
مردان گاز استان ایلام در میان دود و آوار خوش درخشیدند
شعله های روشــــــن در خانه مرزنشینان
مدیرعامل شرکت گاز استان ایلام
ساعت از نیمه های شب گذشته بود. نورافکن جرثقیل ها تاریکی دشت های مرزی مهران را شکافته بودند و صدای موتور ماشین آلات با غرش جنگنده هایی درهم می آمیخت که هنوز آسمان منطقه را ترک نکرده بودند. این در حالی بود که چند ساعت پیش، موشک دشمن یکی از مهمترین ایستگاه های گازرسانی منطقه را به تلی از آهن و خاک تبدیل کرده بود. ۲۴ روستای مرزی در آستانه خاموشی و قطع گاز قرار داشتند، اما در میان دود، آوار و تهدید حملات دوباره، مردانی هم ایستاده بودند که تصمیم گرفته بودند اجازه ندهند چراغ هیچ خانه ای خاموش شود. این روایت حماسه ای است که روزهای جنگ در استان ایلام رقم خورد؛ روایتی از ایثار، تخصص و مسئولیت پذیری کارکنان شرکت گاز استان ایلام که به گفته علی سلیمانی، مدیرعامل این شرکت، در تاریخ صنعت گاز کشور ماندگار خواهد شد.
او از روزهایی سخن می گوید که کارکنان صنعت گاز در ایلام، همزمان با مقابله با آثار حملات دشمن، مسئولیت سنگین حفظ پایداری انرژی را نیز بر دوش داشتند.
استان ایلام فقط یک استان مرزی نیست؛ سرزمین مرزبانان غیور، خادمان زائران اربعین و یکی از مهم ترین استان های برخوردار از منابع نفت و گاز کشور است که با بیش از ۲۳۰ هزار مشترک، ۲۸ شهر و نزدیک به ۶۰۰ روستای گازدار، به یکی از موفق ترین مناطق کشور در توسعه شبکه گازرسانی تبدیل شده است. پوشش100 درصدی مناطق شهری و بیش از ۹۹ درصدی روستاها، شبکه ای گسترده و حیاتی را شکل داده است که کوچک ترین اختلال در آن می تواند زندگی هزاران خانوار را تحت تأثیر قرار دهد و همین اهمیت راهبردی سبب شد در روزهای جنگ، تأسیسات گازی استان نیز در فهرست اهداف دشمن قرار گیرد.
موشک در قلب شبکه گاز
حملات دشمن خسارت های متعددی به تأسیسات گازرسانی استان وارد کرد. بیش از ۲۵۶ مورد آسیب به علمک ها، رگولاتورها و کنتورهای گاز ثبت شد و دو ایستگاه میترینگ نیز آسیب دیدند، همچنین حدود دو هزار و ۷۵۰ حادثه قطع گاز در نقاط مختلف استان رخ داد که همگی در کوتاه ترین زمان ممکن مدیریت و رفع شدند، اما مهم ترین حادثه، صبح15 فروردین روی داد؛ زمانی که یک فروند موشک به صورت مستقیم ایستگاه CGS روستای لیزن در بخش صالح آباد مهران را هدف قرار داد. اصابت مستقیم موشک، ایستگاه را به طور کامل از مدار خارج کرد.
در آن لحظه، تنها چند دقیقه برای جلوگیری از یک بحران بزرگ فرصت وجود داشت. گازبان مستقر در محل بدون لحظه ای تردید وارد عمل شد، مسیرهای ورودی را بست و از گسترش خسارت جلوگیری کرد. دقایقی بعد، خبر حادثه به مرکز استان رسید و عملیات اضطراری آغاز شد. کمتر از دو ساعت بعد، مدیرعامل شرکت گاز استان و تیم های واکنش سریع در محل حادثه حاضر بودند.
عملیات جهادی در میدان جنگ
سلیمانی می گوید: آنچه پس از آن رخ داد، بیش از یک عملیات فنی بود؛ نمایش توانمندی، انسجام و روحیه ای که تنها در شرایط بحرانی آشکار می شود. بررسی ها نشان داد ایستگاه تخریب شده باید در سریع ترین زمان ممکن جایگزین شود، اما یک مشکل بزرگ وجود داشت؛ در انبار شرکت ایستگاهی با ظرفیت مشابه وجود نداشت. تنها گزینه موجود، یک ایستگاه ۱۰ هزار مترمکعبی بود که برای پروژهای دیگر در نظر گرفته شده بود. تصمیم دشواری باید گرفته می شد. تیم های فنی در همان محل نشست اضطراری تشکیل دادند. نقشه های جدید تهیه شد و پس از طراحی مجدد خطوط ورودی و خروجی، دستور آغاز عملیات صادر شد.ساعت ۱۳ و 45 دقیقه عملیات اجرایی آغاز و از آن لحظه، مسابقه ای نفسگیر با زمان شروع شد.
نبرد برای بازگشت گاز
همزمان با آماده سازی محل نصب ایستگاه جدید، تصمیم مهم دیگری نیز گرفته شد؛ اجرای یک خط پدافندی به طول پنج هزار و ۳۰۰ متر برای اتصال شبکه های منطقه و افزایش تاب آوری زیرساخت ها.
اجرای چنین پروژه ای در شرایط عادی نیز زمانبر و پیچیده است، اما این بار همه چیز متفاوت بود، منطقه در تیررس دشمن قرار داشت. معارضان محلی، زمین های کشاورزی، محدودیت های حریم جاده و الزام های فنی باید در کوتا ه ترین زمان ممکن مدیریت می شدند. چهار دستگاه بیل مکانیکی به صورت شبانه روزی وارد میدان شدند. همزمان ده ها نیروی عملیاتی، جوشکار، تکنیسین، کارشناس و راننده ماشین آلات در کنار هم مشغول کار شدند. به گفته سلیمانی، هیچکس به ساعت نگاه نمی کرد. هدف فقط یک چیز بود؛ بازگرداندن گاز به خانه های مردم.
شب های حماسه
بخش تأثیرگذار این روایت، نه اعداد و آمار، بلکه صحنه هایی است که در آن شب تاریخی رقم خورد. جنگنده ها و پهپادهای دشمن بر فراز منطقه پرواز می کردند. نورافکن های جرثقیل ها و ماشین آلات در دل تاریکی از کیلومترها دورتر دیده می شد. هر لحظه امکان حمله دوباره وجود داشت. اما هیچ یک از کارکنان محل را ترک نکردند. نه راننده بیل مکانیکی ، نه جوشکار، نه تکنیسین و نه مدیرعامل. در آن شب دیگر رئیس و کارمند معنا نداشت. همه برای یک هدف کنار هم ایستاده بودند. سرانجام ساعت 1 و 55 دقیقه بامداد، تنها ۱۲ ساعت پس از آغاز عملیات، ایستگاه جدید آماده بهره برداری شد و گاز دوباره در شبکه توزیع جریان یافت و ۲۴ روستای مرزی از خاموشی نجات پیدا کردند.
پشت صحنه موفقیت
موفقیت آن عملیات، حاصل آمادگی قبلی بود. شرکت گاز استان ایلام پیش از وقوع بحران، ۱۸ جلسه تخصصی پدافند غیرعامل و مدیریت بحران برگزار کرده بود؛ موجودی انبارها بررسی و سناریوهای احتمالی ارزیابی شده بودند. تجهیزات در شهرستان ها توزیع شده و مهمتر از همه، نیروها برای رویارویی با شرایط بحرانی آموزش دیده بودند. این آمادگی سبب شد در زمان وقوع حادثه، هیچگونه سردرگمی میان نیروهای عملیاتی وجود نداشته باشد.
هر کس دقیقا می دانست چه وظیفه ای به عهده دارد. در میان روایت های آن روزها، یک خاطره بیش از همه توجه را جلب می کند. پیمانکاری که برای اجرای پروژه انتخاب شده بود، در شرایطی وارد میدان شد که بسیاری از فعالیت های عمرانی متوقف شده بودند.
پس از پایان عملیات، مدیرعامل شرکت تصمیم گرفت بابت تلاش فوق العاده این پیمانکار، حق الزحمه مناسبی در نظر گرفته شود، اما پاسخ پیمانکار غیرمنتظره بود.
او گفته بود: وقتی دیدم مدیرعامل و کارکنان شرکت زیر تهدید حملات هوایی برای وصل کردن گاز مردم تلاش می کنند، با خودم عهد بستم کنارشان باشم. او نه تنها حاضر شد با حداقل سود ممکن کار را انجام دهد.
سهم او از آن عملیات، نه پول، بلکه رضایت از خدمت به مردم بود. حتی در صورت بروز حادثه یا نیاز به تعمیرات اساسی، پایداری شبکه حفظ خواهد شد. دستاوردی که ارزش آن بسیار فراتر از روزهای جنگ است.
قهرمانان گمنام
شاید مهمترین بخش این روایت، نام هایی باشد که کمتر شنیده می شوند. گازبانانی که نخستین نفرات حاضر در صحنه بودند. نیروهای امداد و تعمیرات که ساعت ها بدون استراحت کار کردند. کارشناسانی که طراحی های اضطراری را در کوتاه ترین زمان انجام دادند. رانندگان ماشین آلاتی که در دل شب خاک را شکافتند و خانواده هایی که روزها و شبها چشم انتظار عزیزان خود ماندند. اینها قهرمانان خاموش امنیت انرژی کشور هستند. مردانی که شاید نامشان در تیتر اخبار قرار نگیرد، اما اگر نباشند، زندگی میلیون ها نفر تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.
پایان یک روایت؛ آغاز یک افتخار
اگرچه مدت زمانی است که از آن روزهای پرالتهاب گذشته است، اما خاطره آن شب هنوز در ذهن کارکنان شرکت گاز استان ایلام زنده است. شبی که زیر سایه تهدید و میان صدای انفجار، اراده انسان بر ویرانی غلبه کرد. شبی که نشان داد امنیت انرژی کشور فقط با تجهیزات و تأسیسات تأمین نمی شود، بلکه بر شانه های انسان هایی استوار است که در سخت ترین شرایط، مسئولیت خود را فراموش نمی کنند. شبی که میان آماج حملات دشمن صهیونی - آمریکایی ماه کامل شد و کارکنان شرکت گاز استان ایلام حماسه ای از ایثار و فداکاری را به رخ جهانیان نشان دادند. حماسه کارکنان شرکت گاز استان ایلام تنها یک عملیات موفق فنی نبود؛ روایتی بود از تعهد، همدلی و عشق به خدمت.روایتی که بی تردید در تاریخ صنعت گاز ایران ماندگار خواهد ماند؛ همانگونه که شعله های روشن خانه های مرزنشینان ایلام، یادآور آن شب های دشوار و آن مردان ایستاده در خط مقدم انرژی خواهد بود.