جستجو

    پیام تبریک وزیر نفت به مناسبت روز جهانی  روابط عمومی  و ارتباطات   

    پژواک   توربین‌ها در سکوت زاگرس   

    قلبی برای ایران   

    عطر بهار نارنج  در سرزمین برهوت   

    ایستادگی زیر آسمان نفت    

    احقاق حـق عائله‌مندی   

    آقــــــــای اوپـــــــک   

    سربلندی در روزهای سخت  

    بااقتدار در کارزار   

    طلوع امید از دل جنگ   

    مرهم مهر بر زخم‌های کهنه   

    شکوه حماسه      

    ایستادگی  زیــر آوار   

    خدمت در سنگر غیرت  

    سوخت رسانی در  اوج  

    غیرتمندی کارکنان در تولید نفت   

    کشف طلای سیاه   

    گوهر اراده   

    مرد خاک و نفت   

    امپـــــــراتوری   بزرگ  

    کاوش در عمق سازمان اکتشاف نفت ایران    

    مسیـــر سخت  کشـــف   

    دختـــــــر طلایـــی گــــــــــاز   

    هم نفس با   روزهای طلایی   

    آرامش در خانه   

    جادوی فصل ها   

    هانتا ویروس  پنهان اما جدی   

    پل ارتباطی در دنیای واقعی   

    تغذیه هوشمندانه  

    گنجینه تمدن  در دالان تاریخ    

    فــــــراخــوان  جذب آثار ادبی و هنری  بـــــــــــــــا  مــوضوع جنگ رمضان   

     

    خط اول   

    پشت صحنه   

    کارکنان  

    زنان  

    یادبود   

    گزارش میدانی  

    امدادگران     

    بهداشت و درمان   

    پناهگاه سلامت  

    نگاه دوباره  

    شهدای صنعت نفت   

    خدمت رسانی در جنگ   

    با نام آوران   

    اکتشاف نفت   

    مدیران پیشگام   

    رد پای تجربه   

    نفت در گذر زمان  

    معرفی کتاب  

    اکتشاف   

    عکس نوشت   

    قهرمانان خانه   

    زوج نفتی  

    روان شناسی کودک  

    سبک زندگی   

    سلامت  

    خانواده در دهکده جهانی   

    تغذیه   

    گردشگری   

    • media/image/2026/05/1024-1448/22499.jpg
    • media/image/2026/05/2000-1441/22543.jpg
    • media/image/2026/05/2000-1441/22500.jpg
    • media/image/2026/05/2000-1441/22501.jpg

      پیام تبریک وزیر نفت به مناسبت روز جهانی  روابط عمومی و ارتباطات

      محسن پاک نژاد، وزیر نفت، در پیامی27 اریبهشت ماه، روز جهانی روابط عمومی و ارتباطات را به کارکنان صنعت نفت تبریک گفت. متن پیام به این شرح است:

      همکاران گرانقدر و پرتلاش روابط عمومی های صنعت نفت

      فرارسیدن 27 اردیبهشت ماه، روز ارتباطات و روابط عمومی را به تمامی شما عزیزان که در آگاهی بخشی و امیدآفرینی به کارکنان صنعت نفت ایفای نقش می کنید، صمیمانه تبریک می گویم. در روزهایی که پشت سر نهادیم، شما همکاران با درک درست از شرایط کشور و با تکیه بر دانش، تعهد و هوشمندی حرفه ای، در عرصه تبیین دستاوردهای صنعت نفت، روشنگری افکار عمومی، تقویت اعتماد اجتماعی و مقابله با فضاسازی های ناعادلانه، حضوری موثر و ارزشمند داشته اید. بی تردید تلاش شبانه روزی شما در حوزه های فرهنگی، رسانه ای، تبلیغی و ارتباطی، نقش مهمی در حفظ انسجام سازمانی ایفا کرده است. فضای رسانه ای، بخصوص در عصر حاضر، عرصه جدال روایت هاست. در چنین موقعیتی، روابط عمومی های صنعت نفت همچون گذشته با پایبندی به رسالت خود، زبان صادق خدمتگزاران این مرزوبوم هستند. به منظور تقویت این نقش کلیدی، تدوین نظام جامع روابط عمومی های صنعت نفت به عنوان یک سند بالادستی و نقشه راه آینده این صنعت در دست اقدام است که با تمرکز بر شفافیت و تعامل موثر، گامی بلند در مسیر تعالی سازمانی به شمار می آید.

      اینجانب ضمن قدردانی از کوشش های ارزشمند همه شما همکاران در روابط عمومی های صنعت نفت، توفیق، سلامت و سربلندیتان را از درگاه خداوند متعال مسئلت دارم و امیدوارم در سایه همدلی، آگاهی و تلاش مستمر، شاهد نقش آفرینی هرچه موثرتر روابط عمومی های این صنعت در مسیر اقتدار، پیشرفت و عزت کشور باشیم.

       

       

      پیام تسلیت وزیر نفت در پی جان باختن شماری از کارکنان شرکت  مجتمع گاز پارس جنوبی

      محسن پاک نژاد، وزیر نفت در پیامی، حادثه تلخ و تاسف بار واژگونی اتوبوس در محورعسلویه - کنگان را که منجر به جان باختن و مصدومیت شماری از همکاران عزیز در شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی شد، تسلیت گفت. در متن پیام محسن پاک نژاد آمده است: حادثه تلخ و تاسف بار واژگونی اتوبوس در محور عسلویه به کنگان که منجر به جان باختن و مصدومیت شماری از همکاران عزیزمان شد، موجب اندوه و تاثر عمیق اینجانب و دیگر ارکان صنعت نفت شد. لازم است مدیران و مسئولان ذیربط ضمن رسیدگی به وضعیت خانواده های داغدار، هرچه سریع تر نسبت به بررسی علل بروز حادثه اقدام و تمهیدات لازم را برای جلوگیری از تکرار چنین حوادثی به عمل آورند. اینجانب ضمن ابراز همدردی صمیمانه با خانواده های داغدار و همکاران سختکوش ایشان در مجتمع گاز پارس جنوبی، این ضایعه اندوه بار را تسلیت عرض می کنم و از درگاه خداوند متعال برای جان باختگان رحمت و مغفرت الهی و برای بازماندگان صبر و برای مصدومان شفای عاجل مسئلت دارم.

       

      مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی ایران تأکید کرد:

      روند پایدار سوخت رسانی با وجود حمله به زیرساخت های پالایشی

      محمدصادق عظیمی فر، مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی ایران در نشست با اعضای کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی مجلس شورای اسلامی، از تداوم پایدار سوخت رسانی در کشور با توجه به حمله به برخی زیرساخت های انتقال و ذخیره سازی فراورده های نفتی خبر داد و گفت: پس از وقوع این حملات، با اجرای تمهیدات فنی از جمله فعال سازی مسیرهای جایگزین انتقال و استفاده از ظرفیت استان های همجوار، روند سوخت رسانی پایدار ماند و اجازه ندادیم در تأمین سوخت کشور اختلالی ایجاد شود.

       مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی ایران با بیان اینکه برنامه بازسازی و تقویت مخازن تأسیسات آسیب دیده با فوریت در دستور کار قرار گرفته است، گفت: بخشی از ظرفیت تأسیسات آسیب دیده در کوتاه مدت احیا می شود و در افق میان مدت نیز برنامه هایی برای احداث مخازن جدید و توسعه زیرساخت های ذخیره سازی با رویکرد افزایش ایمنی و پراکندگی تأسیسات در حال اجراست.

       

      معاون وزیر نفت در امور پتروشیمی  تأکید کرد:

      تأمین مواد اولیه کالاهای اساسی مردم در اولویت صنعت پتروشیمی

      حسن عباس زاده، مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران، در نشست با انجمن ها و تشکل های صنایع پایین دستی پتروشیمی، تأمین پایدار مواد اولیه صنایع پایین دستی و کالاهای اساسی مردم را در صدر اولویت های صنعت پتروشیمی دانست و گفت: این شرکت با همه ظرفیت در کنار فعالان صنایع پایین دستی است و همه توان خود را برای بازسازی سریع واحدها و جبران کمبود برخی محصولات به کار گرفته است. عباس زاده تأمین مواد اولیه مورد نیاز این صنایع را از مهم ترین دغدغه های مطرح شده دانست و بیان کرد: همه توان خود را به کار گرفته ایم تا هر بخشی که امکان بازگشت سریع تر به تولید را دارد، در کوتاه ترین زمان ممکن عملیاتی شود.  عباس زاده با تأکید برجایگاه مردم در عبور کشور از شرایط حساس گفت: همه از مسئولان تا بخش های مختلف اجرایی و تولیدی وظیفه دارند توان، دانش و ظرفیت خود را برای خدمت به مردم به کار گیرند.

       

      مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران اعلام کرد:

      امضای 57 قرارداد با شرکت های کارور 

      سعید توکلی، مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران،  از امضای ۷۵ قرارداد با شرکت های کارور با شرکت های گاز استانی خبر داد و اعلام کرد: توسعه همکاری با شرکت های کارور یکی از رویکردهای مهم شرکت ملی گاز ایران در اجرای سیاست های بهینه سازی مصرف است. توکلی بر ضرورت تداوم اجرای برنامه های مدیریت مصرف تأکید کرد و گفت: اجرای مستمر و هدفمند طرح های بهینه سازی، یکی از محورهای اصلی مدیریت مصرف انرژی در کشور است و خوشبختانه اقدام های انجام شده در این زمینه روند مطلوبی دارد.

       

      مدیرکل روابط عمومی و سخنگوی وزارت نفت:

      حماسه های کارکنان صنعت نفت برای افکار عمومی روایت شود

      سامان قدوسی، مدیرکل روابط عمومی و سخنگوی وزارت نفت، با تأکید بر عملکرد موفق صنعت نفت در روزهای جنگ ۴۰ روزه اظهار کرد: کارکنان صنعت نفت در حوزه های تولید، پالایش و پخش، گاز و پتروشیمی در سخت ترین شرایط، با مدیریت جهادی و تلاش شبانه روزی، اجازه ندادند کوچک ترین اختلالی در تأمین انرژی کشور ایجاد شود. قدوسی در نشست تخصصی رؤسای روابط عمومی شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی ایران که به مناسبت هفته ارتباطات و روز روابط عمومی برگزار شد، این اقدام ها را بخشی از تاریخ پرافتخار صنعت نفت عنوان و تصریح کرد: این تلاش ها باید به درستی برای افکار عمومی روایت، ثبت و مستندسازی شود.

    • media/image/2026/05/2000-1441/22502.jpg

      مردان تنگ فنی سرود ایستادگی را میان  صخره و آفتاب طنین انداز می کنند

      پژواک   توربین ها در سکوت زاگرس

      مهناز محمدی | در دل زاگرس، جایی که زمین در بهار آن زودتر از هر جای دیگر نفس می کشد و شکوفه ها عطرافشانی می کنند، مرکز انتقال نفت شهدای تنگ فنی همچون کوهی استوار و باصلابت ایستاده است و شبانه روز می تپد تا خون حیات صنعت در رگ های اقتصاد کشور جاری بماند. اینجا جنوب پلدختر لرستان است که در آن  تلمبه خانه قرار دارد، اما این مرکز فقط یک تلمبه خانه نیست؛ موزه ای است زنده از ایثار و مقاومت . در دوران جنگ تحمیلی، ۵۲ بار آماج حملات هوایی دشمن قرار گرفت؛ ۳۲ بار بمباران مؤثر، تخریب های کامل و هر بار، مردانی جان برکف که با دست های خسته، اما اراده ای پولادین، در کوتاه ترین زمان ممکن دوباره قلب تپنده اش را  راه انداختند. شهدای تنگ فنی، نامشان بر تارک این خاک حک شده؛ یادگارانی که خود را سپر کردند تا نفت به مقصد برسد و چرخ اقتصاد کشور از حرکت باز نماند. این روزها، همزمان با طراوت زودرس زاگرس و گسترده شدن سبزی بر دامنه ها، کارکنان این مرکز همچنان در شیفت های اقماری، شب و روز، بی وقفه کار می کنند. در حالی که زندگی در بیرون از این مجموعه با روال معمول خود جریان دارد، آنها در میان لوله ها و پمپ ها، در دل کوهستان، مراقب تداوم انتقال انرژی به نقاط مختلف کشورند؛ دست هایی روغنی، چهره هایی خسته از شیفت های طولانی، اما چشمانی پر از همان عزم و غیرتی که روزی در برابر بمب ها ایستاد. این گزارش، روایتی است از گفت وگوهای صمیمی با همین مردان زحمتکش و بی ادعای صنعت نفت؛ کسانی که روزهایشان را نه با تعطیلی که با تعهد به ادامه حیات کشور معنا می کنند. آنها که در سکوت شب های زاگرس، صدای بی امان توربین های گازی و الکتروموتورها را در مرکز انتقال نفت شهدای تنگ فنی می شنوند و برای خانواده های دور، برای تداوم کار و برای روشن ماندن چراغ زندگی، بیدار می مانند.

       

       

    • media/image/2026/05/2000-1441/22503.jpg

      قلبی برای ایران

        زمانی که بسیاری از مردم در آرامش کنار خانواده هایشان هستند، در گوشه ای از این سرزمین پهناور، قلبی بی وقفه می تپد؛ قلبی به نام مرکز انتقال نفت شهدای تنگ فنی. اینجا جایی است که نفت، بی وقفه و بی تعطیلی، در رگ های خطوط لوله جاری می شود تا گرما، روشنایی و رونق به خانه های هموطنان برسد. در یکی از روزهای کاری در این مرکز، پای صحبت یکی از کارکنان باسابقه نشستیم؛ مردی که ۲۵ سال از عمر خود را وقف بهره برداری ایمن از این شریان حیاتی کرده است: بختیار رضایی، رئیس نوبت کاری مرکز انتقال نفت شهدای تنگ فنی.

      از کارگاه تراشکاری تا عملیات

        ۲۵ سال است در این مرکز خدمت می کنم. ورودم به صنعت نفت از مسیر بهره برداری و عملیات بود؛ روز اول کارم را به عنوان کارمند عملیات آغاز کردم. بعد از آن، کارمند ارشد عملیات شدم، سپس مسئول عملیات، رئیس عملیات و امروز، رئیس نوبت کاری هستم. این گفته های بختیار رضایی از ورود به صنعت نفت و فعالتیش در مرکز انتقال نفت تنگ فنی است که در ادامه می گوید: پیش از صنعت نفت، در شرکت های مختلفی فعالیت داشتم؛ از جمله سرپرست کارگاه ماشین تراشکاری با حدود ۸۰ نیروی فنی بودم. حقوق و جایگاهی مناسبی داشتم، اما وقتی در آزمون صنعت نفت پذیرفته شدم و برای مصاحبه فنی به تهران رفتم، از من پرسیدند: چرا با وجود حقوق خوب، می خواهی وارد نفت شوی؟پاسخم ساده بود: می خواهم در صنعتی بزرگ تر و اثرگذارتر فعالیت کنم. صنعت نفت برای من یک رویا و یک مسئولیت بود؛ چرخه ای بزرگ که دوست داشتم عضوی از آن باشم.

      تنگ فنی شلوغ، اما صمیمی

      مرکز انتقال نفت شهدای تنگ فنی، یک ایستگاه انتقال نفت و فراورده ساده نیست؛ مجموعه ای است با ورودی و خروجی های متعدد، از جمله خطوط ۲۶اینچ، ۲۰ اینچ و ۱۴ اینچ که به مقاصد گوناگون انتقال دارند. برخلاف برخی مراکز که ممکن است چند روز در هفته فعال باشند، اینجا ۲۴ ساعته و بی وقفه در حال فعالیت است. همیشه شلوغ است؛ همیشه آماده باش.

      اما آنچه سختی کار، شب کاری ها و فشار عملیات را قابل تحمل می کند، همدلی است.

      در این  ۲۵ سال، اگر یک ویژگی را بخواهم برجسته کنم، صداقت و یکرنگی همکارانم است. همین همدلی باعث شده است خاطرات تلخ هم برایمان شیرین شود و سختی ها رنگ ببازد.

      یک هفته دلتنگی، یک هفته دیدار

      رضایی توضیح می دهد: حدود ۱۴ تا ۱۵ سال است که به صورت اقماری کار می کنم؛ یک هفته در مرکز، یک هفته کنار خانواده. دوری از خانواده آسان نیست. دلتنگی برای فرزندان، لحظه های از دست رفته و مناسبت هایی که گاه نمی توانی در آن حضور داشته باشی، واقعاً سخت است.

      اما همسرم در تمام این سال ها هم پای من ایستاده است. اگر من اینجا با سختی ها کنار آمده ام، او هم در خانه با همان روحیه و صبوری بار مسئولیت را به دوش کشیده است. این یک پیروزی دوطرفه بوده؛ غلبه بر دوری و حفظ گرمای خانواده. خدا را شکر دو فرزند دارم؛ پسرم دانشجوی مهندسی کامپیوتر در تهران است و دخترم در مقطع متوسطه اول تحصیل می کند. افتخار می کنم که در کنار کار، توانسته ام پدری مسئول هم باشم.

      انگیزه ای از دل یک روستا

      رضایی ادامه می دهد: من روستازاده ام. خوب به یاد دارم روزهایی را که اگر نفت به موقع نمی رسید، خانه ها سرد می ماند. همین خاطره ها باعث شد وقتی وارد صنعت نفت شدم، احساس مسئولیت در وجودم جدی تر شود. با خودم گفتم: کار من فقط یک شیفت عملیاتی نیست؛ شاید گرمای خانه پیرمردی در روستایی دورافتاده به همین انتقال ایمن وابسته باشد. انتقال ایمن فراورده برای من فقط یک مأموریت اداری نیست؛ یک تعهد انسانی است.

      خدا را شکر در این ۲۵ سال، حادثه ای برایم رخ نداده و همیشه تلاش کرده ایم عملیات را ایمن و بی خطر پیش ببریم.

      شیفت دلتنگی و افتخار

      او می گوید: سال هایی بوده که روزهای خاصی را در شیفت گذرانده ام. دلم می خواست کنار خانواده باشم، اما وقتی به این فکر می کردم که خدمت من باعث تداوم جریان انرژی در کشور می شود، آرامش می گرفتم. حس خدمت در چنین لحظه هایی، حسی دوگانه است؛ دلتنگی و افتخار در کنار هم.به گفته رضایی، همکارانی که در شیفت های کاری در مناطق عملیاتی صنعت نفت حضور دارند، بی صدا چراغ این صنعت را روشن نگه می دارند.

      راز ماندگاری در همدلی

      اگر بپرسید چرا کارکنان این مرکز با وجود سختی ها متعهد و امیدوار مانده اند، پاسخ من یک کلمه است: همدلی.

      اینجا کسی احساس تنهایی نمی کند. وقتی در کنار همکارانت باشی و بدانی پشتت خالی نیست، سخت ترین شرایط هم قابل تحمل می شود. او ادامه می دهد: برای همه همکارانم در صنعت نفت ایران آرزوی سلامت دارم. امیدوارم هر کجا هستند، سالم و تندرست باشند و روزهایی سرشار از امنیت، آرامش و موفقیت پیش رو داشته باشند.

      تنگ فنی؛ قلب تپنده ایران

      اگر بخواهم مرکز انتقال نفت شهدای تنگ فنی را به چیزی تشبیه کنم، می گویم: «یک قلب تپنده.»قلبی که با همه خطوط و تلمبه خانه ها و تجهیزاتش، برای ایران می تپد؛ قلبی که هیچ گاه از حرکت نمی ایستد.

      به احترام همه کارکنان پرتلاش صنعت نفت، کلاه از سر برمی داریم؛ برای آنان که شاید دور از خانواده باشند، اما چراغ خانه های ایران را روشن نگه می دارند.

    • media/image/2026/05/2000-1441/22504.jpg

      عطر بهار نارنج  در سرزمین برهوت

        در دل کوه های خاموش لرستان، جایی میان صخره و آفتاب سوزان، قلبی می تپد که اگر لحظه ای از حرکت بایستد، نبض چند استان از جمله پایتخت ایران از کار می افتد. مرکز انتقال نفت شهدای تنگ فنی فقط یک تلمبه خانه نیست؛ شاهرگی است که نفت خام و فراورده را از جنوب به شمال می رساند و امنیت انرژی کشور را تضمین می کند. اینجا، در حدود ۲۰ کیلومتری از پلدختر، مردانی ایستاده اند که سال تحویل را کنار مانیتورها، توربین ها و الکتروموتورها جشن می گیرند و تابستان های ۶۰ درجه را با لباس کار، تاب می آورند.

      «مشعل»، این بار به سراغ مدیری رفته که نامش با مرکز انتقال نفت شهدای تنگ فنی گره خورده است؛ بهروزفردوسی، مدیری با نزدیک به ۳۰ سال سابقه خدمت که سه دهه از عمر حرفه ای خود را در همین نقطه راهبردی گذرانده است.10 سال رئیس مرکز، ۱۰ سال معاون عملیات و ۱۰ سال معاون فنی؛ کارنامه ای کم نظیر میان بیش از 5هزار نیروی صنعت خطوط لوله و مخابرات نفت ایران.

      مرکز انتقال نفت شهدای تنگ فنی یکی از مراکز زیرمجموعه شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه لرستان و از حلقه های شبکه انتقال نفت کشور است. این مرکز با تنوعی کم نظیر از خطوط لوله و تجهیزات، نفت خام و فراورده را پمپاژ می کند؛ با بهره برداری از خط جدید نفت خام ترش، قابلیت افزایش نیز دارد.

      از بمباران تا بازسازی

      تنگ فنی تنها یک مرکز صنعتی نیست؛ بخشی از تاریخ مقاومت صنعت نفت است که در دوران جنگ تحمیلی، ۵۲ بار هدف بمباران قرار گرفت که ۱۸مورد آن خسارت مستقیم و سنگین به تجهیزات و تأسیسات وارد کرد. ۲۱ شهید از کارکنان، سربازان و نیروهای حاضر در این مجموعه تقدیم کشور شد.

      اتاق کنترل، توربین ها و مخازن بارها تخریب و دوباره ساخته شدند. بازسازی گسترده پس از جنگ، فصلی تازه در حیات تنگ فنی گشود؛ فصلی که فردوسی، خود از نخستین روزهای آن در متن ماجرا حضور داشته است. او می گوید: «از نصب توربین های جدید تا راه اندازی دوباره اتاق کنترل، آجر به آجر اینجا در این مرکز بوده ام و همه را دیده ام.»

      از تالاب تا چاه عمیق

      امروز شاید تصورش دشوار باشد، اما روزگاری آب آشامیدنی مرکز از تالابی در سه کیلومتری تأسیسات تأمین می شد؛ آبی که نه بهداشتی بود و نه پایدار. قطع مکرر برق، نبود گاز، نبود تلفن و گرمای طاقت فرسا که در تابستان به ۶۰ درجه می رسید، زندگی را برای کارکنان و خانواده هایشان که در آن زمان در این مرکز حضور داشتند، دشوار کرده بود.

      با پیگیری های چندساله مدیریت، دو حلقه چاه عمیق برای آب آشامیدنی حفر و پست برق اختصاصی احداث شد، شبکه گازرسانی به مرکز رسید و توربین ها از سوخت نفت سفید به گاز شهری تبدیل شدند؛ اقدامی که راندمان را افزایش و هزینه تعمیرات و آلایندگی را کاهش داد. خطوط به سیستم های کنترل PLC مجهز شدند و پایش دستی با بی سیم جای خود را به پایشگری دقیق و ایمن داد. یکی از مهم ترین تحولات، تبدیل وضعیت مرکز انتقال نفت شهدای تنگ فنی از سکونت دائم خانوادگی به بهره برداری اقماری (یک هفته کار، یک هفته استراحت) از سال ۱۳۹۰ بود؛ تصمیمی که به گفته رئیس مرکز ۸۰ درصد از مشکلات روحی و خانوادگی کارکنان را کاهش و انگیزه کار در تنگ فنی را افزایش داد. امروز نیروهایی از شهرهای دور از تبریز و مشکین شهر تا تهران و دزفول در شیفت های اقماری این مرکز حضور دارند.

      کاشت 1800 اصله درخت

      شاید ماندگارترین یادگار این سه دهه، حضور فردوسی در منطقه لرستان و مرکز انتقال نفت شهدای تنگ فنی، نه خط لوله باشد و نه توربین، بلکه ۱۸۰۰ اصله درخت مرکباتی باشد که در محوطه ۱۸ هکتاری مرکز کاشته شد و همچون کمربندی سبز در این مرکز خودنمایی می کند. جایی که روزگاری برهوت بود، امروز در اردیبهشت بوی بهارنارنج در آن می پیچد. او می گوید: نارنج، پرتقال، لیموشیرین و نخل، سایه و طراوت را به خانه های سازمانی آورده اند. کندوهای عسل در میان شکوفه ها جا خوش کرده اند و فضای سبز، تابستان های سوزان را قابل تحمل تر کرده است. به گفته کارکنان، همین فضای سبز و همین عطر بهارنارنج، بخشی از سختی دوری از شهر را جبران می کند.

      نسخه ای برای نشاط

      در کنار توسعه زیرساخت های حیاتی، توجه به رفاه کارکنان نیز در اولویت بوده است. احداث یک سالن ورزشی ۶۰۰ متری چندمنظوره با پیگیری پنج ساله فردوسی امروز به پاتوق عصرگاهی کارکنان تبدیل شده است؛ جایی برای فوتبال، والیبال، بسکتبال و بدنسازی. بازسازی استخر روباز مرکز نیز در سال های گذشته، بخشی از خاطرات خوش خانواده های ساکن در دهه ۸۰ را رقم زده است.

      فردوسی می گوید: وقتی شیفت تمام می شود، بچه ها دور هم جمع می شوند؛ یکی آش می پزد برای همکار سرماخورده اش، یکی دیگر شش ساعت روی موتور ماشین دوستش خم می شود تا موتور ماشین را تعمیر کند. اینجا اگر همدلی نباشد، دوام آوردن سخت است.

      مدیریت با طعم تجربه

      رئیس مرکز انتقال نفت شهدای تنگ فنی معتقد است مدیریت در محیط های عملیاتی با بخش های ستادی متفاوت است: اینجا باید منعطف باشی. با دستور خشک و فاصله گرفتن از کارکنان، کار جلو نمی رود. او بر این باور است که تجربه، در کنار دانش، رمز موفقیت در اداره چنین مجموعه ای است؛ تجربه ای که در گذر زمان، شناخت دقیق از روحیات و نیازهای کارکنان به مدیر می دهد. بهروز فردوسی در گفت وگو با ما تأکید می کند که در مسیر مدیریتی خود از منش و شیوه کار مدیران باسابقه صنعت نفت، به ویژه پیشکسوتانی که سال های جنگ و بازسازی را مدیریت کردند، الهام گرفته است؛ افرادی که مسئولیت پذیری، حضور میدانی و همدلی با نیروها را اصل می دانستند. او همچنین نقش راهنمایی های اساتید دانشگاهی در حوزه مهندسی و مدیریت را در شکل گیری نگاه علمی تر به مسائل سازمانی مؤثر می داند. به گفته او ترکیب تجربه پیشکسوتان و دانش روز، بهترین الگو برای اداره یک مرکز عملیاتی است.

      او خود تحصیلات دانشگاهی در حوزه مهندسی و مدیریت را در کنار کار ادامه داده، اما تأکید می کند که بسیاری از ظرافت های رفتار سازمانی را باید در میدان یاد گرفت، نه فقط در کتاب. در این سال ها، به گفته همکارانش، حتی یک مورد تنش جدی با کارکنان در کارنامه اش ثبت نشده؛ فضایی دوستانه که فشار کاری را هم برای نیروها و هم برای مدیر کاهش داده است.

      عدالت سازمانی

      در کنار همه دستاوردها، او یک دغدغه جدی دارد: توزیع عادلانه امکانات و فرصت های ارتقای شغلی میان مراکز عملیاتی و ستادی. به باور او، سختی کار در خط مقدم باید با نظام جبران خدمات متناسب همراه باشد تا انگیزه ها پایدار بماند. این مطالبه ای است که بسیاری از کارکنان عملیاتی صنعت نفت نیز با آن هم صدا هستند.

       

      سی سال با یک نام

      در شبکه ای با هزاران نیرو، کمتر مدیری را می توان یافت که سه دهه در تمامی رده های عملیاتی یک منطقه خدمت کرده باشد. بهروز فردوسی می گوید: اگر دوباره متولد شوم، باز هم همین مسیر را می روم؛ سخت بود، اما ارزشش را داشت.امروز تنگ فنی، با سیستم های پایدار، خطوط توسعه یافته، آب و برق و گاز مطمئن، فضای سبز گسترده و نیروهایی باانگیزه، فاصله زیادی با سال های ابتدایی دهه ۷۰ دارد. این تحول، حاصل تلاش جمعی مدیری شایسته و نسلی از کارکنان است که در گرما و خطر ایستادند تا چراغ پالایشگاه ها خاموش نشود.در روزهای گرم و سرد سال، آفتابی و بارانی، تنگ فنی یادآور یک حقیقت است: امنیت انرژی، حاصل ایستادگی مردانی است که در سکوت کوهستان، بی وقفه می تپند چون شاهرگ.

    • media/image/2026/05/2000-1441/22505.jpg

      ایستادگی زیر آسمان نفت

        برای بسیاری از مردم، زندگی در کنار خانواده معنا می شود، اما برای کارکنان صنعت نفت، به ویژه آنان که در مراکز انتقال نفت کار می کنند، روزها و شب ها اغلب در دل خطوط لوله و میان صدای مداوم پمپ ها می گذرد. رضا سفیدی، از کارکنان مرکز انتقال نفت تنگ فنی، یکی از همان مردانی است که بسیاری از لحظه های مهم زندگی را نه در خانه، بلکه در کنار همکارانش و زیر آسمان تأسیسات نفتی سپری کرده است؛ مردی با ۲۱ سال سابقه خدمت که می گوید: ما چرخ های کوچک این صنعت بزرگیم.

      رضا سفیدی، کرمانشاهی و ساکن اصفهان است. ۲۱ سال از عمر کاری خود را در صنعت نفت گذرانده و پنج سال است که در مرکز انتقال نفت شهدای تنگ فنی فعالیت می کند. از این سال ها، حدود ۱۸ سال در حوزه های عملیاتی تجربه اندوخته و اکنون به صورت اقماری و شیفتی مشغول به کار است. متأهل است و یک فرزند دارد، اما مانند بسیاری از کارکنان مناطق عملیاتی، فاصله جغرافیایی میان محل کار و خانه، بخشی جداناشدنی از زندگی اش شده است.

      او که پیش از مرکز انتقال نفت شهدای تنگ فنی، در منطقه غرب کشور خدمت می کرد، می گوید انتقالش به این مرکز ابتدا به دلیل ضرورت های کاری بوده، اما شرایط مناسب در کنار همکاران خوب سبب شده است ماندگار شود. با این حال، زندگی در یک مرکز انتقال نفت، تنها با شاخص های اداری و مالی تعریف نمی شود؛ اینجا جایی است که شب و روز معنا ندارد.

      سفیدی با لبخندی آرام توضیح می دهد: خط لوله در اینجا خواب ندارد. یعنی چیزی به اسم تعطیلی واقعی نداریم. انتقال نفت و فراورده یک کار ۲۴ ساعته است و همیشه باید در مدار باشیم.

      او می گوید همین پیوستگی کار، مسئولیت کارکنان مراکز انتقال را سنگین تر می کند. باعث افتخار است که بدانیم بخشی از این زنجیره ایم. وقتی مردم با خیال راحت زندگی روزمره خود را می گذرانند، ما هم سهم کوچکی در تأمین انرژی و آرامش آن ها داریم.

      اما پشت این حس افتخار، واقعیتی نهفته است که کمتر دیده می شود: دوری از خانواده. کار اقماری، گرچه از نظر مالی مزایایی دارد، اما بهای عاطفی آن کم نیست. سفیدی صادقانه می گوید: سخت ترین بخش کار همین دوری است. بعضی وقت ها تولد فرزندت را نمی بینی یا در مراسم خانوادگی حضور نداری. اگر اتفاقی بیفتد، نمی توانی سریع کنار خانواده باشی. اینها آدم را گاهی منزوی و افسرده می کند.

      با این حال، او از نعمتی دیگر سخن می گوید؛ نعمتی به نام همکار.

      بیشتر خاطرات خوبم مربوط به همین جاست. کنار بچه ها. ما بیشتر از خانه، سر کار کنار هم هستیم. هم سن و سالیم، با هم شوخی می کنیم، کار می کنیم و دغدغه هایمان مشترک است. شاید عجیب باشد، اما گاهی سر کار خوشحال تریم.

      در روزهایی که کشور شرایطی ویژه را تجربه می کرد، از جمله مقاطعی که ارتباطات محدود بود و کارکنان بدون دسترسی به تلفن همراه در محل خدمت حضور داشتند، سفیدی و همکارانش پای کار ایستادند.

      آن روزها بیشتر اینجا بودیم. بدون ارتباط با خانواده. اما کار باید انجام می شد. این صنعت نمی تواند متوقف شود.

      وقتی از او می پرسیم چه چیزی انگیزه ادامه مسیر را در چنین شرایطی فراهم می کند، با مکثی کوتاه می گوید:

      حس مفید بودن. اینکه می دانیم صنعت اول کشور هستیم و ما هم جزئی از این پیکره ایم. شاید کوچک، اما مؤثر. همین حس مسئولیت باعث می شود بمانیم. مرکز انتقال نفت شهدای تنگ فنی به گفته کارکنانش، جایگاهی مهم در شبکه خطوط لوله و جریان حیاتی انرژی کشور دارد. نام این مرکز در بسیاری از مسیرهای انتقال شنیده می شود و نقشی کلیدی در پایداری جریان سوخت ایفا می کند. سفیدی می گوید: همیشه در مداریم، حتی اگر جایی دیگر وقفه ای باشد.

      با این همه، او و بسیاری از همکارانش دغدغه هایی دارند؛ دغدغه هایی که اگر برطرف شود، تمرکز و آرامش بیشتری برای خدمت فراهم خواهد شد. مهم ترین آن، مساله تناسب حقوق با شرایط اقتصادی است.

      واقعیت این است که حقوق ها با تورم همخوانی ندارد. اگر این مشکل حل شود، خیلی از نگرانی های ذهنی کمتر می شود. وقتی خیال آدم از خانواده راحت باشد، با تمرکز بیشتری کار می کند.

      او برای کارکنان صنعت نفت پیامی روشن دارد: برای همه همکاران در نفت و گاز و همه بخش های این صنعت آرزوی سلامت دارم. امیدوارم روزهای پیش رو همراه با آرامش، امنیت شغلی و بهبود شرایط کاری و مالی باشد. اگر دغدغه ها کمتر شود، می توانیم با اراده ای محکم تر کار کنیم و فقط به مسئولیت مان فکر کنیم.

      در پایان گفت وگو، رضا سفیدی بیش از هر چیز از همدلی سخن می گوید؛ از اینکه کارکنان صنعت نفت، با وجود تفاوت در سمت ها و مناطق، در یک ویژگی مشترکند: ایستادن پای کار، حتی در روزهای تعطیل. برای آنان، خدمت در این صنعت تنها یک شغل نیست،بلکه مسئولیتی برای روشن نگه داشتن چراغ حرکت کشور است. شاید بسیاری از مردم هرگز نام مرکز انتقال نفت شهدای تنگ فنی را نشنوند، اما در دل زندگی روزمره و جریان پایدار انرژی، ردپای تلاش مردانی نهفته است که روزها و شب هایشان را در کنار خطوط لوله می گذرانند؛ مردانی چون رضا سفیدی که با امید به روزهای بهتر، چرخ های صنعت را بی وقفه می چرخانند.

    • media/image/2026/05/2000-1441/22506.jpg

      ضرورت بازنگری در مقررات پرداخت مزایا  به زنان شاغل

      احقاق حـق عائله مندی

      مشعل| پرداخت حق عائله مندی به زنان شاغل رسمی اگر چه خواسته جدیدی نیست، اما با روی کار آمدن دولت چهاردهم، به یکی از بحث های مهم در حوزه حقوق و دستمزد کارکنان دولت و بخش عمومی تبدیل شده است؛ موضوعی که با تاکید محسن پاک نژاد، وزیر نفت، مورد اهتمام این وزارتخانه قرار گرفته و به گفته زهره یوسفیان ملا، مشاورامور بانوان وزیر نفت، با تدوین لایحه ای از سوی معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری در چارچوب اصلاحی مزایای شغلی زنان، تلاش شده است تا امیدها برای پایان بی عدالتی در پرداخت حق اولاد و عائله مندی چندین هزار بانوی رسمی این صنعت زنده شودکه همچنان از دریافت حق عائله مندی محروم هستند. خبرنگار«مشعل» در گفت وگو با زهره یوسفیان ملا به این موضوع پرداخته است که در ادامه می خوانید.

      امروزه دوشادوشی زنان با مردان در میدان کار و اشتغال، نه یک استثنا یا پدیده نوظهورکه واقعیتی تثبیت شده است؛ به گونه ای که ساختارهای جوامع اقتصادی و اجتماعی امروز بدون آن قابل تصورنیستند؛ زنانی که در کار و عمل نشان داده اند هیچ مانعی برای آنان محدودیت زا نیست.

      اما مواردی همچون پرداخت نشدن حق عائله مندی به زنان شاغل که قانون و مقررات آن را مختص مردان شاغل می داند، ناخودآگاه، حس تبعیض، دلسردی و بی انگیزگی را در زنان شاغل شعله ورکرده است؛ حق عائله مندی، کمک هزینه ای است که در آن طبق بند چهار ماده ۶۸ قانون خدمات کشوری، برای همسر ۸۰۰ امتیاز و برای هر فرزند ۲۰۰ امتیاز تا سقف سه فرزند در نظر گرفته شده است.

      از یک سال گذشته، خبرهایی از تغییر این وضعیت به گوش می رسد و معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری، در تلاش است تا با اصلاح مقررات پرداخت، حق عائله مندی را به زنان شاغل نیز اختصاص دهد؛ موضوعی که در صورت اصلاح و اجرایی شدن، افزون بر ایجاد انگیزه و احساس امنیت در نیروی کار زن، رشد تولید ناخالص داخلی، افزایش رفاه خانوارها و در نهایت بهبود وضعیت اجتماعی کشور را به دنبال خواهد داشت.

      در صنعت نفت هم مشارکت زنان در بخش های مختلف و سمت های مدیریتی، از شاخصه های کلیدی به شمار می رود؛ تا آنجا که بنابر آمارها، بیش از ۱۷ هزار نفر(9.8 درصد) از کارکنان این صنعت را زنان تشکیل می دهند که در نزدیک ترین و دورترین نقاط عملیاتی، سمت هایی مهم به عهده دارند. از این تعداد، ۷ هزار و 489 نفر، نیروی رسمی هستند که از مزایای پرداخت حق عائله مندی محروم مانده اند و حال با شنیدن زمزمه های تغییر قانون، چشم امید به وزارت نفت بسته اند تا با شنیدن صدای آنان، گام های مهمی در این زمینه بردارد.

      زهره یوسفیان ملا، مشاور امور بانوان وزیر نفت به اقدام های صورت گرفته در این مورد اشاره و تاکید کرد: این خواسته نه تنها با توجه به نگاه ویژه وزیرنفت به امور مرتبط با حوزه زنان شاغل در صنعت نفت بلکه در بسیاری از دستگاه های اجرایی به گوش می رسد. به همین دلیل، با هدف صیانت از اصول عدالت استخدامی و اجرای صحیح قوانین حمایتی در حوزه کار و به دنبال گام های معاونت امورزنان و خانواده ریاست جمهوری در جهت احقاق حق عائله مندی به زنان شاغل، در نشست اخیر کارگروه پیگیری اصلاح و اجرای صحیح مقررات امور زنان و خانواده وزارت نفت، موضوع ضرورت بازنگری در مقررات پرداخت مزایای شغلی به زنان شاغل و حذف تبعیض مبتنی بر جنسیت بررسی شد و بر اساس تصمیم گیری ها در این کارگروه، متنی با هدف ایجاد عدالت اداری، رفع تبعیض های موجود و حمایت از زنان شاغل در حوزه مزایا و حقوق قانونی، تدوین و پس از تکمیل نهایی، جهت بررسی و طی مراحل قانونی به معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری و سایر مراجع ذی ر بط ارسال شده است.

      وی افزود: البته این مساله، در قانون تامین اجتماعی حل وفصل شده، اما در صندوق هایی مانند صندوق بازنشستگی، پس انداز و رفاه کارکنان، مشابه صندوق های کشوری، همچنان ساری و جاری است؛ از این رو رسالت این بود تا در چارچوب اصلاحی مزایای شغلی زنان، گام هایی برداشته شود.

      مشاور امور بانوان وزیر نفت با تاکید بر اینکه در این چارچوب اصلاحی موارد فقهی، بین المللی و قانونی نیز مد نظر قرار گرفته است، توضیح داد: در ساختار قوانین و مقررات کشوری، قانون مدنی و قانون کار سایه افکنده است، اما مواردی در قانون مدنی وجود دارد که معتقدیم نباید به قانون کار تسری داده شود، زیرا قانون مدنی جمهوری اسلامی عمدتا بر پایه فقه امامیه و در حوزه روابط خصوصی اشخاص تنظیم شده است؛ از جمله مواردی چون نکاح، نفقه، ارث و قیمومیت. در حالی که قانون کار در سال1369 مصوب و بر پایه عدالت اجتماعی، حمایت از نیروی کار و تحقق اهداف مندرج در اصل43 و 44 قانون اساسی تدوین شده است که در ماده6 قانون کار به صراحت هر گونه تبعیض را مردود می داند و بیان می کند: برقراری هر نوع تبعیض در پرداخت دستمزد به دلیل تفاوت در سن، جنسیت، نژاد، قومیت و اعتقادات و غیره ممنوع است. در ماده 44 منشورحقوق شهروندی مصوب 1395 هم آمده است که زنان و مردان در بهره مندی از فرصت های شغلی، مزایا و حمایت های قانونی باید برابر باشند.

      یوسفیان ملا افزود: نباید احکام ناظر بر نهاد خانواده در قانون مدنی به روابط کارگر و کارفرما تسری پیدا کند. به عنوان مثال مطابق ماده 1105 قانون مدنی، در روابط زوجین ریاست خانواده از خصایص شوهر است. این ماده در فصل مربوط به نکاح و انحلال آن آمده و با صراحت ناظر بر روابط خانوادگی و تکالیف زوجین در محیط خصوصی خانواده است. پس دلالت این حکم، درچارچوب زندگی مشترک و تنظیم مناسبات میان زن و شوهر محدود می شود و قابل تسری به سایر حوزه ها از جمله روابط کارگر و کارفرما نیست.

      به گفته وی، قانون کار (مصوب 1369) بر پایه قانون اساسی سامان یافته که بر اساس اصل ۲۰ قانون اساسی همه افراد ، اعم از زن ومرد، یکسان در حمایت قانون قرار دارند. همچنین بر اساس اصل ۲۸ قانون اساسی، هر کس حق دارد شغلی را که به آن مایل است ومخالف اسلام و مصالح عمومی و حقوق دیگران نیست، برگزیند و بر اساس اصل ۲۱ قانون اساسی، دولت موظف است حقوق زنان را در تمام جهات با رعایت موازین اسلامی تضمین کند که ماده 6 قانون کار هم به صراحت هرگونه تبعیض در پرداخت دستمزد را مردود می داند.

      مشاور امور بانوان وزیر نفت یادآور شد: وقتی حوزه مورد بحث، حوزه کارگر و کارفرماست، آنچه تحت عنوان حق عائله مندی یاحق اولاد در مقررات کار و تامین اجتماعی پیش بینی شده است، ناظر بر تکلیف کارفرماو سازمان های بیمه گر نسبت به جبران هزینه های زندگی کارگر و خانواده تحت تکفل اوست. پس محروم کردن زنان و خانواده های آنان از این حقوق با استناد به ماده 1105 قانون مدنی، فاقد مبنای قانونی و نوعی «توسعه ناروا» و «قیاس مع الفارق» است.

      یوسفیان ملا با اشاره به اینکه در آرای متعدد دیوان عدالت اداری و هیات های حل اختلاف، هم بر برابری پرداخت حقوق تاکید شده است، افزود: به عنوان نمونه، رای وحدت رویه شماره724 مورخ 25 آبان 1394، هیات عمومی دیوان عدالت اداری اعلام کرده که پرداخت حقوق ومزایای مساوی برای کار مساوی، صرف نظر از جنسیت، از مصادیق عدالت استخدامی و رعایت حقوق شهروندی است. با مرور همه این موارد، درمی یابیم که تبعیض حقوقی میان زنان ومردان با ابزار حق عائله مندی، نه تنها غیرقانونی بلکه سبب کاهش انگیزه مشارکت زنان در شکوفایی اقتصادی و اجتماعی است.

      وی گفت: جامعه زنان از مراجع قانون گذار، انتظار بازنگری در مقررات مربوط به مزایای شغلی، رفع محدودیت های مبتنی بر جنسیت و وضعیت خانوادگی را دارد. در صنعت نفت هم بنا به درخواست همکاران و حسب وظیفه، پیگیر اجرای صحیح قانون کار هستیم. ضمن تشکر و قدردانی از حسن نظر و حمایت های همیشگی مقام عالی وزارت در امور مرتبط با حوزه زنان و خانواده، امیدواریم بتوانیم در سایه رهنمودها و ارشادهای وزیر نفت، گام های موثری برای زنان صنعت نفت برداریم.

    • media/image/2026/05/2000-1441/22507.jpg

      یادبود زنده یاد حسین کاظم پور اردبیلی  معمار دیپلماسی نفتی ایران

      آقــــــــای اوپـــــــک

      آخرین هفته ماه مبارک رمضان، در 27اردیبهشت 1399، یکی از نمادهای برجسته دیپلماسی نفتی کشور دار فانی را وداع گفت و صنعت نفت به سوگ حسین کاظم پوراردبیلی، «آقای اوپک» نشست. مرحوم کاظم پوراردبیلی، متولد 22 مهر 1331، یکی از شخصیت های بزرگ نفتی ایران بود که با القاب «معمار دیپلماسی نفت ایران»، «دیپلمات نفتی» و «دیپلمات توانا و شکیبا» در محافل شناخته  می شد. به واسطه توان مدیریتی و قدرت دیپلماسی که داشت، به او صفاتی مانند «دیپلمات جامع الشرایط» و «نماد مکتب عقلانیت در دیپلماسی انرژی» داده بودند که می توان در همین القاب، با چکیده ای از زندگی اش آشنا شد. ماهنامه "مشعل" در سالروز  درگذشت او با مروری کوتاه بر زندگی کاری و خدماتش، ادای احترامی به این شخصیت برجسته صنعت نفت دارد.

      حسین کاظم پوراردبیلی (متولد 22مهر 1331-وفات 27 اردیبهشت 1399) نماینده ایران در سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک)، طی 68 سال زندگی، مسئولیت های بزرگی را به عهده داشت؛ از تحصیل در آمریکا تا فعالیت در عرصه سیاسی - اقتصادی کشور. این فعالیت ها از او شخصیتی ویژه ساخته بود، به طوری که با گذشت چند سال از سالروز وفاتش، همگان با دریغ و اندوه، از فقدان این شخصیت کاردان در صنعت نفت یاد می کنند.

      مروی بر زندگی

      مرحوم حسین کاظم پوراردبیلی، فارغ التحصیل مدرسه عالی بازرگانی (دانشگاه علامه طباطبایی کنونی) بود که در سال 1353 برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و در زمان اقامتش در ایالات متحده، با «انجمن های اسلامی دانشجویان ایرانی مقیم آمریکا و کانادا» همکاری و فعالیت نزدیک داشت. وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی به کشور بازگشت و فعالیت خود را در عرصه سیاسی - اقتصادی با دولت موقت پی گرفت.

      او یکی از بازماندگان حادثه بمب گذاری دفتر حزب جمهوری اسلامی در 7 تیر سال 1360 بود.

      این شخصیت برجسته دنیای سیاست و اقتصاد، در دوران پر فراز خدمتش، در سمت هایی چون رئیس هیأت مدیره و مدیر عامل شرکت گسترس خدمات بازرگانی(1358)، وزیر بازرگانی دولت شهیدرجایی(1360)، معاون وزیر امورخارجه (1364)، سفیر ایران در ژاپن(1369) و عضو گروه مذاکره کننده با دولت بعثی صدام پس از پذیرش قطعنامه 598 (1367) ، معاون وزیرنفت و عضو هیأت عامل اوپک در دولت وقت بود.

      از نگاه یاران

      مرحوم کاظم پوراردبیلی در زمره شخصیت هایی به حساب می آید که در 2 عرصه صنعت نفت و دیپلماسی سرآمد بود. از همین رو مهم ترین وجه کاری او، یعنی نماینده ایران در هیأت عامل اوپک، تلفیقی از این دو تخصص است که او آن را به بهترین شکل ممکن معنا کرده بود. کاظم پوراردبیلی در گفتار افرادی که از نزدیک با او کار کرده اند، با عناوینی مانند «تلاشگر عرصه سیاست و مدیریت»، «دیپلمات برجسته و مدافع منافع ملی ایران»، «خدمتگزاری راستین و بی ادعا برای ملت ایران»، «دیپلمات توانا و شکیبا» و «مدافع تیزهوش منافع ملی» یاد کرده اند.

       محمد سانوسی بارکیندو، دبیرکل فقید وقت اوپک در پیام تسلیت خود گفت: «حسین، قهرمان توافقنامه همکاری بود که باعث به رسمیت شناخته شدن و احترام بی نظیر اوپک شد».

      همچنین سون ژیان چنگ، دبیرکل وقت مجمع بین المللی انرژی از کاظم پور اردبیلی به عنوان"حامی استوار گفت وگوی جهانی انرژی میان تولیدکنندگان و مصرف کنندگان" یاد کرده بود.

      روایت دوستان کاظم پوراردبیلی، حاکی از عمق تاثیرگذاری او در بزنگاه های تاریخی کشور است. بر اساس روایت یکی  از دوستانش، در اواسط دهه 60 که رژیم بعثی، مناطق مسکونی ایران را هدف قرار داده بود، توانست طی مذاکرات فشرده با دبیرکل سازمان ملل و معاون نخست وزیر زمان صدام، دستور توقف حملات به مناطق مسکونی را بگیرد و جان هزاران نفر را نجات دهد. همچنین در روایتی دیگر آمده است: «او با معرفی کارشناسان و مدیران توانمند و واجد شرایط ایرانی به دبیرخانه اوپک و مجمع کشورهای صادرکننده گاز برای تقویت این دبیرخانه ها و در عین حال آموزش همکاران در یک محیط کار بین المللی، دوراندیشانه عمل می کرد.» افزون بر این مرحوم کاظم پوراردبیلی در هنگام جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه ایران، مذاکرات فشرده ای با مقامات وقت شوروی داشت تا از ارسال سلاح به رژیم صدام خودداری کنند. مجموعه این روایات، نشان از روحیه میهن پرستی او دارد که در قالب عرصه نفت و دیپلماسی نمود یافته است.

       

      حماسه آفرینی های صنعت نفت  در میدان خدمت تمامی ندارد

      پرافتخار در اوج اقتدار

      مشعل |   صنعت نفت بیش از یک قرن است در برابر طوفان ها، بحران ها، جنگ ها، آزمون ها و مصایب گوناگون، راست قامت ایستاده و تلاشگران این صنعت عظیم در سخت ترین شرایط از گرمای طاقت فرسای مناطق عملیاتی گرفته تا لحظات پراضطراب بحران با تکیه بر دانش، همدلی و استقامت و روحیه ای سرشار از ایثار، تخصص و امید، اجازه نداده اند چرخه پیشرفت و آبادانی کشور از حرکت بازایستد و چراغ تولید و توسعه خاموش شود؛ انسان هایی که همواره آسایش و رفاه مردم را بر آسایش خود مقدم می دانند و با تعهدی مثال زدنی، برگ های پرافتخار دیگری در تاریخ صنعت نفت می زنند؛ رشادت هایی از جنس حضور که کارکنان خستگی ناپذیر صنعت نفت در جنگ 40 روزه دشمن آمریکایی– صهیونی علیه کشورمان رقم زدند. با وجود کارشکنی های دشمن بیگانه، اختلالی در روند تولید نفت یا سوخت رسانی به وجود نیامد، هیچ نقطه از کشور با قطع گاز روبه رو نشد و برنامه ریزی برای بازسازی زیرساخت ها نیز پرشتاب رقم خورد؛ هرچند در این آزمون، شهدایی تقدیم راه مانای انقلاب و نظام جمهوری اسلامی شد. با همین تلاش و پشتکار بود که صنعت نفت نه تنها به عنوان نماد تلاش و خودباوری در ذهن ها حک شد، بلکه پرچمدار مقاومت و تعهد مردان و زنانی شناخته شد که خدمت صادقانه خود را سرمایه ای ماندگار برای عزت و سربلندی کشور قرار داده اند. با شرح این دلاوری ها می توان گفت این صنعت تنها یک بخش اقتصادی یا صنعتی نیست و تنها به استمرار تولید محدود نمی شود بلکه تکیه گاهی استوار برای پیشرفت، استقلال و اقتدار کشور به شمار می آید؛ تکیه گاهی که بر شانه های انسان هایی سختکوش و متعهد استوار مانده است. با توجه به  تلاش های  خستگی ناپذیر صنعت نفت در جنگ رمضان و پس از آن ، نشریه کارکنان صنعت نفت «مشعل» در گزارش هایی به این بازتاب این فعالیت ها پرداخته است که  می خوانید .

    • media/image/2026/05/2000-1441/22541.jpg

      صنعت نفت شب و  روز را به هم دوخت  تا طعم روشنایی چشیده شود 

      سربلندی در روزهای سخت

      علیرضا عبدی | در بزنگاهی که دشمن آمریکایی_صهیونی با هدف گیری زیرساخت های حیاتی انرژی، رویای برهم زدن ثبات و آرامش جامعه را در سر می پروراند، تلاشگران عرصه صنعت نفت با روحیه ای بسیجی_جهادی و حضوری بی وقفه در خطوط مقدم تولید، پالایش و توزیع، شریان های انرژی کشور را تپنده نگاه داشتند. استمرار بی خلل تأمین و توزیع سوخت از گاز طبیعی تا فراورده های استراتژیکی همچون بنزین در دل التهاب های جنگ رمضان، تجلی بخش اقتدار، مدیریت بحران و تعهد عمیق خانواده بزرگ نفت بود؛ حماسه ای خاموش که نه تنها امنیت روانی شهروندان را تضمین کرد؛ بلکه تحسین و قدردانی آحاد ملت را برانگیخت.

      اکنون و همزمان با برگزاری بیش از 70 شب از حضور پرشور مردمی در میدان فلسطین، به همت وزارت نفت، جمعی از مدیران با یادآوری نقش کلیدی مدافعان امنیت انرژی و بسیجیان در میدان، از ایستادگی و مجاهدت کارکنان این صنعت سخن به میان می آورند. در گفت گوی اختصاصی خبرنگار «مشعل» با جمعی از مدیران بسیج صنعت نفت، بازتاب این قدرشناسی و روایت های حماسی از نقش بی بدیل صنعت نفت در صیانت از آرامش و پایداری کشور را می خوانید.

      میدان فلسطین، این روزها تجلی گاه شوری وصف ناپذیر و حماسه ای از جنس حضور است؛ میدانی که قلب تپنده اتحاد و همدلی شده و حال و هوای آن حکایت از یک بیداری و اراده پولادین دارد. اینجا همه و همه، از اقشار و نسل های مختلف مردم تا جهادگران و سنگربانان خط مقدم صنعت نفت، دوشادوش یکدیگر پای کارند.  در این گردهمایی پرشور که شبانه روز نمی شناسد، یک پیام بیش از هر چیز به چشم می آید: همه تا پای جان، پای ایران ایستاده اند. حضوری که در کنار مدیران صنعت نفت نشان می دهد در مسیر حفظ اقتدار، امنیت و آرامش کشور، هیچ کس عقب نمی نشیند و همه برای اعتلای نام و پرچم ایران یکدل و هم پیمان شده اند.

       

      حضور حماسی بسیجیان صنعت نفت

      سید عباس بهشتی، فرمانده مرکز مقاومت بسیج وزارت نفت، جنگ رمضان را یک «جنگ ناجوانمردانه» توصیف کرد. وی گفت: دشمن آمریکایی_صهیونی با تمام توان برای ایجاد تغییرات سریع در نظام مقدس جمهوری اسلامی وارد عمل شد؛ اما ملت ایران با حضور مقتدرانه خود در میدان، توطئه های آنان را خنثی کرد.

      بهشتی، با اشاره به نقش آفرینی همه جانبه بسیج وزارت نفت در این شرایط افزود: از روز نخست، نیروهای بسیجی با تمام توان عملیاتی و اطلاعاتی پای کار بودند.

       نتیجه این حضور پرتوان، حفظ امنیت کامل و جلوگیری از بروز کوچک ترین حادثه در اطراف زیرساخت ها و مقرهای وزارت نفت بود.

      وی با تأکید بر اهمیت حفظ جریان انرژی یادآور شد: نیروهای بسیج بلافاصله پس از حوادث پیش آمده برای مخازن سوخت، در سطح شهر مستقر شدند.

      تلاش بی وقفه این نیروها از بروز هرگونه خلل در توزیع بنزین جلوگیری کرد؛ تا جایی که حتی یک جایگاه در تهران نیز با کمبود سوخت مواجه نشد.

      وی با اشاره به فداکاری نیروهای بسیجی در آن برهه حساس خاطرنشان کرد: نیروهای بسیج بدون حتی یک ساعت خواب و استراحت، تانکرهای سوخت را  در امنیت کامل همراهی کردند.

      فرمانده بسیج وزارت نفت در بخش دیگری از سخنان خود، از استمرار صادرات به واسطه حضور حماسی نیروهای داوطلب بسیجی در پایانه های نفتی خبر داد و گفت: درجنگ رمضان اعلام آمادگی ۳۵ نفر از متخصص ترین نیروهای بازنشسته برای حضور در جزیره خارک و کمک به چرخه اقتصاد، اقدامی نمادین و غرورآفرین برای ما بود.

      بهشتی، برگزاری بیش از 40 شب برنامه تبیینی در میدان فلسطین برای عموم مردم را یک «جهاد فرهنگی» موفق در دل میدان توصیف و ضمن تقدیر از عملکرد مجاهدانه وزیر نفت و نقش روشنگرانه رسانه ها، ابراز امیدواری کرد که این نبرد با پیروزی نهایی جبهه اسلام خاتمه  یابد.

      خدمت رسانی به مردم

      یعقوبعلی طالبی فرمانده حوزه بسیج شرکت ملی نفت ایران نیز با تاکید برحضورمستمر اقشار مختلف مردم در میدان مبارزه با دشمن آمریکایی– صهیونی، تصریح کرد: این حضور پرشور در بیعت با رهبرجدید  انقلاب که بیش از دوماه از آن می گذرد، نشانه وحدت و همدلی میان آحاد مردم وخاری است که برچشم دشمنان این آب وخاک نشسته است.وی تصریح کرد: کارکنان  شرکت ملی نفت ایران  نیز بنا برتکلیفی که به عهده دارند، در جنگ 12 روزه و به ویژه جنگ رمضان تلاش کرده اند در حوزه خدمت رسانی به مردم هیج خللی ایجاد نشود و این روند به نحوی مطلوب مدیریت شود.

      همدلی و اتحاد

      رسول اسناوندی، فرمانده حوزه مقاومت بسیج شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی ایران، در سخنان خود با اشاره به اجتماعات شبانه در میدان فلسطین، همدلی و اتحاد بی نظیر مردم را یک پدیده الهی و کاملا خودجوش خواند و تاکید کرد: حضور برنامه ریزی نشده، جلوه ای از فرمایش رهبر شهید درباره «مبعوث شدن» است.

      وی حضور آگاهانه مردم در پشت جبهه ها را عاملی برای تضمین امنیت داخلی و ایجاد رعب و وحشت در دل دشمنان داخلی و خارجی دانست و گفت: این حضور مردمی به تاکتیک های پیامبر اسلام (ص) و گروه های تکبیرگوی شبانه در زمان جنگ احزاب شباهت دارد و زمینه ساز فتح و پیروزی ملت شریف ایران خواهد شد.

      فرمانده بسیج شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی ایران با اشاره به پایداری صنعت نفت در شرایط بحرانی اظهار داشت: با وجود حملات صورت گرفته از سوی دشمن شکست خورده آمریکایی_صهیونی، هیچ گونه وقفه ای در روند خدمت رسانی ایجاد نشد.  وی خاطرنشان کرد: با اتکا به تخصص و دانش مهندسان داخلی، انبارهای سوخت در کوتاه ترین زمان ممکن به مدار فعالیت بازگشت و جریان تأمین و توزیع سوخت در سراسر کشور به صورت مستمر و پایدار ادامه یافت.

      وارثان دفاع مقدس

      رضا خلج، فرمانده حوزه مقاومت بسیج شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران، در سخنان خود به تاریخچه پیروزی انقلاب اسلامی ایران و هشت سال دفاع مقدس اشاره کرد و این رویدادها را عامل ریشه دار شدن همدلی، اتحاد و خودباوری در میان مردم دانست. وی تأکید کرد: ملت ایران همواره در برهه های مختلف تاریخی با انسجام و ولایت مداری، از دل بحران ها سربلند بیرون آمده اند.

      وی با اشاره به گذشت بیش از 70 روز از وقایع اخیر، از اتفاقات تلخ رخ داده نظیر شهادت رهبر انقلاب، فرماندهان نظامی و مردم و کودکان بی گناه ابراز تأسف کرد. خلج، ادعای دشمنان مبنی بر حمایت از مردم و هدف قرار دادن صرفاً اهداف نظامی را بی اساس خواند و تأکید کرد: هدف اصلی آن ها از ابتدا غارتگری و تقابل بوده و با این حال، حضور پرشور و باصلابت مردم در میدان های سراسر کشور، توطئه های آنان را خنثی کرده است. خلج در پایان به نقش آفرینی مستقیم نیروهای بسیجی در این شرایط اشاره کرد و گفت: از همان روز نخست بحران، تمامی نیروهای بسیجی اعم از مدیران و کارشناسان پای کار آمدند. اعزام کاروان های مختلف به جایگاه های سوخت و همچنین ساماندهی و مدیریت تانکرهای سوخت رسان از اقدام های مهم این حوزه برای جلوگیری از ایجاد خلل در خدمت رسانی به مردم بود.

      مدیریت بسیجی-جهادی

      محمد عسگری، فرمانده حوزه مقاومت بسیج شرکت ملی گاز ایران، با اشاره به همدلی و اتحاد بی نظیر مردم ایران که ریشه در مکتب اسلام دارد، گفت: حضور منسجم اقشار مختلف در صحنه، مایه حیرت جهانیان و استقرار بیش از 40 روز نیروهای بسیج صنعت نفت در میدان فلسطین، نشان دهنده حضور این نیروها در دل مردم و همراهی با آنان است. وی در ادامه با تأکید بر اینکه وزارت نفت از زمان جنگ تحمیلی تا بحران های کنونی، همواره در خط مقدم جبهه اقتصادی کشور بوده است، به تلاش شبانه روزی درحوزه صنعت  گاز پرداخت و گفت: با وجود برخی آسیب ها به پالایشگاه ها، مدیران و کارکنان شرکت ملی گاز بدون حتی یک روز مرخصی در حال کار جهادی هستند تا با پشتیبانی وزیر نفت، دغدغه های مربوط به تأمین گاز در فصل زمستان را برطرف کرده و این شرایط را با موفقیت پشت سر بگذارند. فرمانده حوزه مقاومت بسیج شرکت ملی گاز ایران، در بخش دیگری از سخنان خود به نقش کلیدی مدیریت بسیجی-جهادی در عبور از بحران ها اشاره کرد و با قدردانی از حضور میدانی و شبانه روزی وزیر نفت و سایر مدیران ارشد این صنعت، این روحیه جهادی را عامل اصلی پایداری شبکه انرژی کشور دانست.

    • media/image/2026/05/2000-1441/22537.jpg

      هیچ هجومی توان خاموش کردن اراده امدادگران گاز را ندارد

      بااقتدار در کارزار

      مشعل |  در زمانی که بحران های مختلف ممکن است یک کشور را دربرگیرد، پیش از هرچیز نام امدادگران به گوش می رسد. امدادگرانی که غالبا آتش نشانان، ماموران اورژانس یا هلال احمر هستند؛ آنهایی که بسرعت و قبل از حضور هر نیرویی، خود را به محل حادثه می رسانند تا یاری دهنده کسانی باشند که نیاز به کمک دارند؛ اما در این میان، کمتر نام امدادگران گاز و افرادی که دراین حوزه فعالیت می کنند، شنیده شده است. بهتر است بگوییم مردم جامعه از نوع خدمات رسانی این گروه و اهمیت کارآنها کمتر اطلاع دارند؛ مردانی که اگر حادثه ای رخ دهد، بسرعت خود را به محل می رسانند تا از فاجعه ای بزرگ تر، مثل فوران گاز و انفجاری بزرگ جلوگیری کنند.

       با شروع جنگ 12 روزه و پس از آن، جنگ رمضان، مردان امدادگاز در صف اول امدادرسانی در این حوزه قرار داشتند و با حضور به موقع خود در محل حادثه، مانع بروز فاجعه دیگری می شدند.

      مرتضی مرادی، از امدادگران خودرو سوار شرکت ملی گاز ایران در بخش امداد گاز منطقه 6 گازرسانی استان تهران نزدیک به 15 سال است که در این بخش خدمت می کند؛ امدادگری که طی این سال ها با بحران هایی توام با تجربه های بسیار مواجه بوده و حالا یکی از امدادگران مجرب دراین حوزه به شمار می رود. خبرنگار «مشعل» با او درباره فعالیت در این حوزه، تجربه ها و لحظاتی که در روزهای جنگ تحمیلی سوم، پشت سرگذاشته، گفت وگویی داشته که در ادامه می خوانید.

          پیش از هرچیز درباره اولین تجربه های خود در 2جنگ تحمیلی اخیر توضیح دهید.

      تجربه جنگ 12روزه، تجربه بسیار سختی بود؛ زیرا در آن دوران بیشترین بمباران ها در منطقه 6گازرسانی استان تهران یعنی محدوده تجریش، پاسداران، مینی سیتی و شهرک نفت صورت می گرفت. در این منطقه گازرسانی 2 خودروی امداد گاز در نظر گرفته شده که یکی از آنها شرق و دیگری غرب این منطقه را پوشش می دهد. من در بخش غربی که محدوده های جردن، شیخ بهایی، شریعتی، دربند و تجریش را شامل می شود، مشغول به فعالیت هستم.

      درجنگ 12روزه مناطق مختلفی بمباران شد و ما به عنوان تیم امدادگاز باید بسرعت خود را به محدوده های مورد نظر می رساندیم. به خاطر دارم شب اول جنگ، آخرین شیفت شب کاری من بود. آن شب در پست خیابان پاسداران مشغول به فعالیت بودم. لحظه ای که اولین حمله صورت گرفت، تیم امدادگاز همانند دیگر تیم های امدادی، دچار شوک شده بود و از آنجا که چنین اتفاقی، اولین تجربه برای همه ما به شمار می آمد، نمی دانستیم که اولین اقدامی که باید انجام دهیم، چیست.

      اولین صدای انفجار که به گوش رسید، ساختمان اداره لرزید و موشک های دوم و سوم با فاصله زمانی 20 ثانیه اصابت کرد. اولین پیشنهادی که به مسئول شیفت دادم، این بود که سوار ماشین های امداد شده و ساختمان اداره را تخلیه کنیم تا اگر ساختمان مورد اصابت قرار گرفت، در خیابان باشیم و به مناطق مورد نظر برای قطع شیرهای گاز سر بزنیم که این پیشنهاد تایید شد.

      اولین آدرسی که در اختیار تیم قرار گرفت، مربوط به شهرک شهید محلاتی بود؛ زمانی که خود را به آدرس رساندیم، محل مورد نظر به دلیل قطعی برق و گرد و غبار ناشی از انفجار بسیار تاریک بود. با توجه به وجود موانع ناشی از انفجار، تا جایی که می توانستیم پیش رفتیم. زمانی که به ساختمان رسیدیم، با دیدن پیکرهایی که روی زمین افتاده بودند، بسیار غافلگیر و متاثر شدیم؛ زیرا تا آن زمان در چنین شرایطی قرار نگرفته بودیم. از آنجا که قبل از تیم آتش نشانی به محل حادثه رسیده بودیم، باید خود را زودتر به محل شیرهای گاز می رساندیم تا شیر اصلی گاز ساختمان را قطع کنیم.

      بعد از قطع گاز و خارج کردن ایستگاه مورد نظر از سرویس، درحال ارائه گزارش به مسئول شیفت بودم که دوباره حملات شروع شد. بسرعت سوار ماشین شدیم تا هرچه سریع تر به محل های حادثه دیده برسیم و در صورت نیاز وارد عمل شویم.

       

         در این شرایط پروتکل های خاصی برای چگونگی حضور تیم های امداد در بخش های مختلف تعریف شده است؟

      معمولا در حوادثی که فوران گاز در آن وجود دارد، شرکت ملی گاز ایران، عامل اصلی ناظر بر حادثه است؛ اما در صورت تخریب و حوادثی که مربوط به شرکت گاز نباشد، سازمان های دیگر نظارت حادثه را به عهده دارند و در صورت نیاز به شرکت ملی گاز ایران اعلام آماده باش می دهند؛ اما در شرایط جنگی همه چیز به این بستگی دارد که کدام سازمان، خود را سریع تر به محل حادثه برساند. به عنوان مثال در برخی مناطق خودروی امدادگاز، پیش از آتش نشانی به محل حادثه می رسد و در صورت فوران گاز وارد عمل می شود تا شیرهای گاز را ببندد یا در صورت نیاز، ایستگاه گاز مورد نظر را از سیستم خارج کند.  تصورکنید ساعت 3:30 دقیقه صبح حملات پشت سر هم شروع شد و ما بسرعت به آدرس های مختلف مراجعه می کردیم تا مانع به وجود آمدن فاجعه بزرگ تری شویم. به خاطر دارم به منطقه ای در اُزگل که محدوده گسترده ای در آن آسیب دیده بود و امکان آتش گرفتن ترانس های برق نیز وجود داشت، اعزام شدیم.آن ماموریت به دلایل مختلفی از جمله دیدن پیکرهایی که بر اثر موج انفجار روی زمین یا حتی روی درختان افتاده بودند، برایم بسیار دردناک بود. در چنین شرایطی واقعا دچار شوک شده بودم، درحالی که باید هرچه سریع تر شیرهای گاز را می بستیم تا مانع فاجعه دیگری شویم.

       با توجه به خطرهای احتمالی، چطور خونسردی خود را حفظ می کردید؟ آیا برای آموزش نیروهای خود به منظور مدیریت بحران بعد از جنگ 12 روزه برنامه ای داشتید؟

      اتفاقاتی که در جنگ 12 روزه پشت سرگذاشتیم، به یک تجربه بسیار سخت و تاثیرگذار تبدیل شد؛ بعد از پایان این جنگ، با خود می گفتم اگر شرایط جنگی دوباره به وجود آید، باز هم حاضر هستم چنین تجربه ای را پشت سر بگذارم؟ جواب من و البته بسیاری از همکارانم که این  وقایع  را تجربه کردیم،  این است که ما فقط وظیفه خود را انجام دادیم. با توجه به آموزش هایی که برای مدیریت چنین شرایطی دیده ایم،برای خدمات رسانی به هموطنان خود آماده ایم و این تفکر تمام کارکنانی است که در امدادگاز مشغول به کار هستند.

          در طول جنگ با خطرات جدی که سلامت شما را به خطر اندازد، مواجه شدید؟

      در دوره جنگ، زمانی که به محل حادثه می رسیدیم، خطرهای بسیاری وجود داشت که باید هرچه سریع تر آن را مهار می کردیم، حتی به خاطر دارم در یکی از ماموریت ها برای رسیدن به ایستگاه گاز که درحال سوختن بود، باید از زیر آوارها رد می شدم و این کار اجتناب ناپذیر بود، در غیر این صورت با فاجعه ای بزرگ مواجه می شدیم. باتوجه به اینکه مشخص نبود قرار است با چه چیزی رو به رو شوم، از همکارم خواستم در صورتی که اتفاقی برایم رخ داد و نتوانستم بازگردم، برخی کارهای اساسی را انجام دهند تا خطری متوجه افرادی که در صحنه بودند، نشود. برای رسیدن به ایستگاه گاز، حتی ماموران آتش نشانی نیز می گفتند عبور از این محدوده، بسیار خطرناک است و من تاکید داشتم که باید خود را به ایستگاه مورد نظر برسانم و جریان گاز را قطع کنم.   بعد از اینکه به ایستگاه گاز رسیدم، انفجارها دوباره شروع شد. موج انفجار مرا به سمت دیوار پرتاب کرد؛ اما باز هم بلند شدم و تلاش کردم مسئولیت خود را انجام دهم.  در جنگ 40روزه هم با توجه به تجربه قبلی، در منطقه13 گازرسانی حضور داشتم تا در صورت نیاز، تجربه خود را در اختیار همکاران قرار دهم. به خاطر دارم ساختمان شهرداری منطقه 13 در جنگ رمضان مورد اصابت قرار گرفته بود. بلافاصله خود را به محل حادثه که فاصله چندانی با محل استقرار ما نداشت، رساندیم و بسرعت علمک گاز را بستم و به عقب برگشتم. درست در همان زمان، جنگنده دشمن دوباره همان نقطه را که علمک گاز بود، بمباران کرد و اگر کمی دیرتر محل را ترک کرده بودم، حتما صدمه می دیدم.

          شما یا همکاران تان در طول امدادرسانی دچار مصدومیت شدید؟

      در یکی از روزهایی که شیفت نبودم، میدان الغدیر مورد اصابت موشک دشمن صهیونی قرار گرفت و تعدادی از همکارانم، هنگام مهار گاز دچار مصدومیت شدند؛ به گونه ای که یکی از همکاران ترکش به شانه اش خورد و دیگری هم موج انفجار او را چند متر پرتاب کرد. موضوع مهم این است، همکارانی که دچار مصدومیت می شدند، بلافاصله بعد از دو- سه روز استراحت، دوباره خود را به مرکز امداد می رساندند و با آن شرایط جسمانی، کنار همکاران خود بودند و خدمت رسانی می کردند.

          آیا برای حضور امدادگران گاز در چنین شرایطی، لباس ایمنی مناسبی طراحی شده است؟

      برای امدادگران گاز، لباسی از جنس کتان طراحی شده است؛ زیرا که کتان اصطکاک ندارد و الکتریسیته تولید نمی کند. شرکت ملی گاز تجهیزات فردی مورد نیاز برای امدادگر گاز را در اختیار همکاران قرار داده؛ اما حتی لباس آتش نشانان هم در شرایط بحرانی، مناسب امدادگر گاز نیست؛ چرا که امدادگر گاز باید بسرعت خود را به محل مورد نظر برساند و ممکن است یک لباس با تجهیزات زیاد، باعث کاهش سرعت او شود. در حالی که پس از رسیدن به محل حادثه، تنها 30 ثانیه زمان دارد تا تصمیم نهایی خود را برای مهار گاز بگیرد. در واقع ثانیه ها در چنین شرایطی بسیار مهم است و یک امدادگر گاز باید پیش از یک آتش نشان، نشت یا فوران گاز را مهار کند. در غیر این صورت مهار آتش نمی تواند به نتیجه برسد. در واقع این مهم ترین تفاوت یک امدادگر گاز با آتش نشان است؛ چرا که یک آتش نشان بعد از حادثه به محل مراجعه می کند؛ اما یک امدادگرگاز برای پیشگیری از اتفاقات بیشتر مانند انفجار گاز زودتر به محل مورد نظر می رسد.

          دردوره جنگ، خانواده شما چه واکنشی به حضور در این عملیات داشتند؟

      درروزهای اول جنگ 12 روزه، خانواده ام، بخصوص همسرم، بسیار نگران بود و از آنجا که من تجربه حضور در این اتفاقات را نداشتم، جزئیات اقدام هایی را که برای مهار حادثه انجام می دادیم، برای او تعریف می کردم که همین موضوع باعث نگرانی بیشتر او شده بود. از این رو تصمیم گرفتم دیگر درباره اتفاقاتی که پشت سرمی گذارم، صحبت نکنم. در جنگ رمضان، زمانی که منطقه ای نزدیک به محل ماموریتم را می زدند و او بلافاصله تماس می گرفت و حالم را می پرسید، سعی می کردم عمق اتفاق را برایش توضیح ندهم، حتی وقتی با موج انفجار مصدوم شده بودم، به خانواده و همسرم اطلاع ندادم تا نگران نشوند. معتقدم، اگر قرار است حادثه ای برای یک فرد بیفتد، آن اتفاق حتما رخ خواهد داد.

          اگر صحبتی دارید، بیان بفرمایید.

      کاری که من و دیگر امدادگران گاز انجام می دهیم، یک وظیفه در قبال مردم کشورم است. بر این باورم که پیش از هر چیز، من یک ایرانی هستم و همانند آن سربازی که پشت لانچر می نشیند و از کشور دفاع می کند، نمی توانم از وظایف خود شانه خالی کنم.

    • media/image/2026/05/2000-1441/22510.jpg

      کارکنان بیمارستان فوق تخصصی صنعت نفت تهران در حماسه 40 روزه صدای زندگی شدند

      طلوع امید از دل جنگ

      فاطمه دهقان نیری |  در روزهای تلخ جنگ 40 روزه، وقتی زمین پایتخت در التهاب انفجار می لرزید و آسمان در هیاهوی غرش جنگنده ها گم شده بود، چراغ امید همچون دیگر بخش های خدمات رسان در بیمارستان فوق تخصصی صنعت نفت تهران  نیز روشن بود و پزشکان، پرستاران و کادر درمان این بیمارستان، با دستانی که آرامش می بخشید و قلب هایی که برای نجات جان انسان ها می تپید، خستگی ناپذیر در کنار بیماران و همراهان دل نگرانشان ماندند و خدمت رسانی کردند؛ سپیدپوشانی که تنها درمانگر نبودند؛ بلکه امید زنده خانواده هایی شدند که چشم انتظار معجزه مانده بودند.  تا آنجا که به گفته محمدجواد کیان، رئیس بهداشت و درمان بیمارستان فوق تخصصی صنعت نفت تهران، با ازخودگذشتگی و ایثار کارکنان  این بیمارستان تلاش شد تا خدمت رسانی، بدون هیچ وقفه ای انجام شود.

      این روزها، آسمان آبی، باران بهاری و زمین سبزتر از زمرد، می کوشند روزهای پرالتهابی را  که دشمن آمریکایی - صهیونی بر کشورمان تحمیل کرد، تلطیف تر کنند و همراه باد بهاری به فراموشی بسپارند. جنب وجوش جانی دوباره گرفته و زندگی به حالت عادی بازگشته؛ اما یاد و خاطره روزهای پراسترس، همچنان نقل محافل است. محمدجواد کیان، رئیس بهداشت و درمان  بیمارستان فوق تخصصی صنعت نفت تهران که خود در آن دوران، کنار همکارانش پای کار بوده، در گفت وگو با خبرنگار «مشعل» از فعالیت ها و اقدام های این بیمارستان، بویژه در جنگ تحمیلی ۴۰ روزه سخن گفته است.

      تعیین چارچوب های خدمات رسانی

      محمدجواد کیان با یادآوری اینکه با آغاز شرایط بحرانی ناشی از جنگ و ضرورت ارتقای سطح آمادگی درمانی در مراکز وابسته، بهداشت و درمان صنعت نفت تهران نیز مجموعه ای گسترده، هماهنگ و چندلایه از اقدام های عملیاتی، مدیریتی، تجهیزاتی، پشتیبانی و فرهنگی را طراحی و اجرا کرد، می گوید: بنا بر مأموریت ذاتی بهداشت و درمان صنعت نفت، بلادرنگ، کمیته مدیریت خطر حوادث و بلایا با حضور اعضا و مدیران مراکز بهداشت و درمان و پشتیبانی تشکیل و با توجه به حساسیت شرایط و ضرورت افزایش آمادگی ها، تصمیم هایی مشتمل بر ۳۰ عنوان اقدام اجرایی گرفته شد.

      به گفته وی، این اقدام ها با هدف صیانت از سلامت مراجعان، حفظ پایداری خدمت رسانی، افزایش آمادگی در قبال مصدومان احتمالی و ایجاد انسجام مدیریتی در شبکه درمانی صنعت نفت تهران انجام شد.

      راه اندازی سامانه های پشتیبانی روانی و مدیریتی

      رئیس بهداشت و درمان بیمارستان فوق تخصصی صنعت نفت تهران ادامه می دهد: در ابتدای بحران، سامانه مدیریت استرس و اضطراب به صورت برخط فعال شد تا کارکنان، مراجعان و خانواده های ایشان بتوانند از خدمات روان شناختی فوری بهره مند شوند. این سامانه که بر پایه تجربه های به دست آمده از دوره های پیشین بحران ایجاد شده که نقشی مهم در کنترل فشارهای روحی و کاهش اضطراب ایفا کرده است.

      کیان تصریح می کند: از آنجا که خاصیت جنگ، دوری از خانواده و ایجاد رعب، وحشت، ترس و اضطراب ناشی از آن است، طرح مشاوره های برخط پیش بینی شد؛ به طوری که افراد را  از طریق تماس  با  54175000 به مشاوران مربوطه متصل می کرد تا درباره مسائل روحی و روانی خود صحبت کنند. این روند در دوران پسابحران هم ادامه خواهد داشت.

      وی ادامه می دهد: همزمان با آن، سامانه های مدیریتی بحران فعال و فرایند تهیه و ارسال روزانه گزارش های وضعیت مدیران ارشد آغاز شد. این گزارش ها مبنای تصمیم سازی روزانه در بیمارستان فوق تخصصی صنعت نفت تهران و مراکز سلامت خانواده و سلامت کار قرار گرفت.

      کیان با اشاره به اینکه به منظور افزایش هماهنگی، تیم واکنش سریع (RRT) در سطح بیمارستان و مراکز تابعه تشکیل شد، یادآور می شود: همچنین کشیک ۲۴ ساعته مرکز هدایت عملیات بحران (EOC)  با حضور مدیران ارشد بیمارستان و بهداشت و درمان برقرار شد تا روند ویزیت بیماران، تعیین تکلیف درمانی، مدیریت اورژانس و نظارت بر واحدهای پاراکلینیک به صورت مستمر کنترل شود. اتاق مرکز هدایت عملیات بحران (EOC) در یک محل امن و با تجهیزات کامل، به صورت ۲۴ ساعته آماده به کار شد و تمامی واحدها موظف به ارسال منظم گزارش عملکرد به اتاق عملیات بحران شدند.

      وی درباره پیش بینی فضاهای درمانی پشتیبان در صورت نیاز می گوید: با هدف مدیریت احتمال انبوه مصدومان جنگی، ارزیابی فضاهای موجود انجام و ظرفیت فیزیکی و درمانی بیمارستان و درمانگاه ها بازبینی و مسیرهای خروج اضطراری و فضاهای امن برای پناه گیری بیماران، کارکنان و همراهان تعیین شد. همچنین تجهیز یکی از مراکز درمانی به عنوان مرکز پشتیبانی برای مواقع ازدحام در بیمارستان مدنظر قرار گرفت تا توان جذب بیماران افزایش یابد.

      تأمین تجهیزات، دارو و پشتیبانی درمانی

      رئیس بهداشت، درمان و بیمارستان فوق تخصصی صنعت نفت تهران درباره تأمین دارو و تجهیزات پزشکی هم این گونه توضیح می دهد: با هدف تداوم خدمات، ذخیره سازی حجم مناسب تجهیزات و دارو انجام شد و توزیع هدفمند آنها میان مراکز مختلف صورت گرفت. همچنین آنتی دوت ها، داروهای ضروری بحران و تجهیزات حفاظت فردی (CBRN) شامل لباس ضد شیمیایی، ماسک و فیلتر کیت تشخیص گازهای خطرناک و عوامل شیمیایی، ترمومتر محیطی، دستگاه رفع آلودگی بیرونی، برانکارد کپسول اکسیژن و ... تهیه و در سطوح مورد نیاز توزیع شد.

      به گفته وی، در این دوران تمام آمبولانس های بیمارستان در مراکز درمانی تحت پوشش، مستقر شدند تا شبکه ای یکپارچه برای انتقال سریع مصدومان احتمالی ایجاد شود. از سوی دیگر، شرایط بستری مصدومان سوختگی و تدوین فرایند اعزام آنها به مراکز تخصصی نیز از قبل فراهم شد تا در صورت وقوع حادثه، انتقال بیماران با سرعت مناسب صورت گیرد.

      کیان در ادامه به تقویت زیرساخت های انرژی در شرایط خطر هم اشاره و تصریح می کند: با توجه به احتمال اختلال در شبکه انرژی، اقدام مهمی در حوزه پایداری انجام شد که نصب مخزن سوخت ۲۰هزار لیتری دفنی در یک محل امن با رعایت استانداردهای ایمنی، همچنین حجم  موردنیاز گازوئیل برای پشتیبانی ژنراتور بیمارستان و درمانگاه ها از طریق رایزنی با شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی ایران تأمین و ذخیره شد تا در شرایط بحران، هیچ گونه وقفه ای در تأمین پایداری برق اضطراری ایجاد نشود. به عنوان بخشی از برنامه پایداری، نیاز تغذیه ای بیماران، کارکنان و همراهان، ذخیره موادی مانند آب آشامیدنی و غذای کنسروی برای حداقل 72 ساعت پیش بینی و امکان اسکان نیروهای داوطلب درمانی در شرایط اضطرار مهیا شده است.

      از مدیریت منابع انسانی تا تمدید قراردادهای درمانی

      تعیین شیفت های آنکالی فوق تخصصی، برنامه ریزی حضور پزشکان و پرستاران در شیفت ها، تعیین کارکنان قابل فراخوان، به روزرسانی بانک اطلاعاتی تمام نیروهای درمانی و هماهنگی با نیروهای بازنشسته داوطلب از جمله برنامه های جامع نیروی انسانی است که کیان از آن یاد و هدف از اجرای آن را بهینه شدن امکان فراخوان سریع و سازمان یافته نیروها عنوان می کند و ادامه می دهد: به منظور رفاه کارکنان آنکال نیز فرایند پرداخت هزینه رفت وآمد در هنگام فراخوان، طراحی و اجرا شده است. همچنین به منظور تقویت شبکه انتقال و بستری بیماران، تفاهم نامه های موجود با بیمارستان های  همجوار و نزدیک تمدید شده و مذاکرات جدیدی با سایر بیمارستان هاصورت گرفته تا در صورت نیاز، امکان همکاری فوری برقرار باشد. در کنار این فعالیت ها، جدول حضور روزانه پزشکان در بیمارستان و مراکز سلامت خانواده در سایت بارگذاری شده تا برای مراجعان امکان برنامه ریزی دقیق وجود داشته باشند.

    • media/image/2026/05/2000-1441/22511.jpg

      روایتی از دل بیمارستان نفت تهران جایی که درد و امید با هم زمزمه می شوند

      مرهم مهر بر زخم های کهنه

      لیلا مهداد | هوای صبح بهاری، رنگ نقره ای ملایمی پاشیده بر نمای بیمارستان نفت تهران. نرده های آبی را که پشت سرتان جا می گذارید، حیاطی بزرگ، آغوش باز می کند به رویتان. نیمکت های به رنگ چوب هم خوش نشسته اند در گوشه و کنار این حیاط برای دمی نفس تازه کردن زیر سایه بان هایشان. درها به یمن ورودتان کنار می روند و اولین چیزی که مشام را نوازش می دهد، بوی آشنای دارو و ضدعفونی کننده است؛ بویی که در عین آشنایی، خبر از دنیایی پیچیده تر از رنگ آسمان بهاری می دهد. اینجا در راهروهای بیمارستان نفت تهران که گاه سکوت محض و گاه زمزمه درد و امید را در خود جای داده اند، حس آشنایی فضا را تسخیر کرده؛ احساساتی متناقض از اضطراب لحظه اول ورود تا آرامشی که کم کم از حضور دلسوزانه کادر درمان در جان می نشیند. راهروهای اینجا قصه های ناگفته ای هستند از مبارزه با بیماری. از رنج و امیدی که در دل دارند؛ راهروهایی که جا برای نیمکت ها باز کرده اند برای آساییدن مردان و زنانی که روزگاری در قامت مهندس، کارمند، کارگر و ...  نقش آفرین صنعت نفت بودند و حالا که برگه های تقویم برایشان ورق خورده و به روزهای کهنسالی رسیده اند. این گزارش روایتی است از زبان بیماران؛ همانان که طعم تجربه حضور در این مرکز را چشیده اند و دل نوشته ها و دغدغه هایشان، گنجینه اصلی این روایت است؛ اگرچه این تازه آغاز راه است. بی شک در روایت های بعدی به سراغ قصه کارکنان این بیمارستان خواهیم رفت؛ آنهایی که در خط مقدم مراقبت از بیماران ایستاده اند و شاید نگاهشان، لایه های دیگری از این تجربه پیچیده را برایمان آشکار سازد.

      پناهگاه آرام 

      به گفته خودشان، وقتی پا به بیمارستان نفت تهران می گذارند، انگار از هیاهوی بی امان شهر جدا می شوند و وارد پناهگاهی آرام و مطمئن می شوند. جایی که دیدن چهره های مهربان و شنیدن صداهای آرامش بخش کارکنان، کمی از درد و نگرانیشان می کاهد. برای آنها، درمان نه تنها یک فرایند پزشکی که روایتی از تنها نبودن است، روایتی که در همراهی و دقتی که ذره ذره می چشند، جاری می شود. یکی از آنها «علی آقا»ست. خودش می گوید: به همین بسنده کنیم. مردی که پیکر سالخورده اش با وجود گذر دهه ها، همچنان استوار و شق ورق است.

    • media/image/2026/05/2000-1441/22512.jpg

      چهارخانه های پیراهنش، اما رنگ خاطرات گذشته را دارد و حالا او روی نیمکت یکی از راهروها نشسته، مردی که روزگاری یکی از مهندسان باسابقه بخش برنامه ریزی تلفیقی به حساب می آمد.

      سال 1384 برایش پایان سی سال خدمت بی وقفه در صنعت نفت بود؛ سی سالی که حالا در این لحظات انتظار برای معاینه چشم، رنگ باخته، اما این انتظار، رنگ نارضایتی ندارد: دکترم ماه است. صبور، مهربان و دلسوز. به انتظار کشیدنش می ارزد.  او حالا 83 ساله است و هر بار که بهانه ای برای مراجعه به بیمارستان نفت تهران پیدا می شود، با خاطراتی گرانبها از این مکان، قدم به درون می گذارد. روزگاری سرطان در تنش ریشه دوانده بود، اما اراده پولادینش در برابر این دشمن خاموش و دستان شفابخش دکتری که او را درمان کرده ، او را سربلند بیرون آورد. به باورش، این پزشک معالج، فرشته روی زمین است: مثل این دکتر پیدا نمی شود. این جمله را با اطمینان و از عمق جان می گوید، گویی که بار دیگر طعم پیروزی را می چشد.

      گشاده رویی کارکنان

      این مراجعه کننده پیش از بازنشستگی، عطر پالایشگاه های آبادان، شیراز و تبریز، خاطرات حضورش را همراهی می کرد: پالایشگاه تبریز بودم که انقلاب شد. با اشاره ای کوتاه به گذشته، تاریخ را ورق می زند. سال ها پس از بازنشستگی نیز، رفت وآمدش به بیمارستان نفت تهران همچنان ادامه داشته و در تمام این مدت، رضایت از چشمانش می باریده. حتی روزهای جنگ هم نتوانست خللی در خدمات این بیمارستان و لبخند پرمهر کارکنانش ایجاد کند: دوران جنگ هم آمدم، همه چیز خوب بود، انگار نه انگار جنگ است. خدمات ارائه می شد و کارکنان همچون همیشه با همان لبخند و گشاده رویی کارشان را انجام می دادند. واقعا اینها مرد هستند؛ زن و مرد هم ندارد. او از نظم و نوبت دهی بیمارستان نهایت رضایت را دارد، حتی با وجود افزایش چشمگیر مراجعان: بیرون تعرفه ها بالا رفته برای همین تعداد مراجعه کنندگان بیمارستان افزایش داشته است. بیرون از بیمارستان برای یک چشم پزشکی باید 800 هزار تومان پول بدهیم،پزشکان اینجا واقعا حوصله دارند. دکتر با وجود مراجعه کنندگان زیاد واقعا خسته می شود، اما وقتی می روم پیشش، با روی گشاده برخورد می کند.خانواده ام هم از خدمات بیمارستان استفاده می کنند. در کهنسالی نیازمند خدمات هستیم و نفت این لطف را در حق ما کرده است.

      زوجی در آغوش بیمارستان

      سر تا پا سفیدپوشیده، گویی نمادی است از پاکی و آرامش و در آستانه در ورودی بیمارستان نفت تهران، کنار همسرش روی نیمکتی نشسته. سمعک در گوش، یادگار سال هایی است که شنیدن را دشوار کرده، اما نگاه پرمهر و صورت صبورش از استقامتی مثال زدنی حکایت دارد. همسرش وفادارانه همه این سال ها کنارش بوده و حالا هم همچون همیشه، روی نیمکت کنارش است. فاطمه کریمی با افتخار از همسر مهندس بازنشسته اش سخن می گوید؛ کسی که سال ها در شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت ایران خدمت کرده است. شرایط ظاهری اش نشان از ستون فقراتی دارد که نیازمند مراقبت هستند؛ مراقبت هایی که در این بیمارستان معنا یافته است.

      مرد خانه اش مسیری طولانی از درمان را پشت سر گذاشته؛ از جراحی قلب و دیسک کمر گرفته تا جراحی اخیر چشم: سال هاست خدمات می گیریم. لازم است از همه کارکنان تشکر کنم. کلامش، آمیخته با قدردانی و رضایت است. حتی در روزهای پرالتهاب جنگ، وقتی چشم همسرش نیازمند درمان بود، بیمارستان نفت پناهگاهشان شد: همه چیز عالی بود. با وجود استرسی که از شرایط داشتیم، اینجا روی خوش کارکنان آراممان کرد. خانم کریمی با بغضی که از احساسات فروخورده داشت، می گوید: با اینکه کم سن وسال هستند، اما مادرانه و پدرانه دل می سوزانند و حواسشان به همه چیز هست. خدا طول عمر و سلامت نصیبشان کند.

       این زوج دوست داشتنی، سال هاست با کوله باری از نگرانی و آرزوی سلامت پا به این بیمارستان می گذارند. گاه انتظارهای طولانی، شاید از خود درد جسم سخت تر بوده؛ انتظارهایی که گاه با تردید همراه می شده، اما همیشه در سایه امیدی زنده می مانده است. امیدی که با دیدن چهره های دلسوز کادر درمان و شنیدن نوای آرامش بخششان در دل جوانه می زده است: پزشکان، پرستاران و همه کارکنان با دانش و شفقتشان کنار ما بودند. به باور آنها، همین روح انسانی و دلنشین است که به فضای بیمارستان گرما می بخشد.

      مشکلات ناچیز  است

      محمد ابراهیم، مردی با پوست سفید و چشمان رنگی  با دقت مدارک پزشکی اش را در کیف دستی ای جمع کرده تا در زمان مناسب آنها را روی میز پزشک یا پزشکان معالج بگذارد و روند بیماری اش را پیگیری کند، همان طور که قبل از این بیرون از بیمارستان انجام می داده است. او در ابتدای حضور در صنعت بزرگ نفت، در شرکت ملی گاز ایران کار می کرده و حالا بازنشسته شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی ایران است. سال 1330 وارد صنعت نفت شد و اکنون 81ساله است. او با لبخندی آرام و برخوردی مهربان می گوید: از اینجا هم خدمات می گیرم. خانه ام به اینجا دور است؛ برای همین گاهی اوقات از مراکز طرف قرارداد خدمات می گیرم.

      محمد ابراهیم  به توصیه پزشک برای اندازه گیری عضله بیمارستان آمده. او شرایط کنونی بیمارستان را خوب توصیف می کند، هرچند اضافه شدن افراد بیشتر به این مجموعه، کمی بر زمان انتظار تاثیر گذاشته است، اما واقعا می گوید: تعداد نفرات زیاد نشده، اما انتظار بیشتر نمی کشیم. برخورد کارکنان اینجا، او را بسیار جذب کرده است: روی گشاده و صبوریشان واقعا دلنشین است. روحیه شان به گونه ای است که احساس نمی کنی وارد محیط درمانی شده ای. هر کسی که اینجا می آید، درد جسمی دارد، اما برخورد مهربانانه ، همه این خشم ها و اضطراب ها را در دل می سوزاند. پزشکان جوان و پرانرژی هستند و این برای محمد ابراهیم خبر خوبی است: خوشحالم که نیروهای جوان وارد شده اند. از آزمایشگاه و ام آرآی هم خیلی راضی ام، وضعیتشان عالی است. در دوره جنگ در برخی مراکز خدمات درمانی به هم خورده بود، اما اینجا آرامش برقرار بود: در آن دوره هم درمان گرفتم، سروصدا بود، اما اینجا، آرامش خوبی دارد؛ البته مشکلاتی هست، اما نسبت به بیرون، خیلی کم و ناچیز است.

      انتظارهای طولانی داروخانه

      «فاطمه» یکی دیگر از مراجعه کنندگان است. زنی ریزنقش که چشم های درشتش در فریم قرمزی قاب شده است. با عشق و اعتمادی که به پزشکان این مجموعه دارد، هر بار راهی بیمارستان می شود، اما داروخانه اینجا برایش داستانی دیگر دارد. جایی که زمان، آرام و آهسته پیش می رود و انتظار، گاه برایش خسته کننده می شود: شاید کمبود کارکنان یا نیاز به گسترش فضا، دلیل این کندی باشد. البته سال گذشته این پروسه طولانی تر بود اما امسال نسخه ها الکترونیک شده اند و پروسه انتظار کوتاه تر شده است.

      به واسطه همسرش با بیمارستان نفت آشنا شده؛ مردی که روزگاری در پالایشگاه تهران، در دل مخازن نفس می کشید. حالا او هم بیشتر دوران درمانش را اینجا می گذراند؛ به خصوص نزد پزشکان ارتوپد. تجربه جراحی دیسک کمر و تعویض مفصل، هرچند سخت، اما با خدمات عالی این مجموعه برایش قابل تحمل شده است: خدمات اینجا بی نظیر است، فقط این داروخانه است که وقت زیادی می گیرد. داروهای خارجی را هیچ کدام از بیمه ها قبول نمی کنند.

      داروهایی که گاه پیدا کردنشان خود داستانی دیگر دارد: حتی پزشکان قلب و دیگر متخصصان هم اینجا حاضرند و همین باعث می شود با اطمینان، مسیر درمانی ام را در این مکان طی کنم.

      هیچ کاری بدون دقت انجام نمی شود

      محمدعلی بارانی، 73 ساله که هنوز طعم خستگی لوله هایی را که در کارخانه ساخته، به یاد دارد، مردی که سال ها در لوله سازی اهواز، بخشی از وجودش را وقف صنعت نفت کرده.

      از اهالی اهواز است هرچند از سال 86 پس از بازنشستگی، تهران را خانه دوم خود یافته و اینجا، در این بیمارستان، طعم آرامش و خدمات درمانی دلگرم کننده ای را تجربه می کند: کلیه هایم گهگاه دردسر می سازند و نیاز به مراقبت و دارو دارند؛ اگرچه به گفته خودش برخورد کارکنان اینجا، چون نسیمی خنک بر روحی خسته است: تعرفه ها در مقایسه با بیرون، بسیار منصفانه تر است، زیرا با حقوق بازنشستگی، آن هم وقتی همسرم نیز بیمار است، هزینه های کمرشکن درمان در بیرون طاقت فرساست.

      اینجا، هر کاری با دقت و وسواس انجام می شود.

      پیش از این، جای دیگری اشتباهی در پرونده ام رخ داده بود، اما در این بیمارستان، با عکس برداری، کارشناسی دقیق و معاینه پزشک، مشکل اصلی تشخیص داده شد و راه حل درستی ارائه شد.

      انگار هیچ کاری بدون دقت کافی انجام نمی شود: پزشکان، اغلب جوانانی پرانرژی و ماهر هستند که هم از نظر اخلاق و هم کار، عالی اند.

    • media/image/2026/05/2000-1441/22513.jpg

      صنعت نفت در جنگ ۱۲روزه پایداری تأمین انرژی را رقم زد

      شکوه حماسه  

      مشعل |   ایران در روزهای سخت بارها نشان داده است که قدرت واقعی تنها در تجهیزات و زیرساخت ها خلاصه نمی شود؛ این قدرت در مردمی ریشه دارد که استوار می مانند، در نیروهای مسلحی که میدان را خالی نمی کنند و تا پای جان برای مردم ایران می ایستند و در صنعتی که حتی زیر فشار بحران، چراغ خدمت را روشن نگه می دارد. صنعت نفت در روزهای حمله یکی از روشن ترین جلوه های همین ایران مقتدر بود؛ صنعتی که همزمان باید تولید را حفظ می کرد، سوخت رسانی را پایدار نگه می داشت، تأسیسات آسیب دیده را احیا می کرد و از مسیر تداوم انرژی، آرامش مردم را پاس می داشت. 23 خرداد 1404، روز آغاز حمله ددمنشانه دشمن آمریکایی- صهیونی به خاک کشورمان و حمله به تاسیسات نفتی، یادآور روایت همین توان، ایستادگی و مدیریت در جنگ ۱۲ روزه میان حق و باطل است؛ روایت از صنعتی که اجازه نداد تهدید به توقف تبدیل شود.

      با آغاز تجاوز دشمن در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، طبیعی بود که نگرانی درباره وضعیت زیرساخت های حیاتی کشور، به ویژه در حوزه انرژی، به یکی از مهم ترین دغدغه ها تبدیل شود. تجربه های پیشین نیز نشان داده بود که دشمن آمریکایی -صهیونی در تلاش برای برهم زدن آرامش مردم ایران، همواره تأمین سوخت و انرژی را یکی از اهداف اصلی خود قرار می دهد.

      هماهنگی و همدلی

      همزمان با حملات و هدف قرار گرفتن تأسیسات نفت و گاز، نگاه ها بیش از هر زمانی دیگر به عملکرد صنعت نفت دوخته شد؛ صنعتی که باید همزمان هم با شرایط بحرانی مقابله می کرد، هم نیاز روزافزون کشور به سوخت و انرژی را پاسخ می داد و هم اجازه نمی داد کوچک ترین خللی در روند خدمت رسانی ایجاد شود. در آن روزها نگرانی کم نبود. افزایش ناگهانی مصرف بنزین و گازوییل، فشاری مضاعف بر شبکه تولید و توزیع وارد کرده بود و در عین حال، این احتمال وجود داشت که با ادامه تجاوز رژیم صهیونیستی، برخی مراکز مهم ذخیره سازی و فراورش نیز هدف حمله قرار گیرند. انبارهای نفت، تأسیسات گازی و پالایشگاه ها در معرض تهدید بودند و مجموعه این شرایط می توانست روند تأمین پایدار انرژی کشور را با اختلال روبه رو کند. با این حال، آنچه در عمل رقم خورد، روایتی متفاوت بود؛ روایتی از آمادگی، انسجام، سرعت عمل و مدیریت میدانی. صنعت نفت در همان ساعات نخست با فعال سازی ظرفیت های عملیاتی و هماهنگی میان بخش های مختلف، اجازه نداد نگرانی ها به بحران در تأمین سوخت و انرژی تبدیل شود.

      وزارت نفت و شرکت های تابعه از همان ساعات نخست حملات دشمن، مدیریت بحران را به صورت عملیاتی در دستور کار قرار دادند. در بخش پالایش و پخش، با افزایش کم سابقه مصرف بنزین، ظرفیت پالایشگاه ها به کار گرفته شد و ذخایر راهبردی با دقت مدیریت شد تا عرضه سوخت در کشور بدون وقفه ادامه یابد.

       در بخش گاز نیز با وجود تجاوز و آسیب دیدگی فاز 14 شرکت مجتمع پارس جنوبی و پالایشگاه فجرجم، جریان گاز مشترکان در سراسر کشور پایدار ماند و اجازه داده نشد اختلال در یک نقطه به شبکه سراسری سرایت کند. این هماهنگی گسترده، نتیجه حضور شبانه روزی نیروهایی بود که در سخت ترین شرایط، در میدان ماندند تا کشور در حوزه انرژی با بحران ثانویه روبه رو نشود.

      اطمینان ملی به پایداری

      در میان مجموعه هایی که در آن مقطع دچار آسیب شدند، پالایشگاه گاز فجر جم به یکی از نمونه های برجسته مدیریت بحران و بازسازی سریع تبدیل شد. این پالایشگاه در پی حمله، دو ردیف از هشت ردیف عملیاتی خود را  از دست داد و بخشی از ظرفیت آن به طور موقت از مدار خارج شد.با توجه به جایگاه مهم این پالایشگاه در فراورش گاز کشور، ادامه دار شدن این وضعیت به ویژه در روزهای سرد سال می توانست بر پایداری شبکه اثرگذار باشد، اما از همان ساعات نخست تجاوز دشمن، عملیات ارزیابی خسارت، ایمن سازی، تعمیر و بازسازی آغاز شد. تیم های بهره برداری، تعمیرات، ایمنی و پشتیبانی با تمرکز کامل وارد عمل شدند و روند بازگردانی واحدهای آسیب دیده را با سرعت پیش بردند. ثمره این تلاش هماهنگ آن بود که پالایشگاه فجر جم در فاصله ای کمتر از ۶ ماه، بار دیگر واحدهای آسیب دیده خود را به مدار بازگرداند و در روز ۱۵ دی ماه، با حضور محسن پاک نژاد، وزیر نفت، بهره برداری رسمی از این واحدها انجام شد. این اتفاق فقط یک راه اندازی دوباره نبود؛ نمادی بود از این که صنعت نفت کشور در اوج فشار و تهدید هم می تواند با اتکا به توان فنی داخلی، دانش مهندسی و همت کارکنان خود، مسیر تولید را احیا کند و پایداری را به شبکه بازگرداند. در کنار فجر جم، روند بازسازی و تداوم عملیات در دیگر بخش های آسیب دیده نیز نشان داد که صنعت نفت در برابر فشارهای ترکیبی، از آمادگی لازم برای پاسخگویی برخوردار است. در فاز ۱۴ پارس جنوبی نیز کار بازسازی و احیای بخش های آسیب دیده ادامه یافته و متوقف نشده است. اهمیت این موضوع زمانی آشکارتر می شود که بدانیم فاز ۱۴ پارس جنوبی یکی از بخش های مهم در زنجیره تأمین گاز کشور است و تداوم فعالیت و بازسازی آن میان جنگ تحمیلی سوم یعنی جنگ رمضان نیز ادامه داشته است.

      سرمایه ای فراتر از تأسیسات

      آنچه از جنگ ۱۲روزه در حافظه ایران باقی می ماند، تنها عبور از یک مقطع بحرانی نیست؛ بلکه روایتی از تاب آوری، آمادگی و مدیریت همزمان چند مأموریت مهم است. صنعت نفت در شرایطی دشوار توانست تولید را حفظ کند، تأمین سوخت را پایدار نگه دارد و روند بازسازی تأسیسات آسیب دیده را در ادامه بدون وقفه دنبال کند. این تجربه نشان داد که پشتوانه اصلی صنعت نفت، فقط تأسیسات، پالایشگاه ها و خطوط انتقال نیست؛ بلکه نیروی انسانی متخصص، مدیریت میدانی و هماهنگی سازمانی است. کارکنانی که در سخت ترین شرایط در میدان ماندند و بار دیگر ثابت کردند که سرمایه انسانی، نقطه اتکای اصلی این صنعت در روزهای بحران است. از بازگشت واحدهای آسیب دیده فجر جم به مدار و تداوم بازسازی در فاز ۱۴ پارس جنوبی تا مدیریت مطلوب ذخیره سازی سوخت در انبارهای نفت، همه اینها نشانه یک واقعیت روشن است؛ اینکه صنعت نفت ایران از توان لازم برای عبور از بحران ها و چالش های بزرگ برخوردار است. دستاورد مهم این دوره، تقویت همین اطمینان ملی بود که در جنگ تحمیلی سوم، صنعت نفت پس از اقتدارآفرینی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، توانست با حفظ پایداری تولید و تأمین انرژی، کارنامه ای قابل اتکا و افتخارآفرین برای مردم ایران به ثبت برساند.

    • media/image/2026/05/2000-1441/22514.jpg

      به یاد شهدای صنعت نفت که شریان انرژی  را در آتش جنگ زنده نگاه داشتند

      ایستادگی  زیــر آوار

      مشعل |  خورشید ۲۷ اسفندماه ۱۴۰۴ به وسط آسمان رسیده بود که ردپای جنگنده های دشمن آمریکایی - صهیونی بر فراز منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس (عسلویه) دیده و صدای انفجارهای مهیب شنیده شد؛ اما در همان لحظات دشوار، مردانی از جنس غیرت و تعهد،  بی هیاهو در میدان خدمت ماندند؛ کسانی که امنیت، آرامش و سربلندی مردم را بر آسایش خود ترجیح دادند. شهید مجید بحرانی، معاون اجرایی سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس و شهید مجید رجب پور کارمند بخش نقلیه از همان مردانی هستند که در دل خطر، قامت خم نکردند و تا آخرین لحظه بر عهد خود باقی ماندند؛ زیرا نیک می دانستند راه خدمت، همیشه هموار نیست؛ گاه باید از میان دود، آتش، صدای انفجار و سختی عبور کرد تا چراغ زندگی مردم روشن بماند. به پاسداشت این رشادت ها، خبرنگار «مشعل»  با مرضیه ادیب زاده، همسر شهید مجید بحرانی و لیلا دشتی زاده، همسر شهید مجید رجب پور به گفت وگو نشست تا داغ روزهایی روایت شود که دل ها میان نگرانی و امید در رفت وآمد بود.

      ساعت کاری به پایان رسیده بود که شهید مجید بحرانی، معاون اجرایی سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس به همراه راننده خود شهید مجید رجب پور از ساختمان خارج شدند و هنوز چند متری دور نشده بودند که صدای مهیب انفجار به گوش رسید و پس از آن، ترکش ها بود که به همه جا پرتاب شد. در میان غبار حادثه، بخشی از آوار و ترکش روی خودروی حامل شهید بحرانی و شهیدرجب پور افتاد و به درجه رفیع شهادت نائل آمدند. مرضیه ادیب زاده، همسر شهید بحرانی درباره حال وهوای آن روز غم بار می گوید: در شهر شیراز ساکن هستیم و برنامه کاری همسرم این گونه بود که یکشنبه ها به منطقه ویژه اعزام می شد و پایان هفته بازمی گشت. روزهایی که شایعات و زمزمه جنگ احتمالی پیچید، ۱۰ روز در حالت آماده باش بود و به خانه نیامد. روز پنجشنبه ۷ اسفند بود که پس از چند روز دوری به خانه برگشت. هنوز دیدارها تازه نشده بود و فرزندانمان به درستی پدر را ندیده بودند که با شنیدن خبر شروع جنگ و درگیری ها در 9اسفند، انگار زمان برایش متوقف شد و بدون لحظه ای درنگ به منطقه برگشت و مسئولیت خطیر حفظ امنیت و آمادگی در شرایط بُحرانی را به عهده گرفت. در طول آن دوران پراضطراب، بَحرانی در منطقه و در خط مقدم مسئولیتش حضور مداوم داشت و برای سرزدن به ما، فقط به یک مرخصی کوتاه آمد و سریع هم برگشت که همان را غنیمت دانستیم.

       

      شوک پشت خط تلفن

      نگاهی به قاب عکس همسرش می اندازد و ادامه می دهد: روز حادثه، دلم شور می زد. با او تماس گرفتم و چند دقیقه با هم صحبت کردیم؛ اما دل نگران بودم. نیم ساعت بعد دوباره زنگ زدم تا جویای حالش شوم؛ اما با شنیدن «مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد» قبلم فرو ریخت. چند بار تماس گرفتم، بی فایده بود. کم کم نگرانی در دل من و بچه ها نشست. از همان لحظه فهمیدم که اتفاقی افتاده، اما نمی خواستم باور کنم. انتظار، یکی از سخت ترین حالت هایی است که انسان تجربه می کند. بعد از تماس های پی درپی، پسر بزرگم از طریق یکی از همکاران پدرش مطلع شد که دچار حادثه شده و کم کم اصل ماجرا را گفت که از اینجا وارد همان مرحله سخت پذیرش حقیقت و شوک بزرگ شدیم. در کنار این غم عظیم، حس غرور و افتخار هم وجود داشت. همسر من کسی نبود که در راحتی بنشیند. او تا آخرین نفس، در خط اول وظیفه و مسئولیت باقی ماند و شهادتش، اوج تعهدش به مردم، میهن و وظیفه ای بود که بر دوش داشت. روزهای جنگ برای همه سخت بود؛ اما برای ما که همسر یک مسئول در خط مقدم بودیم، نگرانی ها بیشتر بود.

       

      حامی، اما بی ادعا

      اشک چشمانش را پاک می کند و می گوید: من و همسرم از بستگان هم بودیم و سال ۱۳۷۷ به صورت کاملاً سنتی ازدواج کردیم. از همان ابتدا، آنچه در شخصیت او بیشتر به چشم می آمد، تلاش، پشتکار و صداقتش بود؛ اهل حرف های بزرگ نبود و بیشتر خود را با عملش نشان می داد. ازدواجمان خیلی ساده و بی تکلف برگزار شد؛ زیرا معتقد بود زندگی باید با سادگی و برکت شروع شود. مهربانی و مسئولیت پذیری اش باعث شد از همان اول حس امنیت و آرامش داشته باشم. حاصل ازدواج ما سه فرزند است؛ مهرداد، دانشجوی رشته مهندسی برق دانشگاه شهید بهشتی؛ محمد، دانش آموز کلاس نهم و مرسانا دختر کوچک مان است که با شور و اشتیاق، در آستانه ورود به دنیای مدرسه است.

      ادیب زاده با یادآوری اینکه شهید بَحرانی بسیار خانواده دوست و حامی بی ادعا برای من و فرزندان مان بود، ادامه می دهد: در مورد فرزندان و تربیت آنان، بسیار صبور و مهربان رفتار می کرد، به گونه ای که با وجود مسئولیت های سنگینی که در منطقه صنعتی عسلویه و کنگان به عهده داشت، وقتی به خانه می آمد، کوله بار مسئولیت را پشت در می گذاشت و سعی می کرد تمام وقت در اختیار ما باشد. با آمدنش خانه پر از شوخی و خنده و هیاهو می شد، با بچه ها بازی می کرد و خیلی به تربیت درست و اخلاق و پیشرفت تحصیلی فرزندان اهمیت می داد وهمیشه به داشتن صداقت، تلاش و کوشش، احترام به بزرگ ترها و کمک به دیگران تأکید می کرد. در محیط کار هم فردی بسیار متعهد، تلاشگر، منظم و مسئولیت پذیر بود و همکارانش همیشه از روحیه همکاری و اخلاق خوبش تعریف می کردند و می گفتند که هیچ وقت دنبال دیده شدن نبود و صرفاً انجام درست وظیفه برایش مهم بود.

       

      زندگی در فراغ یار

      ادیب زاده، نفسی عمیق می کشد و درباره زندگی در فراغ یار می گوید: پس از شهادت همسرم، زندگی و بودن در خانه ای که صدای خنده های او از در و دیوارش به گوش می رسد، سخت تر شده و نبودش بیش از همیشه احساس می شود. تکیه گاه خانواده، معلم اخلاق و نظم دهنده زندگی را ازدست داده ایم؛ اما میراثی که از او برای مان به یادگار مانده، بسیار ارزشمند است؛ درس صداقت، مسئولیت پذیری، شجاعت و پایبندی به اصول. همه تلاش من و فرزندانم این است که تلاش کنیم راهش را ادامه دهیم و یادش را زنده نگه داریم، همان طور که خودش همیشه زنده و حاضر در قلب ماست.

      با صدایی آکنده از بغض تأکید می کند: سال ها در کنار مردی زندگی کردم که نه تنها در دنیای صنعت نفت، مسئولیت های بزرگی به عهده داشت؛ بلکه برای ما هم تکیه گاهی محکم بود. در تمام این سال هایی که با هم بودیم، تلاش کردم خانه مان، سرشار از آرامش باشد تا با تمام دغدغه های کاری، وقتی به خانه برمی گردد، آرامش را در خانه حس کند. امروز، من باتکیه بر آنچه از او آموخته ام، در کنار سه فرزندم، محکم و استوار می ایستیم و با یاد او و ارزش هایی که در قلبمان نهاده، به مسیرمان ادامه می دهیم.

      همیار و غمخوار ابدی

      لیلا دشتی زاده، همسر شهید رجب پور هم در ادامه این گفت وگو به ما می پیوندد و درباره آغازین روزهای زندگی مشترک شان می گوید: ۱۸ساله بودم که زندگی مشترک مان را آغاز کردیم و همسرم تمام تلاش خود را برای ساختن هر آنچه نیاز بود، به کار برد تا کم وکسری در زندگی احساس نکنم. ثمره این ازدواج یک پسر به نام پرهام و یک دختر به اسم پارمیس شد که بسیار به پدر تکیه داشتند و درس های خوبی هم از او آموختند؛ درس هایی از فداکاری، ایثار، تلاش، مسئولیت پذیری و مهربانی با همه.

      جرعه آبی می نوشد و ادامه می دهد: رجب پور همان قدر که در خانه و خانواده مهربان، روحیه بخش و پر انرژی بود، در محیط کار هم چنین بود و تلاش می کرد بهترین باشد، تا آنجا که در محیط کار هم بارها به عنوان کارگر نمونه معرفی شد. مدتی که گذشت، به توصیه شهید مجید بَحرانی، در سمت راننده ایشان مشغول شد و با اینکه یک راننده بود؛ اما همیشه بیش از اندازه کار می کرد و معتقد بود باید بهترین کارها را انجام دهد. در محیط کار به گونه ای با همکاران رفتارکرده بود که در مراسم خاکسپاری و ...، همگی از کارگر گرفته تا مدیر، اشک می ریختند و از خوبی هایش، از فداکاری ها و ایثارش می گفتند.

      دشتی زاده با یادآوری روز شهادت همسرش، اشک در چشمانش حلقه می زند و می گوید: روز شهادتش، با هم در تماس بودیم و دائم تأکید می کرد که این سری جنگ ناجوانمردانه تر است و مراقب خودت و بچه ها باش. چند ساعتی گذشت که دلشوره عجیبی به سراغم آمد و سریع با همسرم تماس گرفتم؛ اما پیام خاموش بودن گوشی اش، گویای یک اتفاق بد بود و با زنگ تلفن برادرم فهمیدم که دلشوره ام بی مورد نبوده و همراه و همیار من به شهادت رسیده است؛ اما من و فرزندانم هیچ وقت نبودنش را باور نداریم. پسرمان از روی دلتنگی، هر روز برای پدرش در نامه ای می نویسد: «من به پدرم قول دادم که به خواسته هایش عمل کنم. آرزوی پدرم، ادامه تحصیل من و کسب موفقیت در تمامی مراحل زندگی بود. بابا جان، می دانم که مرا می بینی و دعا و حمایتت را از من دریغ نمی کنی. همیشه و هر جا یادت در قلبم خواهد ماند.»

      گفت وگو به پایان رسیده، اما در ذهنم همواره این تداعی می شود که در روزهای بُحرانی منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس، مردانی در خط خدمت ایستاده اند که نامشان با ایثار و مقاومت گره خورده است. در واقع شهیدان این سرزمین، روایت زنده ای از وفاداری هستند؛ مردانی که بی ادعا رفتند؛ اما نام شان در حافظه مردم ماندگار شده است؛ زیرا که با دستان خسته، اما دل های بزرگ، برای آبادانی و امنیت تلاش کردند تا ثابت کنند که زیر هجوم موشک و ویرانی هم می توان سربلند ایستاد و برای وطن، جان داد.

      یاد و خاطره شهید بَحرانی و رجب پور و همه خادمان فداکار آن روزهای سخت، همیشه در قلب مردم زنده خواهد ماند؛ زیرا خون شهید، پایان یک راه نیست؛ بلکه آغاز روشن ماندن چراغ امید و مقاومت است.

       

    • media/image/2026/05/2000-1441/22515.jpg

      مردم   از تعهد جبهه انرژی در جنگ رمضان قدردانی کردند 

      خدمت در سنگر غیرت

      مشعل | در روزهایی که دشمن با هدف قرار دادن زیرساخت های انرژی کشور تلاش داشت آرامش مردم را برهم بزند، کارکنان صنعت نفت با حضور جهادی و شبانه روزی در میدان تولید، پالایش و توزیع سوخت اجازه ندادند چرخه انرژی کشور حتی برای لحظه ای متوقف شود. استمرار تولید و توزیع پایدار سوخت اعم از گاز و سوخت های مایع راهبردی همچون بنزین در بحبوحه جنگ رمضان، جلوه ای از اقتدار، مدیریت و تعهد خانواده بزرگ صنعت نفت بود؛ تلاشی که نه تنها موجب آرامش خاطر مردم شد؛ بلکه تحسین و قدردانی اقشار مختلف جامعه را نیز به همراه داشت. همزمان با برگزاری هفتاد و دومین شب حضور مردمی در میدان فلسطین، بسیاری از حاضران با اشاره به نقش راهبردی صنعت نفت در روزهای بحرانی، از ایستادگی و عملکرد کارکنان این صنعت گفتند. در این گزارش، بازتاب دیدگاه ها و روایت های مردمی درباره نقش صنعت نفت در حفظ آرامش و پایداری کشور را می خوانید.

      نزدیک به دوو ماه اندی است که حضور ملت ایران در میادین شهرهای سراسرکشور به منظور بیعت با رهبری و حمایت از نظام دفاعی کشور در حفظ کیان ایران مقتدر، ادامه دارد و این حضور حماسی در تهران نیز مانند دیگر شهرها، با حال وهوایی خاص همچنان پابرجاست.

      در هفتاد و دومین شب حضور مردمی در حمایت از نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، راهی میدان فلسطین شدم. ساعت حدود ۸ شب بود؛ نماز مغرب و عشا به پایان رسیده و فضای میدان، سرشار از شور و حضور مردمی بود. دور تا دور میدان غرفه هایی دیده می شد که برخی از آنها با همکاری شرکت های زیر مجموعه صنعت نفت به مردم خدمت رسانی می کردند. با وجود گذشت بیش از 2 ماه، این تجمعات و حال و هوای میدان، چنان پرنشاط بود که گویی نخستین شب گردهمایی مردم است.

      جان فدای ایران

      طیف سنی حاضران درمیدان فلسطین، از کودکان تا سالمندان، نشان می داد که روایت مقاومت، میان نسل ها در حال انتقال است؛ حضوری که از انسجام هویتی جامعه حکایت داشت. نشاط، انگیزه و حس همبستگی در چهره این طیف گسترده بخوبی دیده می شد و نشان می داد آنچه که در این روزها  از  آن با عنوان جنگ رمضان یاد می شود، برای جامعه تنها یک رخداد سیاسی یا نظامی نیست؛ بلکه مسأله ای هویتی و ارزشی است.

      در میان غرفه ها قدم می زدم؛ در یکی از آنها چای گرم میان مردم توزیع می شد، در غرفه ای دیگر کودکی با شوق از حاضران پذیرایی می کرد و درجایی دیگر پرچم های ایران میان مردم توزیع می شد. به سراغ چند نفر از خادمان این غرفه ها رفتم و پرسیدم چه چیزی به آنها انگیزه می دهد که هر شب با چنین انرژی در میدان حضور دارند. پاسخ شان کوتاه و صادقانه بود: عشق به وطن.

      دژ مستحکم نفتی

      در ادامه روایت شب های جان فدایی و ایستادگی پای ایران، به سراغ مردم رفتم تا نظر آنها را درباره عملکرد صنعت نفت در جریان جنگ رمضان جویا شوم. مردی بلند قامت که پرچم ایران را در دست داشت و آن را به نشانه اقتدار تکان می داد، در پاسخ به این پرسش گفت: با اینکه دشمن شکست خورده به تأسیسات و پالایشگاه های پارس جنوبی حمله کرد، حتی یک لحظه هم قطعی گاز پیش نیامد. او که خود را حسن مرادی معرفی می کند، می گوید: واقعا از عملکرد و مدیریت صنعت نفت راضی هستیم. کارکنان صنعت نفت در آن شرایط حساس، ستون انرژی بودند. ما هم برای قدردانی از آنها و همه رزمندگان، در این میدان حضور داریم.

      کمی آن سوتر، توجهم به جوانی که برای مردم مداحی حماسی می کرد، جلب شد. در فرصتی کوتاه از او درباره عملکرد صنعت نفت پرسیدم. در پاسخ با اشاره به نقش حیاتی کارکنان این صنعت گفت: شاید بسیاری از مردم فقط نتیجه کار را ببینند؛ اما پشت این آرامش، تلاش شبانه روزی هزاران نفر در صنعت نفت جریان دارد. وقتی دشمن به زیرساخت های انرژی ما حمله کرد، کارکنان این صنعت با تعهد و غیرت اجازه ندادند چرخه تولید و تأمین انرژی متوقف شود. همین ایستادگی بی ادعا باعث شد مردم در خانه هایشان گرما و آرامش داشته باشند، حتی در جایی خواندم که صادرات نفت کشور چند برابر شده و این موضوع برای من غرورآفرین بود.

      در لابه لای جمعیت سه دختر که دانشجو و از معلمان آینده کشور بودند، حضور داشتند. آنها در حالی که پرچم سه رنگ ایران را در هوا به حرکت در می آوردند، همصدا با جمعیت حاضر در میدان فلسطین، شعارهای حماسی سر می دادند. از آنها نیز درباره عملکرد صنعت نفت در روزهای جنگ پرسیدم. یکی از آنها که فاطمه حسینی نام داشت، گفت: در روزهایی که انبارهای نفت اطراف تهران مورد حمله دشمن قرار گرفت، فردای همان روز به پمپ بنزین رفتم. با اینکه جمعیت زیادی برای سوخت گیری آمده بودند؛ اما مدیریت هوشمندانه صنعت نفت در تأمین سوخت باعث شد مردم بدون مشکل بنزین بزنند. این برای ما نشانه ای از آمادگی و توان مدیریت در شرایط بحرانی بود.

      دانشجوی دیگری که مریم فتوحی زاده نام داشت،  به حملات دشمن به پالایشگاه های پارس جنوبی شاره و تصریح کرد: از لحظه ای که خبر حمله به تأسیسات گازی منتشر شد، همه نگران شدیم؛ اما در عمل هیچ قطعی گازی اتفاق نیفتاد. پیام ها و اطلاع رسانی مدیران صنعت نفت در آن لحظات حساس به مردم دلگرمی می داد و دیدیم که گازرسانی بدون مشکل ادامه یافت.

      دانشجوی سوم به نام مبینا کمالی با لبخند و انرژی از تجربه این روزها گفت: من به عنوان معلم نسل آینده، حتما این روزها و این جنگ را برای دانش آموزانم روایت خواهم کرد.در دوره ای که دشمن آمریکایی -صهیونی بسیاری از زیرساخت ها، از جمله پالایشگاه های گاز پارس جنوبی را هدف قرار داد، حتی لحظه ای قطع یا افت فشار گاز رخ نداد و گاز بی وقفه در خانه ها جریان داشت. یا زمانی که انبارهای نفت مورد حمله قرار گرفت، چند روز بعد وقتی به پمپ بنزین رفتم، سوخت رسانی با آرامش کامل انجام می شد. لبخند مسئول جایگاه و آرامش مردم نشان می داد که مدیریت درستی در جریان است. من به عنوان معلم آینده، این نوع مدیریت در صنعت نفت و دولت را برای دانش آموزانم روایت خواهم کرد و مطمئن هستم که نسل های بعد، با شنیدن روایت این روزها به صنعت نفت و کشورشان افتخار خواهند کرد.

      همبستگی مردم با جبهه انرژی

      این تجمعات، پیامی روشن و کوبنده برای دشمنان دارد؛ اینکه رویارویی امروز میان ایران و دشمنانش بیش از هر چیز، نبرد اراده هاست. حضوری که در میدان فلسطین دیده می شد، تنها یک گردهمایی ساده نبود؛ بلکه نمادی از ایستادگی و همبستگی مردمی بود که با وجود همه فشارها و تهدیدها، پای آرمان ها و سرزمین خود ایستاده اند. شور و حضور پررنگ نسل های مختلف، از کودکان تا سالمندان، نشان می داد که روح مقاومت در جامعه زنده است و ملت ایران در بزنگاه های تاریخی، با وحدت و عزم جمعی از کشور خود دفاع می کنند. در میان جمعیت، بسیاری از مردم با اشاره به روزهای پرالتهاب جنگ رمضان، از تلاش های بی وقفه کارکنان صنعت نفت سخن می گفتند؛ کسانی که در سکوی های نفتی، پالایشگاه ها، مراکز انتقال و شبکه های توزیع انرژی، بی وقفه مشغول کار بودند تا جریان انرژی در کشور لحظه ای متوقف نشود. برای مردمی که در خانه های خود گرمای گاز را حس می کردند و در جایگاه ها، بدون نگرانی سوخت می گرفتند، این تلاش ها به نمادی از مسئولیت پذیری و تعهد ملی تبدیل شده است.

      پیام مردم در میدان فلسطین، در واقع قدردانی از همان تلاش های خاموش، اما حیاتی بود. پیامی که نشان می داد جامعه قدردان تلاش کسانی است که در روزهای دشوار، در سنگرهای کمتر دیده شده، اما حیاتی کشور ایستادند. کارکنان صنعت نفت در این روزها ثابت کردند که جبهه انرژی، یکی از استوارترین خطوط مقاومت ملی است؛ جبهه ای که با تلاش شبانه روزی فرزندان این سرزمین، چراغ خانه های مردم را روشن نگه داشته و پشتوانه ای برای پایداری کشور در شرایط سخت بوده است.

    • media/image/2026/05/2000-1441/22516.jpg

      ورزشی ها ازصنعت نفت برای مدیریت انرژی در جنگ رمضان قدردانی کردند

      سوخت رسانی در  اوج

      نیوشا روزبان |  در طول جنگ 12 روزه و جنگ رمضان و در کنار نگرانی ها و بحران های موجود، بسیاری از مردم نگران تامین سوخت مورد نیاز برای خروج از شهرهای خود یا تامین گاز شهری مورد نیاز بودند. ترس از بدون بنزین ماندن یا انفجار ناگهانی لوله گاز، ذهن مردم را درگیر خود کرده بود؛ اما درتمام این روزها، کارکنان صنعت نفت در بخش های مختلف، بخصوص پالایشگاه ها میدان را خالی نکرده و با تهدیدهایی که صورت می گرفت، تمام تلاش خود را می کردند تا مردم ایران با کمبود بنزین و گازمواجه نشوند؛ امری که سپاسگزاری مجموعه دولت ومردم را به همراه داشت. دراین میان، چهره های ورزشی کشور نیز در گفت وگو با ماهنامه «مشعل» با قدردانی از تلاش کارکنان صنعت نفت به بیان احساس خود از آن روزها پرداختند.

      صرفه جویی در کنار تدبیر

      محمدحسین کنعانی زادگان، دفاع وسط تیم فوتبال پرسپولیس و تیم ملی درباره جنگ رمضان گفت: پیش از این نیز بارها در رسانه ها گفته ام که یکی از تلخ ترین اتفاقات و اخباری که در روزهای جنگ شنیدم، خبر تجاوز آمریکایی-صهیونی به کودکان مظلوم مدرسه میناب بود که بیش از هرچیز من و همه مردم کشور را در شوک فرو برد. این اتفاق در تمام دنیا هم بازخورد داشت و همه مردم جهان را نسبت به اقدام های دشمن آمریکایی-صهیونی متاثر و خشمگین کرد.

      من به عنوان یک ورزشکار که باید خود را برای حضور در جام جهانی آماده می کردم، در دورانی که کشور مورد تهاجم دشمن قرار گرفته بود، با اعتماد به نیروهای ارتش و سپاه تمرین های خود را ادامه دادم تا بتوانم همراه با تیم ملی حضور درخشانی در جام جهانی داشته باشم و همین جا به همه مردم ایران قول می دهم که تیم ملی فوتبال ایران با قدرت هرچه تمام در جام جهانی حضور پیدا کرده و به صحبت ها و تهدیدهای رئیس جمهور دیوانه آمریکا هم کاری نداریم و تمام تلاش خود را می کنیم تا از حیثیت تیم ملی فوتبال و مردم کشورمان دفاع کرده و در مسابقات جام جهانی فوتبال با قدرت حاضر شویم.

      درکنار تمام تلاش ها برای دفاع از کشور، بازارهای جهانی به دلیل تهاجمی که به ایران صورت گرفته، کاملا به هم ریخته و قیمت انرژی در همه کشورها افزایش چشمگیری داشته که این خود، باعث نارضایتی مردم در سراسر جهان شده است؛ اما در ایران با وجود شرایط جنگی که به آن تحمیل شده، همچنان بنزین با قیمت پایدار به مصرف کنندگان عرضه می شود که این خود نشان دهنده ثبات موجود در بازار و مدیریت کلان کشور است.

      خوشبختانه چه درطول جنگ رمضان و چه این روزها که در وضعیت آتش بس قرار داریم، بنزین در پمپ های بنزین وجود دارد و مردم می توانند سوخت مورد نیاز خود را تامین کنند؛ البته از مردم کشورم می خواهم که در چنین شرایطی در مصرف بنزین و دیگر انرژی ها صرفه جویی کنند.  صرفه جویی مردم در کنار تدبیر دولت، سبب می شود در هیچ بخشی، بخصوص انرژی دچار کمبود نشویم.»

       

      تامین روان انرژی برای مردم

      علی اشکانی، از کشتی گیران مدال آور کشتی فرنگی و مربی تیم ملی ناشنوایان این رشته ورزشی، با اشاره به اتفاقاتی که در جنگ رمضان رخ داد، گفت: به عنوان یک شهروند ایرانی در بحبوحه جنگ رمضان با ترس ها و اتفاقات بسیاری مواجه بودم. یکی از مهم ترین ترس هایی که آن روزها جامعه را درگیر کرده بود، موضوع کمبود سوخت یا قطعی گاز بود؛ اما نکته مهم این است که در کنار تلاش هایی که سازمان های خدمات رسان طی جنگ انجام دادند، تلاش کارکنان صنعت نفت در بخش های مختلف، بخصوص تامین گاز شهری و توزیع بنزین در سطح کشور مثال زدنی و البته محسوس بود.

      وی گفت: اگر بخواهم از حس اعتمادی که مردم بعد از گذشت چند روز به چرخه توزیع سوخت و تامین گازمورد نیاز پیدا کردند، بگویم، باید به خاطره ای ازآن روزها بسنده کنم:

      «به خاطر دارم در ایام جنگ رمضان، منزل محمددلیریان، یکی از پیشکسوتان کشتی که نشان طلای بازی های آسیایی تهران را در سال 1353 به دست آورده بود، آسیب دید و من و برخی از دوستان برای همدلی و دلجویی به دیدن او رفتیم. دراین دیدار، او که شرایط روحی مناسبی نداشت، اولین چیزی که به آن اشاره کرد، این بود که از آسیب خانه کشتی ورزشگاه آزادی، بسیار ناراحت است؛ زیرا خاطرات بسیار خوبی از این ورزشگاه در ذهن داشت.»

      وی در بخش مهمی از صحبت های خود بیان کرد، «یکی از مهم ترین ترس هایی که افراد در دوره جنگ دارند، این است که اگر در خانه نباشند و به خانه آنها موشک زده شود و گاز خانه یا منطقه آسیب ببیند، این موضوع تا چه اندازه می تواند برای آن منطقه خطرناک باشد؟ اما نکته این بود که ماموران امداد رسان گاز بسرعت خود را به محل می رساندند تا مانع به وجود آمدن یک فاجعه شوند و این موضوع برای شهروندی مثل من که خانه اش تخریب شده، بسیار دلگرم کننده بود که با حضور امدادگران گاز خطر دیگری جان مردم را تهدید نمی کند»

      شنیدن این جملات از این پیشکسوت کشتی برای من بسیار قابل تأمل بود؛ زیرا به اهمیت خدمات امداد گاز بیش از هرزمانی دیگر آگاه شدم.اشکانی در بخش دیگری از صحبت های خود تاکید کرد: «من نیز شخصا با نگرانی کمبود سوخت هنگام رفت و آمدها در طول جنگ مواجه بودم. درست است که تامین سوخت روزانه در آن دوره با محدودیت همراه بود و در شرایط سختی قرار داشتیم؛ اما با مدیریت صحیح سوخت، بدون بنزین نماندیم و توانستیم سوخت مورد نیاز خود را تامین کنیم. به همین دلیل به عنوان یک شهروند ایرانی از صمیم قلب از کسانی که مردانه پای کار ایستادند تا مردم، نگران بسیاری از موارد، بخصوص تامین سوخت نشوند، سپاسگزارم.»

       

      اعتماد مردم به مدیریت بحران

      هاشمیه متقیان، از چهره های شناخته شده ورزش کشور در سطح جهان و قهرمان پرتاب نیزه در مسابقات پارالمپیک و پاراآسیایی گفت: «پیش از اینکه بخواهم درباره جنگ رمضان صحبت کنم، باید به هشت سال دفاع مقدس و تجربه هایی که در آن سال ها کسب کردیم، اشاره کنم. مردم ایران، مردمی مقاوم هستند که این مقاومت را در جنگ تحمیلی مقابل عراق بخوبی نشان دادند. درست زمانی که انقلاب  تازه به پیروزی رسیده بود و با توجه به کاستی هایی که در کشور وجود داشت، جنگ تحمیلی شروع شد و مردم در این 8 سال کاملا درگیر جنگ بودند و با وجود کمبود بسیاری از امکانات مانند برق بازهم دربرابر دشمن ایستادگی کرده و برای سربلندی انقلاب تمام تلاش خود را به کار بستند. به خاطر دارم در آن سال ها، مادرم غذا را روی بخاری های کوچک درست می کرد؛ چرا که گاهی نه برق بود و نه گاز. در واقع اجداد ما ایرانیان، انسان های مقاوم و وطن پرستی بودند و در ادامه چنین نسلی، بچه های امروز نیز همانقدر مقاوم و قدرتمندند. در جنگ 12 روزه و بعد از آن جنگ رمضان نیز مردم بخوبی نشان دادند مشکلاتی مانند تورم و قطع گاه و بی گاه برق یا گاز، هیچ تاثیری در مقاومت و زندگی روزانه آنها ندارد، حتی زمانی که دشمن تهدید کرد مراکز انرژی مانند نفت، گاز و برق را هدف قرار می دهد، تقریبا همه مردم خنده شان گرفته بود؛ چرا که به مدیریت بحران صنعت نفت و تامین نفت و بنزین اعتماد داشتند.

      من به عنوان یک شهروند ورزشکار، یک روز هم از حس اعتمادم به کشور کم نشد و تمام روزها با عشق و علاقه، تمرین های روزانه خود را انجام می دادم تا بتوانم 6 ماه دیگر پرچم کشورم را در بازی های پاراآسیایی ناگویا برافراشته کنم. برای من مهم نبود با چه تهدیدهایی مواجه هستیم؛ بلکه مهم این بود که به تمام نیروهای نظامی و غیرنظامی که در خط مقدم جنگ، چه به عنوان سرباز و چه به عنوان کارگر در پالایشگاه های نفت و گاز کشور خدمت می کنند، اعتماد کامل داشتم. خوشحالم که امروز فرصتی پیش آمد تا بتوانم از مردان صنعت نفت برای اینکه در این روزها خانه ای بدون گاز و ماشینی بدون بنزین نماند، تشکر کنم.»

    • media/image/2026/05/2000-1441/22517.jpg

      غیرتمندی کارکنان در تولید نفت

      برخی چهره های ورزشی شاغل در ورزش صنعت نفت ازجمله علیرضارضایی، قهرمان شناخته شده کشتی آزاد نیز در پیامی مراتب تشکر خود را از تلاش این مجموعه ابراز کرده است. در پیام این قهرمان کشتی آمده است: «کارکنان غیرتمند صنعت نفت، بخصوص کارکنان مناطق عملیاتی که در خط مقدم جبهه مقاومت صنعت کشور قرار داشته و دارند، با دلاورمردی و عزمی راسخ در شرایط جنگ تحمیلی رمضان، پای کار تولید نفت، این سرمایه ملی ایستادند و نشان دادند که با همدلی، وفاق و تلاش می توان در میدان عمل، پرچمدار اقتدار ایران عزیزمان باشند. به سهم خود به عنوان عضو کوچکی ازجامعه بزرگ ورزش، از تمام رشادت ها و فداکاری های این عزیزان قدردانی کرده واز خدای متعال، برای تک تک عزیزان شاغل در صنعت نفت آرزوی سلامت دارم.»

       

      تا آخرین لحظه در صحنه

      در پیام احمد پری آذر، مربی تیم فوتسال گیتی پسند اصفهان، قهرمان لیگ برتر باشگاه های کشور ، ضمن اشاره به روحیه ایثار و از خود گذشتگی و تخصص بالای کارکنان صنعت نفت و حضور میدانی آنها در طول جنگ تحمیلی و حملات جنایتکارانه رژیم صهیونسیتی و آمریکا آمده است: «به عنوان یکی از قهرمانان ملی شاغل در ورزش نفت، از تمام کارکنان خانواده بزرگ این صنعت ارزشمند که نشان دادند پا به پای مردم و سربازان خط مقدم جبهه جنگ تا آخرین لحظه در صحنه باقی خواهند ماند و سنگر مقاومت و ایستادگی را ترک نخواهند کرد، تشکر کرده و پیروزی ایران عزیز را بر تمام بدخواهان این مرز و بوم از خداوند آرزو می کنم.»

       

      حضور دلاورانه زیر موشک باران

      مسعود حاجی آخوندزاده هم از قهرمانان اسبق تیم ملی جودو و سرمربی کنونی تیم های ملی نونهالان و نوجوانان جمهوری اسلامی ایران نیز در پیامی مراتب تشکر خود را از تلاش این مجموعه ابراز کرده است. در پیام آخوند زاده آمده است: «برخود می بالم که در وزارت نفت مشغول به فعالیت هستم؛ مجموعه ای که کارکنان آن در خط مقدم جنگ رمضان، بدون هیچ ترس و واهمه ای در زیر موشک باران وحشیانه دشمن، چرخه تولید و اقتصاد را رها نکردند و دلاورانه ایستادند و تا سرحد جان برای آسایش و آرامش ملت شریف ایران تلاش کردند. دست بوس رشادت ها و از جان گذشتگی تمام کارکنان خدوم صنعت نفت هستم و خواهم بود.»

       

      برگ برنده اکتشاف در  صنعت نفت 

      مشعل |  5 خرداد 1287 یکی از بزنگاه های تاریخی به شمار می رود که سرنوشت ایران را به کلی تغییر داد. با کشف نفت در چاه شماره یک مسجدسلیمان، دگرگونی عمیقی در ساختار اقتصادی- اجتماعی ایران به وقوع پیوست و نفت به عنوان یک صنعت نوپا در ایران شکل گرفت. از این پس معادلات سیاسی ذیل نفت تعریف شد و واژه هایی همچون حفاری، اکتشاف، تولید، شرکت شهرهای نفتی، دکل و... به جمع واژگان ایرانی راه یافت. با گسترش اکتشاف چاه های نفتی و تولید و صادرات از آنها به مرور، مظاهر مدرن شهری در جامعه نمود یافت و به جرات می توان گفت که با اکتشاف نفت، برگی مهم در تاریخ ایران ورق خورد.

      کارکنان به عنوان سنگر اولیه صنعت نفت، تاثیرهای عمیقی بر ایران برجای گذاشتند و با  کوشش آنها روز به روز، این ماده حیاتی به مثابه   خون به رگ های کشور تزریق شد تا ایران بیش از پیش به سمت رفاه و توسعه گام بردارد.

      با نزدیک شدن به 5 خرداد و سالروز اکتشاف نفت در ایران، بزرگان اکتشاف با شرح دیده ها، شنیده ها و تجربه کاری خود از حفاری و اکتشاف در مناطق مختلف کشور، گوشه ای از تلاش خستگی ناپذیر کارکنان صنعت نفت را بازتاب می دهند.   مشعل افزون بر مرور  تاریخی روند اکتشاف نفت، با برخی از این پیشکسوتان گفت وگو و تلاش کرده است تصویری از این حوزه در صنعت نفت را بازتاب دهد.

    • media/image/2026/05/2000-1441/22540.jpg

      5 خرداد ؛ روزی سرنوشت ساز که نفت از چاه شماره یک مسجدسلیمان فوران کرد

      کشف طلای سیاه

      مشعل |  5 خرداد 1287 روزی سرنوشت ساز در تاریخ معاصر ایران به شمار می رود، روزی که مته حفاری به چاه شماره یک مسجدسلیمان برخورد و نفت از آن فوران کرد. این روز در تاریخ معاصر ایران و صنعت نفت روزی ویژه به حساب می آید و همگان تولد نفت در ایران را از همین روز می دانند. پس از این رویداد مهم، ایران وارد دورانی از تاریخ خود شد که نفت جزء جدایی ناپذیر آن به شمار می رفت و تمام معادلات سیاسی و بین المللی به نحوی با آن گره خورد، اما به راستی قصه کشف نفت محدود به همین دوران جدید است یا ایرانیان قبل از فوران شماره یک چاه مسجدسلیمان از آن آگاهی داشتند؟

      قصه اکتشاف نفت در ایران به دوران قاجار برمی گردد. در روزگاری که قراردادهای زیادی به کشورهای غربی واگذار شد داستان نفت به شکلی درآمد که تمام قراردادهای پیشین را تحت شعاع قرار دارد و به عنوان یک برگ برنده بزرگ در این دوران نقش ایفا کرد. اگرچه زمینه آگاهی ایرانیان نسبت به نفت منحصر به این دوران نبود اما استخراج نفت توانست توسعه اقتصادی و رفاه را برای کشور به ارمغان آورد و معادلات کشور از این پس ذیل فصل نفت بازتعریف شد.

      نفت در ادوار تاریخ

      در گذشته های خیلی دور موقعی که صحبتی از کشف نفت و سرمایه گذاری کلان کشورها در امر تولید و صادرات در میان نبود، ایرانیان با آگاهی تاریخی که به واسطه تمدنی کهن از آن برخوردارند، با این ماده حیاتی آشنا شدند و از آن در مصارف مختلف استفاده می کردند. این آگاهی در متون مهمی مانند اوستا و شاهنامه فردوسی هم بازتاب یافته بود که نشانی از جامعه آن دوران به شمار می رفت.

       ایرانیان قدیم که آتش را جزء عناصر مقدس دانسته و به آن احترام می گذاشتند، وقتی گاز و نفت از زمین خارج می شد و مشعل شکل می گرفت، آن را «آتش جاودان» می دانستند. از همین روی نسبت به برخی آتشکده ها که در چنین اماکنی شکل گرفته بود، به دیده احترام می نگریستند.

      مردم فلات ایران علاوه بر فرهنگ روشنایی، گرما و نور که ریشه ای کهن داشت و با آن آشنایی داشتند از نفت و قیر در مصارف مهمی در خانه داری، جنگ، طب، تزیینات، معماری و ... استفاده می کردند. در شوش باستان شهری مهم در دل خوزستان از قیر به جای ملاط بین سنگ ها استفاده می کردند تا بتوانند خانه های خود را بسازند و در آن ساکن شوند. همچنین یکی از موارد رایج استفاده از قیر برای چسباندن تیکه های جواهرات به هم و تیز کردن چاقو بود.

      یکی از خلاقیت های جالب توجه ایرانیان استفاده از قیر در اندود کردن کشتی و ظروف سفالین بود که آب به آن سرایت نکند و از خرابی آن جلوگیری شود. همچنین از نفت برای روشنایی و مصارف پزشکی استفاده می شد و هنگام جنگ از تیرهای آغشته به نفت برای هدف قرار دادن دشمن استفاده می کردند. مجموعه این گزارش ها نشان می دهد که قبل از اکتشاف و استخراج نفت در ایران دوره قاجار، استفاده از نفت و قیر جایگاهی مهم در فرهنگ کهن ایران داشته است و دست کم ایرانیان به قدری با این ماده آشنا بودند که در بخش های مختلف زندگی آنها نمود داشته است.

      پس از ورود اسلام به ایران نیز گزارش های مختلفی از سفرنامه نویسان و مستشرقین در خصوص فرهنگ استفاده از نفت در بین ایرانیان منتشر شده که نشانی از تداوم آگاهی مردم بوده است. به این ترتیب کشف نفت را نباید در بستر دوران جدید جست وجو کرد، بلکه آن قدمتی به اعصار تاریخ دارد.

      صدای مته در دل چاه

      زمینه های شکل گیری اکتشاف و حفاری نفت در ایران تا شنیده شدن صدای مته حفاری در چاه شماره یک مسجدسلیمان به دوران قاجار برمی گردد. در این دوره مجموعه ای از روند تحولات داخلی و خارجی ایران را در موقعیتی قرار داد که منجر به قرارداد دارسی شد. پیش از آن مجموعه ای از یافته های باستان شناسی و زمین شناسی نشانه هایی از وجود نفت در ایران را تایید می کرد اما گزارش هیات فرانسوی به ریاست «ژاک دومورگان» در چیاسرخ کرمانشاه و چاپ آن در مجله معادن فرانسه باعث توجه بیش از پیش غربی ها به وجود نفت در ایران شد. همین گزارش و مجموعه ای از مکاتبات بین رجال قاجار و انگلیسی ها در نهایت منجر به انعقاد قرارداد دارسی در کاخ صاحبقرانیه نیاوران به امضای مظفرالدین شاه قاجار شد.

      از زمان انعقاد قرارداد در 1901 میلادی تا لحظه کشف نفت در 5 خرداد 1287 (26 مه 1908) مجموعه ای از تلاش های جمعی و بیم و امیدها در کشف نفت به وجود آمده بود. پس از چندین بار تلاش ناکام در استخراج نفت که به ثمر ننشست، کم کم مدیران نسبت به کشف نفت ناامید شده بودند؛ به همین دلیل در سال 1908 شرکت نفت برمه، بازرسی را به منطقه اعزام کرد تا گزارشی از روند فعالیت در ایران را ارائه دهد. او گزارش داد که ادامه عملیات اکتشافی بیش از این بی فایده است. در پایان آوریل همان سال، رینولدز زمین شناس، تلگرافی از لندن دریافت کرد که به او دستور داده شده بود کار را متوقف و کارمندانش را مرخص کند و به کشور بازگردد، اما او پس از مشورت با همکارانش تصمیم گرفت، به بهانه خوانا نبودن متن تلگراف، کار را تعطیل نکند و از قطعه قطعه کردن دکل ها خودداری کنند تا نامه کتبی به آنها ابلاغ شود. اما یکباره ورق برگشت و درست در لحظاتی که بیشترین فشار روی تیم رینولدز وجود داشت، چاه شماره یک مسجدسلیمان فوران کرد.

      ویلسون یکی از افسران انگلیسی و از جمله کسانی که لحظه فوران نفت را از نزدیک به چشم خود دیده بود، روایتی جالب توجه از این لحظه تاریخی در کتابش شرح داده است: روز بیست و ششم مه که چاه نامبرده به عمق 1200 پا به نفت رسید صبح خیلی زود من توی چادر خوابیده بودم که ناگاه صدای سهمناکی به گوش من رسید و سروصدای زیادی برپا شد. نفت، آری نفت به جوش آمده و تا پنجاه پا ارتفاع بالای حلقه چاهی که روی آن مشغول کار بودند فوران پیدا کرد و چیزی نمانده بود که حفاران و مهندسان کانادایی و انگلیسی و کارگران زحمتکش ایرانی از گاز این ماده غلیظ سیاه خفه شوند.

      این گزارش سندی مهم از وقوع لحظه ای خاص در تاریخ معاصر ایران است. فوران نفت در چاه شماره یک مسجدسلیمان یک نقطه عطف تاریخی نه تنها در ایران بلکه در خاورمیانه بود.

      ایران پس از اکتشاف

      کشف نفت در مسجدسلیمان نه تنها در سطح کلان سیاسی موثر بود، بلکه باعث توسعه اقتصادی و زیربنایی در سطح کشور شد. این رخداد ویژه باعث اهمیت بیش از پیش ایران در حوزه انرژی جهانی شد، امری که قدرت ایران را در معادلات بین المللی تثبیت کرد و مسیر توسعه و رفاه را برای کشور را به همراه آورد، به همین دلیل بسیاری از دستاوردهای اقتصادی، اجتماعی و تبلور ایران نوین از چشم انداز نفت نگریسته می شود.

      همچنین کشف نفت علاوه بر تاثیرات سیاسی و اقتصادی، در حوزه سبک زندگی نیز باعث تغییرات شگرف شد. در پی فرایند اکتشاف نفت به مرور مظاهر مدرن شهری مثل جاده، بیمارستان، وسایل نقلیه، خانه های سازمانی، معماری، سبک پوشش متفاوت و... به وجود آمد که همین امر کم کم در فرهنگ روحیه ای شهرنشینی و تبدیل مناطق نفتی به عنوان شهرهای مدرن تاثیرگذار بود.

      افزون براین با ورود شرکت های خارجی و تعامل ایرانیان با کارگران و کارمندان از کشورهای مختلف به نوعی همزیستی مسالمت آمیز با ادیان و اقوام گوناگون در ایران شکل گرفت که بازنمود آن در معماری شهرهای نفتی وجود دارد. ایرانیان در طول تاریخ به دلیل تساهل و مدارا پذیرای تمدن های بزرگی بودند که روحیه همزیستی که در دوران مدرن به وجود آمد در ادامه همین فرهنگ کهن ایرانیان تعریف می شود.

      درمجموع کشف نفت و استخراج آن در ایران نه تنها انقلابی در سطح تحولات سیاسی و اقتصادی تاریخ معاصر به وجود آورد بلکه به شکل گیری فرهنگی جدید از آداب و رسوم و تعاملات عامه مردم انجامید که هنوز پس از بیش از یک قرن که از آن می گذرد در قالب روایات، حکایات و ضرب المثل های جاری در بین مردم جای گرفته است.

    • media/image/2026/05/2000-1441/22519.jpg

      پیشکسوت بازنشسته صنعت نفت از اکتشاف  نخستین چاه گازی جنوب ایران در کوه های جهرم می گوید

      گوهر اراده

      یونس صادقی  |   در یک روز زیبای اردیبهشتی تهران، به دیدار فردی رفتم که خاطرات دوران زندگی اش سراسر تجلی اراده و امید بود. علی مشتاقیان، بازنشسته صنعت نفت با بیش از 60 سال زندگی در حوزه اکتشاف نفت و گاز که سابقه مشاور وزیر نفت، مدیر اکتشاف و تولید شرکت ملی نفت ایران، مدیر موسسه مطالعات بین المللی انرژی و ... را در کارنامه خود دارد، در گفت وگو با خبرنگار «مشعل» با تواضع و علاقه فراوان، راوی اولین ها در حفاری و اکتشاف بود. فعالیت در چاه شماره 7 البرز قم، کشف نخستین چاه گازی در کوه های جهرم، همکاری در حفاری نخستین چاه گازی میدان گازی پارس جنوبی، فعالیت در مناطق نفت خیز همزمان با جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و تأسیس شرکت پتروشیمی مسجدسلیمان، بخشی از تجربه کاری مردی است که الگویی برای نسل جوان صنعت نفت به حساب می آید. درآغاز فعالیت کاری در صنعت نفت، وقتی شرکت نفت بریتیش پترولیوم از او درخواست می کند در لندن بماند، بودن در وطن و کار در آن را بر همکاری با این شرکت خارجی ترجیح می دهد. وقتی از او درباره احساسش از 92 سال زندگی می پرسم، با لبخند رضایت، خود را یکی از خوشبخت ترین آدم های روزگار می داند.

          لطفا یک بیوگرافی کوتاه از خودتان بفرمایید.

      علی مشتاقیان، متولد سال ۱۳۱۳ در اهواز هستم. دوران دبستان و دبیرستان را در شهرهای جنوبی گذراندم. آن زمان خیلی ها ادامه تحصیل نمی دادند، اما علاقه داشتم درس بخوانم و وارد رشته ریاضی شوم. پس از پایان دبیرستان، در آزمون چند دانشگاه از جمله دانشکده نفت آبادان و دانشکده فنی دانشگاه تهران شرکت کردم که در نهایت وارد دانشکده فنی دانشگاه تهران و سال ۱۳۳۷ فارغ التحصیل شدم.

         چگونه وارد صنعت نفت شدید؟

      همان سالی که فارغ التحصیل شدم، در آزمون استخدامی شرکت ملی نفت ایران پذیرفته شدم و سال ۱۳۳۸ به شرکت نفت آمدم. 6 ماه اول را در دوره های آموزشی گذراندم، سپس وارد بخش زمین شناسی و حفاری شدم.

         اولین تجربه مهم کاری شما چه بود؟

      اولین مأموریت جدی من حضور در حفاری چاه شماره ۷ البرز قم بود. پیش از آن 6 چاه دیگر در منطقه، حفاری شده بود، اما به نتیجه نرسیده بودند. خوشبختانه در طول فعالیتی که آنجا انجام دادیم، چاه شماره ۷ البرز قم به نفت رسید و این اتفاق بسیار مهمی بود.

      پس از مدتی در پروژه های زمین شناسی روزمینی در نقاط مختلف ایران کار کردم. سپس شرکت نفت، من را برای ادامه تحصیل به دانشگاه لندن اعزام کرد. حدود یک ونیم سال آنجا بودم، در همان دوران شرکت بی پی علاقه داشت من را استخدام کند، اما تصمیم گرفتم به ایران برگردم.

         در دوران حضور در انگلستان چه فعالیتی انجام می دادید؟

      در دانشگاه لندن روی سازندهای آهکی مطالعه می کردیم. یک بار همراه گروهی به جنوب انگلستان رفتیم تا منطقه ای را بررسی کنیم، پس از انجام این ماموریت گزارشی نوشتم که مورد توجه دانشگاه و شرکت بی پی قرار گرفت.

       

         پس از بازگشت به ایران چه مسئولیتی داشتید؟

      پس از بازگشت وارد پروژه های اکتشافی جنوب ایران شدم. آن زمان گروه های خارجی از فرانسه، بلژیک و کشورهای دیگر در پروژه ها حضور داشتند و در مناطق کوهستانی اطراف جهرم و جنوب کشور، عملیات اکتشافی انجام می دادیم.

         شنیده ایم در همان دوران حادثه ای هم رخ داد؟

      بله. یک بار هنگام فرود، بالگرد سقوط کرد و پروانه هایش شکست. کارشناسان خارجی دیگر حاضر نشدند سوار بالگرد شوند، اما من کار را ادامه دادم و مدتی را تنها با یک کارگر بی سیم چی در منطقه فعالیت می کردیم.

         نقش شما در کشف نخستین میدان گازی جنوب ایران چه بود؟

      در منطقه جهرم قرار بود محل حفاری بر اساس لرزه نگاری انتخاب شود. من با نظر گروه فرانسوی مخالف و معتقد بودم ساختار زمین شناسی منطقه اجازه نمی دهد لرزه نگاری اطلاعات دقیقی بدهد. پیشنهاد کردم محل حفاری در دامنه شمالی کوه انتخاب شود. پس از نشست های متعدد، نظر من پذیرفته شد و خوشبختانه همان چاه به گاز رسید. این نخستین میدان گازی جنوب ایران بود.

         پس از آن وارد چه مرحله ای از فعالیت حرفه ای شدید؟

      در دهه ۱۳۵۰ شرکت های خارجی متعددی در ایران فعال بودند. من به عنوان نماینده شرکت ملی نفت در برخی از این پروژه ها حضور و در بعضی پروژه ها هم مسئولیت مدیریتی داشتم. بعدها وارد مناطق نفت خیز جنوب و رئیس زمین شناسی آنجا شدم.

         شرایط صنعت نفت در آستانه انقلاب چگونه بود؟

      در آن زمان حدود ۴۰ دکل حفاری فعال بود و بیشتر کارشناسان زمین شناسی و حفاری خارجی بودند. با وقوع انقلاب، تقریباً همه خارجی ها ایران را ترک کردند و ما باید مجموعه را با نیروهای ایرانی اداره می کردیم. شرایط بسیار سختی بود، اما خوشبختانه توانستیم کار را ادامه دهیم.

         دوران جنگ تحمیلی بر شما چگونه گذشت؟

      خانواده ام را به تهران فرستادم، اما خودم تمام دوران جنگ در مناطق نفتی جنوب ماندم. بعدها به دعوت غلامرضا آقازاده، وزیرنفت وقت، به تهران آمدم و مدیر اکتشاف و تولید شرکت ملی نفت ایران شدم.

         درباره کشف میدان گازی پارس جنوبی توضیح می دهید؟

      آن زمان کشورهای عربی حوزه خلیج فارس از میدان مشترک گازی برداشت می کردند، اما ما هنوز اطمینان نداشتیم که میدان در آب های ایران ادامه دارد یا نه. گروهی از فرانسوی ها لرزه نگاری محدودی انجام دادند و مشخص شد ساختار میدان ادامه دارد. بعد از آن تصمیم به حفاری گرفتیم. نخستین چاه پارس جنوبی که حفاری شد، به حجم عظیمی از گاز رسیدیم و مشخص شد مخزن بسیار گسترده است.

          درباره میدان های مشترک همواره تاکید خاصی داشته اید. دلیل آن چیست؟

      من همیشه معتقد بوده ام میدان مشترک را نمی شود با رقابت تخریبی اداره کرد. در دنیا معمولاً کشورها برای بهره برداری از میدان های مشترک همکاری می کنند. بارها هم به این موضوع تاکید داشتم که در این زمینه باید نگاه فنی و علمی داشت.

         نگاه شما به موضوع آموزش در صنعت نفت چیست؟

      اعتقاد دارم که دانش فنی نفت دائم در حال تغییر است و باید نیروهای متخصص با دانش روزآمد دنیا آشنا شوند؛ به همین دلیل بعد از انقلاب با موافقت وزارت نفت چند گروه از کارشناسان اکتشاف را برای دوره های تخصصی به فرانسه فرستادیم.

         چه زمانی بازنشسته شدید؟ آیا در این دوره فعالیتی را ادامه دادید؟

      سال ۱۳۷۳ زمانی که ۶۰ ساله شدم، درخواست بازنشستگی دادم؛ البته بعد از بازنشستگی هم فعالیت هایم ادامه پیدا کرد.

      با آغاز دوران بازنشستگی فعالیت هایم متوقف نشد و به همراه چند نفر از همکاران یک شرکت مهندسی تأسیس کردیم و بعدها در پروژه توسعه میدان مسجدسلیمان مشارکت داشتیم. در این پروژه، ابتدا با شرکت های کانادایی همکاری می کردیم و بعد چینی ها نیز وارد پروژه شدند.

         درباره شکل گیری پتروشیمی مسجدسلیمان هم توضیح می دهید؟

      وقتی بحث ایجاد پتروشیمی مسجدسلیمان مطرح شد، ما مطالعات اولیه را انجام دادیم. من به اتفاق برخی دوستان به منطقه رفتیم و محل احداث مجموعه را انتخاب کردیم. پروژه آغاز و مجموعه ساخته شد و به بهره برداری رسید.

         خانواده چه نقشی در این مسیر طولانی داشتند؟

      ۱۸ سالگی ازدواج کردم. همسرم در تمام این سال ها با صبر و تحمل فراوان، خانواده را اداره کرد. من دائم در سفر و ماموریت بودم؛ از جنوب ایران تا کشورهای مختلف دنیا و اگر حمایت خانواده نبود، ادامه این مسیر ناممکن بود.

         امروز وقتی به گذشته نگاه می کنید، چه احساسی دارید؟

      خدا را شکر می کنم. الان ۹۲ سال دارم و احساس می کنم یکی از خوشبخت ترین آدم های روی این کره خاکی هستم. فرزندان و نوه هایم کنارم هستند و هنوز هم تا جایی که بتوانم، در مسائل فنی و مشورتی صنعت نفت کمک می کنم.

         آینده صنعت نفت ایران را چگونه می بینید؟

      ایران ظرفیت های بزرگی در نفت و گاز دارد و با دانش روزآمد و فناوری جدید می توان از این منابع به درستی استفاده کرد. باید از تجربه های جهانی استفاده کنیم و نگاه علمی به توسعه صنعت نفت داشته باشیم.

    • media/image/2026/05/2000-1441/22520.jpg

      روایت زمین شناسی که عمر خود را پای صنعت نفت گذاشته است

      مرد خاک و نفت

      مشعل | افراسیاب خسروی سعید، در زمره زمین شناسان قدیمی صنعت نفت است که عمری در راه اعتلای صنعت نفت تلاش کرده است. او به واسطه علاقه به زمین شناسی از بردسیرکرمان تا اتریش و آلمان و مناطق جنوبی ایران را در نوردیده تا حاصل عمر خود را برای صنعت نفت بگذارد. این پیشکسوت 93 ساله در گفت وگوی صمیمی و گرم با مشعل، تجربه سال ها تلاش خود را برای ما روایت کرد؛ تجربه هایی ناب که هر کدام مانند گوهری گرانبها برای نسل جوان روایت می شود تا این پیام را دریابند که با سختی و کوشش هر کاری شدنی است.

          لطفا از خودتان و دوران تحصیل اولیه برایمان بگویید.

      متولد سال ۱۳۱۲ استان کرمان در شهرستان بردسیر هستم. آن زمان چون امکانات پزشکی، بیمارستان، پرستار و زایشگاه مانند امروز نبود، یک خانم باغبان من را به دنیا آورد.  تحصیل را ابتدا در مکتب خانه شروع کردم. بعد کم کم دبستان در منطقه ما ایجاد شد و درس خواندم. برای دبیرستان مشکل داشتیم، چون فقط یک دبیرستان در کرمان وجود داشت. بعد از پایان دبیرستان تصمیم گرفتم دانشگاه بروم، اما آن زمان دانشگاه ها تازه شکل گرفته بودند و عملا فقط دانشگاه تهران وجود داشت. به تهران آمدم و در کنکور شرکت کردم، ولی بار اول قبول نشدم. سال بعد در رشته زمین شناسی قبول شدم.

         شرایط دانشگاه همزمان با دوران تحصیل شما چگونه بود؟

      در اوایل دهه 1330 تحصیل در دانشگاه را آغاز کردم. فضای دانشگاه ها به واسطه شرایط سیاسی ملتهب بود و کشور شرایط خاصی داشت. حدود یک سال از ورودم به دانشگاه گذشته بود که وقایع ۲۸ مرداد اتفاق افتاد و فضای سیاسی و اجتماعی کاملا تحت تأثیر قرار گرفت.

         بعد از فارغ التحصیلی چه کردید؟

      آن زمان استخدام خیلی سخت بود. تقریبا فقط ارتش و آموزش و پرورش نیرو می گرفتند. من در کنار تحصیل علوم، در دانشسرای عالی هم درس خواندم و مدرک تعلیم و تربیت گرفتم. بعد تصمیم گرفتم دبیر شوم و من را به تربت حیدریه فرستادند. وقتی من رفتم، سه دبیرستان آنجا وجود داشت که فقط تا کلاس نهم در آنها تدریس می شد. ما را فرستادند تا دوره دبیرستان را کامل کنیم و تا دیپلم ادامه بدهیم. هفته ای ۲۴ ساعت تدریس موظف داشتیم و ۱۲ ساعت هم اضافه تدریس می کردیم. دو سال آنجا تدریس کردم.

         چه شد که تصمیم گرفتید به خارج از کشور بروید؟

      علاقه داشتم تجربه بیشتری کسب کنم. به اتریش رفتم و رشته زمین شناسی را ادامه دادم و پس از چهارسال دکترای زمین شناسی از دانشگاهی در اتریش گرفتم. سپس به آلمان رفتم و در یک شرکت نفت آلمانی مشغول کار شدم. بعد شرکت ملی نفت ایران پیشنهاد همکاری داد.

         ورود شما به شرکت نفت چگونه بود؟

      وقتی به شرکت ملی نفت مراجعه کردم، به من گفتند در شرکت های عامل نفت یعنی کنسرسیوم استخدام می شوید، سپس به ساختمان یغما مراجعه کردم. آن زمان تشکیلات اکتشاف بسیار محدود بود؛ فقط چند اتاق و تعداد کمی کارمند داشت. ابتدا شش ماه در تهران بودم و بعد همراه دو کارشناس خارجی به خوزستان رفتم تا کارهای اکتشافی انجام دهیم.

         آن زمان کار اکتشاف در جنوب چطور بود؟

      ما شش ماه سال را در خوزستان و مناطق کوهستانی کار می کردیم و شش ماه دیگر را در تهران روی نقشه ها و اطلاعات مطالعه می کردیم. در صحرا کمپ می زدیم، گاهی با اسب یا قاطر رفت وآمد می کردیم، چون جاده ای وجود نداشت؛ شرایط بسیار سخت بود.

      بعدها در حدود سال 1346 به واحد چینه شناسی منتقل و چندسالی مشغول کار شدم. سپس مدتی نظارت چاه ها در جنوب را به عهده داشتم و به مدت دو سال نیز رئیس زمین شناسی بودم. در این مدت که مشغول بودم، 12 چاه را حفاری کردیم

         از نظر فنی، نقش زمین شناس در حفاری نفت چیست؟

      قبل از حفاری، زمین شناس منطقه را مطالعه می کند و محل مناسب را مشخص می کند. هنگام حفاری هم دائم نمونه های خارج شده از چاه بررسی می شود تا مشخص شود حفاری در چه لایه ای قرار دارد. نفت معمولا همراه گاز است و فشار گاز اهمیت زیادی دارد. اگر فشار کنترل نشود، خطر فوران چاه وجود دارد. به همین دلیل گل حفاری با وزن مشخص استفاده می شود تا فشار را کنترل کند.

         خاطره ای از سختی های کار صحرایی دارید؟

      آن زمان جاده ای وجود نداشت و ما در کمپ های صحرایی زندگی می کردیم. یک شب در کمپ خوابیده بودیم که نیمه شب چند نفر مسلح وارد چادر شدند. گفتند گرسنه ایم و غذا می خواهیم. آشپز ما خیلی با احترام با آنها رفتار کرد و هرچه خواستند به آنها داد. خوشبختانه درگیری پیش نیامد و رفتند. بعدها فهمیدیم همان گروه مدتی قبل یک مهندس اصلاحات ارضی را کشته بودند. اگر ما مقاومت می کردیم شاید جانمان را از دست می دادیم.

         در دهه ۴۰ همزمان با حضور کنسرسیوم های خارجی در ایران، فضای کار چگونه بود؟

      در سال های اول، بیشتر کارشناسان خارجی بودند؛ انگلیسی، آمریکایی و دیگر کشورها. این افراد تجربه داشتند و کم کم نیروهای ایرانی را آموزش می دادند. بعدها دولت تصمیم گرفت که هر کارشناس خارجی موظف باشد چند نیروی ایرانی تربیت و بعد از چند سال ایران را ترک کند. این روند باعث شد ایرانی ها کم کم جای خارجی ها را بگیرند.

         با وقوع انقلاب چه اتفاقی افتاد؟

      با انقلاب، بسیاری از خارجی ها ایران را ترک کردند، اما ایرانی ها به سرعت کار را به دست گرفتند و مسیر صنعت نفت ادامه یافت. من نیز در همان سال های انقلاب، رئیس زمین شناسی مناطق نفت خیز جنوب شدم. بعد هم مدتی در بخش های مختلف مدیریتی و مشاوره فعالیت داشتم.

         چه زمانی بازنشسته شدید؟

      سال ۱۳۶۷ بازنشسته شدم. البته آن زمان حقوق بازنشستگی بسیار کم بود و با آن نمی شد زندگی را اداره کرد. مجبور شدم بخشی از وسایل زندگی ام را بفروشم تا بتوانم شرایط خانواده را مدیریت کنم. پس از بازنشستگی به همراه چند نفر از دوستان، یک شرکت مهندسی مشاور تأسیس کردیم و در حوزه زمین شناسی پروژه های مختلفی برای برای سازمان های مختلف انجام دادیم.

         زندگی خانوادگی در کنار این مأموریت ها چگونه بود؟

      خیلی سخت بود. گاهی دو سه شب کنار چاه می ماندم و خانواده تنها بودند، اما همسرم واقعا سختی ها را تحمل کرد. بچه ها بیشتر در تهران بزرگ شدند و تحصیل کردند. در واقع بیشتر بار زندگی بر دوش همسرم بود که در تمام این سال ها با فداکاری آن را انجام داد.

         نگاه شما به زندگی و کار چیست؟

      من همیشه سعی کرده ام هر کاری را کامل و با عشق انجام بدهم. اگر کسی از کارش لذت ببرد، خسته نمی شود. من از زندگی ام راضی هستم، چون کاری را که دوست داشتم، انجام دادم و با علاقه کار کردم. تمام زندگی با اکتشاف گذشت؛ از صحرا و کوهستان گرفته تا دانشگاه و شرکت نفت. سختی زیاد بود، اما اگر دوباره به گذشته برگردم، باز هم همین مسیر را انتخاب می کنم.

         در پایان به عنوان یک زمین شناس چه نظری درباره آغاز اکتشاف نفت در مسجدسلیمان دارید؟

      اولین زمین شناسان خارجی بر اساس نشانه های سطحی مانند چشمه های نفتی و بوی نفت، منطقه مسجدسلیمان را انتخاب کردند. خیلی ها ناامید شده بودند، اما در نهایت نفت کشف شد. آن کشف نتیجه کنجکاوی، پشتکار و شناخت زمین شناسی بود.

    • media/image/2026/05/2000-1441/22521.jpg

      جرقه ای که آتش صنعت نفت را برای همیشه روشن کرد

      امپـــــــراتوری   بزرگ

      مشعل |  اجداد ما هزاران سال پیش در بین النهرین و ایران باستان، از ماده ای سیاه رنگ که از زمین می جوشید، استفاده می کردند. ریشه واژه نفت در زبان فارسی به طور یقین مشخص نیست؛ طبق روایتی، نفت از کلمه اوستایی «نپتا» گرفته شده است که کلدانیان و اعراب آن را از زبان مادی گرفته و به آن «نفتا» می گفتند. در ایران کاوش های باستان شناسی نشان داده که ساکنان کشور ما از 5 تا 6 هزار سال پیش قیر را به عنوان ملات در ساختمان یا برای نصب و بهم چسباندن جواهرات و ظروف سفالین و اندود کردن کشتی ها به کار می بردند.

      حدود ۶۰۰ سال قبل از میلاد، چینی ها فهمیدند که می شود نفت را در لوله هایی از جنس بامبو به جاهای دیگر فرستاد! یعنی آنها اولین خط لوله انتقال نفت تاریخ را ساخته بودند. با این حال، تا چند قرن پیش، نفت فقط یک ماده محلی و نه چندان مهم بود. اما همه چیز در یک روز گرم تابستانی، سال ۱۸۵۹ در پنسیلوانیای آمریکا، برای همیشه تغییر کرد.

       سرهنگی که «سرهنگ» نبود

      در ۲۷ اوت ۱۸۵۹، مردی بازنشسته از راه آهن به اسم «ادوین دریک» در شهر تایتوسویل ایالت پنسیلوانیا آمریکا مشغول حفاری بود. او را «سرهنگ» صدا می زدند، اما نه سربازی رفته بود و نه نشان نظامی داشت! او مأمور شده بود در جست و جوی نفت چاهی بزند. همه فکر می کردند دیوانه شده؛ بالاخره در عمق تنها ۲۱متری ناگهان ماده ای سبز-سیاه از چاه بالا زد. نخستین چاه نفت مدرن جهان زده شده بود. اما جالب است بدانید خود آقای دریک پولی از این کار به دست نیاورد و عمرش را در فقر و گمنامی به پایان رساند. با این حال، جرقه ای که او زد، آتش صنعت نفت را برای همیشه روشن کرد.

      نفت سفید  در انحصار عجیب

      اوایل کار، نفت را فقط برای تولید «نفت سفید» به کار می بردند؛ همان سوخت چراغ های قدیمی. تا این که یک تاجر باهوش به اسم جان راکفلر به فکر افتاد که تجارت نفت را یکپارچه کند. او در سال ۱۸۷۰ شرکت «استاندارد اویل» را تأسیس کرد. هدفش این بود: از پالایش نفت گرفته تا حمل و فروش آن، همه کارها را خودش انجام دهد. راکفلر آنقدر در کارش موفق بود که تا سال ۱۸۸۰ حدود ۹۰ تا ۹۵ درصد نفت آمریکا را در اختیار گرفت و به یکی از پولدارترین مردان تاریخ تبدیل شد. دولت آمریکا این تمرکز قدرت را قبول نداشت و در نهایت سال دیوان عالی آمریکا ۱۹۱۱ حکم داد که این امپراتوری غول پیکر باید به ۳۴ شرکت کوچک تر تقسیم شود. از دل همین تجزیه، شرکت های بزرگی مانند اکسون و شورون به وجود آمدند که امروز هم از بزرگترین شرکت های نفتی جهان هستند.

      طلوع نفت در خاورمیانه

      حالا دیگر نوبت به نقطه عطفی رسیده بود که برای ما ایرانی ها پر از خاطرات تلخ و شیرین است. در حالی که شرکت های اروپایی تشنه یافتن نفت در شرق بودند، «ویلیام ناکس دارسی» سرمایه دار انگلیسی توانست سال ۱۹۰۱ امتیاز استخراج نفت در ایران را برای ۶۰ سال از فتحعلی شاه قاجار بگیرد. او پس از ۷ سال حفاری طاقت فرسا در شرایط سخت، سال ۱۹۰۸ در عمق ۳۶۰ متری زمین در مسجدسلیمان، گنجینه نفت ایران را کشف کرد. چاه شماره یک فوران کرد و نه تنها نخستین میدان نفتی عظیم خاورمیانه کشف شد، بلکه ایران برای همیشه به نقشه انرژی جهان پیوند خورد. همین کشف، منجر به تشکیل شرکت نفت ایران و انگلیس (که بعدها بریتیش پترولیوم یا بی پی نام گرفت) شد و ایران را به یکی از بازیگران اصلی صحنه نفت جهان تبدیل کرد.

      نفس تازه خودروها؛ اوج نفت

      شاید فکر کنید از همان اول، نفت برای بنزین ماشین ها بود؛ اما این طور نیست. تا اوایل قرن بیستم، نفت سفید که بیشتر برای روشنایی استفاده می شد، مهمترین فراورده نفتی بود. اما با آمدن برق، بازار نفت سفید کساد شد و همه فکر کردند کار نفت تمام است! درست همین موقع، «هنری فورد» با خودروی مشهور مدل T، تقاضا برای بنزین را منفجر کرد. از آن لحظه به بعد نفت و سیاست جهانی چنان درهم تنیده شدند که جدا کردنشان غیرممکن بود؛ جنگ های جهانی، بحران های انرژی و تحریم های نفتی همه در همین بستر معنا پیدا کردند.

      اوپک؛ وقتی کشورهای نفتی متحد شدند

      تا اواسط قرن بیستم، هفت شرکت بزرگ نفتی غربی (معروف به «هفت خواهران») تقریبا تمام تصمیمات قیمت و تولید نفت جهان را یک تنه می گرفتند. کشورهایی مثل ایران، عراق، عربستان، کویت و ونزوئلا که نفت زیر پایشان بود، سود ناچیزی از این تجارت عظیم می بردند. برای همین در سال ۱۹۶۰ در بغداد دور هم جمع شدند و سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) را تاسیس کردند. هدف اصلی اوپک ساده بود: هماهنگی بین اعضا تا خودشان تعیین کنند نفتشان چند فروخته شود. در دهه ۱۹۷۰، اوپک قدرت واقعی خود را نشان داد؛ با تحریم نفتی علیه کشورهای حامی رژیم غاصب، قیمت نفت یکباره چهار برابر شد و همه فهمیدند که دیگر غول های نفتی به تنهایی رئیس نیستند. ایران از بنیانگذاران اصلی اوپک بود و تا امروز نقش پررنگی در این سازمان دارد.

      نفت فقط سوخت نیست؛ در هر گوشه زندگیتان هست!

      امروز نفت دیگر فقط بنزین خودروها را تامین نمی کند. از مسواک، لباس و اسباب بازی پلاستیکی گرفته تا داروهای حیاتی، همه و همه از دل نفت بیرون آمده اند. شاید خودتان هم متوجه نشوید که هر لحظه در حال لمس کردن یکی از محصولات این صنعت عظیم هستید.

    • media/image/2026/05/2000-1441/22538.jpg

      کتاب «پیشگامان اکتشاف»  در گفت وگو با مولف معرفی می شود

      کاوش در عمق سازمان اکتشاف نفت ایران

      مشعل |  درحالی که تعداد اندکی از شرکت های نفتی جهان به تدوین تجربیات دانشی و خاطرات سازمانی متخصصان می پردازند، باخبر شدیم که کتاب «پیشگامان اکتشاف» به زیر چاپ رفته و قرار است به زودی آیین رونمایی آن برگزار شود. هم زمان با سالروز کشف نفت در ایران، به سراغ مسعود فروزنده، مؤلف کتاب «پیشگامان اکتشاف» رفتیم و درباره روند تدوین تاریخ شفاهی اکتشاف نفت ایران با او گفت وگو کردیم که می خوانید.

          به عنوان اولین پرسش، چه ضرورتی شما را بر آن داشت تا سازمان اکتشاف نفت در ایران پس از انقلاب را در قالب مصاحبه واکاوی کنید؟

      چند دلیل آشکار داشت. نخست آنکه کشف نفت در ایران در سال ۱۹۰۸میلادی، نقطه عطفی در خاورمیانه و اقتصاد جهانی نفت بود و تاریخ سیاسی ایران را دگرگون کرد. تولید نفت به شکل صنعتی و مدرن پس از آمریکا و روسیه، در ایران شکل گرفت. زمین شناسی نفت ایران پیچیده و متفاوت از مخازن نفتی گازی جهان است. دلیل دوم این بود که به خانواده نفت تعلق دارم؛ پدر و برادرم نفتی بودند. خودم در آبادان متولد شده ام و همیشه این پرسش برایم مطرح بوده که چرا این شهر نسبت به دیگر شهرها مدرن تر است. سومین دلیل، وقتی به تاریخ نفت پرداختم، شکل گرفت؛ نخستین متخصصانی که در شناخت نفت به من کمک کردند، از بخش اکتشاف بودند. این پروژه تقدیمی است به کارشناسان گمنام سازمان اکتشاف نفت ایران که بی ادعا، در سخت ترین شرایط به کشف مخازن نفت و گازمبادرت ورزیدند.

           پروژه پیشگامان اکتشاف که مصاحبه محور است، همان پروژه «مردان اکتشاف» است که سال ۱۳۹۵ آغاز شد، درست است؟

      بله، همان طورکه به درستی اشاره کردید، نام سابق پروژه، مردان اکتشاف بود و به دلیل ورود بانوان در پروژه، عنوان پروژه و کتاب را تغییر دادیم. اکنون تعداد بانوان متخصص در شرکت های نفتی ایران و به ویژه اکتشاف شرکت ملی نفت ایران به قدری زیاد شده است که نمی توان این صنعت را مردانه تلقی کرد. این پروژه سال های ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵ با حمایت آقای حمید بورد، آغاز شد و به دلایل اداری چاپ آن به تعویق افتاد. چند سال گذشت تا آنکه سال ۱۴۰۳ در گردهمایی مدیران و پیشکسوتان اکتشاف، برخی حاضران از چاپ نشدن آن ابراز دلخوری کردند و این بار نیز حمید بورد، در مقام مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران، دستور پیگیری داد. مدیر اکتشاف (آقای جعفری)، در جلسه ای با من خواهان چاپ آن شد و توافق کردیم بازنگری در آن صورت گیرد و از آنجا که نگاه من نسبت به گذشته تغییر کرده بود، تصمیم گرفتم چارچوب نظری و شیوه تدوین را تغییر دهم.

         منظورتان از تغییر در چارچوب نظری و شیوه تدوین چیست؟

      کار اولیه بیشتر بر روایت گری محض و شخصیت محور استوار بود؛ یعنی تمرکز به طور عمده بر افراد و خاطرات آنان بود، اما در بازنگری اثر، رویکرد تاریخ سازمانی را برگزیدم. در این رویکرد، دیگر صرف روایت رخدادها یا زندگی افراد کافی نبود، بلکه بررسی پارادایم های حاکم، تحولات نهادی و نیز تحلیل شکست ها و موفقیت های سازمانی اهمیت پیدا کرد. چارچوب نظری کار نیز مبتنی بر نهادگرایی تاریخی بود و همین مسئله، شیوه تدوین را تغییر داد. چنین رویکردی را در قالب یک یا دو جلسه گفت وگو نمی توان سامان داد. گاهی لازم بود چهار یا پنج جلسه مصاحبه انجام شود و حتی در برخی موارد، متن های تدوین شده به تأیید پیشکسوتان و مدیران باسابقه برسد. هرچند عنوان کار «تاریخ شفاهی مدیریت اکتشاف» بود، اما در عمل برخی مباحث بسیار چالشی و حساس بود و نمی شد بر پایه مصاحبه ضبط شده آنها را وارد متن کرد. موضوع هایی مانند اولویت های اکتشاف یا این پرسش که زمین شناسی در ایران به پایان رسیده است یا نه، همچنین، تغییرات ساختاری در مدیریت اکتشاف، ازجمله مباحثی بودند که نیاز به بررسی، تطبیق و تأمل بیشتری داشتند.

        آیا شرکت نفت انگلیس- ایران در دوره ۱۹۰۱ تا ۱۹۵۱ اقدام به جمع آوری خاطرات مدیرانش کرده بود؟

      یا اسناد چیزی نمی گویند یا آنکه شرکت بی پی اقدام به انتشار نکرده است. مهم ترین اثر منتشر شده شرکت بی پی «تاریخ شرکت بریتیش پترولیوم» است که البته دو نویسنده آن یعنی «فریر» و «بمبرگ» در این اثر از مصاحبه هم بهره جستند، اما تکیه آنها بیشتر بر اسناد و گزارش ها بود.

       

        آیا شرکت های عامل کنسرسیوم در فاصله سال های ۱۹۵۴ تا 1973، سپس شرکت اسکو هیچ گاه به تدوین تاریخ شفاهی یا در سطح محدود، برای مثال چاپ خاطرات، اقدام کرده بودند؟

      خیر، ما گزارش های زمین شناسی در اختیار داریم، اما اینکه شرکت خودش اقدام به مصاحبه و جمع آوری خاطرات یا تدوین مدیریت دانش کرده باشد، چیزی مشاهده نکردیم.

        منظورم این است که شرکت بی پی و شرکت های کنسرسیوم و حتی شرکت ملی نفت ایران پس از انقلاب به طور سیستمی به تدوین خاطرات و دانش تجربی پیشکسوتان اکتشافی اقدام کرده بودند؟

      پس از کشف نفت در مسجدسلیمان در خرداد 1287 (می 1980م)، مسئولان شرکت بی پی جز کتاب دو جلدی تاریخ بی پی اثر بمبرگ و فریر و انتشار تصاویر و جمع آوری برخی خاطرات پیشکسوتان قدیمی در ایران، محصول قابل تاملی منتشر نکردند. خاطرات مدیران شرکت های کنسرسیوم هم گاه وبی گاه در برخی نشریه ها به شکل بسیار محدود منتشر شده است. درباره اقدام های اکتشافی پس از انقلاب هم جز چند خاطره در مشعل و پیک نفت، چیزی نیامده بود. در زمینه مدیریت دانش نیز در دهه های گذشته، مدیر جدید چند ماهی در کنار مدیر قبلی به صورت تجربی کار می کرد تا مشکلات و شیوه حل آنها و روندهای اجرایی و تصمیم گیری را منتقل کند.

        پس این طور سؤالم را مطرح می کنم؛ به طور کلی، کتابی با محوریت تاریخ شفاهی اکتشاف نفت وجود دارد؟

      واقعیت آن است که در جست و جوهای اینترنتی، تاریخ شفاهی و در کل، مجموعه ای حجیم با این عنوان و با محوریت اکتشاف پیدا نکردیم. شاید باشد، اما در دسترس نبوده است.

        در کتاب پیشگامان اکتشاف، مصاحبه شوندگان چه کسانی بودند و این کتاب چه بازه زمانی را شامل می شود؟

      در جلد اول، پنجاه ویک گفت وگو آمده است. همگی متعلق به دوره ۱۳۵۸ تا ۱۴۰۴ است و عموم مصاحبه شوندگان هم کارشناسان قدیمی و مدیران اکتشاف شامل زمین شناس، ژئوفیزیست، نقش بردار و مدیر پروژه هستند؛ البته، برخی در دسترس نبودند یا مصاحبه هایشان کامل نشده که امیدواریم در جلد دوم آورده شوند.

        آیا می توان این کتاب را یک پروژه تاریخ شفاهی نامید؟

      این اثر در عین استفاده از مصاحبه، به تاریخ سازمانی، تحولات نهادی و انتقال دانش و پیچیدگی لایه های دانش نیز توجه دارد. در واقع، پرسش اصلی ما فقط این نبود که «چه اتفاقی افتاد»، بلکه می خواستیم بدانیم «چرا برخی تصمیم ها گرفته شد» و «چگونه سازمان اکتشاف در دوره های مختلف تغییر کرد».

        در خلال مصاحبه ها با چه موضوع های حساسی رو به رو شدید؟

      بخشی از مباحث به اختلاف دیدگاه های فنی و مدیریتی مربوط می شد؛ برای مثال اولویت های اکتشافی، تغییرات ساختاری، پیچیدگی اکتشاف در اعماق، معضلات اکتشاف شیل نفتی و گازی، پیچیدگی فناورانه هیدرات های گازی، یا این پرسش قدیمی که آیا زمین شناسی نفت ایران به مرحله بلوغ رسیده است یا همچنان ظرفیت های ناشناخته وجود دارد. طبیعی بود که چنین موضوع هایی نیازمند گفت وگوهای چندمرحله ای و تطبیق روایت ها با اسناد فنی باشد.

        برخی معتقدند تاریخ نفت ایران بیشتر بر تولید و سیاست متمرکز بوده و اکتشاف کمتر دیده شده است. آیا شما هم چنین نظری دارید؟

      بله، تا حد زیادی همین طور است. بخش عمده ادبیات نفتی ایران درباره قراردادها، ملی شدن نفت، صادرات و تحولات سیاسی است، درحالی که اکتشاف، نقطه آغاز همه این تحولات محسوب می شود. بدون اکتشاف، به طور اساسی صنعتی شکل نمی گرفت. هدف ما این بود که تجربه کارشناسان و مدیرانی را ثبت کنیم که در سکوت، بنیان توسعه میادین نفت و گاز را فراهم کردند.

       

        چه چیزی در روایت متخصصان اکتشاف برای شما جذاب تر بود؟

      روحیه حل مسئله در شرایط دشوار! بسیاری از مصاحبه شوندگان در دوره جنگ، تحریم یا کمبود تجهیزات فعالیت می کردند، اما فرایند اکتشاف متوقف نشد. برای من این فقط یک روایت فنی نبود، بلکه نوعی تاریخ اجتماعیِ دانش و مدیریت در صنعت نفت ایران بود.

        آیا در تدوین کتاب از اسناد و آرشیوها هم استفاده کردید؟

      بله، تلاش کردیم روایت ها تنها متکی بر حافظه شفاهی نباشد. تا حد امکان، گفت وگوها با گزارش های فنی، اسناد سازمانی و روایت دیگر متخصصان تطبیق داده شد تا دقت تاریخی و فنی کار افزایش یابد.

        به نظر شما، مهم ترین ویژگی «سازمان اکتشاف نفت ایران» چیست؟

      این سازمان دوره شرکت های خارجی، ملی شدن نفت، انقلاب، جنگ و تحریم را پشت سر گذاشته و همچنان فعال مانده است. همین تداوم، مطالعه آن را از منظر تاریخ سازمانی و نهادی مهم می کند.

        چرا حضور زنان در پروژه برای شما اهمیت داشت؟

      ساختار انسانی صنعت نفت ایران تغییر کرده است؛ امروز، زنان بسیاری در حوزه های زمین شناسی، ژئوفیزیک، زئوشیمی و مهندسی مخزن در مدیریت اکتشاف فعالیت می کنند؛ از این رو احساس کردیم عنوان قبلی پروژه، بازتاب دهنده واقعیت امروز صنعت نفت نیست.

        این کتاب بیشتر برای مخاطب عمومی یا پژوهشگران نوشته شده است؟

      تلاش کردیم هر دو گروه بتوانند از آن استفاده کنند. کتاب برای مخاطب عمومی، تصویری انسانی از صنعت اکتشاف ارائه می دهد و برای پژوهشگران، حاوی داده هایی درباره تاریخ سازمانی، مدیریت دانش و تحولات نهادی صنعت نفت ایران است.

        به عنوان آخرین پرسش، آیا آثار دیگری هم در دست تألیف دارید؟

      بله، کتاب تاریخ تحولات سازمان اکتشاف نفت ایران و کتاب تاریخ مصور اکتشاف نفت ایران در مراحل پایانی تدوین قرار دارند.

       

    • media/image/2026/05/2000-1441/22542.jpg

      به مناسبت ۵ خرداد، جایگاه و برنامه های  اکتشاف درگفت و گو با مدیر اکتشاف شرکت ملی نفت ایران تشریح شد

      مسیـــر سخت  کشـــف

      حمیدرضازینلی |     5 خرداد ماه روز اکتشاف نفت ایران، یادآور نقطه ای است که زنجیره تولید انرژی در کشور از آن آغاز می شود؛ نقطه ای در دل زمین و در عمق لایه هایی از عدم قطعیت که با اتکا به دانش زمین شناسی ژئوفیزیک و تجربه های میدانی به کشف ذخایر هیدروکربوری منتهی می شود.  در این چارچوب و در گفت وگو با محی الدین جعفری، مدیر اکتشاف شرکت ملی نفت ایران تلاش شده است تصویری روشن از جایگاه اکتشاف در ساختار انرژی کشور ارائه و ابعاد و برنامه های مختلف این حوزه از منظر فنی و راهبردی بررسی شود. او اکتشاف را پرریسک ترین بخش صنعت نفت می داند که در آن تصمیم ها بر پایه داده های محدود و تحلیل های پیچیده گرفته می شود و نتیجه می تواند به کشف یک میدان بزرگ یا تعیین تکلیف یک ساختار فاقد هیدروکربور بینجامد. این فرایند از مطالعات زمین شناسی آغاز می شود و با برداشت های ژئوفیزیکی حفاری اکتشافی و آزمون های مخزنی ادامه پیدا می کند تا پس از سال ها تلاش به یک کشف اقتصادی برسد. در این میان مجموعه ای از رویکردهای فناورانه و برنامه های توسعه ای و عملیاتی به عنوان محورهای اصلی مورد توجه قرار گرفته است که چشم اندازی جامع از مسیر اکتشاف در

       صنعت نفت ایران ترسیم می کند.

      محی الدین جعفری، مدیر اکتشاف شرکت ملی نفت ایران، از مدیران باسابقه و متخصص صنعت نفت است که مسیر حرفه ای خود را از دل فعالیت های میدانی و عملیاتی در حوزه اکتشاف آغاز کرده و تا سطوح مدیریتی در این بخش ادامه داده است.

       

       نقطه آغاز زنجیره ارزش نفت

      جعفری، فعالیت اکتشافی را به معنای جست وجوی منابع هیدروکربوری در اعماق زمین عنوان می کند و می گوید: جایی که هیچ مشاهده مستقیمی وجود ندارد و تمام تصمیم ها بر اساس داده های غیرمستقیم، تحلیل های زمین ساختی و مدل سازی های پیچیده گرفته می شود. در حقیقت اکتشاف، پرریسک ترین بخش صنعت نفت است، زیرا نتیجه آن می تواند به کشف یک میدان عظیم یا نبود ذخایر منجر شود. وی در تشریح تفاوت فناوری های امروز با گذشته، به رشد چشمگیر ابزارهای پردازش داده، مدل سازی مخازن و دقت لرزه نگاری اشاره و عنوان می کند: ایران از نظر دانش فنی و نیروی انسانی متخصص در سطح قابل قبول و هم تراز با کشورهای منطقه قرار دارد، اما در حوزه تجهیزات دریایی و برخی زیرساخت های خاص همچنان با توجه به تحریم ها محدودیت هایی وجود دارد.

      افق های اکتشاف در مسیر توسعه

      مدیر اکتشاف شرکت ملی نفت ایران، با اشاره به فعالیت های سال گذشته این مدیریت یادآور می شود: از جمله مهم ترین دستاوردها، کشف میدان پازن با حجم گازی حدود (۱۰تی سی اف) و حدود ۲۰۰ میلیون بشکه نفت است که از سوی وزیر نفت نیز اعلام شد. در کنار این مورد، چاه های متعددی در نواحی مختلف کشور به ویژه در گستره زاگرس و استان های فارس، خوزستان و کهگیلویه و بویراحمد در حال حفاری یا تکمیل مطالعات هستند که نتایج برخی از آنها در آینده اعلام خواهد شد. جعفری در تشریح برنامه های سال جاری و افق پیش رو تاکید می کند: مسئولیت اکتشاف در گستره وسیعی از خشکی ایران، خلیج فارس و دریای عمان به عهده این مدیریت و این حوزه در قالب ۱۱ جغرافیا و پهنه عملیاتی تعریف شده است. بر همین اساس، پروژه های ژئوفیزیکی متعددی در مناطق شمال شرق، شرق کشور، همچنین پهنه های دریایی در حال اجرا یا مناقصه هستند. پروژه هایی همچون اترک و خورشید، از جمله طرح های مهم ژئوفیزیکی در خشکی محسوب می شوند و در بخش دریا نیز پروژه پارس آپادانا با هدف پوشش حدود ۱۰ درصد از خلیج فارس در دستور کار قرار دارد. در کنار این برنامه ها، یکی از محورهای مهم راهبردی مدیریت اکتشاف، تامین دکل های حفاری به ویژه دکل های دریایی است. در حال حاضر چهار دکل فعال در اختیار این مدیریت قرار دارد، اما برای تحقق برنامه های بلندمدت تا افق ۱۴۰۷، نیاز به افزایش تعداد دکل ها تا حدود ۲.۵ برابر وجود دارد. به گفته جعفری، این موضوع از طریق مناقصه و همچنین استفاده از ظرفیت سرمایه گذاری بخش خصوصی و قراردادهای مشارکت در حال پیگیری است. هدف گذاری انجام شده شامل تعریف حدود ۳۰ پیش بینی اکتشافی است که در صورت تامین زیرساخت حفاری، به مرحله اجرا خواهند رسید. از نظر جغرافیای کاری، هم تمرکز اصلی فعالیت های جاری در استان خوزستان برای نفت و استان های فارس و بوشهر برای گاز قرار دارد. در کنار آن، مناطق شمال شرق کشور، بخش هایی از ایران مرکزی، همچنین نواحی دریایی خلیج فارس و دریای عمان نیز در اولویت برنامه های اکتشافی قرار گرفته اند.

      وضعیت اکتشاف در مناطق راهبردی و بحران ها

      مدیر اکتشاف شرکت ملی نفت ایران خاطرنشان می کند: بخش دریایی اکتشاف در ایران با یکی از مهم ترین چالش های خود یعنی کمبود دکل های دریایی رو به رو است. با این حال، مطالعات و طراحی ها برای توسعه میادین دریایی متوقف نشده و پروژه های مهمی در این حوزه تعریف شده است. در میان آنها، برخی پیش بینی ها در خلیج فارس در نواحی مرزی نیز قرار دارند که از نظر راهبردی اهمیتی ویژه دارند. جعفری تاکید می کند: بر اساس سیاست های کلان انرژی، مناطق مرزی در اولویت اکتشاف قرار دارند و بخش قابل توجهی از پروژه های ژئوفیزیکی و حفاری نیز در همین نواحی طراحی شده اند؛ از شمال شرق کشور در مرز افغانستان تا مناطق مرزی شمال غرب، همچنین بخش هایی از مرزهای آبی در خلیج فارس. این تمرکز، هم از نظر امنیت انرژی و هم از نظر توسعه متوازن منابع هیدروکربوری اهمیت دارد. در حوزه مخازن نامتعارف نیز ایران وارد مرحله مطالعاتی و نیمه تجاری شده است. این نوع مخازن که شامل منابع سخت استخراج یا نفت های سطحی و درون سنگی هستند، در دنیا به عنوان یکی از مسیرهای آینده انرژی شناخته می شوند. در ایران نیز برخی نمونه ها در استان های لرستان و خوزستان شناسایی شده و مطالعات مشترکی با دانشگاه تهران و پژوهشگاه صنعت نفت در حال انجام است. هدف، دستیابی به فناوری استخراج اقتصادی این منابع و ورود به مرحله تجاری سازی است. جعفری همچنین به موضوع شیل های نفتی و گازی اشاره می کند و می گوید: ایران در حال حاضر در مرحله توسعه دانش و فناوری در این حوزه قرار دارد و به صورت تک محور و با تکیه بر ظرفیت مدیریت اکتشاف و مراکز علمی کشور در حال پیشبرد آن است. به گفته او، فناوری کامل استحصال صنعتی در کشور هنوز بومی نشده، اما مسیر تحقیقاتی فعال است. وی در زمینه مدیریت بحران به ویژه در جنگ رمضان می گوید: فعالیت های حفاری اکتشافی بدون توقف ادامه داشت، اما عملیات ژئوفیزیکی به دلیل ماهیت حساس و استفاده از مواد ناریه با دستور نهادهای استانی متوقف شده بود. در برخی مناطق نیز آسیب هایی به انبارهای مواد انفجاری وارد شده، اما با پشتیبانی نیروهای مسلح، امنیت عملیاتی تا حد زیادی حفظ شده و تداوم فعالیت ها امکان پذیر بوده است. از منظر جایگاه بین المللی نیز جعفری معتقد است: ایران با داشتن دومین ذخایر گاز جهان و حجم بالای منابع نفتی، یکی از بازیگران مهم انرژی محسوب می شود. با وجود محدودیت های ناشی از تحریم، به گفته مدیر اکتشاف، سطح فناوری و توان مهندسی در بخش اکتشاف هم تراز بسیاری از کشورهای منطقه است و در برخی حوزه ها حتی رقابت پذیر محسوب می شود.

      لحظه ماندگار

      مدیر اکتشاف شرکت ملی نفت ایران، لحظه اعلام کشف یک میدان جدید را یکی از خاص ترین تجربه های حرفه ای خود توصیف می کند و می گوید: لحظه ای که به تعبیر او مشابه تولد یک فرزند برای یک خانواده است. از مرحله شناسایی یک پیش بینی تا رسیدن به نتیجه نهایی، سال ها مطالعه، حفاری و تحلیل طی می شود و زمانی که نتیجه مثبت اعلام می شود، این اتفاق برای تیم اکتشاف یک نقطه عطف بزرگ به شمار می رود که مستقیما به وزیر نفت گزارش می شود.در کنار این لحظات شیرین، خاطرات سخت نیز بخش جدایی ناپذیر این حرفه است؛ از چاه های ناموفق و پروژه هایی که به نتیجه نرسیده اند تا شرایط دشوار میدانی و حضور طولانی مدت در مناطق عملیاتی. به گفته وی، گاهی ماموریت های ۱۴ تا ۱۵ روزه در محل چاه یا سایت های ژئوفیزیکی باعث دوری طولانی از خانواده می شود و حتی رویدادهای مهم زندگی شخصی نیز در این بازه ها از دست می رود. با این حال، نقش خانواده را مهم ترین عامل تداوم فعالیت در این مسیر می داند. او از همراهی همسر، فرزندان و همچنین خانواده سایر کارکنان صنعت نفت قدردانی می کند و این همراهی را یکی از پایه های اصلی پایداری نیروی انسانی در صنعت اکتشاف می داند. جعفری به جوانان علاقه مند به صنعت نفت به ویژه حوزه اکتشاف توصیه می کند: صنعت نفت یکــــــی از منحصـــر به فـــــــردترین و چندبعدی ترین حوزه های کاری است؛ صنعتی که هم زمان با زمین، فناوری، مهندسی و اقتصاد درگیر بوده و تجربه ای پیچیده و عمیق ارائه می دهد. او تاکید می کند جوانانی که وارد این مسیر می شوند باید آمادگی رویارویی با ریسک های بالا، شرایط عملیاتی دشوار و در عین حال فرصت های گسترده علمی و حرفه ای را داشته باشند. آرزوی مدیر اکتشاف شرکت ملی نفت ایران برای آینده مدیریت اکتشاف، کشف میدان های بزرگ و اثرگذار در مقیاس ملی و حتی منطقه ای است؛ میدان هایی که بتوانند نقشی تعیین کننده در آینده انرژی کشور ایفا کنند. او امیدوار است نسل جدید اکتشاف بتواند با اتکا به دانش، فناوری و تجربه، منابع جدیدی را برای کشور به ارمغان بیاورد و مسیر توسعه

      صنعت نفت را با قدرت بیشتری

       ادامه دهد.

    • media/image/2026/05/2000-1441/22524.jpg
    • media/image/2026/05/2000-1441/22525.jpg

      استعدادی که با مدیریت شکوفا شد

      دختر طلایی گاز

      مشعل |  مهلا سادات هاشمی ، متولد 19 مرداد ماه 1395 در مشهد است، علاقه اش به ورزش از چهار سالگی سبب شد تا استعدادش از سوی مادرش شکوفا شود. او در کنار درس و مدرسه با ادامه فعالیت در رشته کاراته، مسیر زندگی خود را تغییر داد. او به تازگی و با حضور در رقابت های بین المللی کاراته جام «لالدارا»ی هندوستان موفق به کسب 2 مدال از این مسابقات شد. به سبب این موفقیت و مسیر پیروزی مهلا سادات هاشمی که فرزند همکار نفتی در واحد روابط عمومی پالایشگاه گاز شهید هاشمی نژاد است، خبرنگار   ماهنامه «مشعل» با وی و پدر و مادرش گفت وگو کرده است که می خوانید.

      شناسایی استعداد کودکان با مشاوره

      اعظم نوری، مادر مهلا سادات دارای مدرک کارشناسی ارشد در حوزه روان شناسی است که هم اکنون به عنوان مشاور حوزه خانواده و استعدادیابی کودک و نوجوان فعالیت می کند.وی درباره نحوه استعدادیابی فرزندش گفت: مهلا در دوران کودکی خیلی دیر شروع به راه رفتن کرد؛ ابتدا به شدت نگران این موضوع بودم تا اینکه با بررسی وضعیت بدنی، متوجه انعطاف بالای استخوانی و بدنش شدم و از بابت سلامتی اش خیالم راحت شد.

       چون درخانه هم به کار نقاشی علاقه داشت، متوجه نوع نشستن و دراز کشیدن او شدم و این انعطاف بدنی، من را به فکر فرو برد که اگر این عیب نیست پس باید یک استعداد باشد. به همین منظور با توجه بررسی ها و تست هایی که در این استعدادیابی انجام دادم، تصمیم گرفتم دخترم را در رشته کاراته ثبت نام کنم.

      وی درباره اهمیت حمایت مالی خانواده برای شناسایی استعداد فرزندان و رشد آن بیان کرد: متاسفانه بسیاری از والدین بر این باورند که با هزینه های بالا و حضور در کلاس های متعدد، کودک می تواند به موفقیت دست یابد، اما در چنین روشی، افزون بر پنهان ماندن استعداد، وی با افزایش فشار، دچار سرخوردگی، پرخاشگری و افسردگی می شود؛ به همین دلیل هزینه یا حمایت مالی در اولویت بعدی قرار دارد و مهم تر از آن، اخلاق و رابطه پدر با فرزند باعث رشد و موفقیت کودک می شود.

      مادر مهلا در بخش دیگری ازصحبت های خود تاکید کرد: مهلا از سن کم کاراته را شروع کرد؛ به دلیل شغل همسرم، در شهرستانی سکونت داشتیم که فضای ورزشی مناسبی برای رشد فرزندمان  نداشت به همین دلیل بعد از مدتی به مشهد مهاجرت کردیم. مهلا با حضور در کلاس های ورزشی و شرکت در مسابقات کشوری، برای حضور درمسابقات جهانی کاراته انتخاب شد. وی از پنج سالگی با حضور در مسابقات کاراته استانی و کشوری و پس از رقابت با سایر ورزشکاران توانست صاحب چهار مدال نقره استانی و چهار مدال طلای کشوری شود که این مسیر پرفراز و نشیب و سفرهای متعدد، باعث انگیزه بیشتر او شد.

      اعظم نوری   خطاب به والدین گفت: والدین باید توجه خود را به مهارت های ارتباطی فرزند معطوف و تقویت کنند تا نیمی از مسیر استعدادیابی را بپیمایند، همچنین باید از کلاس های فشرده و پشت سرهم متفاوت و فشار روحی و تمرکز روی درس به صورت غیرواقع بینانه دوری کنند و با مشورت گرفتن از متخصصان و مشاوران این حوزه، در پیشبرد اهداف و استعداد فرزندان خود کمک بگیرند و مهم تر آنکه بدانند مسیر رشد هم سخت و هم زمان بر است.

      اعتماد والدین؛ عامل پیشرفت فرزندان

      سید مرتضی هاشمی، پدر مهلا سادات، شاغل در روابط عمومی پالایشگاه گاز شهید هاشمی نژاد درباره حمایت یک پدر از فرزند دارای استعداد برتر در ورزش گفت: معتقدم در شرایطی که فرزندان درچنین شرایطی قرار دارند، حمایت روحی و روانی، بهترین گزینه است. تمام تلاش من این بود که بتوانم پشتوانه خوبی برای دختر م باشم، به طور حتم برای پسرم، سیدمعین هم با کمک همسرم برنامه هایی خواهیم داشت و فکر می کنم بهترین مسیر برای پیشرفت بچه ها، همین هماهنگی و اعتماد والدین به یکدیگر است تا الگوی خوبی برای فرزندانشان باشند.

      وی در بخش دیگری از صحبت های خود با اشاره به شرایط جغرافیایی پالایشگاه گاز شهید هاشمی نژاد و سختی کار در منطقه، همچنین دوری از خانواده و نحوه حمایت از مهلا توضیح داد: دخترم به راحتی با من از سختی ها در مسیر ورزش صحبت می کند و راهنمایی می گیرد. با توجه به اینکه در طول هفته پنج روز در کنار خانواده نیستم، تربیت فرزندان به عهده همسرم است. من با تلفن یا تماس تصویری با او ارتباط می گیرم وچالش هایی را که در ذهن او به وجود می آید، حل و فصل می کنم.

      هاشمی از خاطره شنیدن خبر قهرمانی دخترش گفت و توضیح داد: زمانی که همسرم با من تماس گرفت و خبر کسب دو مدال طلای دخترم را داد، مشغول تهیه خبری در محل کار بودم که یکباره شوکی به من وارد شد؛ یک لحظه مکث و سکوت، خانم چی شد؟ دوباره بگو؟ مهلا دو مدال طلا در رشته کاتا و کومیته کسب کرد و تا آخر روز نجوای این جمله در گوش من ماند و از این موفقیت دخترم در یک آوردگاه بین المللی بسیار خوشحال شدم و خستگی این مدت از تنم بیرون رفت.

      وی تاکید کرد: پدر ستون اصلی هر خانواده است، پس باید مراقب رفتار، گفتار و کردارمان با همسرمان باشیم، زیرا همین ارتباط، بهترین الگو برای یادگیری بچه هاست، به نظر من هیچ اشکالی ندارد اگر در الگوهای ارتباطی دچارمشکل شویم، برای ترمیم سریع آن از راه های درست اقدام کنیم. گاه آنقدر درگیر زندگی می شویم که اگر این الگوها اصلاح نشوند، به بحران تبدیل می شوند و روزی به خودمان می گوییم نمی دانم چه شد که فرزند من با اینکه هر چه خواست برایش تهیه کردم، اما افسرده و پرخاشگر است و مسیرهای غلطی را طی می کنند.

       

       

    • media/image/2026/05/2000-1441/22526.jpg

      زوج همکار در شرکت نفت فلات قاره ایران  از  همراهی   یکدیگر   برای ساختن خانه سبز می گویند

      هم نفس با   روزهای طلایی

      مشعل |  زوج های شاغل در صنعت نفت که روزهایی را در شیفت ها، سکوها یا مناطق عملیاتی می گذرانند، نیک می دانند که معنای واقعی خانواده، در با هم بودن است، حتی اگر کوتاه، حتی اگر دیر. این زوج ها با وجود داشتن مسئولیت های سنگین کاری، هر بار که به خانه برمی گردند، با لبخند و آغوشی گرم، به فرزندانشان نشان می دهند که خانواده ستون اصلی زندگی و نخستین کلاس درس و آخرین پناهگاه هر انسان است؛ ستونی که حتی مشکلات بی شمار هم نمی تواند آن را خم کند. معصومه برزگر و محمدرضا یمینی، زوج همکار در شرکت نفت فلات قاره ایران، نمونه ای بارز از بنیان گذاران خانواده ای هستند که در گفت وگو با خبرنگار «مشعل» از همراهی یکدیگر برای ساختن خانه ای سبز می گویند که غنچه های زندگیشان در آغوش گرم آن برویند و آینده خود را بسازند.

      این زوج نفتی آفتاب نزده به قصد رفتن به محل کار، از خانه ای خارج می شوند که بیش از 2 دهه برای ساختنش، کنار یکدیگر قدم برداشته و به امید گذران روزهای طلایی، خشت بر خشت آن نهاده اند تا مکانی امن باشد برای رویش غنچه های زندگی و گذران عمری طولانی.

      آنها در محل کار و زمانی که هر دو به عنوان نیروی تازه نفس به استخدام شرکت نفت فلات قاره ایران درآمده بودند، با هم آشنا شدند و با مشارکت و همراهی، پایه های یک زندگی مستحکم را بنا نهادند. مشارکتی که از همکاری در محیط کار و سکوی پرواز شدن یکدیگر آغاز شد و با رسیدگی به امور خانه و فرزندان همچنان ادامه دارد.

      تلاش برای ساختن

      معصومه برزگر می گوید: سال ۱۳۸۰ با مدرک حسابداری به عنوان مسئول دفتر مدیریت طرح های اکتشافی و مدیرعامل شرکت نفت فلات قاره ایران پا به صنعت نفت گذاشتم و زندگی کاری من شروع شد. تمام تلاش خود را برای نشان دادن توانایی و عزم و اراده در کار به کار گرفتم و درعین حال، در دوره ها و کلاس های تخصصی که در اداره برگزار می شد، شرکت می کردم تا بتوانم دنیای کاری پیش رو را ارتقا دهم.

      وی با تأکید بر اینکه ورود به صنعت نفت برای من یک فرصت بزرگ و البته چالش برانگیز بود، زیرا اشتغال در محیط کار تخصصی نیازمند یادگیری مستمر، مسئولیت پذیری بالا و توانایی کار تیمی است، ادامه می دهد: نتیجه تلاش های من این شد که در حال حاضر در یکی از بخش های تخصصی شرکت، یعنی مدیریت مهندسی ساختمان واحد نظارت بر طراحی، در بخش کنترل اسناد و مدارک مهندسی انجام وظیفه کنم. همواره سعی من بر آن بوده که با دقت و نظم و روحیه همکاری، سهم مؤثری در پیشبرد اهداف سازمان داشته باشم.

      نقطه عطف همراهی

      از برزگر می خواهم درباره آشنایی با همسر و ازدواجش بگوید. لبخند می زند و می گوید: از شیرین ترین تجربه فعالیتم در صنعت نفت، می توانم به آشنایی با همسرم و ازدواج با ایشان اشاره کنم. در واقع ازدواجم، نقطه عطفی در زندگی و کارم بود که باعث شد همراه یکدیگر، خانه ای سبز برای خود و فرزندان بسازیم و در محیط کار هم عامل پیشرفت همدیگر شویم. همکار بودن من و همسرم از یک سو درک متقابل ما به شرایط کاری را افزایش داده و از سوی دیگر باعث شده است در مدیریت زمان و مسئولیت ها هماهنگ تر عمل کنیم. وی با نگاه به همسرش (محمدرضا یمینی) ادامه می دهد: به طور حتم حمایت، همراهی و همفکری همسرم نقش مهمی در موفقیت های شغلی ام داشته است. افزون بر اینکه در منزل هم کمک حال بسیار خوبی است و باعث شده تا امور روزمره سریع تر و بانظم بیشتری پیش برود.

       برزگر درباره میوه های زندگی مشترکشان می گوید: 2 فرزند پسر، ثمره زندگی ما هستند که سعید پسر بزرگم از همان دوران کودکی علاقه زیادی به فوتبال داشت؛ به همین دلیل پا به سالن های فوتبال صنعت نفت گذاشت و موفقیت های زیادی هم در این رشته ورزشی کسب کرد، اما از آنجا که باید به طور منظم در تمرین ها شرکت می کرد، من را نگران کرده بود که از درس و تحصیل جا بماند. از او خواستم ورزش را کنار بگذارد و تمرکز بیشتری روی درس هایش داشته باشد که این کار را هم کرد و به صورت تفریحی و مقطعی فوتبال را ادامه داد. با پشتکار و تلاش در رشته فناوری اطلاعات وارد دانشگاه شد و خوشبختانه توانست در یک شرکت معتبر به صورت کارآموز و سپس کارمند، مشغول به کار شود و با شرکت در دوره های تخصصی تر، دانش خود را به روز نگه دارد.

      وی ادامه می دهد: آراکو پسر کوچکم، در رشته ریاضی فیزیک مشغول تحصیل و همواره تلاش کرده است با برنامه ریزی مناسب، عملکرد تحصیلی مطلوبی داشته باشد. او به هنر و نواختن پیانو خیلی علاقه دارد و پشتکار و استمرارش در یادگیری موسیقی نشان دهنده روحیه هنری اوست.

      مادری با رمز سخت کاری

      برزگر درباره رمز موفقیتش در مدیریت همزمان نقش مادری، همسری و کارمندی می گوید: برای یک بانوی کارمند، مدیریت تمام این امور کار ساده ای نیست، اما با داشتن شخصیت مسئولیت پذیر و تلاشگر، همچنین با برنامه ریزی و اولویت بندی امور در کنار حمایت خانواده، ایفای این نقش ها آسان تر می شود. همسر و فرزندانم همواره از نظم و انضباط من به عنوان مادر کارمند در امور منزل و جدیتم در آشپزی و تأکید بر غذای خانگی ابراز خشنودی می کنند.

      وی با لبخند ادامه می دهد: پسر بزرگم بارها گفته که در میان دوستانش تنها فردی است که پس از پایان فعالیت ها سریع به خانه برمی گردد و همیشه آرامش و امنیت خانه را بهترین مکان برای حضور و استراحت عنوان می کند.

      از برزگر می خواهم درباره آموزش سنت های ایرانی به فرزندان بگوید: معتقدم سنت ها، پلی است میان ریشه های کهن و دل های امروز. برایم مهم است که فرزندانم بدانند این آیین ها یادگار هویت، امید و پیوند ما با نیاکان است و باافتخار آن را گرامی بدارند و به نسل های بعد بسپارند، همان طور که ما این رسم را از گذشتگان به یادگار داریم.

      کار 24 ساعته در کشتی لرزه نگاری

      محمدرضا یمینی، همسر معصومه بزرگر نیز در ادامه گفت وگو به ما می پیوندد و درباره دوران کار اقماری و دوری از خانواده می گوید: سال ۱۳۸۰ از طریق پذیرش در آزمون ورودی به استخدام شرکت نفت فلات قاره ایران درآمدم و به واسطه تحصیلاتم در رشته زمین شناسی و ژئوفیزیک، از بدو استخدام تا امروز، در اداره ژئوفیزیک مدیریت طرح های اکتشافی شرکت نفت فلات قاره ایران مشغول انجام وظیفه هستم.

      وی درباره کارش می گوید: کار اداره ژئوفیزیک برداشت، پردازش و تفسیر داده لرزه ای مربوط به زیرزمین است. یک سال بعد از ورود به شرکت، به صورت نیروی اقماری برای انجام پروژه های لرزه نگاری عازم مناطق مختلف زیرمجموعه فلات قاره از جمله بهرگان، هندیجان، خارک، لاوان، قشم، کیش و سیری شدم که این دوره تا اواخر سال ۱۳۹۴ ادامه داشت و از زمستان ۹۴ به عنوان رئیس اداره ژئوفیزیک به ستاد تهران منتقل شدم که تا امروز در این سمت خدمت می کنم.

      یمینی به یاد دوران اقماری نفسی عمیق می کشد و می گوید: بخش عمده ای از سال های خدمتم صرف برداشت داده های لرزه ای برای مطالعات اکتشافی و توسعه ای ذخایر نفت و گاز با استفاده از کشتی های لرزه نگاری شده است. به جرأت می توانم بگویم کار در کشتی لرزه نگاری از دشوارترین کارهای حوزه نفت و گاز است؛ دشواری هایی از جمله ۲۴ ساعته بودن کار، آسیب ها و مخاطرات مربوط به تلاطم دریا، گرمای طاقت فرسا، رطوبت و شرجی نفس گیر. سختی ها و خطرهای انتقال، جابه جایی و ورود و خروج به کشتی لرزه نگاری هم بخشی از این دشواری ها بود.

       

      دور اما نزدیک

      یمینی نگاهی به همسرش می اندازد و ادامه می دهد: همه دشواری های کار، یک طرف و سختی ها و تألمات روانی دور از خانواده هم یک طرف و این ماجرا، خود قصه ای است پرغصه . مواقعی پیش می آمد که با تماس تلفنی از حال هم باخبر می شدیم و اگر تصویری بود، دستی برای هم تکان می دادیم در این تماس ها اما قلب هایمان پر از نزدیکی بود. خبرهای خوشی که با شوق گفته می شد و ناخوشی هایی که به واسطه دوری به دست فراموشی سپرده می شد تا خاطری آزرده نشود.

      وی می گوید: خوشبختانه از آنجا که من و همسرم همکار هستیم، این شانس را داشتم که به مشکلات شغلی و نوع کار من آگاهی کامل داشته باشد و این موضوع، شرایط زندگی ما را راحت تر کرد. هرچند بیشتر بار منزل به عهده همسرم بوده و هست، اما تمام تلاش خود را می کنم تا در امور منزل کنار او باشم و تا جایی که بتوانم کمک کنم. در حال حاضر صبح ها با هم از خانه به سمت اداره حرکت می کنیم و بعد از پایان وقت اداری، با هم به منزل برمی گردیم؛ منزلی که برای ساخت آن، از هیچ کار و تلاشی دریغ نکرده ایم.

      به اینجای گفت وگو که می رسیم، این زوج همکار خوشبخت شرکت نفت فلات قاره ایران، خواسته ای مشترک را مطرح می کنند و می گویند: به عنوان عضو کوچکی از خانواده بزرگ صنعت نفت، از مسئولان و تصمیم گیرندگان می خواهیم که به مشکلات کارکنان توجه ویژه تری داشته باشند. برداشتن سقف حقوق و پرداخت پاداش واقعی پایان خدمت به کارکنان، از مطالبات و درخواست های تک تک کارکنان این عرصه است که انگیزه و دلگرمی در محیط کار را تقویت کنند.

       

    • media/image/2026/05/2000-1441/22527.jpg

      والدین در شرایط سخت باید آرامش را به کودکان بازگردانند

      آرامش در خانه

      مشعل |   دنیای بیرون پر از خبرهای استرس زاست و این روزها سخت تر از همیشه باید حواسمان به حال خوب خودمان و بچه ها باشد. مهم تر از همه، وقتی خودمان آرام باشیم، می توانیم این آرامش را به بچه ها منتقل کنیم. بیایید با هم ببینیم چطور می توانیم در کنار هم، در این روزهای پردغدغه، حس امنیت و عادی بودن را به زندگی برگردانیم و چطور خبرها را مدیریت کنیم تا به جای اضطراب، به ما کمک کنند؛ موضوعی که سجاد نوروزیان، آینده پژوه کودک در گفت وگو با خبرنگار «مشعل» به آن پرداخته است.

      در روزگار پراضطراب، کودکان نیز همانند بزرگ ترها نگرانی را تجربه می کنند، اما فرقشان در شیوه بیان احساسات است. کودکان معمولا اضطراب خود را با رفتار و بدنشان نشان می دهند، نه با کلام چون مغز آنها هنوز به اندازه بزرگسالان رشد نکرده است که بتواند احساس را پنهان کند یا توضیح دهد، پس اضطراب در جسمشان فوری دیده می شود. به همین منظور ممکن است کودکان در شرایط اضطراب به رفتارهای چند سال قبل برگردند؛ مثلا شب ادراری، انگشت مکیدن، چسبیدن به والدین یا تغییر در خلق وخو، از بی قراری گرفته تا سکوت و گوشه گیری یا پرخاش ناگهانی.

      2 راهکار ساده اما موثر

      به گفته سجاد نوروزیان، آینده پژوه حوزه کودک گاهی اوقات کودکان در معرض اضطراب دچار مشکلات خواب می شوند: تنهایی نمی خوابند، زیاد بیدار می شوند یا خواب های بد می بینند. حتی دردهایی مانند دل درد، سردرد یا گوش درد دارند، بدون علت پزشکی مشخص. اینها «زبان بدن» کودک است برای گفتن اینکه مضطرب است. نوروزیان بر این باور است که در چنین موقعیتی نباید با عجله یا برخورد تند جلو رفت. این واکنش ها، علامت اضطراب هستند، نه رفتارهای بد. باید پذیرفت و آرام آرام کمک کرد تا احساس امنیت در کودک بازسازی شود.

      نوروزیان دو راهکار ساده، اما بسیار مؤثر را پیشنهاد می دهد؛ ایجاد امنیت و حفظ روتین (نظم روزمره): مغز کودک فقط در فضای امن می تواند درست کار کند. وقتی احساس خطر می کند، تنظیم تصمیم گیری و رفتارش به هم می ریزد. نکته بعدی اینکه روتین های کوچک و ساده، مانند ساعت خواب، زمان غذا خوردن، بازی یا حمام به کودک پیام می دهند که «دنیا هنوز قابل پیش بینی است». همین حس نظم، به مغز آرامش و اعتماد می دهد. می توان در خانه یک گوشه دنج و امن برای کودک آماده کرد؛ با پتو، بالش یا کوسن، جایی که هر وقت ترسید یا ناراحت شد، بتواند به آن پناه ببرد. درست مثل حیواناتی که برای خود پناهگاه انتخاب می کنند، کودکان هم نیاز دارند، جایی داشته باشند که در آن امنیت حس کنند. در نهایت، امنیت و روتین دو پایه طلایی برای آرام کردن ذهن کودک در دنیایی پر از خبر و اضطراب هستند؛ چیزهایی کوچک، اما بسیار تأثیرگذار.

      بازی فقط سرگرمی نیست

      در روزهایی که خانواده ها با اضطراب، بلاتکلیفی، خبرهای نگران کننده و فشارهای بیرونی روبه رو هستند، کودکان هم ناخواسته این فضا را دریافت می کنند. آنها شاید نتوانند اضطراب را با کلمات توضیح دهند، اما معمولا آن را در رفتار، بازی، خواب، بدن و وابستگی هایشان نشان می دهند. در چنین شرایطی، نقش والدین بسیار مهم است چون کودک برای احساس امنیت، بیش از هر چیز به حضور آرام و قابل اتکای والدین نیاز دارد. به باور این آینده پژوه حوزه کودک، بازی، زبان تخصصی کودک برای عبور از بحران است؛ بنابراین یکی از مهم ترین نکته ها این است که بازی را جدی بگیریم: «بازی فقط سرگرمی نیست؛ زبان تخصصی کودک برای عبور از بحران ها، پردازش تجربه های سخت و حتی ترمیم آسیب های روانی است. کودکان در بازی، چیزی را که نمی توانند با کلام بگویند، بیرون می ریزند و سامان می دهند.» او معتقد است بازی ها شکل های مختلفی دارند؛ بازی های سازمان یافته؛ مانند بازی هایی با قواعد مشخص، بازی های سازمان نیافته؛ مانند بازی با خمیر، بلوک های چوبی، آب، خاک یا گل و بازی های تکراری؛ بازی هایی که کودک بارها و بارها انجام می دهد. در شرایط اضطراب بهتر است والدین بازی های تکراری را قطع نکنند. تکرار، برای کودک فقط عادت نیست؛ نوعی روتین آرام بخش است که به او حس کنترل و ثبات می دهد. همچنین بازی های ساختارنیافته، مانند کار با خمیر، بلوک، آب بازی یا گل بازی، کمک زیادی به تخلیه تنش می کند چون دست کودک را درگیر می کند و او می تواند هیجان های فروخورده اش را از راه تجربه و لمس تخلیه کند. نوروزیان ادامه می دهد: در این موقعیت ها، بهتر است والدین ابزار را فراهم کنند و اجازه دهند کودک خودش فعالیت کند؛ نه اینکه مدام با «بکن، نکن» یا «این طور انجام بده» او را تحت فشار بگذارند. وقتی کودک مضطرب است، این نوع کنترلگری هم رابطه را سفت و سخت می کند، هم مقاومت او را بالا می برد و هم احساس امنیت را کاهش می دهد.

      در روزهای آشفته، کودک بیش از همیشه به والدینی نیاز دارد که مانند لنگر آرامش عمل کنند. وقتی کودکان نگران می شوند، به طور طبیعی به سمت والدین می آیند تا تکیه گاه پیدا کنند. اگر والدین خودشان بی قرار، آشفته و ناآرام باشند، این ناامنی به کودک هم منتقل می شود. برای مثال وقتی در وسیله حمل ونقل عمومی دستگیره ای وجود دارد که آدم برای حفظ تعادل آن را می گیرد، اگر آن دستگیره شل و لق باشد، نه تنها کمک نمی کند، بلکه حس ناامنی را بیشتر می کند. کودک هم در شرایط بحران به یک تکیه گاه محکم به نام والدین نیاز که تا حد امکان آرام، قابل پیش بینی و تنظیم شده باشند. به گفته نوروزیان برای اینکه والدین بتوانند به کودک امنیت بدهند باید تا جای ممکن از سلامت روان خودشان هم مراقبت کنند. یعنی روتین های شخصیشان را حفظ کنند؛ هر کاری که قبل تر برای آرامششان مفید بوده، اگر هنوز امکانش هست، دوباره به زندگی برگردانند، مثلا خواب نسبتا منظم، خواندن کتاب، دیدار با دوستان، پیاده روی یا فعالیت آرام و انجام کارهای روزمره در زمان مشخص: وقتی والدین حدی از ثبات را در زندگی خود حفظ می کنند، کودک هم در کنار آنها احساس امنیت بیشتری می کند. مدیریت خبرها یکی دیگر از نکات مهم در کنترل اضطراب کودکان است. در شرایط بحران، رسانه ها و شبکه های خبری معمولا حجم زیادی از اضطراب تولید می کنند. لازم نیست مدام در جریان جزئیات و تحلیل ها باشیم. بهتر است فقط دو یا سه منبع خبری معتبر داشته باشیم و در روز، در چند نوبت محدود برای مثال صبح، بعدازظهر و شب مروری مرور کوتاه از وضعیت داشته باشیم. هدف این نیست که از واقعیت فرار کنیم؛ هدف این است که در جزئیات فرساینده غرق نشویم. شنیدن مداوم خبرها، به ویژه تحلیل های متعدد و سنگین، معمولا اضطراب را بیشتر می کند و به نفع آرامش والدین و کودکان نیست.

      بازگرداندن زندگی به مسیر آرام

      در این روزها که فضای عمومی پر از خبر، نگرانی و آشفتگی است، ذهن ما بیش از همیشه در معرض خستگی قرار می گیرد. مغز انسان ظرفیت نامحدود برای دریافت اخبار ندارد. پیگیری بیش از حد خبرهای ریز و درشت، آن هم زمانی که تنش بالاست، می تواند ذهن را فرسوده و اضطراب را تشدید کند: مغز ما فقط تا حدی می تواند اطلاعات تازه، به ویژه خبرهای ناگوار یا هیجان برانگیز را پردازش کند. دنبال کردن تمام جزئیات اینکه چه کسی چه گفت، چه کسی چه پاسخی داد، تحلیل ها، شایعات و پیش بینی ها کمکی به آرامش ما نمی کند. این حجم از اطلاعات نه تصمیم ما را تغییر می دهد، نه قدرت کنترل بیشتری به ما می دهد. در واقع، فردی که همه خبرها را می خواند و از تمام نقل قول ها و تحلیل ها باخبر است، هیچ برتری واقعی نسبت به کسی ندارد که فقط کلیات را دنبال می کند. تصمیم ها در جایی گرفته می شود که ما در آن نقشی نداریم. آنچه به ما کمک می کند همین است که روندهای کلی را بدانیم، برای رخدادهای احتمالی آماده باشیم، از غرق شدن در جزئیات بی پایان دوری کنیم مگر اینکه شغل ما تحلیل خبر باشد وگرنه خبرخوانی، فقط اضطراب را بیشتر می کند. وضعیتی که در آن هستیم، آسان نیست و هیچ کس قرار نیست به تنهایی از آن بگذرد. بخشی از عبور از این دوره، صبوری و شکیبایی است و بخش دیگر، پذیرش نیاز به حمایت؛ بنابراین اگر نیاز دارید کمک بگیرید، مشورت کنید، از روان شناسان یا متخصصان بهره ببرید، پادکست ها یا منابع رایگان حرفه ای را دنبال کنید، این کار نه ضعف است، نه وابستگی بلکه روشی سالم برای عبور از تنش است: بچه ها این روزها مدرسه و مهد نمی روند و این خودش فشار بزرگی است. برای اینکه کمی حس عادی زندگی به خانه ها برگردد، می توانیم رویدادهای مشترک کوچک برای بچه ها طراحی کنیم مثل جمع شدن چند کودک هم سن در حیاط یا اتاقی در خانه یکی از خانواده ها، بازی های دسته جمعی کم تنش، با هم بودن بدون شلوغی و هیجان اضافه این با هم بودن ها تسلی بخش اند. درست مثل زمانی که کسی عزیزی را از دست می دهد و دوستان برای تسلیت کنار او می ایستند، حضور دیگران باعث آرامش می شود. کودکان وقتی احساس ناامنی می کنند، بودن کنار هم سالانشان به مغزشان پیام می دهد که «من تنها نیستم. گروه هست. دنیا قابل پیش بینی تر است.» مغز انسان به طور تکاملی برای زندگی گروهی ساخته شده است. وقتی کنار دیگران هستیم، احساس تعلق و حمایت فعال می شود و نگرانی ها کاهش پیدا می کند. این کنار هم بودن، به خصوص در کودکان، کمک می کند راحت تر با «از دست رفتن احساس امنیت» کنار بیایند. ما بیش از این توان نداریم که دنیا را کنترل کنیم. کاری که می توانیم، انجام دهیم همین است؛ با آرامش بیشتری زندگی کنیم، کمتر داد بزنیم، تنش های بی دلیل را کاهش دهیم، برای کودکان قصه بخوانیم، شعر بخوانیم، حرف بزنیم و کنار هم بمانیم، همین قدم های کوچک، در مجموع به ما و کودکانمان کمک می کند تا از این دوره سخت با سلامت روان بیشتری عبور کنیم.

    • media/image/2026/05/2000-1441/22528.jpg

      سبک زندگی در بهار بازنشانی می شود

      جادوی فصل ها

      مشعل | با شنیدن نام بهار، تصویرهایی روشن و سرزنده در ذهن ما شکل می گیرد؛ درختانی که دوباره جان گرفته اند، شکوفه هایی که عطرشان در هوا می پیچد؛ هوایی که از سرمای زمستان فاصله گرفته و روزهایی که بلندتر و پرنورتر شده اند. بهار، در فرهنگ عمومی و ادبیات ما همواره نماد تازگی، رویش، انرژی و امید بوده. نویدبخش روزهای شادتر و فعالیت بیشتر، اما در دنیای واقعی برای بخشی از جامعه، آغاز این فصل باشکوه با باوری برعکس همراه می شود؛ خستگی مزمن، بی حوصلگی عمیق، خواب آلودگی ناگهانی و کاهش محسوسی در توانایی تمرکز. انگار طبیعت با تمام قوا بیدار شده و آماده زندگی دوباره است، اما بدن بعضی از ما هنوز در خواب زمستانی باقی مانده است و قادر به همراهی با این موج انرژی نیست و این همان پدیده ای است که آن را «رخوت بهاری» می نامیم.

      آیا تا به حال به این فکر کرده اید که چرا با آغاز بهار، ناگهان احساس می کنید پر از انرژی شده اید، یا برعکس، در روزهای کوتاه و سرد زمستان، میل به انزوا و خواب بیشتر پیدا می کنید؟ این تغییرات تحت تأثیر آب وهوا نیستند؛ مغز انسان، این ارگان شگفت انگیز و پیچیده، به شدت نسبت به تغییرات فصلی حساس است. بیایید سفری داشته باشیم به دنیای درون، جایی که فصل ها نه تنها رنگ و بوی طبیعت، بلکه آهنگ ذهن ما را نیز دگرگون می کنند.

      ساعت زیستی: رهبر ارکستر مغز ما

      در قلب این دگرگونی های فصلی، چیزی به نام «ریتم شبانه روزی» یا همان ساعت زیستی قرار دارد. این ساعت بیولوژیک که در بخشی از مغز به نام هسته سوپراکیاسماتیک (SCN) قرار دارد، چرخه طبیعی خواب و بیداری ما را تنظیم می کند. اما این ساعت چگونه با دنیای بیرون هماهنگ می شود؟ پاسخ در نور نهفته است. نور خورشید، به ویژه نور آبی که در طول روز وجود دارد، پیام هایی را از شبکیه چشم به SCN می فرستد و به ساعت زیستی می گوید که «صبح شده» یا «روز ادامه دارد».

      وقتی طول روز تغییر می کند (یعنی فصل عوض می شود)، میزان نوری که مغز دریافت می کند نیز، تغییر می کند. تابستان، روزها بلندترند و نور بیشتری در دسترس است؛ زمستان، روزها کوتاه ترند و نور کمتری دریافت می کنیم. این تغییرات، سیگنال های متفاوتی به ساعت زیستی ارسال می کنند و باعث می شوند ترشح هورمون هایی مانند ملاتونین (هورمون خواب) و کورتیزول (هورمون استرس و بیداری) تنظیم شود.

       از شادی تا رخوت

      ملاتونین که اغلب به عنوان «هورمون خواب» شناخته می شود، در تاریکی ترشح می شود. زمستان که شب ها طولانی تر است، بدن ملاتونین بیشتری تولید می کند که می تواند به احساس خواب آلودگی و رخوت بینجامد. در مقابل، با بلند شدن روزها در تابستان، ترشح ملاتونین کمتر شده و احساس شادابی و بیداری بیشتری خواهیم داشت. ماجرا به همین جا ختم نمی شود. سروتونین، نوروترانسمیتری که نقش کلیدی در تنظیم خلق وخو، اشتها و خواب دارد، نیز تحت تأثیر نور خورشید قرار می گیرد. کاهش نور در پاییز و زمستان می تواند به کاهش سطح سروتونین منجر شود که گاهی با نشانه های غم، بی حوصلگی، افزایش اشتها (به ویژه برای کربوهیدرات ها) و... همراه است. این پدیده که گاهی به آن «اختلال عاطفی فصلی» (SAD) یا «افسردگی زمستانی» نیز گفته می شود، نشان دهنده تأثیر عمیق نور بر شیمی مغز ماست. از سوی دیگر، دوپامین، نوروترانسمیتری که با انگیزه، پاداش و لذت مرتبط است، نیز می تواند تحت تأثیر تغییرات فصلی قرار گیرد. نور بیشتر در فصل های گرم تر، ممکن است باعث افزایش فعالیت دوپامینرژیک شود و حس انگیزه و لذت بیشتری را به همراه داشته باشد، در حالی که در فصل های سردتر، این حس ممکن است کم رنگ تر شود.

       

      چرا با آغاز فصل تازگی، انرژی ما کم می شود؟

      شاید عجیب به نظر برسد، اما درست زمانی که طبیعت با تمام قوا بیدار می شود، خیلی از ما احساس می کنیم مغزمان هنوز در خواب زمستانی به سر می برد. این پدیده که گاهی «رخوت بهاری» نامیده می شود، دلایل متعددی دارد.

      تطبیق با نور بیشتر: افزایش ناگهانی نور خورشید پس از ماه های تاریک زمستان، می تواند ساعت زیستی را گیج کند. مغز برای تطبیق با این تغییر، مدتی زمان نیاز دارد. این فرایند می تواند باعث آشفتگی موقت در الگوهای خواب و بیداری شود.

      تغییرات هورمونی: با افزایش نور، بدن شروع به کاهش تولید ملاتونین و افزایش احتمالی سروتونین و دوپامین می کند. این تغییرات سریع هورمونی، اگرچه در نهایت مثبت هستند، اما در کوتاه مدت می توانند باعث احساس گیجی، خستگی و حتی سردرد شوند.

      کاهش کیفیت خواب: گاهی با گرم تر شدن هوا و طولانی تر شدن روزها، کیفیت خواب ما کاهش می یابد. خواب ناکافی یا بی کیفیت، به طور مستقیم بر عملکرد شناختی، تمرکز و سطح انرژی تأثیر منفی می گذارد.

      آلرژی های فصلی: فصل بهار، فصل شکوفایی گل ها و آغاز آلرژی های فصلی برای بسیاری از افراد است. واکنش های آلرژیک، التهاب در بدن ایجاد می کنند و خود این التهاب می تواند منجر به خستگی، کاهش تمرکز و احساس کسالت شود. در واقع، سیستم ایمنی بدن که درگیر مقابله با آلرژن هاست، انرژی زیادی مصرف می کند.

      تغییرات در فعالیت بدنی و تغذیه: با گرم تر شدن هوا، ممکن است فعالیت بدنی ما افزایش یابد. بدن برای تطبیق با این افزایش فعالیت، به انرژی و موادمغذی بیشتری نیاز دارد، همچنین ممکن است رژیم غذایی ما از غذاهای سنگین زمستانی به سمت غذاهای سبک تر و تازه تر تغییر کند. این تغییرات، هرچند مثبت، اما نیازمند سازگاری بدن هستند.

      چه کسانی مستعدترند؟

       افرادی با ریتم خواب نامنظم یا کمبود خواب مزمن.

       کسانی که در زمستان فعالیت بدنی بسیار کمی داشته اند.

        افراد با فشار خون پایین یا مشکلات گردش خون.

        بیماران مبتلا به آلرژی فصلی.

        افرادی که تحت استرس مزمن زندگی می کنند.

        سالمندان که ممکن است سازگاری کمتری با تغییرات داشته باشند.

       کسانی که زمینه اختلالات خلقی خفیف دارند.

       گذار پرانرژی از بهار

      خوشبختانه، رخوت بهاری یک وضعیت قابل مدیریت است. با چند تغییر هوشمندانه در سبک زندگی، می توانیم به بدنمان کمک کنیم تا سریع تر با بهار هماهنگ شود:

      قرارگیری در نور: اولین و شاید مهم ترین گام، قرار گرفتن در معرض نور طبیعی است. سعی کنید هر روز، به خصوص در ساعات اولیه صبح، حداقل ۲۰ تا ۳۰ دقیقه در فضای باز باشید. این کار به تنظیم مجدد ساعت زیستی شما کمک شگرفی می کند. حتی نشستن کنار پنجره باز در خانه یا محل کار هم مؤثر است.

      معجزه خواب منظم: ثبات در زمان خواب و بیداری، حتی در روزهای تعطیل، به تنظیم بهتر ریتم شبانه روزی کمک می کند. سعی کنید هر شب در ساعت مشخصی بخوابید و صبح ها در ساعت معینی بیدار شوید. ایجاد یک روتین آرامش بخش قبل از خواب نیز مفید است.

      حرکت، کلید انرژی: فعالیت بدنی منظم، حتی از نوع سبک، جریان خون را بهبود می بخشد، اندورفین (هورمون شادی) ترشح و به رفع خستگی کمک می کند.

      پیاده روی، دوچرخه سواری سبک، شنا یا حتی حرکات کششی روزانه می توانند مؤثر باشند. سعی کنید این فعالیت ها را در طول روز و در صورت امکان در فضای باز انجام دهید.

      سوخت رسانی به بدن: تغذیه سالم و متعادل، نقش حیاتی در تأمین انرژی بدن دارد. مصرف میوه ها و سبزیجات تازه، غلات کامل، پروتئین های کم چرب و نوشیدن آب کافی را در اولویت قرار دهید. در صورت مشکوک بودن به کمبود، با مشورت پزشک، مصرف مکمل های ویتامین D، آهن یا منیزیم را در نظر بگیرید.

      مدیریت مصرف کافئین: کافئین می تواند به طور موقت انرژی را افزایش دهد، اما مصرف زیاد آن، به خصوص در ساعات پایانی روز، می تواند الگوی خواب را مختل کند و به خستگی بیشتر منجر شود.

    • media/image/2026/05/2000-1441/22529.jpg

      متخصص بیماری های عفونی صنعت نفت تاکید کرد ویروس جدید، توانایی ایجاد پاندمی ندارد

      هانتا ویروس  پنهان اما جدی

      مشعل | خبر ابتلای 7 نفر به ویروس هانتا و فوت سه نفر از آنها در کشتی کروز که از مقصد آرژانتین وارد آب های آزاد شده بود، بار دیگر خاطره تلخ ویروس کرونا را زنده کرده و رعب و وحشتی در میان مردم جهان به راه انداخته است؛ نگرانی از شیوع دوباره ویروسی مهارنشدنی و ازدست رفتن جان های بی پناه. ویروسی که رضا حافظی، متخصص بیماری های عفونی و گرمسیری بیمارستان فوق تخصصی صنعت نفت تهران در گفت وگو با خبرنگار ماهنامه «مشعل»، درباره آن می گوید: این بیماری از طریق تماس با ادرار، فضولات یا بزاق جوندگان آلوده منتقل می شود که می تواند باعث مشکلات ریوی یا کلیوی شود. خوشبختانه تاکنون هیچ موردی از نوع جدید هانتاویروس در ایران گزارش نشده؛ اما رعایت دستور عمل های بهداشتی ضروری است تا این ویروس پنهان به مساله ای جدی تبدیل نشود. در ادامه شرح کامل این گفت وگو را می خوانید. 

      هانتا ویروس چیست؟

      هانتاویروس، زیرگروهی از خانواده بونیاویروس ها هستند که عمدتا از طریق تماس با ترشحات جوندگان آلوده (مانند ادرار، مدفوع یا بزاق) منتقل می شوند. در روزهای اخیر، خبر ابتلای هفت مسافر کشتی تفریحی کروز و فوت سه نفر از آنها، باعث ایجاد ترس و اضطراب از اپیدمی این ویروس در جهان شده و این شائبه به وجود آمده که همانند ویروس کرونا، قابل انتقال سریع از انسان به انسان است؛ اما باید گفت این ویروس، جدید نیست و پیش از این هم وجود داشته است.

      میزان شیوع و فراگیری آن چقدر است؟

      از نظر موقعیت جغرافیایی شیوع این بیماری باید گفت، هانتاویروس با داشتن 2 سندرم ریوی و کلیوی در آسیا، اروپا و قاره آمریکا، بخصوص آمریکای جنوبی بیشتر دیده شده که سندرم ریوی آن، بیشتر در قاره آمریکا با مرگ ومیر ۵۰درصد و سندرم کلیوی بیشتر در اروپا و آسیا با مرگ ومیر کمتر از ۱۵درصد گزارش شده است. به طورکلی میزان بروز و ابتلای سالانه هانتاویروس در میان هشت میلیارد جمعیت کره زمین، بین 10 هزار تا 100 هزار نفر گزارش شده است.

      داده های مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری های ایالات متحده آمریکا نشان می دهد، از سال ۱۹۹۳ تا ۲۰۲۳، ۸۹۰ مورد ابتلا به بیماری هانتاویروس در ایالات متحده آمریکا گزارش شده که در مورد خبر شیوع هانتاویروس از کشتی تفریحی کروز هم سازمان جهانی بهداشت همچنان در حال بررسی منشأ این خوشه بیماری بوده و معتقد است که این افراد، قبل از سوار شدن به کشتی کروز، احتمالا در آرژانتین، جایی که هانتاویروس بومی است، آلوده شده بودند.

      هانتا ویروس چه علائم بالینی دارد؟

      علائم بالینی بسته به سویه ویروس متفاوت است؛ اما به طورکلی پس از یک دوره نهفتگی با علائم اولیه شامل تب، سردرد، درد عضلانی و مشکلات برجسته گوارشی مانند تهوع، استفراغ و درد شکم همراه است. در مورد سندرم ریوی هانتاویروس، می توان علائمی همچون آنفلوانزا یعنی بدن درد، تب، احساس خستگی زیاد و درد عضلانی را مشاهده کرد که پس از یک هفته، ریه ها درگیر می شود و مشکلات حاد تنفسی به وجود می آید. درباره سندرم کلیوی هانتاویروس هم ممکن است که علائم تب، اختلال در عملکرد کلیه، کاهش ادرار، عوارض خونریزی دهنده به دلیل اختلالات انعقادی، افت فشارخون و خونریزی گوارشی وجود داشته باشد.

      این ویروس از چه راه هایی منتقل می شود؟

      تماس با ترشحات ادرار، مدفوع یا بزاق جوندگان آلوده، بخصوص موش ها، از راه های انتقال این ویروس است، یعنی پس از تماس دست با سطوح آلوده و سپس لمس دهان و بینی یا هنگام جاروکردن و تردد در فضای آلوده به این ویروس، ذرات حاوی این بیماری از طریق تنفس وارد بدن انسان می شود. بنابراین هنگام تمیزکردن محیط هایی همچون انباری، خانه های متروکه، پارکینگ، سوله ها و غیره، استفاده از دستکش و ماسک ضروری است، ضمن اینکه کنترل جوندگان، پاک سازی ایمن و بستن راه های ورود موش ها هم از اقدام های اصلی به شمار می رود.

      در مورد راه انتقال این ویروس هم تأکید می کنم که به راحتی از انسان به انسان منتقل نمی شود، یا به عبارتی توان ایجاد یک پاندمی جهانی را ندارد، تنها در گونه های نادر مانند «آندس ویروس» موارد محدودی از طریق تماس بسیار نزدیک و طولانی گزارش شده است. پس دست دادن یا عبور کوتاه از کنار بیمار خطری ندارد؛ اما در محیط های درمانی، رعایت بهداشت دست و مدیریت ترشح ها ضروری است.

      واکسنی برای این ویروس وجود دارد؟

      واکسن عمومی و گسترده ای برای هانتاویروس در دسترس نیست و در صورت مراجعه بیمار با علائم سندرم کلیوی هانتاویروس یا سندرم ریوی، انجام اقدام هایی چون پایش مداوم فشارخون، اکسیژن خون، عملکرد کلیه ها و اکسیژن تراپی برای بیمار مراجعه کننده، بیشتر جنبه حمایتی دارد.

      پس اگر فردی پس از تمیزکاری یا حضور در مکان های آلوده دچار تب، ضعف، سرفه یا تنگی نفس شد، باید به پزشک مراجعه کند، ضمن اینکه پیشگیری یعنی استفاده از ماسک و دستکش برای جلوگیری از تماس با فضولات جوندگان، مهم ترین راه مبتلا نشدن به این بیماری است.

      به خانواده هایی که حیوان خانگی دارند هم توصیه می کنم نکات بهداشتی را رعایت کنند؛ اما یادآور می شوم که انتقال این ویروس از انواع موش های صحرایی به انسان گزارش شده است. نداشتن راه درمان و واکسن برای این بیماری، استرس زاست؛ اما نباید فراموش کرد که رعایت نکات بهداشتی و تغذیه ای، سطح ایمنی را افزایش می دهد و از پاندمی این ویروس پیشگیری می کند.

       

    • media/image/2026/05/2000-1441/22530.jpg

      روان شناسان بهداشت و درمان صنعت نفت بر تقویت خانواده دلگرم در نبود اینترنت تاکید می کنند

      پل ارتباطی در دنیای واقعی

      مشعل | اینترنت و فضای مجازی، سال های زیادی است که همچون رقیبی سرسخت، دورهم نشستن خانواده ها و گفتن از رویدادهای دنیای واقعی را به گوشه رینگ زندگی کشانده و تا آنجا رخنه کرده است که با قطع ناگهانی این دنیای مجازی خوش منظر، شاهد سردرگمی در روابط والدین و فرزندان و گاه میان دوستان هستیم؛ موضوعی که خبرنگار مشعل را بر آن داشت تا با مریم آذرکیش، رابط سلامت مرکز مشاوره و سلامت روان بهداری نفت آبادان؛ زینب رحیم دشتی، روان شناس مرکز مشاوره و سلامت روان بهداشت و درمان صنعت نفت گچساران درباره راهکارهای تقویت پل ارتباطی میان والدین و فرزندان، گفت وگو کند که مشروح آن را در ادامه می خوانید.

      تقویت کارکرد خانواده با گفت وگو

      زینب رحیم دشتی، روان شناس مرکز مشاوره و سلامت روان بهداشت و درمان صنعت نفت گچساران، درباره وابستگی به اینترنت و عوارض قطعی آن در بنیان خانواده می گوید: خانواده بخشی از یک نظام بزرگ تر مانند جامعه است که کارکردهای زیادی همچون ایجاد روابط صمیمی، کمک به رشد همه جانبه اعضای خود، آموزش و یادگیری و ... دارد. در زمان هایی که کارکرد خانواده ضعیف می شود و تمایلات اعضای خانواده به سمت استفاده بیش از حد از گوشی هوشمند، اینترنت و بازی های رایانه ای آنلاین می رود، حس وابستگی به دنیای مجازی و اینترنت که بیماری نامرئی قرن است، جایگزین احساسات بین فردی در خانواده خواهد شد که قدیمی ترین و مقاوم ترین شبکه اجتماعی بدون اینترنت جهان است.

      وی ادامه می دهد: وابستگی یا اعتیاد به اینترنت مانند بسیاری دیگر از وابستگی ها، بسته به شدت و ضعف آن، تمام زوایای زندگی فرد را تحت تأثیر قرار می دهد، زیرا ناخودآگاه ترسی پنهان را در وجود فرد ایجاد می کند؛ اینکه در زمان دسترسی نداشتن به اینترنت چه باید بکند؟ موضوعی که به عصبی شدن، اضطراب، ناراحتی، واکنش های شدید جسمی مانند عرق کردن و لرزش بدن به دلیل جداشدن از وسایل ارتباطی دیجیتال یا مشکل اتصال به اینترنت منجر می شود. پدر و مادر در خانواده که الگوی اصلی فرزندان محسوب می شوند، باید فرزندان را به خودمراقبتی فردی، مدیریت و کنترل صحیح، تمرین مدیریت اضطراب، تغییر عادت ها، کمک به تقویت عزت نفس، آموزش خود تنظیمی برای پیشگیری از وابستگی و کاهش عوارض روحی و رفتاری ترغیب کنند.

       

      خودشناسی در میدان بی اینترنتی

      مریم آذرکیش، رابط سلامت مرکز مشاوره و سلامت روان بهداری نفت آبادان، با یادآوری اینکه در دنیای امروز اینترنت و فضای مجازی به بخش جدایی ناپذیر از زندگی بسیاری از ما، بخصوص نوجوانان و جوانان تبدیل شده است و نبود ناگهانی آن می تواند چالش برانگیز باشد و علائمی ناخوشایند ایجاد کند، می گوید: این علائم، نشان دهنده میزان وابستگی است و آگاهی از آنها، اولین گام برای مدیریت بهتر شرایط به شمار می رود.

      وی ادامه می دهد: بنابراین اگر در زمان قطع اینترنت، فرزندان احساس کلافگی، زودرنجی یا عصبانیت می کنند، بدانید که این واکنش ها در بسیاری از افراد وابسته به اینترنت طبیعی است. مغز آنها به دریافت مداوم اطلاعات و محرک ها عادت کرده است و نبود آن می تواند سبب اختلال در تعادل شیمیایی و روانی موقت شود. این نشانه ضعف آنها نیست؛ بلکه نشان دهنده میزان استفاده از این ابزار و شبیه به علائم ترک در دیگر وابستگی هاست؛ به گونه ای که احساس می کنند چیزی را ازدست داده اند که به آن عادت داشته و خلا آن، باعث تنش و ناآرامی در درون آنها شده است. در این حالت، احساس بی حوصلگی، کسالت یا ناتوانی در شروع فعالیت های روزمره دارند و فعالیت های آفلاین، کمتر جذاب به نظر می رسند، زیرا عادت کرده اند انرژی و تمرکز را صرف دنیای دیجیتال کنند.

      رابط سلامت مرکز مشاوره و سلامت روان بهداری نفت آبادان توضیح می دهد: راهکارهای عملی برای مقابله با این علائم و یافتن تعادلی سالم برای اینکه در مواقع ضروری، بدون اضطراب و پرخاشگری به دنیای آفلاین بازگردند و از زندگی لذت ببرند، عبارت است از: پذیرش و خودآگاهی، مشغول کردن بدن و ذهن با فعالیت های خارج از دنیای مجازی، اولویت دادن به ارتباطات عینی و واقعی، مدیریت هیجانات و تنش با استفاده از تکنیک های آرام سازی مانند تنفس عمیق که می تواند به کاهش پرخاشگری و اضطراب کمک کند، ضمن اینکه نوشتن احساسات، نقاشی کردن و سرگرم کردن خود به کارهایی که باعث تخلیه هیجان می شود، در کنار هدف گذاری کوچک و واقع بینانه در زمان قطع اینترنت، کمک کننده خواهد بود.

    • media/image/2026/05/2000-1441/22531.jpg

      برنامه غذایی ویژه ای که می توان برای افزایش بازدهی و حفظ سلامت داشت

      تغذیه هوشمندانه

      مشعل |  شب کاری و روزکاری هم ندارد، تغذیه درست کلید موفقیت و سلامت است، بخصوص اگر مثل خیلی ها، ساعت های زیادی را در محیط کار می گذرانید. بیایید با هم ببینیم چطور می توانیم با یک برنامه غذایی هوشمندانه، هم بازده کارمان را بالا ببریم و هم بدنمان را سالم نگه داریم. نکته قابل تامل اینکه قرار است بعد از این در هر شماره از «مشعل» به تغذیه کارکنان صنعت بزرگ نفت بپردازیم؛ چون سلامت آنان برایمان از همه چیز مهم تر است.

      دردسرهای شهرنشینی

      روند رو به رشد شهرنشینی و اشتغال افراد خانواده در بیرون از منزل، گاهی موجب می شود خانواده ها، بخصوص زوج های جوان به دلیل شیفت های کاری، از تهیه و صرف غذا در خانه محروم باشند. تقریبا تمام کسانی که در بیرون از منزل به کار اشتغال دارند، حداقل یک وعده از غذای خود را در محل کار، اغذیه فروشی ها، فست فودها، رستوران محل کار یا سایر محیط های کار صرف می کنند. ویژگی اغلب غذاهای بیرونی، این است که به مقدار زیاد و برای تعداد زیادی تهیه می شود، بنابراین اگر نکات بهداشتی و سلامت از تهیه مواد اولیه تا پخت غذا رعایت نشود، آسیب های زیادی به مشتریان این غذاها وارد خواهد شد. این آسیب ها با توجه به نوع مشکلی که در جریان تولید غذا صورت می گیرد، متفاوت بوده و ممکن است از ابتلا به یک اسهال ساده تا مسمومیت های شدید غذایی، ابتلا به انگل ها و سایر بیماری های ناشی از غذای آلوده بروز کند یا به دلیل مصرف نوع مواد اولیه و شرایط پخت نادرست، زمینه را برای ابتلا به بیماری های غیرواگیر مانند چاقی، دیابت، افزایش فشارخون، بیماری های عروقی، قلب و مغز، بیماری های اسکلتی استخوانی، سکته های قلبی و مغزی را فراهم آورد.

      اضافه وزن؛ مشکلی جهانی

      امروزه چاقی و اضافه وزن، یکی از مشکلات عمده تغذیه ای جهان به شمار می رود، به طوری که حدود یک میلیارد نفر از مردم جهان به این عارضه دچار هستند. در کشور ما نیز درصد قابل توجهی از زنان و مردان بزرگسال، مشکل چاقی و اضافه وزن دارند. به همین دلیل، در معرض خطر ابتلا به بیماری های مزمن مانند دیابت، سرطان، بیماری های قلبی و عروقی، افزایش فشارخون و کلسترول هستند. طی سال های اخیر و به دلیل انجام الگوی غلط غذایی، بیماری های مزمن، روند رو به گسترش و هشدار دهنده ای را طی کرده است؛ الگویی چون مصرف غذاهای چرب، سرخ کرده و پر نمک که افزایش فشار خون و کلسترول را به همراه دارد. در حالی که می توان با رعایت تغذیه مناسب در محیط کار، از ابتلا به این بیماری ها پیشگیری کرد.

      کاهش استرس با تغذیه

      مصرف قندها وکربوهیدرات های ساده مثل قند و شکر، نان های سفید و برنج سفید در محیط کار، اگرچه در کوتاه مدت به بالارفتن قند خون منجر می شود؛ اما با تحریک ترشح انسولین، ورود گلوکز به سلول را تسریع کرده و در نهایت کاهش قند خون و عوارض ناشی از آن مانند خستگی، خواب آلودگی و کاهش بازده کاری را به دنبال دارد. نحوه تغذیه در محیط کار می تواند به افزایش یا کاهش استرس کمک کند. استرس همراه با تغذیه نامناسب و بی تحرکی، زمینه را برای ابتلا به بیماری های مزمن فراهم می آورد. سطح هورمون های مولد استرس مانند کورتیزول نیز با مصرف غذاهای چرب و همچنین هورمون آدرنالین با مصرف زیاد قند، شکر و کافئین (در چای، قهوه و نوشابه های کولا) درخون بالا می رود. با تغییرات جزئی از جمله کاهش مقدار قند و کافئین مصرفی در محیط کار و رعایت اصل تنوع در برنامه غذایی روزانه، می توان به حفظ تعادل قند خون و همچنین افزایش ریزمغذی ها کمک کرد که نتیجه آن، علاوه بر حفظ سلامت و کاهش عوامل خطر بیماری های مزمن، افزایش کارایی و بهبود بازده کاری کارکنان در محیط های کار است.

      افزایش رضایت مندی کارکنان با تغذیه سالم

      در مراکزی که چند نوبت (شیفت) کاری دارند، مانند کارخانه ها، بیمارستان ها، ادارات پلیس و فرودگاه ها، رعایت نظم در برنامه غذایی روزانه، توزیع مناسب انرژی در وعده های غذایی، مصرف غذاهای متنوع با گنجاندن گروه های غذایی اصلی (نان و غلات، شیر و مواد لبنی، میوه ها، سبزی ها و گروه گوشت، حبوبات و تخم مرغ) و توجه به زمان مصرف غذا، در کاهش خستگی و بهبود عملکرد کارکنان و افزایش رضایت مندی آنها موثر است. مصرف غذاهای نشاسته ای و قندی با افزایش تولید سروتونین که یکی از ناقل های عصبی است، علاوه بر بهبود خلق و خو، در افزایش خواب و استراحت افراد نقش مهمی دارد. مصرف یک لیوان شیر کم چرب همراه با 2 عدد خرما قبل از خواب، در بهبود خواب موثر است؛ البته باید توجه داشت که غذاهای نشاسته ای به علت حجیم بودن، در صورتی که در مصرف آنها زیاده روی شود، می توانند موجب خواب آلودگی و خستگی شده و کارایی را کاهش دهند.

      نان و غلات مناسب در محیط های کار

      افرادی که نوبت های شب کاری دارند، لازم است وعده غذای اصلی خود را در بعدازظهر و یک وعده غذایی در نیمه زمان شیفت داشته باشند. غذاهای چرب، سنگین و پرادویه سبب خواب آلودگی و کاهش کارایی می شود. در وعده غذایی این افراد، گوشت کم چرب (بویژه ماهی و مرغ) به شکل کبابی یا آبپز، سبزی های تازه و سالاد، نان های سبوس دار، حبوبات و ماست کم چرب توصیه می شود. مصرف منابع غذایی پروتئینی، با افزایش ناقل های شیمیایی مانند نوراپی نفرین سبب افزایش هوشیاری و رفع خواب آلودگی می شود، بنابراین افرادی که در شیفت های شبانه کار می کنند، باید در وعده غذایی خود از منابع پروتئینی مثل انواع گوشت ها، حبوبات و تخم مرغ (آبپز) استفاده کنند. شیر و مواد لبنی از جمله ماست، پنیر و کشک نیز علاوه بر تامین املاحی مانند کلسیم و فسفر، از منابع خوب پروتئینی به شمار می روند و باید در وعده های غذایی روزانه مصرف شوند. مصرف میوه ها در بین 2 وعده غذایی با تامین ویتامین های مورد نیاز، بخصوص ویتامین های گروه B و C در کاهش فشارهای کاری و استرس سودمند است. بنابر اعلام دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت، برای داشتن تغذیه مناسب در محیط کار بهتر است از نان و غلات کامل (سبوس دار) استفاده شود. به عنوان مثال، به جای مصرف نان هایی که از آرد سفید (مثل نان لواش و باگت) تهیه می شوند، می توان از نان سنگک یا نان جو استفاده کرد. به جای مصرف غذاهای پرچرب و سرخ شده، در صورتی که امکان انتخاب وجود دارد، از غذاهای بخارپز، آبپز یا کبابی استفاده شود و به جای گوشت قرمز، غذاهایی که حاوی گوشت ماهی و مرغ هستند، در وعده های غذایی قرار گیرند. در صورتی که امکان انتخاب وجود ندارد، تمام چربی های گوشت قرمز قبل از مصرف جدا شود. به جای مصرف نوشابه های گازدار که مقدار زیادی مواد قندی وکافئین وارد بدن کرده و به دلیل فسفات، جذب کلسیم را هم مختل می کنند، از نوشیدنی های سالم تر مثل آب و دوغ کم نمک و بدون گاز استفاده شود.

      فیبر و کارکردهای آن

      اگر در محیط کارتان غذاهایی مثل عدسی یا خوراک لوبیا سرو می شود، مصرف آنها سالم تر از خورش های چرب و غذاهای سرخ شده است. غذاهایی که با حبوبات تهیه شده اند (مثل عدسی و خوراک لوبیا)، هم سرشار از پروتئین بوده و هم به علت دارا بودن فیبر، به سلامت بدن کمک می کنند. فیبر علاوه بر تنظیم کار دستگاه گوارش، از جذب چربی ها و مواد قندی جلوگیری می کند. به خاطر داشته باشید، با پیروی از یک الگوی غذایی سالم در محیط کار، نه تنها از اضافه وزن و چاقی، ابتلا به بیماری های قلبی – عروقی، دیابت و سایر بیماری ها پیشگیری کرده اید؛ بلکه با بهبود عملکرد و افزایش بازده کاری، زمینه را برای ارتقای موقعیت شغلی خود نیز فراهم آورده اید.

    • media/image/2026/05/2000-1441/22532.jpg

      مسجد سلیمان شهر اولین ها  شناخته می شود

      گنجینه تمدن در دالان تاریخ

      مشعل |  مسجدسلیمان نخستین خاستگاه تاریخی نفت در ایران شناخته می شود که به دلیل کشف نفت در چاه شماره یک و ورود برخی عناصر مدرن شهری مانند ورزش، فرودگاه، بیمارستان، خانه های سازمانی و ... به شهر اولین ها معروف شده است، اما کنکاش در گذشته تاریخی و آثار آن نشان می دهد که تاریخ این شهر محدود به دوران جدید نیست و با محوطه های باستانی همچون «نیایشگاه سرمسجد» و «بردنشانده» چشم هر گردشگری را به خود جلب می کند و در واقع می توان از مسجدسلیمان به عنوان یک «شهر- موزه» یاد کرد. گردشگران و پژوهشگران حوزه صنعتی افزون بر دیدار با آثار اکتشاف نفت در ایران، می توانند ویترینی از معماری و آیین های باستانی را در این شهر تماشا کنند.

      در گستره تاریخی ایران زمین، شهر مسجدسلیمان با نفت و گرما عجین شده است، اما قدمت آن براساس چندین محوطه و بنای تاریخی شاخص مانند«نیایشگاه سرمسجد» و «بردنشانده» حکایت از تجربه زندگی چند هزارساله دارد. این دو مکان آیینی- مذهبی، جلوه ای زیبا از معماری باستان با یادآوری پیشینه کهن تمدن ایرانی است که این شهر را افزون بر جذابیت های صنعت نفت و گاز به عنوان شهری گردشگری -تاریخی برای گردشگران قرار داده است و معرفی دو اثر شاخص مسجدسلیمان، گامی در جهت انتخاب هوشمندانه در مسیر گردشگری تاریخی تعریف می شود.

      نیایشگاه سرمسجد

      شهر مسجدسلیمان با تمدن کهن یادآور تلاش ایرانیان به معنادهی زندگی در دل گرمای سوزان است. در هرگوشه این شهر دفتری از تاریخ ورق خورده و هر بنا و اثر، خاطراتی از گذشته در دل خود جای داده است. یکی از مهم ترین بناهای باستانی مسجد سلیمان «نیایشگاه سرمسجد» است. درباره این بنا و دوره بندی تاریخی آن مطالب فراوان گفته شده است. براساس مستندات موجود این بنا با عنوان «معبدسرمسجد» و «صفّه مقدس» هم در منابع معرفی شده است و تاریخ تأسیس آن را حدود قرن چهارم پیش از میلاد تخمین زده اند. سازمان میراث فرهنگی در معرفی این محوطه تاریخی آورده است: مجموعه نیایشگاهی سرمسجد از معدود معابد عصر اشکانی است که تاکنون در فلات ایران کشف شده است. کاوش های این تختگاه در شش فصل از سوی رومن گیرشمن انجام شد. در جنوب باختری ایران در بازه زمانی سلوکیان و اشکانیان،حکومت خودمختار الیمایی فرمانروایی می کرد. اثر نامبرده از شاخص ترین بناهای دوره الیمایی به شمار می آید و نام شهرستان مسجدسلیمان برگرفته از این محوطه تاریخی است.

      براساس روایت محلی ثبت شده، معماری این نیایشگاه چنان بوده که حکایات فراوان از دیوها در این صفه بین مردم رواج داشته است. مردم قدیم وقتی به ساختمانی بزرگ برمی خوردند که از گذشته آن خبری نداشتند، آن را یا به سلیمان یا به اجنه نسبت می دادند،از همین روی عنوان مسجدسلیمان ارتباطی معنادار با نیایشگاه سرمسجد و وجه تسمیه آن ریشه در این بنای باستانی دارد.

      معماری و باور ایرانیان در سرمسجد

      نیایشگاه سرمسجد یک محوطه باستانی بسیار بزرگ است که به وسیله سنگ های لاشه کوچک و بزرگ روی هم انباشته شده و جلوه ای زیبا از معماری باستان را به یادگار گذاشته است. شاخصه معماری آن برگرفته از معماری اورارتویی است که استفاده نکردن از ملات بین سنگ ها و استفاده از سنگ خشک روی سنگ خشک دیگر است. گیرشمن، باستان شناس معروف فرانسوی، در گزارش های باستان شناسی خود ساخت تخت جمشید را الهام گرفته از سرمسجد دانسته است. براساس روایت های موجود، مردم قدیم آیین های خاصی در این محوطه برگزار می کردند و معماری آن هم براین اساس طراحی شده است. در بخش شمالی صفه، یک پلکان به عرض 25 متر افراد را به روی صفه نزدیک محل مقدس هدایت می کرد و از آنجا که در پایان مراسم نیایش نباید از همان راه که آمده اند، بازمی گشتند، یک پلکان دیگر در گوشه دیگر ضلع شرقی برای پایین رفتن ساخته شده بود. این شکل معماری، ذهن هر گردشگری را به داخل محوطه می کشاند. وقتی از روی پله های صفه آهسته آهسته به سمت محوطه بزرگ اصلی قدم می گذارید، به تختگاه اصلی می رسید و آنجا افزون بر قدرت معماری بنا، خرابه های آتشگاه و کاوش های باستانی آن قابل مشاهده است.  از جمله زیبایی های بصری این محوطه می توان به ترکیب سنگ های بزرگ و کوچک در کنار هم اشاره کرد که در نمای نزدیک، تلفیقی سایه روشن ایجاد می کند که یادآور تمدن های قدیم در بین النهرین و آشور است. در خصوص دوران رونق این نیایشگاه، تفسیرهای متفاوتی شده است. یافته های پژوهشگران حکایت از این دارد که به احتمال زیاد، آتشکده سرمسجد به اعصار باستانی تعلق داشته و در عصر نزدیک تر به زمان ما یعنی دوره ساسانی دوباره مورد استفاده قرار می گرفته است. براساس کاوش های باستان شناسی، تاکنون اشیای جالب توجهی از جمله مجسمه یک سرباز هخامنشی تا سر یک ملکه و سکه های برنزی از محوطه نیایشگاه به دست آمده است که در موزه ها برای بازدید عموم قرار دارد و از این اشیا برای مطالعات تاریخی محوطه استفاده شده است. یکی از نکات جالب توجه این محوطه، مربوط به اشیای نذری است که ریشه در باورهای ایرانیان قدیم داشته است. براین اساس، اشخاص به واسطه گشایش کار در زندگی، بخشی از یک شی را به پرستشگاه می بردند و بقیه را نگه می داشتند که وقتی مراد حاصل شد، بخش های مختلف شی را با هم متحد و یکی کنند؛ از همین روی تاکنون چند مجسمه سنگی کوچک سوارکار که برخی بر دو اسب سوار بودند، از این نیایشگاه به دست آمده است که به عنوان اشیای نذری شناخته می شود و در پاره ای موارد برخی از این اشیا شکسته یا دست و پا نداشتند که ریشه در این باور ایرانیان دارد.

      بردنشانده

      یکی دیگر از جاذبه های گردشگری مسجدسلیمان، محوطه باستانی به نام« بردنشانده» است که در 23 کیلومتری شمال شهر قرار دارد. بردنشانده به معنای نام محل«سنگ برجسته» یا «سنگ ایستاده» است، زیرا «بَرد» در زبان بختیاری به معنای سنگ است و وجود یک سنگ بزرگ در این محوطه تاریخی، دلیل نام گذاری آن بوده است.

      در خصوص قدمت بردنشانده گفته شده که طبق اشیایی که در حفاری باستان شناسان کشف شده، پایه اصلی بنا در دوره هخامنشی ساخته شده است؛ از این رو برخی پژوهشگران معتقد هستند که بردنشانده، قدیمی ترین عبادتگاه کیش دیرین ایرانیان است. افزون براین، بردنشانده به عنوان نیایشگاه روباز ایرانیان در دوره هخامنشی معرفی شده است. با انجام کاوش های جدید معلوم شد که نقوش برجسته روی سنگ ها در این محوطه تاریخی مربوط به دوره اشکانی است. پس با توجه به یافته های باستان شناسی و تاریخی می توان سیر زمان بندی بردنشانده را از دوران هخامنشی تا اشکانی تخمین زد. بر اساس گزارش مورخان یونانی، در بردنشانده و سرمسجد به عنوان دو مکان مذهبی و آیینی محراب هخامنشیان به شکل سکویی است که در راس آن جایگاه آتش مقدسی ساخته شده بود. آتش داخل اتاق مخصوص نگهداری می شده و هنگام انجام مراسم مذهبی از آنجا بیرون و اطراف محراب برده می شده است. درمجموع مسجدسلیمان الگویی از یک  شهر- موزه کهن راوی آیین و معماری نیاکان است که بازنمود آن در این دو محوطه تاریخی قابل مشاهده است. گردش در این شهر افزون بر شناخت تاریخ اکتشاف نفت در ایران می تواند گامی مهم در فهم پیچیدگی های دوران باستان باشد. 

    • media/image/2026/05/2000-1441/22536.jpg
    • media/image/2026/05/1024-1448/22539.jpg
    ×

    راهنمای استفاده از صفحات نشریه مشعل

    - بزرگنمایی یا کوچک نمایی تصاویر : Scroll (غلطک) ماوس

    با امکان جابجایی پس از بزرگنمایی صفحات

    - دسترسی به متن خبر: دابل کلیک روی تصاویر صفحات