه

      در گزارش نشریه «یادداشت روز» در باره امکانات باشگاه ورزشی دکتر اقبال (باشگاه ورزشی کارکنان صنعت نفت «تهرانسر» امروزی) آمده است که این مجتمع دارای دو زمین فوتبال 110×90 متر و براساس ضوابط و استانداردهای بین المللی، برای تمرین و برگزاری مسابقات بزرگ داخلی و خارجی در نظر گرفته شده بود. همچنین این ورزشگاه دارای امکاناتی مانند پیست دو و میدانی، سالن پرورش اندام و وزنه برداری، اتاق شطرنج، پینگ پنگ، كشتی، سالن بدمینتون، استخر، زمین بسكتبال، والیبال و دو زمین تنیس مجهز بود. افزون بر این، یك سالن سینمای تابستانی و زمستانی نیز برای استفاده كاركنان صنعت نفت در نظر گرفته شده بود.  با توجه به گزارش اخیر، مشخص می شود این مجتمع ورزشی امکانات کاملی در جهت توسعه ورزش های همگانی و فردی داشته و صنعت نفت با چنین اقدام هایی، نقشی پررنگ در توسعه ورزش کشور ایفا کرده است.

      میزبانی مسابقات آسیایی

      ورزشگاه تهرانسر که با امکانات مدرن و به روز ساخته شده بود، یک سال بعد در سال 1353 نقشی مهم در یک رویداد بین المللی ایفا کرد. در این سال به درخواست سازمان تربیت بدنی ایران به منظور استفاده تیم های مختلف كشورهای شركت كننده در مسابقات آسیایی، كلیه تأسیسات ورزشی باشگاه دكتر اقبال از 25 مرداد تا پایان شهریور، در اختیار سازمان تربیت بدنی قرار داده شد، از همین روی این مجتمع ورزشی نقشی مهم در یكی از رویدادهای بزرگ بین المللی دهه 50 شمسی ایفا كرد و میزبان ورزشكاران كشورهای خارجی شد.

      پس از پیروزی انقلاب اسلامی، فعالیت ورزشگاه ادامه یافت و همه روزه پذیرای کارکنان صنعت نفت شده است. در سالیان اخیر، این ورزشگاه محل تمرین تیم فوتبال استقلال تهران نیز بوده است.  قصه ورزشگاه تهرانسر نشان از چشم انداز روشن در صنعت نفت دارد. صنعتی که تا پای جان برای تولید و صادرات تلاش می کند؛ در عین حال توجهی ویژه نیز به دغدغه های اجتماعی از جمله ورزش دارد.

    • media/image/2026/09/2000-1441/23909.jpg

      از سیمین تا  زرین

      شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه لرستان به دلیل گستردگی شبکه انتقال، قرارگیری بخش قابل توجهی از تأسیسات و خطوط لوله در پهنه های طبیعی و جنگلی، همچنین مجاورت با عرصه های ارزشمند زیست محیطی، همواره حفاظت از محیط زیست را به عنوان یکی از ارکان اساسی فعالیت های عملیاتی و مدیریتی مورد توجه قرار داده است.

      در این منطقه، صیانت از محیط زیست تنها یک الزام قانونی و سازمانی نیست، بلکه بخشی از مسئولیت حرفه ای و اجتماعی در قبال منابع طبیعی و نسل های آینده محسوب می شود؛ از این رو در سال های گذشته مجموعه ای از اقدام های پیشگیرانه، اصلاحی و توسعه ای در حوزه محیط زیست با جدیت دنبال شده است.

      یکی از مهم ترین جلوه های این رویکرد، کسب مستمر تندیس های زیست محیطی و دریافت مجموعه ای از تندیس های سیمین ارزیابی عملکرد زیست محیطی از سوی سازمان حفاظت محیط زیست بوده است؛ دستاوردی که حاصل تلاش مجموعه کارکنان، مدیران و کارشناسان این منطقه و نشان دهنده استمرار برنامه های زیست محیطی در سطح تأسیسات و مراکز عملیاتی است.

      این موفقیت ها تنها یک عنوان یا نشان افتخار نیستند، بلکه معیاری برای سنجش مسیر طی شده و انگیزه ای برای ارتقای مستمر عملکرد محیط زیستی منطقه به شمار می آیند. هدف این است که با شناسایی نقاط قابل بهبود، اجرای اقدام ها اصلاحی و تقویت همکاری با اداره کل حفاظت محیط زیست استان لرستان، مسیر حرکت از دستاوردهای گذشته به سمت کسب تندیس های زرین و ارتقای جایگاه منطقه در ارزیابی های زیست محیطی با جدیت ادامه یابد.

      در همین زمینه اقدام هایی از جمله کنترل و پایش آلاینده ها، مدیریت پسماند، توسعه و نگهداری فضای سبز، پیشگیری و کنترل آلودگی خاک، اجرای برنامه های پاکسازی و بهسازی محیط تأسیسات، مدیریت شرایط اضطراری زیست محیطی و تقویت آموزش و فرهنگ سازی محیط زیستی در مراکز منطقه دنبال می شود.

      همچنین با توجه به اهمیت منابع آب، خاک و پوشش گیاهی استان لرستان، تلاش شده است اجرای فعالیت های عملیاتی با رعایت الزام های محیط زیستی و کمترین اثرگذاری بر محیط پیرامون انجام شود. در این مسیر، همکاری مستمر با اداره کل حفاظت محیط زیست استان لرستان، نقش مؤثری در شناسایی ظرفیت های بهبود، رفع چالش ها و ارتقای عملکرد منطقه داشته است.

      حفاظت از محیط زیست یک فعالیت مقطعی و محدود به زمان ارزیابی ها نیست، بلکه فرایندی مستمر و بخش جدایی ناپذیر از نظام مدیریت اچ اس ای شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه لرستان است. بر همین اساس، تلاش شده است رویکرد پیشگیرانه، مسئولیت پذیری اجتماعی و رعایت الزام های زیست محیطی در همه سطوح، از مدیریت و واحدهای ستادی تا مراکز انتقال نفت و فعالیت های پیمانکاری نهادینه شود.

      تندیس های کسب شده در سال های گذشته، حاصل یک تلاش جمعی است، اما این پایان راه نیست. نگاه امروز شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه لرستان، حفظ دستاوردهای گذشته، اصلاح نقاط قابل بهبود و حرکت هدفمند به سمت دریافت تندیس های زرین و تبدیل شدن این منطقه عملیاتی به یکی از مناطق پیشرو در عملکرد زیست محیطی است.

      محمد نوری یزدان

       رئیس اچ اس ای شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه لرستان

    • media/image/2026/09/1024-1448/23915.jpg
    ×

    راهنمای استفاده از صفحات نشریه مشعل

    - بزرگنمایی یا کوچک نمایی تصاویر : Scroll (غلطک) ماوس

    با امکان جابجایی پس از بزرگنمایی صفحات

    - دسترسی به متن خبر: دابل کلیک روی تصاویر صفحات