
روایت بانوی نفتی که در مسیر تحقق اهداف صنعت گام برمی دارد
تعهد برای تحول
مشعل | تصاویری که از کارکنان صنعت نفت در ذهن مردم نقش بسته، بیشتر مردانی هستند با لباس کار و کلاه ایمنی در میان خطوط لوله و در دل پالایشگاه ها؛ اما تصویر واقعی دیگری هم وجود دارد و آن زنانی هستند که دوشادوش مردان به کار و تلاش مشغولند؛ زنانی همچون زهرا حسینی که امروز سرپرستی پروژه گاز و گاز مایع شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب را به عهده دارد و شانه به شانه همکاران مرد خود تلاش کرده تا توانمندی هایش را در مسیر تحقق اهداف بخشی که در آن فعالیت می کند، به کار گیرد. او اصالتا شیرازی است و مدرک کارشناسی ارشد مهندسی فراوری و انتقال گاز را از دانشگاه صنعت نفت اهوازگرفته است. آنچه در ادامه می خوانید، گفت وگوی "مشعل" با زهرا حسینی است که 15 سال از روزهای زندگی اش را در صنعت نفت و در شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب سپری کرده و از منظر یک زن، به گذران این سال ها و فعالیتش در این شرکت پرداخته است.
از شیراز تا اهواز
زهرا حسینی که متولد سال ۱۳۶۳، اهل شیراز و فارغ التحصیل کارشناسی ارشد مهندسی فراوری و انتقال گاز از دانشگاه صنعت نفت اهواز است، می گوید: از زمانی که تشکیل خانواده دادم و وارد صنعت نفت شدم، به اهواز آمدم؛ شهری که هیچ شباهتی به شیراز ندارد؛ اما از تصمیمی که گرفته ام بسیار خوشحالم و اگر قرار باشد دوباره مسیر کاری انتخاب کنم، بدون تردید همین راه و همین صنعت را برمی گزینم.
او با اشاره به اینکه همواره دوشادوش مردان کار کرده، درباره تعمیرات اساسی اخیر یکی از ردیف های پالایشگاه گاز و گاز مایع( NGL800 )تصریح می کند: این عملیات فشرده ۲۵ روز به طول انجامید و طی آن، من و دیگر همکاران زن مجموعه، در کنار دیگر نیروهای عملیاتی، پیمانکاران و تیم های تعمیرات اساسی حضور داشتیم و گاه تنها زن حاضر در میان نیروهای فنی و اجرایی بودم.
بسیاری از این مهارت ها در دل تجربه های کاری و حضور مستمر در محیط های عملیاتی آموخته می شود.
عمق تعهد
فعالیت های معمول و روزمره، امری است که بنا به مسئولیت و وظیفه تعریف شده انجام می شود؛ اما در شرایط خاص مثل 2 جنگ اخیر به ویژه جنگ رمضان، این مهم برای حسینی فراتر از یک وظیفه بوده است. او می گوید: همه پای کار بودند و هیچ فرقی هم بین خانم و آقا وجود نداشت، حتی وقتی حضور 50 درصدی در دستور کار قرار گرفت، 100 درصد نیروها در محل کار خود حاضر شدیم و در مواردی هم برای رفع مشکلات ناشی از حملات وحشیانه دشمن آمریکایی -صهیونی، با وجود تهدیدهای پیاپی، در محیط های عملیاتی حضور داشتیم و تلاشمان این بود که نگذاریم خللی در کار به وجود آید.
چالش هایی که رفع آنها نیازمند اقدام است
وی با اشاره به اینکه بخش بزرگی از مشکلات خانم ها در محیط کار، تلفیق زندگی شخصی با زندگی کاری است، به خصوص وقتی موضوع فرزندان خردسال مطرح می شود، اظهار می کند: مهدکودک، یکی از موارد مهمی است که برای مادران شاغل تا حدودی آسایش فکری به همراه دارد؛ دغدغه ای که تا امروز کماکان حل نشده باقی مانده است. حسینی ادامه می دهد: برخی فواصل تا محیط های عملیاتی مثل اهواز، گچساران یا آغاجاری به گونه ای است که بعضی همکاران زن باید روزانه هشت تا 9 ساعت از وقت خود را صرف رفت وآمد کنند؛ مسیری طولانی که پیش از آغاز یک روز کاری پر مسئولیت باید طی شود که بسیار انرژی بر است.
تلاش می کنم صنعت نفت را خوب معرفی کنم
فراتر از نقش عملیاتی، یکی دیگر از دغدغه های حسینی، فاصله ای است که میان تصویر واقعی این صنعت و آنچه در ذهن عموم مردم جا افتاده، وجود دارد. حسینی تصریح می کند: کاری که من و امثال من انجام می دهیم، برای مردم درست بازگو نشده است؛ به طوری که حتی خانواده من هم نمی دانند چه جایگاهی در این صنعت دارم یا چه کاری انجام می دهم؟ به هیمن دلیل است که می گویم این صنعت باید برای مردم بیشتر معرفی شود.
خاطرات تلخ و شیرین
شیرین ترین خاطره حسینی از سال های حضور در شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب و پالایشگاه ها، به نخستین سال کاری اش بازمی گردد؛ خاطرهای که هنوز هم با همان شور و هیجان از آن یاد می کند.
او می گوید: اولین تعمیرات اساسی کارخانه NGL800 به یاد ماندنی ترین تجربه حرفه ای ام است. در آن عملیات، باید پایان کار تعمیرات را از نزدیک بررسی و تأیید می کردم، از این رو لازم بود از برج تثبیتی با ارتفاع بیش از ۱۰۰ متر بالا بروم؛ برجی مرتفع که دریچه ورود به آن در بالاترین نقطه قرار داشت.
حسینی ادامه می دهد: ارتفاع آنقدر زیاد و دلهره آور بود که اگر هنگام صعود به پایین نگاه می کردم، شاید توان ادامه مسیر را از دست می دادم. بعد از رسیدن به بالاترین نقطه و ورود از دریچه، با فضایی کاملا متفاوت روبه رو شدم؛ محیطی تاریک در قلب برجی که در شرایط بهره برداری، محل عبور جریان گاز و مایعات فرایندی است. او تصریح می کند: آن روز برای نخستین بار توانستم از نزدیک چیزی را تجربه کنم که پیش از آن، تنها در کتاب ها و نقشه های فنی درباره آن خوانده بودم؛ اگرچه عبور از آن مسیر مرتفع، جسارت و تمرکز زیادی می طلبید؛ اما همان تجربه به یکی از ماندگارترین خاطرات دوران کاری ام تبدیل شد و می توانم آن را آغاز واقعی مسیر خدمت در دل گرمای سوزان جنوب تلقی کنم.
تعلق خاطر به صنعت نفت
او تعلق به صنعت نفت را چیزی فراتر از یک شغل می داند و اشاره می کند: از همان دوران نوجوانی دوست داشتم زندگی شایسته ای داشته باشم و وقتی به پشت سر نگاه می کنم با خود بگویم "راه درست"همین بوده است. امروز همین احساس را دارم؛ حس قدرت و استقلال و همچنین غرور نسبت به صنعتی که به آن احساس تعلق می کنم، درست شبیه به احساسی که به کشورم دارم. در مناطقی که تصور می شود فقط مردان در آن حضور داشته باشند، در دل برج هایی به بلندای 100 متر و در روزهایی که دشمن در آسمان کشور پرواز می کرد، زنانی بی ادعا، روزها و سال های خود را صرف صنعتی کردند که شاید هنوز برای مردم به خوبی روایت نشده است؛ صنعتی که بیش از هر چیز، به همان روایت شدن ها نیاز دارد.
آنجا که علم و مسئولیت با هم پیوند می خورند
صنعت نفت مدرسه ای که در آن رشد کرده ام
مشعل | پشت در اتاق های مهندسی مخزن، جایی که نقشه ها، داده های زمین شناسی، مدل های شبیه سازی و تحلیل های تخصصی کنار هم قرار می گیرند، تصمیم هایی گرفته می شود که شاید هرگز در معرض دید عموم نباشند؛ اما می توانند مسیر توسعه یک میدان نفتی را تغییر دهند. اینجا نقطه تلاقی دانش و تجربه است؛ جایی که هر تصمیم، حلقه ای از زنجیره تولید انرژی کشور را شکل می دهد. سارا رهبانی، مهندس ارشد مخازن هیدروکربنی در مدیریت فنی_ معاونت مهندسی نفت اداره عملیات مهندسی مخازن شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب، 12 سال است که در همین جایگاه فعالیت می کند؛ مسیری که از دانشگاه صنعت نفت آغاز شد و امروز در کنار مسئولیت های حرفه ای و ادامه تحصیل در مقطع دکترای نفت و مهندسی مخازن هیدروکربنی، همچنان با همان انگیزه روزهای نخست ادامه دارد.
شکل گیری پیوند دانشگاه و میدان
برای بسیاری در خارج از سرزمین مادری، مهندسی مخزن، تنها مجموعه ای از محاسبات پیچیده و مدل های ریاضی است؛ اما برای مهندسان صنعت نفت کشور، این تخصص معنایی دیگر دارد؛ جایی که دانش، مستقیم به تولید و توسعه کشور گره می خورد.
رهبانی، یکی از جذاب ترین نقش فعالیت در حوزه مهندسی مخزن را تأثیرگذاری مستقیم تصمیم های کارشناسی بر آینده تولید میدان های نفتی می داند و می گوید: «از تعیین محل حفاری چاه ها تا ارائه راهکارهای فنی برای مدیریت بهینه مخازن، همه تصمیم ها بر پایه مطالعات تخصصی، تحلیل های مهندسی و بررسی های دقیق اتخاذ می شوند. هر تصمیم، نقشی تعیین کننده در بهره برداری بهینه از سرمایه های ملی و صیانت از مخازن هیدروکربنی دارد.»
همپای مردان در تصمیم گیری ها
شاید همین ماهیت تخصصی و مسئولیت محور کار در مهندسی مخازن است که مرزهای کلیشه ای را کمرنگ تر می کند؛ جایی که آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، دانش، دقت در تصمیم گیری و توان تحلیل است. رهبانی نیز در طول سال های فعالیت خود، این واقعیت را از نزدیک تجربه کرده و معتقد است که توانمندی حرفه ای، معیار اصلی حضور در این عرصه است، نه جنسیت.
این مهندس ارشد مخازن هیدروکربنی با اشاره به ماهیت تخصصی فعالیت خود می گوید: «حوزه کاری ما از تعیین نقاط مناسب برای حفاری چاه ها تا ارائه راهکارهای فنی درباره نحوه حفاری، مدیریت چاه ها و تصمیم سازی برای توسعه و بهره برداری بهینه از مخازن را در بر می گیرد و در تمام این مراحل و محیط های عملیاتی می توانیم دوشادوش مردان حضور داشته باشیم که این کار برای من حس رضایت بخشی و اعتماد به نفس به همراه دارد.»
روزهای جنگ
شاید هیچ یک از روزهای کاری رهبانی، به اندازه روزهای جنگ در ذهنش ماندگار نشده باشد؛ روزهایی که کارکنان صنعت نفت، مانند همیشه، مسئولیت حفظ جریان تولید را به عهده داشتند.
رهبانی با یادآوری روزهای پر التهاب جنگ 12 روزه می گوید: «در جریان جنگ، در محل کار و خدمت به کشورحضور داشتیم. یکی از روزها که به محل کار بازگشتیم، آثار اصابت ترکش ها را از نزدیک دیدیم. اگر هنگام وقوع حادثه داخل اتاق بودیم، احتمال داشت اتفاق بسیار تلخی برای من و همکارانم رخ دهد.» او از روزهای جنگ40 روزه رمضان، جلوه ای دیگر در ذهن دارد و تصریح می کند: «در آن روزها کار و فعالیت تنها به محیط کار محدود نبود؛ بلکه پس از پایان ساعت اداری مأموریت دیگری آغاز می شد؛ مأموریتی از جنس همدلی با مردم و پشتیبانی از رزمندگانی که از خاک کشورمان دفاع می کردند.» رهبانی در توضیح بیشتر می گوید: «در دل جنگ رمضان، تا ساعت یک بعدازظهر در محل کار حضور داشتیم و پس از آن، تا نیمه شب مشغول تهیه غذا برای رزمندگان می شدیم. در این میانه هم تلاش می کردیم کنار خانواده های شهدا حضور پیدا کنیم و باعث دلگرمی آنها شویم؛ خلاصه هر کمکی از دستمان برمی آمد، در آن روزها دریغ نداشتیم.» از نگاه رهبانی،کارکنان صنعت نفت در روزهای دشوار، تنها تولیدکننده انرژی کشور نیستند؛ بلکه بخشی از پیکره جامعه اند که در بزنگاه های حساس، مسئولیت اجتماعی خود را نیز به دوش می کشند و معنایی فراتر از انجام وظیفه سازمانی پیدا می کنند.
مسئولیتی که هر روز سنگین تر می شود
در کنار مسئولیت های حرفه ای، رهبانی نقش مادری را هم به عهده دارد؛ مادری برای دختری 10ساله و پسری پنج ساله. همسر او نیز در بخش دیگری از صنعت نفت مشغول به کار است و همین موضوع، برنامه ریزی دقیق تری را برای مدیریت زندگی خانوادگی می طلبد. این همکار نفتی می گوید: «هماهنگی میان کار و زندگی خانوادگی، بدون برنامه ریزی ممکن نیست. با مدیریت زمان و همکاری متقابل همسرم، توانسته ایم تعادل مناسبی بین مسئولیت های کاری و زندگی خانوادگی برقرار کنیم.» از نگاه رهبانی اگرچه کار در صنعت نفت مسائل خاص خود را دارد؛ اما با همراهی خانواده و نظم در برنامه روزانه، می توان این مسئولیت ها را در کنار یکدیگر پیش برد.» وقتی از او سوال شد چنانچه دوباره در نقطه آغازین قرار بگیرد، آیا همین مسیر را انتخاب می کند؟ بدون کوچک ترین مکثی تاکید می گوید: «به طور قطع همین راه را انتخاب می کنم. صنعت نفت برای من تنها یک شغل نیست؛ بلکه مدرسه ای بوده که در آن رشد کرده ام، آموخته ام و توانسته ام نتیجه پیوند علم و صنعت راببینم.»