قدردانی رئیسجمهوری از وزارت نفت در مدیریت مصرف انرژی
شعله های روشن در خانه مرزنشینان
پیشتازی در اجرای قانون حمایت از خانواده
غول هـــای انرژی در تعقیب جام ها
مهمترین پیام عاشورا حفظ عزت انسان است
قدردانی رئیس جمهوری از وزارت نفت
در مدیریت مصرف انرژی
مسعود پزشکیان، رئیس جمهوری در نشست بررسی و تدوین چارچوب های اجرایی طرح فراگیر بهینه سازی مصرف انرژی در اداره ها، محیط ها و اماکن دولتی با قدردانی از اقدام های وزارتخانه های نفت، نیرو و کشور در مدیریت مصرف انرژی طی زمستان گذشته گفت: عبور موفق از دوره اوج مصرف نیازمند تداوم سیاست های مدیریت مصرف و تبدیل نهضت بهینه سازی مصرف انرژی به یک فرهنگ عمومی و رفتار سازمانی پایدار در سراسر کشور است. در این نشست که وزیر کشور، وزیر نیرو، رئیس سازمان برنامه و بودجه و رئیس سازمان مدیریت راهبردی و بهینه سازی مصرف انرژی در آن حضور داشتند، پزشکیان، تحقق سریع، مؤثر و پایدار این برنامه ملی (طرح فراگیر بهینه سازی مصرف انرژی در اداره ها، محیط ها و اماکن دولتی) را مستلزم حرکت در چارچوب های علمی، دقیق و مبتنی بر نظام حکمرانی اجرایی خواند. وی تصریح کرد: عبور موفق از دوره اوج مصرف نیازمند تداوم سیاست های مدیریت مصرف و تبدیل نهضت بهینه سازی مصرف انرژی به یک فرهنگ عمومی و رفتار سازمانی پایدار در سراسر کشور است. رئیس جمهوری بر ضرورت تعمیم آموزش های تخصصی و برنامه های مدیریت مصرف به تمامی سطوح دستگاه های اجرایی تأکید کرد و گفت: این اقدام ها باید در قالب آموزش های فراگیر به تمام واحدهای سازمانی تسری یابد و به بخشی از فرهنگ و رفتار سازمانی دستگاه های دولتی تبدیل شود.
مدیریت مصرف انرژی از اولویت های حیاتی کشور است
رئیس جمهوری همچنین در همایش سراسری «حکمرانی هم افزا» که با حضور جمعی از اعضای هیئت دولت، استانداران و بیش از ۳هزار و 005 نفر از فرمانداران و بخشداران سراسر کشور برگزار شد، مدیریت مصرف انرژی را از اولویت های حیاتی کشور دانست و با تأکید بر نقش استانداران، فرمانداران و بخشداران در این حوزه بیان کرد: نخستین گام در این مسیر، آگاهی بخشی و اصلاح فرهنگ مصرف است. وی ادامه داد: باور ندارم که تنها با بخشنامه و اجبار بتوان به نتیجه رسید. آموزه های دینی ما سرشار از توصیه ها و هشدارها درباره پرهیز از اسراف و تبذیر است و باید این مفاهیم را برای مردم تبیین کرد. رئیس جمهوری گفت: اصلاح الگوی مصرف باید از مجموعه های اداری آغاز شود و سپس به دیگر بخش ها و محلات تسری یابد. با مشارکت مردم، امکان تحقق حداقل 03درصد صرفه جویی انرژی وجود دارد و این موضوع، بیش از هر مسئله ای نیازمند اراده و پیگیری مدیران است. پزشکیان تأکید کرد: نباید شرایط به گونه ای پیش برود که ناچار به قطع برق و گاز بخش صنعت و تولید شویم.
طراحی راهکارهای مؤثر برای مدیریت مصرف انرژی
رئیس جمهوری افزود: لازم است برای مدیریت مصرف، راهکارهای عملیاتی و مؤثر طراحی شود و مدیران محلی می توانند در این زمینه نقش آفرینی مؤثری داشته باشند. وی با اشاره به الزام های توسعه پایدار گفت: توسعه باید متناسب با ظرفیت ها و منابع طبیعی کشور باشد. نمی توان شهرها و روستاها را گسترش داد؛ اما برای تأمین آب، برق، هوا و دیگر زیرساخت های مورد نیاز برنامه ای نداشت.
پزشکیان ادامه داد: هر مدیری که توسعه را بدون توجه به منابع طبیعی دنبال کند، در حق نسل های آینده جفا کرده است. در این مسیر باید از ظرفیت دانشگاهیان و متخصصان بهره گرفت. وی همچنین با تأکید بر ضرورت تدوین برنامه های عملیاتی برای کاهش مصرف انرژی افزود: هر فرماندار، بخشدار و مدیر اجرایی باید وضع کنونی مصرف انرژی در حوزه مسئولیت خود را احصا و برنامه های اصلاحی و اهداف کاهش مصرف را مشخص کند. رئیس جمهور گفت: استانداران نیز در نشست های آینده باید گزارش عملکرد دستگاه های زیرمجموعه را در این زمینه دریافت و ارزیابی کنند. پزشکیان یادآورشد: از استان ها و بخش هایی که موفق به تحقق بیشترین مقدار صرفه جویی شوند، قدردانی می شود و به عنوان الگو معرفی خواهند شد. رئیس جمهوری با تأکید بر ضرورت تحول در رویکردها و رفتارهای مدیریتی گفت: برای دستیابی به شرایط بهتر، باید رقابت در کارآمدی، بهره وری و بهترین شدن را در همه سطوح مدیریتی کشور نهادینه کنیم تا بتوانیم در عرصه های مختلف موفق و پیشرو باشیم.
وزیر نفت:
رئیس جمهوری در ترغیب مردم به کاهش مصرف نقش تاریخی ایفاکرد
محسن پاک نژاد، وزیر نفت ضمن قدردانی از حمایت رئیس جمهوری در ترغیب مردم به مشارکت در کاهش مصرف، در صفحه شخصی خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: فراموش نمی کنیم رئیس جمهوری نقش تاریخی ایفا کرد. وی در این پیام یادآور شد: رئیس جمهوری از فعالیت وزارت نفت در زمستان گذشته قدردانی کرد که این موفقیت حاصل تلاش همه کارکنان صنعت نفت بوده و ایران مقتدر متکی به وجود آنان است. ضمن تشکر از حمایت بی دریغ رئیس جمهوری، فراموش نمی کنیم دکتر پزشکیان در ترغیب مردم به مشارکت در کاهش مصرف نقش تاریخی ایفا کرد.
وزیر نفت:
طرح ضربتی افزایش تولید گاز کلید خورد
محسن پاک نژاد، وزیر نفت از اجرای طرح ضربتی افزایش تولید گاز در بخش خشکی خبر داد و گفت: با بهره گیری از همه ظرفیت های موجود، برنامه افزایش تولید گاز در کنار توسعه میدان ها و جمع آوری گازهای همراه، با شتاب در حال پیگیری است. حتی در دوران جنگ 21روزه و 04 روزه، فعالیت های صنعت نفت در حوزه های مختلف متوقف نشد و توسعه میدان های نفت و گاز در سراسر کشور با جدیت ادامه یافت. وی افزود: افزون بر فعالیت های جاری در میدان گازی پارس جنوبی و سکوهای دریایی، در بخش خشکی نیز طرح ضربتی افزایش تولید گاز تعریف و وارد مرحله اجرا شده است. وزیر نفت با بیان اینکه این طرح همه میدان های تحت پوشش شرکت نفت مناطق مرکزی را در برمی گیرد، تصریح کرد: براساس برنامه ریزی های انجام شده، از همه ظرفیت های موجود برای افزایش تولید گاز استفاده خواهیم کرد و در همه میدان ها شاهد افزایش تولید خواهیم بود.
بهره برداری از ۵ طرح جمع آوری گازهای همراه
پاک نژاد همچنین با اشاره به روند اجرای طرح های جمع آوری گازهای همراه گفت: این پروژه ها به صورت جدی در دستور کار قرار دارند و اکنون 03 قرارداد در زمینه جمع آوری گازهای همراه در حال اجراست. وی ادامه داد: طبق برنامه ریزی ها، پنج طرح جمع آوری گازهای همراه در آستانه بهره برداری قرار دارد. اجرای این پروژه ها ضمن کاهش مشعل سوزی و ارتقای شاخص های محیط زیستی، زمینه بهره برداری از گازهای همراه در بخش تولید را فراهم می کند و این منابع را به چرخه ارزش آفرینی صنعت نفت بازمی گرداند. پاک نژاد با اشاره به دستاوردهای اخیر صنعت نفت یادآور شد: طی یک سال و نیم گذشته چند طرح بزرگ جمع آوری گازهای همراه اجرا شده و روند اجرای آن ها با مشارکت بخش خصوصی نسبت به دوره های گذشته شتاب بیشتری گرفته است و در مسیر توسعه قرار دارد.
وزیر نفت همچنین در نشست مجازی مجلس شورای اسلامی از آمادگی وزارت نفت برای اجرای راهکار ارتباط کارت بانکی با کارت سوخت خبر داد و گفت: زیرساخت های اجرای کارت بانکی آماده و نیازمند همکاری وزارت امور اقتصادی و دارایی است که تاکنون اتفاق مؤثری دراین باره رخ نداده و نیازمند پیگیری است. وی با اشاره به اینکه روزانه حدود 011میلیون لیتر بنزین تولید می کنیم و این مقدار، حداکثر توان ماست، ضمن اینکه حدود 03 میلیون کارت هوشمند سوخت فعال در کشور وجود دارد، افزود: اگر به تولید داخل متکی باشیم، با فرض اینکه نمی توانیم واردات داشته باشیم، آیا می توان سوخت را مدیریت کرد؟ این واقعیت میدانی ماست و در چارچوب این موضوع، شماری از راهکارها ارائه می شود که راهکارهایی مؤثر هستند. وزیر نفت تاکید کرد: راهکارهای دیگری هم برای مدیریت سوخت در حال انجام است. وظیفه وزارت نفت تولید، تأمین، انتقال و توزیع سوخت است؛ اما برای رهایی از مشکل تأمین سوخت، نیازمند همراهی مردم هستیم. اکنون نمی توان تنها قیمت هایی را برای سوخت مطرح کرد؛ زیرا شرایط اقتصادی و اجتماعی پاسخگو نیست و البته مشکل را هم حل نمی کند. پاک نژاد بیان کرد: راهکارهایی نظیر اینکه به ازای هر کد ملی، سوخت تخصیص داده شود، مطلوب است؛ زیرا عدالت اجتماعی رعایت می شود؛ البته نمی دانم زیرساخت چنین طرحی چه زمانی آماده می شود. اگر الگوی کالابرگ برای ارائه سوخت پاسخگوست، باید برای جلوگیری از رویارویی با این مشکل در آینده، همین الگو را جمع بندی کنیم. بنده فقط طرح مسئله کردم. برای مدیریت مصرف سوخت نیازمند همفکری هستیم، پیشنهادهایی هم ارائه کرده ایم که در کارگروه بررسی شده است.
مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران خبرداد:
جبران 30 میلیون مترمکعب از ظرفیت فراورشی گاز
سعید توکلی، معاون وزیر نفت در امور گاز با اشاره به خسارت های جنگ تحمیلی سوم گفت: متأسفانه یکی از بخش هایی که بسیار آسیب دید، فراورش و تولید گاز کشور بود که در طول جنگ ازسوی دشمن آمریکایی-صهیونیستی مورد اصابت قرار گرفت و بخشی از ظرفیت تولید کشور از دست رفت؛ اما با مدیریت یکپارچه وزارت نفت و گام های مناسب مهندسی و فرایندی در قالب اقدام های کوتاه مدت پس از جنگ تحمیلی سوم، اکنون 2 مورد از برنامه های زودهنگام به نتیجه رسیده و 03 میلیون مترمکعب از تولید روزانه گاز شیرین به شبکه بازگشته است. وی با بیان اینکه از همان روز اول حمله، برنامه های کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت پیش بینی شد، افزود: با تشکیل تیم ها، برنامه های زودبازده مورد نظر قرار گرفت تا بتوانیم پیش از زمستان امسال، بخشی از ظرفیت تولید را برگردانیم. توکلی با تأکید بر اینکه همه این موارد پس از انجام عملیات آواربرداری، ارزیابی خسارت و اقدام های فنی و مهندسی انجام شد، گفت: اکنون فعالیت های اولیه برای فرایند بازسازی بلندمدت نیز پیش بینی شده است. معاون وزیر نفت در امور گاز با اعلام از دست رفتن حدود یک سوم فراورش گاز، درباره زمان پیش بینی شده برای رسیدن به تولید اولیه گفت: بازگشت به نقطه پیش از حمله های دشمن آمریکایی- صهیونیستی، نیازمند اقدام های بلندمدت و بررسی های مهندسی، سفارش گذاری، ساخت و اجراست که به زمان زیادی نیاز دارد.
رئیس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی:
خدمات وزارت نفت با وجود حملات دشمن ستودنی است
رئیس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی گفت: از نیروهای عملیاتی در خط مقدم تا وزیر و معاونان وزارت نفت که برای جلوگیری از بروز اختلال در تأمین سوخت کشور تلاش کرده اند و با وجود فشارها و حملات دشمن به زیرساخت های صنعت نفت، خدمات این وزارتخانه بدون وقفه ادامه یافت، قدردانی می کنم. نصرالله پژمانفر در نشست اعضای کمیسیون اصل ۹۰ قانون اساسی مجلس شورای اسلامی با وزیر نفت با تأکید بر اینکه در حوزه ماموریت های وزارت نفت خللی ایجاد نشد، بیان کرد: مردم در این زمینه به ویژه در تأمین سوخت با کمبودی روبه رو نشدند. وی با اشاره به برگزاری دومین نشست بررسی عملکرد وزارت نفت پس از جنگ، گفت: در این نشست، موضوع مدیریت و تأمین منابع سوخت کشور در حوزه گاز و فراورده های نفتی بررسی شد و براساس گزارش ها و برنامه ریزی های انجام شده و همچنین همراهی مردم، نگرانی در زمینه تأمین سوخت وجود نخواهد داشت. پژمانفر افزود: کاهش مصرف بی رویه سوخت و حرکت به سمت الگوهای استاندارد مصرف جهانی، موضوعی است که حتی پیش از شرایط جنگی نیز در قوانین کشور بر آن تاکید شده بود.
سوخت رسانی وزارت نفت بی نظیر بود
عضو کمیسیون اصل ۹۰ قانون اساسی مجلس شورای اسلامی نیز با قدردانی از عملکرد وزارت نفت در زمان جنگ تحمیلی سوم گفت: با وجود حضور بیش از ۱۵ میلیون مسافر، سوخت رسانی در کشور به ویژه در استان های شمالی کشور با نظمی بی نظیر و بدون بروز اختلال مدیریت شد. علی کشوری با بیان اینکه دشمن در بسیاری از مواقع تلاش می کند با تمرکز بر موضوع تأمین سوخت و ایجاد صف های طولانی در جایگاه ها، نارضایتی عمومی ایجاد کند، افزود: در این شرایط، شاهد نظمی بی نظیر در سوخت رسانی به ویژه در استان های شمالی کشور بودیم. وی تصریح کرد: بیش از ۱۵ میلیون نفر مسافر در ایام جنگ تحمیلی سوم در استان های شمالی حضور داشتند که با اهتمام وزیر نفت و تلاش کارکنان این وزارتخانه، تأمین سوخت مورد نیاز آنان به خوبی مدیریت شد. کشوری بر ضرورت اطلاع رسانی شفاف به مردم تأکید کرد و گفت: باید به صورت صریح و شفاف با مردم سخن گفت و اقدام های انجام شده در حوزه تأمین سوخت و مدیریت مصرف را به درستی اطلاع رسانی کرد.
نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی:
عملکرد مطلوب وزارت نفت در جنگ مانع کمبود سوخت شد
نماینده تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس در مجلس شورای اسلامی گفت: وزارت نفت در دوران جنگ عملکردی از خود نشان داد که درعمل مردم دچار کمبود و یا مشکلی در بخش سوخت و انرژی نشدند.
امیرحسین ثابتی منفرد با بیان اینکه مجموعه وزارت نفت یکی از خط های مقدم کشور در جریان جنگ تحمیلی سوم بوده است، بیان کرد: یکی از اهداف مهم دشمن در دو جنگ اخیر، آسیب به زیر ساخت های انرژی، نفت و گاز ما بود، اما وزارت نفت در این مدت عملکردی از خود نشان داد که درعمل مردم دچار کمبود و یا مشکلی در بخش سوخت و انرژی نشدند. وی با بیان اینکه در هر جنگی ممکن است کمبودهایی ایجاد شود و این طبیعت و ذات شرایط جنگی است، افزود: تا امروز دو جنگ سنگین (21 روزه و جنگ 04 روزه) را پشت سر گذاشتیم، اما هیچ فردی نمی تواند ادعا کند که کشور دچار قحطی یا نارسایی جدی در حوزه سوخت شده است.
نماینده تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس در مجلس با اشاره به مجاهدت های کارکنان صنعت نفت در دوران جنگ تحمیلی سوم تصریح کرد: حدود یک ماه پیش به همراه جمعی از نمایندگان مجلس از پالایشگاه تهران که هدف حمله دشمن قرار گرفت، بازدید کردیم، اما اوضاعی که در این تأسیسات به چشم آمد، مظلومیت افرادی بود که به صورت میدانی و بی حاشیه در این پالایشگاه فعالیت می کردند.
ثابتی گفت: هرچند دشمن به بخشی از زیرساخت های انرژی ما آسیب زد، اما صدها نفر که شاید نامشان در هیچ رسانه ای نباشد، برای بازسازی تأسیسات نفتی تلاش می کنند. معتقدم همین روحیه و کار جهادی است که کشور را با وجود دو موج سنگین جنگ پابرجا و استوار نگاه داشته است.
مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی اعلام کرد:
بازگشت ۳۸ درصد از ظرفیت پتروشیمی به چرخه تولید
حسن عباس زاده، مدیر عامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی با اشاره به آسیب های واردشده به صنعت پتروشیمی در حملات دشمن آمریکایی - صهیونیستی در جنگ تحمیلی سوم و گرامیداشت یاد و خاطره ۶ نفر از همکاران پتروشیمی که در جریان این جنگ به شهادت رسیدند، از بازگشت حدود 83 درصد ظرفیت از دست رفته صنعت پتروشیمی به چرخه تولید و ثبات بازار محصولات پلیمری و پلاستیکی خبر داد. وی با اشاره به اینکه بخشی از خسارت ها در جنگ مربوط به پالایشگاه های گازی بود که بخشی از خوراک صنعت پتروشیمی شامل گاز طبیعی و میعانات گازی را تحت تأثیر قرار داد، افزود: به برخی تأسیسات جانبی صنعت پتروشیمی حملات مستقیم شد و نیروگاه هایی که وظیفه تأمین برق و بخار مجتمع های پتروشیمی را به عهده داشتند، هدف قرار گرفتند و متأسفانه بخشی از ظرفیت تولید برق و بخار تحت تأثیر قرار گرفت. معاون وزیر نفت تصریح کرد: همچنین، بعضی از واحدهای تولیدی صنعت پتروشیمی به صورت مستقیم مورد اصابت قرار گرفتند و از چرخه تولید خارج شدند.
اولویت؛ تأمین نیاز مردم و صنایع پایین دستی
عباس زاده با بیان اینکه بلافاصله پس از وقوع این حوادث، کمیته های بازیابی و بازسازی فعالیت خود را آغاز کردند، گفت: هدف این کمیته ها استفاده حداکثری از امکانات موجود، بهره گیری از منابع پراکنده تأمین بخار و همچنین تأمین برق از ظرفیت های موجود صنعت نفت، نیروگاه های متصل به شبکه و بورس انرژی بود تا شرکت های پتروشیمی با اولویت تأمین نیاز مردم و صنایع پایین دستی هرچه سریع تر به مدار تولید بازگردند. مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی تأکید کرد: همه تلاش ها بر پایه تأمین نیاز صنایع داخلی استوار شده است. به این منظور، در نشست ستاد تنظیم بازار به ریاست معاون اول رئیس جمهوری، گزارشی برای کنترل و مدیریت بازار محصولات پتروشیمی ارائه شد. عباس زاده با اشاره به اینکه عرضه محصولات پتروشیمی در هفته های گذشته افزایش یافته است، تأکید کرد: با افزایش عرضه ها، حجم رقابت در بورس کالا کاهش یافته و انتظار می رود با عملیاتی شدن دوباره برخی شرکت ها،آرامش بیشتری بر بازار این محصولات حاکم شود.
مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی ایران:
تأمین پایدار سوخت نیروگاه ها نیازمند تدابیر ویژه است
محمدصادق عظیمی فر، مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی ایران در حاشیه نشست بررسی تأمین انرژی صنایع و نیروگاه ها برای تابستان و زمستان پیش رو با حضور جمعی از اعضای کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی و شماری از مسئولان وزارت نیرو، به تعامل سازنده وزارتخانه های نفت و نیرو در سال 4041 برای تأمین سوخت نیروگاه ها اشاره کرد وگفت: با پیگیری و اقدام بخش های مختلف، سال گذشته موفق شدیم سوخت نیروگاه ها را به صورت پایدار تأمین و از فصل سرد سال عبور کنیم. وی با بیان اینکه امسال در بخش انرژی کشور، اوضاعی ویژه وجود دارد، تأکید کرد: به دلیل آسیب های واردشده به بعضی تأسیسات انرژی کشور، بویژه در پارس جنوبی و تأسیسات گازی، همچنین بخش هایی از صنایع پتروشیمی و فولاد، نیازمند اتخاذ تدابیر ویژه و سریع برای مدیریت تأمین انرژی هستیم. ازاین رو باید با برنامه ریزی دقیق و هماهنگی میان دستگاه های مرتبط، تأمین پایدار سوخت نیروگاه ها را در فصل زمستان، همزمان با تشدید ناترازی انرژی تضمین کنیم. عظیمی فر با اشاره به ماهیت بین بخشی موضوع تأمین سوخت نیروگاه ها تصریح کرد: این موضوع بین وزارتخانه های نفت و نیرو مشترک است و از این منظر، کمیسیون انرژی مجلس نقشی مهم در هماهنگی، نظارت و پیگیری اجرای تعهدهای هریک از دستگاه ها ایفا می کند.
وقتی تلاش پایدار در میدان بحران معنا می یابد
خدمت همدلانه برای ایــــــــــــــــران
حمیدرضازینلی| در روزهایی که آسمان سرزمین پارس زیر سایه التهاب و تهدید قرار داشت و طنین جنگ در گوش شهرها می پیچید، در دل این میدان پرتلاطم، روایتی دیگر از ایستادگی، مسئولیت پذیری و خدمت بی وقفه رقم خورد. در میان همه صحنه های پرتنش جنگ ، شبکه عظیم گاز کشور بی آنکه لحظه ای از تپش بازایستد، به حیات خود ادامه داد و چرخه زندگی را پایدار نگاه داشت. پشت این پایداری، خانواده بزرگ شرکت ملی گاز ایران ایستاده بود؛ مدیران، کارشناسان، امدادگران و کارکنانی که در سخت ترین شرایط و حساس ترین لحظات، پیش از آنکه بحران فرصت گسترش پیدا کند، خود را به قلب حادثه رساندند. آنان در حالی که خطر در کمین بود و برخی حتی در مسیر انجام وظیفه آسیب دیدند، به انجام مأموریت خود پرداختند، زیرا نیک می دانستند که حفظ ایمنی و امنیت، صیانت از پایداری شبکه گاز و پاسداری از آرامش و آسایش مردم، تنها یک وظیفه سازمانی نیست، بلکه مسئولیتی ملی و راهبردی است. در شرایطی که هر آسیب به زیرساخت ها می توانست به بحرانی بزرگ تر منجر شود، حضور به موقع و هماهنگ نیروهای عملیاتی، امدادی و مدیریتی صنعت گاز، تهدیدها را مهار کرد و مانع شکل گیری حوادث ثانویه شد؛ تلاشی که پایداری شبکه گاز کشور را حفظ کرد و آرامش عمومی را تداوم بخشید. امروز، عبور سرافرازانه کشور از روزهای بحران، ثمره مدیریت هوشمندانه، منسجم و تلاش بی وقفه خانواده بزرگ صنعت گاز است؛ تلاشی که با تکیه بر تخصص، تعهد و آمادگی، تهدیدها را مهار کرد و نشان داد اقتدار تنها در رویارویی با بحران نیست، بلکه در پیشگیری از گسترش آن و حفظ پایداری و آرامش کشور معنا می یابد. در پس آرامش روزهای بحران، ناگفته هایی از پایداری، مسئولیت پذیری و حضور در لحظه نهفته است؛ روایت انسان هایی که در بزنگاه های حساس، بار سنگین اطمینان و پایداری را بر دوش کشیدند. آنچه در ادامه می خوانید، بازتابی از همین تجربه های ماندگار و لحظه های سرنوشت سازی است که در حافظه صنعت گاز کشورثبت شده اند.
مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران از خدمت پایدار تلاشگران این مجموعه در روزهای سخت می گوید:
همدل مردم همراه ایران
مشعل | در روزهایی که آژیر خطر و خبر حمله دشمن آمریکایی_صهیونی به زیرساخت های انرژی، یکی پس از دیگری مخابره می شد، شبکه گاز کشور با سرسخت ترین آزمون تاریخ خود روبه رو بود؛ آزمونی که در آن نه تنها تأسیسات و پالایشگاه ها هدف قرار گرفتند، بلکه پایداری یکی از حیاتی ترین شریان های زندگی مردم نیز در نشانه هدف تجاوز دشمن قرار داشت. با این حال، در میدان عمل روایت دیگری رقم خورد؛ روایت آمادگی، انسجام و مسئولیت پذیری کارکنان صنعت گاز که از پالایشگاه ها و مراکز عملیاتی تا اتاق های مدیریت بحران اجازه ندادند جریان گاز در کشور متوقف شود. سعید توکلی، مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران، در گفت وگوی اختصاصی با خبرنگار «مشعل» از روزهایی می گوید که همزمان با وقوع ده ها حادثه و حمله به برخی تأسیسات گازی، شبکه گاز کشور پایدار ماند؛ روزهایی که تعهد کارکنان، مدیریت یکپارچه و همراهی مردم، مهم ترین سرمایه صنعت نفت و گاز در عبور از شرایط جنگی بود. مشروح این گفت وگوی اختصاصی را در ادامه می خوانید.
با توجه به شرایط ویژه جنگ تحمیلی سوم (جنگ رمضان)، صنعت نفت، به ویژه شرکت ملی گاز ایران، مسئولیت سنگینی در تأمین پایدار انرژی کشور به عهده داشت؛ بفرمایید در این مجموعه چه اقدام هایی انجام شد تا پایداری شبکه تولید و توزیع گاز حفظ شد؟
درابتدا از همه همکاران "مشعل"که در بازتاب تلاش های کارکنان صنعت نفت و گاز نقش آفرین هستند، تشکر می کنم.
در خصوص پاسخ به سوال شما درباره مسئولیت سنگین شرکت ملی گاز ایران برای تامین انرژی به ویژه در جنگ رمضان؛ در این دوران اتفاقاتی رخ داد و همکاران بنده از ابتدای زنجیره تولید انتقال، توزیع تا بخش های پشتیبانی و مدیریت بحران، زحماتی کشیدندکه در این گفت وگوی محدود قابل ارائه نیست. اگر بخواهیم عملکرد شرکت ملی گاز ایران را ارزیابی کنیم، بهتر است این ارزیابی فارغ ازسنجه ها و معیارهای مختلف به ذی نفعان و افرادی واگذار شود که از خدمات شرکت ملی گاز ایران بهره مند می شوند.
در جنگ رمضان بیش از یک هزار و ۵۴۲ مورد حادثه مربوط به تاسیسات گاز به صورت منفک، رخ داد که تمام این حوادث توسط امدادگران و همکاران بنده در میدان مدیریت شد.
علاوه بر آن یک حادثه بسیار عظیم و به نوعی غیرقابل پیش بینی اتفاق افتاد؛ از این لحاظ که همزمان ظرفیت تولید و فراورش چهار پالایشگاه گاز کشور بالغ بر 230 میلیون مترمکعب گاز که در ابتدا بیش از 320 میلیون ظرفیت تولید و فراورش گاز تحت تاثیر قرار گرفت .
اینها مؤید این هستند که شبکه گاز، باوجود همه این مشکلات، پایدار ماند و هیچ مصرف کننده ای قطع گاز را تجربه نکرد؛ نیروگاه ها به بهترین نحو ممکن از گاز برای تأمین برق بهره مند شدند و صنایع نیز تا حدی که در سرویس باشند، هیچ گونه محدودیتی نداشتند.
همچنــین در بخــش صــادرات، بخــــش های عملیاتی و همه مصرف کنندگان خانگی، تجاری و صنعتی نیز از پایداری 100 درصدی برخوردار بودند. این موضوع مؤید آن است که به لطف خدا هیچ یک از اتفاقات و حوادث جنگی درصنعت نفــت و گــاز که پــــس از صنعــــــت هستــه ای خطرناک ترین صنعت دنیاست، به حادثه ای منجر نشد که مدیریت آن برای همکارانم دشوار باشد. اگر قرار باشد عملکرد شرکت ملی گازایران را مورد ارزیابی قرار دهم، می توانم این موضوع را به قضاوت همه مصرف کنندگان واگذار کنم. یک اتفاق بزرگ دیگر نیز در 27 اسفندماه سال گذشته رخ داد. ساعت ۲:۰۶ دقیقه بامداد، دشمن آمریکایی_صهیونی با شلیک ۲۶ پرتابه، به عسلویه حمله کرد و در مدت کمتر از سه دقیقه آن ظرفیت فراورش گاز از دست رفت و آسیب هایی هم به بار آورد که بررسی تبعات و پیامدهای آن، همچنین بازگردانی، بازسازی، آواربرداری و ارزیابی خسارات وارده، نیازمند صرف زمان و انجام بررسی های دقیق بود.
اما یک نکته حساس وجود داشت ؛ اینکه شبکه گاز کشور همانند شبکه خون رسانی در یک سیستم زنده، عمل می کند. اگر رگ های این سیستم دچار آسیب شوند، با بهره گیری از مکانیزم های مقطعی، محلی و بعضا از طریق برخی مدیریت های شبکه، امکان مدیریت و کنترل بحران وجود خواهد داشت. اما اگر منبع اصلی و قلب این شبکه مورد آسیب قرار گیرد، مدیریت شرایط به سادگی امکان پذیر نخواهد بود؛ زیرا به دلیل پیچیدگی اتصالات، ارتباطات و شبکه خطوط، کنترل و مدیریت چنین وضعیتی با دشواری های بیشتری همراه است. با این حال، به لطف خدا و با آمادگی کامل، کمتر از دو دقیقه پس از وقوع حادثه، جلسه ستاد بحران به صورت ویدئوکنفرانس تشکیل شد و تمام استان ها به شبکه ارتباطی متصل شدند. همکاران بنده درپالایشگاه ها نیز اقدام هایی را که درجریان جنگ 12 روزه مورد توافق قرار گرفته بود و برای پیش بینی شرایط احتمالی آینده، مدیریت بحران و واکنش در شرایط اضطراری ضروری تشخیص داده شده بود، به اجرا درآوردند و به لطف خدا، مدیریت حادثه، کنترل شبکه و جلوگیری از فروپاشی آن بدون هیچ گونه آسیب جانی با موفقیت انجام شد. همکاران بنده در ستاد بحران و مرکز راهبری شبکه گاز وقتی بر شبکه مسلط شدند و یک مدیریت یکپارچه اتفاق افتاد تحت هیچ شرایطی اجازه داده نشد که مصرف کنندگان حساس و عمده تحت تاثیر قرار گیرند . اگر پایداری شبکه حفظ شد، این موفقیت مرهون سه عامل اصلی بود: نخست، آمادگی پیش از وقوع حوادث؛ دوم، آمادگی و واکنش مؤثر در حین وقوع حوادث و سوم، مدیریت یکپارچه ای که از نخستین روزهای جنگ در وزارت نفت برقرار بود. در این چارچوب، نشست های مدیریت بحران و شورای معاونان از همان روزهای ابتدایی، به صورت روزانه و بدون وقفه، به ریاست وزیرنفت برگزار می شد. این نشست ها، سیاست ها و راهبردهای لازم برای مقابله با شرایط جنگی را تبیین و ابلاغ می کرد. همچنین، در چارچوب همین سیاست ها، جلسات متعددی در حوزه مدیریت بحران در شرکت ملی گاز ایران برگزار شد. به لطف خدا، همکاران بنده با تمام توان در میدان حضور داشتند و در سراسر کشور اجازه ندادند که گاز به یک بحران یا حادثه ثانویه تبدیل و موجب تأثیرگذاری بر زندگی و آسایش مردم شریف ایران شود.
دشمن در پی فروپاشی توزیع انرژی بود، امری که به همت کارکنان صنعت گاز محقق نشد. بفرمایید چه میزان از مدیریت بحران حاصل آمادگی های قبلی و چه میزان حاصل تصمیم گیری در شرایط جنگ بود؟
با توجه به سناریـــــوهایی که تعریف شـــــده، پیش بینی هایی نیز انجام شده بود. شرایط حداکثر بد را در نظر گرفته بودیم و برای تک تک این موارد، سناریوهایی تدوین و تمرین شده بود. برخی از این سناریوها در قالب انجام مانورهای مختلف، آزمایش و نقاط ضعف آن بررسی شده بود. با این حال، حتی با وجود انجام همه این اقدام ها، جنگ شرایطی را رقم می زند که ابعاد آن قابل پیش بینی نیست و برخی عوامل و متغیرها، خارج از چارچوب پیش بینی های معمول قرار می گیرد. در چنین شرایطی، آنچه نقش تعیین کننده دارد، تخصص، تعهد، حضور مؤثر در صحنه و دانش انباشته و تجربه ارزشمند همکاران است؛ ظرفیت هایی که کمک می کنند تصمیم های لازم با دقت، درست و به موقع اتخاذ و اجرا شوند. بر اساس بررسی هایی که تاکنون انجام داده ام حادثه ای با این وسعت و با این میزان از آسیب و از دست رفتن گاز در پالایشگاه های دنیا ندیده ام؛ می توانم بگویم این بزرگترین حادثه ای بوده که تاکنون اتفاق افتاده است؛ اما حداقل با تجربه 29 ساله خود می توانم اذعان کنم که کم نقص ترین مدیریت بحران برای بازگردانی آرامش و پایداری در شبکه گاز کشور رقم خورده است.
مهم ترین تهدید در دوران جنگ برای شبکه گاز کشور چه بود؟ آیا حملات به تأسیسات گازی را پیش بینی می کردید؟
تصور نمی کردم دشمن تا این اندازه «نامرد»باشد و چنین حملاتی را در پالایشگاه ها انجام دهد. دلیل این تصور هم آن بود که تولید و تأمین گاز کشور ماهیت نظامی ندارد و به طور مستقیم با زندگی روزمره مردم در ارتباط است. در کشور ما ضریب نفوذ گاز بسیار بالاست و عموم مردم از این خدمت بهره مند هستند. همچنین گاز با نیروگاه ها نیز ارتباط مستقیم دارد و با توجه به سطح بالای استفاده از برق، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. از آنجا که رفتار دشمن ما غیر قابل پیش بینی بود، از این رو حوادث خاصی را تجربه کردیم؛ اما یک نکته را می توانم عرض کنم؛ اینکه به لطف خدا، همه این تهدیدها فرصت هایی را ایجاد کرد و امیدوارم بتوانیم از آنها به درستی استفاده کنیم. برای مثال، درجریان جنگ 12 روزه، دو واحد از پالایشگاه کنگان و یک فاز از پالایشگاه پارس جنوبی، مورد آسیب قرار گرفتند؛ در حالی که سیستم های گاز در تمام این مراکز فعال بودند. تک تک این حوادث موجب شد نیروهای ما آبدیده تر، زبده تر و آماده تر شوند و شناخت بیشتری از ضعف ها پیدا کنند و تسلطشان بر حوزه ها بیشتر شود. در حوزه گاز نیز همین شرایط وجود دارد، یعنی از آنجا که گاز به خودی خود یک منبع خطر است، پرتابه نیز با توجه به ماهیت و چاشنی جنگی خود، یک منبع خطر دیگر محسوب می شود و زمانی که این دو عامل خطر با هم برخورد کنند، نوعی «سینرژی (هم افزایی) منفی» ایجاد و این شرایط به تخریب و آسیب بیشتر منجر می شود.
در دوران جنگ، تعهد و مسئولیت پذیری کارکنان صنعت گاز بیش از هر زمان دیگری نمود پیدا کرد. ارزیابی شما از عملکرد همکاران تان چیست و این همدلی و انسجام چگونه شکل گرفت؟
شاید اگر قبل از جنگ در ارتباط با هماهنگی، همگرایی، هم افزایی و یکپارچه بودن همکاران پرسیده می شد، آنقدر مطمئن صحبت نمی کردم. اما اکنون می توانم بگویم که همکاران من، با هر انگیزه، به این جمع بندی رسیده اند که دو موضوع باید مد نظر قرارگیرد. نخست اینکه به دلیل ارتباط با مشترکان و افرادی که به صورت مستقیم و غیرمستقیم به گاز وابسته اند، تحت هیچ شرایطی نباید اجازه دهیم خدمات رسانی تحت تأثیر قرار گیرد. مردم خود با دشواری ها و مشکلات ناشی از جنگ مواجه هستند، از این رو نباید اجازه دهیم بار دیگری بر دوش آنان تحمیل شود، به خصوص که موضوع گاز باشد. مطلب دوم این است که بیش از دو هزار جلسه ستاد بحران در شرکت های زیرمجموعه شرکت ملی گاز ایران برگزار و 17 ستاد مدیریت بحران مرکزی تشکیل شد؛ البته بجز نشست ستادهایی که به صورت مقطعی تشکیل جلسه می شد. در تمام این نشست ها، آنچه مد نظرقرار داشت این بود که هدف مشترک و احساس مشترک را در میان نیروهای ارزشمند خود برای تحقق دوهدف اصلی، همسو کنیم. نخستین هدف این بود که هیچ گونه خدشه ای در خدمات شرکت ملی گاز ایران و روند خدمت رسانی به مردم و مشترکان ایجاد نشود هدف دوم اینکه حداقل آسیب را از این اتفاقات متحمل شویم. به هر حال، هیچ کس نمی تواند ادعا کند که جنگ بدون خسارت است؛ اما طرف برنده، طرفی است که خردمندانه، عاقلانه و دقیق عمل می کند وکمترین میزان آسیب را متحمل می شود.
آیا نمونه ای از فداکاری ها و ایثار کارکنان صنعت گاز در روزهای جنگ سراغ دارید که بخواهید با مخاطبان ماهنامه"مشعل" در میان بگذارید؟
نمونه های فداکاری بسیار زیاد است، اما دربرخی موارد که توسط دوستان به تصویر کشیده شده بوداز دیدن آنها، شخصا احساس خرسندی و رضایت می کردم. من بارها در جلسات تأکید کرده ام که خداوند چه اندازه به بنده و خانواده ام لطف و محبت داشته است که کارمند شرکت ملی گاز ایران شده ام و اکنون نیز همچنان به این موضوع اعتقاد دارم. کمتر کسی این فرصت را پیدا می کند در جایگاهی قرار گیرد که مشترکان، جامعه هدف یا افرادی که از خدمات و زحمات او بهره مند می شوند، تا این اندازه گسترده باشد. به لطف خدا، این اتفاق هم برای بنده و هم برای همکارانم حاصل شده است و معتقدم همکارانم در صنعت گاز اتفاقات و دستاوردهای متعددی را رقم زده اند. به عنوان مثال برای پالایشگاه ها درشرایط جنگی، وظایفی وجود دارد و اولویت اول این است که به فکر حفظ سلامت و آسیب ندیدن افراد باشید و اولویت های بعدی نیز این است که که اگر کسی آسیب دید یا دچار مشکل شد، به او کمک کنید. در جنگ رمضان سناریوهای تمرین شده، بسیار کارآمد بود. از این جهت که همکاران مشاهده می کردند دشمن آمریکایی_صهیونی در حال هدف قرار دادن پالایشگاه است و می دانستند که پالایشگاه های دیگر نیز مورد حمله قرار می گیرند، اما با وجود این در صحنه و میدان ماندند و اجازه ندادند که حجم و گستردگی حوادث افزایش پیدا کند. در شرکت ملی گاز ایران نخستین اقدام این است که بتوانیم مسیر را ایزوله و سایت را ترک کنیم زیرا سایت های گازی، به ویژه پالایشگاه ها، دارای گاز ترش هستند؛ اصطلاحا گازی که از آن به عنوان «گاز دو تنفس» یاد می شود. به این معنا که در صورت مواجهه با آن، فرد ممکن است حتی پس از یک چرخه تنفس، یعنی دم و بازدم، شانس زنده ماندن نداشته باشد. مراکزی که به صورت هدفمند مورد آسیب قرار گرفته بودند، از جمله نقاطی بودند که در صورت نشت گاز و بروز حادثه، می توانستند، پیامدهای جدی به همراه داشته باشند و افراد را تحت تأثیر قرار دهند. من فداکاری های همکارانم را بسیار دیده ام. برخی از همکاران در خود ستاد بحران به دلیل شرایط خاصی که وجود داشت، به مدت 42 روز خانواده هایشان را ندیدند. حتی زمانی که به برخی از آنها گفته می شد می توانند در بعضی از روزها مرخصی بگیرند و به خانواده خود سر بزنند، تمایلی به این کار نداشتند. برخی از همکاران می گفتند که اگر جنگ بیش از این نیز ادامه پیدا کند، حاضرند در محل مأموریت بمانند و به کار ادامه دهند. افرادی که مانده بودند، با تمام وجود در صحنه حضور داشتند. گاهی ممکن است تصور شود که فردی به دلیل شرایط، اجبار، نگرانی یا حتی از دست دادن موقعیت خود در محل می ماند، اما در این مورد چنین نبود. این افراد مانده بودند و با عشق و باور در صحنه حضور داشتند. آنان معتقد بودند که اگر انسان با دل، عشق و باور کار کند، می تواند به لطف خدا از همه این مشکلات به بهترین نحو ممکن عبور کند.
چه توصیفی از عملکرد شرکت ملی گاز ایران در دوران جنگ دارید و چه تعبیری برای آن به کار می برید؟
درباره عملکرد شرکت ملی گاز ایران شاید اگر این موضوع را مطرح کنم، برداشت چنین باشدکه قصد صحبت درباره خودم را دارم اما از طرفی دیگر و ازآنجا که خود نیز جزئی از این مجموعه هستم، نمی توانم به آن اشاره نکنم. در برخی مواقع، تعداد حوادث همزمان، به قدری زیاد بود که حتی فرصت نمی کردم از همه آنها گزارش گیری کنم. برای مثال، در تهران تعداد زیادی حادثه به صورت همزمان رخ داده بود و در همان زمان، برخی استان های دیگر نیز حوادث مشابهی داشتند. همه اینها از جمله اتفاقات خاصی بود که در شرایط عادی شاید بتوان بخشی از آنها را با یک توالی زمانی استاندارد، مدیریت کرد، اما زمانی که تعداد حوادث افزایش می یابد و اخبار و رویدادها نیز به اشکال مختلف با یکدیگر همپوشانی پیدا می کنند، شرایط مدیریت بحران به مراتب پیچیده تر می شود. اگر چه تعداد حوادث در کشور زیاد بود، هماهنگی ها هم به همان اندازه زیبا و دقیق بود. یعنی من ندیدم که مشکلی از این جهت وجود داشته باشد، چون آرایش نیرو، تجهیزات و استعداد نیروی انسانی فقط برای گذر از شرایط عادی نیست. وقتی حوادث پشت سر هم اتفاق می افتد، حتی اگر همه جامعه پیرامونی هم برای کمک بیایند، باز هم نیاز به هماهنگی و مدیریت یکپارچه است تا از گسترش آن جلوگیری شود. منظور از گسترش پیدا نکردن حوادث این است که آسیب وارد شده در همان محدوده باقی بماند و موجب ایجاد حادثه ثانویه نشود.
در روزهای جنگ رمضان هر کس در هر جایگاهی از شنیدن اخبار متاثر می شد و هر خبر می توانست بر روحیه افراد تأثیر بگذارد، در آن زمان حفظ روحیه و روحیه دادن به افراد نقش مهمی داشت. چه چیزی به شما انگیزه می داد تا با قدرت شرایط را مدیریت کنید؟
اگر بخواهم در ارتباط با زمانی که حادثه و جنگ اتفاق افتاد، نظر دهم، در این ظرف زمان و مکان، از ظرفیت تجربه شده خودم صحبت می کنم. اما اعتقاد من این است که وقتی مشکلی وجود دارد، خداوند به لطف خود، متناسب با آن، ظرفیت تحمل، مدیریت و برخورد با آن را نیز به انسان می دهد. برای مثال درجلسات روزانه ای که با وزیر نفت داشتیم شخص وزیر به ما انرژی می داد. همکاران هم پای کار بودند و به ما انرژی می دادند. حتی همکارانی که یا بازنشسته و یا از شرکت رفته بودند، اعلام آمادگی کردند. من در آن مقطع به مدیران عامل استان ها، مدیران مناطق و مدیران پالایشگاه ها گفتم فهرستی از همکاران بازنشسته ای که اعلام آمادگی کرده اند تهیه و ظرفیت های آنها را نیز بررسی کنند تا اگر، خدای نکرده، شرایط جنگی سخت تر شد، بتوان از این ظرفیت استفاده کرد. علت اینکه انسان ها در مقابل برخی مشکلات می توانند، به لطف خدا، مدیریت مناسبی داشته باشند، اتفاقاتی است که در آن زمان خاص به وجود می آید. همان طور که جنگ یک انرژی تخریبی ایجاد می کند، به همان اندازه نیز به نظر من نوعی انرژی در انسان ها آزاد می شود و معتقدم که وقتی انسان اتکا و باور به خداوند داشته باشد و بداند که این اتفاقی که در حال رخ دادن است، با لطف خدا، تدابیر اندیشیده شده، عقلانیت، خردمندی و ظرفیت های موجود قابل مدیریت است، همه این موارد به او امید می دهد. اگر بخواهم جمع بندی کنم، لطف خدا، حمایت مردم و پشتوانه مردمی، درک بی نظیر مردم از شرایط سخت و خطیر، همکاران خوب و بی نظیر، خانواده های همکاران، مدیریت مناسب وزارت نفت و شخص آقای وزیر و همه مجموعه های مرتبط باعث شد کار جلو برود.همچنین این باور که ما وظیفه و رسالتی داریم که مقدس است و نباید اجازه دهیم خدماتی که به مردم ارائه می کنیم دچار خدشه شود. همه این موارد در کنار هم مؤثر بودند. این موضوع برای ما جنبه ای مقدس پیدا کرده بود که اجازه ندهیم خدمات رسانی به مردم آسیب ببیند. با تمام وجود آمده بودیم و با تمام توان حضور داشتیم. من واقعا کسی را ندیدم که همکاری نکند؛ همه آمده بودند و پای کار ماندند.
شما از نخستین مدیران ارشدی بودید که پس از حمله به تأسیسات عسلویه در محل حاضر شدید. حس شما در مواجهه با آن صحنه ها چگونه بود؟
واقعیت این است که من معمولا وقتی احساسی داشته باشم، خیلی نمی توانم آن را پنهان یا کتمان کنم و اعتقاد هم دارم که نباید این کار را انجام دهم. وقتی برای اولین بازدید پس از اصابت به محل رفتم، واقعا نمی توانستم با خودم کنار بیایم ؛زیرا هیچ گاه تصور نمی کردم روزی برای بازدید از این تأسیسات بیایم و این حجم از خرابی و آسیب را مشاهده کنم.
این موضوع شبیه فردی است که اثری را خلق می کند و برای خلق آن اثر، بخش زیادی از منابع و انرژی خود را صرف می کند؛ چه انرژی زمانی، چه انرژی فکری و چه بسیاری از منابع دیگر؛ منابع زمانی، مالی و انسانی. طبیعی است که پس از آن، نوعی علقه و تعلق خاطر نسبت به آن اثر پیدا می کند. بعد از همه این اتفاقات، موضوع دیگری که ذهن من را درگیر می کرد، تبعات و پیامدهای آن بود. این تبعات و پیامدها در نهایت متوجه مردم است؛ متوجه تأمین منابع کشور و متوجه مملکت است، از این رو از همان ثانیه های اول، درست مانند تجربه جنگ 12 روزه، به فکر بازگردانی و بازسازی بودیم. الحمدالله یکی از پالایشگاه ها از دو پالایشگاهی که در اختیار ما ست، کامل آواربرداری شده است. بعضا فرایندهای جابه جایی و اصلاح آنها هم شروع شده. از سوی دیگر اجرای دو پروژه که در تعهدات این شرکت است از تعهدات برنامه ای جلوتر هستند. با توجه به خسارت های وارد شده حداقل دو سال زمان خواهد برد تا به ظرفیت قبل برسیم.
در پایان، اگر بخواهید پیامی برای مردم و مشترکان گاز کشور داشته باشید، چه می گویید؟
با توجه به اتفاقاتی که افتاد، ما به عنوان خادمین مردم، شاهد بودیم که همه ارکان وزارت نفت، تمام تلاش خود را کردند تا در زمان جنگ، حداقل محدودیت ها، آسیب ها و پیامدهای ناگوار متوجه مردم شود؛اما اکنـــون یک خواهش دارم. همان طور که با همراهی یکدیگر، نقشه ها، برنامه ها، انتظارات، تفکرات و تخیلاتی را که دشمن در سر داشت، خنثی کردیم؛ چه مردمی که در میدان بودند و چه نیروهای نظامی که واقعا گل کاشتند، مردانه ایستادند و باعث افتخار، غرور و سربلندی شدند؛امروز نیز با بهینه مصرف کردن،ارزش انرژی را بدانیم و اگر می خواهیم نقشی ایفا کنیم و سهمی در پیشرفت کشور داشته باشیم، همین روش های بسیار ساده می تواند مؤثر باشد. برای مثال، هر فرد می تواند متولی شود و بخشی از مصرف خود را مدیریت کند. من فکر می کنم بتوانیم از ظرفیت خانم ها نیز استفاده کنیم؛ خانم های خانه داری که مدیریت خانه را به عهده دارند. معتقدم که آنها می توانند با به کارگیری راهکارهای ساده که بارها مطرح شده است، روش هایی را شکل دهند و آداب و رفتارهایی را در خانه ها ترویج و تکرار کنند که منجر به کاهش مصرف انرژی شود. کاهش مصرف انرژی، به موفقیت ما کمک می کند. اعتقاد دارم که شاید ریشه اصلی این جنگ، موضوع انرژی باشد و تنها راه های مقابله با آن، ناکام گذاشتن دشمن در رسیدن به اهدافش در حوزه انرژی است. بنابراین نباید اجازه دهیم دشمن از همان ابزاری که برای رسیدن به اهداف خود در نظر گرفته بود، به نتیجه برسد. راه این است که برای انرژی و حامل های آن اهمیت و ارزش قائل شویم و بتوانیم آنها را به بهترین شکل ممکن، بهینه و صحیح مصرف کنیم.
امدادگران گاز ثانیه های سخت را تا پای جان ایستادگی می کنند
خطر و خدمت
مشعل | در دل روزهایی که پایتخت، زیر آتش سنگین ترین تهدیدها قرار گرفت و مردم شهر نفس خود را با هر آژیر و انفجار در سینه هایشان حبس می کردند، این امدادگران گاز بودند که در سکوت میدان، زودتر از همه پا به قلب حادثه می گذاشتند؛ درست همان لحظه ای که هنوز هیچ نیروی امدادی، اجازه نزدیک شدن نداشت و کوچک ترین جرقه می توانست شهر را به آتش بکشد. مردانی کم حرف اما آشنا با پیچ وخم شبکه های زیرزمینی، با نقشه هایی که از پیش در ذهنشان حک شده بود و با وظیفه ای که ثانیه ها برایشان حکم مرگ و زندگی داشت؛ کسانی که با مهار گاز، پیش از آن که فاجعه شکل بگیرد، نبض ایمنی شهر را دوباره به جریان می انداختند. جواد مجاور اردستانی، یکی از همین چهره هاست؛ امدادگری با 10 سال تجربه در واحد امداد و حوادث شرکت ملی گاز ایران در منطقه 6 استان تهران. سال هایی که میان فوران لوله ها، آسیب خطوط اصلی، آماده باش های نفسگیر و عملیاتی که مرز میان مرگ و زندگی را جا به جا می کند، او را به چهره ای قابل اتکا در خط مقدم امنیت گاز کشور تبدیل کرده است.
گفت وگوی خبرنگار «مشعل» با این امدادگر گاز، روایتی است از لحظه های بی پناهی و ایستادگی؛ از جنگ دوازده روزه تا جنگ رمضان، از عملیات نفسگیر تا تصمیم های چندثانیه ای که جان هزاران نفر را حفظ کرد. روایت از زبان مردی که سختی های جنگ را تا پای جان ایستادگی کرده، اما همچنان ایستاده است تا به هموطنان خود خدمت کند.
از نگاه شما «امدادگاز» چه مسئولیت ها و نقش هایی به عهده دارد؛ تفاوت آن با دیگر نیروهای امدادی در چیست؟
امدادگاز یعنی ورود به نقطه ای که حادثه به طور کامل شکل نگرفته است، اما اگر چند دقیقه دیرتر برسیم، می تواند به فاجعه ای بد و بزرگ تبدیل شود. کار ما مهار نشتی ها، کنترل فوران ها و قطع جریان گاز در کوتاه ترین زمان ممکن است؛ جایی که ثانیه ها تعیین کننده اند. در بسیاری از حادثه ها، تا زمانی که جریان گاز را ایمن سازی نکنیم، هیچ تیم دیگری وارد عملیات نمی شود، حتی آتش نشانی. چون خطر انفجار یا گسترش حادثه آنقدر بالاست که ابتدا باید شبکه گاز کنترل شود و همین باعث می شود امدادگاز دراولین حلقه ایمنی در صحنه حادثه باشد.
از تجربه های خود در شرایط بحران و حضور در دو جنگ اخیر، یعنی جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان بگویید.
هیچ وقت فکر نمی کردم چیزی را که فقط در فیلم ها و کتاب ها دیده و خوانده بودم، از نزدیک تجربه کنم. جنگ یک مفهوم دور بود، اما ناگهان به واقعیت زندگی مان تبدیل شد. با اینکه برای حوادث گاز آموزش دیده بودیم و با انفجار و فوران و آسیب خطوط آشنا بودیم، اما قرار گرفتن در شرایط جنگی و بمباران چیزی کاملاً متفاوت بود؛ چیزی که هیچ آموزشی نمی تواند کامل برایش آماده ات کند. در همان ساعات اولیه جنگ ۱۲ روزه، نیمه شب صدای انفجار آمد. اول فکر کردم رعد و برق است، اما خیلی زود فهمیدم حمله شده. همان شب خودمان را به محل رساندیم. از پنج صبح درگیر عملیات بودیم. محدوده وسیعی از تهران زیر پوشش منطقه ۶ گازرسانی است؛ از چمران و محلاتی گرفته تا ونک، پاسداران، درکه و حتی تجریش. در همه این نقاط باید سریع می رسیدیم و شبکه گاز را ایمن می کردیم.
در یکی از همین مأموریت ها در تجریش، نزدیک محل هایی که اصابت رخ داده بود، خط لوله اصلی گاز درست کنار خط لوله آب قرار داشت. اگر آن خط آسیب می دید، یک بحران بزرگ تر شکل می گرفت. در همان روزها بارها بین چند نقطه مختلف جابه جا شدیم. در جنگ رمضان که شرایط سنگین تر هم شد، بلافاصله بعد از اعلام حادثه به محل اعزام شدیم. هنوز پنج دقیقه از حادثه نگذشته بود که رسیدیم. دو ایستگاه گاز کنار هم بودند و باید سریع از سرویس خارج می شدند تا از گسترش خطر جلوگیری شود. آنجا شرایط اجازه نمی داد تعداد زیادی وارد شوند، فقط من و یک نفر از نیروهای حفاظتی وارد شدیم. لحظه ای که نزدیک ایستگاه بودیم، صدای جنگنده آمد. هنوز فرصت نکرده بودیم واکنش نشان بدهیم که موج انفجار ما را چند متر پرت کرد و من به دیوار خوردم. برای چند لحظه فقط سینه خیز حرکت می کردیم تا خودمان را از محل خارج کنیم. بعد از بیرون آمدن، دوباره شرایط ناپایدار شد و چند لحظه بعد جنگنده دیگری آمد. در آن درگیری، همکارم ترکش خورد و مجروح شد. بعد از آرام شدن موقت شرایط، برگشتم و عملیات را کامل و ایستگاه را از سرویس خارج کردم. همان روزها گوش هایم تا مدت ها سوت می کشید و بدنم کاملاً تحت فشار موج انفجار بود؛ لباس و صورتم پر از گرد و غبار و دود شده بود.
در شرایط جنگی یا بحران گسترده چه پروتکل ها و دستورعمل هایی برای حضور تیم های امداد گاز تعریف شده است و چگونه اجرا می شود؟
در چنین شرایطی همه چیز بر پایه آموزش های قبلی و شناخت دقیق شبکه گاز پیش می رود. ما از قبل نقشه ها و موقعیت شیرهای اصلی را می شناسیم تا بتوانیم در کوتاه ترین زمان جریان گاز را قطع یا کنترل کنیم. این شناخت سبب می شود در لحظه بحران سردرگم نشویم و دقیق بدانیم از کجا باید وارد عمل شویم. در جنگ اخیر تنها چیزی که نسبت به شرایط عادی تغییر کرد، نحوه اعزام بود. ابتدا بلافاصله بعد از اعلام حادثه حرکت می کردیم، اما بعد از تکرار حملات، با فاصله زمانی و با احتیاط بیشتری اعزام می شدیم تا از موج انفجارهای بعدی در امان بمانیم. باقی عملیات ها بر اساس آموزش ها و تجربه های قبلی انجام می شد.
با توجه به خطرهای بالقوه در عملیات ها، حفظ آرامش نکته ای کلیدی و مهم است، در چنین شرایطی این موضوع را چگونه مدیریت می کنید؟
در چنین شرایطی هیچ کس نمی تواند بگوید ترس یا استرس وجود ندارد. ترس هست، اما مسئله این است که چطور آن را مدیریت کنی و اجازه ندهی جلوی کارت را بگیرد. برای من و خیلی از همکارانم، ساده ترین راه این است که ذهنمان را روی هدف اصلی متمرکز کنیم؛ اینکه داریم برای جلوگیری از یک حادثه بزرگ تر و برای حفظ جان مردم وارد میدان می شویم. گاهی با گفتن ذکر و نفس عمیق، گاهی با چند لحظه مکث و حتی با یک لیوان آب خوردن سعی می کنم خودم را کنترل کنم، اما چیزی که بیش از همه کمک می کند، همین حس مسئولیت است. اینکه اگر ما نرسیم، ممکن است یک انفجار یا حادثه بزرگ تر رخ دهد. همین نگاه سبب می شود سریع تر جمع و جور شویم و دوباره برگردیم به عملیات.
برای رویارویی با اینگونه بحران ها به خصوص با توجه به دو جنگ اخیر چه پروتکل هایی پیش بینی شده است؟
بعد از جنگ ۱۲ روزه، ارزیابی های دقیقی انجام شد. یکی از مهم ترین کارها، به روزرسانی نقشه ها و شناسایی دوباره موقعیت شیرهای گاز در سطح شهر بود. به همکاران تأکید شد که دوباره به صورت میدانی این نقاط را بررسی کنند تا هیچ خطای احتمالی در زمان بحران وجود نداشته باشد. در کنار آن، دوره های آموزشی تکمیلی هم برگزار شد؛ از جمله آموزش های هلال احمر تا بتوانیم در صورت نیاز، علاوه بر مأموریت های گاز، در کمک های اولیه هم مؤثر باشیم.
در جریان عملیات های جنگی آیا شما یا همکارانتان دچار آسیب یا مصدومیت شدید؟
در چند مورد آسیب هایی وجود داشت. خود من در یکی از عملیات ها بر اثر موج انفجار دچار مشکل شدم؛ گوشم برای مدتی طولانی دچار سوت کشیدن شد و تا حدود یک ماه ادامه داشت. بعد از آن هم برای بررسی پزشکی معرفی شدم. در همان عملیات ها همزمان در چند نقطه درگیر بودیم؛ چند ایستگاه مهم در یک بازه زمانی کوتاه هدف قرار گرفته بود و ما مجبور بودیم سریع بین آنها جابه جا شویم. با این حال، توقفی در کار اتفاق نیفتاد. در برخی موارد دیگر هم همکارانم دچار ترکش یا آسیب های جسمی شدند، اما چیزی که برای همه ما مشترک بود این بود که هیچ کس کار را رها نمی کرد. حتی بعضی ها بعد از آسیب دیدگی، بدون اینکه منتظر دستور بمانند، دوباره به محل مأموریت برمی گشتند. این صحنه ها برای من یادآور همان چیزهایی بود که پیش تر فقط در فیلم ها و روایت های دفاع مقدس دیده بودیم؛ اینکه نیروها بعد از مجروحیت دوباره برمی گردند به خط. اینجا اما واقعی بود.
از نظر ایمنی و تجهیزات فردی، آیا لباس ها و ابزارهای امداد گاز پاسخگوی شرایط سخت عملیات هستند؟
تجهیزات ما باید متناسب با نوع مأموریت باشد. در امداد گاز، سرعت عمل اهمیت حیاتی دارد، بنابراین لباس ها نباید سنگین یا دست وپاگیر باشند. لباس هایی که استفاده می کنیم، معمولاً سبک هستند، اما در عین حال از جنس هایی انتخاب شده اند که در برابر جرقه و شعله مقاوم باشند. علاوه بر لباس، کلاه ایمنی و سایر تجهیزات فردی هم به شکلی طراحی شده اند که هم ایمنی را تأمین کنند و هم سرعت عمل را کاهش ندهند. چون در بعضی از حوادث، چند دقیقه تأخیر می تواند باعث انفجار شود. حتی یک نشتی کوچک در فضای بسته اگر چند دقیقه کنترل نشود، به یک حادثه بزرگ تبدیل می شود. برای ما مهم ترین اصل این است که بتوانیم سریع وارد شویم، محل را ایمن سازی و از گسترش خطر جلوگیری کنیم. در واقع تمام تجهیزات در خدمت همین هدف هستند؛ حفظ جان مردم در کوتاه ترین زمان ممکن.
در دوران جنگ و مأموریت های پرخطر، واکنش خانواده به حضورتان در خط مقدم امداد چه بود؟
در آن روزها نگرانی برای خانواده طبیعی بود. همسرم بیشترین همراهی را با من داشت و درک می کرد که در چه شرایطی قرار داریم. خیلی از اطرافیان هم مدام توصیه می کردند که این کار را کنار بگذارم، اما واقعیت این است که در چنین موقعیتی نمی شود کنار کشید. همیشه با خودم و خانواده ام این را مرور می کردم که اگر ما نرویم، چه کسی باید برود؟ ما آموزش دیده ایم، مسئولیت داریم و برای همین روزها در این جایگاه هستیم. همان طور که یک نیروی نظامی پای مأموریتش می ایستد، ما هم باید پای کار خودمان بایستیم تا از جان مردم محافظت شود و از یک حادثه بزرگ تر جلوگیری کنیم.
چه احساسی به شغل امدادگری گاز دارید و چه عاملی سبب شده است که در این مسیر باقی بمانید؟
برای من این شغل فقط یک کار نیست؛ یک مسئولیت جدی در برابر مردم و کشور است. با تمام سختی ها و خطرهایی که دارد، هیچ وقت سبب نشده از آن پشیمان شوم. برعکس، هر بار که یک حادثه را با موفقیت کنترل می کنیم، حس می کنم در جای درستی هستم. بزرگ ترین انگیزه ام واکنش مردم است. وقتی در صحنه حادثه با ترس به ما نگاه می کنند و فقط می خواهند هرچه سریع تر مشکل حل شود، و بعد از کنترل شرایط با آرامش و تشکر همراهی می کنند، این برای من ارزش زیادی دارد. همین حس کافی است که ادامه بدهم.
در جریان دو جنگ اخیر، همکاری میان امداد گاز و دیگر بخش های امدادرسان مانند آتش نشانی، هلال احمر و نیروی انتظامی چگونه بود؟
در این حوادث، همکاری بین همه نهادها هماهنگ و بر اساس وظایف مشخص انجام می شد. نقش ما در امداد گاز این بود که در اولین مرحله وارد شویم و شبکه گاز را ایمن کنیم. تا زمانی که گاز مهار نشود، امکان فعالیت کامل برای سایر نیروها وجود ندارد. آتش نشانی در مواردی که امکانش بود، وارد عملیات می شد و در کنار ما کمک می کرد، اما در شرایطی که نشتی شدید یا شکستگی خطوط وجود داشت، اولویت با ما بود. بعد از ایمن سازی اولیه، هلال احمر و سایر تیم ها وارد مراحل بعدی امدادرسانی و آوار برداری می شدند. نیروی انتظامی هم وظیفه کنترل محیط و جلوگیری از ورود افراد غیرمسئول را به عهده داشت تا عملیات بدون مزاحمت و با امنیت انجام شود.
مهم ترین درس آموخته یا دستاورد عملیاتی این دو جنگ برای ارتقای امنیت شبکه گاز کشور چه بود؟
مهم ترین دستاورد برای من در این تجربه ها، چیزی فراتر از مسائل فنی بود؛ قبل از هر چیز، همبستگی و هماهنگی بین همکاران بود که خودش را در سخت ترین شرایط نشان داد. وقتی در چندین نقطه هم زمان حادثه رخ می دهد، این انسجام تیمی است که اجازه نمی دهد کار روی زمین بماند.از نظر فنی هم نقاط ضعف شبکه گاز شهری بهتر شناسایی و همین سبب شد برای اصلاح و به روزرسانی آنها اقدام شود. بعد از جنگ، بازبینی نقشه ها و موقعیت شیرهای گاز جدی تر شد و نیروها موظف شدند به صورت میدانی این نقاط را دوباره بررسی کنند تا در بحران های بعدی، سرعت عمل بالاتر برود. نکته مهم دیگر، تجربه حضور میدانی مسئولان در کنار نیروها بود. در یکی از این دوره ها، حضور سرپرستی که خودش در میدان حاضر می شد، باعث دلگرمی و افزایش انگیزه نیروها بود. این همراهی مستقیم، تأثیر زیادی در روحیه تیم داشت و باعث می شد کار با اطمینان بیشتری پیش برود.
اگر پیام یا توصیه ای برای مردم، همکاران و خانواده ها دارید، بیان بفرمایید؟
برای من مهم ترین حرف، قدردانی از همه همکارانم در واحد امداد و حوادث گاز است؛ کسانی که در این مدت با تمام توان و حتی فراتر از وظیفه رسمی شان پای کار بودند. در بسیاری از عملیات ها، نیروها حتی خارج از شیفت کاری و به صورت داوطلبانه حضور پیدا می کردند تا بار عملیات سبک تر شود و کار سریع تر پیش برود.
امدادگرانی که برای نجات شهر به دل خطر رفتند
گام های استوار
مشعل | در روزهایی که آسمان تهران با صدای انفجار شکافته می شد و خیابان ها میان دود و آوار گم می شدند، گروهی با لباس هایی که ترکیبی از دو رنگ آبی و زرد است، مصمم، بی درنگ به دل خطر می زدند؛ مردانی که نامشان کمتر شنیده شد، اما حضورشان زندگی بخش بود و بسیاری را از خطر و آسیب های ناشی از انفجار نجات داد. در جنگ ۱۲ روزه، هنگامی که ایستگاه های گاز یکی پس از دیگری در خطر بودند و علمک ها به واسطه انفجار موشک های دشمن زیر آوار مدفون می شدند، آنها پیش از نیروهای آتش نشان و هلال احمر می رسیدند؛ بی آنکه بدانند چند ثانیه بعد ممکن است انفجاری رخ دهد و جان به جان آفرین تسلیم کنند. در جنگ رمضان هم همین دلاوران بودند که با سرعتی برق آسا شیرهای گاز را می بستند تا از فاجعه های بزرگ پیشگیری کنند. این روایت، حکایت خط شکنانی است که ایستادگی شان کمتر دیده شد؛ امدادگران گاز، با عنوان سازمانی امداد و حوادث شرکت ملی گاز ایران که هر بار میان آتش و دود ایستادند تا شهر زخمی تر نشود. در میان این چهره ها، بهزاد روزبهانی یکی از همان مردانی است که روایت او، روایت یک نسل فداکار ا ست؛ نسلی که در سکوت، حماسه ساخت.
در دل همان شب هایی که شهر با صدای انفجار از خواب می پرید، امدادگران گاز در سکوتی سنگین آماده می شدند؛ وقتی پیام حادثه روی صفحه نمایشگر مرکز امداد ظاهر می شد، زمان برایشان معنای دیگری پیدا می کرد؛ ثانیه هایی که باید میان آتش، خرابی و احتمال انفجار تصمیم می گرفتند. آنها می دانستند رسیدن چند لحظه زودتر می تواند خانه ای را نجات دهد و دیر رسیدن می تواند بخشی از شهر را به خاکستر تبدیل کند. با این همه، هیچ وقت عقب ننشستند. چهره هایشان خاک آلود می شد، نفسشان در دود سنگین گیر می کرد، اما قدم هایشان لرزش نداشت. در جنگ و بحران، آنها فقط به شیرهای گاز فکر نمی کردند؛ به مردم در خانه ها فکر می کردند. همین ایمان بود که تیم های امداد گاز را در سخت ترین ساعات جنگ به نیرویی بی بدیل تبدیل کرد؛ نیرویی که ایستاد تا شهر بایستد.
با اقتدار در دل بحران ها
بهزاد روزبهانی وقتی از مأموریت های حساس جنگ های اخیر(12روزه و رمضان) سخن می گوید، تصویری از روزهایی را پیش چشم می گذارد که بخشی از مدیریت بحران بر دوش نیروهای امداد و حوادث گاز بود؛ روزهایی که کشور زیر فشار حملات قرار داشت و هر اختلال کوچک در شبکه گاز می توانست به بحرانی گسترده تر تبدیل شود. او با آرامشی که در لحنش موج می زند، توضیح می دهد که در همان ساعات و روزهای پرتنش، نیروهای عملیاتی باید با دقت، سرعت و هماهنگی کامل عمل می کردند تا جریان گاز در هیچ نقطه ای متوقف نشود و زنجیره بحران گسترده تر نشود.
در نگاه او، مأموریت امداد گاز فراتر از یک وظیفه روزمره است؛ مأموریتی که در آن هر تصمیم در چند ثانیه گرفته می شود و هر انتخاب می تواند سرنوشت یک شهر را تغییر دهد. روزبهانی از همکارانی یاد می کند که در دل همین شرایط سخت، هر کدام نقش خود را با دقت و مسئولیت پذیری ایفا کردند و با تکیه بر تجربه، مهارت فنی و کار تیمی، عملیات ها را به نتیجه مطلوب رساندند.
او تأکید می کند که کنترل شرایط در چنین بحران هایی، تنها با آمادگی دائمی ممکن است؛ آمادگی ای که نتیجه سال ها کار میدانی، آموزش و تجربه عملی است. نیروهایی که باید در هر ساعت از شبانه روز آماده اعزام باشند، نقشه شبکه را بشناسند، توان عیب یابی سریع داشته باشند و در کوتاه ترین زمان ممکن تصمیم درست بگیرند. همین آمادگی بود که سبب می شد عملیات ها در سخت ترین شرایط نیز بدون توقف پیش برود.
برای روزبهانی، آن روزها فقط روایت فشار و سختی نیست، بلکه روایت مسئولیتی سنگین است که در حساس ترین لحظات بر دوش نیروهای امداد و حوادث قرار گرفت؛ مسئولیتی که با وجود خطر، خستگی و شرایط پیش بینی ناپذیر، لحظه ای متوقف نشد. او با تأکید می گوید : همین احساس تعهد بود که باعث می شد تیم ها بدون تردید وارد میدان شوند، در دل حادثه بمانند و اجازه ندهند بحران از کنترل خارج شود.
آزمون در آتش
با آغاز جنگ ۱۲ روزه، آنچه سال ها در قالب آموزش و سناریوهای فرضی تمرین شده بود، در یک لحظه به واقعیتی سخت و بی رحم تبدیل شد. روزبهانی روایت می کند که نخستین روز بحران با غافلگیری کامل آغاز شد؛ شرایطی که حتی نیروهای خارج از شیفت را نیز به سرعت وارد میدان کرد. او خود در زمان استراحت بود، اما با شنیدن خبر حوادث متعدد در منطقه، بی درنگ به محل حادثه مراجعه کرد؛ جایی که چندین نقطه از منطقه 4 گازرسانی که شامل منطقه دو و پنج شهرداری تهران بوده است، هم زمان دچار اصابت و خسارت شده بود.
در همان ساعات ابتدایی، یک ایستگاه گاز در اثر ریزش ساختمان دچار حریق شد. شرایط به گونه ای بود که مسیرهای دسترسی دشوار، حجم تخریب گسترده و حضور هم زمان نیروهای امدادی، عملیات را پیچیده تر کرده بود. با این حال، امدادگران گاز در میان همین آشوب، مأموریت اصلی خود را فراموش نکردند: جلوگیری از گسترش فاجعه.
روزبهانی از لحظاتی می گوید که تصمیم ها باید در چند ثانیه گرفته می شد. نقشه شبکه باز شد، مسیر شیرهای اصلی شناسایی شد و هماهنگی میان تیم ها شکل گرفت. در میان دود، حرارت و ازدحام، تیم های امداد موفق شدند جریان گاز را در دو نقطه حیاتی قطع کنند؛ اقدامی که به گفته او، مانع از تبدیل یک حادثه محدود به انفجاری گسترده شد.
فشار جسمی و روحی در این عملیات به اوج رسید. ازدحام جمعیت، گرمای آتش و سرعت بالای عملیات باعث شد برخی نیروها دچار افت فشار و مشکلات تنفسی شوند و حتی یکی از امدادگران نیاز به اکسیژن پیدا کند. با این حال، عملیات تا مهار کامل خطر ادامه یافت و هیچ وقفه ای در کار ایجاد نشد. در دل همین صحنه های تلخ و آوار و کشتار، امدادگران گاز با وجود مشاهده صحنه های دلخراش، برای حفظ روحیه مردم و جلوگیری از تشدید اضطراب، آرامش خود را حفظ می کردند؛ اما پس از بازگشت به اداره، فشار روانی و اندوه حوادث را با خود حمل می کردند وبرای لحظاتی طولانی عمیقا متأثر می شدند.
روزبهانی تأکید می کند که در این جنگ، مهم ترین عامل موفقیت، هماهنگی لحظه ای و سرعت واکنش نیروها بود؛ عاملی که اجازه نداد بحران از کنترل خارج شود، حتی در شرایطی که شهر هم زمان با چندین حادثه سنگین درگیر بود.
نبرد با خطر پنهان زیر آوارها
اگر جنگ ۱۲ روزه آزمون غافلگیری بود، جنگ رمضان آزمون دقت و واکنش در برابر خطر پنهان محسوب می شد. روزبهانی از حادثه ای در محدوده گیشا می گوید؛ ساعاتی در حوالی صبح که منطقه هنوز در سکوت بود اما ناگهان با اصابت، آرامش آن فرو ریخت. در این حادثه، علمک گاز زیر آوار مدفون شده بود و خطر اصلی، نشت پنهان و نامرئی گاز در زیر زمین بود.
در چنین شرایطی، هر ثانیه می توانست به انفجار ثانویه منجر شود. تیم های امداد گاز بدون اتلاف وقت وارد محل شدند و با باز کردن نقشه شبکه، مسیرهای اصلی را شناسایی کردند. تصمیمی حیاتی گرفته شد: قطع فوری جریان گاز از شیر کوچه بلوچستان؛ اقدامی که در کوتاه ترین زمان ممکن انجام شد و از وقوع حادثه ای بزرگ تر جلوگیری کرد.
روزبهانی تأکید می کند که در این عملیات، خطر تنها در سطح زمین نبود، بلکه در زیر آوار و در شبکه پنهان جریان داشت. همین موضوع، مأموریت را به یکی از حساس ترین عملیات ها تبدیل کرده بود. با این حال، تجربه به دست آمده از جنگ 12روزه، سرعت تصمیم گیری و انسجام تیمی را به سطح بالاتری رسانده بود. پس از مهار اولیه، تیم های تعمیراتی وارد عمل شدند تا علمک آسیب دیده را ترمیم کنند و جریان گاز را به تدریج به مشترکان بازگردانند. در کمتر از دو ساعت، هم خطر رفع شد و هم شبکه به حالت عادی بازگشت؛ نشانه ای از آمادگی کامل و عملکرد منسجم نیروهای عملیاتی.
تجهیزات و لباس های امدادگران گاز نیز کاملاً تخصصی و به روز طراحی شده اند؛ از لباس های مقاوم و ضدالکتریسیته ساکن با جنس کتان گرفته تا کلاه ایمنی، کفش های استاندارد، دستگاه های گازسنج و تجهیزات تنفسی که همگی متناسب با شرایط سخت عملیاتی انتخاب و به طور مستمر به روزرسانی می شوند.
روزبهانی این عملیات را نمونه ای از بلوغ امداد گاز در شرایط بحران می داند؛ جایی که تجربه، آموزش و بازنگری در ساختار عملیاتی، به شکل مستقیم در نتیجه میدان اثر گذاشت.
دانش، سرعت و هماهنگی
پس از تجربه سنگین در جنگ ۱۲ روزه و همچنین جنگ رمضان، ساختار امداد گاز وارد مرحله ای تازه شد؛ مرحله ای که در آن تنها تجهیزات ارتقا نیافت، بلکه نگاه به مدیریت بحران نیز بازتعریف شد.روزبهانی از افزایش اکیپ های امدادی، تعریف خودروهای اضطراری، به روزرسانی نقشه های شبکه و آماده سازی دائمی تجهیزات سخن می گوید؛ اقدام هایی که نتیجه مستقیم تجربه میدان بود.
در کنار این تغییرات، آموزش های تخصصی و مدیریت استرس نیز تقویت شد تا نیروها بتوانند در دل بحران های پیچیده، تمرکز خود را حفظ کنند. اما به گفته روزبهانی، پشت تمام این آمادگی ها، یک واقعیت همواره وجود دارد: که آن هم خانواده است. او از خانواده هایی می گوید که در سکوت و نگرانی، هر بار فرزندانشان را به مأموریت بدرقه می کنند. خانواده هایی که شاید در صحنه حضور ندارند، اما در پس هر عملیات، نقش پشتیبان اصلی را دارند. خودش نیز از نگرانی خانواده اش در روزهای بحران یاد می کند؛ زمانی که او در دل حادثه بود و آنان با اضطراب اخبار را دنبال می کردند. در سطح عملیاتی، همکاری میان نهادها و سایر امدادگران نیز به اوج رسید. آتش نشانی، هلال احمر، شهرداری و سایر نیروهای خدماتی در کنار امدادگران گاز، شبکه ای هماهنگ تشکیل دادند؛ شبکه ای که در آن سرعت عمل و هماهنگی، تعیین کننده نتیجه عملیات بود. روزبهانی در کنار تمام این مأموریت ها تأکید می کند که به کار خود عشق می ورزد و شغل امداد گاز را تنها یک وظیفه نمی داند، بلکه یک تعهد و علاقه عمیق به خدمت به مردم می بیند. او پیام خود را نیز کوتاه بیان می کند: اطمینان می دهم به مردم که نیروهای امداد گاز همیشه پای کار هستند و برای حفظ امنیت و آرامش جامعه از هیچ تلاشی دریغ نمی کنند و توصیه اش به همکاران و خانواده ها، حفظ همدلی، صبوری و توکل در این مسیر است. روزبهانی امداد و حوادث گاز را «سنگر خاموش شهر» می نامد؛ امدادگرانی که دیده نمی شوند، اما حضورشان مرز میان حادثه و فاجعه را تعیین می کند. او تأکید می کند تجربه این دو جنگ نشان داد که در دل بحران، سه عامل دانش، سرعت و هماهنگی است که می تواند یک شهر را از فروپاشی نجات دهد.
تلاش کارکنان شرکت گاز استان تهران در جنگ های 12 روزه و رمضان، پایداری شبکه را رقم زد
پشت خاکریز خدمت
مشعل | جنگ رمضان برای شرکت گاز استان تهران تنها یک آزمون عملیاتی نبود؛ محک بزرگی بود که میزان آمادگی، تاب آوری سازمانی و توان خدمت رسانی در شرایط بحرانی را به نمایش گذاشت. در روزهایی که تهران با حوادث متعدد و شرایطی کم سابقه روبه رو شده بود، شبکه گسترده گازرسانی پایتخت بدون قطع گسترده گاز به فعالیت خود ادامه داد و نیروهای عملیاتی در خط مقدم خدمت ایستادند. علیرضا اعوانی، مدیرعامل شرکت گاز استان تهران در گفت وگو با ماهنامه «مشعل»، از تجربه مدیریت بحران، نقش سرمایه انسانی، درس آموخته های جنگ و اقدام هایی می گوید که به حفظ پایداری شبکه و آرامش مشترکان در سخت ترین روزها کمک کرد.
گاهی ارزش یک سازمان نه در روزهای عادی بلکه در لحظه هایی سنجیده می شود که سرعت تصمیم گیری و دقت عمل به عاملی تعیین کننده تبدیل می شود. شرکت گاز استان تهران در روزهای پرالتهاب جنگ رمضان با مجموعه ای از چالش ها و موضوع ها روبه رو بود؛ شرایطی که عبور از آن به آمادگی پیشین، هماهنگی گسترده و حضور میدانی نیروها وابسته بود. علیرضا اعوانی، مدیرعامل شرکت گاز استان تهران، از تجربه ها چالش ها و درس آموخته های آن روزها روایت می کند.
حفظ پایداری شبکه گاز
جنگ رمضان برای شرکت گاز استان تهران تنها یک بحران عملیاتی نبود؛ آزمونی بود برای سنجش میزان آمادگی، تاب آوری و انسجام مجموعه ای که مسئولیت تأمین گاز بیش از
۱۶ میلیون نفر و حدود ۴ میلیون و ۱۰۰ هزار مشترک را به عهده دارد؛ آزمونی که به گفته علیرضا اعوانی، مدیرعامل شرکت گاز استان تهران، بسیاری از ظرفیت های پنهان سازمان را آشکار کرد و تجربه هایی کم نظیر را برای آینده به همراه داشت.
اعوانی با اشاره به تفاوت میان جنگ 12روزه و جنگ رمضان می گوید: مهم ترین مزیت شرکت گاز استان تهران در دور دوم، استفاده از تجربه های پیشین بود. به گفته او، یک هفته پیش از آغاز جنگ رمضان و با احتمال وقوع درگیری، جلسه مدیریت بحران تشکیل و ۳۲ مصوبه برای شرایط احتمالی جنگ تدوین شد. همین آمادگی سبب شد مجموعه در نخستین ساعات آغاز بحران، بدون آشفتگی و با برنامه مشخص وارد عمل شود.
نیروی انسانی متعهد
مدیرعامل شرکت گاز استان تهران بزرگ ترین دستاورد این دوره را نه تجهیزات و امکانات، بلکه نیروی انسانی متعهد می داند و تاکید می کند: همکاران شرکت در شرایطی سخت و همزمان با اوج مصرف زمستانی، سطحی از تعهد، انگیزه و مسئولیت پذیری را به نمایش گذاشتند که برای مجموعه به یک سرمایه ارزشمند تبدیل شد.
به گفته وی، کارکنان عملیاتی و امدادی در بسیاری از روزها ۱۶ تا ۱۸ ساعت به صورت مستمر در میدان حضور داشتند تا کوچک ترین خللی در خدمت رسانی به مردم ایجاد نشود.
اعوانی با اشاره به گستردگی تأسیسات گازرسانی تهران یادآور می شود: حدود ۲۰ درصد تأسیسات گاز کشور در استان تهران قرار دارد و حفظ پایداری شبکه در چنین شرایطی نیازمند برنامه ریزی دقیق و هماهنگی گسترده بود.
او می گوید: با وجود همه تهدیدها، حتی یک قطع گسترده گاز در استان تهران رخ نداد و تمام حوادث در کوتاه ترین زمان ممکن مدیریت شد.
به گفته وی، پیش از آغاز جنگ، آموزش و توجیه گروه های امدادی، آماده سازی مرکز ۱۹۴، تعیین گروه های معین برای مناطق پرخطر، تجهیز امدادگران به موتورسیکلت، آماده باش نیروهای ایمنی و برنامه ریزی برای اعزام نیروهای پشتیبان، از جمله مهم ترین اقدامات انجام شده بود. همزمان بخشی از زیرساخت های حساس از جمله مراکز پاسخگویی، سامانه های ارتباطی و تجهیزات راهبردی به نقاط امن منتقل شد تا در صورت بروز آسیب، روند خدمت رسانی متوقف نشود.
مقابله با حملات سایبری
مدیرعامل شرکت گاز استان تهران همچنین از تمهیدات ویژه برای مقابله با حملات سایبری، ذخیره سازی سوخت اضطراری، ایجاد مراکز جایگزین مدیریت بحران در ورامین و شهریار، توزیع مدیران در نقاط مختلف استان و برگزاری نشست های مدیریت بحران یاد می کند؛ اقدام هایی که به گفته او برای نخستین بار در این ابعاد اجرا شد و نتایج مطلوبی به همراه داشت.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به دو حادثه حساس و سرنوشت ساز اشاره می کند. نخست، حادثه انبار نفت شهران که به دلیل مجاورت خطوط گاز با مسیر جریان سوخت های مشتعل، خطر گسترش بحران را به همراه داشت. دوم حادثه دانشگاه صنعتی شریف که در پی آسیب به ایستگاه تقلیل فشار، گاز با فشار بالا در منطقه منتشر شد و هر لحظه احتمال وقوع انفجاری گسترده وجود داشت.
به گفته اعوانی، مدیریت سریع نیروهای امدادی و همکاری دستگاه های مسئول، مانع از تبدیل این حوادث به بحران های بزرگ تر شد.
ثبت 495 حادثه در تهران
او با اشاره به آمار ۶۰۵ حادثه ثبت شده در طول جنگ می گوید ۴۹۵ مورد از این حوادث در شهر تهران و ۱۱۰ مورد در شهرستان های استان رخ داده است. با این حال در تمام موارد، گروه های عملیاتی توانستند شرایط را کنترل و از گسترش خسارات جلوگیری کنند.
مدیرعامل شرکت گاز استان تهران می گوید: نشست های مستمر مدیریت بحران و سیاست گذاری های به موقع، نقش مهمی در مدیریت شرایط داشت. او همچنین از همکاری استانداری، دستگاه های امدادی، شهرداری تهران و سایر نهادهای مسئول در کنترل حوادث قدردانی می کند.
اعوانی مهم ترین چالش دوران جنگ را نامشخص بودن ابعاد و دامنه تهدیدها عنوان می کند. به گفته او، نگرانی اصلی این بود که حملات گسترش یابد و تأسیسات اصلی گاز هدف قرار گیرند؛ موضوعی که می توانست سطح تاب آوری شبکه را با چالش جدی رو به رو کند. در کنار این مسئله، خستگی نیروهای عملیاتی نیز از دیگر دغدغه های مدیریت بحران بود.
وی معتقد است: هر ساعت از جنگ به یک درس آموخته تبدیل شد. ثبت و تحلیل تجربیات، تدوین دستورعمل های جدید، بازنگری درفرایندهای امدادی، ارتقای حفاظت از کارکنان و اصلاح شیوه های حضور در محل حادثه، از دستاوردهایی است که به گفته او آمادگی شرکت گاز استان تهران را برای رویارویی با بحران های احتمالی آینده افزایش داده است.
اعوانی سه دستاورد اصلی جنگ رمضان را همدلی سازمانی، مدیریت استرس و بهره گیری از تجربیات گذشته می داند و تأکید می کند: موفقیت شرکت گاز استان تهران حاصل تلاش جمعی کارکنانی بود که در سخت ترین شرایط پای کار ماندند و اجازه ندادند جریان خدمت رسانی به مردم متوقف شود.
مدیرعامل شرکت گاز استان تهران ضمن قدردانی از کارکنان عملیاتی و امدادی، از مشترکان نیز می خواهد با مصرف بهینه گاز به حفظ پایداری شبکه کمک کنند. او تاکید می کند: کاهش ظرفیت تولید گاز کشور پس از آسیب به برخی تأسیسات، ضرورت صرفه جویی را بیش از گذشته آشکار کرده است.
سنگرهای روشن
در روزهایی که جنگ رمضان تهران را در وضعیت بحرانی قرار داده بود، شبکه گاز استان تهران، یکی از سخت ترین آزمون های خود را پشت سر گذاشت. اسماعیل شجاع، مدیر بهره برداری شرکت گاز استان تهران با اشاره به حضور میدانی نیروهای عملیاتی تأکید کرد که امدادگران و تیم های بهره برداری در خط مقدم بحران با وجود خطرهای مستقیم حملات، با مدیریت لحظه ای و هماهنگی دقیق اجازه ندادند جریان گازرسانی به مردم متوقف شود و پایداری شبکه به عنوان یک دستاورد مهم ثبت شد.
شجاع به تشریح تجربه مدیریت شبکه گاز در شرایط ویژه و جنگی پرداخت و با اشاره به گستردگی شبکه و نقش نیروهای عملیاتی بر اهمیت آمادگی مستمر، هماهنگی بین واحدها و اجرای سناریوهای بحران تأکید کرد. وی با اشاره به شرایط ویژه جنگ رمضان و تجربه نیروهای جوان در این دوره گفت: بسیاری از همکاران امداد و تعمیرات تجربه مستقیم جنگ نداشتند و نخستین رویارویی جدی آنان با شرایط حملات و فضای اضطراب آور شهری در همین دوره رقم خورد. شجاع افزود: در حالی که از پیش برای انواع بحران ها از جمله حوادث صنعتی و طبیعی برنامه ریزی شده بود، اما سناریوی جنگ به صورت مستقیم در تمرین ها پیش بینی نشده بود.
او ادامه داد: در همان ساعات ابتدایی بحران و با حضور مدیریت ارشد شرکت ملی گاز ایران، ستاد مدیریت بحران تشکیل و با تقسیم وظایف و واگذاری اختیارات به مناطق مختلف، روند تصمیم گیری سریع تر شد. وی افزود: از قبل سناریوهایی را تمرین کرده بودیم و همین موضوع سبب شد در لحظات اولیه دچار سردرگمی نشویم. مدیر بهره برداری شرکت گاز استان تهران مهم ترین دغدغه در روزهای جنگ را مدیریت همزمان دو مأموریت اساسی یعنی استمرار گازرسانی و کنترل حوادث عنوان کرد و گفت: در بهره برداری نمی توان گفت چون حادثه رخ داده است، جریان گاز را متوقف می کنیم، زیرا زندگی مردم وابسته به این انرژی است.
شجاع به اقدام های عملیاتی در مدیریت شبکه پرداخت و گفت: پایش لحظه ای ایستگاه ها، مدیریت فشار شبکه و آماده سازی سناریوهای قطع اضطراری، از جمله اقدام هایی بوده که پیش از وقوع بحران طراحی شده بود.
وی با بیان اینکه در برخی موارد محل اصابت حملات موجب قطع موقت گاز در محدوده های محدود شده است، افزود: تیم های عملیاتی بلافاصله در محل حاضر شده و با انجام تعمیرات اضطراری در همان روز جریان گاز را دوباره برقرار کرده اند. هدف این بود که هیچ حادثه ای به روز بعد کشیده نشود.
مدیر بهره برداری شرکت گاز استان تهران همچنین به نقش سامانه های پایش و ارتباطی پرداخت و گفت: اگرچه مرکز دیسپچینگ ملی و سامانه های پایش، نقش مهمی در اطلاع رسانی دارند، اما در این بحران نقش اصلی به عهده نیروهای میدانی و هماهنگی با مرکز مدیریت بحران شهری بوده است.
او افزود: یکی از نقاط قوت این دوره، حضور هماهنگ پیمانکاران و نیروهای پشتیبان بود که با وجود شرایط دشوار، بسیاری از آنها در صحنه باقی ماندند و تجهیزات و نیروی انسانی خود را در اختیار عملیات قرار دادند. وی همچنین بر اهمیت نیروی انسانی تأکید و اظهار کرد: مهم ترین عامل موفقیت ما نیروهای ایثارگر و متخصصی بودند که در سخت ترین شرایط در صحنه ماندند و اجازه ندادند خدمت رسانی متوقف شود.
اینجا سامانه 194 شرکت گاز استان تهران است جایی که عشق در خدمت به مردم معنا می شود
قهرمانان امنیت
در تمام لحظاتی که شهر در تسخیر سکوت یا غرق در هیاهوست، تلفن های ۱۹۴ در مرکز امداد و حوادث گاز استان تهران، همچنان زنگ می خورد. گویی قرار نیست هیچ گاه قطع شود؛ جایی که همکاران، آرامش را برای میلیون ها خانواده به ارمغان می آورند. به واقع کارکنان مرکز امداد و حوادث گاز استان تهران(194)، نمادی از تعهد و فداکاری هستند. مردان و زنانی آماده به خدمت در شیفت های شبانه روزی و در آماده باش کامل برای هماهنگی میان امدادگران، مناطق و مدیران ارشد. کارکنانی که همواره کنار مانیتورها و بی سیم ها گوش به زنگ هستند؛ چون امنیت مردم، در اولویت آنهاست . از همدلی و تلاش برای شاد نگه داشتن محیط کار تا جبران سختی های کار ، یکی از ویژ گی های این مردمان است؛ همان ها که در دل شب های سرد و روزهای سخت، نگاهبانان جان و ایمنی مردم این سرزمین هستند. عباس رزاقی، مسوول مرکز امداد و حوادث گاز استان تهران(194) و همکاران او در این مرکز از خدمت رسانی به مردم در آن روزها می گوید.
هفت ثانیه تا پاسخ
در شهری با بیش از ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار مشترک گاز، آرامش خانه ها به شبکه ای از نیروهای امدادی و پاسخگو گره خورده است؛ شبکه ای که در مرکز امداد و حوادث گاز استان تهران (۱۹۴) به صورت شبانه روزی فعالیت می کند. عباس رزاقی، مسوول مرکز امداد و حوادث گاز استان تهران(194) می گوید: این سامانه بر پایه سرعت، دقت و دسترسی آسان مشترکان طراحی و از سه مرکز پیام مستقل در تهران، شرق و غرب استان تشکیل شده است؛ مراکزی که افزون بر فعالیت مستقل، پشتیبان یکدیگر نیز هستند و در صورت بروز مشکل، قادرند سراسر استان تهران را پوشش دهند.
به گفته وی، تماس مشترکان بدون توجه به موقعیت جغرافیایی به نزدیک ترین مرکز پاسخگویی هدایت می شود و در صورت نیاز، عملیات از طریق سامانه یکپارچه به منطقه مربوطه ارجاع خواهد شد. میانگین زمان انتظار برای ارتباط با اپراتور تنها هفت ثانیه است و ۹۹.۲ درصد تماس ها با موفقیت پاسخ داده می شود؛ موضوعی که نقشی مهم در کاهش اضطراب مشترکان در شرایط حادثه دارد.
رزاقی با اشاره به حجم گسترده خدمات این مرکز می گوید: در سال ۱۴۰۳ بیش از ۳۵۷ هزار تماس ثبت شد که به حدود ۱۶۶ هزار عملیات امدادی انجامید. این رقم در سال ۱۴۰۴ به حدود ۳۷۴ هزار تماس و نزدیک به ۱۷۶ هزار عملیات رسید. همه مراحل از لحظه ثبت تماس تا پایان عملیات به صورت مکانیزه رصد می شود و مشترکان از طریق پیامک و نظرسنجی در جریان روند خدمت رسانی قرار می گیرند؛ فرایندی که رضایت بالای مشترکان را به همراه داشته است.
وی همچنین به عملکرد مرکز 194 در دوران جنگ تحمیلی 12 روزه و رمضان اشاره و تصریح می کند: دورانی که استان تهران بیشترین حجم حملات را تجربه کرد؛ اما خدمات امدادی حتی برای لحظه ای متوقف نشد. در این مدت بیش از ۳۶هزار تماس با سامانه ۱۹۴ به ثبت رسید که حدود ۱۳ هزار عملیات امدادی را در پی داشت. به گفته رزاقی، کارکنان این مرکز، حتی خارج از شیفت های کاری داوطلبانه در محل حاضر می شدند تا روند خدمت رسانی بدون وقفه ادامه یابد.
به گفته رزاقی، مرکز امداد و حوادث گاز استان تهران توان پاسخگویی همزمان به ده ها تماس را دارد و در شرایط بحران نیز با فعال سازی سالن مدیریت بحران و بهره گیری از ظرفیت مراکز پشتیبان، خدمات را ادامه می دهد. میانگین زمان حضور نیروهای امدادی در محل حادثه حدود ۱۴ دقیقه است؛ آماری که نشان دهنده آمادگی عملیاتی این مجموعه در یکی از بزرگ ترین شبکه های گازرسانی کشور است.وی رعایت اصول ایمنی، بویژه در شرایط بحران را از ضروری ترین موارد کمک کننده در پیشگیری از حوادث اعلام و اظهار می کند: لازم است مشترکان پیش از ترک منزل از بسته بودن شیر اصلی گاز اطمینان حاصل کنند و رعایت نکات ایمنی و مصرف بهینه را جدی بگیرند؛ زیرا بخش قابل توجهی از حوادث گاز ارتباطی به زیرساخت ها ندارد، بلکه به بی احتیاطی بازمی گردد.
دل و جان در خدمت
در پس هر تماس با سامانه ۱۹۴، صدایی شنیده می شود که وظیفه اش فقط پاسخگویی نیست؛ آرام کردن اضطراب مردم و هدایت آنها در لحظات حساس نیز بخشی از مأموریت اوست. نعیمه نصیری، یکی از اپراتورهای مرکز امداد و حوادث گاز استان تهران، از همین نیروهای بی ادعایی است که هشت سال از عمر کاری خود را در صنعت گاز سپری کرده و امروز به یکی از چهره های باتجربه مرکز تبدیل شده است. او که تحصیلاتش در رشته معماری بوده، به دلیل شرایط زندگی وارد صنعت گاز شده؛ مسیری که از بازرسی منطقه ۲ آغاز شد و اکنون به شش سال فعالیت در مرکز امداد و حوادث گاز رسیده است. به گفته نصیری، مهم ترین جذابیت این شغل، احساس مسوولیت و تأثیر مستقیم بر امنیت و آرامش مردم است.
روزهای کاری در مرکز ۱۹۴ یکسان نیست. در روزهای عادی ده ها تماس ثبت می شود؛ اما در فصل سرما و هنگام بروز بحران هایی مانند قطع یا افت فشار گاز، حجم تماس ها به شکل قابل توجهی افزایش می یابد. با این حال، او و همکارانش باید در هر شرایطی آرامش خود را حفظ کنند، حتی زمانی که دیگران در تعطیلات و کنار خانواده هستند. نصیری می گوید: دوری از خانواده در مناسبت ها و تعطیلات آسان نیست؛ اما به مرور بخشی از زندگی حرفه ای ما می شود. خانواده نیز اکنون اهمیت این مسوولیت را درک کرده اند و رعایت نکات ایمنی و مصرف بهینه گاز به بخشی از فرهنگ خانوادگی ما تبدیل شده است. وی به یکی از خاطرات ماندگاری که مربوط به روزهای آغازین فعالیتش در مرکز بازمی گردد، اشاره می کند و می گوید: گزارش یک نشتی گاز، همکاران امدادی را به یک ساختمان هدایت کرد؛ ساخنمانی که در آن یک انشعاب غیرمجاز و بسیار خطرناک ایجاد شده بود واگر آن تماس جدی گرفته نمی شد، احتمال وقوع حادثه ای بزرگ وجود داشت. این اپراتور شاغل در 194 ادامه می دهد: برای من، یکی از تصویرهای فراموش نشدنی کار در این مرکز، روزهای «جنگ رمضان» است؛ زمانی که در اوج تماس ها و نگرانی های مردمی، ناگهان برق مرکز قطع شد و سالن در تاریکی فرو رفت. تنها صدای دستگاه های پشتیبان شنیده می شد و اپراتورهایی که دست از کار نکشیدند. یکی از همکاران در همان تاریکی، با آرامش آدرس یک تماس گیرنده مضطرب را ثبت کرد و به او اطمینان داد که گروه امدادی در راه است. چند لحظه بعد ژنراتورها وارد مدار شدند و فعالیت مرکز بدون کوچک ترین وقفه ادامه یافت؛ صحنه ای که معنای واقعی تعهد و آمادگی را به نمایش گذاشت. برای نعیمه نصیری، خدمت رسانی محدود به ساعات اداری یا روزهای عادی نیست. او معتقد است مسوولیت در قبال مردم زمان نمی شناسد و همین احساس، انگیزه اصلی ادامه مسیر است؛ مسیری که مقصد آن، ایمنی بیشتر، آرامش مردم و روزهایی روشن تر برای جامعه است.
مشعل داران ایمنی
در مرکز امداد و حوادث گاز استان تهران (۱۹۴)، هر تماس می تواند آغاز یک عملیات نجات باشد. رضاجلالی، دیگر اپراتور این مرکز، جزو افرادی است که از سال ۱۳۹۹ در خط مقدم پاسخگویی به شهروندان قرار دارد؛ حلقه ای مهم میان مردم، نیروهای امدادی و امنیت شبکه گازرسانی.
وظیفه او تنها پاسخ به تماس ها نیست. ثبت دقیق اطلاعات، آرام سازی تماس گیرندگان، تشخیص فوریت حادثه و هماهنگی برای اعزام سریع نیروهای عملیاتی، بخشی از مسوولیت هایی است که هر روز به عهده دارد. تماس هایی که از گزارش نشتی و قطع گاز تا حوادث ناشی از حفاری، آتش سوزی و برخورد با تأسیسات گازرسانی را دربرمی گیرد. جلالی می گوید: برای کارکنان مرکز ۱۹۴، تعطیلات معنای متفاوتی دارد. در روزهایی که بسیاری از خانواده ها در کنار هم هستند، اپراتورها و نیروهای امدادی همچنان در محل کار حضور دارند تا در هر ساعت از شبانه روز پاسخگوی مردم باشند. او معتقد است خانواده اش به این شرایط عادت کرده اند؛ هرچند دوری از آنها در مناسبت ها و روزهای خاص همچنان دشوار است.
یکی از خاطرات ماندگار او به حوادث ناشی از حفاری های شهری بازمی گردد؛ زمانی که برخورد ماشین آلات عمرانی با خطوط گاز می توانست به بحران بزرگی تبدیل شود؛ اما با پاسخ گویی به موقع و اعزام سریع نیروهای امدادی، حادثه مهار شد. به گفته او، مهار بسیاری از حوادثی که هرگز به تیتر اخبار تبدیل نمی شوند، نتیجه همین واکنش های سریع و هماهنگ است.
اما روزهای جنگ رمضان، روایت دیگری از تعهد کارکنان این مرکز را رقم زد. جلالی می گوید: سخت ترین بخش ماجرا ، نه صدای انفجارها بود و نه حجم بالای تماس ها؛ بلکه نگرانی خانواده هایی بود که در خانه چشم انتظار بودند. در اوج بحران، گاهی تلفنی کوتاه از خانه می رسید و صدای فرزندی که با دلتنگی می پرسید: «بابا کی میای؟» قلب هر پدری را می فشرد. با این حال، کارکنان مرکز باید نگرانی خود را پنهان می کردند، خانواده را آرامش می دادند و بلافاصله به تماس بعدی پاسخ می گفتند. به گفته او، این تجربه کم وبیش میان همه همکاران مشترک بود؛ ایستادن میان دغدغه خانواده و مسوولیت حفظ آرامش یک شهر.
جلالی باور دارد، فرهنگ ایمنی از خانه آغاز می شود. او همواره خانواده و اطرافیان خود را به رعایت نکات ایمنی و مصرف مسوولانه گاز توصیه می کند و معتقد است هر تماس به موقع می تواند از یک حادثه بزرگ جلوگیری کند. او و همکارانش در سکوت مرکز ۱۹۴، شبانه روز مشعل ایمنی را روشن نگه می دارند؛ نگهبانانی که آرامش مردم را وظیفه خود می دانند.
قلب عملیات در بحران
برای مهدی قاجار، سوپروایزر مرکز پیام امداد و حوادث گاز استان تهران، مدیریت بحران تنها یک عنوان شغلی نیست؛ مسوولیتی است که طی ۲۱سال فعالیت در صنعت گاز و از روزهای امدادگری تا نظارت بر عملیات سراسر استان به دست آمده است. او امروز در جایگاهی قرار دارد که باید در هر ساعت از شبانه روز، جریان اطلاعات و عملیات را میان مردم، امدادگران و مدیران ارشد هماهنگ کند. قاجار فعالیت خود را از واحدهای عملیاتی مناطق ۳ و ۴ تهران آغاز کرده و معتقد است تجربه میدانی، مهم ترین سرمایه برای مدیریت مرکز پیام است. به گفته او، سوپروایزر باید علاوه بر شناخت کامل از شبکه گازرسانی و مناطق مختلف استان، توان تحلیل سریع حوادث و انتقال دقیق اطلاعات را نیز داشته باشد. از نشتی و آتش سوزی گرفته تا انفجار، برخورد با خطوط گاز و بلایای طبیعی، همگی از طریق مرکز پیام رصد، مدیریت و به سطوح مختلف سازمان گزارش می شوند.
او مرکز پیام را «قلب تپنده عملیات» می داند؛ جایی که در حوادث بزرگ، تمام ارتباطات، هماهنگی ها و تصمیم گیری های اولیه از آنجا شکل می گیرد. زمانی که بسیاری از شهروندان در خواب هستند، کارکنان این مرکز وظیفه دارند تماس های اضطراری را دریافت، راهنمایی های فنی لازم را ارائه و همزمان مدیران و گروه های عملیاتی را در جریان جزئیات حادثه قرار دهند.
در میان خاطرات حرفه ای قاجار، حادثه شهران جایگاه ویژه ای دارد؛ رخدادی که به دلیل گستردگی و حساسیت، ساعت ها تمرکز و هماهنگی مستمر را می طلبید. با این حال، یکی از دشوارترین تجربه های او مربوط به روزهای جنگ ۱۲ روزه است؛ زمانی که اختلال در ارتباطات مخابراتی، شرایط عملیات را پیچیده تر کرد. در آن روزها بخشی از هماهنگی ها از مراکز پشتیبان انجام شد و مرکز پیام به صورت مستمر مسوول ثبت حوادث، هدایت عملیات و ارتباط با مدیران ارشد بود. به گفته او، ساعت های طولانی کار بدون وقفه و حجم بالای تماس ها، اهمیت آمادگی و انسجام این مجموعه را بیش از پیش نشان داد. قاجار که پدر سه فرزند است، موفقیت خود را حاصل همراهی خانواده می داند. او معتقد است آرامش در زندگی و محیط کار، مهم ترین عامل ارائه خدمات مطلوب به مردم به شمار می رود. به همین دلیل، بزرگ ترین آرزویش برای همکاران و شهروندان، برخورداری از آرامش، سلامت و امنیت است؛ زیرا به باور او، وقتی آرامش وجود داشته باشد، خدمت رسانی نیز با کیفیت بیشتری انجام خواهد شد. در مرکز ۱۹۴ افرادی مانند مهدی قاجار بی صدا؛ اما مؤثر، نبض عملیات را در دست دارند تا امنیت و آرامش میلیون ها مشترک گاز در استان تهران حفظ شود.
دلتنگی در خدمت تعهد
سید فرهاد باقری، یکی دیگر از اپراتورهای مرکز 194 است که از پشت خطوط پاسخگویی این مرکز،آرامش شهر را بر آسایش شخصی خود ترجیح داده است؛ کارمندی با ۲۵ سال سابقه در صنعت گاز که پس از سال ها فعالیت در بخش های مختلف، اکنون در مرکز پیام مشغول خدمت است و شبانه روز پاسخگوی تماس های مردمی است.
باقری که پیش تر در شرکت گاز استان اصفهان و بخش های اداری فعالیت می کرد، با ورود به مرکز پیام با فضای متفاوتی روبه رو شد؛ محیطی که در آن شیفت های شبانه، روزهای تعطیل و شرایط بحرانی، بخش جدایی ناپذیر از کار محسوب می شود.
او می گوید: در گذشته برنامه کاری مشخصی داشت؛ اما امروز هر لحظه ممکن است نیاز به حضور و پاسخگویی وجود داشته باشد.
خانواده، مهم ترین پشتوانه او در این مسیر است. باقری ۱۸ سال است که ازدواج کرده و پدر 2 دختر است. به گفته او، خانواده اش به شرایط خاص شغلی اش عادت کرده اند؛ هرچند دوری از آنها در تعطیلات و مناسبت ها آسان نیست. همین همراهی، امکان ادامه خدمت در یکی از حساس ترین بخش های صنعت گاز را برایش فراهم کرده است.
باقری می گوید: در مرکز ۱۹۴، روزهای آرام و پرحادثه تفاوت زیادی با یکدیگر دارند. برخی روزها ده ها تماس و در شرایط خاص صدها تماس ثبت می شود. با این حال، مهم ترین وظیفه اپراتورها تنها ثبت درخواست نیست؛ آنها باید پیش از هر چیز، آرامش را به تماس گیرندگان بازگردانند و راهنمایی های ایمنی لازم را ارائه دهند.
وی درباره یکی از خاطرات ماندگارش که به روزهای «جنگ رمضان» بازمی گردد، می گوید: در میان نگرانی ها و حملات، زنی هراسان با مرکز تماس گرفت و خبر داد که ساختمان مجاور محل سکونتش هدف حمله قرار گرفته و بوی گاز در منطقه پیچیده است. او و همکارانش تلاش کردند ضمن آرام کردن تماس گیرنده، توصیه های ایمنی لازم را ارائه و همزمان موضوع را برای پیگیری عملیاتی ثبت کنند. باقری معتقد است در شرایط بحرانی، آرامش بخشی به مردم گاهی به اندازه عملیات فنی اهمیت دارد.
او که سال ها تجربه فعالیت در مناطق سردسیر و عملیاتی را نیز در کارنامه خود دارد، همچون دیگر همکارانش بر رعایت اصول ایمنی تاکید دارد و ادامه می دهد: رعایت نکات ایمنی و مصرف بهینه گاز، مهم ترین توصیه ام به شهروندان است.
به باور او، پشت هر خانه ای که در امنیت و آرامش از نعمت گاز بهره مند است، تلاش بی وقفه نیروهایی قرار دارد که در هر ساعت از شبانه روز آماده خدمت رسانی هستند.
تا پای جان برای وطن
آن شب، آسمان کرمانشاه طعم باروت و آهن می داد. صدای انفجار که طنین انداز شد، زمین زیر پایمان لرزید، اما آنچه بیش از صدای بمب، وحشت به دل ها می انداخت، صدای ممتد نشت گاز بود؛ صدایی شبیه به یک اژدهای خفته که هر لحظه ممکن بود با جرقه ای، تمام منطقه را به تلی از خاکستر تبدیل کند.
منازل سازمانی جهاد کشاورزی زیر آوار مدفون شده بودند و چند علمک گاز در میان آواری از سنگ و آهن در هم شکسته بودند. نشت گاز آنقدر گسترده بود که محیط به یک بمب ساعتی تبدیل شده بود. در آن تاریکی چراغ های گردان خودروهای امدادی هلال احمر، اورژانس و آتش نشانی در دوردست دیده می شد، اما هیچ کس اجازه ورود به محدوده سرخ را نداشت. ریسک انفجار به حدی بالا بود که پروتکل های ایمنی، قدم گذاشتن به آنجا را ممنوع می کرد.
در همان دقایق بحرانی، ناگهان اسحاق اردلانی، یکی از همکارانم را دیدم. اسحاق آن شب شیفت نبود، اما غیرت کرمانشاهی اش اجازه نداده بود در خانه بماند. خودش را به من رساند. نگاهی به هم انداختیم؛ نیازی به کلام نبود. در آن لحظات که دشمن با موشک هایش بزدلانه خانه های ما را هدف گرفته بود، ما نباید اجازه می دادیم نشت گاز فاجعه را تکمیل کند.
ما 2 نفر، به عنوان اولین نیروهای عملیاتی، وارد دهانه آتشفشان شدیم. هر لحظه انتظار می رفت جرقه ای از برخورد 2 سنگ یا سیم های برق، همه چیز را تمام کند. در میان تاریکی مطلق و غباری که راه نفس را می بست، فقط نور ضعیف چراغ قوه هایمان بود، که مسیر را نشان می داد. در شرایطی که لوله های گاز زیر توده های سنگین آوار پیچ خورده بود، عملیات را آغاز کردیم. اسحاق با ایثاری بزرگ، همچون یک رزمنده خط شکن راه را باز کرد و سرانجام موفق شدیم شیر اصلی ورودی گاز به شهرک را ببندیم و چهار علمک آسیب دیده را مهار کنیم.
اما کارمان تمام نشده بود. حس کردیم کسی از زیر خروارها خاک ناله می کند. آری، زیر آن آوارها انسانی در میان مرگ و زندگی دست و پا می زد. در آن سیاهی مطلق، با همان چراغ قوه کوچک، وجب به وجب خاک را گشتیم تا به پیکر نیمه جانی رسیدیم که زیر سنگینی آوار مدفون شده بود. با کمک سایر امدادگران که حالا با ایمن شدن محیط، جرأت ورود پیدا کرده بودند، او را از چنگال مرگ بیرون کشیدیم.
آن شب، ما فقط شیر گاز را نبستیم؛ ما جلوی یک فاجعه انسانی بزرگ را گرفتیم. اسحاق اردلانی ثابت کرد که سربازان شرکت گاز، در جنگ با متجاوزان آمریکایی - صهیونی، سلاحشان تخصص و سپرشان جانشان است. ما در آن شب بحرانی، اجازه ندادیم خانه همشهریانمان دوباره در آتش بسوزد. این نه فقط یک وظیفه کاری، بلکه روایتی از شجاعت مردانی است که در سخت ترین لحظات، با جانشان پای وطن می ایستند. ما ایستادیم تا شعله امید در دل مردم کشورمان خاموش نشود.
علی امیری
رئیس واحد امداد متمرکز شرکت گاز استان کرمانشاه
باران غیرت
ساعت حدود 3 بعدازظهر 11 فروردین ماه ۱۴۰۵ است؛ روزی که قرار بود بوی بهار بدهد، اما با بوی تند باروت و خاکِ آوار گره خورد.
انفجار که رخ داد، شهر زیر و رو شد و فهمیدم امروز کارمان سخت است. از همان روزهای اول شروع جنگ، با بچه های امداد و تعمیرات هم قسم شده بودیم که هر آسیب وارد شده به شبکه را در سریع ترین زمان ممکن رفع کنیم. می دانستیم اگر لوله ها آسیب ببینند، نشت گاز رخ می دهد و اگر به موقع برطرف نشود، فاجعه ای به مراتب بزرگ تر از خود بمباران رقم می خورد.
به علی امیری، رئیس واحد امداد، سپرده بودم که در چنین مواقعی با موتور بیاید دنبالم. چون خیابان ها مسدود می شد و در آن اوضاع، موتور تنها وسیله ای بود که می شد با آن از میان آوارها گذشت. امیری درست سر وقت رسید. مقصد، مکانی بود که مورد اصابت قرار گرفته بود و صدای مهیب انفجارش قلب شهر کرمانشاه را لرزانده بود.
باران می بارید و هوا سرد بود. وقتی وارد کوچه های نزدیک محل بمباران شدیم، صحنه ای دیدم که تا ابد در ذهنم حک شد؛ خانم جوانی را دیدم که از وحشت انفجار، بدون اینکه فرصت کند لباس مناسبی به تن کند، از خانه بیرون زده بود. وسط آن باران و سرما، میان گل و لای، از ترس و سرما به خود می لرزید. صحنه ای که دیدنش دل هر انسانی را می لرزاند.
امیری ترمز کرد. بدون اینکه حتی یک لحظه تردید کند، از موتور پیاده شد و به سمت آن خانم رفت. کاپشن ضخیم خودش را از تن درآورد و با مهربانی روی شانه های آن زن انداخت. لحظه ای که زن با دست های لرزان لباس را دور خودش پیچید، انگار گرمای انسانیت برای چند لحظه بر سرمای جنگ غلبه کرد.دوباره سوار موتور شدیم و با سرعت به سمت کانون اصلی بمباران حرکت کردیم. در حالی که دلم گرم رفتار مردانه اش شده بود، پرسیدم: «امیری، توی این وضعیت چرا کاپشنت رو دادی؟».
او در حالی که با مهارت آن زن را از بین آوارها بیرون می کشید، فقط یک جمله گفت: «دکتر، اون خانم، ناموس من بود.»
آن روز در محله شریعتی، ما فقط برای ایمن سازی محل و جلوگیری از انفجار گاز نیامده بودیم؛ ما آنجا بودیم تا در میانه ویرانی، یادمان بماند که وظیفه اصلی مان، فراتر از خطوط لوله و شیرهای گاز، حفاظت از جان و حرمتِ مردمی است که در سخت ترین روزها، چشم امیدشان به ماست. آن روز فهمیدم که در شرکت گاز استان کرمانشاه، چیزی فراتر از تعهد شغلی جریان دارد؛ چیزی که حتی از لوله های فولادی هم مستحکم تر است؛ واژه ای پرمعنا و عمیق به نام غیرت.
ناصر حسینی
مدیرعامل شرکت گاز استان کرمانشاه
روایت مدیرعامل شرکت گاز استان اصفهان از مدیریت بحران و جانفشانی کارکنان در روزهای جنگ
تا پای جان برای ایران
مشعل | در روزهایی که آسمان اصفهان بارها هدف حملات آمریکایی- صهیونی قرار گرفت و پس از تهران، بیشترین حجم حملات را تجربه کرد، کارکنان شرکت گاز استان اصفهان در خط مقدم خدمت رسانی ایستادند؛ آن هم در شرایطی که یکی از مهم ترین ایستگاه های تقلیل فشار گاز استان دو بار هدف اصابت موشک قرار گرفت. با این حال، نه جریان گاز ۱۲۰ هزار مشترک قطع شد و نه حادثه ثانویه ای رخ داد؛ دستاوردی که حاصل سال ها تجربه، برنامه ریزی، ارزیابی ریسک و از همه مهم تر، ایثار و تعهد کارکنان صنعت گاز بود. ابراهیم محسنی، مدیرعامل شرکت گاز استان اصفهان، با تشریح عملکرد این شرکت در جریان جنگ اخیر، از روزهای جنگ و خدمت رسانی در آن روزها می گوید.
در جنگ رمضان، اصفهان پس از استان تهران، بیشترین حجم حملات را تجربه کرد و در این مدت، ۱۴۵ مورد اعزام نیروهای امدادی به مناطق آسیب دیده انجام شد. مدیرعامل شرکت گاز استان اصفهان با اشاره به ثبت 120 مورد اصابت در جنگ رمضان و خسارت های حاصل از حملات ددمنشانه رژیم آمریکایی- صهیونی گفت: گاز استان اصفهان، تنها شرکت گاز استانی بود که یکی از ایستگاه های تقلیل فشار آن دچار آسیب جدی شد. در مجموع ۶ ایستگاه و ناحیه گازی خسارت دیدند که پنج مورد خسارت های محدود داشتند؛ اما یکی از ایستگاه های مهم شهر اصفهان دو بار هدف اصابت موشک قرار گرفت. به گفته محسنی، در حمله نخست، انبار و بخشی از تأسیسات ایستگاه آسیب دید و در حمله دوم نیز انبار و ساختمان باقیمانده مورد اصابت قرار گرفت. با این وجود، تدابیر پیشگیرانه و طراحی های مهندسی انجام شده از قبل، مانع بروز هرگونه حادثه ثانویه شد. مدیرعامل شرکت گاز استان اصفهان در این باره توضیح داد: این ایستگاه بیش از ۱۲۰ هزار مشترک را تحت پوشش دارد و روزانه حدود ۶۵ هزار مترمکعب گاز منتقل می کند. اگر تمهیدات فنی لازم پیش بینی نشده بود، احتمال وقوع انفجارهای ثانویه و خساراتی به مراتب گسترده تر وجود داشت؛ اما با تدابیر انجام شده از سوی واحد مهندسی و آمادگی کامل واحدهای بهره برداری، نه تنها هیچ انفجار ثانویه ای رخ نداد؛ بلکه حتی گاز هیچ مشترکی نیز قطع نشد. وی این موفقیت را نتیجه سال ها تجربه اندوزی و آمادگی سازمانی دانست و افزود: ارزیابی های ریسک، زیرساخت های ایجادشده و تجربیات به دست آمده از بحران های پیشین، بویژه جنگ ۱۲ روزه، نقش تعیین کننده ای در مدیریت شرایط بحرانی و حفظ پایداری شبکه گاز استان داشت.
قهرمانان بی ادعای خط مقدم
محسنی در بخش دیگری از سخنان خود، نقش کارکنان را مهم ترین عامل موفقیت در عبور از شرایط جنگی عنوان و اظهار کرد: زیرساخت ها را نیروی انسانی ایجاد کرده و این رشادت ها نیز به دست همین کارکنان متعهد و زحمتکش رقم خورده است. وی با قدردانی از تلاش شبانه روزی نیروهای عملیاتی اظهار داشت: کارکنان شرکت گاز استان اصفهان، همسو با مدیران شرکت ملی گاز ایران و وزارت نفت، جانانه پای کار مردم و صنعت گاز ایستادند. بسیاری از همکاران ما در حالی به محل حادثه اعزام می شدند که خطر در چند قدمی آنها قرار داشت و حتی از احتمال حملات بعدی نیز آگاه بودند. مدیرعامل شرکت گاز استان اصفهان تأکید کرد: در صنعت گاز، تأخیر در حضور نیروهای امدادی می تواند پیامدهایی به مراتب سنگین تر از خود حادثه اولیه ایجاد کند. به همین دلیل همکاران ما با احساس مسئولیت و شجاعت مثال زدنی، در کوتاه ترین زمان ممکن در محل حاضر می شدند و از گسترش بحران جلوگیری می کردند.
نقش راهبردی مدیران ارشد
محسنی در ادامه با قدردانی از حمایت ها و هدایت های مدیران ارشد صنعت نفت و شرکت ملی گاز ایران گفت: انگیزه و روحیه ای که مدیران ارشد در وزارت نفت و شرکت ملی گاز ایران ایجاد کرده اند، پشتوانه بزرگی برای کارکنان است. راهنمایی ها و تصمیم های بهنگام آنان، بویژه مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران، مسیر مدیریت بحران را برای ما هموار کرده و این رویکرد در سراسر مجموعه جاری و ساری شده است.
وی در پایان با تقدیر از همه کارکنان صنعت نفت و گاز کشور گفت: آنچه در این روزها رقم خورد، جلوه ای از تعهد، تخصص و غیرت کارکنان صنعت نفت بود. من با چشم خود شاهد جان فشانی همکارانم در شرکت گاز استان اصفهان بودم. همه ما تا پای جان برای کشور، مردم و صنعت گاز ایران خواهیم ایستاد و از خداوند متعال توفیق خدمت رسانی هرچه بیشتر به ایران عزیز را خواستاریم.
گازبان اصفهانی از انتخاب جان فدایی درروزهای سخت می گوید
هم نشینی با بوی باروت مشعل: از روزی می گوید که
مشعل | زمان، بوی باروت داد و زمین زیر قدم ها، ناگهان لرزیدو یادگاری بر بدنش بر جای گذاشت که آثارش با گذر زمان هم رنگ نمی بازد. او در میانه آتش و مسئولیت، جان فدایی را انتخاب کرد و با اینکه بخشی از وجودش را در میدان حفظ وطن جا گذاشته، هنوز با امید و صلابت به دنبال ثبت لحظه های شیرین برای هموطنان است. نامش مجید گل افشان است، گازبان روستای حاجی آباد شهرستان نجف آباد اصفهان که تا ساعت ۸ شب ۱۸ فروردین ۱۴۰۵، روزهایش بانظم و مسئولیت در اداره گاز می گذشت، در پی حمله موشکی دشمن آمریکایی - صهیونی مسیر آرام زندگی اش برای همیشه تغییرکرد؛ این گازبان مسئولیت پذیر در گفت وگو با خبرنگار»ماهنامه مشعل» از آن روز پرحادثه روایت می کند.
مجید گل افشان، ساکن روستای حاجی آباد از توابع شهرستان نجف آباد اصفهان. روایت خود از حادثه در جنگ رمضان و از دست دادن پایش را اینگونه آغاز می کند. 18 فروردین 1405 ساعت حدود ۸ شب بود که دشمن آمریکایی - صهیونی به محلی در مجاورت یکی از ایستگاه های تقلیل فشار گاز (CGS) حمله کرد که منجر به آتش سوزی در روستای مجاور ایستگاه شد. حدود ساعت ۱۱ شب بود که با تلاش های بسیار نیروهای امدادی، آتش مهار و منطقه آرام شد. ساعت حدود 12 شب برای سرکشی به سمت ایستگاه راه افتادم تا از امنیت آنجا اطمینان حاصل کنم و خبری بگیرم. شب، چادر سیاهش را پهن کرده و همه جا را پوشانده بود. با چراغ قوه دورتادور ایستگاه را وارسی و با انداختن کلید، قفل در را باز کردم و وارد شدم، اما هنوز چند قدمی نرفته بودم که دوباره صدای جنگنده دشمن آمد و طی موج دوم حمله و هر آنچه نباید، انجام شد. درد شدیدی تمام وجودم را فراگرفت و به زمین افتادم؛ یکی از آن ترکش ها به بنده اصابت کرده بود و به شدت از ناحیه ران پای چپ دچار آسیب شده بودم. با اینکه درد طاقت فرسا بود، اما پس از فروکش کردن دود و گردوغبار ناشی از انفجار، تلاش کردم از جا بلند شوم و خود را تا جایی بکشانم، اما نتوانستم. با میثم حیدری، یکی از اهالی روستا که از دوستان خوب من است، تماس گرفتم و جریان را برایش تعریف و درخواست کمک کردم، اما دیگر چیزی متوجه نشدم و بیهوش کنار آوار و دود و خونی که از پایم سرازیر شده بود، افتادم. خوشبختانه با واکنش سریع حیدری و کمک های موسی سیف الدین و مهران بهارلویی که از همکاران خوب من هستند، به بیمارستان فاطمه الزهرا نجف آباد منتقل شدم. چشم که باز کردم، چهره های گریان و نگران خانواده و دوستان و همکاران گویای مطلب بزرگی بود، طبق تشخیص پزشک، قرار بود به اتاق عمل بروم تا پای آسیب دیده را قطع کنند، اما با ممانعت و پافشاری شدید این کار انجام نشد و با آمبولانس به بیمارستان الزهرا اصفهان منتقل و تحت اولین عمل جراحی قرار گرفتم. ۳۰ روز در این بیمارستان بستری بودم و ۹ بار تحت عمل جراحی قرار گرفتم، اما خوشبختانه پایم قطع نشد، اما به گفته پزشک معالج ۱۲ سانتیمتر از استخوان ران بر اثر اصابت ترکش از بین رفت. پس از این اتفاق، زندگی جلوه دیگری از خود به من نشان داد؛ اینکه خانواده، دوستان و همکارانی دارم که همیار و غمخوار من هستند و کشوری دارم که باوجود دست درازی ها، بدخواهی ها و تمامیت خواهی های دشمن تا بن دندان مسلح، باصلابت ایستاده و نمی گذارد خللی در آب و خاکش به وجود آید. پس باید برای این جلوه های زیبای زندگی، از تلاش و کوشش دست برندارم و آباد کنم خاکی راکه وطن من است.
مردان گاز استان ایلام در میان دود و آوار خوش درخشیدند
شعله های روشــــــن در خانه مرزنشینان
مدیرعامل شرکت گاز استان ایلام
ساعت از نیمه های شب گذشته بود. نورافکن جرثقیل ها تاریکی دشت های مرزی مهران را شکافته بودند و صدای موتور ماشین آلات با غرش جنگنده هایی درهم می آمیخت که هنوز آسمان منطقه را ترک نکرده بودند. این در حالی بود که چند ساعت پیش، موشک دشمن یکی از مهمترین ایستگاه های گازرسانی منطقه را به تلی از آهن و خاک تبدیل کرده بود. ۲۴ روستای مرزی در آستانه خاموشی و قطع گاز قرار داشتند، اما در میان دود، آوار و تهدید حملات دوباره، مردانی هم ایستاده بودند که تصمیم گرفته بودند اجازه ندهند چراغ هیچ خانه ای خاموش شود. این روایت حماسه ای است که روزهای جنگ در استان ایلام رقم خورد؛ روایتی از ایثار، تخصص و مسئولیت پذیری کارکنان شرکت گاز استان ایلام که به گفته علی سلیمانی، مدیرعامل این شرکت، در تاریخ صنعت گاز کشور ماندگار خواهد شد.
او از روزهایی سخن می گوید که کارکنان صنعت گاز در ایلام، همزمان با مقابله با آثار حملات دشمن، مسئولیت سنگین حفظ پایداری انرژی را نیز بر دوش داشتند.
استان ایلام فقط یک استان مرزی نیست؛ سرزمین مرزبانان غیور، خادمان زائران اربعین و یکی از مهم ترین استان های برخوردار از منابع نفت و گاز کشور است که با بیش از ۲۳۰ هزار مشترک، ۲۸ شهر و نزدیک به ۶۰۰ روستای گازدار، به یکی از موفق ترین مناطق کشور در توسعه شبکه گازرسانی تبدیل شده است. پوشش100 درصدی مناطق شهری و بیش از ۹۹ درصدی روستاها، شبکه ای گسترده و حیاتی را شکل داده است که کوچک ترین اختلال در آن می تواند زندگی هزاران خانوار را تحت تأثیر قرار دهد و همین اهمیت راهبردی سبب شد در روزهای جنگ، تأسیسات گازی استان نیز در فهرست اهداف دشمن قرار گیرد.
موشک در قلب شبکه گاز
حملات دشمن خسارت های متعددی به تأسیسات گازرسانی استان وارد کرد. بیش از ۲۵۶ مورد آسیب به علمک ها، رگولاتورها و کنتورهای گاز ثبت شد و دو ایستگاه میترینگ نیز آسیب دیدند، همچنین حدود دو هزار و ۷۵۰ حادثه قطع گاز در نقاط مختلف استان رخ داد که همگی در کوتاه ترین زمان ممکن مدیریت و رفع شدند، اما مهم ترین حادثه، صبح15 فروردین روی داد؛ زمانی که یک فروند موشک به صورت مستقیم ایستگاه CGS روستای لیزن در بخش صالح آباد مهران را هدف قرار داد. اصابت مستقیم موشک، ایستگاه را به طور کامل از مدار خارج کرد.
در آن لحظه، تنها چند دقیقه برای جلوگیری از یک بحران بزرگ فرصت وجود داشت. گازبان مستقر در محل بدون لحظه ای تردید وارد عمل شد، مسیرهای ورودی را بست و از گسترش خسارت جلوگیری کرد. دقایقی بعد، خبر حادثه به مرکز استان رسید و عملیات اضطراری آغاز شد. کمتر از دو ساعت بعد، مدیرعامل شرکت گاز استان و تیم های واکنش سریع در محل حادثه حاضر بودند.
عملیات جهادی در میدان جنگ
سلیمانی می گوید: آنچه پس از آن رخ داد، بیش از یک عملیات فنی بود؛ نمایش توانمندی، انسجام و روحیه ای که تنها در شرایط بحرانی آشکار می شود. بررسی ها نشان داد ایستگاه تخریب شده باید در سریع ترین زمان ممکن جایگزین شود، اما یک مشکل بزرگ وجود داشت؛ در انبار شرکت ایستگاهی با ظرفیت مشابه وجود نداشت. تنها گزینه موجود، یک ایستگاه ۱۰ هزار مترمکعبی بود که برای پروژهای دیگر در نظر گرفته شده بود. تصمیم دشواری باید گرفته می شد. تیم های فنی در همان محل نشست اضطراری تشکیل دادند. نقشه های جدید تهیه شد و پس از طراحی مجدد خطوط ورودی و خروجی، دستور آغاز عملیات صادر شد.ساعت ۱۳ و 45 دقیقه عملیات اجرایی آغاز و از آن لحظه، مسابقه ای نفسگیر با زمان شروع شد.
نبرد برای بازگشت گاز
همزمان با آماده سازی محل نصب ایستگاه جدید، تصمیم مهم دیگری نیز گرفته شد؛ اجرای یک خط پدافندی به طول پنج هزار و ۳۰۰ متر برای اتصال شبکه های منطقه و افزایش تاب آوری زیرساخت ها.
اجرای چنین پروژه ای در شرایط عادی نیز زمانبر و پیچیده است، اما این بار همه چیز متفاوت بود، منطقه در تیررس دشمن قرار داشت. معارضان محلی، زمین های کشاورزی، محدودیت های حریم جاده و الزام های فنی باید در کوتا ه ترین زمان ممکن مدیریت می شدند. چهار دستگاه بیل مکانیکی به صورت شبانه روزی وارد میدان شدند. همزمان ده ها نیروی عملیاتی، جوشکار، تکنیسین، کارشناس و راننده ماشین آلات در کنار هم مشغول کار شدند. به گفته سلیمانی، هیچکس به ساعت نگاه نمی کرد. هدف فقط یک چیز بود؛ بازگرداندن گاز به خانه های مردم.
شب های حماسه
بخش تأثیرگذار این روایت، نه اعداد و آمار، بلکه صحنه هایی است که در آن شب تاریخی رقم خورد. جنگنده ها و پهپادهای دشمن بر فراز منطقه پرواز می کردند. نورافکن های جرثقیل ها و ماشین آلات در دل تاریکی از کیلومترها دورتر دیده می شد. هر لحظه امکان حمله دوباره وجود داشت. اما هیچ یک از کارکنان محل را ترک نکردند. نه راننده بیل مکانیکی ، نه جوشکار، نه تکنیسین و نه مدیرعامل. در آن شب دیگر رئیس و کارمند معنا نداشت. همه برای یک هدف کنار هم ایستاده بودند. سرانجام ساعت 1 و 55 دقیقه بامداد، تنها ۱۲ ساعت پس از آغاز عملیات، ایستگاه جدید آماده بهره برداری شد و گاز دوباره در شبکه توزیع جریان یافت و ۲۴ روستای مرزی از خاموشی نجات پیدا کردند.
پشت صحنه موفقیت
موفقیت آن عملیات، حاصل آمادگی قبلی بود. شرکت گاز استان ایلام پیش از وقوع بحران، ۱۸ جلسه تخصصی پدافند غیرعامل و مدیریت بحران برگزار کرده بود؛ موجودی انبارها بررسی و سناریوهای احتمالی ارزیابی شده بودند. تجهیزات در شهرستان ها توزیع شده و مهمتر از همه، نیروها برای رویارویی با شرایط بحرانی آموزش دیده بودند. این آمادگی سبب شد در زمان وقوع حادثه، هیچگونه سردرگمی میان نیروهای عملیاتی وجود نداشته باشد.
هر کس دقیقا می دانست چه وظیفه ای به عهده دارد. در میان روایت های آن روزها، یک خاطره بیش از همه توجه را جلب می کند. پیمانکاری که برای اجرای پروژه انتخاب شده بود، در شرایطی وارد میدان شد که بسیاری از فعالیت های عمرانی متوقف شده بودند.
پس از پایان عملیات، مدیرعامل شرکت تصمیم گرفت بابت تلاش فوق العاده این پیمانکار، حق الزحمه مناسبی در نظر گرفته شود، اما پاسخ پیمانکار غیرمنتظره بود.
او گفته بود: وقتی دیدم مدیرعامل و کارکنان شرکت زیر تهدید حملات هوایی برای وصل کردن گاز مردم تلاش می کنند، با خودم عهد بستم کنارشان باشم. او نه تنها حاضر شد با حداقل سود ممکن کار را انجام دهد.
سهم او از آن عملیات، نه پول، بلکه رضایت از خدمت به مردم بود. حتی در صورت بروز حادثه یا نیاز به تعمیرات اساسی، پایداری شبکه حفظ خواهد شد. دستاوردی که ارزش آن بسیار فراتر از روزهای جنگ است.
قهرمانان گمنام
شاید مهمترین بخش این روایت، نام هایی باشد که کمتر شنیده می شوند. گازبانانی که نخستین نفرات حاضر در صحنه بودند. نیروهای امداد و تعمیرات که ساعت ها بدون استراحت کار کردند. کارشناسانی که طراحی های اضطراری را در کوتاه ترین زمان انجام دادند. رانندگان ماشین آلاتی که در دل شب خاک را شکافتند و خانواده هایی که روزها و شبها چشم انتظار عزیزان خود ماندند. اینها قهرمانان خاموش امنیت انرژی کشور هستند. مردانی که شاید نامشان در تیتر اخبار قرار نگیرد، اما اگر نباشند، زندگی میلیون ها نفر تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.
پایان یک روایت؛ آغاز یک افتخار
اگرچه مدت زمانی است که از آن روزهای پرالتهاب گذشته است، اما خاطره آن شب هنوز در ذهن کارکنان شرکت گاز استان ایلام زنده است. شبی که زیر سایه تهدید و میان صدای انفجار، اراده انسان بر ویرانی غلبه کرد. شبی که نشان داد امنیت انرژی کشور فقط با تجهیزات و تأسیسات تأمین نمی شود، بلکه بر شانه های انسان هایی استوار است که در سخت ترین شرایط، مسئولیت خود را فراموش نمی کنند. شبی که میان آماج حملات دشمن صهیونی - آمریکایی ماه کامل شد و کارکنان شرکت گاز استان ایلام حماسه ای از ایثار و فداکاری را به رخ جهانیان نشان دادند. حماسه کارکنان شرکت گاز استان ایلام تنها یک عملیات موفق فنی نبود؛ روایتی بود از تعهد، همدلی و عشق به خدمت.روایتی که بی تردید در تاریخ صنعت گاز ایران ماندگار خواهد ماند؛ همانگونه که شعله های روشن خانه های مرزنشینان ایلام، یادآور آن شب های دشوار و آن مردان ایستاده در خط مقدم انرژی خواهد بود.
روایت گازبان ایستگاه تقلیل فشار گاز صالح آباد از روزهایی که انفجار سکوت مرز را شکست
هم نفس با خــــــدمت صابر شفیعی
رئیس روابط عمومی شرکت گاز استان ایلام
صبح روز شنبه پانزدهم فرودین 1405، عقربه های ساعت ٩ و 10 دقیقه را نشان می داد. زمانی که تنها 5 دقیقه از خروج پیمان مرادخانی، گازبان ایستگاه تقلیل فشار گاز صالح آباد استان ایلام برای قرائت دما و فشار از این ایستگاه می گذشت. صدای غرش هواپیما و سوت موشک تنها صدایی بود که قبل از انفجار مهیب شنیده شد.
حالا حمله هواپیمای دشمن آمریکایی - صهیونیستی به ایستگاه تقلیل فشار گاز صالح آباد انجام شده و انفجاری مهیب همراه با آتش سوزی در آن رخ داده و بار دیگر پرواز کرکس ها آرامش را از آسمان آبی این سرزمین سلب کرده است.
زمان در حال سپری کردن لحظه های حیاتی است و پیمان که شتابان در حال دویدن به سمت ایستگاه است. در بین راه پرندگان و حیواناتی را می بیند که "کمک آمریکایی ها" به آنها نیز رسیده و از شدت موج انفجار تلف شده اند، گنجشکی نحیف آن سوتر بی جان افتاده و من که نمی دانستم مادری نگران برای فرزندانی گرسنه در لانه بود یا پدری دلسوز که حال نیش دشمن سفاک به او هم رحم نکرده بود. پیمان بی درنگ سعی می کند شیر ورودی گاز ایستگاه را ببندد، اما حرارت آتش و موج انفجار باعث شده که بستن شیر آتش تقریبا ناممکن شود. صدای فوران آتش و سوت موج انفجار در گوش های پیمان، او را برای لحظاتی به روزهای ۸ سال دوران دفاع مقدس می برد؛ روزهایی که اگر چه او سنی نداشته است، اما آخرین باری بود که یادش می آید این منطقه یعنی مهران و صالح آباد قهرمان، شاهد هجوم دشمن بوده و حالا بار دیگر این خاک مورد کین دشمن صهیونی قرار گرفته است.
آن روزها مهران شاهد صدای جیرجیر زنجیر نفربرها و تانک ها و گلوله ها بود و حالا دوباره صدای آتش و هجوم دشمن فریبکار پس از سال ها در مهران و صالح آباد پیچیده و این بار این خاک قرار است رشادت های مردان گمنام عرصه انرژی بچه های باصفای شرکت گاز استان ایلام را ثبت و ضبط کند. رشته افکار پیمان پاره می شود و این بار هرآنچه نیرو دارد، به کار می گیرد و شیر ورودی را می بندد. ساعت 9 و 10 دقیقه را نشان می دهد.حالا پیمان بحران اولیه را کنترل کرده است و برای رفع کامل خطر با امداد 194 گاز صالح آباد تماس می گیرد.
الو، الو، امداد صالح آباد؟
بفرمایید.
پیمانم، مرادخانی؛ به دادمان برسید، ایستگاه لیزن رو زدن.
حبیب مرادخانی:رئیس ایستگاه صالح آباد: خونسردی خودتان را حفظ کنید و شیر LBV ورودی ایستگاه را ببندید؛ ما هم الان می آییم.
رئیس اداره گاز صالح آباد ضمن اعزام اکیپ عملیاتی و امدادی با مدیر بهره برداری، حراست و مدیر عامل شرکت گاز استان تماس می گیرد و وضعیت را اطلاع می دهد.
مرادخانی: سلام جناب مهندس سلیمانی (مدیرعامل شرکت گاز استان ایلام) ایستگاه لیزن موشک خورده است.
علی سلیمانی، مدیرعامل شرکت گاز استان ایلام: حبیب جان با خونسردی کامل و حفظ ایمنی مردم منطقه جاده ورودی ایستگاه و شیرهای ورودی و خروجی ایستگاه را ببندید، سریع می آیم، نگران نباشید.
مدیرعامل، در اولین اقدام، با آگاهی از شرایط و اهمیت اطلاع رسانی افکار عمومی، با احضار رئیس روابط عمومی، اطلاع رسانی درباره موضوع را به عهده او می گذارد و تاکید می کند که آرامش افکار عمومی و مردم باید به عنوان اولین هدف عملیات فوری محقق شود.
مدیرعامل: آقای شفیعی مدیریت فضای رسانه و آرامش مردم را در اولویت قرار دهید؛ به هیچ عنوان نباید مردم نگران قطع گاز شوند.
سلیمانی همچنان که در حال دیگر سفارش هاست، لباس فرم را می پوشد و به سرعت به سمت خودرو حرکت می کند. در مسیر چهره پسرعمویش که همین چند روز پیش در بمباران شهر همیشه قهرمان و مظلوم آبدانان به شدت مجروح شده بود، در ذهنش به تصویر کشیده می شود، انگار باز هم دلهره از دست دادن دارد، اما این بار فرزند سازمانی اش یعنی زیرساخت گاز از دست رفته است.
حالا مدیرعامل شرکت گاز استان ایلام که فرماندهی عملیات را به عهده دارد، درست همانند همان روزهای جنگ 8 ساله که فرماندهان خود طلایه دار بودند، به همراه تیم های عملیاتی به منطقه می رود تا خود شاهد و همراه نیروها در این عملیات باشد. حجم خسارت بالاست.چشم یکی از نفرات ارزیاب به بشکه هایی خیره می شود که از شدت برخورد ترکش ها مچاله شده اند و با نامیدی وضعیت ایستگاه را بسیار بغرنج می خواند.
اینجا فرمانده میدان نهیب می زند و کلام شهیدجهان آرا را بار دیگر می گوید: بچه ها در جنگ هستیم و اینها حوادث طبیعی جنگی است. مواظب باشید اراده تان تخریب نشود؛ ایستگاه بار دیگر ساخته می شود.
این نهیب چنان آبی بر آتش ناامیدی جان تازه ای به افراد گروه می دهد و فوری در محل ایستگاه جلسه اضطراری مدیریت بحران تشکیل و تصمیم به تغییر طراحی و جایگزینی ایستگاه گرفته می شود.
پس از اطلاع وضعیت به ستاد تهران و فرماندهی ارشد عملیات، تماس هایی میان استان های معین کرمانشاه، لرستان و همدان نیز برای امدادرسانی صورت می گیرد.
اما نظر مدیرعامل شرکت گاز استان ایلام، استفاده از ظرفیت نیروهای خود استان بود، زیرا این توان به طور کامل در نیروهای استان دیده می شد. اکیپ تعمیرات شهرستان های صالح آباد، چوار و ایلام در کمترین زمان به سمت محل فرستاده شدند. پرواز مکرر جنگنده ها و پهپادها بر فراز آسمان منطقه و شرایط جنگی و حتی بمباران چند نقطه از ارتفاعات استان، همزمان با انجام عملیات تعمیرات کوچک ترین خللی در تلاش نیروها ایجاد نکرد.
سلیمانی به عنوان فرمانده میدان، در طول ۱۲ساعت عملیات راه اندازی مجدد ایستگاه در کنار اکیپ ها ماند و تا گازدار شدن مجدد شبکه ایستگاه را ترک نکرد؛ او با تدبیر برای بالا بردن پایداری شبکه توزیع، دستور اجرای حدود 5.5 کیلومتر خط پدافندی هم زمان را صادر کرد. تاریخ بار دیگر برگی از خود را احضار کرده است. درست همانند ۸ سال دفاع مقدس بار دیگر گسیل نیروهای شجاع به مهران، بمباران ارتفاعات استان، پرواز مکرر جنگنده ها و نیروهایی که بی توجه به این شرایط عمل می کنند،گویی مهران سال های دفاع مقدس اول را از جعبه تاریخ بیرون آورده و در برابر چشم انسان های حال حاضر به نمایش می گذارد. حالا مهران بار دیگر، برگی از تاریخ جنگ خود را با رشادت های مردان گاز استان ورق می زند و در کمترین زمان، بار دیگر ایستگاه تقلیل فشار گاز صالح آباد عملیاتی و همچون خون در رگ های گاز در شبکه توزیع تزریق شده است.
هجوم آهنین بال های مرگبار دشمن در برابر اراده آهنین مردان این دیار خم می شود و صدای زبانه های آتش و غرش هواپیما جای خود را به صدای خنده کودکان مهرانی می دهد. تاریخ این مرز و بوم پر است از رشادت های دلیرمردانی که بی آنکه بیم جان داشته باشند، پای کار این مرز و بوم ایستاده اند و حالا رشادت های مردان موشکی و دفاعی در پای لانچر ها و مردان خدمت رسان در کنار مردم همیشه حاضر در خیابان های جای جای کشور، این خاک را در برابر تسلیم خواهی های دشمنان بیمه کرده است و دشمنی که فکر از بین بردن ایران را در سر می پروراند، به تقلیل غنی سازی اورانیوم ساخته شده دست دانشمندان این مرز و بوم بسنده کرده است. اما گویی در جمهوری اسلامی ایران اورانیوم نام خود را به ایرانیوم تغییر داده است و این یعنی هرگز خیال خام دشمن برای تحمیل اراده خود بر این ملت در هیچ سطحی عملی نخواهد شد.
رویکرد صنعت گاز درمددکاری اجتماعی فراتر از ساختار اداری است
آرامــــــش مأموریت اصلی
مشعل | در صنعتی که به عنوان یکی از زیرساخت های حیاتی کشور شناخته می شود، «نیروی انسانی» همچنان مهم ترین سرمایه آن به شمار می آید. شرکت ملی گاز ایران در کنار مأموریت های گسترده عملیاتی، با مجموعه ای از موضوع های مختلف انسانی و روانی کارکنان نیز مواجه است؛ موضوع هایی که در شرایط عادی، بویژه در دوره های بحرانی و تنش های منطقه ای، اهمیت دوچندانی پیدا می کنند. در این میان، واحد روابط کار و مددکاری اجتماعی به عنوان یکی از بخش های کلیدی حوزه منابع انسانی، نقشی فراتر از ساختار اداری ایفا می کند و به نقطه اتصال میان سیاست های سازمانی و نیازهای واقعی کارکنان و خانواده های آنان تبدیل شده است. این واحد، با مأموریت هایی مثل رسیدگی به حوادث شغلی، مدیریت تعارضات سازمانی، حمایت های معیشتی، خدمات مشاوره ای و برنامه های توانبخشی، تلاش دارد نوعی توازن میان الزام های کاری و شرایط نیروی انسانی برقرار کند. در گفت وگو با محسن ناظمی، رئیس روابط کار و مددکاری اجتماعی شرکت ملی گاز ایران، ابعاد مختلف این مأموریت ها، از اجرای طرح های حمایتی و پرداخت غرامت ها تا نقش این واحد در مدیریت بحران های اخیر و ارتقای تاب آوری کارکنان تشریح شده است؛ تصویری که نشان می دهد حمایت اجتماعی در صنعت گاز، نه یک اقدام مقطعی؛ بلکه بخشی از یک رویکرد نظام مند و مستمر در صیانت از سرمایه انسانی است .
در ساختار منابع انسانی شرکت ملی گاز ایران، حوزه روابط کار و مددکاری اجتماعی به عنوان یکی از بازوهای تخصصی، مأموریتی چندلایه و پیوسته را دنبال می کند که صرفا به رسیدگی اداری محدود نمی شود. این حوزه در بطن خود، ترکیبی از اقدام های حمایتی، مشاوره ای و جبرانی را در برمی گیرد که هدف آن کاهش تنش های شغلی، ارتقای کیفیت زندگی کاری و حمایت هدفمند از کارکنان و خانواده ها در شرایط مختلف است.
در سال های اخیر، با افزایش پیچیدگی های محیط کار و بروز مسائل جدید در حوزه های معیشتی، خانوادگی و سلامت روان، نقش این واحد نیز توسعه یافته و به سمت مداخلات ساختاری تر و برنامه محور حرکت کرده است. طراحی سازوکارهای حمایتی برای کارکنان آسیب دیده، پیگیری پرونده های توانبخشی و ایجاد بسترهای مشاوره تخصصی از جمله مواردی هستند که این حوزه را به یکی از بخش های اثرگذار در حفظ و پایداری سرمایه انسانی در صنعت گاز تبدیل کرده اند.
معماری منابع انسانی در دل صنعت گاز
در ساختار منابع انسانی شرکت ملی گاز ایران، واحد روابط کار و مددکاری اجتماعی فقط یک واحد اداری یا اجرایی نیست؛ بلکه به تعبیر محسن ناظمی، رئیس این حوزه، «نقطه تنظیم کننده تعادل میان الزام های سازمانی و مسائل واقعی کارکنان» است. این واحد در نقطه تلاقی سه حوزه تخصصی روابط کار، مددکاری اجتماعی و مشاوره خانواده قرار دارد و تلاش می کند میان اقتضائات سخت و پیچیده صنعت گاز و مسائل و نیاز های واقعی کارکنان و خانواده های آنان نوعی توازن پایدار ایجاد کند. وی در تشریح مأموریت این واحد تأکید می کند که جامعه هدف، فقط کارکنان رسمی نیستند؛ بلکه طیف گسترده ای از نیروهای رسمی، قراردادی، پیمانکاری و حتی خانواده های آنان را شامل می شود؛ جامعه ای که در معرض انواع فشارها و بحران ها قرار دارد. این بحران ها می تواند از حوادث عملیاتی و شغلی آغاز شود و تا مسائل معیشتی، خانوادگی، روانی و حتی اجتماعی امتداد یابد. از این رو، ساختار این واحد به گونه ای طراحی شده که بتواند در چند سطح به طور همزمان مداخله کند و پاسخگوی نیازهای متفاوت باشد. رئیس روابط کار و مددکاری اجتماعی شرکت ملی گاز ایران ادامه می دهد: در لایه نخست، روابط کار قرار دارد که به صورت مستقیم با حوادث شغلی و پیامدهای آن درگیر است. در این بخش، هرگونه حادثه ناشی از کار، از آسیب های جسمی تا موارد منجر به از کارافتادگی یا فوت مورد بررسی دقیق قرار می گیرد. در چنین شرایطی، صندوق تأمین آتیه به عنوان سازوکار اصلی جبران خسارت وارد عمل می شود. این صندوق که بر پایه مشارکت کارکنان و کارفرما شکل گرفته، نقش یک پشتوانه مالی و بیمه ای درون سازمانی را ایفا می کند و امکان پرداخت غرامت به کارکنان یا خانواده های آنان را فراهم می سازد. در کنار این بخش، مددکاری اجتماعی قرار دارد که ماهیتی کاملاً انسانی تر و مداخله محور دارد. این حوزه تنها به جبران مالی محدود نمی شود؛ بلکه تلاش می کند شرایط زندگی کارکنان در ابعاد مختلف را بهبود بخشد. از بررسی مشکلات معیشتی گرفته تا رسیدگی به بحران های خانوادگی و حمایت از گروه های آسیب پذیر، همه در دایره فعالیت این بخش قرار می گیرند. در مجموع، آنچه از نگاه ناظمی این واحد را متمایز می کند، نه فقط گستردگی وظایف آن؛ بلکه یکپارچگی میان این سه حوزه است. روابط کار، مددکاری اجتماعی و مشاوره، در کنار هم یک شبکه حمایتی منسجم را شکل می دهند که هدف آن نه فقط حل بحران ها؛ بلکه پیشگیری از شکل گیری آنها در سطح سازمانی و خانوادگی است.
بازتعریف نقش منابع انسانی در مدیریت تعارض و سلامت روان
در نگاه محسن ناظمی، یکی از مهم ترین مأموریت های واحد روابط کار و مددکاری اجتماعی شرکت ملی گاز ایران، فراتر از رسیدگی به پرونده ها و حوادث، «تنظیم رابطه میان انسان و سازمان» است؛ رابطه ای که اگر نامتوازن شود، بسرعت خود را در قالب تعارض سازمانی، افت بهره وری یا فشارهای روانی در محیط کار نشان می دهد. به همین دلیل، این واحد در ساختار منابع انسانی شرکت ملی گاز ایران، نقشی تنظیم گر و مداخله گر دارد؛ نقشی که هدف آن حفظ ثبات در محیط کار و جلوگیری از تبدیل تنش های کوچک به بحران های ساختاری است. ناظمی تأکید می کند: در یک سازمان بزرگ و چندلایه مانند شرکت ملی گاز ایران، تعارض امری طبیعی و اجتناب ناپذیر است؛ اما آنچه اهمیت دارد، چگونگی مدیریت این تعارض هاست و واحد روابط کار در این میان تلاش می کند با تکیه بر مقررات، گفت وگو و سازو کارهای تخصصی، از انباشت مشکلات جلوگیری کند و مسیر حل وفصل آنها را در چارچوب های رسمی و عادلانه هدایت کند. ناظمی تصریح می کند: تمرکز ویژه بر خانواده های دارای فرزند معلول یا مبتلا به بیماری های خاص نیز بخش دیگری از این رویکرد چندلایه است. در این نگاه، موضوع معلولیت یا بیماری، یک مسأله اجتماعی و سازمانی تلقی می شود، نه موضوعی فردی و پنهان در زندگی کارکنان. همین نگرش موجب شده حمایت از توان خواهان به صورت ساختاری و مداوم در برنامه های واحد مددکاری اجتماعی جریان داشته باشد. آنچه در این بخش از فعالیت های واحد روابط کار و مددکاری اجتماعی برجسته می شود، حرکت از یک رویکرد صرفا واکنشی به سمت یک رویکرد پیشگیرانه و توسعه محور است؛ رویکردی که تلاش می کند پیش از بروز بحران، زمینه های آن را شناسایی و کنترل کند.
حمایت ها، تأمین آتیه و اقتصاد همدلی
یکی از ستون های اصلی فعالیت واحد روابط کار و مددکاری اجتماعی در شرکت ملی گاز ایران، نظام حمایت های معیشتی و مالی از کارکنان در شرایط بحرانی است؛ نظامی که تلاش می کند در کنار سازوکارهای اداری، یک لایه حمایتی برای مواجهه با آسیب های پیش بینی نشده ایجاد کند.
ناظمی در تشریح فعالیت های این بخش می گوید: فلسفه این حمایت ها، فقط پرداخت کمک مالی نیست؛ بلکه ایجاد نوعی «شبکه اطمینان اجتماعی» برای کارکنان و خانواده های آنان است.
در همین چارچوب، طی سال ۱۴۰۴ حدود 131 مورد کمک بلاعوض به کارکنان و خانواده های آنان پرداخت شده است. حمایت ها در شرایطی اختصاص یافته که کارکنان با بحران هایی نظیر بیماری های خاص، مشکلات شدید معیشتی، حوادث یا فشارهای ناگهانی اقتصادی مواجه شده اند.
نقش مددکاری در شرایط اضطراری
یکی از جدی ترین آزمون های واحد روابط کار و مددکاری اجتماعی در سال های اخیر، مواجهه با شرایط بحرانی ناشی از تنش ها، درگیری ها و جنگ بوده است؛ شرایطی که نه تنها عملکرد سازمانی؛ بلکه ساختار حمایت اجتماعی از کارکنان را نیز تحت فشار قرار داد. ناظمی در تشریح این دوره، به فعال سازی سریع سازوکارهای ارتباطی و حمایتی در همان ساعات ابتدایی بحران اشاره می کند؛ سازوکارهایی که با هدف حفظ ارتباط لحظه ای با کارکنان و شناسایی سریع آسیب ها طراحی شد.
وی در ادامه می گوید: در دوره جنگ، یک سیستم اطلاع رسانی داخلی با عنوان «آی گاز» راه اندازی شد تا همه گزارش های مربوط به حوادث کارکنان، اعم از خسارات جانی و مالی در آن به صورت متمرکز ثبت و پیگیری شود. این اقدام باعث شد شبکه ای یکپارچه میان مدیریت منابع انسانی، شرکت های تابعه و واحدهای عملیاتی شکل بگیرد و امکان واکنش سریع به حوادث فراهم شود.
بر اساس گزارش های ثبت شده، درجریان این بحران در مجموع ۸۷ مورد حادثه به کارکنان شرکت ملی گاز ایران گزارش شد که خسارت های جانی، آسیب های روانی و خسارات مالی را شامل می شد و از این تعداد، ۲۳ مورد به طور مستقیم مربوط به خسارات مالی مانند تخریب منازل مسکونی یا آسیب به اموال شخصی کارکنان بود که در قالب بسته های حمایتی مورد رسیدگی قرار گرفتند.
رئیس روابط کار و مددکاری اجتماعی شرکت ملی گاز ایران، با بیان اینکه درکنار حمایت های مالی، بخش قابل توجهی از اقدام های این واحد در حوزه حمایت روانی متمرکز شده است، ادامه می دهد: در روزهای اوج بحران، ۶۸ مورد مشاوره تلفنی و آنلاین از سوی مشاور تخصصی بالینی و کودک ارائه شد. این خدمات به صورت فوری و بدون تشریفات اداری در اختیار کارکنان و خانواده های آنان قرار گرفت و نقش مهمی در کنترل اضطراب و کاهش فشار روانی ناشی از شرایط جنگی داشت. ناظمی تأکید می کند: در چنین شرایطی، نقش مددکاری اجتماعی تنها به پرداخت کمک های مالی محدود نمی شود؛ بلکه «حضور انسانی» مهم ترین مؤلفه مداخله است. به همین دلیل، در کنار خدمات مالی و مشاوره ای، ارتباط مستقیم مددکاران با خانواده های آسیب دیده نیز برقرار شد؛ ارتباطی که در قالب عیادت، دلجویی تلفنی و پیگیری وضعیت خانوارها انجام شد. وی تصریح می کند: در مواردی که منازل کارکنان دچار آسیب جدی شده بود، پیشنهادهایی برای حمایت های گسترده تر از جمله کمک های بلاعوض سنگین و حتی ودیعه مسکن مطرح شد و در دستور بررسی قرار گرفت تا از طریق سازوکارهای وزارت نفت، نهایی شود. ناظمی با بیان اینکه در این میان، تعدادی از کارکنان نیز در جریان حوادث جنگی جان خود را از دست دادند، می گوید: رسیدگی به خانواده های آنان در اولویت فوری قرارگرفت و با حضور در منازل این خانواده ها و برگزاری جلسات حمایتی، تلاش شد تا افزون بر جبران مالی، حمایت روانی و اجتماعی مستمر انجام شود.
تجربه جنگ 12 روزه و جتگ رمضان
«جنگ» نشان داد که واحد روابط کار و مددکاری اجتماعی در شرایط اضطراری، از یک واحد پشتیبان به یک «خط مقدم حمایتی» تبدیل می شود؛ خطی که وظیفه آن نه فقط مدیریت خسارت؛ بلکه حفظ آرامش روانی و اجتماعی در سطح سازمان است.
در نگاه راهبردی شرکت ملی گاز ایران، آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته، مفهوم «تاب آوری سازمانی» است؛ مفهومی که از سطح یک رویکرد حمایتی فراتر رفته و به یک سیاست کلان در حوزه منابع انسانی تبدیل شده است.
وی تأکید می کند که مهم ترین دستاورد تجربه های اخیر، تغییر نگاه به نقش واحد روابط کار و مددکاری اجتماعی است. این واحد دیگر تنها یک ساختار اداری برای رسیدگی به پرونده ها نیست؛ بلکه به نهادی تبدیل شده که در لحظه بحران، نقش «آرام ساز اجتماعی» را دارد و در شرایط عادی نیز به عنوان یک بازوی پیشگیرانه برای کاهش آسیب های انسانی عمل می کند.
ایثاری ماندگار که مرزهای انسانیت را درنوردید
شهید زندگی بخش
علیرضا عبدی | بهار سال ۱۴۰۵ با نسیمی از جنس ایثار برای صنعت نفت آغاز شد؛ بهاری که در آن با آتش موشک دشمن آمریکایی - صهیونی برای «محمدرضابهبودی»، جوان ۳۱ ساله و از نیروهای بی ادعای پشتیبانی ساختمان 34 شرکت ملی نفت ایران جور دیگری رقم خورد و او را با خیل دیگر شهدای جنگ رمضان همراه کرد. 16 اسفندماه، خیابان های محله ابوذر تهران شاهد حمله ای ناجوانمردانه بود؛ حمله ای وحشیانه از جنس موشک که محمدرضا را در گردابی از خون و التهاب فرو برد. او که در زندگی آرام خود، تنها به لبخندهای «آوا»، دختر یک ساله اش دلخوش بود، با جراحاتی سنگین به کما رفت و پس از بیست و یک روز مقاومتِ غریبانه میان مرگ و زندگی، سرانجام در 9 فروردین ماه، جان به جان آفرین تسلیم کرد و به سوی معبود خود پرکشید و پیکر پاکش در جوار دیگر شهدا و در قطعه ۴۲ گلزار شهدای جنگ تحمیلی سوم آرام گرفت. داستان زندگی این جوان صنعت نفت، باشهادتش جان تازه ای گرفت. او که در زمان حیات خویش همواره رویای «زندگی بخشی» داشت، سرانجام به این آرزوی دیرینه اش رسید و با اهدای عضو پس از شهادت، قلب مهربانش را در سینه دیگری به ودیعه گذاشت تا مسیر جاودانگی و ایثار، روشن تر و پررنگ تر از همیشه امتداد یابد.
هر روز صبح، ورودی ساختمان 34 شرکت ملی نفت ایران با حضور او گرم می شد. محمدرضا معمولا از اولین نفراتی بود که در محل کار خود حاضر می شد؛ با رویی گشاده، به دیگران سلام می کرد و آغازگر روزی پرانرژی برای آنها بود؛ جوانی منظم، مودب، خوشرو، دلسوز و زحمت کش که یکی از خوبان مجموعه به شمار می رفت؛ اما در فروردین 1405، وقتی همکاران پا به ساختمان گذاشتند، به جای چهره محمدرضا، با تصویر حک شده او روی بنر جلوی ورودی ساختمان 34 مواجه شدند.
وزارت نفت به مناسبت چهلمین روز شهادت این شهید بزرگوار و به پاس زحمات خالصانه او، مراسم گرامیداشتی با حضور خانواده شهید، مدیران و کارکنان بخش های مختلف، در نمازخانه ساختمان 34 شرکت ملی نفت برگزار کرد. در این مراسم، همه از خط مقدم جبهه انرژی آمده بودند تا تسلی بخش خانواده شهید بهبودی باشند.
ثمره زندگی پدر
داغ جوان برای پدر، کوهی از اندوه است که کلمات در بیان عظمت آن قاصر می ماند.
علیرضا بهبودی، پدر شهید محمدرضا، با چهره ای که آینه تمام نمای صبر و استقامت است، از پسری روایت می کند که عصای دست روزگار سختش بود. در نگاه پدر، محمدرضا ثمره همان نان حلالی است که با عشق به اهل بیت (ع) بر سر سفره خانواده آمد؛ جوانی که از همان سال های نوجوانی، شانه زیر بار مسئولیت داد و با کار و تلاش شرافتمندانه عجین شد.پدر شهید با دلی سوخته اما پرغرور، در مرور خاطرات فرزند عزیزکرده اش به شور و شوق جوانی او گریز می زند؛ به علاقه شدید او به ورزش، به ویژه فوتبال و روزهایی که در کنار درس، آرزو داشت هرچه زودتر مستقل شود و با عشقی پاک، تشکیل خانواده بدهد.
جگر گوشه مادر
در میان تمام روایت های تلخ و شیرین این فقدان، حکایت نبات سلطانی، مادر شهید بهبودی، جلوه ای از جنس صبر و ایثار است. او در روایتی سرشار از عواطف مادری، به پیوند عمیق و خاص خود با محمدرضا، به عنوان فرزند ته تغاری و عزیزکرده خانواده اشاره می کند؛ فرزندی که محبتش را با بوسه بر دست و پای مادر ابراز می کرد و جایگاهی ویژه در قلب او داشت.
همین تعلق خاطر شدید، در روزهای سخت کما و انتظار، پذیرش موضوع اهدای عضو را برای مادر، تصمیمی جان فرسا و ناممکن کرده بود؛ اما وقتی دریافت «زندگی بخشی» به دیگران، آرزوی قلبی و خواسته دیرینه فرزندش بوده، با غلبه بر عواطف عمیق مادری و به پاس احترام به روحیه فداکاری محمدرضا، برگه اهدای عضو را امضا کرد تا جگرگوشه اش حتی در لحظه وداع نیز، خالق حیات و امید برای بیماران نیازمند باشد.
یاور همسر
پریسا حسینی طوسی، همسر شهید، در حالی که «آوا»، یادگار یک ساله شان را در آغوش می فشرد، راوی روزهای پرالتهاب بیمارستان و 10 سال زندگی مشترک می شود. او از 21 روز انتظار بر بالین محمدرضا می گوید؛ روزهایی که با بغض به دست های همسرش نگاه می کرد؛ دست هایی که آثار کار و پینه های زحمت همچنان بر آن نمایان بود.
او با مرور زندگی مشترکشان، محمدرضا را جوانی باغیرت، دغدغه مند برای کسب روزی حلال و انسانی نجیب و بی حاشیه توصیف می کند، جوانی که هیچ کس کوچک ترین گلایه ای از او به دل نداشت و شهادت کمال شیوه زندگی او شد.
پریسا حسینی، به زیارت مستمر پنجشنبه های محمدرضا از گلزار شهدای بهشت زهرا (س) و ارادت قلبی اش به مقام شهیدان اشاره می کند و به پرسشی که این روزها در ذهنش حک شده: «محمدرضا در خلوت خود چه رازی را با درآمیختگانِ خون و حماسه در میان گذاشت که این گونه به جمع آنان پیوست؟»
همسر شهید بهبودی، دستگیری از نیازمندان را یکی از سیره های اخلاقی این شهید برمی شمرد: «محمدرضا همواره بخشی از درآمد حاصل از دسترنج خود را به نیازمندان اختصاص می داد.» و برای این انفاق، همواره رضایت قلبی همسر را جویا می شد. درک حال نیازمندان به حدی در روح محمدرضا عمیق شده بود که از صرف غذا در محیط های عمومی پرهیز می کرد و ترجیح می داد غذا را به خانه بیاورد تا مبادا نگاه حسرت باری به آن بیفتد و دلی بلرزد.
مرور روزهای زندگی محمدرضا، انسانی که در حیات خویش هرگز «خود» را ندید و پیوسته در اندیشه دغدغه دیگران بود، تردید را از وجود همسر پاک کرد و با امضای برگه رضایت اهدای عضو، شکوه روحیه فداکارانه محمدرضا را جلوه گر ساخت.
خادم الحسین (ع)
نظم و تعهد شهید محمدرضا بهبودی در محیط کار، از دریچه نگاه حسام حراسی، مسئول نگهداشت مرکزی ساختمان 34 شرکت ملی نفت ، بخش دیگری از این روایت است. او به حسن خلق، مسئولیت پذیری و انضباط کاری مثال زدنی این شهید اشاره می کند، تا حدی که همکاران بخش های مختلف همواره درخواست می کردند برای انجام امور پشتیبانی، طبقات آنها به او سپرده شود؛ نیرویی که بر اساس روحیه پرتلاشش، پیش از همه در محل کار حاضر می شد و دیرتر از بقیه ساختمان را ترک می کرد.
او برپایه این تعهد و ارادت قلبی اش به امام حسین(ع)، در صبح های سه شنبه و هنگام برپایی مراسم پرفیض زیارت عاشورا در نمازخانه ساختمان، با عشقی وصف ناپذیر، مسئولیت تدارکات و پذیرایی از مهمانان اباعبدالله را به عهده می گرفت؛ در همان ساعات ابتدایی صبح، برای صبحانه زیارت عاشورا نان تازه تهیه می کرد تا مبادا از کیفیت پذیرایی مهمانان سیدالشهدا (ع) کاسته شود و حالا، جای خالی او در سه شنبه های حسینی ساختمان 34 شرکت ملی نفت و در میان همکارانش بسیار خالی است.
امتداد مسیر پدر
امروز اگرچه محمدرضا در میان خانواده و همکارانش حضور فیزیکی ندارد؛ اما یاد او فراتر از مرزهای حیات خاکی امتداد یافته و قلبش که روزگاری با عشق به اهل بیت (ع) و دغدغه خدمت به صنعت نفت می تپید، حالا با تصمیم شجاعانه و ایثارگرانه خانواده اش، در سینه دیگری می تپد و به حیات دنیایی ادامه می دهد. این فداکاری بزرگ، معنای واقعی «زندگی بخشی» را که آرزوی دیرینه خود شهید بود، به زیباترین شکل ممکن تجلی ساخت تا نام او نه تنها در مقام یک شهید؛ بلکه به عنوان قهرمان اهدای عضو در ذهن ها جاودانه بماند.
پیکر پاک این جوان دلسوز در قطعه 42 گلزار شهدای بهشت زهرا (س) آرام گرفت تا به آرزوی همیشگی اش که هم جواری با شهدا بود، برسد. حتما "آوا" در آینده ای نه چندان دور، با افتخار قصه زیستِ پدر را روایت خواهد کرد؛ پدری که در سنگر صنعت نفت با نان حلال زیست، با مظلومیت پر کشید و با ایثار اعضای پیکر خود، حماسه ای ماندگار از جنس بخشش و عشق را برای ایران ثبت کرد.
بانوان شاغل صنعت نفت زیر چتر آرامش قرار دارند
پیشتازی در اجرای قانون حمایت از خانواده
زهره یوسفیان ملا
مشاور وزیر در امور بانوان و دبیر قرارگاه جوانی جمعیت وزارت نفت
با ابلاغ قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت به سازمان های دولتی در آبان ماه ۱۴۰۰، صنعت نفت که همواره در اجرای سیاست های خانواده محور پیشرو بوده، تلاش کرده است موضوع خانواده و جوانی جمعیت در حد یک تکلیف اداری باقی نماند و به عنوان بخشی از سیاست های کلان
سرمایه انسانی صنعت نفت به آن توجه شود. بر همین اساس، مصوبه شورای اداری و استخدامی صنعت نفت
درباره قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت ابلاغ و اجرا شد تا بانوان شاغل در این صنعت، با بهره مندی از این تسهیلات بتوانند با آرامش بیشتر میان مسئولیت های حرفه ای و خانوادگی تعادل برقرار کنند.
موضوع جمعیت امروز یکی از مهم ترین دغدغه های راهبردی کشور محسوب می شود؛ رهبر شهید انقلاب اسلامی در
۳۰ اردیبهشت ماه ۱۳۹۳، سیاست های کلی جمعیت را در جهت جبران کاهش نرخ رشد جمعیت و نرخ باروری ابلاغ کردند. بعدها براساس این سیاست ها، قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت مشتمل بر 73 ماده با هدف تحکیم بنیان خانواده، تسهیل ازدواج، حمایت از فرزندآوری و ایجاد بسترهای مناسب برای پویایی جمعیتی کشور در مجلس شورای اسلامی تصویب شد و در تاریخ ۱۹ آبان ۱۴۰۰ به رئیس جمهوری وقت و سپس به سازمان های دولتی ابلاغ شد. پس از ابلاغ این قانون، «ستاد ملی جمعیت» در سطح دولت تشکیل شد که وظیفه تهیه برنامه عمل متناظر قانون جوانی جمعیت با تقسیم کار ملی، تعیین نقش و ایجاد هماهنگی و هم افزایی میان وزارتخانه ها، سازمان ها و نهادهای مرتبط و نظارت بر اجرای برنامه ها و دریافت گزارش سالانه عملکرد و ارزیابی فعالیت های صورت گرفته را به عهده داشت. بر اساس مصوبات اولین جلسه ستاد، تمام دستگاه ها موظف شدند قرارگاهی به نام «قرارگاه جوانی جمعیت» را با مسئولیت بالاترین مقام مسئول دستگاه تشکیل دهند. در وزارت نفت نیز این قرارگاه به دستور وزیر وقت تشکیل شد و ریاست آن به معاون وقت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی وزیر نفت تفویض و مشاور وزیر در امور زنان و خانواده به عنوان دبیر این قرارگاه منصوب شد. سایر اعضای این قرارگاه، مدیران منابع انسانی و مشاوران امور زنان و خانواده چهار شرکت اصلی صنعت نفت هستند که به فراخور موضوع ها، جلسه قرارگاه به صورت مستمر و متناسب با موضوع ها و مصوبات ستاد ملی جمعیت برگزار و تلاش می شود افزون بر اجرای دقیق تکالیف قانونی، برنامه ریزی داخلی نیز متناسب با اقتضائات صنعت نفت صورت گیرد. صنعت نفت به دلیل گستردگی جغرافیایی، شرایط عملیاتی و ماهیت تخصصی فعالیت ها، ویژگی های متفاوتی نسبت به بسیاری از دستگاه های اجرایی دارد و به طور حتم اجرای سیاست های خانواده محور در چنین مجموعه ای نیازمند برنامه ریزی دقیق و حمایت مدیریتی است. با نگاه ویژه و حمایتی وزیر، تلاش شد موضوع خانواده و جوانی جمعیت تنها در حد یک تکلیف اداری باقی نماند، بلکه به عنوان بخشی از سیاست های کلان سرمایه انسانی صنعت نفت به آن توجه شود.
حمایتی از جنس نفت
موضوع جمعیت، مسئله ای چندبعدی است و عوامل متعددی در آن نقش دارند، اما دو عامل فرهنگی و اقتصادی بیشترین تأثیر را بر تصمیم خانواده ها برای ازدواج و فرزندآوری دارند. امروز خانواده ها افزون بر دغدغه های اقتصادی، نیازمند احساس امنیت، آرامش روانی، امید به آینده و برخورداری از حمایت های اجتماعی هستند. در صنعت نفت نیز با توجه به همین رویکرد و در سایه ارشادهای وزیر و همراهی اعضای قرارگاه جوانی جمعیت، مصوبه شورای اداری و استخدامی صنعت نفت در خصوص قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت ابلاغ شد که با تصویب این شورا، مستند به مفاد بند «پ» ماده (15)، بند «ت» ماده (17) و تبصره ماده (73) قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت، تسهیلاتی برای کارکنان صنعت نفت در نظر گرفته شد.
برابر مفاد بند «پ» ماده (۱۵)، برای تمامی کارکنان رسمی، پیمانی و قراردادی صنعت نفت که از تاریخ لازمالاجرا شدن قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت یعنی ۱۹ آبان ۱۴۰۰، صاحب فرزند سوم تا پنجم می شوند، معادل یک سال به سنوات معتبر بازنشستگی به ازای هر فرزند حداکثر تا فرزند پنجم (حداکثر سه سال) اضافه می شود. مطابق مفاد بند «ت» ماده (۱۷) هم کارکنان زن شاغل رسمی، پیمانی و قراردادی صنعت نفت که از تاریخ ۱۹ آبان ۱۴۰۰، صاحب فرزند یا فرزندانی می شوند، به ازای فرزندان اول و دوم از یک سال و فرزند سوم و بیشتر یک و نیم سال (به ازای هر فرزند) از کاهش در سن بازنشستگی برخوردار خواهند شد. از دیگر اقدام ها می توان به دستور کار قرارگرفتن بازسازی و توسعه مهدکودک سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت تهران، تأسیس مهدکودک هم جوار در شرکت ملی نفت ایران، اعطای دورکاری به بانوان باردار، مرخصی تشویقی برای پدران و ایجاد برخی تسهیلات ویژه برای مادران شاغل اشاره کرد. همچنین در حوزه حمایت های رفاهی و مالی، پرداخت هزینه خرید خدمات مهدکودک برای مادران شاغل دارای فرزند زیر شش سال اعم از کارکنان رسمی و قراردادی، پرداخت پاداش ازدواج و فرزندآوری، اعمال معافیت های مالیاتی برای کارکنان دارای سه فرزند و بیشتر و ارائه برخی تسهیلات رفاهی دیگر قابل بیان است. یکی دیگر از اقدام های شاخص و منحصربه فرد وزارت نفت، ارزیابی سالانه عملکرد بانوان شاغل خارج از سهمیه در دوران مرخصی زایمان است که با هدف حفظ امنیت شغلی و جلوگیری از ایجاد دغدغه برای مادران انجام می شود. این اقدام همسو با تکریم بانوان شاغل و حمایت واقعی از نقش مادری طراحی شده و بازخورد بسیار مثبتی نیز در میان کارکنان داشته است.
افزایش انگیزه کارکنان
این حمایت ها تنها جنبه اداری و بخشنامه ای نداشته و آثار مثبتی نیز در فضای کاری صنعت نفت ایجاد کرده است. بسیاری از کارکنان، به ویژه بانوان شاغل، با بهره مندی از این تسهیلات توانسته اند با آرامش بیشتری میان مسئولیت های حرفه ای و خانوادگی تعادل برقرار کنند. همچنین مشوق های مرتبط با ازدواج و فرزندآوری در تقویت نگاه خانواده محور و افزایش انگیزه کارکنان مؤثر بوده است. در واقع رویکرد وزارت نفت در این حوزه، تنها اجرای یک قانون نیست، بلکه تلاش برای نهادینه سازی فرهنگ حمایت از خانواده، افزایش رضایتمندی کارکنان و تقویت سرمایه انسانی سازمان است، زیرا معتقدیم خانواده مستحکم، زمینه ساز نیروی انسانی توانمند و پویا خواهد بود. خوشبختانه صنعت نفت در اجرای این قانون در زمره دستگاه های فعال و پیشرو بوده است. باتوجه به ظرفیت ها و زیرساخت های موجود، تلاش کردیم بسیاری از مفاد قانون را به صورت مؤثر اجرایی کنیم و حتی در برخی حوزه ها فراتر از الزام های قانونی، اقدام های حمایتی انجام دهیم. همچنین تلاش شده است تا نگاه خانواده محور در بسیاری از سیاست های رفاهی و منابع انسانی صنعت نفت تقویت شود، زیرا معتقدیم توجه به خانواده، تنها یک اقدام حمایتی کوتاه مدت نیست، بلکه سرمایه گذاری برای آینده صنعت نفت و کشور است.
مسئولیت خانوادگی در کفه موازی
امروز بانوان شاغل در صنعت نفت در حوزه های تخصصی، مدیریتی، پژوهشی، عملیاتی و... نقش بسیار ارزشمندی ایفا می کنند و به طور حتم ایجاد تعادل میان مسئولیت های حرفه ای و خانوادگی، یکی از مهم ترین دغدغه های آنان است.
رویکرد وزارت نفت در سال های اخیر حرکت به سمت سیاست های خانواده محور بوده است؛ به این معنا که تلاش شده فرایندها و تسهیلاتی طراحی شود که ضمن حفظ بهره وری سازمان، آرامش و امنیت روانی خانواده کارکنان نیز تأمین شود. توسعه خدمات رفاهی خانواده محور، حمایت از مادران شاغل، توجه به سلامت روان خانواده ها، برگزاری برنامه های فرهنگی و آموزشی ویژه خانواده کارکنان و افزایش انعطاف پذیری در برخی شیوه های کاری از جمله اقدام هایی است که در این مسیر دنبال می شود، زیرا هر میزان که به بنیان خانواده توجه شود، به همان میزان شاهد افزایش انگیزه، تعلق سازمانی، رضایتمندی شغلی و بهره وری در مجموعه خواهیم بود و این موضوع در نهایت به پویایی و توسعه صنعت نفت نیز کمک خواهد کرد.
مشاور امور زنان و خانواده شرکت ملی نفت ایران از توانمندی جامعه زنان شاغل می گوید
فرصت ها در افق تازه
مشعل | امور زنان و خانواده شرکت ملی نفت ایران با تکیه بر رویکردی برنامه محور و در چارچوب شیوه نامه تخصصی ابلاغی مدیرعامل، گام های موثری در مسیر ارتقای جایگاه بانوان، ارتقای توانمندی سرمایه انسانی و تحکیم بنیان خانواده برداشته است و در این مسیر، راه اندازی سایت تخصصی برای بانوان شرکت ملی نفت ایران و خانواده ها، شناسایی بانوان توانمند و اثرگذار، اجرای طرح های حمایتی نوآورانه و توسعه برنامه های آموزشی و ارتقای توانمندی در سطح شرکت های تابعه، بخشی از مهم ترین اقدام های این مجموعه به شمار می روند؛ اقدام هایی که جامعه زنان شاغل در شرکت ملی نفت ایران و خانواده های کارکنان را تحت پوشش قرار داده و بی تردید، زمینه ساز اجرای سیاست های حمایتی جدید خواهد بود. سیده طاهره سیدمومنی، مشاور امور زنان و خانواده شرکت ملی نفت ایران در گفت وگو با خبرنگار ماهنامه "مشعل" از برنامه هایی سخن گفته است که مسیر رسیدن به این هدف را تسهیل می کنند.
تخصص فنی با نگاه انسانی
25 سال تجربه در صنعت نفت را پشت سر گذاشته، مسیری که هم تخصص فنی را می طلبد و هم نگاه انسانی را. پایه های علمی وی با فوق لیسانس سنجش و اندازه گیری و مدرک MBA شکل گرفته و در سال 1381 به عنوان یکی از فارغ التحصیلان برتر، وارد خانواده بزرگ نفت شده است. شروع کار سیدمومنی در منابع انسانی بوده، اما از سال 1392 که حوزه زنان و خانواده در وزارت نفت فعال شد، مسیر وی به سمت حمایت از زنان و خانواده ها تغییر کرد. ابتدا به عنوان نماینده مدیر منابع انسانی وارد این عرصه شده و بعدها به عنوان مشاور امور زنان و خانواده انتخاب شد. سیدمومنی می گوید: در حال حاضر با افتخار و اعتماد مجدد در همین نقش خدمتگزار است. وی نزدیک به 7 سال در قامت نخستین رئیس تأمین نیروی انسانی زن شرکت ملی نفت، در خط مقدم جذب و توسعه سرمایه های انسانی بوده، اگرچه همین ترکیب تجربه های برنامه ریزی، تأمین نیرو و مشاوره خانواده امروز هویت حرفه ای او را ساخته است.
امور زنان و خانواده شرکت ملی نفت ایران، پل ارتباطی میان مدیریت ارشد سازمان با کارکنان و خانواده های آنان است و جامعه هدف، نه تنها زنان شاغل بلکه خانواده تمام کارکنان شرکت ملی نفت ایران را دربرمی گیرد.
نفت و جایگاه زنان
بررسی آمارها در وزارت نفت نشان می دهد حضور بانوان در بدنه تخصصی این صنعت، روندی قابل تامل و در عین حال متفاوت در شرکت های تابعه دارد. در حال حاضر، به طور میانگین حدود ۱۰.9درصد از مجموع کارکنان رسمی، پیمانی و قراردادی شرکت ملی نفت (ستاد و چهار شرکت اصلی) را بانوان تشکیل می دهند. در این میان، شرکت ملی نفت ایران با اختصاص ۱۱.۵ درصد از سهم نیروی انسانی خود به بانوان، فراتر از میانگین کل وزارت نفت عمل کرده است. نکته حائزاهمیت این است که بیش از ۵۲درصد از کل بانوان شاغل در صنعت نفت، در مجموعه شرکت ملی نفت ایران مشغول به کار هستند. بخشی از این تمرکز آماری، ناشی از گستردگی ابعاد نیروی انسانی این شرکت است، زیرا نزدیک به ۵۰درصد از پرسنل کل وزارت نفت در همین مجموعه فعالیت می کنند. با این حال، حضور بانوان در شرکت ملی نفت حتی نسبت به سهم کلی کارکنان این شرکت نیز حدود ۲ تا ۳ درصد بالاتر است.
تغییرات تدریجی
سیدمومنی در تحلیل چرایی تفاوت های آماری گفت: به نظر می رسد دلایل متعددی در پراکندگی حضور بانوان نقش دارند. شاید نوع فعالیت و ماهیت شرکت ها در این مسئله نقش داشته باشد: تفاوت های ساختاری میان شرکت های تابعه، یکی از عوامل کلیدی است. شرکت هایی مانند «شرکت ملی گاز ایران» و «شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی» به دلیل ماهیت عملیاتی تر فعالیت هایشان، سهم کمتری از جذب بانوان دارند. در مقابل، «صنعت پتروشیمی» با تمرکز بر حوزه های مهندسی و ستادی، سهم قابل توجه ۱۸درصدی از بانوان را به خود اختصاص داده است. رویکرد مدیریتی هم هست: فراتر از ماهیت کاری، نگاه مدیران ارشد در اولویت بخشی به توانمندی های تخصصی بانوان، نقش تعیین کننده ای در افزایش حضور آنان داشته است. به باور سیدمؤمنی، آمارها نشان دهنده تغییر تدریجی و مثبت در ترکیب جنسیتی صنعت نفت است. اگرچه ماهیت «عملیاتی» در برخی زیرمجموعه ها، محدودیت هایی را برای ترکیب پرسنلی ایجاد کرده، اما در بخش هایی که بر دانش مهندسی و مدیریت تخصصی متکی هستند، شاهد حضور پررنگ تر و مؤثرتر بانوان هستیم؛ رویکردی که نشان می دهد مدیران ارشد صنعت نفت، نگاه ویژه ای به بهره گیری از توانمندی های تخصصی زنان در بدنه کارشناسی و مدیریتی خود دارند.
حمایت از خانواده در اولویت
به گفته مشاور امور زنان و خانواده شرکت ملی نفت ایران، یکی از مهم ترین برنامه ها در این حوزه، اجرای تکالیف و الزام های قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت است که به عنوان یکی از اولویت های اصلی دنبال می شود. اگرچه در این جهت افزون بر رصد مستمر اجرای موارد مرتبط با این قانون در سطح ستاد و شرکت های تابعه، اقدام های لازم برای تدوین و پیگیری سیاست های حمایتی از کارکنان دارای فرزند و خانواده های آنان در دستور کار قرار گرفته است.
سیدمومنی پیگیری اجرای مصوباتی همچون اعطای دو هفته مرخصی تشویقی به پدران دارای فرزند شده، فراهم سازی امکان دورکاری برای مادران دارای فرزند زیر 6 سال و یا دارای شرایط خاص، ارائه پیشنهادهای حمایتی در حوزه رفاه خانواده ها، پیگیری حمایت از بانوان خودسرپرست و یا سرپرست خانواده، همچنین برگزاری نشست های آموزشی و فرهنگ سازی با محوریت تحکیم بنیان خانواده و فرزندآوری را از جمله مهم ترین اقدام های انجام شده برمی شمرد و ادامه می دهد: این امور با ایجاد بانک اطلاعاتی جامع بانوان شاغل شرکت ملی نفت ایران، زمینه برنامه ریزی دقیق تر برای ارائه خدمات هدفمند به این قشر از کارکنان، همچنین خانواده های آنان را فراهم کرده است و تلاش دارد با همکاری واحدهای منابع انسانی، اجرای سیاست های جمعیتی و خانواده محور را در سطح شرکت نفت تسهیل کند.
وی تصریح می کند: پیگیری مستمر اجرای مفاد قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت به خصوص راه اندازی مهدکودک در ادارات مرکزی یا همجوار آنها، توسعه بسته های حمایتی و ارائه پیشنهادهای تکمیلی برای افزایش رضایت شغلی کارکنان و تقویت نهاد خانواده، از مهم ترین برنامه های امور زنان و خانواده ستاد شرکت ملی نفت ایران است.
توسعه پایدار در گرو شایسته سالاری
سیدمومنی با اشاره به اهمیت توسعه عدالت سازمانی و بهره گیری حداکثری از ظرفیت سرمایه انسانی و اقدام های متعدد به اجرا گذاشته امور زنان و خانواده شرکت ملی نفت ایران با هدف ایجاد فرصت های برابر و تحقق شایسته سالاری در میان کارکنان، به ویژه بانوان می گوید: «ارتقای شغلی»، «جانشین پروری» و «ارتقای توانمندی» سه محور اصلی هستند که بر آنها تاکید می شود تا زمینه حضور موثرتر بانوان در سطوح مدیریتی، سرپرستی فراهم شود.
به گفته وی، امور زنان و خانواده شرکت ملی نفت ایران با شناسایی بانوان توانمند شرکت ملی نفت، امکان شناسایی دقیق ظرفیت ها، تخصص ها، سوابق و توانمندی های بانوان شاغل را فراهم و به دنبال ایجاد بستر مناسب برای بهره گیری از نیروهای شایسته در فرایندهای انتصاب، انتخاب مدیران و برنامه ریزی منابع انسانی ایجاد کرده است.
مشاور معاون وزیر و مدیرعامل شرکت ملی نفت در امور زنان و خانواده، برگزاری دوره های آموزشی، نشست های تخصصی و ارتقای توانمندی در مناطق عملیاتی، شناسایی بانوان مستعد، تقویت مهارت های مدیریتی و حرفه ای و ایجاد شبکه ارتباطی میان بانوان متخصص را از دیگر اقدام های انجام شده در مسیر توسعه شایسته سالاری و تحقق عدالت در فرصت های شغلی بانوان عنوان می کند. سیدمومنی تصریح می کند: توسعه پایدار صنعت نفت، در گرو بهره گیری از تمام ظرفیت های انسانی بر پایه شایستگی، تخصص، تجربه و توانمندی است؛ از این رو، تقویت حضور بانوان در فرایندهای مدیریتی و تصمیم سازی را به عنوان یکی از اولویت های راهبردی خود دنبال می کند.
سلامت زنان زیر ذره بین
مشاور امور زنان و خانواده شرکت ملی نفت ایران تصریح می کند: امور زنان و خانواده شرکت ملی نفت ایران با هدف ارتقای سلامت جسمی و روانی زنان شاغل، افزایش رضایت شغلی و ایجاد تعادل میان مسئولیت های شغلی و خانوادگی، مجموعه ای از برنامه های حمایتی، رفاهی و سلامت محور را در سطح ستاد و شرکت های تابعه دنبال کرده است و در همین زمینه نیز پیگیری اجرای طرح اختصاص دو ساعت ورزش هفتگی به بانوان شاغل، برگزاری دوره های آموزشی ارتقای مهارت های فردی و اجتماعی از قبیل مهارت کنترل و مدیریت خشم، خودمراقبتی و... برای نخستین بار راه اندازی کلاس های یوگا در ادارات، درخواست بررسی و امکان سنجی عقد قرارداد با سالن های ورزشی و استخرها در سطح شهر جهت رفاه کارکنان و ... را پیگیری کرد تا با فراهم سازی فرصت فعالیت های ورزشی منظم، گامی موثر در جهت ارتقای سلامت جسمی، کاهش فرسودگی شغلی و افزایش نشاط سازمانی برداشته شود.
وی افزود: همچنین برگزاری دوره های آموزشی، نشست های تخصصی و برنامه های ترکیبی فرهنگی-آموزشی-ورزشی مانند اردوهای یک روزه خانوادگی و مراسم مادر و دختر-پدر و فرزند با محوریت سلامت فردی، مهارت های زندگی، تحکیم بنیان خانواده و ارتقای کیفیت زندگی کارکنان و توجه به نیازهای کارکنان اقماری و خانواده های آنها از دیگر برنامه های اجرا شده در این حوزه بوده است.
وی تاکید می کند: توجه به سلامت روان، افزایش رفاه سازمانی، توسعه خدمات حمایتی و گسترش برنامه های پیشگیرانه و آموزشی، از مهم ترین رویکردهای امور زنان و خانواده شرکت ملی نفت ایران در مسیر ارتقای کیفیت زندگی زنان شاغل و خانواده های کارکنان به شمار می رود و تا به امروز اقدامات موثری انجام شده و بدون تردید این برنامه ها با جدیت دنبال خواهند شد.
ارتقای بهره وری
سیده طاهره سیدمومنی با تاکید بر نقش بنیادین خانواده در پایداری سرمایه انسانی و توسعه سازمانی از مجموعه ای از برنامه های فرهنگی، آموزشی و حمایتی با هدف تحکیم و تعالی بنیان خانواده کارکنان خبر می دهد که طراحی و اجرا شده اند. به گفته سیدمومنی، برگزاری نشست های تخصصی و کارگاه های آموزشی در سطح ستاد و شرکت های تابعه در مناطق عملیاتی با محوریت مهارت های همسرداری، فرزندپروری، ارتقای سلامت روان، مدیریت تعارض های خانوادگی، سبک زندگی ایرانی ـ اسلامی و تقویت ارتباط موثر میان اعضای خانواده شناسایی مسائل زنان سرپرست خانواده و خودسرپرست، برنامه هایی برای بهبود کیفیت زندگی خانواده های اقماری، تقویت ارزش های اخلاقی و فرهنگ اسلامی و توانمندسازی و غنی سازی اقوات فراغت خانواده ها بخشی از اقدام های این امور به شمار می رود.
وی اضافه می کند: در واقع امور زنان و خانواده شرکت ملی نفت ایران بر این باور است که تقویت بنیان خانواده، افزون بر افزایش سلامت اجتماعی و رضایت شغلی کارکنان، نقش مهمی در ارتقای بهره وری، انسجام سازمانی و توسعه پایدار صنعت نفت ایفا می کند.
تقویت ساختارهای تخصصی
به گفته سیدمومنی، با هدف نهادینه سازی سیاست های مرتبط با حوزه زنان و خانواده و ارتقای انسجام مدیریتی در اجرای برنامه ها، اقدام های موثری در زمینه ایجاد و تقویت ساختارهای تخصصی، نظام مند و هماهنگ در سطح ستاد و شرکت های تابعه انجام شده است. به گفته او در این زمینه شاهد برگزاری نشست های دوره ای با مدیرعامل و مدیران ارشد برای تبادل نظر و پیگیری مسائل مبتلا به جامعه هدف، فعالیت توان افزایی مشاوران و ارتباط مداوم با آنها بوده ایم. افزون بر اینها برگزاری منظم نشست های تخصصی با مسئولان امور زنان شرکت های تابعه، تدوین برنامه های عملیاتی، پایش مستمر اجرای مصوبات، هماهنگی میان واحدهای مرتبط و پیگیری تحقق اهداف تعیین شده، تدوین شیوه نامه امور زنان و خانواده شرکت ملی نفت، معرفی کتاب ها و مقاله های مرتبط در سایت امور زنان و خانواده و فضاهای مجازی از دیگر اقدام های انجام شده در جهت استقرار ساختاری منسجم و کارآمد برای رسیدگی به امور زنان و خانواده بوده است.
توسعه ارتباطات موثر
مشاور امور زنان و خانواده شرکت ملی نفت ایران تصریح می کند: با هدف ارتقای آگاهی کارکنان، توسعه ارتباطات درون سازمانی و بازتاب موثر برنامه ها و دستاوردهای حوزه زنان و خانواده، اقدام های متعددی دیگری در زمینه اطلاع رسانی، تولید محتوا و تعامل با ذینفعان اجرا شده و اطلاع رسانی مستمر درباره برنامه ها، طرح های حمایتی، دوره های آموزشی، رویدادها و مصوبات مرتبط از طریق درگاه های ارتباطی این امور به آدرس zanan.nioc.ir، زمینه دسترسی سریع و شفاف کارکنان به اطلاعات مورد نیاز را فراهم کرده است.
وی با بیان این که برگزاری نشست های تخصصی و هم اندیشی با مسئولان امور زنان شرکت های تابعه، تقویت شبکه ارتباطی میان فعالان این حوزه، تبادل تجربه های موفق و هماهنگی در اجرای برنامه های مشترک، از دیگر اقدام های انجام شده در حوزه ارتباطات سازمانی بوده است، ادامه می دهد: افزون بر این با بهره گیری از اطلاعات بانوان توانمندشرکت ملی نفت ایران، بستر مناسبی برای ارتباط هدفمند با جامعه بانوان شاغل، دریافت بازخوردها، شناسایی نیازها و برنامه ریزی مبتنی بر اطلاعات دقیق فراهم شده است.
مشاور امور زنان و خانواده شرکت ملی نفت ایران ارائه گزارش های درخواستی به امور زنان و خانواده وزارت نفت، پاسخگویی به تماس ها و درخواست های جامعه هدف، برگزاری برنامه ها و مسابقات مناسبتی، فرهنگ سازی مصرف بهینه انرژی و حفاظت از محیط زیست و مسئولیت های اجتماعی، ارتقای روحیه نشاط و شادابی همکاران، بخش دیگری از فعالیت های انجام شده عنوان کرد: امور زنان و خانواده شرکت ملی نفت ایران، توسعه ارتباطات موثر، اطلاع رسانی شفاف و تعامل مستمر با کارکنان را از ارکان اصلی تحقق اهداف خود می داند و تقویت این بسترها را با بهره گیری از ابزارهای نوین ارتباطی و فناوری های اطلاعاتی ادامه خواهد داد.
قلب تپنده ای که به فوتبال ایران جان داد
فرزند نفت و آفتاب جنوب
مشعل | فوتبال در ایران، فراتر از یک بازی در مستطیل سبز، روایتی از زیستن، امید و هویت مشترک میلیون ها ایرانی است. از زمین های خاکی و آفتاب سوخته جنوب تا سکوهای پرهیاهوی ورزشگاه آزادی، این پدیده چنان در تار و پود جامعه ریشه دوانده که نسل ها را حول یک آرزوی واحد گرد هم آورده است؛ اما اگر بخواهیم ریشه های این درخت تنومند را در خاک کشور جست وجو کنیم، باید به جنوب ایران برویم؛ جایی که صنعت نفت، فراتر از استخراج ، موتور محرک فرهنگ ورزشی کشور بوده است.
از مسجدسلیمان، زادگاه نفت خاورمیانه تا آبادان، اهواز و خرمشهر، صنعت نفت نه تنها چرخ های اقتصاد را به حرکت درآورده؛ بلکه زمینه ساز ظهور نسلی از استعدادهای نابی شده که با ساق های پرتوان خود، هویت فوتبال ملی را رقم زدند. بسیاری از باشگاه های ریشه دار و اسطوره هایی که نام ایران را در پهنه گیتی طنین انداز کرده اند، در دامان همین شهرهای نفت خیز رشد یافته اند. میان این صنعت پیشران و فوتبال، پیوندی قلبی وجود دارد که شکوه ورزش قهرمانی را از دل کار و تلاش در گرمای طاقت فرسای جنوب، بیرون کشیده است.
اکنون همزمان با برگزاری جام جهانی ۲۰۲۶، بار دیگر نگاه میلیون ها ایرانی به این رخداد بزرگ دوخته شده است. رقابت هایی که از ۲۱ خرداد ۱۴۰۵ با حضور ۴۸ تیم آغاز شده وفرصتی زرین برای درخشش دوباره فوتبال ایران است. تیم ملی با پشتوانه نسلی از بازیکنان باتجربه و جوان، راهی این آوردگاه شده تا رؤیای دیرینه صعود از مرحله گروهی را محقق سازد. رؤیایی که امروز بیش از هر زمان دیگری دست یافتنی به نظر می رسد. این بار نیز فوتبال ایران با تکیه بر همان هویت تاریخی و ریشه های عمیق، آماده است تا در بزرگ ترین صحنه جهان افتخارآفرینی کند و بار دیگر، نبض فوتبال را همگام با ضرباهنگِ پایدار انرژی در ایران به تپش درآورد. ماهنامه مشعل در پرونده ویژه «فوتبال ؛ روایت نفت »، داستان پیوند دیرینه صنعت نفت و فوتبال ایران را روایت می کند ؛ از نقش صنعت نفت در شکل گیری این ورزش در کشور تا سرمایه گذاری شرکت های بزرگ نفتی جهان در عرصه ورزش . آنچه در ادامه می خوانید ، روایتی از این همراهی ماندگار است .
روایتی تاریخی از تیم ملی فوتبال ایران در دوره های مختلف جام جهانی
حضـور 7
مشعل | بیست وسومین دوره جام جهانی فوتبال با حضور 48 تیم از 21 خرداد تا 28 تیر، به میزبانی مشترک کشور هایی چون ایالات متحده آمریکا، مکزیک و کانادا در حال برگزاری است و تیم ملی فوتبال ایران نیز قرار است برای هفتمین بار، در هیجان انگیزترین مسابقات فوتبال شرکت کند.
تیم ملی فوتبال ایران در این دوره از مسابقات جام جهانی قرار است با تیم هایی از بلژیک، مصر و نیوزیلند در گروه G به رقابت بپردازد، به طوری که در اولین دیدار خود 26 خرداد به مصاف نیوزیلند رفت. دومین بازی مردان ایران، برابر بلژیک در 31 خرداد و سومین بازی این تیم نیز برابر تیم ملی مصر، ششم تیر برگزار خواهد شد.
علیرضا بیرانوند، سید حسین حسینی، سید پیام نیازمند، احسان حاج صفی، میلاد محمدی، علی نعمتی، دانیال ایری، شجاع خلیل زاده، محمد حسین کنعانی زادگان، آریا یوسفی، صالح حردانی، رامین رضاییان، علیرضا جهانبخش، سعید عزت اللهی، روزبه چشمی، امیرمحمد رزاق نیا، محمد محبی، مهدی قائدی، سامان قدوس، محمد قربانی، مهدی ترابی، علی علیپور، شهریار مغانلو، دنیس درگاهی، امیرحسین حسین زاده و مهدی طارمی، تیم ملی فوتبال ایران را به رهبری امیر قلعه نوعی همراهی می کنند.
اولین حضور با اسطوره های درخشان
تیم ملی فوتبال ایران برای اولین بار در جام جهانی 1978 آرژانتین مصادف با سال 1350 حضور پیدا کرد. این تیم در مرحله نیمه نهایی با تیم های هلند، پرو و اسکاتلند همگروه شد و در نهایت با واگذاری نتیجه برابر هلند و پرو و کسب یک تساوی برابر اسکاتلند، به کار خود در اولین حضور در جام جهانی آرژانتین پایان داد. اولین گل فوتبال ایران در تاریخ جام جهانی در این مسابقات با ایرج دانایی فرد به ثبت رسیده است. ناصر حجازی، بهرام مودت، رسول کربکندی، جواد الله وردی، علیرضا قشقاییان، حسن نظری، آندرانیک اسکندریان، نصرالله عبداللهی، حسین کازرانی، ایرج دانایی فرد، حسن نایب آقا، علی پروین، ابراهیم قاسم پور، محمد صادقی، محمدعلی شجاعی، بهتاش فریبا، مجید بیشکار، حسن روشن، حمیدمجدتیموری، ناصر نورایی، غفور جهانی و حسین فرکی تیم ملی را در اولین دوره همراهی کردند.
حماسه ملبورن و شکست تاریخی آمریکا
ایران پس از اولین حضور خود در سال 1978، بعد از 20 سال غیبت در مسابقات جام جهانی و از دست دادن 4 دوره از این مسابقات، سرانجام با یک صعود ماندگار به جام جهانی 1998 فرانسه راه یافت.
تیم ملی فوتبال ایران در مرحله مقدماتی و در آخرین بازی خود برابر استرالیا در ملبورن، موفق به شکست این تیم با 2 گل کریم باقری و خداداد عزیزی شد. این بازی با نام "حماسه ملبورن" در تاریخ فوتبال ایران به ثبت رسید؛ البته این حضور درخشان تنها به حماسه ملبورن محدود نشد؛ بلکه ایران در جام جهانی 1978 در فرانسه با تیم هایی چون یوگسلاوی، آلمان و آمریکا همگروه شد؛ نام هایی که می توانست برای ایران چالش برانگیز باشد. در این مسابقات تیم ملی ایران نتیجه را به یوگسلاوی و آلمان واگذار کرد؛ اما مهم ترین بازی برای ایران می توانست رویارویی با تیم ملی فوتبال آمریکا باشد. مردان فوتبال ایران در این بازی با گل های حمید استیلی و مهدی مهدوی کیا، تیم ملی فوتبال آمریکا را شکست دادند و توانستند یکی از خاطره انگیزترین و شیرین ترین پیروزی های فوتبال ایران در سطح جهانی را رقم بزنند.
حذفی که خاطرات شیرین به همراه داشت
تیم ملی ایران در جام جهانی 2006 آلمان با هدایت ایوانکو برانکوویچ، سومین حضور خود در مسابقات جام جهانی را رقم زد. ایران در این مسابقات همانند دوره های قبل در یک گروه بسیار دشوار قرار گرفت و باید مقابل تیم هایی چون مکزیک، پرتغال و آنگولا به میدان می رفت؛ هرچند ایران در جام جهانی آلمان با 2 شکست مقابل مکزیک و پرتغال و تساوی با آنگولا تنها با یک امتیاز از جام جهانی خداحافظی کرد؛ اما حضور چهره های درخشان فوتبال ایران مثل علی دایی، وحید هاشمیان، یحیی گل محمدی، رحمان رضایی و مهدی مهدوی کیا سبب شد تیم ملی ایران لحظات درخشان و خاطرات شیرینی را برای مردم ایران به یادگار بگذارد.
کی روش و عصر طلایی فوتبال ایران
کارلوس کی روش از سرمربیان تیم ملی فوتبال ایران بود که با حضور در تیم ملی، توانست فوتبال کشورمان را در جایگاه مناسبی قرار دهد. ایران بعد از دریافت مجوز برای حضور در جام جهانی 2014 با تیم های آرژانتین، نیجریه و بوسنی همگروه شد؛ گروهی که برای ایران خالی از چالش نبود و به یکی از هیجان انگیز ترین حضورهای ایران در جام های جهانی تبدیل شد.
تیم ملی فوتبال ایران در این رقابت ها برابر تیم فوتبال نیجریه به تساوی بدون گل دست یافت؛ اما یکی از جذاب ترین بازی های این دوره از مسابقات جام جهانی، بی شک بازی ایران و آرژانتین بود؛ هرچند ایران در آخرین دقایق با گل لیونل مسی از آرژانتین و با نتیجه یک بر صفر شکست خورد؛ اما توانست یک رقابت به یادماندنی و پرچالش را رقم بزند. تیم فوتبال ایران در این دوره از مسابقات جام جهانی، با واگذاری نتیجه برابر تیم ملی بوسنی، از دور رقابت ها حذف شد.
یک پنالتی تاریخی در جام جهانی روسیه
ایران چهارسال بعد از حضور در جام جهانی 2014، این بار در روسیه در یک نبرد تمام عیار با یک گروه بسیار دشوار مواجه بود. تیم هایی چون اسپانیا، پرتغال و مراکش؛ تیم هایی که هرکدام مدعیان فوتبال به شمار می رفتند.
پیروزی یک بر صفر برابر مراکش، شکست یک برصفر مقابل اسپانیا و تساوی در برابر پرتغال نتایجی هستند که برای تیم ملی فوتبال ایران به ثبت رسید. یکی از جذاب ترین لحظاتی که در بازی ایران و پرتغال شکل گرفت، صحنه پنالتی بود که رونالدو آن را زد؛ اما با دستان بیرانوند مهار شد.
رویارویی دوباره با آمریکا در جام 2022
ایران در جام جهانی 2022 که به میزبانی قطر برگزار شد، حضور یافت و این بار با تیم هایی چون انگلیس، آمریکا و ولز همگروه بود؛ هرچند این تیم به عنوان یکی از نخستین تیم های آسیایی به جام جهانی قطر راه یافت؛ اما با وجود قرار گرفتن در این گروه سخت، شانس صعود به دور حذفی را پیدا نکرد. شکست سنگین ۶ بر ۲ برابر انگلیس، پیروزی ۲ بر صفر مقابل ولز و واگذاری نتیجه یک بر صفر برابر آمریکا موجب شد ایران با سه امتیاز در رتبه سوم گروه قرار بگیرد. گل های حساس این دوره با مهدی طارمی و دیگر ستارگان تیم ملی به ثمر رسید؛ اما رؤیای صعود به دور حذفی بار دیگر محقق نشد.
آرزوی موفقیت رئیس فیفا برای ایران
ایران با حضور در جام جهانی 2026 چهارمین حضور متوالی خود در این رقابت ها را تجربه کرد و همین مساله سبب شد تا اینفانتینو، رئیس فیفا در پیامی به تیم ملی ایران بنویسد: «برای تیم ملی ایران در چهارمین حضور متوالی در جام جهانی آرزوی موفقیت می کنم.» اما هفتمین صعود برای ایران با حاشیه های بسیاری همراه است. با توجه به شرایطی که میان ایران و آمریکا وجود دارد و میزبانی آمریکا در این دوره از مسابقات، تیم ملی با چالش های مختلفی در کنار رقابت های پیش رو مواجه است. ایران در این دوره از مسابقات جام جهانی با تیم هایی چون نیوزیلند، بلژیک و مصرهمگروه است و باید دید شانس صعود از گروه خود را دارد یا خیر؟ امیدواریم تیم ملی کشورمان در این دوره از مسابقات بدرخشد و بهترین بازی ها را با تمام محدودیت های سیاسی که برای آنها در آمریکا تعریف شده، به نمایش بگذارد.
فوتبال، میراث صنعت نفت ایران
فرشید خدادادیان
پژوهشگر تاریخ نفت و میراث صنعتی
هنگامی که از میراث صنعتی صحبت می کنیم، منظورمان تنها ساختمان ها، تاسیسات و ابزار صنعتی برجای مانده از یک فعالیت صنعتی نیست. میراث صنعتی، همه آن تاثیری است که یک فعالیت صنعتی در محیط میزبان و برای میزبانانش برجای می گذارد. طبق تعریفی که کمیته بین المللی حفاظت از میراث صنعتی (Ticcih) در بیانیه رسمی خود موسوم به منشور "نیژنی تاگیل" ارائه کرده، میراث صنعتی شامل تمامی ابعاد فنی، تاریخی، اجتماعی، آموزشی، معماری، ورزشی، هنری و فرهنگی است. به همین دلیل در این منشور رسمی، میراث صنعتی به صراحت، فرهنگِ صنعت نامیده شده است؛ فرهنگی که در جوامع میزبان آن صنعت شکل گرفته و نمود پیدا می کند. از این رو وقتی از جامعه شناسی صنعتی صحبت می شود، تمامی نمادها و نمودهای صنعتی در بستر زمان و در امتداد زندگی افراد آن جامعه صنعتی مورد کنکاش قرار می گیرد. در این رویکرد "انسان" به مفهوم عامل اصلی و تمامی موارد مرتبط با زیست بشری در جامعه شناسی صنعتی اهمیت پیدا می کند.
ایران، خاستگاه نفت در خاورمیانه به شمار می رود و با آغاز این صنعت در این قسمت از کره خاکی، بسیاری از نمادها و نمودهای مدرن در بخش های مختلف اقتصادی، اجتماعی، ورزشی، معماری و فرهنگی در جامعه میزبان شکل گرفت.
ورزش فوتبال، یکی از این موضوعات است که همزمان با کشف نفت به ایران وارد شد و بخشی از میراث صنعت نفت در این سرزمین محسوب می شود. انگلیسی ها چوب های کریکت را وارد هندوستان (مجموعه هند و پاکستان امروز)، میانمار، مالزی و استرالیا کردند و در بدو ورود به ایران برای اکتشاف نفت نیز توپ های فوتبال را با خود به همراه داشتند؛ توپ هایی که شکل و جنس شان با توپ های امروزین فوتبال که قرار است در جام جهانی 2026 استفاده شوند، بسیار متفاوت بود.
استعمار و فوتبال
ازسال 1908میلادی، مظاهری مُدرن در جغرافیای بکر و سنت زده جنوب غرب ایران به وجود آمد و پارادوکسی عجیب؛ اما جذاب از کلونی های "مدرن" در دل "سُنت" ایجاد کرد. به طور اساسی، تمدن بورژوازی غرب و از جمله استعمار بریتانیا واجد دو رویه بود؛ رویه چپاولگر و بهره بردار از منابع کشورها و رویه عمران کننده و آبادگری که گرچه در خدمت همان بهره بردار بود؛ اما تاثیراتی نیز بر جوامع میزبان به جا گذاشت. ترویج بازی "فوتبال" یکی از این تاثیرات بود.
انگلیس خاستگاه فوتبال
تاریخ، در حالی واپسین سال های عصر روشنگری در اروپا را می آزمود و به سال های آغازین سده19 گام می گذاشت که بورژوازی نوپای اروپا با انقلاب های اجتماعی، فکری، علمی، صنعتی و سیاسی خود، برتری اش در دنیا را به نمایش می گذاشت. در این مقطع بود که جهان با تمدن غرب آشنا شد و این آشنایی در عرصه های مختلف نمود داشت، مانند ورزش ها و فعالیت های مدرن و نوینی که از سوی اروپایی ها به نقاط مختلف جهان معرفی و در این بخش از جهان، یعنی خاورمیانه نیز منشأ تاثیر شد.بازی فوتبال، از انگلستان به دنیا معرفی و در
قرن 14 میلادی، به قدری در انگلستان محبوب شد که پادشاه، آن را ورزشی غیر قانونی خواند. بعدها،
ادوارد دوم، پادشاه انگلستان اعلامیه ای صادر و برگزاری مسابقات فوتبال را منع کرد؛ زیرا سر و صدا و صدمات زیادی به وجود آورده بود، از این رو پادشاه فرمان داد که خداوند این خشونت را منع کرده و مجازات آن زندان است. همچنین تاکید شده بود که این ورزش فقط می تواند در شهر و با نظارت ماموران بازی شود؛ البته جذابیت این بازی به حدی بود که حتی با غیر قانونی بودنش، روستاییان هم آن را بازی می کردند.
مقامات مسئول سرانجام در سال 1572 مجبور به تسلیم در مقابل خواسته مردم شدند و "فوتبال" را قانونی اعلام کردند. علاقه و تمایل عمومی به فوتبال باعث شد اقدام هایی برای پیاده کردن یک شیوه کلاسیک در قوانین فوتبال به کار گرفته شود.
بعد از آن بود که فوتبال در انگلستان یکپارچه و حتی کتابی به نام "ساده ترین ورزش" نوشته شد که شامل قوانین اصولی فوتبال آن زمان بود.
پیشینه تاریخی در ایران
با این پیشینه تاریخی مشخص بود که انگلیسی های کاشف نفت در ایران به بازی فوتبال بپردازند، حتی قبل از آن و با حضور برخی گروه های نظامی بریتانیایی گاهی در محله "زریسف" کرمان، اسکله بندر لیان(بوشهر) و میدان مشق تهران فوتبال بازی می کردند؛ اما در جنوب غرب ایران و همزمان با اکتشاف نفت و شکل گیری نخستین شرکت-شهرهای نفتی ایران بازی فوتبال در ایران به شکل رسمی آغاز شد.
المپیک و کشف نفت
امتیازنامه نفت در سال۱۹۰۱میلادی از سوی مظفرالدین شاه قاجار به ویلیام ناکس دارسی انگلیسی واگذار و در هفتمین سال، عملیات اکتشافی در 1908میلادی برابر با 1287خورشیدی در "میدان نفتون"، جایی در شمال استان خوزستان فعلی به نتیجه رسید؛ جایی که سختی کار، بسیار طاقت فرسا بود.27 آوریل 1908 برابر با 7 اردیبهشت 1287خورشیدی، هنگامی که شعله مشعل بازی های المپیک در لندن، پایتخت انگلستان روشن شد، "جورج برنارد رینولدز" و گروه کاشفان نفت بریتانیایی، با برافراشتن دکل های حفاری نفت در کوهپایه های جنوب غربی ایران، زمین "دره خرسون" را برای دستیابی به نفت حفاری می کردند. ماراتن اکتشاف نفت با مُمارست رینولدز و مشقت گروه حفاران انگلیسی، کانادایی، برمه ای، باکویی و ایرانی به نفع کاوشگران تمام و در سپیده دم 5 خرداد 1287 برابر با 26 می 1908 مشعل نفت در ایران و خاورمیانه روشن شد و به این ترتیب، نخستین چاه نفت خاورمیانه به نفت رسید و درست چند ماه بعد یعنی در 21 اکتبر 1908 میلادی برابر با 29 مهر 1287 خورشیدی با قهرمانی بریتانیا در مسابقات فوتبال، مشعل این دوره از بازی های المپیک خاموش شد. محل حفر اين چاه، بعدها "مسجد سلیمان" نامیده شد و این شرکت-شهر نفتی پس از اکتشاف نفت در آن و ایجاد تاسیسات صنعتی و مدنی، به مهد بسیاری از اولین ها در ایران بدل شد كه فوتبال نیز از جمله این اولین ها بود؛ اولین هایی که میراث صنعتی نفت در ایران و خاورمیانه محسوب می شوند.
تصور اینکه کاشفان انگلیسی نفت در این منطقه لحظاتی از اوقات استراحت خود را به ورزش فوتبال اختصاص داده باشند، دور از ذهن نیست، بخصوص اینکه در آن مقطع آنها پیگیر اخبار المپیک در لندن نیز بودند و در میان تلگراف ها و بسته های پستی که البته با تاخیر می آمدند، اخباری از المپیک نیز به این کاشفان دور افتاده از وطن می رسید. در لندن اما، اخبار اکتشاف نفت در ایران و به نتیجه رسیدن امتیازنامه واگذار شده به دارسی انگلیسی در میان اخبار نتایج المپیک و میزبانی بریتانیایی ها گم شد. بنا به خاطرات سرآرنولد ویلسون، مستشار انگلیسی که گروه کاشفان نفت را در ایران همراهی می کرد، گویا خبر اکتشاف نفت نیز با تاخیر به لندن و دفتر مرکزی کمپانی نفت رسیده بود! به هرحال، کاشفان دور از بریتانیا در محل ماموریت خود بسیاری از مظاهر زندگی صنعتی و جلوه های جدید را بازتولید کردند كه از جمله این مظاهر، بازی های گلف، فوتبال، تنیس و قایقرانی بود.
شرکت-شهرهای نفتی مهد فوتبال
مسجد سلیمان، هفتکل، آبادان و دیگر شرکت -شهرهای نفتی تازه متولد شده در جنوب غرب ایران به این ترتیب، مهد فوتبال و دیگر ورزش های نوین شدند. ورود فوتبال از سوی انگلیسی ها به مناطق نفت خیز، سرآغاز پایه گذاری یک ورزش پرطرفدار در ایران شد. کمتر نهاد یا موسسه تمدنی جدیدی را در ایران معاصر می توان یافت که همچون صنعت نفت این چنین با تاریخ معاصر کشور سرشته شده باشد. با این رویکرد، باید ترویج ورزش فوتبال در ایران و توسعه صنعت نفت را 2 رویداد همزاد دانست که در دامان مناطق نفت خیز تولد و پرورش یافتند و روزگاری که در بسیاری از مناطق ایران و کل خاورمیانه، کسی این ورزش را نمی شناخت، کارکنان نفت در این شهر اوقات فراغت خود را با فوتبال و ورزش های نوین دیگر سپری می کردند.
نخستین گام های فوتبال در ایران
فوتبال، یک "نفت آورد" برای ایران محسوب می شود که به مرور در پایتخت و دیگر نقاط کشور نیز طرفدارانی پیدا کرد و در سال ۱۳۰۸ اولین مسابقه رسمی در ایران با تیم بادکوبه(باکو) شوروی برگزار شد. پس از آن طی سال های ۱۳۱۲ و ۱۳۱۳ تغییرات زیادی در فوتبال ایران اتفاق افتاد و انجمن ملی تربیت بدنی و پیش آهنگی تاسیس شد؛ اما در تمامی این ایام، فوتبال در مسجد سلیمان و آبادان جادوی زمین های خاکی جوانان جنوب بود.همزمان، در دفتر مرکزی کمپانی نفت در لندن نیز از همان سال های نخست فعالیت، تیم فوتبال کمپانی نفت تشکیل شد که حتی مسابقات بین المللی هم انجام می داد. مجله "نفت"، بولتن رسمی کمپانی نفت انگلیس - پرشیا، در نخستین شماره سال1938 خود که تصویر روی جلد آن طرحی از چاه های مسجد سلیمان و عکس جوانی بختیاری است که به سوی آنها می دود، خبر دیدار مسابقه فوتبال بین تیم "بریتانیک هاوس"، دفتر مرکزی کمپانی نفت با یک تیم بلژیکی را منتشر کرد و در شب سال نو، ساعاتی استثنایی را در لوئر سیندهام رقم زد؛ جایی که مسابقه فوتبال بین تیم انجمن للیانس و تیم اول بریتانیک هاوس برگزار شد. با توجه به بازی ای که تیم مهمان به نمایش گذاشت، تردیدی نیست که فوتبال از زمانی که برای نخستین بار در خلال جنگ از سوی نیروهای بریتانیایی به بلژیک معرفی شد، پیشرفت چشمگیری کرده است(NAFT.1928).جادوی مستطیل سبز و در آن ایام مستطیل خاکی به هر نقطه از جهان که می رفت، شکلی خاص پیدا می کرد و به این ترتیب بود که مسجد سلیمانی های محصور در کوه تپه ها، فوتبال را انگلیسی و با سانترهای بلند از طرفین بازی می کردند و آبادانی های ساحل نشین، فوتبال را به سبک ساحل نشینان ریودوژانیرو، برزیلی بازی می کردند؛ با دریبل های ریز و حرکاتی انفرادی. آبادانی ها بعدها حتی لباس تیم محبوبشان صنعت نفت را نیز با لباس تیم ملی برزیل سِت کردند.
خاطره بازی نفتی ها در زمین فوتبال
از شکل گیری صنعت نفت و توسعه فعالیت های کمپانی تا ملی شدن نفت و بعد از آن کودتای 28مرداد و استقرار کنسرسیوم، خیلی چیزها در حوزه مناطق نفت خیز تغییر کرد؛ اما فوتبال پابرجا ماند. مسابقات در اداراتِ مختلفِ شرکت نفت، همواره از محبوبیت زیادی بین کارکنان و خانواده های شان برخوردار بود. اینجا بود که ایرانی ها می توانستند انگلیسی ها را به چالش بکشند. "امیل ساوازیان" متولد 1324 در آبادان که دوران کودکی خود را به همراه خانواده در مسجد سلیمان سپری کرده بود و از ارامنه قدیمی نفتی و سال هاست که در خارج از کشور زندگی می کند، در مصاحبه تاریخ شفاهی که برای کتاب ارامنه و صنعت نفت انجام شد، یکی از این بازی ها را که در دوران کودکی او برگزار شده بود، به خاطر داشت. او برایم گفت که به مناسبت های مختلف، بازی فوتبال بین انگلیسی ها و تیم های منتخبی از کارکنان ایرانی کمپانی نفت برگزار می شد. یکی از این بازی ها را به خاطر دارم که انگلیسی ها یک گل به ایرانی ها زدند. یکی از کارگران مسجد سلیمان نامش "مهدی" بود و در گویش محلی و محاوره ای، او را "میتی" صدا می زدند. به قول امروزی ها، دفاع سختی بود. تماشاچیان پرشور مسجد سلیمانی، وقتی انگلیسی ها به سمت دروازه ایرانی ها حمله می کردند، یک صدا فریاد می زدند: "میتی قلمش کن، میتی قلمش کن".یعنی تکل محکم برو روی پای حریف و میتی هم البته کم نمی گذاشت و هر از گاه ساق یک انگلیسی را قلم می کرد. مسابقات فوتبال نفت پس از ملی شدن نیز بین ادارات شرکت نفت و شهرستان های مختلف نفتی در کنار مسابقات والیبال، گلف و اسب دوانی بسیار رایج و مرسوم بود که در بولتن های نفتی، اخبار زیادی از آن ثبت شده است. یا در بولتنی دیگر آمده است: نتیجه مسابقات فوتبال ادارات قهرمانی، روز جمعه 30فروردین 1342 ساعت 4 بعداز ظهر در زمین ورزشی میدان برگزار شد و تیم اداره سرویس های اداری، کاپ قهرمانی را برد و اداره مخابرات به مقام دوم رسید . پیش از آن و از سال های ۱۳۱۷ و ۱۳۱۸ تیم ملی فوتبال ایران تشکیل شده و به عنوان نخستین مسابقه با افغانستان دیدار کرده بود. ورزشگاه امجدیه نیز در همین سال ها تاسیس شد و نهایتا در سال 1325 بود که فدراسیون فوتبال ایران تشکیل شد و یک سال بعد به عضویت فیفا درآمد. به این ترتیب باید گفت که سابقه فعالیت فوتبال در مناطق نفت خیز، حدود 38 سال قبل از تاسیس فدراسیون فوتبال ایران است.شرکت نفت در کنار حفر چاه های نفت و گاز جدید، به ساخت ابنیه خدماتی رفاهی و ورزشی نیز توجهی ویژه داشت. آنها این آموزه انگلیسی را سرلوحه داشتند که می گفت، برای آنکه بهتر کار کنی، بیشتر تفریح کن! ساخت کلوپ ها و باشگاه ها در شهرهای مختلف مناطق نفت خیز، از مسجد سلیمان و آبادان تا هفتکل، لالی، عنبل، آغاجاری، امیدیه، گچساران و اهواز توسعه یافت. پس از آنکه باشگاه های مختلف در مناطق نفت خیز از سوی شرکت نفت ساخته شد، مسابقه ها به صورت باشگاهی برگزار شد که این گونه مسابقه ها نیز مبدأ و آغاز مسابقه های باشگاهی در ایران شدند.
بیشتر این باشگاه ها، دارای زمین فوتبال اختصاصی، استخر شنا، سالن ورزش، سالن سینما و سایر امکانات فرهنگی و ورزشی بودند و در حال حاضر نیز تعدادی از آنها، با وجود تغییر کاربری، در مناطق نفت خیز وجود دارند و میراث صنعتی نفت محسوب می شوند.باشگاه های فرهنگی و ورزشی نیز در مناطق نفت خیز سابقه ای نزدیک به یک قرن دارد و هر باشگاه در رشته های مختلف دارای تیم های ورزشی بوده و در عرصه فرهنگی و هنری نیز فعال و واجد افتخارات ملی و بین المللی است.
قدمت برخی استادیوم های ورزش فوتبال در مناطق نفت خیز ایران، با ورزشگاه های ساخته شده برای المپیک 1908 در لندن همزمان است.در چنین فضایی، بازی فوتبال منجر به ظهور فوتبالیست های مطرحی شد که برای تیم ملی ایران افتخار آفریدند. چند نام شاخص در این زمینه قابل اشاره است:
فوتبالیست های نفتی
صفرعلی ایرانپاک، معروف به صفر ایرانپاک، 2 دی ۱۳۲۵ در مسجد سلیمان متولد شد و فوتبال را از زمین های خاکی مهد فوتبال ایران آغاز کرد. او سپس به شاهین اهواز پیوست و سرانجام در تیم پرسپولیس پایتخت، زندگی حرفه ای خود را ادامه داد. ایرانپاک که رکورددار گلزنی در شهرآورد تهران است، در ۱۱ بهمن ۱۳۸۷ و در سن ۶۲ سالگی در استکهلم سوئد درگذشت و پیکرش بنا به وصیتی که کرده بود، به وطن بازگردانده و در اهواز به خاک سپرده شد.
ایرج سلیمانی، متولد 1325در شرکت شهر نفتی آغاجاری، دیگر فوتبالیست شاخص تاریخ فوتبال ایران است که از مناطق نفت خیز ایران برخاست. سلیمانی، نوجوانی خود را در مسجد سلیمان سپری کرد و همانجا به تیم جوانان شاهین مسجد سلیمان پیوست. او برای تیم منتخب آموزشگاه های مسجدسلیمان نیز برگزیده شد و در مسابقات کشوری حضور یافت. عضویت در تیم فوتبال باشگاه شاهین اهواز، سکوی انتقال این فوتبالیست خلاق نفتی به باشگاه پرسپولیس شد. ایرج سلیمانی، پنج فصل متوالی و موفق را با سرخپوشان سپری کرد و در این مدت سه بار موفق به کسب عنوان نخست باشگاه های ایران (جام منطقه ای و جام تخت جمشید) شد.
او اسفند1387 درگذشت و در کرج به خاک سپرده شد.برزیل ایران، آبادان نیز بازیکنان شاخص بسیاری به فوتبال ایران معرفی کرد. یکی از شاخص ترین آنها، ابراهیم قاسمپور، متولد1336 آبادان است. او فوتبال را از تیم صنعت نفت آبادان آغاز کرد و نخستین بازیکن نفتی در نخستین تیم ملی کشور بود که توانست در جام جهانی حضور داشته باشد. او در تیم ملی خوش درخشید و طی فقط ۳سال (۱۳۵۴-۱۳۵۷) در ۲۸ بازی رسمی برای ایران به میدان رفت. استاد ابراهیم قاسمپور اکنون دوران مربیگری خود را سپری می کند.کریم بوستانی، کریم باوی، برادران بختیاری زاده، بهزاد شهنی غلامپور، کوروش لرستانی، میلاد میداودی، داریوش یزدی و بسیاری از فوتبالیست های شاخص دیگر که نام هایی بزرگ در تاریخ فوتبال ایران و آسیا به شمار می روند، از خاک فوتبال خیز مناطق نفت خیز ایران برخاسته اند؛ جایی که فوتبال جایگاهی ویژه بین مردمانش دارد.
عشق به فوتبال در مناطق نفت خیز
سیمون کوپر در کتاب "فوتبال علیه دشمن" گفته است: فوتبال چیزی بسیار بیشتر از محبوب ترین بازی جهان و برای میلیون ها نفر در سراسر جهان مانند مرگ و زندگی است. این امر در خوزستان و مناطق نفت خیز ایران و در طول تاریخ شکل گیری و توسعه فوتبال به موازات شکل گیری و توسعه صنعت نفت ادامه داشته است. در مناطق نفت خیز مردم با فوتبال به دنیا می آیند، زندگی می کنند و می میرند. در طول این سال ها خیلی چیزها تغییر کرده و این تغییر حتی به رابطه مردم با فوتبال هم رسیده است؛ اما همچنان بارقه هایی از ارتباط احساسی و عاطفی با فوتبال بر سکوهای داغ استادیوم های فوتبال در خوزستان وجود دارد؛ احساسی که تایید کننده تداوم فوتبال در زادگاه آن است.
تحولات تاریخی در میدان بازی
در عرصه جهانی نیز فوتبال جایگاهی ویژه دارد و در طول تاریخ خود بارها تبلور یا جایگزین حتی جنگ ها و درگیری های بین کشورها شده است. شاخص ترین مصادیق آن، اختلاف های تاریخی انگلستان با آرژانتین بر سر جزیره فالکلند و گل معروف به دست خدای دیه گو آرماندو مارادونا در جام جهانی۱۹۸۶ بود. بازی فوتبال همچنان می تواند جایگزین جنگ ها و خونریزی ها با صلح آمیز ترین روش باشد. اواسط قرن 19 ویلیام جیمز، فیلسوف عمل گرای آمریکایی، جنگ طلبی را از خواست های غریزی و وحشیانه انسان بر شمرد و معتقد بود اگر برای جنگ جانشینی پیدا نشود تا هیجانات همراه آن را آرامش بخشد، صلح دوام چندانی نخواهد داشت. وقوع جنگ های جهانی اول و دوم که پس از حیات جیمز و عمدتا بر سر برتری جویی نژادی و ملیت خواهی افراطی به وقوع پیوست، تا اندازه ای می تواند مؤید نظرات او باشد. اکنون می توان مدعی شد که طی یک قرن اخیر فوتبال در دنیا، بخصوص جوامع پیشرفته، همان پدیده ای شده که او خواهان جایگزینی آن به جای جنگ بود.از آنجا که ورزش پیامی بالاتر از صلح ندارد، فوتبال می تواند رویکردی انسانی برای جایگزینی خونریزی ها و میدانی برای جایگزینی جنگ باشد. این ورزش در ایران، میراث صنعت نفت و صلح در جهان، میراث بشریت است.
توپی که از مناطق نفت خیز تا میدان های بین المللی به گردش درآمد
فــــــــــــــوتبال در زمین نفت
یونس صادقی | فوتبال ایران را نمی توان بدون توجه به نقش صنعت نفت و مناطق نفت خیز جنوب، بخصوص خوزستان روایت کرد. از مسجدسلیمان و آبادان تا اهواز و خرمشهر، نفت نه تنها اقتصاد و ساختار اجتماعی این مناطق را متحول کرد؛ بلکه بستری برای شکل گیری یکی از مهم ترین جریان های فوتبال ایران شد. حبیب الله اسماعیلی، پژوهشگر و مورخ فوتبال، که دارای چند تألیف در حوزه تاریخ شفاهی فوتبال است، در گفت وگو با ماهنامه "مشعل" به بررسی رابطه تاریخی بین صنعت نفت و فوتبال پرداخته و نقش شرکت های نفتی در شکل گیری تیم ها، زیرساخت ها و تحولات فرهنگی فوتبال ایران را تشریح کرده است. او معتقد است که ورود نفت به ایران نه تنها اقتصاد؛ بلکه ساختار اجتماعی و ورزشی کشور را دگرگون کرد، از این رو نفت، یکی از مهم ترین عوامل مؤثر در توسعه فوتبال ایران بوده است.
بررسی ارتباط بین فوتبال و نفت را از کجا باید آغاز کرد؟
اگر بخواهیم نگاه علمی و تاریخی داشته باشیم، باید ابتدا به چگونگی ورود فوتبال به ایران توجه کنیم. به اعتقاد من، فوتبال از سه مسیر اصلی وارد ایران شد؛ از طریق شرکت های خارجی، بویژه مجموعه های وابسته به صنعت نفت مانند شرکت نفت انگلیس و ایران، به وسیله مؤسسات و مراکز مذهبی و آموزشی مثل میسیونرهای مذهبی و از طریق نهاد نظامی یعنی ارتش؛ اما وقتی از نسبت نفت و فوتبال صحبت می کنیم، طبیعتا تمرکز بر مسیر نخست است؛ یعنی شرکت نفت و تأثیری که بر جامعه ایران گذاشت.
چه نشانه هایی برای فعالیت اولیه فوتبال در ایران وجود دارد؟
اگر بخواهیم ریشه های حضور فوتبال در ایران را بررسی کنیم، باید به پیش از دوران کشف نفت بازگردیم؛ زمانی که ردپای حضور انگلیسی ها در مناطق جنوبی، بویژه بوشهر به وضوح دیده می شد. جالب است بدانید در روایات تاریخی آمده که حدود سال 1277 شمسی در اصفهان، پسران ظل السلطان اولین مسابقات فوتبال را با انگلیسی ها برگزار کردند.اما نقطه عطف این ورزش در ایران را باید دهه های ۲۰ و ۳۰ شمسی بدانیم؛ دورانی که مدارس و آموزشگاه ها به کانون اصلی تحولات بدل شدند و اولین تیم های منسجم شکل گرفتند. به عنوان نمونه می توان به رقابت های میان تیم دبیرستان البرز و تیم ارامنه تهران اشاره کرد که در کنار شکل گیری سازمان تربیت بدنی، مسیر را برای حرفه ای تر شدن ورزش هموار کرد.در عرصه تیم ملی نیز، اولین دیدارهای برون مرزی ایران در بادکوبه (باکو) انجام شد؛ البته فوتبال در آن سال ها با خاطرات تلخی هم گره خورد. به عنوان مثال، تیم ملی در ۲ شهریور ۱۳۲۰ در افغانستان مسابقه ای داشت که درست یک روز بعد، در سوم شهریور، کشورمان به اشغال نیروهای متفقین درآمد و وضعیت بسیار دشواری به وجود آمد. بازیکنانی که تا دیروز مورد تکریم و استقبال گرم برگزارکنندگان بودند، ناگهان در شرایط سیاسی به هم ریخته آن زمان در افغانستان سرگردان شدند. خوشبختانه در آن لحظات بحرانی، با درایت حسین صدقیانی (اولین لژیونر فوتبال و بعدها مدیر تیم در جام جهانی آرژانتین) اعضای تیم توانستند به سلامت به کشور بازگردند.
نفت چگونه فضای اجتماعی ایران را تغییر داد؟
برای فهم این موضوع، نباید نفت را صرفا یک منبع اقتصادی ببینیم. نفت یک عامل تحول آفرین بود که وارد جامعه ایران شد و بسیاری از مناسبات را تغییر داد. شهرهایی مانند آبادان، مسجدسلیمان و بخش مهمی از زیرساخت های خوزستان در نتیجه کشف و استخراج نفت شکل گرفتند. اگر نفت نبود، آبادان به شهری با آن جایگاه تبدیل نمی شد، مسجدسلیمان توسعه پیدا نمی کرد و بسیاری از تأسیسات، بنادر، خطوط ارتباطی و امکانات عمرانی هرگز به وجود نمی آمدند.در کنار این تحولات اقتصادی، یک دگرگونی فرهنگی و اجتماعی نیز رخ داد. خوزستان به یکی از مراکز مهم تولید فرهنگ تبدیل شد. نویسندگان، هنرمندان، سینماگران و فعالان فرهنگی متعددی از این منطقه برخاستند. فوتبال نیز بخشی از همین تحول گسترده بود.
نقش شرکت نفت در گسترش فوتبال چه بود؟
یکی از مهم ترین مسئولیت های شرکت نفت، سامان دهی اوقات فراغت کارکنان و خانواده های آنان بود. در بسیاری از کشورهای صنعتی نیز چنین تجربه ای وجود داشت. ورزش، بویژه فوتبال، به عنوان یکی از ابزارهای مهم برای این هدف مورد توجه قرار گرفت. به همین دلیل زمین های فوتبال ساخته شد، باشگاه ها شکل گرفتند و مسابقات به طور منظم برگزار می شدند. در واقع شرکت نفت تنها به استخراج نفت نمی پرداخت؛ بلکه در حوزه های فرهنگی و ورزشی نیز سرمایه گذاری می کرد. نخستین تصاویر و اسناد جدی فوتبال در مناطق نفت خیز کشور به همین دوره بازمی گردد. مسجدسلیمان، آبادان و سایر مناطق نفتی خیلی زود به مراکز مهم فوتبال تبدیل شدند.
آیا می توان گفت خوزستان به قلب فوتبال ایران تبدیل شد؟
بدون تردید یکی از مهم ترین کانون های فوتبال ایران، خوزستان بود. هنوز هم اگر تاریخ فوتبال کشور را مرور کنیم، می بینیم که بخش بزرگی از ستاره ها و استعدادهای فوتبال ایران از این منطقه برخاسته اند. جالب است بدانید در روزنامه اطلاعات مورخ چهارم شهریور ۱۳۲۴، فهرست بازیکنان دعوت شده به تیم ملی منتشر شده است. در آن فهرست، چهار بازیکن از آبادان، 2 بازیکن از مسجدسلیمان و یک بازیکن از اهواز حضور دارند. یعنی از 11 بازیکن اصلی، هفت نفر از مناطق نفتی خوزستان انتخاب شده بودند. این آمار بخوبی نشان می دهد که فوتبال خوزستان تا چه اندازه در سطح ملی تأثیرگذار بوده است.
چه چهره هایی از دل این جریان به فوتبال ایران معرفی شدند؟
تعداد این چهره ها بسیار زیاد است. از مرحوم پرویزدهداری گرفته تا محراب شاهرخی، ناظم گنجاپور، ابراهیم قاسم پور، حسن نظری، مجید حلوایی، محمد صادقی و ده ها نام دیگر. بسیاری از این افراد یا خودشان در مجموعه صنعت نفت فعالیت داشتند یا خانواده هایشان به نحوی با شرکت نفت مرتبط بودند. به همین دلیل می توان گفت که نفت نه تنها زیرساخت فوتبال را فراهم کرد؛ بلکه در پرورش سرمایه انسانی فوتبال ایران نیز نقش مهمی داشت.
باشگاه های نفتی چه نقشی در توسعه فوتبال داشتند؟
وقتی فوتبال گسترش پیدا کرد، نیاز به سازمان دهی حرفه ای نیز به وجود آمد. از همین جا باشگاه ها شکل گرفتند. صنعت نفت در این بخش نیز نقش تعیین کننده ای داشت. باشگاه هایی مانند صنعت نفت آبادان، نفت تهران و بعدها نفت اهواز و سایر تیم های وابسته به صنایع نفتی، بخشی از همین روند بودند. این باشگاه ها فقط تیم فوتبال نداشتند؛ بلکه زمین ورزشی می ساختند، امکانات تمرینی فراهم می کردند، مسابقات برگزار کرده و به توسعه فوتبال در سطح محلی و ملی کمک می کردند.
تأثیر نفت فقط به فوتبال محدود بود؟
خیر. اتفاقا یکی از نکات مهم همین است. وقتی یک پدیده بزرگ اجتماعی شکل می گیرد، تنها یک نتیجه به همراه ندارد. فوتبال باعث شکل گیری مجموعه ای از فعالیت های جانبی شد؛ از داوری و مربیگری گرفته تا رسانه های ورزشی، فروشگاه های تجهیزات ورزشی، تولید لباس های ورزشی، ساخت ورزشگاه ها و حتی ایجاد بازارهای اقتصادی پیرامون ورزش. به عبارت دیگر، نفت زمینه را برای ظهور فوتبال فراهم کرد و فوتبال نیز به نوبه خود ده ها فعالیت فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی دیگر را به وجود آورد.
آیا نمونه هایی از نقش اجتماعی فوتبال در آن دوران وجود دارد؟
بله، به عنوان مثال پس از زلزله بزرگ لار در سال 1339، بسیاری از تیم های فوتبال مسابقات خیریه برگزار کردند و درآمد حاصل از آن را به زلزله زدگان اختصاص دادند. این نشان می دهد که فوتبال، تنها یک سرگرمی نبود؛ بلکه بتدریج به یک نهاد اجتماعی تبدیل شد که می توانست در مسائل عمومی جامعه نیز نقش آفرینی کند.
جمع بندی شما از رابطه نفت و فوتبال چیست؟
اگر بخواهم در یک جمله بگویم، باید تأکید کنم که نفت،تنها یک منبع درآمد اقتصادی نبود؛ بلکه زمینه ایجاد شهرها، زیرساخت ها، باشگاه ها، امکانات آموزشی و ورزشی و حتی هویت های فرهنگی جدید را فراهم کرد.
در چنین بستری بود که فوتبال رشد کرد و به یکی از مهم ترین پدیده های اجتماعی ایران تبدیل شد. امروز وقتی از تاریخ فوتبال ایران سخن می گوییم، نمی توانیم نقش آبادان، مسجدسلیمان، اهواز و سایر مناطق نفت خیز را نادیده بگیریم. همان طور که نمی توان نقش صنعت نفت را در شکل گیری این جریان بزرگ ورزشی نادیده گرفت. در واقع بخشی از تاریخ فوتبال ایران، تاریخ نفت ایران است؛ 2 مسیری که در بسیاری از نقاط به هم رسیده اند و سرنوشت مشترکی را رقم زده اند.
در انتها اگر صحبت باقی مانده بفرمایید
بازخوانی روایت درباره فوتبال و نفت محصول یک پروژه بزرگ تحت عنوان تاریخ شفاهی فوتبال بود که با 40 نفر از بزرگان این حوزه مصاحبه شد. اخلاق حرفه ای اقتضا می کند از همه همکاران و همراهان یاد شود.
در همین جا باید از سیدرضا صالحی امیری و مدیران وقت کمیته ملی المپیک به خاطر حمایت از این پروژه و سرکار خانم شادی معرفتی که زحمات زیادی در جمع آوری، تدوین و چاپ کتاب های تاریخ شفاهی فوتبال کشیدند تشکر کنم.
نقش پررنگ شرکت های نفتی در ورزش
غول هـــای انرژی در تعقیب جام ها
مشعل | حتما شما هم تا به حال، اسم شرکت های بزرگی مثل آرامکو عربستان، گازپروم روسیه یا پتروناس مالزی را روی پیراهن تیم های فوتبال یا دور پیست های مسابقات فرمول یک دیده اید. شاید برایتان سوال شده که چرا یک شرکت نفتی باید در ورزش سرمایه گذاری کند؟ پاسخ ساده است: این کار در سراسر دنیا یک رویه معمول و مفید است. شرکت های نفتی نه فقط برای تبلیغات؛ بلکه برای کمک به رشد ورزش، ایجاد زیرساخت های مناسب و گسترش شور و نشاط در جامعه، از تیم ها و رویدادهای ورزشی حمایت می کنند.
آرامکو و فیفا
شرکت آرامکو عربستان که از بزرگترین شرکت های نفتی دنیاست، با فیفا قرارداد بسته و حامی رسمی جام جهانی شده است. این سرمایه گذاری به برگزاری بهتر مسابقات، ساخت ورزشگاه های مدرن و بخصوص به فوتبال پایه در قاره های آسیا، آفریقا و آمریکا کمک می کند.
طبق اعلام آرامکو، این شرکت در سال ۲۰۲۴ میلادی قرارداد مشارکت با فیفا را به امضا رسانده و در رویدادهای مختلف، مشارکت خواهد داشت.
همچنین قرار است ورزشگاه آرامکو آرنا میزبان جام جهانی ۲۰۳۴ میلادی باشد.
انی
این شرکت ایتالیایی، حمایت از فوتبال را در بالاترین سطح دنبال می کند. انی از سال ۲۰۲۴ به عنوان اسپانسر اصلی سری A فوتبال ایتالیا فعالیت می کند و همچنین شریک اصلی تیم های ملی فوتبال ایتالیا است.
بی پی
بی پی به عنوان شریک رسمی انرژی لیگ برتر انگلستان فعالیت می کند و برندهای آن مانند کاسترول و بی پی پالس (شارژ خودروهای برقی)، با باشگاه بزرگی مثل تاتنهام قرارداد اسپانسری دارند.
گازپروم
این غول گازی روسیه، باشگاه زنیت سن پترزبورگ را کاملا تحت حمایت خود گرفته است. ورزشگاه این تیم، «گازپروم آرنا» یکی از مدرن ترین ورزشگاه های اروپاست. این سرمایه گذاری باعث شده، تیم زنیت به یک قدرت بزرگ تبدیل شود و هواداران زیادی داشته باشد.
اکسون موبیل
این غول آمریکایی در سطح بین المللی فعالیت می کند و معمولا بر حمایت از ریشه های محلی متمرکز است. در استرالیا، از باشگاه فوتبال ویلیامزتاون حمایت می کند و در گویان نیز برای 6 سال متوالی، اسپانسر اصلی مسابقات مدارس زیر ۱۴ سال بوده تا استعدادهای جوان را پرورش دهد. این نشان می دهد که نگاه شان فراتر از تبلیغات صرف و معطوف به سرمایه گذاری در جامعه است.
آرامکو و القادسیه
آرامکو به طور مستقیم باشگاه القادسیه عربستان را خریده و هدف خود از این کار را ساخت یک باشگاه پایدار و ریشه دار دانسته است، نه باشگاهی که فقط برای یک فصل پول خرج کند و قهرمان شود.
شرکت ملی نفت چین (CNPC)
این شرکت با حمایت از برنامه فوتبال جوانان در استان هایی مانند سین کیانگ و حمایت از مسابقات منطقه ای مانند «لیگ برتر شمال» نقش فعالی در ترویج و توسعه فوتبال ریشه ای در چین دارد. شرکت ملی نفت چین همچنین حامی مالی مسابقات فوتبال جوانان در عراق بوده و به توسعه این ورزش کمک کرده است.
شرکت ملی نفت نیجریه
این شرکت به عنوان یک شریک کلیدی، ضمن حضور به عنوان اسپانسر اصلی تیم ملی، برای بازسازی و تجاری سازی فوتبال این کشور برنامه ریزی کرده است.
شورون
فعالیت شورون، به ایفای نقش اجتماعی در جوامع محلی متمرکز است. به عنوان اسپانسر رسمی باشگاه آستین اف سی و هیوستون داینامو، بویژه روی تیم زنان "هیوستون دش" متمرکز شده تا فوتبال آمریکایی را برای دختران جوان رایگان و در دسترس قرار دهد.
توتال
حمایت از تیم ملی راگبی فرانسه، شراکت با تیم دوچرخه سواری حرفه ای و سرمایه گذاری در بزرگ ترین رویداد ورزشی فرانسه یعنی تور دو فرانس، تنها بخشی از فعالیت گسترده این شرکت فرانسوی است. این تنوع در حمایت از رویدادهای ورزشی، نشان دهنده تعهد این شرکت به حمایت از فرهنگ و ورزش در بالاترین سطح است.
اکوینور
اکوینور به عنوان یک حامی بزرگ در ورزش های زمستانی نروژ، از جمله اسکی صحرانوردی، سرمایه گذاری کرده و در برگزاری مسابقات دوچرخه سواری مشارکت دارد. این نمونه جالبی از همکاری شرکت های نفتی با ورزش هایی است که ریشه عمیقی در فرهنگ و طبیعت آن کشورها دارند. شرکت سسپا (Cespa) نیز در ایتالیا، به عنوان اسپانسر باشگاه جنوا در سریA فعالیت می کند.
سونانگول
این شرکت نفتی دولتی آنگولا از چنان نفوذی برخوردار است که باشگاهی به نام سونانگول نامیبه در آن کشور فعالیات می کند و همچنین اسپانسر اصلی بسیاری از باشگاه های دیگر نیز است.
سینوپک
این شرکت بزرگ چینی نیز با برگزاری مسابقاتی مانند «جام سینوپک» برای کارآفرینان چینی در خارج از کشور و حمایت از مسابقات فوتبال شرکت های چینی در کشورهایی مانند اندونزی، از طریق ورزش، پل های فرهنگی و تجاری می سازد.
پتروناس و مرسدس شرکت ملی نفت مالزی، پتروناس، با تیم مرسدس در فرمول یک همکاری فنی دارد. یعنی فقط پول نمی دهد؛ بلکه روغن ها و سوخت های مخصوص را هم تأمین می کند. نتیجه این همکاری، سال ها قهرمانی و افتخار برای هر دو طرف بوده است.
پتروبراس
پتروبراس با سابقه ای درخشان در حمایت از فوتبال، به عنوان اسپانسر فدراسیون فوتبال برزیل و تیم محبوب فلومیننزه، نقش مهمی در پرورش استعدادها و ترویج برابری جنسیتی در این ورزش داشته است. علاوه بر فوتبال، این شرکت حامی اصلی تیم ملی برزیل در رشته های المپیک و پارالمپیک نیز بوده و به پرورش قهرمانان واقعی کمک کرده است.
حرف آخر:
یک مشارکت برد- برد برای آینده
همانطور که دیدیم، در سراسر دنیا شرکت های نفتی با افتخار در کنار ورزشکاران و تیم ها ایستاده اند. آنها برای کمک و توسعه، وارد ورزش شده اند. استادیوم می سازند، به نوجوانان با استعداد فرصت رشد می دهند، شغل ایجاد می کنند و لحظات شادی را برای میلیون ها نفر رقم می زنند.
امروزه ورزش حرفه ای بدون این سرمایه ها نمی تواند دوام بیاورد. پس حمایت شرکت های نفتی لازم و ضروری است. درست مثل یک ماشین مسابقه ای که به سوخت خوب نیاز دارد، ورزش جهانی هم به حمایت شرکت های انرژی نیازمند است. این یک همکاری موفق و ارزشمند است.
روایتی از بالندگی زوج نفتی که سختی های کار را با زندگی مشترک در هم آمیخته اند
آشیــــــــــانه شکوفایی
مشعل| در صنعتی که شیفت های طولانی و مأموریت های پی درپی، بخش جدانشدنی آن هستند، حفظ تعادل میان مسئولیت های کاری و زندگی خانوادگی، هنری دشوار است؛ هنری که امین حاج جعفری و زینب حیدری، زوج شاغل در شرکت نفت مناطق مرکزی ایران، حدود ۱۹ سال است با صبوری و همدلی به آن معنا بخشیده اند؛ هم در چرخه انرژی کشور نقش آفرینی کرده اند و هم با درک متقابل و همراهی پایه های خانه ای گرم و استوار را بنا نهاده اند؛ خانه ای که هم امنیت می بخشد و هم دل ها را به هم نزدیک می کند و اینچنین زندگی آنها حکایت برنامه ریزی، صبوری و همدلی است. زوج نفتی در گفت وگو با خبرنگار «مشعل» از چالش های روزمره، مسئولیت های حرفه ای و تربیت فرزندشان، همچنین از تلاش روزانه برای حفظ همدلی خانواده در میان سختی های کاری؛ داستانی که می آموزد چگونه می توان در کنار سختی های کار صنعت نفت، خانواده ای پایدار و عاشقانه داشت.
سال ۱۳۸۶ نقطه آغاز آشنایی این زوج نفتی بود؛ زمانی که هر دو در آغاز پروسه کاری وارد صنعت نفت شدند و همکاری در محیط حرفه ای، زمینه ای برای شکل گیری علاقه، اعتماد و همراهی میان آنها فراهم کرد. این آشنایی به ازدواج و آغاز زندگی مشترک انجامید و اکنون نزدیک به دو دهه از زندگی پرفراز و نشیب آنها می گذرد و هر سال پخته تر می شوند. امین حاج جعفری پس از سال ها فعالیت در مناطق عملیاتی آغاجاری، امروز در سمت کارشناس ارشد برنامه ریزی تولید و توسعه در شرکت نفت مناطق مرکزی ایران مشغول به کار است. تجربه و حضور در فضای عملیاتی و سپس ورود به حوزه برنامه ریزی، برای او مسیری توأم با تلاش مستمر، مسئولیت پذیری و رشد حرفه ای رقم زده است. در سوی دیگر این همراهی، زینب حیدری با تحصیلات کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک با گرایش تبدیل انرژی، فعالیت حرفه ای خود را از حوزه آزمایش های غیرمخرب و بازرسی فنی در مناطق عملیاتی آغاز کرد و پس از تجربه اندوزی، به عنوان کارشناس ارشد طراحی مکانیک در شرکت نفت مناطق مرکزی ایران به فعالیت ادامه داده است. پشتکار، دانش تخصصی و استمرار در مسیر حرفه ای، از او چهره ای مسئولیت پذیر و متعهد در عرصه کاری ساخته است.
این زوج در سال های فعالیت خود، تجربیات متنوع و ارزشمندی را در کنار یکدیگر اندوخته اند. از فعالیت های فنی تا مسئولیت های تخصصی در صنعت نفت و هر دو با جدیت و تعهد مسیر رشد را پیموده اند. تجربه های عملیاتی و برنامه ریزی تولید در کنار تخصص مهندسی و طراحی، مجموعه ای از دانش، تلاش و همدلی را شکل داده که هم در عرصه سازمانی و هم در زندگی مشترک آنها نمود یافته است.
ماه عسل پیوند نفتی
زندگی مشترک این زوج با فرزند دختر هشت ساله شان به نام جانان غنی تر شده است؛ او که حالا محور شادی و گرمای زندگی و نقطه تمرکز عشق و تلاش های روزمره شان شده است و حضورش انگیزه ای برای ادامه مسیر، تعهد و همراهی این زوج نفتی در کار و زندگی مشترک. امین و زینب به عنوان یک زوج می کوشند تا فرزندشان با آگاهی، شناخت و بر پایه علاقه شخصی، مسیر آینده خود را انتخاب کند. از نگاه آنها، موفقیت در گرو تحمیل یک مسیر از پیش تعیین شده نیست، بلکه در کشف استعدادها و تقویت توانایی های فردی معنا پیدا می کند؛ به همین دلیل، هیچ اصراری بر ورود فرزندشان، «جانان» به حرفه ای خاص، حتی صنعت نفت ندارند و انتخاب آگاهانه را مهم تر از هر عنوان شغلی می دانند و این رویکرد حمایتی، فضایی امن و مطمئن برای رشد او فراهم کرده است؛ فضایی که در آن پرسشگری، تجربه کردن و تصمیم گیری مستقل تشویق می شود. همراهی والدین در کنار ایجاد مسئولیت پذیری تدریجی، زمینه ساز شکل گیری اعتمادبه نفس و شخصیت مستقل در اوست؛ رویکردی که نشان می دهد همان گونه که در عرصه حرفه ای بر تعهد و برنامه ریزی تکیه دارند، در تربیت فرزند نیز به آگاهی، انتخاب و آینده نگری اهمیت می دهند.
تعادل کار و زندگی
یکی از ویژگی های برجسته این زوج نفتی، توانایی ایجاد تعادل میان فشارهای کاری و زندگی خانوادگی است. با وجود مأموریت های کاری و چالش های مرتبط با زمان کاری مشترک که هر دو با هم از خانه خارج می شوند و برمی گردند، آنها همواره تلاش کرده اند که با تقسیم مسئولیت های خانه و درک متقابل و تربیت فرزند را هوشمندانه مدیریت کنند.
سختی های شغلی نیز بخش جدایی ناپذیر زندگی این زوج است، اما همکاری و صبوری خانم حیدری و مدیریت آقای حاج جعفری، توانسته است این دشواری ها را به فرصتی برای تقویت رابطه خانوادگی تبدیل کند. آنها با نگاه مدیریت محور، هماهنگی در امور خانه و پرورش فرزند، زندگی روزمره را به شکلی منظم و پایدار پیش می برند.
امین حاج جعفری و زینب حیدری، بزرگ ترین چالش مشترک خود را مسائل و فشارهای مالی می دانند؛ دغدغه ای که با وجود اشتغال هر دو در صنعت نفت، در سال های اخیر پررنگ تر شده و فشار بیشتری را بر خانواده وارد کرده است؛ موضوعی که امیدوارند سال جدید کمرنگ تر شود و آرامش خانه را تحت تأثیر قرار ندهد. این زوج همکار باور دارند همان گونه که صنعت نفت ایران با تلاش مستمر و مسئولیت پذیری کارکنانش خانه های مردم را گرم نگه می دارد؛ چراغ خانواده نیز با پایبندی به مسئولیت های مشترک، مدیریت چالش های مالی و درک متقابل روشن می ماند.
در ادامه مسیر
نزدیک به دو دهه همراهی و تلاش مشترک، برای این خانواده نفتی تجربه ای ارزشمند از مسئولیت پذیری رقم زده است؛ تجربه ای که نشان می دهد می توان در کنار مسئولیت های سنگین شغلی، زندگی خانوادگی را نیز با عشق و درک متقابل پیش برد. آنها در طول این سال ها کوشیده اند میان کار در صنعت نفت و آرامش خانه، تعادلی آگاهانه و پایدار برقرار کنند.
زینب حیدری و امین حاج جعفری با همسو کردن تلاش مشترک، امید و تقسیم هوشمندانه مسئولیت ها، چراغ خانه و مسیر حرفه ای خود را روشن نگه داشته اند. همراهی در روزهای دشوار، صبوری در برابر چالش های مالی و مدیریت مشترک امور زندگی، سبب شده است که هم در عرصه شغلی و هم در فضای خانواده، الگویی از همکاری و تعهد باشند و پیامی که آنها به کارکنان صنعت نفت منتقل می کنند، برخاسته از همین تجربه زیسته است؛ اینکه با عشق، صبوری، برنامه ریزی و مدیریت به موقع در برابر مشکلات، می توان میان سختی های کار و ارزش های خانوادگی تعادل و هماهنگی ایجاد کرد؛ تعادلی که سبب تقویت نهاد خانواده می شود .
گفت و گو با خانواده ورزشی ایلیا صالحی قهرمانی که با مدال المپیک راضی می شود
رام کـــردن غــــرور پهلوانی
مشعل | ایلیا صالحی پور را می توان یکی از موفق ترین فرزندان شرکتی صنعت نفت ایران در حوزه ورزش دانست. فرزندی که با رویای به تن کردن لباس تیم ملی و کسب مدال طلای المپیک، از 14 سالگی پله پله مسیر موفقیت در رشته وزنه برداری را بالا آمده و حالا در 19 سالگی به یکی از چهره های با استعداد تیم ملی وزنه برداری تبدیل شده، به طوری که مربیانش را در کسب طلای المپیک امیدوار کرده است.
او فرزند افشین صالحی از همکاران باسابقه شرکت بهره برداری نفت و گاز مسجدسلیمان است. علی، برادر ایلیا نیز پیش از این به صورت حرفه ای در رشته وزنه برداری فعال بوده و لباس تیم ملی را تا مدت ها به تن داشته است؛ اما در پی حادثه ای که منجر به آسیب دیدگی او شد، به مربیگری در این حوزه روی آورده است. خبرنگار ماهنامه «مشعل» با ایلیا و خانواده او (پدر، مادر و سه برادر) گفت گویی انجام داده است که در ادامه می خوانید.
علی و ایلیا به دنبال علاقه شخصی خود رفتند
افشین صالحی پور، پدر ایلیا و کارشناس ارشد مدیریت مالی و رئیس حسابداری عمومی شرکت بهره برداری نفت و گاز مسجدسلیمان، از مربیان باسابقه رشته ورزشی وزنه برداری کشور است. او درباره پیشینه حضورش در این رشته ورزشی می گوید: وزنه برداری را از نوجوانی و با حضور در باشگاه نفت مسجدسلیمان آغاز کردم و موفق به کسب مقام قهرمانی این رشته در رده جوانان و بزرگسالان شدم؛ اما بعدها به دلیل مشغولیت های کاری و مسئولیتم به عنوان سرپرست خانواده، مربیگری در این زمینه را ادامه دادم. بنابر یک بخشنامه، فعالیت حرفه ای ام قطع شد و پس از آن نیز با شیوع ویروس کووید 19 و تعطیلی چند ساله فعالیت های ورزشی، ورزش نفت بخصوص رشته وزنه برداری آسیب دید.
در آن سال ها برنامه آموزشی خوبی برای رده نونهالان و نوجوانان طراحی کرده بودیم تا در آینده نزدیک، تیم های جوانان و بزرگسالان کشوری را آماده کنیم و به تیم ملی تحویل دهیم؛ اما همه این اتفاق ها سبب شد نتوانیم چنین استعدادهایی را شناسایی کنیم و آموزش دهیم.
صالحی پور در پاسخ به این پرسش که تا چه اندازه در انتخاب وزنه برداری به عنوان رشته اصلی 2فرزندش تاثیرگذار بوده است، توضیح می دهد: علی و ایلیا هردو وزنه بردار هستند؛ البته فرزند بزرگ ترم، علی که متولد سال 1380 است، در رده نوجوانان و جوانان فعال بود و پس از آسیب دیدگی شدید، هم اکنون به عنوان مربی در این حوزه فعالیت می کند. ایلیا هم با قدرت، مسیر قهرمانی را پیش گرفته؛ اما موضوع مهم آن است که من آنها را با زور و اجبار به وزنه برداری دعوت نکردم. وی ادامه می دهد: علی از زمان کودکی به فوتبال علاقه داشت و در تیم نوجوانان نف مس دسلیمان بازی می کرد. در آن سال ها من در کنار مهران و بهمن مطلق، در وزنه برداری فعالیت می کردیم. به خاطر دارم در آن دوره، همایش یک هفته ای برای شناسایی استعدادها در مسجدسلیمان برگزار شد که نزدیک به 100 نونهال در این همایش شرکت داشتند. علی و ایلیا نیز در این همایش حضور داشتند و از همانجا با دنیای وزنه برداری آشنا و شیفته فضای حاکم بر این ورزش شدند. همین مساله سبب شد علی بخواهد فعالیت ورزشی خود را در رشته وزنه برداری ادامه دهد. با توجه به اینکه من هم سابقه مربیگری در این رشته را داشتم، تصمیم گرفتم به علی در راهی که انتخاب کرده، کمک کنم.
این مربی باسابقه با اشاره به اینکه در خانه آنها همیشه صحبت از ورزش است، تاکید می کند: بچه ها از کودکی با وزنه برداری و فضای آن آشنا بودند. در مسابقات شرکتی که برگزارمی شد، معمولا در مسجدسلیمان با کمبود وزنه بردار مواجه می شدیم. در آن روزها علی و ایلیا برای کمک به تیم می آمدند و همه این مسائل سبب شد تا هردو به معنای واقعی، به این ورزش روی آورند و علاقه شخصی خود را دنبال کنند.
به خاطر دارم، در ماه مبارک رمضان و در دوران کرونا، با تمام سختی هایی که برای پیدا کردن محل مناسب تمرین وجود داشت، از فدراسیون وزنه برداری تماس گرفتند که ایلیا در مسابقات انتخابی حاضر شود. ایلیا در آن زمان 14سال داشت و در این سن، توانست عضو تیم ملی نوجوانان و بعد جوانان و بزرگسالان وزنه برداری شود.
صالحی پور درباره پی بردن به استعداد علی و ایلیا در وزنه برداری توضیح می دهد: وزنه برداری برخلاف تفکر عموم، چندان به زور و قدرت بدنی ورزشکار مرتبط نیست؛ بلکه به عوامل مهم دیگری مانند استعداد، تکنیک و فیزیک ورزشکار بستگی دارد. علی در اولین حضور خود، بخوبی تکنیک ها را اجرا می کرد که این نشان دهنده استعداد او در این ورزش بود. به همین دلیل شرایط ادامه فعالیت علی را در وزنه برداری فراهم کردم. زمانی که علی و ایلیا تصمیم گرفتند به صورت حرفه ای در این زمینه فعالیت کنند، به طور مستقیم زیر نظر خودم و زمانی هم که به تیم ملی راه یافتند، زیر نظر مربیان تمرین می کردند. در حال حاضر هم تلاش می کنم از هر نظر ایلیا را حمایت و راهنمایی کنم.
وی در جواب این سوال که به عنوان یک مربی، استعداد ایلیا را چگونه ارزیابی می کند، می گوید: بعضی بچه ها ذاتا قوی و دارای بنیه و استخوان بندی مناسب برای چنین رشته ای هستند. تصور کنید چنین استعدادی از قدرت فکری بسیار بالایی هم برخوردار باشد، آن وقت به یکی از استعدادهای متفاوت و خاص در ورزش وزنه برداری تبدیل می شود. ایلیا همه این ویژگی ها را داشت و از نظر هوش در سطحی بود که معتقد بودیم اگر وزنه برداری را انتخاب نمی کرد، حتما در رشته پزشکی پذیرفته می شد. به همین دلیل به عنوان یک مربی معتقدم او آینده درخشانی در این حوزه خواهد داشت.
صالحی پور با تاکید بر نقش خود به عنوان یک پدر می گوید: من و همسرم تلاش می کنیم تا آنجا که می توانیم فرزندانمان را در رسیدن به اهدافشان حمایت کنیم، بخصوص اینکه ایلیا تمایل دارد در کنار ورزش به تحصیل هم ادامه دهد؛ البته هم اکنون در رشته تربیت بدنی درس می خواند. امیدوارم شرایطی فراهم شود تا حداقل یکی از پسرانم در صنعت نفت مشغول به کار شوند؛ چراکه موفق شده اند پرچم ایران و نفت را بالا ببرند.
فرصت را غنیمت می شمارم و در همین جا از حمایت های شهرام ذوالفقاری، مدیرعامل شرکت بهره برداری نفت و گازمسجدسلیمان؛ قاسم شیخی، مدیر منابع انسانی و داریوش حسن پور، رئیس امور ورزش این شرکت تشکر کنم.
چالش های مادر 2 قهرمان
شیوا بخشنده، مادر ایلیا به عنوان
دبیر ریاضی در مسجدسلیمان مشغول به فعالیت است. او که در کنار مسئولیت خود در مدرسه، مدیریت خانه را نیز به عهده دارد، درباره انتخاب زندگی ورزشی هردو فرزندش می گوید: زمانی که علی و بعد از آن، ایلیا تصمیم گرفتند در رشته وزنه برداری فعالیت خود را به صورت حرفه ای ادامه دهند، من هم به عنوان یک مادر تمام تلاش خود را کردم تا بهترین حمایت را از آنها داشته باشم. مساله مهمی که وجود داشت، این بود که هم علی و هم ایلیا، از هوش و استعداد بالایی برخوردار بودند و براحتی می توانستند در هر راهی که انتخاب می کنند، موفق شوند. به عنوان مثال، علی رشته ریاضی را انتخاب کرد و موفق به دریافت مدرک مهندسی برق شد. ایلیا هم از همان روزهای اول که در اردوهای ورزشی حضور پیدا می کرد، بعد از بازگشت به خانه در درس ها به او کمک می کردم. ایلیا از نظر هوش و استعداد در سطحی است که اگر ورزش حرفه ای را انتخاب نمی کرد، می توانست براحتی در رشته پزشکی ادامه تحصیل دهد. وی در بخش دیگری از صحبت های خود اشاره می کند: علی و ایلیا، وقتی به ورزش حرفه ای روی آوردند، برای قهرمانی خیلی تلاش می کردند؛ البته من هم سعی می کردم بهترین شرایط و فضا را در خانه برای رشد و آرامش آنها فراهم کنم. هردو آنها بعد از تمرین به استراحت نیاز داشتند. به همین دلیل همه چیز باید برای پسرها فراهم می شد. من شاغل بودم و باید شرایط را به گونه ای مدیریت می کردم تا خللی در هیچ یک از مسئولیت هایم ایجاد نشود. با توجه به اینکه پسرها باید از رژیم غذایی خاصی پیروی می کردند، گاه تا نیمه شب و گاهی هم صبح های زود قبل از رفتن به سرکار، غذای آنها را آماده می کردم تا از نظر تغذیه، مشکلی برایشان ایجاد نشود. خانم های شاغل، معمولا مسئولیت های بیشتری در منزل دارند. حال تصور کنید که من در خانه 4 ورزشکار دارم با نیازهای خاص؛ یکی دیگر از کارهای من شستن لباس های آنهاست؛ زیرا وقتی از تمرین به خانه برمی گردند، باید تمام لباس های ورزشی شان شسته شود. با توجه به حجم بالای لباس ها، 3 ماشین لباسشویی در منزل، به طور دائم در حال کار بود تا لباس ها به موقع شسته شود و در اختیار بچه ها قرار گیرد. وی تاکید می کند: یک مادر همیشه نگرانی های خاص خود را درباره فرزندانش دارد. علی و ایلیا برای رسیدن به قهرمانی هر روز در حال تلاش و جنگیدن بودند و باید تمرین های بسیار سختی آن هم در رشته وزنه برداری انجام می دادند. به همین دلیل بیشترین نگرانی ام برای پسرانم این بود که هنگام تمرین یا مسابقه، آسیب نبینند و زمانی که آسیب می دیدند هم این حق را به خود نمی دادم که نگرانی ام را جلوی آنها بروز بدهم؛ بلکه تلاش می کردم در کنار همسرم، بهترین شرایط را برای بهبود و افزایش قدرت روحی آنها فراهم کنم که هرچه سریع تر دوباره به دنیای ورزش بازگردند. بخشنده درباره سخت ترین بخش مادر یک قهرمان بودن می گوید: فکر می کنم سخت ترین قسمت مادر یک قهرمان بودن، درست زمانی است که فرزندت مسابقه می دهد. من در این زمان همیشه با استرس بالایی مواجه هستم، حتی قبل از برگزاری یکی از مسابقات، به قدری استرس داشتم که در مدرسه حالم بد شد و یکی از همکارانم مرا به بیمارستان برد. هنگام برگزاری مسابقات، بخصوص مسابقاتی که به صورت زنده از تلویزیون پخش می شود، من به آخرین اتاقی که در خانه داریم، می روم و گوش هایم را می گیرم تا حتی صدای واکنش اعضای خانواده را هنگام برگزاری مسابقه نشنوم.
مجذوب منش پهلوانی در وزنه برداری شدم
پیش از این با ایلیا صالحی پور در هفته نامه «مشعل» گفت وگو داشتیم. او آن روزها تازه وارد عرصه قهرمانی وزنه برداری شده بود و قبل از هر چیز درباره آرزو و اهدافی که به دنبال آن بود، صحبت کرد. ایلیا در پاسخ به اینکه با کسب اولین مدالش چه احساسی داشته، می گوید: اولین مدالی که دریافت کردم، در مسابقات نوجوانان و جوانان آسیا بود و توانستم یک مدال نقره و 2 مدال برنز بگیرم. وی می افزاید: درست است که در آن مسابقات، مدال طلا نگرفتم؛ اما اولین مدال هایم در سطح آسیا بود و به این ترتیب متوجه می شدم که هرلحظه به بزرگ ترین آرزویم نزدیک تر می شوم. درواقع کسب این مدال ها در من این خودباوری را به وجود آورد که می توانم در رده های سنی بالاتر، مدال های خوش رنگی کسب کنم. به همین دلیل تلاش کردم با اعتمادبه نفس بیشتری به راه خود ادامه دهم. وی درباره اینکه معمولا از استعداد او در وزنه برداری سخن گفته می شود، توضیح داد: ورود به رشته های مختلف ورزشی به استعداد نیاز دارد؛ اما موارد دیگری هم برای رسیدن به موفقیت تاثیرگذار است که اهمیت بیشتری دارند. شاید بتوان گفت من استعدادی در وزنه برداری داشتم؛ اما مهم ترین دلیل برای رسیدن به اهدافی که در ذهن داشتم، تلاش و پشتکار بود. هر ورزشکاری که استعداد داشته باشد، می تواند بسرعت در رشته مورد نظر خود رشد کند. من در این رشته هرچند بی استعداد نبودم؛ اما نسبت به دیگر وزنه برداران استعداد کمتری داشتم. به همین دلیل باید تلاشم را برای رسیدن به موفقیت بیشتر می کردم، از این رو به تمام کسانی که می خواهند در یک رشته ورزشی موفق شوند، می گویم که اگر در آن رشته استعداد ندارید؛ اما بسیار علاقه مند هستید، می توانید با تلاش و پشتکار بسیار پیشرفت کنید.
ایلیا درباره اینکه آیا تابه حال دچار غرور ناشی از موفقیت شده است، می گوید: صادقانه اعتراف می کنم گاهی دچار این احساس می شوم که آن هم برمی گردد به غروری که ناخودآگاه درون هر فرد به وجود می آید؛ اما من تمام تلاش خود را می کنم تا این حس را کنترل کنم و اجازه ندهم روی اخلاق و رفتارم با دیگران و حتی تمرین هایم تاثیر بگذارد. واقعا علاقه مند هستم رفتار و منش پهلوانی را در زندگی پیش بگیرم و شاید یکی از مهم ترین دلایلی که سبب شد به وزنه برداری علاقه مند شوم، همین اخلاق و منش پهلوانی بود. این قهرمان جوان کشورمان درباره
الگوهای ورزشی خود می گوید: اولین نفری که برای ادامه راهم او را الگو قرار دادم و از همان ابتدا مرا تشویق می کرد، پدرم بود و بعد از آن هم علی، برادر بزرگم.
پدر و برادرم در تمام این دوران، از من حمایت کردند و تنهایم نگذاشتند، حتی زمانی که در اردوی تیم ملی حضور دارم، برادرم بیش از هرزمان دیگری از من حمایت می کند و با برنامه ریزی و حتی با پیش بینی اتفاقات بد برای من در رشته ورزشی ام، سعی می کند از وقوع آن جلوگیری کند.
زمانی که در خانه هستم، با علی تمرین می کنم و هرزمان هم که در اردو باشم، روزی چند بار تماس می گیرد تا از شرایط جسمی، تمرین و تغذیه من باخبر باشد. از اینکه برادر بزرگم این چنین از من حمایت می کند، احساس افتخار می کنم.
ایلیا درباره آینده ورزشی خود می گوید: درست است که چند مدال معتبر در وزنه برداری به دست آورده ام؛ اما بی شک به این مدال ها راضی نیستم. می خواهم در مسیری که برای رسیدن به هدف اصلی خود انتخاب کرده ام، اول مدال طلای بزرگسالان جهان و بعد هم مدال طلای بازی های آسیایی را کسب کنم و در نهایت هم بتوانم مدال المپیک را به دست آورم.
با توجه به برنامه فشرده ورزشی، از14سالگی در اردوی تیم ملی حضور دارم، به همین دلیل نمی توانستم همیشه در مدرسه یا دانشگاه حاضر باشم؛ اما با کمک مادرم، مدرسه را به پایان رساندم. در حال حاضر هم در رشته تربیت بدنی تحصیل می کنم؛ اما ترجیح می دهم در دانشگاه، رشته فیزیوتراپی را ادامه دهم.
او در پایان صحبت هایش به یکی از بهترین لحظات ورزشی خود اشاره می کند و می گوید: یکی از بهترین خاطرات یا لحظاتی که در زندگی ام تجربه کردم، مسابقات لیگ برتر وزنه برداری امسال بود. در هفته دوم مسابقات که برای تیم سپاهان وزنه می زدم، وقتی وارد سالن شدم، شاهد حضور همه اعضای خانواده ام بودم که دیدن این صحنه قوت قلبی برایم بود. فکر می کنم در مسابقات بین المللی حضور حتی یکی از اعضای خانواده در سالن، می تواند برای ورزشکار دلگرم کننده باشد.
روی ایلیا برای قهرمانی جهان حساب کرده ام
علی صالحی پور، برادر بزرگ ایلیا که خود نیز به صورت حرفه ای وزنه برداری را دنبال می کند، درباره زندگی ورزشی خود و برادرش می گوید: زمانی که در اوج آمادگی بدنی برای حضور در مسابقات وزنه برداری بودم، ایلیا نیز برای تمرین؛ البته نه به صورت حرفه ای به باشگاه می آمد. در آن دوران، در مسابقات بین المللی جهانی و آسیایی حضور داشتم، اما به دلیل پارگی رباط صلیبی، نتوانستم ورزش حرفه ای ام را ادامه دهم؛ اما این مصدومیت به آن معنا نبود که از ایلیا و استعدادی که در وزنه برداری دارد، غافل شوم. به همین دلیل تصمیم گرفتم تمام تجربه ای را که در مسیر رسیدن به تیم ملی به دست آورده بودم، به ایلیا انتقال دهم. وی با اشاره به حمایتی که از ایلیا در وزنه برداری می کند، توضیح می دهد: من و ایلیا 5 سال تفاوت سنی داریم؛ اما تا به امروز تمام تلاش خود را کرده ام همه آنچه را که می دانم، به او یاد بدهم. ایلیا هم به مدال هایی که یک ورزشکار در رده 19 سالگی می تواند کسب کند، دست یافته؛ اما هدف اصلی ما مسابقات وزنه برداری بزرگسالان است. او در مسابقات بزرگسالان جهان و مسابقات کشورهای اسلامی در رده بزرگسالان نیز شرکت کرده و نتایجی که به دست آورده، نشان می دهد می توان روی توان او به عنوان یک ورزشکار حرفه ای در این رده حساب باز کرد؛ زیرا که معتقدم اصل ورزش قهرمانی، رده سنی بزرگسالان است و من نیز تمام تلاش خود را می کنم تا او در این رده موفق شود؛ البته این را هم بگویم که ایلیا برای مسابقات سال آینده باید در دسته وزن 95 کیلو که وزن المپیکی است، آماده شود. علی در پاسخ به اینکه آیا حس برادرانه یا زندگی قهرمانی که او به دنبالش بوده، سبب شده از ایلیا حمایت کند، توضیح می دهد: فکر می کنم مهم ترین دلیلی که دوست دارم از ایلیا در ورزش قهرمانی حمایت کنم، از این 2 مساله نشات گرفته است؛ اول اینکه آینده پیش روی ایلیا همان چیزی بود که من می خواستم به آن برسم و دوم عشق و احساس حمایتی است که در خانواده ما وجود دارد. وقتی ایلیا به قهرمانی می رسد، احساس می کنم خودم موفق به کسب مدال قهرمانی شده ام. درنهایت می خواهم بگویم که این حس مسئولیت پذیری نسبت به خانواده را از پدر و مادرم به ارث برده ام و زمانی که حرف ایلیا به میان می آید، این حس در من چند برابر می شود.
آرزویم دیدن مدال المپیک ایلیا است
امیررضا، کوچک ترین فرزند این خانواده ورزشکار که متولد سال 1393 است، راه دیگری را انتخاب کرده است؛ او در حال حاضر در تیم فوتبال نونهالان نفت مسجدسلیمان و در پست هافبک دفاعی بازی می کند. امیررضا نیز در بخشی از گفت وگو با خبرنگار «مشعل» گفت: البته پیش از این مانند برادرانم، وزنه برداری کار می کردم، اما چون علاقه خاصی به فوتبال داشتم، تصمیم گرفتم این رشته ورزشی را ادامه دهم. برادرانم، در این رشته از من حمایت می کنند؛ البته علی و ایلیا قبل از وزنه برداری، فوتبال بازی می کردند و در این رشته نیز مهارت دارند. به همین دلیل دوست داشتم فوتبالیست شوم. از اینکه ایلیا در وزنه برداری موفق عمل کرده، بسیار خوشحالم و آرزو می کنم بتواند مدال المپیک را به دست آورد.
روان شناس صنعت نفت از راهکارهای خودمراقبتی در شرایط بحران می گوید
سلامت روان برای حفظ جان
مشعل| در شرایط جنگی، فشار روانی بر کارکنان مناطق عملیاتی، همچنین خانواده های آنان بسیار بالاست؛ استرس، ترس، نگرانی برای عزیزان و نبود حس کنترل می تواند آسیب های جدی روانی به همراه داشته باشد. به گفته سمیه سروش، متخصص روان شناسی بیمارستان فوق تخصصی صنعت نفت تهران در کوران جنگ، بحران ها، ناامنی و نبود قطعیت، مراقبت از سلامت روان یک ضرورت است، نه یک تجمل. در این میان، خودمراقبتی روان شناختی به عنوان یک مهارت کلیدی، نقش حیاتی در حفظ سلامت روان ایفا می کند.
وی در گفت وگو با خبرنگار مشعل، به راهکارهای خودمراقبتی به عنوان سپری در برابر استرس جنگی اشاره می کند که در این گزارش می خوانید.
فرقی نمی کند در شرایط جنگی باشیم یا آتش بس، روح و روانی که صداهای دلخراش جت های جنگنده را تجربه کرده و آثار خرابی ناشی از بمباران را به چشم دیده باشد، تا مدت ها ناآرام است و کوله باری از پریدن های ناگهانی از خواب، استرس شدید؛ وحشت و ترس را به دوش می کشد. حالت هایی که به گفته سروش، ضرورت حفظ سلامت روان را دوچندان می کند تا نه تنها این دوران دشوار را با آسیب کمتری پشت سر بگذاریم، بلکه به ما قدرت و توانایی لازم را برای حمایت از خود، خانواده و جامعه می بخشد.
تعادل ذهنی با پیام های معنوی
روان شناس بهداشت و درمان صنعت نفت در تعریف خودمراقبتی می گوید: خودمراقبتی روانی یعنی آگاه بودن از وضعیت روان خود، توجه به نیازهای احساسی و انجام اقدام های ساده برای حفظ تعادل ذهنی حتی در دل بحران. اولین و مهم ترین گام برای خودمراقبتی که به کارکنان شاغل در مناطق عملیاتی توصیه می کنم این است که توقف های کوتاه برای نفس کشیدن داشته باشید به این صورت که هر چند ساعت، ۲ دقیقه چشمان خود را ببندید، عمیق نفس بکشید و بدن خود را آرام کنید. دومین مورد، پذیرش احساسات است، یعنی اگر می ترسید، خسته اید یا دلتنگ، خود را سرزنش نکنید و بدانید این احساسات طبیعی هستند. با همکاران گفت وگوی همدلانه داشته باشید، زیرا حرف زدن با کسی که شما را درک می کند، در پرفشارترین لحظات، یک سوپاپ روانی است، ضمن اینکه روزانه به خود یادآوری کنید که بودن شما در اینجا برای نجات انسان ها و حفظ زندگی است. وی تأکید می کند: به خانواده هایی که دل نگران عزیزان خود در مناطق عملیاتی هستند هم توصیه می کنم در مورد اخبار، مدیریت به خرج دهند و از پیگیری زیاد اخبار جنگ که اضطراب را تشدید می کند، پرهیز کنند و یک برنامه روزانه شامل برنامه خواب، آموزش و سرگرمی برای فرزندان، تنظیم کنید، زیرا این نظم، حس امنیت می آورد. نوشتن نامه یا پیام های معنوی و فرستادن پیام های امیدوارکننده به عزیزان شاغل در منطقه، از لحاظ روانی بسیار مؤثر است پس آن را در برنامه های خود بگنجانید و برای کاهش احساس تنهایی خود، گروه های حمایت روانی محلی یا مجازی تشکیل دهید.
راهکارهای علمی برای کنترل تنش عصبی
سیستم عصبی انسان در رویارویی با تهدید، واکنشی طبیعی به نام استرس حاد یا پاسخ جنگ گریز نشان می دهد. در این حالت، مغز به عنوان مرکز ترس، فعال می شود و با ترشح هورمون هایی مانند آدرنالین و کورتیزول، بدن را در وضعیت آماده باش قرار می دهد.
سروش درباره راهکارهای علمی برای کنترل تنش عصبی در شرایط بحرانی مانند جنگ، به تمرین و تکرار منظم تکنیک هایی اشاره می کند که با آن می توان مهارت مقابله ای جدیدی را در مغز ایجاد کرد که نه تنها برای دوران بحران بلکه برای کل زندگی سودمند است. به گفته وی، نخستین راهکار، بیان احساسات با زبان یا همان تخلیه هیجانی است، یعنی حرف زدن با اعضای خانواده یا دوستان امن که موجب کاهش بار هیجانی و تعدیل سیستم عصبی پاراسمپاتیک (کاهش استرس و فعال سازی حس آرامش) می شود. دومین راهکار، تنفس دیافراگمی (عمیق و شکمی) است که فرمول پیشنهادی ما،۴ ثانیه دم از بینی و ۶ ثانیه بازدم از دهان شبیه فوت کردن شمع به مدت ۹۰ ثانیه مداومت است که موجب کاهش ضربان قلب و آرام سازی سیستم سمپاتیک خواهد شد. تثبیت حواس پنج گانه یا همان بهره گیری از تکنیک ثبات در حال (Grounding) به عنوان سومین راهکار مقابله با آسیب های روانی در شرایط بحرانی تعریف شده که در مورد حواس دیداری، یافتن ۴ شیء رنگی متفاوت، درباره حواس شنیداری، تمرکز روی ۳ صدای مختلف و در مورد حواس لمسی، لمس سطح سردوگرم به طور هم زمان پیشنهاد می شود تا انتقال تمرکز از آمیگدال مغز به کورتکس حسی (جلوگیری از حمله اضطرابی) نمود پیدا کند.
این متخصص روان شناسی بیمارستان فوق تخصصی صنعت نفت تهران، راهکار چهارم برای بازسازی شناختی یا ایجاد چالش با افکار فاجعه ساز را طرح سؤال هایی کلیدی مانند «شواهد عینی برای این فکر چیست؟ آیا این اتفاق واقعاً محتمل است؟ اگر دوستم این فکر را داشت، به او چه می گفتم؟» بیان می کند و می گوید: طرح این سؤال ها به فعال سازی پیش پیشانی مغز (Prefrontal Cortex) و بازگرداندن قضاوت منطقی منجر می شود.
سروش یادآور می شود: پنجمین راهکار، هدف گذاری رفتاری ملموس همراه با حس کنترل است که شامل انجام ۳ اقدام کوچک در ساعات اولیه بحران مانند آماده سازی کیف کمک های اولیه، آموزش تنفس به خانواده و جمع آوری فهرست شماره های اضطراری می شود. انجام این راهکار، تأثیر بسیاری بر بازگرداندن احساس قدرت و کنترل دارد. مطالعات APA نشان داده اند که تمرین روزانه این راهکارها تا ۶۸درصد اضطراب را کاهش می دهد و باعث ایجاد مسیرهای عصبی جدید (Neuroplasticity) در مغز می شوند.
ضمن انجام این تکنیک هایی که متخصص روان شناسی بیمارستان فوق تخصصی نفت تهران توصیه کرد، فراموش نکنیم که در این روزهای پسابحران و دشوار، سلامت روانمان بیش از همیشه ارزشمند است پس مهربان تر از همیشه با خود و دیگران باشیم و یادمان باشد مراقبت از روان، قدمی مهم برای ساختن جامعه ای سالم تر و تاب آورتر است.
مهم ترین پیام عاشورا حفظ عزت انسان است
مشعل | ماه محرم هر سال فرصتی برای بازخوانی یکی از بزرگ ترین حوادث تاریخ اسلام است؛ واقعه ای که فراتر از یک رویداد تاریخی، به مکتبی برای تربیت انسان ها تبدیل شده است. فرهنگ عاشورا در طول قرن ها الهام بخش ملت ها در مسیر عدالت خواهی، ایثار، مسئولیت پذیری و مقاومت بوده است. در آستانه ماه محرم، ماهنامه "مشعل" در گفت وگو با حجت الاسلام والمسلمین حمید نیک سیرت به بررسی پیام های عاشورا برای جامعه امروز و نقش این فرهنگ در زندگی فردی، خانوادگی و حرفه ای کارکنان صنعت نفت پرداخته است. او معتقد است با الهام از مکتب امام حسین(ع)، می توان جامعه ای متحدتر، اخلاقی تر و موفق تر ساخت.
لطفا از فلسفه وجودی فرهنگ عاشورا و پیام آن برای جامعه امروزبگویید.
عاشورا فقط یک حادثه و محدود به سال ۶۱ هجری نیست، بلکه یک جریان ماندگار تاریخی و انسانی است که در آن ارزش هایی چون حریت و ظلم ستیزی نمود یافته است. امام حسین(ع) برای حفظ ارزش های الهی و انسانی قیام کرد و به همه نسل ها آموخت که در برابر ظلم، انحراف و بی عدالتی، نباید سکوت کرد. مهم ترین پیام عاشورا حفظ عزت انسان است. همان جمله معروف «هیهات منّا الذله» نشان می دهد که انسان مؤمن هرگز نباید زیر بار تحقیر و ظلم برود. امروز نیز جامعه ما به همین آموزه ها نیاز دارد؛ به صداقت، مسئولیت پذیری، عدالت خواهی و احساس تعهد نسبت به سرنوشت جامعه. اگر این ارزش ها در زندگی فردی و اجتماعی ما نهادینه شود، بسیاری از مشکلات و آسیب های اجتماعی کاهش خواهد یافت.
این آموزه ها چه تاثیری در جامعه دارند و چطور باید آنها را حفظ کرد؟
عاشورا به عنوان یک فرهنگ دینی، سراسر آموزه است. این فرهنگ به ما می آموزد مسئولیت هر فردی، امانت الهی است و افراد صاحب مسئولیت امانتدار آن هستند. وقتی یک کارمند، مهندس، تکنیسین یا مدیر وظیفه خود را با وجدان کاری، صداقت و احساس مسئولیت انجام می دهد، در حقیقت در مسیر همان فرهنگی حرکت می کند که امام حسین(ع) برای آن جان خود و یارانش را فدا کردند. خدمت رسانی صادقانه به مردم، حفظ منافع ملی، تلاش برای خودکفایی کشور و مراقبت از سرمایه های ملی، همگی از جلوه های عملی این فرهنگ که در ابعاد و جنبه های مختلف مصداق دارد، به شمار می آیند. برای مثال در صنایعی، همچون نفت، مسئولیت پذیری و تلاش برای پیشبرد اهداف در شرایط مختلف، از گرمای طاقت فرسای مناطق عملیاتی تا رویارویی بحران ها و حوادث پیش بینی نشده، نشات گرفته از همین فرهنگ و قابل تقدیر است.
به نظر شما مهم ترین درسی که می توان از عاشورا به عنوان یک جریان دینی گرفت، چیست؟
یکی از دیگر از مهم ترین آموزه های عاشورا، وفاداری به مسئولیت است؛ موضوع مهمی که لازم است در محیط های مختلف (کار و زندگی) نمود بیشتری پیدا کند. در کربلا می بینیم که یاران امام حسین(ع) تا آخرین لحظه در کنار امام خود ماندند و از مسئولیت و عهدی که بسته بودند، عقب نشینی نکردند. این درس بزرگی برای همه ماست. در محیط کار نیز افراد باید نسبت به وظایف خود متعهد باشند. نظم، امانت داری، رعایت حقوق دیگران، پرهیز از اسراف و همکاری با همکاران از مصادیق همین تعهد است. گاه تصور می کنیم اخلاق حرفه ای فقط در تصمیم های بزرگ معنا پیدا می کند، در حالی که احترام به همکار، خوش رفتاری با مراجعه کنندگان و دقت در انجام وظایف، جلوه های دیگری از اخلاق اسلامی و فرهنگ عاشوراست.
یکی دیگر از آموزه های مهم فرهنگ عاشورا ایثار است؛ چگونه می توان این مفهوم را در زندگی امروز اجرا کرد و آن را تعمیم داد؟
بالاترین درجه ایثار،گذشت انسان از شیرین ترین داشته وجودی اش،"جان" است که اگر با شهد شهادت آمیخته شود، او را به اعلا ترین درجات نزد خداوند خواهد رساند. این مهم است که بدانیم، ایثار فقط با گذشتن از جان در میدان جنگ معنا پیدا نمی کند. حضرت ابوالفضل العباس(ع) نماد ایثار هستند؛ شخصیتی که در اوج تشنگی، آب را برای خود نخواست و به یاد کودکان خیمه ها بود. امروز نیز ایثار می تواند در زندگی روزمره ما نمود پیدا کند. گاه، یک همکار نیازمند کمک است، گاهی یک خانواده در شرایط سخت قرار دارد و زمانی جامعه به تلاش بیشتری از سوی ما نیاز دارد. گذشت از منافع شخصی برای منافع جمعی، کمک به دیگران و احساس مسئولیت نسبت به جامعه، نمونه هایی از ایثار در زندگی امروز است.
نقش فرهنگ عاشورا در تقویت همبستگی اجتماعی را چگونه ارزیابی می کنید؟
عاشورا یک عامل وحدت بخش است. این فرهنگ مردم را به همدلی، همکاری و مسئولیت مشترک دعوت می کند. در جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به انسجام و همبستگی نیاز داریم. اختلافات سلیقه ای نباید ما را از اهداف بزرگ ملی دور کند. در محیط های کاری نیز موفقیت زمانی حاصل می شود که افراد به جای رقابت های ناسالم، روحیه همکاری و مشارکت داشته باشند. صنعت نفت نمونه ای از کار جمعی است؛ موفقیت در این صنعت حاصل تلاش هزاران نفر در بخش های مختلف است و بدون همکاری، دستیابی به اهداف ممکن نیست.
خانواده به عنوان هسته ابتدایی جامعه می تواند نقش مهمی در ترویج فرهنگ عاشورا ایفا کند. این مهم درخانواده ای مانند صنعت نفت چگونه می تواند نقش آفرین ظاهر شود؟
بخش مهمی از کارکنان صنعت نفت در مناطق مختلف عملیاتی و به صورت اقماری فعالیت می کنند؛ به طوری که مدت های طولانی از خانواده های خود دور هستنند. دوری از خانواده یکی از سخت ترین بخش های زندگی شغلی بسیاری در این صنعت به شمار می آید و این مهم شکیبایی زیادی را از سوی خانواده ها می طلبد؛ صبری که نیازمند درک متقابل اعضای خانواده است. در سیره اهل بیت(ع) خانواده دارای اهمیت بسیار و برپایه محبت، احترام و مشارکت، شکل گرفته است. سیره اهل بیت(ع) و درک صحیح آن بستر بسیار مهمی است که می تواند در شناخت هرچه بیشتر جریان عاشورا به عنوان مکتب ایثار و فداکاری و جریان فرهنگی آن نقش آفرین ظاهر شود و خانواده به عنوان هسته اولیه اجتماع می توان از آن بهره وافر ببرد. همسران این عزیزان باید بدانند که این دوری ها برای انجام یک مسئولیت ملی است و کارکنان نیز باید هنگام حضور در کنار خانواده، وقت و توجه کافی به همسر و فرزندان اختصاص دهند. گفت وگو، محبت و توجه به نیازهای عاطفی اعضای خانواده می تواند بسیاری از مشکلات را کاهش دهد.
برخی معتقدند سبک زندگی امروز باعث کمرنگ شدن برخی ارزش های اخلاقی شده است. راهکار چیست؟
راهکار اصلی بازگشت به ارزش های اصیل دینی و انسانی است. یکی از مشکلات امروز، گسترش مصرف گرایی و چشم و هم چشمی است. بسیاری از فشارهای اقتصادی و خانوادگی از همین موضوع ناشی می شود. اگر خانواده ها زندگی خود را بر پایه قناعت، تلاش و توکل به خدا بنا کنند، آرامش بیشتری خواهند داشت. فرهنگ عاشورا به ما می آموزد که ارزش انسان به اخلاق، ایمان و خدمت اوست، نه به ظواهر زندگی. این نگاه می تواند بسیاری از آسیب های اجتماعی را کاهش دهد.
اگر ناگفته ای هست بیان بفرمایید؟
ماه محرم فرصتی ارزشمند برای خودسازی و بازنگری در رفتارها و مسئولیت های ماست. عاشورا فقط برای عزاداری نیست؛ برای درس گرفتن است. اگر بتوانیم روحیه ایثار، صداقت، مسئولیت پذیری، همکاری و خدمت به مردم را در زندگی خود تقویت کنیم، در حقیقت پیام عاشورا را درک کرده ایم. در پایان از همه کارکنان پرتلاش صنعت نفت که در شرایط مختلف برای تأمین انرژی کشور تلاش می کنند، صمیمانه قدردانی می کنم. با الهام از مکتب امام حسین(ع)، می توان شاهد جامعه ای متحدتر، اخلاقی تر و موفق تر بود؛ امیدوارم همه ما بتوانیم در مسیر خدمت به مردم و آبادانی ایران اسلامی گام برداریم.
محرم ماه خودسازی
محرم سال 61 هجری قمری درسی بزرگ برای آزادگان جهان بود. امام حسین (ع) با قیام و خون خود پایه گذار مکتبی شدند که با گذشت چندین قرن همچنان به عنوان یک سبک زندگی و سلوک اجتماعی تعریف می شود. قیام امام حسین(ع) حرکتی اعتراضی علیه حکومت جبار یزید بن معاویه بود. در آن زمان وقتی جامعه اسلامی از اهداف اولیه شکل گیری خود فاصله گرفت و بدعت های زیادی در دین به وجود آمد، این امام همام بود که زندگی خود را وقف بازگرداندن جامعه به مسیر اصلی و مبارزه با انحراف ها کرد.
قیام امام حسین(ع) تاثیری شگرف در ادبیات مذهبی و آیینی تمام مسلمانان و به خصوص شیعیان جهان گذاشت و از آن روزگار تا به امروز مکتب محرم و عاشورا به یکی از ستون های بزرگ اعتقادی مردم تبدیل شده است.
در روزگار امروز که جامعه درگیر جنگ تحمیلی با یزیدیان زمانه شده و انواع سختی ها بر مردم گذشته، تنها ایثار و همدلی که در سایه فرهنگ عاشورایی در جامعه وجود دارد، توانست در مقابل زورگوترین شیاطین عالم ایستادگی کند و با خلق حماسه هایی ماندگار قابی جاویدان از تقابل حق در مقابل باطل را پیش روی جهانیان بگذارد. این حرکت مردم تنها در سایه درسی که از قیام امام حسین(ع) برای جامعه ما به یادگار مانده شکل گرفت.
از سوی دیگر گاهی انسان ها نیاز دارند در زندگی پرشتاب امروز لحظاتی مکث کنند و در خلوت خود تعریفی دوباره از اخلاق و انسانیت بیابند، محرم چنین فرصتی برای خلوت است تا به خودسازی بپردازند. از همین روی هرساله با رسیدن به ماه محرم بازخوانی اهداف و مشی فکری امام حسین(ع) و همراهانش تلنگری برای انسان هاست تا بتوانند از خیمه فرهنگ عاشورایی توشه ای بردارند.
قند خون در سایه بدغذایی و کم تحرکی جهش می یابد
تلخی یک شیرینی
مشعل | بیماری قند خون یا دیابت، بیماری نام آشنایی است که پنهان و نامرئی، بی سروصدا و بدون هیچ علامت آشکار وارد زندگی می شود و وقتی که یک زخم کوچک روی پوست دیر بهبود می یابد یا یک احساس غیرعادی در بدن توجه ما را جلب می کند، تازه متوجه حضورش می شویم. بیماری ای که با کوچک ترین انتخاب ها در سبک زندگی همانند داشتن یک وعده غذایی سالم یا چند قدم راه رفتن اضافه، عقب می نشیند. الناز شهرابی، مسئول شورای تغذیه سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت با تأکید بر این موضوع، معتقد است: در واقع دیابت ممکن است بیاید؛ اما باید بدانیم آگاهی و مراقبت، قدرت ما برای مقابله با آن است. شهرابی در گفت وگو با "مشعل" به راهکارهای عملی پیشگیری و کنترل این بیماری شیرین، اما تلخ پرداخته است.
25 هزار دیابتی در صنعت نفت
طبق آمارهای منتشر شده سازمان بهداشت جهانی (WHO)، بیماری دیابت در کنار بیماری های قلبی - عروقی و بیماری های مزمن تنفسی و سرطان، یکی از 4 بیماری اصلی غیرواگیر کشنده است که از هر 9 نفر یک نفر به آن مبتلاست. علاوه بر این، حدود 14درصد (537 میلیون نفر) جمعیت بزرگسال دنیا به دیابت مبتلا هستند و بیش از 59 درصد این افراد، راهکار درمانی خاصی را دنبال نمی کنند. به این ترتیب، پیش بینی می شود تعداد افراد مبتلا تا سال 2030 به 647 میلیون نفر و تا سال 2045 به 783 میلیون نفر برسد.
در صنعت نفت هم این آمار قابل توجه بوده و نشان از آن دارد که مجموع مبتلایان ثبت شده در سامانه پرونده الکترونیک سلامت صنعت نفت، افزون بر ۲۵ هزار نفر است. از این تعداد 2 هزار و 977 نفر وابسته به انسولین (نوع یک) و 2هزار و 977 نفر نیز غیروابسته (نوع 2) به آن هستند. بیماری که به فراخور تغییر سبک زندگی، فعالیت فیزیکی کمتر و تغییر فرهنگ غذایی و تغذیه، شیوع و اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
خط مقدم مقابله
مسئول شورای تغذیه سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت با تأکید بر اینکه در همه بیماری ها، بدغذایی و کم تحرکی، پاشنه آشیل سلامتی است، می گوید: در مورد افراد دارای پیش دیابت، کاهش وزن بیشترین عامل پیشگیری محسوب می شود، به نحوی که کاهش یک کیلوگرم وزن، منجر به کاهش ۱۶ درصد خطر بروز دیابت می شود. پرهیز از غذاهای پرکالری، شیرینی ها و نوشابه ها، بخصوص نوشابه های انرژی زا که این روزها میان نوجوانان مرسوم شده، بشدت توصیه می شود.
وی ادامه می دهد: برنامه غذایی که به این افراد توصیه می کنیم، استفاده از رژیم مدیترانه ای، رژیم کم کربوهیدرات و رژیم گیاهخواری است که در همه این رژیم ها باید از غلات کامل، حبوبات، آجیل، میوه و سبزی های غیر نشاسته ای استفاده شود. در مورد میزان مصرف کربوهیدرات ها نیز باید یاد بگیریم که چگونه مواد غذایی حاوی کربوهیدرات آزاد را جانشین کربوهیدرات هایی مانند نان، ماکارونی، برنج و سیب زمینی کنیم. به عنوان مثال 2 قاشق غذاخوری برنج برابر است با یک واحد کربوهیدرات، بنابراین می توان به جای آن، نصف موز یا یک عدد گلابی را جایگزین کرد. شایان ذکر است، استفاده از مواد غذایی با کربوهیدرات آزاد اصلاً محدودیتی ندارد، مانند کلم، قارچ، خیار، شلغم، ترب، بادمجان، کدو، فلفل دلمه ای، لوبیاسبز، گوجه فرنگی، زیتون سبز، ریواس، کرفس و تمامی سبزی های سبز رنگی که در این گروه قرار می گیرند. فقط سیب زمینی و بلال، قند خون را بشدت افزایش می دهند و باید حساب شده میل شوند. به گفته وی، نکته مهم اینکه هر چقدر ماده غذایی دارای فیبر بیشتری باشد، آهسته تر میزان قند خون را افزایش می دهد. به عنوان مثال، سیب زمینی سرخ کرده، سریع تر از پوره سیب زمینی قند خون را افزایش می دهد؛ زیرا سیب زمینی سرخ شده چربی زیادی دارد، ضمن اینکه سرعت غذاخوردن و مقدار آبی که همراه با غذا نوشیده می شود، هر چه بیشتر باشد، قند خون را افزایش می دهد. چربی رژیم غذایی هم باید از چربی های غیراشباع مانند روغن ذرت، روغن زیتون و روغن آفتاب گردان باشد و از چربی ترانس (نوعی چربی غیراشباع که به صورت طبیعی در برخی فراورده های حیوانی و به صورت مصنوعی در روغن های نیمه هیدروژنه و غذاهای فراوری شده وجود دارد) اجتناب شود.
دیابت در دوچهره
الناز شهرابی، مسئول شورای تغذیه سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت در تعریف این بیماری می گوید: قند خون طبیعی ناشتا، ۹۹ میلی گرم یا کمتر است؛ اما اگر فردی دارای قند خون ناشتای ۱۰۰ تا ۱۲۵ میلی گرم است، دچار پیش دیابت شده و فردی هم که دارای قند خون ناشتای 126 میلی گرم و بیشتر است، فرد دیابتی عنوان می گیرد. به طورکلی بیماری دیابت به دو نوع یک و ۲ تقسیم می شود که دیابت نوع یک، سندرم متابولیک مزمن و شایع ترین اختلال اندوکرین در دوران کودکی و نوجوانی است که جنبه ارثی قوی یا ارتباطی با چاقی ندارد و چندان هم قابل پیشگیری نیست. درمان اصلی دیابت نوع یک، استفاده از انسولین است.
وی ادامه می دهد: دیابت نوع ۲ که اغلب در بزرگسالان دیده می شود، جنبه وراثتی قوی دارد و بسیار مرتبط با چاقی و کم تحرکی است. پس قابل کنترل و درمان پذیر است، یعنی با اصلاح سبک زندگی یا داروهای خوراکی پایین آورنده قند خون، کنترل آن امکان پذیر خواهد بود.
دیابت دوران بارداری هم نوعی دیابت است که در دوران بارداری و بر اثر هورمون های ترشح شده از جفت (که خاصیت ضد انسولینی دارند) بدون علائم واضح ایجاد می شود. به همین دلیل تمام مادران باردار باید بین هفته های 24 تا 28 بارداری از نظر این مسئله تحت غربالگری قرار بگیرند؛ زیرا اگر درمان نشود، مشکلات خاصی را در جنین به وجود می آورد.
تمرین های ورزشی مناسب
شهرابی با تأکید بر اینکه مصرف اسیدهای چرب با زنجیره بلند غیراشباع مانند روغن ماهی، دانه ها و مغزها برای جلوگیری از بیماری های قلبی- عروقی توصیه می شود و از مصرف طولانی مدت ویتامین های ای و سی و همچنین مواد معدنی باید پرهیز شود، می گوید: در کنار استفاده از رژیم غذایی مناسب، انجام تمرین های ورزشی با شدت متوسط و ۱۵۰ دقیقه در هفته توصیه می شود. از این رو بهتر است دو بار در هفته ورزش مقاومتی انجام شود. یادآور می شویم درصورتی که قند خون قبل از انجام تمرین های ورزشی ۳۵۰ باشد، ورزش را به تعویق بیندازید و درصورتی که قند قبل از ورزش ۱۰۰ باشد، اصلاً ورزش نکنید. قند هدف قبل از ورزش ۱۲۰ تا ۱۸۰ است. مسئول شورای تغذیه سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت به افراد مسن مبتلا به دیابت هم توصیه هایی دارد: بهتر است ورزش تعادلی مانند یوگا حداقل 2 تا 3 بار در هفته انجام دهند. نوشیدن آب و مایعات غیرقندی طی ورزش و بعد از آن لازم است. توجه داشته باشند که قبل از ورزش یک غذای سبک مانند یک عدد میوه یا یک ساندویچ نان و پنیر مصرف کنند. وی در پایان خطاب به افراد دیابتی تاکید می کند: اگر قبل از ورزش یا حین ورزش دچار خستگی بی علت، کسالت، گیجی، تنگی نفس و تپش قبل شدید، به هیچ وجه ورزش نکنید.
بازنشستگان صنعت نفت مسیر طولانی خدمت را در یک دورهمی بازخوانی کردند
گنجــــــینه خــــــــاطره
مشعل| در یکی از شب های بارانی بهار، تعدادی از بازنشستگان صنعت نفت که هر یک، فصل هایی از تاریخ زنده این صنعت را در حافظه و سینه خود دارند، گردهم آمدند و به یاد ایام جوانی با هم گپ و گفت کردند. در این گردهمایی که به میزبانی کانون صنفی کارمندان بازنشسته صنعت نفت ایران برگزارشد، صدای گفت وگوها، مرور خاطرات و دیدار پس از سال ها، حال و هوایی ایجاد کرده بود که میان گذشته و امروز پل می زد. اینجا بازنشستگان صنعت نفت، تنها برای دیدار نیامده بودند؛ آمده بودند تا با مرور خاطرات گرم و تجربه های زنده، دوباره جان بگیرند.
خدمت بی وقفه پس از بازنشستگی
مسعود عطار، بازنشسته شرکت ملی حفاری و عضو هیات مدیره کانون صنفی کارمندان بازنشسته صنعت نفت با حدود ۳۲سال سابقه خدمت، از نسلی است که بخش مهمی از عمر و زندگی اش را در دل سخت ترین شرایط عملیاتی صنعت نفت گذرانده و از سال۱۳۹۵ نیز به جمع بازنشستگان پیوسته است.او به سال هایی اشاره می کند که در کنار فعالیت در حوزه منابع انسانی و تدریس و تالیف کتاب، در میدان های عملیاتی حفاری نیز با واقعیت های سخت کار اقماری روبه رو بوده؛ جایی که «کار، تنها تخصص نمی خواست، بلکه روحیه ای پولادین می طلبید.» عطار از همکارانی یاد می کند که در بیابان، دریا و شرایط دشوار آب وهوایی کار می کردند، اما به تعبیر او شرافت و انسانیت آنها در قلب سختی ها می درخشید.
صبر و همراهی خاموش
رحمت الله رحیمی، بازنشسته با حدود ۳۵ سال سابقه کار در صنعت نفت، مسیر حرفه ای خود را از سال۱۳۶۱ با ورود به روابط عمومی شرکت ملی نفت ایران آغاز و در بخش هایی چون شرکت کالای نفت،امورحقوقی صندوق های بازنشستگی، پس انداز و رفاه کارکنان صنعت نفت و در نهایت در پالایشگاه آبادان، مسئولیت های متنوع و اثرگذاری را تجربه کرد. او این سال ها را دوره ای از کار مداوم در متن تصمیم سازی ها و اجرا می داند؛ جایی که از تدوین مقررات ایثارگران تا ساماندهی اسناد هزاران واحد مسکونی در آبادان، بخشی از کارنامه کاری او را شکل داده است. او می گوید: صنعت نفت، فضایی است که کار در آن فقط انجام وظیفه نیست؛ بلکه نوعی مشارکت در ساختن ساختارها و حفظ نظام اداری و انسانی کشور محسوب می شود. رحیمی از لحظاتی می گوید که تلاش کرده مقررات پراکنده را به یک نظام منسجم تبدیل کند یا در حوزه منابع انسانی، به منظور بهبود مشارکت کارکنان در فرایندهای کاری، نقش آفرینی داشته باشد؛ تجربه هایی که به گفته او، بخش مهمی از هویت حرفه ای اش را ساخته اند. در کنار رحیمی، همسر او نیز از زاویه خانواده به این سال ها نگاه می کند. منصوره امیدالحق از روزهایی می گوید که با شیفت های طولانی، مأموریت های کاری و دوری های پرتکرار همراه بوده؛ اما با صبر و همراهی ادامه یافته است. از نگاه او، مدیریت خانه در غیبت های طولانی همسر، بخشی از واقعیت زندگی خانواده های نفتی را تشکیل می دهد که با تحمل و همدلی شکل گرفته است. در نگاه مشترک او و همسرش، صنعت نفت فقط یک شغل نیست؛ بلکه بخشی از زندگی، هویت و خاطراتی است که همچنان مرور می شود.
ارزش انسان ها در صنعت نفت
حسین کاشفی، مدیری که مسیر کاری اش با بحران ها، بازسازی ها و گام های اساسی صنعت نفت گره خورده، از چهره هایی است که ۲۹سال خدمت در بالاترین سطوح شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی ایران را در کارنامه دارد؛ از قائم مقامی مدیرعامل و معاونت وزیرگرفته تا مدیرعاملی در شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران. او عضویت در هیات مدیره پالایشگاه آبادان و چند شرکت مهم دیگر را نیز تجربه کرده؛ دوره هایی که به گفته خودش «سال های نفسگیر خدمت ملی» برای او بوده است. در روایت مسیر حرفه ای اش، بیش از هر چیز بر نیروی انسانی تأکید دارد؛ سرمایه ای که به باور او «گاهی دیده نمی شود و گاهی هم فراموش می شود». همین نگاه سبب شده از همان سال ها پی گیر طرح هایی برای بهبود زندگی کارکنان عملیاتی باشد؛ از برنامه های رفاهی و خدماتی تا تقویت ارتباط با خانواده ها. او معتقد است که ارزش واقعی نفت نه در تجهیزات، بلکه در انسان هایی است که آن را زنده نگه می دارند.
بدرقه با اشک های پنهانی
نصرالله عباسی، بازنشسته شرکت ملی حفاری ایران با ۳۵ سال سابقه، در گفت وگو با «مشعل»، از مسیری سخن می گوید که با سختی، صبوری و عشق به خانواده در هم تنیده شده بود؛ از ۱۵سال کار اقماری روی دکل های حفاری تا سال های مدیریتی در اهواز. او که در سال۱۴۰۱ بازنشسته شده، مهم ترین چالش آن سال ها را نه سختی کار؛ بلکه دوری از خانواده می داند و با نگاه به سال های دور ادامه می دهد: به سختی های کار عادت می کنیم، اما به دوری از خانواده هرگز. همسرش، فریده حسینی که خود نیز از کادر درمان بوده و امروز در زمره بازنشستگان این حوزه قرار دارد، با روایت هایی تلخ و شیرین، تصویری روشن از پشت صحنه زندگی یک نیروی کار حفاری ارائه می دهد؛ روزهایی که در غیاب همسر، بار اصلی خانه و مسئولیت فرزندان بر دوش او قرار داشته است. عباسی، امروز بازنشستگی را فرصتی برای جبران همان سال های دوری می داند؛ روزهایی آرام تر در کنار همسر، هرچند از نبود فرزندان که امروز هرکدام مسیر خود را طی می کنند، غمگین است:آن موقع که بچه ها کوچک بودند، من نبودم؛ حالا که من هستم، آنها در خانه حضور ندارند.
همبستگی در مطالبه گری
فرامرز زرعی، رئیس هیات مدیره کانون صنفی کارمندان بازنشسته صنعت نفت ایران، در این نشست از مسیر خدمت خود در صنعت نفت و گاز گفت؛ مسیری ۳۲ساله که از واحدهای مختلف شرکت ملی گاز ایران آغاز شد و تا مدیریت سی ان جی کشور ادامه یافت. او زمان بازنشستگی اش را در سال۱۳۹۵ و 2 سال زودتر از موعد اعلام می کند و می گوید: نزدیک به ۹سال است که در کانون صنفی و حدود یک سال است که در جایگاه ریاست هیات مدیره آن مشغول به فعالیت هستم. زرعی، هدف اصلی از برگزاری گردهمایی بازنشستگان را حفظ ارتباط، افزایش آگاهی و تقویت همبستگی صنفی عنوان می کند و می گوید:این دورهمی ها، فرصتی است تا بازنشستگان دیداری تازه کنند و از وضع یکدیگر مطلع شوند و در جریان فعالیت های کانون قرار بگیرند.به گفته او، این گردهمایی ها افزون بر جنبه فضای صمیمی و خانوادگی حاکم بر آن، مسیر ارتباط مستقیم بازنشستگان با کانون و انتقال مطالبات را نیز هموار می کند.
آغاز فصل تازه
فواد مجدزاده از چهره های باسابقه و اثرگذار صنعت نفت، با ۳۸ سال خدمت مستمر در مناطق نفت خیز، از نسلی است که نه تنها در میدان حضور داشته؛ بلکه در لایه های عمیق ساختار اداری و حقوقی صنعت نیز نقشی ماندگار ایفا کرده است. او سال ها در تدوین مقررات، امور سازمانی شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی ایران و دفاع از نظام پرداخت صنعت نفت فعالیت داشته است، مسیری که به گفته خودش جاذبه شغلی صنعت نفت است،مهم ترین خاطره حرفه ای اش را حفاظت از نظام پرداخت صنعت نفت می داند.
مجدزاده که در سال۱۳۸۱ بازنشسته شده، می گوید:کار، انسان را زنده نگه می دارد و نشستن در خانه عمر را کوتاه می کند.همین روحیه باعث شده تا در سن ۸۳ سالگی نیز همچنان پویا و آماده خدمت باشد. او نقش خانواده را بزرگ ترین پشتوانه مسیر کاری اش می داند: اگر صبر و همراهی خانواده نبود، ۳۸سال خدمت در نفت ممکن نمی شد. از این رو قدردان همسر و فرزندانم هستم که آرامش خانه را فراهم کردند تا بتوانم بر کارم تمرکزداشته باشم.
وقتی نفت ایران به امتیاز گذاشته شد
امضای دارسی در صاحبقرانیه
مشعل | کاخ صاحبقرانیه، واقع در مجموعه فرهنگی -تاریخی نیاوران، همزمان با اواسط دوره قاجار (ناصرالدین شاه) در منطقه خوش آب و هوای شمال تهران بنا شد. وجه تسمیه نامگذاری کاخ، به این علت بود که ناصرالدین شاه، خود را «صاحبقران» می دانست. از این رو کاخ تازه تأسیس را صاحبقرانیه گفتند. مجموعه زیبای نیاوران، امروز به یکی از مقاصد گردشگری- موزه ای تهران تبدیل شده و به دلیل وجود درختان سر به فلک کشیده، گل های رنگارنگ، چمن های سبز مخملی و معماری منحصر به فرد باغ ایرانی، محلی دلنشین و آرام در دل شلوغی تهران به حساب می آید.
کاخ صاحبقرانیه که امروزه محلی برای عکاسی ها و دورهمی های دوستانه است، روزگاری 2 رویداد مهم تاریخی، یعنی صدور فرمان مشروطیت و امضای قرارداد دارسی را به خود دیده است. با این توضیح می توان گفت که کاخ صاحبقرانیه شاهد بی صدای تاریخ معاصر است که رویدادها در تار و پود آن جا خوش کرده و ما از طریق روایات می توانیم قصه این کاخ زیبا را در دل حوادث تاریخ ایران بشنویم.
مجموعه تاریخی نیاوران با سابقه تأسیس در دوره فتحعلی شاه قاجار، دارای چند بخش از جمله موزه های کوشک احمدشاهی، صاحبقرانیه، کتابخانه اختصاصی، جهان نما و مجموعه باغ هاست. این منطقه در دوره قاجار، ییلاق نشین شاهان شد و به مرور توسعه یافت. هر کدام از کاخ های نیاوران در دوره های زمانی متفاوتی تاسیس شدند. کاخ صاحبقرانیه، به عنوان یکی از معروف ترین کاخ های مجموعه نیاوران، در دوره ناصرالدین شاه تأسیس و در زمان شاه بعدی، یعنی مظفرالدین شاه 2 رویداد تاریخی مهم معاصر یعنی فرمان انقلاب مشروطیت و امضای قرارداد دارسی را به خود دید. این دو رویداد، به قدری در ساحت سیاسی- اقتصادی ایران موثر بود که می توان ردپای نفت و مشروطه را در سطر به سطر کتاب های تاریخ معاصر دید.
قرارداد دارسی
از نیمه دوم دوره قاجار و بر اثر تحولات داخلی و بین المللی، چند امتیاز و قرارداد بین ایران و کشورهای دیگر به امضا رسید که از جمله آنها می توان به امتیاز رویتر(معادن زغال سنگ، آهن، مس، سرب و نفت)، هوتز (استخراج نفت دالکی در نزدیکی بوشهر) و قرارداد دارسی اشاره کرد. پیش از امضای این قرارداد، شخصی ایرانی- ارمنی به نام «آنتوان کتابچی خان» پس از مطالعه مقاله ای در روزنامه معادن فرانسه از «دومرگان» مبنی بر وجود نفت در ایران، نسبت به این موضوع علاقه مند شد. از این رو در ملاقاتی که با «سرهانری دروموندولف»، وزیر پیشین مختار انگلیس داشت، تقاضا کرد او را با سرمایه داران انگلیسی برای سرمایه گذاری آشنا کند. سرهانری دروموندولف، «ویلیام ناکس دارسی» را تشویق به سرمایه گذاری برای استخراخ نفت در ایران کرد. دارسی چند زمین شناس کار آزموده را به ایران اعزام کرد تا در این باره گزارشی جامع به او بدهند. این متخصصان پس از مطالعه روی محل، گزارش رضایت بخشی ارائه دادند و گفتند که کشف نفت در حوالی قصرشیرین و شوشتر بسیار محتمل و در نقاط دیگر هم امید بسیاری وجود دارد.
در سال 1901 دارسی، نماینده ای به اسم «ماریوت» را به همراه کتابچی خان به تهران اعزام کرد تا با دولت ایران مذاکره کنند و امتیازی به دست آورند. ماریوت و کتابچی خان، پس از ورود به تهران پیشنهادی تنظیم کردند و به مظفرالدین شاه دادند که او از قبول آن سرباز زد. در روایات آمده، با زرنگی که هاردینگ، وزیر مختار انگلیس و اتابک( امین السلطان) به خرج دادند و سفارت روس را از مفاد قرارداد بی اطلاع گذاشتند، توانستند رضایت شاه مبنی بر امضای قرارداد را جلب کنند. پس از آن بود که قرارداد دارسی در تاریخ 28می 1901 در کاخ صاحبقرانیه تهران امضا شد. مظفرالدین شاه قاجار از طرف دولت ایران و ماریوت به نمایندگی از طرف دارسی امتیازنامه را امضا کردند. در صفحه آخر قرارداد، عبارت«فی شهر صفر اودئیل در صاحبقرانیه-1319» آمده است.
این امتیازنامه که به مدت 60 سال اعتبار داشت، اجازه اکتشاف و استخراج ماده نفتی را در کل ایران بجز پنج ایالت گیلان، مازندران، خراسان، آذربایجان و استرآباد و حق انحصار لوله نفت تا خلیج فارس را به صاحب امتیاز می داد. معاده دارسی، دارای صحه (مهر) شاه، مهر اتابک و میرزا نصرالله خان مشیرالدوله و نظام الدین غفاری بود. سهم ایران از قرارداد دارسی 20 هزار پوند به صورت نقد و 20 هزار پوند به صورت سهام بود، به علاوه 16 درصد از سود شرکت دارسی مقرر شد مربوط به ایران باشد.در جریان این قرارداد، کتابچی خان به عنوان دلال قرارداد، حق دلالی خوبی از این ماجرا گرفت، تا جایی که توانست برای خود و خانواده اش در اروپا زندگی مرفه ای بسازد. همچنین نماینده دارسی حدود 10 هزار لیره هم به اتابک، مشیرالدوله و مهندس الممالک به صورت نقد پرداخت کرد. به این ترتیب، اولین قرارداد مهم نفتی در ایران در کاخ صاحبقرانیه به امضا رسید.
صاحبقرانیه، راوی قصه نفت
کاخ صاحبقرانیه، محل امضای قرارداد دارسی در 2 طبقه با معماری تلفیقی ایرانی- اروپایی جلوه ای زیبا به مجموعه تاریخی نیاوران داده است. اهمیت کاخ به قدری نزد شاهان قاجار زیاد بود که برای پذیرایی از مهمانان و سلام عید از آن استفاده می شد. وجود فرش های نفیس، پارچه های گل دوزی شده و نقاشی هنرمندان ایرانی بر پیکره دیوار، چشم هر رهگذری را به خود خیره می کرد. شاید همین ویژگی بصری کاخ بود که مظفرالدین شاه را وا داشت تا قرارداد در صاحبقرانیه امضا شود. ملک عبدالله، پادشاه اردن یکی از افرادی است که در دوره رضاشاه، زیبایی کاخ را از نزدیک به چشم خود دید. در سال 1334 شمسی این کاخ در فهرست آثار ملی به ثبت رسید، پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، برای مدتی کاخ تعطیل شد تا اینکه در اردیبهشت 1377 مجموعه نیاوران به کاخ موزه ای تبدیل شد که همگان بتوانند آن را به نظاره بنشینند و از هنر معماری آن لذت ببرند.
در مجموع می توان گفت کاخ صاحبقرانیه، کودک نوپایی بوده که فرمان مشروطیت و قرارداد نفتی دارسی را دید، در نوجوانی رفت و آمد سیاستمداران را به نظاره نشست و در ایام کهولت به موزه ای تبدیل شد که مردم می توانند در آن فارغ از هیاهوی شهری، در محیطی آرام و زیبا دمی را با تاریخ آن بگذرانند.
راهنمای استفاده از صفحات نشریه مشعل
- بزرگنمایی یا کوچک نمایی تصاویر : Scroll (غلطک) ماوس
با امکان جابجایی پس از بزرگنمایی صفحات
- دسترسی به متن خبر: دابل کلیک روی تصاویر صفحات