
عطر بهار نارنج در سرزمین برهوت
در دل کوه های خاموش لرستان، جایی میان صخره و آفتاب سوزان، قلبی می تپد که اگر لحظه ای از حرکت بایستد، نبض چند استان از جمله پایتخت ایران از کار می افتد. مرکز انتقال نفت شهدای تنگ فنی فقط یک تلمبه خانه نیست؛ شاهرگی است که نفت خام و فراورده را از جنوب به شمال می رساند و امنیت انرژی کشور را تضمین می کند. اینجا، در حدود ۲۰ کیلومتری از پلدختر، مردانی ایستاده اند که سال تحویل را کنار مانیتورها، توربین ها و الکتروموتورها جشن می گیرند و تابستان های ۶۰ درجه را با لباس کار، تاب می آورند.
«مشعل»، این بار به سراغ مدیری رفته که نامش با مرکز انتقال نفت شهدای تنگ فنی گره خورده است؛ بهروزفردوسی، مدیری با نزدیک به ۳۰ سال سابقه خدمت که سه دهه از عمر حرفه ای خود را در همین نقطه راهبردی گذرانده است.10 سال رئیس مرکز، ۱۰ سال معاون عملیات و ۱۰ سال معاون فنی؛ کارنامه ای کم نظیر میان بیش از 5هزار نیروی صنعت خطوط لوله و مخابرات نفت ایران.
مرکز انتقال نفت شهدای تنگ فنی یکی از مراکز زیرمجموعه شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه لرستان و از حلقه های شبکه انتقال نفت کشور است. این مرکز با تنوعی کم نظیر از خطوط لوله و تجهیزات، نفت خام و فراورده را پمپاژ می کند؛ با بهره برداری از خط جدید نفت خام ترش، قابلیت افزایش نیز دارد.
از بمباران تا بازسازی
تنگ فنی تنها یک مرکز صنعتی نیست؛ بخشی از تاریخ مقاومت صنعت نفت است که در دوران جنگ تحمیلی، ۵۲ بار هدف بمباران قرار گرفت که ۱۸مورد آن خسارت مستقیم و سنگین به تجهیزات و تأسیسات وارد کرد. ۲۱ شهید از کارکنان، سربازان و نیروهای حاضر در این مجموعه تقدیم کشور شد.
اتاق کنترل، توربین ها و مخازن بارها تخریب و دوباره ساخته شدند. بازسازی گسترده پس از جنگ، فصلی تازه در حیات تنگ فنی گشود؛ فصلی که فردوسی، خود از نخستین روزهای آن در متن ماجرا حضور داشته است. او می گوید: «از نصب توربین های جدید تا راه اندازی دوباره اتاق کنترل، آجر به آجر اینجا در این مرکز بوده ام و همه را دیده ام.»
از تالاب تا چاه عمیق
امروز شاید تصورش دشوار باشد، اما روزگاری آب آشامیدنی مرکز از تالابی در سه کیلومتری تأسیسات تأمین می شد؛ آبی که نه بهداشتی بود و نه پایدار. قطع مکرر برق، نبود گاز، نبود تلفن و گرمای طاقت فرسا که در تابستان به ۶۰ درجه می رسید، زندگی را برای کارکنان و خانواده هایشان که در آن زمان در این مرکز حضور داشتند، دشوار کرده بود.
با پیگیری های چندساله مدیریت، دو حلقه چاه عمیق برای آب آشامیدنی حفر و پست برق اختصاصی احداث شد، شبکه گازرسانی به مرکز رسید و توربین ها از سوخت نفت سفید به گاز شهری تبدیل شدند؛ اقدامی که راندمان را افزایش و هزینه تعمیرات و آلایندگی را کاهش داد. خطوط به سیستم های کنترل PLC مجهز شدند و پایش دستی با بی سیم جای خود را به پایشگری دقیق و ایمن داد. یکی از مهم ترین تحولات، تبدیل وضعیت مرکز انتقال نفت شهدای تنگ فنی از سکونت دائم خانوادگی به بهره برداری اقماری (یک هفته کار، یک هفته استراحت) از سال ۱۳۹۰ بود؛ تصمیمی که به گفته رئیس مرکز ۸۰ درصد از مشکلات روحی و خانوادگی کارکنان را کاهش و انگیزه کار در تنگ فنی را افزایش داد. امروز نیروهایی از شهرهای دور از تبریز و مشکین شهر تا تهران و دزفول در شیفت های اقماری این مرکز حضور دارند.
کاشت 1800 اصله درخت
شاید ماندگارترین یادگار این سه دهه، حضور فردوسی در منطقه لرستان و مرکز انتقال نفت شهدای تنگ فنی، نه خط لوله باشد و نه توربین، بلکه ۱۸۰۰ اصله درخت مرکباتی باشد که در محوطه ۱۸ هکتاری مرکز کاشته شد و همچون کمربندی سبز در این مرکز خودنمایی می کند. جایی که روزگاری برهوت بود، امروز در اردیبهشت بوی بهارنارنج در آن می پیچد. او می گوید: نارنج، پرتقال، لیموشیرین و نخل، سایه و طراوت را به خانه های سازمانی آورده اند. کندوهای عسل در میان شکوفه ها جا خوش کرده اند و فضای سبز، تابستان های سوزان را قابل تحمل تر کرده است. به گفته کارکنان، همین فضای سبز و همین عطر بهارنارنج، بخشی از سختی دوری از شهر را جبران می کند.
نسخه ای برای نشاط
در کنار توسعه زیرساخت های حیاتی، توجه به رفاه کارکنان نیز در اولویت بوده است. احداث یک سالن ورزشی ۶۰۰ متری چندمنظوره با پیگیری پنج ساله فردوسی امروز به پاتوق عصرگاهی کارکنان تبدیل شده است؛ جایی برای فوتبال، والیبال، بسکتبال و بدنسازی. بازسازی استخر روباز مرکز نیز در سال های گذشته، بخشی از خاطرات خوش خانواده های ساکن در دهه ۸۰ را رقم زده است.
فردوسی می گوید: وقتی شیفت تمام می شود، بچه ها دور هم جمع می شوند؛ یکی آش می پزد برای همکار سرماخورده اش، یکی دیگر شش ساعت روی موتور ماشین دوستش خم می شود تا موتور ماشین را تعمیر کند. اینجا اگر همدلی نباشد، دوام آوردن سخت است.
مدیریت با طعم تجربه
رئیس مرکز انتقال نفت شهدای تنگ فنی معتقد است مدیریت در محیط های عملیاتی با بخش های ستادی متفاوت است: اینجا باید منعطف باشی. با دستور خشک و فاصله گرفتن از کارکنان، کار جلو نمی رود. او بر این باور است که تجربه، در کنار دانش، رمز موفقیت در اداره چنین مجموعه ای است؛ تجربه ای که در گذر زمان، شناخت دقیق از روحیات و نیازهای کارکنان به مدیر می دهد. بهروز فردوسی در گفت وگو با ما تأکید می کند که در مسیر مدیریتی خود از منش و شیوه کار مدیران باسابقه صنعت نفت، به ویژه پیشکسوتانی که سال های جنگ و بازسازی را مدیریت کردند، الهام گرفته است؛ افرادی که مسئولیت پذیری، حضور میدانی و همدلی با نیروها را اصل می دانستند. او همچنین نقش راهنمایی های اساتید دانشگاهی در حوزه مهندسی و مدیریت را در شکل گیری نگاه علمی تر به مسائل سازمانی مؤثر می داند. به گفته او ترکیب تجربه پیشکسوتان و دانش روز، بهترین الگو برای اداره یک مرکز عملیاتی است.
او خود تحصیلات دانشگاهی در حوزه مهندسی و مدیریت را در کنار کار ادامه داده، اما تأکید می کند که بسیاری از ظرافت های رفتار سازمانی را باید در میدان یاد گرفت، نه فقط در کتاب. در این سال ها، به گفته همکارانش، حتی یک مورد تنش جدی با کارکنان در کارنامه اش ثبت نشده؛ فضایی دوستانه که فشار کاری را هم برای نیروها و هم برای مدیر کاهش داده است.
عدالت سازمانی
در کنار همه دستاوردها، او یک دغدغه جدی دارد: توزیع عادلانه امکانات و فرصت های ارتقای شغلی میان مراکز عملیاتی و ستادی. به باور او، سختی کار در خط مقدم باید با نظام جبران خدمات متناسب همراه باشد تا انگیزه ها پایدار بماند. این مطالبه ای است که بسیاری از کارکنان عملیاتی صنعت نفت نیز با آن هم صدا هستند.
سی سال با یک نام
در شبکه ای با هزاران نیرو، کمتر مدیری را می توان یافت که سه دهه در تمامی رده های عملیاتی یک منطقه خدمت کرده باشد. بهروز فردوسی می گوید: اگر دوباره متولد شوم، باز هم همین مسیر را می روم؛ سخت بود، اما ارزشش را داشت.امروز تنگ فنی، با سیستم های پایدار، خطوط توسعه یافته، آب و برق و گاز مطمئن، فضای سبز گسترده و نیروهایی باانگیزه، فاصله زیادی با سال های ابتدایی دهه ۷۰ دارد. این تحول، حاصل تلاش جمعی مدیری شایسته و نسلی از کارکنان است که در گرما و خطر ایستادند تا چراغ پالایشگاه ها خاموش نشود.در روزهای گرم و سرد سال، آفتابی و بارانی، تنگ فنی یادآور یک حقیقت است: امنیت انرژی، حاصل ایستادگی مردانی است که در سکوت کوهستان، بی وقفه می تپند چون شاهرگ.