رئیس جمهوری:
عملکرد وزارت نفت در ایجاد سامانه های مدیریتی یکپارچه قابل تقدیر است
رئیس جمهوری با اشاره به موفقیت وزارت نفت در ایجاد شبکه های ارتباطی و سامانه های مدیریتی یکپارچه در حوزه نفت و گاز گفت: تطبیق با استانداردهای جهانی، آموزش فناوری های تازه و توسعه سامانه های چندجانبه و مؤثر، از اولویت های وزارت نفت در ارتقای عملکرد مهندسان و متخصصان است. روز یکشنبه 82 تیرماه مسعود پزشکیان که در ادامه پایش های میدانی دولت، در ساختمان مرکزی وزارت نفت حضور یافته بود، با اشاره به تجارب جهانی در صنعت نفت و گاز، جمع آوری گازهای همراه و مشعل را ضرورتی فنی و اقتصادی دانست و تصریح کرد: با مدیریت بهینه و بهره گیری از دانش روز، می توان از هدررفت انرژی جلوگیری کرد. بهره وری پالایشگاه ها با جمع آوری گازهای همراه و مشعل ارتقا می یابد و این روند باید با شتاب بیشتری دنبال شود. رئیس جمهوری ایجاد شبکه های ارتباطی و سامانه های مدیریتی یکپارچه در حوزه نفت و گاز را الزامی دانست و از اقدام های کنونی در زمینه رصد و پایش قدردانی کرد و افزود: افق و چشم انداز ما در فناوری باید نامحدود باشد تا در زمینه توسعه فناوری ها در یک نقطه متوقف نشویم؛ ازاین رو همسو با دستیابی به موفقیت و پیشرفت در توسعه فناوری، ابتدا باید قوت ها و ضعف ها را تحلیل و بهره وری را در تمام ابعاد ارتقا دهیم. وی در بخش دیگری از سخنان خود، اصلاح بهره وری، کیفیت و عملکرد را شاخص اصلی تخصیص اعتبارات و منابع برشمرد و خطاب به مسئولان تأکید کرد: اگر نیاز است کارشناسان خود را برای به روزرسانی دانش به دیگر کشورها اعزام کنید، این کار را انجام دهید. همچنین، ارتقای بهره وری و کارایی باید مبنای پرداخت دستمزد و کارانه باشد؛ میان نیروی کارآمد و غیرکارآمد باید تفاوت قائل شد و افرادی که خوب کار می کنند، باید تشویق شوند.
وزیر نفت:
نفت ایران طبق سازوکارهای پیشین فروخته می شود
وزیر نفت اعلام کرد: فروش نفت کماکان در چارچوب های پیشین ادامه دارد.
محسن پاک نژاد درباره وضع صادرات نفت خام با توجه به بدعهدی دشمن بیان کرد: از ابتدای معافیت های ۶۰ روزه تحریم های نفتی ایران که در بند دهم تفاهم نامه اسلام آباد ارائه شد، با توجه به سوابق بدعهدی آمریکایی ها بنا را بر این گذاشتیم که همانند گذشته، ساختارهای تحریمی را برای دورزدن، مقابله و بی اثر کردن محدودیت ها در حوزه تجارت نفت حفظ کنیم و آن را بر هم نزنیم. وی افزود: گذشت زمان هم پس از ۱۵ روز ثابت کرد که دشمن براساس سوابق بد خود با بدعهدی این بند را نقض کرد. وزیر نفت تأکید کرد که فروش نفت ما کماکان در چارچوب های پیشین ادامه دارد. پاک نژاد تصریح کرد: در طول مدت برداشته شدن محاصره تلاش کردیم حجم نفت قابل توجهی را به بیرون خط محاصره منتقل کنیم و اکنون سازوکارها به گونه ای است که همانند گذشته امکان فروش نفت را داریم.
مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران:
بندهای اصلی قرارداد تجارت گاز ایران و روسیه نهایی شده است
مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران، با تأکید بر اینکه توسعه تجارت گاز یکی از اولویت های کشور در چارچوب قانون برنامه هفتم پیشرفت است، گفت: روسیه، یکی از مهم ترین شریکان ایران در این حوزه به شمار می رود و طی دولت چهاردهم روند مذاکرات به دنبال پیگیری وزیر نفت با جدیت دنبال شده است.
سعید توکلی، در حاشیه دیدار وزیر نفت و وزیر انرژی روسیه بیان کرد: خوشبختانه با پیگیری های مستمر وزیر نفت دولت چهاردهم، بندها و چارچوب های اصلی قرارداد تجارت گاز ایران و روسیه نهایی شده و تنها دو موضوع باقی مانده که امیدواریم با نهایی شدن این دو مورد، قرارداد بین 2 کشور امضا شود. وی با بیان اینکه تجارت گاز تنها به خرید و فروش محدود نمی شود، افزود: تجارت گاز مجموعه ای از فعالیت ها شامل سوآپ، ترانزیت، واردات، صادرات و خرید و فروش گاز را در بر می گیرد و همه این گزینه ها در چارچوب همکاری های ایران و روسیه بررسی شده است. معاون وزیر نفت در امور گاز ادامه داد: گزینه های مختلفی برای اجرای این همکاری ها مطرح شده که یکی از آنها اکنون به صورت جدی در حال پیگیری است، همچنین برای همکاری در افق کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت برنامه ریزی شده و در بخش بلندمدت، همه بندهای قرارداد آماده است؛ به گونه ای که با فراهم شدن شرایط، امکان اجرای مراحل بعدی در کوتاه ترین زمان وجود خواهد داشت.
وزیر نفت انتصاب مجدد رئیس قوه قضائیه
را تبریک گفت
وزیر نفت در پیامی انتصاب مجدد حجت الاسلام والمسلمین محسنی اژه ای به ریاست قوه قضائیه از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی را تبریک گفت.
در متن پیام محسن پاک نژاد آمده است:
«ان الله یأمر بالعدل و الاحسان»
(آیه ۹۰، سوره نحل)
برادر بزرگوار جناب حجت الاسلام والمسلمین محسنی اژه ای (دامت توفیقاته)
ابقای جناب عالی در مسئولیت خطیر ریاست قوه قضائیه از سوی رهبرعالی قدر انقلاب اسلامی (مدظله العالی) که نشان از اعتماد ایشان به شایستگی، تعهد، درایت و کارنامه ارزشمندتان در خدمت به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران دارد، موجب خرسندی و دلگرمی خدمتگزاران کشور شد. بی تردید، این امر بیانگر موفقیت آن قوه در پیمودن مسیر تحول، عدالت گستری و صیانت از حقوق مردم و تأکیدی بر استمرار حرکت های اثربخش سال های اخیر در تحقق منویات امام شهید (ره) و مقام معظم رهبری است. قوة قضائیه در دوره مسئولیت جناب عالی، با اتخاذ رویکردی تحول آفرین و مردم محور، گام های مؤثری در ارتقای کارامدی نظام قضایی برداشته است. اجرای سند تحول و تعالی قوه قضائیه، توسعه و هوشمندسازی خدمات قضایی، گسترش خدمات الکترونیکی، تسهیل دسترسی مردم به خدمات، افزایش شفافیت و تسریع در فرایند رسیدگی به پرونده ها، ازجمله دستاوردهای ارزشمندی است که در ارتقای بهره وری، تسهیل خدمت رسانی و افزایش رضایتمندی عمومی از دستگاه قضایی نقش مؤثری داشته است. همچنین، اهتمام جدی و عملی جناب عالی در مبارزه با فساد، برخورد قاطع با مفاسد اقتصادی و اداری، صیانت از حقوق بیت المال و تقویت حاکمیت قانون، جلوه ای از عزم راسخ قوه قضائیه در پاسداری از حقوق مردم و استقرار عدالت بوده است. اینجانب، ضمن تبریک صمیمانه این انتصاب مجدد، از درگاه خداوند متعال، سلامتی، دوام عزت و مزید توفیقات جناب عالی را در ظل عنایات حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در انجام این مسئولیت خطیر، صیانت از حقوق مردم و خدمت صادقانه به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران مسئلت دارم.»
سخنگوی وزارت نفت:
بازنگری نظام نامه روابط عمومی صنعت نفت در مراحل پایانی قرار دارد
مدیرکل روابط عمومی و سخنگوی وزارت نفت گفت: بازنگری نظام جامع روابط عمومی صنعت نفت از مهم ترین مأموریت های این اداره کل است که با تلاش همکاران در مراحل پایانی قرار دارد. سامان قدوسی در دوره جامع توانمندسازی روابط عمومی های شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی ایران و شرکت های زیرمجموعه و پالایشی که با حضور فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت برگزارشد با اشاره به پیام وزیر نفت به مناسبت ۲۷ اردیبهشت، روز جهانی ارتباطات و روابط عمومی بیان کرد: در این پیام، 2 موضوع بسیار قابل توجه بود؛ نخست، تأکید بر بازنگری نظام جامع روابط عمومی صنعت نفت که خوشبختانه این موضوع در اداره کل روابط عمومی در دستور کار قرار گرفته و با تلاش همکاران در مراحل پایانی قرار دارد. موضوع دوم، تدوین طرح تحول روابط عمومی است که هدف از آن، روزآمد کردن ساختار و عملکرد روابط عمومی صنعت نفت متناسب با تحولات سال های اخیر است تا از چارچوب های سنتی گذشته عبور کنند و همگام با تحولات روز پیش بروند. او تدوین نظام جامع و طرح تحول روابط عمومی صنعت نفت را از مهم ترین مأموریت های اداره کل روابط عمومی وزارت نفت برشمرد و از حاضران، به ویژه سخنگوی دولت، خواست با توجه به دانش و تجربه خود، این مجموعه را در تدوین و اجرای این برنامه ها یاری کنند تا بتوان روابط عمومی صنعت نفت را بیش از پیش اثربخش و کارآمد کرد.
نیاز روابط عمومی ها؛ تقویت شبکه سازی
سخنگوی وزارت نفت، تقویت شبکه سازی را از نیازهای روابط عمومی های صنعت نفت برشمرد وافزود: با وجود شمار قابل توجه نیروهای فعال در روابط عمومی صنعت نفت، هنوز ظرفیت های زیادی برای تقویت ارتباطات میان روابط عمومی شرکت ها و بخش های مختلف وجود دارد و این مجموعه ها می توانند در بازتاب اقدام ها و دستاوردهای صنعت نفت، فعال تر و هماهنگ تر عمل کنند. قدوسی با قدردانی از حضور فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، در این نشست و حمایت ها و همراهی های وی با مجموعه روابط عمومی وزارت نفت اظهار کرد: پرداختن به موضوع روابط عمومی از سوی مجموعه پالایش و پخش در شرایط پساجنگ و روزهای دشواری که ممکن است پیش رو باشد، بسیار ارزشمند و شایسته قدردانی است.
انتصاب
سرپرست مرکز مقاومت بسیج وزارت نفت
وزیر نفت با صدور حکمی داوود طارمی را به عنوان سرپرست مرکز مقاومت بسیج وزارت نفت منصوب کرد. در حکم محسن پاک نژاد خطاب به داوود طارمی آمده است: «با عنایت به مراتب تعهد، سوابق و تجارب ارزشمند جنابعالی، به موجب این حکم به عنوان سرپرست مرکز مقاومت بسیج وزارت نفت منصوب می شوید.»وزیر نفت همچنین در پیامی جداگانه از خدمات و تلاش های سیدعباس بهشتی در مدت تصدی سمت مرکز مقاومت بسیج وزارت نفت قدردانی کرد. در متن پیام محسن پاک نژاد آمده است:
«با توجه به اعلام خاتمه مأموریت جنابعالی از مبدأ، بدین وسیله از خدمات و تلاش های ارزشمند شما در جایگاه فرماندهی مرکز مقاومت بسیج وزارت نفت تشکر و قدردانی می کنم و برایتان از درگاه خداوند متعال سلامتی و توفیق روزافزون مسئلت دارم.»
سرپرست شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران
وزیر نفت در حکمی امید شاکری را به عنوان سرپرست شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران منصوب کرد. در متن حکم محسن پاک نژاد آمده است:
«نظر به تجارب، تعهد و سوابق ارزشمند جنابعالی، به موجب این حکم با حفظ سمت به عنوان سرپرست شرکت ملی صنایع پتروشیمی منصوب می شوید. انتظار می رود با توکل به خداوند متعال و بهره گیری از توانمندی های همکاران، تمشیت دقیق امور و مأموریت های شرکت با جدیت دنبال شود. توفیق جنابعالی را در انجام وظایف و امور محوله از درگاه ایزد منان خواستارم.»
سرپرست شرکت بازرگانی نفت ایران
مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران در حکمی علی اکبر پورابراهیم را به عنوان سرپرست شرکت بازرگانی نفت ایران منصوب کرد. در متن حکم حمید بورد آمده است:
«نظر به مراتب تعهد، تخصص و تجربیات ارزشمند جنابعالی به موجب این حکم به عنوان سرپرست شرکت بازرگانی نفت ایران (NICO) منصوب می شوید. نظر به حساسیت و اهمیت شرکت مذکور، ضرورت دارد نسبت به ارتقای نقش این شرکت در سطوح بین المللی و برقراری هرچه بیشتر انضباط مالی در امور آن، اقدام لازم را معمول و گزارش های دوره ای از بهبود عملکرد را به اینجانب ارائه کنید. امید است با اتکال به خداوند متعال و همکاری مدیران و کارکنان ارزشمند آن مجموعه در انجام مأموریت های محوله موفق و مؤید باشید.»
2 انتصاب در شرکت ملی گاز ایران
مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران طی حکمی محمد عسگری را به عنوان سرپرست روابط عمومی شرکت ملی گاز ایران منصوب کرد. سعید توکلی همچنین درحکمی دیگر سیدحسن موسوی را به عنوان رئیس هسته گزینش شرکت ملی گاز ایران منصوب کرد.
وداعی به وسعت یک امت
مهناز محمدی | بعضی لحظه ها، از جنس زمان نیستند؛ از جنس ماندگاری اند. در تقویم آغاز می شوند؛ اما پایانشان را باید در حافظه دل ها جست وجو کرد. انسان، آنگاه که دل به حقیقتی بزرگ می بندد، دیگر مرگ را پایان نمی بیند؛ آن را گذرگاهی می داند که نام ها را از خاک به خاطره و از خاطره به تاریخ می رساند.از سیزدهم تا هجدهم تیرماه، شهرها تنها میزبان یک آیین نبودند؛ گویی هر کوچه و خیابان، روایتی از دلدادگی را در خود حمل می کرد. تهران، قم، نجف، کربلا و مشهد، هر یک صفحه ای از کتاب وداع شدند؛ کتابی که سطرهایش را نه قلم، که اشک مردمان می نوشت. میلیون ها انسان، با دل هایی اندوهگین و نگاه هایی سرشار از خاطره، آمده بودند تا آخرین سلام را زمزمه کنند؛ سلامی که در سکوت، رساتر از هر فریادی شنیده می شد. در آن روزها، گویی فاصله میان شهرها از میان برخاسته بود و دل ها به یکدیگر نزدیک تر شده بودند. هر گام، نشانی از وفاداری بود و هر نگاه، حکایت سال هایی را روایت می کرد که در حافظه مردمان نقش بسته بود. در نگاه مردم، این بدرقه تنها پایان یک حضور نبود؛ تجلی پیوندی بود که با گذر زمان گسسته نمی شود و با خاموش شدن یک صدا، از طنین بازنمی ایستد.تاریخ، انسان ها را تنها با سال های زندگی شان به یاد نمی آورد؛ آنچه ماندگار می شود ،اثری است که در جان انسان ها بر جا می ماند؛ از همین رو برخی بدرقه ها پایان راه نیستند؛ آغازی هستند برای روایت هایی که نسل به نسل نقل می شوند و در حافظه یک ملت ادامه می یابد. آن روزها، برای حاضران در مراسم تشییع رهبر شهید ایران، تنها روزهای سوگواری نبود؛ روزهای یادآوری عهد، وفاداری و حفظ خاطره ای بود که باور داشتند با گذر زمان نیز از دل ها رخت برنخواهد بست. شاید راز ماندگاری چنین لحظه هایی، در همین همدلی نهفته باشد. آنجا که انسان ها، فارغ از تفاوت ها، در زیر پرچم یک اندوه مشترک گرد هم می آیند و اشک، زبان مشترک دل هایشان می شود. در آن روزها، چهره شهرها رنگ دیگری داشت. گویی هر کوچه، هر میدان و هر خیابان، روایتگر خاطره ای بود که در حافظه جمعی یک ملت نقش می بست. صدای صلوات، زمزمه دعا، سکوت های سنگین و نگاه های خیره به افق، همه حکایت از لحظه ای داشت که برای بسیاری، تنها یک مراسم نبود؛ تجلی پیوندی عمیق میان مردم بود و آنچه به آن باور داشتند.
تشییع، تنها بدرقه یک پیکر نیست؛ آیینه ای است که احساسات، باورها و خاطرات یک جامعه را بازتاب می دهد. در چنین لحظاتی، تاریخ نه در کتاب ها، بلکه در میان گام های مردمی نوشته می شود که با حضور خود، روایتی تازه از همبستگی و وفاداری می آفرینند. شاید سال ها بعد، تصاویر آن روزها در قاب عکس ها و صفحات کتاب ها باقی بماند؛ اما آنچه هرگز از یاد نخواهد رفت، احساسی است که در دل میلیون ها انسان جریان داشت؛ احساسی که زمان از فرسودنش ناتوان است.
از همین رو، برخی وداع ها پایان نیستند؛ آغاز سفری هستند که در حافظه ملت ها ادامه می یابد. انسان ها از میان می روند؛ اما یاد آنان، اگر با ایمان، ایثار، خدمت یا باورهای یک جامعه درآمیخته باشد، همچنان در روایت نسل ها زنده می ماند. تاریخ نیز همواره چنین لحظه هایی را با احترام ورق می زند. لحظه هایی که در آن، یک ملت می کوشد با بدرقه ای باشکوه، قدردانی خود را از آنچه ارزشمند می دانسته، به نمایش بگذارد و نام آن را در دفتر خاطرات جمعی ماندگار سازد.
ایران در سوگ
سعید محمدبگی | 9 اسفند 1404، رژیم های ددمنش و جنایتکار آمریکا و اسرائیل، با خصم و عداوتی دیرینه، بیت رهبری را در تهران، آماج حملات موشکی قرار دادند و با عملی کردن نیت پلیدشان،
سید علی حسینی خامنه ای ، رهبرانقلاب اسلامی ایران را به همراه برخی از اعضای خانواده که کوچکترین عضو آن زهرای 14 ماهه بود، به شهادت رساندند و یک ایران را داغدار کردند. آری "آقای شهید ایران "دعوت حق را لبیک گفت وآسمانی شد و یک ایران در سوگ نبودنش فرو رفت. داغ سنگین و تحمل داغ مشکل؛ اما چه می بایست کرد، زمان، زمان گریه وشیون نبود و نمی بایست دشمن، شاد شود. سرانجام شنبه 13 تیرماه انتظار به سرآمد. بغض های فرو برده درگلوشکست و اشک ها به پهنای صورت جاری شد. پیکر"آقای شهید ایران " پس از چند ماه انتظار آماده وداع و تشییع شد. او به مصلی تهران رفت تا مردم با او وداع آخر را داشته باشند؛ وداعی تلخ با ملتی که هنوز طنین صدای نمازعید فطرش، زمزمه گوش شان بود. "آقای شهید"هم با مردم وداع وحتی برای آنها که نابخردانه و از روی جهل درحقش جفا کردند، دعا کرد. 18 تیرماه، پس از تشییع میلیونی رهبر فقید ایران در تهران، قم، نجف و کربلا برگ دیگری از تاریخ ایران و شاید دنیا ورق خورد و پیکرمطهر سیدالشهدای ایران، پس از تشییعی با شکوه از سوی مردم ولایت مدار مشهد، درجوار بارگاه ملکوتی امام رئوف ، حضرت امام رضا(ع) آرام گرفت و برای همیشه این زمین خاکی را ترک کرد و به ملکوت اعلی پیوست.
شهید سید علی حسینی خامنه ای به عنوان رهبری آزاده اگرچه ازمیان ما رفت اما با روشنگری هایش "باید برخاست" مبارزه با ظلم را بلند فریاد زد. او رفت اما یادش برای همیشه در دل میلیون ها رهرو آزاده باقی خواهد ماند.
اشک و دلدادگی یک ملت در بدرقه رهبر شهید انقلاب اسلامی؛ نامی که ماند و راهی که ادامه دارد
آقای شهید ایران بدرود
مشعل | آیین باشکوه وداع با رهبر شهید انقلاب اسلامی و تشییع پیکر مطهر ایشان و برخی از اعضای خانواده شان، روزهای سیزدهم تا هجدهم تیرماه، به عرصه ای از تجلی ارادت خیل عظیم عاشقان در شهرهای تهران، قم، نجف، کربلا و مشهد تبدیل شد. کاروان های اندوه با تشییعی بی نظیر، پیکر مطهر آقای شهید ایران و قائد اعظم انقلاب را تا «رواق دارالذکر» بدرقه کردند و ایشان در جوار سلطان خراسان به خاک سپرده شد تا در کنار بارگاه ملکوتی آن حضرت به آرامش ابدی برسد.
مردم ایران در آیین تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی، با حضوری پرشور و باشکوه، صحنه ای ماندگار از همدلی، وفاق و انسجام ملی را به نمایش گذاشتند و حماسه ای ماندگار در تاریخ این سرزمین را رقم زدند؛ حماسه در بدرقه مردی که هرگز در برابر خواست دشمنان، سر تسلیم فرود نیاورد و با اقتدا به امام حسین (ع)، راه عزت را برگزید. ایشان با پایبندی به آرمان های خود، پیوند میان گفتار و کردار را به نمایش گذاشت و تصویری ماندگار از استواری بر باورها در ذهن مخاطبان بر جای نهاد. آنگونه که اندیشید، سخن گفت و آنگونه که سخن گفت، زیست و سرانجام با نثارخون خود در راه آرمان هایی که به آنها باور داشت، بهای ایستادگی در برابر زورگویان را پرداخت و نام خود را در حافظه تاریخ ماندگار ساخت. رهروان آن فرزانه حکیم با حضور پرشور در آیین بدرقه بر پیام "ایستادگی در برابر ظلم و زورگویان" تاکید کردند و "لبیک یا خامنه ای" لبیک یالثارات خامنه ای" را فریاد زدند.
آیین بدرقه رهبر شهید انقلاب اسلامی روزهای سیزدهم تا هجدهم تیرماه در شهرهای مختلف ایران و عراق برگزار شد؛ روزهایی که سیل خروشان عاشقان و دوستداران آن رهبر فرزانه، جمعیت میلیونی زائران را از سراسر کشور به شهرهای تهران، قم و مشهد کشاند تا وداعی باشکوه و ماندگار را با یار راستین امام خمینی کبیر(ره) رقم بزنند.
در آن سوی مرزها، در گرمای تابستان عراق نیز، جمعیتی دلداده، پیکر مطهر رهبر شهید ایران را در شهرهای نجف و کربلا همراهی کردند تا تصویری ابدی از فرزانگی و مهربانی این مرد بزرگ بر خروجی خبرگزاری های جهان نقش ببندد.
تهران سیاه پوش
تهران، پایتخت ایران در ویژه برنامه سه روزه تشییع پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب، کانون توجه جامعه جهانی و خبرگزاری های بین المللی قرارگرفت تا ناظر وداع حماسی مردم با پیشوای فرزانه خود باشند. در روزهایی که سنگینی مصائب جنگ بر جان و ذهن جامعه سایه افکنده بود و گرمای طاقت فرسای تابستان، همچون تازیانه ای بر پیکر زائران فرود می آمد و دوری راه نیز رنج مسیر را دوچندان می کرد؛ هیچ یک از این دشواری ها، مانع حضور، وفاداری و قدرشناسی ملت ایران نشد.
این مردم در بزنگاه های تاریخی انقلاب، بارها ثابت کرده اند که پاسدار حریم بزرگان خویشند و این بار، برای بدرقه ابدی کسی آمده بودند که عمر خود را همچون لحظه شهادت، وقف اعتلای ایران اسلامی کرده بود. حضور پرشور مردم داغدار در این آیین، گواهی روشن بر اصالت راه و روش «آقای شهید ایران» بود. زن و مرد، پیر و جوان، همدل و همصدا در سوگ بزرگمردی نشستند که جهان در حیرت سیرت و سلوک اوست. او که در دوران حیات، مظهر مهر و عطوفت و در عین حال تندیس اقتدار و دوراندیشی بود، شهادتش نیز جلوه ای ماندگار از ایستادگی را به نمایش گذاشت. مشت های گره کرده این رهبر فرزانه شهید، درسی بزرگ برای جهانیان داشت تا بدانند که قامت او، نمادی از استقامت خلل ناپذیر ایرانیان در برابر استکبار جهانی است.
مصلی تهران، نخستین ایستگاه دلداری عاشقان با رهبر فقید و شهید انقلاب اسلامی بود. در این مراسم، حضور چشمگیر مقام های کشورهای خارجی و مسئولان رده بالای کشور در کنار پیکر مطهر قائد اعظم، پیوندی از همدلی و همراهی جامعه جهانی با آرمان های انقلاب اسلامی و شخصیت ممتاز حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای (قدس الله و نفس الزکیه) را به نمایش گذاشت. در روزهای شنبه و یکشنبه، سیزدهم و چهاردهم تیرماه، سیل خروشان مردم از سراسر ایران خود را به مصلی امام خمینی(ره) تهران رساندند تا آخرین قاب ها از سیمای بزرگمرد معاصر ایران را از نزدیک به نظاره بنشینند؛ جمعیتی انبوه و سیاه پوش با پرچم های سه رنگ کشور و پرچم های سرخ رنگ با نوشته های یا"حسین"و"یا لثارات الحسین" پیشانی بندهای قرمزرنگ منقش به شعار «یا اباعبدالله الحسین» که جلوه ای عاشورایی از بدرقه رهبر شهید انقلاب را خلق کرده بودند. این مردم اشک ریزان و آه کشان در آیین سوگ مردی از جنس نور حاضر شده بودند؛ مردی که اعتلای انقلاب اسلامی و ایران را تثبیت کرد.
روز دوشنبه، پانزدهم تیرماه، خیابان های تهران مملو از جمعیت میلیونی بود که آمده بودند تا با پیکر رهبر فقید، در آخرین روز تشییع در پایتخت وداع کنند. جمعیتی سرشار از عشق به رهبر فقید که از میدان امام حسین تا آزادی را پیمودند و این مسیر را غرق در ماتم عزای "سید ایران" ساختند. جمعیت، گرداگرد تابوت سبزرنگ فرزانه فقید حلقه زده بودند و به مانند رنگین کمانی زیبا، به استقامت او لبیک گفتند. خودرو حامل پیکر مطهر رهبر فقید انقلاب همانند مرواریدی در سیل جمعیت می درخشید تا آنجا که خبرگزاری های بین المللی نیز نتوانستند چشم بر حقیقت ببندند و با مخابره تصاویر راه پیمایی عظیم مشتاقان، پیام مردم ایران اسلامی را به گوش جهانیان رساندند.
روز تشییع، عاشورایی دیگر برای تهران بود؛ روزی که در آن جلوه های ماندگاری از همراهی و همدلی نیز به قاب تصاویر عکاسان و شبکه های تلویزیونی و اجتماعی راه یافت. از گریه های بی امان زنان تا بغض کودکان و ضجه های مردان که در مصیبت عزای حسینی قائد اعظم، ماندگار شد. از برافراشتن پرچم های بزرگ تا صدای تکبیر «الله اکبر» و نوای دلنشین قرآن در میان جمعیت عظیمی که در کنار یک عشق ماندگار گرد هم آمده بودند، طنین انداز بود. مصلی امام خمینی (ره ) تهران و خیابان های اطراف آن که محل وداع با رهبر انقلاب بود، به محلی برای "لبیک به ایران اسلامی" تبدیل شده بود. مردم عاشق ایران، با ثبت تصاویر این حماسه با گوشی های همراه خود قاب هایی را برای آیندگان ثبت کردند و کامی برای خود از این توشه معنوی برگرفتند.
لحظه وداع مردم تهران با آقای شهید و تشییع پیکر مطهرشان فرا رسیده بود؛ تشییعی با شکوه که با حضور میلیون ها عاشق در میدان آزادی پایان یافت و این شاید پایانی بود برای برخی که در حسرت ندیدن و نشناختن سوختند و ضجه زدند، اما آقا می خواست به ساحت مقدس خواهر امام رضا (ع) در آستان مقدس حضرت معصومه (س) در قم برود.
میعادگاه قم
روز سه شنبه، شانزدهم تیرماه، پیکر مطهر "آقای شهید ایران" در قم، میعادگاه همیشگی امام شهید، تشییع شد. در این آیین، سیل عظیم و میلیونی مردم قم، مسیر حدود هفت کیلومتری مسجد جمکران تا حرم حضرت معصومه (س) را با اشک و آه پیمودند و آخرین وداع را با امام شهید امت داشتند. این حضور میلیونی در حالی رقم خورد که گرمای بی سابقه هوا، شرایط آیین را دشوار کرده بود، اما شور و شوقی که در گام های مردم برای رسیدن به این مراسم وجود داشت، موجب ثبت تصاویری زیبا و در عین حال حزن اندوه از این رویداد بزرگ تاریخی شد. از بدرقه خودروی حامل پیکر امام شهید تا نظم خاص در برگزاری
مراسم که مردم مشتاق را در کنار نیروهای نظامی و تدارکات یکصدا و متحد کرده بود، به همراه تصاویر جمعیت میلیونی در خیابان های قم، جلوه ای از یک بدرقه تاریخی را به نمایش گذاشت.مردم قم نیز همچون مردم تهران، دلشان نمی خواست "آقا" از پیش شان برود، اما ایشان که سال ها و نزدیک به 70 سال، دیگران نایب الزیاره اش درحرم مطهر امام حسین و حضرت عباس(علیهم السلام) بودند، این بار خودشان به صحن شتافتند تا دلی سیر زیارت کنند.
از نجف تا کربلای معلی
یکی از ماندگارترین جلوه های آیین وداع با «امام شهید»، حضور پیکر مطهر ایشان در عراق و تشییع پیکر در شهرهای مقدس نجف و کربلا بود؛ جایی که پس از حدود 70 سال، دوباره به آنجا گام نهادند و به زیارت عتبات عالیات مشرف شدند. حضور پرشور و گسترده عزاداران عراقی، گواهی روشن بر محبوبیت فرامرزی آن «قائدبزرگ» بود؛ کسی که با شخصیت والا و اندیشه های سترگش، دل دوستداران انقلاب اسلامی را تسخیر کرده بود. بدرقه باشکوه پیکر ایشان در میان موج تنش های نظامی منطقه که می کوشید به هر طریق، عظمت این حضور را کمرنگ جلوه دهد، نشان داد که بدخواهان راه به جایی نمی برند و تصاویر دلدادگی مردم عراق، گویاترین قاب خبری در رسانه های جهانی شد. برنامه های متنوعی از سوی دلدادگان عراقی برای ابراز ارادت به رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران برگزار شد؛ از روضه خوانی و طواف پیکر مطهر بر گرد ضریح حضرت ابوالفضل العباس (ع) گرفته تا اقامه نماز و گلباران پیکر ایشان در میان حزن و اندوه خیل میلیونی مردم و طلاب کشورهای مختلف جهان؛ تصویری که پیوند عمیق دو ملت مسلمان را زیر بیرق مردی به نمایش گذاشت که عمر خویش را وقف اعتلای اسلام کرده بود.
پس از آن، پیکر مطهر «امام شهید»، وارد کربلا و بین الحرمین شد و در جوار حرم مطهر حضرت امام حسین (ع) بر آن نماز خوانده شد؛ گویی پس از حدود 70 سال، امام شهید به وصال دیرینه خود در آغوش حرم حضرت سیدالشهدا (ع) بازگشته بود.
حضور بی شمار زائران در خیابان ها و صحن های مقدس، جلوه ای ماندگار از آیین تشییع بر جای گذاشت؛ سیل خروشان عزاداران با جامه های سیاه و پرچم های سرخ، گرداگرد تابوت مطهر حلقه زدند و با اشک و اندوه، با «یار دیرین حسین(ع)» وداع کردند. این استقبال به قدری عظیم بود که خودروی حامل پیکر، به کندی در میان دریای جمعیت حرکت می کرد،گویی آیین وداع با امام شهید، یادآور قیام عاشورا بود و اکنون پیروان حسین(ع)، بر گرد فرزند خلف او به ماتم نشسته بودند.
مردم عراق، چه وداع با شکوهی کردند و الحق، حق برادری و همسایگی را به جا آوردند؛ حال قائد شهید مردم ایران برای رفتن به سوی بارگاه امام هشتم(ع) آماده شده بود؛ مشهد مقصد پایانی و رواق دارالذکر در بارگاه امام هشتم(ع)، محل آرامش ابدی بود.
پذیرایی ابدی
مشهد مقدس و حرم مطهر امام رضا (ع)، از مدت ها پیش خود را برای استقبال از آیین باشکوه وداع با رهبر شهید انقلاب اسلامی آماده کرده بود؛ مکانی معنوی که تیرماه ۱۴۰۵ حال و هوایی دیگر داشت؛ شهری که سال ها در نخستین روز نوروز، میزبان رهبر معظم انقلاب بود تا رهنمودهای سال جدید را از زبان ایشان بشنود، این بار نوبت مردمش بود تا با بدرقه ای عظیم، او را تا خانه ابدی اش در جوار بارگاه ملکوتی این امام رئوف همراهی کنند. از نخستین لحظات ورود پیکر مطهر، حرم رضوی و خیابان های اطراف آن مملو از جمعیتی عاشق بود که برای وداع آخر گرد هم آمده بودند. در میان انبوه پرچم های سرخ و سیاه با شعارهای «یا لثارات الحسین»، «یاحسین(ع)» و «یا امام رضا(ع)» مردمی گریان و غمگین آمده و خیابان های اطراف حرم امام رضا(ع) را به سیلی از جمعیت تبدیل کرده بودند. جمیعتی که لبیک وار بر دور ماشین ایشان حلقه زده بودند و در فراق ایشان اشک حسرت می ریختند. سپس پیکر مطهر برای زیارت و طواف، به حریم نورانی ضریح امام هشتم (ع) منتقل شد و نماز بر پیکر رهبر شهید، به امامت فرزند ارشد ایشان، جناب حجت الاسلام والمسلمین سید مصطفی حسینی خامنه ای در صحن رضوی اقامه شد. سرانجام پیکر مطهر حضرت آیت الله العظمی سیدعلی حسینی خامنه ای، پس از عمری مجاهدت در راه اعتلای دین و سربلندی ایران اسلامی به همراه برخی اعضای خانواده در رواق «دارالذکر» حرم مطهر امام رضا (ع) آرام گرفت و ابدی شد. اگرچه جسم ایشان در خاک آرمید، اما سیرت و سلوک آن بزرگوار توشه ای گرانبها برای آینده ایران اسلامی باقی ماند تا جان هایی تازه از اندیشه های والای ایشان متولد شود.
وقتی صنعت نفت در کنار سوگواران رهبری ایستاد
خدمت در روزهای وداع
مشعل | همزمان با برگزاری مراسم تشییع رهبر شهید ایران که از 13 تا 18 تیرماه در شهرهای تهران ، قم، نجف ، کربلا و مشهد برگزارشد . بسیاری از ارگان ها و نهادها در داخل کشور به خیل عظیم مشتاقان و شرکت کنندگان در این مراسم خدماتی ارائه دادند که در این میان وزارت نفت علاوه بر برپایی موکب های مختلف در بخش های بهداشت و درمان و سوخت رسانی نیز نقش فعال و اثر گذاری در برگزاری این مراسم ها داشت . آنچه می خوانید، گزارش مشروحی است از همگامی کارکنان وزارت نفت برای برگزاری هرچه باشکوه تر آیین بدرقه "آقای شهید ایران".
در روزهای منتهی به نیمه تیر، هنگامی که کشور در سوگ رهبر فرزانه خود به سر می برد، وزارت نفت با راهبری محسن پاک نژاد، وزیر نفت، برای خدمت رسانی به شرکت کنندگان در آیین تشییع پیکر مطهر مقام معظم رهبری، اقدام های گسترده ای انجام داد.
این اقدام ها شامل تأمین سوخت جایگاه ها، برپایی موکب ها، پشتیبانی و پذیرایی از شرکت کنندگان بود. از سوی دیگر، جایگاه های سیار سوخت رسانی نیز در مسیر شهرهای محل برگزاری مراسم فعال شدند تا شرکت کنندگان حاضر در مراسم، دغدغه ای برای تأمین سوخت خودروهای خود نداشته باشند.
وزیر نفت در جمع سوگواران
وزارت نفت، همان گونه که در ۴۷ سال گذشته در بزنگاه های تاریخی همچون جنگ، سیل، زلزله و دیگرحوادث در کنار مردم بوده است، این بار نیز با بهره گیری از تمام ظرفیت های خود، تلاش کرد تا ایران شاهد مراسمی ماندگار در وداع با رهبر فرزانه و شهید خود باشد. محسن پاک نژاد، وزیر نفت با حضور در موکب شهدای های صنعت نفت و مراسم تشییع سیدالشهدای ایران گفت: رهبر شهید برای اعتلای ایران اسلامی تا پای جان ایستادگی و جان خود را در راه عزت اسلام و سربلندی ایران فدا کردند. مردم ایران هرگز این ایثار را از یاد نخواهند برد و با بیعت با جانشین صالح ایشان، این مسیر با استحکام و اقتدار ادامه خواهد یافت.
پاک نژاد همچنین به مناسبت شهادت رهبر فرزانه انقلاب اسلامی پیامی منتشر و در آن بر تجدید میثاق با آرمان های امام شهید در ادامه راه تاکید کرد. در این پیام آمده است: امروز، ایران اسلامی پیکر شهیدی را بدرقه می کند که عمر مبارک خویش را وقف عزت اسلام، استقلال ایران و اعتلای نظام مقدس جمهوری اسلامی کرده و با مجاهدتی خستگی ناپذیر، راه مقاومت، عزت و پیشرفت را برای این ملت ترسیم کرد. بی تردید صنعت نفت در منظومه فکری و مدیریتی امام شهید، جایگاهی ممتاز و راهبردی داشت؛ ایشان با اشراف کم نظیر بر ظرفیت های عظیم نفت و گاز کشور، این ثروت الهی را پشتوانه اقتدار ملی، استقلال سیاسی و امنیت انرژی، و زمینه ساز پیشرفت همه جانبه ایران اسلامی می دانستند.
تردد آسان بدرقه کنندگان
توزیع پایدار سوخت برای حضور مردم در آیین وداع و تشییع پیکر مطهر رهبر شهید،از جمله فعالیت های صورت گرفته وزارت نفت در این ایام بود . برای این منظور با 37 منطقه شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران، به ویژه مناطق تهران، قم و خراسان رضوی هماهنگی های ویژه انجام شد. پیرو تاکیدهای فراوان به منظور تامین سوخت، تسهیلات ویژه ای از جمله شارژ مقادیر قابل توجهی گازوییل در ناوگان بین شهری (به صورت تنخواه) و کاهش محدودیت کارت سوخت خودروهای شخصی با ایجاد شرایط استفاده از آن در 15 استان کشور در نظر گرفته شد.
بر اساس اعلام کرامت ویس کرمی، مدیر عامل شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران ، استقرار 25 تیم بازرسی برای نظارت مستمر بر عملکرد جایگاه ها در تهران، پایش جایگاه های ورودی و خروجی این استان در طول برگزاری مراسم، آماده سازی بیش از ۵۰ دستگاه خودرو سوخت رسان سیار به منظور پشتیبانی از دستگاه های خدمت رسان، از دیگر اقدام هایی بود که برای خدمت رسانی هرچه بیشتر به مردم پیش بینی شده بود.
تامین سوخت مورد نیاز ناوگان اتوبوسرانی، از دیگر تمهیدات و اقدام هایی بود که شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران، این مهم را با استقرار 12 نفتکش در 12 نقطه راهبردی شهر تهران، به نحو مطلوب مدیریت کرد.
این آمادگی حداکثری تنها به تهران محدود نشد و استان های البرز، قم و خراسان رضوی نیز با تمام ظرفیت به استقبال این روزهای تاریخی رفتند؛ به گونه ای که در استان البرز، تمام ۱۳۶ جایگاه (۸۴ جایگاه بنزین و ۵۲ جایگاه سی ان جی) با ارائه خدمات مستمر، پایداری عرضه را تضمین کردند. در استان های قم و خراسان رضوی نیز وضع مشابهی حاکم بود و جایگاه های عرضه سوخت این استان ها با آمادگی کامل، خدمت رسانی به بدرقه کنندگان را در حوزه تامین سوخت به بهترین شکل ممکن انجام دادند. با هدف تسهیل خدمت رسانی به بدرقه کنندگان در مسیر تهران - مشهد، عرضه رایگان سی ان جی نیز در دستور کار قرار گرفته بود؛ این مهم در 11 جایگاه شهر قم عملیاتی و با استقبال خوب سوگواران روبه رو شد.
موکب های نفت؛ پناهگاه سوگواران
برپایی موکب های خدمات رسانی درحوزه های فرهنگی، درمانی و. . . بخش دیگری از اقدام های صنعت نفت در مراسم وداع و تشییع "آقای شهید ایران" بود که تلاش شد به شکل مطلوب انجام شود. این خدمات رسانی در تهران با برپایی سه موکب اصلی در میدان هفت تیر، خیابان حافظ و میدان فلسطین، به صورت شبانه روزی انجام می شد. موکب «شهدای صنعت نفت» نیز یکی دیگر از موکب هایی بود که با فراهم سازی فضای استراحت ویژه بانوان، مراقبت از کودکان و اجرای برنامه های فرهنگی را به عهده داشت. موکب برپا شده در جوار مرقد مطهر امام خمینی (ره) به منظور تسهیل اسکان و پذیرایی از سوگواران غیربومی، خدمت دیگری از مجموعه صنعت نفت در این ایام بود.
خدمات درمانی
در طول برگزاری آیین وداع و تشییع "آقای شهید ایران" بهداشت و درمان صنعت نفت نیز فعالیت های ویژه ای برای خدمت رسانی به تشییع کنندگان حاضر در مراسم انجام داد. به گفته محمد جوادکیان، رئیس بهداشت و درمان صنعت نفت تهران، این بخش از صنعت نفت با برپایی دو موکب درمانی در میدان هفت تیر و میدان آزادی، تلاش کرد خدمات پزشکی، دارویی و اورژانسی مناسبی به سوگواران ارائه شود. کیان با اشاره به استقرار تیم های پزشکی، پرستاری و اورژانس بهداشت و درمان صنعت نفت در این موکب ها تصریح کرد: ویزیت پزشک، ارائه کمک های اولیه،کنترل فشارخون و علائم حیاتی، رسیدگی به موارد گرمازدگی و افت فشار خون، همچنین پانسمان، تزریقات، ارائه دارو و خدمات اورژانسی مورد نیاز، از جمله مواردی بود که با استقرار این گروه ها درموکب های یاد شده به بدرقه کنندگان ارائه شد. رئیس بهداشت و درمان صنعت نفت تهران با اشاره به تمهیدات پیش بینی شده برای ارائه خدمات تخصصی تر، اعزام بیمار به بیمارستان تخصصی صنعت نفت تهران به منظور ارائه خدمات تخصصی تر و بستری شدن بیمار درصورت لزوم را از دیگر اقدام های پیش بینی شده بهداشت و درمان صنعت نفت تهران برای خدمت رسانی بهتر به سوگواران عنوان کرد. وی با بیان این که بیشتر مراجعه کنندگان به موکب های بهداشت و درمان صنعت نفت تهران، خدمات مورد نیاز را در همان موکب ها دریافت کرده اند، تصریح کرد: در این ایام، تنها یک بیمار قلبی پس از انجام اقدام های اولیه به بیمارستان صنعت نفت تهران ارجاع و منتقل شد تا روند درمان به نحو تخصصی تر انجام شود.
خدمت رسانی کانون صنفی بازنشستگان صنعت نفت
کانون صنفی بازنشستگان صنعت نفت نیز با برپایی موکب خدمت رسانی، افتخار میزبانی از عزاداران، دلدادگان ولایت و شرکت کنندگان در این مراسم معنوی را داشتند. جمعی از بازنشستگان و نیروهای داوطلب با ارائه خدماتی نظیر پذیرایی، توزیع آب و نوشیدنی و اهدای اقلام فرهنگی، به خدمت رسانی پرداختند. حضور چشمگیر اعضای خانواده های بزرگ بازنشستگان صنعت نفت در این اقدام جمعی، جلوه ای از وفاداری و انسجام این قشر خدوم در حمایت از ارزش های دینی و ملی بود.
خدمت شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران در سفری که بوی کربلا دارد
در رکاب عشق
مشعل| چند روزی به برپایی مراسم پرشور اربعین حسینی باقی نمانده است و عاشقان اباعبدالله الحسن(ع)، همگی درجوش وخروشند تا فرش آرامش و آسایش را در جاده های عشق بگسترانند که مبادا زائری دلش از سختی رسیدن به معشوق بگیرد. در ایامی که جاده های مرزی به شریان های حیاتی حرکت میلیون ها زائر تبدیل می شوند، شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران به عنوان بازوی تأمین انرژی این حرکت عظیم، همچون سال های گذشته با انتخاب استان های هدف و معین و به کارگیری تمهیدات لازم در مسیرهای منتهی به اربعین، تلاش کرده است نقش کلیدی و انکارناپذیر در برگزاری هر چه بهتر این سفر معنوی ایفا کند.
شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران در برخی مناطق 37گانه زیرمجموعه از جمله ایلام، کرمانشاه، کردستان، اهواز ، آبادان، میاندوآب و چابهار به عنوان "مناطق هدف" و برخی مناطق به عنوان "معین" شامل لرستان ، اصفهان ، ارومیه ، استان مرکزی و همدان تمهیداتی خاص در نظر گرفته است. خبرنگار"مشعل" در گفت وگو با مدیر تامین و توزیع و برخی مدیران مناطق شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران در خصوص تمهیدات اندیشیده شده درباره سوخت رسانی مطلوب به زائران اربعین حسینی به گفت و گو پرداخته است که در ادامه می خوانید .
سوخت رسانی تا مرزها همگام با سفر معنوی زائران حسینی جریان دارد
شـــــوق زیارت در امتداد جاده ها
حمیدرضا زینلی | اربعین فقط روایت گام هایی نیست که به شوق زیارت در جاده ها امتداد می یابند؛ پشت این حرکت عظیم، شبکه ای گسترده از برنامه ریزی، هماهنگی و خدمت شبانه روزی جریان دارد؛ تلاشی خاموش که از پالایشگاه ها، انبارهای نفت و ناوگان حمل ونقل آغاز می شود و تا جایگاه های عرضه سوخت در مرزها ادامه می یابد تا میلیون ها زائرکربلا، سفری ایمن و بی دغدغه را تجربه کنند.شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران با اتکا به تجربه سال های گذشته، ذخیره سازی هدفمند، تقویت ناوگان حمل، استقرار جایگاه های سیار و هماهنگی مستمر با دستگاه های اجرایی، خود را برای پشتیبانی از بزرگ ترین رویداد مذهبی جهان آماده کرده است. علی اکبر عرب عامری، مدیر تأمین و توزیع شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران، از جزئیات این برنامه ریزی و تمهیدات پیش بینی شده برای سوخت رسانی در ایام اربعین به گفت و گو با خبرنگار مشعل، پرداخته است که در ادامه می خوانید.
شرکت ملی پخش فراورده های نفتی چه برنامه هایی برای خدمت رسانی به زائران و تأمین سوخت در اربعین حسینی در نظر گرفته است؟
اربعین برای ما یک مأموریت مشخص و از پیش برنامه ریزی شده است؛ به همین دلیل پیش از رسیدن به این موسم، نشست های تخصصی سوخت رسانی با حضور مناطق تأمین کننده و استان های مرزی آغاز شده و برنامه ریزی ها به صورت مستمر ادامه دارد. در این میان، اولویت اصلی، ذخیره سازی مناسب سوخت، پیش از آغازموج این سفر معنوی به ویژه در مرزهای پرتردد است. همزمان برای ناوگان حمل ونقل عمومی نیز تمهیداتی ویژه در نظرگرفته شده؛ به گونه ای که افزون بر تأمین گازوییل، سهمیه علی الحسابی نیز برای اتوبوس ها و ناوگان فعال در جابه جایی زائران اختصاص یافته است تا بتوانند بدون وقفه خدمات رسانی کنند، همچنین برخی ناوگان شهری، از محدودیت های سهمیه ای خارج خواهند شد تا امکان انتقال زائران در مسیرهای داخلی و مرزی را داشته باشند. بنابر تجارب سال های گذشته، استقرار جایگاه های سیار در مرزهای پرتردد از دیگر تمهیدات است. امسال در مرز مهران، با توجه به تجربه سال های گذشته، تعداد کانکس های سوخت رسان سیار افزایش یافته و در دیگر مرزها نیز هرجا نیاز باشد، این جایگاه مستقر خواهند شد تا خللی در روند سوخت رسانی ایجاد نشود.
برنامه های امسال چه تفاوتی با سال های گذشته دارد؟
امسال شرایط متفاوت تر از سال های گذشته است. آثار جنگ دشمن آمریکایی- صهیونی و برخی آسیب های ناشی از آن باعث شده برنامه ریزی ها با حساسیت بیشتری انجام شود؛ با وجود این شرایط، تجربه سال های گذشته سرمایه ارزشمند ماست. حجم زائران و الگوی مصرف تا حد زیادی قابل پیش بینی است؛ بر همین اساس، همه برنامه ها از پیش تدوین شده است. با توجه به برنامه ریزی و هماهنگی با شرکت های حمل ونقل، تقویت ناوگان نفتکش و مدیریت مستمر ذخایر، تلاش شده است زائران هیچ گونه اختلالی را احساس نکنند.
برای احتمال افزایش مصرف سوخت در استان های مرزی چه تمهیداتی اندیشیده شده است؟
برآورد ما افزایش احتمالی مصرف سوخت و فراورده های نفتی نسبت به سال قبل در استان های مرزی است. برای پاسخگویی به این افزایش، سلامت جایگاه های عرضه به صورت روزانه کنترل می شود، جایگاه های سیار و خودروهای سوخت رسان در نقاط موردنیاز مستقر خواهند بود و از ظرفیت های لازم برای تقویت ذخایر استان های مرزی استفاده خواهد شد.
مرز مهران همچنان اصلی ترین مرز تردد زائران است و بیشترین تمرکز نیز بر همین مرز قرار دارد، اما در مرزهای شلمچه، قصرشیرین، چذابه و دیگر مرزهای فعال، تجهیزات و جایگاه های سیار متناسب با نیاز مستقر خواهند شد. هر نقطه ای که به خدمات سوخت رسانی نیاز داشته باشد، در کوتاه ترین زمان ممکن پشتیبانی خواهد شد. تمام عملیات سوخت رسانی بر پایه یک زنجیره منسجم استوار است. برای ایام اربعین، افزون بر ذخایر فعال، ذخایر راهبردی در آماده باش قرار می گیرند تا اگر در هر نقطه از استان های غربی مشکلی ایجاد شود، بتوان سوخت مورد نیاز را در کوتاه ترین زمان تأمین کرد. هدف این است که حتی در شرایط پیش بینی نشده نیز وقفه ای در عرضه سوخت ایجاد نشود.
هماهنگی شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران با ستاد مرکزی اربعین و دیگر دستگاه های اجرایی چگونه انجام می شود؟
عملیات سوخت رسانی در ایام اربعین بدون هماهنگی میان دستگاه ها امکان پذیر نیست. شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران عضو کارگروه تخصصی ستاد مرکزی اربعین است و همه برنامه ها براساس مصوبات این کارگروه اجرا می شود. وزارت راه، پلیس راهور، راهداری، استانداری ها و دیگر دستگاه های خدمات رسان نیز در این کارگروه حضور دارند و تصمیم ها به صورت ملی گرفته می شود تا همه استان ها براساس برنامه ای واحد عمل کنند. یکی از مزیت های این سازوکار، آسیب شناسی دقیق پس از پایان مراسم است. هر سال نقاط قوت و ضعف بررسی می شود و تجربه های به دست آمده، مبنای برنامه ریزی سال بعد قرار می گیرد. برای نمونه، برخی مشکلات مربوط به سوخت رسانی ناوگان عمومی در مسیرهای داخل خاک عراق که سال گذشته وجود داشت، امسال با پیش بینی راهکارهای جدید برطرف شده است.
فعالیت کارکنان حوزه تأمین و توزیع در ایام اربعین چگونه است؟
ماهیت فعالیت در حوزه تأمین و توزیع به گونه ای است که همکاران ما در حوزه تامین و توزیع همواره در آماده باش هستند. حتی روزهای تعطیل، پایان هفته و مناسبت های مختلف، بخشی از نیروها باید در محل کار حضور داشته باشند تا کوچک ترین اختلالی در زنجیره سوخت رسانی ایجاد نشود. در ایام جنگ و مناسبت هایی مانند اربعین، این مسئولیت سنگین تر می شود و بسیاری از همکاران بدون وقفه در محل خدمت حضور دارند. این تلاش ها شاید کمتر دیده شود، اما استمرار خدمت رسانی در سراسر کشور، نتیجه همین احساس مسئولیت ها و حضور شبانه روزی کارکنانی است که بی هیچ چشمداشتی وظیفه خود را انجام می دهند.
نقش رانندگان نفتکش، نیروهای انبار و کارکنان عملیاتی را در موفقیت عملیات سوخت رسانی در اربعین چگونه ارزیابی می کنید؟
موفقیت عملیات سوخت رسانی حاصل تلاش یک مجموعه به هم پیوسته است. از کارکنان انبارهای نفت و رانندگان نفتکش گرفته تا جایگاه داران و نیروهای عملیاتی، همه حلقه های یک زنجیره واحد هستند و اگر هر یک از این حلقه ها وظیفه خود را به درستی انجام ندهد، کل فرایند خدمات رسانی تحت تأثیر قرار می گیرد؛ به همین دلیل، هماهنگی و همدلی میان همه بخش ها مهم ترین عامل پایداری شبکه سوخت رسانی کشور در ایام اربعین است.
تجربه مدیریت ترددهای گسترده در آیین وداع با رهبر شهید انقلاب، چه کمکی به آمادگی برای عملیات سوخت رسانی در اربعین کرده است؟
تجربه روزهای پرتردد در آیین وداع با رهبر شهید انقلاب، یک آزمون عملی برای شبکه سوخت رسانی بود. با افزایش همزمان ورود و خروج خودروها، ظرفیت جایگاه های عرضه، نفتکش های آماده تخلیه و خودروهای سوخت رسان سیار از پیش تقویت شد تا در صورت ایجاد ترافیک، فرایند تأمین سوخت متوقف نشود. خوشبختانه با برنامه ریزی انجام شده، خدمات رسانی بدون مشکل انجام شد و گزارش قابل توجهی از اختلال در تأمین سوخت دریافت نشد. این تجربه، اطمینان ما را برای مدیریت موج سفرهای اربعین نیز افزایش داده است.
گرمای هوا چه تأثیری بر عملیات سوخت رسانی دارد و برای حفظ ایمنی چه تمهیداتی پیش بینی شده است؟
عملیات سوخت رسانی در تابستان، به ویژه در مناطق گرمسیر، حساس تر است. بنزین فراورده ای با قابلیت تبخیر بالاست و افزایش دما، لزوم رعایت استانداردهای ایمنی را دوچندان ضروری می سازد؛ به همین دلیل، تلاش می کنیم ارسال محموله ها و تخلیه سوخت در جایگاه ها تا حد امکان در ساعت های خنک تر انجام شود، همچنین دستورعمل های ایمنی به طور مستمر به رانندگان نفتکش، کارکنان انبارها و جایگاه ها ابلاغ شده است تا همه مراحل حمل، تخلیه و عرضه با حداکثر ضریب ایمنی انجام شود.
با توجه به افزایش سفرهای زیارتی به مشهد مقدس به مناسبت شهادت امام رضا(ع) پس از پایان اربعین، چه برنامه ای برای تأمین سوخت در این مسیرها دارید؟
عملیات سوخت رسانی با پایان اربعین متوقف نمی شود. هر سال پس از این مراسم، بخشی از سفرها به سمت مشهد مقدس هدایت می شود؛ به همین دلیل از هم اکنون برای تقویت ذخایر فراورده در استان های شمال شرق کشور برنامه ریزی شده است. با توجه به فاصله زیاد این منطقه از مراکز اصلی تولید، تأمین پایدار سوخت در مشهد همواره یکی از اولویت های اصلی شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران بوده است و تلاش می شود در این مقطع نیز خدمات بدون وقفه ادامه داشته باشد.
برای زائران اربعین و همکارانی که در این ایام بی وقفه مشغول خدمت هستند، چه پیامی دارید؟
از همه همکارانی که در بخش های مختلف تأمین، حمل، ذخیره سازی، توزیع و عرضه سوخت با مسئولیت پذیری و تعهد در حال خدمت هستند، صمیمانه قدردانی می کنم. استمرار خدمات، حاصل تلاش شبانه روزی همه اعضای این زنجیره است. از زائران عزیز نیز درخواست می کنم با رعایت توصیه های ایمنی، مدیریت زمان سفر و سوخت گیری در مسیرهای پیش بینی شده، ما را در ارائه خدمات بهتر همراهی کنند.
امیدوارم همه زائران سفری ایمن و زیارتی مقبول داشته باشند و ما نیز بتوانیم سهم کوچکی در خدمت به عاشقان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) ایفا کنیم.
پایداری عرضه سوخت در اربعین با کوله باری از تجربه و آمادگی ادامه دارد
بی وقفه در میدان
مشعل | در اربعین، آنچه در نگاه نخست دیده می شود، سیل زائرانی است که مرزها را به مقصد کربلا پشت سر می گذارند؛ اما پشت این تصویر باشکوه، روایتی کمتر دیده شده جریان دارد. روایتی که از ماه ها پیش آغاز می شود؛ از زمانی که هنوز جاده ها خلوت هستند. از مهران تا چذابه، از خسروی تا باشماق، شبکه ای گسترده از نیروهای شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران، بی آنکه دیده شوند تا شریان انرژی بزرگ ترین اجتماع مذهبی جهان را زنده نگه دارند و زائران، بی دغدغه و با خاطری آسوده، مسیر عشق را ادامه دهند. اینجا، هر مخزن پر، هر نفتکش در حرکت و هر جایگاه آماده، بخشی از روایتی است که مقصد آن تنها تأمین سوخت نیست؛ تداوم سفری است که میلیون ها دل را به یک مقصد پیوند می دهد.
نبض سوخت ایلام در قلب اربعین
مرز مهران هر سال پررفت وآمدترین گذرگاه زائران اربعین است؛ مسیری که موفقیت آن تنها به حجم تردد وابسته نیست، بلکه به شبکه ای گسترده از برنامه ریزی، ذخیره سازی، پشتیبانی و تلاش شبانه روزی صدها نفر گره خورده است. شجاعت احدی، مدیر شرکت ملی پخش فراورده های نفتی منطقه ایلام، با بیان این که مسئولیت این منطقه تنها به سوخت رسانی روزمره محدود نمی شود، ادامه می دهد: با آغاز موسم اربعین که آیین مذهبی مهمی به شمار می رود، مأموریتی ملی بر دوش این مجموعه قرار می گیرد که باید به بهترین نحو انجام شود. وی با بیان اینکه تجربه سال های گذشته و عبور موفق از شرایط دشواری همچون جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان، توان عملیاتی این مجموعه را افزایش داده است، می گوید: همه زیرساخت ها و تجهیزات برای اربعین امسال به طور کامل آماده شده است و در وضعیت مطلوب قرار دارد. به گفته احدی، برنامه ریزی برای عملیات سوخت رسانی اربعین با بررسی تجربه های گذشته، آسیب شناسی نقاط قوت و ضعف و هماهنگی با دستگاه های اجرایی از مدت ها پیش آغاز شده و با هدف ارتقای کیفیت خدمات رسانی ادامه یافته است. مدیرشرکت ملی پخش فراورده های نفتی منطقه ایلام همچنین با اشاره به پیش بینی افزایش حدود ۳۰ درصدی تردد زائران نسبت به سال های قبل تأکید می کند: تمام جایگاه های عرضه سوخت، شرکت های حمل ونقل و مجموعه های پشتیبان از ماه ها قبل در جریان برنامه های اربعین قرار گرفته اند و آمادگی کامل برای پاسخگویی به افزایش تقاضا وجود دارد. احدی درباره تمهیدات پیش بینی شده برای مرز مهران می گوید: جایگاه های عرضه سوخت با حداکثر ظرفیت تجهیز شده اند، قطعات یدکی مورد نیاز تأمین شده و شیفت کاری کارکنان این مجموعه به صورت ۲۴ ساعته برقرار خواهد بود. وی اظهار می کند: افزون بر جایگاه های ثابت مسیر، 6 جایگاه سیار در محدوده مرز مهران شامل پنج جایگاه نفت گاز و یک جایگاه بنزین جانمایی شده است. دو جایگاه سیار در مرز جدید شیلات دهلران در نظر گرفته شده است تا این گذرگاه نیز از نظر تأمین سوخت با مشکلی مواجه نشود. احدی با اشاره به احتمال افزایش ناگهانی تقاضا، از آماده باش حداقل ۲۰ درصد ناوگان حمل ونقل به صورت شیفتی و آماده به کارخبر می دهد و می گوید: این ناوگان در صورت بروز شرایط پیش بینی نشده، بلافاصله وارد مدار خدمت رسانی خواهد شد. مدیر شرکت ملی پخش فراورده های نفتی منطقه ایلام نقش رانندگان نفتکش، جایگاه داران و کارکنان عملیاتی را تعیین کننده توصیف می کند و می افزاید: همه این مجموعه خود را خادم حضرت اباعبدالله الحسین(ع) می دانند و همین روحیه جهادی رمز موفقیت عملیات سوخت رسانی اربعین است. وی با اشاره به ظرفیت های عملیاتی منطقه ایلام تصریح می کند: ۵۲ جایگاه عرضه فراورده های نفتی و ۲۴ جایگاه سی ان جی در آمادگی کامل برای خدمت رسانی به زائران کربلای معلی هستند؛ افزون بر این، با اجرای طرح های جدید سوخت گیری ناوگان حمل ونقل عمومی، مصرف نفت گاز با وجود افزایش تردد، کاهش یابد.
چذابه اهواز در مدار آمادگی
چذابه، یکی از گذرگاه های مهم زائران اربعین، این روزها زودتر از همیشه رنگ و بوی آمادگی به خود گرفته است. پشت آرامش جاده ها و مرز، شبکه ای از برنامه ریزی، هماهنگی و فعالیت شبانه روزی در جریان است تا با آغاز موج سفرهای اربعین، هیچ خللی در روند سوخت رسانی ایجاد نشود. پرویز ایدون، مدیر شرکت ملی پخش فراورده های نفتی منطقه اهواز، می گوید: این مرز هر سال میزبان شمار زیادی از زائران است و خدمت رسانی به آنان را افتخاری بزرگ می داند. ایدون با بیان اینکه برنامه ریزی برای اربعین از مدت ها پیش آغاز شده، می گوید: جانمایی جایگاه های سیار امسال بر اساس تجربه سال های گذشته تغییر کرده است. به گفته او، جایگاه عرضه نفت گاز ویژه اتوبوس های حمل زائران به داخل پارکینگ منتقل شده تا عملیات سوخت گیری با سرعت و سهولت بیشتری انجام شود. همچنین یک جایگاه سیار بنزین در خروجی مرز چذابه مستقر خواهد شد تا فاصله ۴۵ کیلومتری این مرز تا نخستین جایگاه ثابت، مشکلی برای زائران ایجاد نکند. مدیر شرکت ملی پخش فراورده های نفتی منطقه اهواز با اشاره به استقرار سه جایگاه سیار در مرز چذابه، از آماده سازی سه محور اصلی منتهی به خوزستان خبر می دهد و تأکید می کند: تمام تلمبه های سوخت پیش از آغاز سفرهای اربعین بازسازی و وارد مدار خواهند شد. او همچنین با اشاره به تشکیل ۲۲ اکیپ فنی، عملیاتی و ایمنی برای پایش شبانه روزی جایگاه های عرضه سوخت، می گوید با وجود گرمای شدید خوزستان، میزان خرابی سامانه هوشمند سوخت از حدود 6 درصد به کمتر از دو درصد کاهش یافته است. ایدون، ذخیره سازی مناسب فراورده های نفتی را از دیگر اقدام های مهم می داند و می گوید: برای مدیریت بهتر سوخت گیری، کارت های اضطراری به تمام نازل های مسیرهای اصلی اختصاص یافته است. برنامه ریزی برای تأمین گاز مایع مورد نیاز موکب ها، از دیگر موارد پیش بینی شده در ایام اربعین است. مدیر شرکت ملی پخش فراورده های نفتی منطقه اهواز اظهار می کند: پیش بینی می شود مصرف بنزین در ایام اربعین نسبت به سال های گذشته افزایش یابد. با این حال با استقرار نفتکش های کشیک در نزدیکی جایگاه های کم ظرفیت، ذخیره سازی مناسب و آماده باش ناوگان حمل ونقل، به گونه ای برنامه ریزی شده است که حتی در روزهای اوج تردد نیز وقفه ای در سوخت رسانی ایجاد نشود. ایدون، رانندگان نفتکش، شرکت های حمل ونقل و جایگاه داران را دو بازوی توانمند شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران توصیف می کند و می گوید: این نیروها در همه شرایط، از بحران ها و جنگ گرفته تا عملیات اربعین، بی وقفه در میدان حضور دارند.
سهم کرمانشاه در سوخت رسانی
پیمان بهرامی، مدیر شرکت ملی پخش فراورده های نفتی منطقه کرمانشاه، از استانی سخن می گوید که سال هاست نه تنها دروازه عبور زائران عتبات عالیات، بلکه عقبه اصلی مسیرهای منتهی به مرزهای خسروی و مهران به شمار می رود. وی می گوید: همین موقعیت راهبردی موجب شده است مسئولیت شرکت ملی پخش فراورده های نفتی منطقه کرمانشاه در عملیات سوخت رسانی به ویژه در ایام اربعین، فراتر از یک استان مرزی باشد و بخش مهمی از پایداری زنجیره تأمین سوخت زائران را به عهده بگیرد. بهرامی می گوید: جایگاه های مسیرهای اصلی از پیش شناسایی شده اند، کارت های اضطراری برای خودروهای شخصی، کارت های ویژه نفت گاز برای ناوگان اتوبوسرانی و کامیون های حامل تجهیزات مواکب صادر شده و تأمین گاز مایع مواکب نیز با ذخیره سازی مناسب و آماده سازی شرکت های توزیع کننده، در دستور کار قرار گرفته است؛ همزمان، گروه های بازرسی به صورت شبانه روزی وضعیت جایگاه های عرضه سوخت را رصد می کنند تا کوچک ترین اختلالی در خدمت رسانی ایجاد نشود. وی تأکید می کند: امسال افزون بر مرز خسروی، مرز سومار نیز به چرخه تردد زائران اضافه شده و به همین دلیل زیرساخت های مورد نیاز از جمله استقرار جایگاه های سیار هم پیش بینی شده است. به گفته بهرامی، جایگاه ثابت شرکت ملی پخش فراورده های نفتی در پایانه مرزی خسروی بازسازی و آماده بهره برداری شده، جایگاه های سیار نفت گاز در مسیرهای مرزی جانمایی شده اند و جایگاه سیار سی ان جی نیز همانند سال های گذشته با ارائه رایگان سوخت، آماده خدمت رسانی به خودروهای شخصی زائران خواهد بود. وی با اشاره به اینکه در ایام اربعین مصرف فراورده های نفتی نسبت به سال های گذشته افزایش می یابد، می گوید: هماهنگی های لازم با مدیریت تأمین و توزیع برای افزایش ذخایر انجام شده و از این بابت نگرانی وجود ندارد. بهرامی حضور در ستادهای استانی و ملی اربعین را یکی از عوامل هماهنگی مؤثر میان دستگاه های اجرایی می داند و می گوید: این تعامل سبب شده است تصمیم های کلان به سرعت در مناطق عملیاتی اجرا شود.
کردستان در تدارک یک حماسه
مرز باشماق در سال های اخیر به یکی از مسیرهای مهم تردد زائران اربعین تبدیل شده است؛ مسیری که به دلیل آب وهوای مناسب تر و ازدحام کمتر، هر سال میزبان شمار قابل توجهی از عاشقان اباعبدالله(ع) است. جلال حمه حسنی، مدیر شرکت ملی پخش فراورده های نفتی منطقه کردستان، با بیان اینکه همه ظرفیت های منطقه برای خدمت رسانی در این ایام بسیج شده است، می گوید: برنامه ریزی ها به گونه ای انجام شده است که زائران در تمام مسیر منتهی به مرز باشماق، بدون دغدغه سوخت مورد نیاز خود را تأمین کنند. به گفته او، تعداد کارت های اضطراری سوخت در جایگاه های مسیر افزایش یافته است تا خودروهای غیربومی بتوانند بدون محدودیت سوخت گیری کنند. همچنین کارت های ویژه نفت گاز برای اتوبوس های حامل زائران در جایگاه های منتخب فعال شده و سوخت مورد نیاز دیزل ژنراتورهای مواکب، بیمارستان های صحرایی و گاز مایع مورد نیاز مواکب نیز از سوی منطقه تأمین خواهد شد. حمه حسنی تأکید می کند آمادگی منطقه کردستان تنها به تأمین سوخت محدود نیست. نمازخانه های جایگاه ها ساماندهی شده اند، تیم های بازرسی به صورت شبانه روزی عملکرد جایگاه های عرضه فراورده های نفتی و سی ان جی را رصد می کنند تا کوچک ترین وقفه ای در عرضه سوخت ایجاد نشود. او با اشاره به پیش بینی افزایش تردد زائران می گوید: تمام جایگاه ها برای خدمت رسانی شبانه روزی آماده شده اند و کارکنان با لباس یک شکل و مشخصات شناسایی در محل حضور خواهند داشت. همچنین شماره تماس تیم های بازرسی در اختیار زائران قرار می گیرد تا در صورت بروز هرگونه مشکل، رسیدگی در کوتاه ترین زمان انجام شود. مدیر منطقه کردستان توضیح می دهد: برای حفظ پایداری شبکه توزیع، ناوگان حمل ونقل این منطقه حدود ۳۰ درصد تقویت شده و نزدیک به ۴۰ دستگاه نفتکش جدید به چرخه سوخت رسانی افزوده شده است؛ اقدامی که به گفته او، ذخیره سازی مناسب بنزین و نفت گاز و استمرار انتقال فراورده ها را تضمین کرده است. حمه حسنی با تأکید بر اینکه تجربه سال های گذشته مسیر برنامه ریزی امسال را روشن تر کرده است، می گوید: امروز نقاط حساس، جایگاه های اولویت دار و نیازهای عملیاتی با دقت بیشتری مدیریت می شوند.
همپای اربـــــــــعین
خدمات شبانه روزی منطقه ارومیه
احمد مجرد، مدیر شرکت ملی پخش فراورده های نفتی منطقه ارومیه با اشاره به برگزاری نشست های مستمر هماهنگی برای خدمت رسانی مطلوب در ایام اربعین حسینی می گوید: استان آذربایجان غربی با دارابودن مرز تمرچین که یکی از گذرگاه های رسمی و مهم جمهوری اسلامی ایران با کشور عراق است، سالیان درازی است که افتخار میزبانی از زائران مراسم اربعین سیدالشهدا(ع) را به عهده دارد و افزون بر سوخت رسانی و خدمت به زائران ایرانی استان های زنجان، اردبیل، آذربایجان شرقی و دیگر استان های شمالی، پذیرای زوار کشورهای ارمنستان، ترکیه، نخجوان، آذربایجان هم هست که با استفاده از مرز تمرچین، قدم به خاک عراق می گذارند. وی با تأکید بر اینکه تمهیدات لازم برای سوخت رسانی بدون وقفه در مسیرهای منتهی به مرزهای زیارتی اندیشیده شده است، تصریح می کند: افزون بر آماده باش ۱۷۲ جایگاه عرضه فراورده های نفتی و سی ان جی در سطح منطقه که شبانه روزآماده خدمت رسانی به زائران و ناوگان حمل ونقل هستند، ۱۳ جایگاه هم به عنوان جایگاه هدف برای تحویل سوخت اربعین تعریف شده است و هیچ نگرانی در زمینه تأمین سوخت وجود ندارد. مدیر شرکت ملی پخش فراورده های نفتی منطقه ارومیه با یادآوری اینکه این استان شامل دو منطقه ارومیه و میاندوآب است که تمام تمهیدات به صورت مشترک انجام می شود، در ادامه اظهار می کند: بر اساس آمارها سال گذشته، ۸۰ هزار نفر از مرز تمرچین خارج شدند که امسال عبور ۱۵۰ هزار نفر از این مرز پیش بینی می شود؛ بنابراین به صورت ویژه، تسهیلات لازم هم در ورودی و هم در خروجی مرزها برای تردد زائران و ناوگان حمل بار و تجهیزات برپایی موکب برنامه ریزی شده است که شامل تأمین سوخت مجتمع های خدماتی و رفاهی، تحویل سوخت برای نانوایی ها و موتورهای برق و کپسول های گاز مایع است که با خود حمل می کنند. سال گذشته، افزون بر ۶۴ هزار لیتر تحویل سوخت به زوار، ۸۰۰ کپسول گاز مایع رایگان هم در اختیار خدمت رسانان به زائران قرار داده شد. به گفته مجرد، شرکت ملی پخش فراورده های نفتی منطقه ارومیه، هر ساله موکبی در کربلا برپا می کند و خدمت رسان به زائران اربعین حسینی است.
آماده باش منطقه مرکزی
محمدحسین باقری، مدیر شـــــــرکت ملی پخــــــــــــــــــش فراورده های نفتی منطقه مرکزی با تأکید بر اینکه در هماهنگی با ستاد شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران، برای تامین و توزیع مناسب سوخت در ایام اربعین و خدمت رسانی مناسب به زائران اباعبدالله الحسین(ع) در این موسم، نشست های متعددی برگزار شده است، می گوید: پیرو این هماهنگی ها، اقدام های یکپارچه ای نیز با دیگر دستگاه های اجرایی استان مرکزی پیش بینی شده است که خدمت رسانی در حوزه سوخت به نحو مطلوب انجام شود. وی با بیان این که ۱۰۷ جایگاه سوخت در سراسر استان مرکزی آماده ارائه خدمات به زوار سیدالشهدا(ع) هستند، تصریح می کند: در ۴ جایگاه مسیر رفت و ۴ جایگاه مسیر برگشت، کارت سوخت گازوییل ویژه اربعین برای اتوبوس های بین شهری و ناوگان حمل ونقل تجهیزات موکب در نظرگرفته شده که در صورت نیاز می توانند از کارت مخصوص این جایگاه ها، استفاده کنند. وی با تاکید بر جمع آوری این کارت ها پس از برگزاری مراسم اربعین تصریح می کند: فهرستی از اسامی جایگاه های ویژه دارنده کارت سوخت گازوییل به سازمان راهداری داده شده است که در اختیار ناوگان اتوبوس رانی قرار خواهد گرفت تا صورت نیاز به سوخت گیری، تنها به جایگاه های مشخص شده مراجعه شود.
خدمات رسانی منطقه لرستان
سید شمس الدین حسینی، مدیر شرکت ملی پخش فراورده های نفتی منطقه لرستان به ارائه گزارشی از اقدام های این منطقه در مراسم اربعین امسال می پردازد و عنوان می کند: استان لرستان یکی از استان های بین راه در مراسم به شمار می رود و زائران از شرق و شمال با عبور از این استان به سمت غرب حرکت می کنند و همین مسیر را برمی گردند. بر همین اساس، با تشکیل جلسات، نیازهای لازم و ضروری جایگاه ها بر اساس اولویت و به تناسب کاروان های اعزامی مدنظر قرار گرفته و برنامه ریزی های لازم انجام شده است. وی ادامه می دهد: از جمله این اقدام ها، آماده باش ۳۰ جایگاه عرضه سوخت و در اختیار قراردادن کارت های سوخت نفت گاز مخصوص اربعین به ۴ جایگاه مسیر تردد ناوگان حمل ونقل عمومی است و همچنین ۲ دستگاه جایگاه سوخت سیار به منظور استفاده در مناطق مرزی کشور مستقر خواهد شد. استقرار کشیک ستاد منطقه جهت هماهنگی و پاسخگویی به مسائل و مشکلات احتمالی، استقرار کشیک و آماده باش نیروهای پشتیبان سامانه هوشمند سوخت برای تأمین به موقع تجهیزات سامانه هوشمند جایگاه ها در امر سوخت رسانی و آماده باش کامل ناوگان حمل ونقل فرآورده های نفتی در انبار نفت خرم آباد برای سوخت رسانی به مناطق هم جوار و جایگاه های مسیر تردد، از دیگر تدابیری است که اندیشیده و به اجرای آن اقدام شده است.
مدیر شرکت ملی پخش فراورده های نفتی منطقه لرستان در بخش دیگری از این گفت وگو از آماده باش ۲۴ ساعته فعالیت انبارهای تدارکاتی برای تأمین سوخت استان و رصد موجودی سوخت انبارها و مجاری عرضه هدف خبر می دهد و ادامه می دهد: افزون بر این موارد، شرکت ملی پخش فراورده ها ی نفتی منطقه لرستان همانند سال های گذشته، در شهر کربلای معلی اقدام به برپایی موکب و ایستگاه صلواتی برای استقبال از زائران کرده است.
سوخت رسانی منظم منطقه اصفهان به موکب ها
فضل الله اکبری، مدیر شرکت ملی پخش فراورده های نفتی منطقه اصفهان با تأکید بر اینکه هماهنگ با ستاد مرکزی اربعین و با بهره گیری از تجارب سال های گذشته، تمهیداتی برای سوخت رسانی و کاهش صفوف خودروها در جایگاه ها به کار گرفتیم، می گوید: در باره بحث تأمین سوخت موکب ها در کشور عراق، ۶ میلیون لیتر نفت گاز یا گازوئیل با نرخ مصوب داخلی در نظر گرفته شده است که از طریق مرز باشماق در اختیار موکب های برپا شده در کشور عراق قرار بگیرد. وی ادامه می دهد: در سراسر استان اصفهان هم ۳۷۵ جایگاه سوخت آماده خدمت رسانی هستند وکارت های آزاد سوخت به تعداد مورد نیاز در اختیار جایگاه داران قرار داده شده است. افزون بر این، امکان تراکنش سوخت گیری آزاد از ۲۰ لیتر به ۳۵ لیتر بنزین افزایش یافته است که کمک شایانی به شکسته شدن صفوف و معطلی خودروها می کند. همچنین ۵ جایگاه هم برای توزیع نفت گاز اختصاص داده شده است که ناوگان حمل ونقل شهری می توانند در این جایگاه ها از کارت سوخت مخصوص اربعین با نرخ مصوب استفاده کنند. مدیر شرکت ملی پخش فراورده های نفتی منطقه اصفهان، درباره ناوگان اتوبوسرانی که قرار است در مرز خدمت رسانی کنند، می گوید: رانندگان این اتوبوس ها می توانند با ثبت نام در سامانه صدف و بر اساس میزان کارکردی که دارند، سوخت لازم را روی کارت بانکی خود دریافت کنند. اکبری در باره تأمین سیلندر گاز مایع به موکب ها هم می گوید: به طورکلی موظف به تأمین گاز مایع هستیم تا با نرخ یارانه ای در اختیار شرکت های موزع قرار دهیم، اما در این ایام، بناست ۶هزار و ۸۰۰ سیلندر گاز به صورت امانی در اختیار موکب ها قرار داده شود.
مدیر عامل شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت ایران از پایداری انرژی در روزهای سخت می گوید
عبور تعهد از مرز تهدید
مشعل | در پس جریان بی وقفه انرژی در کشور، روایت تلاش مجموعه ای نهفته که کمتر دیده شده است؛ روایتی از مسئولیتی راهبردی که آرامش و تداوم خدمت رسانی را در هر شرایطی ممکن می سازد. شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت ایران با راهبری شبکه گسترده انتقال نفت خام و فراورده های نفتی و بهره گیری از زیرساخت های عملیاتی و مخابراتی اختصاصی، یکی از مهم ترین شریان های تامین امنیت انرژی کشور به شمار می آید؛ مجموعه ای که پایداری آن، ضامن استمرار فعالیت پالایشگاه ها، نیروگاه ها و چرخه توزیع سوخت در سراسر ایران است. اهمیت این مأموریت، در روزهای بحران و جنگ آشکارتر می شود؛ زمانی که آمادگی، برنامه ریزی و توان عملیاتی، نقشی تعیین کننده در حفظ جریان انتقال انرژی ایفا می کند. عملکرد این شرکت در جنگ های اخیر، به ویژه جنگ رمضان، گواهی بر همین واقعیت است. علی احمدی پور، مدیرعامل شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت ایران، در گفت وگو با "مشعل" از مأموریت ها، عملکرد، چالش ها و چشم انداز این شرکت در صیانت از شریان های حیاتی انرژی کشور می گوید.
بحران، تنها میدان آزمون تجهیزات و زیرساخت ها نیست؛ لحظه ای است که کیفیت تصمیم گیری، آمادگی پیشین و انسجام نیروهای عملیاتی، نتیجه سال ها تجربه و برنامه ریزی را آشکار می کند. در چنین بزنگاه هایی، فرصت برای آزمون و خطا وجود ندارد و هر تصمیم، می تواند بر تداوم خدمت رسانی و مدیریت شرایط اثرگذار باشد. از همین رو، حفظ آمادگی مستمر، اجرای مانورهای تخصصی، تکیه بر دانش فنی و پرورش نیروی انسانی توانمند، به بخشی جدایی ناپذیر از مدیریت زیرساخت های راهبردی تبدیل شده است. تجربه رخدادهای اخیر نیز نشان داد که عبور موفق از شرایط پیچیده، بیش از هر چیز، حاصل هم افزایی دانش، تعهد و مسئولیت پذیری نیروهایی است که در سکوت، بار یکی از حساس ترین مأموریت های کشور را بر دوش دارند.
شریان های راهبردی در خدمت امنیت انرژی
شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت ایران، یکی از ارکان اصلی زنجیره تامین انرژی کشور، مأموریت انتقال نفت خام از مبادی تولید به پالایشگاه ها و همچنین انتقال فراورده های نفتی تولیدی و وارداتی به انبارهای نفت و نیروگاه های متصل به شبکه خطوط لوله را به عهده دارد. در کنار این مسئولیت، شبکه مخابرات اختصاصی این شرکت نیز وظیفه برقراری ارتباط میان مراکز عملیاتی، به ویژه در مناطق دورافتاده و فاقد زیرساخت های مخابراتی عمومی را عهده دار است و نقش مهمی در استمرار عملیات ایفا می کند. علی احمدی پور، مدیرعامل شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت ایران، با اشاره به جایگاه راهبردی این مجموعه، اظهار می کند: پایداری شبکه انتقال انرژی، حاصل هماهنگی میان زیرساخت های فنی، تجهیزات عملیاتی و نیروی انسانی متخصص است. نگهداشت شبکه گسترده خطوط انتقال، تنها به بهره برداری محدود نمی شود، بلکه نیازمند پایش مستمر، بازرسی های دوره ای، حفاظت از خطوط در برابر خوردگی و انجام به موقع تعمیرات اساسی تجهیزات دوار از جمله الکتروپمپ ها و توربوپمپ هاست تا انتقال نفت خام و فراورده های نفتی بدون وقفه ادامه یابد. مدیرعامل شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت ایران با تاکید بر نقش سرمایه انسانی در تحقق این مأموریت، تصریح می کند: این اقدام ها بدون حضور نیروهای متخصص، باتجربه و آموزش دیده ناشدنی است و دانش، مهارت و تجربه کارکنان، مهم ترین پشتوانه پایداری شبکه انتقال به شمار می رود.
آزمون بزرگ در میانه بحران
احمدی پور با تشریح عملکرد شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت ایران در جنگ های اخیر(12روزه و رمضان) می گوید: فعالیت در صنعت انتقال نفت همواره با مخاطرات طبیعی و عملیاتی همراه است؛ از این رو، آمادگی برای رویارویی با شرایط اضطراری، بخش جدایی ناپذیر از مأموریت این شرکت به شمار می رود. به گفته وی، پس از جنگ ۱۲ روزه، برنامه های آمادگی، جلسات مدیریت بحران و بازنگری سناریوهای عملیاتی با جدیت بیشتری دنبال شد تا در صورت بروز هرگونه آسیب، امکان بازسازی و ازسرگیری انتقال در کوتاه ترین زمان فراهم باشد. وی با اشاره به حمله دشمن به تأسیسات شهرری در جنگ رمضان، این حادثه را یکی از دشوارترین مقاطع فعالیت شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت ایران توصیف می کند و می گوید: بخش مهمی از زیرساخت انتقال در مدتی کوتاه از مدار خارج شد؛ رخدادی که می توانست روند دریافت، ذخیره سازی و انتقال فراورده های نفتی را با اختلال جدی رو به رو کند. هم زمانی این حادثه با افزایش تقاضای سوخت در استان های شمالی، شرایط را حساس تر کرده بود، اما با تشکیل فوری کمیته مدیریت بحران و اتکا به سناریوهای از پیش طراحی شده، شبکه انتقال به سرعت بازآرایی و عملیات بازیابی و بازسازی در کوتاه ترین زمان ممکن آغاز شد.
بازگشت جریان انتقال با تکیه بر دانش و ایثار
احمدی پور با تاکید بر اینکه تصمیم های ساعات نخست بحران بر پایه سال ها برنامه ریزی، تجربه و تمرین های عملیاتی گرفته شد، می گوید: اگر سناریوهای مختلف از پیش طراحی و بارها تمرین نشده بود، مدیریت چنین بحرانی امکان پذیر نبود. بلافاصله پس از تصمیم گیری، گروه های عملیاتی از مناطق مختلف فراخوانده و صدها نیروی متخصص به همراه تجهیزات و ماشین آلات مورد نیاز، در کوتاه ترین زمان در محل حادثه مستقر شدند. وی می گوید: عملیات بازسازی و بازیابی تأسیسات به صورت شبانه روزی و در شرایطی انجام شد که تهدیدهای امنیتی همچنان ادامه داشت و کارکنان در میان آتش سوزی، انفجار، پرواز پهپادها و فعالیت سامانه های پدافندی، بدون وقفه به انجام مأموریت پرداختند. مدیرعامل شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت ایران با اشاره به بازگشت جریان انتقال فراورده های نفتی به حدود ۷۰ درصد ظرفیت پیش از حمله دشمن در کمتر از ۷۲ ساعت، این دستاورد را حاصل دانش، تجربه، جسارت و روحیه ایثار کارکنانی می داند که در سخت ترین شرایط نیز میدان را ترک نکردند. احمدی پور سرمایه انسانی را مهم ترین عامل عبور موفق از بحران جنگ رمضان عنوان می کند و می افزاید: تجهیزات و زیرساخت ها هرچند اهمیت دارند، اما این نیروی انسانی آموزش دیده و آماده است که در شرایط بحرانی، مسیر تصمیم گیری و اجرای عملیات را هموار می کند؛ آمادگی ای که نتیجه سال ها برنامه ریزی و تمرین مستمر بوده و در میدان عمل کارآمدی خود را به خوبی نشان داده است.
آمادگی مستمر رمز پایداری شبکه
مدیرعامل شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت ایران مانورها و تمرین های مستمر را یکی از مهم ترین عوامل حفظ آمادگی این شرکت در شرایط بحران می داند و می گوید: فعالیت در صنعت انتقال نفت همواره با ریسک همراه است و تصمیم گیری مؤثر در چنین شرایطی، نیازمند آمادگی حاصل از تمرین های مداوم است. برگزاری مانورهای تخصصی، شبیه سازی سناریوهای مختلف، ارزیابی مستمر تجهیزات و آماده سازی امکانات، موجب شده است تا شرکت خطوط لوله ومخابرات نفت ایران در مواجهه با حوادث پیش بینی نشده، توان واکنش سریع و مؤثر را داشته باشد. او با اشاره به اقدام های پیشگیرانه انجام شده در دوران جنگ می افزاید: با توجه به احتمال آسیب دیدگی زیرساخت های برق، تمهیدات لازم برای استفاده از تجهیزات جایگزین و کاهش وابستگی مراکز حیاتی انتقال به شبکه برق سراسری از قبل پیش بینی شده بود؛ اقدامی که سبب شد حتی در صورت بروز اختلال در تامین برق، روند انتقال نفت خام و فراورده های نفتی بدون وقفه ادامه یابد. مدیرعامل شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت ایران همچنین عملکرد مراکز انتقال نفت در سراسر کشور را شایسته تقدیر می داند و تاکید می کند: با وجود شرایط جنگی و تهدیدهای مداوم، هیچ یک از مراکز انتقال از مدار خارج نشد؛کارکنان با رعایت الزام های ایمنی و استقرار در جان پناه های پیش بینی شده، مأموریت خود را برای حفظ پایداری شبکه انتقال ادامه دادند و نقش مؤثری در تداوم جریان انتقال انرژی و جلوگیری از اختلال در تامین سوخت کشور ایفا کردند.
تاب آوری بر پایه فناوری
احمدی پور همچنین با اشاره به اقدام های انجام شده در حوزه پدافند غیرعامل می گوید: اگرچه پیشرفت تسلیحات نظامی، سطح تهدیدها را افزایش داده است، اما پیش بینی ملاحظات ایمنی در طراحی، توسعه و بهره برداری از تأسیسات، نقش مهمی در کاهش پیامدهای حوادث دارد. مدیرعامل شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت ایران ظهار می کند:هدف اصلی این حملات، ایجاد اختلال در جریان انتقال انرژی کشور بود، اما با وجود گستردگی خسارت ها و نیاز به اجرای پروژه های عمرانی برای بازسازی کامل، تلاش شبانه روزی کارکنان مانع تحقق این هدف و پایداری شبکه انتقال و خدمت رسانی بدون وقفه حفظ شد. به گفته احمدی پور، توسعه فناوری های نوین از مهم ترین الزام های افزایش تاب آوری شبکه انتقال است.
روایتی از دل آتش
احمدی پور با مرور لحظات نخست حمله دشمن آمریکایی – صهیونی به تأسیسات شهرری، خاطره ای را روایت می کند که به گفته او، هرگز از ذهنش پاک نخواهد شد. وی می گوید: در میان شعله های آتش و انفجارهای پیاپی، گروهی از کارکنان عملیاتی با وجود خطرات فراوان، برای جلوگیری از گسترش آتش و حفظ تأسیسات، محل مأموریت خود را ترک نکردند. او با اشاره به شجاعت و پایداری نیروهای عملیاتی ادامه می دهد: شجاعت و پایمردی برای حفظ شبکه انتقال در نیروهای عملیاتی در حمله اخیر دشمن به تاسیسات ری به گونه ای بودکه با وجود درخواست های مکرر از طریق بی سیم برای خروج از منطقه، آنها تا آخرین لحظه برای بستن یکی از شیرهای (ولوها) خطوط انتقال و جلوگیری از سرایت آتش در محل باقی ماندند. به گفته مدیرعامل شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت ایران، در آن دقایق ۱۶ نفر از کارکنان در دل حادثه مشغول انجام مأموریت بودند و تا مدتی هیچ اطمینانی از وضعیت آنان وجود نداشت. هرچند تعدادی از نیروها بر اثر موج انفجار دچار آسیب های جزئی شدند، اما خوشبختانه برای هیچ یک حادثه جانی رخ نداد. این جانفشانی، نمادی ماندگار از تعهد، شجاعت و ایثار کارکنان را به نمایش گذاشت. وی با قدردانی از تلاش کارکنان مناطق مختلف عملیاتی شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت ایران در سراسر کشور تاکید می کند: امنیت و پایداری زیرساخت های حیاتی تنها با تجهیزات تامین نمی شود، بلکه حاصل نیروی انسانی متخصص، برنامه ریزی دقیق، تصمیم گیری به موقع و روحیه مسئولیت پذیری است. به باور او، آنچه در روزهای جنگ رمضان رقم خورد، تنها یک عملیات فنی نبود، بلکه جلوه ای از همدلی و فداکاری کارکنانی بود که اجازه ندادند جریان انتقال نفت و فراورده های نفتی کشور حتی برای لحظه ای متوقف شود.
اینجا مرکز انتقال نفت شهید سیفی (آسار) است؛ جایی که همدلی و تعهد در آن موج می زند
شکوه نفت بر بلندای ایران
مشعل| برای رسیدن به مرکز انتقال نفت شهید سیفی (آسار) باید دل به جاده ای سپرد که پیچ وخم هایش گویی آزمونی است برای اشتیاق رسیدن. جاده ای که هر پیچ آن، چشم اندازی تازه از طبیعت را پیش رو می گشاید و هر فراز و فرود آن، انسان را یک گام به قلبی تپنده از صنعت نفت نزدیک تر می کند. در روزهایی که توفیق بازدید از این مرکز نصیبم شد، نسیمی ملایم در اقلیم کوهستانی منطقه می وزید و آسمان، صاف و روشن، بر فراز دشت ها و ارتفاعات خودنمایی می کرد.
اقلیم این منطقه، آمیزه ای است از صلابت کوهستان و لطافت. مجاورت با رشته کوه زاگرس به این سرزمین، شکوهی ویژه بخشیده است؛ کوه هایی استوار که گویی سال هاست پاسدار تلاش مردان و زنانی هستند که در این مرکز، بی وقفه برای پایداری جریان انرژی کشور می کوشند. اینجا زاگرس، دیگر یک چشم انداز طبیعی نیست؛ حضوری است الهام بخش که استقامت و سربلندی را به یاد می آورد.
در مسیر دسترسی به مرکز، درختان بادام تلخ در دو سوی جاده صف کشیده اند؛ این جلوه های طبیعی در کنار نزدیکی مرکز به روستای بادامک، حال وهوایی صمیمی و بومی به فضا بخشیده است؛ گویی صنعت و طبیعت در این نقطه، به تفاهمی دلنشین رسیده اند.
اما آنچه بیش از همه در خاطر می ماند، نه فقط چشم انداز کوه و شکوفه ها که تلاش صادقانه و همدلی کارکنان این مرکز است. در پس تجهیزات و هر خط انتقال، اراده هایی استوار ایستاده اند؛ همکارانی که با روحیه ای مسئولانه و همدل، جریان پایدار نفت را تضمین می کنند. هماهنگی میان آنان، همانند رشته های به هم پیوسته زاگرس، نماد وحدت و پایداری است. مرکز انتقال نفت شهید سیفی (آسار)، در جوار زاگرس و بادامک، تنها یک تأسیسات صنعتی نیست؛ روایتی است از تعهد، همبستگی و امید.
ایستادگی در کنار خطوط لوله
در میان ورق خوردن زمان در دل تأسیسات و در امتداد خط لوله هایی که شریان های حیاتی کشورند، مردانی با لباس کار و در شیفت های شبانه کار را آغاز می کنند. گفت وگوی پیش رو با سعید عسگری، از کارکنان باسابقه صنعت انتقال نفت در منطقه لرستان، روایت بیش از سه دهه تلاش، دلتنگی، افتخار و تعهد است از نسلی که امنیت و آرامش خانه های مردم را بر آسایش خود مقدم دانسته اند.
۳۶ سال تعهد
سعید عسگری سال ۱۳۷۰ به استخدام شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت ایران درآمد و از همان ابتدای جوانی، زندگی اش با مأموریت های اقماری و جابه جایی های پیاپی گره خورد. او این سال ها در مراکز مختلف، از آبادان و ماهشهر گرفته تا جزیره خارگ، اهواز (حوزه فراورده و نفت خام)، عبدالخان، افرینه و دیگر مراکز عملیاتی خدمت کرده است.
او اکنون با ۳۶ سال و ۸ ماه سابقه، در جایگاه جایگزین رؤسای مراکز انتقال نفت در شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه لرستان در ایام مرخصی فعالیت می کند؛ مسئولیتی که نیازمند تجربه، صبر و اشراف کامل به شرایط عملیاتی است. عسگری می گوید: کار در خط لوله از همان ابتدا با روحیه مان عجین می شود. وقتی دیگران در تعطیلات کنار خانواده هستند، ما باید سرِ پست باشیم. این سبک زندگی با خونمان آمیخته و به مسئولیتی ذاتی تبدیل شده است.
ستون های خاموش ایستادگی
در پس هر شیفت طولانی و هر مأموریت دور از خانه، خانواده ای ایستاده که بار زندگی را به دوش می کشد. عسگری با تأکید بر نقش همسران کارکنان صنعت نفت می گوید: واقعا ما مدیون همسرانمان هستیم؛ چه در تربیت فرزندان، چه در اداره خانه و چه در مدیریت مشکلاتی که در نبود ما پیش می آید. کار آنها کمتر از ما نیست، شاید سخت تر هم باشد.
او پدر سه فرزند است؛ فرزندانی که با سبک زندگی پدر در صنعت نفت خو گرفته اند. بزرگ ترین دخترش ۳۳ساله و دارای 2 فرزند است، دختر دوم ۲۵ ساله و دانشجو و پسر کوچک خانواده ۱۳ سال دارد.
زندگی اقماری، اگرچه با دلتنگی همراه است، اما برای این خانواده به بخشی از هویت مشترک تبدیل شده است.
زخم ماندگار از آغاز جنگ
بخشی از زندگی عسگری به روزهای تلخ آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بازمی گردد. او که در خانواده ای وابسته به صنعت نفت رشد کرده، نخستین روز جنگ را چنین روایت می کند: ساعت ۱۴ و 20 دقیقه روز اول جنگ، تازه از اندیمشک برگشته بودیم که صدای انفجار آمد. هیچ کس نمی دانست چه خبر است. کمی بعد بمباران شدیم. خواهرم محبوبه در همان حادثه شهید شد و ده ها ترکش به بدن مادرم اصابت کرد.
این خاطره، زخمی ماندگار در ذهن اوست؛ زخمی که در کنار سال ها خدمت در صنعت نفت، مفهوم «پایداری» را برایش عمیق تر کرده است.
دلتنگی برای آرامش
او می گوید: شب هایی بوده که شیفت بودم. می رفتم گشت می زدم و با خودم می گفتم خدایا شکرت که من بیدارم و کار می کنم تا خانواده ام و دیگر هموطنانم با آرامش بخوابند. این حس، خیلی ارزشمند است؛ البته دلتنگی هم هست، اما وقتی می دانیم کارمان امنیت و آرامش می آورد، تحملش آسان تر می شود.
خانواده ای به وسعت یک مرکز عملیاتی
عسگری بزرگ ترین افتخار خود را نه یک موفقیت فردی؛ بلکه همدلی میان همکاران می داند: ما که اقماری کار می کنیم، نصف عمرمان کنار همکاران می گذرد. آنقدر به هم نزدیک می شویم که مثل یک خانواده ایم. این صمیمیت و رفاقت، بزرگ ترین افتخار ماست.
او با افتخار از همکارانش یاد می کند و ادامه می دهد: خوشحالم با قشری کار می کنم که اقتصاد کشور را می گردانند و از خود و خانواده و حتی سلامتشان مایه می گذارند؛ از خدا می خواهم همه آنها سلامت باشند. عسگری دغدغه ای هم دارد؛ مشکل تأمین آب در یکی از مراکز عملیاتی که سال هاست حل نشده باقی مانده. او امیدوار است با توجه مسئولان، این مطالبه نیز به نتیجه برسد و شرایط کاری همکاران بهبود یابد.
زندگی با بوی نفت
برای فریدون کرمی، نفت فقط یک شغل نیست؛ میراثی است که از پدر به او رسیده و حالا پس از 34 سال خدمت، به بخشی از هویت او تبدیل شده است. مردی 58 ساله از خانواده ای نفتی که بیش از 2 دهه در مرکز انتقال نفت شهید سیفی(آسار) ایستاده و لحظاتش را پای مسئولیت گذرانده است؛ جایی که صدای توربین ها و جریان بی وقفه نفت، معنای دیگری برایش دارد. فریدون کرمی از آن دست کارکنانی است که صنعت نفت را نه فقط در محیط کار؛ بلکه در خانه و خانواده تجربه کرده است. پدرش کارگر نفت در اهواز بود و خودش می گوید: ما با نان خط لوله بزرگ شدیم. نفت برای او یک انتخاب مقطعی نبود؛ مسیری بود که از کودکی با آن خو گرفته بود؛ هرچند در آغاز چندان علاقه ای به ورود به این صنعت نداشت. سال 1371 همزمان با آغاز به کار منطقه رفسنجان در خطوط لوله جنوب، وارد مجموعه شد. مدرک مهندسی مکانیک داشت و بیشتر به دنبال فعالیت در همان حوزه بود، اما آزمون استخدامی و توصیه پدر، مسیرش را به صنعت انتقال نفت گره زد. امروز که تنها 2 سال تا بازنشستگی اش باقی مانده، با نگاهی آرام و پخته از آن تردیدهای جوانی یاد می کند؛ تردیدهایی که جای خود را به حس افتخار داده است.
آغاز راه در سال های کم امکانات
وقتی ۲۲ سال پیش به مرکز انتقال نفت شهید سیفی(آسار) آمد، از تلفن همراه و ارتباطات سریع خبری نبود و تماس با خانه به سادگی امروز انجام نمی شد. اگر فرصتی برای تماس پیش می آمد، باید در چند دقیقه کوتاه حرف ها را جمع بندی می کرد. او می گوید: ۱۵۰ کیلومتر دوری از خانواده، برای یک جوان تازه کار ساده نبود. بخصوص وقتی همسر و بچه های کوچکت منتظرت باشند، اما زندگی اقماری، قواعد خودش را دارد؛ هفت روز کار و هفت روز استراحت. به مرور زمان، این شیوه کار برای او و خانواده اش عادی شد، حتی امروز اگر خارج از برنامه به خانه برود، فرزندانش تعجب می کنند.
میان مسئولیت و دلتنگی
از سال ۱۳۸۲ که به آسار منتقل شد، سال های زیادی را در شیفت کاری گذرانده است. برای کارکنان اقماری، تعطیلات معنا و مرز مشخصی ندارد. پنجشنبه، جمعه، عید یا ایام عزاداری، اگر شیفت باشد، باید سر کار حاضر شود. او می گوید: شاید بیرون از اینجا کار ما آرام به نظر برسد، اما چند دقیقه بحرانی را فقط بهره بردارها می دانند چه استرس و فشارکاری بالایی دارد. به عنوان رئیس بهره برداری، مدیریت شرایط حساس، بخشی از مسئولیت روزانه اوست. در سیستم انتقال نفت، فشار ورودی و خروجی، ظرفیت مخازن و هماهنگی میان بخش های مختلف باید لحظه به لحظه پایش شود. مخازن، ظرفیتی محدود دارند. اگر ارسال از مبدأ با حداکثر توان انجام شود و در مقصد اختلالی پیش بیاید، باید در کوتاه ترین زمان تصمیم گیری کرد تا زنجیره انتقال دچار مشکل نشود. کرمی معتقد است که در چنین لحظاتی، مهم ترین اصل «آرامش» است. او می گوید: کسی که مسئولیت دارد، اول باید خودش در آرامش باشد. تصمیم ها بر اساس داده دستگاه ها گرفته می شود. باید بفهمیم مشکل از قبل است یا بعدا ایجاد شده و سریع پیگیری کنیم. شیفت شب ها حساس ترند. رصد مداوم دستگاه ها، ثبت داده ها و آمادگی برای هرگونه تغییر ناگهانی، بخشی از واقعیت کار در خط لوله است؛ واقعیتی که کمتر دیده می شود، اما استمرار جریان انرژی کشور به آن وابسته است.
از تردید تا افتخار
کرمی در سال های نخست، مانند بسیاری از جوانان، ذهنیتی محدود از کار در صنعت نفت داشت. محیط های بسته، دوری از شهر و محدودیت ها برایش جذاب نبود، اما گذر زمان، تجربه بحران ها و همدلی با همکاران، نگاهش را تغییر داد. او می گوید: افتخارم این است در صنعتی کار می کنم که چرخ زندگی خیلی ها به آن وابسته است. او سه فرزند دارد؛ پسر بزرگ تر در حال گذراندن خدمت سربازی در جهرم است، پسر دوم دانشجوی مکانیک است و دخترش هم در ابتدای مسیر تحصیل قرار دارد. فرزندانش با این سبک زندگی بزرگ شده اند و سختی های دوری پدر را پذیرفته اند.
توجه بیشتر به رفاه کارکنان اقماری
در کنار همه خاطرات خوب، دغدغه ای جدی نیز دارد: امکانات رفاهی و اقامتی برای کارکنان اقماری. به باور او، وقتی نیمی از عمر یک کارمند در محیط کار سپری می شود، باید تسهیلات سفر و اقامت خانواده ها در مراکز رفاهی تسهیل شود. او تجربه سفر تابستانی سال ۱۳۹۹ را یکی از بهترین خاطرات خود می داند؛ سفری گروهی با خانواده چند همکار که فرصتی برای تجدید روحیه بود. با این حال معتقد است ظرفیت مراکز اقامتی محدود بوده و دسترسی کارکنان به این امکانات باید گسترده تر شود.
آرزویی برای آینده
2 سال دیگر بازنشسته می شود. وقتی از او می پرسیم 10 سال بعد همکاران درباره دوران مسئولیتش چه خواهند گفت، لبخند می زند و می گوید: امیدوارم بگویند کارش را درست انجام داد. آرزویش برای همکاران، سلامت و دوران بازنشستگی آرام و برای خانواده ها نیز، آرامش و موفقیت است. اگر قرار باشد نمادی را برای زندگی حرفه ای اش انتخاب کند، بی درنگ از «دکل نفتی» نام می برد؛ سازه ای استوار که برایش یادآور سال ها ایستادگی و تعهد است.
روایت فریدون کرمی، روایت مردی است که عمرش را پای خط لوله گذرانده تا جریان انرژی کشور بی وقفه ادامه یابد. قصه ای از نسلی که شاید کمتر دیده شد، اما بی صدا ایستاد تا چراغ خانه ها روشن بماند.
تعهد خاموش نشدنی
در بحبوحه زندگی و روزمرگی ها و در گوشه ای از این سرزمین پهناور، چرخ های صنعت نفت بی وقفه می چرخند؛ بی صدا، اما حیاتی. فعالیتی همیشگی که برای کارکنان عملیاتی صنعت نفت تعطیلی بردار نیست و آمیخته است با مسئولیت مداوم. مردانی که در شیفت های 12 ساعته، میان کوه و دشت و دور از خانواده، پاسدار جریان انرژی کشورند؛ همان جریانی که گرمای خانه ها و آرامش جاده ها به آن وابسته است. در مرکز انتقال نفت شهید سیفی(آسار)، با قدرت طهماسبی، یکی از کارکنان باسابقه عملیات هم کلام شدیم؛ مهندسی که از سال ۱۳۸۱ وارد این مجموعه شده است و سال ها تجربه کار در مناطق عملیاتی را با خود دارد. او حدود ۱۲ سال در مجموعه شهید عادلی افرینه فعالیت کرده، 2 سال در تأسیسات دیگر مشغول بوده و از سال ۱۳۹۶ در این مرکز، به عنوان مسئول عملیات خدمت می کند؛ مسئولیتی که به تعبیر خودش، بیش از هر چیز، با مدیریت زمان، تعهد و تحمل دوری از خانواده معنا پیدا می کند.
زندگی اقماری؛ نظم در دل دلتنگی
کار در مناطق عملیاتی، با الگوی اقماری و شیفت های چرخشی تعریف می شود. شیفت ها از ساعت ۶ صبح تا ۶ عصر و به عکس ادامه دارد و نیروها به صورت چرخشی بین روزکاری و شب کاری جابه جا می شوند. تغییر مداوم ساعت کار، بیولوژی بدن را تحت تأثیر قرار می دهد و تنظیم خواب و استراحت را دشوار می کند. با این حال او می گوید: شاید در ابتدا انتخاب این نوع کار سخت باشد، اما به مرور روال زندگی روی غلتک می افتد. یاد می گیری برای روزهای کار و استراحت برنامه ریزی کنی. دوری از خانواده، بخش جدایی ناپذیر این سبک زندگی است. خانواده اش در شهری دیگر ساکن هستند و او اغلب اوقات در تعطیلات سر کار بوده است. او می گوید: طبیعی است که دوست داشته باشم کنار خانواده باشم، اما وقتی زمان نوبت کاری ام است، وظیفه اولویت دارد. همسر و فرزندانش با شرایط شغلی او کنار آمده اند؛ دختری در مقطع دوم دبیرستان و فرزندی دیگر در مقطع ابتدایی دارد. آرزو می کند فرزندانش شغلی انتخاب کنند که نزدیک خانه باشد و از سختی های کار اقماری دور بمانند.
خشنود از خدمت
برای کارکنان عملیات حس خدمت رسانی، طعمی دیگر دارد. طهماسبی می گوید: وقتی می دانم در روزهایی که ما مشغول انتقال نفت خام و فراورده ها هستیم و به نوعی در تأمین سوخت شهروندان نقش داریم، احساس رضایت می کنم. اینکه سهمی هرچند کوچک در حرکت کشور داشته باشم، خوشحال کننده است. در واقع، بسیاری از مردم شاید هرگز به شبکه گسترده خطوط لوله ای که زیر زمین امتداد یافته و بی وقفه در حال کار است، فکر نکنند، اما از مبدأ تا مقصد، از مراکز نفت خیز تا شهرها، زنجیره ای از نیروهای عملیاتی، فنی و پشتیبانی شبانه روز در تلاشند تا این جریان قطع نشود. او تأکید می کند: صنعت نفت فقط پمپ بنزین های داخل شهر نیست. پشت هر لیتر سوخت، ساعت ها کار در خطوط لوله، ایستگاه ها و مراکز انتقال وجود دارد؛ کاری که کمتر دیده می شود.
تعهد بی خطا
طهماسبی در پاسخ به این پرسش که آیا تاکنون با بحران یا حادثه ای جدی روبه رو شده، با فروتنی می گوید: خوشبختانه مورد خاصی پیش نیامده است، چون سعی کرده ایم کارها با نظم و برنامه پیش برود. مدیریت زمان و پایبندی به دستورعمل ها باعث شده است مشکلی ایجاد نشود. همین جمله ساده، گویای ماهیت کار در این حوزه است؛ جایی که پیشگیری، مهم تر از واکنش است و دقت، جایگزین هیجان می شود.
مرکز محل خدمت او، با ساختاری منظم اداره می شود: 2 رئیس مرکز که به صورت هفتگی در محل حضور دارند، چهار رئیس نوبت کاری، چهار مسئول عملیات، چهار کارمند ارشد و چهار کارمند عملیات. در بخش های پشتیبانی نیز نیروهای تعمیرات، ابزار دقیق، برق و مکانیک فعالیت دارند. آتش نشانان هر شیفت، سه نفرند و فضای سبز نیز به صورت روزانه رسیدگی می شود. این ترکیب انسانی، همچون اجزای یک سیستم هماهنگ، تضمین کننده پایداری عملیات است.
شیفت ها به صورت چرخشی تنظیم و برنامه ریزی آن بر اساس ضوابط مرکز انجام می شود. کارکنان، گاه هفته ای را با شب کاری آغاز و با روزکاری به پایان می رسانند و در دوره بعدی، برعکس. این جابه جایی مستمر، نیازمند انضباط فردی و هماهنگی تیمی بالاست.
پابرجا در هر شرایطی
طهماسبی معتقد است که صنعت نفت در همه شرایط، حتی در بحران ها، پابرجا مانده است: در زمان جنگ، در دوران کرونا، در تعطیلات رسمی، همکاران عملیات سر کار بودند. نفت تعطیلی ندارد. به گفته او، همین تداوم خدمت است که باید بیش از پیش به مردم معرفی شود تا تصویر دقیق تری از ماهیت این صنعت ترسیم شود. وقتی از او می پرسیم چه چیزی بیش از همه دلش را شاد می کند، پاسخ می دهد: اینکه خللی در خدمت رسانی ایجاد نشود. شادی او، در انجام بی وقفه مسئولیت تعریف می شود؛ در اطمینان از اینکه چراغی خاموش نشود و سفری بی سوخت نماند.
ریشه در خاک
طهماسبی، محل خدمتش (مرکز انتقال نفت شهید سیفی -آسار) را به درخت بلوط تشبیه می کند؛ درختی مقاوم که در بهار لرستان سرسبز می ماند و ریشه در خاک دارد. او می گوید: مسیر دسترسی به مرکز، روزگاری پرپیچ وخم و دشوار بود، اما امروز شرایط بهبود یافته است. با این حال، سختی راه هرگز مانعی برای حضور به موقع کارکنان نبوده است. او در پایان این گفت و گو برای همه همکاران صنعت نفت آرزوی موفقیت و سربلندی می کند و می گوید: چرخ اقتصاد کشور تا حد زیادی به نفت وابسته است و قرعه به نام ما افتاده که آن را بچرخانیم. امیدوارم این صنعت عظیم، با تلاش همه کارکنان، همواره پویا و موفق بماند.
۲۳ سال پشت فرمان خط لوله
در دل کوه های خاموش و بیابان های باد خورده غرب کشور، مردانی هستند که زندگی را با بوی نفت، صدای دستگاه های سنگین و چشم دوختن به خط لوله گره زده اند. یکی از قدیمی ترین کارکنان عملیاتی مرکز انتقال نفت شهید سیفی(آسار)، راننده دستگاه سنگینی است که ۲۳ سال از عمرش را پای مسیر خط لوله گذاشته؛ مردی که می گوید: کار ما عملیاتی و سخت است، اما لبخندش نشان می دهد که سختی برایش معنای دیگری دارد: مسئولیت.
در میان کارکنان عملیاتی مرکز انتقال نفت شهید سیفی(آسار)، نام او برای بسیاری آشناست؛ عابدین رشیدی فر، راننده دستگاه سنگینی که حالا بیش از 2 دهه است در مسیر خط لوله، میان کوه و بیابان کار می کند. با سادگی و لهجه لری صحبت می کند و آثار سال ها تلاش در صورتش نمایان است. سرد و گرم روزگار را چشیده و دستانش گویای واقعیتی است که نشان از سال ها رنج و زحمت دارد. می گوید: حدود ۲۳ سال است اینجا کار می کنم. همین یک جمله، خلاصه روزهایی است که تعطیل و غیرتعطیل نشناخته و پشت فرمان، پاسدارِ جریان انرژی کشور بوده است.
کار عملیاتی همیشه سخت است
پیش از ورود به صنعت نفت، سال ها در اداره راه و سپس در بنیاد مسکن کار کرده است؛ هشت سال در بنیاد مسکن و پیش تر در پروژه های راهسازی. می گوید ورودش به نفت کاملا اتفاقی بوده است: پیمانکار گفت کار کمربندی تمام شده است، شرکت نفت راننده می گیرد. رفتیم، اول 6 ماه قرارداد بستیم. گفتند اگه لازم باشد خبرت می کنیم. مدتی رفت و دوباره برگشت، اما این بار ماندگار شد، آنقدر که امروز خود را جزئی از خانواده بزرگ صنعت نفت می داند.
مرکز انتقال نفت شهید سیفی (آسار)، از جمله مراکز انتقال نفت در شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه لرستان و از حوزه های عملیاتی صنعت نفت کشور است که در مناطق کوهستانی و بیابانی فعالیت می کند. کار در چنین منطقه ای، با آنچه در شهر و پروژه های عمرانی دیده می شود، تفاوت دارد. او توضیح می دهد: «مسیر خط لوله بین کوه هاست، وسط بیابان. با دستگاه باید مسیر را باز نگاه داریم. اگر در نقطه ای از خط لوله پارگی ایجاد شود یا سنگی روی خطوط لوله بیاید، باید سریع برسیم. باران هم که بیاید، کار سخت تر می شود.
سختی کار را با مکثی کوتاه این گونه توصیف می کند: کار عملیاتی همیشه سخت است، شب و روز هم ندارد. گاهی یک هفته تمام در همان بیابان می مانند تا مشکل خط برطرف شود. باد، سرما، باران و سنگ های رها شده از کوه، بخشی از روزمرگی آنهاست، اما در این میان، آنچه بیش از همه به چشم می آید، حس مسئولیتی است که نسبت به مردم دارند.
از یکی از مأموریت هایش در منطقه ای موسوم به «چناره» در حوالی کوهدشت یاد می کند. وقتی شرایط زندگی مردم را دیده، آنقدر تحت فشار روحی قرار گرفته که حالش بد شده است. او موضوع را این گونه توضیح می دهد: «فشارم رفت روی 22، دکتر خودش قرص آورد و دستم داد. گفت تو ناراحتی می کشی، استرس داری، نباید کار کنی». برای او، کار صرفاً جابه جا کردن خاک و سنگ نیست؛ دلسوزی برای مردمی است که زندگی شان با همین پروژه ها گره خورده است.
از ایثارگری های سال های جنگ هم یاد می کند و از اینکه همین سابقه ایثارگری باعث شده در سال ۱۴۰۰ کارمند رسمی شود، اما می گوید: یک سال دیگر این موقع بازنشسته ام. او هنوز هم با همان انگیزه پشت دستگاه می نشیند. وقتی مشکلات معیشتی و دغدغه های ناشی از آن را به زبان می آورد، باز هم خدا را شاهد می گیرد و می گوید: هیچ اتفاقی نیفتاده. خدا را شکر.
کار برای کارکنان عملیاتی، مفهومی متفاوت دارد، او می گوید: «ما تعطیلات هم اینجاییم. اگر اتفاقی برای خط بیفتد، باید باشیم. مهندس ها هستند، نیروها هستند، همه زحمت می کشند». برای آنها، همه روزهای سال کنار دستگاه و در دل کوه رقم می خورد؛ جایی که صدای موتور، جایگزین هیاهوی شهرها می شود.
هوای همدیگر را داریم
با این حال، از همکارانش با احترام یاد می کند: همکارانم خیلی خوب هستند و هوای همدیگر را دارند. همین همدلی، به گفته او، سختی ها را قابل تحمل می کند. کار در مرکز انتقال نفت شهید سیفی (آسار)، تنها یک شغل نیست؛ نوعی زیستن در کنار هم، با خاطره هایی مشترک از سرما و گرما و شیفت های طولانی است. خودش می گوید: «کار ما پر از خاطره است؛ همراه با مسئولیت و سختی».
پیامی هم برای جوانان دارد؛ پیامی ساده، اما برخاسته از سال ها تجربه. می گوید: «هر کاری می کنند، با اخلاص باشد. خدا را در کارهایشان در نظر بگیرند. با توکل به خدا انجام دهند». او باور دارد اگر وجدان کاری و دلسوزی باشد، حتی سخت ترین کارها هم معنا پیدا می کند. صبح ها که از خواب بیدار می شود، برای کارگرانی دعا می کند که با چند فرزند و هزاران دغدغه، راهی میدان کار می شوند.
وقتی از احساسش نسبت به حضور در صنعت نفت می پرسیم، بی درنگ می گوید: «خوشحالم. افتخار می کنم». این افتخار، نه از عنوان و مقام که از سال ها خدمت بی وقفه در جایی می آید که کمتر دیده می شود؛ پشت خطوطی که اگر لحظه ای از تپش بایستند، زندگی در شهرها مختل می شود.
مرکز انتقال نفت شهید سیفی(آسار) شاید در نقشه برای بسیاری تنها یک نام باشد، اما برای او و همکارانش، جهانی است پر از خاطره؛ از روزهای بارانی که کار را متوقف نکردند تا شب هایی که زیر آسمان پرستاره کوهستان، چشم به مسیر خط دوختند. هر روز برای آنان تعهدی دوباره است؛ تعهد به روشن ماندن چراغ خانه ها.
شب های بیداری در دلتنگی اقماری
لابه لای پیچ وخم جاده ای که از دل کوه های جنوب لرستان می گذرد، جایی میان بلوط ها و بادام های تلخ، مرکزی نفس می کشد که ضربانش با اقتصاد کشور هماهنگ است. اینجا مرکز انتقال نفت شهید سیفی(آسار) یکی از مراکز عملیاتی شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت ایران است؛ نقطه ای دور از هیاهوی شهر، اما نزدیک به قلب تپنده صنعت نفت. فصل ها در تقویم ورق می خورند و مردانی که شیفت های اقماری شان با تقویم تعطیلات تنظیم نمی شود؛ بلکه تعطیلات معنایی دیگر دارد: ماندن و انجام وظیفه.
کوروش کیازند، مهندس بهره بردار این مرکز ، ۱۶ سال سابقه در صنعت نفت دارد. از این سال ها، ۱۴ سال را در شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت ایران گذرانده است؛ کارمندی از جنس بهره برداری که سختی کار را نه در کلمات، که در شب بیداری ها، سروصدای صنعتی، مواد نفتی و دوری از خانواده تجربه کرده است. او می گوید: شیفت شب، بی خوابی و به هم ریختگی ساعت زیستی بدن، بخشی از کار ماست، اما کار اقماری ها داستانی دیگر دارد؛ تا وقتی نیروی جایگزین نرسد، حتی در شرایط اضطراری هم نمی توانیم محل کار را ترک کنیم. این دوری، هم برای ما سخت است و هم برای خانواده هایمان.
لباس کاری از جنس ماموریت
کیازند، پیش از این در واحدهای فنی و تدارکات نیز فعالیت داشته و با مدرک بازرگانی و کارشناسی ارشد مدیریت، بنا بر نیاز سازمان، مسئولیت های مختلفی را پذیرفته، اما انتخاب او در سال های اخیر، ماندن در محیط صنعتی بوده است؛ جایی که به تعبیر خودش لباس کار و آرم صنعت نفت ایران، برایش معنای تعصب و افتخار دارد: بزرگ ترین افتخارم این بوده که هر جا مسئولیتی به من سپرده شده، سعی کردم حداکثر توانم را بگذارم. این لباس کار برایم فقط یک پوشش نیست؛ نشانه مأموریتی است که بر دوش دارم.
این مرکز عملیاتی، افزون بر تجهیزات پیچیده و ماشین آلات سنگین، میزبان اکوسیستمی بکر است. پوشش غالب منطقه را درختان بلوط، بنه و بادام های تلخ شکل داده اند و با نخستین نفس تازه کردن های طبیعت، دامنه ها به رنگ سبز درمی آیند. جاده ای که نیروها هر روز از آن عبور می کنند، پرپیچ وخم و گاه پرخطر است، اما همین مسیر برای کیازند الهام بخش است. او که به عکاسی و فیلمبرداری علاقه دارد، می گوید: اگر هر روز مسیر متفاوتی انتخاب کنیم، شاید ماه ها طول بکشد تا همه چشم اندازها را ببینیم. غروب های اینجا بی نظیر است؛ از کوه ها و بلوط ها الهام می گیرم.
اما شاید خاص ترین ساکنان این منطقه، پرندگان باشند. صبح ها دسته های بزرگ کبوتر از زمین بلند می شوند و آسمان را خط خطی می کنند. در کنار آنها، شاهین ها، دال ها و عقاب ها بر فراز کوه ها پرواز می کنند؛ هرکدام با هیبتی متفاوت. کیازند از عکسی می گوید که برایش معنایی فراتر از یک قاب ساده دارد: کبوتری از میان جمع پرواز کرده بود. سایه اش روی زمین، شبیه عقاب افتاده بود. برای من، مفهومش این است که وقتی جرأت پرواز پیدا می کنی، حتی اگر کبوتر باشی، از نگاه دیگران عقاب به نظر می رسی. او این تصویر را تمثیلی از کار در صنعت نفت می داند؛ جایی که شاید تلاش ها در سکوت انجام شود؛ اما اثرش بزرگ و ماندگار است.
موجی از مسئولیت
صنعت نفت، صنعتی راهبردی و جهانی است. محصولات آن در بازارهای بین المللی سنجیده می شود و رقابت با شرکت های منطقه ای و جهانی، همواره جدی است. کیازند با صراحت می گوید: ریسک عملیات ما بالاست. با همه محدودیت ها و سختی ها، همکاران با تعصب و غیرت کار می کنند. شاید در مقایسه با برخی شرکت های حوزه خلیج فارس، امکانات و پرداخت ها قابل قیاس نباشد؛ اما ما هیچ وقت پشت کشورمان را خالی نمی کنیم. این سخنان، نه گلایه که تأکید بر حس مسئولیتی است که در میان نیروهای عملیاتی موج می زند.
خطوط لوله و مخابرات نفت، شبانه روز در حال انتقال نفت خام و فراورده های نفتی است؛ مأموریتی که نقشی اساسی در سوخت رسانی، تولید برق و پایداری اقتصاد دارد. حضور نیروها در مراکز دورافتاده، اگرچه کمتر دیده می شود، اما قابل اندازه گیری و ارزش گذاری است؛ چه از منظر کمی، چه از منظر کیفی. او می گوید: از اینکه کاری انجام می دهیم که اثرش ملموس است، احساس غرور می کنیم. می دانیم حضور ما، هرچند کوچک، در پیکره بزرگ ایران عزیز سهم دارد. منزل کیازند در شهر خرم آباد است؛ شهری که با طبیعت کوهستانی اش بیگانه با این چشم اندازها نیست. با این حال، او کار در محیط صنعتی را به مسئولیت های اداری ترجیح داده است. مدتی در بخش های دیگر بودم؛ اما دیدم دلم با این لباس کار و این فضاست. برای او، صدای تجهیزات و بوی نفت، یادآور مأموریتی است که سال ها با آن زیسته است.
او در پایان می گوید: آرزوی من برای همه همکاران، سلامتی و سربلندی است. با همین شرایط، با همین امکانات، ما راه درست را می رویم. پیش مردم، پیش خدا و پیش وجدان خودمان، آرامش داریم که برای این خاک خدمت می کنیم.
در دل این کوهستان، جایی که کبوترها با جرأت پرواز می کنند و سایه شان به هیبت عقاب درمی آید، مردانی ایستاده اند که بی وقفه، بی هیاهو و بی تعطیلی، جریان زندگی را در رگ های کشور جاری نگه می دارند. شاید نامشان کمتر شنیده شود، اما هر قطره نفتی که به مقصد می رسد، روایتی است از تعهد آنان؛ روایتی که در سکوت بلوط ها نوشته و با طلوع هر صبح، دوباره آغاز می شود.
از زمین پدری تا خط لوله سراسری
در صنعت نفت مردانی هستند که نفس هایشان با صدای توربین ها و تپش دستگاه ها گره خورده است. بهمن بس خواسته، سرگروه واحد مکانیک شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت ایران منطقه لرستان، یکی از همان مردان است؛ از نسل نیروهایی که «آمدن با خودشان است و رفتن با خدا» و ساعت برایشان مفهومی ندارد.
بهمن بس خواسته با ۳۷ سال سابقه (با احتساب دوران سربازی)، از جوان ترین نیروهای استخدامی سال ۱۳۶۹ در صنعت نفت بوده است. خودش می گوید: سال ۶۹ که وارد صنعت نفت شدم، جوان ترین استخدامی آن زمان بودم که در مرکز انتقال نفت شهدای تنگ فنی سرکار رفتم. او فرزند یکی از کارکنان صنعت نفت و پدرش در مرکز انتقال نفت افرینه فعالیت می کرده و به گفته خودش، زاده تلمبه خانه افرینه است. زمین هایی که امروز بخشی از تأسیسات روی آن بنا شده، روزگاری زمین پدری او بوده است.
او در همان سال های ابتدایی خدمت، زندگی مشترکش را آغاز کرد و نخستین فرزندش در تنگ فنی به دنیا آمد. می گوید: در مراکز انتقال نفت منطقه لرستان، سرمای زمستان گاه به منفی ۲۰ درجه می رسد و تابستان دما تا 60 درجه بالا می رود. منطقه لرستان چهار فصل را یک جا در خود دارد؛ از برف و یخبندان ارتفاعات تا گرمای سوزان تأسیسات.
کار ما شبیه بیمارستان است
او که برای انجام عملیات تعمیرات در مرکز انتقال نفت شهید سیفی(آسار) حضور یافته است، درباره ماهیت کار عملیاتی می گوید: کار ما ساعت نمی شناسد. من و همکارانم در واحدهای عملیاتی، ۲۴ ساعته آماده باش هستیم. ممکن است برای انجام یک ساعته کاری بیاییم؛ اما پنج روز در محل بمانیم. آمدنمان با خودمان است و برگشتمان با خدا.
بهمن بس خواسته، کار در خط لوله را به بیمارستان تشبیه می کند: در بیمارستان، بیمار انسان است و اینجا دستگاه، حکم بیمار را دارد. اگر توربین یا قطعه ای دچار مشکل شود، باید همان لحظه برگردیم. تشخیص اولیه با بهره برداری است و بسته به نوع اشکال مکانیکی، برقی یا مشترک، کار به واحد مربوطه ارجاع می شود. اغلب هم کارها مکمل یکدیگر هستند؛ مکانیک، بدون برق جلو نمی رود و برق هم بدون مکانیک.
در این چرخه، مسئول فنی منطقه و معاونت فنی، نقش هدایت کننده را به عهده دارند و تیم ها بر اساس تخصص و تجربه وارد عمل می شوند؛ تیمی که به گفته او، سال هاست با هم نفس کشیده و رشد کرده اند.
عشق به کار
وقتی از انگیزه اش می پرسیم، بی درنگ پاسخ می دهد: شغلم را دوست دارم. او 2 پسر دارد که هر دو مسیر فنی را انتخاب کرده اند: یکی تازه خدمت سربازی را به پایان رسانده و دیگری هم در حال خدمت است. خوشبختانه یا متأسفانه، هر دو به کار فنی علاقه مند شدند. شاید از فضای خانه و سال ها کار من تأثیر گرفته باشند.
میراث استادان
بس خواسته از روزهای نخست حضورش در واحد مکانیک تنگ فنی یاد می کند؛ زمانی که ۲۳ نفر در واحد بودند و امروز تنها چهار نفر از آن جمع باقی مانده اند. با احترام از استادان و همکاران درگذشته اش یاد می کند و می گوید: هرچه دارم از آنها یاد گرفته ام. آن روزها مثل پسر خودشان با من رفتار می کردند. درس کار یادمان دادند و مهم تر از آن، درس زندگی.
او تأکید می کند که انتقال تجربه، وظیفه نسل اوست: ما هم باید همان نگاه پدرانه را به نیروهای جوان داشته باشیم. دانش فنی مهم، اما اخلاق و روحیه کار تیمی مهم تر است.
خاطره های روشن
از او درباره خاطرات شیرین می پرسم. مکث می کند و می گوید: خاطره خوب برای ما یعنی روشن شدن یک دستگاه بعد از تعمیر و توربینی که دوباره نفس بکشد و خط پایدار شود، همین برایمان کافی است.
بس خواسته، خود را یکی از شوخ طبع ترین افراد واحد معرفی می کند و معتقد است روحیه خوب، سختی کار را قابل تحمل تر می کند. ۳۵ سال در واحد مکانیک بودن، یعنی زندگی کردن با همین دستگاه ها و همین آدم ها.
در پایان گفت وگو می گوید: من خودم را مدیون همه همکارانم می دانم. هرچه یاد گرفته ام، از دیگران بوده است. اگر بخواهم یک جمله بگویم، این است: همیشه سلامت باشید. کار برای کارکنان صنعت نفت، یادآور تداوم جریانی است که بی وقفه در رگ های کشور جریان دارد. در پس هر چراغ روشن و هر خانه گرم، تلاش مردانی است که ساعت برایشان معنا ندارد؛ مردانی چون بهمن بس خواسته که زندگی را در کار و تعهد معنا می کنند.
نگهبانان انرژی
در روزهایی که شکوفه های بهاری بر شانه های کوهستان می نشیند، مردانی هستند که در کنار نقشه های خطوط لوله و صدای بی وقفه سامانه های هشدار، سخت مشغول انجام مسئولیتی اند که بر دوششان نهاده شده است. عبدالرحیم حاتموند، رئیس حراست مرکز انتقال نفت شهید سیفی(آسار)، یکی از همین مردان است که ۲۳ سال از عمر خود را بر مدار امنیت انرژی کشور گذرانده است.
حاتموند که از سال ۱۳۸۱ وارد صنعت نفت شده، می گوید: حدود هفت سال به صورت ارکان ثالث فعالیت کردم، سپس بیش از شش سال در مرکز منطقه بودم و حدود هفت سال هم در مرکز انتقال نفت تنگ فنی خدمت کردم. از سال ۱۳۹۵ تاکنون به صورت اقماری هفتگی در این مرکز مشغولم؛ یک هفته کار، یک هفته استراحت. اما آنچه در کلامش برجسته است، نه سال های خدمت که حس تعلق به «خانواده نفت» است؛ خانواده ای که به گفته او، مرز تعطیل و غیر تعطیل نمی شناسد.
حاتموند توضیح می دهد: وظیفه ما تنها حفاظت از ساختمان ها، تأسیسات و نیروی انسانی داخل مرکز نیست. پایش شبانه روزی خطوط در بیرون از مرکز هم به عهده ماست. اگر در مسیر مشکلی پیش بیاید، بلافاصله اطلاع رسانی می کنیم، گزارش می دهیم و با عوامل انتظامی هماهنگ می شویم. در عین حال خط بان هایی هستند که اگر مشکلی پیش آید، سریع به ما اطلاع رسانی می کنند.
در حوزه استحفاظی این مرکز، هفت ایستگاه حفاظت زنگ دار فعال است که به سامانه های هشداردهنده مجهز هستند. در صورت بروز هرگونه سرقت یا آسیب، پیام هشدار به صورت آنی ارسال می شود و نیروهای حراست در کوتاه ترین زمان ممکن در محل حاضر می شوند. افزون بر آن، گشت های شبانه برای بازدید کامل مسیر خطوط، گیت ها و ولوهای بین راهی انجام می شود.
او می گوید: شب ها با یکی از همکاران مسیر را کامل بررسی می کنیم. همه خطوط، ولوها و نقاط حساس بازدید می شود. اگر موردی باشد، بی درنگ گزارش می دهیم.
نجات محیط زیست با تلفن یک روستایی
در میان خاطرات سال های خدمت، آنچه بیش از هر چیز در ذهن او مانده، حادثه ای در سال ۱۴۰۳ است؛ ترکیدگی خط ۱۴ اینچ در حوالی سه راهی روستای بادامک، اندکی پس از خروجی مرکز.
حاتموند روایت می کند: در اتاق استراحت بودیم که یکی از اهالی روستا تماس گرفت و خبر داد که خط دچار ترکیدگی شده است. بلافاصله اطلاع رسانی کردیم. نیروها اعزام شدند و با همکاری عوامل انتظامی، جلوی گسترش نشتی گرفته شد.
به گفته او، اگر واکنش سریع صورت نمی گرفت، امکان آلودگی گسترده محیط زیست و حتی سوءاستفاده های احتمالی وجود داشت. خوشبختانه با همکاری مردم منطقه که تعامل خوبی با ما دارند، موضوع به موقع مدیریت شد و محیط زیست خسارت جدی ندید.
این تعامل مردمی، برای نیروهای حراست سرمایه ای ارزشمند است؛ پیوندی میان ساکنان محلی و نگهبانان خطوط لوله که امنیت را دوچندان می کند.
شیفت های اقماری
برای نیروهای حراست، همه اوقات وقت کار است و تعطیلات معنای متعارفی برایشان ندارد. چه روزی همچون عاشورا باشد یا هر روز تعطیل دیگر؛ آنها موظفند در محل خدمت خود حاضر باشند.
حاتموند می گوید: اگر آماده باش اعلام شود، امکان ترک محل خدمت را نداریم و باید در شیفت خود بمانیم تا همکاری دیگر، جایگزین شود.
به باور او، حس همدلی است که سختی دوری از خانه را آسان تر می کند: ما باید به هم انرژی بدهیم. اگر سختی هم وجود دارد، نگذاریم در روحیه همکاران اثر بگذارد. دوستی و برادری در محل کار خیلی مهم است.
خانواده ای به وسعت ایران
حاتموند، خود را «سرباز صنعت نفت» می داند؛ سربازی که مأموریتش رساندن انرژی به خانه های مردم است. او می گوید: هدف ما این است که انرژی به سراسر کشور برسد و هموطنان در آسایش باشند. اگر چراغ خانه ای روشن است، بخشی از آن نتیجه تلاش شبانه روزی همین نیروهاست.
همسرش خانه دار و دخترش دستیار دندانپزشک است و پسری که به تازگی خدمت سربازی را به پایان رسانده و در جست وجوی کار است.
دغدغه های اقتصادی، همچون بسیاری از خانواده ها، برای او نیز وجود دارد، اما تأکید می کند: با همه سختی ها، سعی می کنیم بر مشکلات غلبه کنیم و اجازه ندهیم آرامش محل کار تحت تأثیر قرار بگیرد.
او باور دارد همان طور که در محل کار باید هوای همکار را داشت، در خانواده و میان خواهران و برادران نیز باید دستگیر یکدیگر بود. اگر هرکس بتواند به اندازه توانش به نزدیکانش کمک کند، هیچ نیازمندی باقی نمی ماند. خدا هم از این کار راضی است.
روایت امدادگر گاز که با زخم جنگ در سنگر خدمت تاب آورد
ماموریت در آتش
مشعل | صدای انفجار در تاریکی شب پیچیده بود و دود غلیظی تا آسمان شهر بالا می رفت. خیابان ها پر از اضطراب بود و مردم با نگرانی به سمت محل حادثه می دویدند. در همان لحظاتی که آژیر خودروهای امدادی، سکوت شهر را می شکست و نیروهای عملیاتی برای مهار پیامدهای حمله به محل اعزام می شدند، امدادگران گاز خود را به قلب حادثه رساندند تا از وقوع بحرانی بزرگ تر جلوگیری کنند. میان شیشه های شکسته گرد و غبار و ازدحام جمعیت؛ همه چیز از یک مأموریت عادی آغاز شد، اما تنها چند دقیقه بعد انفجاری دیگر صحنه را دگرگون کرد. موج انفجار بدن ها را به زمین کوبید و ترکش ها در هوا پراکنده شدند. امدادگری که برای حفظ ایمنی مردم و پایداری جریان گاز به محل آمده بود، این بار خود در میان مجروحان حادثه قرارگرفت. این روایت مردی است که زخم جنگ را بر تنش تاب آورد؛ اما سنگر خدمت را رها نکرد؛ سخن از مجتبی نظری، امدادگر شرکت گاز استان تهران است.
برای مجتبی نظری، هیچ روزی در امداد و حوادث شبیه روز قبل نیست. از رسیدگی به گزارش های نشتی گاز در محله های پرتردد تهران تا حضور در شرایط بحرانی، بخشی از مسئولیتی است که او طی ۱۰ سال فعالیت در شرکت امداد و حوادث گاز به عهده داشته است؛ مسئولیتی که به گفته خودش تعطیلی نمی شناسد و امدادگران را در هر ساعت از شبانه روز آماده خدمت نگاه می دارد. روزهای جنگ، اما رنگ دیگری داشت و وظیفه حفظ آرامش و پایداری، این خدمت را سنگین تر از همیشه کرده بود.
از علاقه تا مسئولیت
نظری معتقد است: امدادگری برای او تنها یک شغل نیست؛ بلکه مسیری است که سال ها پیش با الهام از تلاش های برادرش آغاز شد و بیش از یک دهه خدمت همچنان با همان احساس مسئولیت ادامه دارد. او با ورود به حوزه امداد و حوادث، به تدریج دریافت این حرفه بیش از هر چیز به روحیه ایثار، تعهد و عشق به خدمت نیاز دارد. نظری سال هاست در منطقه ۱۳ شرکت گاز استان تهران فعالیت می کند؛ منطقه ای گسترده که خدمت رسانی در آن مستلزم آمادگی همیشگی و حضور در هر ساعت از شبانه روز است. به گفته او، مأموریت های امدادی قابل پیش بینی نیستند و ممکن است یک شیفت آرام ناگهان به ساعاتی پرتنش تبدیل شود. این امدادگر گاز معتقد است: برخلاف تصور بسیاری از مردم، سخت ترین بخش این حرفه، تنها خطرهای عملیاتی نیست؛ بلکه دوری از خانواده و نگرانی برای عزیزان است. او می گوید: در شیفت های شبانه و مأموریت ها، زمانی که خانواده، به ویژه فرزندش چشم انتظار بازگشت او هستند، این دلتنگی و نگرانی بیش از هر سختی دیگری خود را نشان می دهد.
وقتی شهر بوی جنگ گرفت
نظری با اشاره به روزهای آغاز جنگ می گوید: در نخستین ساعات بحران، شرایط برای همه ناشناخته و نگران کننده بود. هنگام مأموریت و بازدید از تأسیسات گاز، با شنیدن صدای انفجار و مشاهده دود متوجه شدیم که اوضاع غیرعادی شده است. به گفته وی، خیابان ها به سرعت تغییر چهره دادند و نگرانی در میان مردم گسترش یافت؛ همه در تلاش برای آگاهی از وضعیت بودند.
او تصریح می کند: مهم ترین دغدغه نیروهای امداد گاز، حفظ ایمنی شهروندان و پایداری شبکه گازرسانی بود، زیرا هرگونه آسیب به تأسیسات می توانست مشکلات بیشتری ایجاد کند. در آن روزها حجم تماس های مردمی به طور چشمگیری افزایش یافته بود و امدادگران، افزون بر انجام وظایف فنی، تلاش می کردند با پاسخگویی و اطمینان، بخشی از حجم نگرانی مردم بکاهند. این امدادگر گاز می گوید: هرگاه شهروندان از من سوال می کردند که چرا سرکار هستید؟ تنها پاسخی که می دادم، این بود که امداد تعطیلی ندارد و در هر شرایطی کنار مردم هستیم.
مأموریتی با سرنوشت متفاوت
نظری می گوید: چند روز پس از آغاز جنگ، یکی از متفاوت ترین شب های زندگی ام رقم خورد؛ شبی که با چند مأموریت عادی آغاز، اما به تجربه ای فراموش نشدنی تبدیل شد. من و همکارانم پس از تحویل شیفت، طبق روال برای انجام مأموریت های روزانه راهی منطقه شدیم، اما حوالی ساعت 8 شب از مرکز امداد خبر وقوع حادثه ای دریافت کردیم.با اعلام وضعیت اضطراری، تمام مأموریت های قبلی لغو و دستور حرکت فوری به محل حادثه صادر شد.
به گفته او، در مسیر هنوز جزئیات حادثه مشخص نبود، اما همه می دانستند که نخستین وظیفه، بررسی وضعیت خطوط گاز و جلوگیری از گسترش خطر است. نظری می افزاید: در آن لحظات، تنها دغدغه نیروهای امداد، کنترل شرایط و پیشگیری از وقوع حادثه ای بزرگ تر بود؛ مأموریتی که بعدها به یکی از تلخ ترین و در عین حال ماندگارترین خاطرات دوران خدمتم تبدیل شد. این امدادگر گاز با اشاره به لحظات حضور در محل حادثه اظهار می کند: وقتی به محدوده مأموریت رسیدیم، متوجه شدم که شرایط با هر حادثه ای که تا آن زمان تجربه کرده بودم، تفاوت دارد. مهم ترین وظیفه نیروهای امداد گاز در آن شرایط، بررسی وضعیت خطوط اصلی گاز و جلوگیری از بروز حوادث ثانویه بود.هرگونه آسیب به شبکه گاز می توانست ابعاد حادثه را گسترده تر کند. به همین دلیل همه اقدام ها با حساسیت ویژه انجام می شد. او صحنه های آن شب را فراموش نشدنی توصیف می کند و می افزاید: خیابان پر شده بود از شیشه های خردشده، سنگ و آوارو صدای آژیر خودروهای امدادی از هرسو شنیده می شد. نور خودروهای امدادی در میان دود و تاریکی، فضایی سنگین و نگران کننده ایجاد کرده بود. با وجود ترس و نااطمینانی، فرصتی برای فکر کردن به خطر وجود نداشت و تمام تمرکز، بر کنترل شرایط و جلوگیری از وقوع حادثه ای بزرگ تر بود. در آن لحظات، نیروهای آتش نشانی، امدادی و خدماتی در کنار یکدیگر مشغول انجام وظیفه بودند و هیچ کس میدان را ترک نمی کرد. نظری ادامه می دهد: همه چیز در چند ثانیه اتفاق افتاد. در حالی که حرکت یکی از خودروهای آتش نشانی را هدایت می کردم، ناگهان نور شدیدی مقابل چشمانم ظاهر شد و لحظه ای بعد انفجاری مهیب رخ داد. او می گوید: موج انفجار مرا چند متر به عقب پرتاب کرد و برای لحظاتی هیچ درکی از اطراف نداشتم. صدای انفجار در گوشم پیچید و فضا از دود و گردوغبار پر شد.تکه های سنگ، شیشه و آوار از آسمان بر زمین می ریختند. در همان لحظات، نگران وضع همکارانم بودم وکمی که به خود آمدم، تلاش کردم با آنها تماس بگیرم، اما موفق نشدم. نظری با اشاره به شرایط پس از انفجار می گوید: شدت حادثه به حدی بود که بسیاری از نیروهای حاضر نیز آسیب دیده بودند. با وجود کوفتگی شدید بدن، متوجه جراحت خود نشدم و تنها به دنبال یافتن همکارم می گشتم. دقایقی بعد او را پیدا کردم؛ لباس هایش خاکی و پاره شده بود، اما آسیب جدی ندیده بود. همان زمان متوجه شدم که ترکش به کتف راستم اصابت کرده و لباسم آغشته به خون شده است. او ادامه می دهد: در مسیر بیمارستان فقط خدا را شکر می کردم که زنده مانده ام. تصاویر خانواده، همسر، فرزند و عزیزانم از برابر چشمانم عبور می کرد و باورم نمی شد که از آن حادثه جان سالم به در برده ام. آن شب هنوز از میزان آسیب ها و روند درمان خود اطلاعی نداشتم؛ اما یک حقیقت را با تمام وجود درک کردم؛ مأموریت ما تنها یک عملیات امدادی نبود؛ بلکه جلوه ای از ایثار، مسئولیت پذیری و حضور در خط مقدم خدمت به مردم بود.
از اتاق عمل تا میدان جنگ
نظری می گوید: در بیمارستان متوجه شدم که شدت حادثه بسیار بیشتر از آن چیزی بوده که تصور می کردم. ترکش در کتف راستم فرو رفته بود و پس از معاینات اولیه، تحت عمل جراحی قرار گرفتم. با وجود شوک ناشی از انفجار و آسیب دیدگی، بیش از درد جسمی، نگران همکاران و اوضاع محل حادثه بودم. عمل جراحی با موفقیت انجام شد، اما بررسی ها نشان داد که موج انفجار به گوش و کمرم نیز آسیب رسانده است. این امدادگر ادامه می دهد: پس از آگاهی از نجات یافتن از عمق آن حادثه، مدام خدا را شکر می کردم. در این دوران، حمایت خانواده و همکاران، بزرگ ترین دلگرمی ام بود و حضور همسر، برادر و همکارانم به من امید و آرامش می داد. با این حال، پس از ترخیص نیز آثار روحی حادثه ادامه داشت و تا مدتی با کوچک ترین صدا از خواب می پریدم و خاطرات آن شب را به یاد می آوردم.
بازگشت زودتر از انتظار
نظری می گوید: با وجود توصیه پزشکان، تنها یک هفته پس از حادثه به محل کار بازگشتم؛ زیرا نمی خواستم همکارانم را در روزهای سخت تنها بگذارم. به گفته او، استقبال صمیمانه همکاران نشان داد که امدادگری، فراتر از یک شغل و در واقع خانواده ای است که اعضایش در شرایط دشوار پشتیبان یکدیگر هستند. او تصریح می کند: این حادثه نگاهم را به زندگی تغییر داد و باعث شد بیش از گذشته قدرخانواده، لحظه های زندگی و نعمت سلامتی را بدانم.ماندگارترین تصویر آن شب، نه انفجار؛ بلکه ایثار و فداکاری نیروهایی بود که برای نجات جان دیگران از خودگذشتگی کردند. نظری با اشاره به نقش امدادگران گاز تاکید می کند: این نیروها اگرچه کمتر دیده می شوند، اما نقشی اساسی در حفظ ایمنی، آرامش و پایداری خدمات شهری دارند و خدمات آنان حاصل تلاش، مسئولیت پذیری و حضور در شرایط پرخطر است.
یک پیام برای همه
نظری به عنوان یک امدادگر و به عنوان کسی که خود زخمی از این جنگ بر تن دارد، اظهار می کند: لحظات در امدادرسانی، به ویژه در شرایطی مانند جنگ، بسیار تعیین کننده است. اگر بخواهم پیامی به مردم بدهم، این است که در زمان عبور خودروهای امدادی راه را باز کنند. شاید چند ثانیه تأخیر برای یک راننده، ساده به نظر برسد؛ اما برای ما می تواند تفاوت بین زندگی ومرگ باشد. همیشه به همکارانم می گویم که مراقب خودتان باشید.
باید با آگاهی کامل وارد صحنه شوید و همیشه احتمال خطر را در نظر بگیرید.در یک جمله اگر بخواهم امدادگری را توصیف کنم، می گویم که این کار یعنی ایثار و فداکاری برای مردم. یعنی در سخت ترین لحظه ها کنار دیگران ایستادن، حتی اگر خودت در معرض خطر باشی.
تعهدی فراتر از تهدیدها که در پیچ و خم خطوط انتقال گاز جاری است
جلیقه زردها پای کار
مشعل | روزهای جنگ، برای بوشهر فقط روزهای انفجار و دود نبود؛ روزهای آزمون ایستادگی بود. روزهایی که صدای موشک و التهاب، تا عمق تأسیسات انرژی رسیده بود، اما انتقال ایمن و پایدار گازحتی برای لحظه ای متوقف نشد. در میان آن روزهای پراضطراب، کارکنان منطقه ۱۰ عملیات انتقال گاز در خطوط مقدم پایداری انرژی ایستادند؛ مردانی که در کنار آب های نیلگون خلیج فارس، دور از خانواده، در تأسیسات تقویت فشار گاز، خطوط لوله فشار قوی و اتاق های بحران ماندند تا گاز در سرتاسر ایران جریان داشته باشد وآرامش از خانه های مردم گرفته نشود. برای روایت آن روزها و شنیدن ناگفته هایی از تلاش کارکنان منطقه 10 عملیات انتقال گاز پای صحبت های رامین نیک خلق، مدیر این منطقه عملیاتی نشستیم؛ مدیری که خستگی ناپذیر و پرتلاش در قلب بحران حضور داشت تاچراغ خانه ها، نانوایی ها، دامداری ها و نیروگاه ها خاموش نماند.
اگر بخواهید توصیفی از روزهای جنگ اخیرداشته باشید، اولین چیزی که به ذهنتان می آید، چیست؟
اولین چیزی که به ذهنم می آید، صدای انفجارها و نگرانی عجیبی است که همه جا احساس می شد. از نهم اسفندماه، شرایط جنوب کاملا متفاوت شد.
حملات دشمن به تاسیسات پالایشگاهی، فضای ناامنی ایجاد کرده بود، اما در همان شرایط، چیزی که بیشتر از همه به چشم می آمد، ایستادگی کارکنان بود. با وجود همه نگرانی ها، هیچ کس محل خدمتش را ترک نکرد.
نیروهای ستادی و عملیاتی در آن شرایط چگونه کارها را پیش می بردند؟
آن روزها، شرایط عادی نبود. بسیاری از همکاران در تأسیسات تقویت فشار، شبانه روز فعالیت می کردند؛ آنها دور از خانواده و نگران بودند، اما حس مسئولیت اجازه نمی داد کار روی زمین بماند.
همکاران بهره بردار در سخت ترین شرایط پای تجهیزات، خطوط و توربین ها ایستادند تا خدشه و خللی در انتقال گاز کشور ایجادنشود و شبکه انتقال گاز پایدار بماند. این فقط انجام وظیفه نبود بلکه یک تعهد ملی بود.
همه همکاران در بخش های مختلف(چه ستاد و چه عملیات) کنار هم، برای حفظ پایداری شبکه تلاش می کردند.
کارکنان حراست نیز بنا به مسئولیتی که به عهده داشتند، با گشت ها و کنترل های شبانه روزی، با دقت تمام تلاش می کردند تا امنیت خطوط و تأسیسات را در آن شرایط حفظ شود، زیراکوچک ترین تهدید برای شبکه انتقال گاز می توانست تبعات بزرگی به بار آورد.
درباره فضای جلسات بحران هم زیاد صحبت می شود. آن روزها در ستاد بحران منطقه چه می گذشت؟
فضا، عملیاتی و حساس بود. جلسات بحران به صورت مستمر با مدیران بالا دست برگزار می شد و تقریباً همه واحدها در آماده باش کامل بودند. شرایط لحظه ای تغییر می کرد و تصمیم ها باید سریع و دقیق گرفته می شد.
البته در میان آن همه فشار و نگرانی، بعضی شوخی های کوچک، حال وهوای بچه ها را عوض می کرد. همکاران می گفتند: این جلیقه زرد آماده باش بحران، دیگر جزئی از لباس همیشگی من شده و قرار نیست از تنم دربیاید! اما پشت همین شوخی ها، حجم زیادی از نگرانی و مسئولیت وجود داشت.
همه می دانستند پایداری انتقال گاز در آن روزها چقدر برای کشور مهم است.
فکر می کنید مهم ترین ویژگی کارکنان منطقه ۱۰ در رویارویی در روزهای جنگ رمضان چه بود؟
همدلی و غیرت کاری. همه کنار هم بودند؛ از بهره برداری و تعمیرات گرفته تا حراست، پشتیبانی و واحدهای فنی. همه فقط یک هدف داشتند؛ اینکه جریان ایمن و پایدارگاز ادامه پیدا کند.
امروز که به آن روزها نگاه می کنید، چه احساسی دارید؟
امروز بیش از از هر زمان دیگری به کارکنان منطقه 10 عملیات انتقال گاز افتخار می کنم. کارکنانی که در سخت ترین شرایط، مسئولیت را برآسایش ترجیح دادند و با تمام توان برای حفظ پایداری شبکه انتقال گاز کشور تلاش کردند. آنچه در آن روزها رقم خورد، تنها انجام یک وظیفه سازمانی نبود؛ بلکه جلوه ای از تعهد، غیرت وعشق به ایران بود. امروز هم همان روحیه ادامه دارد. همکاران ما در کنار حفظ پایداری شبکه، مشغول اجرای تعمیرات اساسی و آماده سازی تأسیسات هستند. شاید شرایط بحرانی آن روزها گذشته باشد، اما مسئولیت ما تمام نشده است.
نکته ناگفته ای هست که بخواهید بیان کنید؟
شاید بسیاری از مردم هرگز ندانند در آن روزهای پر اضطراب بر کارکنان صنعت انتقال گاز چه گذشت؛ از شب های بی خوابی و نگرانی برای خانواده ها گرفته تا آماده باش های مستمر، جلسات بحران، حضور در تاسیسات و گشت های شبانه در کنار خطوط انتقال گاز، اما نتیجه آن تلاش ها را همه مردم احساس کردند؛ زمانی که شعله گاز در خانه ها روشن ماند و زندگی در جریان بود. امروز آن روزها به خاطره تبدیل شده اند، اما حماسه ای که کارکنان در منطقه 10 عملیات انتقال گاز در جنوب کشور آفریدند، در حافظه این صنعت ماندگارخواهد ماند: حماسه مردانی که در روزهای آتش و التهاب، سنگر خدمت را رها نکردند و ثابت کردند تا زمانی که فرزندان ایران در میدان مسئولیت ایستاده اند، هیچ تهدیدی نمی تواند شریان های حیاتی این سرزمین را از تپش باز دارد.
زنان مسیر تحول ساختار سازمانی را در شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب هموار می کنند
گام به گام تا شایسته سالاری
مشعل | در صنعت نفت، همه چیز از چاه ها، خطوط لوله و واحدهای فراورشی آغاز نمی شود. پیش از آنکه تجهیزات به حرکت درآیند و فرایندها شکل بگیرند، ساختارها باید تعریف شوند، مرز وظایف مشخص شود، فرایندها طراحی شوند و سازمان بداند چگونه باید حرکت کند. این همان بخشی است که شاید کمتر دیده می شود، اما نبود آن می تواند بر تمام اجزای یک سازمان اثر بگذارد. آذر عربلو بیش از دو دهه است در اداره ساختار و بهره وری شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب فعالیت می کند؛ مسیری که از مهندسی صنایع آغاز شد، با تجربه در محیط های صنعتی شکل گرفت و امروز به نگاهی عمیق درباره ساختار سازمانی، بهره وری، شایسته سالاری، زنان در صنعت نفت و آینده سازمان ها دست یافته است.
از ابتدای مسیر حرفه ای تان بگویید؛ چطور وارد صنعت شدید؟
متولد 1351 در اهواز هستم. دوران دبیرستان را در رشته ریاضی گذراندم و سال 1371 در رشته مهندسی صنایع دانشگاه یزد پذیرفته شدم. بعد از پایان دوره کارشناسی، میان ادامه تحصیل و ورود به بازار کار مردد بودم، اما بیشتر تمایل داشتم وارد صنعت شوم و فضای واقعی کار را تجربه کنم.
اولین تجربه حرفه ای من در بخش خصوصی شکل گرفت. آنجا مسئولیت کنترل پروژه را به عهده داشتم، اما کارم فقط محدود به این نبود؛ به دلیل آشنایی با زبان انگلیسی، خریدهای خارجی را نیز پیگیری و روی استعلام قیمت ها کار می کردم و چون به نقشه خوانی و مسائل فنی هم علاقه داشتم، فرصت یادگیری های زیادی پیدا کردم.وقتی امروز به آن دوره نگاه می کنم، فکر می کنم مهم ترین دستاوردش این بود که فهمیدم صنعت فقط تجهیزات و ماشین آلات نیست؛ مجموعه ای از فرایندها، تصمیم ها و جزئیاتی است که باید کنار هم قرار بگیرند.سال 1378 در آزمون استخدامی نفت شرکت کردم. روند استخدام طولانی شد؛ سال 1379 برای مصاحبه دعوت شدم و درنهایت سال 1380 نامه شروع به کارم صادر شد. از همان زمان تاکنون در اداره ساختار و بهره وری مشغول فعالیت هستم.
ورود یک نیروی جوان دانشگاهی به حوزه ساختار در آن زمان چقدر متفاوت بود؟
آن زمان کمتر پیش می آمد فردی مستقیما از دانشگاه وارد این حوزه شود. معمولا ترجیح بر این بود که از افراد باتجربه تر استفاده شود، چون تصور این بود که این حوزه نیازمند تجربه بالاست.
اما نگاه مدیران وقت این بود که ساختار، حوزه ای مطالعاتی و تحلیلی است و می تواند از ظرفیت نیروهای دانشگاهی نیز استفاده کند. خوشبختانه این نگاه نتیجه داد و مسیر حرفه ای من از همان جا شکل گرفت.
چقدر میان رشته تحصیلی و کاری که امروز انجام می دهید، ارتباط وجود دارد؟
ارتباط بسیار زیادی وجود دارد. مهندسی صنایع با سیستم، فرایند، تحلیل و بهره وری سروکار دارد و این همان چیزی است که امروز در کار ما جریان دارد.بعدها کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی را ادامه دادم، دوره های تخصصی مختلف را گذراندم و همچنان معتقدم یادگیری نباید متوقف شود. به زبان انگلیسی علاقه داشتم و آموزش آن را ادامه دادم و حتی امروز هم برنامه دارم زبان روسی را جدی تر دنبال کنم؛ چون اخیراً ارتباطات کاری بیشتری در این حوزه شکل گرفته است.
به زبان ساده، بررسی سیستم ها و ساختار سازمانی دقیقا چه کاری انجام می دهد؟
بسیاری حوزه ساختار را با منابع انسانی اشتباه می گیرند؛ در حالی که موضوع اصلی ما افراد نیستند، بلکه «شغل»، «فرایند» و «سازمان» است.
ما تحلیل شغل و فرایند انجام می دهیم. بررسی می کنیم یک سازمان چرا ایجاد شده، آیا هنوز ضرورت وجودی دارد، فرایندها چقدر بهره ور هستند، مرز فعالیت ها کجاست و آیا ساختار فعلی پاسخگوی نیازهای امروز و فرداست یا نه.
اگر به تاریخ صنعت نفت نگاه کنیم، می بینیم ضرورت وجود ساختار و مطالعات سازمانی موضوع جدیدی نیست. سال ها پیش این کارها توسط شرکت های مشاور خارجی انجام می شد، اما بعدها مشخص شد که این موضوع باید به یک فرایند مستمر تبدیل شود.
در طول سال ها، ساختار صنعت نفت بارها دچار تغییر شده است؛ از شکل گیری شرکت های مختلف تا ادغام ها، تفکیک ها و تغییرات سازمانی. بخشی از این تغییرات ناشی از سیاست گذاری های کلان است و بخشی هم ناشی از نیازهای واقعی سازمان.
تحلیل مشاغل، بازنگری فرایندها، ارزیابی بهره وری، تعریف نیازمندی های سازمانی، بررسی مرز فعالیت ها و حتی بازتعریف عناوین شغلی بخشی از این مسئولیت است. برای مثال، زمانی بسیاری از فعالیت های نقشه کشی به صورت دستی انجام می شد، اما امروز فناوری، نرم افزارها و سیستم های GIS شکل کار را تغییر داده اند. وقتی فناوری تغییر می کند، ساختار هم باید تغییر کند.
موضوع برون سپاری و کوچک سازی چه تأثیری بر ساختارها گذاشته است؟
یکی از روندهایی که طی سال های گذشته شکل گرفت، حرکت به سمت چابک سازی و کوچک سازی سازمان ها و بازتعریف تصدی گری دولت بود. در گذشته بسیاری از فعالیت هایی که امروز برون سپاری شده اند، به طور مستقیم به وسیله سازمان انجام می شد. از فعالیت های پشتیبانی گرفته تا برخی خدمات تخصصی. ما امکان برون سپاری فعالیت را در بستر مقررات بررسی می کنیم که چه نیازهایی وجود دارد؟ چه ساختاری مناسب تر است؟ و آیا باید از ظرفیت ساختار رسمی استفاده شود یا مدل های دیگر پاسخگوتر هستند.
جایگاه ساختار در مناطق نفت خیز جنوب چیست؟
ساختار، بخشی راهبردی و مشاوره ای است. شاید خروجی های آن همیشه مستقیم دیده نشود، اما تقریبا تمام سطوح و تمام بخش های سازمان به نوعی با آن در ارتباط هستند. گاهی اثرات آن زمانی دیده می شود که نیاز به اصلاح فرایندها وجود داشته باشد یا مرز مسئولیت ها دچار ابهام باشد و تغییراتی رخ دهد که سازمان نتواند پاسخگوی تغییرات جدید باشد.
همیشه یک جمله از یکی از همکاران در ذهنم مانده است «اینکه وقتی عنوان شغلی تعریف می کنید فقط به چارت نگاه نکنید، به انسانی فکر کنید که قرار است سال ها با آن عنوان زندگی کند.» شاید یک عنوان شغلی فقط چند کلمه باشد، اما می تواند بر هویت حرفه ای، انگیزه و حتی اعتمادبه نفس افراد اثر بگذارد.
جنگ، تحریم و محدودیت های ساختاری چقدر بر حوزه شما اثر گذاشته اند؟
تحریم ها، محدودیت های اقتصادی و سیاست های کلان بر حوزه ما نیز اثر گذاشته اند. یکی از چالش های جدی، محدودیت در ایجاد یا توسعه سمت های سازمانی بوده؛ در حالی که واقعیت میدانی تغییر کرده است.
در بسیاری از بخش ها، تجهیزات وارد نیمه دوم عمر خود شده اند و پیچیدگی فعالیت ها بیشتر شده است. برای مثال، ممکن است در شرایط استاندارد یک مهندس بهره برداری بتواند تعداد مشخصی چاه را مدیریت کند، اما وقتی شرایط پیچیده تر می شود و شرایط از حالت استاندارد خارج می شود، لازم است تعداد فعالیت بیشتری از ظرفیت استاندارد را به وی ارجاع دهیم و در این شرایط نیاز به تعداد نیروی انسانی بیشتری داریم.
در چنین شرایطی اگر ساختار نتواند متناسب با نیازها توسعه پیدا کند، فشار بیشتری به سازمان وارد می شود. معتقدم حتی اگر ساختار سازمانی تصمیم گیر نهایی نباشد، وظیفه کارشناسی به عهده دارد و آن این است که واقعیت ها را منعکس کند.
به عنوان یک خانم، تجربه حضور در صنعت نفت چگونه بوده است؟
بانوانی که رشته های فنی و مهندسی را انتخاب می کنند، معمولا از ابتدا می دانند وارد فضای صنعتی خواهند شد و خود را برای آن آماده می کنند، اما واقعیت این است که چالش ها معمولا در سطوح مدیریتی بیشتر دیده می شوند. وقتی سال ها تجربه کسب می کنید، آموزش می بینید، سختی ها را پشت سر می گذارید، توانمندی خود را اثبات می کنید، اما در نقطه ای احساس می کنید مسیر رشد متوقف شده، طبیعتا این موضوع دردناک و خسارت بار است.
به اعتقاد من این مسئله فقط به افراد آسیب نمی زند؛ بلکه به سازمان هم آسیب می زند. وقتی شایسته سالاری تضعیف شود، بهره وری کاهش پیدا می کند و بخشی از ظرفیت انسانی سازمان بلااستفاده می ماند.
نظر شما درباره نقش آموزش در توانمندسازی چیست؟
حوزه ساختار، حوزه ای کاملا تخصصی است و سرمایه اصلی آن کارشناسان آن هستند؛ به همین دلیل آموزش، به روزرسانی دانش و توسعه مهارت های تخصصی اهمیت بالایی دارد. واقعیت این است که مسئله آموزش آن طور که باید جدی گرفته نشده و این مهم می تواند بر کیفیت کار اثر بگذارد.
حوزه شما چقدر به سمت دیجیتال سازی حرکت کرده است؟
حرکت به سمت نرم افزارها و هوشمندسازی اجتناب ناپذیر است، حتی تلاش هایی برای توسعه نرم افزارهای تخصصی نیز انجام شده، اما طبیعتا تغییر همیشه با مقاومت هایی همراه است. با این حال، آینده این حوزه بدون ابزارهای دیجیتال قابل تصور نیست.
خارج از محیط کار اوقات را چگونه می گذرانید؟
مطالعه، یادگیری و همراهی با خانواده بخش مهمی از اوقات من را تشکیل می دهد. به حوزه رسانه و مطبوعات نیز علاقه مند هستم، در سال های اخیر مقاله ها و یادداشـــــــت هایی در حوزه سیاست خارجی، انرژی، بانوان، رسانه و روزنامه نگاری نوشته ام و به عنـــــــوان مسئـــــــول ارزیـــــــابی و نظـــــــارت بر عملـــــــکـــــــرد خـــــــانـــــــه مطبوعـــــــات خوزستان نیز فعالیت دارم.
درحـــــــال حاضـــــــر نیز باتوجه به محدودیت منابع موجود در مورد سازماندهی و طراحی ساختار، یک کتاب نیز در دست تهیه است که به زودی جزئیات بیشتری از آن را در اختیار علاقه مندان خواهم گذاشت.
مطلبی هست که به عنوان حرف پایانی بخواهید بگویید؟
همواره به همکارانم توصیه می کنم جست و جوگری، پرسشگری، یادگیری مستمر و هدف گذاری واقعی را کنار نگذارند. کشور ما ظرفیت های فراوانی دارد و نیروهای توانمندی در آن حضور دارند. اگر خودمان را باور کنیم و از ظرفیت های انسانی به درستی استفاده کنیم، می توانیم گام های موثرتری برای اعتلای کشورمان برداریم. آینده متعلق به کسانی است که از روزمرگی عبور می کنند و برای ساختن انگیزه دارند.
زنانی که با پشتکار در پیچیده ترین میدان های نفتی ماندگار شدند
خودباوری در ژرفای مخــــــــــازن
مشعل | شاید در میان هیاهوی کوچه پس کوچه های مشهد، تصور مسیری که قرار بود به عمق پیچیده مخازن نفتی در جنوب ختم شود، چندان محتمل نبود، اما این راه با تکیه بر دانش و خودباوری پیموده شد. نعیمه علیمحمدی با درجه دکترای مهندسی مخازن نفت دانشگاه تهران امروز از چهره های متخصص حوزه مطالعات مخزن در شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب و سال هاست در یکی از فنی ترین و پیچیده ترین بخش های صنعت نفت، میان مدل های شبیه سازی، تصمیم های توسعه ای و چالش های میدان، مسیر حرفه ای خود را ساخته است. با این بانوی متخصص و تلاشگر گفت وگویی انجام داده ایم که در ادامه می خوانید.
خودتان را معرفی می فرمایید؟
متولد ۱۳۶۵ در مشهد مقدس هستم. تا ۱۸ سالگی در مشهد زندگی می کردم. دختر بزرگ خانواده هستم و یک خواهر کوچک تر دارم. دوران دبیرستان را در مدرسه نمونه دولتی "اندیشه" و در رشته
ریاضی-فیزیک گذراندم و همان سال اولی که کنکور سراسری دادم، با رتبه سوم در بین پذیرفته شدگان رشته مهندسی نفت وارد دانشگاه شدم.
چه عاملی سبب شد رشته مهندسی نفت را انتخاب کنید؟
اینکه چرا رشته مهندسی نفت را انتخاب کردم، داستان جالب توجهی دارد. در واقع به صورت اتفاقی با این رشته آشنا شدم. آن زمان به دلیل فاصله زیاد مشهد تا جنوب کشور، هم صنعت نفت و هم دانشگاه صنعت نفت چندان برای ما شناخته شده نبود.
پیش دانشگاهی که بودیم، یک مشاور تحصیلی به مدرسه ما آمد و رشته ها را معرفی کرد. بیشتر کسانی که رشته ریاضی می خواندند، با رشته های مهندسی برق، مکانیک، عمران و معماری آشنا می شدند، اما آن مشاور درباره ماهیت رشته مهندسی نفت و دروس آن توضیح داد. همان جا احساس کردم این رشته برای من جذاب است. از طرفی به زمین شناسی هم علاقه داشتم و با اینکه امکان قبولی در رشته هایی مانند مهندسی برق یا مکانیک دانشگاه تهران را هم داشتم، انتخاب اولم مهندسی اکتشاف نفت شد.
خانواده چه نظری درباره این انتخاب داشت؟
می دانستم باید مسیر دوری را انتخاب کنم و به جنوب کشور بروم. همان زمان به پدر و مادرم گفتم ممکن است تا سی سال دیگر هم به شهر برنگردم. اما آنها با همراهی کامل گفتند هر مسیری که به آن علاقه داری را دنبال کن. با اینکه تجربه دوری از خانواده را نداشتم، به آبادان آمدم و در دانشکده صنعت نفت آبادان مشغول به تحصیل شدم.
چگونه وارد صنعت نفت شدید؟
در سال دوم کارشناسی ارشد، برای مصاحبه به اهواز آمدم. دانشگاه صنعت نفت فارغ التحصیلان ممتاز را بدون آزمون و فقط از طریق مصاحبه فنی جذب می کرد. فرایند استخدام چند ماه طول کشید ودرنهایت فروردین ۱۳۸۹ استخدام شدم. از بدو ورود به سازمان، در اداره ارزیابی مخازن و به طور مشخص در اداره مطالعات مهندسی مخازن جذب شدم. از آنجا که گرایش من مهندسی اکتشاف نفت بود، در ابتدا با چالش هایی روبه رو شدم؛ زیرا نگاه به گرایش های مختلف متفاوت بود و نسبت به جذب فارغ التحصیلان مهندسی اکتشاف نفت در اداره ارزیابی مخازن سخت گیری بیشتری وجود داشت، اما تلاش کردم توانمندی خود را نشان بدهم. همزمان با کار اصلی، با چند گروه مطالعاتی در حوزه مطالعات مخازن نفتی و گازی همکاری کردم و این فرصت فراهم شد که به صورت رسمی وارد گروه مطالعات مخازن میادین گروه اهواز شوم.
مسیر دکترای شما چگونه شکل گرفت؟
در سال ۱۳۹۵ در مقطع دکتر ی مهندسی مخازن نفت دانشگاه تهران پذیرفته شدم و در انستیتو نفت دانشگاه تهران دوره دکترای خود را گذراندم. از همان ابتدا تلاش کردم پروژه دکترای را صرفا یک کار دانشگاهی یا صرفا تولید چند مقاله نبینم، بلکه آن را بر اساس مسائل واقعی صنعت تعریف کنم. برایم مهم بود موضوعی انتخاب شود که مستقیم به چالش های صنعت نفت و مخزن مرتبط باشد، نه صرفا یک کار تئوریک یا پایان نامه ای برای ارائه؛ به همین دلیل، پروژه دکترایم را بر پایه یکی از چالش های مهم مخازن عظیم نفتی جنوب کشور تعریف کردم؛ تزریق امتزاجی گاز در مخازن شکافدار تحت ریزش ثقلی.
نگاه و توجه شما به مخازن نفت چگونه شکل گرفت؟
من به خاطر تجربه متفاوتی که در این اداره داشته ام، شاید کمتر در اختیار دیگران قرار گرفته باشد، این فرصت را داشته ام با چند گروه مطالعاتی در تعامل باشم و روی میادین نفتی متفاوتی کار کنم و همین موضوع سبب شد نگاه من به مخازن، نگاه مقایسه ای و چندبعدی باشد.
در میان این همه مخزن، کدام یک برای شما جذاب تر است؟
واقعیت این است که نمی توان یک مخزن را به عنوان بهترین یا جذاب ترین انتخاب کرد؛ هر مخزن ویژگی ها و پیچیدگی های خاص خود را دارد و همین تنوع است که کار را جذاب می کند. در میان کارهایی که در حوزه مخازن انجام می شود، بیشترین علاقه من به بخش مطالعه مخزن و ارائه بهترین سناریوی تولید و توسعه آن براساس تجزیه و تحلیل داده ها و شبیه سازی مخزن است. این بخش برای من جذابیت زیادی دارد، چون ماهیت آن مبتنی بر یادگیری مستمر است و برخلاف برخی کارهای تکراری، همیشه با مسائل جدید و چالش های تازه رو به رو می شوید.
چه کسانی در مسیر شما اثرگذار بودند؟
در فضای کاری ما نیروهای بسیار متخصص و توانمندی حضور دارند و می توان گفت بدنه کارشناسی اداره ارزیابی مخازن از فنی ترین بخش های صنعت نفت است. طبیعی است که در چنین فضایی افراد از یکدیگر تأثیر بگیرند. دوستان بسیاری در شکل گیری نگاه حرفه ای من نقش داشتند و با نگاه علمی و تحلیلی دقیق خود تأثیر قابل توجهی بر مسیر فکری من باقی گذاشته اند در کنار همکاران داخلی، از اساتید دانشگاهی نیز تأثیر گرفته ام و ارتباط علمی با آنها در طول دوره دکترا، برای من بسیار آموزنده بوده است.
حضور شما به عنوان یک بانو در حوزه ای تخصصی و فنی مانند مهندسی مخزن، چه دستاوردها و تجاربی به همراه داشته است؟
در ابتدای مسیر کاری، ورود به یک فضای کاملا فنی و تخصصی که عمدتا بدنه کارشناسی آن را نیروهای باتجربه و غالبا مرد تشکیل می دادند، طبیعتا با چالش هایی همراه بود. بخشی از این چالش ها به شکل گیری ارتباطات کاری و نحوه ورود به گفت وگوهای تخصصی برمی گشت که به تدریج و با گذشت زمان، به یک روند طبیعی و حرفه ای تبدیل شد. در سال های نخست، حتی در مواردی مانند طرح پرسش های فنی یا ورود به بحث های تخصصی، نوعی احتیاط یا فاصله وجود داشت که به مرور با افزایش تجربه و شناخت متقابل، این فضا کاملا تغییر کرد و تعامل ها شکل عادی تری پیدا کرد. اما با گذشت زمان، برای من این موضوع پررنگ تر شد که در نهایت، جنسیت تعیین کننده جایگاه حرفه ای نیست؛ بلکه دانش، استمرار، دقت و توان تحلیل است که نقش اصلی را در تثبیت موقعیت فرد ایفا می کند. هرچه خروجی های فنی دقیق تر و قابل اتکاتر باشد، این مرزها به طور طبیعی کم رنگ تر می شوند.
مهم ترین چالش های کاری شما چیست؟
یکی از مهم ترین چالش هایی که در این سال ها با آن روبه رو بوده ام، موضوع آموزش و به روز ماندن در حوزه تخصصی است. کار در حوزه مطالعات مخزن به گونه ای است که دانش آن دائم در حال تغییر و توسعه است و اگر فرد به روز نباشد، فاصله قابل توجهی با استانداردهای علمی و فنی روز ایجاد می شود. نیاز به بهره گیری از آموزش های پیشرفته تر و به ویژه استفاده از اساتید بین المللی، یک ضرورت جدی است. در برخی حوزه های تخصصی مانند ازدیاد برداشت نفت از مخازن، انتقال تجربه و دانش روزآمد دنیا از طریق ارتباط مستقیم با اساتید خارجی می تواند نقش مهمی در ارتقای سطح تحلیل ها و تصمیم گیری ها داشته باشد، اما فراهم کردن این بستر همیشه ساده نبوده و با محدودیت ها و ملاحظات اجرایی همراه است. از سوی دیگر، محدودیت دسترسی به برخی آموزش های تخصصی و استمرار این نوع دوره ها نیز از چالش های مهم محسوب می شود. در کنار این موضوع، کمبود نیروی انسانی در تیم های مطالعاتی، یکی از چالش های جدی است؛ حجم کار و پیچیدگی پروژه ها بالاست و در بسیاری مواقع، تعداد افراد نسبت به حجم مسئولیت ها، محدود است؛ موضوعی که فشار کاری و نیاز به مدیریت دقیق تر زمان و اولویت ها را افزایش می دهد. در ادامه، ماهیت کار مطالعاتی خود به تنهایی چالش برانگیز است. این نوع کار نیازمند تمرکز عمیق و زمان های طولانی تحلیل است، اما در عمل، وجود جلسات متعدد، مکاتبات و فعالیت های روزمره کاری گاهی باعث می شود تمرکز پیوسته و کامل دشوار شود. یکی دیگر از چالش های قابل توجه، مربوط به فضای فیزیکی و محیط کاری است. در برخی موارد، گروه های مطالعاتی مختلف در یک فضای مشترک مستقر هستند و این موضوع، در کنار کمبود فضای اداری مناسب، می تواند تا حدی بر تمرکز و عمق کارهای تحلیلی اثر بگذارد، زیرا ماهیت این فعالیت ها نیازمند آرامش ذهنی و تمرکز مستمر است. در مجموع، چالش ها ترکیبی از مسائل آموزشی، به ویژه در حوزه ارتباط با دانش روزآمد دنیا، مسائل انسانی و کمبود نیرو، همچنین محدودیت های ساختاری و محیطی است، اما همین باعث شده است که این حوزه همواره پویا، زنده و نیازمند یادگیری و انطباق مداوم باقی بماند.
اگر به مسیر شغلی تان از ابتدا نگاه کنید، امروز خودتان را در همان نقطه ای می بینید که تصورش را داشتید؟
اگر بخواهم صادقانه بگویم، در ابتدای مسیر شاید تصور دقیقی از این حجم پیچیدگی و گستردگی در کار نداشتم، اما همیشه علاقه به حضور در فضای عملیاتی و کار واقعی صنعت نفت در من وجود داشت. امروز احساس می کنم در همان مسیری قرار گرفته ام که به آن علاقه داشتم؛ مسیری که ترکیبی از دانش، تحلیل، تجربه، مسئولیت و یادگیری مداوم مهارت های فنی و ارتباطی است. حتی موضوع انتقال یا تغییر محل کار نیز برای من موضوع جدی و پررنگی نبوده است. واقعیت این است که به این مجموعه و فضای کاری ام علاقه دارم و احساس می کنم مسیر حرفه ای ام در همین جا معنا پیدا کرده است.
در فضای کاری شما، سبک زندگی فردی تا چه اندازه می تواند بر نوع مدیریت زمان و حجم مسئولیت ها اثر بگذارد؟
گاهی در مورد نقش افراد در محیط های کاری، برداشت هایی شکل می گیرد که لزوما دقیق نیست. ممکن است تصور شود برخی افراد به دلیل شرایط شخصی یا مثلا مجرد بودن، زمان آزاد بیشتری دارد و در نتیجه مسئولیت کمتری بر دوش اوست، اما در عمل، اینگونه نیست و واقعیت این است که هر فرد، مجموعه ای از مسئولیت های شخصی و حرفه اری را هم زمان مدیریت می کند که همیشه برای دیگران قابل مشاهده نیست. اگر بخواهم از تجربه شخصی خودم بگویم، کسی که مجرد است، بخش زیادی از مسئولیت های روزمره زندگی را به تنهایی به عهده دارد؛ از کارهای خانه و خرید گرفته تا امور مربوط به خودرو و سایر نیازهای زندگی. در حالی که در زندگی متأهلی، بخشی از این مسئولیت ها به صورت طبیعی بین اعضای خانواده تقسیم می شود؛ بنابراین، نمی توان صرفا براساس ظاهر شرایط افراد، درباره میزان توان یا درگیری آن ها در کار قضاوت کرد. در بسیاری از موارد، حجم کارهای شخصی و مسئولیت های فردی باعث می شود فشار زمانی و ذهنی قابل توجهی وجود داشته باشد.
خاطره یا تجربه ماندگاری هست که بخواهید درباره آن بگویید؟
یکی از خاطراتی که هنوز خیلی برایم شیرین است، مربوط به اولین ارائه ای می شود که بعد از ورود به مجموعه داشتم. اولین پروژه ای که روی آن کار کرده بودم، یک مطالعه مهندسی مخزن روی میدان سیاه مکان بود و قرار شد نتایج آن را در جلسه ارائه کنم. یادم هست وقتی وارد سالن جلسات مهندسی نفت شدم، تقریبا همه رؤسا و مدیران مهندسی نفت حضور داشتند و فضای سنگینی داشت، اما همان ارائه برایم تبدیل به تجربه ای ماندگار شد. بعد از پایان ارائه، چند نفر از همکاران بسیار باتجربه به من گفتند ارائه خوبی داشتی و این بازخورد برایم بسیار ارزشمند بود. یکی دیگر از لحظات مهم زندگی حرفه ای ام، زمانی بود که رئیس اداره تصمیم گرفت من را به عنوان سرپرست گروه مطالعاتی اهواز معرفی کند. آن روز واقعا خوشحال شدم، چون تا آن زمان در اداره ارزیابی مخازن، سابقه زیادی از حضور خانم ها در چنین جایگاهی وجود نداشت؛ هرچند در دیگرادارات همچون مهندسی بهره برداری نمونه هایی وجود داشت.
همه خاطرات شیرین نیستند، برخی آنقدر تلخ هستند که ذهن تا مدت های مدید درگیر آنهاست؟ خاطره تلخی دارید که بخواهید از آن حرف بزنید؟
بله، یکی از سخت ترین دوره های کاری من مربوط به سالی بود که هم زمان چند فشار بزرگ روی من وجود داشت. از یک سو یک مطالعه سنگین شبیه سازی مرتبط با پایلوت تزریق آب میدان اهواز را به عهده داشتم؛ پروژه ای که بخش زیادی از زمان و انرژی ذهنی ام را می گرفت. شرایط به شکلی بود که از صبح تا پایان ساعت کاری تقریبا تمام زمانم صرف کار فکری می شد و حتی وقتی به خانه برمی گشتم، همچنان ذهنم درگیر مدل ها، سناریوها و این بود که چه ایده ای را باید روی مدل پیاده کنم. همزمان روی رساله دکترایم هم کار می کردم و در کنار همه اینها، چالش های شخصی زندگی خودم را هم داشتم، اما با وجود تلاش ها، حجم کار و مسئولیت هایی که در آن دوره عهده داشتم، نتیجه ارزیابی عملکردم B ثبت شد؛ در حالی که حداقل در آن سال، حقم بالاتر بود.
به عنوان سخن پایانی، توصیه ای هست که بخواهید به اشتراک بگذارید؟
اگر بخواهم خیلی صادقانه و دوستانه چیزی بگویم، شاید مهم ترین حرفم این باشد که به خانم ها و توانمندی های ایشان بیشتر اعتماد کنیم. واقعا چیزی از دست نمی رود اگر به افراد فرصت بیشتری داده شود تا خودشان را نشان بدهند. گاهی فقط همین اعتماد کردن و ایجاد فرصت، می تواند مسیر حرفه ای یک نفر را تغییر دهد، زیرا بسیاری از توانمندی ها تا زمانی که فرصت بروز پیدا نکنند، دیده نمی شوند.
کادر درمان درمانگاه مرکزی نفت تهران به بیمار ۳۶ ساله جان تازه بخشید
بازدم امیـــــد
فاطمه دهقان نیری | گاه زندگی در ثانیه های آخر با دستان توانای دیگری چشمک می زند و سلام دوباره می دهد؛ لحظه ای که سکوت سنگین بیمارستان با صدای گام های شتاب زده تیم درمان شکسته می شود و مهارت های حرفه ای آنان در انجام ماساژهای قلبی، بازدم های پر امید را درست در ثانیه های آخر، به زندگی بازمی گرداند. کادر درمان درمانگاه مرکزی نفت تهران از جمله افرادی هستند که این لحظات شیرین را در این مرکز درمانی کوچک با احیای بیمار ۳۶ساله تجربه کرده و لبخند یک گام مانده تا پایان او را دیده اند؛ لبخندی که به گفته آتوسا فتاحی، پزشک عمومی درمانگاه مرکزی نفت تهران، دیدنش شاید در یک بیمارستان مجهز طبیعی باشد، اما در درمانگاه کوچکی که تجهیزات احیای قلبی ریوی (سی پی آر) مختصری دارد، کمی بعید به نظر می رسید که با همکاری و همت کارکنان شدنی شد.
خبرنگار ماهنامه "مشعل" در جمع کارکنان این درمانگاه حاضر شد تا ضمن رونمایی از تلاش های این مرکز درمانی صنعت نفت، از روز احیای بیمار از زبان کادر درمان بشنود.
درمانگاه مرکزی نفت تهران، یکی از مراکز بهداشت و درمان صنعت نفت است که همواره آماده خدمت رسانی به کارکنان وزارتخانه و مراکز صنعت نفت اطراف آن است. فاطمه هادیان، سرپرستار درمانگاه مرکزی نفت تهران درباره جمعیت تحت پوشش این درمانگاه می گوید: در حال حاضر، به تمام ساختمان های صنعت نفت اطراف وزارتخانه که حدود ۷ هزار نفر جمعیت تحت پوشش را شامل می شود، خدمات درمانی ارائه می دهیم. خدمات هم به گونه ای است که بارها پیش آمده بیمار با کاهش بحران به بیمارستان فوق تخصصی نفت تهران اعزام شده و از مرگ حتمی نجات یافته است، ضمن اینکه در صورت نیاز به فوریت های پزشکی در داخل وزارتخانه یا ساختمان های اطراف، پزشک و پرستار به محل اعزام شده و خدمات درمانی صورت گرفته است. به عنوان نمونه، یک بار در پشت بام وزارتخانه، افراد شاغل در بخش تأسیسات دچار حادثه شده بودند که بلافاصله به محل اعزام شدیم و با انجام درمان های موردنیاز، آنها را نجات دادیم. یک نمونه دیگر هم نجات جان یکی از همکاران ستاد بهداشت و درمان صنعت نفت بود که به همت کادر درمان پرتلاش این مرکز، در ثانیه های پایانی به زندگی بازگشت.
نبض دوباره در بخش احیا
هادیان درباره وقایع آن روز می گوید: این اتفاق نزدیک 3 عصر و پایان ساعت کاری روز دهم خردادماه، همان ساعتی که خستگی روز روی شانه های پرستاران سنگینی می کند و رفت وآمد بیماران کمتر می شود، رخ داد و خانمی 36 ساله رنگ پریده وارد درمانگاه مرکزی نفت تهران شد و روی صندلی نشست. بهار رحمانی، یکی از پرستاران با مشاهده این صحنه، به سمتش می رود و او را تا اتاق آتوسا فتاحی، پزشک شیفت همراهی می کند. معاینات اولیه انجام می شود و با گرفتن نوار قلب، تنش عصبی شدید تشخیص داده می شود و برای بیمار دارو و سرم تجویز می شود.
لقمان کرمی خواه، پرستار ارشد درمانگاه هنگام تزریق سرم، متوجه حال بد بیمار می شود و بلافاصله کد احیا اعلام و تمام کارکنان حاضر را برای کمک فرامی خواند.
کرمی خواه که شنونده حرفای ما است و پیش ازاین هم تجربه احیای بیمار را داشته، درباره آن روز این گونه توضیح می دهد: فقط 3 دقیقه تا زمان احیای بیمار فرصت داشتیم که ماساژ قلبی باقدرت و ریتم دقیق آغاز شد؛ صدای برخورد کف دست ها با استخوان جناغ، موسیقی نجات بخش لحظه بود. در میان این شلوغی، هیچ کس صدای دیگری را قطع نمی کرد. هر حرکت، دقیق و تمرین شده بود تا احیا دقیق انجام شود و بیمار به زندگی عادی برگردد. وی با لبخندی از روی شادی ادامه می دهد: وقتی بیمار به حال عادی برگشت بلافاصله با آمبولانس و به رانندگی علیرضا مؤمن زاده ظرف 3 دقیقه به بیمارستان فوق تخصصی نفت تهران رسیدیم و تحویل اورژانس دادیم. این کار تیمی بود که کارکنان این درمانگاه کوچک باهمت و تلاش و پشتکار رقم زدند. به اینجای صحبت که می رسیم، هادیان سرپرستار درمانگاه می گوید: این کار بزرگ را مدیون زحمات همه کارکنان درمانگاه هستیم که یک لحظه به این فکر کردند که نجات جان یک انسان به انتخاب آنان بستگی دارد و آنگاه که نفسی را حیات می بخشند؛ مانند این است که همه مردم را حیات بخشیده اند و بالی برای پرواز در آسمان خدا به دست آورده اند. افرادی همچون آتوسا فتاحی، پزشک، لقمان کرمی خواه، پرستار ارشد، بهار رحمانی، کارشناس پرستاری، علیرضا مؤمن زاده، راننده آمبولانس، علی بهارلو، مسئول داروخانه، الهام فرمانروا، رئیس آزمایشگاه، حسین محمدی، پذیرش درمانگاه و همه کسانی که به روشن ماندن چراغ حیات بیمار کمک کردند.
ویزیت ۲۰۰ نفر در روز
هادیان در ادامه این گفت وگو، درباره امکانات این درمانگاه کوچک اما نامدار این گونه توضیح می دهد: سه پزشک عمومی به صورت روزانه در این درمانگاه حضور دارند و روزهای یکشنبه و دوشنبه متخصصان تغذیه، اپتومتری و زنان، افزون بر ویزیت مراجعه کنندگان، معاینات دوره ای و اورژانسی را انجام می دهند. آزمایشگاه هم به صورت کامل از ۷ صبح تا 3 عصر فعال است که به طور متوسط روزانه ۲۰ نمونه گیری در آن انجام می شود. سرپرستار درمانگاه مرکزی نفت تهران با اشاره به اینکه به طورکلی، روزانه بیش از ۲۰۰ نفر و در ماه حدود ۳ هزار نفر از جمعیت تحت پوشش به درمانگاه مرکزی نفت تهران مراجعه می کنند، تأکید می کند: این درمانگاه شاید وسعت آن چنانی نداشته باشد، اما کارکنان آن از مسئولان آزمایشگاه گرفته تا کارکنان داروخانه، پرستاران، پزشکان و حتی رانندگان آمبولانس، در خدمات رسانی قلبی به وسعت اقیانوس دارند که باعث شده دست در دست یکدیگر، بهترین خدمات را به بیماران ارائه دهند. اما متأسفانه کمتر دیده یا شنیده شده اند؛ افرادی که به دلیل کمبود نیروی انسانی، تا دیروقت مشغول ارائه خدمت هستند، اما از پاداش یا پرداخت اضافه کاری جهت تشویق برای ادامه کار مغفول مانده اند.
ارائه خدمات دارویی
داروخانه درمانگاه مرکزی نفت تهران به ریاست علی بهارلو هم از بخش های فعال و پرمراجعه کننده در این مرکز درمانی است که به گفته بهارلو، داروخانه کوچک است، اما ازآنجاکه این مرکز یک مرکز راهبردی است، تلاش شده در تأمین دارو، خللی وارد نشود و مراجعه کنندگان با خیال راحت به ادامه درمان بپردازند. بهارلو ادامه می دهد: با آنکه ارائه دارو بخشی از چرخه درمان بیمار محسوب می شود و اگر به خوبی و به موقع انجام نشود، درمان ناقص می ماند، اما متأسفانه این خدمات داروخانه آن طور که باید، دیده نمی شود. هر چند این موارد باعث نمی شود که در ارائه خدمات کوتاهی شود و همواره تلاش کرده ایم بیمار راضی و خشنود به سلامت خود فکر کند.
فرش قرمز آزمایشگاه
آزمایشگاه نقلی اما مجهز و تمیز درمانگاه مرکزی نفت تهران هم در گوشه سالن خودنمایی می کند که به گفته الهام فرمانروا، مسئول آزمایشگاه، تجهیزات آن کامل و به روز است و تمام نمونه گیری های روتین و ضروری از جمله میکروب شناسی، سرولوژی، بیوشیمی و غیره در آن انجام می شود و به نوعی جعبه سیاه بیماران به شمار می رود. تست های هورمونی و الایزا هم جهت انجام به بیمارستان اعزام می شود. وی که قدمتی دیرینه در این آزمایشگاه دارد و از سال ۱۳۸۹ مشغول خدمت رسانی است، در مورد میزان مراجعه های روزانه به آزمایشگاه می گوید: درصورتی که طب صنعتی داشته باشیم حدود ۳۵ نفر روزانه مراجعه می کنند، اما در حالت های عادی، در روز نمونه گیری ۲۰ مراجعه کننده انجام می شود. سعی داریم بیمار معطل نشود و در کمتر از ۱۰ دقیقه با انجام کار از اینجا خارج شود.فرمانروا هم کمبود نیروی انسانی را یکی از سختی های کار خود می داند و ادامه می دهد: به دلیل نبود نیروی انسانی مجبور هستیم در تمام روزها در محل کار حاضر باشیم و از مرخصی استفاده نکنیم که این موضوع به خستگی کار و یکنواختی منجر می شود که امیدواریم مسئولان در این زمینه هم با ما همراهی کنند و کیفیت کار را موردتوجه قرار دهند نه اینکه در مورد پرداخت اضافه کاری، فقط به میزان ساعت حضور اکتفا کنند.
شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب با تکمیل 1427 پروژه عام المنفعه بیشتر از چارچوب وظایف سازمانی عمل کرده است
فـــــــــــــــراتر از تعهد
مشعل | در گستره ای که صدای استخراج و تپش نفت از سال ها پیش شنیده می شود، شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب در کنار برنامه های راهبردی تولید نفت و گاز، اجرای فعالیت های عمرانی در جوامع پیرامونی تاسیسات را در اولویت قرار داده تا نشان دهد مسئولیت اجتماعی، تعهدی فراتر از وظایف سازمانی محسوب می شود؛ تعهدی که ریشه در احترام به جامعه میزبان و قدردانی از همراهی آنان دارد. خبرنگار مشعل در گفت وگو با بهزاد شیخی، مشاور مدیرعامل در امور اجرایی، مسئولیت های اجتماعی و پیگیری های ویژه شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب، به بررسی تحولات، پيشرفت ها و آباداني هاي این شرکت در جنوب کشور پرداخته است که در ادامه می خوانید.
بهزاد شیخی با تاکید بر اینکه شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب، در مسیر ایفای تعهدات مسئولیت اجتماعی می کوشد افزون بر تولید انرژی، کیفیت زندگی جوامع پیرامون تاسیسات را نیز بهبود بخشد، گفت: باور داریم توسعه پایدار زمانی معنا پیدا می کند که منافع صنعت و رفاه جامعه در کنار یکدیگر رشد کنند، زیرا هم افزایی و همپوشانی صنعت با جوامع پیرامون، سبب تولید بی دغدغه و کم هزینه می شود.
3800 روستا زیر ذره بین
وی با یادآوری اینکه شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب، بزرگ ترین شرکت بهره برداری نفت و گاز در کشور است که نزدیک به 80 درصد نفت و 16 درصد گاز کشور را تولید و ورودی نفت پالایشگاه ها را تامین می کند، افزود: این شرکت با آگاهی از انتظارهای جوامع محلی و پیرامونی استان خوزستان در نزدیک به 3800 روستا، انجام فعالیت های اجتماعی با قوت و سرعت را پیشه خود کرده و کوشیده است در حوزه های آموزشی، ورزشی، بهداشتی، آب رسانی، برق رسانی، راه و جاده، طرح هادی و خدماتی، یادگارهایی از خود باقی بگذارد تا دانش آموزی در حسرت لوازم تحریر، نیمکت تمیز یا یک کلاس گرم نباشد، سیلاب خانه ای را ویران نکند و مسیر راه های روستایی با آسفالت های تمیز، در دسترس تر و خدمات درمانی سهم همه باشد.
احداث 4 همراه سرای بیمارستانی
مشاور مدیرعامل در امور اجرایی شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب ادامه داد: در این مسیر که با جامعه گسترده ای از ذی نفعان روبه رو هستیم، نیازسنجی صورت می گیرد و بر اساس نیازها و نه سفارش ها، امور عام المنفعه عملیاتی می شود. برای مثال از ابتدای دولت چهاردهم یکی از نیازسنجی هایی که صورت گرفت، احداث همراه سراهای بیمارستان ها بود تا مردمی که از راه های دور برای بستری کردن بیماران خود مراجعه می کنند، سرپناهی برای ماندن داشته باشندکه به این منظور، چهار همراه سرا برای بیمارستان های اهواز، مسجد سلیمان و گچساران ساخته و تجهیز شد.
درخشش 1427 پروژه تکمیلی
شیخی با تاکید بر اینکه شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب و شرکت های تابعه شامل شرکت های بهره برداری نفت و گاز کارون، مارون، آغاجاری، مسجد سلیمان و گچساران، از سال 1400 تا کنون، 2 هزار و 231 پروژه عام المنفعه را با اعتبار افزون بر 26هزارمیلیارد ریال برابر 2 هزار و 600 میلیارد تومان (همت) در استان خوزستان تعریف کرده اند، گفت: این پروژه ها در حوزه آموزش 603 مورد، در حوزه ورزش 523 مورد، در حوزه بهداشت 145 مورد، در حوزه راه و جاده 206 مورد، در حوزه آب رسانی 110 مورد، در حوزه برق رسانی 4 مورد، در حوزه طرح هادی 484 مورد و در حوزه خدمات 156مورد تعریف شده است.
وی افزود: در بازه زمانی 4 سال، یکهزار و 427 پروژه عام المنفعه در شهرستان های آبادان، اندیمشک، اهواز، بندرماهشهر، بهبهان، خرمشهر، دزفول، هویزه، رامهرمز، شادگان، شوش، شوشتر، مسجد سلیمان و روستاهای اطراف این شهرستان ها، تکمیل شده و به بهره برداری رسیده است که در میان این کارهای عام المنفعه، پروژه های طرح هادی با تکمیل 467 پروژه، آموزش با 408پروژه و ورزش با 219 پروژه به ترتیب در اولویت های اول تا سوم قرار دارند.
از لایروبی تا بیابان زدایی
شیخی درباره فعالیت های شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب در حوزه درختکاری و بیابان زدایی گفت: عقد تفاهمنامه خرید 4 میلیون نهال با اداره منابع طبیعی خوزستان، ایجاد یک میلیون متر مربع فضای سبز و توزیع و کاشت 20 هزار نهال درخت مثمر در مناطق شرکتی اهواز، کاشت یک میلیون اصله درخت در اطراف 115 واحد صنعتی شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب، مشارکت در ایجاد پارک 59 هکتاری شهدای نفت و بیابان زدایی 400هکتاری با هدف کاهش ریزگردها و حفاظت از محیط زیست، از جمله فعالیت های عام المنفعه ای است که در جهت حفظ محیط زیست و بومی جوامع پیرامونی تاسیسات به سرانجام رسیده است.
به گفته شیخی، تامین تانکر آب رسانی، لایروبی نهر منصوره، مرمت جاده های روستایی در غیزانیه و قلعه چنعان، نصب و تجهیزات روشنایی جاده اهواز- حمیدیه، شمع کوبی پل جاده ورودی دغاغله، توزیع بسته های معیشتی و نوشت افزار، بازسازی 12 خانه بهداشت در شهرستان کارون، احداث دیوار و پارکینگ بیمارستان طالقانی اهواز، واگذاری 3 دستگاه مولد برق، بازسازی و بهسازی جاده های امام زاده صالح ایذه و روستاهای هفت شهیدان، احداث پایگاه فوریت های پزشکی جاده ای هفتگل، احداث همراه سرای بیمارستان طالقانی اهواز و 22 بهمن مسجد سلیمان، بهسازی بخش های بیمارستان ابوعلی سینا و امام خمینی (ره) رامهرمز، در اختیار قراردادن خط لوله آب رسانی از پل زهره تا روستای باباکلان جهت آب رسانی و احداث دو اسکله فلزی مجاور پل خلف آباد جهت جایگاه پمپاژ آب رسانی به فضای سبز، از دیگر پروژه های عام المنفعه تکمیل شده و به بهره برداری رسیده است.
تلاش برای کاهش آلاینده ها
شیخی به فعالیت های شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب در خصوص جمع آوری گازهای همراه پرداخت و یادآور شد: با هدف صیانت از منابع ملی، کاهش آلاینده های زیست محیطی و بهره برداری بهینه از ظرفیت های موجود، بیش از 40 قرارداد در حوزه جمع آوری و فروش گازهای همراه با مشارکت سرمایه گذاران داخلی منعقد شده است. اجرای این قراردادها افزون بر جلوگیری از سوزاندن گازهای همراه و کاهش آثار مخرب زیست محیطی، زمینه افزایش بهره وری و منابع انرژی و ایجاد ارزش افزوده اقتصادی را فراهم آورده و نقش موثری در ارزآوری ایفا کرده است.
وی افزود: این پروژه ها با تکیه بر توان فنی و اجرایی داخل کشور، به ایجاد بیش از 1700 فرصت شغلی مستقیم و غیرمستقیم انجامیده و سهم قابل توجهی در توسعه اشتغال پایدار، رونق فعالیت های صنعتی وابسته و تقویت اقتصاد محلی داشته اند.
صنعت نفت، امین مردم
مشاور مدیرعامل در امور اجرایی شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب با اشاره به اینکه در کنار مشارکت های عمرانی، کمک های حمایتی و معنوی را هم پیشه قرارداده ایم، تصریح کرد: به عنوان مثال در کنار مشارکت در بازسازی و بهسازی اماکن ورزشی، هر جا مربی ورزشی نیاز بود، تامین کردیم. نمونه اخیر آن در رامشیر استخری ساخته شده بود که مربی و غریق نجات برای بانوان نداشت که طبق نیاز منطقه، مربی و غریق نجات اعزام کردیم. در موردی دیگر، سالن ورزشی شرکت و لباس و توپ و تور در اختیار تیم های ورزشی غیرشرکتی قرار دادیم. به گفته شیخی، خانواده ها وقتی متوجه می شوند که فرزند دلبندشان در سالن های شرکت نفت تمرین و با سرویس نفت رفت آمد می کند یا مسابقه می دهد، احساس امنیت بیشتری دارند که نشان از امین بودن صنعت نفت در میان مردم منطقه دارد.
وی با تاکید بر اینکه عملکرد مسئولیت اجتماعی شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب در مقایسه با سال های پیش، رشد صعودی داشته است، گفت: به عنوان مثال 2.6 درصد پروژه های مسئولیت اجتماعی در سال 1395 به حوزه بهداشت و علوم پزشکی اختصاص داشت که در حال حاضر این رقم به 34.2درصد رسیده است. همچنین کمتر از یک درصد پروژه های مسئولیت اجتماعی به بنیادمسکن اختصاص یافته بود که در حال حاضر، رقمی 32.8 درصدی را به خود دیده است. در مورد سایر حوزه ها هم می توان گفت در 8 سال اخیر، میزان توجه به راه سازی از 0.6 درصد به 42.6 درصد، آبفا از 0.2 درصد به 37.4 درصد، ورزش و جوانان از 0.3 درصد به 34.2درصد و نوسازی مدارس از 2.5 درصد به 49.2 درصد افزایش یافته است.
نفت ایران از روزهای سخت تردید به برگ برنده خاورمیانه رسید
بـــــــــــــــازی ذهن در اعماق زمین
مشعل | از امضای قرارداد دارسی در سال ۱۹۰۱ میلادی تا کشف نفت در مسجدسلیمان در ۲۶ مه ۱۹۰۸ (۵ خرداد ۱۲۸۷)، حدود 7سال گذشت. در طول این سال ها، تحولات مهمی در حوزه نفت ایران رخ داد که درک روند تاریخی آنها می تواند به آشنایی مخاطبان با دوران نخستین نفت ایران کمک شایانی کند. از تلاش های خستگی ناپذیر «رینولدز» در چاه سرخ (چیاسرخ) گرفته تا ناامیدی های دارسی و سرانجام حرکت به سوی خوزستان و کشف نفت در مسجدسلیمان؛ روزهایی سخت و پر از استرس پشت سر گذاشته شد. آن دوران با ناکامی های فراوان همراه بود و دارسی بارها از ادامه عملیات در ایران ناامید شده بود، اما اراده رینولدز، تمام معادلات چندساله را دگرگون و نفت ایران را به عنوان برگ برنده در خاورمیانه معرفی کرد. ماهنامه «مشعل» قصد دارد در هر شماره با بازخوانی روایت های تاریخی، حکایت های خواندنی نفت را پیش روی مخاطبان قرار دهد تا بتوانیم روند تاریخی این «قطره سیاه» را که از اعماق زمین به بیرون کشیده شد، گام به گام دنبال کنیم. در این نوشتار، 7 سال منتهی به کشف نفت را بررسی می کنیم.
همه ما روایت نفت را از چاه شماره یک مسجدسلیمان به یاد می آوریم؛ جایی که پس از روزها کوشش، مهندسی به نام رینولدز توانست خواسته یک تیم عملیاتی را محقق کند و ایران را در زمره کشورهای نفتی قرار دهد، اما به راستی، نقطه آغاز رسیدن به چاه شماره یک از کجا بود؟ برای پاسخ به این پرسش، باید 7 سال به عقب، یعنی به پیش از سال ۱۹۰۸ بازگردیم؛ روزی که جمعی از بزرگان کشور، همراه با تیم دارسی، بر برگه قرارداد امضا نهادند؛ قراردادی که می توان آن را نقطه عزیمت و آغاز یک رؤیا دانست. از لحظه ای که جوهر بر کاغذ سفید خشک شد تا فوران چاه شماره یک، حکایتی پر فراز و نشیب 7 ساله شکل گرفت.
چیاسرخ آغاز یک رویا
دارسی، چند ماه پس از امضای قرارداد با مظفرالدین شاه قاجار، نخستین تلاش ها را برای کشف نفت در ایران آغاز کرد. از همین رو، در گام نخست به سراغ منطقه چاه سرخ،یاچیاسرخ در شمال قصرشیرین رفت؛ جایی که تا آن زمان بخشی از خاک ایران به شمار می آمد، اما در قرارداد 1911 استانبول و تجدیدنظر خط مرزی ایران و عثمانی، این منطقه از ایران جدا شد و امروزه در خاک عراق قرار دارد. پیش تر، زمین شناسان نشانه هایی از وجود منابع نفتی در این منطقه تشخیص داده بودند؛ به همین دلیل، تیم دارسی چند حفار لهستانی را استخدام و آنان را به همراه مقداری لوازم و اثاثیه به منطقه چیاسرخ اعزام کرد. از سوی دیگر، مهندسی کارآزموده و مجرب به نام «رینولدز» که در وزارت فوائد عامه هندوستان سوابق متعددی داشت، به کار دعوت شد تا همراه با نخستین مأموریت رسمی تیم دارسی در ایران، فعالیت خود را آغاز کند. یکی از مشکلات اساسی تیم دارسی در آغاز کار، نبود امنیت در این ناحیه مرزی و سهم خواهی ایلات و طوایف دو سوی مرز بود که پیشرفت عملیات را کند می کرد. با این حال، حضور شخصیتی سختکوش و بااراده همچون رینولدز، توانست روند کار را شتاب دهد.
براساس روایات موجود در منابع تاریخ نفت، تابستان ۱۹۰۳ اولین نشانه های نفت در چیاسرخ هویدا شد. در این زمان مقداری نفت در عمق ۵۰۷ متری پدیدار شد. چند ماه بعد، چاه دوم در عمق مشابهی به نفت رسید که محصول روزانه آن در مرحله اول حدود 30تن و بعد به حدود ۲۵ تن کاهش یافت. با وجود کشف اولیه مقداری نفت در چیاسرخ، مسئله مهم حمل ونقل آن تا خلیج فارس (فاصله حدود هزار کیلومتر) بود که مانع اصلی به شمار می رفت. تیم دارسی پس از مطالعه و مشورت به این نتیجه رسید که با وجود مسافت زیاد و مقدار کم محصول، ادامه عملیات به صرفه نیست؛ از همین رو، کار در این ناحیه مرزی متوقف شد و آنها به سمت جنوب غربی ایران رفتند.
تردید دارسی
با ناکامی اولیه در اکتشاف نفت در چیاسرخ، به مرور تردید دارسی نسبت به هزینه های هنگفت حفاری در ایران بالا گرفت. در سال ۱۹۰۳، دارسی طبق ماده ۱۶ قرارداد، با سرمایه ای بالغ بر ۶۰۰ هزار لیره، شرکتی تحت عنوان «شرکت بهره برداری اولیه» تأسیس و ۲۰ هزار لیره نیز به صورت نقد به دولت ایران پرداخت کرد. دارسی با وجود هزینه های هنگفت، دیگر حاضر نبود مبلغی هزینه کند؛ به همین دلیل، دست یاری به سوی دیگران دراز کرد تا شاید بتواند مخارج پروژه را تأمین کند. در این میان، عده ای از سرمایه گذاران آلمانی، فرانسوی و آمریکایی پیشنهاد همکاری و خرید امتیاز به دارسی دادند، اما هر یک از آنها بنا به دلایلی پذیرفته نشدند و خودِ دارسی نیز نسبت به همکاری با آنها روی خوش نشان نداد.
تصمیم مهم نیروی دریایی انگلیس
در این هنگام، اتفاق مهمی در انگلیس روی داد که بر تصمیم های آینده دارسی تأثیرگذار بود. ماجرا از این قرار بود که نیروی دریایی انگلیس به دنبال تبدیل سوخت کشتی های جنگی خود به نفت بود؛ از همین رو، دارسی را گزینه ای مناسب برای همکاری تشخیص دادند تا او را به ادامه حفاری در ایران تشویق کنند و از طرفی مانع شوند که امتیاز دارسی به دست بیگانگان بیفتد. پس کمیته ای به ریاست «مستر پرتی من» در این خصوص تشکیل شد. این کمیته در گام نخست با سرمایه دار کانادایی، «لرد استراتکونا» مذاکره و موافقت او را برای کمک و همکاری با دارسی جلب کرد. از سوی دیگر، رئیس کمیته با شرکت نفت برمه که یک شرکت تمام انگلیسی بود و به استخراج نفت برمه می پرداخت، وارد مذاکره شد و از آنها نیز تقاضای مساعدت کرد. در نتیجه، در سال ۱۹۰۵ شرکت جدیدی به نام «سندیکای امتیازات» در شهر گلاسکو تشکیل و مالک سهام شرکت بهره برداری اولیه و قرارداد شد و سرمایه مناسبی هم برای ادامه عملیات در ایران تهیه کرد. در نهایت، عمده سهام شرکت جدید متعلق به لرد استراتکونا، شرکت نفت برمه و دارسی شد.
ناکامی در ماماتین
نخستین اقدام شرکت «سندیکای امتیازات»، توقف عملیات در چیاسرخ و انتقال تمامی تجهیزات و اثاثیه به ماماتین، در نزدیکی رامهرمز بود. در این مرحله، رینولدز با به کارگیری چند حفار کانادایی، دو چاه آزمایشی حفر کرد، اما تلاش ها بی نتیجه ماند و به نفت نرسید. افزون بر این، دشواری های مسیر «شوسه» و چالش های محلی، هزینه های عملیات را به شکلی سرسام آوری افزایش می داد.
با دست نیافتن به نتیجه مطلوب در ماماتین، تصمیم بر آن شد تا حفاری در نقطه ای دیگر آغاز شود؛ منطقه ای که در آن دوران، «میدان نفتون» نامیده می شد. «دومرگان»، باستان شناس فرانسوی، در گزارش های خود از این منطقه که در میان تپه های خاکِ بختیاری واقع شده بود، یاد کرده و نوشته بود: «در مسیر میان مال امیر و شوشتر، مکانی به نام میدان نفتون وجود دارد که نشانه های ظاهری نفت در آن هویداست و ویرانه های آتشکده ای در آن دیده می شود که اهالی آن را "مسجدسلیمان" می نامند.» به این ترتیب، تیم دارسی به سوی میدان نفتون یا همان مسجدسلیمان روانه شدند تا سرنوشت نفت در آنجا به گونه ای رقم بخورد که تا امروز همچنان بخشی جدایی ناپذیر از روایت های تاریخ نفت باقی بماند. 7 سال تلاشی که منجر به کشف نفت در ایران شد، سناریویی جذاب از بیم و امید و از تردید تا اشتیاق بود. هر زمان که دارسی از کمبود بودجه به فغان می رسید، دولت انگلیس و سرمایه داران به او کمک می کردند تا کار اکتشاف را به سرانجام برساند. همچنین، فردی هوشمند و خبره به نام رینولدز توانست با تلاش خود، رویای دارسی را به حقیقت تبدیل کند و با وجود مشکلات مالی و حمایت ناکافی، این هدف را محقق سازد. به این ترتیب رویای هفت ساله سرانجام به حقیقت تبدیل و کشف نفت در ایران به طور رسمی اعلام شد.
زوج همکار شرکت ملی گاز ایران نردبان ترقی یکدیگر شدند
پیونــــد در حـــــــرم
فاطمه دهقان نیری | گاه جریان زندگی، انسان را به لحظاتی می برد که آثار و خاطراتش برای همیشه در دفتر عمر ثبت می شود؛ این لحظات برای حسن مصطفی زاده و منیژه افراشته فرد، زوج همکار شرکت ملی گاز ایران از یک سفر زیارتی آغاز و به طی کردن پله های ترقی در کنار یکدیگر ادامه دار شد. زوجی که حامی همسر شد تا ضمن کسب تحصیلات عالیه، با ارائه مقاله های علمی در حوزه اچ اس ای گامی در جهت حفاظت از جان انسان ها، صیانت از سلامت نیروی کار و توجه به پایداری محیط زیست بردارد و زوجه ای که با ایفای نقش همسری و مادری، خانه ای دلگرم و امن می سازد.
همین موضوع خبرنگار مشعل را بر آن داشت تا با این زوج موفق گفت وگو کند.
در میان کاروانی که راهی سوریه شده بود، دو نفر در ازدحام زائران، هرگز گمان نمی کردند که این سفر معنوی بستری شود برای دیدن جلوه های دیگری از زندگی و گفت وگوهای کوتاه در فضای معنوی زیارت، آرام آرام به شناختی عمیق تر انجامید. بازگشتشان به ایران، تنها پایان سفر نبود، بلکه آغاز فصلی تازه از زندگی بود و آن ها با گفتن «بله» تصمیم گرفتند دوشادوش یکدیگر مسیر زندگی و کار را بپیمایند؛ این ازدواج و همکاری، پیوندی دوگانه ساخت: در خانه شریک زندگی و در محیط کار شریک تلاش و تحقیق.
برای ثبت لحظات زندگی این زوج همکار در شرکت ملی گاز ایران راهی شرکت مهندسی توسعه گاز می شوم که چهره های گرم این زوج در فضای صمیمی محیط کار به استقبالم می آید.
طلبیده شدن در دقیقه 90
حسن مصطفی زاده، کارشناس مالی امور ورزش شرکت ملی گاز ایران درباره نحوه آشنایی با همسر خود می گوید: چیزی به تاریخ حرکت مادرم برای سفر زیارتی به عتبات عالیات (سوریه) نمانده بود که پادرد شدیدی گرفت و حس می کرد تنهایی از عهده این سفر برنمی آید. اصرار کرد که او را همراهی کنم، اما متأسفانه کاروان تکمیل بود و جایی برای من نبود. ناامید از همه جا با زنگ تلفن یکی از مسئولان کاروان به خود آمدم که خبر داد یک نفر انصراف داده و تو طلبیده شده ای. در پوست خود نمی گنجیدم و خوشحال مدارک موردنیاز را به آنها دادم و همراه مادر راهی سفر معنوی سوریه شدم.
نگاهی به خانم افراشته فرد می اندازد و ادامه می دهد: در میان مسافران کاروان، با خانواده گرم و صمیمی همسرم آشنا شدیم که این آشنایی و این طلبیدگی دقیقه نودی، سرنوشتی دیگر برای من رقم زد. در طول سفر، خانواده ها با هم گرم و صمیمانه صحبت می کردند و هر جا می رفتیم با هم بودیم گویا چندین سال است که همدیگر را می شناسیم. روزهای آخر بود که به گنبد سبز حضرت رقیه (س) نگاهی انداختم و هر آنچه را در دل می گذراندم، بر زبان آوردم و در آخر دعا کردم که هر آنچه صلاح است، اتفاق بیفتد. خوشبختانه در بازگشت به ایران، روابط ادامه دار شد و ۶ ماه بعد کنار یکدیگر زیر سفره قند، روبه روی شاخه های نبات و قرآن و در میان افرادی که هلهله می کشیدند، پیمان ازدواج بستیم.
افراشته فرد به میان صحبت همسرش می آید و می گوید: هر زمان به خاطرات آن سفر و آن روزها فکر می کنم، لبخند می زنم، زیرا دختری سرسخت برای ازدواج بودم و تأکید بر ادامه تحصیل و کارکردن داشتم، اما نمی دانم چه شد که در همان سفر معنوی، همه چیز تغییر کرد و سرنوشت ما را در کنار یکدیگر قرار داد تا امروز که زندگی شیرین ما به لطف پسرمان رنگی تر شده است. در کنار یکدیگر رشد کردیم؛ هم تا مدرک دکتری ادامه تحصیل دادم و هم مشغول به کار موردعلاقه ام هستم.
همسفر جاده های علمی
منیژه افراشته فرد که بیش از ۲۰ سال است در حوزه بهداشت، ایمنی و محیط زیست فعالیت می کند و در حال حاضر در شرکت مهندسی و توسعه گاز ایران به عنوان کارشناس اچ اس ای مشغول است، درباره حوزه فعالیت خود می گوید: طی این سال ها تلاش کرده ام نگاه علمی، اجرایی و انسانی را به صورت توأم در این مسیر دنبال کنم. تحصیلاتم را در رشته بهداشت حرفه ای آغاز کردم، در مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت سلامت، ایمنی و محیط زیست ادامه دادم و با کسب رتبه سوم رشته برنامه ریزی محیط زیست، در حال حاضر دانشجوی دکترای دانشگاه تهران هستم. در کنار فعالیت های اجرایی، حدود ۱۰ سال سابقه تدریس در دانشگاه علمی - کاربردی نیز دارم که این تجربه برای من بسیار ارزشمند است، زیرا فرصت انتقال دانش تخصصی، تعامل با دانشجویان و پرورش نگاه علمی در نسل جوان را فراهم کرد که البته تمام این موفقیت ها را حاصل سال ها تلاش، پشتکار و باور به یادگیری مستمر و همچنین حمایت های بی دریغ همسرم می دانم.
مصطفی زاده هم در تکمیل صحبت های همسر می گوید: بارها از دیگران زخم زبان شنیدم که این همه حمایت و فضا برای تحصیل کردن همسرت اشتباه است و فلان و بهمان. اما هیچ کدام باعث نشد تا از رشد و پیشرفت علمی او لذت نبرم، بلکه بیشتر زمینه را برای هر آنچه می خواهد، فراهم کردم. از اینکه شب ها تا نیمه شب مشغول نوشتن مقاله است یا خبر می دهدکه مقاله اش در فلان کنفرانس بین المللی پذیرفته شده، سر ذوق می آیم. حتی هنگامی که مصاحبه دکتری داشت، باوجوداینکه پسرمان خیلی کوچک بود، ایشان را تا یزد همراهی کردم که خوشبختانه دانشگاه تهران پذیرفته شد و همین جا ادامه داد.
هر دو به یاد خاطرات آن روزها می خندند و پسر کوچکشان که در حین مصاحبه وارد اتاق شده، از زیر عینک نگاهی می اندازد و ذوق می کند.
از مدیریت خانه تا تعالی اچ اس ای
از افراشته فرد در مورد اچ اس ای و کارکرد آن در صنعت نفت بخصوص شرکت ملی گاز ایران می پرسم که می گوید: به طورکلی، ورود و ماندگاری من در حوزه اچ اس ای بیش از آنکه یک انتخاب شغلی باشد، نوعی تعهد حرفه ای و انسانی برای حفاظت از جان انسان ها، صیانت از سلامت نیروی کار و توجه به پایداری محیط زیست بوده است، زیرا معتقدم همانطور که در مدیریت خانه و زندگی شخصی، حفاظت از جان اعضای خانواده اولویت است، در محیط کار بخصوص صنعت نفت این تعهد باید جدی گرفته شود.
وی ادامه می دهد: در طول این سال ها، فرصت داشته ام که در مجموعه هایی همچون شرکت مهندسی و توسعه گاز ایران، شرکت گاز استان البرز، فعالیت کنم. این تجارب، از شناسایی و ارزیابی خطرها و پایش آلاینده ها گرفته تا مدیریت ریسک، آموزش کارکنان و ارتقای فرهنگ اچ اس ای را در بر می گیرد. آنچه در این مسیر برای من بیش از هر چیز روشن شده، این است که کنترل مسائل مربوط به ایمنی، بهداشت و محیط زیست، زمانی به نتایج واقعی و ماندگار می رسد که از سطح یک دستورعمل اداری فراتر برود و به بخشی از فرهنگ سازمانی تبدیل شود و ارتقای آن با ابلاغ دستورعمل ها یا برگزاری دوره های آموزشی مقطعی محقق نمی شود، بلکه نیازمند آموزش مستمر، مشارکت فعال کارکنان، حمایت جدی مدیران ارشد، شفافیت در گزارش دهی و استفاده از تحلیل های علمی و داده محور است.
تألیف ۲۵ مقاله تخصصی
افراشته فرد به تلاش های خود در حوزه پیشرفت اچ اس ای اشاره و اظهار می کند: در حوزه پژوهش نیز همواره تلاش کرده ام میان دانش دانشگاهی و نیازهای واقعی صنعت پیوندی مؤثر برقرار کنم. فعالیت های علمی و تحقیقاتی من در موضوع هایی چون فرهنگ اچ اس ای، ارگونومی، پرزنتیسم، استرس شغلی، بهره وری نیروی کار، آلاینده های محیط کار، برنامه ریزی محیط زیست و توسعه پایدار متمرکز بوده است که تألیف بیش از ۲۵مقاله تخصصی در این حوزه و ارائه و انتشار آثار علمی در نشریات معتبر و کنفرانس های تخصصی خارجی و داخلی را به دنبال داشته است. همچنین دریافت تأییدیه بنیاد ملی نخبگان در سومین فراخوان طرح جذب استعدادهای برتر و نخبه، انگیزه ای مضاعف برای ادامه این مسیر علمی و حرفه ای برایم فراهم کرده است. باور دارم پژوهش زمانی ارزش واقعی پیدا می کند که بتواند از مرز نظریه عبور کند و در حل مسائل واقعی صنعت و بهبود کیفیت محیط کار نقش آفرین باشد.
وی ادامه می دهد: برای دستیابی به این موفقیت ها، لازم می دانم از همسرم صمیمانه قدردانی کنم؛ کسی که با صبوری، همراهی و درک عمیق خود، نقش ارزشمندی در ایجاد آرامش، انگیزه و تداوم من در این مسیر داشته است. بی تردید، بخشی مهم از آنچه امروز به عنوان دستاوردهای علمی و حرفه ای من شناخته می شود، ریشه در حمایت، آرامش و دلگرمی ای دارد که او به زندگی و مسیر شغلی ام بخشیده است.
مصطفی زاده هم در ادامه می گوید: موفقیت تو، موفقیت من و پسرمان است پس هر کاری بتوانم برای مهیاکردن مسیر پیشرفت وی برمی دارم. هر دو لبخندی می زنند و دستی بر سر پسرشان می کشند و برای او آرزوی مهیاشدن بهترین مسیر پیشرفت می کنند.
بازخوانی یکی از تاثیرگذارترین رمان های ادبیات داستانی در گفت وگو با مترجم
تلاقی آرمان ها در بطـــن نفــــــت
یونس صادقی | رمان «نفت» اثر آپتون سینکلر، روایتگر تقابل دیدگاه های یک پدر و پسر آمریکایی، در اوایل قرن بیستم همزمان با اکتشاف نفت در کالیفرنیاست؛ 2 شخصیتی که در مسیر انتخاب های اجتماعی و سیاسی از یکدیگر فاصله می گیرند. این اثر که یک قرن پیش با جنجال و توجه فراوان منتشر شد، اکنون با ترجمه مجید یزدانی، مترجم جوان و پرکار، از سوی نشر چشمه در دسترس مخاطبان قرار گرفته است. از این مترجم پیش از این رمان، «نصف النهار خون» اثر کارمک مک کارتی نیز منتشر شده است. ماهنامه «مشعل» در گفت وگوی اختصاصی با این مترجم، به واکاوی متن، چالش های ترجمه و بسترهای فکری و اجتماعی رمان نفت پرداخته است.
کمی درباره کتاب"نفت" اثر آپتون سینکلر و فضای داستانی آن توضیح دهید؟
کتاب "نفت" مهم ترین و یکی از تاثیرگذارترین رمان های آپتون سینکلر، نویسنده، ژورنالیست و فعال ادبی آمریکایی است که جایی در میان مهم ترین کتاب های ادبیات داستانی جهان برای خودش باز کرده است. این کتاب، داستان پدر و پسری است با اندیشه های متفاوت در اوایل قرن بیستم، همزمان با شکوفایی صنعت نفت در سال های نزدیک به آغاز جنگ جهانی اول؛ داستانی که پا به پای رشد جنبش سوسیالیستی در جامعه آمریکا پیش می رود و آمیخته با مسائل اجتماعی و عاطفی و درگیری های سیاسی و تضاد اندیشه هاست. رمانی که عشق، جنگ، سیاست، اقتصاد و جذابیت های دنیای سینما و تفریحات طبقه اغنیای جامعه در آن هویداست و به بهترین نحو خواننده را در مسیر داستان به پیش می راند.
دلیل انتخاب شما برای ترجمه این کتاب چه بود؟
پس از ترجمه رمان «نصف النهار خون» اثر کارمک مک کارتی که نشر چشمه آن را چاپ کرده و استقبال خوبی هم از آن شده، از طریق دوست ادیب و نویسنده ام، مهدی یزدانی خرم با این اثر آشنا شدم و به پیشنهاد او شروع به خواندن و ترجمه کتاب نفت کردم؛ کتابی که نزدیک به 100سال از انتشارش می گذشت و به زبان های مهم دنیا، به غیر از زبان فارسی برگردانده شده بود.
از روزهای ترجمه کتاب بگویید؟
ترجمه رمان "نفت" کار آسانی نبود. در سال های نگارش این کتاب، هنوز نویسندگان آمریکایی به ادبیات کلاسیک وفادار بودند و از نوشتار به شدت ادبی و مملو از لغات و اصطلاحات بریتانیایی بهره می بردند. با توجه به پویایی بسیار زیاد زبان انگلیسی، ترجمه رمانی که 100 سال از انتشار آن گذشته، برای مترجم عصر حاضر، چالش های خاص خود را دارد. از طرفی واژه ها و اصطلاحات تخصصی صنعت نفت، هم چالش برانگیز و هم دشوار بود که مواجهه با آنها سختی های کار را مضاعف می کرد؛ البته با مساعدت یکی از دوستان توانستم دو بار در مناطق نفتی حضور یابم و فرایندهای اکتشاف، حفاری و استخراج نفت را با راهنمایی یکی از دوستان بهتر درک کنم. همین مسئله کمک زیادی به پیشبرد کار ترجمه این داستان کرد.
با توجه به فضای توصیفی عمیق کتاب و توجه زیاد نویسنده به جزئیات، به نظر می رسد ترجمه آن بسیار دشوار بوده باشد. نظرتان در این باره چیست؟
فضای به شدت توصیفی کتاب، چالش های زیادی را ایجاد کرد؛ اما برای من که ترجمه قبلی ام (کتاب نصف النهار خون، اثر مک کارتی) سرشار از توصیف های به غایت ادبی و فلسفی بود، مواجهه با رمان نفت، به لحاظ توصیف های طبیعی و فرایندی، کمی آسان تر به نظر می آمد.
در بخش هایی از رمان، گزاره های اجتماعی نظیر دوران هارون الرشید عباسی در کتاب منعکس شده است. درباره این وجه اجتماعی کتاب چه نظری دارید؟
سینکلر در فصل آغازین کتاب و همزمان با توصیف اندیشه ها و رویاپردازی های بانی، پسرک نوجوانی که به کاراکتر اصلی داستان تبدیل می شود، از داستان های هزار و یک شب و رویاهای دوران شکوهمند هارون الرشید استعاره می آورد؛ اما فضای تاریخی و جامعه شناسی حاکم بر رمان، بیشتر به آمریکای ابتدای قرن بیستم و جنگ جهانی، انقلاب بلشویکی روسیه و همچنین هالیوود و صنعت در حال گسترش سینما و افسون پرده نقره ای در غرب اشاره دارد.
با توجه به فضای رمان درباره نفت، کدام بخش از این کتاب نظر شما را به خود جلب کرده است؟
نفت، اصلی ترین و موثرترین مقوله اقتصادی در کشور ماست. در طول داستان متوجه می شوید که صنعت نفت با چه سختی و مشقت هایی و خون دل خوردن هایی پا گرفته و به خاورمیانه آمده است؛ البته نباید منکر سودای ثروت اندوزی فعالان غربی این حوزه از ورود به مناطق نفتی کشورهای منطقه شد کما اینکه سینکلر هم در بخش هایی از کتاب به آن اشاره کرده؛ اما در کل، نفت ایران افزون بر موهبت طبیعی، تا حدودی هم مرهون سختکوشی و تلاش و ممارست کاشفان و حفاران اولیه طلای سیاه است. بخش کوتاه؛ اما قابل تأمل کتاب، آنجا بود که حفاران مستقل آمریکایی (پدر بانی و شریک طماع او) با دولتمردان نفتی بریتانیا در حال رقابت برای تصاحب امتیاز نفت ایران بودند.
انتشار کتاب چه بازخوردی داشت؟
انتشار رمان نفت در جامعه ادبی ایران، بازخوردهای مثبت و فراوانی داشت. کتاب با وجود حجم بالا و قیمت تقریبا زیاد، در اندک مدتی پس از انتشار، به چاپ سوم رسید و نقدهای بسیار مثبت و جالب توجهی از نویسندگان و مترجمان بنام دریافت کرد.
به عنوان مترجم این اثر، مهم ترین پیام کتاب را چه می دانید؟
درباره این کتاب و تمام آثار ادبیات داستانی، در پی پیام کتاب و آموختن نکته ای خاص نباشیم. داستان را باید خواند و لذت برد. آموخته ها، خود در حین لذت بردن از کتاب ها، در اذهان می نشینند؛ اما نفت به ما یاد می دهد که هر فکر و اندیشه ای، زمان خاص خود را دارد و شعارهای پرطمطراق کاسبان قدرت و ثروت، وقتی به صاحبان قدرت و ثروت تبدیل می شوند، خود به خود رنگ می بازد. نفت از آزادی خواهی، عاطفه، شکست های عشقی، همنوع دوستی و ... پیام ها دارد و پرده از رسوایی های زیادی در دستگاه قدرت برمی دارد و به طور شفاف و صریح به عوامل رسوایی نفتی بزرگ و مشهور مربوط به ماجرای تیپات دُم در دولت رئیس جمهور وارن.جی. هاردینگ (سیاست مدار آمریکایی و بیست ونهمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا از حزب جمهوری خواه و جانشین وودرو ویلسون بود.) می تازد.
نکته ای پایانی یا تکمیلی باقی مانده که بخواهید به آن بپردازید؟
موضوعی که باید به آن اشاره کنم، این است که به ادبیات داستانی در فضای ادبی جامعه بیشتر توجه داشته باشیم. رمان و ادبیات داستانی، فضایی است که به ما فرصت زندگی کردن به جای دیگران را عطا می کند. همچنین از شما و همکاران تان در ماهنامه "مشعل" به دلیل توجه به این اثر داستانی سترگ، تشکر می کنم. امیدوارم مدیران ارشد صنعت نفت، اهتمام ویژه ای به مطالعه این کتاب داشته باشند و شرایط مطالعه این داستان جذاب را برای دیگر همکاران نیز فراهم کنند.
با مراقبت از خود گرمازدگی را مهار کنیم
نفس خنک در تابستان داغ
مشعل | تابستان به گونه ای با آفتاب بی امان و گرمای سوزان، چتر خود را بر سر کوی و برزن پهن کرده که وزش یک نسیم کوتاه یا نوشیدن جرعه ای آب خنک و یا چند دقیقه استراحت در سایه، بیش از هر زمان دیگری ارزش پیدا کرده است. این شدت گرما، خطری نهفته در خود پنهان دارد که اگر جدی گرفته نشود، می تواند جان و سلامت افراد بخصوص کودکان، سالمندان و کارکنانی را که ناچارند ساعت های طولانی در محیط های روباز و عملیاتی فعالیت کنند، با خطرگرمازدگی تهدید کند؛ عارضه ای که به گفته پزشکان بهداشت و درمان صنعت نفت، شاید در ابتدا با خستگی، سردرد یا سرگیجه آغاز شود، اما در صورت بی توجهی می تواند به اختلال هوشیاری، آسیب اندام های حیاتی و حتی مرگ منجر شود.
با آغاز فصل تابستان و افزایش دمای هوا در بسیاری از مناطق کشور به ویژه استان های جنوبی، واژه «گرمازدگی» بیش از گذشته شنیده می شود و زمانی رخ می دهد که بدن نتواند گرمای اضافی را از طریق تعریق و سازوکارهای طبیعی دفع کند. در این شرایط، دمای مرکزی بدن به سرعت افزایش می یابد و عملکرد اندام های مختلف را مختل می کند. خطری که افخم السادات موسوی، مدیر نظارت بر درمان و رئیس اعتبار بخشی بهداشت و درمان صنعت نفت ماهشهر با اشاره به آن، بر لزوم رعایت نکات تغذیه ای و مصرف کافی مایعات برای پیشگیری از آسیب های جدی به اندام های حیاتی تاکید می کند و می گوید: شهروندان حتی در صورت نداشتن احساس تشنگی، نباید برای نوشیدن مایعات منتظر تشنه شدن بمانند.
گرمازدگی شوخی ندارد
تشنگی شدید، خشکی دهان، خستگی، سردرد، سرگیجه، گرفتگی عضلات، تهوع، افزایش ضربان قلب و گیجی از جمله علائم هشداردهنده گرمازدگی است که اگر فرد همچنان در معرض گرما باقی بماند، علائم شدیدتری مانند اختلال در تکلم، کاهش سطح هوشیاری، تشنج و حتی بیهوشی بروز خواهد کرد، در چنین شرایطی، هرگونه تأخیر در خنک کردن بدن می تواند خطرناک باشد. مدیر نظارت بر درمان و رئیس اعتبار بخشی بهداشت و درمان صنعت نفت ماهشهر در تشریح این موارد و با اشاره به اینکه سازوکار طبیعی تعریق در شرایط گرمای شدید ممکن است کافی نباشد، بر نقش کلیدی مصرف میوه ها و سبزی ها تازه در تأمین آب بدن در فصل گرما تاکید می کند. وی یادآورمی شود: مصرف نوشیدنی های کافئین دار (قهوه و چای پررنگ) و نوشیدنی های بسیار شیرین نه تنها در جبران آب بدن مؤثر نیستند، بلکه باعث دهیدراته شدن و دفع بیشتر مایعات از بدن می شوند. مصرف نوشیدنی های بسیار سرد هم می تواند موجب بروز مشکلات گوارشی شود. موسوی درباره جبران املاح ازدست رفته در اثر تعریق شدید، ترکیب «آب، مقدار اندک نمک، لیموترش و خاکشیر» را عاملی مهم بر می شمرد و ادامه می دهد: افراد مبتلا به دیابت، فشارخون بالا و بیماری های مزمن به دلیل محدودیت های پزشکی، باید از افزودن نمک خودداری کرده و تنها از ترکیب آب، آبلیمو و خاکشیر استفاده کنند. فراموش نکنیم رژیم غذایی و وضعیت جسمانی در تنظیم دمای بدن بسیار حائز اهمیت است، پس کنترل وزن و کاهش چاقی به دلیل تأثیر مستقیم بر فرایند ترمورگولاسیون (تنظیم دما)، در تمام طول سال و به ویژه در تابستان ضروری است.
مهارتب تابستان از چهره کودکان
هرچند گرمای هوا می تواند سلامت همه افراد را تحت تأثیر قرار دهد، اما برخی گروه ها از جمله کودکان، به دلیل ویژگی های جسمانی خاص خود بیش از بزرگسالان در معرض خطر کم آبی، گرمازدگی و سایر عوارض ناشی از گرما قرار دارند و به دلیل حساسیت بیشتر، باید در این برهه از زمان مراقبت های ویژه داشته باشند. رحمت الله تاجگردون، متخصص اطفال و نوزادان بهداشت و درمان صنعت نفت گچساران درباره چرایی آسیب پذیرتر بودن کودکان این گونه توضیح می دهد: سیستم تنظیم دمای بدن در کودکان، به ویژه شیرخواران، هنوز به تکامل کامل نرسیده است. از سوی دیگر، کودکان وابستگی بیشتری به والدین برای دریافت آب و مایعات دارند و معمولا نمی توانند احساس تشنگی یا علائم اولیه ناراحتی ناشی از گرما را به خوبی بیان کنند؛ به همین دلیل، در روزهای بسیار گرم، خطر کم آبی و گرمازدگی در آنان افزایش می یابد. این متخصص اطفال با اشاره به علائم اولیه کم آبی بدن کودکان می افزاید: کاهش دفعات ادرار، خشکی دهان و لب ها، کاهش اشک هنگام گریه، بی قراری، خواب آلودگی و کاهش فعالیت کودک، از مهم ترین نشانه های هشداردهنده هستند. در شیرخواران حتی فرورفتگی ملاج نیز می تواند نشانه کم آبی باشد. در صورت مشاهده این نشانه ها، نخستین اقدام، انتقال کودک به محیطی خنک و دور از تابش مستقیم آفتاب است. لباس های اضافی باید خارج و به کودک استراحت داده شود. مصرف آب خنک یا محلول خوراکی جبران آب و املاح (ORS) به دفعات کم و مکرر می تواند به جبران کم آبی کمک کند. استفاده از حوله مرطوب یا دوش آب ولرم برای کاهش دمای بدن مفید است، اما نباید کودک را ناگهان در آب بسیار سرد قرارداد.
راهکار فرار از گرمازدگی
والدین باید سطح هوشیاری، میزان ادرار و وضعیت عمومی کودک را به دقت تحت نظر داشته باشند. تاجگردون تاکید می کند: اگر کودک دچار تب بالا، خواب آلودگی غیرطبیعی، گیجی، استفراغ مکرر، تشنج، تنگی نفس، ناتوانی در نوشیدن مایعات یا کاهش شدید ادرار شود، مراجعه فوری به مرکز درمانی ضروری است. این علائم می توانند نشانه گرمازدگی شدید یا کم آبی خطرناک باشند. به گفته این متخصص اطفال حتی در صورت بهبود علائم، بهتر است کودک تا ۲۴ ساعت از فعالیت بدنی شدید و حضور طولانی مدت در محیط گرم دورنگه داشته شود. مصرف مایعات، میوه ها و سبزی ها حاوی آب مانند هندوانه، خیار و مرکبات نیز می تواند به بازگشت تعادل مایعات بدن کمک کند. وی درباره راهکارهای پیشگیری از گرمازدگی در کودکان می گوید: بهتر است کودکان در ساعات اوج گرما، کمتر در فضای باز حضور داشته باشند. در مورد پیشگیری از گرمازدگی شیرخواران زیر شش ماه که به طور انحصاری از شیر مادر تغذیه می کنند هم افزایش دفعات شیردهی بهترین راه تأمین مایعات موردنیاز کودک است.
توصیه های خنک در روزهای پر حرارت
تابستان با همه زیبایی هایش، آزمونی برای مراقبت از سلامت نیز هست. رعایت چند توصیه ساده می تواند فاصله میان یک روز گرم و یک حادثه خطرناک را کاهش دهد؛ همان «توصیه های خنکی» که تابستان را قابل تحمل تر می کند و می توانند خستگی را از وجودتان بیرون برده و حالتان را خوب کند.
بهترین نوشیدنی مناسب تابستان
آب: هیچ نوشیدنی دیگری جایگزین آب نمی شود و بدن به آب نیاز دارد. آب برای عملکرد ارگان های بدن لازم است و موجب جریان خون و احیا سلول های بدن می شود؛ بنابراین افراد باید در روزهای گرم بین ۱.۵ تا ۲ لیتر آب بنوشند.
اسموتی: اسموتی ها نیز جایگزین خوبی برای آب هستند. فقط کافی است از بعضی میوه های آبدار مانند پرتقال، هلو، آلو، تمشک، هندوانه (۹۲ درصد هندوانه آب است) استفاده کنید.
خاکشیر: شربت خاکشیر نوشیدنی سالمی است که سرشار از ویتامین C و دوستدار دستگاه گوارش است که آب بدنتان را تأمین و عطشتان را رفع می کند. برای رفع عطش به جای نوشابه ها که کالری و قند زیادی دارند، از شربت خاکشیر استفاده کنید.
تخم شربتی: برای رفع تشنگی تخم شربتی را در داخل آب استفاده کنید. این دانه های ریز ۵ تا ۶ برابر شیر، کلسیم دارد.
آب طعم دار: آب طعم دار شامل آب و مقداری از سبزی ها و میوه ها است که آن را می توان در خانه و با لیمو، پرتقال، خیار، نعنا یا زنجبیل تهیه کرد.
آب لیمو: شربت آب لیمو یکی از نوشیدنی های جایگزین است که با چکاندن آب دو عدد لیمو و مخلوط باکمی سنگ نمک تهیه می شود، این نوشیدنی علاوه بر آب رسانی به بدن سبب دریافت ویتامین C لازم روزانه نیز خواهد شد.
آب خیار: خیار حاوی ۹۰ درصد آب است و یکی از مرطوب کننده ترین سبزی ها هست و باعث هیدراته شدن بدن می شود.
دم نوش: در روزهای گرم تابستان می توانید از انواع دم نوش ها و چای نعناع، چای بابونه یا چای گزنه به صورت داغ یا سرد استفاده کنید.
ناخوردنی های تابستان: در مورد بدترین نوشیدنی برای تابستان هم می توان از نوشیدنی های انرژی زا که به دلیل کافئین زیادی که دارند، باعث کم آبی بدن می شوند، چای و قهوه داغ، نوشیدنی های تگری چون باعث ایجاد شوک در بدن می شوند و نوشیدنی های گازدار که به دلیل قند سرشاری که دارند به رفع عطش کمکی نمی کنند، نام برد.
اضطراب دانش آموزان را مدیریت کنیم
عبور آسان از سختی امتحان
مشعل | اضطراب امتحان در میان دانش آموزان، دانشجویان و به طورکلی تمام مقاطع تحصیلی بسیار شایع است؛ فرقی هم نمی کند در چه سن و سالی باشند. شب نخوابیدن ها دارد و بی اشتهایی در برخی و پرخوری در برخی دیگر. پرخاشگری دارد و ناخن جویدن و در نهایت احساس خراب کردن و به قول نسل امروزی پاس نکردن. این در حالی است که به نظر برخی متخصصان روان پزشک، اتفاقا مقدار کمی اضطراب مفید است و فرد را وامی دارد تا در شرایطی که انگیزه کافی ندارد، درس بخواند، اما نباید گذاشت این اضطراب بیش از حد شود، زیرا می تواند دانش آموزان و دانشجویان را سردرگم و یا ناراحتی های جسمانی ایجاد کند. بهاره سقانژاد، از اعضای شورای تخصصی سلامت روان سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت به تشریح و توضیح بیشتری دراین باره پرداخته است که در ادامه می خوانید.
فصل امتحان که می شود، نقل قول مشترک دانش آموزان و دانشجویان این می شود که «هر وقت امتحان نزدیک می شود، انگار یک نگرانی بزرگ در دلم شکل می گیرد. شب ها به این فکر می کنم که آیا همه چیز را یاد گرفته ام؟ آیا می توانم از پس سؤال ها بربیایم؟ گاهی آن قدر نگران می شوم که حتی چیزهایی را که بلد هستم هم فراموش می کنم. من برای موفق شدن تلاش می کنم، ساعت ها درس می خوانم و دوست دارم نتیجه زحماتم را ببینم، اما ترس از اشتباه کردن و ناامیدشدن گاهی خیلی سنگین می شود. دلم می خواهد روز امتحان با آرامش وارد کلاس شوم و به خودم اعتماد داشته باشم. چه کار کنم؟» بهاره سقانژاد در پاسخ به این پرسش ها می گوید: راهکارهای مفید برای تمرکز در امتحان و حذف افکار منفی را می توان در سه مرحله زمان آمادگی برای امتحان، دقیقا قبل از امتحان و در طول امتحان بیان کرد.
زمان آمادگی برای امتحان
در این زمان، فهرستی از بدترین عواقب ذهنی و جسمی تهیه کنید که در صورت ردشدن در امتحان ممکن است اتفاق بیفتد. افکارتان را به سمت بدترین ها سوق دهید، حالا به عقب برگردید و درباره این نگرانی ها منطقی فکر کنید. به یاد داشته باشید هیچ امتحانی وجه تمایز افراد موفق و ناموفق نیست. حال زمان آن رسیده که اضطراب را از شرایط امتحان دور کنید؛ پس دست به کار شوید و دو شب قبل از امتحان، یک امتحان تمرینی برگزار کنید؛ یعنی در یک اتاق آرام، پشت میز شبیه میزهای کلاس و با زمان محدود بنشینید و تا جایی که می توانید، شرایط را شبیه روز امتحان کنید. این کار برای آرامش در روز امتحان مفید است. امتحان را به پایان برسانید و از نتایج آن برای مطالعات بعدی استفاده کنید.
پیش از امتحان
وقتی ذهن شما در جست و جوی افکار منفی است، با صدای بلند و یا در ذهن خود به زنجیره افکار منفی دستور ایست بدهید، سپس افکار منفی را از خود دور کنید. بهترین کار، جایگزین کردن فکر منفی با یک تصور لذت بخش برای مثال به یادآوردن یک سفر است. از قبل یک تصور لذت بخش جایگزین را انتخاب کنید تا فکر منفی از ذهنتان بیرون رود. در کنار این کار، مثبت بیندیشید؛ یعنی بارها به خود بگویید من می توانم آن را انجام بدهم، من به اندازه کافی درس خوانده ام، من باهوش هستم. نقل قول های مفید از اساتید و دوستان خود را به خاطر بیاورید و در نهایت به این فکر کنید که من بهترین کاری که می توانستم انجام داده ام. برای به دست آوردن اندکی تمرکز بیشتر، یک یا دو محل که دوست دارید در آنجا باشید را در ذهنتان انتخاب کنید و آن را به خاطر آورید. به جزئیات آنها خوب دقت کنید؛ آنجا بودن چه طور است؟ چه بویی می آید؟ نورها و صداها چگونه هستند؟ این فاصله به شما کمک می کند تا برگردید و دوباره تمرکز کنید.
وقتی به آمادگی کامل رسیدید و از خود راضی بودید، کتاب ها و وسایلتان را داخل اتاق بگذارید و از آن خارج شوید؛ قدم بزنید، تصویرسازی کنید، آرامش بگیرید، سعی نکنید درس بخوانید. به حرف هم کلاسی هایتان گوش ندهید، زیرا اضطراب آنها می تواند در شما تنش بیشتری ایجاد کند و مرورهای سریع آنان ممکن است شما را بیشتر گیج کند.
در طول امتحان
روش های تنفس را تمرین کنید؛ یعنی عمیق نفس بکشید و آن را نگه دارید یا عمیق نفس بکشید و به هوا اجازه دهید از ریه ها خارج شود. شاید در ابتدا بدنتان با شما همراهی کمی داشته باشد، اما تا آرام شدن ضربان قلبتان به این تنفس ادامه دهید. در حین امتحان هم به خود زنگ تفریح بدهید، مستقیم بایستید، عضلات گردن و پشتتان را منقبض کنید. سپس نفس عمیق بکشید و امتحان را ادامه دهید.
خوردنی ها و نوشیدنی های ضروری
در مورد تغذیه مناسب هنگام نبرد با آزمون و امتحان هم توصیه می شود که دانش آموزان و دانشجویان در روز امتحان، نان سبوس دار با تخم مرغ یا پنیر و گردو مصرف کنند تا آن روز از انرژی پایداری بهره مند شوند. برای جلوگیری از افت ناگهانی قند از مصرف شکلات و آبمیوه صنعتی پرهیز و قهوه غلیظ و نوشابه انرژی زا را به دلیل تپش قلبی که می آورند، فراموش کنند.
بدانند مصرف موز یا بادام زمینی برای کنترل استرس بسیار کاربردی است و نوشیدن جرعه جرعه آب از ابتدای روز، به شدت توصیه می شود.
هوش مصنوعی در هر صنعتی پرتوافشانی می کند
از ســــــــــایه تـــا همسایه
علیرضا عبدی | این روزها نام «هوش مصنوعی» در هر جایی شنیده می شود؛ از دانش آموزی که برای حل تکالیفش از چت بات ها کمک می گیرد تا مهندسانی که برای بهینه سازی خطوط انتقال پالایشگاه ها به سراغ الگوریتم های هوشمند می روند. گویی در چشم برهم زدنی، ماشین ها زبان ما را می فهمند و می توانند متن بنویسند، ویدیو خلق کنند و حتی در تصمیم گیری های پیچیده صنعتی یاری رسان باشند. این فناوری که تا همین چند سال پیش برای بسیاری از ما تنها یک مفهوم علمی-تخیلی به نظر می رسید، حالا به عضو جدایی ناپذیر زندگی روزمره و صنایع کلان تبدیل شده است، اما این تحول شگرف، یک شبه رخ نداده و برای رسیدن به این نقطه، مسیر طولانی طی شده است؛ مسیری که نقطه آغاز آن به روزهای فعالیت چراغ خاموش این فناوری برمی گردد.
روزهای خاموش
برای درک جایگاه امروز هوش مصنوعی، باید نگاهی به گذشته نه چندان دور بیندازیم. پیش از آنکه مدل های زبانی بزرگ وارد زندگی روزمره ما شوند، هوش مصنوعی بیشتر در پشت صحنه فعالیت می کرد؛ جایی که کاربر عادی آن را نمی دید، اما از نتایجش بهره می برد. در آن دوران، هوش مصنوعی به طور عمده در قالب سیستم های تشخیص تصویر، فیلترهای هرزنامه (اسپم) ایمیل، موتورهای پیشنهاددهنده در پلتفرم هایی مثل یوتیوب و اینستاگرام و الگوریتم های مالی حضور داشت. این سیستم ها هر کدام برای یک وظیفه مشخص طراحی شده بودند و از چارچوب خود خارج نمی شدند؛ برای مثال یک مدل تشخیص چهره نمی توانست متن بنویسد و یک موتور ترجمه، توانایی تحلیل تصویر را نداشت. دستیارهای صوتی اولیه مانند «سیری» (Siri) و «گوگل اسیستنت» نیز وجود داشتند، اما محدودیت هایشان آشکار بود. جواب های از پیش تعریف شده، ناتوانی در درک بستر مکالمه و خطاهای مکرر در فهم زبان طبیعی، آنها را بیشتر به ابزار جست وجوی صوتی تبدیل کرده بود تا یک همراه و دستیار واقعی.
ماشین ها زبان باز می کنند
همه چیز با ظهور مدل های زبانی بزرگ (LLM) تغییر کرد. این مدل ها با آموزش روی حجم عظیمی از متون بشری ساخته شدند و برای اولین بار توانستند به شکلی طبیعی، روان و آگاهانه با انسان گفت وگو کنند. معرفی چت جی پی تی (ChatGPT) در اواخر سال ۲۰۲۲، نقطه عطف این تحول بود. این ابزار در کمتر از یک هفته میلیون ها کاربر جذب کرد و نشان داد که جامعه تا چه حد برای چنین فناوری پیشرفته ای آماده است. پس از آن زنگ رقابت به صدا درآمد؛ گوگل با جمنای (Gemini)، متا با لاما (Llama) و ده ها شرکت دیگر وارد میدان شدند. آنچه این مدل های جدید را متمایز می کند، توانایی درک زمینه بحث، استدلال، خلاصه سازی، ترجمه، برنامه نویسی و حتی تحلیل احساسات است. امروز هر نسل جدید از این مدل ها قدرتمندتر از نسل قبل ظاهر می شود و فاصله میان توانمندی ماشین و انسان روزبه روز در حال کاهش است.
محتوای مصنوعی
اگر ظهور مدل های گفت وگو را انقلاب اول بدانیم، تولید محتوای چندرسانه ای به دست هوش مصنوعی، انقلاب دوم است. امروز این فناوری دیگر فقط متن نمی نویسد، بلکه تصویر خلق می کند، موسیقی می نوازد و ویدیو می سازد. ابزارهایی مانند Midjourney و DALL-E توانستند تنها با دریافت یک توضیح ساده متنی، تصاویری خلق کنند که گاه از آثار هنرمندان حرفه ای هم قابل تشخیص نیستند. این جهش، بحث های جدی و تازه ای را درباره حق مؤلف، هویت هنری و آینده مشاغل خلاقانه به راه انداخت. اما شاید شگفت انگیزترین پیشرفت، در حوزه تولید ویدیو رخ داد. ابزارهایی مانند Sora در اوایل سال ۲۰۲۴ با نمایش ویدیوهای کاملاً واقع گرایانه ای که تنها از روی یک جمله ساخته شده بودند، دنیا را حیرت زده کردند. کیفیت حرکت، نورپردازی و جزئیات محیطی به حدی بود که متخصصان آن را نقطه عطفی در تاریخ رسانه دانستند. این تحول برای صنعت تبلیغات، سینما، بازی سازی و آموزش، معنایی عمیق دارد. تولید یک ویدیوی آموزشی که تا پیش از این به تیم فیلم برداری، گوینده و تدوین گر نیاز داشت، حالا در چند دقیقه و تنها با یک دستور متنی (پرامپت) ساده انجام می شود.
هوش مصنوعی درخدمت صنعت
مهم ترین ویژگی هوش مصنوعی در نسل جدید، فراگیری آن است. برخلاف فناوری های پیشین که به یک حوزه خاص محدود می شدند، هوش مصنوعی امروز در هر صنعتی جای پای خود را محکم کرده است. در علم پزشکی، دقت این مدل ها در تشخیص سرطان از روی تصاویر رادیولوژی، پیشرفت قابل توجهی کرده است و فرایند کشف داروهای جدید که پیش تر سال ها زمان می برد، به زمان اندکی کاهش یافته است. در حوزه آموزش، سیستم های شخصی سازی شده می توانند سرعت یادگیری هر دانش آموز را بسنجند و محتوا را متناسب با آن ارائه کنند. در کشاورزی نیز، حسگرها و مدل های هوشمند وضعیت خاک، رطوبت و سلامت گیاه را پایش می کنند و بهترین زمان آبیاری را پیشنهاد می دهند؛ موضوعی که به ویژه برای مدیریت بحران آب در کشورها بسیار حیاتی است. اما در صنعت انرژی، هوش مصنوعی نقشی راهبردی ایفا می کند. مدل های پیش بینی می توانند مصرف انرژی را ساعت به ساعت تخمین بزنند و شبکه های توزیع را بهینه سازی کنند. در پالایشگاه ها و نیروگاه ها، سیستم های هوشمند با رویکرد «نگهداری پیشگیرانه»، خرابی تجهیزات را قبل از وقوع پیش بینی و از توقف های پرهزینه تولید جلوگیری می کنند.
هم قدم با فناوری
ایران نیز از این موج پرشتاب جهانی عقب نمانده است. در سال های اخیر و با تاکید بر این ضرورت که کشور نباید از فناوری هوش مصنوعی عقب بماند، اقدام های شاخص و هدفمندی در این حوزه صورت گرفت. صنعت ایران نیز برای عبور از روش های سنتی گام های بلندی برداشته است و صنایع کشور در مسیر جایگزینی فرایندهای قدیمی با فناوری های مبتنی بر هوش مصنوعی قرار گرفته اند تا بهینه سازی تولید، کاهش خطاهای انسانی و افزایش بهره وری محقق شود. در بخش عمومی و کاربری روزمره هم، پلتفرم های بومی هم پای نمونه های خارجی توسعه یافته اند. ابزارهایی مانند هوشیار ۲۴، رخشای، گپ جی پی تی، هوش نو، روبو، زیگپ و پلتفرم های AvalAI متناسب با نیازهای کاربران ایرانی طراحی شده اند. برای انتخاب بهتر، شناخت نیازها ضروری است، برای دسترسی به یک پلتفرم جامع با قابلیت های پیشرفته پردازش زبان طبیعی، رخشای و AvalAI گزینه های ایده آلی هستند. برای تولید محتوا و تحلیل داده با ابزاری ساده، هوشیار ۲۴ و زیگپ پیشنهاد می شوند و برای دریافت مشاوره و سرگرمی، دستیارهایی نظیر« روبو » و هوش نو بسیار کارآمد خواهند بود.
آینده متفاوت
هوش مصنوعی در کمتر از یک دهه، مسیری را پیموده که سایر فناوری ها برای طی کردن آن به چند نسل زمان نیاز داشتند. این پدیده از ابزاری پنهان در پس زمینه، به همراهی تبدیل شده که روزانه میلیون ها نفر با آن گفت وگو می کنند، کد می نویسند و محتوا می سازند. این فناوری دیگر در انحصار آزمایشگاه ها نیست، بلکه در بیمارستان ها، مدارس، کارخانه ها و روی میز کار ما حضور دارد. آنچه مسلم است، هوش مصنوعی نه یک موج زودگذر است و نه یک ابزار جانبی، بلکه در حال بازتعریف شیوه کار، یادگیری و تصمیم گیری بشر است. امروز دیگر سوال این نیست که آیا هوش مصنوعی تأثیرگذار خواهد بود یا خیر؛ پرسش اصلی این است که ما چقدر برای همراهی با آن آماده ایم؟
برگ هایی که نفس می پراکنند
گیـــاهان سبز در گلدان زندگی
مشعل | گیاهان آپارتمانی، آرامش را بی صدا به خانه می آورند؛ برگ های سبزشان میان شلوغی روز، حس تازگی و زندگی می پراکنند و انسان را برای لحظه ای از دنیای پرترافیک ذهن، به گوشه دنج آرامش می برند. کنار پنجره، وقتی نور روی گلدان ها می نشیند، انگار خانه نفس عمیق تری می کشد و دل آدم آرام تر می شود. یاران مهربانی که در ایجاد سلامت روحی و جسمی انسان نقش دارند و بسیاری از افراد به پرورش آنها می پردازند و از این بابت احساس رضایت فراوانی دارند. در این گزارش برآنیم تا از این برگ هایی که به زندگی نفس می دهند، بیشتر بگوییم.
گیاهان آپارتمانی فقط وسیله ای برای زیبایی خانه نیستند؛ بسیاری از افراد حضور آنها را با حس آرامش، تمرکز و کاهش استرس در فضای زندگی مرتبط می دانند. بخصوص در زندگی شهری که زمان زیادی را در فضاهای بسته می گذرانیم، این گیاهان نوعی ارتباط کوچک، اما مؤثر با طبیعت ایجاد می کنند؛ ارتباطی که برای خیلی ها حس سکون، نظم ذهنی و آرامش به همراه دارد. مرور مطالعات در حوزه سلامت روان و نوروساینس هم حکایت از این دارد که حضور گیاهان در محیط زندگی یا کار می تواند به کاهش احساس تنش، بهبود خلق وخو و حتی افزایش تمرکز کمک کند، زیرا باعث افزایش سطح هورمون های شادی یعنی دوپامین و سروتونین در انسان می شود و حتی نگاه کردن به گل ها یا استشمام عطر طبیعی شان، می تواند ضربان قلب را تنظیم و حس اضطراب را کاهش دهد. اگرچه گیاهان جایگزین خواب کافی، استراحت یا مراقبت از سلامت روان نیستند، اما مراقبت از یک گیاه، آب دادن، توجه به رشد برگ ها یا دیدن تغییرات کوچک آن، تجربه ای آرام کننده و شبیه نوعی مراقبه روزانه به شمار می رود. نگهداری از گیاه، فرد را به فعالیتی هدفمند و تکرارشونده متصل می کند که تمرکز ذهن را افزایش می دهد و به تقویت احساس ارزشمندی فرد کمک می کند؛ بخصوص در دورانی که فرد ممکن است احساس بی انگیزگی یا بی هدفی داشته باشد. در این میان، برخی گیاهان آپارتمانی بیش از بقیه برای ایجاد حس آرامش محبوب هستند، زیرا هم نگهداری ساده تری دارند و هم ظاهر سبز و ملایمشان، فضای خانه را دلنشین می کند. در ادامه به معرفی برخی از آنها می پردازیم.
حال خوب با پتوس
پتوس هم از جمله گیاهان رونده و سرسبز است که رشد خوبی دارد و حضورش حس طراوت به خانه می دهد. این گیاه آپارتمانی زیبا و محبوب که بو می جنوب شرق آسیا است نه تنها به دلیل ظاهر جذاب و نگهداری آسانش موردتوجه قرار می گیرد، بلکه به خاطر انرژی های مثبت و تأثیرات معنوی اش نیز شناخته می شود. در فرهنگ های مختلف، پتوس به عنوان نمادی از رشد، فراوانی و آرامش در نظر گرفته می شود، زیرا انرژی های منفی را دفع و جریان انرژی مثبت را تقویت می کند، پس می تواند به بهبود حال وهوای محیط زندگی یا کار کمک کند. پتوس برای رشد به نور قوی و غیرمستقیم و دمای مناسب نیاز دارد؛ بنابراین، در محیط هایی که دمای بالایی دارند، بهتر است گلدان پتوس را در سایه قرار دهید تا از خشک شدن و آسیب دیدن گل جلوگیری شود. در مورد آبیاری گل پتوس هم باید گفت که این گل برای رشد و شکوفایی به آب نیاز دارد. میزان آبیاری در گل پتوس بستگی به فصل و شرایط هوا و خاک دارد. در فصل بهار و تابستان، پتوس نیاز به آب بیشتر دارد، پس هر دو روز گل ها باید آبیاری شوند؛ درصورتی که هوا خشک و گرم باشد، ممکن است نیاز به آبیاری بیشتری داشته باشند. در فصل پاییز و زمستان، میزان آبیاری کمتر است و هر چهار روز باید آبیاری صورت گیرد. باید توجه داشت که میزان آبیاری پتوس بستگی به نوع خاک و ظرفیت نگهداری آب آن دارد؛ در خاک های سبک و شنی، گل پتوس نیاز به آب بیشتر دارد و در خاک های سنگین و خاک های با بافت فشرده، نیاز به آب کمتری دارد.
سانسوریا تصفیه کننده هوا
سانسوریا یکی از بهترین انتخاب ها برای افراد پرمشغله است. مقاوم، کم نیاز و مناسب فضاهای کم نور؛ ظاهر مینیمال آن حس نظم و سکون ایجاد می کند، ضمن اینکه از گیاهان مؤثر در تصفیه هوا به شمار می رود و سمومی مانند فرمالدئید، زایلن و تولوئن را از محیط جذب می کند پس باعث بهبود کیفیت هوای خانه خواهد شد. این ویژگی سبب می شود که سانسوریا، یک گیاه مناسب برای اتاق خواب نیز باشد، چون با افزایش اکسیژن فضا، به خواب بهتر شما کمک می کند. این گیاه بومی آفریقا، ماداگاسکار و جنوب آسیا بوده و با بیش از ۷۰ گونه، رنگ ها و ابعاد متنوعی دارد. سانسوریا از دسته گیاهان کم توقع محسوب می شود، زیرا گیاهی کم آب به شمار می آید و از طرفی، محیط کم نور را تحمل می کند. باتوجه به دوام بالا و توقع پایین این گیاه، نگهداری آن در منزل به مراتب راحت تر از بقیه گیاهان است در نتیجه شما می توانید این گیاه را در داخل خانه، بالکن و باغچه خود نیز داشته باشید. اولین نکته در نگهداری سانسوریا، میزان آبیاری آن است. سانسوریا، بسیار کم آب است؛ پس هنگام آبیاری، از خشک بودن سطح خاک گلدان اطمینان حاصل کنید. این گیاه، به آبیاری بیش از حد حساس است؛ به همین دلیل، خاک همیشه خیس، باعث پوسیدگی این گیاه می شود. آبیاری حدود یک بار در هفته در تابستان و دو هفته یک بار در زمستان، برای این گیاه کافی است. این میزان، بسته به محیط نگهداری گیاه، درجه حرارت و میزان نور دریافتی آن متغیر خواهد بود. پس اگر زیاد سفر می کنید یا آبیاری گیاهان منزلتان را فراموش می کنید، خرید سانسوریا بهترین انتخاب خواهد بود. درباره میزان نور موردنیاز این گیاه هم به خاطر داشته باشید، در وضعیت ایده آل، نور متوسط برای سانسوریا مناسب است، اما این گیاه، تحمل محیط های پرنور و کم نور و سایه را هم دارد. فقط توجه داشته باشید برای نگهداری گل سانسوریا در منزل، آن را از آفتاب مستقیم دورنگه دارید؛ چون برگ های آن، در چشم به هم زدنی خواهند سوخت.
شیک و آرام با زاموفیلیا
یکی از گیاهان پرطرفداری که به دلیل برگ های براق و مرتبش انتخابی مناسب برای دکوراسیون خانه و محل کار به شمار می رود و ظاهر آرام و شیکی به محیط می دهد، زاموفیلیا است. این گیاه بو می مناطق گرمسیری شرق آفریقاست و به دلیل ظاهر خاص و نگهداری آسان، در سراسر جهان به عنوان یکی از بهترین گیاهان آپارتمانی شناخته می شود. نکته جالب توجه آنکه در برخی کشورها از زاموفیلیا به عنوان «گیاه شانس» یاد می شود و حضور آن در محیط های کاری و خانگی نشانه ای از خوش یمنی و موفقیت تلقی می شود. از مهم ترین دلایل محبوبیت این گیاه، شرایط ساده نگهداری آن است که به نور غیرمستقیم عادت دارد و حتی در فضاهای کم نور نیز رشد قابل قبولی خواهد داشت. آبیاری بیش از حد مهم ترین عامل آسیب زننده به این گیاه محسوب می شود به همین دلیل، فاصله مناسب بین دو آبیاری و زهکشی خوب گلدان نقش مهمی در حفظ سلامت برگ ها و جلوگیری از پوسیدگی ریشه دارد. پس بهتر است در فصول گرم، آبیاری زاموفیلیا هر دو هفته یک بار و در زمستان با فواصل آبیاری بیشتر انجام شود.
بانوی پیشکسوت صنعت پتروشیمی از سال های ساختن می گوید
هم قدم با توسعه
مشعل | توسعه صنعت پتروشیمی، مرهون تلاش زنان و مردان سخت کوشی است که بخش زیادی از عمر خود را وقف این صنعت کرده اند تا کشور در مسیر پیشرفت قرار گیرد. اینان شبانه روز، سختی ها، دوری ها و مرارت هایی را متحمل شده اند تا نتیجه آن، کام همه مردم ایران را شیرین کند.
زهرا شیروانیان، از جمله بانوانی است که پس از سال ها خدمت در صنعت پتروشیمی و نائل آمدن به کسوت بازنشستگی، هنوز قلبش برای رشد و ارتقای این صنعت می تپد.
خبرنگار ماهنامه «مشعل» با این بانوی پیشکسوت صنعت پتروشیمی،گفت و گویی انجام داده که در ادامه، تجربیات این همکار بازنشسته را می خوانید.
لطفا کمی از خودتان و مسیر ورودتان به صنعت پتروشیمی بگویید.
سال ۱۳۴۳ در تهران و در میان خانواده ای به دنیا آمدم و بزرگ شدم که نظم، مسئولیت پذیری و آموزش، بخش مهمی از سبک زندگی این خانواده بود. پدرم نظامی و مادرم معلم بودند و همین فضای خانوادگی باعث شد از همان دوران کودکی، به درس و تلاش اهمیت ویژه ای بدهم.
دوران دبیرستانم، با تحولات سال های ابتدایی انقلاب اسلامی و تعطیلی دانشگاه ها در جریان انقلاب فرهنگی همزمان شد، از این رو پس از گرفتن دیپلم در سال ۱۳۶۱، بعد از حدود یک سال، در رشته مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی اصفهان پذیرفته شدم. 2 سال نخست تحصیل را در اصفهان گذراندم؛ اما به دلیل دوری از خانواده، درخواست انتقالی به دانشگاه صنعتی شریف دادم که موافقت شد و تحصیلاتم را در این دانشگاه به پایان رساندم و فارغ التحصیل شدم.
سال ۱۳۶۸، همزمان با آغاز دوران بازسازی کشور، به شرکت ملی صنایع پتروشیمی رفتم و نخستین محل خدمتم هم مدیریت برنامه ریزی و توسعه و بخش «بررسی و برآورد طرح ها» بود؛ بخشی که نقطه آغاز مطالعات تمام طرح های توسعه ای صنعت پتروشیمی به شمار می رفت. در این بخش افتخار داشتم در کنار مدیران ارزشمندی، فعالیت حرفه ای خود را آغاز کنم.
وظیفه واحد بررسی و برآورد طرح ها چه بود و چه نقشی در توسعه صنعت پتروشیمی ایفا می کرد؟
هر طرح جدید پتروشیمی، پیش از آنکه وارد مرحله اجرا شود، باید از نظر فنی، اقتصادی و تأمین خوراک به طور دقیق مورد بررسی قرار گیرد. این مطالعات همان چیزی است که از آن به عنوان مطالعات امکان سنجی یاد می شود. در این واحد، ابتدا قابلیت اجرای یک طرح از جنبه های مختلف ارزیابی می شود؛ اینکه خوراک مورد نیاز از کجا تأمین خواهد شد، بازار محصول چگونه است، اجرای طرح از نظر اقتصادی توجیه دارد یا خیر و در نهایت آیا اجرای آن به نفع صنعت و اقتصاد کشور خواهد بود؟
من در بخش بررسی منابع خوراک فعالیت می کردم؛ بخشی که در آن، تأمین خوراک، یکی از مهم ترین ارکان هر طرح پتروشیمی محسوب می شود و اگر در این زمینه اطمینان کافی وجود نداشته باشد، اجرای پروژه منطقی نخواهد بود.
آغاز فعالیت شما تقریبا همزمان با شروع دوران بازسازی کشور بود. از آن مقطع زمانی بگویید.
دقیقاً همین طور است. سال ۱۳۶۸ با آغاز اجرای برنامه اول توسعه پس از جنگ، بازسازی زیرساخت ها و ایجاد ظرفیت های جدید صنعتی در دستور کار قرار گرفت که مطابق این برنامه، باید در صنعت پتروشیمی نیز تحولات بزرگی رخ می داد، از این رو مطالعات گسترده ای برای توسعه این صنعت انجام شد. تا پیش از آن، تعداد مجتمع های پتروشیمی کشور محدود بود و واحدهایی مانند پتروشیمی رازی، شیراز، فارابی و چند مجتمع دیگر، بخش عمده ظرفیت تولید کشور را تشکیل می دادند؛ اما با تدوین برنامه توسعه و آغاز سرمایه گذاری های گسترده، مسیر تازه ای برای توسعه این صنعت ایجاد شد؛ مسیری که نتایج آن را امروز در مجتمع های بزرگ پتروشیمی کشور مشاهده می کنیم.
به نظر شما مهم ترین نقطه عطف توسعه صنعت پتروشیمی طی سال های پس از جنگ چه بود؟
اگر بخواهم تنها یک نقطه عطف نام ببرم، بدون تردید به آغاز توسعه میدان گازی پارس جنوبی اشاره می کنم؛ زیرا کشف و بهره برداری از این میدان عظیم گازی، فرصتی بی نظیر برای تأمین پایدار خوراک صنعت پتروشیمی خلق کرد و زمینه را برای اجرای طرح های بزرگ توسعه ای فراهم ساخت.
در شرکت ملی صنایع پتروشیمی، همزمان با برنامه ریزی وزارت نفت برای توسعه فازهای پارس جنوبی، مطالعات گسترده ای نیز با هدف استفاده بهینه از این منابع آغاز شد. طرح های مختلفی در قالب برنامه های پنج ساله توسعه، تدوین شد و در مدیریت برنامه ریزی مورد بررسی قرار گرفت. هر پروژه از نظر تأمین خوراک، توجیه اقتصادی، فناوری و بازار مصرف به دقت ارزیابی و پس از تصویب، وارد مرحله اجرا می شد. یکی دیگر از اقدام های مهم آن دوران، بازسازی مجتمع پتروشیمی بندر امام(ره) بود؛ مجتمعی که پیش از انقلاب با مشارکت ایران و ژاپن احداث شده بود و در دوران جنگ تحمیلی، خسارت های فراوانی دیده بود. با خروج طرف ژاپنی، مسئولیت برآورد خسارت ها، برنامه ریزی برای بازسازی و تکمیل واحدهای آسیب دیده به عهده متخصصان ایرانی قرار گرفت که خوشبختانه این پروژه با موفقیت انجام شد، به طوری که امروز پتروشیمی بندر امام (ره)، یکی از بزرگ ترین و مهم ترین مجتمع های پتروشیمی کشور به شمار می رود. در همان سال ها، پروژه ارزشمند دیگری نیز در بخش تأمین خوراک اجرا شد. اطلاعات مربوط به منابع گازی کشور، شامل گازهای همراه نفت و میدان های مستقل گازی، گردآوری و تحلیل شد. نتیجه این مطالعات، طراحی الگویی جامع برای استحصال اتان و استفاده بهینه از منابع گازی کشور بود؛ طرحی که نقش مهمی در برنامه ریزی توسعه صنعت پتروشیمی ایفا کرد.
افزون بر این، در سال های میانی دهه ۱۳۸۰، برنامه ای جامع برای توسعه ۲۰ ساله صنعت پتروشیمی تدوین شد. این برنامه در قالب چهار برنامه پنج ساله طراحی شده بود که افق زمانی سال های ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۴ را در بر می گرفت. هدف اصلی این نقشه راه، دستیابی ایران به جایگاه نخست منطقه ای در حوزه ارزش محصولات پتروشیمی بود. این سند راهبردی، پس از تدوین در شرکت ملی صنایع پتروشیمی، برای بررسی و تصویب به وزارت نفت ارائه و در ادامه با برنامه های سایر شرکت های زیرمجموعه این وزارتخانه تجمیع شد. در نهایت، این مجموعه برنامه ها در سطح کلان دولت مورد بررسی قرار گرفت و به عنوان بخشی از «چشم انداز ۲۰ ساله کشور» به ریاست جمهوری ارائه شد. این اقدام، یکی از مهم ترین تلاش ها برای هم سو کردن توسعه صنعت پتروشیمی با اهداف کلان توسعه ملی در افق بلندمدت به شمار می رود.
خصوصی سازی در صنعت پتروشیمی را چطور ارزیابی می کنید؟
طی سال هایی که شرکت ملی صنایع پتروشیمی به عنوان یک شرکت مادر تخصصی فعالیت می کرد، همه برنامه های توسعه، تأمین خوراک، سرمایه گذاری و اجرای طرح ها در قالب یک راهبرد واحد دنبال می شد. مجتمع ها زنجیروار به یکدیگر متصل بودند، محصول یک مجتمع، خوراک مجتمع دیگر می شد و همه اجزای صنعت در چارچوب یک برنامه جامع حرکت می کردند. پس از خصوصی سازی صنعت پتروشیمی، پراکندگی شرکت ها موجب شد بخشی از هماهنگی های گذشته از بین برود. (البته معتقدم سیاست خصوصی سازی در برخی صنایع می تواند نتایج مثبتی به همراه داشته باشد) اما با تشکیل هلدینگ خلیج فارس، دوباره انسجام به این صنعت برگشت و حدود ۴۰ درصد ظرفیت صنعت پتروشیمی در قالب یک مجموعه بزرگ تجمیع شد. من که سال های پایانی خدمتم را در هلدینگ خلیج فارس سپری کردم، از نزدیک تلاش های ارزشمند همکاران برای اجرای پروژه های توسعه ای را می دیدم. یکی از پروژه های شاخص آن دوران، تکمیل پالایشگاه گاز بیدبلند خلیج فارس بود که سال ها با مشکلات مالی و اجرایی دست و پنجه نرم می کرد؛ اما با واگذاری آن به هلدینگ خلیج فارس و مدیریت منسجم، روند اجرایی شتاب گرفت و به بهره برداری رسید. این تجربه نشان داد که مدیریت تخصصی و هماهنگ، همچنان می تواند پروژه های بزرگ صنعت را به سرانجام برساند.
آینده صنعت پتروشیمی ایران را چگونه ارزیابی می کنید؟
من به آینده این صنعت خوش بین هستم؛ البته به شرط آنکه همدلی، مدیریت تخصصی و نگاه توسعه محور تقویت شود. صنعت پتروشیمی ایران از نظر منابع خوراک، نیروی انسانی متخصص و تجربه مهندسی، ظرفیت های کم نظیری دارد. انتخاب مدیرانی که از بدنه صنعت نفت و پتروشیمی برخاسته اند، می تواند به بازگشت این نگاه تخصصی کمک کند. اگر برنامه ریزی ها با محور توسعه ادامه یابد و سرمایه گذاری ها به سمت اجرای طرح های جدید هدایت شود، این صنعت، همچنان یکی از پیشران های اصلی اقتصاد کشور خواهد بود.
شما از بانوان پیشکسوت صنعت پتروشیمی هستید. تجربه حضور زنان در این صنعت را چگونه توصیف می کنید؟
همیشه معتقد بوده ام که در محیط های تخصصی،معیار اصلی باید توانایی، دانش و تعهد افراد باشد، نه جنسیت آنها. خوشبختانه در دوران فعالیت من، بسیاری از همکاران زن توانستند توانمندی های خود را به خوبی نشان دهند؛ البته نمی توان از دشواری های نقش مادری و مسئولیت های خانوادگی چشم پوشی کرد، به طوری که بسیاری از بانوان شاغل، به ویژه در سال های ابتدایی زندگی مشترک و دوران فرزندپروری، با دغدغه های فراوانی روبه رو هستند. اگر امکانات حمایتی بیشتری مانند مهدکودک های سازمانی و تسهیلات مناسب در اختیار مادران قرار گیرد، بانوان با آرامش بیشتری در مسئولیت های حرفه ای خود ظاهر شده و ایفای نقش خواهند کرد.
در سوگ زهرای 14 ماهه که زودآسمانی شد
پرواز فرشته
مهناز محمدی | تنها چهارده ماه از آمدنت به این دنیا گذشته بود؛چهارده ماه لبخند، چهارده ماه معصومیت؛چهارده ماه نگاه هایی به رنگ آبی دریا و گیسوانی که گویی خورشید، رشته های طلایی اش را به تو بخشیده بود.
تو هنوز واژه «زندگی» را نیاموخته بودی که آسمان، نامت را در دفتر شهیدان نوشت
دستان کوچکت هنوز گرمای آغوش مادر را می خواست، اما تقدیر، تو را همراه با مادر و پدربزرگت به سفری برد که پایانش، آرامش ابدی بود.
می گویند فرشتگان، کودکان پاک را با لبخند به آسمان می برند.شاید همان روز نیز، فرشتگان گرداگرد گهواره کوچکت حلقه زدند و تو را، آرام و بی صدا، تا بهشت بدرقه کردند.
اکنون، پیکر کوچکت در جوار بارگاه نورانی حضرت امام رضا (ع) آرام گرفته است؛ کنار مادری که تمام دنیایت بود و در کنار پدربزرگی که نامش در تاریخ این سرزمین ماندگار است.
چه آرامشی بالاتر از آنکه نخستین خواب ابدی، زیر سایه گنبد طلایی امام مهربانی ها باشد.
ای زهرا...
شاید دیگر صدای خنده هایت در کوچه های این دنیا نپیچد، اما نامت، یادآور معصومیتی است که هیچ آتشی توان خاموش کردنش را ندارد.
تو رفتی، اما آبیچشمانت در خاطره ها ماند،
و طلایی موهایت، همچون پرتو خورشید، در دل هر کس که داستانت را بشنود، خواهد درخشید.
سلام بر تو،
ای کوچک ترین شهید؛
سلام بر لبخندی که ناتمام ماند،
بر گهواره ای که خاموش شد،
و بر روح پاکت که اکنون در جوار اولیای الهی، در آرامشی جاودانه آرمیده است.
خداوند تو را با حضرت فاطمه زهرا (س) محشور گرداند و بر مزار کوچکت، همواره عطر بهشت و نسیم رضوی جاری سازد .
راهنمای استفاده از صفحات نشریه مشعل
- بزرگنمایی یا کوچک نمایی تصاویر : Scroll (غلطک) ماوس
با امکان جابجایی پس از بزرگنمایی صفحات
- دسترسی به متن خبر: دابل کلیک روی تصاویر صفحات