سکانس چهارم

یک دست و هزار انگیزه

هوای سالن تنیس روی میز گرم و پر از اشتیاق بود؛ اشتیاق دیداری از جنس رفاقت های قدیمی. در اینجا  میزها کنار هم ردیف شده و صدای برخورد توپ با راکت ها، مثل موسیقی مسابقه در هوا پیچیده و فضا را پر کرده بود. بازیکنان با تمرکز و حرکات سریع دست، هر لحظه را با ریتم بازی هماهنگ می کردند. ویلچرها روی زمین سُر نمی خوردند؛ بلکه با اراده و تسلط ورزشکاران فرمان می پذیرفتند و هر سرویس، نشانه ای از تمرکز و شجاعت بود.

 

علیرضا خدایی، قهرمان تیم پتروشیمی، انگار روی ویلچر ایستاده بود و با 20 ماه تمرین، مقام اول را کسب کرده بود. او گفت: معلولیت محدودیت نیست. اراده و پشتکار مسیر موفقیت را می سازد. کاظمی نژاد، مربی تنیس پتروشیمی و مربی لیگ برتر بزرگسالان کشور، همزمان با مصاحبه خدایی، کنار او ایستاده بود و توضیح می داد که نقش مربی فراتر از آموزش فنی است؛ ایجاد انگیزه، مدیریت روحیه و توجه به رشد جسمی و روانی بازیکنان، کلید موفقیت در مسیر قهرمانی است.

فرداد فرصت، مربی شرکت  ملی گاز، پس از هشت سال تلاش، موفق شد تیمش را به مقام دوم تیمی برساند. او که با نظم و دقت، بازیکنان را برای شرایط حساس بازی آماده و با استراتژی های خاص، آرامش و هماهنگی را به تیم تزریق می کرد، گفت: روحیه تیمی و تمرین متمرکز، رمز موفقیت است.

کوروش جهانگیری، استاد دانشگاه و بازیکنی که تنها با یک دست بازی می کند، از گوشه و روی صندلی های کنار  سالن، مسابقات را تماشا و هر حرکت را با دقت دنبال می کرد. او گفت: اراده پیش از توان جسمی می آید؛ محدودیت ها فقط در ذهن است. او تاکید داشت که باید رقابت ها در شرایط برابر برای ورزشکاران جانباز و توان یاب برگزار شود. حضور او نه فقط برای رقابت؛ بلکه الگویی برای سایر جانبازان و توان یابان بود.

مسیح قربانی، سرداور مسابقات و رئیس انجمن تنیس روی میز بنیاد شهید، پشت سر داور نشسته بود و با نگاهی دقیق تمام سالن را زیر نظر داشت و حتی در هنگام مصاحبه جزئیات مسابقه را رصد می کرد. او عدالت و نظم را اساس قضاوت می دانست و تاکید کرد: سطح این دوره بسیار بالا بود و بازیکنان فرصت داشتند خود را به سطح ملی نزدیک کنند.

سالن، ترکیبی از هیجان و انرژی بود؛ جایی که محدودیت های جسمانی هیچ گاه مانع اراده و انگیزه نمی شد. هر ضربه به توپ، همراه با تشویق و انگیزه همکاران، تصویری از همدلی و تلاش بی وقفه به نمایش می گذاشت. این رویداد، نمایشی از قدرت ورزش در ارتقای روحیه، تمرکز و امید جامعه جانبازان و توان یابان بود؛ جایی که تلاش، رفاقت و اراده، با هم به یک ریتم زنده تبدیل می شد.

سکـانس پنجم

حبس نفس همراه با دقت بی وقفه

سالن تیراندازی، از پشت شیشه های سالن دیگری قابل مشاهده بود؛ تیراندازان در کنار هم ایستاده یا روی صندلی های مخصوص نشسته بودند، برخی با عصا، برخی با ویلچر؛ اما با تمرکز و نظم خاص خود. لباس های چرمی و رنگی، کفش های مخصوص و تفنگ ها و تپانچه ها، ترکیبی از زیبایی بصری و قدرت فنی ایجاد کرده بودند. سکوت سالن، گاه با صدای برخورد تیر بر سیبل ها می شکست؛ صدایی که با حرکت نخ های سیبل، تعویض آنها و بازگشت به تعادل، ریتم مسابقه را شکل می داد. هر نفس، هر لحظه و هر شلیک، ترکیبی از تمرکز و دقت بود.

قنبر مهاجرمجنی، تیرانداز با محدودیت در پا، ایستاده و با دقت و تمرکز بالا شلیک می کرد. الگوی او شهید رسول زرین، تک تیرانداز دفاع مقدس، الهام بخش هر حرکت او بود. او گفت: این معلولیت ها چالش هستند؛ اما علاقه و اراده، مسیر موفقیت را می سازد. هدف او افتخار برای استان گلستان و شرکت ملی گاز است. او با آرامش و دقت با رقبا بازی می کرد و تاکید داشت: رفاقت ها مهم تر از رقابت است.

سعید زاهدی نیا، جانباز و تیرانداز تفنگ بادی از پتروشیمی بندرامام(ره)، نزدیک میز تمرین ایستاده بود و توضیح داد که انگیزه اصلی او در مسابقات، دوستی و رفاقت با همکاران است. او گفت: اینجا رقابت معنایی ندارد؛ ما بیشتر با هم همدل و رفیق هستیم. تجربه ۱۷ ساله او در تیراندازی، حرکات و شلیک هایش را مطمئن و دقیق کرده بود؛ اما همان تمرکز با روحیه دوستانه همراه بود.

در کنار آنها، سرپرست کادر اجرایی، حمیدرضا بوالحسنی، با دقت، جریان مسابقات را مدیریت می کرد و به همه جزئیات از نظم زمان بندی تا رعایت شرایط خاص ورزشکاران توجه داشت. او گفت: شرکت های زیرمجموعه صنعت نفت از حمایت کافی برخوردارند و کادر اجرایی فوق العاده صبور و حرفه ای است. دیدن جانبازانی با

 ۸۰ درصد جانبازی، حتی با یک دست که در این مسابقات شرکت می کنند، برای او   انگیزه بخش است.

سالن، ترکیبی از سکوت نفس گیر و هیجان بود. تیراندازان با حبس نفس، هر شلیک را با دقت انجام می دادند. سر داور با ویلچر در رفت وآمد بود و با نگاهی دقیق، تمام سالن را زیر نظر داشت و جزئیات فنی و تاکتیکی را رصد می کرد. صدای دلگرم کننده همکاران برای محاسبه امتیازها، تصویری از تلاش، همدلی و پشتکار ورزشکاران  را به نمایش گذاشته بود.

این تیراندازان نشان دادند که محدودیت های جسمی، هرگز مانع انگیزه و شجاعت نمی شود. المپیاد جانبازان و توان یابان نمایشی بود از قدرت ورزش در تقویت روحیه، تمرکز و امید؛ جایی که هر شلیک، نه فقط امتیاز؛ بلکه ردپای هدف و مسیری بزرگ بود. سالن تیراندازی، با گرمای خاص خود، لحظه ای بود برای دیدن تمرکز در کنار مهارت.