جستجو

    حذف رانت با واریز مستقیم اعتبارات انرژی 

    افزایش ظرفیت تولید و فراورش گاز کشور  

    شعله تـوس در مرزهای برفی   

    طلای سیاه  در خاکریز خط مقدم   

    امیدآفرینان عسلویه  در قاب سفر وزیر نفت  

    امید سبز   

    سقف ایـثار  بلند تر از سقف حقوق    

    آینده‌ ای روشن‌  از دل  مشعل ها  

    کار آرامش سلامـت    

    همصدایی برای پیشـرفت   

    طلب راکدشده‌ای از محل صادرات نفت وجود ندارد  

    راه‌اندازی کارگاه تخصصی تعمیر توربین‌ها  

    تمرین روی موکت قهرمانی در چمن    

    پارس جنوبی در هفته چهارم والیبال ساحلی 

      ترکیب تیم ملی تنیس روی میز در مسابقات جهانی مشخص شد  

    پروانه نمایش برای «فریاد» و «ممنوع‌الخروجی»  

    نــــــــفت از دشت به دریا   

    ایمنی بر تن کارگران  

    از کوچ عشایر تا جوشش نفت  

    خبر و نظر  

    رویداد    

    کارکنان 

    اینفو 

    پالایش و پخش   

    ملی مهندسی    

    مسئولیت اجتماعی     

    بهداشت و درمان       

    دانشگاه نفت   

    باشگاه خبر     

    ورزش     

    جهان ورزش   

    سینما    

    تاریخ نفت   

    دانش و فناوری    

    گردشگری    

     

     

    • media/image/2026/01/1024-1448/22284.jpg
    • media/image/2026/01/2000-1441/22244.jpg
    • media/image/2026/01/2000-1441/22270.jpg
    • media/image/2026/01/2000-1441/22268.jpg
    • media/image/2026/01/2000-1441/22274.jpg
    • media/image/2026/01/2000-1441/22286.jpg

      طرح ضربتی 360 روزه افزایش تولید گاز در شمال شرق ایران نتیجه داد

      شعله تـوس در برف های مرزی

      مشعل|  هوا در حوالی مرز ایران و ترکمنستان در هفته های گذشته دمای منفی ۹ درجه را هم به خود دیده است؛ سرمایی که این بار برخلاف سال های قبل نگاه ها را از سمت منابع گازی کشور همسایه به سوی ذخایر بکر در دل رشته کوه های هزارمسجد روی تخته گاوخانه در میدان توس کشانده است. میدانی در ۱۰۰کیلومتری شمال شرق شهر مشهد مقدس که فعالیت شبانه روزی را پشت سر می گذارد و قرار است با افزودن ۳ میلیون مترمکعب گاز در فاز نخست به شبکه سراسری، استقلال گازی ایران را در شمال شرق کشور به رخ بکشد. در همین زمینه، پیمان ایمانی، مدیرعامل شرکت نفت مناطق مرکزی ایران در گفت وگو با خبرنگار «مشعل» با اشاره به نتیجه بخشی تلاش های شبانه روزی کارکنان طی ۳۶۰روز گذشته و دستیابی به تولید ۳ میلیون مترمکعبی گاز میدان توس در دو فاز از چاه های 1 و 3 می گوید: تمام همت و اقدام ها معطوف به آسود گی و آرامش مردم است.

      فرودگاه مشهد از جاده سرخس بعد از گذر از روستاهای مختلف در مسیری پرپیچ و خم تا ارتفاع ۱۶۰۰ به مخزن تازه متولد شده گازی می رسیم. مسیری کوهستانی که رد سفید برف، قبایی نو بر قامت کوه های شمال شرق پوشانده است. اینجا میدان گازی توس ۱ است. سابقه کشف و حفاری آن به سال ۱۳۸۸ می رسد؛ با این حال طرح توسعه آن از مهرماه ۱۴۰۲ در قالب قرارداد EPC به شرکتی ایرانی سپرده شد تا در طول یک سال، پیشرفت حدود ۱۰ درصدی را تجربه کند. پس از بی مهری ترکمن ها و ناترازی گاز، توسعه این میدان از مهر سال گذشته از سر گرفته شد تا در مقطع ۳۶۰ روزه، شاهد نخستین برداشت از مخزنی نو و منابع جدید تامین گاز در شرقی ترین نقطه کشور باشیم و دغدغه افت فشار و قطع گاز برای حدود ۱۳ میلیون ایرانی ساکن در خراسان رضوی، شمالی، جنوبی، سمنان، مازندران و گلستان کمرنگ شود. توس حالا از منابع جدید تامین گاز در کنار مخزن خانگیران که نیمه دوم عمر را پشت سر می گذارد، به شمار می رود. میدانی که نونواری از سروروی مخزن گرفته تا تجهیزات و ادوات آن پیداست.

       در محوطه آن و در میان گردوغباری که سرعت بالای باد به راه انداخته، چهره مردانی با صورت های سوخته از سرما و دستانی سیاه و کبود از سختی های کار پیداست که در تکاپو و فعالیت در اطراف مخزن گازی توس، زمان زیادی برای کارهای باقیمانده ندارند. سرعت فعالیت ها روی دور تند قرار گرفته است. برخی در حال جوشکاری، تعدادی نیز به لوله گذاری(پایپینگ) مشغولند و چند نفری هم انجام اتصالات برقی را در دستور کار دارند. این پروژه در طول ۳۶۰ روز اخیر به طور متوسط برای ۱۵۰ تا ۲۰۰ نفر ایجاد اشتغال کرده است. کمبود نیروی متخصص در شمال شرق باعث شده است بخشی از نیروها از بخش های دیگر ازجمله جنوب کشور تامین شوند.

      صدای یونس، یکی از همین کارکنان، از لابه لای کلاه بافتنی که روی صورتش را پوشانده، در میان باد تند به سختی شنیده می شود: «اینجاییم تا خانه های شهروندان برای زمستان گرم باشد» اهل ایذه است و بعد از سال ها با فعالیت در این نقطه، چشمش به سفیدی برف هم روشن شده است.

      غیر از نیروهای فنی که از استان های چهارمحال و بختیاری، خوزستان و فارس در اینجا حضور دارند، نیروهای بومی هم براساس تخصص، فعال و پرشمارند؛ امیرحسین قرائی، یکی از معدود نیروهای متخصص بومی که به عنوان کارشناس اچ اس ای در طرح توسعه میدان گازی توس مشغول کار شده است.

      قرائی اهل روستای «بزنگان» می گوید: «کشف و توسعه میدان گازی توس، امیدی تازه در دل جوانان اینجا از مرحله خاکبرداری تا همین بهره برداری ایجاد کرده است.»

      امیرحسین ۲۷ ساله از خوشحالی مردم روستای خود می گوید که اگرچه خشکسالی، دامداری و کشاورزی آنها را کم رونق کرده بود، اما حالا آنها امید به کسب درآمد از این پروژه را دارند.

      او که خیالش از بابت کار راحت شده است، بنا دارد تحصیلات خود را از کارشناسی به مدارج بالاتر برساند و سمت های مدیریتی را هم تجربه کند.

      امیر اکبری، یکی دیگر از نفرات فعال در پروژه میدان گازی توس و اهل روستای «شورلق» در حال جوشکاری می گوید: «چاه های توس نزدیک روستاهاست و جوانان زیادی اینجا سرکار آمده اند؛ از گاز خبر نداشتیم و حالا منتظر رونق و کار هستیم؛ بیکاری آسان نیست.»

    • media/image/2026/01/2000-1441/22281.jpg

      یکی دیگر از کارکنان بومی هم می گوید: «سختی کار اینجا زیاد است؛ بد نیست دل کارکنان هم با پاداشی شاد شود.»

      شرایط آب وهوایی سخت در محیط کوهستانی مرز ایران و ترکمنستان در کنار جاده های تند و تیز و دره های پرشمار، فضایی متفاوت و متغیر ایجاد و طرح توسعه را متاثر و سختی کار را دوچندان کرده است. از برف و سرما تا بادهایی که با سرعت شدید در حال وزیدن است. بارش سنگین برف اخیر، به قدری زیاد بوده که کار را در روزهایی تعطیل کرده است.

      شهاب عطایی، سرپرست کنترل کیفیت شرکت پیمانکار که در محل پروژه حاضر است، با اشاره به فعالیت ۲۴ ساعته در شرایط سخت آب و هوایی برای به موقع رسیدن گاز توس می گوید: «افزون بر جوشکاری و هیدروتست(آزمایش با آب) گروه رادیوگراف هم شبانه فعالیت می کنند تا چراغ روشن شبانه در دل کوه، ردی از همت را به تصویر بکشد.» 

       

         توس از دیروز تا امروز  

      منطقه توس1 را به سمت مرکز بهره برداری از بالای کوه ها کمی پایین تر می رویم. حامد معصومی اصل، مجری طرح توسعه میدان گازی توس و میادین شرق در این محل درباره سابقه و روند اجرای طرح می گوید: «پروژه طرح توسعه میدان گازی توس به صورت EPC در ۳۰ مهرماه ۱۴۰۲ طی مناقصه ای به شرکت برنده، یعنی شرکت جندی شاپور واگذار و به دلیل مشکلات تامین کالا از طرف سازندگان ایرانی این پروژه مشمول تمدید زمان شد؛ این طرح بعد از توقفی یک ساله، فعالیت خود را از سر گرفت.»

      بنا بر توضیحات او، پیش بینی و طراحی اولیه این میدان برای تولید 3 تا 5 میلیون مترمکعب گاز بوده که دستیابی به این میزان تولید با راه اندازی چهار حلقه چاه گازی پیش بینی شده است. از این تعداد هم اکنون حفاری چاه توس یک به اتمام رسیده است و گاز چاه اول به زودی وارد شبکه سراسری می شود. چاه 3 نیز در اختیار تیم بهره برداری قرار گرفته است تا اقدام های مورد نیاز پس از حفاری آغاز شود. افزون بر آن در موقعیت چاه های 2 و 4 هم عملیات حفاری جریان دارد.

       به گفته معصومی اصل، به دلیل نیاز شمال شرق کشور به تامین و تقویت گاز برای توسعه میدان گازی توس، طرح موقت به صورت اقماری در دستور کار قرار گرفته است تا به کمک ناترازی گاز شمال و شرق کشور بیاید. مجری طرح توسعه میدان گازی توس و میادین شرق با اشاره به اقدام های انجام شده و در دستور کار در این طرح، مواردی مثل ۴۵ کیلومتر حفاری کانال، ریسه لوله و جوشکاری و رادیوگرافی مربوط به خطوط ۱۶، ۲ و ۴ اینچ، ۲ هزار اینچ قطر جوشکاری سرچاهی منیفولد و مرکز اندازه گیری خانگیران را یادآور می شود.

      او با اشاره به اتمام عملیات منیفولد اقماری و هیدروتست (آزمایش تحت فشار با آب)، اتمام خط لوله جریانی 6 اینچ و هیدرو تست مرتبط با آن، همچنین مراحل نهایی کارهای اجرایی تاسیسات سرچاهی و مرکز جمع آوری خانگیران، خبر می دهد که این طرح به زودی راه اندازی می شود.

      براساس توضیحات معصومی اصل، یکی از مهم ترین اقدام های انجام شده در این طرح، ایجاد ارتباط میان میدان توس و پالایشگاه خانگیران است که از طریق خط لوله ۱۶ اینچ انتقال گاز به طول ۴۰ کیلومتر در چهار موقعیت طراحی شده و اکنون با اتمام خط لوله و هیدروتست آن، این ارتباط میسر شده است.

      معصومی اصل می گوید: «اقدام دیگر در این طرح، انشعاب خط برق تا پالایشگاه خانگیران است که در طرح اقماری فوری استفاده از توان خط انتقال برق شهرستان سرخس در برنامه قرار گرفته و اکنون امیدوار به همکاری اداره برق برای این اتصال هستیم که به ثمر رسیدن پروژه توس آنها را نیز در تامین گاز نیروگاهی کمک خواهد کرد.»

      وی با اشاره به نیاز تاسیسات برای گاز شیرین، ضرورت همکاری شرکت ملی گاز ایران را یادآور می شود که از طریق انشعاب گاز و خط لوله برای برقراری تا مقصد، همکاری این بخش را می طلبد.

       

      ارزش متفاوت گاز شمال شرق ایران

      مجری طرح توسعه میدان گازی توس و میادین شرق در ادامه از اهمیت و ارزش به ثمر رسیدن این طرح می گوید: «تامین گاز استان های شمال شرق کشور از گاز منطقه خانگیران و از طریق پالایشگاه شهید هاشمی نژاد تامین می شود. با توجه به اهمیت استمرار تولید و جبران هرگونه ناترازی گاز و تامین پایدار خوراک پالایشگاه شهید هاشمی نژاد، نیاز بر این بود که در کنار میدان خانگیران که نیمه دوم عمر را طی می کند، میادینی بکر اضافه شود. اولین میدان بزرگ شناسایی شده در این منطقه میدان گازی «توس» است که پس از اخذ مجوزهای لازم در قالب دو بخش حفاری چاه ها و EPC برای روزمینی مراحل مناقصاتی را طی کرد و توسعه آن آغاز شد.او در بیان اهمیت گاز حوزه شرق ایران به نقل قولی از مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران اشاره می کند که «هر یک میلیون مترمکعب گاز شمال شرق ایران معادل حداقل 5 میلیون مترمکعب گاز منطقه عسلویه و جنوب ارزش دارد.»

      به بیان دیگر تولید یک میلیون مترمکعب گاز در این منطقه ارزش 5 میلیون مترمکعب جنوب و تولید 2 میلیون معادل 10 میلیون مترمکعب گاز جنوب است.

      طرحی که آسان به ثمر نرسید

      برای به ثمر رسیدن این پروژه، اقدام های مختلفی انجام شده از جاده مواصلاتی تا تحصیل اراضی از مناطق روستایی و دولتی که با رایزنی و استفاده از ظرفیت های حقوقی توافق نتیجه داده است. وقتی از او درباره سختی ها و مشکلات کار می پرسم، ابتدا به تحریم اشاره می کند که همانند دیگر پروژه های صنعت نفت، طرح توسعه توس هم از آن بی بهره نبوده، اما تجربه بر این مشکلات غلبه کرده است.

      در مسیر بازگشت به چاه شماره ۴ توس می رسیم. دکل ۹۱ فتح در حال حفاری در این مخزن است. محمد حقدوست، رئیس حفاری ناحیه توس دیگر از عوامل اجرایی پروژه توسعه میدان گاز توس است که با او هم صحبت می شوم، امیدوار است طی دو ماه آینده حفاری در این بخش به اتمام برسد.

      او با اشاره به اینکه میدان توس در مراحل اولیه توسعه قرار دارد و با پیچیدگی های خاصی همراه است، می گوید: «با این حال انتظار نداشتیم این حجم بالای فشار گاز از آن هدیه بگیریم.»

      حقدوست، برنامه۱۰ سال آتی توسعه میدان توس را تامین خوراک گازی پالایشگاه هاشمی نژاد ذکر می کند و می گوید: «افزون بر آن، وابستگی به گاز ترکمنستان هم کاهش می یابد.»

      او یادآور می شود که تمام تلاش ها بر این است که ۳ میلیون مترمکعب از این میدان وارد شبکه گاز سراسری شود.احسان محروقی، ناظر ارشد حفاری شرکت نفت مناطق مرکزی ایران هم تلاش های متخصصان ایرانی در میدان گازی توس را یادآوری می کند و می گوید: نتایج تلاش ها و ارزیابی های آنها باعث شد ذخایر جدیدی وارد شبکه سراسری گاز شود و اهمیت این مساله در شمال شرق ایران، آن را در قالب طرح های ضربتی قرار داد که بخشی از آن گرمابخش خانه های مردم در زمستان امسال شود.

      رونق و امید

      توسعه و بهره برداری از میدان گازی توس، افزون بر آنکه تامین انرژی پایدار شمال و شرق کشور را به همراه داشته، سبب رونق اقتصادی منطقه و شهرهای اطراف هم شده است. هرچند در برخی موارد هزینه های اجاره را به دلیل اجاره منازل مهندسان افزایش داده است. افزون بر آن، آمار اشتغال زایی از قبل این طرح قابل توجه است که براساس حرفه و تخصص در رده های مختلف از نیروی فنی تا کارگری و نگهبانی جذب به کار شدند. «متین» یکی از جوانان روستای «چکودر» نزدیک خط لوله انتقال گاز توس به خانگیران که یک سالی از اشتغال او در این پروژه می گذرد، می گوید: «حالا که خیالم از بابت کار راحت شده می خواهم تشکیل زندگی دهم.»می توان گفت دل مردم این خطه به گاز توس گرم و پرحرارت است. کشاورزان روستاهای چکودر، بزنگان، قرقره، مزداوند در مجاورت چاه های میدان گازی توس با وجود خشکسالی، امیدوارتر از قبل پای زمین های خود ایستادند تا با کاشت گندم، نان را به تنوری بزنند که گاز آن را این میدان تامین می کند.

    • media/image/2026/01/2000-1441/22248.jpg

      اینجا چاه شماره 8 نفت شهر است

      طلای سیاه در خاکریز خط مقدم

      مشعل | اینجا چاه شماره 8 نفت شهر است. از دل خاکریزها پرچم کوچک عراق روی تپه خاکی پیداست؛ فاصله ام  با آن کمتر از یک کیلومتر است.  اینجا همان خاکی است که از یکم مهر 1359 (آغاز جنگ) تا امروز، رد جنگ را بر کالبد خود دارد؛ نقطه ای که تا مرکز بهره برداری و نمک زدایی نفت شهر فاصله زیادی ندارد.

      جاده فرعی گیلانغرب به مسیر خاکی می رسد؛ تابلوی بزرگ «منطقه عملیاتی نفت شهر» مقصد را نشان می دهد. تا غروب چند ساعتی باقی است. مسیر تا نقطه صفر مرزی از میان بیابان های مین گذاری شده و خطوط لوله نفت امتداد دارد؛ جایی که مرز عراق نزدیک و نزدیک تر می شود. میدان نفت شهر در گستره ای وسیع میان دو کشور، زنده است و بیابان ها با تغییر چهره، مشعل های نفت را آشکار می کنند. عبور از ابتدای جاده تنها با کارت های تردد ممکن است؛ کارت هایی با مهر قرمز «منطقه ممنوعه» که مجوز گذر از مرزبانی ها و ایست های بازرسی را می دهند. هر چه به چاه شماره 8 نزدیک تر می شویم، بازرسی ها هم سخت تر و ترددها دشوارتر می شود. پس از آخرین ایست بازرسی، سربالایی خاکی در نقطه بی مرزی ایران و عراق، چاه شماره 8 را پیش چشم می نشاند. آثار مین، خمپاره عمل نکرده هنوز باقی است؛ تنها در یک ماه گذشته ادوات زیادی کشف شده است. عبور و مرور با خودروها هم شرایط خاصی دارد. همراهان هشدار می دهند: مراقب هر قدمی که برمی دارم، باشم. صدایی از جمع همراه می گوید: پاکسازی کرده ایم، اما مین ها، بی سروصدا عمل می کنند و جان می گیرند. هر سیلاب، دوباره منطقه را آلوده می کند و باید عملیات پاکسازی انجام شود، آن هم با نامه نگاری های متعدد.

      به جز چاه شماره 8، چاه 16 نفت شهر هم در نقطه صفر مرزی قرار دارد که فاصله اش با عراق تنها یک رودخانه است. داخل محوطه چاه شماره 8، محمد امامی، رئیس عملیات نوبت کاری نفت شهر  با لهجه کردی کرمانشاهی صفر تا صد تولید نفت را می گوید: این تنها یکی از ده ها چاه میدان نفت شهر است که پشت سر خود تاریخ بزرگی به همراه دارد. این میدان هم، مانند دیگر میادین دو اسمی است و از  حالا نفت شهر خوانده می شود. عراقی ها هم نام «نفت خانه» را بر آن نهاده اند. پس از حمله عراق، بسیاری از چاه های نفت سیمان زده شده است تا دیگر قابل بهره برداری نباشد و مجبور به حفاری جدید شویم.

      شاید در این محدوده نتوان هیچ بومی هم سن و سال میدان نفت شهر پید ا کرد. طول عمر مخزن به نیمه دوم عمر خود رسیده و برای برداشت نفت، آب همراه آن نیز افزایش یافته، زیرا ضخامت لایه نفتی به شدت کاهش یافته است.

      آنطور که همراهان روایت می کنند، اولین چاه نفتی ایران در همین نفت شهر حفاری شده که به دلایلی به نفت رسیده، اما صرفه اقتصادی نداشته است و انگلیسی ها را روانه مسجدسلیمان در خوزستان کرد تا عنوان اولین چاه حفاری شده نفت، در آن خطه از ایران به ثبت برسد. این مخزن قدمت بسیار بالایی دارد و سالیان زیادی است که از آن در حال برداشت هستند. امامی می گوید: اکنون دیگر به ظرفیت انتهایی مخزن رسیده ایم. با این حال به گفته داراب امیری، رئیس منطقه نفت شهر/تنگ بیجار، به دلیل نازک شدن لایه مخزن، فاصله نفت از آب بسیار نزدیک است و تولید از مخزن نفت شهر دقت بالایی می طلبد. اگرچه به دلیل مشترک بودن مخزن نفت شهر، برای منافع کشور تا آخرین قطره آن باید برای کشور تولید شود.

      نفت شهر زنده است

      سابقه اولین چاه حفاری شده  در نفت شهر به سال 1302 شمسی در حافظه نفت شهر باقی است. از آن سال تا امروز با 41 حلقه چاه که در آن حفاری شده و از جمع آنها 20 حلقه چاه تولیدی و 9 حلقه چاه فعال است، تولید حدود 1600 (بشکه در روز) را دارد. با این حال تعداد چاه های متروکه به 17 حلقه می رسد؛ البته درجه کیفی نفت این میدان بسیار خوب است و ارزش پالایشی خوبی دارد و چندین حلقه از چاه هم در حال مطالعه و بررسی است تا تولیدی شوند؛ همین هم نقطه امیدی است برای اینکه عدد تولید از میدان مشترک نفت شهر را بیشتر کند. همان گونه که چشمه های زنده نفتی با عرض اندام از اعماق به روی زمین ذخایر عظیم دل خاک را به رخ  می کشند تا شاید گواهی بر پایان ناپذیر بودن نفت این خطه باشند.

      روایت کارکنان از دوری و خطر

      منطقه نفت شهر به جز چاه های پرشمار، یک واحد بهره برداری، نمک زدایی و استراحت گاه کارکنان نفت را هم در خود جای داده است. ماهیت کار عملیاتی در صنعت نفت، شبانه روزی بودن آن است و جمعیت بیش از 110 نفری کارکنان آن حتی در شرایط اضطراری مانند جنگ 12 روزه ، اینجا را ترک نکردند. نفت میدان با خطوط پرشمار از چاه های مختلف روانه واحد نمک زدایی می شود؛ پس از فراورش(شیرین سازی و نمک زدایی) به تلمبه خانه شهید قمری نفت شهر ارسال و از آنجا راهی  پالایشگاه کرمانشاه می شود. کار اینجا اقماری و در دو نوبت کاری هفت روزه است. داراب امیری، رئیس منطقه نفت شهر/تنگ بیجار، اینجا را ناامن ترین منطقه عملیاتی کاری کارکنان صنعت نفت می داند. وی با اشاره به سختی کار در این منطقه می گوید: بدون هیچ اغراقی باید بگویم که سختی کار اینجا از سکوهای دریایی هم بیشتر است. اینجا در نقطه صفر مرزی با موارد غیرقابل پیش بینی روبه رو هستیم، اما با اطمینان از حضور نیروهای مرزبانی، تولید نفت را بی وقفه انجام می دهیم.

    • media/image/2026/01/2000-1441/22249.jpg

      برخی نیروهای مرزی  به شهادت رسیدند. به خاطر دارم در تحرکات چند سال پیش داعش در همین محدوده، همکارانم حتی یک روز هم اینجا را ترک نکردند.  با این حال نیروهای نظامی، حفاظت از مرز را عهده دار است و ما با اطمینان از امنیت آنان، کار تولید نفت را انجام می دهیم. توضیحات رئیس منطقه نفت شهر/تنگ بیجار نشان می دهد در آینده نزدیک نفت میدان های سومار، سامان و دلاوران هم که توسعه آنها تازه شروع شده است، برای فراورش به اینجا منتقل می شود.

      شبانه که از چاه شماره 8 به اینجا می رسیم، رد قدمت تاسیسات پیداست در نور مشترک سفید و زردرنگ از چراغ های بالای سر؛ البته واحد نمک زدایی نفت شهر سال 1386 با ظرفیت اسمی 15 هزار بشکه در روز در مجاورت کارخانه قدیم راه اندازی شده تا به افزایش تولید میدان کمک کند.

      در مجاورت تاسیسات، در محدوده ای مجزا محل استراحت کارکنان قرار دارد. قدمت و سابقه محل اسکان کارکنان   با اتاق های دو نفره آن از در و دیوارهایش پیداست. تعدادی کانکس پیش ساخته هم در این فضا به چشم می خورد. با توجه به توسعه میادین جدید، توسعه محل های  استراحت نیز در دستور کار قرار دارد تا امکانات بهتری برای کارکنان تدارک دیده شود.

       

      آرامش لحظه ای

      وارد اتاق کنترل قدیمی تاسیسات نفت شهر که می شوم، کارکنان یک به یک از راه می رسند. حدود ۱۱۰ نفر در هر نوبت کاری و درمجموع  ۲۲۰ نفر به شکل اقماری در کل منطقه فعالیت می کنند. با توجه به آنکه تاسیسات مرتبط با شرکت بهره برداری نفت و گاز غرب است، بیشتر کارکنان اهل کرمانشاه، قصرشیرین، گیلانغرب، روستای زرنه و تعداد محدودی هم اهل شهر ایلام هستند. برخی  کارکنان به شکل پروازی از تهران یا دیگر استان ها به این منطقه رفت وآمد می کنند. برای شروع گفت وگو «رقابت» بالا می گیرد، اما بعد که ضبط را روشن می شود، صدای «تعارف کردن ها» به گوش می رسد. علی یکی از حاضرین در جمع، یکی از قدیمی ترها را نشان می دهد و می گوید آقای مهندس شما صحبت را شروع کنید و او با صدایی رسا می گوید: خانم رفتید چاه مرزی را ببینید و ادامه می دهد: اینجا مرز است. اینجا آرامش لحظه ای است، شوخی نیست. هر تهدید  تا بخواهد به گوش شما در تهران برسد، اول از اینجا شروع می شود و همین یعنی خط مقدم.

      وی که سال های عمر خود را در جوار و کنار تاسیسات زمخت و خشن نفت گذرانده است، می گوید: زندگی و کار عادی نداریم. عمر زیادی هم از فعالیت تاسیسات می گذرد.   با این حال پای کاریم. کارمان مثل زندگی است و خیلی ارزش دارد.اینجا را ترک نمی کنیم، اما به انگیزه هم نیاز داریم.باید روحیه خوب داشته باشیم.»

      از پنجره، زمین چمن را نشان می دهد که نور گسترده شبانه روی سبزی روی آن پخش است و ادامه می دهد: «یک چمن مصنوعی انتظار زیادی است؟ این را تجهیز کنند. مرتب می گویند «چشم»، اما هنوز که هنوز است خبری نیست. سالن ورزشی و استخر هم باید تجهیز شوند. جز اینها که دلخوشی نداریم. حرف ما این است که انگیزه می خواهیم.» وی خواسته های خود را که به نظر خواسته جمع حاضر هم هست، اینطور بیان می کند: یک سالن بیلیارد هم پیشنهاد داده ایم، بیشتر مناطق میز بیلیارد دارند. موضوع دیگر هم استهلاک ساختمان ها و کمپ های اسکان است. نصف عمرمان را اینجا زندگی می کنیم، اگر می شود، مطرح کنید که ترمیم شود. این موارد در زندگی اقماری بسیار مهم است و می تواند در روحیه نفرات تاثیر داشته باشد. مسائلی که در زندگی شهری کوچک و ناچیز است، در زندگی اقماری همچون یک کوه بزرگ به نظر می آید.

      ضبط صوت میان کارکنان که ایستاده به حرف همکار خود گوش می دهند، دست به دست می شود. از میان جمع یکی می گوید من هم صحبتی دارم: آرش فاتح نژاد، مسئول ایستگاه آتش نشانی ناحیه نفت شهر هستم. آتش نشانی از مشاغل سخت و پراسترس است. سختی کار، مشکلات اقماری را بیشتر کرده است. یک درخواست دارم و آن اینکه هوایِ ما را بیشتر داشته باشند. امکانات رفاهی ، انتظار زیادی نیست. با ۲۳ سال سابقه کار فقط یک بار موفق شدم به محمودآباد بروم. مجدد که درخواست دادم، گفتند پنج سال باید بگذرد.

      از بین جمع صدایی بلند شنیده می شود که می گوید آرش، سقف حقوق را هم بگو و او که آتش نشان در منطقه عملیاتی نفت شهر/ بیجار است، ادامه می دهد: برای ما آتش نشانان کار اینجا شبانه روزی است؛ حتی اگر از آسمان سنگ   هم بیاید، همیشه باید پای کار باشیم.

      سقف حقوق، مشکل مشترک کارکنان است و درخواست اصلاح آن را به شکل عادلانه داریم. ریسک کار در مناطق مرزی بالاست. برای جبران آن هیچ امتیازی نداریم. ما چه فرقی با بقیه داریم؛ استرس در کار ما ،حتی خانواده هایمان را هم نگران کرده است.

      او می گوید: دوری از خانواده و نزدیکان، آثار سوء خود را بر زندگی گذاشته، به طوری که بعد از 23 سال، خانواده ام هنوز نتوانسته با آن کنار بیاید و به همین دلیل در حال انتقالی به تهران هستم.

      آرش که صدای مشترک همکاران خود شده است، ادامه می دهد: شرایط زندگی و کار اینجا آسان نیست و در شرایط خاص، مجاز به ترک محیط کار نیستیم. در جنگ 12 روزه،شرایط بسیار سختی را گذراندیم؛ حتی زمانی که شیفت کاری در نفت شهر به پایان رسید، هیچ راهی برای رسیدن به تهران نبود. تهران موشکباران و آنتن و اینترنت هم به دلیل شرایط خاص قطع بود. نه پروازی انجام می شد و نه اتوبوسی حرکت می کرد. با آرام تر شدن اوضاع به سختی فراوان موفق شدم به خانواده ام برسم. دو طرف(خانواده و من) در استرس و شرایط دشواری بودیم. این شرایط را کمتر کسی تجربه می کند.

      بازنگری ارزش گذاری ها

      حرف های آرش آتش نشان که تمام می شود، یکی دیگر از نیروهای جوان تر داوطلب صحبت کردن می شود: صادق مقدم هستم. از کارکنان عملیاتی نفت شهر. درخواست ما به عنوان نیروهای عملیاتی که شرایط کاری متفاوتی داریم، این است شایستگی و امتیاز خاصی برایمان در نظر گرفته شود و در ارزش گذاری ها بازنگری صورت گیرد. مخاطرات کار زیاد و کارمان پراسترس است؛ از خوردگی تاسیسات گرفته تا نفت ترش تولیدی.

      وی مانیتورهای روی میز اتاق کنترل را نشان می دهد و می گوید: آنها از سال 1386 تعویض نشده اند و همین باعث می شود استرس کار بیشتر باشد.

      نوبت به وحید فتاحی می رسد که کارشناس ارشد رشته مهندسی شیمی است. او حرف هایش را با موضوع «فریز شدن سمت ها» شروع می کند و می گوید اینجا بیشتر نفرات، از نظر سازمانی فریز شده اند و همین مشکلاتی را برایمان ایجاد کرده است، حتی برای انتقال به دیگر بخش ها هم مشکل داریم؛ البته گفته اند در ساختار سازمانی جدید این موضوع اصلاح می شود و درخواست داریم به روند آن سرعت داده شود.

       ضرورت توجه به روحیه کارکنان

      ما اینجا داوطلب کار شدیم، لازم است به روحیه ما اهمیت بیشتری داده شود تا آرام از بین نرویم. روزمرگی روحیه را تضعیف می کند؛ درخواست ما این است  که مسئولان بیایند، از نزدیک اینجا را ببینند و صدای کارکنان بشنوند، می خواهیم دیده و شنیده شویم و این انتظار زیادی نیست.

      یکی از کارکنان پیمانکاری از سوی همکارانش به صف جلوتر می آید؛ او مهندس جوانی است که از یکسان نبودن قراردادها می گوید: همه شب بیداری داریم، سختی داریم، همه از خانواده دور هستیم، از فرزند و اجتماع دور هستیم، اما دریافتی های یکسان نیست.

      این مهندس جوان ادامه می دهد:   کسی تا زندگی اقماری را تجربه نکرده باشد، این درد را که نصف شب با تماس خانواده از خواب بیدار شوی و بفهمی که دخترت تب 40 درجه دارد، درک نمی کند. با سابقه بیش از 20سال زندگی اقماری بارها این مسائل تن ما را لرزانده است. بعد از این همه سال هنوز خانواده با این شرایط عادت نکرده اند و همچنان سختی و دشواری چاشنی کار است. دخترم هر بار که به خانه می روم، می گوید هیچ وقت کنار ما نیستی و شنیدن این حرف ها درد و رنج دارد؛ فقط اقماری ها تلخی آن را می فهمند.

      در میان زمزمه های مختلف که صدای ما باشید، حرف ما را به گوش مسئولان برسانید اتاق کنترل را ترک می کنم. یکی از آنها تا بیرون از محوطه همراهم می آید. درخواستی دارم، اگر می شود آن را پیگیری کنید. پدرم جانباز جنگ است. عراق تا همین جاها را گرفته بود. با توصیه بچه ها با بند دال نیروی رسمی شدم، اما هنوز حقوق ما درست نشده است.  یکی دیگر از کارکنان هم تا رسیدن به مسیر کارخانه همراهی ام می کند، خانم اگر می شود این را هم بیاورید تعداد کارکنانی که در رفت وآمد به کرمانشاه و ایلام هستیم، زیاد نیست؛ با اتوبوس هایی رفت وآمد داریم که نفرات از آن استقبالی نمی کنند و تمایلی به استفاده از آن ندارند. غالب نفرات با وسیله نقلیه شخصی خود در رفت وآمد هستند. پیشنهاد داریم برای رفاه حال کارکنان، این تعداد محدود به جای اتوبوس چند سمند یا وسیله دیگری جایگزین کنند. فکر می کنم از نظر هزینه ای هم برای شرکت صرفه مناسب تری داشته باشد.

    • media/image/2026/01/2000-1441/22275.jpg

      امیدآفرینان عسلویه در قاب سفر وزیر نفت

      محسن پاک نژاد، وزیر نفت اواسط دی ماه امسال در سفر یک روزه به پایتخت عسلویه، پایتخت انرژی ایران و از تاسیسات گازی این منطقه در خشکی و دریا دیدن کرد. در این سفر بخش های عملیاتی آسیب دیده در جنگ 12 روزه نیز به بهره برداری رسید.

      بازدید از سکوهای پارس جنوبی

      محسن پاک نژاد، وزیر نفت، در جریان سفر به عسلویه از سکوی گازی ۱۳A  نیز بازدید کرد.  این سکو که حدود ۱۰ سال قبل به دلیل برخورد شناور از مدار تولید خارج شده بود، با تلاش کارکنان و رفع مشکلات، دوباره در مدار قرار گرفته  است. با فعالیت دوباره سکوی گازی ۱۳A ، حفاری چاه های درون میدانی به تدریج انجام می شود تا تولید گاز در بخش بالادست تقویت شود. با فعالیت سکوهای گازی، رکوردی تازه در میدان گازی پارس جنوبی ثبت شد و مقدار برداشت گاز از این میدان به حدود ۷۲۵ میلیون مترمکعب در روز رسید.

      افتتاح ردیف های آسیب دیده پالایشگاه فجر جم

        وزیر نفت در سفر به عسلویه، ردیف های آسیب دیده پالایشگاه فجر جم در جریان جنگ 12 را افتتاح کرد. با ورود دوباره این ردیف ها به مدار تولید که با تلاش کارکنان پالایشگاه فجر جم ظرف مدت ۶ ماه انجام شد، تزریق گاز این پالایشگاه  به شبکه سراسری، ۱۲ تا ۱۳ میلیون مترمکعب در روز افزایش یافت.

      حضور در پالایشگاه فاز 14

      وزیر نفت در سفر به پایتخت انرژی ایران از روند بازسازی یکی از ردیف های آسیب دیده پالایشگاه فاز ۱۴  پارس جنوبی نیز بازدید کرد. این ردیف نیز قرار است در زمان بندی کوتاهی به مدار تولید بازگردد.

      مجتمع پتروپالایش کنگان

      بازدید از مجتمع پتروپالایش کنگان، یکی دیگر از نقاط بازدیدی وزیر نفت به عسلویه بود. این شرکت با تمرکز بر فراوری و تبدیل گاز غنی فاز ۱۲ پارس جنوبی به محصولات با ارزش افزوده بالا، نقش کلیدی در توسعه صنعت پتروشیمی ایران ایفا می کند.

      پیگیری مطالبات

      وزیر نفت درجمع کارکنان پارس جنوبی با تاکید بر این که پیگیری مطالبات همکاران عملیاتی را وظیفه خود می دانم و تلاش کرده ام این موضوع به عدد و نتیجه ای قابل قبول برسد، افزود: سال گذشته در این حوزه گام های مهی برداشته شده است و ان شاءالله امسال نیز با همراهی بخش هایی که مسئول تصویب هستند، شاهد تحقق افزایش های پیش بینی شده خواهیم بود.مخاطرات کار عملیات را باگوشت، پوست و استخوان درک کرده ام و هرجا برای دفاع از حقوق کارکنان حضور یافته ام، نه به عنوان وزیر نفت بلکه به عنوان نماینده آنان صحبت کرده ام.

      قدردانی وزیر نفت از تلاش کارکنان

      وزیر نفت در پایان سفر یک روزه خود به عسلویه به جمع کارکنان آمد و از آنان به دلیل تلاش شبانه روزی قدردانی کرد.

      محسن پاک نژاد تلاش خستگی ناپذیر و ایثار کارکنان عملیاتی را ستود و به نمایندگی از مردم ایران، از این عزیزان که دور از خانواده و با پذیرش خطر رویارویی با گاز ترش، جان خود را به خطر می اندازند و بی وقفه برای خدمت به کشور تلاش می کنند، تشکر کرد.

    • media/image/2026/01/2000-1441/22279.jpg

      وقتی پالایشگاه های نفت  برای هوای پاک هم پیمان می شوند

      امید سبز

      مهناز محمدی |  با شتاب گیری روند اجرای طرح های کیفی سازی پالایشگاه ها در دولت چهاردهم، صنعت پالایش نفت ایران وارد مرحله ای تازه شده است؛ مرحله ای که در آن ارتقای کیفیت سوخت، کاهش آلایندگی، افزایش بهره وری و تکمیل زنجیره ارزش، دیگر نه یک برنامه بلندمدت که به دستاوردهایی ملموس و قابل اندازه گیری تبدیل شده است. از راه اندازی واحدهای پیشرفته در پالایشگاه های شیراز، تهران، اصفهان و شازند تا تولید و توزیع گسترده سوخت های یورو و مازوت کم سولفور برای نیروگاه ها؛ نشانه هایی از عزم جدی وزارت نفت برای پیوند توسعه صنعتی با مسئولیت زیست محیطی است.

      کیفی سازی زنجیره تولید محصولات پالایشگاهی از جمله بنزین و گازوییل، یکی از اولویت های راهبردی شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی ایران است که همواره برآن تاکید می شود و تاکنون طرح های مختلفی همسو با این رویکرد در پالایشگاه های کشور اجرایی شده است.

      کیفی سازی با عبور از آزمون و خطا

      پایان دوران آزمون و خطا و اجرای دقیق تکالیف برنامه هفتم توسعه به عنوان راهبرد قطعی وزارت نفت، موضوعی است که محمد صادق عظیمی فر، مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی ایران بر آن تاکید می کند و می گوید: هم اکنون نهضت کیفی سازی و بهینه سازی فرایندها در ۹ پالایشگاه کشور در جریان است، اما با آغاز به کار دولت چهاردهم، تمرکز منابع و مدیریت به صورت هدفمند روی سه پروژه اولویت دار ملی در پالایشگاه های شیراز، تهران و اصفهان قرار گرفته است تا عقب ماندگی های سنواتی جبران شود.

      نخستین خروجی این رویکرد، راه اندازی موفق واحد تصفیه هیدروژنی گازوییل (DHT) پالایشگاه شیراز با ظرفیت ۲۶ هزار بشکه در روز است؛ واحدی که از خرداد ۱۴۰۴ تولید گازوییل با استاندارد یورو ۵ را محقق کرده و همزمان، منافع اقتصادی و الزام های زیست محیطی را پوشش داده است.

      بنزین با کیفیت جهانی؛ از شیراز تا تهران

      در پالایشگاه شیراز، افزون بر واحد DHT، واحد ایزومریزاسیون نیز به بهره برداری رسیده است و کل تولید روزانه گازوییل این پالایشگاه به میزان ۱.۶۵ میلیون لیتر با کیفیت یورو عرضه می شود.

      در پالایشگاه تهران پروژه راهبردی CCR و کیفی سازی بنزین نیز در آستانه تکمیل قرار دارد؛ به طوری که با بهره برداری از آن تا نیمه نخست سال ۱۴۰۵ افزون بر افزایش حدود ۲۰ درصدی تولید، کل بنزین تولیدی پالایشگاه شیراز به استاندارد یورو ۵ ارتقا می یابد و قانون هوای پاک اجرایی خواهد شد. این طرح با سرمایه گذاری بیش از ۳۲۰ میلیون یورو تاکنون ۷۹درصد پیشرفت فیزیکی داشته است.

      کاهش تولید نفت کوره در پالایشگاه اصفهان

      پالایشگاه اصفهان به عنوان یکی از نقاط عطف برنامه هفتم توسعه، میزبان پروژه های RHU و RFCC است؛ پروژه هایی که راه حل ریشه ای کاهش تولید نفت کوره و افزایش کیفیت فراورده ها محسوب می شوند. بر اساس برنامه ریزی ها، فاز زودهنگام این طرح، تا پایان ۱۴۰۵ وارد مدار بهره برداری می شود و میزان گوگرد نفت کوره از300هزار پی پی ام به کمتر از ۵۰۰ پی پی ام کاهش خواهد یافت که گامی بزرگ در مسیر کاهش آلایندگی سوخت های سنگین است.

      پیشگامی شازند در تولید سوخت نیروگاهی

      پالایشگاه امام خمینی (ره) شازند اراک به عنوان تنها تولیدکننده مازوت کم سولفور کشور، نقش کلیدی در کاهش آلایندگی نیروگاه ها ایفا کرده است. برای نخستین بار در دولت چهاردهم، بیش از ۴۲۰میلیون لیتر نفت کوره کم سولفور با محتوای گوگرد ۰.۵ درصد وزنی (ATR-140 ) به پنج نیروگاه کشور تحویل شده است.

      رضا چراغی، مدیرعامل پالایشگاه امام خمینی (ره) شازند اراک، با اشاره به ظرفیت پالایش روزانه ۲۶۵ هزار بشکه نفت خام می گوید: بیش از ۹۰ درصد محصولات این پالایشگاه به فراورده های اصلی اختصاص یافته و برای نخستین بار در یک سال گذشته، هیچ گونه گازمایع (ال پی جی )سوزی در این مجموعه انجام نشده و تمام گاز مایع تولیدی به فروش رسیده است.

      خودکفایی انرژی با مدیریت منابع

      پالایشگاه شازند در کنار کاهش آلایندگی، در حوزه مدیریت انرژی نیز به دستاوردهایی چشمگیر رسیده است. این پالایشگاه با خودکفایی در تأمین برق، طی پنج ماه گذشته روزانه ۱۲مگاوات برق به شبکه سراسری تزریق کرده که معادل مصرف ۶۵ هزار واحد مسکونی است. همچنین اجرای پروژه های بازیافت آب و استفاده از فاضلاب شهری، وابستگی این مجموعه را به منابع آب سطحی به حداقل رسانده است.

      رشد تولید سوخت یورو به زبان آمار

      بر اساس اعلام شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی ایران، سهم تولید نفت گاز یورو ۴ و ۵ از کل تولید کشور با 10 درصد افزایش، از ۵۴ درصد در سال ۱۴۰۲ به ۶۴ درصد در سال جاری رسیده است. همچنین تولید بنزین یورو ۴ و ۵ در آذر امسال به ۴۰ میلیون لیتر در روز رسیده که نسبت به سال های گذشته، رشد قابل توجهی را نشان می دهد. در استان تهران نیز ۸۵ درصد نفت گاز تحویلی به نیروگاه ها دارای استاندارد یورو ۴ است و در نیروگاه دماوند این رقم به ۹۷ درصد می رسد که از تعهدهای زیست محیطی تعیین شده فراتر است. پروژه های صنعتی که امروز در صنعت پالایش نفت کشور جریان دارد، حرکتی هدفمند برای هم زمان سازی توسعه، محیط زیست و تاب آوری انرژی است. شتاب در کیفی سازی پالایشگاه ها، تولید سوخت های پاک و کاهش آلایندگی، تصویری روشن از نقش آفرینی کارکنان صنعت پالایش در بهبود کیفیت زندگی شهروندان ترسیم می کند؛ نقشی که می کوشد تا هر طور شده نفس شهرها را تازه کند و تنفس مردم در هوای پاک را به ارمغان آورد.

    • media/image/2026/01/2000-1441/22276.jpg

      روایتی از راه اندازی خط لوله نفت خام ترش سبزآب- تنگ فنی- شازند – ری

      سقف ایـثار بلند تر از سقف حقوق

      مهناز محمدی |  صدای تلمبه ها در دل کوه های زاگرس طنین انداز است؛ گویی رشته ای از جان، از خوزستان تا مرکزی کشیده شده تا نبض انرژی ایران را ماندگارتر کند. اینجا، پای صحبت شهداد فروتن، مجری طرح احداث خط لوله نفت خام ترش سبزآب - تنگ فنی-شازند- ری در شرکت ملی مهندسی و ساختمان نفت ایران نشسته ایم؛ مردی که بی وقفه از اجرای یکی از پیچیده ترین پروژه های نفتی کشور می گوید؛ از شب بی خوابی ها، از خاک های گرم خوزستان تا برف های سرد لرستان. او از خط لوله ای می گوید که تنها یک لوله فولادی نیست؛ بلکه رگ حیاتی است برای قطع وابستگی به خام فروشی و خودکفایی در تولید. روایت او، مقاومتی دیگر است در صنعت نفت ایران.

      نفت ترش، سیاه و غلیظ، حالا دیگر آرام در لوله های عظیمی که از میان کوه های سر به فلک کشیده زاگرس می گذرد، به سمت پالایشگاه های مرکز و غرب کشور جاری است. این مسیر ۳۴۱ کیلومتری، از میادین دزفول شمالی (سبزآب) تا پایانه شازند، حاصل یک دهه تلاش، برنامه ریزی و رویارویی با چالش هایی است که گاه از فنی ترین مشکلات دنیای مهندسی هم سخت تر بوده است.

      شهداد فروتن، مجری طرح خط لوله نفت خام ترش سبزآب -تنگ فنی- شازند- ری در شرکت ملی مهندسی و ساختمان نفت ایران، با چهره ای که آثار خستگی و افتخار را همزمان نشان می دهد، روایتگر روزهایی است که بسیاری تصور می کردند این مسیر هرگز به پایان نخواهد رسید. او از سختی های عبور این خط لوله از سه استان خوزستان، لرستان، مرکزی می گوید؛ جایی که فرهنگ ها، اقلیم ها و سنن قومی، کار را به مرز بن بست می رساند.

      از بندرعباس تا زاگرس؛ سابقه ای پرافتخار

      فروتن که از دی ماه ۱۴۰۳ و در آستانه 30 سالگی خدمتش در صنعت نفت، مسئولیت این طرح سنگین را به عهده گرفته، اصلاً غریبه میدان نیست. او تجربه اش را از طرح احداث پالایشگاه بندرعباس در سال 1374آغاز کرده و در احداث تلمبه خانه های مختلف (احداث تلمبه خانه های قطب آباد و مهرآران، ماهشهر- آبادان و خط انتقال آب بهمنشیر) و طرح های افزایش ظرفیت پالایشگاه های تهران، تبریز، اراک و آبادان صیقل داده و در طرح های عظیم مختلف پالایشگاهی از جمله امام خمینی شازند اراک، افزایش ظرفیت پالایشگاه بندرعباس و ساماندهی بندر صادراتی ماهشهر آزموده شده است. حضورش در احداث و راه اندازی پروژه های مختلف پالایشگاهی و انتقال نفت و فراورده، او را برای یکی از دشوارترین مأموریت هایش آماده کرد؛ هدایت طرح خط لوله انتقال نفت خام ترش سبزآب تنگ فنی- شازند- ری.

       جزئیات یک شاهرگ حیاتی

      فروتن، مدیریت طرحی را به عهده دارد که هر روز آن کلاس درسِ صبر بوده است. او با بیان اینکه اینجا، مجری طرح، پیش از آنکه مهندس باشد، باید یک دیپلمات، یک روانشناس و یک سرباز در خدمت نفت باشد، با دقت یک مهندس کهنه کار، جزئیات را شرح می دهد: این طرح در سال ۱۳۸۹ و در قالب EPCFبه شرکت ملی مهندسی و ساختمان نفت ایران ابلاغ شد. هدف اصلی، جلوگیری از خام فروشی نفت خام ترش به قیمت پایین، افزایش تولید فراورده های نفتی برای کاهش ناترازی انرژی و تامین نیاز داخلی بود.

      او توضیح می دهد: این طرح قرار بود نفت خام ترش را از میادین دزفول شمالی به پالایشگاه های کرمانشاه و اراک برساند؛ اما با توجه به سیاست های شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی ایران، در آینده ممکن است مقاصدی مانند پالایشگاه های تهران و تبریز هم اضافه شود. مجری خط لوله نفت خام ترش سبزآب_ تنگ فنی _ شازند-ری در شرکت ملی مهندسی و ساختمان نفت ایران ادامه می دهد: مشکلات تامین فاینانس تا سال ۱۳۹۴ طرح را به تاخیر انداخت؛ اما از آن سال، فعالیت های اجرایی در قالب قرارداد EPC(مهندسی، تامین کالا و اجرا) به مشارکتی از شرکت های ایرانی واگذار شد.

      فروتن تاکید می کند: عملیاتی شدن کل خط، در 2 مرحله انجام شد. مرحله اول، ۱۰۲ کیلومتر خط لوله ۳۰ اینچ از سبزآب تا تنگ فنی با ظرفیت انتقال روزانه ۴۵۰ هزار بشکه در شهریورماه امسال و مرحله دوم نیز ۲۳۹ کیلومتر خط لوله ۲۶ اینچ از تنگ فنی تا شازند با ظرفیت ۲۹۵ هزار بشکه تا پایان آذرماه عملیاتی شد. او با اشاره به وعده وزیر نفت مبنی بر عملیاتی شدن مرحله دوم خط در آذرماه امسال طی مراسمی که با حضور رئیس جمهور برگزار شد، افزود: تمامی نیروهای فعال در طرح، تمام تلاش و همت خویش را به کار گرفتند تا این وعده محقق شود، به طوری که پس از آزمایش خط لوله با آب(تست هیدرواستاتیک)، اکنون به شازند رسیده و به مخازن پالایشگاه اراک منتقل شده است.

      ساخت ورق لوله منحصربه فرد در ایران

      افتخار بزرگ این طرح، جنس لوله هاست؛ لوله هایی مقاوم در برابر خوردگی نفت خام ترش با نام « Nace ».

      فروتن می گوید: برای مقاومت در برابر خوردگی نفت خام ترش، نیاز به لوله هایی خاص باضخامت های مختلف بود. این لوله ها، ۱۰۰ درصد با توان داخلی و در برخی از

      رگ هایی از جنس افتخار

      اما در دل این همه دشواری، بذرهای افتخار می رویید. خط لوله این طرح، از جنسی ساخته شد که برای اولین بار در ایران تولید می شد: «Nace» فولادی مقاوم در برابر خوردگی نفت خام ترش. اینجا، جلوگیری از خام فروشی، با پرچم خودکفایی درآمیخته است. شیرآلات غول آسای ۲۶ و ۳۰ اینچی با کلاس 600 و ۹۰۰در کنار پمپ های انتقال نفت خام، همه و همه، امضای مهندسان و کارگران ایرانی را پای طرحی زدند که حالا می تواند ۴۵۰ هزار بشکه نفت را در روز جابه جا کند.

    • media/image/2026/01/2000-1441/22277.jpg

      ضخامت ها برای اولین بار در ایران ساخته شده اند. این خط لوله، که برای اولین بار در ایران از جنس «Nace»ساخته شد، نمادی پررنگ از بومی سازی است.

      او با افتخار می گوید: لوله ها 100درصد تولید داخل هستند و از سوی شرکت های ایرانی برای اولین بار با ضخامت بالا تولید شدند.

      به گفته فروتن، طرحی که برای جلوگیری از خام فروشی تعریف شد، خود به مدرسه ای برای تولید داخلی بدل گشت. بیش از 50 عدد شیرآلات بزرگ (۲۶ و ۳۰ اینچ) با کلاس 600 و ۹۰۰ در مسیر خط به همراه پمپ هایی برای انتقال نفت ، نصب و ۲۹ هزار سرجوش در کل مسیر انجام شد که همگی دستاورد داخلی و حاصل رنج مهندسان و کارگران ایرانی است.

      طرح شامل احداث 6 تلمبه خانه (سبزآب، تنگ فنی، آسار، پل بابا، رازان و شازند) بود که شازند فعلاً به عنوان پایانه عمل می کند. علاوه بر این، سه مخزن تعادلی یک عدد در تلمبه خانه رازان و 2 عدد در تلمبه خانه سبزآب با ظرفیت های مختلف در حال احداث است. برای تامین برق نیز 43 کیلومتر خط انتقال نیرو به همراه 206 دکل و چهار پست برق احداث شد. ظرفیت خط ۴۵۰ هزار بشکه است؛ اما بهره بردار (شرکت ملی خطوط لوله و مخابرات نفت ایران) آن را بر اساس نیاز تنظیم می کند.

      برای تست هیدرواستاتیک، با توجه به کدهای ارتفاعی، خط به قطعات مختلف تقسیم و۱۶۳ هزار مترمکعب آب مصرف شد. آب از رودخانه های محلی و چاه ها تامین و پس از نمونه گیری، بازچرخانی شد تا هدررفت به کمترین میزان خود برسد.

      فروتن می گوید: در مسیرهایی با کمترین اختلاف ارتفاع مثل سبزآب به تنگ فنی، انتقال آب آسان تر بود؛ اما در مناطق کوهستانی با پستی وبلندی زیاد، نیاز به پمپ ها و تجهیزات خاص داشتیم.

      او می گوید: هزینه کل طرح تاکنون حدود 9 همت بوده، شامل ۴.۶ همت در بخش ریالی و ۹۴ میلیون یورو در بخش ارزی. تغییرات زیاد در طراحی پایه و اضافه کاری ها هزینه ها را افزایش داد؛ اما همه هزینه ها تاکنون در قالب سرمایه مصوب طرح پرداخت شده است.

      خط لوله در گرمای تابستان و برف زمستان در مناطق کوهستانی احداث شده که به نوبه خود، دنیایی از چالش های اجرایی را به همراه داشته است.

      فروتن در ادامه از عبور این خط لوله از 3 استان خوزستان، لرستان و مركزی و تفاوت فرهنگ ها می گوید.

      او روایت می کند: عبور از کوه های زاگرس، با شیب های تا 30 درصد، کار را بشدت دشوار می کرد. مسیر آن قدر ناهموار بود که ماشین های معمولی امکان جابه جایی نداشتند و هنوز هم همکاران برای بازرسی خط بسختی به آن محل ها می روند. در بعضی از مسیرها وضعیت منطقه انفجار را برای لوله گذاری الزامی می کرد.

      بیش از ۶۰ تقاطع با جاده و رودخانه در بخش اول و ۴۵ تقاطع در بخش دوم وجود داشت که اخذ مجوزهای راهداری و شهرداری ها را پیچیده می کرد.

      فروتن با بیان اینکه تحصیل اراضی، بزرگ ترین چالش طرح بود، در این زمینه می گوید: در بعضی از حریم ها با 8 تا 9 مالک مواجه بودیم که باید با تک تک آنها مذاکره می کردیم. فرهنگ های متفاوت استان ها، کار را سخت تر کرد.کار در اقلیم های متفاوت بسی طاقت فرسا بود. گرمای خوزستان، سرمای خشک مرکزی (تا منفی 20درجه) و زمستان های لرستان. جوشکاران در سرما انبر به دستشان می چسبید و ادامه کار را برای آنها دشوار می کرد.

      درس هایی که با خون دل نوشته شد

      مجری طرح خط لوله نفت خام ترش سبزآب -تنگ فنی- شازند- ری در شرکت ملی مهندسی و ساختمان نفت ایران، مهم ترین درس طرح را تاکید بر«مهندسی پایه (Basic Engineering) قوی» می داند و می گوید: تغییرات در طراحی پایه، هزینه و زمان طرح را بشدت افزایش داد.

       اما درس بزرگ تر، مدیریت منابع انسانی است: ما اینجا مجبور بودیم با کارگرانی که گاه حقوق ماهانه شان با تمام این سختی ها، کفاف معیشتشان را نمی داد، تعامل کنیم. گاه تنها چیزی که کار را پیش می برد، تحمل مجری از سوی همکاران و رفاقت بین آنها بود. اینجا سقف حقوق وجود دارد، اما سقف ایثار و گذشت بی انتهاست.

      لحظه های شکستن و ایستادن

      از او درباره سخت ترین لحظه می پرسم. فکر می کند و می گوید: بعضی روزها که بیدار می شدم، با خودم می گفتم که چرا مسئولیت این طرح را قبول کردم! چرا که برخی تاخیرها در تامین قطعات و تجهیزات مورد نیاز از عهده طرح خارج بود و برای ما استرس زیادی ایجاد می کرد؛ اما...

      و این«اما» را با نرمی می گوید: «شیرین ترین لحظه، زمانی بود که دیدم با وجود همه مشکلات، همکارانم همه سختی ها را تحمل می کنند و کنارم می مانند و نقطه اوج آن، وقتی بود که در ۷ شهریور امسال، بخش اول خط در مراسمی با حضور رئیس جمهور و وزیر نفت عملیاتی شد و بخش بعدی، در آذرماه ، نفت را به شازند رساند. وقتی پیگ رانی (تمیز کردن خط) بدون مشکل انجام شد، فهمیدیم که کار به اتمام رسیده که همان لحظه خستگی ها  آب شد.»

      خطی که حالا نفس می کشد

      حالا خط لوله کامل است و نفت می تواند در آن جریان داشته باشد؛ اما باید موارد تکمیلی در تلمبه خانه ها و پست های برق انجام شود تا مسیر به بالاترین ظرفیت خود برسد. این موارد با همکاری و هماهنگی بهره بردار انجام خواهد شد.

      مجری طرح خط لوله نفت خام ترش سبزآب  -تنگ فنی- شازند- ری در شرکت ملی مهندسی و ساختمان نفت ایران در پایان، نگاهش به پنجره ای می افتد که گویی مسیر خط لوله را دنبال می کند: این طرح به ما یاد داد که ساخت خط لوله، جنگیدن با زمین، آدم ها و زمان است؛ اما وقتی به نتیجه برسد، می بینید که چقدر برای استقلال انرژی کشور این جنگیدن ارزش داشته است. مثل اینکه رگی جدید در پیکر ایران ایجاد کرده باشید.

      و اینگونه، روایت خط لوله سبزآب  به شازند، نه فقط روایت فولاد و نفت، که روایت اراده ای ایرانی می شود که از دل کوه ها و مشکلات، راه خود را به سوی آینده ای خودکفا باز می کند.

      و امروز...

      امروز خون سیاه و گران بهای میدان های نفتی جنوب، در رگ های فولادی و خودساخته این خط، به سلامت می تپد و به پای پالایشگاه های کشور می رسد؛ اما این پایان ماجرا نیست. این خط، حالا بخشی از جغرافیای ایران شده است. رگ های فولادی اش، نه تنها نفت که «روحیه ایستادگی» را هم منتقل می کند. روحیه ای که ثابت کرد می توان در سخت ترین شرایط، بلندترین آرزوها را بر دوش کوه ها سوار کرد و به مقصد رساند. این است هدیه زاگرس به صنعت نفت ایران: نه فقط مسیر، که «قدرت عبور» از هر مسیر دشواری. 

      رشته جان از خوزستان تا کوهستان

      آنان که گذرشان به کوه های سرکش زاگرس افتاده باشد، می دانند که این کوهستان رازآلود، تنها صخره و برف نیست. رگ هایی از زندگی در آن جاری است؛ چشمه ساران زلال، رودهای خروشان و ریشه های درهم تنیده بلوط؛ اما اینک، زاگرس رگ های تازه ای یافته است. رگ هایی از جنس فولاد که به جای آب، خونِ تپنده میدان های نفتی جنوب را به قلب صنعت نفت در مرکز ایران می رسانند.

      خط لوله «انتقال نفت خام ترش سبزآب  - تنگ فنی-شازند- ری »، بیش از یک پروژه مهندسی، یک جراحی بزرگ بر پیکر جغرافیای ایران است. برشی دقیق از خوزستانِ آفتاب گیر، گذر از پیچ وخم های سربه فلک کشیده لرستان و رسیدن به دشت های انتظار کشیده مرکزی. در این مسیر ۳۴۱ کیلومتری، هر جوش، هر متر پیشروی و هر ایستگاه پمپاژ، قصه ای دارد از همزیستی با طبیعت.

    • media/image/2026/01/2000-1441/22254.jpg

      سرمایه گذاری 216 میلیارد تومانی صنایع پالایشی در نهضت مدرسه سازی

      آینده ای روشن از دل  مشعل ها

      مشعل | در باور عامه، صنایع پالایشی یعنی حرکت ماشین آلات و صنعتی سخت و سنگین؛ غافل از اینکه وقتی پای مسئولیت اجتماعی به میان می آید، صنایع پالایشی می توانند چهره ای کاملاً متفاوت از خود نشان دهند؛ چهره ای انسانی و امیدبخش. صنایعی که به ساختن آینده ای پایدار برای محیط پیرامون تأسیسات باور دارند و سایه سار کودکانی هستند که هر روز از کنار پالایشگاه عبور می کنند و به دیوارهای تازه رنگ شده، کلاس های روشن و نیمکت های نو لبخند می زنند. برابر همین باور، هفت پالایشگاه کشور در قالب اجرای پروژه های مسئولیت اجتماعی طی یک سال گذشته، بیش از ۲۱۶ میلیارد تومان در نهضت مدرسه سازی سرمایه گذاری کرده اند که همه اینها به آن معناست که صنعت دست در دست آموزش گذاشته تا آینده ای بهتر را برای فرزندان ایران زمین بسازد.

      وقتی یک پالایشگاه، بودجه ای برای نوسازی مدارس اختصاص می دهد یا دوره های مهارت آموزی برای جوانان محلی برگزار می کند، در واقع دارد با دادن فرصت رؤیاپردازی به کودکان، آینده ای روشن تر از شعله های مشعل خود می سازد؛ چرا که می داند با این اقدام، از یک طرف، کیفیت زندگی مردم اطراف پالایشگاه ها را بالا می برد و از طرف دیگر، نیروی انسانی متخصص و آگاه برای خود تربیت می کند. مضاف بر اینکه با کاهش آلاینده ها، سرمایه گذاری در فناوری های پاک، حمایت از آموزش و بهداشت در جوامع محلی و ایجاد فرصت های شغلی پایدار، می تواند جایگاه صنایع پالایشی را در افکار عمومی ارتقا دهد و اعتماد مردم به صنعت را بازگرداند، چنانچه در یکسال گذشته، اعتبارات مسئولیت اجتماعی برای نهضت مدرسه سازی به پالایشگاه های آبادان، تهران، ستاره خلیج فارس، تبریز، شیراز، لاوان و اصفهان تخصیص یافته و در 2 بخش هزینه احداث و هزینه تجهیز و نوسازی مورداستفاده قرار گرفته است.

      لاوان در صدر آینده سازی

      شرکت پالایش نفت لاوان به منظور ایفای نقش مسئولیت اجتماعی خود در حوزه آموزش، برنامه ها و اقدام های مهمی را در دستور کار قرار داده و به پیش برده که از جمله آن می توان گفت که پالایشگاه لاوان با ساخت مدرسه ۱۲ کلاسه در بندر لنگه، ۴۴ میلیارد تومان برای احداث و ۲۰ میلیارد و ۷۹ میلیون تومان برای تجهیز و نوسازی صرف کرده است. کل هزینه کرد این پروژه ۶۴ میلیارد و ۷۹ میلیون تومان بوده و به بهبود دسترسی دانش آموزان به محیط آموزشی استاندارد کمک شایانی کرده است.

      نشان ملی حامی مدرسه سازی برای پالایشگاه تهران

      شرکت پالایش نفت تهران هم در سال های اخیر، مدرسه سازی و ارتقای زیرساخت های آموزشی جوامع همجوار را به عنوان یکی از محورهای راهبردی مسئولیت اجتماعی خود دنبال کرده و با ساخت و تجهیز مدرسه دخترانه ۹ کلاسه در روستای گلحصار با نام مدرسه شهدای پالایشگاه تهران و مدرسه ۱۲کلاسه در کهریزک با هزینه احداث ۵۷ میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان و هزینه تجهیز و نوسازی یک میلیارد و ۴۲ میلیون تومان و کل هزینه کرد این پروژه ها ۵۸ میلیارد و ۴۴۲ میلیون تومان، گام های مؤثری در حمایت از آموزش نسل آینده کشور برداشته است.

      همین اقدام های عام المنفعه شرکت پالایش نفت تهران بود که باعث شد در جریان همایش تقدیر از مجموعه های اقتصادی پیشگام در عرصه مدرسه سازی و توسعه زیرساخت های آموزشی کشور که به همت جامعه خیرین مدرسه ساز کشور و سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور برگزار شد، نشان ملی افتخار همایش خیرین مدرسه ساز را به پاس مشارکت مؤثر و مسئولانه در حوزه مدرسه سازی و حمایت از توسعه فضاهای آموزشی کشور دریافت کند.

      20 میلیارد تومان هزینه کرد پالایشگاه تبریز

      پالایشگاه تبریز با احداث مدرسه شهدای پالایشگاه، هزینه ای بالغ بر ۲۰ میلیارد تومان برای احداث و ۸۹۰میلیون تومان برای تجهیز و نوسازی اختصاص داده که در مجموع ۲۰ میلیارد و ۸۹۰ میلیون تومان هزینه شده است.

      پالایشگاه شیراز و ساخت و تجهیز مدرسه

      در کنار تبریز، پالایشگاه شیراز نیز مدرسه ۹ کلاسه دودج زرقان را با هزینه احداث بیش از ۱۴.۳ میلیارد تومان و هزینه تجهیز و نوسازی ۱۰میلیارد و ۲۳۴ میلیون تومان تکمیل کرده است؛ کل هزینه کرد این پروژه ۲۴میلیارد و ۶۰۸ میلیون تومان بوده  که نشان دهنده اهمیت بالای سرمایه گذاری در آموزش وپرورش مناطق محروم است.

      روشنایی بخشی ستاره خلیج فارس با پنل خورشیدی

      پالایشگاه ستاره خلیج فارس در روستای مغ احمد از توابع بندرعباس، مدرسه ای با تجهیز پنل خورشیدی و زمین چمن مصنوعی احداث کرده است. هزینه احداث این مدرسه ۳۵۴ میلیون و ۲۷۱ هزار تومان و هزینه تجهیز و نوسازی آن ۹ میلیارد و ۸۰۵ میلیون تومان بوده که در مجموع ۱۰ میلیارد و ۱۵۹ میلیون تومان می شود.احداث و تجهیز سالن انتظار همراه بیمار در بیمارستان شهید محمدی بندرعباس و اجرایی کردن برج روشنایی ورزشگاه روستای چاهو همسو با گسترش فعالیت های ورزشی در استان از دیگر پروژه هایی است که با همکاری شرکت پالایش نفت ستاره خلیج فارس اجرایی شده است. این پروژه ها با اعتباری بیش از ۱۶۰ میلیارد ریال در بخش های اجتماعی، درمانی و ورزشی به دریادلان هرمزگان هدیه شد.

      پالایشگاه های اصفهان و آبادان، همسو با مسئولیت اجتماعی

      پالایشگاه اصفهان نیز همسو با اهداف مسئولیت های اجتماعی خود، برای تکمیل مدرسه سین در شهرستان برخوار و کمک به احداث مدرسه در محله مسکن مهر شهرستان شاهین شهر و میمه، ۲۳ میلیارد تومان برای احداث و ۴ میلیارد و ۷۶۰ میلیون تومان برای تجهیز و نوسازی اختصاص داده است؛ کل هزینه کرد این اقدام ۲۷میلیارد و ۷۶۰ میلیون تومان است.

      در این میان، پالایشگاه آبادان هم با اختصاص حدود ۱۰میلیارد و ۶۵ میلیون تومان به احداث و تجهیز مدارس، سهم بسزایی در تقویت زیرساخت های آموزشی منطقه ایفا کرده است.

      نهضت مدرسه سازی و کمک به ساخت فضای آموزشی کشور، موضوعی است که صنعت نفت آن را در قالب مسئولیت اجتماعی انجام می دهد و در کنار مسئولیت مهم خود در تولید و تامین سوخت، گام های متعددی نیز در این مسیر برداشته است. این نهضت از سال ها پیش شروع و با حرکت رو به جلویی که از سوی مسئولان در این زمینه ایجاد شده، می توان انتظار داشت مسیر و آینده روشنی در علم آموزی فرزندان این آب و خاک رقم خواهد خورد.

    • media/image/2026/01/2000-1441/22272.jpg

      پزشکی خانواده با قدمت 100 ساله چتری مطمئن برای کارکنان صنعت نفت است

      کار، آرامش، سلامـت

      فاطمه دهقان نیری | در دل دنیای پرهیاهوی صنعت نفت، جایی که صدای ماشین آلات و بوی نفت خام با زندگی روزمره کارکنان گره خورده است، چتر حمایتی پزشکی خانواده، آرام و مطمئن بر فراز خانواده های نفتی گسترده شده که پرونده سلامت هر خانواده را مانند داستانی زنده دنبال و مسیر درمان را روشن می کند؛ همدمی دیرینه که به گفته رئیس تیم سلامت خانواده سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت، به دلیل ویژگی های خاص جمعیت تحت پوشش، ساختار سازمانی و نیازهای ویژه شغلی و اجتماعی کارکنان، از جمله نخستین نهادهایی است که پیش از استقرار رسمی این برنامه در نظام سلامت کشور، از سوی سازمان بهداشت و درمان در صنعت نفت به اجرا درآمده است. مروری بر تاریخچه، مبانی و عملکرد پزشکی خانواده در صنعت نفت، دیگر موضوع هایی است که خبرنگار «مشعل» در گفت وگو با کوروش هاشمی اصل، رئیس تیم سلامت خانواده سازمان بهداشت ودرمان صنعت نفت به آن پرداخته است.

        چرا پزشکی خانواده در نظام سلامت اهمیت دارد؟

      پزشکی خانواده واژه ای نوبنیاد در نظام سلامت کشور اما دیرینه در صنعت نفت به شمار می آید که نقشی بنیادین در ارتقای کیفیت خدمات، افزایش رضایتمندی گیرندگان خدمت و بهبود شاخص های سلامت ایفا می کند. امروزه پزشکی خانواده به عنوان ستون فقرات مراقبت های اولیه سلامت، در بسیاری از کشورهای منطقه مدیترانه شرقی و خاورمیانه به اجرا درآمده است. کشورهایی مانند ترکیه، امارات متحده عربی، قطر، عمان، عربستان سعودی، اردن و مصر با الگوها و ساختارهای متفاوت، برنامه پزشکی خانواده را در نظام سلامت خود مستقر کرده اند و از آن به عنوان ابزاری مؤثر برای ارتقای کیفیت خدمات، افزایش عدالت در دسترسی و کنترل هزینه های سلامت بهره می برند. در ایران نیز پزشکی خانواده به عنوان یکی از سیاست های کلان نظام سلامت در روستاها و شهرهای زیر ۲۰ هزار نفر از سال ۱۳۸۴ آغاز شد، اما بنا به دلایلی به جز در دو استان فارس و مازندران، در دیگر استان ها فراگیر نشد.

      سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت، به واسطه مسئولیت تأمین سلامت کارکنان صنعت نفت و خانواده های آنان، از دیرباز با ضرورت ایجاد یک نظام منسجم، پایدار و پاسخگو در حوزه سلامت مواجه بوده است. پراکندگی جغرافیایی مناطق عملیاتی، شرایط خاص کاری، خطرات شغلی و سکونت خانواده ها در شهرک های سازمانی، زمینه ای فراهم کرده است که بسیاری از اصول پزشکی خانواده به صورت بومی و تدریجی در این سازمان شکل گیرد.

      ارائه خدمات پزشکی خانواده در صنعت نفت از چه سالی کلید خورد؟

      پیشینه پزشکی خانواده در صنعت نفت ایران به گذشته های دور باز می گردد. در واقع از نخستین روزهای پایه گذاری صنعت نفت در ایران به ساختاری ابتدایی از نظام ارجاع که بخشی جدایی ناپذیر از پزشکی خانواده است، برمی خوریم. در سال 1918 میلادی (حدود 107 سال پیش) هنگامی که نخستین بیمارستان نفت در مسجدسلیمان گشایش یافت، متولیان امر همزمان به تاسیس درمانگاه های کوچکی در میادین مختلف نفتی پرداختند تا مصدومین و بیماران دچار مشکلات سرپایی و آسیب های جزیی در آن مراکز درمان شوند و تنها آنهایی که نیازمند دریافت خدمات تخصصی تری بودند به بیمارستان مسجدسلیمان ارجاع داده شوند.

      بر پایه اسناد موجود در دهه 40 خورشیدی نخستین بار به اصطلاح پزشکی خانواده در صنعت نفت می رسیم. به عبارت دیگر در اسناد به جای مانده از دومین کنفرانس بهداشتی تهران که توسط شرکت ملی نفت ایران برگزار شد، با اصطلاحاتی چون پزشکی خانواده (FamilyMedicine) و جمعیت طبی (Medical Population) مواجه می شویم.

      با این همه، ساختار نوین پزشکی خانواده و نظام ارجاع در صنعت نفت، در قالبی مدون و برنامه ریزی شده و مبتنی بر اصول علمی در دهه هفتاد خورشیدی پایه گذاری شد. در واقع پس از آن که در اوایل سال 1378 بهداری و بهداشت صنعت نفت که زیرمجموعه ای از امور اداری شرکت ملی نفت ایران به حساب می آمد، در قالب سازمانی مستقل با عنوان «سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت» فعالیت خود را آغاز کرد، ساختار نوین پزشکی خانواده در این سازمان شکل گرفت و پس از پشت سر نهادن فراز و نشیب های بسیار، امروز با بهره مندی از برنامه ریزی دقیق، توانمندی فناوری های اطلاعاتی پیشرفته و پزشکان و تیم پزشکی خانواده آموزش دیده و ماهر به دستاوردهایی ارزشمند رسیده است.

        ساختار نوین پزشکی خانواده صنعت نفت با چه مولفه هایی توسعه یافت؟

      با توسعه زیرساخت های صنعت نفت و افزایش تعداد کارکنان و خانواده های آنان، به ویژه در مناطق دورافتاده و کمتر برخوردار، نیاز به ارائه خدمات سلامت پایدار و سازمان یافته افزایش یافت. در این مقطع، ایجاد مراکز بهداشتی- درمانی ثابت و تعریف جمعیت تحت پوشش مشخص، به عنوان یکی از راهکارهای اساسی مورد توجه قرار گرفت. این مراکز به تدریج وظایفی فراتر از درمان، شامل مراقبت های پیشگیرانه، آموزش سلامت و پیگیری وضعیت سلامت خانواده ها را به عهده گرفتند، ضمن اینکه با گذشت زمان، نقش پزشکان عمومی شاغل در سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت به سمت ایفای مسئولیت های جامع تری سوق یافت.

      این پزشکان، افزون بر ارائه خدمات درمانی، به مراقبت مستمر از افراد و خانواده ها، مدیریت بیماری های مزمن، غربالگری، آموزش سلامت و هدایت بیماران در نظام ارجاع داخلی پرداختند. وجود پرونده های سلامت، ثبت سوابق پزشکی و ارتباط طولانی مدت پزشک با جمعیت تحت پوشش، از جمله مؤلفه هایی بود که الگوی پزشکی خانواده را محقق می ساخت.

      نظام ارجاع درون سازمانی که در آن بیمار پس از ارزیابی توسط پزشک سطح اول به صورت هدفمند به خدمات تخصصی ارجاع می شد، از دیگر ویژگی های مهم این ساختار بود. این موضوع موجب استفاده بهینه از منابع، کاهش مراجعات غیرضروری به سطوح تخصصی و افزایش هماهنگی مراقبت ها شد.

        روند انطباق پزشکی خانواده با تحولات نظام سلامت را چگونه ارزیابی می کنید؟

      با تغییر الگوی بیماری ها از بیماری های عفونی و حاد به بیماری های مزمن غیرواگیر، اهمیت نقش پزشکی خانواده در مدیریت طولانی مدت بیماران بیش از پیش نمایان شد. سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت با بهره گیری از ساختار موجود، توانست برنامه های مراقبتی مبتنی بر پیگیری مستمر، آموزش خودمراقبتی و ارتقای سبک زندگی سالم را توسعه دهد.

      همزمان با مطرح شدن رسمی برنامه پزشکی خانواده در سطح ملی، این سازمان به دلیل برخورداری از زیرساخت های مناسب، از جمله پوشش جمعیتی مشخص، ثبات نیروی انسانی و شبکه مراکز درمانی، آمادگی نسبی برای تطبیق با این برنامه را داشت. در سال های اخیر، توجه به سلامت روان، مشاوره های خانوادگی، مراقبت از سالمندان و پیشگیری از عوامل خطر بیماری های غیرواگیر، جایگاه پزشکی خانواده را در سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت تقویت کرده است.

        تیم پزشکی خانواده صنعت نفت در چند مرکز مستقر است؟

      در حال حاضر سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت ایران با برخورداری از 62 مرکز سلامت خانواده، حدود 200 پزشک خانواده، به همین تعداد پرستار خانواده و 75 ماما، یکی از گسترده ترین و منسجم ترین ساختارهای پزشکی خانواده را در میان سازمان های ارائه دهنده خدمات سلامت کشور دارد. عمده ترین علل مراجعه به این مراکز، پس از بیماری های ویروسی تنفسی مانند سرماخوردگی، مربوط به بیماری های مزمن غیرواگیر از جمله دیابت و پرفشاری خون است که این موضوع، اهمیت نقش پزشکی خانواده در پیشگیری، تشخیص زودهنگام و مدیریت طولانی مدت این بیماری ها را آشکارتر می سازد.

      سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت ایران را می توان یکی از نمونه های موفق اجرای عملی اصول پزشکی خانواده در کشور دانست. این سازمان، پیش از استقرار رسمی پزشکی خانواده در نظام سلامت ایران، بسیاری از مؤلفه های کلیدی آن را به صورت بومی و متناسب با شرایط خاص خود به اجرا درآورده است. تجربه این سازمان نشان می دهد که وجود جمعیت تحت پوشش مشخص، پزشک ثابت، نظام ارجاع کارآمد و تأکید بر مراقبت های اولیه، می تواند نقش مهمی در ارتقای سلامت جامعه ایفا کند. بهره گیری از این تجربه هم می تواند در توسعه و بهبود برنامه پزشکی خانواده در سطح ملی راهگشا باشد.

    • media/image/2026/01/2000-1441/22278.jpg

      تشکل های دانشجویی در دانشگاه صنعت نفت نقش آفرینی می کنند

      همصدایی برای پیشـرفت

      حمیدرضا زینلی |  دانشگاه صنعت نفت، به عنوان یکی از مراکز مهم آموزشی صنعت نفت کشور، جایی است که سنت و تجربه با انرژی جوانی درهم می آمیزد و فضایی پویا برای رشد علمی و عملی دانشجویان فراهم می کند. در این میان، تشکل ها و انجمن های دانشجویی نقشی تعیین کننده دارند؛ بازوهایی اثرگذار که سال هاست محور حیات علمی و فرهنگی این دانشگاه هستند و بر پایه انگیزه، انرژی و روحیه مطالبه گری دانشجویان شکل گرفته اند. این ساختارها با هدف ایجاد بستری فعال برای یادگیری، تقویت مهارت ها و ایجاد ارتباط مؤثر میان دانشجو و صنعت فعالیت می کنند و زمینه ای فراهم می سازند تا دانشجویان، دغدغه ها و خواسته های خود را با مسئولان مطرح کرده و از طریق برنامه ها، دوره ها و بازدیدهای صنعتی با واقعیت های حرفه ای آشنا شوند و توان حل مسائل عملی را در خود تقویت کنند؛ جریانی که به واسطه حضور جوانانی دغدغه مند تداوم یافته است؛ جوانانی که هویت انجمنی را مسئولیتی جمعی و آینده ساز می دانند و با تعهد آن را دنبال می کنند. در این گزارش و گفت وگوی خبرنگار «هفته نامه مشعل» با نمایندگان و دبیران   تشکل ها و انجمن های علمی دانشکده نفت آبادان، تصویری روشن از دغدغه ها، امیدها و نگاه نسل جدید دانشجویان ارائه می شود. 

      تشکل ها و انجمن های علمی دانشکده نفت آبادان، نقشی کلیدی در ارتقای سطح علمی، عملی و حرفه ای دانشجویان دارند. این انجمن ها صدای دانشجویان را در مطالبه بازگشت بورسیه، جذب هیأت علمی و تقویت برنامه های از بازدیدهای صنعتی و دوره های آموزشی تا برگزاری مسابقات و نشریات تخصصی. عملی  به گوش مسئولان می رسانند. فعالیت انجمن ها نشان می دهد که دانشجویان این دانشکده، فراتر از کلاس درس، به دنبال تجربه، مهارت و تاثیرگذاری در محیط علمی و حرفه ای خود هستند. دبیران انجمن ها و دانشجویان دانشگاه صنعت نفت آبادان متعهد و هماهنگ، با هدف خدمت به مردم و ساختن آینده ای روشن برای کشور، تلاش می کنند تا نقش خود را در پیشرفت و تعالی ایران به بهترین شکل ایفا کنند.

      بسیج دانشجویی، پشتیبان دانشجو

      رسول خادمعلی، دانشجوی مهندسی مکانیک ورودی سال۱۴۰۲ و دبیر تشکل بسیج دانشجویی، فعالیت خود و تشکلی را که در آن فعالیت دارد، معطوف به ارتقای فعالیت های دانشجویی و ایجاد محیط پویا در دانشکده می داند. مهم ترین دستاورد سال گذشته این تشکل، برگزاری اردوهای فرهنگی در خوزستان و مشهد بود که با استقبال بالای دانشجویان همراه شد.  او معتقد است که بازگشت بورسیه می تواند کیفیت ورودی دانشگاه را افزایش دهد و دانشجویان را به تلاش بیشتر ترغیب کند. همچنین به نقش دانشگاه در بهبود برنامه ها اشاره می کند و می گوید: پیگیری های ریاست دانشگاه در قراردادهای صنعتی با مجموعه هایی مثل  قرارگاه خاتم الانبیا(ص)و تسکو، نشان دهنده حمایت از برنامه های تشکل هاست.  خادمعلی بر ضرورت تمرکز دانشجویان بر مهارت های عملی و صنعتی تأکید دارد و پیشنهاد می کند که دانشگاه، بازدیدهای بیشتری از صنایع و کلاس های عملی برگزار کند تا تجربه دانشجویان افزایش یابد.  پیام او برای دانشجویان بر این نکته تأکید دارد که بسیج دانشجویی همواره پشتیبان آنها بوده و تلاش می کند فضای دانشگاه را پویا و همراه کننده نگه دارد.  این دانشجوی دانشگاه صنعت نفت می گوید: بسیج دانشجویی با اجرای برنامه ها و فعالیت های مختلف، در تقویت روحیه و حفظ امید دانشجویان نقش آفرینی می کند و در همه مقاطع کنار آنهاست. به گفته او، بسیج یک مجموعه کامل و فعال در دانشگاه است که با همکاری مسئولان و همراهی دانشجویان، برنامه های خود را پیش می برد.  خادمعلی امیدوار است که این مسیر با قدرت بیشتری ادامه یابد تا بسیج بتواند نقشی مؤثرتر در رشد، حمایت و توانمندسازی دانشجویان داشته باشد.

       انجمن شیمی، هم صدای دانشجو

      محمد بلاغی ایرانلو، دبیر انجمن علمی مهندسی شیمی، این تشکل علمی را ابزاری برای ارتباط دانشجویان با صنعت و برگزاری دوره ها و بازدیدهای علمی معرفی می کند و ادامه می دهد:  برگزاری برنامه های آموزشـــــی آی ســـــــیس، همچنین بازدید از پالایشگاه ها و مجتمع های پتروشیمی ها مهم ترین فعالیت های اخیر این انجمن به شمار می آیند که با نظر مثبت دانشجویان همراه بوده است.  بلاغی ایرانلو تأکید دارد: انجمن ها نقش مهمی در حل چالش های صنعتی دارند و تلاش می کنند دانشجویان در قالب مسابقات تخصصی، راهکارهایی ارائه کنند.  او به همکاری انجمن ها با مدیران گروه و استادان اشاره و تصریح می کند: موضوع جذب هیأت علمی و بازگشت بورسیه، مهم ترین مطالبات دانشجویان است.

       دبیر انجمن علمی مهندسی شیمی فرسودگی تجهیزات آزمایشگاهی و لزوم افزایش دقت در آموزش عملی  از چالش های اصلی انجمن شیمی عنوان می کند.

       پیام بلاغی ایرانلو برای دانشجویان، همدلی و همراهی، تلاش جمعی و حمایت متقابل برای رسیدن به اهداف علمی و عملی است.

        بازدیدهای صنعتی، کلاس درس تجربه

      محمدامین حسن نژاد، دبیر انجمن علمی مهندسی نفت هم فعالیت تشکل های علمی را متمرکز بر ارتباط با صنعت و برنامه ریزی علمی برای دانشجویان می داند. به گفته او، انجمن ها تازه تحویل گرفته شده اند؛ اما هدف اصلی، ایجاد پل ارتباطی میان دانشجویان و صنایع است.  حسن نژاد درباره تلاشگری و مطالبه گری دانشجویان می گوید: همین مطالبه گری باعث فعالیت موفق پنج انجمن فعال در دانشکده شده است.  او با اشاره به اهمیت بازدیدهای صنعتی و تجربه عملی می گوید: حضور استادان با سابقه صنعتی، همچنین چالش ها و محدودیت هایی که فعالیت ها را تحت تأثیر قرار می دهد، نقطه قوت آموزش است. او معتقد است برای موفقیت بیشتر، باید تمرکز جدی تری بر تقویت مهارت های عملی و صنعتی دانشجویان گذاشته شود.  حسن نژاد سطح علمی دانشگاه صنعت نفت   را در مقایسه با دیگر دانشگاه های کشور بالاتر می داند و بر اهمیت بهره گیری از امکانات صنعتی و  ظرفیت آموزشی دانشگاه  نیز تأکید دارد. او خطاب به دانشجویان، بر اهمیت تلاش مداوم، همکاری و ایستادگی برای دستیابی به دستاوردهای علمی و حرفه ای تأکید می کند.

        انجمن مکانیک، مسیر دانشجو تا حرفه ای شدن

      ابوالفضل کوچک زایی، دانشجوی ترم ۷ مهندسی مکانیک و دبیر انجمن علمی مهندسی مکانیک، این انجمن را پل ارتباطی میان دانشجویان، دانشگاه و صنایع معرفی می کند و ادامه می دهد:  اهداف انجمن شامل انتقال خواسته های دانشجویان به مسئولان و فراهم کردن تجربه عملی از طریق بازدیدها و دوره های صنعتی است و برگزاری دوره های صنعتی و انتشار پنج نشریه علمی در زمینه های مختلف، از دستاوردهای اخیر انجمن علمی مهندسی مکانیک است. او به بازخورد مثبت دانشجویان و صنایع اشاره می کند و معتقد است: فعالیت ها به درخواست دانشجویان شکل می گیرد و اجرا می شود.

      کوچک زایی به نبود تفاوت معنادار میان دانشجویان معدل بالا و دیگران اشاره  و تصریح می کند: تنها مزیت کنونی، امکان انتخاب واحد بیشتر و دریافت کمک هزینه دانشجویی بالاتر است؛ امری که اگر اصلاح و بهبود یابد، می تواند انگیزه جدی تری برای تلاش علمی ایجاد کند.

       او با تأکید بر بهبود محسوس بازدیدهای علمی در ماه های اخیر، این اقدام را نتیجه پیگیری مستمر دانشجویان و مسئولان می داند؛ اما معتقد است بزرگ ترین چالش دانشکده، کمبود نیروی انسانی است؛ از استاد تا نیروی اجرایی. به گفته کوچک زایی، حجم فعالیت های انجمن بسیار بالاست، در حالی که تعداد نیروها پاسخگوی نیازهای آموزشی و اجرایی دانشکده نیست. او همچنین به حضور استادان مدعو از دانشگاه آزاد اشاره می کند و می گوید: این مسأله حق انتخاب را از دانشجو می گیرد؛ بسیاری از این استادان شناخت دقیقی از ماهیت و استانداردهای دانشگاه صنعت نفت ندارند. به باور او، تقویت کادر هیأت علمی، شرط ضروری ارتقای کیفیت آموزشی و حفظ جایگاه تخصصی دانشکده است.  پیام کوچک زایی به دانشجویان این است که امید را همچون چراغی، در دل روشن نگه دارند و برای تحقق اهداف علمی خود با تلاشی بی وقفه پیش بروند.  او باور دارد که جایگاه و اعتبار دانشگاه، با قدم های استوار و همت بلند دانشجویان معنا می گیرد؛ پس هر لحظه، فرصتی برای ساختن آینده ای روشن تر است.

        مهارت عملی و هدف گذاری، 2 بال دانشجو

      امیرارسلان پیرالو، دبیر انجمن مهندسی ایمنی و بازرسی فنی، هدف این انجمن را ارتقای سطح علمی دانشجویان و برگزاری دوره، بازدید و نشریه های تخصصی می داند. انجمن مهندسی ایمنی، نشریه معروف  «اچ آی ای ژورنال» را با موفقیت منتشر کرده و فعالیت های علمی شاخصی داشته است.  او نقش انجمن در پیگیری مشکلات دانشجویان را کلیدی می داند و معتقد است: نماینده هر رشته از طریق انجمن می تواند دغدغه های علمی و عملی دانشجویان را با استادان در میان بگذارد. به گفته او، یکی از چالش های اصلی، نیاز به تمرکز بیشتر دانشجویان بر مهارت های عملی و صنعتی بوده  است که از 2 سال پیش در دست پیگیری است.  پیام پیرالو برای دانشجویان، هدف گذاری، همدلی و تلاش جمعی برای رسیدن به اهداف است. او تأکید می کند که در رشته های مهندسی فراتر از درس و معدل، تجربه عملی و مهارت، اهمیت بالایی دارد.

      اتحاد دانشجو، کلید موفقیت

      حامد چهرازیان، نایب دبیر انجمن SPE، درباره دغدغه های دانشجویان می گوید که بازار کار و کمبود استاد در هیأت علمی از مهم ترین چالش ها هستند. او به محدودیت تعداد استادان رشته ایمنی و بازرسی فنی اشاره می کند و معتقد است که جذب هیأت علمی جدید ضرورت دارد. چهرازیان، نقش مدیریت دانشگاه را در ارتقای فعالیت انجمن ها مهم می داند و تأکید می کند که دسترسی آسان تر به ریاست دانشگاه و رایزنی ها با صنایع، بویژه پتروشیمی ها می تواند فرصت های بیشتری برای دانشجویان ایجاد کند. پیام چهرازیان خطاب به دانشجویان، افتخار به خود برای تحصیل در دانشگاه صنعت نفت، تلاش مستمر و استفاده از فرصت ها برای رشد علمی و حرفه ای است. به گفته او، اتحاد دانشجویان و بهره گیری از انجمن ها، کلید و رمز موفقیت در مسیر رسیدن به اهداف است.

    • media/image/2026/01/2000-1441/22257.jpg

      شرکت ملی نفت ایران

       طلب راکدشده ای از محل صادرات نفت وجود ندارد

      مدیر امور مالی شرکت ملی نفت ایران با تکذیب خبر عدم وصول ۸ میلیارد دلار از صادرات نفت خام و میعانات گازی تأکید کرد: در شرایط کنونی هیچ طلب راکدشده ای وجود ندارد. بهزاد شمسی گفت: امور مالی شرکت ملی نفت ایران به عنوان مرجعی که از نظر قانونی دسترسی کامل به این اطلاعات دارد، صحت این آمار و ارقام را تأیید نمی کند.

      وی با بیان اینکه رقم عدم وصول درآمد حاصل از صادرات نفت خام و میعانات گازی بسیار پایین تر از اعدادی است که در برخی رسانه ها منتشر شده است، اظهار کرد: وصول درآمدهای صادراتی یک فرایند عملیاتی است و مانند هر معامله و خرید و فروشی دیگر، بخشی از تسویه به صورت نقدی انجام می شود و بخشی نیز دارای مهلت زمانی برای تسویه است. مدیر امور مالی شرکت ملی نفت ایران ادامه داد: در حال حاضر مطابق روال همیشگی، حدود ۲میلیارد دلار از مطالبات باقی مانده که ان شاءالله این رقم نیز طی دو تا سه ماه آینده تسویه می شود. شمسی با تأکید بر اینکه در شرایط کنونی هیچ طلب راکدشده ای وجود ندارد، گفت: ممکن است برخی خریداران، مانند سایر کسب وکارها، با مشکلات مقطعی مواجه باشند و در این چارچوب، رقم محدودی در سطح چند صدمیلیون دلار ایجاد شود که برای این موارد نیز ضمانت نامه های بانکی اخذشده به اجرا گذاشته شده و ان شاءالله این مطالبات نیز وصول می شود.

       

      شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی منطقه تهران

      سوخت رسانی پایدار همزمان با بارش های زمستانی

      مدیر شرکت ملی پخش فراورده های نفتی منطقه تهران گفت: همزمان با آغاز فصل زمستان و بارش برف در شهر تهران، عملیات سوخت رسانی در سطح استان تهران به صورت مستمر و شبانه روزی در حال انجام است. فریدون یاسمی با اشاره به آمادگی کامل کارکنان و ناوگان حمل ونقل، از تداوم پایدار سوخت رسانی به جایگاه های عرضه سوخت، نیروگاه ها و سایر مصرف کنندگان خبر داد. یاسمی با تأکید بر ذخیره سازی مناسب فراورده های نفتی در انبارهای نفت تهران افزود: با وجود شرایط نامساعد جوی، هیچ گونه خللی در فرایند تأمین و توزیع سوخت در منطقه ایجاد نشده و خدمات رسانی بدون وقفه ادامه دارد. مدیر شرکت ملی پخش فراورده های نفتی منطقه تهران در پایان ضمن قدردانی از تلاش های شبانه روزی کارکنان، رانندگان و همه عوامل دخیل در امر خطیر سوخت رسانی اعلام کرد: سامانه پاسخگویی ۰۹۶۲۷ به صورت ۲۴ ساعته آماده دریافت نظرها، پیشنهادها و درخواست های شهروندان است.

       

      شرکت ملی پخش فراورده های نفتی منطقه اردبیل

       تداوم سوخت رسانی با وجود بارش سنگین برف

      مدیر شرکت ملی پخش فراورده های نفتی منطقه اردبیل گفت: با وجود بارش شدید برف و شرایط جوی حاکم در این استان، عرضه سوخت در جایگاه های سوخت رسانی، به طور عادی و پایدار ادامه دارد.

      میر داود سیدی اظهار کرد: این شرکت با برنامه ریزی دقیق و تلاش مستمر، تأمین پایدار سوخت استان در فصل زمستان را تضمین کرده است. مدیر شرکت ملی پخش فراورده های نفتی منطقه اردبیل ادامه داد: این شرکت با اعلام آمادگی کامل برای تأمین و توزیع پایدار فراورده های نفتی، برنامه ریزی های لازم را برای تضمین آرامش و رفاه مردم در روزهای سرد زمستانی انجام داده است. سیدی افزود: ذخیره سازی مناسب، نظارت مستمر بر جایگاه های عرضه و هماهنگی با دستگاه های اجرایی مربوطه از جمله اقدام هایی است که برای تضمین آرامش و رفاه مردم در روزهای سرد زمستانی در دستور کار این شرکت قرار گرفته است.

      سیدی تصریح کرد: همکاران ما در بخش های مختلف به صورت شبانه روزی در تلاش هستند تا هیچ گونه وقفه ای در روند سوخت رسانی ایجاد نشود و هدف اصلی ما این است که مردم شریف اردبیل زمستانی آرام و بدون نگرانی را تجربه کنند.

      وی در پایان تأکید کرد: شرکت ملی پخش فراورده های نفتی اردبیل با تمام ظرفیت آماده خدمت رسانی است و از شهروندان انتظار داریم با مصرف بهینه سوخت، ما را در این مسیر یاری کنند.

       

      شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی منطقه هرمزگان

       افزایش شمار جایگاه های عرضه سوخت به ۱۷۶ باب

      با افتتاح جایگاه جدید عرضه سوخت «ساوا» در شهرستان میناب، شمار جایگاه های عرضه سوخت استان هرمزگان به ۱۷۶ باب افزایش یافت؛ این اقدام با هدف ارتقای خدمات سوخت رسانی و پاسخگویی به نیازهای سوختی این شهرستان انجام شده است.

      معاون بازرگانی شرکت ملی پخش فراورده های نفتی منطقه هرمزگان اظهار کرد: این جایگاه در زمینی به مساحت دو هزار و ۵۰۰ مترمربع و با برخورداری از سه سکو، 6 تلمبه و ۱۲ نازل عرضه بنزین، با سرمایه گذاری بالغ بر ۳۶ میلیارد تومان از محل بخش خصوصی احداث و راه اندازی شده است.

      سالاری افزود: با بهره برداری از این جایگاه، برای ۱۲نفر به صورت مستقیم اشتغال زایی ایجاد شده و تعداد جایگاه های عرضه سوخت در شهرستان میناب به ۱۸ باب افزایش یافته است. با توجه به حجم بالای تردد وسایل نقلیه در این شهرستان، افتتاح این مجموعه نقش مؤثری در افزایش سطح خدمات رسانی به شهروندان، کاهش بار ترافیکی جایگاه ها و ارتقای زیرساخت های سوخت رسانی منطقه خواهد داشت.

      آیین افتتاح و بهره برداری از جایگاه جدید عرضه سوخت شهرستان میناب با حضور مقام های محلی استان هرمزگان از جمله معاون استاندار و فرماندار ویژه شهرستان میناب، معاون سیاسی فرمانداری ویژه، رئیس اداره صنعت، معدن و تجارت شهرستان میناب، همچنین شهردار و اعضای شورای اسلامی شهر میناب برگزار شد.

       

      شرکت پالایش گاز فجر جم

       بازگشت واحد آسیب دیده به مدار تولید 

      پروژه بازسازی ردیف دوم واحد شیرین سازی پالایشگاه گاز فجر جم که در جنگ ۱۲روزه دچار حادثه شده بود، به مدار بهره برداری بازگشت.

      ردیف دوم واحد شیرین سازی شرکت پالایش گاز فجر جم خرداد امسال درجنگ ۱۲ روزه با رژیم صهیونیستی آسیب دیده بود که با تلاش شبانه روزی متخصصان و کارکنان  این  پالایشگاه در مدت زمانی کوتاه دوباره جان گرفت و اکنون آماده تولید حداکثری است.

      آمادگی تأمین پایدار گاز در زمستان

      مدیر عملیات شرکت پالایش گاز فجرجم با تأکید بر آمادگی کامل این شرکت برای تولید حداکثری در فصل سرما گفت: تولید پایدار گاز مطابق با تعهدات، در دستورکار قرار دارد و تمام الزام های ایمنی، بهداشت و محیط زیست (اچ اس ای) به طور کامل رعایت می شود. حمید الله وردی با بیان اینکه شرکت پالایش گاز فجرجم نقش کلیدی در تأمین پایدار انرژی کشور به ویژه در زمستان دارد، اظهار کرد: با اطمینان از کیفیت تعمیرات اساسی انجام شده و توانمندی نیروی انسانی متخصص، برای فصل سرمای پیش رو به طور کامل آماده هستیم.

      وی با بیان اینکه تمام فعالیت های عملیاتی به صورت هماهنگ در جریان است، اظهار کرد: خوشبختانه تاکنون تولید گاز شرکت، نسبت به مدت مشابه پارسال ۴.۵ درصد افزایش داشته است و در شرایط مطلوب عملیاتی قرار داریم.

      مدیر عملیات شرکت پالایش گاز فجرجم تأکید کرد: هم اکنون هیچ خللی در روند تولید پایدار گاز وجود ندارد و با توجه به کاهش دمای هوا، از هموطنان عزیز خواستاریم به منظور تداوم بهره مندی از گاز، در مصرف این نعمت خدادادی صرفه جویی کنند.

       

      شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران

       عرضه اعتباری ۱۵ همت محصولات پتروشیمی 

      مدیریت توسعه صنایع پایین دستی شرکت ملی صنایع پتروشیمی اعلام کرد: بیش از ۱۵ هزار میلیارد تومان محصولات پتروشیمی در آبان ۱۴۰۴ به صورت اعتباری در بورس های کالایی به صنایع پایین دستی عرضه شد. مقدار کل عرضه ها در آبان به ۷۲۸.۲۰۱ تن رسید که ۲۱۶.۲۸۸ تن آن به صورت اعتباری بود، به صورتی که عرضه اعتباری نسبت به کل عرضه ها ۳۰ درصد و مقدار معامله ها به صورت اعتباری ۸۳.۳۶۴ تن بوده است. بر اساس عارضه یابی موانع تولید صنایع تکمیلی از سوی شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران، تأمین نقدینگی و سرمایه در گردش، از مهم ترین چالش های فعالان صنایع تکمیلی پتروشیمی کشور برای خرید مواد اولیه شناسایی شد؛ بنابراین افزایش فروش اعتباری محصولات پتروشیمی در بورس کالا و انرژی با استفاده از همه ظرفیت های موجود شرکت های پتروشیمی به منظور رونق واحدهای تولیدی و تسهیل تأمین خوراک مورد نیاز صنایع تکمیلی در مسیر تکمیل زنجیره ارزش به عنوان راهبردی برای آن هدف گذاری شد. تقویت و توسعه صنایع تکمیلی همسو با تکمیل زنجیره ارزش صنعت پتروشیمی و متناسب با توسعه صنایع بالادستی پتروشیمی در کشور افزون بر تأمین نیاز داخل، جلوگیری از خام فروشی و واردات محصولات پتروشیمی و اشتغال زایی، تأثیری بسزا در ارزآوری، رشد اقتصادی و ارتقای جایگاه ایران در منطقه و جهان دارد. شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران با ترغیب شرکت های پتروشیمی به عرضه اعتباری محصولات، به جد افزایش این روند را در دستور کار دارد تا کمک شایانی به توسعه متوازن صنعت پتروشیمی و تکمیل زنجیره ارزش شود.

       

      پالایشگاه امام خمینی (ره)  شازند

      انجام بزرگ ترین تعمیرات اساسی در خاورمیانه

         مدیرعامل شرکت پالایش نفت امام خمینی(ره) شازندگفت: این مجموعه صنعتی با اجرای بزرگ ترین تعمیرات اساسی در خاورمیانه توانست ظرفیت تولید خود را به سطح کامل برساند و تمام مشکلات زیست محیطی گذشته را به طور بنیادین رفع کند. رضا چراغی در ارتباط با نقش و اهمیت این تعمیرات اساسی با بیان این که این پروژه عظیم، نماد توانمندی و خودباوری نیروهای ایرانی است، اظهار کرد: این عملیات نشان داد که بدون اتکا به منابع خارجی، می توان طرحی در این ابعاد را انجام داد

      وی با بیان اینکه تعمیرات اساسی اخیر طی سه ماه و نیم و با تلاش شبانه روزی متخصصان داخلی انجام شد، افزود: این اقدام در شرایطی صورت گرفت که کشور با محدودیت های ناشی از تحریم ها و شرایط خاص اقتصادی مواجه بود. مدیرعامل شرکت پالایش نفت امام خمینی (ره) شازند با اشاره به اینکه در طراحی و اجرای پروژه، کاهش آلایندگی و ارتقای کیفیت محصولات در اولویت قرار داشت، اظهار کرد: یکی از ویژگی های اصلی این تعمیرات اساسی، توجه ویژه به مسائل زیست محیطی بود.وی افزود: سیستم های جدیدی برای کنترل آلاینده ها راه اندازی شده است که موجب کاهش چشمگیر اثرهای منفی بر محیط پیرامون و افزایش کیفیت فراورده های تولیدی می شود. چراغی تاکید کرد: تمام چالش های زیست محیطی گذشته برطرف شده است و این مجموعه صنعتی در مسیر توسعه پایدار حرکت می کند.

      افزایش ظرفیت تولید

      وی با بیان اینکه افزایش ظرفیت تولید محصولات اصلی، یکی دیگر از دستاوردهای این تعمیرات اساسی است، گفت: پالایشگاه امام خمینی(ره) شازند اکنون با تمام ظرفیت به تولید ادامه می دهد و نیازهای داخلی کشور را به طور کامل تأمین می کند. مدیرعامل این پالایشگاه تصریح کرد: این موضوع افزون بر تقویت جایگاه پالایشگاه در سطح ملی، نقش مهمی در کاهش وابستگی کشور به واردات فراورده های نفتی ایفا می کند. وی همچنین به نقش اجتماعی این پالایشگاه اشاره و تصریح کرد: رفع مشکلات زیست محیطی پس از این تعمیرات، گامی مهم در جهت بهبود کیفیت زندگی مردم منطقه و حفاظت از منابع طبیعی است.

      چراغی افزود: پالایشگاه امام خمینی(ره) شازند نه تنها یک مرکز صنعتی، بلکه نهادی مسئول در قبال جامعه و محیط زیست است و ما همواره تلاش کرده ایم تا مسئولیت های اجتماعی خود را در کنار تولید ایفا کنیم. وی ادامه داد: این دستاورد بزرگ، نتیجه همکاری و همدلی تمامی کارکنان پالایشگاه است؛ از مهندسان و متخصصان گرفته تا کارگران و نیروهای پشتیبانی، همه با تلاش شبانه روزی خود توانستند این پروژه را به سرانجام برسانند.

      مدیرعامل پالایشگاه امام خمینی (ره) شازند افزود: بسیاری از کارشناسان صنعت نفت معتقدند که این پروژه می تواند به عنوان نمونه ای موفق از توانمندی های داخلی در سایر صنایع نیز مورد استفاده قرار گیرد. وی تأکید کرد: رفع مشکلات زیست محیطی، افزایش ظرفیت تولید و ارتقای کیفیت محصولات، سه دستاورد اصلی این تعمیرات اساسی هستند که جایگاه پالایشگاه امام خمینی(ره) شازند را در سطح ملی و منطقه ای تقویت کرده اند. چراغی گفت: مسیر توسعه پایدار را انتخاب کرده ایم و معتقدیم آینده صنعت نفت کشور باید بر پایه احترام به محیط زیست و استفاده از توان داخلی بنا شود.

       

    • media/image/2026/01/2000-1441/22258.jpg

      شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی

       راه اندازی کارگاه تخصصی تعمیر توربین ها

      مدیرعامل شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی از راه اندازی کارگاه تخصصی تعمیر توربین ها با استفاده از ظرفیت شرکت ها و تأمین کنندگان داخلی خبر داد و گفت: این اقدام همسو با افزایش پایداری تولید گاز، کاهش وابستگی به خارج از کشور و بهره گیری حداکثری از توان فنی متخصصان داخلی انجام شده است.

      غلامعباس حسینی با تأکید بر اهمیت راهبردی توربین ها و سایر تجهیزات حساس در فرایند تولید پایدار و مستمر گاز گفت: با هدف کاهش مدت زمان تعمیرات اساسی توربین ها و قطعات حیاتی، فضای کارگاهی لازم به صورت موقت در مجتمع فراهم شده و در مراحل آتی، تأمین و تجهیز فضای کارگاهی به عهده شرکت پیمانکاری خواهد بود. وی ادامه داد: استفاده از ظرفیت شرکت ها و تأمین کنندگان داخلی در این پروژه، افزون بر کاهش هزینه ها و زمان تعمیرات، نقش مؤثری در افزایش قابلیت اطمینان تجهیزات و تولید پایدار گاز ایفا و از خروج ارز جلوگیری می کند.

      حمایت از سازندگان داخلی یک راهبرد ملی است

      مدیر بازرگانی مجتمع گاز پارس جنوبی با تأکید بر اینکه حمایت از سازندگان داخلی نیز یک راهبرد ملی و اولویت اساسی این مجتمع است، اعلام کرد: در ۹ ماه امسال، ۹۵درصد از مجموع کالا و تجهیزات مورد نیاز پالایشگاه های سیزده گانه پارس جنوبی از منابع داخلی تأمین شده است.

      سعید حیدری با تأکید بر سیاست های کلان وزارت نفت در حمایت از تولید داخل گفت: حمایت از سازندگان داخلی و خوداتکایی در تولید تجهیزات و قطعات کلیدی مورد نیاز پالایشگاه های پارس جنوبی، به عنوان یک راهبرد ملی، از ابتدای امسال با شتابی قابل توجه دنبال شده است.

      وی با بیان اینکه این مجتمع از ابتدای فروردین تا پایان آذر امسال به طور کامل از کالاهای ساخت داخل استفاده کرده است، افزود: این دستاورد نشان دهنده بلوغ صنعتی، افزایش توان فنی سازندگان داخلی و اعتماد صنعت گاز به توان شرکت های ایرانی است.

      مدیر بازرگانی شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی با اشاره به گستره همکاری های مورد اشاره تصریح کرد: اکنون بیش از ۲۰۰ شرکت داخلی و دانش بنیان در تأمین نیازهای این مجتمع مشارکت دارند و تاکنون نزدیک به ۱۵ هزار قطعه و تجهیز در قالب برنامه های بومی سازی، داخلی سازی شده است.

      حیدری با تأکید بر نقش سازندگان داخلی در پایداری تولید گاز کشور گفت: سازندگان ایرانی امروز از توانمندی لازم برای طراحی، ساخت و تأمین تجهیزات حیاتی پالایشگاهی برخوردارند و با توانمندسازی هدفمند، اعتماد به شرکت های دانش بنیان و حمایت از سازندگان بار اول، می توان با کاهش وابستگی به خارج، به تحقق برنامه های پیش بینی شده و تولید پایدار دست یافت.

      به گفته وی، رویکرد شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی در حمایت از تولید داخل، افزون بر صرفه جویی ارزی قابل توجه، سبب انتقال دانش فنی، ایجاد اشتغال پایدار و تقویت زنجیره تأمین داخلی در صنعت گاز کشور شده است. مدیر بازرگانی شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی تصریح کرد: استمرار این رویکرد، نقش مهمی در افزایش تاب آوری صنعت گاز، ارتقای امنیت انرژی کشور و تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی خواهد داشت و این مجتمع با جدیت، حمایت از سازندگان داخلی را در دستور کار خود حفظ می کند.

      رشد ۱۵ درصدی بومی سازی تجهیزات 

      رئیس کارگاه مرکزی تعمیرات و ساخت قطعات شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی نیز از تعمیر، ساخت و بومی سازی بیش از ۲ هزار و ۶۲۵ قطعه و تجهیز کلیدی در ۹ ماه امسال خبر داد و گفت: روند بومی سازی تجهیزات نسبت به مدت مشابه پارسال بیش از ۱۵ درصد رشد داشته است.

      کمال محمدی با تشریح توانمندی ها و مأموریت های کارگاه مرکزی تعمیرات و ساخت قطعات این مجتمع گفت: کارگاه مرکزی با اتکا به ظرفیت های بالای نیروی انسانی متخصص، دانش محور و برخوردار از مهارت های فنی پیشرفته و بهره مندی از تجهیزات و ماشین آلات مدرن، تاکنون خدمات گسترده ای به تمام پالایشگاه های مجتمع گاز پارس جنوبی ارائه کرده است.

      وی مأموریت اصلی این کارگاه را اجرای عملیات تعمیر، بازسازی و نوسازی مستمر قطعات، تجهیزات ثابت و دوار مطابق با درخواست های ارسالی از واحدهای مختلف مجتمع برشمرد و افزود: انجام تعمیرات اضطراری ماشین آلات و تجهیزات فرایندی، تولیدی و جانبی پالایشگاه های سیزده گانه و تأسیسات مشترک مجتمع، در کنار اجرای کامل و بدون نقص تعمیرات اساسی برنامه ریزی شده از نظر کمی و کیفی، از مهم ترین مسئولیت های این مجموعه به شمار می رود.

      رئیس کارگاه مرکزی تعمیرات و ساخت قطعات شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی درباره اولویت های این کارگاه در سال ۱۴۰۴ تصریح کرد: در حوزه منابع انسانی، ارتقای سطح تخصص، مهارت نیروهای فنی، طراحی، اجرای برنامه های انگیزشی و رفاهی برای حفظ و تقویت سرمایه انسانی متخصص، از مهم ترین راهبردهای در دستور کار است.

      محمدی با بیان اینکه افزایش کیفیت خدمات و کاهش زمان تعمیرات تجهیزات ارسالی از پالایشگاه ها به کارگاه مرکزی به عنوان یکی از شاخص های کلیدی عملکرد به صورت جدی دنبال می شود، افزود: بیش از ۲ هزار و ۶۲۵ قطعه و تجهیز کلیدی مورد نیاز پالایشگاه های پارس جنوبی در کارگاه مرکزی تعمیر، ساخت یا بومی سازی شده که این دستاورد، بیانگر اراده، تخصص و توانمندی بالای کارکنان این مجموعه راهبردی است.

      وی با اعلام اینکه روند ساخت و بومی سازی تجهیزات در مقایسه با مدت مشابه پارسال، بیش از ۱۵ درصد رشد داشته و این موضوع نقش مؤثری در افزایش پایداری تولید، کاهش وابستگی به خارج و صرفه جویی اقتصادی ایفا می کند، تأکید کرد: مجموع قطعات و تجهیزات ساخته شده، تعمیرشده یا مهندسی معکوس شده در کارگاه مرکزی در سه سال گذشته تاکنون از ۶ هزار و ۷۰قطعه و تجهیز پالایشگاهی فراتر رفته است؛ آماری که جایگاه این کارگاه را به عنوان یکی از بازوهای فنی و پشتیبانی کلیدی صنعت گاز کشور تثبیت می کند.

    • media/image/2026/01/2000-1441/22259.jpg

      ازجذابیت های این رشته و قهرمانی درسطح ملی می گوید

      تمرین روی موکت قهرمانی در چمن

      مشعل |  سجاد کرمپور، یکی دیگر از قهرمانان صنعت نفت ایران، بعد از سال ها فعالیت در رشته گلف،  بهترین بازیکن ایران در این رشته ورزشی شده است. او که متولد 1365 در مسجدسلیمان است، هم اکنون در شرکت ملی حفاری ایران فعالیت  می کند. کرمپور با بازی در تیم گلف این شرکت، توانسته عنوان های مختلفی را کسب کند. او از سال 1384 به استخدام وزارت نفت درآمده و از همان زمان با عضویت در تیم گلف شرکت ملی حفاری ایران فعالیت خود را ادامه داده و به عنوان یکی از ملی پوشان کشور، در تورنمنت های بین المللی نیز حضور دارد. خبرنگار «مشعل» با سجاد کرمپور درباره فعالیت های ورزشی اش در رشته گلف، گفت وگویی انجام داده که مشروح آن را در ادامه می خوانید.

          چگونه با رشته گلف آشنا شدید؟ آیا پیش از شما کسی از اعضای خانواده در صنعت نفت مشغول به کار بوده است؟

      پدرم یک سال، به صورت موقت در شرکت ملی حفاری ایران کار می کرد، بنابراین نمی توانم بگویم که از خانواده نفتی هستم. درباره نحوه آشنایی ام با ورزش گلف نیز باید بگویم که دوران نوجوانی در محل سکونتمان، به همراه بچه های محله، گلف بازی می کردیم. در آن زمان زنده یاد نورعلی بهداروند، از پیشکسوتان گلف ایران، در همسایگی ما زندگی می کرد. آشنایی با فرزندان او باعث علاقه من به این ورزش شد و کم کم از زنده یاد بهداروند این رشته ورزشی را آموختم و به دنبال آن، اوقات فراغتم را در زمین های خالی اطراف محل زندگی و بازی گلف  می گذراندم. همین حضور مکرر در زمین های گلف سبب شد به این ورزش علاقه مند شوم، به طوری که  در سال 1381با شرکت در مسابقات قهرمانی کشور، برای اولین بار نایب قهرمان شدم و این قهرمانی انگیزه ای شد تا این رشته را تا به صورت حرفه ای ادامه دهم.

          مهم ترین دلیلی که سبب شد در مسیر حرفه ای این رشته ورزشی قرار بگیرید، چه بود؟

      در هر رده سنی که مسابقه می دادم، جزو نفرات برتر این رشته ورزشی می شدم و همین علاقه و موفقیت ها سبب شد بتوانم این رشته را به صورت حرفه ای دنبال کنم. گلف برای من، فقط یک ورزش حرفه ای نبود؛ بلکه از همان ابتدا، بهترین خاطراتم را بازی با دوستانم در زمین گلف رقم می زد؛ خاطراتی که در گرما و سرما ثبت شد و اگر مسابقه ای هم برگزار می شد، تلاش می کردم با شرکت در آن، جایگاهی ثابت در ورزش گلف برای خود پیدا کنم.

          با توجه به اینکه گلف را از سنین نوجوانی آغاز کردید، چه چیز در این رشته ورزشی برای شما به عنوان یک نوجوان جذابیت داشت؟

      پسرها معمولا در سنین نوجوانی، علاقه زیادی به فوتبال دارند و هیجان فیزیکی خود را با فوتبال تخلیه می کنند؛ اما زمانی که با گلف آشنا شدم، فهمیدم که هیجان این رشته با فوتبال بسیار متفاوت است. این ورزش برای من با پیچیدگی های زیادی همراه بود، از این رو تلاش کردم آن را درک کنم و یاد بگیرم. تا اینکه مربیانم متوجه شدند استعداد لازم برای ادامه این رشته ورزشی و رسیدن به سطح حرفه ای را دارم. از همان زمان بود که زندگی، مسیر دیگری برایم در نظر گرفت؛ هرچند در ابتدا این ورزش را برای تفریح و وقت گذرانی انجام می دادم؛ اما در نهایت توانستم با کسب عناوین مختلف به این خودباوری برسم که می توانم در این رشته موفق باشم.

      گلف از نظر من، ورزشی کاملا متفاوت است؛ ورزشی که حتی از نظر سخت افزاری نیز با دیگر رشته های ورزشی تفاوت دارد.این ورزش در یک زمین70- 80 هکتاری و طبیعتی بکر انجام می شود و ورزشکار برای رسیدن به امتیازهای مورد نیاز، با چالش های زیادی در این فضا مواجه است؛ ورزشی که به محاسبه بسیاری نیاز دارد و همین مساله جذابیت آن را دوچندان می کند.

          با توجه به تفاوت گلف با سایر رشته های ورزشی، برای به دست آوردن امکانات ورزشی با چه چالش هایی روبه رو بودید؟

      به خاطر دارم در دوره نوجوانی که گلف را شروع کردم، بندرت وسایل مربوط به این ورزش پیدا می شد. پیش از انقلاب که انگلیسی های در صنعت نفت فعالیت می کردند، به این رشته علاقه داشتند و اگر یک ایرانی این ورزش را انجام می داد، حتما از مدیران نفتی بود. بعد از پیروزی انقلاب و خروج خارجی ها از کشور و صنعت نفت، بخشی از وسایل گلف آنها باقی ماند. به خاطر دارم که زنده یاد بهداروند، یک چوب گلف به من داد و با همان یک چوب، 6 نفر به نوبت بازی می کردیم، حتی یک بار این چوب شکست و مجبور شدیم آن را تعمیر کنیم، از این رو برای کسب موفقیت در این رشته ورزشی، سختی های زیادی را پشت سر گذاشتم. تا اینکه سال 1381 در مسابقات جوانان کشور نفر دوم شدم و یکی از دوستان و ورزشکاران تهرانی، یک ست چوب گلف به من داد که این هدیه، اهمیت بسیاری برایم داشت و بعدها که عضو تیم گلف شرکت ملی حفاری ایران شدم، یک ست بهتر خریدم.

      با توجه به حضور شما در لیگ برتر گلف، این ورزش را در کشور چگونه ارزیابی می کنید؟

      در حال حاضر تیم های خوزستانی که شامل تیم های نفتی می شوند، حرف اول را در لیگ برتر گلف و قهرمانی کشور در تمامی رده های سنی می زنند که این امر نشان دهنده قدمت ورزش گلف در جنوب کشور است.

          در حال حاضر امکانات سخت افزاری و نرم افزاری گلف در سطح حرفه ای چگونه است؟

      زیرساخت هر رشته ورزشی که 80 درصد پیشرفت ورزشکاران حرفه ای به آن وابسته است، اولویت اول آن رشته به شمار می رود. خوشبختانه استان خوزستان زمین های استانداردی برای گلف دارد؛ اما این زمین ها خاکی است و زمین چمن برای تمرین گلف نداریم.

       اولین زمین گلف خاورمیانه در مسجدسلیمان ساخته شد؛ این زمین قدیمی، بکر و استاندارد است که گلف بازان در آن براحتی تمرین می کنند؛ رئیس هیات گلف این شهر(ابوذر شجاعی) درباره تامین و نگهداری زیرساخت ها و استعدادیابی تلاش می کند که قابل ستایش است. اولین زمین گلف اهواز نیز بعد از انقلاب اسلامی و با پیگیری حیدر بهمنی، مدیرعامل وقت شرکت ملی حفاری ایران ساخته شد که همچنان قابل استفاده است و از زمین های استاندارد کشور به شمار می رود. در جنوب کشور علاقه مندان و استعدادهای زیادی برای ورزش گلف وجود دارد  که باید به آنها توجهی ویژه شود.

      نباید فراموش کرد که گلف، ورزشی بسیار متفاوت است، از  این رو استاندارد بودن زمین از اهمیت بسیاری برخوردار است. وقتی گلف بازان در زمین های خاکی تمرین می کنند، در مسابقات برون مرزی با مشکل مواجه می شوند، بنابراین لازم است که به این مساله توجهی ویژه شود.

      در حال حاضر زمین های گلف در استان های خوزستان، اصفهان و تهران قرار دارند و دیگر استان ها زمین استانداردی برای تمرین ندارند. به همین دلیل ورزشکاران دیگر استان ها، به دلیل نبود امکانات مناسب، در سطح پایین تری قرار دارند، در حالی که استعداد و توانایی آنها در این ورزش بسیار بالاست؛ البته نبود زمین های حرفه ای سبب شده بازیکنان ملی در مسابقات بین المللی با مشکل مواجه شوند. به عنوان مثال گاهی مجبور هستیم به جای تمرین روی زمین چمن، در خانه و روی موکت تمرین می کنیم.

          برای تمرین بهتر، امکان استفاده از زمین چمن گلف تهران وجود ندارد؟

      می توان این کار را کرد؛ اما نکته این است که زمین چمن گلف تهران در باشگاه انقلاب هم از استاندارد لازم برخوردار نیست؛ هرچند صحبت هایی شده که این زمین به بخش خصوصی یا فدراسیون واگذار شود تا شرایط آنها برای تمرین بهتر شود. زمین های گلف در شهرهای مختلف ایران به نوعی سرمایه ملی شده اند، ضمن اینکه بیشتر سفیرانی که در ایران حضور دارند، به بازی گلف علاقه مند هستند و از چنین امکاناتی استفاده می کنند. تاکید می کنم اگر توجه بیشتری به زمین های گلف ایران شود، می توانیم نتایج بهتری از این ورزش در سطح بین المللی به دست آوریم.

          برنامه شما برای ادامه این ورزش چیست؟

      ورزش گلف، شرط سنی برای ورود و ادامه به صورت حرفه ای ندارد، بنابراین هرزمان که فرد بخواهد، می تواند این ورزش را آموزش ببیند. من علاوه بر اینکه به عنوان یک بازیکن حرفه ای، گلف بازی می کنم، در کنار گودرز مولایی، سرمربی تیم ملی، گلف پایه زیر 18 سال را هم آموزش می دهم. استعدادهای خوبی نیز در این رشته وجود دارد که می تواند آینده گلف ایران را تحت تاثیر قرار دهد.

          اعضای خانواده شما نیز در این رشته ورزشی فعالیت می کنند؟

      2 فرزند 11 و 7 ساله دارم که هر دو به صورت تفریحی گلف بازی می کنند. همسرم نیز چند وقتی است که فعالیت در این رشته ورزشی را شروع کرده؛ البته پدر همسرم نیز یکی از گلف بازان خوب کشور است، از این رو می توانم بگویم که ما به صورت خانوادگی، ورزش گلف را دنبال می کنیم و این مساله جذابیت این ورزش را برای ما دوچندان کرده است.  

    • media/image/2026/01/2000-1441/22260.jpg

      پارس جنوبی در هفته چهارم والیبال ساحلی

      تیم پارس جنوبی عسلویه، فینالیست هفته چهارم لیگ برتر والیبال ساحلی کشور شد.

      هفته چهارم پنجمین دوره مسابقات لیگ برتر والیبال ساحلی کشور در فصل ۱۴۰۴، به میزبانی باشگاه فرهنگی - ورزشی پارس جنوبی در استادیوم ساحلی شهر عسلویه برگزار شد.

      دراین رقابت ها، تیم پارس جنوبی عسلویه که در دور نخست با تیم های رازینی پلیمر تهران و کیش هم گروه بود، با ارائه نمایش های قابل قبول موفق شد با شکست حریفان خود راهی مرحله نیمه نهایی شود. نماینده شایسته عسلویه در مرحله نیمه نهایی نیز با نتیجه ۲ بر ۱ از سد تیم قدرتمند شهرداری مراغه عبور کرد و جواز حضور در دیدار فینال را به دست آورد، اما در بازی فینال مقابل تیم پیکان بندر با نتیجه 2برصفر بازی را واگذار کرد و با عنوان نایب قهرمانی این هفته را به پایان رساند.

       

      صدرنشینی نفت تهران در شنای باشگاه های کشور

      مرحله دوم رقابت های شنای باشگاه های کشور باز هم با صدرنشینی نفت تهران به پایان رسید.

      مرحله دوم از بیست ودومین دوره مسابقات شنای باشگاه های کشور در استخر قهرمانی مجموعه ورزشی آزادی تهران برگزار شد و تیم نفت تهران به صدرنشینی خود ادامه داد. این رقابت ها با حضور ۱۵۰ شناگر و در قالب ۸ تیم نفت تهران، نفت امیدیه، موج مشهد، فجر شاهرود، مقاومت تهران، آراز تهران، اریس اصفهان و تیم ملی پاراشنا، در استخر قهرمانی مجموعه ورزشی آزادی تهران برگزار شد.

      در پایان مرحله دوم این مسابقات، تیم های نفت تهران، موج مشهد و فجر شاهرود به ترتیب در جایگاه های اول تا سوم قرار گرفتند. مرحله سوم و پایانی اواخر بهمن ماه برگزار خواهد شد.

       

      برتری بسکتبال پالایش نفت آبادان برابر گلنور اصفهان

      تیم بسکتبال پالایش نفت آبادان از هفته پانزدهم لیگ برتر میهمان خود گلنور اصفهان را با شکست بدرقه کرد.

      بلندقامتان پالایش نفت آبادان در یک دیدار هیجان انگیز با گلنور اصفهان موفق شدند تا این بازی را با نتیجه 88 بر 69 به نفع خود به پایان رسانند.

      کوارتر  اول این دیدار بسیار نزدیک و تماشایی برگزار شد و تیم پالایش نفت با شوت ثانیه پایانی ۱۶ بر ۱۵ به برتری رسید. شاگردان هماد سامری در کوارتر دوم قدرت خود را بر میهمان اصفهانی خود دیکته کرد و ۲۶ بر ۱۶ به پیروزی رسید. کوارتر سوم هم مانند کوارتر اول نزدیک دنبال شد و باز هم این تیم پالایش نفت بود که ۲۰ بر ۱۹ به برتری رسید.

      تیم پالایش نفت آبادان در کوارتر چهارم به پرتاب های سه امتیازی روی آورد و  با پنج پرتاب موفق سه امتیازی حریفش را مبهوت قدرت خود کرد و با نتیجه ۲۶ بر ۲۱ پیروز این کوارتر شد. رامین فتحی، آریان جمشیدی و محمد کتان پوش این دیدار را داوری کردند. تیم بسکتبال پالایش نفت آبادان با ترکیب رسول مظفری، آرمان زنگنه، مایکل فریزر، سجاد پذیرفته و سید محمد حسینی به میدان رفت. دیوسون، آرن داوودی، ابراهیم بیگی، مارکو پروویچ و علی مالکی نیز برای تیم گلنور اصفهان در این دیدار به میدان رفتند.

      مایکل، بازیکن تیم پالایش نفت آبادان با کسب ۴۱ امتیاز و ۶ریباند بهترین بازیکن این بازی شد. تیم بسکتبال پالایش نفت آبادان با این پیروزی ۱۹ امتیازی شد و در رده چهارم جدول رده بندی رقابت های لیگ برتر قرار گرفت.

       

      بازگشت مهلا سادات هاشمی به ایران با 2 طلا

      مهلا سادات هاشمی، کاراته کای مشهدی و از فرزندان صنعت نفت ایران، با حضور در رقابت های بین المللی کاراته (جام لالدارا کاپ ۲۰۲۵) به میزبانی کشور هندوستان بر حریفان خود غلبه کرد و با کسب مقام قهرمانی و دو مدال طلا بر سکوی نخست این مسابقات ایستاد.

      این مسابقات در بخش های نونهالان، نوجوانان، جوانان، امید و بزرگسالان در کشور هندوستان آغاز شد و نمایندگان کشورمان به مصاف حریفان خود رفتند. در این دوره از مسابقات مهلا سادات هاشمی به عنوان نماینده کاراته کشورمان و فرزند سیدمرتضی هاشمی، کارمند روابط عمومی پالایشگاه گاز شهید هاشمی نژاد در رده سنی نونهالان و رشته کاتا پس از رقابت سنگین با حریفان خود و نمایش قدرتمند و درخشان، با پشت سر گذاشتن سایر رقبا، توانست مدال طلا را از آن خود کند و افتخاری ارزشمند برای کاراته ایران رقم بزند.

      همچنین این ورزشکار نونهال ایران در رشته کومیته با نمایش تکنیک و قدرت مثال زدنی حریفانی از کشورهای صاحب نام چین، هند، ژاپن و پاکستان را مقتدرانه شکست داد و به مدال طلا دست یافت و بر سکوی نخست ایستاد و باعث اهتزاز پرچم پرافتخار میهن عزیزمان ایران در آوردگاه بین المللی مسابقات کاراته هند شد.

      این موفقیت ارزشمند حاصل سال ها تلاش، پشتکار و تمرینات مستمر نماینده آینده دار و هدایت مربیان تیم ملی کاراته ایران در رقابت های بین المللی است که نقش موثری در این افتخارآفرینی داشته اند.

      این ورزشکار از چهار سالگی ورزش کاراته سبک شیتوریو سی فوکان را زیر نظر مربیان خود آغاز کرده و تاکنون افتخارهای زیادی از جمله چهار مدال طلای مسابقات کشوری و چهار مدال نقره در مسابقات کاراته برای استان خراسان رضوی کسب کرده است. این اولین حضور مهلا سادات هاشمی در یک آوردگاه بین المللی است که موفق به کسب دو مدال ارزشمند طلا برای کشورمان شد.

       

      پریسا امامی و افتخاری دیگر در سطح جهان

      سایت «فوتسال پلنت» در ادامه معرفی نامزد های برترین های فوتسال جهان درسال  5202، فهرست نامزد های دو بخش دیگر را اعلام کرد و پریسا امامی، سرمربی تیم فوتسال بانوان تیم شرکت پالایش نفت آبادان در زمره نامزدهای بهترین مربی باشگاهی جهان قرار گرفت.

      پریسا امامی ، سرمربی تیم شرکت پالایش نفت آبادان درجمع نامزد های بهترین مربی فوتسال باشگاهی جهان در رده زنان قرار دارد. او برای کسب این عنوان باید بالاتر از مربیانی چون باربارا آبوت از آرژانتین، ایزابلی بِبِل از برزیل، جولیا دومنیچتی از ایتالیا، نیمیت دوانگیوس از تایلند، خوان لینارس از اسپانیا، نیکولاس باسوالدو از آرژانتین و ماسائو یونکاوا از ژاپن قرار بگیرد. مارال ترکمان بازیکن 32ساله تیم ملی فوتسال زنان ایران و باشگاه استقلال، در بخش نامزد های بهترین بازیکن جوان جهان قرار دارد. ترکمان دراین بخش با ستاره هایی چون کارولینا پدریرا از پرتغال، جاسمین دمراوی از مغرب، گرتا گیلاردی از ایتالیا، آریا سائه توئن از تایلند، مرلین سالسدو از کلمبیا و ریکاکو یاماکاوا از ژاپن رقابت خواهد کرد.

      پیش از این، وحید شمسایی در بخش بهترین مربی مرد سال، حسین طیبی در بخش برترین بازیکن سال، باقر محمدی در بخش بهترین دروازه بان و تیم ملی فوتسال در جمع  01 تیم برترجهان، نامزد کسب جایزه برترین های فوتسال جهان شده اند.

       

      شائولین حریف نفتی ها نشد

      تیم کاراته مناطق نفتخیز جنوب با نمایشی قدرتمند و تحسین برانگیز در هفته اول دور رفت نوزدهمین دوره مسابقات سوپر لیگ کاراته باشگاه های کشور، تیم شائولین ایران رزم (آوای رزم) را با نتیجه قاطع ۱۹ بر ۹ شکست داد و گام اول را محکم برداشت.

      کاراته کاهای مناطق نفتخیز از همان ابتدا اقتدار خود را به رخ کشیدند و به ویژه در بخش کاتا، ۷بر صفر و در بخش کوميته ۱۲امتیاز، حریف را تسلیم کردند. در ادامه و در بخش مبارزات (کومیته)، رقابت ها نزدیک تر دنبال شد، اما باز هم این نماینده مناطق نفتخیز بود که با مدیریت بهتر مسابقات و برتری نسبی، موفق به کسب ۱۲امتیاز شد و در مقابل ۹ امتیاز حریف، پیروزی کلی خود را با اختلاف ۱۰ امتیازی به ثبت رساند.

      با وجود این پیروزی قاطعانه، تیم کاراته مناطق نفتخیز جنوب در پایان هفته اول این رقابت ها که با حضور ۸ تیم پیگیری می شود، در رده پنجم جدول رده بندی قرار گرفت.

      پایان نیم فصل اول لیگ یک و جایگاه نفتی ها در جدول تیم فوتبال صنعت نفت آبادان در آخرین دیدار خود در نیم فصل اول لیگ یک به تساوی دست پیدا کرد.

      شاگردان پورموسوی در نفت آبادان در آخرین بازی نیم فصل اول لیگ  دسته یک، در ورزشگاه تختی این شهر به مصاف نیروی زمینی رفتند.  این بازی پس از ۹۰ دقیقه تلاش دو تیم با تساوی یک بر یک به پایان رسید. بازی محسن سیفی و عباس شرفی، به ترتیب برای نفت و نیروی زمینی گلزنی کردند و تیم نفت آبادان با 29 امتیاز در رده سوم جدول لیگ دسته یک کشور قرار گرفت.

      تیم پارس جنوبی با 24 امتیاز در رده ششم جدول و تیم نفت و گاز گچساران نیز با 15 امتیاز در رده چهاردهم جدول رده بندی قرار دارد.

    • media/image/2026/01/2000-1441/22261.jpg
    • media/image/2026/01/2000-1441/22262.jpg

      سینما در یک نگاه

      پروانه نمایش برای «فریاد» و «ممنوع الخروجی»

       فیلم های سینمایی «فریاد» و «ممنوع الخروجی» که در جشنواره فجر سال گذشته رونمایی شدند، با تغییر نام به «هاوار» و «رخ نیلو» برای اکران عمومی پروانه نمایش گرفتند. شورای بازبینی فیلم های سینمایی به تازگی با صدور پروانه نمایش چهار فیلم موافقت کرده که یکی از آنها «هاوار» به کارگردانی محمدرضا اردلان و تهیه کنندگی بهمن اردلان است. این فیلم سال گذشته در جشنواره فیلم فجر با نام «فریاد» به نمایش درآمد که طبق گفته تهیه کننده، به دلیل مشابهت اسمی با فیلمی از مسعود کیمیایی، نام فیلم به «هاوار» تغییر پیدا کرد. این فیلم داستان نوجوانی به نام «هاوار» است که برای کار و زندگی وارد محیط یک مرغداری می شود. او در همان شب های اول سکونتش می فهمد که مرغداری وضعیت عادی ندارد و کم کم درگیر ماجراهایی می شود که جانش را به خطر می اندازد. بهزاد دورانی، مهرداد ضیایی، علیرضا مهران، حمید ابراهیمی، یاسین طلوعی، زنده یاد امیر کبوتریان و علی یعقوبی بازیگران این فیلم هستند.

      دیگر فیلم آماده اکران «رخ نیلو» به تهیه کنندگی و کارگردانی سیدجلال دهقانی اشکذری است که این فیلم هم در جشنواره فجر چهل و سوم با نام «ممنوع الخروجی» حضور داشت. در این فیلم سجاد بابایی، نیلوفر کوخانی، ساقی حاجی پور، روح الله زمانی، نگار نیکدل، امین پابرجا، روشنک گرامی و سام درخشانی بازی کرده اند. «آتشبان» به تهیه کنندگی علی قوی تن و حامد قوی تن و کارگردانی علی قوی تن، پروانه نمایش گرفته که داستان آن درباره دختری به نام توران است که در پی ناتوانی پدرش، مجبور می شود شغل او را به عهده بگیرد. هدا مقدم منش و مهدی کوشکی، بازیگران نقش های اصلی «آتشبان» معرفی شده بودند. «پر کندن پرنده کشته نشده» به تهیه کنندگی نادر خادم طریقت و کارگردانی سیدامیرعلی مکرمی نژاد نیز موافقت شورای پروانه نمایش فیلم های سینمایی را گرفته است. اشکان قاسمی، امین طریقت، محمد کنگرانی، سمن قناد، آذین معصومی، مونا هلال زاده، هنگامه طریقت، احمد لشینی، علی قرایی، بهزاد قره داغی بازیگران آن معرفی شده اند.

       

      ابوالفضل پورعرب با «بالماسکه»  در فیلم  فجر

      فیلم سینمایی «بالماسکه» به کارگردانی محمدمهدی حبیبی با بازی ابوالفضل پورعرب، متقاضی حضور در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر شد. ابوالفضل پورعرب و شهرام قائدی با شمایلی متفاوت در «بالماسکه» ظاهر شده اند. فرزانه قاسم زاده، سعیده عرب، مهری آل آقا، جواد پولادی، محمد امیری، فاطمه حاجوی و با معرفی ماهنی مهرپور و حمید جاوید، دیگر بازیگران فیلم هستند. این فیلم اقتباسی از فیلم سینمایی «مارتی» ساخته دلبرت من محصول ۱۹۵۵ و برنده نخل طلای کن و چهار جایزه اسکار است.

      «بالماسکه» قصه جست وجوی هویت گمشده است و پرسشی جهان شمول را مطرح می کند که آیا می توان در جهانی پر از نقش و قضاوت، خودِ اصیل را زندگی کرد؟

      محمدمهدی حبیبی، کارگردان فیلم پیش از این سابقه ساخت مستند «شاخه ای روی آب» و همچنین کارگردانی چندین فیلم کوتاه را در کارنامه دارد. وی در گروه فیلمبرداری آثاری همچون «ماجرای نیمروز»، «درخت گردو» و «دست انداز» حضور داشته و مدیریت فیلمبرداری «سفر به لیمونیا» را انجام داده است.

       

      کوروش تهامی در «قمارباز»

      فیلم سینمایی «قمارباز» به کارگردانی محسن بهاری و تهیه کنندگی سجاد نصراللهی نسب با داستانی اجتماعی معمایی در مرحله آماده سازی فنی برای حضور در جشنواره فیلم فجر است. فیلم سینمایی «قمارباز» با فیلمنامه ای از بهجت شریف مقابل دوربین احسان رفیعی جم رفته است. «قمارباز» فیلمی اجتماعی معمایی است که به ماجرای یکی از حملات سایبری و چالش های پیرامون آن می پردازد. کوروش تهامی و آرمین رحیمیان از جمله بازیگران اصلی فیلم هستند و بازیگران اصلی و فرعی دیگر نیز در ادامه معرفی می شوند. این فیلم از محصولات بنیاد سینمایی فارابی است که فیلمبرداری آن تقریبا به اتمام رسیده و آماده سازی فنی آن نیز در حال انجام است تا برای حضور در جشنواره فیلم فجر آماده شود. «قمارباز» اولین تجربه کارگردانی فیلم سینمایی محسن بهاری است که به تهیه کنندگی سجادنصراللهی نسب در حال تولید است.

       

      حضور بهرام رادان در «تایپیست» 

      بهرام رادان، بازیگر مطرح سینمای ایران، بازیگر فیلم سینمایی «تایپیست» به کارگردانی هادی نوری و تهیه کنندگی خود شد. بهرام رادان از بازیگران شناخته شده سینمای ایران است که بر اساس فهرست منتشر شده از تولیدات بنیاد سینمایی فارابی، به عنوان تهیه کننده فیلم سینمایی «تایپیست» معرفی شده بود و حالا به عنوان یکی از بازیگران مقابل دوربین این فیلم هم می رود. «تایپیست» را هادی نوری کارگردانی خواهد کرد که پیش تر نسخه کوتاه آن را در جشنواره فیلم کوتاه تهران رونمایی کرده بود. این فیلم در پایان جشنواره تهران، مورد حمایت فارابی برای تبدیل شدن به یک فیلم بلند سینمایی قرار گرفت. بهرام رادان پیش از این در فیلم سینمایی «گربه سیاه» ساخته کریم امینی هم بازیگری و تهیه کنندگی همزمان را تجربه کرده بود. این بازیگر سینما که تجربه همکاری با کارگردان های بزرگی همچون داریوش مهرجویی در فیلم «سنتوری»، مسعود کیمیایی در فیلم «سربازهای جمعه» و «حکم» و حمید نعمت الله در «بی پولی» را در کارنامه دارد، برای بازی در فیلم «شمعی در باد»، همچنین «سنتوری» برنده سیمرغ بلورین بازیگر نقش اول مرد از جشنواره فیلم فجر شده بود. فیلم سینمایی «تایپیست» روایتگر داستان دختری عریضه نویس با بازی فاطمه مسعودی فر است که تلاش می کند با الهام از قصه زندگی مردمی که برای نوشتن عریضه نزد او می آیند، داستان هایی تازه خلق کند، تلاشی که در نهایت خشم سیستم شاهنشاهی را برمی انگیزد.

      هادی نوری پیش از این فیلم کوتاه «تکه ای از تو» را کارگردانی کرده بود که موفق به دریافت سه جایزه از سی ونهمین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران شد و «تایپیست» دومین تجربه او به عنوان کارگردان فیلم کوتاه است. نسخه بلند سینمایی این اثر، اولین تجربه کارگردانی بلند نوری است که احتمالا تا پایان سال کلید خواهد خورد.

       

         آغاز اکران «گنجشک» در گرجستان

      فیلم سینمایی «گنجشک» به کارگردانی سهیل کریمی از 30 دی ماه در سینماهای گرجستان اکران می شود.

      «گنجشک» پیش از این جایزه بهترین فیلم و بهترین بازیگر مرد از سی و چهارمین دوره جشنواره فیلم جیرونا اسپانیا (Girona Film Festival)، جایزه بهترین بازیگر مرد برای عباس غزالی و نامزدی بهترین بازیگران اصلی زن برای نهال دشتی و شیدا خلیق از جشنواره لاو آمریکا (Love Film Festival)، جایزه بهترین موسیقی و بهترین صداگذاری از گرند کاناری اسپانیا (FICINDIE) را کسب کرده و در جشنواره هایی در هلند، مجارستان، ایتالیا و آلمان روی پرده رفته است.

       عباس غزالی، شیدا خلیق، نهال دشتی، سهیل ساعی، ساناز آقایی، آرش عزیزی، ارشیا توکلی، مرتضی زندیه، نگار منوچهری، حسین خاکساری و علی باقری بازیگران این فیلم هستند.

       

      پیشنهاد هفته

      نگاهی متفاوت از ترس در «زالاوا»

      با توجه به سرما و شب های طولانی زمستان؛ بسیاری از خانواده ها ترجیح می دهند کمتر از خانه بیرون بروند و در منزل به تماشای فیلم های مورد علاقه خود بنشینند؛ به همین دلیل تماشای فیلم هایی که در پلتفرم ها بارگذاری شده است، می تواند در این شب های طولانی سرگرم کننده باشد. خوشبختانه تعدادی از پلتفرم های سرگرمی در کشور شرایطی را فراهم آورده اند تا مشترکان اینترنت های خانگی بتوانند به صورت رایگان فیلم ها و آثار مورد نظر خود را تماشا کنند. از میان فیلم هایی که می تواند برای مخاطب  جذاب باشد،  فیلم سینمایی «زالاوا» به کارگردانی ارسلان امیری است؛ فیلمی متفاوت در ژانر وحشت که قرار است نگاهی متفاوت از افسانه ها و ترس های بومی مردم ایران را به تصویر کشد. هرچند سینمای ایران چندان در به تصویر کشیدن سینمای وحشت موفق نبوده ، اما این اثر سینمایی که سازندگان آن تاکید دارند فیلمی در ژانر وحشت نیست، نگاهی جدید را در سینمای ایران نسبت به چنین آثار به وجود آورده است. زالاوا داستان خود را در دهه ۵۰ و در روستایی دورافتاده از کردستان نقل می کند. ماجرا درباره واقعه ای است که مردمان چند نسل قبل تجربه اش کرده اند. ظهور یک موجود ناشناخته در روستا موجب وحشت اهالی می شود و ماموران پاسگاه را برای برقراری امنیت و حل پرونده به میدان می آورد، اما تجربه ثابت کرده که با دستبند و اسلحه نمی شود اجنه را دستگیر کرد.

      یکی از مهم ترین نکات مثبت این اثر سینمایی این است که وحشت را با جست وجویی معماگونه همراه کرده و مخاطب نیز مانند شخصیت های قصه به دنبال یافتن جواب برای شناخت عنصر ناشناخته فیلم است. «زالاوا» بیشتر از آنکه فیلمی ترسناک در مورد جن و جن گیری باشد، درامی قدرتمند درباره تقابل عقلانیت و خرافات است. استوار و آمردان به عنوان نماینده های دو شکل از برخورد با خرافات در برابر هم قرار می گیرند و هر یک در مرحله ای از داستان جایگاهی برتر پیدا می کنند تا فیلم به سرانجام تراژیکش برسد.

      نوید پورفرج، پوریا رحیمی سام، هدی زین العابدین، باسط رضایی، شاهو رستمی، فریدون حامدی، صالح کریمی و زاهد زندی بازیگران این اثر سینمایی هستند.

    • media/image/2026/01/2000-1441/22263.jpg

        خط لوله تهران- قزوین- رشت، مسیری تازه که در تاریخ انتقال نفت ایران گشوده شد

      نــفت از دشت به دریا

      مشعل |  زمستان سال ۱۳۴۳ زمانی که تهران زیر لایه ای از مه سرد فرورفته بود و جاده های شمال همچنان در پیچ وخم کوهستان های البرز نفس می کشیدند،

       صنعت نفت ایران در سکوتی حساب شده گامی بلند برای پیوند زدن پایتخت به سواحل خزر برداشت. در ۲۱ دی همان سال، خط لوله ای که ماه ها زیر خاک، صخره و زمین های شمال و مرکز کشور جان می گرفت، سرانجام

       قد کشید و در انبار نفت ری، میان صدای زمزمه مهندسان و کارگران، به بهره برداری رسید. مسیر تهران، قزوین و رشت از دشت های پهن تا دامنه های البرز و سپس جلگه های سبز  به هم متصل شد و برای نخستین بار، انتقال منظم و مطمئن نفت و فراورده به شمال کشور شکل تازه ای به خود گرفت. این رویداد تنها افتتاح خط لوله ۳۰۰ کیلومتری نبود؛ بازتاب دورانی بود که ایران در پی گسترش زیرساخت ها، تقویت شبکه انرژی و رساندن سوخت به شهرهایی بود که روزبه روز چهره صنعتی تری به خود می گرفتند. خط لوله تهران- قزوین- رشت، حاصل ترکیب دانش فنی، ضرورت اقتصادی و نگاه توسعه محور دهه ۴۰ شمسی بود؛ خطی که در دل خاک، تاریخ دیگری برای صنعت نفت کشور نوشت.

      در آغاز دهه ۴۰ شمسی، ایران وارد دوره ای شد که رشد شهرنشینی، توسعه صنایع نوپا و افزایش مصرف سوخت، نیاز به تقویت شبکه انتقال نفت را بیش از هر زمان دیگری آشکار می کرد. مناطق شمالی کشور، به ویژه استان های گیلان و قزوین، در حال تجربه تحولات اقتصادی و جمعیتی بودند، اما مسیر رساندن فراورده های نفتی به این نواحی هنوز بر دوش حمل ونقل جاده ای سنگینی می کرد؛ روشی پرهزینه، زمان بر و وابسته به شرایط نامتعادل جاده ها و آب وهوا. شرکت ملی نفت ایران به این نتیجه رسیده بود که برای تضمین جریان پایدار انرژی و پاسخ به نیازهای رو به افزایش شمال کشور، ایجاد یک خط لوله مستقل و مطمئن اجتناب ناپذیر است. به همین دلیل، پروژه احداث خط لوله تهران– قزوین– رشت در دستور کار قرار گرفت؛ طرحی که با عبور از دشت، کوهستان و جنگل، به معنای ایجاد شریانی تازه برای انتقال سوخت بود. سرانجام این مسیر در ۲۱دی ۱۳۴۳ به بهره برداری رسید تا بخشی ضروری از زیرساخت انرژی کشور تکمیل شود.

      از نیاز تا طرح   

      دهه ۴۰ خورشیدی، هنگامی که چهره ایران رو به صنعتی شدن می رفت و جریان زندگی در شهرهای شمالی کشور شتابی تازه گرفته بود، یکی از مهم ترین چالش ها همچنان در مسیر تأمین انرژی باقی مانده بود. استان های گیلان، قزوین و نواحی اطراف آن، به واسطه رشد جمعیت، توسعه کارخانه ها، گسترش شبکه برق و ورودماشین آلات تازه، نیاز فزاینده ای به فراورده های نفتی پیدا کرده بودند. اما تا پیش از سال ۱۳۴۳ بخش عمده سوخت مصرفی این مناطق از طریق حمل ونقل جاده ای تأمین می شد؛ روشی که افزون بر هزینه بر بودن، سرعت پایین و وابستگی کامل به شرایط جوی و وضع راه ها، ظرفیت پاسخ گویی به افزایش تقاضا را نداشت. زمستان های سخت محورهای کوهستانی، جاده های باریک و ناایمن، و بی ثباتی حمل ونقل، انتقال سوخت را گاه به چالشی روزمره تبدیل می کرد. در جلسه های متعدد شرکت ملی نفت ایران در اوایل دهه ۴۰ مدیران و کارشناسان، بارها بر این نکته تأکید کردند که شمال کشور به مسیری مطمئن و دائمی نیاز دارد؛ مسیری که بدون وقفه، وابستگی به جاده، همچنین نگرانی از تأخیر، فراورده های نفتی را منتقل کند. همین جا بود که ایده ایجاد یک خط لوله منسجم، میان تهران و سواحل خزر، مطرح شد؛ ایده ای که بعدها به یکی از مهم ترین پروژه های زیرساختی صنعت نفت ایران   بدل شد. برنامه ریزی برای این پروژه ابتدا در قالب طرح های توسعه مطرح بود؛ طرح هایی که با افزایش ظرفیت پالایشگاه ها و گسترش دامنه مصرف، ضرورت ایجاد خطوط انتقال جدید را دوچندان می کرد. شمال کشور، همان طور که اسناد وزارت نفت نشان می دهد، از جمله مناطقی بود که بیشترین فشار تقاضا بر آن وارد می شد. به همین دلیل، طرح احداث خط لوله تهران – قزوین – رشت به عنوان یکی از اولویت های اساسی شرکت ملی نفت ایران مطرح و مراحل مطالعاتی و مسیرسنجی آن آغاز شد.

      طراحی و اجرای یک مسیر تاریخی   

      خط لوله تهران – قزوین – رشت به طول ۳۳۰ کیلومتر، مسیر خود را از انبار نفت ری آغاز می کرد و با عبور از دشت های جنوبی تهران، به سوی قزوین می رفت. پس از آن، لوله ها از میان دامنه های البرز عبور می کردند؛ جایی که مهندسان و کارگران صنعت نفت، با شرایط سخت کوهستان، سنگلاخ ها، شیب های تند و سرمای هوا روبه رو بودند. در بسیاری از نقاط، عبور مسیر نیازمند خاک برداری های عظیم و گاه تغییراتی در طرح اولیه بود تا این خط لوله بتواند بدون خطر ریزش یا فشار، در مسیر خود جای گیرد. در اسناد نشریات آن دوره ازجمله روزنامه هایی که در آرشیوها موجود است، گزارش هایی از تلاش شبانه روزی مهندسان ایرانی دیده می شود؛ گروه هایی که زیر نور پروژکتور، لوله های بزرگ فولادی را کنار هم می نشاندند و جوشکارانی که در سرمای سوزناک ارتفاعات البرز، با شعله های آبی جوش، اتصالات را یک دست می کردند. بسیاری از این گزارش ها تأکید دارند که این پروژه یکی از منسجم ترین و دقیق ترین طرح های اجرایی شرکت ملی نفت ایران در آن دهه به شمار می رفت. در روز افتتاح خط لوله تهران–قزوین–رشت،   مدیرعامل وقت شرکت ملی نفت ایران، در انبار نفت ری با تأکید بر اهمیت خطوط لوله در تأمین پایدار انرژی، این طرح را یکی از گام های مهم در توسعه شبکه انتقال کشور معرفی کرد. حضور او در مراسم افتتاح، خود نشان دهنده جایگاه ویژه این پروژه در برنامه های مدیریتی صنعت نفت بود. از نظر فنی، طراحی مسیر به گونه ای بود که بتواند طی سال های طولانی بدون توقف کار کند. ایستگاه های تقویت فشار، سیستم های کنترل و نقاط دسترسی به لوله، همگی بر اساس استانداردهای روز ساخته شدند. آنچه این خط لوله را متمایز می کرد، عبور آن از مناطقی بود که تا آن روز هیچ زیرساخت انتقال انرژی در آنها وجود نداشت. به همین دلیل، اجرای پروژه در برخی نواحی بیشتر شبیه یک عملیات عمرانی سنگین بود تا فقط نصب یک خط لوله. پس از تلاش های بسیار، مسیر آماده و آزمایش های اولیه جریان نفت خام و فراورده های نفتی در آن آغاز شد. نتایج موفقیت آمیز این آزمایش ها، راه را برای افتتاح رسمی پروژه در زمستان ۱۳۴۳ هموار کرد.

        گشوده شدن مسیر   

      در ۲۱ دی ۱۳۴۳، انبار نفت ری، میزبان یک مراسم رسمی بود؛ مراسمی که در تقویم تاریخ صنعت نفت ایران نیز ثبت شده است. آن روز، در سرمای زمستانی تهران، شماری از مدیران ارشد شرکت ملی نفت ایران، مهندسان پروژه و مقام ها گرد هم آمدند تا شاهد آغاز رسمی بهره برداری از خط لوله تهران – قزوین – رشت باشند. مطابق گزارش های تاریخی منتشرشده در مرکز اسناد انقلاب اسلامی، مراسم با سخنان منوچهر اقبال آغاز شد؛ او این خط لوله را گامی اساسی برای تأمین پایدار انرژی در شمال ایران نامید و تلاش مهندسان و کارکنان صنعت نفت را ستودنی خواند.

      با فشار دادن دکمه آغاز جریان، صدای آرام پمپ ها در محوطه انبار نفت ری پیچید و نخستین موج فراورده های نفتی وارد مسیر جدید شد. جریان نفت، ابتدا آرام و سپس با ریتمی قوی تر، در دل لوله هایی که صدها کیلومتر کشیده شده بودند، به حرکت درآمد. برای بسیاری از مهندسانی که در مراسم حضور داشتند، این لحظه پایان یک مسیر سخت و آغاز دوره ای جدید در انتقال انرژی بود.

      افتتاح این خط لوله، تأثیرهای فوری و بلندمدتی به جا گذاشت. از همان ماه های نخست، حمل ونقل جاده ای سوخت به شمال به طور محسوس کاهش یافت، هزینه ها پایین آمد و برنامه ریزی تأمین سوخت برای شهرهای قزوین و رشت شکل منظم تری پیدا کرد. این خط، مسیر اصلی رساندن سوخت به گیلان شد و نقشی مهم در پایداری اقتصاد منطقه ایفا کرد. در کنار این آثار و نتایج، پروژه تهران – قزوین – رشت، مقدمه ای برای توسعه های بعدی در حوزه خطوط لوله بود. شبکه پخش فراورده های نفتی کشور در سال های بعد گسترش یافت و خطوط جدیدی بر مبنای تجربیات همین پروژه طراحی شدند. در حقیقت، این طرح را می توان یکی از پایه های اصلی شبکه مدرن انتقال نفت در ایران دانست.

      خط آینده ساز  

      خط لوله تهران – قزوین – رشت، تنها یک مسیر انتقال نبود که از دل خاک عبور کند، این خط، نماد دورانی بود که ایران در تلاش بود تا زیرساخت های ملی خود را تقویت کند و پاسخگوی نیازهای

       رو به رشد شهرها و صنایع باشد. در آن سال ها، هر طرحی که به توسعه شبکه انرژی کمک می کرد، نه فقط یک پروژه اجرایی، بلکه بخشی از برنامه بزرگ ملی برای پیشرفت به شمار می رفت.

      این خط لوله ۲۱ دی ماه ۱۳۴۳ به بهره برداری رسید و نقش خود را برای دهه ها ایفا کرد و هنوز هم در حافظه صنعتی کشور، به عنوان یکی از دستاوردهای مهم صنعت نفت در دهه ۴۰ ثبت شده است. از ایده اولیه تا طراحی، از عملیات اجرایی سخت در کوهستان تا روز افتتاح، همه آنچه در این پروژه رخ داد، بخشی از روایت بزرگ صنعت نفت ایران است؛ روایتی که نشان می دهد چگونه یک خط لوله می تواند آینده یک منطقه را تغییر دهد و مسیر توسعه را هموار سازد.

    • media/image/2026/01/2000-1441/22264.jpg

      فناوری های نوین در صنعت نفت و گاز

      ایمنی بر تن کارگران

      شبنم اعماری | سلامت دیجیتال این روزها به واقعیت روزمره زندگی تبدیل شده است. از ساعت های هوشمند گرفته تا اپلیکیشن های پایش قند خون، فناوری به شکلی بی وقفه وارد بدن و ذهن انسان شده است. در جهانی که سرعت تغییرات سرسام آور است، سلامت دیجیتال نه تنها کیفیت زندگی را ارتقا می دهد، بلکه آینده نظام های درمانی را بازتعریف می کند. امروز دیگر نمی توان سلامت را جدا از فناوری تصور کرد. همانطور که تلفن همراه به بخش جدایی ناپذیر از زندگی تبدیل شده، ابزارهای سلامت دیجیتال نیز به آرامی، جای خود را در خانه ها و کلینیک ها باز کرده اند. این تغییر نه تنها به پزشکان کمک می کند، بلکه به بیماران قدرت بیشتری برای مدیریت سلامت خود می دهد.

      صنعت نفت و گاز همیشه با خطر مواجه بوده؛ از انفجار و آتش سوزی گرفته تا نشت مواد شیمیایی و کار در شرایط سخت آب وهوایی. همچنین کارکنان بخش های عملیاتی  این صنعت هر روز با تهدیدهای جدی روبه رو هستند. در چنین محیطی، فناوری های پوشیدنی هوشمند به عنوان یک راه حل نوین وارد میدان شده اند. این ابزارها نه تنها سلامت فردی کارگران را پایش می کنند؛ بلکه می توانند هشدارهایی فوری نیز برای جلوگیری از حوادث صادر کنند. به همین دلیل، پوشیدنی های هوشمند به یکی از مهم ترین ابزارهای ایمنی در صنعت نفت تبدیل شده اند.

      پوشیدنی های هوشمند

      این پوشیدنی ها شامل تجهیزاتی مانند کلاه ایمنی،   لباس کار، دستبند یا ساعت های صنعتی هستند که به حسگرهای دیجیتال مجهز  شده اند. این حسگرها می توانند ضربان قلب، دمای بدن، سطح اکسیژن خون یا میزان تماس با گازهای خطرناک را  اندازه گیری کنند. داده ها به صورت لحظه ای به مرکز کنترل منتقل می شوند و مدیران ایمنی می توانند وضعیت کارگران را  لحظه به لحظه مشاهده کنند.

      همچنین این فناوری ها یک تحول بزرگ در فرهنگ ایمنی ایجاد کرده اند، ضمن اینکه ایمنی علاوه بر رعایت مقررات و تجربه انسانی به داده های دقیق و لحظه ای هم نیاز دارد تا بتواند جان کارگران را نجات دهد.

      کلاه ایمنی هوشمند

      کلاه ایمنی سنتی فقط از ضربه محافظت می کند؛ اما کلاه های هوشمند به حسگرهای گاز، دوربین های کوچک و سیستم ارتباطی مجهز هستند. اگر کارگری وارد محیطی با نشت گاز شود، کلاه در کمترین زمان ممکن هشدار خطر را صادر می کند. همچنین امکان ارتباط مستقیم با اتاق کنترل نیز وجود دارد.

      این کلاه ها می توانند حتی موقعیت مکانی کارگر را ثبت کنند. در شرایط اضطراری، پیدا کردن سریع کارگر آسیب دیده، تفاوت میان نجات و فاجعه را بخوبی نشان می دهد. در سکوهای دریایی و پالایشگاه ها، چنین فناوری هایی بسرعت در حال گسترش هستند.

      لباس کار مجهز به حسگر

      لباس های هوشمند می توانند دمای بدن، میزان تعریق و حتی حرکات کارکنان را پایش کنند. اگر یکی از کارکنان دچار گرمازدگی یا خستگی شدید شود، سیستم هشدار می دهد. در محیط های پرخطر، این لباس ها میزان تماس با مواد شیمیایی را نیز ثبت می کنند.

      این داده ها برای پیشگیری از بیماری های شغلی حیاتی اند. بسیاری از کارکنان صنعت نفت در معرض بیماری های تنفسی یا پوستی قرار دارند. لباس های هوشمند می توانند این خطرات را کاهش دهند و سلامت بلندمدت کارکنان را تضمین کنند.

      دستبند و ساعت هوشمند صنعتی

      این ابزارها مشابه ساعت های هوشمند عمومی عمل می کنند، با این تفاوت که برای محیط های صنعتی طراحی شده اند. آنها می توانند ضربان قلب، سطح اکسیژن خون و همچنین موقعیت مکانی کارکنان را ثبت کنند.  اگر یکی از کارکنان بیهوش یا حرکتش متوقف شود، سیستم هشدار فوری به مرکز کنترل ارسال می کند و به این شکل جلوی خطرات و تهدیدات احتمالی را می گیرد.

      در برخی پروژه ها، این ساعت ها حتی قابلیت ارتباط صوتی هم دارند. نیروی انسانی می تواند در شرایط اضطراری بدون نیاز به تلفن، به طور مستقیم با مرکز ایمنی تماس بگیرد.

      نمونه های جهانی

      در برخی کشورها، شرکت های نفتی بزرگ از دستبندهای هوشمند برای پایش سلامت کارگران در پالایشگاه ها استفاده می کنند. در اروپا، پروژه های آزمایشی در دریای شمال با کلاه های هوشمند مجهز به حسگر گاز اجرا شده اند. در خاورمیانه، تعدادی از شرکت های نفتی امارات و عربستان از لباس های هوشمند برای پایش شرایط کارگران در بیابان های گرم استفاده می کنند. این نمونه ها نشان می دهد پوشیدنی های هوشمند این روزها به یک ضرورت ایمنی جهانی تبدیل شده اند.

      فرصت های ایران

      کشور پهناورمان ایران هم با داشتن یکی از بزرگ ترین صنایع نفت و گاز جهان، نیاز فوری به ارتقای ایمنی دارد. پوشیدنی های هوشمند می توانند جان کارگران را حفظ کنند و هزینه های ناشی از حوادث را کاهش دهند

      تولید داخلی این فناوری ها نیز می تواند بازاری تازه برای شرکت های دانش بنیان ایرانی ایجاد کند. با توجه به شرایط آب وهوایی کشور، از بیابان های گرم جنوب تا سکوهای دریایی خلیج فارس، پوشیدنی های هوشمند می توانند نقشی حیاتی در حفظ سلامت کارگران ایفا کنند. سرمایه گذاری در این حوزه نه تنها یک ضرورت ایمنی؛ بلکه یک فرصت اقتصادی و فناورانه است.

      چالش ها

      البته مسیر استفاده از پوشیدنی های هوشمند بدون مانع نیست. هزینه بالا یکی از چالش های اصلی است و بسیاری از شرکت ها شاید توان مالی برای خرید تجهیزات پیشرفته نداشته باشند. از سوی دیگر، پذیرش کارگران نیز مهم است. برخی کارگران ممکن است نسبت به پایش دائمی خود مقاومت نشان دهند و آن را دخالت در حریم خصوصی بدانند؛ اما با ایجاد فرهنگ ایمنی و آموزش، اهمیت این فناوری ها بیش از پیش آشکار می شود. همچنین زیرساخت دیجیتال نیز یک مانع محسوب می شود. برای انتقال داده های لحظه ای، به شبکه های پایدار و امن نیاز است. بدون این زیرساخت ها، پوشیدنی های هوشمند نمی توانند آنچنان که باید و شاید کارایی داشته باشند.

      آینده ایمنی در نفت

      در آینده ای نه چندان دور نیروی انسانی شرکت های نفتی می تواند یک «ایستگاه ایمنی سیار» باشد. پوشیدنی های هوشمند،  نه تنها سلامت فردی را پایش می کنند؛ بلکه داده های جمعی را برای تحلیل خطرات بزرگ تر در اختیار مدیران قرار می دهند. ترکیب این فناوری با اینترنت اشیا و واقعیت مجازی، صنعت نفت را به محیطی ایمن تر و پایدارتر تبدیل خواهد کرد.از این رو به جرات می توان گفت، فناوری های پوشیدنی هوشمند در صنعت نفت، پلی میان انسان و فناوری هستند. آنها جان کارگران را حفظ می کنند، بهره وری را افزایش می دهند و اعتماد عمومی به صنعت نفت را تقویت می کنند. برای ایران، سرمایه گذاری در این حوزه یک فرصت اقتصادی و فناورانه خواهد بود.

    • media/image/2026/01/2000-1441/22265.jpg

      گچساران؛ جایی که زمین نفس آتشین دارد

      از کوچ عشایر تا جوشش نفت

      شبنم اعماری|  وقتی نام گچساران به گوش می رسد، نخستین تصویری که در ذهن شکل می گیرد، چاه های نفتی است که سال هاست از دل زمین جوشیده و زندگی صنعتی را به این شهر هدیه کرده است؛ اما کافی است چشم ها را از خطوط لوله و پالایشگاه ها بردارید و به افق نگاه کنید؛ آنگاه گچساران چهره دیگری را نشان خواهد داد؛ چهره ای سرشار از رنگ، نور و صدای طبیعت.

      گچساران، شهری در جنوب غربی ایران و بخشی از استان کهگیلویه و بویراحمد است؛ شهری که سال هاست نامش با نفت گره خورده و به عنوان یکی از مهم ترین مناطق نفت خیز کشور شناخته می شود. چاه های نفت، پالایشگاه ها و خطوط لوله، سیمای صنعتی این دیار را ساخته اند؛ اما اگر نگاهت را از دودکش ها و تأسیسات برگردانی، چهره دیگری از گچساران آشکار می شود؛ چهره ای سرشار از رنگ، نور و طبیعت بکر.

      پیش از ورود صنعت نفت، گچساران سرزمینی عشایری بود؛ مردمانی که زندگی شان بر پایه کشاورزی، دامداری و کوچ های فصلی بنا شده بود. ایل های بویراحمدی و قشقایی در دشت ها و کوه ها رفت وآمد داشتند و هر فصل با کوچ هایشان رنگ تازه ای به زمین می بخشیدند؛ اما در اوایل قرن بیستم و با کشف نفت همه چیز تغییر کرد.

      شرکت های خارجی، بویژه انگلیسی ها به دنبال منابع انرژی در ایران بودند و ذخایر عظیم زیرزمینی گچساران خیلی زود توجه آنان را جلب کرد. نخستین چاه های نفتی در این منطقه حفر و استخراج نفت آغاز شد، اتفاقی که نه تنها سیمای اقتصادی منطقه را دگرگون ساخت؛ بلکه ساختار اجتماعی و فرهنگی آن را نیز تغییر داد. روستاهای کوچک بسرعت به مراکز صنعتی بدل شدند. کارگران از نقاط مختلف ایران به گچساران آمدند و ترکیب جمعیتی منطقه تغییر کرد. پالایشگاه ها و خطوط لوله، فرصت های شغلی تازه ای ایجاد کردند و سطح زندگی مردم محلی بتدریج ارتقا یافت؛ اما این تغییرات، چالش هایی همچون تضاد میان زندگی سنتی عشایری و سبک زندگی صنعتی، مهاجرت های گسترده و فشار بر منابع طبیعی را به دنبال داشت.

      گچساران بتدریج به «شهر نفت» شناخته شد، مدارس، بیمارستان ها و زیرساخت های شهری با حمایت شرکت های نفتی ساخته شدند و شهر چهره ای مدرن تر پیدا  کرد. با این حال مردم،  آیین ، موسیقی و سنت های خود را همچنان زنده نگه داشتند. بسیاری از اهالی این خطه هنوز خاطراتی از روزهای نخست ورود صنعت نفت دارند؛ روایت هایی از کارگران قدیمی، مهندسان خارجی و تغییرات سریع زندگی روزمره که بخشی از تاریخ شفاهی این شهر را تشکیل می دهد.

      وجود منابع نفتی باعث شد گچساران زودتر از آنچه که انتظار می رفت، به زیرساخت های مدرن دست یابد. جاده ها، خطوط راه آهن و تأسیسات شهری با هدف پشتیبانی از صنعت نفت ساخته شدند، زیرساخت هایی که امروز زمینه رشد گردشگری را نیز فراهم کرده اند.

      آوای زاگرس در دل سنگ

      با فاصله گرفتن از محدوده صنعتی شهر، گچساران چهره دیگری نشان می دهد؛ چهره ای زیبا که در هیچ کجای دیگر نمی توان آن را دید. تصویری زیبا از طبیعت که رودخانه ها در دل دشت آواز می خوانند و آبشارها همچون پرده های نقره ای از دل صخره ها فرو می ریزند.

      کوه ها و دشت ها

      کوه های اطراف گچساران، بخشی از رشته کوه زاگرس هستند؛ کوه هایی که با قامت استوارشان، تاریخ و فرهنگ این سرزمین را در آغوش گرفته اند. در بهار، دامنه این کوه ها پوشیده از شقایق های سرخ و بنفشه های آبی می شود؛ فرشی رنگین و زیبا که زمین بر پهنه خود گسترانده تا شکوه این منطقه را بیش از پیش نشان دهد. دشت های وسیع نیز در این فصل به تابلویی زنده می مانند؛ جایی که نسیم بر خوشه های سبز گندم می وزد و موجی از زندگی را به چشم ها هدیه می کند.

      رودخانه ها و چشمه ها

      رودخانه های پرآب، همچون رگ های حیات در دل این سرزمین جاری اند. صدای آب، موسیقی همیشگی طبیعت گچساران است. چشمه های زلالی را می توان در این منطقه به تماشا نشست که از دل سنگ ها می جوشند؛ آب این چشمه ها خنک و گوارا و برخی نیز خاصیت درمانی دارند.

      پرده های نقره ای طبیعت

      در گچساران، آبشارهای زیبایی خودنمایی می کنند، مانند آبشار دیل با ارتفاع بلند و جریان پرقدرتش که همچون پرده ای نقره ای از دل صخره ها فرو می ریزد و در پای آن، حوضچه ای فیروزه ای می درخشد. آبشار مارین نیز با سبزی اطرافش، مقصدی محبوب برای گردشگران است. در فصل بهار، باران های موسمی زمین را سیراب می کنند، به طوری که می توان خودنمایی آبشارهای باشکوه این منطقه را به تماشا نشست و از دیدن زیبایی های آن لذت برد.

      جنگل ها و پوشش گیاهی

      گچساران، جنگل های پراکنده ای دارد که پوشیده از درختان بلوط، بادام کوهی و پسته وحشی اند. در پاییز، برگ های بلوط به رنگ های طلایی و نارنجی درمی آیند و جنگل های این منطقه به تابلویی هزار رنگ تبدیل می شوند.

      حیات وحش

      این سرزمین، زیستگاه گونه های متنوع جانوری است؛ از عقاب های شکاری که بر فراز آسمان می چرخند تا آهوهای زیبای رها شده در دشت ها. صدای پرندگان کوچک در جنگل ها نیز موسیقی پس زمینه طبیعت است.

      تجربه گردشگر

      برای کسانی که به گچساران سفر می کنند، طبیعت این منطقه همچون کتابی است که هر صفحه اش داستانی تازه دارد. صبح ها، طلوع خورشید بر فراز کوه ها، آسمان را با طیفی از رنگ های نارنجی و صورتی به نمایش می گذارد. ظهرها، نسیم خنک رودخانه ها خستگی را می زداید. عصرها نیز غروب خورشید در دشت های وسیع، تصویری فراموش نشدنی را خلق می کند و شب ها هم آسمان پرستاره گچساران، یکی از ناب ترین مناظر ایران را به تصویر می کشد؛ جایی که کهکشان راه شیری با وضوحی شگفت انگیز بر فراز آسمان دیده می شود.

      موسیقی پنهان سرزمین نفت

      فرهنگ گچساران، همچون رودی است که از دل تاریخ جاری شده و با وجود تغییرات صنعتی، همچنان زنده است. صدای نی و دهل، موسیقی همیشگی جشن های محلی است. لباس های رنگین محلی مردمان این خطه نیز هویت فرهنگی شان را به نمایش می گذارد. زنان با دامن های چین دار و روسری های گلدار، تصویری از بهار را در هر فصل به همراه دارند. مردان نیز با شال های بلند و کلاه های سنتی، شکوهی از گذشته را زنده می کنند.

      در خانه های روستایی، زنان بر دارهای چوبی نشسته اند و گلیم و جاجیم می بافند. هر تار و پود، داستانی از زندگی روزمره است؛ از کوچ های عشایری گرفته تا خاطرات کودکی. رنگ های سرخ، آبی و سبز در این بافته ها، بازتابی از طبیعت اطرافند.

      غذاهای محلی نیز بخشی از فرهنگ گچساران است؛ آش دوغ، کله جوش و کباب های محلی طعمی دارند که تنها در این سرزمین می توان یافت. هر غذا، بخشی از فرهنگ این خطه است.

      گردشگری صنعتی

      گردشگری گچساران تنها در طبیعت و فرهنگ خلاصه نشده؛ بلکه تاسیسات و هر آنچه به نفت مربوط می شود نیز از جاذبه های گردشگری این منطقه به  شمار می رود؛ بازدید از تأسیسات نفتی، خطوط لوله و موزه های مرتبط با انرژی، فرصتی است برای آشنایی با تاریخچه و فناوری های نفت. در بسیاری از کشورها، گردشگری صنعتی، شاخه ای نوین از صنعت گردشگری است.

       بنابراین منطقه گچساران می تواند با بهره گیری از منابع طبیعی، فرهنگی و صنعتی خود، الگویی نوین برای توسعه پایدار گردشگری باشد. به عبارت دیگر، آینده گچساران در گرو هم افزایی میان صنعت نفت و صنعت گردشگری است؛ پیوندی که می تواند همزمان، هم اقتصاد محلی را رونق دهد و هم از میراث فرهنگی و طبیعی منطقه محافظت کند.

    • media/image/2026/01/1024-1448/22282.jpg
    ×

    راهنمای استفاده از صفحات نشریه مشعل

    - بزرگنمایی یا کوچک نمایی تصاویر : Scroll (غلطک) ماوس

    با امکان جابجایی پس از بزرگنمایی صفحات

    - دسترسی به متن خبر: دابل کلیک روی تصاویر صفحات