زندگی با بوی نفت

برای فریدون کرمی، نفت فقط یک شغل نیست؛ میراثی است که از پدر به او رسیده و حالا پس از 34 سال خدمت،   به بخشی از هویت او تبدیل شده است. مردی 58 ساله از خانواده ای نفتی که بیش از 2 دهه در مرکز انتقال نفت شهید  سیفی(آسار) ایستاده و لحظاتش را پای مسئولیت گذرانده است؛ جایی که صدای توربین ها و جریان بی وقفه نفت، معنای دیگری برایش دارد. فریدون کرمی از آن دست کارکنانی  است که صنعت نفت را نه فقط در محیط کار؛ بلکه در خانه و خانواده تجربه کرده است. پدرش کارگر نفت در اهواز بود و خودش می گوید: ما با نان خط لوله بزرگ شدیم. نفت برای او یک انتخاب مقطعی نبود؛ مسیری بود که از کودکی با آن خو گرفته بود؛ هرچند در آغاز چندان علاقه ای به ورود به این صنعت نداشت. سال 1371 همزمان با آغاز به کار منطقه رفسنجان در خطوط لوله جنوب، وارد مجموعه  شد. مدرک مهندسی مکانیک داشت و بیشتر به دنبال فعالیت در همان حوزه بود، اما آزمون استخدامی و توصیه پدر، مسیرش را به صنعت انتقال نفت گره زد. امروز که تنها 2 سال تا بازنشستگی اش باقی مانده، با نگاهی آرام و پخته از آن تردیدهای جوانی یاد می کند؛ تردیدهایی که جای خود را به حس افتخار داده است.

 

آغاز راه در سال های کم امکانات

وقتی ۲۲ سال پیش به مرکز انتقال نفت شهید سیفی(آسار) آمد، از تلفن همراه و ارتباطات سریع خبری نبود و تماس با خانه به سادگی امروز انجام نمی شد. اگر فرصتی برای تماس پیش می آمد، باید در چند دقیقه کوتاه حرف ها را جمع بندی می کرد. او می گوید: ۱۵۰ کیلومتر دوری از خانواده، برای یک جوان تازه کار ساده نبود. بخصوص وقتی همسر و بچه های کوچکت منتظرت باشند، اما زندگی اقماری، قواعد خودش را دارد؛ هفت روز کار و هفت روز استراحت. به مرور زمان، این شیوه کار  برای او و خانواده اش عادی شد، حتی امروز اگر خارج از برنامه به خانه برود، فرزندانش تعجب می کنند.

 

میان مسئولیت و دلتنگی

از سال ۱۳۸۲ که به آسار منتقل شد، سال های زیادی را در شیفت کاری گذرانده است. برای کارکنان اقماری، تعطیلات معنا و مرز مشخصی ندارد. پنجشنبه، جمعه، عید یا ایام عزاداری، اگر شیفت باشد، باید سر کار حاضر شود. او می گوید: شاید بیرون از اینجا کار ما آرام به نظر برسد، اما چند دقیقه بحرانی را فقط بهره بردارها می دانند چه استرس و فشارکاری بالایی دارد. به عنوان رئیس بهره برداری، مدیریت شرایط حساس، بخشی از مسئولیت روزانه اوست. در سیستم انتقال نفت، فشار ورودی و خروجی، ظرفیت مخازن و هماهنگی میان بخش های مختلف باید لحظه به لحظه پایش شود. مخازن، ظرفیتی محدود دارند. اگر ارسال از مبدأ با حداکثر توان انجام شود و در مقصد اختلالی پیش بیاید، باید در کوتاه ترین زمان تصمیم گیری کرد تا زنجیره انتقال دچار مشکل نشود. کرمی معتقد است که در چنین لحظاتی، مهم ترین اصل «آرامش» است. او می گوید: کسی که مسئولیت دارد، اول باید خودش در آرامش باشد. تصمیم ها بر اساس داده دستگاه ها گرفته می شود. باید بفهمیم مشکل از قبل است یا بعدا ایجاد شده و سریع پیگیری کنیم. شیفت شب ها حساس ترند. رصد مداوم دستگاه ها، ثبت داده ها و آمادگی برای هرگونه تغییر ناگهانی، بخشی از واقعیت کار در خط لوله است؛ واقعیتی که کمتر دیده می شود، اما استمرار جریان انرژی کشور به آن وابسته است.

 

از تردید تا افتخار

کرمی در سال های نخست، مانند بسیاری از جوانان، ذهنیتی محدود از کار در صنعت نفت داشت. محیط های بسته، دوری از شهر و محدودیت ها برایش جذاب نبود، اما گذر زمان، تجربه بحران ها و همدلی با همکاران، نگاهش را تغییر داد. او می گوید: افتخارم این است در صنعتی کار می کنم که چرخ زندگی خیلی ها به آن وابسته است. او سه فرزند دارد؛ پسر بزرگ تر در حال گذراندن خدمت سربازی در جهرم است، پسر دوم دانشجوی مکانیک است و دخترش هم در ابتدای مسیر تحصیل قرار دارد. فرزندانش با این سبک زندگی بزرگ شده اند و سختی های دوری پدر را پذیرفته اند.

 

توجه بیشتر به رفاه کارکنان اقماری

در کنار همه خاطرات خوب، دغدغه ای جدی نیز دارد: امکانات رفاهی و اقامتی برای کارکنان اقماری. به باور او، وقتی نیمی از عمر یک کارمند در محیط کار سپری می شود، باید تسهیلات سفر و اقامت خانواده ها در مراکز رفاهی تسهیل شود. او تجربه سفر تابستانی سال ۱۳۹۹ را یکی از بهترین خاطرات خود می داند؛ سفری گروهی با خانواده چند همکار که فرصتی برای تجدید روحیه بود. با این حال معتقد است ظرفیت مراکز اقامتی محدود بوده و دسترسی کارکنان به این امکانات باید گسترده تر شود.

 

آرزویی برای آینده

2 سال دیگر بازنشسته می شود. وقتی از او می پرسیم 10 سال بعد همکاران درباره دوران مسئولیتش چه خواهند گفت، لبخند می زند و می گوید: امیدوارم بگویند کارش را درست انجام داد. آرزویش برای همکاران، سلامت و دوران بازنشستگی آرام و برای خانواده ها نیز، آرامش و موفقیت است. اگر قرار باشد نمادی را برای زندگی حرفه ای اش انتخاب کند، بی درنگ از «دکل نفتی» نام می برد؛ سازه ای استوار که برایش یادآور سال ها ایستادگی و تعهد است.

روایت فریدون کرمی، روایت مردی است که عمرش را پای خط لوله گذرانده تا جریان انرژی کشور بی وقفه ادامه یابد. قصه ای از نسلی که شاید کمتر دیده شد، اما بی صدا ایستاد تا چراغ خانه ها روشن بماند.

 

تعهد خاموش نشدنی

   در بحبوحه زندگی و روزمرگی ها و در گوشه ای از این سرزمین پهناور، چرخ های صنعت نفت بی وقفه می چرخند؛ بی صدا، اما حیاتی. فعالیتی همیشگی که برای کارکنان عملیاتی صنعت نفت تعطیلی بردار نیست و آمیخته است با مسئولیت مداوم. مردانی که در شیفت های 12 ساعته، میان کوه و دشت و دور از خانواده، پاسدار جریان انرژی کشورند؛ همان جریانی که گرمای خانه ها و آرامش جاده ها به آن وابسته است. در مرکز انتقال نفت شهید سیفی(آسار)، با قدرت طهماسبی، یکی از کارکنان باسابقه عملیات هم کلام شدیم؛ مهندسی که از سال ۱۳۸۱ وارد این مجموعه شده است و سال ها تجربه کار در مناطق عملیاتی را با خود دارد. او حدود ۱۲ سال در مجموعه شهید عادلی افرینه فعالیت کرده، 2 سال در تأسیسات دیگر مشغول بوده و از سال ۱۳۹۶ در این مرکز، به عنوان مسئول عملیات خدمت می کند؛ مسئولیتی که به تعبیر خودش، بیش از هر چیز، با مدیریت زمان، تعهد و تحمل دوری از خانواده معنا پیدا می کند.

 

زندگی اقماری؛ نظم در دل دلتنگی

کار در مناطق عملیاتی، با الگوی اقماری و شیفت های چرخشی تعریف می شود. شیفت ها از ساعت ۶ صبح تا ۶ عصر و به عکس ادامه دارد و نیروها به صورت چرخشی بین روزکاری و شب کاری جابه جا می شوند. تغییر مداوم ساعت کار، بیولوژی بدن را تحت تأثیر قرار می دهد و تنظیم خواب و استراحت را دشوار می کند. با این حال او می گوید: شاید در ابتدا انتخاب این نوع کار سخت باشد، اما به مرور روال زندگی روی غلتک می افتد. یاد می گیری برای روزهای کار و استراحت برنامه ریزی کنی. دوری از خانواده، بخش جدایی ناپذیر این سبک زندگی است. خانواده اش در شهری دیگر ساکن هستند و او اغلب اوقات در تعطیلات سر کار بوده است. او می گوید: طبیعی است که دوست داشته باشم کنار خانواده باشم، اما وقتی زمان نوبت کاری ام است، وظیفه اولویت دارد.  همسر و فرزندانش با شرایط شغلی او کنار آمده اند؛ دختری در مقطع دوم دبیرستان و فرزندی دیگر در مقطع ابتدایی دارد. آرزو می کند فرزندانش شغلی انتخاب کنند که نزدیک خانه باشد و از سختی های کار اقماری دور بمانند.

 

خشنود از خدمت

برای کارکنان عملیات حس خدمت رسانی، طعمی دیگر دارد. طهماسبی می گوید: وقتی می دانم در روزهایی که ما مشغول انتقال نفت خام و فراورده ها هستیم و به نوعی در تأمین سوخت شهروندان نقش داریم، احساس رضایت می کنم. اینکه سهمی هرچند کوچک در حرکت کشور داشته باشم، خوشحال کننده است. در واقع، بسیاری از مردم شاید هرگز به شبکه گسترده خطوط لوله ای که زیر زمین امتداد یافته و بی وقفه در حال کار است، فکر نکنند، اما از مبدأ تا مقصد، از مراکز نفت خیز تا شهرها، زنجیره ای از نیروهای عملیاتی، فنی و پشتیبانی شبانه روز در تلاشند تا این جریان قطع نشود.  او تأکید می کند: صنعت نفت فقط پمپ بنزین های داخل شهر نیست. پشت هر لیتر سوخت، ساعت ها کار در خطوط لوله، ایستگاه ها و مراکز انتقال وجود دارد؛ کاری که کمتر دیده می شود.

 

تعهد بی خطا

طهماسبی در پاسخ به این پرسش که آیا تاکنون با بحران یا حادثه ای جدی روبه رو شده، با فروتنی می گوید: خوشبختانه مورد خاصی پیش نیامده است، چون سعی کرده ایم کارها با نظم و برنامه پیش برود. مدیریت زمان و پایبندی به دستورعمل ها باعث شده است مشکلی ایجاد نشود. همین جمله ساده، گویای ماهیت کار در این حوزه است؛ جایی که پیشگیری، مهم تر از واکنش است و دقت، جایگزین هیجان می شود.

مرکز محل خدمت او، با ساختاری منظم اداره می شود: 2 رئیس مرکز که به صورت هفتگی در محل حضور دارند، چهار رئیس نوبت کاری، چهار مسئول عملیات، چهار کارمند ارشد و چهار کارمند عملیات. در بخش های پشتیبانی نیز نیروهای تعمیرات، ابزار دقیق، برق و مکانیک فعالیت دارند. آتش نشانان هر شیفت، سه نفرند و فضای سبز نیز به صورت روزانه رسیدگی می شود. این ترکیب انسانی، همچون اجزای یک سیستم هماهنگ، تضمین کننده پایداری عملیات است.

شیفت ها به صورت چرخشی تنظیم و برنامه ریزی آن بر اساس ضوابط مرکز انجام می شود. کارکنان، گاه هفته ای را با شب کاری آغاز و با روزکاری به پایان می رسانند و در دوره بعدی، برعکس. این جابه جایی مستمر، نیازمند انضباط فردی و هماهنگی تیمی بالاست.

 

پابرجا در هر شرایطی 

طهماسبی معتقد است که صنعت نفت در همه شرایط، حتی در بحران ها، پابرجا مانده است: در زمان جنگ، در دوران کرونا، در تعطیلات رسمی، همکاران عملیات سر کار بودند. نفت تعطیلی ندارد. به گفته او، همین تداوم خدمت است که باید بیش از پیش به مردم معرفی شود تا تصویر دقیق تری از ماهیت این صنعت ترسیم شود. وقتی از او می پرسیم چه چیزی بیش از همه دلش را شاد می کند، پاسخ می دهد: اینکه خللی در خدمت رسانی ایجاد نشود. شادی او، در انجام بی وقفه مسئولیت تعریف می شود؛ در اطمینان از اینکه چراغی خاموش نشود و سفری بی سوخت نماند.

 

ریشه در خاک

طهماسبی، محل خدمتش (مرکز انتقال نفت شهید سیفی -آسار) را به درخت بلوط تشبیه می کند؛ درختی مقاوم که در بهار لرستان سرسبز می ماند و ریشه در خاک دارد. او می گوید: مسیر دسترسی به مرکز، روزگاری پرپیچ وخم و دشوار بود، اما امروز شرایط بهبود یافته است. با این حال، سختی راه هرگز مانعی برای حضور به موقع کارکنان نبوده است. او در پایان این گفت و گو برای همه همکاران صنعت نفت آرزوی موفقیت و سربلندی می کند و می گوید: چرخ اقتصاد کشور تا حد زیادی به نفت وابسته است و قرعه به نام ما افتاده که آن را بچرخانیم. امیدوارم این صنعت عظیم، با تلاش همه کارکنان، همواره پویا و موفق بماند.