تامین پایدار سوخت در روزهای جنگ ادامه داشت

شریان های بی وقفه

مشعل |  مقابله با تجاوز دشمن آمریکایی-صهیونی تنها به میدان نبرد محدود نمی شود؛ بلکه در میدانی دیگر از جنس نفت هم مردانی پای کار هستند و نمی گذارند خللی در تامین و توزیع سوخت مردم ایجاد شود؛ مردانی همدل در شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران. شامگاه 16 اسفند که دشمن آمریکایی- صهیونی، استان های تهران و البرز را هدف حملات موشکی خود قرار داد، به این خیال بود که می تواند با حمله به تاسیسات نفتی، مردم را با مشکلاتی از جمله کمبود سوخت رو به رو سازد؛ اما درایت در بخش های مختلف صنعت نفت از جمله تامین و توزیع شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران، مانع از واقعی شدن این تصور واهی شد. علی اکبر عرب عامری، مدیر تأمین و توزیع شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران در گفت وگو با "مشعل" از آن روزها می گوید؛ از روزهای پر التهابی که تصمیم های به موقع و اثر گذار در کنار تلاش بی وقفه کارکنان دیگر بخش ها، اجازه نداد دشمن به مقصود خود برای ایجاد مشکل در چرخه سوخت رسانی دست یابد. مشروح این گفت و گو را در ادامه می خوانید.

جنگ های 12 روزه و رمضان، نمادی از هجوم وحشیانه دشمن آمریکایی- صهیونی به شمار می روند؛ چراکه دشمن شکست خورده، با عبور از همه موازین و قوانین جنگ و حمله به برخی زیرساخت های انرژی کشور و تاسیسات نفتی استان های تهران و البرز تلاش کرد با اختلال در زنجیره تامین و توزیع سوخت، زندگی را برای مردم دشوار کند؛ اما نتیجه آن، ایستادگی ملتی بود که تمام نقشه های دشمن را نقش بر آب کرد.

 

خیالاتی که خام ماند

مدیر تامین و توزیع سوخت شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران می گوید: کشور هنوز از فشارهای ناشی از شرایط جنگ 12روزه فاصله نگرفته بود که تجاوز دوباره دشمن، معادلات مربوط به تامین و توزیع سوخت را دستخوش تغییر و تحول کرد. عرب عامری به مرور روزهای جنگ رمضان می پردازد و می گوید: در آن روزها که مصادف با تعطیلات نوروز بود، تقاضا برای بنزین افزایش چشمگیری یافت؛ اما همکاران من در زنجیره تامین و توزیع، این موضوع را به خوبی اداره کردند، به طوری که با وجود افزایش تقاضا، مصرف بنزین، رکورد 210 میلیون لیتر را ثبت کرد؛ رقمی قابل تامل که جهشی بی سابقه محسوب می شود. وی تصریح می کند: پیرو سیاست های کلی، مردم نباید در زمینه تامین سوخت، ذره ای دچار مشکل شوند یا حتی المقدور محدودیتی در این بخش متوجه آنها نشود؛ اما زیرساخت هایی که در جنگ های 12 روزه و رمضان هدف قرار گرفتند، به طور مستقیم با زندگی روزمره مردم و تأمین نیازهای آنان ارتباط داشت و هدف دشمن هم از حمله به زیرساخت های انرژی، دقیقا بر هم زدن آرامش روانی مردم بود؛ هدفی که محقق نشد.  عرب عامری با اشاره به جنگ رمضان و حمله دشمن به تاسیسات نفتی در استان های تهران و البرز می گوید: اگرچه شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران، برای مدیریت شرایط اضطراری، سناریوهای مختلفی را از پیش طراحی و تمرین کرده بود؛ اما کمتر کسی تصور می کرد بخش عمده ظرفیت 2 استان راهبردی کشور، به طور همزمان هدف حمله قرار گیرد. وی گفت: در همان ساعات اولیه، بزرگ ترین دغدغه قبل از مهار خسارت، پاسخ به یک پرسش حیاتی بود:"فردای حمله دشمن، استان تهران سوخت خود را از کجا تأمین خواهد کرد؟"برای پاسخ به این سوال، تنها چند ساعت فرصت بود و در این فرصت کوتاه، باید تصمیم های بزرگی گرفته می شد تا شبکه توزیع دچار مشکل نشود.

پایداری توزیع با تصمیم هایی درست

عرب عامری با مرور لحظات نخست پس از تجاوز دشمن آمریکایی- صهیونی می گوید: اولین اقدام مدیران، حضور میدانی بود و هر یک از مدیران، برای این که ارزیابی بهتری از خسارت های احتمالی داشته باشند، راهی مکان های آسیب دیده شدند، ضمن این که جلسات اضطراری هم به صورت پیوسته برگزار شد تا شبکه تأمین و توزیع سوخت با پایداری بیشتری مدیریت شود؛ خروجی نخستین جلسات اضطراری، تصمیم گیری های فوری و عملیاتی بود.  مدیر تأمین و توزیع شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران تاکید می کند: عملیاتی که در شرایط عادی برای تصمیم گیری و اجرا شاید به هفته ها زمان نیاز داشت، تنها در چند ساعت طراحی و اجرا می شد.  برای این که خللی در سوخت رسانی استان های تهران و البرز ایجاد نشود، مناطق دیگر نیز پای کار آمدند و ظرفیت ناوگان حمل مواد سوختی نیز افزایش یافت. همزمان، مسیرهای انتقال متناسب با شرایط جدید نیز بازطراحی شد تا فراورده ها از کوتاه ترین و ایمن ترین مسیر ممکن به مقصد برسند.

 تامین نیاز در دل آتش

اما شاید سخت ترین بخش ماجرا، نه در اتاق های مدیریت بحران و پشت میزهای تصمیم گیری، بلکه در محوطه انبارها رقم می خورد؛ جایی که عملیات سوخت رسانی باید همزمان با مهار آتش و در سایه تهدید حملات دوباره ادامه می یافت. عرب عامری با اشاره به آن لحظات می گوید: در برخی انبارها، نفتکش ها در فاصله ای کمتر از ۱۰۰ متر از محل حریق در حال بارگیری بودند؛ آن هم در شرایطی که هنوز احتمال حمله مجدد وجود داشت و جنگنده های دشمن بارها بر فراز آسمان منطقه پرواز می کردند. وی آن روزها را فراموش نشدنی توصیف و اظهار می کند: روزهایی که صدای انفجارها و جنگنده ها به بخشی از فضای جلسات ستاد مدیریت بحران تبدیل شده بود، حتی در میانه نشست های ویدئوکنفرانسی نیز صدای عبور جنگنده ها به وضوح شنیده می شد؛ صدایی که بارها گفت وگوها را همراهی کرد، اما هرگز تمرکز مدیران و کارکنان را بر هم نزد و خللی در روند تصمیم گیری و عملیات به وجود نیامد. عرب عامری با تاکید بر این که با وجود همه التهاب ها، هیچ یک از کارکنان لحظه ای میدان را خالی نکردند، تصریح می کند: در آن لحظات آنچه در آنها دیده می شد، بیش از آن که یک وظیفه اداری باشد، احساس مسئولیت بود؛ مسئولیت در مقابل آسایش و آرامش مردم کشور. مدیر تامین و توزیع شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران، ریشه این همدلی و ایستادگی را از ویژگی های خاص مردم ایران می داند و ادامه می دهد: این موضوع در فرهنگ ایرانی و باورهای دینی مردم این سرزمین ریشه دارد. در روزهای سخت، همین حس تعلق به ایران و ایرانی بودن است که موجب می شود هیچ کس به فکر عقب نشینی نباشد. ایرانی ها بارها نشان داده اند که مرد روزهای سخت هستند. شاید تا پیش از وقوع شرایط سخت، کسی نداند که باید چه واکنشی نشان دهد، اما وقتی پای کشور به میان بیاید، همه توان شان را به میدان می آورند.

عرب عامری می گوید: وقتی خدمت رسانی به کشور تکلیف و مقدم بر همه چیز دانسته شود، ترس از خطر و حتی مرگ، جای خود را به احساس مسئولیت می دهد، ضمن این که باورهای دینی نیز در چنین شرایطی افزون بر تقویت حس مسئولیت، آرامش را به انسان القا می کند و همین روحیه سبب می شود در سخت ترین شرایط، کارهایی انجام دهد که شاید پیش از آن غیرممکن به نظر می رسید. عرب عامری از روحیه مسئولیت پذیری همکاران خود در آن روزها نیز می گوید: بسیاری از همکاران با آن که الزامی برای حضور مستمرشان وجود نداشت، اما داوطلبانه در کنار مجموعه ماندند و شبانه روز برای پایداری تأمین سوخت کشور تلاش کردند، حتی بسیاری از کارکنان خانم نیز با وجود مسئولیت های خانوادگی و تهدید دشمن آمریکایی-صهیونی، تا پایان مأموریت در کنار همکاران خود ماندند و اجازه ندادند خللی در روند تأمین و توزیع سوخت کشور ایجاد شود. وی با بیان این که موفقیت آن روزها تنها حاصل برنامه ریزی و مدیریت نبود، تصریح می کند: اعتقاد دارم لطف و خواست خدا بود که در روزهای پر التهاب جنگ، توانستیم با تلاش همکاران از آن شرایط سخت عبور کنیم و اجازه ندهیم خللی در روند خدمت رسانی به مردم ایجاد شود.