
خبرنگاری، حرفه ای سراسر مسئولیت
سعید محمدبگی
دبیر تحریریه
درجهانی چنین پهناور، اتفاق های متعددی رخ می دهد؛ تولد، مرگ، جنگ، ویرانی ناشی ازجاری شدن سیل یا آتشفشان و آواری که به واسطه زلزله برسر انسان ها فرو می ریزد؛ اینها رخدادهایی هستند که گاه رنگ سیاه به خود می گیرند وغم و اندوه در پی دارند و گاه سپیدند و شادی آور می شوند؛ این اشک ها و لبخندها گاه با هم در می آمیزند و گاه مستقل از هم، روایتی تلخ یا شیرین را رقم می زنند. اما در پس همه اینها، هستند کسانی که لحظه به لحظه آنچه را که رخ داده یا می دهد، زندگی می کنند تا راویان دقیقی باشند. این روایان، خبرنگاران هستند؛ آنها که خوروخوابشان، خبراست و انگار نوشتن همه زندگی شان شده است. با خبر برمی خیزند، درحین نوشتن، غالبا فنجانی چای کنار دستشان است که بارها سرد می شود؛ زیرا تا نقطه پایان بر خبر و گزارش خود نگذارند، قلم خود را که امروز حروف روی کیبورد شده است، زمین نمی گذارند. آنها خود را به آب وآتش می زنند تا روایتی صحیح از آنچه دیده یا شنیده اند، نقل کنند؛ زیرا درقبال جامعه و قلمی که می فرسایند، مسئولیت دارند. همه ساله 17 مرداد، به مناسبت روز "خبرنگار، "از این بانیان اطلاع رسانی نام برده وگاه با برگزاری مراسمی ازآنها یاد می شود و سیل پیام های تبریک است که از هر سو گسیل و به این جامعه یادآور می شود که بر رسالت خویش برای روایت اخبار صحیح در مسیر تنویر افکارعمومی باقی بمانند. خبرنگارهمچون پزشکی که مراقبت از بیماررا تا لحظه آخر، مسئولیت خویش می داند، مراقبت، امانتداری و روایت صحیح خبر را برای خود یک تکلیف می داند؛ تکلیفی سراسرمسئولیت که تا حصول نتیجه به آن پایبند است. او می داند که در این حرفه، خبر و خبرنگاری نقطه پایان ندارند، از این رو همه روزها، روز خبر است و خبرنگار.
مشعل داران قلم
زهرا شهبازی
ویراستار
تاریخ پیش از آنکه در دل کتاب ها جا خوش کند، از نوک قلم هایی جاری می شود که در کوران حادثه ایستاده اند و پیش از آنکه زمان ردپای یک رویداد را در غبار فراموشی پنهان کند، آن را به سوی حقیقت می نشانند. این قلم است که به یاری حقیقت می شتابد، لحظه را به واژه می سپارد و واژه را به حافظه تاریخ. خبرنگار تماشگر خاموش روزگارنیست؛ در متن حادثه ایستاده است؛ در پیچ و خم های هیاهو حقیقت را می جوید و روایت را امانت دارانه به فردا می سپارد؛ روز خبرنگار نیز پاسداشت چنین رسالت ماندگار و قلم هایی است که چراغ آگاهی را روشن نگاه می دارند و پلی می شوند میان اکنون تا همیشه.
روایت در سرزمین نفت اما، رنگ و بویی دیگر دارد؛ بوی خاک و آتش، بوی شب هایی که شعله های مشعل، تاریکی را پس می زنند و همچون ستاره بر شانه های زمین می درخشند؛ روایت آتشی که شب های عملیات را نورافشانی می کند و مردانی که در دورترین نقاط این سرزمین ایستاده اند تا چراغ تولید را روشن نگاه دارند.
در جغرافیای نفت قصه ها عمیق ترند؛ از چاه هایی که راز هزاران سال زمین را در سینه دارند تا امتداد خط هایی که انرژی را از دل خاک به خانه های مردم می رسانند. اینجا هر جاده، قصه ای دراز دارد و هر خط، خاطره از خط لوله ای که در دل کویر امتداد یافته تا پالایشگاهی که هزاران دست و دل آن را جان تازه می بخشند. هر جریان تولید، دستاورد اراده انسان هایی است که بر خط مسئولیت می ایستند تا چرخ تولید بچرخد و هزاران روایت ثبت و ماندگار شود.
خبرنگار نفت، از گرمای سوزان جنوب گرفته تا سرمای دوردست ترین تاسیسات، راهی میدان می شود و از مسیرهای سخت گاز، دکل ها و پالایشگاه ها می گذرد و گوش می سپارد به صدای صنعتی که سال هاست در رگ های این سرزمین جاری است.
او می نویسد نه تنها برای امروز، برای روزهایی که شاید صدای آژیرها خاموش شده و گرد و غبار حادثه بر زمین نشسته باشد. او می نویسد تا انسان های امروز، خاطره آن روزها را برای فردا به یادگار بگذارند؛ روزهایی که سخت بر سرزمین گذشت و مردانی بی ادعا درمیانه میدان ایستادند و نگذاشتند حقیقت در ازدحام حادثه خاموش شود؛ روایت ایستادگی و تلاش برای آنکه حافظه فردا امروز را فراموش نکند و چه زیباست که "مشعل" امروز روایت این مردان و زنان را برای فرداهای دور فروزان نگاه می دارد.
قلم می نویسد و "مشعل" روشن می ماند تا روایت هرگز خاموش نشود.
حرفه ای از جنس عشق وبلاغت
مرضیه بیگی فرانی
ویراستار
هر ساله 17 مرداد، یادآور ایثار و رشادت خبرنگاران شهیدی چون محمود صارمی، مرتضی آوینی، خبرنگاران شهید هواپیمای سی 130 و تلاش مردان و زنانی است که در ماراتن سرعت و دقت، راه دشوار مسئولیت و روشنگری را انتخاب کرده اند تا با نثار آرامش خود و ساعت ها تلاش پنهان، جامعه با آگاهی بیشتر و بینشی درست تر تصمیم بگیرد. دیده بانان امینی که با واژه آرایی های زیبا، آنچه را در هیاهوی روزگار گم شده است، به منصه دوباره دیده شدن و دوباره شنیده شدن می نشانند، زیرا می دانند آنچه را امروز با صداقت ثبت کنند، فردا بخشی از تاریخ خواهد بود و می نویسند آنچه را که حقیقت است به پشتگرمی و دلگرمی حدیثی از پیامبر خدا (ص)، آنجا که فرمود: «حق را بگو و در راه خدا از ملامت هیچ ملامت گری نهراس».
می نویسند و می دانند که بهای فهمیدن و فهماندن، گاه بسیار گزاف وگران برایشان تمام خواهد شد، اما با پذیرش تمامی مخاطرات و دل سپردن به خطر و با عزمی جزم، سیمرغ وار تا رسیدن به قاف حقیقت، مخاطب را با خود همراه می کنند تا رسالت اطلاع رسانی و روشنگری را به درستی انجام داده باشند.
شاید این روز ، فرصتی ارزشمند باشد برای قدردانی از تلاش کسانی که در شلوغ ترین روزها، به دنبال کشف حقیقت و روایت درست و دلیرانه آن هستند و در عرصه اطلاع رسانی، خامه خود را آلوده به دروغ نکرده و زمینه ساز افزایش آگاهی و اعتماد عمومی شده اند. سفیران و رسولانی صادق که بی محابا به دل حوادث می زنند تا حقیقت را گاه از میان شعله های آتش، گاه از لابه لای خاکستر و آوار و گاه از پشت نقاب فریب بیرون بکشند و با نگرشی عمیق و فارغ از نگاه و تعصبات شخصی، آن را بیان کنند. ضمن تبریک این روز به تمامی همکارانم در این حرفه، آرزو می کنم افکارتان متعالی و قلمتان مانا باد.