افزایش همکاری های ایران و تاجیکستان برای تامین سوخت و نفت خام
رسانه، آینه شفاف واقعیتهای جامعه است
ضربـان تـاریخ در قـلــب مــوزه
وزیر نفت خبرداد :
افزایش همکاری های ایران و تاجیکستان برای تامین سوخت و نفت خام
وزیر نفت از توافق ایران و تاجیکستان برای بررسی سازوکار صادرات فراورده های نفتی مازاد ایران و تأمین نفت خام مورد نیاز پالایشگاه های این کشور خبر داد و گفت: قرار است یک گروه کارشناسی، جزئیات همکاری ها را بررسی و چارچوب قرارداد بلندمدت را تدوین کند. محسن پاک نژاد پس از دیدار و گفت وگو با دلیر جمعه، وزیر انرژی و ذخایر آب و عظیم ابراهیم، وزیر حمل ونقل تاجیکستان، با اشاره به محورهای این مذاکرات بیان کرد: فرصت بسیار مناسبی بود تا درباره ظرفیت همکاری ها با تاجیکستان گفت وگو کنیم.
وی افزود: بخش عمده این مباحث بر امکان صادرات فراورده های نفتی مازاد ایران متمرکز بود تا بتوانیم بخشی از مسائل و مشکلات کشور دوست و برادر تاجیکستان را که طی این روزها در این حوزه با آن روبه روست، برطرف کنیم. وزیرنفت با بیان اینکه سازوکارهای مختلفی برای این همکاری در نظر گرفته شده است، تصریح کرد: سرانجام قرار شد برای بررسی مسائل و ورود به مباحث کارشناسی کارگروهی تشکیل شود.
پاک نژاد ادامه داد: مبنا این است که بتوانیم چارچوب قرارداد بلندمدت با تاجیکستان در زمینه تأمین سوخت و نفت خام مورد نیاز پالایشگاه های این کشور را تدوین کنیم. وی با اشاره به روند رو به توسعه همکاری های 2 کشور گفت: جمع بندی مطلوبی در این نشست انجام شد. این سومین بار است که طی 2 سال گذشته در تهران با وزیر انرژی و ذخایر آب تاجیکستان دیدار می کنم و هر بار که موضوع را مطرح کردیم، خوشبختانه به صورت جدی از سوی دو طرف دنبال و زمینه های اجرای آن فراهم شده است.
وزیر نفت افزود: بخش عمده ای از این همکاری ها هم اکنون در حال اجرا و عملیات مربوط به آن در حال انجام است.
پاک نژاد درباره حجم مبادلات احتمالی 2 کشور نیز گفت: حجم مبادلاتی که قرار است انجام شود، به شرایط لجستیک بستگی دارد و متناسب با ظرفیت های موجود اجرا خواهد شد.
وزیر نفت همچنین در این نشست، از حضور امام علی رحمان، رئیس جمهوری تاجیکستان و هیئت همراه در آیین وداع و تشییع «آقای شهید ایران» قدردانی کرد.
مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران عنوان کرد:
صرفه جویی چشمگیر گاز با اجرای پروژه شرکت های کارور
مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران از برآورد صرفه جویی سالیانه ۹۸۰ میلیون مترمکعب گاز طبیعی با اجرای پروژه شرکت های کارور خبر داد. سعید توکلی اعلام کرد: توسعه همکاری با بخش خصوصی و استفاده از ظرفیت شرکت های کارور، فرصت مناسبی برای مدیریت و بهینه سازی مصرف انرژی و شتاب بخشی به اجرای طرح های کاهش مصرف در کشور فراهم کرده است. وی ادامه داد: شرکت های کارور ظرفیت قابل توجهی برای مدیریت، بهینه سازی و کنترل مصرف انرژی در کشور ایجاد کرده اند و باید از این ظرفیت برای تحقق اهداف بهینه سازی مصرف گاز طبیعی استفاده کرد. معاون وزیر نفت در امور گاز با اشاره به اقدام های انجام شده برای توسعه فعالیت شرکت های کارور، افزود: تاکنون ۸۵ شرکت متقاضی موفق به دریافت اعتبار موقت فعالیت کاروری گاز شده اند که این اقدام، گامی مهم در مسیر توسعه فعالیت شرکت های کارور در حوزه بهینه سازی مصرف گاز طبیعی و تسریع در اجرای طرح های کاهش مصرف در بخش های مختلف به شمار می رود. به گفته توکلی، اکنون ۸۸ قرارداد میان شرکت های گاز استانی و شرکت های کارور در ۲۹ استان کشور امضا شده و با توجه به استقبال بخش خصوصی، روند امضای قراردادها همچنان در حال افزایش است. وی با تأکید بر اینکه توسعه همکاری با شرکت های کارور و استفاده از ظرفیت بخش خصوصی، یکی از رویکردهای مهم شرکت ملی گاز ایران در اجرای سیاست های بهینه سازی مصرف است، گفت: این همکاری ها می تواند به اجرای هدفمند طرح های مدیریت مصرف و استفاده بهینه از ظرفیت های موجود در بخش های مختلف منجر شود.
مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران با اشاره به ظرفیت قابل توجه پروژه های در دست اجرا، تصریح کرد: براساس برآوردهای انجام شده، در صورت اجرای پروژه های پیش بینی شده از سوی شرکت های کارور، تا پایان امسال حدود ۹۸۰ میلیون مترمکعب گازطبیعی صرفه جویی می شود، عددی که می تواند نقش مؤثری در مدیریت مصرف و کمک به پایداری شبکه گاز کشور داشته باشد.
معاون وزیر نفت در توسعه مدیریت و سرمایه انسانی اعلام کرد:
وزارت نفت در مسیر پیشتازی برنامه تحول اداری
معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی وزیر نفت با اشاره به ارائه گزارش اجرای برنامه عملیاتی اصلاح نظام اداری در "نوزدهمین نشست شورای راهبری تحول اداری وزارت نفت"، گفت: بر اساس ارزیابی های سازمان اداری و استخدامی کشور، وزارت نفت در وضعیت مطلوبی قرار دارد و انتظار می رود در هفته دولت به عنوان یکی از پیشران های حوزه برنامه تحول معرفی شود. صدیقه خزایی افزود: با توجه به ارزیابی های انجام شده از سوی سازمان اداری و استخدامی کشور، وزارت نفت در وضعیت مطلوبی قرار دارد و انتظار می رود در هفته دولت نیز به عنوان یکی از پیشران های حوزه برنامه تحول معرفی شود. وی بابیان اینکه در این نشست، برش استانی برنامه عملیاتی اصلاح نظام اداری برای شرکت ملی گاز ایران نیز تصویب شد، اظهار کرد: با این مصوبه شرکت های گاز استانی می توانند اهداف تعیین شده را در استان ها اجرا و گزارش های مربوط به عملکرد خود را ارائه کنند.
معاون وزیر نفت در توسعه مدیریت و سرمایه انسانی در ادامه از تصویب ارزش های اختصاصی حوزه فرهنگ سازمانی وزارت نفت خبر داد و افزود: این ارزش ها با استفاده از نظرات خبرگان و روش های علمی در حوزه فرهنگ سازمانی تدوین و تصویب شد. در مرحله بعد، استانداردهای رفتاری متناسب با گروه های شغلی مختلف تدوین و به منظور نهادینه سازی و ارزیابی، در مجموعه صنعت نفت استفاده می شود.
مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی ایران:
راه حل ناترازی سوخت فقط افزایش تولید و عرضه نیست
مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی ایران گفت: راه حل پایدار چالش ناترازی سوخت فقط افزایش تولید و عرضه نیست؛ بلکه باید از مسیر اصلاح الگوی مصرف، ارتقای بهره وری، سرمایه گذاری در بخش تقاضا و مشارکت همه ذی نفعان در تصمیم سازی محقق شود.
محمدصادق عظیمی فر در نشست کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی تهران، ناترازی انرژی را فراتر از اختلاف میان عرضه و تقاضا عنوان کرد و افزود: ناترازی در واقع ایجاد تعهداتی بیش از توان تولید کشور است که در سال های گذشته به طور مستمر تشدید شده و ریشه اصلی آن را باید در شیوه حکمرانی و نظام تصمیم گیری جست وجو کرد.
وی با تأکید بر اینکه افزایش عرضه به تنهایی راه حل ناترازی نیست؛ زیرا در بهترین حالت، مشکل را به آینده منتقل می کند، ادامه داد: ظرفیت های جدید تولید نیز با محدودیت های جدی در تأمین خوراک، سرمایه گذاری، زیرساخت و نگهداشت تأسیسات روبه رو هستند.
مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی ایران همچنین با اشاره به نگرانی ها درباره تأمین خوراک پالایشگاه ها در سال های آینده بیان کرد: باید همزمان بر افزایش بهره وری، اصلاح تقاضا، بهینه سازی قیمت ها، سرمایه گذاری در بخش مصرف، استفاده از فناوری و اصلاح سازوکارهای حکمرانی تمرکز شود.
عظیمی فر با اشاره به شرایط ویژه حاکم بر صنعت پالایش و پخش در جریان جنگ تحمیلی سوم توضیح داد: با وجود آسیب ها و محدودیت های ایجادشده در بخشی از زیرساخت های انتقال و ذخیره سازی، با تلاش کارکنان صنعت نفت و پالایشگاه ها از بروز اختلال گسترده در تأمین سوخت جلوگیری شد، اما تداوم مدیریت شرایط با راهکارهای موقت و اضطراری ممکن نیست. وی با اشاره به دشواری تأمین انرژی در فصول سرد سال یادآور شد: اگرچه وضعیت ذخایر سوخت مایع مناسب ارزیابی می شود؛ اما با توجه به نیاز بخش خانگی به گاز طبیعی و ضرورت تأمین سوخت نیروگاه ها، زمستان پیش رو نیازمند برنامه ریزی دقیق، اقدام پیشگیرانه و هماهنگی میان دستگاه های مسئول است.
مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی ایران درباره مقابله با قاچاق سوخت نیز گفت: بررسی های داده محور نشان می دهد بخش مهمی از این پدیده در حوزه مصرف و حمل ونقل رخ می دهد، بنابراین تمرکز صرف بر مبادی عرضه کافی نیست و باید زنجیره مصرف با استفاده از سامانه های هوشمند، داده های حمل ونقلی و پایش مستمر کنترل شود.
عظیمی فر همچنین از اجرای طرح پایش لحظه ای زنجیره سوخت از تولید تا مصرف، با هدف شناسایی گلوگاه ها، کاهش هزینه های اضافی، افزایش بهره وری در انتقال و توزیع و مقابله مؤثرتر با قاچاق خبر داد.
مدیرکل روابط عمومی و سخنگوی وزارت نفت :
نظام نامه روابط عمومی صنعت نفت آماده ابلاغ است
مدیرکل روابط عمومی و سخنگوی وزارت نفت بر پویایی در سوژه یابی، بهره گیری از هوش مصنوعی و افزایش مهارت های متنوع در تولید خبر و محتوا تأکید کرد. سامان قدوسی در آیین تجلیل از فعالان عرصه رسانه در صنعت نفت که در پژوهشگاه صنعت نفت برگزار شد، با اشاره به بازدید چندساعته محسن پاک نژاد، وزیر نفت، از شبکه اطلاع رسانی شانا و ماهنامه "مشعل" همزمان با روز خبرنگار گفت: این حضور، پیامی روشن درباره جایگاه روابط عمومی و رسانه در نگاه راهبردی مدیریت ارشد وزارت نفت است. وی با اشاره به سیاست های کلان وزیر نفت، بر ضرورت نظام مندشدن ساختار روابط عمومی و تدوین نظام نامه های اجرایی تأکید کرد و افزود: نظام نامه روابط عمومی آماده ابلاغ است و به زودی در صنعت نفت اجرایی خواهد شد. مدیرکل روابط عمومی و سخنگوی وزارت نفت در ادامه، بهره گیری از فناوری های روزآمد به ویژه هوش مصنوعی را راهکاری مهم برای تسریع فرایندهای اطلاع رسانی و مدیریت داده ها دانست و تصریح کرد: هوش مصنوعی باید به عنوان ابزاری کمکی برای هوشمندسازی جریان تولید محتوا و ارتقای کیفیت اطلاع رسانی، در همه ارکان مورد استفاده قرار گیرد. قدوسی بر ضرورت برگزاری دوره های آموزشی هوش مصنوعی در صنعت نفت تأکید کرد و گفت: استفاده از هوش مصنوعی به عنوان ابزاری مکمل در تولیدات رسانه ای باید بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد و مهارت استفاده صحیح و هدفمند از این فناوری در میان فعالان روابط عمومی توسعه یابد.
وی همچنین با تأکید بر ضرورت تحول در شیوه های تولید خبر ادامه داد: در صنعت نفت با خلأهایی در حوزه سوژه یابی هوشمندانه روبه رو هستیم که برای عبور از این چالش باید از روش های سنتی فاصله بگیریم و با رویکردی تحلیلی به سمت سوژه یابی فعال حرکت کنیم.
مدیرکل روابط عمومی و سخنگوی وزارت نفت افزود: خبرنویسی نباید صرفا به تولید محتوای مکتوب محدود شود؛ بلکه تنوع بخشی به قالب های رسانه ای و کسب مهارت های جدید برای تولید محتوای متنوع، از الزام های فعالیت رسانه ای در دنیای امروز است.
وزیر نفت در بازدید از رسانه های روابط عمومی وزارت نفت
رسانه، آینه شفاف واقعیت های جامعه است
مشعل | گرامیداشت روز خبرنگار، فرصتی مناسب بود تا مدیران و مسئولان بخش های مختلف صنعت نفت از محسن پاک نژاد، وزیرنفت تا دیگر مدیران صنعت نفت در بازدید از شبکه اطلاع رسانی نفت و انرژی (شانا) و نشریه کارکنان صنعت نفت(مشعل) با خبرنگاران این مجموعه ها دیدار و گفت وگو کنند.
وزیر نفت در بازدید از رسانه های اداره کل روابط عمومی وزارت نفت، ضمن تبریک این روز به خبرنگاران و اصحاب رسانه، رسانه را به آینه ای شفاف تشبیه کرد و افزود: انتظار ما از یک آینه شفاف این است که اگر نهالی نوپا را مقابل آن قرار دادیم، همان نهال را نشان دهد و اگر درختی تنومند را مقابلش گذاشتیم، تصویر همان درخت را بازتاب دهد؛ این همان شفافیتی است که باید در بخش رسانه شاهد آن باشیم. محسن پاک نژاد به مناسبت روز خبرنگار، با حضور در تحریریه شبکه اطلاع رسانی نفت (شانا)، با اشاره به جایگاه و اعتبار بین المللی شانا گفت: زمانی که خبری منطبق با واقعیت و به صورت حرفه ای منتشر می شود، می توانیم از این ظرفیت برای نمایش اقتدار جمهوری اسلامی ایران در عرصه انرژی جهان استفاده کنیم و هر اندازه این اخبار ضعیف تر بازتاب داده شود، به طور طبیعی این اقتدار هم کمتر به نمایش گذاشته می شود. وی با اشاره به عملکرد شانا در بازتاب اخبار صنعت نفت گفت: انتظار من از شانا و فعالان این مجموعه که با وجود چالش های موجود زحمت می کشند، این است که اخبار را به موقع، دقیق و با استفاده از کلمات صحیح بازتاب دهند و بی شک ظرفیت بسیاری برای تقویت هرچه بیشتر این مجموعه وجود دارد. وزیر نفت با تأکید بر نگاه ویژه شانا و رسانه های روابط عمومی وزارت نفت به بازتاب و پوشش خبری تلاش کل زنجیره صنعت نفت، گفت: اخباری که از حوزه های مختلف به دست شانا می رسد، گاهی نیازمند صحت سنجی است و انتظار دارم به این موضوع دقت کافی شود.
خاطرات خوبی از مشعل دارم
وزیر نفت در ادامه این بازدید، به تحریریه مشعل(نشریه کارکنان صنعت نفت ایران) آمد و ضمن تبریک روز خبرنگار، با اشاره به خاطرات و تجربه های خود با این نشریه گفت: از زمانی که در صنعت نفت فعالیت می کنم، همواره خاطرات خوبی از «مشعل» داشته و دارم. پاک نژاد در پایان از خبرنگاران همه رسانه های اداره کل روابط عمومی وزارت نفت شامل شانا، ماهنامه های مشعل و ایران پترولیوم و پایگاه اطلاع رسانی وزارت نفت (MOP) و خبرنگاران و فعالان عرصه رسانه در چهار شرکت اصلی و تابعه آن ها برای زحماتشان در پوشش فعالیت های صنعت نفت قدردانی کرد.
روایتی که باید دقیق شنیده شود
نفت درروزهای ایستادگی
مشعل | حمید بورد، مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران ازجمله مدیران ارشدی بود که همزمان با گرامیداشت روزخبرنگار در جمع خبرنگاران این رسانه ها حاضر شد و ضمن قدردانی از نقش این مجموعه ها، از تلاش همکاران خود در روزهای جنگ 12روزه و رمضان سخن گفت و بر نقش و اهمیت رسانه ها در بازتاب این تلاش ها، همچنین چاپ و توزیع "مشعل"در میان خانواده بزرگ صنعت نفت سخن گفت. آنچه می خوانید شرحی است بر این دیدار.
روزهایی که کشور در صحنه های مختلف درگیر جنگ تحمیلی رمضان بود، صنعت نفت نیز در یکی از حساس ترین مقاطع خود قرار گرفت؛ روزهایی که حفظ تولید و استمرار فعالیت ها، نیازمند تصمیم گیری سریع، هماهنگی مستمر و حضور کارکنان در بخش های مختلف صنعت نفت بود. از چاه ها و سکوها تا تأسیسات و کارکنان صنعت نفت، همگی تلاش کردند جریان پایداری انرژی متوقف نشود و در شرایط دشوار جنگ، مسیر تولید و توسعه ادامه پیدا کند.
مدیریت در صحنه
مدیر عامل شرکت ملی نفت ایران در تشریح این مطلب افزود: همزمان با پایان روزهای جنگ رمضان، بازسازی تأسیسات آسیب دیده با سرعت در دستور کار قرار گرفت و پروژه های توسعه ای نیز از حرکت بازنماند. درکنار این تلاش های بی نشان، روایت و بازتاب آنچه در صنعت نفت گذشت، اهمیت بیشتری پیدا کرد؛ روایتی که رسانه ها باید آن را دقیق و متناسب با نیاز مخاطبان نشردهند. مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران با اشاره به شرایط جنگ تحمیلی رمضان و روزهای پس از آن تصریح کرد: از نهم اسفند ماه 1404 به بعد، کشور وارد یک جنگ تمام عیار در همه میدان های نبرد شد؛ جنگی که می توان آن را به یک نبرد شطرنجی تشبیه کرد؛ به این معنا که با هر حرکت دشمن، باید متناسب با آن، تصمیم گرفت و حرکت بعدی را اتخاذ کرد. بورد با اشاره به شرایط جنگ و اختلال در روند صادرات نفت و فراورده در کشورهای همسایه گفت: با آن که ایران درگیر یک جنگ تمام عیار با دشمن آمریکایی ـ صهیونی قرار داشت، کارکنان صنعت نفت در همه بخش ها، از چاه ها و سکوها گرفته تا دیگر بخش های عملیاتی، پای کار بودند و با شجاعت به وظایف خود ادامه دادند و با سربلندی از این آزمون سخت بیرون آمدند. وی ادامه داد: افزون بر افزایش صادرات نفت، تقریباً هیچ یک از پروژه های شرکت ملی نفت ایران در روز های تجاوز دشمن آمریکایی-صهیونی متوقف نشد و طرح های مرتبط با افزایش تولید و توسعه در همان برهه حساس و در حال حاضر ادامه یافت. بورد افزود: در جنگ رمضان، با فرماندهی شخص وزیر، صنعت نفت عملکرد بسیار خوبی داشت. در تمام این ۴۰ روز، هر روز جلسه برگزار می شد و بسیاری از مدیران نیز در مناطق عملیاتی مختلف مستقر بودند و امور را از نزدیک پیگیری می کردند.
مدیرعامل شرکت ملی نفت با اشاره به شرایط روزهای جنگ تحمیلی رمضان گفت که در تمام آن مدت، خود او نیز فرزندانش را ندیده است. مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران همچنین با اشاره به روند بازسازی تأسیسات آسیب دیده در جنگ رمضان گفت: این روند با سرعت در حال پیشرفت بوده و برای لحظه ای متوقف نشده است.
بورد اظهار امیدواری کرد: روند بازسازی با همین سرعت ادامه پیدا کند و حتی زودتر از برنامه تعریف شده، بازسازی تأسیسات به نتیجه برسد.
تحولات رسانه ای ضرورت و نیاز جامعه
مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران در بخشی دیگر از صحبت های خود، بر ضرورت بازنگری در شیوه های اطلاع رسانی صنعت نفت تأکید و تصریح کرد: با توجه به تغییرات فضای رسانه ای و ظهور رسانه های نوین، روابط عمومی های صنعت نفت نیز باید همگام با تحولات روز، ساختاری پویا، منعطف و متناسب با شرایط جدید داشته باشند. بورد با اشاره به اهمیت تخصص و شناخت مخاطب در بازتاب اخبار صنعت نفت گفت: رسانه ها می تواند با بازتاب اقدام ها، پروژه ها و فعالیت های مؤثر صنعت نفت، در تبیین دستاوردها و تقویت امید در جامعه نقشی مهم ایفا کنند. وی در ادامه تأکید کرد: ضرورت ایجاد تناسب میان موضوعات تخصصی صنعت و دغدغه های جامعه، به ویژه مخاطبان حوزه اقتصادی، ایجاب می کند محتوای رسانه ای به گونه ای تولید شود که ضمن برخورداری از تخصص رسانه و دقت، برای مخاطب عام نیز قابل فهم و کاربردی باشد.
پل ارتباطی نفت و جامعه
مدیر عامل شرکت ملی نفت ایران با تأکید بر ضرورت شناخت مخاطب در فعالیت های رسانه ای گفت: بخش های بزرگی مانند صنعت نفت، طیفی گسترده از مخاطبان را شامل می شود، ازاین رو محتوای رسانه ای باید به گونه ای تولید شود که افزون بر جامعه تخصصی، برای خانواده ها و عموم مردم نیز قابل استفاده و جذاب باشد. بورد ادامه داد: بخشی از فعالیت های صنعت نفت در زمینه مسئولیت اجتماعی مانند اجرای برنامه های آموزشی و توانمندسازی در مناطق محروم، ظرفیتی مناسب برای روایت رسانه ای دارد و می تواند به شکلی مؤثرتر برای جامعه تبیین شود. وی همچنین بر ظرفیت ایجاد و توسعه رسانه های نو در صنعت نفت تأکید کرد و افزود: راه اندازی و تقویت زمینه هایی مانند تلویزیون اینترنتی و شبکه های اطلاع رسانی تخصصی می تواند به توسعه ارتباط مستقیم و مؤثرتر با مخاطبان کمک کند. مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران با اعلام آمادگی برای حمایت از اقدام های لازم در حوزه رسانه و روابط عمومی صنعت نفت گفت: برای ایجاد سازوکارهای تازه و افزایش چابکی و پویا بودن فعالیت های رسانه ای، هر کمکی که از سوی صنعت نفت لازم باشد، انجام خواهیم داد.
ضرورت حضور"مشعل" درخانواده نفت
حمید بورد با اشاره و تاکید بر قدمت و جایگاه "مشعل" در میان رسانه های صنعت نفت، بر ضرورت تقویت و بهبود محتوای این نشریه تأکید کرد. مدیر عامل شرکت ملی نفت ایران با اشاره به تغییر فضای رسانه ای و گسترش رسانه های دیجیتال گفت: همچنان برای نشریات و مجلات چاپی جایگاه مهمی قائل بوده و معتقد است که ماهنامه "مشعل" می تواند نقشی مؤثر در اطلاع رسانی نفتی و غیر نفتی داشته باشد. به گفته بورد،"مشعل" باید علاوه بر محیط کاری صنعت نفت و کارکنان، راه خود را به خانه های کارکنان باز کند و با بدنه خانواده ها ارتباط بیشتری داشته باشد. به گفته وی، "مشعل" می تواند برای خانواده کارکنان صنعت نفت، به ویژه فرزندان آنان، دریچه ای برای شناخت بهتر نقش و جایگاه پدر و مادرشان در این صنعت باشد؛ برای نمونه، فرزند یک نیروی اقماری با مطالعه این نشریه متوجه می شود که پدرش در صنعت نفت چه نقشی دارد، در چه شرایطی فعالیت می کند و چه مسئولیتی را به عهده گرفته است. مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران برچاپی بودن نشریه کارکنان صنعت نفت( مشعل) و امکان توزیع آن میان خانواده های نفتی نیز تاکید کرد.
سختی کار در شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب به اراده می بازد
همدلان سرزمین نفت
علیرضا عبدی | صنعت نفت را نمی توان تنها با چاه ها، پالایشگاه ها و اعداد و ارقام تولید شناخت؛ بلکه روح این صنعت را باید در چهره مردان و زنانی جست وجو کرد که سال ها در گرمای سوزان جنوب، در میان دکل ها، واحدهای عملیاتی و تأسیسات عظیم نفتی ایستاده اند و بی وقفه کار می کنند. از اهواز و آغاجاری تا گچساران و ماهشهر، نفت بیش از آنکه یک صنعت باشد، شیوه ای از زندگی است؛ زندگی ای که با تعهد، سختکوشی و مسئولیت پذیری کارکنان شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب گره خورده است. هرکسی که برای نخستین بار به جنوب سفر می کند، پیش از آنکه گرمای هوا را احساس کند، گرمای رفتار مردم را می بیند. مهمان نوازی و خونگرمی مردم این خطه، به ویژه کارکنان شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب، چنان است که غریبه ای را غریبه نمی گذارند؛ همدلی و رفاقت بخش مهمی از فرهنگ کارکنان این شرکت است؛ فرهنگی که سال ها در کنار سختی کار و شرایط خاص شکل گرفته و ماندگار شده است. در گذر از این سختی ها، مردانی را می بینی که چهره شان از سن واقعی شان سال ها بزرگ تر به نظر می رسد؛ نه به خاطر گذر زمان؛ بلکه به دلیل سال ها کار در شرایط دشوار عملیاتی، شیفت های طولانی، گرمای طاقت فرسا و مسئولیت های سنگینی که در این خطه به دوش کشیده اند. در کنار آنان، زنانی نیز حضور دارند که دوشادوش مردان، در بخش های مختلف عملیاتی، فنی و پشتیبانی، سهمی ارزشمند در پیشبرد اهدف به عهده گرفته اند و نشان داده اند که توسعه و پایداری صنعت نفت، حاصل تلاش مشترک همه نیروهای آن است. مجموعه گزارش های پیش رو در گفت وگو با برخی از کارکنان شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب، چکیده ای از دریای تلاش زنان و مردانی است که همدلانه در این مسیر، گامی واحد بر می دارند تا اهدافی بزرگ در این شرکت محقق شود. به پاس قدردانی از همه تلاشگران این شرکت، این شماره از نشریه کارکنان صنعت نفت ایران(مشعل)، تقدیم می شود به کارکنان شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب که سهم بسزایی در پیشبرد اهداف عالیه صنعت نفت دارند.
کارکنان از پیوند مسئولیت با تعهد در شرکت بهره برداری نفت و گاز مسجدسلیمان می گویند
هفتگل به وقت تولید
مشعل | ساعت هنوز به 7 صبح نرسیده است که جاده اهواز به هفتگل، نخستین مسافران همیشگی خود را به چشم می بیند؛کارکنانی که هر روز دست کم ۱۲۰ کیلومتر مسیر را طی می کنند تا پیش از آغاز فعالیت تأسیسات واحد بهره برداری نفت و گاز هفتگل مرکزی، خود را برای شروعی دیگر به این محل برسانند. برای آنها، روز کاری از پشت میز یا اتاق های اداری آغاز نمی شود؛ از دل جاده ای شروع می شود که سال هاست بخشی از زندگی شان شده است. جاده ای که گرمای سوزان ، خستگی پیمودن مسیر، دوری از خانواده و مسئولیت حفظ جریان تولید را در خود جای داده و مقصدش، تأسیساتی است که امنیت انرژی و تداوم تولید به آن گره خورده است. علیرضا مکوندی، مسئول عملیات نوبت کاری و غلامرضا عباسی، مدیرتعمیرات مکانیک واحد بهره برداری نفت و گاز هفتگل مرکزی دو نفر از کارکنان با سابقه این واحد هستند که خاطرات سال ها کار در این مجموعه را با خبرنگار«مشعل»به اشتراک گذاشته اند؛ در ادامه مشروح این گفت و گوها را می خوانید.
جاده آرام آرام پشت سر گذاشته می شود و با نزدیک شدن به «هفتگل» تأسیسات این واحد نیز از دور خودنمایی می کند؛ تأسیساتی که سال هاست کارکنان این منطقه، بی وقفه مسئولیت تولید، نگهداشت و استمرار فعالیت در آن را به عهده دارند.
علیرضا مکوندی، مسئول عملیات نوبت کاری واحد بهره برداری نفت و گاز هفتگل مرکزی، از جمله نفرات با سابقه ای است که نزدیک به سه دهه از عمر حرفه ای خود را در صنعت نفت سپری کرده و بخش زیادی از این سال ها را در همین منطقه عملیاتی گذرانده است.
پیمایش دو ساعت راه جاده ای
مکوندی سختی های کار را تنها در گرمای سوزان جنوب خلاصه نمی کند. از نگاه او، فعالیت در واحدهای عملیاتی، مجموعه ای از چالش هاست که هر کدام بخشی از زندگی روزمره کارکنان را شکل داده اند؛ از کار با تجهیزاتی که سال ها از عمر آنها می گذرد و نیازمند تعمیرات و پایش مستمر هستند تا حضور در محیط هایی که دمای آنها گاه بسیار فراتر از آن چیزی است که ایستگاه های هواشناسی اعلام می کنند.
مسئول عملیات نوبت کاری واحد بهره برداری نفت و گاز هفتگل مرکزی با بیان این که یکی از دشوارترین بخش های کار، پیش از ورود به تأسیسات و از جاده اهواز به هفتگل شروع می شود، می گوید: بسیاری از کارکنان، هر روز نزدیک به دو ساعت مسیر رفت و دو ساعت مسیر بازگشت را طی می کنند و همین رفت وآمد طولانی، بخش قابل توجهی از توان جسمی افراد را در شیفت کاری می گیرد.
وی ادامه می دهد: کارکنان عملیاتی سال هاست با این شرایط سخت خو گرفته اند و کسی از اصل مسیر گلایه ای ندارد، زیرا ماهیت کار در مناطق نفت خیز جنوب با حضور در مناطق عملیاتی گره خورده است. با این حال، بهبود ناوگان حمل ونقل و استفاده از خودروهای مناسب تر، می تواند بخشی از خستگی این مسیر روزانه را کاهش دهد و آسایش بیشتری برای نیروها فراهم کند.
مکوندی تاکید می کند: سختی کار زمانی معنا پیدا می کند که در کنار آن احساس مسئولیت نیز وجود داشته باشد؛ همان حسی که باعث شده کارکنان هفتگل، با وجود همه دشواری ها، همچنان با همان انگیزه سال های نخست فعالیت خود در محل کار حاضر شوند.
وقتی هیچ کس پست خود را ترک نکرد
سال های طولانی حضور در صنعت نفت، برای مکوندی تنها با خاطرات روزهای عادی گره نخورده است.
مسئول عملیات نوبت کاری واحد بهره برداری نفت و گاز هفتگل مرکزی باگریزی به جنگ رمضان، روزهایی را از این جنگ یادآور می شود که کشور رنگ دیگری به خود گرفته بود و کارکنان صنعت نفت، همزمان با نگرانی خانواده هایشان، مسئولیت حفظ استمرار و پایداری تولید را نیز بر دوش داشتند.
مکوندی از جنگ تحمیلی رمضان به عنوان یکی از چالشی ترین مقاطع کاری خود یاد می کند و ادامه می دهد: روزهایی بود که صدای انفجار، فاصله چندانی با تأسیسات نداشت، اما فعالیت حتی برای لحظه ای متوقف نشد. با وجود تهدید دشمن آمریکایی_صهیونی نه تنها هیچ یک از کارکنان محل خدمت خود را ترک نکردند، بلکه در بسیاری از موارد، شیفت های کاری نیز افزایش یافت تا خللی در روند جریان تولید انرژی ایجاد نشود.
مسئول عملیات نوبت کاری واحد بهره برداری نفت و گاز هفتگل مرکزی تصریح می کند: آن روزها بیش از هر چیز، صحنه ای از همدلی و مسئولیت پذیری موج می زد. بسیاری از کارکنان، دور از خانواده و با وجود نگرانی هایی که هر لحظه ممکن بود ذهنشان را درگیر کند، در کنار هم ماندند و اجازه ندادند چرخه تولید از حرکت بازبماند. شاید بخش زیادی از این تلاش ها هرگز دیده نشود، اما این جانفشانی ها در روزهای سخت، ماحصل اقتدار صنعت نفت ایران به شمار می رود. وی می گوید: جوانانی را که آرزوی ورود به صنعت نفت دارند، لازم است به کسب تجربه عملی در کنار تحصیل دانشگاهی بپردازند. دانش زمانی ارزش واقعی خود را نشان می دهد که در میدان عمل به کار گرفته شود و کسی که می خواهد در این صنعت بدرخشد، باید از همان ابتدا خود را برای یادگیری مستمر کار فنی و پذیرش مسئولیت های بزرگ آماده کند.
سال های دور از خانه
چند قدم آن سوتر، غلامرضا عباسی، مدیر تعمیرات مکانیک واحد بهره برداری نفت و گاز هفتگل مرکزی، مشغول پیگیری امور روزانه است. آرام و شمرده صحبت می کند؛ از نسلی که بخش عمده ای از عمر خود را در صنعت نفت گذرانده و فراز و فرودهای بسیاری را تجربه کرده است.
ورود وی به صنعت نفت، به سال ۱۳۷۱ بازمی گردد؛ زمانی که پس از گذراندن دوره های فنی و حرفه ای، کار خود را از واحدهای شرق اهواز آغاز کرد. اما آنچه بیش از هر چیز در ذهنش ماندگار مانده، نزدیک به هجده سال خدمت اقماری است؛ سال هایی که فاصله میان محل کار و خانه، تنها با کیلومتر اندازه گیری نمی شد.
عباسی از آن دوران به عنوان یکی از سخت ترین مقاطع زندگی خود یاد می کند و ادامه می دهد: دشواری اصلی کار اقماری نه حجم مسئولیت های شغلی، بلکه دوری از خانواده بود. زمانی که در خانه مشکلی پیش می آمد، امکان حضور در کنار عزیزان وجود نداشت و بسیاری از دغدغه های زندگی، از فاصله ای دور دنبال می شد. همین دوری، بهایی بود که بسیاری از کارکنان صنعت نفت برای انجام مسئولیت خود پرداختند.
مدیر تعمیرات مکانیک واحد بهره برداری نفت و گاز هفتگل مرکزیمی گوید: با این حال، همین سال ها، آموزه ها و تجربیات بزرگی برایم به همراه داشته است؛ تجربه هایی که تنها در دل کار و حضور مستمر در مناطق عملیاتی به دست می آید و هیچ کلاس آموزشی نمی تواند جای آن را بگیرد.
وی همچون همکار مکوندی، رفت وآمد روزانه میان اهواز و هفتگل را یکی از مهم ترین چالش های کارکنان برمی شمرد و می گوید: این مسیر بخشی از توان نیروها را پیش از آغاز شیفت کاری می گیرد.
مدیر تعمیرات مکانیک واحد بهره برداری نفت و گاز هفتگل مرکزی در کنار این موضوع به کمبود برخی امکانات رفاهی نیز اشاره و اظهار می کند: بهبود این شرایط می تواند بخشی از فشارهای موجود را کاهش دهد؛ به ویژه برای کارکنانی که سال هاست در این منطقه ساکن و مشغول خدمت هستند.
خاطرات عباسی از روزهای جنگ با دغدغه ای متفاوت گره خورده است و می گوید: اگرچه روند تولید هیچ گاه متوقف نشد، اما تأمین قطعات، تجهیزات و کالاهای مورد نیاز، به یکی از چالش های آن روزها تبدیل شده بود؛ با وجود این، کارکنان واحد بهره برداری نفت و گاز هفتگل مرکزی تلاش کردند اجازه ندهند این محدودیت ها بر روند تعمیرات و نگهداشت تأسیسات اثر بگذارد. آن روزها روحیه همکاری و احساس مسئولیت بیش از هر زمانی دیگر میان کارکنان معنا پیدا کرده بود؛ هرکس می دانست وظیفه ای به عهده دارد و انجام آن، بخشی از مسئولیت صنعت نفت در قبال مردم است.
انتخاب ادامه دار
عباسی که سه دهه حضور در صنعت نفت، نه از علاقه او کاسته و نه نگاهش را به این مسیر تغییر داده است، می گوید: اگر امروز دوباره در ابتدای راه قرار بگیرم، بی تردید، بازهم صنعت نفت را انتخاب خواهم کرد، زیرا این مسیر برایم فقط یک شغل نیست، بلکه عهد قلبی با صنعتی است که سال های جوانی و تجربه ام در آن معنا یافته است.
مدیر تعمیرات مکانیک واحد بهره برداری نفت و گاز هفتگل مرکزی به جوانانی که آینده خود را در این صنعت جست وجو می کنند، توصیه می کند: پیش از هر چیز، استمرار و پشتکار را سرمایه اصلی خود قرار دهند. صنعت نفت، عرصه ای برای مسئولیت پذیری، یادگیری و رشد حرفه ای است و کسانی که با انگیزه وارد این مسیر شوند، می توانند در کنار کسب تجربه، سهمی در یکی از مهم ترین صنایع کشور داشته باشند. خورشید آرام آرام از میانه آسمان عبور می کند و گرمای سوزان بیشتر خود نمایی می کند. وقت بازگشت فرا می رسد و خودروها دوباره جاده هفتگل به اهواز را پیش می گیرند؛ همان مسیری که فردا صبح، بار دیگر میزبان همین کارکنان سختکوش خواهد بود.
در دل گرمای جنوب مردانی ایستاده اند که هویت را در خدمت می یابند
نفت و یکدلی
مشعل | در جنوب، گرما فقط یک پدیده جغرافیایی نیست؛ بلکه بخشی از زندگی است. جایی که آفتاب، بی امان می تابد و دماسنج ها گاه اعدادی را ثبت می کنند که تحمل را برای بسیاری دشوار می سازد. با این حال در دل شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب به عنوان یکی از زیرمجموعه های مهم در صنعت نفت کشور، افرادی مشغول کارند که استمرار تولید و پایداری تأسیسات را وظیفه ملی خود می دانند. سفر به هفتگل استان خوزستان، فرصتی بود تا از نزدیک با بخشی از تلاش های خاموش کارکنان واحد بهره برداری نفت و گاز هفتگل مرکزی به عنوان یکی از حوزه های این شرکت آشنا شویم؛ کارکنانی که با وجود شرایط سخت کاری و گرمای سوزان، اجازه نمی دهند لحظه ای توقف در پیکره صنعت نفت ایجاد شود؛ آنها همدل و همصدا، ایران و آبادی ایران را فریادمی زنند و برای ایران جان فدا می کنند.
خورشید خوزستان از همان ساعات ابتدایی صبح، قدرت خود را به رخ می کشد. مسیر اهواز به هفتگل را پشت سر می گذاریم و هرچه عقربه های ساعت به نیمه روز نزدیک تر می شود، گرما بیشتر خودنمایی می کند. جاده ای خلوت پیش رویمان است؛ جاده ای که تابش اشعه خورشید، آسفالت آن را کمی نرم کرده است.
شهر هفتگل، فاصله چندانی با اهواز ندارد. خیلی دور نیست؛ به لحاظ زمانی شاید نزدیک به 2 ساعت، البته با سرعت مطمئنه.
هنگام ظهر است و هفتگل در آرامشی خاص به استقبال نیم روز می رود. از یکی از همکاران محلی می پرسم چرا خیابان های این شهر اینقدر خلوت است؟ لبخندی می زند و پاسخ می دهد: در این گرما کمتر کسی بیرون می آید.
اما این آرامش درون شهر، با آنچه در تأسیسات نفتی واحد بهره برداری نفت و گاز هفتگل مرکزی جریان دارد، متفاوت است. از در ورودی تا کارگاه های تعمیرات، کارکنانی را می بینیم که با وجود گرمای طاقت فرسا، با انرژی و روحیه ای مثال زدنی مشغول کار هستند. لبخند بر چهره ها و صمیمیت در رفتارشان، نخستین تصویری است که به چشم می آید. در میان کارکنان واحد تعمیرات و نگهداشت هفتگل، مردانی هستند که سال ها زیر آفتاب سوزان جنوب کار کرده اند؛ دستانی پینه بسته، چهره هایی آفتاب سوخته و تجربه هایی که در خطوط صورتشان حک شده است. با این حال، شور و انگیزه ای که در کلامشان موج می زند، گویی گذر زمان را متوقف کرده است. کارکنان واحد تعمیرات، نخستین نفراتی هستند که گپ وگفتی با آنها داریم. در یک دورهمی صمیمی و بی آلایش از زندگی شان می گویند و از دغدغه هایی که دارند و دست آخر هم از حسی که به کارشان دارند و به صنعتی که سال ها عمر خود را در آن سپری کرده اند.
چهار دهه خدمت
عیدی محمد بهرامی، تکنیسین تعمیرات مکانیک، یکی از باسابقه ترین کارکنان صنعت نفت است. مردی ۵۹ ساله که سال ها آفتاب خوردگی، صورتش را مسن تر از سنش کرده است. او می گوید: 38 سال است که در صنعت نفت کار می کنم و خاطرات زیادی از روزهای خدمت در مناطق عملیاتی مختلف دارم. او پس از گذراندن دوره های فنی و حرفه ای در سنین کم، فعالیت خود را از پایانه نفتی خارک آغاز کرده و از سال ۱۳۹۱ هم به هفتگل مرکزی منتقل شده است. بهرامی که خود را در آستانه بازنشستگی می بیند، هنوز با شور و اشتیاق از ادامه خدمت سخن می گوید: اگر شرایط فراهم باشد، باز هم دوست دارم در صنعت نفت خدمت کنم. این کار برای من فقط یک شغل نیست؛ نوعی خدمت مقدس به مردم است. چهار فرزند و سه نوه، حاصل سال هایی است که او در کنار خانواده و همزمان در کنار صنعت نفت سپری کرده است. از روزهای سخت کار در مناطق جنوب یاد می کند؛ روزهایی که گرما و رطوبت نفس گیر، مانعی برای انجام مسئولیت ها نبود. بهرامی معتقد است، ارزشمندترین سرمایه اش در این سال ها، تجربه ای است که اندوخته و امروز آن را به نیروهای جوان تر منتقل می کند. او در بخشی دیگر از صحبت های خود، به جنگ رمضان و دوران پرالتهاب آن اشاره می کند و ادامه می دهد: با وجود تهدیدهای دشمن آمریکایی- صهیونی کنار دیگر همکارانم، در محل کار حضور داشتم و بیش از هر چیز نگران تاسیساتی بودم که سرمایه ملی محسوب می شوند.
حلقه حیاتی در زنجیره تولید
عبدالامیر کاظمی، مهندس تعمیرات مکانیک با مدرک کارشناسی ارشد مکانیک، یکی دیگر از کسانی است که در واحد تعمیرات و نگهداشت واحد بهره برداری نفت و گاز هفتگل مرکزی مشغول به کار است. او از سال ۱۳۹۳ وارد این صنعت شده و از نسل جوان تر متخصصان این مجموعه به شمار می رود؛ نسلی که در کنار نیروهای باسابقه، مسئولیت تعمیرات و نگهداری تأسیسات را به عهده دارد. حس و حال و شور و شعف کاظمی از حضور تیم رسانه، مشهود بود و آن را به صراحت نیز عنوان کرد.
در صحبت هایش بیش از هر چیز، حس مسئولیت او نظرم را به خود جلب کرد؛ احساس مسئولیت نسبت به تجهیزات و سرمایه های صنعت نفت در این بخش از کشور که او وظیفه تعمیر و نگهداری اش را به عهده دارد. به نظر او و همکارانش، حساسیت کارکنان نسبت به نگهداری و تعمیر تجهیزات، تنها یک وظیفه سازمانی نیست؛ بلکه نوعی امانتداری در قبال بیت المال است، او تاکید می کند: هر تجهیز و هر قطعه در تأسیسات هفتگل مرکزی، بخشی از سرمایه ملی مردم ایران به شمار می رود که باید از آن مراقبت و محافظت شود. او با اشاره به این نکته که صنعت نفت برای کارکنان خود تنها محل اشتغال نیست؛ بلکه بخشی از هویت حرفه ای آنان محسوب می شود، تصریح می کند: صنعت نفت به ما شخصیت و اعتبار خاصی داده است. به همین دلیل خود را موظف می دانیم در حفظ بیت المال و سرمایه های کشور با تمام توان تلاش کنیم. این مهندس تعمیرات مکانیک اظهار می کند: تلاش ما این است که تجهیزات به صورت مستمر بررسی و پایش شوند تا هیچ حادثه یا خسارتی رخ ندهد. بررسی دقیق تجهیزات همانند معاینه یک انسان زنده است.
اصل نگهداری، یعنی پیشگیری از بروز مشکل قبل از وقوع آن. این نگاه، نشان دهنده جایگاه مهم واحدهای تعمیرات در صنعت نفت است؛ واحدهایی که شاید کمتر در معرض دید باشند؛ اما نقش آنها در حفظ پایداری تولید بسیار تعیین کننده است. کاظمی در بخش دیگری از صحبت های خود به دشواری ها و دغدغه هایی همچون مسیر رفت وآمد و شرایط کاری اشاره دارد و ادامه می دهد:کارکنان برای رسیدن به محل کار بخشی از مسیر را با خودروهای شخصی طی می کنند و سپس با خودروهای عملیاتی به تأسیسات می روند؛ اما دشواری کار تنها به مسیر رفت وآمد محدود نمی شود. برخی عملیات ها در نقاط مرتفع و شرایط خاص انجام می شود و همین موضوع حساسیت کار را افزایش می دهد.
خانواده ای به نام هفتگل
محمد طاهر پورخانی، مهندس ارشد تعمیرات،اداره تعمیرات واحد بهره برداری نفت و گاز هفتگل مرکزی با ۳۰ سال سابقه خدمت، از دیگر کارکنانی است که سال ها در این مجموعه فعالیت کرده و از سال ۱۳۹۲ به این واحد منتقل شده است. او نخستین چالش کار در منطقه را شرایط آب وهوایی عنوان و اشاره می کند: گرمای خوزستان، گاهی واقعا طاقت فرساست. شرایطی را تجربه کرده ایم که شدت گرما باعث ضعف جسمانی برخی همکاران شده است. در کنار شرایط اقلیمی، موضوع رفت وآمد نیز از دیگر دشواری های کارکنان محسوب می شود؛ زیرا برخی از آنها روزانه بیش از سه ساعت در مسیر رفت و برگشت هستند و این بسیار برایشان خسته کننده است. پورخانی ادامه می دهد: با همه سختی ها، روحیه خدمت در میان کارکنان همچنان پابرجاست. همه ما از جان و دل در واحد بهره برداری نفت و گاز هفتگل مرکزی برای کار مایه می گذاریم. عشق به صنعت نفت چیزی نیست که بتوان آن را با کلمات توضیح داد. او از حس تعلقی سخن می گوید که میان کارکنان شکل گرفته است؛ حسی که فراتر از یک رابطه کاری ساده است. این مهندس ارشد تعمیرات اشاره می کند: ما آنقدر در اینجا کنار هم هستیم که گاهی بیشتر از خانواده های خود، یکدیگر را می بینیم. همین ارتباط باعث شده که به هم اعتماد کامل داشته باشیم. پورخانی در بخش دیگری از صحبت های خود به روزهای جنگ اخیر و شرایط خاص آن اشاره می کند؛ روزهایی که کارکنان صنعت نفت، همچنان مسئولیت تأمین انرژی کشور را به عهده داشتند.شاید برخی افراد در خطوط نبرد حضور داشته باشند؛ اما ما هم خود را در خط مقدم تأمین انرژی مردم می دانیم. زندگی امروز به انرژی وابسته است و ما باید در هر شرایطی وظیفه خود را انجام دهیم. در روایت او، هفتگل تنها یک محل کار نیست؛ سنگری است که کارکنانش در روزهای عادی و شرایط ویژه، با همان احساس مسئولیتی که نسبت به خانواده و سرزمین خود دارند، از آن پاسداری می کنند. همین دلبستگی عمیق به صنعت نفت سبب شده که هیچ کدام از سختی ها، از گرمای طاقت فرسای جنوب گرفته تا شرایط جنگی، نتواند اراده آنان را برای تداوم تولید و خدمت به مردم کمرنگ کند.
هویت صنعت نفت
در روزگاری که صنعت نفت، همچنان مهم ترین ارکان توسعه و اقتصاد کشور محسوب می شود، کارکنان مناطق نفت خیز جنوب با وجود گرمای شدید، سختی مسیرها و مسئولیت های سنگین، بی وقفه در حال فعالیت هستند. شاید در نگاه نخست، تأسیسات و تجهیزات صنعتی، مهم ترین دارایی این مجموعه ها به نظر برسند؛ اما واقعیت آن است که ارزشمندترین سرمایه صنعت نفت، نیروی انسانی متعهد و متخصصی است که با تلاش شبانه روزی، چرخ تولید را به حرکت درمی آورد. واحد بهره برداری نفت و گاز هفتگل مرکزی نیز نمونه ای روشن از همین واقعیت است؛ جایی که در دل گرمای جنوب، مردانی ایستاده اند که خدمت را نه صرفا یک وظیفه؛ بلکه بخشی از هویت و افتخار خود می دانند.
شرایط کاری سخت، نمی تواند موتور محرک کارکنان شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب را ازحرکت باز دارد
قطره ای از دریای خدمت
مشعل| در جنوب، تولید نفت با طلوع آفتاب آغاز نمی شود و با غروب آن پایان نمی یابد. در پس تأسیساتی که در گستره عملیاتی شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب، بی وقفه فعالیت می کنند، متخصصانی ایستاده اند که مأموریتشان تنها تعمیر یک تجهیز یا رفع یک نقص فنی آن نیست؛ آنها مسئول تداوم جریان تولید و پایش در صنعتی هستند که حتی جنگ، گرمای طاقت فرسا و سخت ترین شرایط عملیاتی نتوانسته خللی در کارشان ایجاد کند. مهران سیاهپوش، رئیس بررسی های فنی مهندسی تعمیرات مکانیک شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب، یکی از همین نیروهاست؛ مدیری که بیش از 2 دهه از زندگی حرفه ای خود را صرف صیانت از تأسیسات و پایداری تولید کرده و معتقد است که در صنعت نفت، مسئولیت، مسیری ادامه دار است که نمی توان پایانی برای آن متصور بود.
وقتی پای صحبت مهران سیاهپوش می نشینیم، نخستین نکته ای که در روایت او پررنگ می شود، نه دشواری های کار؛ بلکه احساس تعلق خاطری است که پس از ۲۲ سال همچنان در تک تک جمله هایش جریان دارد. از گستره وسیع تأسیسات شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب و روزهای طاقت فرسای کار در گرمای خوزستان می گوید؛ از مسئولیتی که به باور او با پایان ساعت اداری تمام نمی شود و در روزهای بحران و جنگ، رنگ و بویی متفاوت به خود می گیرد. روایت او، تنها شرح وظایف یک مدیر تعمیرات مکانیک نیست؛ روایت نسلی از کارکنان صنعت نفت است که پایداری تولید را حاصل تخصص، همدلی و تعهد می دانند.
ضامن استمرار تولید پایدار
بیش از 2 دهه حضور در صنعت نفت، برای مهران سیاهپوش تنها به معنای انجام یک مسئولیت سازمانی نبوده است؛ او این سال ها را تجربه زیستن در کنار کارکنانی می داند که در سخت ترین شرایط نیز اجازه نداده اند جریان تولید و پایش مستمر متوقف شود. او با اشاره به گستردگی حوزه فعالیت شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب می گوید:تأسیسات و واحدهای عملیاتی مناطق نفت خیز جنوب در پهنه وسیعی از جنوب کشور گسترده شده اند و همین گستردگی، مسئولیت ها را دو چندان کرده است؛ اگرچه محل استقرار در ستاد است، اما ماهیت کار به گونه ای است که ارتباط با محیط های عملیاتی نباید هیچ گاه قطع شود و هرگاه نیاز باشد، در کنار همکاران عملیاتی خود حاضر هستیم.
این همکار نفتی معتقد است که فعالیت در بخش تعمیرات، تنها به ارائه راهکارهای فنی محدود نمی شود؛ بلکه بخش مهمی از آن، حضور میدانی، شناخت دقیق شرایط عملیاتی، همراهی
مستمر با کارکنان و تهیه و ساخت قطعات مورد نیاز ماشین آلات است در تولید و پایش مستمر، خدشه ای ایجاد نشود. به گفته سیاهپوش، در حوزه کار و عملیات، مرزی میان نیروهای ستادی و عملیاتی وجود ندارد. همه، اعضای یک زنجیره هستند؛ زنجیره ای که کوچک ترین اختلال در هر بخش آن، می تواند بر روند تولید اثر بگذارد. از این رو تصمیم های فنی، همواره با نگاه به شرایط واقعی و نیازهای عملیاتی گرفته می شود.
گرما هم بخشی از کار است
کار در محیط های عملیاتی جنوب، تنها با پیچیدگی های فنی همراه نیست و گرمای طاقت فرسا نیز بخش جدایی ناپذیر آن برای کارکنان صنعت نفت در این گونه محیط هاست؛ گرمایی که گاه فراتر از آن چیزی است که در گزارش های هواشناسی گفته می شود. سیاهپوش با لبخندی که نشان از سال ها همزیستی با این شرایط دارد، می گوید: این گرما را پذیرفته ایم. در خوزستان، حدود هشت ماه از سال به ویژه ماه های تیر و مرداد، هوا بسیارگرم و طاقت فرساست؛ دمایی که از سوی هواشناسی اعلام می شود، گاه به ۵۰ درجه سانتی گراد می رسد؛ اما در برخی محیط های عملیاتی و در مجاورت تجهیزات، دمایی که همکاران ما احساس می کنند، به مراتب بیشتر است. در چنین شرایطی، حفظ تمرکز، تصمیم گیری دقیق و انجام کارهای تخصصی آسان نیست؛ اما همکاران با تمام توان در مسیر اقتدار ایران ایستاده اند.» به گفته رئیس بررسی های فنی مهندسی تعمیرات مکانیک شرکت ملـــی مناطق نفــــت خیز جنوب، آنچه کارکنان صنعت نفت را در چنین شرایطی پای کار نگه می دارد، تنها وظیفه سازمانی نیست؛ بلکه تعلق خاطر به صنعت نفت و احساس مسئولیت به کشور و مردم است. او تصریح می کند: استمرار تولید، فقط یک مأموریت سازمانی نیست؛ بلکه بخشی از امنیت انرژی کشور به همین تلاش های شبانه روزی وابسته است و همین موضوع، انگیزه ای مضاعف برای ادامه مسیر ایجاد می کند.
جنگ هم نتوانست تولید را متوقف کند
در میان خاطرات ۲۲ سال فعالیت در صنعت نفت، روزهای جنگ برای سیاهپوش، رنگ و بوی تازه ای ندارد؛ زیرا آن را بخشی از سختی کار کارکنان صنعت نفت می داند؛ روزهایی که حفظ استمرار و پایداری انرژی کشور، تنها یک وظیفه سازمانی نبود و به بخش مهمی از مسئولیت ملی تبدیل شده بود. او با اشاره به شرایط جنگ تحمیلی رمضان می گوید: باید توجه داشت که تولید و خدمت رسانی در شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب، فرایندی بدون وقفه است. هیچ یک از واحدهای عملیاتی و تأسیسات به دلیل شرایط جنگی تعطیل نشدند و فعالیت ها به صورت مستمر ادامه داشت. همه همکاران می دانند که از روز نخست استخدام، فعالیت در این صنعت با شرایط خاص و مسئولیت های ویژه همراه است و درچنین موقعیت هایی، بیش از هر زمان دیگری باید در کنار کشور باشیم. به گفته او، در روزهای بحرانی، بسیاری از کارکنان، هم در ستاد و هم در دل تأسیسات عملیاتی حضور داشتند تا کوچک ترین خللی در روند کار ایجاد نشود؛ آنچه ما را در آن شرایط پای کار نگه داشت، تعهد به صنعت نفت، کشور و ملت ایران بود. این باور در میان همکاران وجود دارد که هیچ شرایطی نباید مانع ادامه خدمت رسانی شود.
تعهد بدون اجبار
سیاهپوش در روایت یکی از خاطرات آن روزهای جنگ، بیش از هر چیز از روحیه بالای همکارانش می گوید؛ روحیه ای که سرمایه اصلی صنعت نفت در روزهای سخت است. او ادامه می دهد: هر بار که قرار بود همکاران را برای انجام مأموریت به تأسیسات اعزام کنیم، طبیعی بود که نگرانی هایی وجود داشته باشد؛ زیرا احتمال وقوع هر حادثه ای دور از ذهن نبود. به همین دلیل، هیچ یک از همکاران را مجبور نمی کردیم؛ اما نکته جالب این بود که تمامی همکاران، حتی آنهایی که همسر و فرزند داشتند و انتظار می رفت در ماموریت ها دل نگران باشند هم در عمل، احساس مسئولیت می کردند و با شجاعت کار خود را انجام می دادند و هیچ کاری روی زمین نمی ماند.رئیس بررسی های فنی مهندسی تعمیرات مکانیک شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب ادامه می دهد: اگر تولید در سخت ترین شرایط، همچنان ادامه دارد، حاصل روحیه همدلی و تعهد جمعی است.
سیاهپوش تاکید می کند: دلگرمی ما، همکارانی بودند که بی هیچ چشم داشتی در تأسیسات حضور پیدا می کردند و مسئولیت خود را انجام می دادند. در کنار آنها، خانواده های کارکنان صنعت نفت نیز سهم بزرگی در تحمل این سختی ها دارند؛ خانواده هایی که سال هاست با شرایط خاص این شغل خو گرفته و در روزهای دشوار، بزرگ ترین پشتوانه کارکنان هستند.
انتخابی که دوباره با جان تکرار می شود
برای بسیاری، بیش از 2 دهه فعالیت در شرایط سخت عملیاتی، شاید دلیلی برای انتخاب مسیری متفاوت باشد؛ اما مهران سیاهپوش نگاه دیگری دارد. او با صلابت می گوید: اوایل تصور می کردیم چند سالی در صنعت نفت کار می کنیم و بعد به سراغ شغلی راحت تر در شهری با آب وهوای بهتر می رویم؛ اما هرچه گذشت، این نگاه بیشتر تغییر کرد. این همکار نفتی ادامه می دهد: دیدن همکارانی که گاه تا نیمه های شب در محیط های عملیاتی یا ستاد می ماندند تا مشکلی را برطرف کنند، برای من درس بزرگی بود.
همین روحیه باعث شد بفهمم صنعت نفت فقط یک محل کار نیست؛ جایی است که انسان، مسئولیت پذیری، کار تیمی و تعهد را در عمل تجربه می کند. سیاهپوش با بیان این که اگر علاقه واقعی به کار در این صنعت وجود نداشته باشد، ادامه مسیر در آن ممکن نیست، تصریح می کند: صنعت نفت، پیچیدگی های فراوانی دارد و بدون علاقه نمی توان سال ها در آن ماند و کار کرد. آنچه باعث شده این صنعت در همه شرایط به مسیر خود ادامه دهد، تنها تجهیزات و فناوری نیست؛ همدلی و همراهی کارکنانی است که اجازه نداده اند خللی در روند فعالیت ها رخ دهد.
رضایتی که در خدمت معنا پیدا می کند
آنچه بیش از همه در سخنان سیاهپوش به چشم می آید، احساس رضایت از نقشی است که در زنجیره ارزش صنعت نفت ایفا کرده است. شاید روایت مهران سیاهپوش، روایت بسیاری از کارکنان گمنام صنعت نفت باشد؛ متخصصانی که نامشان کمتر شنیده می شود؛ اما در گرمای سوزان جنوب، در دل تأسیسات و حتی در روزهای جنگ، یک اصل را هیچ گاه فراموش نکرده اند: چرخه تولید و پایش کشور باید ادامه داشته باشد. همین باور است که رئیس بررسی های فنی مهندسی تعمیرات مکانیک شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب را پس از ۲۲ سال، هنوز به انتخاب نخستش وفادار نگه داشته و باعث شده که با اطمینان بگوید: اگر زمان به عقب بازگردد، باز هم کار و فعالیت در صنعت نفت را برای ادامه مسیر زندگی ام انتخاب می کنم.
وقتی عشق به نفت با ورزش هم مسیر می شود
هم قدم با صنعت و سلامت
مشعل | از دل جزیره خارک و از خانواده ای نفتی برخاسته و با ورودش به نفت در ۱۶ سالگی، تجربه اندوزی در این صنعت را از سال 1367 در واحدهای بهره برداری شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب آغاز کرده و اکنون پس از سال ها کار و تلاش در این عرصه، با علاقه مندی به ورزش، ورزش همگانی را در شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب راهبری می کند.
محمدرضا بنی تمیمی، مدیر ورزش همگانی شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب، کسی است که بیش از چهار دهه از عمر خود را در واحدهای بهره برداری و میدان های ورزشی سپری کرده و امروز مسئولیتی به عهده دارد که به سلامت جسم کارکنان شرکت ملی مناطق نفت خیز و خانواده آنان مربوط می شود. او که در آستانه 58 سالگی است، با همان شور و انرژی سال های جوانی، برای ارتقای سلامت، نشاط و کیفیت زندگی کارکنان این شرکت وخانواده های آنها تلاش و برنامه ریزی می کند.
مشروح گفت وگوی"مشعل" با این مدیر علاقه مند به ورزش همگانی را در ادامه می خوانید.
ریشه علاقه ام به ورزش، به دوران کودکی برمی گردد؛ روزهایی که فوتبال در کوچه پس کوچه های جزیره خارک، نخستین تجربه های ورزشی ام را رقم زد.
محمدرضا بنی تمیمی، مدیر ورزش همگانی شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب با بیان این عبارات ادامه می دهد: علاقه به ورزش، با سال ها حضور در تیم های نفتی اهواز و رقابت در لیگ های کشور عمیق تر شد و مسیر زندگی ام به گونه ای رقم خورد که ورزش در کنار فعالیت در صنعت نفت، به بخش جدایی ناپذیر زندگی ام تبدیل شو د. تحصیل در رشته کارشناسی تربیت بدنی نیز همین مسیر را تأیید می کند.
او می گوید: در 16 سالگی فعالیت در صنعت نفت را شروع کردم و از نزدیک با فضای عملیاتی آشنا شدم؛ سال ها کار در واحدهای بهره برداری و عملیاتی، تجربه ای به من آموخت که امروز می توانم نیاز کارکنان را بهتر درک کنم.
مدیر ورزش همگانی شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب تصریح می کند: بعدها با ادامه تحصیل در رشته مدیریت منابع انسانی در مقاطع ارشد و دکترا، توفیق آن را داشتم تا ابزار مدیریتی لازم برای اداره یک مجموعه گسترده ورزشی را در اختیار داشته باشم، ضمن اینکه هیچ گاه مدیر پشت میزنشین نبوده ام و با افتخار خاک این راه را خورده ام.
سه ضلع مثلث سلامت
بنی تمیمی در تشریح فعالیت های ورزشی در شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب می گوید: ورزش همگانی در این شرکت، بر سه محور اصلی استوار است: کارکنان، خانواده های آنان و فرزندانشان. این تقسیم بندی به ظاهر، ساده به نظر می رسد؛ اما پشت هر بخش آن، برنامه ریزی دقیق و هدفمندی وجود دارد و همه گروه های سنی و سلایق ورزشی را دربر می گیرد، از این رو تمرین های فصلی و سالانه، رشته های متنوع ورزشی و برنامه هایی متناسب با گروه های مختلف سنی در بازه های زمانی مختلف طراحی شده است. به گونه ای که تقریبا هیچ کارمند یا عضوی از خانواده های آنان خارج از این چرخه ورزشی قرار نمی گیرد.
او تأکید می کند: هدف این است که هیچ فرد علاقه مند به ورزش، از فعالیت های ورزشی محروم نماند؛ زیرا که ورزش رکن اصلی سلامتی کارکنان و خانواده آنهاست.
مدیر ورزش همگانی شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب با بیان اینکه همین نگاه، زمینه ساز شکل گیری یکی از مهم ترین سرمایه های ورزش همگانی این شرکت شده است، تصریح می کند: استعدادیابی در شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب طی دهه های گذشته نقش مؤثری در پرورش ورزشکاران حرفه ای داشته است؛ به طوری که بسیاری از قهرمانان، مربیان و داوران برجسته کشور، مسیر رشد خود را از آکادمی ها و مدارس ورزشی نفت آغاز کرده اند.
او ادامه می دهد: موفقیت های امروز ورزشکاران نفتی، نتیجه سال ها سرمایه گذاری مستمر در شناسایی استعدادها، آموزش و حمایت از آنهاست؛ رویکردی که ورزش را از یک فعالیت رفاهی فراتر برده و آن را به بخشی از هویت فرهنگی در شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب تبدیل کرده است.
بنی تمیمی همچنین یکی از مهم ترین رویدادهای ورزشی وزارت نفت را برگزاری المپیادها و مسابقات سراسری کارکنان بر می شمارد و ادامه می دهد: این رویدادهای ورزشی هر سال با حضور گسترده شرکت های تابعه برگزار می شود و بیش از یکهزار و ۶۰۰ نفر از کارکنان و خانواده های آنها در این رقابت ها حضور پیدا می کنند.
او با اشاره به گستردگی این رویدادها می گوید: برنامه ریزی برای اعزام این تعداد شرکت کننده به اردوها و مسابقات، کاری دشوار و نیازمند هماهنگی گسترده است؛ اما همین حضور پررنگ نشان می دهد که ورزش تا چه اندازه در فرهنگ سازمانی شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب ریشه دوانده است.
پوشش 34 رشته ورزشی
بنی تمیمی درباره هوای داغ و سوزان خوزستان، به عنوان یکی از چالش های همیشگی برای توسعه ورزش در این منطقه می گوید: هوای اهواز برای ورزش چندان مناسب نیست و همین مشکل باعث شده راه حل خلاقانه ای در دستور کار قرار گیرد.
او با اشاره به اینکه برگزاری اردوهای ورزشی برای خانواده ها و فرزندان کارکنان در شهرهای خوش آب وهواتر در دستور کار قرار دارد، ادامه می دهد: این تصمیم نه از سر تشریفات؛ بلکه از سر توجه واقعی به رفاه خانواده های نفتی، رضایت مندی چشمگیری را بین آنها به دنبال داشته است.
بنی تمیمی درباره فعالیت های ورزشی برای کارکنان و خانواده های این مجموعه می گوید: ورزش همگانی در شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب، با پوشش بیش از ۳۴ رشته ورزشی و بهره مندی از ۲۸۰ مربی، بستری گسترده برای توسعه ورزش و ارتقای سلامت کارکنان و خانواده های آنان فراهم کرده است.
او در ادامه تصریح می کند: فوتبال، شنا و ورزش های پایه، از پرمخاطب ترین رشته ها در میان تمام کارکنان و خانواده هاست؛ ایجاد فضاهایی همچون پارک نشاط ورزشی نیز گامی در مسیر افزایش دسترسی خانواده ها به امکانات تفریحی بوده است.
نفت و استعدادپروری
مدیر ورزش همگانی شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب درباره توجه به نسل جدید فرزندان می گوید: نسل جدید را می شناسم و علایق متفاوت آنها را جدی می گیرم، از این رو برنامه ریزی ها نیز باید متناسب با نیازها و انتظارات این نسل باشد.
نتیجه این رویکرد را می توان در استقبال گسترده جوانان از رویدادها و برنامه های نوآورانه ورزشی مشاهده کرد؛ استقبالی که نشان می دهد ورزش های همگانی همچنان ظرفیت های فراوانی برای رشد و توسعه دارند.
به گفته او، این نگاه آینده نگر، در مجموعه ای با ده ها سال سابقه فعالیت ورزشی، ریشه در فرهنگ مدیریتی صنعت نفت دارد؛ فرهنگی که همواره توسعه ورزش، ارتقای سلامت کارکنان و توجه به نیاز نسل های مختلف را از اولویت های خود دانسته است.
بنی تمیمی ادامه می دهد: این نگاه تنها به نسل جوان محدود نمی شود؛ بلکه ورزش همگانی زمانی به هدف خود می رسد که همه افراد، جدا از سن و شرایط جسمانی، فرصت حضور و فعالیت داشته باشند. از این رو، توجه به توان یابان نیز یکی از رویکردهای اصلی ورزش همگانی در شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب به شمار می رود.
او می گوید: فراهم کردن شرایط برای حضور توان یابان در فعالیت های ورزشی، یکی از اهداف اصلی ماست. باور داریم هر فردی استعداد و توانمندی ویژه ای دارد که باید زمینه شکوفایی آن را فراهم کنیم. این نگاه نشان می دهد که ورزش تنها به رقابت و قهرمانی خلاصه نمی شود؛ بلکه ابزاری برای مشارکت، سلامت و افزایش کیفیت زندگی همه اعضای خانواده بزرگ صنعت نفت است.
راز جوانی
وقتی از بنی تمیمی سوال می شود چرا تا این حد به ورزش اعتقاد و تاکید دارد، می گوید: اگر امروز در آستانه58 سالگی از سلامت و نشاط برخوردارم، بخش مهمی از آن را مدیون ورزش هستم. ورزش را نه یک فعالیت جسمانی؛ بلکه سبک زندگی و راز حفظ سلامت در تمام سال های خدمتم می دانم.
او در ادامه اشاره می کند که بهترین تبلیغ برای ورزش، دیدن پیشکسوتانی است که پس از سال ها فعالیت، همچنان سالم، بانشاط و فعال هستند.
بنی تمیمی گفت وگو را با جمله ای به پایان می رساند که شاید خلاصه تمام باورهایش باشد: «عشق به ورزش و خدمت به کارکنان و خانواده های صنعت نفت، مهم ترین انگیزه ادامه فعالیت من در این مجموعه است»؛ جمله ای که می توان گفت نه از سر تعارف؛ بلکه از قلب یک ورزشکار بیرون آمده است؛ کسی که صنعت نفت را با دل می شناسد و ورزش را از جان دوست دارد. شاید همین نگاه ها، راز ماندگاری ورزش در خانواده بزرگ صنعت نفت باشد؛ نگاهی که ورزش را نه یک برنامه جانبی؛ بلکه بخشی از فرهنگ سازمانی و سرمایه ای ماندگار برای حفظ سلامت، همدلی و پویایی کارکنان و خانواده های آنان می داند.
روایت بانوی نفتی که در مسیر تحقق اهداف صنعت گام برمی دارد
تعهد برای تحول
مشعل | تصاویری که از کارکنان صنعت نفت در ذهن مردم نقش بسته، بیشتر مردانی هستند با لباس کار و کلاه ایمنی در میان خطوط لوله و در دل پالایشگاه ها؛ اما تصویر واقعی دیگری هم وجود دارد و آن زنانی هستند که دوشادوش مردان به کار و تلاش مشغولند؛ زنانی همچون زهرا حسینی که امروز سرپرستی پروژه گاز و گاز مایع شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب را به عهده دارد و شانه به شانه همکاران مرد خود تلاش کرده تا توانمندی هایش را در مسیر تحقق اهداف بخشی که در آن فعالیت می کند، به کار گیرد. او اصالتا شیرازی است و مدرک کارشناسی ارشد مهندسی فراوری و انتقال گاز را از دانشگاه صنعت نفت اهوازگرفته است. آنچه در ادامه می خوانید، گفت وگوی "مشعل" با زهرا حسینی است که 15 سال از روزهای زندگی اش را در صنعت نفت و در شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب سپری کرده و از منظر یک زن، به گذران این سال ها و فعالیتش در این شرکت پرداخته است.
از شیراز تا اهواز
زهرا حسینی که متولد سال ۱۳۶۳، اهل شیراز و فارغ التحصیل کارشناسی ارشد مهندسی فراوری و انتقال گاز از دانشگاه صنعت نفت اهواز است، می گوید: از زمانی که تشکیل خانواده دادم و وارد صنعت نفت شدم، به اهواز آمدم؛ شهری که هیچ شباهتی به شیراز ندارد؛ اما از تصمیمی که گرفته ام بسیار خوشحالم و اگر قرار باشد دوباره مسیر کاری انتخاب کنم، بدون تردید همین راه و همین صنعت را برمی گزینم.
او با اشاره به اینکه همواره دوشادوش مردان کار کرده، درباره تعمیرات اساسی اخیر یکی از ردیف های پالایشگاه گاز و گاز مایع( NGL800 )تصریح می کند: این عملیات فشرده ۲۵ روز به طول انجامید و طی آن، من و دیگر همکاران زن مجموعه، در کنار دیگر نیروهای عملیاتی، پیمانکاران و تیم های تعمیرات اساسی حضور داشتیم و گاه تنها زن حاضر در میان نیروهای فنی و اجرایی بودم.
بسیاری از این مهارت ها در دل تجربه های کاری و حضور مستمر در محیط های عملیاتی آموخته می شود.
عمق تعهد
فعالیت های معمول و روزمره، امری است که بنا به مسئولیت و وظیفه تعریف شده انجام می شود؛ اما در شرایط خاص مثل 2 جنگ اخیر به ویژه جنگ رمضان، این مهم برای حسینی فراتر از یک وظیفه بوده است. او می گوید: همه پای کار بودند و هیچ فرقی هم بین خانم و آقا وجود نداشت، حتی وقتی حضور 50 درصدی در دستور کار قرار گرفت، 100 درصد نیروها در محل کار خود حاضر شدیم و در مواردی هم برای رفع مشکلات ناشی از حملات وحشیانه دشمن آمریکایی -صهیونی، با وجود تهدیدهای پیاپی، در محیط های عملیاتی حضور داشتیم و تلاشمان این بود که نگذاریم خللی در کار به وجود آید.
چالش هایی که رفع آنها نیازمند اقدام است
وی با اشاره به اینکه بخش بزرگی از مشکلات خانم ها در محیط کار، تلفیق زندگی شخصی با زندگی کاری است، به خصوص وقتی موضوع فرزندان خردسال مطرح می شود، اظهار می کند: مهدکودک، یکی از موارد مهمی است که برای مادران شاغل تا حدودی آسایش فکری به همراه دارد؛ دغدغه ای که تا امروز کماکان حل نشده باقی مانده است. حسینی ادامه می دهد: برخی فواصل تا محیط های عملیاتی مثل اهواز، گچساران یا آغاجاری به گونه ای است که بعضی همکاران زن باید روزانه هشت تا 9 ساعت از وقت خود را صرف رفت وآمد کنند؛ مسیری طولانی که پیش از آغاز یک روز کاری پر مسئولیت باید طی شود که بسیار انرژی بر است.
تلاش می کنم صنعت نفت را خوب معرفی کنم
فراتر از نقش عملیاتی، یکی دیگر از دغدغه های حسینی، فاصله ای است که میان تصویر واقعی این صنعت و آنچه در ذهن عموم مردم جا افتاده، وجود دارد. حسینی تصریح می کند: کاری که من و امثال من انجام می دهیم، برای مردم درست بازگو نشده است؛ به طوری که حتی خانواده من هم نمی دانند چه جایگاهی در این صنعت دارم یا چه کاری انجام می دهم؟ به هیمن دلیل است که می گویم این صنعت باید برای مردم بیشتر معرفی شود.
خاطرات تلخ و شیرین
شیرین ترین خاطره حسینی از سال های حضور در شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب و پالایشگاه ها، به نخستین سال کاری اش بازمی گردد؛ خاطرهای که هنوز هم با همان شور و هیجان از آن یاد می کند.
او می گوید: اولین تعمیرات اساسی کارخانه NGL800 به یاد ماندنی ترین تجربه حرفه ای ام است. در آن عملیات، باید پایان کار تعمیرات را از نزدیک بررسی و تأیید می کردم، از این رو لازم بود از برج تثبیتی با ارتفاع بیش از ۱۰۰ متر بالا بروم؛ برجی مرتفع که دریچه ورود به آن در بالاترین نقطه قرار داشت.
حسینی ادامه می دهد: ارتفاع آنقدر زیاد و دلهره آور بود که اگر هنگام صعود به پایین نگاه می کردم، شاید توان ادامه مسیر را از دست می دادم. بعد از رسیدن به بالاترین نقطه و ورود از دریچه، با فضایی کاملا متفاوت روبه رو شدم؛ محیطی تاریک در قلب برجی که در شرایط بهره برداری، محل عبور جریان گاز و مایعات فرایندی است. او تصریح می کند: آن روز برای نخستین بار توانستم از نزدیک چیزی را تجربه کنم که پیش از آن، تنها در کتاب ها و نقشه های فنی درباره آن خوانده بودم؛ اگرچه عبور از آن مسیر مرتفع، جسارت و تمرکز زیادی می طلبید؛ اما همان تجربه به یکی از ماندگارترین خاطرات دوران کاری ام تبدیل شد و می توانم آن را آغاز واقعی مسیر خدمت در دل گرمای سوزان جنوب تلقی کنم.
تعلق خاطر به صنعت نفت
او تعلق به صنعت نفت را چیزی فراتر از یک شغل می داند و اشاره می کند: از همان دوران نوجوانی دوست داشتم زندگی شایسته ای داشته باشم و وقتی به پشت سر نگاه می کنم با خود بگویم "راه درست"همین بوده است. امروز همین احساس را دارم؛ حس قدرت و استقلال و همچنین غرور نسبت به صنعتی که به آن احساس تعلق می کنم، درست شبیه به احساسی که به کشورم دارم. در مناطقی که تصور می شود فقط مردان در آن حضور داشته باشند، در دل برج هایی به بلندای 100 متر و در روزهایی که دشمن در آسمان کشور پرواز می کرد، زنانی بی ادعا، روزها و سال های خود را صرف صنعتی کردند که شاید هنوز برای مردم به خوبی روایت نشده است؛ صنعتی که بیش از هر چیز، به همان روایت شدن ها نیاز دارد.
آنجا که علم و مسئولیت با هم پیوند می خورند
صنعت نفت مدرسه ای که در آن رشد کرده ام
مشعل | پشت در اتاق های مهندسی مخزن، جایی که نقشه ها، داده های زمین شناسی، مدل های شبیه سازی و تحلیل های تخصصی کنار هم قرار می گیرند، تصمیم هایی گرفته می شود که شاید هرگز در معرض دید عموم نباشند؛ اما می توانند مسیر توسعه یک میدان نفتی را تغییر دهند. اینجا نقطه تلاقی دانش و تجربه است؛ جایی که هر تصمیم، حلقه ای از زنجیره تولید انرژی کشور را شکل می دهد. سارا رهبانی، مهندس ارشد مخازن هیدروکربنی در مدیریت فنی_ معاونت مهندسی نفت اداره عملیات مهندسی مخازن شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب، 12 سال است که در همین جایگاه فعالیت می کند؛ مسیری که از دانشگاه صنعت نفت آغاز شد و امروز در کنار مسئولیت های حرفه ای و ادامه تحصیل در مقطع دکترای نفت و مهندسی مخازن هیدروکربنی، همچنان با همان انگیزه روزهای نخست ادامه دارد.
شکل گیری پیوند دانشگاه و میدان
برای بسیاری در خارج از سرزمین مادری، مهندسی مخزن، تنها مجموعه ای از محاسبات پیچیده و مدل های ریاضی است؛ اما برای مهندسان صنعت نفت کشور، این تخصص معنایی دیگر دارد؛ جایی که دانش، مستقیم به تولید و توسعه کشور گره می خورد.
رهبانی، یکی از جذاب ترین نقش فعالیت در حوزه مهندسی مخزن را تأثیرگذاری مستقیم تصمیم های کارشناسی بر آینده تولید میدان های نفتی می داند و می گوید: «از تعیین محل حفاری چاه ها تا ارائه راهکارهای فنی برای مدیریت بهینه مخازن، همه تصمیم ها بر پایه مطالعات تخصصی، تحلیل های مهندسی و بررسی های دقیق اتخاذ می شوند. هر تصمیم، نقشی تعیین کننده در بهره برداری بهینه از سرمایه های ملی و صیانت از مخازن هیدروکربنی دارد.»
همپای مردان در تصمیم گیری ها
شاید همین ماهیت تخصصی و مسئولیت محور کار در مهندسی مخازن است که مرزهای کلیشه ای را کمرنگ تر می کند؛ جایی که آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، دانش، دقت در تصمیم گیری و توان تحلیل است. رهبانی نیز در طول سال های فعالیت خود، این واقعیت را از نزدیک تجربه کرده و معتقد است که توانمندی حرفه ای، معیار اصلی حضور در این عرصه است، نه جنسیت.
این مهندس ارشد مخازن هیدروکربنی با اشاره به ماهیت تخصصی فعالیت خود می گوید: «حوزه کاری ما از تعیین نقاط مناسب برای حفاری چاه ها تا ارائه راهکارهای فنی درباره نحوه حفاری، مدیریت چاه ها و تصمیم سازی برای توسعه و بهره برداری بهینه از مخازن را در بر می گیرد و در تمام این مراحل و محیط های عملیاتی می توانیم دوشادوش مردان حضور داشته باشیم که این کار برای من حس رضایت بخشی و اعتماد به نفس به همراه دارد.»
روزهای جنگ
شاید هیچ یک از روزهای کاری رهبانی، به اندازه روزهای جنگ در ذهنش ماندگار نشده باشد؛ روزهایی که کارکنان صنعت نفت، مانند همیشه، مسئولیت حفظ جریان تولید را به عهده داشتند.
رهبانی با یادآوری روزهای پر التهاب جنگ 12 روزه می گوید: «در جریان جنگ، در محل کار و خدمت به کشورحضور داشتیم. یکی از روزها که به محل کار بازگشتیم، آثار اصابت ترکش ها را از نزدیک دیدیم. اگر هنگام وقوع حادثه داخل اتاق بودیم، احتمال داشت اتفاق بسیار تلخی برای من و همکارانم رخ دهد.» او از روزهای جنگ40 روزه رمضان، جلوه ای دیگر در ذهن دارد و تصریح می کند: «در آن روزها کار و فعالیت تنها به محیط کار محدود نبود؛ بلکه پس از پایان ساعت اداری مأموریت دیگری آغاز می شد؛ مأموریتی از جنس همدلی با مردم و پشتیبانی از رزمندگانی که از خاک کشورمان دفاع می کردند.» رهبانی در توضیح بیشتر می گوید: «در دل جنگ رمضان، تا ساعت یک بعدازظهر در محل کار حضور داشتیم و پس از آن، تا نیمه شب مشغول تهیه غذا برای رزمندگان می شدیم. در این میانه هم تلاش می کردیم کنار خانواده های شهدا حضور پیدا کنیم و باعث دلگرمی آنها شویم؛ خلاصه هر کمکی از دستمان برمی آمد، در آن روزها دریغ نداشتیم.» از نگاه رهبانی،کارکنان صنعت نفت در روزهای دشوار، تنها تولیدکننده انرژی کشور نیستند؛ بلکه بخشی از پیکره جامعه اند که در بزنگاه های حساس، مسئولیت اجتماعی خود را نیز به دوش می کشند و معنایی فراتر از انجام وظیفه سازمانی پیدا می کنند.
مسئولیتی که هر روز سنگین تر می شود
در کنار مسئولیت های حرفه ای، رهبانی نقش مادری را هم به عهده دارد؛ مادری برای دختری 10ساله و پسری پنج ساله. همسر او نیز در بخش دیگری از صنعت نفت مشغول به کار است و همین موضوع، برنامه ریزی دقیق تری را برای مدیریت زندگی خانوادگی می طلبد. این همکار نفتی می گوید: «هماهنگی میان کار و زندگی خانوادگی، بدون برنامه ریزی ممکن نیست. با مدیریت زمان و همکاری متقابل همسرم، توانسته ایم تعادل مناسبی بین مسئولیت های کاری و زندگی خانوادگی برقرار کنیم.» از نگاه رهبانی اگرچه کار در صنعت نفت مسائل خاص خود را دارد؛ اما با همراهی خانواده و نظم در برنامه روزانه، می توان این مسئولیت ها را در کنار یکدیگر پیش برد.» وقتی از او سوال شد چنانچه دوباره در نقطه آغازین قرار بگیرد، آیا همین مسیر را انتخاب می کند؟ بدون کوچک ترین مکثی تاکید می گوید: «به طور قطع همین راه را انتخاب می کنم. صنعت نفت برای من تنها یک شغل نیست؛ بلکه مدرسه ای بوده که در آن رشد کرده ام، آموخته ام و توانسته ام نتیجه پیوند علم و صنعت راببینم.»
سوخت رسانی زیر غرش جنگنده ها در جبهه های بی نام و نشان حماسه ساز شد
خدمت رسانان بی سنگر
مشعل | در آن روزها هنگامی که دشمن آمریکایی- صهیونی زیرساخت های حیاتی انرژی کشور را نشانه رفته بود، نبرد تنها در پشت لانچرها جریان نداشت، بلکه جبهه ای دیگر همزمان شکل گرفته بود؛ جبهه ای بی نام و نشان که سنگربانانش با چنگ و دندان از تاسیسات و زیرساخت های انرژی حفظ و مراقبت می کردند تا چرخه انرژی کشور از حرکت باز نایستد و تامین و توزیع سوخت بی هیچ وقفه ای ادامه یابد. در این میدان، سلاح رزمندگان نه تجهیزات نظامی، بلکه دانش، تجربه، مدیریت بحران، تصمیم های لحظه ای و تعهدی بود که اجازه نمی داد شریان حیاتی سوخت رسانی کشور متوقف شود.
آنچه می خوانید، بازخوانی چند خاطره یا مرور چند عملیات نیست، روایت شب هایی است که صدای آژیر خطر، بخشی از ضرباهنگ نشست های مدیریت تامین و توزیع سوخت شده بود؛ شب هایی که حتی غرش جنگنده های دشمن نیز نتوانست جریان سوخت رسانی در کشور را متوقف کند.
روایت تدبیر و ایثاری که پایداری جریان سوخت رسانی را در شرایط جنگ رقم زد
مردان میدان برای ایــــــــران
حمیدرضا زینلی| شب هنوز به نیمه نرسیده بود که تلفن ها و بیسیم ها یکی پس از دیگری به صدا درآمدند. روی نقشه، مسیرها یکی یکی تغییر می کرد، مقصد نفتکش ها عوض می شد و انبارهایی که تا ساعتی قبل قلب تپنده سوخت رسانی بودند، جای خود را به مسیرهای تازه می دادند. هر تصمیم تنها چند دقیقه فرصت داشت؛ تأخیری کوتاه می توانست زنجیره ای از اختلال را در سراسر کشور ایجاد کند. درآن سوی این صحنه، صدها نفر بی وقفه تلاش می کردند تا مردم، تنها با فشردن نازل سوخت، ادامه همان تلاش خاموش را ببینند. آنچه در روزهای دو جنگ اخیر به ویژه جنگ رمضان دیده نشد، نبردی لحظه به لحظه برای حفظ جریان سوخت رسانی وتداوم آن بود؛ نبردی که با برنامه ریزی، تصمیم گیری سریع، هماهنگی گسترده و ازخودگذشتگی نیروهای عملیاتی به نتیجه رسید. نعمت الله نجفی، مدیر عملیات شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران، در این گفت وگو از همین روایت کمتر شنیده شده سخن می گوید.
پایداری تامین سوخت به ویژه در شرایط جنگ نیازمند مدیریتی ویژه بود، این مهم چگونه اجرایی شد؟
پایداری سوخت رسانی یعنی مردم در هیچ نقطه ای از کشور، حتی در سخت ترین شرایط، با کمبود سوخت مواجه نشوند. مأموریت این بود که زنجیره تأمین، انتقال و عرضه فراورده های نفتی بدون وقفه ادامه یابد و آثار بحران به جامعه منتقل نشود. جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان از نظر ابعاد عملیاتی تفاوت زیادی با هم داشتند؛ در جنگ نخست، با وجود آسیب دیدگی بخشی از تاسیسات، عملیات همان شب از سر گرفته شد، اما درجنگ رمضان، ابعاد خسارت بیشتر بود، با وجود این تامین و توزیع سوخت متوقف نماند؛ به طوری که با تصمیم گیری سریع، هماهنگی میان مناطق عملیاتی و ایثار کارکنان و رانندگان نفتکش، این چرخه حفظ شد و مردم کمترین اختلال را احساس کردند.
اقدام های مدیریت عملیات در نخستین ساعات آغاز بحران چه بود؟
از همان ساعات نخستین حمله دد منشانه دشمن آمریکایی– صهیونی، هماهنگی های گسترده ای با مناطق سی و هفت گانه شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران آغاز شد تا سوخت مورد نیاز این استان ها از دیگر نقاط تأمین شود و برپایه این هماهنگی ها مقرر شد تا از هر نقطه که امکان بارگیری وجود داشت، انتقال سوخت انجام شود تا خللی در چرخه توزیع ایجاد نشود.
تأمین روزانه میلیون ها لیتر سوخت اعم از بنزین و گازوییل در شرایط جنگ آن هم برای کلانشهری مانند تهران که بخشی از تاسیسات آن مورد حمله دشمن قرار گرفته بود، به بسیج تعداد زیادی نفتکش جاده پیما همچنین به برنامه ریزی لحظه ای نیاز داشت. بسیاری از نفتکش ها می بایست مسیرهای طولانی را می پیمودند وهمین موضوع، عملیات را به یکی از پیچیده ترین مأموریت های سوخت رسانی سال های اخیر تبدیل کرده بود.
در شرایطی که دشمن تلاش می کرد چرخه انرژی را مختل و نارضایتی عمومی ایجاد کند، چه هماهنگی ای میان ستاد با بخش های عملیاتی و جایگاه های عرضه سوخت برای مقابله با این موضوع انجام می شد؟
شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران نزدیک به یک قرن تجربه فعالیت دارد و بسیاری از فرایندهای مدیریت بحران در این مجموعه از پیش طراحی شده است. ارتباط مستمر میان ستاد، مناطق عملیاتی و دیگر بخش ها از جمله ناوگان حمل ونقل برقرار بود و مدیرانی که سال ها در مناطق مختلف کشور فعالیت کرده بودند، با شناخت دقیق از شرایط عملیاتی، تصمیم ها را بدون اتلاف زمان اجرا می کردند.
همچنین افزون بر ارتباطات روزانه، برای شرایطی مانند مقابله با اختلال در سامانه ها یا محدودیت ارتباطات نیز سناریوهای جایگزین پیش بینی شده بود تا در هیچ مرحله ای روند سوخت رسانی متوقف نشود.
در روزهایی که مصرف سوخت افزایش یافته بود، چه اقدام هایی برای جلوگیری از اختلال در توزیع آن انجام شد؟
یکی از مهم ترین ابزارهای مدیریت مصرف، تنظیم سهمیه کارت های اضطراری بود. در مقاطعی برای حفظ تعادل شبکه، میزان برداشت کاهش یافت و پس از بازگشت شرایط به حالت پایدار، سهمیه ها دوباره افزایش پیدا کرد.
در کنار این موضوع، انتقال سوخت از استان های مختلف به تهران با سرعت بیشتری انجام شد. در روزهای نخست، نفتکش های غیربومی با مسیرهای پایتخت آشنایی نداشتند؛ بنابراین گروه هایی برای هدایت آنها تا جایگاه ها تشکیل شد. با افزایش تعداد نفتکش ها و هماهنگی بهتر میان مناطق، به تدریج شبکه به شرایط پایدار رسید و حتی در ادامه، ظرفیت تأمین از میزان نیاز نیز فراتر رفت.
مهم ترین موضوع عملیاتی در جنگ رمضان چه بود و چگونه از آن عبور کردید؟
مهم ترین موضوع، حفظ تداوم زنجیره انتقال سوخت در شرایطی بود که بخشی از زیرساخت ها آسیب دیده و حجم عملیات چند برابر شده بود. برخی استان ها افزون بر تأمین نیاز خود، مسئولیت سوخت رسانی به دیگر استان هارا نیز به عهده گرفتند که مستلزم افزایش ظرفیت بارگیری، به کارگیری نیروی انسانی بیشتر و مدیریت دقیق ناوگان نفتکش ها بود. همزمان، با ایجاد اختلال در بخشی ازخطوط انتقال، بار اصلی جابه جایی فراورده به دوش ناوگان حمل ونقل جاده ای گذاشته شد.
فشار عملیاتی در برخی مقاطع بسیار سنگین بود، اما تلاش کردیم آثار آن به جامعه منتقل نشود. حتی اگر در نقطه ای احتمال توقف کوتاه مدت یک جایگاه وجود داشت، پیش از آنکه مردم با کمبود روبه رو شوند، مسیرهای جایگزین فعال می شد. علاوه بر مدیریت عملیات، حضور میدانی مدیران در کنار کارکنان و رانندگان نفتکش نیز نقش مهمی در حفظ روحیه نیروها داشت. وقتی همکاران می دیدند مدیران نیز دوشادوش آنها در میدان حضور دارند، انگیزه بیشتری برای ادامه کار پیدا می کردند و همین همدلی، اجازه نداد اختلال گسترده ای در عرضه سوخت شکل بگیرد.
آنچه مشهود است حاصل جمع این تلاش های شبانه روزی از سوی کارکنان در بخش های ستادی و عملیاتی بود که در شرایط جنگ نگذاشت وقفه ای در سوخت رسانی ایجاد شود.
در روزهای بحران، تصمیم های مهم عملیاتی با چه سازوکاری و چه سرعتی گرفته می شد و در این میان، برنامه ریزی های از پیش تعیین شده چه نقشی در کنار تصمیم گیری های لحظه ای داشت؟
واقعیت این است که مدیریت بحران تنها با برنامه ریزی یا تصمیم گیری لحظه ای به تنهایی ممکن نیست؛ این دو باید در کنار هم قرار بگیرند. برنامه های از پیش طراحی شده مسیر کلی عملیات را مشخص می کنند، اما در میدان عمل باید متناسب با شرایط، گاهی در چند ثانیه درباره تغییر مسیر ارسال سوخت، اولویت بندی مناطق یا تأمین مراکز حساس تصمیم گرفت. در چنین شرایطی فرصتی برای طی کردن فرایندهای طولانی اداری وجود ندارد و تأخیر می تواند دامنه بحران را افزایش دهد. هرجا نیاز فوری به سوخت رسانی وجود داشت، بدون اتلاف وقت اقدام می کردیم و مسئولیت تصمیم ها را نیز می پذیرفتیم. تجربه این بحران ها نشان داد که ترکیب برنامه ریزی قبلی، تصمیم گیری سریع و پذیرش مسئولیت، مهم ترین عامل حفظ پایداری سوخت رسانی و عبور موفق از شرایط دشوار بود.
با توجه به جنگ 12 روزه و رمضان چه بازنگری هایی در سناریوهای مدیریت بحران و آمادگی عملیاتی انجام شده است؟
بازنگری در فرایندها به صورت مستمر انجام می شود و تجربه هر بحران، مبنای اصلاح برنامه های بعدی قرار می گیرد. امروز سناریوهای مختلف برای شرایط اضطراری، تأمین سوخت فصول سرد، استمرار حمل ونقل و مقابله با تهدیدهای احتمالی با دقت بیشتری طراحی شده است. علاوه بر این، حفاظت از سامانه ها در برابر حملات سایبری نیز به یکی از محورهای اصلی برنامه ریزی تبدیل شده است و تلاش می کنیم آمادگی عملیاتی در همه شرایط حفظ شود.
مردم در آن روزها تنها نتیجه کار را در جایگاه های سوخت می دیدند. پشت صحنه این آرامش چه می گذشت؟
آنچه مردم می دیدند، حاصل ساعت ها برنامه ریزی، هماهنگی و تصمیم گیری شبانه روزی بود. از مدیران ارشد شرکت تا کارشناسان، مسئولان انبارها، رانندگان نفتکش و کارکنان جایگاه ها، همه در یک زنجیره منسجم فعالیت می کردند تا کوچک ترین خللی در سوخت رسانی ایجاد نشود. حتی برای تأمین سوخت مراکز حیاتی مانند بیمارستان ها، مراکز درمانی و واحدهای حساس، در هر ساعت از شبانه روز تصمیم گیری و اقدام انجام می شد تا هیچ وقفه ای در ارائه خدمات عمومی به وجود نیاید. بخش زیادی از این تلاش ها هرگز دیده نشد، اما نتیجه آن را مردم در آرامش شبکه سوخت رسانی احساس کردند.
از میان همه رویدادهای آن روزها، کدام صحنه یا خاطره بیش از همه در ذهن شما مانده است؟
آنچه برای من ماندگار شد، روحیه همکارانی بود که حتی در سخت ترین شرایط، تنها دغدغه شان استمرار سوخت رسانی بود. وقتی می دیدم در انبارهایی که آسیب دیده بودند، همکاران با همه توان تلاش می کردند آخرین ظرفیت باقی مانده را نیز برای تأمین سوخت مردم به کار بگیرند یا وقتی مناطق مختلف کشور اعلام می کردند آمادگی دارند بیش از برنامه تعیین شده به شبکه کمک کنند، احساس می کردم سرمایه اصلی شرکت، همین همدلی و مسئولیت پذیری است. همچنین همراهی دیگر دستگاه های خدمات رسان که در مواقع نیاز برای کمک اعلام آمادگی می کردند، از خاطرات ارزشمند آن روزهاست.
اگر بخواهید عملکرد همکارانتان را در جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان تنها در یک عبارت توصیف کنید، آن عبارت چیست؟
اگر بخواهم عملکرد همکاران را در یک واژه خلاصه کنم، آن واژه «ایثار» است. در روزهایی که خانواده ها نگران امنیت عزیزانشان بودند، کارکنان عملیاتی، رانندگان نفتکش، جایگاه داران و همه همکاران ما محل خدمت را ترک نکردند و با احساس مسئولیت، شبانه روز برای تداوم سوخت رسانی تلاش کردند تا مردم کمترین دغدغه را در تأمین سوخت داشته باشند. شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران با تکیه بر همین روحیه ایثار، همراهی مردم و همکاری همه ارکان شبکه سوخت رسانی توانست جریان پایدار عرضه سوخت را حفظ کند. از مردم عزیز به دلیل صبوری و اعتمادشان و از همه همکاران و خانواده های آنان که سختی این روزها را با بردباری تحمل کردند، صمیمانه قدردانی می کنم، زیرا استمرار خدمت رسانی، حاصل همین همدلی و تعهد بود.
زنجیره تأمین سوخت در سخت ترین آزمون ها سربلند شد
عبور از بحران با تـــــــــــدبیر
مشعل | برای بسیاری از مردم، روزهای جنگ با نگرانی هایی در باره تأمین انرژی گره خورده بود، اما پشت هر نازلی که بی وقفه سوخت تحویل می داد، زنجیره ای گسترده از تصمیم های لحظه ای، هماهنگی های شبانه روزی و تلاش بی امان هزاران نفر جریان داشت. از انبارهای نفت و ناوگان حمل ونقل گرفته تا سامانه های فروش، اتاق های پایش و مراکز عملیاتی، همه حلقه های این زنجیره در آزمونی سخت قرار داشتند؛ آزمونی که هدف آن تنها یک نکته بود؛ اینکه زندگی روزمره مردم از حرکت بازنایستد. کارکنان شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران در میان تهدیدهای امنیتی، فشار بر زیرساخت های انرژی و ضرورت مدیریت همزمان تأمین، توزیع و مصرف، تلاش کردند آرامش خود را در شرایطی حفظ کنند که شاید کمتر کسی از پشت صحنه آن خبر داشت. حمیدحبیبی، مدیر بازرگانی شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران، در گفت وگو با خبرنگار مشعل، از تجربه مدیریت در این روزهای دشوارتا تدابیر برای حفظ پایداری زنجیره تأمین و توزیع سوخت و همدلی کارکنان و همراهی مردم در عبور از این آزمون دشوار می گوید.
در دو جنگ اخیر، به ویژه جنگ رمضان، مهم ترین اولویت حوزه بازرگانی شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران برای حفظ پایداری تأمین و توزیع سوخت چه بود؟
مهم ترین اولویت این بود که هیچ وقفه ای در دسترسی مردم و مصرف کنندگان به سوخت ایجاد نشود. از همین رو، تلاش کردیم سامانه های فروش فراورده های نفتی بدون اختلال به فعالیت خود ادامه دهند و در برابر تهدیدهای احتمالی، به ویژه حملات سایبری، پایدار بمانند. اپراتورها و تیم های فنی به صورت شبانه روزی سامانه ها را پایش می کردند تا هرگونه ایراد در کوتاه ترین زمان برطرف شود. در کنار آن، نظارت بر جایگاه های عرضه سوخت نیز تشدید شد تا از شکل گیری بازار سیاه و انحراف سهمیه های یارانه ای جلوگیری شود و فراورده ها به مصرف کنندگان واقعی برسد.
تجربه جنگ ۱۲ روزه چه درس هایی برای حوزه بازرگانی به همراه داشت و این تجربه ها چگونه در جنگ رمضان به کار گرفته شد؟
جنگ ۱۲ روزه، هرچند غافلگیرکننده بود، اما تجربه های ارزشمندی به همراه داشت. پس از پایان آن، سناریوهای مختلف مدیریت بحران بازنگری و مسیرها و روش های جایگزین برای تأمین و فروش فراورده های نفتی طراحی شد تا در صورت بروز اختلال در سامانه های اصلی، خدمت رسانی متوقف نشود. این برنامه ها در جنگ رمضان به طور کامل مورد استفاده قرار گرفت و موجب شد روند تأمین و توزیع سوخت بدون وقفه ادامه پیدا کند و مردم کمترین اثر را از شرایط بحرانی احساس کنند.
در شرایط بحرانی، تعادل میان تأمین، ذخیره سازی و توزیع سوخت چگونه حفظ شد؟
حفظ این تعادل، حاصل برنامه ریزی دقیق و همراهی مردم بود. در روزهایی که فشار بر شبکه تأمین افزایش پیدا می کرد، با همکاری سامانه هوشمند سوخت، میزان برداشت و سهمیه ها متناسب با شرایط تنظیم می شد تا امکان توزیع عادلانه فراهم شود. در مقاطعی بنا به ضرورت محدودیت های موقتی اعمال شد، اما مردم با درک شرایط، همکاری بسیار خوبی داشتند و همین همراهی نقش مهمی در مدیریت مصرف و عبور از روزهای دشوار ایفا کرد.
مهم ترین موضوع های حوزه بازرگانی در روزهای جنگ چه بود و چگونه مدیریت شد؟
برخی از مهم ترین اقدام ها ، تأمین فوری سوخت برای مراکز و دستگاه ها بود؛ به گونه ای که در برخی موارد، بدون انجام تشریفات معمول و پیش از دریافت مطالبات، فراورده های نفتی در اختیار مصرف کنندگان قرار گرفت تا وقفه ای در خدمت رسانی ایجاد نشود.
پس از پایان بحران، همه تعهدات و مطالبات نیز تسویه شد که بیانگر مسئولیت پذیری و اعتماد متقابل میان دستگاه ها بود.
هم زمان، جلسات هماهنگی با حضور مدیرعامل و مدیران مناطق سی وهفت گانه شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران به صورت روزانه و گاه چند نوبت در روز برگزار می شد تا با رصد مستمر وضعیت تولید، ذخیره سازی، حمل ونقل، مصرف و عرضه، تصمیم های لازم برای تداوم بی وقفه سوخت رسانی گرفته و اجرا شود.
بازرگانی شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران از چه آمادگی ها و ظرفیت های جدیدی برای رویارویی با شرایط مشابه جنگ رمضان برخوردار شده است؟
امیدواریم هیچ گاه چنین شرایطی تکرار نشود، اما تجربه دو جنگ اخیر، آمادگی شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران را برای مدیریت بحران های احتمالی افزایش داده است. امروز سناریوهای مختلف، مسیرهای جایگزین، زیرساخت های پشتیبان و هماهنگی میان بخش های مختلف تقویت شده و در صورت بروز شرایط مشابه، خدمت رسانی با تکیه بر این تجربه ها ادامه خواهد یافت. همچنین یکی از مهم ترین اقدام ها، توسعه خدمات غیرحضوری بود. زیرساخت ها به گونه ای ارتقا یافت که اکنون بسیاری از خدمات مورد نیاز مصرف کنندگان، بدون مراجعه حضوری و از طریق تلفن همراه یا سامانه های الکترونیکی ارائه می شود؛ اقدامی که ضمن تسهیل خدمات، آمادگی برای مدیریت شرایط بحرانی را نیز افزایش داده است.
تجربه، برنامه ریزی و تصمیم گیری سریع چه نقشی در موفقیت شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران در روزهای بحران داشت؟
موفقیت در مدیریت بحران تنها با تکیه بر دانش یا صرفاً با اتکا به تجربه امکان پذیر نیست؛ این دو در کنار یکدیگر معنا پیدا می کنند. در سال های اخیر، شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران با بهره گیری از فناوری های نوین، توسعه سامانه های عملیاتی و تقویت زیرساخت های دیجیتال، توان فنی خود را ارتقا داده است. در کنار آن، حضور مدیرانی که سال ها در مناطق عملیاتی، انبارهای نفت و بخش های اجرایی فعالیت کرده اند، عامل مهمی بود تا تصمیم های حساس در کوتاه ترین زمان و بر پایه تجربه های واقعی گرفته شود؛ تجربه ای که در روزهای جنگ، نقش تعیین کننده ای در استمرار سوخت رسانی داشت.
چه عواملی موجب شد مردم در روزهای بحران اختلالی را در تأمین سوخت احساس نکنند؟
نخستین عامل، تلاش مجموعه شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران برای جلوگیری از ایجاد محدودیت های گسترده در عرضه سوخت بود؛ به طوری که حتی در سخت ترین شرایط نیز تلاش بر این بود که خدمات با کمترین تغییر ادامه پیدا کند. عامل دوم، همراهی و درک مردم بود؛ وقتی مردم دیدند کارکنان صنعت نفت در کنار آنان ایستاده اند و حتی در شرایط سخت و ناامن نیز، محل خدمت خود را ترک نکرده اند، با مدیریت مصرف و رعایت شرایط، همکاری ارزشمندی از خود نشان دادند. همین اعتماد و همراهی، نقش مهمی در حفظ آرامش و عبور از بحران داشت.
در روزهای جنگ، مردم تنها نتیجه نهایی را در جایگاه های سوخت می دیدند. در پشت صحنه این خدمت رسانی چه می گذشت؟
سوختی که به دست مردم می رسد، حاصل فعالیت زنجیره ای گسترده از تولید و پالایش تا انتقال، ذخیره سازی، حمل ونقل و توزیع است؛ زنجیره ای که در روزهای بحران نیز به صورت شبانه روزی فعال بود تا وقفه ای در سوخت رسانی ایجاد نشود. پشت هر نازل سوخت، تلاش هماهنگ نیروهای عملیاتی، رانندگان نفتکش، کارکنان انبارهای نفت، جایگاه داران و مدیران ستادی قرار داشت. در کنار این تلاش ها، همراهی مردم با مدیریت مصرف و پرهیز از رفتارهای هیجانی، نقش مهمی در حفظ تعادل شبکه توزیع ایفا کرد و موجب شد خدمات رسانی با کمترین اختلال ادامه یابد؛ تجربه ای که اهمیت همدلی مردم و خدمت گزاران را بار دیگر به اثبات رساند.
درباره تجربه دو جنگ اخیر به ویژه رمضان، نکته خاصی هست که بخواهید بیان کنید؟
آنچه این روزها بیش از هر چیز به چشم آمد، همبستگی مردم و احساس مسئولیت کارکنان صنعت نفت بود. همه همکاران ما، از ستاد تا مناطق عملیاتی، انبارهای نفت، ناوگان حمل ونقل و جایگاه های عرضه سوخت، با تمام توان تلاش کردند تا روند خدمت رسانی متوقف نشود و مردم کمترین دغدغه را در تأمین سوخت داشته باشند. این تجربه نشان داد که سرمایه اصلی شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران، نیروی انسانی متخصص، متعهد و باتجربه آن است؛ سرمایه ای که در کنار همراهی مردم، توانست از یکی از دشوارترین مقاطع عبور کند و پایداری شبکه تأمین و توزیع سوخت کشور را حفظ کند. امید ما این است که دیگر هیچگاه کشور با چنین شرایطی روبه رو نشود و همه ظرفیت ها در مسیر توسعه، آرامش و خدمت به مردم به کار گرفته شود.
تامین پایدار سوخت در روزهای جنگ ادامه داشت
شریان های بی وقفه
مشعل | مقابله با تجاوز دشمن آمریکایی-صهیونی تنها به میدان نبرد محدود نمی شود؛ بلکه در میدانی دیگر از جنس نفت هم مردانی پای کار هستند و نمی گذارند خللی در تامین و توزیع سوخت مردم ایجاد شود؛ مردانی همدل در شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران. شامگاه 16 اسفند که دشمن آمریکایی- صهیونی، استان های تهران و البرز را هدف حملات موشکی خود قرار داد، به این خیال بود که می تواند با حمله به تاسیسات نفتی، مردم را با مشکلاتی از جمله کمبود سوخت رو به رو سازد؛ اما درایت در بخش های مختلف صنعت نفت از جمله تامین و توزیع شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران، مانع از واقعی شدن این تصور واهی شد. علی اکبر عرب عامری، مدیر تأمین و توزیع شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران در گفت وگو با "مشعل" از آن روزها می گوید؛ از روزهای پر التهابی که تصمیم های به موقع و اثر گذار در کنار تلاش بی وقفه کارکنان دیگر بخش ها، اجازه نداد دشمن به مقصود خود برای ایجاد مشکل در چرخه سوخت رسانی دست یابد. مشروح این گفت و گو را در ادامه می خوانید.
جنگ های 12 روزه و رمضان، نمادی از هجوم وحشیانه دشمن آمریکایی- صهیونی به شمار می روند؛ چراکه دشمن شکست خورده، با عبور از همه موازین و قوانین جنگ و حمله به برخی زیرساخت های انرژی کشور و تاسیسات نفتی استان های تهران و البرز تلاش کرد با اختلال در زنجیره تامین و توزیع سوخت، زندگی را برای مردم دشوار کند؛ اما نتیجه آن، ایستادگی ملتی بود که تمام نقشه های دشمن را نقش بر آب کرد.
خیالاتی که خام ماند
مدیر تامین و توزیع سوخت شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران می گوید: کشور هنوز از فشارهای ناشی از شرایط جنگ 12روزه فاصله نگرفته بود که تجاوز دوباره دشمن، معادلات مربوط به تامین و توزیع سوخت را دستخوش تغییر و تحول کرد. عرب عامری به مرور روزهای جنگ رمضان می پردازد و می گوید: در آن روزها که مصادف با تعطیلات نوروز بود، تقاضا برای بنزین افزایش چشمگیری یافت؛ اما همکاران من در زنجیره تامین و توزیع، این موضوع را به خوبی اداره کردند، به طوری که با وجود افزایش تقاضا، مصرف بنزین، رکورد 210 میلیون لیتر را ثبت کرد؛ رقمی قابل تامل که جهشی بی سابقه محسوب می شود. وی تصریح می کند: پیرو سیاست های کلی، مردم نباید در زمینه تامین سوخت، ذره ای دچار مشکل شوند یا حتی المقدور محدودیتی در این بخش متوجه آنها نشود؛ اما زیرساخت هایی که در جنگ های 12 روزه و رمضان هدف قرار گرفتند، به طور مستقیم با زندگی روزمره مردم و تأمین نیازهای آنان ارتباط داشت و هدف دشمن هم از حمله به زیرساخت های انرژی، دقیقا بر هم زدن آرامش روانی مردم بود؛ هدفی که محقق نشد. عرب عامری با اشاره به جنگ رمضان و حمله دشمن به تاسیسات نفتی در استان های تهران و البرز می گوید: اگرچه شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران، برای مدیریت شرایط اضطراری، سناریوهای مختلفی را از پیش طراحی و تمرین کرده بود؛ اما کمتر کسی تصور می کرد بخش عمده ظرفیت 2 استان راهبردی کشور، به طور همزمان هدف حمله قرار گیرد. وی گفت: در همان ساعات اولیه، بزرگ ترین دغدغه قبل از مهار خسارت، پاسخ به یک پرسش حیاتی بود:"فردای حمله دشمن، استان تهران سوخت خود را از کجا تأمین خواهد کرد؟"برای پاسخ به این سوال، تنها چند ساعت فرصت بود و در این فرصت کوتاه، باید تصمیم های بزرگی گرفته می شد تا شبکه توزیع دچار مشکل نشود.
پایداری توزیع با تصمیم هایی درست
عرب عامری با مرور لحظات نخست پس از تجاوز دشمن آمریکایی- صهیونی می گوید: اولین اقدام مدیران، حضور میدانی بود و هر یک از مدیران، برای این که ارزیابی بهتری از خسارت های احتمالی داشته باشند، راهی مکان های آسیب دیده شدند، ضمن این که جلسات اضطراری هم به صورت پیوسته برگزار شد تا شبکه تأمین و توزیع سوخت با پایداری بیشتری مدیریت شود؛ خروجی نخستین جلسات اضطراری، تصمیم گیری های فوری و عملیاتی بود. مدیر تأمین و توزیع شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران تاکید می کند: عملیاتی که در شرایط عادی برای تصمیم گیری و اجرا شاید به هفته ها زمان نیاز داشت، تنها در چند ساعت طراحی و اجرا می شد. برای این که خللی در سوخت رسانی استان های تهران و البرز ایجاد نشود، مناطق دیگر نیز پای کار آمدند و ظرفیت ناوگان حمل مواد سوختی نیز افزایش یافت. همزمان، مسیرهای انتقال متناسب با شرایط جدید نیز بازطراحی شد تا فراورده ها از کوتاه ترین و ایمن ترین مسیر ممکن به مقصد برسند.
تامین نیاز در دل آتش
اما شاید سخت ترین بخش ماجرا، نه در اتاق های مدیریت بحران و پشت میزهای تصمیم گیری، بلکه در محوطه انبارها رقم می خورد؛ جایی که عملیات سوخت رسانی باید همزمان با مهار آتش و در سایه تهدید حملات دوباره ادامه می یافت. عرب عامری با اشاره به آن لحظات می گوید: در برخی انبارها، نفتکش ها در فاصله ای کمتر از ۱۰۰ متر از محل حریق در حال بارگیری بودند؛ آن هم در شرایطی که هنوز احتمال حمله مجدد وجود داشت و جنگنده های دشمن بارها بر فراز آسمان منطقه پرواز می کردند. وی آن روزها را فراموش نشدنی توصیف و اظهار می کند: روزهایی که صدای انفجارها و جنگنده ها به بخشی از فضای جلسات ستاد مدیریت بحران تبدیل شده بود، حتی در میانه نشست های ویدئوکنفرانسی نیز صدای عبور جنگنده ها به وضوح شنیده می شد؛ صدایی که بارها گفت وگوها را همراهی کرد، اما هرگز تمرکز مدیران و کارکنان را بر هم نزد و خللی در روند تصمیم گیری و عملیات به وجود نیامد. عرب عامری با تاکید بر این که با وجود همه التهاب ها، هیچ یک از کارکنان لحظه ای میدان را خالی نکردند، تصریح می کند: در آن لحظات آنچه در آنها دیده می شد، بیش از آن که یک وظیفه اداری باشد، احساس مسئولیت بود؛ مسئولیت در مقابل آسایش و آرامش مردم کشور. مدیر تامین و توزیع شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران، ریشه این همدلی و ایستادگی را از ویژگی های خاص مردم ایران می داند و ادامه می دهد: این موضوع در فرهنگ ایرانی و باورهای دینی مردم این سرزمین ریشه دارد. در روزهای سخت، همین حس تعلق به ایران و ایرانی بودن است که موجب می شود هیچ کس به فکر عقب نشینی نباشد. ایرانی ها بارها نشان داده اند که مرد روزهای سخت هستند. شاید تا پیش از وقوع شرایط سخت، کسی نداند که باید چه واکنشی نشان دهد، اما وقتی پای کشور به میان بیاید، همه توان شان را به میدان می آورند.
عرب عامری می گوید: وقتی خدمت رسانی به کشور تکلیف و مقدم بر همه چیز دانسته شود، ترس از خطر و حتی مرگ، جای خود را به احساس مسئولیت می دهد، ضمن این که باورهای دینی نیز در چنین شرایطی افزون بر تقویت حس مسئولیت، آرامش را به انسان القا می کند و همین روحیه سبب می شود در سخت ترین شرایط، کارهایی انجام دهد که شاید پیش از آن غیرممکن به نظر می رسید. عرب عامری از روحیه مسئولیت پذیری همکاران خود در آن روزها نیز می گوید: بسیاری از همکاران با آن که الزامی برای حضور مستمرشان وجود نداشت، اما داوطلبانه در کنار مجموعه ماندند و شبانه روز برای پایداری تأمین سوخت کشور تلاش کردند، حتی بسیاری از کارکنان خانم نیز با وجود مسئولیت های خانوادگی و تهدید دشمن آمریکایی-صهیونی، تا پایان مأموریت در کنار همکاران خود ماندند و اجازه ندادند خللی در روند تأمین و توزیع سوخت کشور ایجاد شود. وی با بیان این که موفقیت آن روزها تنها حاصل برنامه ریزی و مدیریت نبود، تصریح می کند: اعتقاد دارم لطف و خواست خدا بود که در روزهای پر التهاب جنگ، توانستیم با تلاش همکاران از آن شرایط سخت عبور کنیم و اجازه ندهیم خللی در روند خدمت رسانی به مردم ایجاد شود.
نبض سوخت در جنگ های 12 روزه و رمضان بی امان می تپید
پشت صحنه آرامـش
مشعل | در روزهایی که صدای انفجار، اضطراب را به خیابان ها کشانده بود و صف خودروها در جایگاه های سوخت هر ساعت طولانی تر می شد، آنچه مردم می دیدند تنها نازلی بود که همچنان سوخت را بی وقفه تحویل می داد، اما پشت این تصویر آرام، شب هایی طولانی از تصمیم های لحظه ای، تغییر سیاست ها، مقابله با تهدیدهای سایبری و تلاش بی وقفه گروهی از متخصصان جریان داشت؛ گروهی افرادکه در سکوت، مسئولیت حفظ یکی از مهم ترین حلقه های زنجیره تأمین انرژی کشور را بر دوش داشتند. جنگ 12 روزه و پس از آن جنگ رمضان، سامانه هوشمند سوخت را در یکی از دشوارترین آزمون ها قرار داد؛ آزمونی که نتیجه آن تنها با استمرار سوخت رسانی معنا پیدا می کرد. روایتی که عباس باصفا، مدیر سامانه هوشمند سوخت شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران در گفت و گو با خبرنگار «مشعل» از آن سخن می گوید. از پشت صحنه روزهایی که آرامش جایگاه های سوخت، حاصل ساعت ها تلاش و تصمیم گیری در دل بحران بود.
در شرایط بحران، آنچه بیش از هر چیز اهمیت پیدا می کند، توان تصمیم گیری در لحظه و آمادگی برای رویارویی با سناریوهای پیش بینی نشده است. سامانه هوشمند سوخت در دو تجربه اخیرجنگی، تنها یک بستر فنی برای مدیریت سهمیه ها نبود؛ بلکه به یکی از ارکان حفظ پایداری زنجیره تأمین و توزیع سوخت کشور تبدیل شد؛ زیرساختی که باید هم زمان در برابر افزایش ناگهانی تقاضا، تهدیدهای سایبری، آسیب به زیرساخت های انرژی و تغییرات لحظه ای شرایط عملیاتی، تاب آوری خود را حفظ می کرد. تجربه این روزها نشان داد که استمرار سوخت رسانی، بیش از هر چیز، حاصل آمادگی زیرساخت ها، تصمیم گیری به موقع و هماهنگی میان بخش های مختلف برای حفظ پایداری خدمت رسانی است.
مدیریت در آزمون بحران
جنگ، تنها میدان رویارویی درخطوط مقدم نیست؛ گاهی نبرد اصلی در اتاق هایی جریان دارد که تصمیم های چند دقیقه ای آن، بر زندگی میلیون ها نفر اثر می گذارد. در روزهایی که کشور با شرایط ویژه ناشی از جنگ 12 روزه و سپس جنگ رمضان روبه رو شد، یکی از مهم ترین دغدغه ها، استمرار سوخت رسانی و جلوگیری از ایجاد اختلال در عرضه فراورده های نفتی بود. در چنین شرایطی، سامانه هوشمند سوخت به یکی از مهم ترین ابزارهای مدیریت مصرف و حفظ آرامش در شبکه توزیع تبدیل شد. عباس باصفا، مدیر سامانه هوشمند سوخت، با اشاره به تجربه دو جنگ اخیر توضیح داد: بخش مهمی از برنامه ریزی ها پیش از آغاز بحران انجام شده بود و همین آمادگی، امکان تصمیم گیری سریع را در شرایط حساس فراهم کرد. به گفته او، در نخستین روز جنگ دوازده روزه میزان برداشت بنزین از جایگاه های عرضه سوخت افزایشی قابل توجه داشت و این مهم به خوبی افزایش ناگهانی تقاضا را نشان می داد. در جنگ رمضان نیز شرایطی مشابه رقم خورد، اما اعمال سیاست های مدیریتی در سامانه هوشمند سوخت، مانع از ایجاد بی نظمی در روند سوخت رسانی شد. باصفا با بیان اینکه در شرایط عادی شاید تنها یک یا دو بار در سال سیاست های سامانه تغییر می کرد، گفت: در روزهای بحران، شرایط به گونه ای بود که گاهی به ناچار روزانه چندین مرتبه سیاست های برداشت و تخصیص سوخت را متناسب با موجودی مخازن و وضعیت شبکه توزیع اصلاح می کردیم. به گفته او، این تصمیم ها به صورت لحظه ای و همگام با وضعیت عملیاتی گرفته می شد تا از یک سو نیاز مردم تأمین شود و از سوی دیگر، ذخایر سوخت نیز به صورت هدفمند مدیریت شوند. مدیر سامانه هوشمند سوخت شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران تأکید کرد: موفقیت این روند تنها حاصل عملکرد سامانه هوشمند سوخت نبود، بلکه هماهنگی نزدیک میان بخش های مختلف شرکت ملی پخش فراورده های نفتی، مدیران مناطق و نیروهای عملیاتی، زمینه اجرای دقیق این سیاست ها را فراهم کرد. در مواردی که به دلیل ماهیت آفلاین سامانه، برخی تغییرات به صورت خودکار روی تجهیزات جایگاه ها اعمال نمی شد، نیروهای فنی مناطق به صورت میدانی وارد عمل می شدند و تنظیمات لازم را به صورت دستی انجام می دادند تا هیچ وقفه ای در خدمت رسانی ایجاد نشود. باصفا تصریح کرد: آنچه در دو تجربه اخیر اهمیت داشت، تنها مدیریت مصرف نبود؛ بلکه حفظ آرامش عمومی نیز نقش تعیین کننده ای داشت. به گفته او، تصمیم های گرفته شده در سامانه هوشمند سوخت کمک کرد تا باوجود افزایش تقاضا و فشار ناشی از شرایط جنگی، مردم کمبود سوخت را احساس نکنند و فرایند عرضه در جایگاه ها با ثبات بیشتر ادامه یابد. همین تجربه، اهمیت نقش سامانه هوشمند سوخت را به عنوان یکی از ارکان پشتیبان امنیت انرژی کشور، بیش از گذشته نمایان کرد.
از مهندسی معکوس تا بومی سازی فناوری
یکی از مهم ترین دستاوردهایی که به گفته باصفا از دل تجربه جنگ 12 روزه شکل گرفت، دستیابی به دانش بومی صدور و شخصی سازی کارت هوشمند سوخت بود؛ موضوعی که سال ها به یکی از دغدغه های اصلی این سامانه تبدیل شده بود. وی گفت: تجهیزات اولیه تولید کارت هوشمند سوخت سال ها پیش از سوی شرکت های خارجی راه اندازی شده بود، اما دانش فنی آن به کشور منتقل نشد و با گذشت زمان، فرسودگی تجهیزات و محدودیت های ناشی از تحریم، ظرفیت تولید کارت را به شدت کاهش داد. باصفا افزود: در روزهای جنگ، این نگرانی وجود داشت که در صورت آسیب دیدن تجهیزات یا توقف فعالیت مرکز تولید کارت، صدور کارت هوشمند سوخت در کشور با مشکل جدی رو به رو شود. به همین دلیل، تیم های فنی به صورت شبانه روزی وارد عمل شدند و در مدتی کوتاه توانستند با مهندسی معکوس، دانش شخصی سازی کارت را بومی سازی کنند. این اقدام، یکی از مهم ترین موفقیت های سامانه هوشمند سوخت در سال های اخیر به شمار می رود که زمینه را برای ساخت تجهیزات داخلی نیز فراهم کرد. به گفته مدیر سامانه هوشمند سوخت شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران پس از دستیابی به دانش فنی، همکاری با یک شرکت دانش بنیان آغاز و دستگاه های صدور آنی کارت هوشمند سوخت طراحی و تولید شد. این دستگاه ها در جنگ رمضان نقش مؤثری در پاسخگویی به مراجعات مردم ایفا کردند، زیرا هم زمان با تعطیلی شرکت تولیدکننده، امکان صدور کارت در مناطق مختلف کشور بدون وقفه ادامه یافت. باصفا با اشاره به روند توسعه این زیرساخت گفت: در مرحله نخست، دهها منطقه به این تجهیزات مجهز شدند و اکنون نیز روند تجهیز نواحی مختلف کشور ادامه دارد تا در صورت بروز هرگونه حادثه، امکان صدور کارت در نزدیک ترین منطقه فراهم باشد. به اعتقاد باصفا، توزیع این تجهیزات در نقاط مختلف کشور، تاب آوری سامانه را به طور محسوسی افزایش داده و وابستگی به یک مرکز متمرکز را از میان برده است.
تاب آوری در تهدیدهای سایبری
باصفا در بخشی دیگر از این گفت وگو، مقابله با تهدیدهای سایبری را از مهم ترین اولویت های سامانه هوشمند سوخت در شرایط بحرانی عنوان کرد و افزود: این سامانه همواره یکی از اهداف بالقوه حملات سایبری به شمار می رود، از این رو مجموعه ای از الزام های پدافند غیرعامل در حوزه نرم افزار، سخت افزار و امنیت شبکه در سال های اخیر اجرایی شده و تیم های تخصصی نیز به صورت شبانه روزی آن را پایش می کنند. او توضیح داد: ارتباط سامانه هوشمند سوخت با برخی زیرساخت های بیرونی، از جمله شبکه بانکی، از پیش بازنگری و محدود شده بود؛ اقدامی که نقش مهمی در کاهش آسیب پذیری سامانه در شرایط جنگی داشت. هم زمان نیز با افزایش تهدیدها، سناریوهای مختلف مدیریت بحران نیز به صورت مستمر بازبینی و تمرین شد تا در صورت بروز هرگونه اختلال، روند خدمت رسانی در کوتاه ترین زمان ممکن به وضعیت عادی بازگردد. مدیر سامانه هوشمند سوخت شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران همچنین از اجرای طرح بازطراحی این سامانه خبر داد و گفت: این پروژه با ابلاغ سند بازطراحی از سوی وزارت نفت و سازمان پدافند غیرعامل وارد مرحله اجرا شده است. به گفته او، تجهیزات جدید با تکیه بر فناوری بومی و استانداردهای روز امنیتی طراحی شده اند و هم اکنون مراحل آزمایش و پایلوت خود را در تعدادی از جایگاه های عرضه سوخت پشت سر می گذارند. این تجهیزات افزون بر افزایش سرعت و سهولت سوخت گیری، از قابلیت های نوینی برخوردارند که امنیت، پایداری و کارایی سامانه را نسبت به نسل های گذشته ارتقا می دهد.
جایگاه ها در امنیت
باصفا معتقد است: آنچه مردم در روزهای جنگ می دیدند، تنها بخش پایانی زنجیره خدمت رسانی بود؛ نازلی که سوخت را بدون وقفه در اختیار مردم قرار می داد، اماپشت این تصویر آرام، ساعت های طولانی برنامه ریزی، تصمیم گیری و تلاش شبانه روزی جریان داشت.
وی گفت: کارکنان سامانه هوشمند سوخت در تمام روزهای بحران، بی وقفه در محل کار حضور داشتند و در بسیاری از مواقع، همزمان با وقوع حملات، سیاست های جدید را برای مدیریت شرایط در سامانه اعمال می کردند. مدیرسامانه هوشمند سوخت شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران با اشاره به فشار سنگین روحی و مسئولیتی که بر دوش همکارانش قرار داشت، تاکید کرد: تصمیم هایی که در این سامانه گرفته می شود، مستقیم بر آخرین حلقه زنجیره تأمین سوخت اثر می گذارد؛ جایی که مردم تنها نتیجه نهایی را می بینند و مهم ترین دغدغه کارکنان این بود که هیچ شهروندی در سفر یا تردد روزانه خود با مشکل تأمین سوخت روبه رو نشود و آرامش جامعه حفظ شود. باصفا یکی از ارزشمندترین خاطرات آن روزها را تلاش شبانه روزی تیم های فنی برای بومی سازی دانش صدور کارت هوشمند سوخت عنوان و اظهار کرد: این موفقیت، حاصل همدلی، تخصص و احساس مسئولیت کارکنانی بود که بدون توجه به سختی شرایط، تمام توان خود را برای حفظ پایداری سامانه به کار گرفتند. وی افزود: تجربه دو جنگ اخیر نشان داد سرمایه اصلی سامانه هوشمند سوخت، نیروی انسانی متخصص و متعهدی است که در دشوارترین شرایط نیز مسئولیت خود را رها نکردند. باصفا با اشاره به آمادگی امروز سامانه هوشمند سوخت برای مواجهه با شرایط مشابه، گفت: هرچند هیچ سامانه ای در دنیا نمی تواند مصونیت کامل در برابر تهدیدها را تضمین کند، اما آنچه اهمیت دارد، توان بازگشت سریع به مدار خدمت رسانی و استمرار فعالیت در کوتاه ترین زمان ممکن است. به گفته با صفا، مجموعه اقدام هایی که در حوزه بازطراحی زیرساخت ها، توسعه مراکز پشتیبان، تقویت امنیت سایبری، بومی سازی تجهیزات و تدوین سناریوهای مدیریت بحران انجام شده، سطح آمادگی این سامانه را نسبت به گذشته به طور قابل توجه افزایش داده است. مدیرسامانه هوشمند سوخت شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران همراهی مردم، هماهنگی میان دستگاه های مختلف و تلاش شبانه روزی کارکنان را مهم ترین عوامل موفقیت در عبور از روزهای دشوار اخیر دانست و ابراز امیدواری کرد: با تداوم این همدلی و تقویت زیرساخت های فنی، سامانه هوشمند سوخت همچنان بتواند نقش خود را در حفظ پایداری عرضه سوخت و تأمین آرامش جامعه، حتی در سخت ترین شرایط، به بهترین شکل ایفا کند. وی تصریح کرد: تجربه دو جنگ اخیر نشان داد که استمرار سوخت رسانی، تنها به تولید و انتقال فراورده های نفتی وابسته نیست، بلکه تصمیم های به موقع، آمادگی زیرساخت ها، توسعه فناوری بومی و حضور نیروهای متخصص نیز نقشی تعیین کننده در حفظ این پایداری دارند. امروز سامانه هوشمند سوخت با تکیه بر تجربه های به دست آمده، توسعه تجهیزات بومی، ارتقای زیرساخت های امنیتی و بازطراحی فرایندها، خود را برای رویارویی با شرایط پیچیده تر آماده کرده است؛ مسیری که هدف نهایی آن، حفظ آرامش مردم و استمرار بی وقفه خدمت رسانی در هر شرایطی است.
تعهدی که از دل شعله ها گذشت
حریـــــــــفان آتش
مشعل | در صنعت نفت، برخی مأموریت ها تقویم و ساعت نمی شناسند. سوخت باید به جایگاه ها برسد، مخازن باید ایمن بمانند و جریان انرژی، حتی در سخت ترین شرایط تاریخ، نباید متوقف شود. در جریان جنگ تحمیلی رمضان، هنگامی که حملات دشمن آمریکایی-صهیونیستی شماری از مهم ترین تأسیسات ذخیره سازی و توزیع سوخت کشور را هدف قرار داد، این مأموریت بیش از هر زمانی دیگر معنا پیدا کرد. شعله هایی که از مخازن زبانه می کشیدند، تنها یک حریق صنعتی نبود؛ آزمونی بود برای سنجش آمادگی، مدیریت بحران و تعهد هزاران نفر از کارکنان صنعت نفت که مجتبی دهقان نصیری، رئیس اچ اس ای شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران در گفت و گو با خبرنگار مشعل آن را روایت کرده است.
شامگاه شانزدهم اسفندماه ۱۴۰۴، تهران و البرز یکی از پرالتهاب ترین شب های تاریخ صنعت انرژی کشور را پشت سر گذاشتند؛ شبی که حملات هوایی دشمن آمریکایی–صهیونی، شماری از مهم ترین تأسیسات را در برابر یکی از پیچیده ترین و حساس ترین آزمون های عملیاتی خود قرار داد. برخی انبارهای نفت تهران و البرز، مراکزی بودند که آماج حملات قرار گرفتند. با وجود گستردگی خسارت ها و پراکندگی جغرافیایی تأسیسات آسیب دیده، مدیریت سریع، هماهنگ و از پیش برنامه ریزی شده موجب شد بحران در کوتاه ترین زمان ممکن کنترل شود و چرخه سوخت بی هیچ وقفه ای به کار خود ادامه دهد. دهقان نصیری روایت خود را از همان ساعت های نخست حمله آغاز می کند؛ ساعاتی که هیچ فرصتی برای غافلگیری یا تصمیم گیری های طولانی وجود نداشت و آنها برنامه ها و تدابیر خود را از قبل آماده کرده بودند. وی تصریح می کند: هنگامی که به محل حادثه حاضر شدم، نخستین تصویری که پیش روی من و همکارانم قرار گرفت، صحنه ای شبیه به یک آتشفشان بود و شعله هایی که تا شعاع قابل توجهی اطراف تأسیسات را دربر گرفته بودند. شدت انفجار به اندازه ای بود که بخش وسیعی از محیط پیرامون نیز دچار حریق شده بود و شرایط، لحظه به لحظه پیچیده تر می شد. با این حال، نخستین تصمیم، ورود مستقیم به عملیات اطفای حریق نبود. دهقان نصیری تاکید می کند: اولویت اصلی و اول ما، حفظ آن بخش از تأسیسات بود که هنوز آسیب ندیده بودند، زیرا اگر حریق به مخازن و خطوط مجاور سرایت می کرد، دامنه خسارت به مراتب گسترده تر و استمرار سوخت رسانی کشور با تهدیدی جدی تر روبه رو می شد؛ از همین رو، عملیات جداسازی بخش های حساس تأسیسات در نخستین دقایق آغاز شد. همزمان، نیروهای عملیاتی با محصور کردن محدوده حادثه، تلاش کردند از گسترش آتش جلوگیری کنند؛ اقدامی که به گفته وی، نقشی تعیین کننده در کنترل تجاوز دشمن و حفظ ظرفیت عملیاتی انبارها داشت.
نبرد با شعله ها
پس از محصور و جداسازی محدوده حادثه، مرحله ای آغاز شد که به گفته رئیس اچ اس ای شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران، یکی از دشوارترین بخش های عملیات به شمار می رفت و آن قطع و ایمن سازی خطوط ورودی و خروجی بود. وی توضیح می دهد: بسیاری از خطوط انتقال، براثر اصابت ترکش ها آسیب دیده و مملو از فراورده های نفتی بودند. در چنین شرایطی، کوچک ترین اشتباه می توانست موجب انتقال آتش به دیگر بخش های تأسیسات و افزایش دامنه حادثه شود. دهقان نصیری می گوید: نیروهای عملیاتی، در حالی که با حرارتی بسیار شدید و خطر انفجارهای پی درپی روبه رو بودند، موفق شدند تمام خطوط را به موقع از مدار خارج و ایمن سازی کنند تا از انتقال حریق به سایر نقاط جلوگیری شود. با پایان مرحله ایمن سازی، نوبت به کلیدی ترین بخش عملیات رسید؛ اطفای حریقی که به گفته دهقان نصیری، هیچ شباهتی به یک آتش سوزی معمولی نداشت. وی اشاره می کند: راهبرد اصلی تیم های صنعت نفت، مهار آتش در کوتاه ترین زمان ممکن در تأسیسات ذخیره سازی آسیب دیده از حملات دشمن بود؛ عملیاتی که به دلیل شرایط خاص مخازن و گستردگی حریق، پیچیدگی های فراوانی داشت.
آمادگی در بحران
دهقان نصیری می گوید: آنچه در ساعات نخست حادثه مانع از گسترش خسارت شد، تنها حضور به موقع نیروهای عملیاتی نبود؛ بلکه نتیجه سال ها برنامه ریزی، آموزش و اجرای مانورهایی بود که شاید در روزهای عادی کمتر به چشم می آمد، اما در لحظه بحران، ارزش واقعی خود را نشان داد. وی تصریح می کند: برای رویارویی در هر بخش، سناریوهای مختلف بحران از پیش طراحی شده بود و تمام واحدهای مرتبط، وظایف خود را به طور دقیق می شناختند. نقاط حساس عملیاتی و شیوه واکنش در شرایط اضطراری، بارها مرور و تمرین شده بود تا در صورت وقوع حادثه، هیچ تصمیمی بر پایه حدس و گمان گرفته نشود. به گفته مدیر اچ اس ای شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران، این آمادگی تنها به حملات نظامی به انبار ها محدود نمی شود، بلکه برای طیف گسترده ای از تهدیدها از جمله حملات سایبری، قطع برق، اختلال در سامانه های عملیاتی و دیگر سناریوهای بحرانی نیز برنامه های مشخصی تدوین شده است؛ به همین دلیل، در هر شرایطی، مسیرهای جایگزین و اقدام های لازم برای پایداری انرژی از پیش تعیین شده و همه واحدهای عملیاتی می دانند در هر مرحله چه مسئولیتی به عهده دارند.
نمایش ایثار
از همه صحنه هایی که دهقان نصیری در روزهای بحران به خاطر سپرده، یک تصویر بیش از هر چیز در ذهنش مانده؛ تصویری که معنای واقعی ایثار، تخصص و شجاعت کارکنان صنعت نفت را به نمایش گذاشته است.
رئیس اچ اس ای شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران تصریح می کند: در یکی از انبارهای نفت، شدت حریق به اندازه ای بود که شعله های آتش، مخزن عملیاتی را از هر سو در محاصره گرفته بودند و این ضرورتی اجتناب ناپذیر بود، زیرا در صورت گسترش آتش، احتمال سرایت حادثه به بخش های دیگر تأسیسات وجود داشت و دامنه خسارت به مراتب وسیع تر می شد. به گفته وی، تنها راه مهار آتش، ایجاد مسیری از میان شعله های آتش بود. نیروهای عملیاتی، در شرایطی که حرارت شدید و خطر انفجار هر لحظه آنان را تهدید می کرد، با باز کردن مسیر و استقرار تجهیزات، خود را به مخزن رساندند تا عملیات مهار را آغاز کنند؛ عملیاتی که از دشوارترین مأموریت های اطفای حریق محسوب می شود. دهقان نصیری با تحسین همکارانش می گوید: آنچه در آن لحظات از نیروهای عملیاتی دیدم، تنها انجام یک وظیفه سازمانی نبود؛ جلوه ای از شجاعت، تخصص و احساس مسئولیتی بود که شاید تنها در چنین شرایطی بتوان عمق آن را درک کرد. آنان با وجود همه خطرها، برای حفظ تأسیسات و جلوگیری از گسترش حادثه، لحظه ای در انجام مأموریت خود تردید نکردند. دهقان نصیری با اشاره به نتایج این مدیریت می گوید: سرعت مهار آتش در تأسیسات آسیب دیده، مطلوب و این مهم حاصل دانش فنی، آمادگی قبلی و همت نیروهایی بود که در سخت ترین شرایط، پای کار کشور هستند.
خدمت بی وقفه
رئیس اچ اس ای شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران، وظیفه رسالت اصلی این مجموعه را تنها در حفاظت از تأسیسات خلاصه نمی کند؛ از نگاه او، مهم ترین مسئولیت، استمرار بی وقفه سوخت رسانی به مردم در هر شرایطی است؛ مسئولیتی که در روزهای جنگ، بیش از هر زمان دیگری اهمیت خود را نشان داد. وی با اشاره به تلاش شبانه روزی کارکنان می افزاید: شاید تصور دشمن این بود که با هدف قرار دادن این تأسیسات، روند تأمین سوخت کشور برای مدت ها مختل خواهد شد، اما نتیجه کاملا برعکس بود. فردای حادثه، جایگاه های عرضه سوخت بدون وقفه به مردم خدمت رسانی کردند و هیچ جایگاهی در سطح استان تهران و البرز بدون سوخت نماند. به باور دهقان نصیری، بزرگ ترین موفقیت آن روزها نه فقط مهار آتش، بلکه حفظ آرامش مردم و تداوم خدمت رسانی بود؛ دستاوردی که حاصل تلاش هزاران نفر در سراسر زنجیره تأمین، انتقال، ذخیره سازی و توزیع فراورده های نفتی بود؛ زنجیره ای که در سخت ترین شرایط نیز از حرکت باز نایستاد.
رئیس اچ اس ای شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران هنوز تصویر نخستین ساعات حضور همکاران خود را در صحنه نبرد با آتش خصم دشمن به خاطر دارد؛ جایی که دیگر عنوان های سازمانی معنا نداشت؛ از مدیران ارشد گرفته تا کارشناسان، آتش نشانان، نیروهای عملیاتی و ... مجموعه، همه در کنار یکدیگر ایستاده بودند و تنها یک دغدغه داشتند؛ اینکه چگونه می توانند سهمی در مدیریت بحران و حفظ سرمایه های مردم داشته باشند. وی تأکید می کند: زنجیره خدمت در صنعت نفت، از مرحله اکتشاف و تولید آغاز می شود و تا لحظه ای که فراورده به دست مصرف کننده می رسد، هزاران نفر در بخش های مختلف برای استمرار آن تلاش می کنند.
از کارکنان اکتشاف و تولید گرفته تا نیروهای پالایش، انتقال، انبارها، حمل ونقل و جایگاه های عرضه سوخت، همگی حلقه های یک زنجیره واحد هستند که مأموریتی مشترک را دنبال می کنند؛ خدمت رسانی بی وقفه به مردم.
رئیس اچ اس ای شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران در پایان این گفت و گو با قدردانی از تلاش همه کارکنان صنعت نفت، از مردم می خواهد ارزش سوخت این سرمایه ملی را بیش از پیش بدانند و با مدیریت صحیح مصرف آن، در حفظ این سرمایه و تداوم خدمت رسانی همراه صنعت نفت باشند.
چراغ تامین سوخت در سایه همدلی مردان خدمت فروزان ماند
حفظ آرامش مردم
مشعل | گاهی ارزش یک نعمت، زمانی آشکارتر می شود که بحران، همه معادلات را بر هم می زند. سوخت نیز از همان نعمت هایی است که تا هنگامی که بی وقفه در دسترس باشد، کمتر کسی به سختی های تأمین آن می اندیشد. شامگاه شانزدهم اسفند ماه روزی بود که دشمن آمریکایی- صهیونی با هدف قرار دادن زیرساخت های حیاتی انرژی، تلاش کرد جریان عادی زندگی مردم را مختل کند، غافل از آنکه با وجود شعله های برافروخته آتش، آرامش در جایگاه های سوخت پایتخت جاری است و میان زنجیره ای از ایثار، مدیریت و تصمیم های لحظه ای و راهبردی قرار دارد. در گفت وگوی پیش رو با فریدون یاسمی، مدیر شرکت ملی پخش فراورده های نفتی منطقه تهران، بازتابی است از آن روزهای پرتلاطم؛ روزهایی که کارکنان صنعت نفت، در حالی که خطر لحظه ای از بیخ گوششان می گذشت، تنها به یک مأموریت می اندیشیدند؛ اینکه مردم در آن شرایط سخت جنگ، با کمبودی در تأمین سوخت روبه رو نشوند.
در روزهایی که تجاوز دوباره دشمن
آمریکایی-صهیونیستی در سال ۱۴۰۴، کشور را وارد مرحله ای تازه از تقابل با دشمن خبیث کرده بود، کارکنان صنعت نفت تنها با یک بحران عملیاتی روبه رو نبودند، بلکه باید با تکیه بر تجربه های ارزشمند نبرد پیشین، برای عبور از شرایطی پیچیده تر و گسترده تر آماده می شدند.
آنچه در جنگ ۱۲ روزه به دست آمده بود، این بار از سطح تجربه فراتر رفت و به بخشی از برنامه های عملیاتی، راهبردهای از پیش طراحی شده و آمادگی میدانی تبدیل شد.
جنگ ۱۲ روزه چه تجربه ها و درس هایی برای شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران به همراه داشت؟
در جریان جنگ ۱۲ روزه، تجربه ای ارزشمند در مدیریت شرایط بحرانی به دست آوردیم. در آن مقطع دشمن برخی از تأسیسات نفتی را هدف قرار داد، اما از همان ابتدا با پیش بینی های مختلف، اقدام های پیشگیرانه در دستور کار قرار گرفت تا ریسک خسارت ها به حداقل کاهش یابد و همزمان نشست هایی با مسئولان نواحی، شرکت های حمل ونقل، مدیران جایگاه های عرضه سوخت و ناوگان سوخت رسان سیار برگزار شد تا وظایف هر بخش در شرایط بحرانی به طور دقیق مشخص شود.
افزون بر پایش مستمر موجودی فراورده های نفتی و پیش بینی های مختلف، از جمله احتمال حملات سایبری به سامانه های عرضه سوخت، سازوکارهایی طراحی شد تا در صورت اختلال یا حمله سایبری، جایگاه های آسیب دیده در کوتاه ترین زمان دوباره وارد مدار خدمت رسانی شوند.
مجموعه این تدابیر و آمادگی ها سبب شد در طول جنگ ۱۲ روزه، هیچ گونه وقفه ای در تأمین سوخت کشور ایجاد نشود و حتی در اوج مراجعات مردمی به جایگاه ها رکورد تاریخی توزیع ۲۱۰ میلیون لیتر بنزین در یک روز ثبت شود که همه اینها حاصل برنامه ریزی، هماهنگی و تلاش شبانه روزی کارکنان صنعت نفت بوده است.
باتوجه به تجربیات جنگ 12 روزه، در جنگ تحمیلی رمضان، چه اقدام هایی برای پایداری شبکه توزیع سوخت در دستور کار قرار گرفت؟
تجربه جنگ ۱۲ روزه، آمادگی ما را برای مدیریت شرایط بحرانی به مراتب کامل تر کرده بود؛ به همین دلیل، با آغاز جنگ رمضان و پیش از حملات دشمن، مجموعه ای از اقدام های پیشگیرانه در دستور کار قرار گرفت تا در صورت وقوع هرگونه حادثه، در روند سوخت رسانی به مردم اختلالی ایجاد نشود.
با وجود این آمادگی ها، دشمن متجاوز
آمریکایی- صهیونی به صورت هم زمان سه تاسیسات استان تهران را هدف حمله قرار داد، اما پیش از این حملات، یکی از مهم ترین اقدام هایی که انجام داده بودیم، افزایش ذخایر جایگاه های عرضه سوخت بود تا پاسخگوی افزایش تقاضای احتمالی باشند.
از سوی دیگر، هماهنگی های گسترده ای با استان های همجوار انجام و بخشی از سوخت مورد نیاز استان تهران از طریق آنها تأمین شد تا مردم در هیچ مقطعی کمبود سوخت را احساس نکنند و روند خدمت رسانی بدون وقفه ادامه یابد.
هنگام تجاوز دشمن آمریکایی- صهیونی به تاسیسات بر شما چه گذشت؟
به خاطر دارم که حدود یک ساعت پیش از آغاز تجاوز دشمن امریکایی-صهیونی در شانزدهم اسفند، در برنامه سیمای تهران اعلام کرده بودم که مردم هیچ نگرانی بابت تأمین سوخت نداشته باشند. هنوز مدت زیادی نگذشته بود که خبر رسید به واسطه حملات دشمن، برخی تاسیسات آسیب دیده اند؛ به اتفاق برخی همکاران بی درنگ خود را به محل حادثه رساندیم؛ در همین اثنا حمله دیگری انجام و آسیب جدی تری به تاسیسات وارد شد.
حملات به قدری گسترده بود که ترکش های ناشی از انفجار در فاصله کمی از من و همکارانم به زمین می خورد و خطر اصابت مستقیم آنها نیز تهدیدی جدی بود.
اما در آن لحظات، هیچ گاه به خانواده، زندگی شخصی یا حتی خودم فکر نکردم. تنها دغدغه ای که ذهنم را مشغول کرده بود، مردم ایران بودند. با خود می گفتم خدایا کمک کن فقط شرمنده مردم نشوم.
به مردم اطمینان داده بودم در تأمین سوخت مشکلی ایجاد نخواهد شد و تمام تلاشمان این بود که به آن وعده عمل کنیم. به لطف پروردگار، همدلی و تلاش شبانه روزی همکاران در شرکت ملی پخش فراورده های نفتی منطقه تهران و دیگر بخش های مرتبط توانستیم نیاز مردم را حوزه تامین سوخت پاسخ دهیم و با همدلی همه همکاران در بخش های ستادی و عملیاتی، شرایط به سمتی پیش رفت تا هیچ شهروندی به دلیل کمبود سوخت دچار مشکل نشود.
به نظر شما، مهم ترین عامل این همدلی و ایستادگی در روزهای جنگ رمضان و 12 روزه چه بود؟
این همدلی از ایمان، حس مسئولیت و روحیه ازخودگذشتگی همه کارکنان صنعت نفت سرچشمه می گیرد. باور همه ما این است که این سرزمین، خانه و خاک آب و اجدادی ماست و حفظ امنیت و آرامش مردم، وظیفه ای است که باید با تمام توان برای آن ایستاد. در روزهای جنگ تحمیلی رمضان، هیچکس به ساعت نگاه نکرد، به خطر فکر نکرد و بی آن که خستگی را به خود راه دهد، فقط یک هدف داشت و آن، خدمت به مردم همراه با تداوم سوخت رسانی بود.
وضعیت کنونی تأمین و توزیع سوخت در استان تهران چگونه است؟
با وجود آسیب های جدی دشمن در حملات اخیر به ویژه در جنگ رمضان، تلاش های بسیاری شد تا شرایط پایداری در شبکه توزیع سوخت ایجاد و حفظ شود. در کنار تلاش های بی شائبه همکاران، با حمایت های معاون وزیر نفت در امور پالایش و پخش و مدیرعامل شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران زودتر به این شرایط پایدار دست یابیم. هم اکنون نیز با آنکه فصل تابستان است و سفرهای تابستانی هم انجام می شود، تامین و توزیع سوخت مطلوب است و مشکلی در تامین و عرضه آن وجود ندارد.
در پایان اگر صحبتی دارید، بیان کنید؟
در وهله نخست، وظیفه خود می دانم از همه همکاران در بخش های مختلف صنعت نفت که پا به پای هم و با تمام توان در روزهای سخت جنگ پای کار ایستادند، صمیمانه قدردانی کنم. همچنین از مالکان و کارکنان جایگاه های عرضه سوخت، رانندگان نفتکش که با وجود همه تهدیدها و خطر، جان و سرمایه خود را برای خدمت به مردم و کشور در کف دست گرفتند و اجازه ندادند چرخه سوخت رسانی متوقف شود، تشکر می کنم.در کنار این تلاش ها، همراهی مردم نیز نقشی بسیار تعیین کننده داشت. با وجود آسیبی که دشمن به تاسیسات نفتی وارد کرد، مردم با آرامش و درایت از ایجاد ازدحام در جایگاه ها خودداری و تنها به اندازه نیاز سوخت گیری کردند؛ همین رفتار مسئولانه، کمک بزرگی به مدیریت و تداوم سوخت رسانی بود. موفقیتی که آن روزها رقم خورد، حاصل همدلی مردم و تلاش شبانه روزی همه کارکنان صنعت نفت بود. شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران نیز به عنوان یکی از بخش های این صنعت وخادم مردم، تنها وظیفه خود را انجام داد و امیدواریم همواره شایسته این اعتماد و همراهی باشد.
در سوگ شهید خدمت، محمد عسگری سرپرست روابط عمومی شرکت ملی گاز ایران
نغمه های ملکوتی در نینوا
مشعل | سخن گفتن از پرکشیدن برخی انسان ها در زندگی به قدری سخت و غم انگیز است که واژگان به تنهایی، بار سنگین وفات او را نمی توانند بر دوش بکشند، بخصوص اگر همه عمر در خدمت دیگران بوده و بار زندگی را برایشان سبک تر کرده باشند، این غم جانکاه سنگین تر هم می شود. محمد عسگری، سرپرست روابط عمومی شرکت ملی گاز ایران، از چنین شخصیت هایی بود که زود آسمانی شد و خانواده و دوستانش را در شوک وداع فرو برد، اما چیزی که این پرکشیدن ناگهانی را قابل تحمل کرد، عروج در سرزمین نینوا، نزد آقایش حضرت سید الشهدا(ع) بود. گزارش حاضر به بخش هایی از زندگی مرحوم عسگری از نگاه دوستان و وداع خانواده و همکاران با او پرداخته است.
خبر همین قدر تلخ و جانکاه بود: «محمد عسگری هنگام بازگشت از زیارت حرمین حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و حضرت ابوالفضل العباس (ع)، حین انجام وظیفه در سفر به کربلای معلی و همزمان با ایام اربعین در سانحه رانندگی درگذشت.» او که عمری به خدمت، شهره عام و خاص بود، این بار در جوار ملکوتی امام حسین (ع) و در حین سرکشی به موکب های سالار شهیدان، شهد شیرین همراهی با حضرت سیدالشهدا(ع) را چشید و آسمانی شد.
آخرین قاب هایی که از حاج محمد، از سوی یکی از همراهانش در سفر کربلا دیدم، او را در حال ذکر دعا و محو در فضای ملکوتی کربلا نشان می داد؛ گویی آخرین نغمه های زندگی را با خدای خود نجوا می کرد. در قابی دیگر، نیم نگاهی به دوستش و لبخندی که بر گوشه لبش بود، حکایت از این داشت که خدا حال دلش را فهمیده و آسمانی شدن در کربلا را نصیبش کرده بود.
خداحافظی با مرد خوشروی صنعت گاز
خبر خیلی زود به تهران رسید و همکاران و دوستان در شرکت ملی گاز ایران و دیگر مجموعه های وزارت نفت را در آستانه اربعین حسینی در سوگ و ماتم فرو برد. محسن پاک نژاد، وزیر نفت، در پیامی، درگذشت حاج محمد عسگری را تسلیت گفت.
وی یادآورشد: «ضمن عرض تسلیت به خانواده آن مرحوم و همه همکاران محترم در شرکت ملی گاز ایران، از خداوند منان برای ایشان غفران و رحمت واسعه الهی و برای خانواده مکرم و سایر بازماندگان، صبر، سلامت و شکیبایی مسئلت دارم.» سپس سیلی از پیام ها که نشان از محبوبیت او میان همکاران داشت، منتشر شد. الیاس حضرتی، رئیس شورای اطلاع رسانی دولت، درگذشت محمدعسگری، سرپرست روابط عمومی شرکت ملی گاز ایران را ضایعه ای بزرگ برای خانواده، روابط عمومی و شورای اطلاع رسانی دولت دانست. دوست همراهش، سعید توکلی، معاون وزیر نفت و مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران نیز با حزن فراوان نوشت: «آن عزیز، انسانی خوش اخلاق، شریف، مهربان و صمیمی بود که با منش نیکو، صداقت در رفتار و احترام به همگان، جایگاهی ماندگار در دل همکاران خود یافته بود و محبت و اخلاق را در عمل معنا می کرد». سامان قدوسی، مدیرکل روابط عمومی وزارت نفت هم در پیامی دیگر محمدعسگری را انسانی شریف، آزاده و مؤمن دانسته که سال ها با روحیه ای مسئولانه، اخلاق مدار و خدمت گزار در عرصه اطلاع رسانی و ارتباطات سازمانی نقش آفرینی کرد. داوود طارمی، سرپرست مرکز بسیج وزارت نفت، حاج محمد را به عنوان فرمانده غیور حوزه مقاومت بسیج شرکت ملی گاز ایران توصیف کرد.
روز وداع یاران
صبح دوشنبه ۱۲ مرداد، شماری از دوستان و همکاران مرحوم عسگری، خود را به محوطه مقبره الشهدای وزارت نفت رساندند و با تأسی به روزهای محرم و اربعین حسینی، گرداگرد مقبره الشهدا حلقه زدند و به یادش به سینه زنی و مداحی پرداختند. مویه و عزاداری دوستان و همکارانش، فضای مراسم را حزن آلود کرده بود. در کنار مقبره الشهدا، برخی همکاران قدیمی ، در فراق رفیق همیشه همراهشان، از ویژگی های شخصیتی او می گفتند. حسن منتظر تربتی، مدیرعامل اسبق شرکت ملی گاز ایران، حاج محمد را چنین توصیف کرد: بی هیاهو کار کرد و خدا هم اجرش را در مسیر خدمت رسانی به سیدالشهدا داد. یعقوب علی طالبی، فرمانده حوزه مقاومت بسیج شرکت ملی نفت هم محمد عسگری را رفیق همیشه همراه خطاب کرد که نبود او، حزن و اندوهی بی پایان برای دوستان و همکارانش به وجود آورده است. همچنین صدیقه خزایی، معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی وزیر نفت، از مشکلات کارکنان به عنوان یکی از مهم ترین دغدغه های حاج محمد یاد کرد که همواره در اندیشه حل آنها بود.
قاب آخر
ساعت حدود ۱۲ ظهر بود که با حرکت چندین دستگاه اتوبوس، جمعی از دوستان و همکاران برای وداع ابدی با پیکر پاک او، به سوی قطعه ۱۹ بهشت زهرا روانه شدند. هرچند تابش آفتاب به اوج خود رسیده بود و گرمای سوزان بر صورت مردم سیلی می زد، اما سوز دل از نبود چنین رفیقی، گرمای بیرون را بی اهمیت کرده بود. شمار زیادی از دوستان و همکاران، بر پیکرش نماز خواندند و در وداع آخر او را به سوی خانه ابدی روانه کردند تا برای همیشه در آن آرام گیرد. نوای لااله الاالله در فضا می پیچید و هر لحظه هم پیکر مرحوم عسگری به آرامگاه ابدیش نزدیک تر می شد. خانواده به خصوص دخترانش اشک می ریختند. وداع آخر خانواده با پیکر پدری مهربان و همسری استوار، تکان دهنده بود. ضجه های فرزندان و همسر بر پیکر او، تصویری غم انگیز از مردی ساخت که سعادت آخرت را از خداوند دریافت کرده، اما داغ نبودنش، خانواده ای را ماتم زده کرده بود.
خادمی که به مقصد رسید
مراسم به پایان خود نزدیک می شد. آخرین قاب از حاج محمدعسگری، مزاری مزین به عکس وگل بود .او در شب اربعین حسینی، میهمان آقایش، حضرت سید الشهدا (ع) شده بود. در میان هیاهوی جمعیت، یافتن دوستان نزدیک که عمری با او زیست کرده بودند، دشوار بود، اما می خواستم آخرین کلمات آنها را در نخستین لحظات خاک سپاری بشنوم. سعید توکلی، مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران که هم در زمان نماز بر میت و هم در خاکسپاری اشک می ریخت، در سخنانی کوتاه او را انسانی تمام عیار دانست که خیرخواه همگان بود و انسانیت را در عمل معنا می کرد. سیدمحمد میریحیی، رئیس دارالقرآن وزارت نفت نیز حاج محمد عسگری را یک الگو در حوزه فرهنگی قلمداد کرد. همچنین رضا فتحعلی بیگی، رئیس بودجه و کنترل هزینه های شرکت ملی گاز ایران، با اشاره به یکی دیگر از ویژگی های وی، یعنی علاقه مندی به ورزش، بر همت و پیگیری های مستمر او تأکید کرد و مهدی ستایشگر، رئیس روابط عمومی شرکت مهندسی و توسعه گاز ایران هم، با تکیه بر مفهوم «معرفت»، از عسگری به عنوان فردی با منش، آشنا به کار و صاحب نظر در مسائل انسانی یاد کرد.
هیچ کس از فردای خود خبر ندارد؛ محمدعسگری، این خادم با صفای سید الشهدا (ع) هم از فردایش خبر نداشت؛ خبر نداشت که قرار است در سرزمین آقا امام حسین(ع) و در راه خدمت به او جان به جان آفرین تسلیم کند، اما اینگونه شد.
حاج محمد عسگری، این یار خدمتگزار عرصه صنعت گاز، از میان ما رفت و همزمان با اربعین حسینی درخانه ابدیش آرام گرفت؛ جسمش در دنیا ماند و روحش به ملکوت پیوست. روحش شاد.
به پاس خبرنگارانی که با ثبت رویدادها حافظه تاریخ را جاودانه می کنند
راویان روشنایی
مشعل | قلم و حرمت نوشتن چنان در سرنوشت انسان ها اثرگذار است که خداوند متعال در قرآن کریم به آن سوگند یاد می کند و می فرماید: «ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ» و این سوگند الهی، جایگاه رفیع قلم را در زندگی بشر برجسته ساخته و به آن تعالی بخشیده است. خبرنگاری به واسطه ارتباط مستقیم با این سوگند الهی، شغلی از جنس مادیات نیست، بلکه باید عشقی در انسان به جوش آید تا دست به قلم ببرد و برای جامعه بنویسد. خبرنگاری حرمتی دارد که باید پاس داشته و ارزش آن برای جامعه آشکار شود.
هر ساله با فرارسیدن ۱۷ مرداد، برای گرامیداشت روز خبرنگار موجی از پیام های شادباش و آرزوی موفقیت به سوی خبرنگاران سرازیر می شود؛ خبرنگارانی که هر روز راوی زندگی دیگرا نند، اما در چنین روزی، خود به روایت بدل می شوند و در معرض دید دیگران قرار می گیرند.
با آنکه مردم هر روز ساعت های متمادی را در سایت های خبری و دکه های روزنامه فروشی صرف می کنند تا روایتی نو در قلم خبرنگاران بیابند، اما کمتر کسی نیمه پنهان کار آنان را می بیند و از تلاش هایشان آگاه است.هم قدم شدن با خبرنگاران و شنیدن دغدغه ها و مشکلات آنان، گامی کوچک در مسیر تکریم کسانی است که عمر خود را وقف رسالت خبری برای جامعه می کنند.
در کار خبر مهم نیست که روز را با خوشحالی آغاز کرده باشی یا دغدغه ای، ذهنت را به بی حوصلگی واداشته باشد؛ مهم نیست بار سنگین مسئولیت خانواده ای را به دوش می کشی یا پشتیبان پدر و مادر پیری هستی که چشم انتظار تو هستند. هنگامی که برای انجام رسالت خبری پیش می روی، یادداشت می نویسی یا در برابر دریچه لنز دوربین ها و عکاسان برای گفت وگو می نشینی، تمام ذهن باید پشت در اتاق بماند تا قلم و اندیشه تنها در مسیر رسالت خبری باشد. شاید خبرنگار همچون دیگر مردم، فرصتی برای خلوت با خود و تجربه غم و شادی های روزمره را نیابد، زیرا رسالتی بزرگ بر دوش او نهاده شده است که باید به انجام برساند.
خبرنگار، پل ارتباطی و صدای واقعی مردم و جامعه است. زندگی او وقف صدای خاموش کسانی می شود که راهی برای بیان دغدغه های خویش ندارند و این هنر خبرنگار است که بتواند با قدرت جادویی واژگان، قاب هایی از آمال و آرزوهای مردم جامعه را ترسیم کند. در پس بازتاب تمام این دردها و آرزوها، حجم عظیمی از تلاش و پشتکار نهفته است که باید گام به گام و نفس به نفس با جامعه حرکت کند تا بتواند روایتی حقیقی از آن را به نگارش درآورد؛ از این رو، تکریم خبرنگار در روز ۱۷ مرداد، تکریم صدای کسانی است که با قلم و اندیشه، همچون چشمه ای می جوشند تا جامعه از آگاهی سیراب شود.
وقتی خبرنگار صدای صنعت نفت می شود
مهناز محمدی
ســــــــردبیر
17 مرداد، روز خبرنگار، تنها یک مناسبت برای قدردانی از فعالان رسانه نیست؛ فرصتی است برای تأمل در اهمیت روایت درست، دقیق و مسئولانه از رویدادهایی که بر زندگی مردم اثر می گذارند. در میان صنایع راهبردی کشور، صنعت نفت جایگاهی ویژه دارد. صنعتی که هر روز هزاران نفر در میدان ها، سکوهای دریایی، پالایشگاه ها، خطوط انتقال، مراکز پژوهشی و ساختمان های اداری آن، بی وقفه برای تأمین انرژی کشور تلاش می کنند، اما بخش بزرگی از این تلاش ها تا زمانی که روایت نشوند، برای جامعه ناشناخته باقی می مانند.
خبرنگاری در صنعت نفت، تنها انتشار خبر نیست، ثبت بخشی از حافظه صنعتی کشور است. هر گزارش از بهره برداری یک پروژه، هر گفت وگو با یک متخصص، هر روایت از یک اقدام ایمنی یا یک نوآوری فنی، در حقیقت مستندی از مسیر توسعه صنعت نفت ایران است و رسانه سازمانی در این میان، وظیفه ای فراتر از اطلاع رسانی روزمره بر عهده دارد؛ چراکه باید پلی میان کارکنان، مدیران و جامعه باشد و تصویری واقعی، مستند و قابل اعتماد از فعالیت های صنعت ارائه کند.
در سال هایی که سرعت انتشار اخبار در فضای مجازی به شکل بی سابقه ای افزایش یافته، اهمیت خبرنگاری حرفه ای بیش از گذشته آشکار شده است. تفاوت یک خبرنگار با یک تولیدکننده محتوا، در تعهد او به صحت، دقت و راستی آزمایی اطلاعات است و صنعت نفت، به دلیل ماهیت تخصصی و راهبردی خود، بیش از بسیاری از حوزه ها به چنین رویکردی نیاز دارد، زیرا انتشار اطلاعات ناقص یا نادرست، می تواند برداشت های اشتباه ایجاد کند و در مقابل، اطلاع رسانی دقیق، اعتماد عمومی را تقویت کرده و سرمایه اجتماعی سازمان را افزایش می دهد.
در این میان، کارکنان صنعت نفت نیز بخشی از فرایند روایتگری هستند. بسیاری از موفقیت های این صنعت، حاصل تلاش شبانه روزی افرادی است که شاید نامشان کمتر شنیده شود: کارشناسان، مهندسان، تکنیسین ها، نیروهای عملیاتی، کارکنان ایمنی، پژوهشگران و همه کسانی که چرخ این صنعت را به حرکت درمی آورند. خبرنگار سازمانی، صدای این تلاش های کمتر دیده شده است؛ صدایی که تجربه ها، نوآوری ها و دستاوردها را ثبت می کند و به اشتراک می گذارد.
امروز ارتباطات سازمانی، دیگر یک فعالیت جانبی نیست؛ بخشی از مدیریت سرمایه انسانی و فرهنگ سازمانی است. کارکنان زمانی احساس تعلق بیشتری خواهند داشت که روایت موفقیت ها، تجربه ها و حتی چالش هایشان دیده و شنیده شود. نشریه داخلی، پایگاه خبری و رسانه های رسمی وزارت نفت، در همین مسیر نقش مهمی ایفا می کنند، آنها فقط خبر منتشر نمی کنند، بلکه هویت سازمان را می سازند و حافظه جمعی آن را شکل می دهند. روز خبرنگار، یادآور ارزش قلم هایی است که حقیقت را با مسئولیت روایت می کنند. در صنعت نفت نیز خبرنگاران و فعالان رسانه های سازمانی، روایتگران تلاش انسان هایی هستند که امنیت انرژی کشور را رقم می زنند. هر گزارش، هر عکس و هر روایت دقیق، ادای احترامی است به کار و تخصص کارکنانی که شاید دور از نگاه عموم، اما در قلب توسعه کشور ایستاده اند.
17 مرداد، فرصتی است تا از همه خبرنگاران، عکاسان، نویسندگان، ویراستاران و فعالان رسانه ای که با صداقت و مسئولیت پذیری، روایتگر صنعت نفت هستند، قدردانی کنیم، زیرا توسعه، علاوه بر کار و تخصص، به روایت درست نیز نیاز دارد.
خبرنگاری، حرفه ای سراسر مسئولیت
سعید محمدبگی
دبیر تحریریه
درجهانی چنین پهناور، اتفاق های متعددی رخ می دهد؛ تولد، مرگ، جنگ، ویرانی ناشی ازجاری شدن سیل یا آتشفشان و آواری که به واسطه زلزله برسر انسان ها فرو می ریزد؛ اینها رخدادهایی هستند که گاه رنگ سیاه به خود می گیرند وغم و اندوه در پی دارند و گاه سپیدند و شادی آور می شوند؛ این اشک ها و لبخندها گاه با هم در می آمیزند و گاه مستقل از هم، روایتی تلخ یا شیرین را رقم می زنند. اما در پس همه اینها، هستند کسانی که لحظه به لحظه آنچه را که رخ داده یا می دهد، زندگی می کنند تا راویان دقیقی باشند. این روایان، خبرنگاران هستند؛ آنها که خوروخوابشان، خبراست و انگار نوشتن همه زندگی شان شده است. با خبر برمی خیزند، درحین نوشتن، غالبا فنجانی چای کنار دستشان است که بارها سرد می شود؛ زیرا تا نقطه پایان بر خبر و گزارش خود نگذارند، قلم خود را که امروز حروف روی کیبورد شده است، زمین نمی گذارند. آنها خود را به آب وآتش می زنند تا روایتی صحیح از آنچه دیده یا شنیده اند، نقل کنند؛ زیرا درقبال جامعه و قلمی که می فرسایند، مسئولیت دارند. همه ساله 17 مرداد، به مناسبت روز "خبرنگار، "از این بانیان اطلاع رسانی نام برده وگاه با برگزاری مراسمی ازآنها یاد می شود و سیل پیام های تبریک است که از هر سو گسیل و به این جامعه یادآور می شود که بر رسالت خویش برای روایت اخبار صحیح در مسیر تنویر افکارعمومی باقی بمانند. خبرنگارهمچون پزشکی که مراقبت از بیماررا تا لحظه آخر، مسئولیت خویش می داند، مراقبت، امانتداری و روایت صحیح خبر را برای خود یک تکلیف می داند؛ تکلیفی سراسرمسئولیت که تا حصول نتیجه به آن پایبند است. او می داند که در این حرفه، خبر و خبرنگاری نقطه پایان ندارند، از این رو همه روزها، روز خبر است و خبرنگار.
مشعل داران قلم
زهرا شهبازی
ویراستار
تاریخ پیش از آنکه در دل کتاب ها جا خوش کند، از نوک قلم هایی جاری می شود که در کوران حادثه ایستاده اند و پیش از آنکه زمان ردپای یک رویداد را در غبار فراموشی پنهان کند، آن را به سوی حقیقت می نشانند. این قلم است که به یاری حقیقت می شتابد، لحظه را به واژه می سپارد و واژه را به حافظه تاریخ. خبرنگار تماشگر خاموش روزگارنیست؛ در متن حادثه ایستاده است؛ در پیچ و خم های هیاهو حقیقت را می جوید و روایت را امانت دارانه به فردا می سپارد؛ روز خبرنگار نیز پاسداشت چنین رسالت ماندگار و قلم هایی است که چراغ آگاهی را روشن نگاه می دارند و پلی می شوند میان اکنون تا همیشه.
روایت در سرزمین نفت اما، رنگ و بویی دیگر دارد؛ بوی خاک و آتش، بوی شب هایی که شعله های مشعل، تاریکی را پس می زنند و همچون ستاره بر شانه های زمین می درخشند؛ روایت آتشی که شب های عملیات را نورافشانی می کند و مردانی که در دورترین نقاط این سرزمین ایستاده اند تا چراغ تولید را روشن نگاه دارند.
در جغرافیای نفت قصه ها عمیق ترند؛ از چاه هایی که راز هزاران سال زمین را در سینه دارند تا امتداد خط هایی که انرژی را از دل خاک به خانه های مردم می رسانند. اینجا هر جاده، قصه ای دراز دارد و هر خط، خاطره از خط لوله ای که در دل کویر امتداد یافته تا پالایشگاهی که هزاران دست و دل آن را جان تازه می بخشند. هر جریان تولید، دستاورد اراده انسان هایی است که بر خط مسئولیت می ایستند تا چرخ تولید بچرخد و هزاران روایت ثبت و ماندگار شود.
خبرنگار نفت، از گرمای سوزان جنوب گرفته تا سرمای دوردست ترین تاسیسات، راهی میدان می شود و از مسیرهای سخت گاز، دکل ها و پالایشگاه ها می گذرد و گوش می سپارد به صدای صنعتی که سال هاست در رگ های این سرزمین جاری است.
او می نویسد نه تنها برای امروز، برای روزهایی که شاید صدای آژیرها خاموش شده و گرد و غبار حادثه بر زمین نشسته باشد. او می نویسد تا انسان های امروز، خاطره آن روزها را برای فردا به یادگار بگذارند؛ روزهایی که سخت بر سرزمین گذشت و مردانی بی ادعا درمیانه میدان ایستادند و نگذاشتند حقیقت در ازدحام حادثه خاموش شود؛ روایت ایستادگی و تلاش برای آنکه حافظه فردا امروز را فراموش نکند و چه زیباست که "مشعل" امروز روایت این مردان و زنان را برای فرداهای دور فروزان نگاه می دارد.
قلم می نویسد و "مشعل" روشن می ماند تا روایت هرگز خاموش نشود.
حرفه ای از جنس عشق وبلاغت
مرضیه بیگی فرانی
ویراستار
هر ساله 17 مرداد، یادآور ایثار و رشادت خبرنگاران شهیدی چون محمود صارمی، مرتضی آوینی، خبرنگاران شهید هواپیمای سی 130 و تلاش مردان و زنانی است که در ماراتن سرعت و دقت، راه دشوار مسئولیت و روشنگری را انتخاب کرده اند تا با نثار آرامش خود و ساعت ها تلاش پنهان، جامعه با آگاهی بیشتر و بینشی درست تر تصمیم بگیرد. دیده بانان امینی که با واژه آرایی های زیبا، آنچه را در هیاهوی روزگار گم شده است، به منصه دوباره دیده شدن و دوباره شنیده شدن می نشانند، زیرا می دانند آنچه را امروز با صداقت ثبت کنند، فردا بخشی از تاریخ خواهد بود و می نویسند آنچه را که حقیقت است به پشتگرمی و دلگرمی حدیثی از پیامبر خدا (ص)، آنجا که فرمود: «حق را بگو و در راه خدا از ملامت هیچ ملامت گری نهراس».
می نویسند و می دانند که بهای فهمیدن و فهماندن، گاه بسیار گزاف وگران برایشان تمام خواهد شد، اما با پذیرش تمامی مخاطرات و دل سپردن به خطر و با عزمی جزم، سیمرغ وار تا رسیدن به قاف حقیقت، مخاطب را با خود همراه می کنند تا رسالت اطلاع رسانی و روشنگری را به درستی انجام داده باشند.
شاید این روز ، فرصتی ارزشمند باشد برای قدردانی از تلاش کسانی که در شلوغ ترین روزها، به دنبال کشف حقیقت و روایت درست و دلیرانه آن هستند و در عرصه اطلاع رسانی، خامه خود را آلوده به دروغ نکرده و زمینه ساز افزایش آگاهی و اعتماد عمومی شده اند. سفیران و رسولانی صادق که بی محابا به دل حوادث می زنند تا حقیقت را گاه از میان شعله های آتش، گاه از لابه لای خاکستر و آوار و گاه از پشت نقاب فریب بیرون بکشند و با نگرشی عمیق و فارغ از نگاه و تعصبات شخصی، آن را بیان کنند. ضمن تبریک این روز به تمامی همکارانم در این حرفه، آرزو می کنم افکارتان متعالی و قلمتان مانا باد.
یک دنیا حرف پشت یک خبر
فاطمه دهقان نیری
خبرنگار
فرقی نمی کند یک سال در حوزه خبر کار کرده باشی یا 20 سال.کافی است بدانی خبر یا گزارشی که تهیه می کنی، گره از کلاف سردرگم مردمان کشورت باز می کند. آن وقت است که ناجی وار دل به اقیانوس خبر می زنی و لرزش صدای آدم ها برایت معنای جدی تری پیدا می کند. تجربه ای که این سال ها کسب کرده ام؛ آنجا که در حوزه اجتماعی پا به محله های دروازه غار می گذاشتم تا از وضعیتشان بنویسم تا کنون، دلگویه های کارکنان اقماری را از دل نفتکش ها در وسط دریا به گوش مقام ها و مسئولان
ذی ربط می رسانم. 20 سال از روزی که فهمیدم خبرنگاری فقط پرسیدن و نوشتن نیست، می گذرد و در این سال ها، خبرهای زیادی آمدند و رفتند، بعضی ها فراموش شدند، بعضی ها ماندند و بعضی ها گوشه ای از قلبم را با خودشان بردند؛آدم هایی که تمام دارایی شان امید بود، پشت یک خبر، یک دنیا حرف نگفته داشتندکه هیچ تیتر و کلمه ای برای توصیفشان کافی نبود. حالا بعد از 20 سال، اگر کسی بپرسد حاصل این همه سال کار خبرنگاری چیست، شاید جوابم ساده باشد: چند هزار خبر، صدها آدم، هزاران ساعت جست وجو و نوشتن و مجموعه ای از خاطراتی که دیگر نمی شود از زندگی ام جدایشان کنم.
به وقت حقیقت
حمیدرضازینلی
خبرنگار
گاهی فکر می کنم خبرنگاری از همان لحظه ای شروع می شود که دیگر نمی توانی بی تفاوت از کنار اتفاق ها به سادگی رد شوی. از وقتی که هر صحنه، هر آدم و هر قصه ای برایت تبدیل می شود به یک سؤال؛ سؤالی که تا جوابش را پیدا نکنی، آرام نمی شوی.
از همان روزها فهمیدم خبرنگاری فقط یک شغل نیست؛ بلکه یک سبک زندگی است. زندگی که در آن، هیچ اتفاقی معمولی نیست. صدای آژیر، ازدحام یک خیابان، سکوت یک روستا، اشک یک مادر یا لبخند یک کودک، هر یک روایتی می شوند که انگار تو مسئول رساندنش به گوش آدم های دیگری. بارها شده وسط یک شلوغی، جایی که همه فقط تماشاچی بودند، من به دنبال روایت گشته ام؛ دنبال آن جمله ای که حقیقت را همان طور که هست، به مردم برساند. خبرنگاری برای من فقط نوشتن خبر یا گزارش نیست؛ بلکه شنیدن صدای کسی است که شاید هیچ وقت فرصتی برای شنیده شدن نداشته، دیدن جزئیاتی است که از چشم خیلی ها پنهان مانده؛ خبرنگاری یعنی قبل از نوشتن، خوب دیدن، قبل از هر قضاوت، خوب شنیدن و قبل از هر تیتر زدن به وزن و معنای هر کلمه خوب فکر کردن.
پشت هر خبری که منتشر می شود، ساعت ها راه رفتن، پرسیدن، شنیدن، نوشتن، پاک کردن و دوباره نوشتن پنهان است. خبر وقتی روی صفحه می نشیند، تمیز و مرتب به نظر می رسد، اما پیش از آن، از دل خاک، باران، گرما، شلوغی، سکوت و مبادا حتی ترس گذشته است. پشت هر تیتر، دل نگرانی هست؛ اینکه مباد کلمه ای کم یا زیاد شود و حقیقت، رنگ دیگری بگیرد. شاید خیلی ها فقط خروجی کار خبرنگار را ببینند؛ چند خط خبر، یک گزارش یا یک عکس، اما کمتر کسی می داند خبرنگار گاه با خستگی می نویسد، گاه با نگرانی، گاه با لبخند قلم می زند و گاهی با بغض. بارها شده از یک گزارش برگشته ام، اما ذهنم هنوز همان جا مانده؛ کنار آدمی که حرفش با بغض نیمه تمام مانده و نگاهش در هیچ عکسی ثبت نشده است. کنار حقیقتی که هنوز منتظر روایت شدن است. شاید به همین دلیل است که خبرنگار هیچ وقت کاملاً از محل خبر برنمی گردد وتکه ای از روح و ذهنش را جا می گذارد.
هفدهم مردادماه برای من یادآور عهدی است که هر روز با خود تکرار می کنم. عهدی که می گوید تا وقتی قلم در دست دارم، روایت را فدای مصلحت نکنم، حقیقت را ساده و صادقانه بنویسم و فراموش نکنم که ارزش این حرفه، به اعتمادی است که مردم به ما می کنند.
گاهی با خود فکر می کنم؛ خبرنگاری برای من چه معنایی دارد؟
برای من، خبرنگاری یعنی امیدی که هنوز زنده است؛ ایمان به قدرت یک روایت، به اینکه یک خبر درست، یک تصویر به موقع یا چند کلمه صادقانه می تواند نگاه آدمی را تغییر دهد و مسیر زندگی اش را روشن تر کند. شاید رسالت خبرنگار همین باشد؛ ایستادن میان هیاهوی اتفاق ها، پیدا کردن حقیقت و روایت آن، با این امید که جهان، حتی برای یک نفر، کمی روشن تر و زیباتر شود.
خبرنگار؛ تبلور آگاهی
یونس صادقی
خبرنگار
از نخستین روزهایی که جرات برداشتن قلم و نگارش دل نوشته هایی را بر کاغذ یافتم و سعی کردم گاه با قلم، ذهن و روحم را آرام کنم تا روزهایی که در کنار دکه های روزنامه فروشی، چشمم به تیتر صفحات می افتاد و با اندکی مکث آن ها را مرور می کردم، نوشتن و دنیای خبری برایم سرشار از شگفتی بود. وقتی از قاب تصاویر تلویزیون، تلاش خبرنگاران را برای ثبت رویدادهای مختلف نظاره می کردم و در صفحات نشریات، قدرت قلم آنها را می خواندم، حس کنجکاوی ام دوچندان می شد و مشتاق بودم این دنیای پر از رمز و راز را درک کنم.
بعدها، هنگامی که اندکی تجربه در این حوزه به دست آوردم، فهمیدم خبرنگار باید میان خلوت خویش و هیاهوی جامعه پیوند برقرار کند. خبرنگار، به واقع، باید بتواند یک گام جلوتر از جامعه ببیند و آن را به پرسش بگیرد. او کسی است که چراغی به درون ناشناخته ها می تاباند تا جامعه از قدرت ذهن و قلم او آگاه شود؛ از این رو برای انجام چنین وظیفه خطیری، خبرنگار باید با تمرکز بر حوزه مطالعاتی خود، یک گام از حوزه خبری فراتر رود، هم پای جامعه حرکت کند و آن را به پرسش بگیرد. خبرنگار باید هم لابه لای سطور کتاب ها و اخبار روز را بفهمد و هم نبض جامعه را بیابد تا تصویری واقع گرایانه روایت کند؛ ازاین رو، خبرنگاری شغلی تک بعدی نیست که در مسیری آرام حرکت کند. این شغل حرکت در رودخانه ای بلند و بی انتها را می ماند؛ رودخانه ای که گاهی روی آرام خود را به تو نشان می دهد و گاهی چهره خروشان و پرتلاطمش را. پس خبرنگار باید بتواند این مسیر طولانی و دشوار را با عشق طی کند تا قلمش در جامعه ماندگار شود.
مسیر خاطره و مخاطره
رقیه مصطفوی
حـــــــروفچین
| تجربه فعالیت در عرصه مطبوعات، از مراحل آشنایی اولیه تا مرحله زیستن با این حرفه، مسیری است که با خاطرات بی شمار در ذهن من حک شده است. امروز که در صنعت نفت فعالیت می کنم، بیش از پیش به ارزش تلاش کسانی پی برده ام که در دورترین مناطق و در سخت ترین شرایط، برای پیشرفت و آرامش ما از جان مایه می گذارند؛ چه نیروهای خستگی ناپذیر و متخصصانی که در میادین و مناطق دورافتاده با مشقت کار می کنند و چه خبرنگارانی که با حضور در همان نقاط، نقش پیام آوران حقیقت را ایفا می کنند تا ما را از واقعیت ها آگاه سازند. صمیمانه از تمام این پیشرانان آگاهی و توسعه که با تعهد خود، چراغ مسیر ما هستند، قدردانی می کنم.
قلمی برای روایت
علیرضا عبدی
خبرنگار
قرار بر نوشتن چند خطی برای روز خبرنگار است؛ چند سطری که شاید سال ها بعد، تنها ردِ قلم من در این صفحه بر جای مانده باشد، اما هرچه بیشتر به این صفحه و کیبورد نگاه می کنم، بیشتر می فهمم نوشتن از خبرنگاری، سخت تر از خبرنگار بودن است. چگونه می توان حرفه ای را در چند جمله خلاصه کرد؛ حرفه ای که هر روز با روایتی تازه آغاز می شود و با پرسشی دیگر به پایان می رسد؟
باید اعتراف کنم خودم را در آغاز راه خبرنگاری می دانم... ؛ کسی که روحی سرکش و آزاداندیش داشته و دارد؛ روحی که کمتر به سکون رضایت می دهد و ناگهان که می ایستد و در جزئیات محیط پیرامونش مکث می کند، با گذشت زمان و افزایش سن، بارها خواسته است احتیاط را جایگزین جسارت کند و با خود گفته ام شاید زندگی این گونه آرام تر و کم چالش تر باشد، اما انگار بعضی خلاها را نمی توان از جان بیرون کشید. هنوز هم دیدن و پرسیدن، برایم از هر مصلحتی طبیعی تر است. خبرنگاری برای من فقط یک شغل نبود؛ شیوه ای بود که نگاهی متفاوت به من آموخت. به من یاد داد چگونه حرف بزنم و بهتر فکر کنم، بدانم کجا سکوت رساتر از سخن گفتن است و کجا باید ایستاد و روایت کرد. مهم تر از همه آموختم مسئولیتی که بر دوش نویسنده است و هر کلمه که می نگارد، می تواند پلی باشد میان حقیقت و مخاطب. یاد گرفتم مخاطب را قاضی قلمم نکنم، بلکه به اندیشیدن دعوتش کنم؛ اگر لازم بود همراهش باشم و اگر لازم بود، محترمانه با او مخالفت کنم.
هفدهم مرداد، فقط یک روز در تقویم نیست؛ یادآور مسئولیتی است که با هیچ عنوان و جایگاهی سبک تر نمی شود. روزی برای قدردانی از کسانی که در هجوم خبر، مشعل آگاهی را روشن نگاه می دارند و روایت گر دردها، دغذغه ها و امیدهای یک ملت می شوند. و اگر پس از چند سال خبرنگاری از من بپرسند مهم ترین درسی که این حرفه به من آموخت چه بود، بی تردید خواهم گفت: خوب نگاه کردن، نه برای اینکه انسان ها سخن بگویند، بلکه برای اینکه بتوان حقیقت را دید و روایت کرد، زیرا جهان هر روز هزاران داستان را بی صدا تعریف می کند و خبرنگار، کسی است که می داند چگونه این سکوت را به روایت تبدیل کند.
افق های تازه در صندوق های بازنشستگی صنعت نفت نمایان می شود
پنجره ای رو به امید
مشعل | صندوق های بازنشستگی صنعت نفت همانند پنجره ای رو به زندگی است تا بازنشستگان این صنعت بتوانند در قالب خدمات آن، لبخندی بر لبانشان بنشیند و بار زندگی را حس نکنند؛ از این رو گسترش فعالیت های این مجموعه می تواند نقشی شگرف در زندگی بازنشستگان ایفا کند. سیدمحسن جمالی، رئیس صندوق های بازنشستگی صنعت نفت که از اسفندماه 1404 این مسئولیت را به عهده گرفته است، فعالیت خود را همزمان با شرایط خاص کشور و دوران جنگ آغاز کرد و نخستین دغدغه وی، تضمین پرداخت مستمری بازنشستگان صنعت نفت و حفظ آرامش آنان بود. جمالی در گفت وگو با خبرنگار «مشعل» از برنامه های خود برای تأمین منابع پایدار، وصول مطالبات، توسعه خدمات الکترونیک، ایجاد عدالت در بهره مندی بازنشستگان از امکانات رفاهی و درمانی، اصلاح رویکردهای سرمایه گذاری و افزایش انگیزه کارکنان صندوق سخن گفت و تأکید کرد که آینده صندوق های بازنشستگی صنعت نفت نیازمند نگاه بلندمدت، تنوع بخشی اقتصادی و حرکت به سمت نظام خدمت رسانی هوشمند است. مشروح این گفت وگو را در ادامه می خوانید.
شما از اسفندماه سال گذشته مسئولیت اداره ریاست صندوق های بازنشستگی صنعت نفت را به عهده گرفته اید و آغاز فعالیت تان با وقوع جنگ رمضان همزمان شد. نخستین تصمیم ها و اولویت های شما در آن مقطع زمانی چه بود؟
از دوم اسفندماه 1404 فعالیت خود را به عنوان مسئول اداره صندوق های بازنشستگی صنعت نفت آغاز کردم و حدود یک هفته بعد، کشور وارد شرایط جنگی شد. با توجه به سابقه فعالیتم در حوزه مالی، نخستین موضوعی که بررسی کردم، وضعیت منابع و تعهدهای مالی صندوق بود. در یک صندوق بازنشستگی، همواره باید ذخیره ای برای پرداخت مستمری ها وجود داشته باشد، اما بررسی ها نشان داد منابعی که در حساب ها وجود داشت، به طور عمده برای پرداخت تسهیلات به بازنشستگان، خدمات درمانی و برخی تعهدهای دیگر اختصاص یافته بود و برای پرداخت مستمری اسفندماه با محدودیت منابع رو به رو بودیم.
در همان روزهای ابتدایی، با توجه به شرایط جنگی و ضرورت دورکاری کارکنان، تلاش شد زیرساخت های لازم برای ادامه خدمت رسانی فراهم شود. در آن زمان امکانات دورکاری در صندوق وجود نداشت؛ از این رو با تهیه امکانات ارتباطی مانند مودم، شرایط برای انجام دورکاری فراهم شد تا روند خدمت رسانی متوقف نشود و درآن شرایط سخت با همکاری مجموعه های مرتبط، مستمری بازنشستگان به صورت علی الحساب پرداخت شد.
با توجه به شرایط آن دوره، پرداخت های مربوط به متناسب سازی و مطالبات بازنشستگان چگونه پیگیری شد؟
با وجود شرایط جنگی، تعطیلات نوروز و مشکلات اجرایی، تلاش کردیم برنامه پرداخت ها متوقف نشود؛ به طوری که از ابتدای امسال تاکنون، افزون بر افزایش های عمومی، طی چند مرحله بخشی از مطالبات مربوط به ماده ۱۰و متناسب سازی نیز پرداخت شده است.
یکی از موضوع های مهم، پرداخت معوقات دوماهه ای بود که در صندوق های بازنشستگی صنعت نفت مرسوم است؛ خوشبختانه این مهم نیز با آن که بارمالی قابل توجهی داشت، انجام شد، ضمن آن که شمار افراد دریافت کننده هم در قیاس با سال قبل، افزایش یافته و مبلغ پرداختی تقریبا دو برابر شده است.
اشاره کردید که تأمین منابع یکی از دغدغه های اصلی صندوق است. این موضوع چه ابعادی دارد؟
صندوق های بازنشستگی صنعت نفت، یک ساختار زنده است. تعداد بازنشستگان روزبه روز افزایش پیدا می کند و همزمان هزینه های پرداخت مستمری و خدمات نیز بالا می رود و ما افزون بر افزایش های سالانه، با افزایش تعداد اعضای صندوق نیز رو به رو هستیم. امروز تعداد بازنشستگان افزایش یافته و در مقابل، تعداد نیروهای رسمی شاغل که ورودی صندوق محسوب می شوند، رشدی نداشته است. این موضوع در بلندمدت می تواند فشار بیشتری بر منابع مالی صندوق وارد کند. شرکت های اصلی وزارت نفت تاکنون همکاری خوبی داشته اند، اما برای آینده نیازمند سازوکاری پایدارتر برای تأمین منابع هستیم.
یکی از موضوع هایی که همزمان با مدیریت جدید پیگیری شده، وصول مطالبات گذشته صندوق است. اهمیت این موضوع را چگونه ارزیابی می کنید؟
بخش قابل توجهی از مطالبات صندوق، مربوط به سال های گذشته است. یکی از مشکلات اساسی این است که صندوق های بازنشستگی صنعت نفت مانند برخی سازمان ها، ابزارهای قانونی کافی برای وصول سریع مطالبات ندارند. برای مثال، سازمان هایی مانند تأمین اجتماعی در شرایط خاص، امکان برداشت از حساب بدهکاران یا اعمال جرایم قانونی را دارند، اما چنین ظرفیت هایی برای صندوق های بازنشستگی صنعت نفت وجود ندارد.
موضوع دیگر این است که بخش عمده مطالبات ریالی است. وقتی ارزش پول کاهش پیدا می کند، حتی دریافت سود یا جریمه 24 درصدی هم نمی تواند ارزش واقعی منابع صندوق را حفظ کند. اگر این منابع در زمان مناسب وصول و درحوزه های مولد سرمایه گذاری شود، می تواند درآمد بیشتری برای صندوق ایجاد کند و منافع آن به بازنشستگان برسد. پیشنهاد داده ایم که سازوکار حفظ ارزش مطالبات اصلاح شود تا منابع صندوق در برابر تورم آسیب نبیند.
یکی از رویکردهایی که در دوره مدیریت جدید صندوق مطرح شده، تحول دیجیتال و توسعه خدمات الکترونیک است. این موضوع چه ضرورتی دارد؟
برای ارائه خدمات نوین و الکترونیک، نخست باید زیرساخت های مناسب وجود داشته باشد. بررسی ها نشان داد که زیرساخت های صندوق باید روزآمد و ظرفیت لازم برای توسعه خدمات دیجیتال ایجاد شود. سامانه های موجود با محدودیت هایی مواجه بودند و از آنجا که ادامه فعالیت با شرایط کنونی می تواند در آینده مشکل ساز شود، موضوع نوسازی زیرساخت ها باید با جدیت پیگیری شود. در این مسیر، حدود ۲۲۰ میلیارد تومان برای اصلاح زیرساخت های فناوری اطلاعات پیشنهاد شده است که با توجه به اهمیت آن به عنوان زیرساخت اصلی برای خدمت رسانی ، انتظار می رود این بودجه محقق شود.
در کنار توسعه زیرساخت ها، یکی از طرح هایی که پیگیری می شود، ایجاد کارت دیجیتال خدمات بازنشستگان است. هدف این است خدماتی که یک فرد بازنشسته صنعت نفت دریافت می کند، در یک سامانه هوشمند ثبت شود؛ مانند خدمات درمانی، رفاهی، ورزشی و گردشگری.
لازم است سازوکار مدیریتی در اختیار داشته باشیم، تا بدانیم هر بازنشسته چه خدماتی دریافت می کند و عدالت در توزیع خدمات چگونه رعایت شود. باید شرایطی فراهم شود که همه بازنشستگان بتوانند از امکانات و تسهیلات به طور یکسان بهره مند باشند وکسی از این امکانات محروم نماند. در طرح ایجاد کارت دیجیتال، هدف این است که عدالت در ارائه خدمات افزایش پیدا کند. هدف حذف روش های گذشته نیست و تا زمانی که همه زیرساخت ها آماده شود، خدمات دستی همچنان وجود خواهد داشت، اما به تدریج خدمات دیجیتال جایگزین خواهد شد.
حوزه درمان یکی از مهم ترین بخش های خدمات صندوق است. آیا تحول دیجیتال می تواند به مدیریت هزینه های درمان نیز کمک کند؟
به طور حتم همین طور خواهد بود. افزایش شدید هزینه های درمان یکی از مشکلاتی است که با آن مواجه هستیم. به دلیل افزایش نرخ ارز، قیمت دارو و خدمات پزشکی هم رشد قابل توجهی داشته اند و هزینه های درمانی صندوق افزایش چشمگیری پیدا کرده است. در چنین شرایطی، افزون بر مدیریت منابع مالی، باید خدمات مناسب نیز به بازنشستگان ارائه شود. راهکار اصلی برای تحقق این موارد هم هوشمندسازی فرایندهاست. وقتی اطلاعات درمانی یک فرد به صورت کامل ثبت شود و قابل رصد باشد، امکان کنترل پرداخت های تکراری، بررسی فرایندها و کاهش خطاها نیز بیشتر می شود.
یکی از دغدغه های مطرح شده، توسعه خدمات رفاهی و گردشگری برای بازنشستگان است. برنامه صندوق در این زمینه چیست؟
خدمت رسانی در صندوق در دو بخش انجام می شود: یک بخش، پرداخت مستمری و حقوق است که براساس قوانین و منابع موجود انجام می گیرد. بخش دوم، خدمات رفاهی، فرهنگی، ورزشی و گردشگری است. به نظر می آید در گذشته به بخش دوم، کمتر توجه شده و عدالت لازم در توزیع خدمات کمتر بوده است. بسیاری از بازنشستگان به دلیل دور بودن از مراکز تصمیم گیری یا نداشتن ارتباط مستقیم، کمتر توانسته اند از ظرفیت های موجود استفاده کنند.
نمونه هایی وجود دارد که فرد بازنشسته جانبار 15سال است در انتظار استفاده از مجموعه های رفاهی صنعت نفت است؛ صنعتی که در آن فعالیت می کند. این نشان می دهد که سازوکار استفاده از این امکانات نیازمند اصلاح است.
برنامه ریزی شده است تا از ظرفیت مجموعه های رفاهی، ورزشی و گردشگری صنعت نفت ، گاز، پالایش و پتروشیمی بیشتر استفاده شود و پیرو آن، اواخر خردادماه سه دوره ویژه برای بازنشستگان برگزار و از آن استقبال خوبی شد. برنامه این است که از ابتدای مهرماه تا پایان امسال، برگزاری این دوره ها بیشتر شود تا افرادی که کمتر از این خدمات استفاده کرده اند، بتوانند بهره مند شوند. همچنین مذاکراتی با مجموعه های ورزشی صنعت نفت انجام شده است تا بازنشستگان نیز بتوانند از این ظرفیت ها استفاده کنند.
در حوزه سرمایه گذاری، چه برنامه ای برای آینده صندوق دارید؟
صندوق های بازنشستگی برای پایداری خود نیازمند سرمایه گذاری های مولد هستند. در سال های گذشته بخش قابل توجهی از سرمایه گذاری صندوق در حوزه های نفتی انجام شده که بخشی از آن به اقتصاد کشور کمک کرده است، اما چون در بسیاری از این حوزه ها دولت در قیمت گذاری نقش دارد، همیشه بازدهی مورد انتظار صندوق حاصل نشده است.باید تنوع بخشی در سرمایه گذاری ها دنبال شود. حوزه هایی مانند صنعت بیمه، صنایع غذایی، خدمات نرم افزاری، پیمانکاری و حوزه هایی که دولت کمتر در قیمت گذاری آنها دخالت دارد، می توانند فرصت های مناسبی باشند.
صندوق های بازنشستگی صنعت نفت با جامعه بزرگی از کارکنان ارتباط دارد و می تواند در برخی حوزه های خدماتی، ظرفیت اقتصادی ایجاد کند. در حوزه فناوری اطلاعات نیز ظرفیت بالایی وجود دارد. اگر بتوان خدمات نرم افزاری امن و تخصصی برای مجموعه های نفتی ایجاد کرد، افزون بر کاهش هزینه ها، می توانیم درآمدی پایدار ایجاد کنیم.
شما بر موضوع پایداری و استقلال صندوق تأکید کرده اید. این موضوع چه اهمیتی دارد؟
یک صندوق بازنشستگی باید بتواند روی پای خود بایستد. اگر صندوقی استقلال مالی نداشته باشد و برای پرداخت تعهدات خود همواره نیازمند منابع بیرونی باشد، در بلندمدت با مشکل مواجه خواهد شد. باید بین پرداخت های جاری و حفظ آینده صندوق تعادل برقرار کنیم. وظیفه ما فقط این نیست که هر آنچه داریم پرداخت کنیم؛ باید به فردای صندوق و نسل های آینده بازنشستگان نیز فکر کنیم. یکی از مهم ترین وظایف مدیریت صندوق، حفظ پایداری آن است. این موضوع شاید در کوتاه مدت کمتر دیده شود، اما در بلندمدت اهمیت بسیار زیادی دارد.
درباره کارکنان صندوق و برنامه هایتان برای افزایش انگیزه آنها توضیح می دهید؟
کارکنان صندوق، مسئول خدمت رسانی به جامعه بزرگ بازنشستگان هستند؛ بنابراین اگر انگیزه و پویایی در داخل سازمان وجود نداشته باشد، کیفیت خدمات نیز کاهش پیدا می کند. یکی از موارد مهم این است که نظام ارزیابی عملکرد، طبقه بندی مشاغل و شرح وظایف نیازمند بازنگری است.
در شرایط کنونی، گاهی تفاوت چندانی میان فردی که تلاش بیشتری می کند و فردی که انگیزه کمتری دارد، وجود ندارد. این موضوع به مرور باعث کاهش انگیزه کارکنان متخصص می شود. باید نظامی برقرار باشد که تلاش، تخصص و عملکرد بهتر دیده شود. باید مشخص شود که چه کسی مسئول چه کاری است، چه میزان نیروی انسانی در هر بخش نیاز داریم و چگونه می توانیم از ظرفیت افراد بهتر استفاده کنیم. در حوزه پرداخت های انگیزشی، کارانه و تشویق کارکنانی که خدمات ویژه ارائه می کنند نیز باید نظام مشخصی داشته باشیم.
اگر نکته ای باقی مانده است، بیان بفرمایید.
من هم مانند بسیاری از بازنشستگان، آینده خود و خانواده ام را به این صندوق وابسته می دانم.اگرچه شرایط کشور، جنگ، محدودیت منابع و مشکلات ساختاری، کار را دشوار کرده است، اما این مسائل نباید باعث شود که از حرکت و اصلاح دست بکشیم.
هدف من این است که در حوزه خدمات رفاهی، درمانی، گردشگری، فناوری و ساختار صندوق تحولی ایجاد شود که البته این کار بدون همکاری همکاران صنعت نفت امکان پذیر نخواهد بود. از مدیران و کارکنان مجموعه های مختلف صنعت نفت می خواهم که در این مسیر به صندوق کمک کنند تا بتوان خدماتی شایسته تر به خانواده بزرگ بازنشستگان ارائه کرد.
مهدی پاشازاده، سرمربی تیم فوتبال نفت مسجدسلیمان و بازیکن سابق تیم ملی فوتبال ایران در تحریریه مشعل:
ملبورن سکوی پرش من بود
یونس صادقی | مهدی پاشازاده یکی از چهره های ماندگار فوتبال ایران است؛ مدافعی که نامش با صعود تاریخی تیم ملی به جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه و بازی خاطره انگیز ایران و استرالیا گره خورده است. او پس از سال ها حضور در فوتبال ایران و اروپا، امروز در قامت مربی فعالیت و تجربه سال های بازی خود را به نسل جدید منتقل می کند. پاشازاده که هدایت تیم فوتبال نفت مسجد سلیمان را به عهده داشت، موفق شد طعم صعود به لیگ یک فوتبال کشور را بچشد. او که قراردادش با تیم فوتبال صنعت نفت مسجد سلیمان تمدید شده است، در گفت وگو با خبرنگار"مشعل" از خاطرات ماندگار گذشته، شرایط کنونی فوتبال ایران و مسیر جدید زندگی ورزشی اش می گوید.
خاطره بازی ایران و استرالیا، هنوز هم پس از سال ها در ذهن مردم باقی مانده است. از آن بازی بگویید.
بازی ایران و استرالیا را باید از چند زاویه نگاه کرد. بازی رفت در ورزشگاه آزادی برگزار شد؛ تیمی بسیار قدرتمند مقابل ما قرار داشت که بسیاری از بازیکنانش در لیگ انگلیس بازی می کردند. کار ما بسیار سخت بود؛ اما با حمایت هواداران توانستیم نتیجه یک بر یک را به دست بیاوریم و برای بازی برگشت آماده شویم.
شرایط سفر هم با امروز قابل مقایسه نبود. نزدیک به ۲۵ تا ۳۰ ساعت در مسیر ایران به دبی، اندونزی و بعد استرالیا بودیم. خبری از پروازهای اختصاصی و امکانات امروز نبود و مانند یک مسافر عادی سفر کردیم؛ اما چیزی که آن تیم را خاص کرده بود، اتحاد، شخصیت بازیکنان و دعای مردم بود. آن نسل واقعا بازیکنان بزرگی از نظر فنی و اخلاقی داشت؛ در هر خط تیم، بازیکنان تأثیرگذاری حضور داشتند و همین موضوع باعث شد آن تیم به یک نسل ماندگار تبدیل شود.
خود شما در آن مسابقه شرایط ویژه ای داشتید. بعد از سال ها حضور در استقلال و تیم ملی، فرصت بازی در چنین مسابقه مهمی نصیبتان شد.
بله شرایط من واقعا خاص بود. من از سال 1370 فوتبال بازی می کردم و چند سال در تیم استقلال حضور داشتم. وقتی بازیکنی در یک باشگاه بزرگ بازی می کند و حتی در اردوهای تیم ملی حضور دارد؛ اما فرصت بازی پیدا نمی کند، از نظر روحی شرایط سختی دارد.
2 هفته مانده به بازی، شرایط برای من متفاوت شد. باید نشان می دادم که شایستگی حضور در آن میدان را دارم. خدا را شکر توانستم به اعتماد کادر فنی پاسخ بدهم و در یکی از مهم ترین مسابقات تاریخ فوتبال ایران نقش داشته باشم.
از خود مسابقه بگویید. لحظاتی که هنوز هم مردم با یادآوری آن هیجان زده می شوند.
شروع بازی بسیار سخت بود. سرعت و قدرت استرالیا ما را تحت فشار قرار داده بود و هر طور که می توانستیم دفاع می کردیم. وقتی گل اول را دریافت کردیم، کمتر کسی فکر می کرد بتوانیم برگردیم.
اتفاقاتی مثل پاره شدن تور دروازه هم در جریان بازی رخ داد و روند بازی را کند کرد؛ اما وقتی گل اول را زدیم، اعتماد به نفس پیدا کردیم. گل دوم هم شرایط را کاملا تغییر داد. بعد از پایان بازی، فشار زیادی روی من بود؛ هم فشار جسمی و هم روحی، به طوری که وقتی سوت پایان بازی زده شد، از شدت خستگی و فشار مسابقه از حال رفتم. آن لحظه برای من فراموش نشدنی است.
انتخاب به عنوان بهترین بازیکن زمین و صعود به جام جهانی چه حسی داشت؟
آن روز، یکی از بهترین روزهای زندگی ورزشی ام بود؛ هم صعود به جام جهانی اتفاق افتاد، هم به عنوان بهترین بازیکن زمین انتخاب شدم و هم احساس کردم توانسته ام حقانیت خودم را ثابت کنم. آن مسابقه مسیر زندگی ورزشی من را تغییر داد؛ زیرا از بازیکنی که کمتر فرصت بازی داشت، به یکی از بازیکنان اصلی تیم ملی تبدیل شدم، در جام جهانی حضور پیدا کردم و بعد از آن راهی فوتبال آلمان شدم. گاهی یک مسابقه می تواند سرنوشت یک بازیکن را تغییر دهد.
چرا تیم ملی ۱۹۹۸ تا این اندازه در قلب مردم ماندگار شد؟
فکر می کنم چند دلیل داشت. اول اینکه رفتن به جام جهانی بعد از سال ها برای مردم ایران یک آرزوی بزرگ بود. ما کاری کردیم که برای خیلی ها دست نیافتنی به نظر می رسید. دوم اینکه بازیکنان آن تیم همیشه کنار مردم بودند. در سختی ها، اتفاقات اجتماعی و مشکلات مختلف، بازیکنان از مردم جدا نبودند. شاید همین ارتباط باعث شد مردم آن نسل را فراموش نکنند. محبوبیت بین مردم چیزی نیست که بتوان با پول خرید. وقتی بعد از سال ها یک پیرمرد یا جوان شما را می بیند و با محبت برخورد می کند، احساس غرور و خوشحالی می کنی.
بعد از دوران درخشان بازیگری، وارد عرصه مربیگری شدید. چه چیزی باعث شد این مسیر را انتخاب کنید؟
مربیگری برای من یک انتخاب طبیعی بود. فوتبال، تمام زندگی من است و کار دیگری جز فوتبال بلد نیستم. همان طور که در دوران بازیگری تلاش کردم قدم به قدم پیشرفت کنم، در مربیگری هم همین مسیر را دنبال کردم. از رده های پایین تر شروع کردم و خدا را شکر توانستم با تلاش و حمایت مجموعه هایی که در کنارم بودند، تجربه های خوبی به دست بیاورم. یکی از اتفاقات خوشحال کننده برای من این است که توانسته ام با تیم های مختلف، موفقیت هایی کسب کنم و تجربه بارها صعود به لیگ برتر را به دست بیاورم.
آیا فرد خاصی در مربیگری برای شما الگو بوده است؟
در فوتبال خارجی، مربیان زیادی هستند که بسیار از آنها آموخته ام؛ اما در زندگی شخصی و ورزشی، برادرم تأثیر زیادی روی من داشت. مراقبت ها و راهنمایی هایش، نقش مهمی در زندگی من ایفا کرد.
شما سال ها در فوتبال اروپا بازی کردید. چه تجربه ای از آن روزها دارید؟
وقتی در اروپا بودم، چیزهایی دیدم که شاید ساده به نظر برسد؛ اما بسیار مهم است. فوتبال فقط ۹۰دقیقه بازی نیست؛ یک فرهنگ و تجربه اجتماعی است. مردم آخر هفته با خانواده هایشان به ورزشگاه می آیند؛ پدر، مادر و فرزند کنار هم فوتبال می بینند و از حضور در ورزشگاه لذت می برند. امکانات ورزشگاه ها، نظم، خدمات و احترام به هوادار باعث می شود فوتبال بخشی از زندگی آنها شود. ما هم باید به این سمت برویم تا یک خانواده بتواند با آرامش و لذت به ورزشگاه بیاید.
از نظر شما مشکل اصلی باشگاه های بزرگ ایران چیست؟
مشکل این است که باشگاه های ما هنوز ساختار حرفه ای ندارند. تیم های استقلال و پرسپولیس سال هاست مشکلات مدیریتی دارند. تغییرات زیاد در مدیریت و کادر فنی اجازه برنامه ریزی بلند مدت نمی دهد. باشگاه باید درآمدزایی داشته باشد. در دنیا، ورزشگاه فقط محل برگزاری مسابقه نیست؛ یک مجموعه اقتصادی است که می تواند برای باشگاه درآمد ایجاد کند.اگر مدیریت اصولی باشد، حتی با سرمایه های منطقی می توان زیرساخت ایجاد کرد. اما ما هنوز بسیاری از باشگاه هایمان را به شکل حرفه ای اداره نمی کنیم.
بعد از یادآوری آن روزهای ماندگار در فوتبال ملی، از تجربه حضور خود در نفت مسجد سلیمان بگویید.
قبل از اینکه هدایت تیم فوتبال نفت مسجدسلیمان را به عهده بگیرم، شناخت زیادی از این شهر و تیم آن نداشتم؛ البته سال قبل از آن، زمانی که تیم شرایط سختی داشت، چند روزی در مسجدسلیمان حضور داشتم و قرار بود برای کمک به تیم اقدام کنم؛ اما آن اتفاق رخ نداد. این بار وقتی به مسجدسلیمان رفتم، برخی هنوز به حضورم در این تیم تردید داشتند. شرایط تیم آسان نبود؛ اما من به کارم ایمان داشتم. فوتبال همیشه همین است؛ گاهی باید در شرایط سخت تصمیم بگیرید و با تلاش خودتان را ثابت کنید. خوشحالم که در پایان توانستیم سربلند باشیم و همان دوستانی هم که شاید در ابتدا نگرانی داشتند، متوجه شدند که هدف ما موفقیت تیم و خوشحال کردن مردم مسجدسلیمان است.
شرایط تیم در ابتدای فصل چگونه بود؟
کار ما از همان ابتدا ساده نبود. تیم تازه از لیگ برتر سقوط کرده بود و مشکلات متعددی داشت. حتی در شروع کار، سه امتیاز از تیم کسر شد و چند بازی را هم به دلیل محرومیت از دست دادیم؛ اما چیزی که به ما کمک کرد، ایمان و اتحاد مجموعه بود. همیشه به بازیکنان می گفتم که لیگ، مثل یک ماراتن است؛ مهم نیست چه کسی از ابتدا جلو بیفتد، بلکه باید دید تا پایان مسیر چه کسی دوام می آورد. حتی در مقطعی هشت امتیاز از صدر جدول فاصله داشتیم؛ اما با تلاش همه اعضای تیم توانستیم برگردیم.
چه عواملی باعث شد نفت مسجدسلیمان به موفقیت برسد؟
این موفقیت حاصل کار یک نفر نبود. بازیکنان، کادر فنی، مدیریت، عوامل اجرایی و همه کسانی که کنار تیم بودند، نقش داشتند. ما در طول فصل رکوردهای خوبی ثبت کردیم. بیشترین برد خارج از خانه را به دست آوردیم، یکی از بهترین خطوط هجومی را در اختیار داشتیم و بازیکنانی که در بخش های مختلف تأثیرگذار بودند؛ البته مشکلات کم نبود. در بعضی مسابقات، اتفاقات سختی برای ما رخ داد. در یک بازی حساس، 2 بازیکن ما در شرایطی که به مسابقه نزدیک می شدیم، اخراج شدند؛ اما تیم ما ۹ نفره جنگید و توانست پیروز شود. همین روحیه جنگندگی بود که ما را به هدف رساند.
در لحظات سخت فصل، چه چیزی به شما انگیزه می داد؟
انرژی مثبتی که از بازیکنان، کادر فنی و مجموعه تیم می گرفتم، بسیار مهم بود. همیشه به بازیکنانم می گفتم اگر کسی ایمان ندارد که می توانیم موفق شویم، نباید در این مسیر باشد.
به یادم دارم بعد از یکی از شکست ها، زیر باران به بازیکنان گفتم هنوز چیزی تمام نشده است. باید باور داشته باشیم که می توانیم برگردیم؛ مربی باید اول خودش باور داشته باشد و این باور را به تیم منتقل کند.
جمله ای که همیشه در رختکن به بازیکنان می گویید، چیست؟
خدای ما همان خدای حریف است، پس باید بیشتر تلاش کنیم.به بازیکنانم می گویم در فوتبال اگر بترسید، شکست خورده اید.
در دعوا اگر از قبل بترسید، ضربه می خورید. پس باید با شجاعت بازی کنید. اشتباه در فوتبال طبیعی است؛ اما مهم این است که بازیکن، بعد از اشتباه دوباره تلاش کند. اول باید خودم کنار بازیکن باشم و بعد بازیکنان دیگر به هم کمک کنند.
شهر مسجدسلیمان را که یکی از خاستگاه های نفت و فوتبال در ایران است، چگونه دیدید؟
مسجدسلیمان، ویژگی های خاصی دارد. این شهر یکی از شهرهای تاریخی صنعت نفت ایران به شمار می رود و بسیاری از نخستین اتفاقات در حوزه های مختلف از آنجا آغاز شده است. فوتبال هم در این شهر ریشه دارد. مردم مسجدسلیمان فوتبال را دوست دارند و این علاقه را می توان در رفتار و صحبت هایشان دید. امیدوارم بتوانیم کاری کنیم که دوباره خاطرات خوب برای مردم این شهر ساخته شود.
یکی از گلایه های جدی شما، محرومیت هواداران از حضور در ورزشگاه بود. نظرتان درباره نقش تماشاگران چیست؟
فوتبال برای مردم است. اگر تماشاگر نباشد، بخش بزرگی از زیبایی فوتبال از بین می رود. بازیکن در زمین بازی می کند؛ اما انرژی اصلی را از هوادار می گیرد. فوتبال بدون هوادار معنا ندارد. امیدوارم شرایطی فراهم شود که خانواده ها بتوانند با آرامش به ورزشگاه بیایند؛ پدر دست فرزندش را بگیرد، کنار هم فوتبال ببینند و از این تجربه لذت ببرند. این همان چیزی است که در فوتبال حرفه ای دنیا وجود دارد و ما هم باید به آن برسیم.
آیا برای آینده مربیگری خودتان برنامه ای در نظر گرفته اید؟
همیشه تلاش می کنم قدم به قدم جلو بروم. سقف مشخصی برای خودم تعیین نکرده ام. طبیعی است که دوست دارم روزی در بالاترین سطح فوتبال ایران و حتی خارج از کشور کار کنم؛ اما برای من مهم این است که هر روز بهتر شوم.
برای هواداران نفت مسجدسلیمان و مردم فوتبال دوست ایران چه حرفی دارید؟
از مردم مسجدسلیمان تشکر می کنم. آنها با محبت و انرژی خودشان به ما انگیزه دادند. امیدوارم بتوانم پاسخ این محبت ها را با تلاش و موفقیت بدهم. فوتبال بدون مردم معنا ندارد و بزرگ ترین سرمایه هر ورزشکار، احترامی است که از مردم دریافت می کند. امیدوارم روزی برسد که همه خانواده ها با آرامش و شادی به ورزشگاه بیایند و دوباره خاطرات خوب برای فوتبال ایران ساخته شود.
از فوران طلای سیاه تا تولد شرکت نفت انگلیس و ایران که نامش با تاریخ ایران گره خورد
آغاز عصر نفت
مشعل | از هنگام کشف نفت در مسجدسلیمان (سال ۱۹۰۸) تا آغاز جنگ جهانی اول (سال۱۹۱۴)، تحولات مهمی در صنعت نفت ایران رخ داد که تأسیس «شرکت نفت انگلیس و ایران» یکی از مهم ترین آنها بود. هم زمان با شکل گیری این شرکت، اقدام های زیربنایی متعدد مانند حفر چاه های جدید، ساخت منازل سازمانی و احداث خطوط لوله صورت گرفت، «شرکت نفت بختیاری» تأسیس شد و پالایشگاه آبادان به بهره برداری رسید. ماهنامه «مشعل» در سومین بخش از سلسله روایت های خود، به بررسی وقایع این شش سال سرنوشت ساز (سال های ۱۹۰۸ تا ۱۹۱۴) پرداخته و مهم ترین رویدادهای تاریخی مرتبط با نفت در این دوره را بازخوانی کرده است.
در آوریل ۱۹۰۹ میلادی، یعنی حدود یک سال پس از کشف نفت در مسجدسلیمان، شرکت نفت انگلیس و ایران با سرمایه افزون بر دو میلیون پوند در لندن به ثبت رسید؛ شرکتی که تا پیش از ملی شدن صنعت نفت، نقش آفرین اصلی در تحولات تاریخ معاصر ایران بود.
در بسیاری از منابع و گفتار پژوهشگران از این شرکت با عنوان «شرکت نفت ایران و انگلیس» یاد شده است؛ حال آنکه براساس اسناد و مکاتبات تاریخی، نام اولیه آن «شرکت نفت انگلیس و پرشیا» بوده و پس از سال ۱۹۳۵میلادی به «شرکت نفت انگلیس و ایران» تغییر نام داده است. نخست مدیریت شرکت نفت انگلیس و ایران به عهده لرد استراثکونای ۸۹ ساله (رئیس هیئت مدیره) و چارلز گرینوی (مدیرعامل و تاجر باسابقه در تجارت هند) بود. دارسی نیز با ورود به هیئت مدیره، تا سال ۱۹۱۷ که چشم از جهان فروبست، در کنار آنها به فعالیت پرداخت. به مرور شخصیت های دیگری وارد شرکت شدند و روند توسعه آن آغاز شد.
عرضه سهام
شرکت نفت انگلیس و ایران پس از تأسیس، جانشین شرکت «سندیکای امتیازات» شد؛ همان شرکتی که پس از قرارداد دارسی تاسیس شده بود. در گام نخست، شرکت نفت برمه ۹۷۰ هزار سهم از سهام شرکت نفت انگلیس و ایران را به ارزش هر سهم یک لیره خریداری کرد و ۳۰ هزار سهم دیگر نیز به بازار عرضه شد. یکی از اقدام های مهم شرکت، جذب سرمایه از طریق عرضه سهام بود. با بهره گیری از راهکار دارسی و لرد استراثکونا، ۶۰۰ هزار سهم مرجح (یا سهام ممتاز) و ۶۰۰ هزار سهم قرضه (با سود سالانه ۵ درصد) به بازار عرضه شد که با استقبال گسترده و بی نظیر مردم رو به رو شد.
توسعه عملیات
پیش از وقوع جنگ جهانی اول (سال های ۱۹۰۸ تا ۱۹۱۴)، شرکت نفت انگلیس و ایران با شتابی بی سابقه به توسعه زیرساخت های خود پرداخت. در این دوران، ۳۰ حلقه چاه در مسجدسلیمان حفر شد و با ساخت خانه های کارکنان، خطوط لوله نفت، سیستم انتقال آب از رود کارون و تأسیساتی مانند بیمارستان، انبار و باشگاه ساخته شدند. یکی از دستاوردهای مهم این دوره، تکمیل خط لوله مسجدسلیمان به آبادان در سال ۱۹۱۲ بود. این لوله با قطر ۱۰ تا ۱۵ سانتیمتر، سالانه ۴۰۰ هزار تن نفت را جابه جا می کرد، همچنین چهار ایستگاه تلمبه در تمبی، ملاثانی، کوت عبدالله و دارخوین، وظیفه ایجاد فشار لازم برای انتقال نفت به آبادان را به عهده داشتند. جابه جایی تجهیزات در آن روزها بسیار دشوار بود؛ نخست کالاها از خرمشهر با کشتی به اهواز، سپس با استفاده از قاطر به مسجدسلیمان می رسیدند، زیرا جاده های مناسب و خودروهای مدرن وجود نداشت، اما با گذشت زمان و به کارگیری کشتی های کوچک تر و وسایل حمل ونقل جدیدتر، مسیر انتقال کالا از اهواز به درخزینه، سپس به مقصد نهایی آسان تر شد. صادرات نفت خام از جنوب ایران در سال ۱۹۱۲ با ۴۳ هزار تن آغاز شد؛ رقمی که با رشد سریع، در سال بعد به ۸۱ هزار تن و در سال ۱۹۱۴ به ۲۷۴ هزار تن رسید. با آغاز جنگ جهانی اول، زیرساخت های گسترده شرکت نفت، از جمله میدان عظیم مسجدسلیمان، خط لوله مستقیم تا آبادان و پالایشگاه پیشرفته در آبادان، اهمیت خود را دوچندان کرد و این توانمندی زیرساختی، امکان حمایت گسترده و تأمین سوخت موردنیاز نیروهای انگلستان و متفقین را در طول جنگ فراهم آورد.
قرارداد با روسای محلی
برای پیشبرد فعالیت ها، شرکت نفت انگلیس و ایران به توافق هایی با رؤسای محلی، از جمله بختیاری ها رسید که به تأسیس شرکت تابعه «شرکت نفت بختیاری» انجامید. این شرکت سه قرارداد با روسای بختیاری به امضا رساند که تسهیلات بسیار در کار شرکت فراهم کرد.
یکی از شخصیت های تأثیرگذار این دوران، دکتر یانگ بود که از سال ۱۹۰۹ وارد ایران شد. وی با یادگیری سریع زبان فارسی، همچنین فعالیت در حرفه پزشکی، توانست مقبولیت اجتماعی بالایی کسب کند؛ موضوعی که شرکت نفت انگلیس و ایران از آن برای پیشبرد اهداف خود بهره برداری می کرد. در سال ۱۹۰۹، فصل تازه همکاری ها با امضای قراردادی با شیخ خزعل (حاکم محلی خوزستان) آغاز شد و در قالب قرارداد، یک مایل مربع از زمین های آبادان برای ساخت پالایشگاه خریداری شد. ساخت این واحد صنعتی از سال ۱۹۱۰ شروع شد و سه سال طول کشید تا تکمیل شود، همچنین در قالب توافقی دیگر، شیخ خزعل مسئولیت تأمین امنیت منطقه آبادان را در ازای دریافت مبالغ مشخصی از سوی شرکت به عهده گرفت.
قرارداد با دولت انگلستان
با آغاز سال ۱۹۱۴، بریتانیا تصمیم گرفت سوخت ناوگان دریایی خود را از زغال سنگ به نفت تغییر دهد. این تصمیم، چرچیل(وزیر دریاداری بریتانیا) را به سوی مذاکره با شرکت نفت انگلیس و ایران سوق داد. نتیجه این مذاکرات، تصویب قانونی در مجلس نمایندگان بریتانیا بود که به دولت اجازه می داد در سهام شرکت به طور مستقیم سرمایه گذاری کند. قراردادی جدید میان دولت و شرکت منعقد شد که بر اساس آن، شرکت نفت می باید سوخت مورد نیاز نیروی دریایی را با قیمتی بسیار پایین تأمین می کرد. افزون بر این، دولت با انتصاب دو مدیر در هیئت مدیره، نفوذ مستقیم بر تصمیم های شرکت پیدا کرد. مدیران انتصابی می توانستند هر اقدام خلاف منافع بریتانیا را با تأیید دولت متوقف کنند. در نهایت، دولت بریتانیا با خرید دو میلیون سهم عادی و هزار سهم مرجح، کنترل اکثریت سهام شرکت را به دست آورد.
دولت ایران به محض اطلاع از این معامله، با ارسال یادداشت رسمی به سفارت انگلیس، مراتب اعتراض شدید خود را اعلام کرد. سفارت بریتانیا در پاسخ کوشید تا این توافق را تنها یک قرارداد فروش نفت جلوه دهد و مدعی شد که دولت متبوعش هیچ گونه نقشی در مدیریت، روابط تجاری یا مناسبات سیاسی شرکت با دولت ایران ندارد. با این حال، این ادعا نتوانست مانع از خشم عمومی شود؛ به طوری که موجی از اعتراض ها میان نخبگان و مردم شکل گرفت و چهره های شاخص با نطق های تند، این خرید سهام را به چالش کشیدند.
با توجه به موارد مطرح شده در یادداشت حاضر، شرکت نفت انگلیس و ایران با سرمایه گذاری و امتیازهای خصوصی شکل گرفت، اما به تدریج با توسعه آن در ابعاد فنی و رفاهی به مجموعه عظیم صنعتی تبدیل شد. از سوی دیگر، افزایش صادرات نفت خام و آغاز جنگ جهانی اول سبب شد نفت ایران اهمیتی راهبردی برای بریتانیا و متفقین پیدا کند. مطالعه تاریخ شرکت نفت انگلیس و ایران کمک شایانی به آگاهی از روند تحولات تاریخ معاصر ایران می کند. ادامه تحولات مرتبط با شرکت نفت انگلیس و ایران در شماره های بعدی ماهنامه "مشعل" می آید.
روایت زوج نفتی از مسیر مشترکی که دوشادوش هم به سمت آرامش طی کرده اند
هم قدم تا همیشه
فاطمه دهقان نیری | در میان هیاهوی صنعت نفت، جایی که برنامه ریزی، تولید و مسئولیت های سنگین، بخش جدایی ناپذیر هر روز کاری است، گاهی زیباترین اتفاق ها نه در اتاق های جلسات و نه در خطوط تولید؛ بلکه در دل همراهی انسان ها رقم می خورد. داستان زندگی الهه آزادگان، رئیس آمار و اطلاعات فنی شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران و علیرضا ساتوری، کارشناس ارشد صادرات مواد شیمیایی شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران، روایت همین همراهی است؛ همراهی که از محیط کار آغاز شد و به خانواده ای گرم و صمیمی رسید تا این زوج نفتی زیر سقف بلند این پناهگاه امن، رشته های شکوفایی خود و فرزندان را ببافند و هم قدم تا همیشه گام بردارند.
ترسیم رمز موفقیت این زندگی مشترک به عنوان یک نماد برای کسانی که می خواهند مسیر زوج بودن و کار را با هم طی کنند، بهانه ای شد تا خبرنگار «مشعل» با این زوج نفتی گفت وگویی داشته باشدکه متن آن را در ادامه می خوانید.
زندگی گاه از روز تولد آغاز نمی شود؛ بلکه در بزرگسالی، درست جایی که فکرش را نمی کنی، قشنگ ترین اتفاق زندگی، تولدی دوباره به تو می بخشد و زندگی ات را در چرخه ای نو می اندازد؛ جایی در میان روزهای پرمشغله کاری، شیفت های طولانی و لباس های اداری، برای دو نفری که قرار بود فقط همکار باشند؛ اما آرام آرام حضورشان برای یکدیگر معنایی دیگر پیدا کرد و عشق جوانه زد. عشقی که نشان می دهد حتی میان آهن و نفت و دود، می توان گرم ترین و زیباترین احساس دنیا را پیدا کرد.
الهه آزادگان و علیرضا ساتوری، 2 همکار شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران، نمونه ای از همین زوج هایی هستند که روزگار تصمیمی دیگر برایشان گرفت تا افزون بر همکار بودن، کنار هم زندگی کنند.
انعطاف پذیری، رمز پیروزی
الهه آزادگان، کارشناس ارشد مهندسی صنایع (تحلیل سیستم ها)، که به گفته خودش، در سال ۱۳۸۳ فعالیت خود را در شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران آغاز کرده، در گفت وگو با خبرنگار "مشعل" می گوید: در ابتدا به عنوان کارآموز و پس از طی دوره کارآموزی، در مدیریت کنترل تولید قسمت امور هماهنگی و کنترل تولید مشغول به کار شدم. حضور در بخشی فنی و عمدتا مردانه، نیازمند پشتکار، جسارت و انگیزه ای مضاعف بود که با تکیه بر تلاش، علاقه به یادگیری، بهره گیری از تجربه همکاران و مهم تر از همه، توکل به خداوند، توانستم مسیر حرفه ای خود را با موفقیت طی کنم. به باور او، زمانی که انسان خدا را ناظر بر تمام اعمال خود بداند، مسئولیت پذیری و تعهد معنایی عمیق تر پیدا می کند. الهه آزادگان، نحوه آشنایی و ازدواج با همسرش را این گونه شرح می دهد: در محيط كار با همسرم آشنا شدم که این آشنایی و عشق، با تولد 2 فرزند پسر به نام های محمد طه 12 ساله و محمدصدرا 2 ساله رنگ و بویی دیگر به خود گرفت. مدیریت مشغله زندگی و کار به طور همزمان دشوار است؛ اما خدا را شاکرم که همسرم همیشه همراه بوده و در زمان هایی که مشغله کاری زیادی داشتم، با مشاوره های مثبت و خیرخواهانه باعث شد بتوانم مسائل را به خوبی حل کنم. به نظر من ازدواج، مرحله ای از تکامل و رشد انسان هاست و درس هایی مانند از خودگذشتگی، فداکاری و انعطاف پذیری به انسان می آموزد.
همراهی برای عبور از گردنه های زندگی
در ادامه با علیرضا ساتوری، کارشناس ارشد صادرات مواد شیمیایی شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران که به گفته خودش، در سال ۱۳۸۲ پس از قبولی در آزمون سراسری شرکت ملی صنایع پتروشیمی و مصاحبه علمی به این صنعت پیوسته، به گفت وگو نشستیم و او نیز از چگونگی شروع این زندگی برایمان گفت. ساتوری می گوید: هیچ موفقیتی بدون عبور از سختی ها به دست نمی آید و صبوری، انعطاف پذیری، یادگیری مستمر و استفاده از تجربه ها، کلید عبور از فراز و نشیب های مسیر شغلی است. او معتقد است: زندگی مشترک، مدرسه ای برای آموختن گذشت، فداکاری، همدلی و مسئولیت پذیری است و هرچند مدیریت همزمان مسئولیت های شغلی و خانوادگی، به ویژه برای زوج های شاغل آسان نیست؛ اما همراهی همسر، حمایت خانواده و توکل به خداوند، بسیاری از دشواری ها را قابل تحمل می کند. به اینجای گفت و گو که می رسیم، الهه آزادگان با قدردانی ویژه از محبت پدر و مادر خود می گوید که بخش مهمی از آرامش امروز خانواده شان، مدیون محبت و حمایت بی دریغ آنان در نگهداری از فرزندان است؛ حمایتی که به او و همسرش فرصت داده تا با آسودگی بیشتر به مسئولیت های حرفه ای خود بپردازند. ساتوری نیز در ادامه صحبت همسرش تأکید می کند،با وجود مشغله های فراوان کاری، همواره تلاش کرده است زمان های آزاد خود را در کنار خانواده سپری کند و از همراهی همسر و خانواده ایشان با قدردانی یاد می کند.
فرصت، همیشگی نیست
پیام مشترک این زوج به جوانان، امیدبخش و واقع بینانه است. آنان باور دارند اگرچه شرایط اقتصادی و اجتماعی ممکن است تصمیم گیری برای ازدواج را دشوار کند؛ اما فرصت جوانی و تشکیل خانواده همیشگی نیست. از نگاه آنها، هم سطح بودن، گذشت، فداکاری، همراهی متقابل و توکل به خداوند، پایه های مستحکم یک زندگی موفق را می سازد.
داستان الهه آزادگان و علیرضا ساتوری، یادآور این حقیقت است که پشت موفقیت های حرفه ای کارکنان صنعت نفت، خانواده هایی ایستاده اند که با عشق، صبوری و حمایت، بار مسئولیت ها را سبک تر می کنند.
شاید بزرگ ترین دستاورد یک زندگی، تنها موفقیت شغلی نباشد؛ بلکه ساختن خانه ای باشد که در آن امید، محبت و همراهی، هر روز جریان دارد. آرزوی مشترک این خانواده نیز ساده، اما ارزشمند است؛ اینکه جوانان و فرزندان ایران زمین، در سایه لطف پروردگار، مسیر پیشرفت و موفقیت را طی کنند و با دانش، تلاش و اخلاق، مایه سربلندی خانواده های خود و افتخار کشور عزیزمان باشند.
نفت در آثار داستان نویسان جان می گیرد
از چـاه تا قلم
مشعل | کتاب «از نفت… تا داستان» اثر شبنم حاتم پور، استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شوشتر است که به کوشش انتشارات زعیم در سال ۱۳۹۹ منتشر شد. تلاش اصلی این کتاب بر تأثیر صنعت نفت روی داستان نویسی جنوب کشور متمرکز است؛ از این رو نویسندگانی که در آثار خود نفت را به عنوان دستمایه اصلی داستان به کار برده اند، به عنوان موضوع پژوهش انتخاب و آثارشان تحلیل و بررسی شده است. از مهم ترین نویسندگانی که در این کتاب مورد توجه قرار گرفته اند، می توان به نجف دریابندری، ابراهیم گلستان، اسماعیل فصیح، هوشنگ گلشیری، احمد محمود، زویا پیرزاد، منیرو روانی پور و ناصر تقوایی اشاره کرد. کتاب شبنم حاتم پور برای آشنایی خوانندگان با کتاب های حوزه نفت و ادبیات معرفی می شود.
ادبیات داستانی، به دلیل به تصویرکشیدن آرزوهای جامعه کارگری و صنعتی، ابزاری قدرتمند برای شنیده شدن صدای طبقه فرودست است. در تاریخ نگاری های رسمی، صدای این قشر اغلب نادیده گرفته می شود و به کتاب ها راه نمی یابد، اما نویسندگان با شکستن قفل این سکوت، رنج ها و سختی های زندگی کارگری را روایت می کنند؛ از این رو، شناخت دیدگاه این نویسندگان، گامی ضروری برای درک وضعیت اجتماعی جامعه است.
صنعت نفت و داستان
صنعت نفت ایران با بیش از یک قرن سابقه، در وجوه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایرانیان ریشه دوانده است تا آنجا که بخش بزرگی از ادبیات داستانی جنوب کشور، متأثر از رخدادهای تاریخی و فرهنگی مرتبط با نفت شده است. نویسندگانی که در این حوزه جغرافیایی بالیده اند، با تکیه بر تجربه زیسته خود در کنار صنعت نفت، به نوعی روایت واقعی از همزیستی مردم جنوب با پدیده مدرن قرن بیستم ارائه کرده اند.
برای نمونه، نجف دریابندری در داستان «مرغ پاکوتاه» کارگری را به تصویر می کشد که قربانی جامعه صنعتی نفت شده است یا اسماعیل فصیح در رمان «زمستان ۶۲» فضای صنعت نفت را در جنگ ایران و عراق بازنمایی کرده و هوشنگ گلشیری نیز با تأثیرپذیری از این حوزه، رمان «جن نامه» را به نگارش درآورده است. این چند داستان، نمونه هایی کوچک از دریای گسترده ادبیات ایران در حوزه نفت به شمار می رود.
فصل اول کتاب با عنوان «صنعت نفت در ایران»، در سه بخش جامعه و صنعت، اکتشاف نفت در ایران و نفت و زندگی مردم تدوین شده است. فصل دوم با نام «زمینه های تاریخی، اجتماعی و فرهنگی»، مروری گذرا بر تاریخ یکصدساله معاصر ایران دارد. فصل سوم تحت عنوان «داستان»، به بررسی ژانرهای گوناگون از جمله ادبیات داستانی، ادبیات کارگری و ادبیات بومی می پردازد و در ادامه، به بیوگرافی نویسندگان ادبیات داستانی جنوب، از جمله ابراهیم گلستان، نجف دریابندری، اسماعیل فصیح، احمد بیگدلی، فتح الله بی نیاز و فرهادکشوری می پردازد.
فصل چهارم با عنوان «جامعه شناسی داستان های جنوب»، مؤلفه های اقتصادی (اشتغال و مصرف گرایی)، سیاسی و فرهنگی (مهاجرت، مدارس، کتابخانه، سینما و زبان) و اجتماعی (اختلاف طبقاتی، نفت و آشفتگی مدرنیته) را در حوزه صنعت نفت واکاوی می کند. فصل پنجم و پایانی کتاب با عنوان «سخن آخر»، به نتیجه گیری و جمع بندی آثار نویسندگان جنوب اختصاص یافته است.
کتاب «از نفت… تا داستان» را می توان یکی از پژوهش های جدی در حوزه ادبیات داستانی نفت دانست. این اثر با معرفی نویسندگان جریان ساز ادبیات ایران و تبیین ارتباط معنایی آثار آنان با تحولات صنعت نفت، منبعی ارزشمند برای مطالعه تلاقی ادبیات داستانی با صنعت نفت ایران محسوب می شود. از مهم ترین ویژگی های این اثر، نگاه نو مؤلف است که پیش تر کمتر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته بود. این کتاب می تواند محرکی برای تحقیقات آتی پیرامون تاریخ اجتماعی نفت از منظر ادبیات باشد، زیرا کاوش در زیست لایه های فرودست جامعه نفتی، جز از دریچه ادبیات و تاریخ محلی، به سادگی قابل روایت نیست و گردآوری این مجموعه، گامی مؤثر در جهت پژوهش های میان رشته ای به شمار می رود.
دومین ویژگی برجسته اثر، بهره گیری از منابع غیرتاریخ نگارانه (روزنامه ها و نشریات محلی) است که در کنار منابع رسمی تاریخ نفت، به کتاب اعتبار پژوهشی بخشیده است. افزون بر این، معرفی یکجای نویسندگان حوزه نفت، راه را برای محققان هموار کرده است تا با مجموعه ای متنوع از نویسندگان این حوزه آشنا شوند و بر حسب علاقه و ضرورت، به خواندن آثار ایشان بپردازند.
دسته بندی موضوعی فصل ها، دیگر ویژگی مثبت کتاب است که موجب نظم ذهنی خواننده می شود. با این حال، در باب روش شناسی اثر، حاتم پور در فصول ابتدایی، «توصیف» را بر «تحلیل» ارجح دانسته است، اما در فصل چهارم با عنوان «جامعه شناسی داستان های جنوب»، رویکرد تحلیلی نویسنده در لابلای کلمات نمود بیشتری یافته است. بی شک، اگر این ویژگی «توصیف همراه با تحلیل»، به صورت یکدست در تمام فصول تداوم می یافت، خواننده با اثری به مراتب عمیق تر مواجه می شد. در نهایت، پیوست اطلاعات زندگی نامه ای از نویسندگان حوزه نفت، بخش پایانی اثر را به منبعی کاربردی بدل کرده است.
کتاب «از نفت… تا داستان» حاتم پور، با وجود همه ویژگی های مثبتی که دارد و تا حد امکان در این نوشتار به آنها اشاره شد، دارای برخی نکات نیز هست که در صورت برطرف شدن در چاپ های بعدی، می تواند به تکمیل این پژوهش مهم کمک کند.
باوجود تلاش حاتم پور در معرفی دقیق روزنامه های نفتی و اشخاص مرتبط، این کتاب فاقد تصاویر روزنامه هاست که ضمیمه سازی این بخش در چاپ های بعدی، به ویژه نشریاتی که کمتر در دسترس مخاطبان قراردارند، می تواند بر زیبایی و غنای اثر بیفزاید.
در حوزه تاریخ اجتماعی نفت، پژوهش های این چنینی بسیار نوپا هستند. امیدواریم در آینده نزدیک شاهد نگارش کتاب هایی در تلاقی نفت و ادبیات باشیم تا بخش مغفول مانده از تاریخ مردمی صنعت نفت، بازتابی گسترده تر بیابد.
شیر مادر نخستین سرمایه گذاری برای سلامت نسل آینده است
تغذیه با طعم عشق
مشعل | سخن از تغذیه که به میان می آید، ذهن به سمت پرهیز غذایی برای گرفتن رژیم، عضله سازی، پیشگیری از تشدید بیماری یا هزاران موارد دیگر می رود؛ این در حالی است که مهم ترین پایه های سلامتی از تغذیه سالم مادر و نوزاد شکل می گیرد. در اهمیت این موضوع همین بس که یک هفته از روزهای گرم مردادماه به هفته «تغذیه با شیر مادر» اختصاص داده شده است و پزشکان متخصص در کنار تمام روزهای سال، در چنین مناسبتی نیز از ارائه توصیه های تغذیه ای مناسب برای مادر و نوزاد غافل نمانده اند، زیرا می دانند دوران شیردهی که بهار زندگی را به فصل های پربار آینده وصل می کند، از مهم ترین و زیباترین لحظه های زندگی مادر و کودک به شمار می رود؛ موضوعی که کارشناسان مامایی بهداشت و درمان صنعت نفت هم در گفت وگو با خبرنگار مشعل به آن اذعان دارندکه شیر مادر، نخستین سرمایه گذاری برای سلامت نسل آینده است.
دوران شیردهی، یکی از حساس ترین و مهم ترین لحظه زندگی مادر و نوزاد است؛ مرحله ای که نقش مستقیمی در رشد جسمی و ذهنی نوزاد ایفا می کند. در این باره، سهیلا نیازی، کارشناس مامایی بهداشت و درمان صنعت نفت غرب کشور با تأکید بر اینکه شیر مادر کامل ترین و ایمن ترین منبع تغذیه برای نوزادان است، می گوید: تغذیه انحصاری با شیر مادر تا پایان شش ماهگی، علاوه بر تأمین تمامی نیازهای تغذیه ای شیرخوار، موجب تقویت سیستم ایمنی، کاهش خطر ابتلا به بیماری های عفونی و مزمن، رشد مطلوب جسمی و ذهنی کودک و ارتقای سلامت مادر می شود و یکی از مؤثرترین سرمایه گذاری ها برای سلامت نسل آینده به شمار می رود. وی یادآور می شود: سازمان جهانی بهداشت و یونیسف توصیه می کنند نوزادان تا پایان شش ماهگی به طور انحصاری با شیر مادر تغذیه شوند و پس از آن نیز همراه با غذای کمکی مناسب، شیردهی تا دو سالگی یا بیشتر ادامه یابد.
نخستین واکسن
کارشناس مامایی مرکز بهداشت و درمان صنعت نفت غرب کشور با بیان اینکه شیر مادر نخستین واکسن طبیعی نوزاد محسوب می شود، تصریح می کند: آنتی بادی های موجود در شیر مادر از کودک در برابر بسیاری از بیماری های عفونی از جمله اسهال، عفونت های تنفسی، عفونت گوش و برخی بیماری های ویروسی محافظت می کنند. همچنین مطالعات نشان داده است کودکانی که از شیر مادر تغذیه می کنند، در آینده کمتر در معرض ابتلا به چاقی، دیابت، آلرژی و برخی بیماری های مزمن قرار می گیرند.
وی با تاکید بر اینکه تغذیه با شیر مادر تنها به تأمین نیازهای جسمی نوزاد محدود نمی شود، ادامه می دهد: تغذیه با شیرمادر نقش مهمی در رشد مغزی، تکامل شناختی، افزایش توان یادگیری و ایجاد پیوند عاطفی عمیق میان مادر و کودک دارد؛ پیوندی که آثار مثبت آن تا سال ها در سلامت روان و رشد اجتماعی کودک باقی می ماند.نیازی درباره مزایای شیردهی برای مادر نیز می گوید: شیردهی موجب ترشح هورمون هایی می شود که به بازگشت سریع تر رحم به وضعیت طبیعی، کاهش خونریزی پس از زایمان و تسریع روند بهبود مادر کمک می کند. همچنین خطر ابتلا به سرطان پستان و تخمدان، دیابت نوع دو و پوکی استخوان در مادران شیرده کاهش می یابد و شیردهی در بازگشت به وزن پیش از بارداری نیز مؤثر است. وی با تأکید بر نقش خانواده در موفقیت شیردهی اظهار می کند: حمایت همسر و سایر اعضای خانواده از مادر، فراهم کردن شرایط مناسب برای استراحت، تغذیه سالم و آرامش روانی، نقش مهمی در تداوم شیردهی موفق دارد. همچنین حمایت محیط های کاری از مادران شاغل، از جمله فراهم کردن فضای مناسب برای شیردهی یا دوشیدن شیر، می تواند به حفظ سلامت مادر و کودک کمک کند. کارشناس مامایی مرکز بهداشت و درمان صنعت نفت غرب کشور، به مادران شیرده تأکید می کند در دوران شیردهی از رژیم غذایی متنوع و متعادل، مصرف مایعات کافی، خواب و استراحت مناسب بهره مند شوند و از مصرف دخانیات و هرگونه دارو بدون تجویز پزشک خودداری کنند. همچنین در صورت بروز هرگونه مشکل در شیردهی، از مشاوره کارشناسان مامایی و پزشکان استفاده کنند تا مشکلات احتمالی در کوتاه ترین زمان برطرف شود. به گفته نیازی، ترویج فرهنگ تغذیه با شیر مادر، حمایت همه جانبه از مادران شیرده و افزایش آگاهی خانواده ها، از مهم ترین راهکارهای ارتقای شاخص های سلامت جامعه است و شیر مادر، هدیه ای ارزشمند برای آغاز زندگی سالم و تضمین کننده آینده ای سالم تر برای نسل های آینده خواهد بود.
پیوند در نخستین ساعت
رقیه راشدی، مسئول بخش زایمان بهداشت و درمان صنعت نفت آغاجاری هم با تاکید بر اینکه حمایت از مادران و ترویج تغذیه انحصاری با شیر مادر در 6 ماه نخست زندگی، نقش مهمی در تقویت سیستم ایمنی، رشد مطلوب نوزاد و پیشگیری از بسیاری از بیماری های دوران کودکی دارد، می گوید: شیر مادر تنها یک ماده غذایی نیست، بلکه ترکیبی کامل و متناسب با نیازهای نوزاد است که مواد مغذی، ویتامین ها، آنزیم ها و عوامل ایمنی بخش مورد نیاز بدن او را فراهم می کند، ضمن اینکه تغذیه با شیر مادر می تواند خطر ابتلا به عفونت های تنفسی، اسهال، عفونت گوش و برخی بیماری های شایع دوران کودکی را کاهش دهد و زمینه رشد جسمی و تکامل مطلوب نوزاد را فراهم کند. همچنین ترکیبات موجود در شیر مادر در رشد مغز و بینایی کودک نقش دارند و به شکل گیری سلامت جسمی و روانی او در سال های آینده کمک می کنند. وی با تأکید بر اهمیت آغاز شیردهی در نخستین ساعات پس از تولد تصریح می کند: توصیه می شود در صورت مساعد بودن شرایط مادر و نوزاد، تغذیه با شیر مادر در ساعت نخست پس از تولد آغاز شود و تغذیه انحصاری با شیر مادر تا پایان شش ماهگی ادامه یابد. پس از شش ماهگی نیز تغذیه تکمیلی باید در کنار ادامه شیردهی و بر اساس توصیه کارکنان بهداشتی و درمانی آغاز شود. مسئول بخش زایمان بهداشت و درمان صنعت نفت آغاجاری با بیان اینکه موفقیت در شیردهی تنها به تلاش مادر وابسته نیست، یادآوری می کند: حمایت همسر، خانواده و محیط کار نقش بسیار مهمی در تداوم شیردهی دارد. کمک به مادر در امور منزل، ایجاد آرامش، پرهیز از ایجاد نگرانی و فراهم کردن شرایط مناسب برای استراحت و شیردهی مادران شاغل، از جمله اقدام هایی است که می تواند این مسیر را برای آنان آسان تر کند. همچنین برخی مادران ممکن است در روزهای نخست پس از زایمان با چالش هایی مانند درد، نگرانی درباره میزان شیر، زخم نوک پستان یا نحوه صحیح در آغوش گرفتن نوزاد مواجه شوند. دریافت آموزش و مشاوره به موقع از ماماها، کارشناسان بهداشت و مشاوران شیردهی می تواند از بروز بسیاری از این مشکلات پیشگیری می کند و اعتمادبه نفس مادر را افزایش دهد.
سلامت کودک درگرو تغذیه سالم مادر
به مادران شیرده برای تأمین نیازهای بدن خود و تولید شیر، این مواد توصیه می شود:
محصولات لبنی کم چرب:هر کدام از لبنیات که تمایل دارید، انتخاب کنید، محصولات لبنی بخش مهمی از تغذیه دوران شیردهی را تشکیل می دهند. علاوه بر تامین پروتئین، ویتامین ب و ویتامین د، محصولات لبنی یکی از بهترین منابع کلسیم هستند.
گوشت گاو :برای افزایش انرژی خود به دنبال غذاهای غنی از آهن مانند گوشت خالص گاو باشید. کمبود آهن میزان انرژی را پایین می آورد و نمی گذارد که مادر به تقاضاهای نوزاد خود پاسخ دهد. در دوران شیردهی نیاز به تامین پروتئین و ویتامین ب-۱۲ بیشتری دارید. گوشت گاو منبع عالی این مواد مغذی است.
حبوبات :حبوباتی که رنگ تیره دارند، مانند لوبیا های سیاه و لوبیای چیتی غذای بسیار مفیدی برای تغذیه دوران شیردهی هستند. مادرانی که رژیم گیاه خواری دارند، حتما این دو ماده را در برنامه خود داشته باشند. حبوبات نه تنها غنی از آهن هستند، بلکه یک منبع مناسب و ارزان پروتئین غیرحیوانی با کیفیت بالا نیز هستند.
زغال اخته:مادرانی که در دوران شیردهی هستند، به دو وعده میوه یا آبمیوه در روز احتیاج دارند. زغال اخته غنی از آنتی اکسیدان، گزینه مناسبی برای پاسخگویی به نیاز مادر و نوزاد است. زغال اخته سرشار از ویتامین ها و مواد معدنی مناسب نیازهای مادر است. مقدار مناسب کربوهیدرات آن سطح انرژی را بالا نگه می دارد.
تخم مرغ :زرده تخم مرغ یکی از معدود منابع ویتامین دی است. استخوان های شما را محکم می کند و به نوزاد شما در رشد استخوان هایش کمک می کند. سفیده تخم مرغ بهترین ماده برای رفع نیاز روزانه به پروتئین است. می توانید ۲ عدد تخم مرغ را برای صبحانه میل کنید یا آبپز آن را در سالاد ناهارتان قرار دهید. برای شام املت با سالاد میل کنید.
نان گندم سبوس دار :اسید فولیک ماده ای مغذی در شیر مادر است که این ماده برای سلامت مادر نیز اهمیت دارد. منابع این ماده مغذی نان های سبوس دار و ماکارونی غنی شده است که مقدار مناسبی فیبر و آهن می رساند.
سبزیجات مفید :بی شماری سبزیجات برگ دار مانند اسفناج، برگ چغندر و بروکلی فواید بیشماری دارد و سرشار از ویتامین آ هستند که نوزاد به آن نیاز دارد. همچنین پر از آنتی اکسیدان ها برای سلامت قلب مفیدند و کالری کمی دارند. در تغذیه دوران شیردهی این سبزیجات را اضافه کنید.
افزایش مصرف آب :مصرف آب به بالا نگه داشتن سطح انرژی و تولید شیر برای نوزاد کمک می کند که این مایعات می تواند به شکل آبمیوه و شیر برای بدن تأمین شود؛ بنابراین با نوشیدن آب به مقدار کافی یعنی 6 تا 8 لیوان آب یا آبمیوه در روز، دچار کمبود آب نمی شوید.
به مناسبت درگذشت اکبرعبدی، بازیگر توانای عرصه هنر
نفت و تولد یک ستاره
|فرشید خدادادیان|
| پژوهشگر تایخ نفت و میراث صنعتی |
هنرمندان و بازیگران سینما و تلویزیون، به خصوص کمدین ها هیچ گاه نخواهند مرد. اگر روزی مرگ چارلی چاپلین، درگذشت هرولد لوید، لورل و هاردی یا دیگر کمدین ها باور شد، نبود هنرمندی چون اکبر عبدی هم باورپذیر خواهد بود.
اکبر عبدی، هنرمند هزار چهره سینمای ایران، بخش مهمی از تاریخ سینمای ایران به شمار می رود؛ سینمایی که با صنعت نفت وارد کشورمان شد و اگر نفت نبود، بسیار دیرتر از آنچه اتفاق افتاد، در ایران عمومی می شد. اگرچه در باور عمومی، ناصرالدین شاه، چنانچه در یکی از فیلم هایی که زنده یاد عبدی نیز در آن بازی کرده، آورنده و آکتور سینما در ایران محسوب می شود؛ اما با یکی از شرکت شهرهای نفتی ایران بود که سینما عمومی شد و اعجاز تصویر متحرک روی دیوارهای گچی سینماهای نفت، ایرانیان ساکن شرکت شهرهای نفتی را مسحور و مجذوب سینما کرد.
از فعالیت «مرحوم لاله زار»، آپاراتچی سینما شهرفرنگ مسجد سلیمان، نخستین شرکت شهرهای نفتی ایران تا سینماهای خیابان لاله زار در تهران، دوران مدیدی سپری شد تا بچه های نازی آباد از جمله اکبر عبدی آقا باقر مجذوب سینما شدند.
نازی آباد، محله ای کارگرنشین در جنوب تهران بود و پدران با کار در انبار نفت و پالایشگاه تهران، کارخانه چیت سازی، سیلوی گندم، گمرک و راه آهن، برای تامین معاش فعالیت می کردند، مانند عباسعلی عبدی که از روستای آقا باقر اردبیل آمده بود تا کارگر چیت سازی شود و فرزندانش از جمله اکبر، از بچه های بازیگوش نازی آباد بودند که معمولا مدرسه شان دیر می شد.
سال ۱۳۵۱ بود که مادر، اکبر 12 ساله را به کانون پرورش فکری نازی آباد سپرد. محلی که با حمایت و تامین هزینه از سوی شرکت ملی نفت ایران و از سال۱۳۴۴ ساخته شده بود تا فکر آینده سازان ایران را پرورش دهد.
اگر سینما با نفت در ایران عمومی و فراگیر و با حمایت و مسئولیت پذیری اجتماعی نفت، مراکزی همچون کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تاسیس نمی شد، استعدادهایی مانند اکبر عبدی چه سرنوشتی پیدا می کردند؟!
زنده یاد عبدی، نقش های فراوانی را بازی و شخصیت های زیادی را بازآفرینی کرد که برخی از آنها مستقیم و غیرمستقیم با نفت مرتبط بودند؛ به طوری که در «سال های مشروطه» و «مظفرنامه»، سریال تلویزیونی و فیلم سینمایی که از سوی استاد محمدرضا ورزی ساخته شد، عبدی نقش مظفرالدین شاه، اعطاکننده امتیاز نفت به دارسی و امضاکننده فرمان مشروطیت را بازی کرد.
همچنین وقتی به دعوت زنده یاد ناصر تقوایی- یکی از افتخارات صنعت فیلمسازی خوزستان و ایران- نقش گروهبان مکوندی را در فیلم
«ای ایران» ایفا کرد، بازیگر نقشی برای یک کارگردان آبادانی شد که نام فامیلی مکوندی از طوایف مطرح بختیاری در جنوب ایران، برای شخصیت اصلی فیلمش انتخاب شده بود.
اکبر عبدی، حسن آقای شهریور۱۳۲۰ در سریال
«در چشم باد» استاد جعفری جوزانی نیز بود که در دفاع از ناموس ایرانی با سربازان هندی ارتش بریتانیا درگیر شد. جنگ جهانی دوم، جنگ ما نبود؛ اما به جرم داشتن نفت و همسایه بودن با روسیه مجبور به تحمل تبعات آن شدیم تا متفقین روی موجی از نفت به پیروزی برسند.
نتیجه تاثیر نفت در سینما و ایجاد مراکزی فرهنگی مانند کانون پرورش فکری، ظهور و بروز چهره هایی چون اکبر عبدی بود؛ هنرمندی که نخستین «زن پوش» سینمای ایران بعد از انقلاب۵۷ شد؛ البته زن پوشی دارای پیشینه ای کهن در نمایش ایرانی است؛ از زن پوشی در نمایش های تخته حوضی تا زن پوشی در تعزیه؛ اما این عبدی بود که در فیلم «آدم برفی» آن را به شکلی بدیع احیا کرد.
رمز محبوبیت اکبر عبدی در آن بود که همواره خودش بود و هیچ گاه به چیزی که نبود، تظاهر نکرد. از وقتی که مدرسه اش دیر می شد تا آدم برفی شدنش و از مظفرالدین شاه بودن تا استندآپ کمدی های اخیرش، تلاش کرد مردم را در حین خنداندن، به فکر وادارد، حتی در زمانه ای که بهانه چندانی برای خندیدن نبود و خوشا به حالش که محبوب زیست و محبوب رفت. همه می آیند و می روند و خوشا به سعادت آنان که نام نیکی از خود به یادگار می گذارند. به قول دکتر ژاله اصفهانی:
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه خود خوانَد و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
و خوش و خرم باد نغمه عمو اکبر، تا زمانی که یک فریم از کارهایش دیده می شود، نام و یاد او زنده و در میان ماست؛ او که دلش زنده به عشق بود، هرگز نمی میرد.
چگونه هوش مصنوعی را به پاسخ های خلاقانه هدایت کنیم؟
جادوی پرسش
مشعل تصور کنید در برابر ابزاری نشسته اید که به میلیون ها مقاله علمی، هزاران کتاب و پژوهش تخصصی و بخش بزرگی از دانش مکتوب بشر دسترسی دارد. حالا از آن فقط بخواهید «یک متن خوب» برایتان بنویسد. احتمالا پاسخی قابل قبول دریافت می کنید، اما نه آن خروجی دقیق و خلاقانه ای که در ذهن دارید. اینجا مسئله، کم دانشی هوش مصنوعی نیست؛ مسئله، شیوه پرسیدن ماست. امروز مدل های زبانی هوش مصنوعی، از تولید متن، تصویر و ویدیو گرفته تا تحلیل داده ها، برنامه نویسی، طراحی و کمک در فرایند تصمیم گیری، به یکی از مهم ترین ابزارهای کار و آموزش تبدیل شده اند. با این حال، کیفیت پاسخ های آنها بیش از هر چیز به کیفیت دستورهایی بستگی دارد که کاربران در اختیارشان قرار می دهند. همین موضوع، «مهندسی پرامپت» یا «دستورنویسی برای هوش مصنوعی» را به یکی از مهارت های کلیدی عصر دیجیتال تبدیل کرده است؛ مهارتی که می تواند فاصله میان یک پاسخ معمولی و یک خروجی حرفه ای را تنها با چند جمله دقیق رقم بزند.
تا چند سال پیش، مهم ترین مهارت در عصر دیجیتال، جست وجوی صحیح در اینترنت بود، اما امروز با فراگیر شدن ابزارهای هوش مصنوعی، مهارتی تازه اهمیت پیدا کرده است؛ اینکه چگونه با مدل های مختلف هوش مصنوعی گفت وگو کنیم. بسیاری، هوش مصنوعی را به غول چراغ جادو تشبیه می کنند؛ ابزاری که به حجم عظیمی از دانش دسترسی دارد، اما تنها زمانی می تواند بهترین پاسخ را ارائه دهد که خواسته کاربر را به درستی درک کند. تفاوت میان یک پاسخ معمولی و خروجی ای دقیق، خلاقانه و کاربردی، گاهی تنها در چند کلمه و شیوه بیان درخواست نهفته است.
مهندسی دستور
در ادبیات فناوری، متنی که کاربر برای دریافت پاسخ در اختیار هوش مصنوعی قرار می دهد، «پرامپت» یا «دستور» نام دارد؛ همان سؤال، درخواست یا توضیحی که مسیر پاسخ را مشخص می کند. برخلاف تصور برخی کاربران، مدل های زبانی توانایی خواندن ذهن انسان را ندارند و تنها بر پایه اطلاعاتی که دریافت می کنند، پاسخ تولید می کنند؛ به همین دلیل، هرچه درخواست شفاف تر، هدفمندتر و ساختاریافته تر باشد، کیفیت خروجی نیز به همان نسبت افزایش خواهد یافت. «مهندسی پرامپت» امروز به یکی از مهارت های کلیدی عصر هوش مصنوعی تبدیل شده است؛ مهارتی که به کاربران می آموزد چگونه خواسته خود را با زبانی دقیق و قابل فهم به هوش مصنوعی منتقل کنند. بسیاری از کارشناسان معتقدند موفقیت در کار با مدل های زبانی، بیش از آنکه به توانایی خود هوش مصنوعی وابسته باشد، به کیفیت پرسش ها و دستورهایی بستگی دارد که کاربر در اختیار آن قرار می دهد.
چهار اصل یک دستور
کارشناسان حوزه هوش مصنوعی معتقدند بخش زیادی از تفاوت میان کاربران حرفه ای و کاربران عادی، نه در شناخت ابزارها، بلکه در شیوه نوشتن پرامپت هاست. تجربه نشان داده است که رعایت چند اصل ساده می تواند کیفیت خروجی مدل های زبانی را به شکل محسوس افزایش دهد.
نخستین اصل، نقش دهی به هوش مصنوعی است. مدل های زبانی به طور پیش فرض یک دستیار عمومی هستند، اما اگر از آنها بخواهید در قالب یک کارشناس پاسخ دهند، نتیجه دقیق تر و تخصصی تر خواهد بود. برای مثال، اگر تنها بنویسید «درباره بازاریابی توضیح بده»، پاسخی کلی دریافت خواهید کرد، اما اگر درخواست خود را این گونه مطرح کنید: «به عنوان یک مدیر ارشد بازاریابی دیجیتال با ۱۰ سال سابقه، برای معرفی یک محصول جدید سه راهکار عملی ارائه بده»، پاسخ متفاوت و متناسب با همان نقش خواهد بود.
اصل دوم، ارائه زمینه و اطلاعات کافی است. هوش مصنوعی باید بداند مخاطب چه کسی است و هدف از تولید محتوا چیست. تصور کنید از آن بخواهید یک متن عذرخواهی بنویسد. اگر تنها بنویسید «یک متن عذرخواهی بنویس»، نتیجه معمولی خواهد بود، اما وقتی توضیح دهید: «یک متن رسمی برای مشتری بنویس که سفارش او سه روز با تأخیر تحویل شده و برای جبران، یک کد تخفیف ۲۰ درصدی نیز به او ارائه شود»، خروجی متناسب با همان موقعیت خواهد بود. سومین اصل، تعیین قالب و لحن پاسخ است. هوش مصنوعی زمانی بهترین عملکرد را دارد که بداند خروجی نهایی قرار است چه شکلی داشته باشد. برای نمونه، درخواست راه های کاهش وزن را بگو، اغلب پاسخی کلی به همراه دارد، اما اگر بنویسید «سه روش علمی برای کاهش وزن را با لحنی انگیزشی و در قالب یک جدول شامل روش، مدت زمان و میزان تأثیر ارائه کن و از اصطلاحات پیچیده پزشکی استفاده نکن»، نتیجه ساختارمندتر، خواندنی تر و کاربردی تر خواهد بود.
چهارمین اصل نیز استفاده از روش گام به گام است. در موضوع های تحلیلی یا پیچیده، بهتر است از هوش مصنوعی بخواهید مراحل استدلال خود را به ترتیب انجام دهد. برای مثال، به جای یک درخواست کلی، می توان نوشت: «ابتدا مسئله را تحلیل کن، سپس سه راهکار ارائه بده و در پایان، بهترین گزینه را با ذکر دلیل انتخاب کن.» این روش علاوه بر افزایش دقت پاسخ، احتمال بروز خطا یا تولید اطلاعات نادرست را نیز کاهش می دهد.
آنچه این چهار اصل را به هم پیوند می دهد، یک نکته مشترک است؛ هوش مصنوعی هرچه اطلاعات دقیق تر و هدفمندتری دریافت کند، پاسخ هایی نزدیک تر به انتظار کاربر تولید خواهد کرد؛ به همین دلیل، بسیاری از متخصصان، کیفیت خروجی را بیش از آنکه وابسته به توانایی مدل های زبانی بدانند، نتیجه کیفیت پرسش هایی می دانند که انسان برای آنها می نویسد.
نقشه راه یک پرامپت حرفه ای
هرچند دنیای پرامپت نویسی آنقدر گسترده است که پرداختن به همه تکنیک های آن در یک گزارش امکان پذیر نیست، اما آشنایی با یک الگوی ساده و کاربردی می تواند نقطه شروعی مناسب باشد CREATE یا خلق، یکی از شناخته شده ترین چارچوب های مهندسی پرامپت است که کاربران حرفه ای از آن برای تبدیل یک درخواست ساده به دستوری دقیق، شفاف و نتیجه بخش استفاده می کنند. این فرمول در واقع یک چک لیست ذهنی است؛ چک لیستی که پیش از ارسال درخواست، به شما یادآوری می کند آیا همه اطلاعات لازم را در اختیار هوش مصنوعی قرار داده اید یا چیزی از قلم افتاده است. در این الگو، هر حرف یادآور یکی از اجزای ضروری یک پرامپت است. نخست باید زمینه (Context) را مشخص کنید؛ یعنی توضیح دهید موضوع چیست و چرا این درخواست را مطرح می کنید. سپس نقش (Role) را تعیین و مشخص کنید هوش مصنوعی در جایگاه چه فرد یا تخصصی پاسخ دهد. در گام بعد، انتظار (Expectation) خود را به طور دقیق بیان کنید؛ اینکه دقیقاً چه خروجی ای می خواهید، گزارش، مقاله، جدول، تحلیل یا هر قالب دیگر.
پس از آن نوبت به معرفی مخاطب (Audience) می رسد. اینکه متن قرار است برای دانش آموز نوشته شود یا مدیرعامل یک شرکت، تفاوت زیادی در شیوه نگارش و سطح اطلاعات ایجاد می کند. سپس باید لحن (Tone) را مشخص کنید؛ رسمی، صمیمی، ژورنالیستی، علمی، تبلیغاتی یا حتی طنز. در نهایت نیز محدودیت ها و جزئیات تکمیلی (Extras) را بنویسید؛ مانند تعداد کلمات، استفاده یا عدم استفاده از برخی واژه ها، نوع تیترها، ساختار متن یا هر نکته ای که کیفیت خروجی را افزایش می دهد. برای درک بهتر، فرض کنید می خواهید به کمک هوش مصنوعی برای دوستتان یک پیام تبریک تولد بنویسد. اگر فقط بنویسید: «یه متن تبریک تولد بنویس.» احتمالاً یک متن کلی و تکراری دریافت می کنید. اما اگر همان درخواست را با الگوی CREATE بنویسید، نتیجه متفاوت خواهد بود:
زمینه: تولد دوستم که تازه 30 ساله شده است.
نقش: مثل یک نویسنده خلاق و صمیمی بنویس.
انتظار: یک پیام همراه با دلتنگی و بسیار احساسی آماده کن.
مخاطب: دوستی که از نوجوانی در یک مدرسه باهم بوده ایم.
لحن: گرم، دوستانه و کمی طنز.
محدودیت ها:متن کمتر از ۱۰۰ کلمه باشد، از ایموجی استفاده نکن و جمله ای انگیزشی در پایان داشته باشد.
در چنین شرایطی، هوش مصنوعی دیگر مجبور نیست درباره نیاز کاربر حدس بزند؛ می داند چه مأموریتی به عهده دارد و خروجی نیز به همان نسبت حرفه ای تر، منسجم تر و نزدیک تر به انتظار کاربر خواهد بود. بسیاری از متخصصان معتقدند تفاوت میان یک کاربر عادی و یک کاربر حرفه ای هوش مصنوعی، نه در ابزار، بلکه در کیفیت پرامپتی است که می نویسد.
کلید بهره گیری دقیق تر
مهندسی پرامپت، بیش از آنکه مجموعه ای از چند دستور ساده باشد، نوعی مهارت در شیوه اندیشیدن و طرح درست مسئله است. هرچه کاربر بتواند هدف، زمینه، مخاطب و انتظار خود را دقیق تر برای هوش مصنوعی توصیف کند، کیفیت پاسخ نیز به همان نسبت افزایش خواهد یافت. به بیان دیگر، هوش مصنوعی بیش از آنکه به «سؤال» پاسخ دهد، به «کیفیت سؤال» واکنش نشان می دهد؛ از همین رو، تعامل با این فناوری را باید یک گفت وگوی هدفمند و پویا دانست، نه فقط وارد کردن چند کلمه در کادر چت. با این حال، نباید فراموش کرد که مدل های زبانی و چت بات های هوش مصنوعی، با وجود توانمندی های گسترده، همچنان محدودیت هایی دارند. اطلاعات آنها همواره به روز و کامل نیست و در موضوع های تخصصی، پزشکی، حقوقی، مهندسی یا تصمیم های حساس، هرگز نمی توانند جایگزین نظر و تجربه یک پزشک یا کارشناس خبره شوند. هوش مصنوعی را باید یک دستیار قدرتمند دانست، نه مرجع نهایی تصمیم گیری.
برگرفته از مقالات سایت: Linkedin
خشک نشدن گل های آپارتمانی هنگام سفر، راهکارهای ساده ای دارد
انرژی گیاهان بدرقه راهتان
بار سفر را بسته ای و همه چیز مهیای به جاده زدن و چند روز دور از خانه ماندن است؛ اما چشمت به گیاهانی می افتد که در گلدان های رنگی، گوشه و کنار خانه ات را زینت بخشیده اند و ملتمسانه نرفتنت را آرزو می کنند. گیاهانی که برای رشد و شادابی به آب، نور، دمای مناسب و مراقبت منظم نیاز دارند و در صورت نبودن فردی که از آنان مراقبت کند، پژمردگی، زردشدن برگ ها یا حتی نابودی خود را خواهند دید. پس باید دست به کار شوی و پیش از سفر، شرایط مناسبی را برای گیاهان فراهم کنی تا در مدت نبودنت، سالم بمانند و در طول سفر، انرژی شان بدرقه راهت باشد.
نگهداری از گیاهان آپارتمانی هنگام سفر کار دشواری نیست، اما نیاز به برنامه ریزی دارد. آبیاری مناسب، انتخاب محل مناسب برای قراردادن گلدان ها، استفاده از روش های خودآبیاری و توجه به نیازهای متفاوت گیاهان می تواند از آسیب دیدن آن ها جلوگیری کند.
بهترین کار قبل از سفر
یکی از مهم ترین کارها قبل از سفر، آبیاری مناسب گیاهان است تا پس از بازگشت به خانه، با صحنه دلخراش پژمرده شدن گیاهان خود روبه رو نشوید. بنابراین بهتر است یک یا دو روز پیش از سفر، وضعیت خاک گلدان ها را بررسی کنید، اگر سطح خاک خشک شده، گیاه را به اندازه کافی آبیاری کنید؛ البته باید مطمئن شوید که سوراخ های زهکشی گلدان باز است و آب اضافی می تواند به راحتی خارج شود.
همچنین گیاهان را پیش از سفر در محلی قرار دهید که نور کافی و غیرمستقیم دریافت کنند. قراردادن گیاه در معرض نور شدید و مستقیم خورشید می تواند باعث افزایش تبخیر آب و خشک شدن سریع خاک شود.
از طرف دیگر، قراردادن گیاه در یک اتاق کاملا تاریک نیز مناسب نیست و بهتر است شرایطی مشابه محیط معمول رشد گیاه فراهم شود.
استفاده از روش های خودآبیاری
برای سفرهای چند روزه یا طولانی تر می توان از روش های مختلف خودآبیاری استفاده کرد؛ البته این کار پس از تفکیک گیاهان نیازمند به آبیاری بیشتر مانند پیتوس و ماندگار در بی آبی مانند کاکتوس شدنی است.
پلن یک: فتیله
یکی از روش های ساده، قراردادن یک ظرف آب در کنار گلدان و استفاده از یک نخ پنبه ای یا فتیله است؛ یک سر نخ داخل آب و سر دیگر آن در خاک قرار می گیرد تا به تدریج آب به خاک منتقل شود.
پلن 2: جزیره سازی
برای برخی گیاهان که در گلدان سفالی کاشته شده اند، این امکان وجود دارد که گلدان را به صورت جزیره ای در داخل یک ظرف آب قرار دهید تا آب از طریق زهکش هایی که در بدنه و کف گلدان وجود دارد، به سمت بالا یعنی بستر کشت گیاه حرکت کرده و ریشه را خیس نگه دارد.
پلن 3: پوشش پلاستیکی
یکی دیگر از روش های مناسب برای آبیاری گلدان در زمان سفر، استفاده از پوشش پلاستیکی است. برای این روش باید کیسه های پلاستیکی را روی گلدان قرار داده و گیاهان را خوب سیراب کنید. سپس با قراردادن پوشش پلاستیکی روی گیاهان، می توانید از تبخیرشدن آبی که به آن ها داده اید، جلوگیری کرده تا این رطوبت چند روز در خاک باقی بماند.
پلن 4: بطری
از این به بعد بطری های خالی را دور نریزید. یک بطری نوشابه را بردارید و در آن را سوراخ و سپس دو سوم بطری را پر از آب کنید. سپس بطری را به صورت کج در کنار گلدان قرار دهید. به گونه ای که آب آرام آرام و به صورت قطره ای، از در بطری خارج شود. با این کار یک آبیاری قطره ای انجام داده اید.
در روشی دیگر، بطری را پر از آب کنید و درپوش آن را کمی باز کنید تا آب قطره قطره از بطری بیرون بیاید. حالا بطری را به صورت وارونه در خاک گلدان فروکنید. آب از بطری به صورت قطره ای وارد خاک می شود و گیاه را آبیاری می کند. یادتان باشد که در بطری باید از جنس پلاستیک باشد و از در چوب پنبه ای استفاده نکنید.
کارهای ممنوعه قبل از سفر
قبل از سفر بهتر است از انجام تغییرات اساسی در شرایط گیاه خودداری کنید. برای مثال، تعویض گلدان، کوددهی سنگین یا هرس شدید درست قبل از سفر، ممکن است باعث واردشدن استرس به گیاه شود.
همچنین نباید برای جبران حضور نداشتن در منزل،، مقدار بسیار زیادی آب به گیاه بدهیم. آبیاری بیش از اندازه می تواند به اندازه کم آبی و حتی بیشتر از آن به گیاه آسیب برساند.
پس از بازگشت از سفر هم ابتدا وضعیت خاک و برگ های گیاه را بررسی کنید. اگر خاک کاملا خشک شده است، گیاه را به شکل معمول آبیاری و اگر خاک هنوز مرطوب است، از آبیاری مجدد خودداری کنید. همچنین برگ های زرد، خشک یا آسیب دیده را بررسی کنید و در صورت مشاهده نشانه هایی مانند کپک، بوی نامطبوع خاک یا پوسیدگی، اقدامات لازم را انجام دهید.
روایت حفارمردی که نیم قرن در برابر فوران چاه ها ایستادگی کرد
پای کار تا مهار آتش
یونس صادقی | صنعت حفاری از آن بخش های صنعت نفت است که تجربه در آن، به اندازه دانش فنی اهمیت دارد؛ آنگاه که تصمیم های درست و به موقع می تواند سرنوشت یک میدان نفت و گاز را تغییر دهد. حسین شورآب، متولد مسجدسلیمان، از پیشکسوتان حوزه حفاری است که سابقه بیش از پنج دهه فعالیت در صنعت حفاری را در کارنامه دارد. شورآب در گفت وگو با خبرنگار "مشعل" از حضور در شرکت های خارجی(دهه ۵۰) تا توسعه حفاری، مهار چاه ها و فعالیت در شرکت نفت مناطق مرکزی ایران می گوید.
از چگونگی ورود خود به صنعت نفت بگویید.
خرداد ماه ۱۳۳۱ در خانواده ای کارگری از کارکنان شرکت نفت در مسجدسلیمان متولد شدم. پدرم سال ها در صنعت نفت و حوزه حفاری فعالیت می کرد و سال ۱۳۴۸ بازنشسته شد. او از نسلی بود که همزمان با حضور شرکت های خارجی در مسجدسلیمان کار می کرد. در خانه ما همیشه صحبت از نفت، حفاری و تجهیزات دکل بود که این فضا روی انتخاب شغلی من تأثیر گذاشت. از سال 1350 تا 1352 خدمت سربازی بودم و سپس در یک شرکت به نام «سدیران» به عنوان کارآموز گل حفاری، وارد این شرکت شدم.
با توجه به اینکه شما نیروی تازه وارد بودید، نحوه آموزش چگونه بود؟
در آن زمان شرکت نفت برای تربیت نیروهای ایرانی، از میان دیپلمه ها آزمون کتبی و سپس مصاحبه برگزار می کرد. من در آزمون و مصاحبه پذیرفته شدم. آموزش هایی که به ما دادند بسیار فشرده و کاربردی و شامل یادگیری زبان انگلیسی، مباحث تئوری و شیمی گل حفاری بود. شب ها هم روی دکل حفاری و به صورت عملی آموزش می دادند. در مدت حدود چهارماه، به عنوان "گل شناس" روی دکل مشغول کار بودم.
بعدها به مناطق گازی اعزام شدم و با حفاری چاه های گازی و شرایط خاص آنجا آشنا شدم.
چه مسیری را پس از ورود به صنعت نفت طی کردید؟
در آن موقع مدرسه تکنولوژی حفاری اهواز برای تربیت نیروهای ایرانی ایجاد شده بود. دوره آموزشی بسیار سخت و طولانی بود و باید مراحل مختلف کار روی دکل را از پایین ترین سطح طی می کردیم. پس از گذراندن دوره عملی، آموزش های تئوری نیزادامه داشت. بعدها بخشی از دروس ما در دانشگاه ارزیابی شد و برای تکمیل تحصیلات، دوره هایی را در دانشکده نفت گذراندیم. از سال ۱۳۵۹ تا ۱۳۷۴ در مناطق عملیاتی و به صورت اقماری کار کردم. از سال ۱۳۷۴ تا سال ۱۳۷۹ نیز به عنوان رئیس عملیات حفاری فعالیت داشتم. درمجموع حدود ۲۶ سال در مناطق نفت خیز فعالیت کردم.
انقلاب اسلامی و پس از آن جنگ تحمیلی چه تأثیری بر فعالیت های حفاری داشت؟
پس از انقلاب، بسیاری از شرکت های خارجی که در زمینه حفاری و خدمات فنی فعالیت می کردند، از ایران خارج شدند و فعالیت های آنها به شرکت های ایرانی واگذار شد. پس از خروج آنها، سیاست شرکت ملی نفت ایران این بود که نیروهای ایرانی مسئولیت ها را به عهده بگیرند. ما نیز به مناطق مختلف، به ویژه مناطق مرزی، اعزام شدیم تا از مخازن و میادین مشترک استفاده شود و اجازه ندهیم تنها طرف مقابل از این منابع بهره برداری کند. این دوره با آغاز جنگ تحمیلی و دوران دفاع مقدس همزمان شد. ما تا آخرین لحظات در مناطق عملیاتی حضور داشتیم، اما با شدت گرفتن حملات، دستور تخلیه داده شد. حتی دکل ها باید قطعه قطعه و منتقل می شدند که البته در برخی موارد امکان انتقال وجود نداشت.
مهار فوران چاه ها از تجربه های مهم کاری شما بوده است؛ در این باره توضیح می دهید؟
سال ۱۳۷۱ یک فوران در چاه شماره 50 اهواز اتفاق افتاد وحدود ۴۵ روز درگیر این عملیات شدیم. آن زمان من در ستاد و در گروه تدارکات و مهار حضور داشتم. خوشبختانه توانستیم چاه را مهار و خاموش و آن را به مدار تولید وارد کنیم. بعدها در سال ۱۳۸۴ یک مورد فوران در چاه شماره ۲۳ کنگان اتفاق افتاد و مشخص شد که گاز از عمق حدود ۶۰متری خارج و اطراف منتشر شده است. حتی در بخش هایی از منطقه نیز گاز مشتعل شده بود که پس از مدت ها تلاش سرانجام توانستیم آن را مهار و خاموش کنیم.
یکی دیگر از حوادث مهمی که تجربه کردید، حادثه چاه نفت شهر بود. درباره این عملیات مهار آن بگویید.
سال 1389 حادثه ای برای چاه 24 نفت شهر اتفاق افتاد برای مهار چاه دو حلقه چاه امدادی جهت حفاری پیش بینی کردیم که خوشبختانه پس از 38 روز با مهارت و فداکاری بیش از حد کارکنان، چاه از سطح مهار و آتش خاموش شد.
برای این عملیات از شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب و ملی حفاری نیز کمک گرفتیم؛ این کار با پشتیبانی شرکت نفت مناطق مرکزی انجام شد.
البته یکی از چالش های مهم تأمین آب بود، زیرا برای اجرای عملیات مهار به حجم بسیار زیادی آب نیاز داشتیم که با وجود دشواری های فراوان، عملیات مهار با تلاش مجموعه نیروها به نتیجه رسید.
از تجربه خود در شرکت نفت مناطق مرکزی ایران برایمان بگویید.
یکی از مهم ترین مشکلات در شرکت نفت مناطق مرکزی ایران، کمبود نیروی متخصص نظارت فنی حفاری بود. با حمایت مدیران وقت، از ظرفیت بخش خصوصی و نیروهای بازنشسته استفاده و همزمان نیروهای جوان و کارآموز را وارد دکل ها کردیم تا آموزش ببینند. این کار در ابتدا بسیار دشوار بود، اما نتیجه خوبی در پی داشت. نیروهایی که آن زمان آموزش دیده بودند، امروز در سطوح بالای مدیریتی و فنی فعالیت می کنند. در آن دوره تعداد دکل های شرکت نفت مناطق مرکزی ایران نیز افزایشی قابل توجه پیدا کرد. زمانی تعداد کمی دکل داشتیم و در مقطعی دیگر، تعداد آنها افزایش یافت؛ طبیعی بود که با این افزایش، نیاز به نیروی انسانی، کالا، تجهیزات و سازمان دهی چند برابر شود. به علاوه با تلاش همکارانمان در
شرکت نفت مناطق مرکزی افزایش قابل توجهی گاز داشتیم.
به نظر شما مهم ترین مسائل امروز صنعت حفاری ایران چیست؟
سه مسئله اساسی در صنعت حفاری امروز سرمایه گذاری، فناوری و مدیریت است. حفاری بدون سرمایه امکان پذیر نیست. در حوزه فناوری نیز افزون بر این که بسیاری از تجهیزات باید نوسازی شوند، باید از فناوری های جدید برای افزایش برداشت از مخازن استفاده شود؛ مدیریت نیز سومین موضوع مهم درصنعت حفاری به عنوان صنعتی پرهزینه و پر ریسک، است؛ بدون مدیریت قوی هم پروژه ها طولانی و هزینه زیادی به کشور تحمیل می شود.
در کنار فعالیت عملیاتی، به آموزش هم توجه زیادی داشته اید. در این باره توضیح می دهید؟
بله. همیشه معتقد بوده ام تجربه زمانی ارزشمند است که منتقل شود.
در طول سال های فعالیت، در دوره های آموزشی مختلف تدریس کردم و درباره موضوع هایی مانند حفاری، مته و عملیات چاه آموزش دادم. آموزش دادن برای خود مدرس هم یادآوری به شمار می آید، زیرا وقتی مطالب را برای نیروهای جوان توضیح می دهید، مجبور می شوید دانش خود را به روز کنید؛ به همین دلیل مجموعه ای از تجربیات عملی خودم را مستند کرده ام تا نسل جدیدی که روی دکل ها کار می کنند، بتوانند از آن استفاده کنند. هنوز هم اگر شرکتی در حوزه حفاری علاقه مند باشد، آماده ام تجربیاتم را در اختیار نیروهای جوان قرار دهم.
درباره زادگاهتان مسجدسلیمان چه نظری دارید؟
مسجدسلیمان خاستگاه نفت ایران و نخستین تجربه های صنعت نفت در آنجا شکل گرفته است، اما متأسفانه بسیاری از جوانان و نیروهای متخصص از این شهر مهاجرت کرده اند و آن شکوه گذشته را کمتر می بینیم. آرزو دارم مدیران صنعت نفت، به ویژه مدیرانی که متولد جنوب هستند، توجه بیشتری به مسجدسلیمان داشته باشند. این شهر افزون بر نفت، ظرفیت های تاریخی و گردشگری فراوانی دارد. باید برای اشتغال جوانان، توسعه گردشگری و ایجاد فعالیت های اقتصادی جدید برنامه ریزی شود. مسجدسلیمان شهری تاریخی است و نباید اجازه داد مشکلات اقتصادی و اجتماعی، ظرفیت های آن را از بین ببرد. ما بچه های مسجدسلیمان همچنان امیدواریم این شهر دوباره جایگاه شایسته خود را بیابد.
گنجینه ای بزرگ در مسجدسلیمان که نخستین های نفت را روایت می کند
ضربـان تـاریخ در قـلب مـوزه
مشعل | در سال های گذشته، مرکز اسناد و موزه صنعت نفت، به مدیریت اکبر نعمت الهی، تلاش های مستمر و گسترده ای را برای راه اندازی موزه نفت مسجدسلیمان آغاز کرد؛ تلاش هایی که با همراهی وزارت نفت و همکاری فعالان میراث صنعتی مسجدسلیمان، شتاب گرفته و شمارش معکوس برای افتتاح بزرگ ترین موزه صنعت نفت ایران در این شهر آغاز شده است.
مهران حسنوند، مدیر پروژه موزه نفت مسجدسلیمان، در گفت وگو با خبرنگار«مشعل» به شرح مهم ترین اقدام های انجام شده در این موزه پرداخته است. به گفته وی، موزه نفت مسجدسلیمان تا پایان سال به بهره برداری خواهد رسید.
در ابتدا درباره پیشینه شکل گیری موزه صنعت نفت مسجدسلیمان و روند اجرای آن توضیح می دهید؟
ایده ایجاد موزه صنعت نفت مسجدسلیمان از سال ۱۳۸۳ در وزارت نفت شکل گرفت. مسئولان وقت به این نتیجه رسیدند که آثار، تجهیزات و میراث به جامانده از نخستین سال های صنعت نفت ایران باید حفظ و به نسل های آینده منتقل شود. مسجدسلیمان به عنوان خاستگاه صنعت نفت خاورمیانه و محل فوران نخستین چاه نفت در سال ۱۲۸۷، جایگاهی ویژه در تاریخ صنعت کشور دارد و ضروری بود که این میراث ارزشمند در قالب یک مجموعه موزه ای نگهداری شود.
پروژه موزه بی بیان در زمینی به مساحت حدود سه هزار متر مربع طراحی شد و افزون بر، حدود ۱۲ هکتار از عرصه های تاریخی مرتبط با صنعت نفت نیز در محدوده موزه ثبت شده است. چاه شماره یک، کارخانه تاریخی برق تمبی و پالایشگاه قدیمی بنزین، از جمله بخش های مهم این مجموعه هستند.
این پروژه در سال های گذشته چه روندی را طی کرده است؟
ساخت موزه با طراحی اسماعیل فرهادیان آغاز شد و با جمع آوری آثار باستانی، هسته اصلی این مجموعه شکل گرفت. در سال ۱۳۸۵، با مدیریت فرشید خدادادیان و همکاران پروژه موزه مسجدسلیمان شتاب گرفت و تا ۷۰ درصد پیشرفت فیزیکی کرد، اما از سال ۱۳۹۵ به دلیل محدودیت های اعتباری و برخی موانع اجرایی، روند تکمیل آن با وقفه رو به رو شد. از بهمن ۱۴۰۴، هم زمان با آغاز مسئولیت اینجانب، با حمایت های ارزشمند رامین حاتمی، مدیرعامل شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب و شهرام ذوالفقاری، مدیرعامل شرکت بهره برداری نفت و گاز مسجدسلیمان، برنامه ای جامع برای احیای این پروژه و به سرانجام رساندن آن در جریان است.
مهم ترین اقدام های انجام شده در ماه های اخیر چه بوده است؟
نخستین اقدام، فعال سازی مجدد پروژه و تعریف چند طرح زیرساختی بود. پروژه نصب سامانه های حفاظتی و دوربین های مدار بسته برای حفاظت از آثار آغاز شده است. همچنین موضوع چیدمان موزه و آماده سازی فضاهای نمایشگاهی را پیگیری کرده ایم.
بخش عمده ساختمان و زیرساخت های موزه تکمیل شده و آنچه باقی مانده، مربوط به چیدمان
آثار، محوطه سازی و آماده سازی نهایی برای بازدید عموم است. در ضمن به دنبال بازسازی بیمارستان تاریخی مسجدسلیمان هم هستیم و بخشی از اشیای قدیمی پزشکی جمع آوری، ثبت و در گنجیه نگهداری می شود که در فرایند بهره برداری از موزه بزرگ مسجدسلیمان استفاده خواهد شد. افزون براین یکسری اسناد و کتاب هم جمع آوری، تفکیک و فهرست شده است که در طراحی محتوایی موزه از آنها به نحو مطلوب استفاده خواهد شد.
وضعیت اشیای موزه ای چگونه است؟
بخش گسترده ای از میراث تاریخی صنعت نفت شامل حدود ۱۴۰۰ اثر ارزشمند، پیش تر با دقت جمع آوری، طبقه بندی و ثبت شده است و اکنون در گنجینه های موزه محفوظ مانده اند که امیدواریم با راه اندازی رسمی موزه، این آثار در معرض دید مردم قرار گیرد، زیرا نگهداری طولانی مدت آثار بدون نمایش و بهره برداری از آنها، ریسک فرسودگی و آسیب دیدگی این میراث را دوچندان می کند.
چه اقدام هایی برای حفظ میراث صنعتی و طبیعی مسجدسلیمان انجام داده اید؟
به منظور حفظ معماری قدیمی مسجدسلیمان، اقدام های جدی برای ثبت و حفاظت از بسیاری از خانه های سازمانی قدیمی و بناهای تاریخی شهر در حال انجام است تا از تخریب آنها جلوگیری شود.
در حوزه منابع طبیعی، گونه ای از درختان با عنوان «نخل استرالیایی» وجود دارد که ارتفاع آنها به حدود ۲۵ تــــــــا ۳۰ متر می رسد. این درختان درگذشته از خارج از کشور به ایران وارد شده اند و قدمتی حدود ۷۰ تا ۹۰ سال دارند. در حال حاضر، اقدام هایی برای ساماندهی و حفاظت از این درختان در حال انجام است تا از قطع و نابودی آن ها جلوگیری شود، زیرا این درختان به عنوان یکی از نمادهای شهرهای نفتی ایران شناخته می شوند.
چه زمانی می توان انتظار افتتاح موزه را داشت؟
نگاه مدیران ارشد صنعت نفت بسیار جدی است و همه بر تسریع در تکمیل پروژه تأکید دارند. مذاکراتی با وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی نیز انجام شده تا روند اجرای بخش های باقی مانده با سرعت بیشتری پیش برود که امیدواریم با همکاری همه دستگاه ها، موزه صنعت نفت مسجدسلیمان تا پایان سال جاری آماده بهره برداری شود.
با توجه به ظرفیت گسترده مسجدسلیمان در میراث صنعتی نفت آیا برنامه ای برای دیگر بناهای تاریخی شهر وجود دارد؟
بله هدف فراتر از افتتاح صرف یک ساختمان به عنوان موزه است، بلکه درصدد هستیم مجموعه ای منسجم از بناها، محوطه ها و آثار تاریخی صنعت نفت در مسجدسلیمان در قالب یک «شهرِ موزه» معرفی شوند. از چاه شماره یک و باشگاه مرکزی گرفته تا منازل سازمانی تاریخی و بیمارستان نفت، همگی می تواند حلقه هایی از این شبکه گسترده میراث صنعتی باشند. هدف نهایی ما، احیای ۲۲ نقطه از مسجدسلیمان با رویکردی صنعتی و فرهنگی است تا این منطقه به عنوان یک «شهر موزه» شناخته شود.
این پروژه چه اهمیتی برای مردم مسجدسلیمان دارد؟
مردم سجدسلیمان بیش از یک قرن با صنعت نفـــــت زنـــــدگــــــــی کرده اند. پـــــــدران و اجداد آنان در شکل گیری این صنعت نقش داشته اند و طبیعی است که نسبت به حفظ این میراث
احساس تعلق داشته باشند. انتظار مردم این است که تاریخ تلاش ها و خدمات نسل های گذشته فراموش نشود و به آیندگان منتقل شود. موزه صنعت نفت در واقع روایتگر بخشی از تاریخ معاصر ایران است و می تواند نقش مهمی در معرفی هویت تاریخی، فرهنگی و صنعتی این منطقه ایفا کند.
برای تکمیل پروژه موزه صنعت نفت مسجدسلیمان چه برنامه ای در نظر دارید؟
یکی از مهم ترین برنامه های ما استفاده از ظرفیت پژوهشگران، مورخان و متخصصان حوزه تاریخ و میراث فرهنگی است. موزه صنعت نفت مسجدسلیمان نه تنها یک پروژه عمرانی که یک پروژه فرهنگی و تاریخی ملی است و باید از دانش و تجربه صاحب نظران این حوزه بهره مند شود.
چه انتظاری از جامعه علمی و مسئولان دارید؟
انتظار داریم مسئولان شرایط حضور و فعالیت کارشناسان و پژوهشگران را در منطقه فراهم کنند.
این پروژه ظرفیت آن را دارد که به یکی از مهم ترین مراکز معرفی تاریخ صنعت نفت و میراث فرهنگی کشور تبدیل شود. هرچه از دانش متخصصان بیشتری استفاده کنیم، نتیجه کار ماندگارتر و ارزشمندتر خواهد بود. هدف ما این است که با همکاری پژوهشگران، مدیران صنعت نفت و متولیان میراث فرهنگی، موزه صنعت نفت مسجدسلیمان را در شأن تاریخ این شهر و جایگاه آن در صنعت نفت کشور آماده و تا پایان سال آن را به مردم خوزستان و ایران تقدیم کنیم.
همدلی کارکنان شرکت گاز استان قم در جنگ رمضان
برای آنچه باقی مانده بود
پیرو فراخوان جذب آثار ادبی و هنری با موضوع "جنگ رمضان"مندرج در شماره های 1230 و 1231 ماهنامه "مشعل"، جمعی از همکاران شرکت های زیرمجموعه صنعت نفت، با ارسال آثار خود به این فراخوان پاسخ دادند؛ آثاری که در آنها ایستادگی و تلاش همکاران صنعت نفت در روزهای پرحادثه جنگ رمضان به رشته تحریر در آمده است.
ماهنامه "مشعل" ضمن قدردانی از همراهی و مشارکت همکاران صنعت نفت در این فراخوان، همچنان بر ادامه این روند و ارسال آثار ادبی و هنری با موضوع جنگ رمضان تاکید می کند تا با مشارکت هرچه بیشتر، زوایای بیشتری از رشادت ها، تلاش ها و خاطرات کارکنان در این دوران ماندگار شود.
*مهدی هواسی | صدای انفجار که آمد، به یک باره ته دلم خالی شد. تا پیش از این بلندترین صدایی که شنیده بودم، صدای ترقه های دست ساز بود که آن هم خطر خاصی نداشت، یعنی خطر داشت؛ اما نه آنقدر که باعث ترک خوردن یک دیوار شود، چه برسد به اینکه چند خانه را طوری ویران کند که گویی هیچ گاه وجود نداشته. می دانستم که باید منتظر دستور اعزام باشم و لحظاتی بعد به محل حادثه بروم. شنیده بودم که ممکن است یک جا و مکان را چند بار بزنند و به نیروی امدادگر هم رحم نکنند! اصلا مگر از کسی که بیش از 60 هزار زن و بچه معصوم فلسطینی را طی دو سه سال اخیر با وحشیانه ترین حملات به خاک و خون کشیده، می توان انتظار داشت که به مفاد کنوانسیون ژنو پایبند باشد و به نیروهای امدادی حمله نکند؟ وحشیگری، خوی این جماعت است و تا بوده با رحم و مروت بیگانه بوده اند.
همان طور که این موج از افکار، دور سرم می چرخید، تلفن همراهم زنگ خورد. دخترم بود که بیش از همه بی قراری می کرد. شاید تماسش لازم بود تا به خودم بیایم و هم خاطر او را جمع کنم که خطری مرا تهدید نمی کند و هم خودم را دلداری بدهم که این ماموریت هر چقدر هم که سخت و احتمال حمله مجدد دشمن وجود داشته باشد، باید به خوبی از پس آن بربیایم. خیابان منتهی به محل حادثه، مملو از جمعیت مردم بود. عده ای سعی می کردند راه را برای خودروهای امدادی باز کنند و عده ای هم آجرها و سنگ های به جای مانده از تخریب ساختمان ها و دیوارها را به گوشه ای پرت می کردند تا خودروی امداد گاز در کنار دیگر خودروهای امدادی به نقطه حادثه که چند خانه مسکونی بود، برسد. چند متر مانده به محل حادثه، بوی تند مرکاپتان گاز، همراه با بوی باروت، بوی گرد و خاک و بوی سیمان، فضا را پر کرده بود. خودروی ما که ایستاد و تلالو نور نارنجی رنگ چراغ آژیرش به آوارهای پیش رویم تابید، پیاده شدم و بی اختیار سرم را بالا گرفتم و آسمان را نگاه کردم؛ نه برای دیدن چیز خاصی، بلکه به خدایی پناه بردم که می دانستم از رگ گردن به من نزدیک تر است. کیف ابزار را برداشتم و به سمت کوچه ای که تلی از آوار بود و هیچ شباهتی به کوچه نداشت، دویدم. درست مثل فیلم های سینمایی با صحنه هایی از جنگ هشت ساله.
چند قدم جلوتر، یکی از همکارها با دست به سمت ردیف خانه های آسیب دیده اشاره کرد. منظورش این بود تمام علمک ها را باید ببندیم. به نشانه تایید سرم را تکان دادم و با او به راه افتادم. زیر پاهایم، خرده شیشه و تکه های آجر خُرد شده مدام صدا می داد.
نور چراغ قوه را انداختم سمت اولین علمک. بخشی از دیوار حیاط، روی آن ریخته بود و فقط بالای لوله از بین آوار بیرون مانده بود.
کیف ابزار را زمین گذاشتم و آچار را جا انداختم. چند ثانیه طول کشید تا مسیر رگلاتور اول مسدود شود.
وقتی علمک بسته شد، سراغ علمک بعدی رفتم. باید خانه به خانه این کوچه را می گشتم تا هر انشعابی را که احتمال نشت داشت، از مدار خارج کنم.
میان آن همه گرد و خاک و آوار، یک چیز را خوب فهمیدم. اینکه بعضی وقت ها خسارت یک جنگ فقط به برخورد موشک با یک ساختمان خلاصه نمی شود؛ بلکه می تواند با انفجار یک لوله گاز که اگر به موقع بسته نشود، دردسری مضاعف درست کند و رویای خانواده ای را بسوزاند که با خون دل از آن را ساخته؛ خانه ای که باید محل آسایش و قد کشیدن فرزندان آن خانواده باشد.
شیر اصلی گاز کوچه را که بستم، برای چند لحظه ایستادم و به خانه هایی نگاه کردم که هر کدام به نسبت نزدیکی به موج انفجار، آسیب دیده بودند. صدای انفجار هنوز در گوشم بود و حس خوبی نداشتم؛ اما با خود فکر می کردم: شبی که دشمن برای ویران کردن آمده بود، ما برای نگه داشتن باقیمانده یک زندگی، ایستاده بودیم.
*روایت خبرنگار و کارشناس روابط عمومی شرکت گاز استان قم از جنگ 40 روزه
راهنمای استفاده از صفحات نشریه مشعل
- بزرگنمایی یا کوچک نمایی تصاویر : Scroll (غلطک) ماوس
با امکان جابجایی پس از بزرگنمایی صفحات
- دسترسی به متن خبر: دابل کلیک روی تصاویر صفحات