روایت روسفیدی وزیرنفت در روزهای سیاه جنگ؛  با لباس کار در میان دود و غبار

میدان داری در بمباران تهدیدها

مشعل| در روزهایی که شعله های آتش کینه توزی دشمن، آسمان برخی مناطق کشور را به رنگ خاکستری اضطراب درآورده بود، جایی در میان اتاق های فرمان و دالان های پیچیده تأسیسات نفتی، مردی در تکاپو بود تا نبض حیاتی اقتصاد کشور را زیر بمباران تهدیدها، آرام نگاه دارد. «محسن پاک نژاد»، وزیر نفت، در روزهای سخت نبرد اخیر، نه تنها از پشت میز مدیریتی اش، که در میان داغی لوله ها و در کنار کارگرانی که چشمانشان به افق دور حملات احتمالی دوخته شده بود، حضوری متفاوت را تجربه کرد. این روایتی است از میدان داری محسن پاک نژاد،  وزیر نفت در روزهای «جنگ رمضان »؛ روزهایی که در آن صنعت نفت، بیش از همیشه به نماد مقاومت تبدیل شد.

آسمان برخی مناطق صنعتی ایران در آن روزها، رنگ همیشگی را نداشت. هجمه گرما، دیگر نه نویدبخش کارکرد توربین ها که زمزمه ای از هجوم نادیدنی ها بود. وقتی جنگ از مرزهای جغرافیایی فراتر می رود و گلوگاه های اقتصادی را نشانه می گیرد، «وزیر» دیگر تنها یک مقام اجرایی نیست؛ او فرمانده جبهه ای است که پیروزی در آن، به معنایِ تداوم حیات یک ملت است. محسن پاک نژاد، وزیر نفت، در آن روزهای پرالتهاب، درگیر نبردی بود که نه در جبهه های کلاسیک؛ بلکه در پهنه وسیع خطوط لوله و پالایشگاه ها جریان داشت. وقتی خبرحملات دشمن به تأسیسات نفتی در آن روزهای مقدس رمضان رسید، همگان تصور می کردند که سیستم اداری در لاک دفاعی فرو خواهد رفت، اما روایت میدانی آن روزها، حکایت دیگری را بازگو می کرد. پاک نژاد، برخلاف سنت های معمول صندلی نشینی، از همان ساعات نخست، خود را به قلب حادثه رساند. تصویر وزیری با لباس کار، در میان دود و غبار ناشی از حملات و در حال بررسی میزان آسیب دیدگی مخازن و تاسیسات، برای تکنیسین ها و مهندسان میدان، بیش از هر بخشنامه و دستور، آرام بخش بود. او می دانست که در زمان بحران، «حضور»، مهم ترین پیام مقاومت است.

اما این تنها نیمی از ماجرا بود. جنگ در قرن بیست و یکم، تنها جنگ گلوله نیست؛ جنگ روایت ها و دیپلماسی نیز هست. پاک نژاد در همان حال که در میان تأسیسات آسیب دیده قدم می زد، در فکری دیگر نیز بود: چگونه صدای این بی عدالتی آشکار را به گوش جهان برساند؟ نامه او به دبیرکل سازمان ملل، نقطه عطف فعالیت های دیپلماتیک وزارت نفت در آن دوران بود. او در این نامه، نه با زبان دیپلماتیک سرد و بی روح؛ بلکه با زبانی تند و هشداردهنده، تبعات فاجعه بار حمله به زیرساخت های نفتی را برای امنیت انرژی جهان و محیط زیست منطقه تشریح کرد. این نامه، فریادی بود در سکوت سنگین نهادهای بین المللی؛ فریادی که می گفت: «این حمله ها نه تنها منجر به نابودی بخش قابل توجهی از تجهیزات و تأسیسات راهبردی صنایع نفت و گاز ایران و وارد آوردن خسارت هایی به شبکه انرژی کشور شد؛ بلکه پیامدهای فاجعه بار انسانی و محیط زیستی را هم به دنبال داشت.»

 وزارت نفت در آماده باش کامل

در طول آن ایام، وزارت نفت به معنای واقعی کلمه به یک ستاد عملیاتی شبانه روزی بدل شده بود. گزارش هایی که از آن روزها به گوش می رسید، حکایت از آماده باش کامل تیم های واکنش سریع داشت. پاک نژاد توانسته بود با ایجاد یک شبکه هماهنگ مدیریتی، از کوچک ترین توقف ها در تولید جلوگیری کند. در حالی که دشمن با هدف ایجاد ناامنی اقتصادی و فلج کردن چرخه تأمین، حملات را سازماندهی می کرد، او و معاونانش، با تدبیر و سرعت عمل، به بررسی تخریب ها و آغاز فرایند بازسازی می پرداختند تا خرابی ها را در کمترین زمان ممکن ترمیم کنند. این «مدیریت جهادی» نه یک شعار که واقعیتی ملموس بود در لایه های عملیاتی صنعت نفت. شاید یکی از دشوارترین لحظات برای او، دیدار با کارکنانی بود که در آن مناطق پرخطر حضور داشتند. شنیدن صدای گلوله ها در نزدیکی محل کار، اضطرابی است که هیچ محاسبه ای نمی تواند آن را مهار کند. پاک نژاد در بازدیدهای خود، تلاش کرد با ایجاد امنیت روانی و تأکید بر اهمیت حیاتی کار آنان، سنگینی این بار را برایشان سبک کند. او به هر یک از آن کارگران بی نام ونشان، نه به چشم ابزار تولید که به عنوان سربازان خط مقدم استقلال کشور نگاه می کرد.

روزهای پس از آن حملات، برای صنعت نفت ایران، روزهای آزمون بزرگی بود. پاک نژاد در این میان ثابت کرد که یک وزیر می تواند در عین حال که در اتاق فکر، راهبرد های فروش و تأمین را طراحی می کند، در میدان عمل نیز فرماندهی شجاع باشد. او توانست با ترکیبی از دیپلماسی فعال بین المللی و مدیریت بحران میدانی، سوخت موردنیاز کشور را با وجود حمله دشمن به برخی از تاسیسات نفتی و گازی  کشور به گونه ای تامین و مدیریت کند که هیچ خللی در زنجیره سوخت رسانی ایجاد نشود.

و امروز، وقتی به آن روزهای پرتب و تاب نگاه می کنیم، اعداد تولید و آمار صادرات نیست؛ تصویر وزیری است که در بحبوحه طوفان، سکان کشتی  صنعت نفت را رها نکرد. او با نامه نگاری های خود، پرده از جنایات دشمنان این مرزوبوم برداشت و با حضور در تاسیسات آسیب دیده، چراغ امید را در دل صنعتگران نفت زنده نگاه داشت.

 پاک نژاد در روزهای جنگ رمضان، نه یک مدیر که یک «حافظ ثبات» بود؛ ثباتی که در آن روزهای آتش و دود، گران بهاتر از هر قطره نفتی بود که از لوله ها به سوی مقاصد دوردست روانه می شد. این روایت، قصه همان مردانی است که در سکوت، برای عزت یک سرزمین می ایستند؛ قصه ای که در تاریخ صنعت نفت ایران، به عنوان برگی از مقاومت ملی باقی خواهد ماند.

 

وزیر نفت  در نامه ای به دبیرکل سازمان ملل  متحد

حمله به تاسیسات صنعت نفت  را محکوم کرد

راهبرد   دیپلماسی

مشعل| وزیر نفت در نامه ای به دبیرکل سازمان ملل متحد، ضمن هشدار درباره پیامدهای فاجعه بار انسانی و محیط زیستی حمله های رژیم صهیونیستی و آمریکا به تجهیزات و تأسیسات راهبردی صنایع نفت و گاز ایران، خواستار محکومیت این اقدام های خصمانه از سوی این نهاد بین المللی شد.

در متن پیام محسن پاک نژاد خطاب به آنتونیو گوترش آمده است:

«رژیم صهیونیستی و آمریکا در ادامه سیاست های خصمانه و تجاوزهای نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران و زیرساخت های حیاتی و غیرنظامی آن، در دو نوبت؛ یکی در ۱۶ اسفند ۱۴۰۴ و بار دیگر در ۲۷ اسفند ۱۴۰۴، جنایات دیگری را مرتکب شدند. در این حمله ها که فراتر از یک عملیات نظامی محدود و به منزله آغاز یک جنگ تمام عیار علیه امنیت انرژی و اقتصاد ایران بود، مخازن و تأسیسات ذخیره سازی سوخت در تهران و نیز پالایشگاه های گازی منطقه پارس جنوبی در شمال خلیج فارس هدف قرار گرفت.

متأسفانه، این حمله ها با استفاده از حریم هوایی و فضای برخی کشورهای همسایه انجام شد که نشان دهنده پیچیدگی ابعاد امنیتی این تجاوز و لزوم مسئولیت پذیری دولت های منطقه در قبال اقدام های تجاوزکارانه صورت گرفته از خاک یا حریم آنهاست.

این حمله ها نه تنها منجر به نابودی بخش قابل توجهی از تجهیزات و تأسیسات راهبردی صنایع نفت و گاز ایران و وارد آوردن خساراتی به شبکه انرژی کشور شد؛ بلکه پیامدهای فاجعه بار انسانی و محیط زیستی زیر را هم به دنبال داشته است:

فاجعه محیط زیستی: آتش سوزی های مهیب ناشی از اصابت موشک ها به تأسیسات نفت و گاز و پالایشگاه ها به انتشار حجم عظیمی از گازهای گلخانه ای و آلاینده های سمی در منطقه منجر شده است. این آلودگی شدید هوا، سلامت ساکنان منطقه همچنین اکوسیستم حساس خلیج فارس را با خطر جدی روبه رو کرده است.

بحران انرژی و اختلال در زندگی روزمره: اختلال در زنجیره تأمین گاز و سایر حامل های انرژی، زندگی میلیون ها نفر از مردم غیرنظامی ایران را تحت تأثیر قرار داده و فعالیت هزاران واحد تولیدی و صنعتی را با اختلال روبه رو کرده است.

 عالیجناب؛

جمهوری اسلامی ایران هرگز آغازگر هیچ تجاوزی نبوده و خواستار تشدید تنش در منطقه نیست، اما هم دستی و بی عملی برخی کشورهای منطقه در قبال استفاده متجاوزان از حریم خود و همچنین سکوت تأسف بار مجامع بین المللی در محکومیت این جنایات، به رژیم صهیونیستی و آمریکا جرأت داده تا با تصور مصونیت از پیامدهای قانونی و بین المللی، به جنایت های خود در دامنه ای وسیع تر ادامه دهند.

بی تردید، نقش جنابعالی به عنوان دبیرکل سازمان ملل متحد، می تواند تعیین کننده و اثربخش در توقف این جنایات باشد. انتظار می رود سازمان ملل متحد به عنوان عالی ترین نهاد حافظ صلح و امنیت بین المللی، موضعی قاطع و صریح در محکومیت این تجاوز اتخاذ کرده و اقدام های مؤثری برای توقف فوری حملات، جبران خسارات وارده و بازدارندگی از تکرار این فجایع به عمل آورد.

عملکرد شایسته و بی طرفانه شما در این موقعیت خطیر، نه تنها به اعاده صلح و امنیت در منطقه و جهان یاری خواهد رساند؛ بلکه گامی مؤثر در بازسازی اعتماد جامعه بین المللی به این سازمان و جایگاه والای آن در صیانت از عالی ترین ارزش های انسانی مشترک خواهد بود.