
7 رویداد که برای کشور سرنوشت ساز شد
تاریخ سازی نفت
مشعل | این مجموعه گزارش، روایتی فشرده؛ اما پیوسته از فراز و فرودهای صنعت نفت ایران در بستر تحولات سیاسی، اجتماعی و فنی کشور است؛ روایتی که از خیزش آگاهی عمومی و مطالبه حاکمیت ملی بر نفت در دهه ۱۳۳۰ آغاز می شود و با گذر از پیچ وخم قراردادهای تحمیلی و بازگشت شرکت های خارجی، بتدریج به تثبیت نقش نهادهای ملی، بومی سازی دانش فنی و گسترش زیرساخت های انرژی می رسد.
در این مسیر، نفت تنها یک منبع اقتصادی نیست؛ بلکه به صحنه ای برای تقابل اراده ملت، دولت ها و قدرت های خارجی بدل می شود. در گزارش پیش رو، هفت قاب تاریخی و لحظاتی سرنوشت ساز که هریک آجرى در بنای استقلال، خودباوری و حاکمیت ملی در صنعت نفت ایران نهاده اند، مرور شده است.
اول دی 1329: اعلامیه سرنوشت ساز
پس از سوءقصد به پهلوی دوم در ۱۵بهمن ۱۳۲۷، آیت الله سیدابوالقاسم کاشانی به اتهام دست داشتن در این واقعه به همراه دامادش بازداشت و در شب ۱۷ بهمن همان سال، بر اساس قانون حکومت نظامی، به قلعه فلک الافلاک خرم آباد و سپس به بیروت تبعید شد. با وجود شرایط تبعید، وی در انتخابات دوره شانزدهم مجلس شورای ملی شرکت کرد و در ۲۱فروردین ۱۳۲۹ به نمایندگی مردم تهران برگزیده شد. همزمان با نخست وزیری منصورالملک، به درخواست دکتر محمد مصدق و جبهه ملی و در پی فشار افکار عمومی، روحانیون و اصناف، آیت الله کاشانی پس از یک سال و چهار ماه تبعید سرانجام در ۲۰خرداد ۱۳۲۹ با استقبالی کم سابقه به ایران بازگشت. با اوج گیری نهضت ملی شدن صنعت نفت، آیت الله کاشانی نقش مؤثری در پیوند نیروهای مذهبی با جبهه ملی ایفا کرد. وی با صدور اعلامیه ای در اول دی ۱۳۲۹، مردم را به اجتماع اعتراضی دعوت کرد. در این گردهمایی چند هزار نفری، سخنرانان با تأکید بر تعلق نفت به ملت ایران، قرارداد ۱۹۳۳ را تحمیلی و فاقد اعتبار حقوقی دانستند. این اجتماع، پیوند نیروهای مذهبی، بازار و جبهه ملی را مستحکم تر کرد و فشار افکار عمومی بر مجلس را افزایش داد؛ فشاری که زمینه ساز تسریع در تصویب اصل ملی شدن صنعت نفت و تضعیف دولت رزم آرا شد و نقطه عطفی در مسیر استقلال نفتی ایران به شمار رفت.
5 دی 1333: قرارداد کنسرسیوم
پس از کودتای ۲۸ مردادماه ۱۳۳۲ و سرنگونی دولت دکتر محمد مصدق، صنعت نفت ایران بار دیگر به محور اصلی سیاست های اقتصادی و خارجی دولت وقت تبدیل شد. حکومت کودتا برای خروج از بحران اقتصادی و جلب حمایت قدرت های غربی، ازسرگیری تولید و صادرات نفت را در اولویت قرار داد. در همین چارچوب، پس از ماه ها مذاکره میان دولت ایران و نمایندگان شرکت های بزرگ نفتی غرب، قرارداد کنسرسیوم در شهریورماه ۱۳۳۳ امضا شد و در مهر همان سال به تصویب مجلس شورای ملی رسید.
براساس این قرارداد، عملیات اکتشاف، استخراج، تولید و صدور نفت عملاً به کنسرسیومی متشکل از شرکت های آمریکایی، بریتانیایی، فرانسوی و هلندی واگذار و نقش ایران به دریافت سهمی از درآمدها محدود شد. سرانجام در پنجم دی ماه ۱۳۳۳، شرکت های کنسرسیوم بهره برداری رسمی از تأسیسات نفت جنوب را آغاز کردند و کنترل میادین، پالایشگاه ها و پایانه های صادراتی بار دیگر در اختیار شرکت های خارجی قرار گرفت.
اجرای این قرارداد، اگرچه به بازگشت نفت ایران به بازارهای جهانی انجامید؛ اما با اصول نهضت ملی شدن صنعت نفت در تعارض بود و اعتراض های گسترده ای را در پی داشت. قرارداد کنسرسیوم تا اوایل دهه۱۳۵۰ ادامه یافت و سرانجام در سال ۱۳۵۲ با بازنگری اساسی، جای خود را به سازوکاری جدید داد؛ فرایندی که نهایتاً پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ به لغو کامل قراردادهای خارجی و بازگشت کامل صنعت نفت به حاکمیت ملی انجامید.
2دی 1334: حاکمیت بر دریا
در دهه ۱۳۳۰خورشیدی و در ادامه تحولات بنیادین صنعت نفت پس از ملی شدن نفت، مسأله اعمال حاکمیت ایران بر منابع طبیعی دریایی به یکی از دغدغه های اصلی سیاست گذاری انرژی کشور بدل شد. در شرایطی که مفاهیم حقوقی فلات قاره هنوز در حقوق بین الملل به طور کامل تثبیت نشده بود، شرکت ملی نفت ایران با رویکردی پیش دستانه وارد عمل شد.
در دوم دی ماه ۱۳۳۴، حوزه جغرافیایی فلات قاره کشور به تصویب شرکت ملی نفت ایران رسید؛ اقدامی که گامی مهم در مسیر صیانت از منافع ملی و تثبیت حقوق حاکمیتی ایران بر منابع زیر بستر دریاها به شمار می رفت. بر اساس این مصوبه، فلات قاره ایران به سه حوزه مشخص تقسیم شد: دریای خزر، خلیج فارس تا تنگه هرمز و سواحل دریای عمان از تنگه هرمز تا منتهی الیه شرقی کشور.
این مصوبه، صرفاً یک تصمیم اداری نبود، اعلام اراده ایران برای حضور فعال و مستقل در پهنه های دریایی به شمار می آمد. با تعیین حوزه های فلات قاره، مسیر بهره برداری هدفمند از منابع نفت و گاز زیر بستر دریاها هموار شد و زمینه ورود ایران به عرصه فعالیت های فراساحلی فراهم آمد. این اقدام، ضمن تثبیت اعمال حاکمیت ملی بر دریاها، افق تازه ای پیش روی سیاست انرژی کشور گشود و شرکت ملی نفت ایران را به یکی از بازیگران مؤثر در تحولات آینده نفت و گاز دریایی بدل کرد؛ افقی که آثار آن در دهه های بعد، در توسعه میادین مشترک و تقویت جایگاه راهبردی ایران در معادلات انرژی منطقه آشکار شد.
3 دی 1344: تقویت شریان های انرژی
با گسترش شهرنشینی و افزایش مصرف فراورده های نفتی در دهه۱۳۴۰، تقویت زیرساخت های انتقال انرژی به یکی از ضرورت های اساسی کشور تبدیل شد. رشد جمعیت تهران و توسعه فعالیت های صنعتی و خدماتی، نیاز به تأمین پایدار و مطمئن سوخت را بیش از پیش آشکار کرده بود. در این چارچوب، صنعت نفت ایران اجرای طرح های توسعه ای در شبکه انتقال را در دستور کار قرار داد.
در سوم دی ماه ۱۳۴۴، خط لوله دوم نفت اهواز ـ تهران به طور رسمی در انبار نفت ری افتتاح شد. این خط لوله با هدف افزایش ظرفیت انتقال نفت و فراورده های نفتی از مناطق نفت خیز جنوب به پایتخت و مناطق مرکزی کشور طراحی شد و به بهره برداری رسید. راه اندازی آن، ضمن کاهش فشار بر خط لوله نخست، پایداری شبکه انتقال را به طور محسوسی افزایش داد.
افتتاح این پروژه، وابستگی به حمل ونقل جاده ای و ریلی را کاهش داد، ایمنی انتقال سوخت را ارتقا بخشید و امکان تأمین منظم تر نیاز انرژی تهران را فراهم ساخت. خط لوله دوم اهواز ـ تهران به عنوان یکی از حلقه های مهم زیرساختی، نقش مؤثری در پشتیبانی از توسعه شهری و صنعتی کشور ایفا کرد.
2 دی 1346: خودباوری در مسجد سلیمان
مسجدسلیمان، به عنوان خاستگاه صنعت نفت ایران، همواره جایگاهی ویژه در تاریخ انرژی کشور داشته است. پس از گذشت دهه ها از آغاز استخراج نفت و در مسیر توسعه فنی صنعت نفت، توجه به بهره برداری بهینه از منابع هیدروکربوری اهمیت روزافزونی یافت. در این چارچوب، استفاده از گازهای همراه نفت که سال ها بخش عمده ای از آن سوزانده می شد، به یکی از اولویت های صنعت نفت تبدیل شد.
در 2 دی ماه ۱۳۴۶، گامی مهم در این مسیر برداشته و عملیات حفاری نخستین چاه «گاز نفت» در مسجدسلیمان آغاز شد. این پروژه برای نخستین بار به طور کامل به دست مهندسان و متخصصان ایرانی طراحی و اجرا شد که نشان دهنده بلوغ فنی نیروی انسانی داخلی بود. هدف اصلی این طرح، جمع آوری و بهره برداری از گازهای همراه نفت، کاهش فلرینگ و افزایش بازدهی میادین نفتی بود.
اجرای موفق این عملیات، زمینه توسعه زیرساخت های گازی، گسترش مصرف صنعتی و شهری گاز و کاهش وابستگی فنی به خارج را فراهم ساخت و به عنوان نقطه عطفی در مسیر بومی سازی دانش و فناوری در صنعت نفت ایران به ثبت رسید.
5دی 1357: اعتصاب سرنوشت ساز
در سال ۱۳۵۷ و همزمان با اوج گیری اعتراض های مردمی علیه رژیم پهلوی، صنعت نفت ایران به یکی از مهم ترین کانون های مبارزه انقلابی بدل شد. اعتصاب کارکنان صنعت نفت که از شهریورماه آغاز شده بود، بتدریج پالایشگاه ها و پایانه های اصلی کشور را دربر گرفت. پالایشگاه آبادان، به عنوان یکی از بزرگ ترین پالایشگاه های جهان و پایانه نفتی خارگ نقش محوری در این روند داشتند.
در پنجم دی ماه ۱۳۵۷، در پی تداوم اعتصابات، تولید نفت ایران به پایین ترین سطح خود رسید و صادرات نفت عملاً قطع شد؛ اقدامی که روزانه میلیون ها دلار از درآمد ارزی رژیم را کاهش داد و منافع قدرت های غربی را بشدت به خطر انداخت. یک روز بعد، امام خمینی(ره) با صدور پیامی از کارکنان صنعت نفت قدردانی کرد و ملت ایران را به حمایت از آنان فراخواند.
این اعتصابات، ستون اقتصادی رژیم پهلوی را فرو ریخت و نقش تعیین کننده ای در تسریع سقوط نظام شاهنشاهی و پیروزی انقلاب اسلامی ایفا کرد؛ رخدادی که برگ زرینی در تاریخ صنعت نفت ایران به شمار می آید.
اول دی 1358: آغاز اقتدار در ملی حفاری
پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، عملیات حفاری نفت و گاز در ایران با وجود ملی شدن صنعت نفت در ۲۹اسفند ۱۳۲۹، همچنان در انحصار شرکت های چندملیتی باقی مانده بود؛ زیرا حفاری به عنوان بخش راهبردی صنعت نفت، وابستگی فنی و مدیریتی بالایی داشت. از اوایل سال ۱۳۵۸، کارگران و کارمندان صنعت نفت با برگزاری اجتماعات اعتراضی، خواستار تشکیل یک شرکت کاملاً ایرانی برای انجام عملیات حفاری شدند. این مطالبات پس از مذاکرات متعدد، سرانجام در آذر سال ۱۳۵۸ با طرح موضوع در محضر امام خمینی(ره) به نتیجه رسید.
با تأسیس شرکت ملی حفاری ایران در اول دی ماه ۱۳۵۸، فصل تازه ای در تاریخ صنعت نفت کشور گشوده شد. این شرکت فعالیت خود را با 6 دستگاه حفاری آغاز کرد و مأموریت یافت اجرای عملیات حفاری اکتشافی، توسعه ای و تعمیر چاه های نفت وگاز را به صورت مستقل به عهده بگیرد. در دهه نخست، با تکیه بر نیروی انسانی متخصص داخلی و انتقال دانش فنی، تعداد دستگاه های حفاری به ۱۹دستگاه افزایش یافت و دامنه فعالیت ها از خشکی به مناطق دریایی گسترش پیدا کرد. در دهه های بعد، شرکت ملی حفاری ایران با حضور در میادین بزرگ نفت و گاز کشور، به ستون اصلی خدمات حفاری صنعت نفت ایران بدل شد. امروز این شرکت با ناوگانی متشکل از ده ها دستگاه حفاری و ارائه بیش از ۹۰ درصد خدمات مورد نیاز حفاری، بزرگ ترین شرکت ایرانی در این حوزه محسوب می شود و نقشی تعیین کننده در تحقق استقلال و خودکفایی، امنیت انرژی و توسعه پایدار صنعت نفت کشور ایفا می کند.