
دلیری از آینده نیز غافل نیست. او می گوید: جلساتی با پژوهشگاه صنعت نفت برای ورود فناوری هوش مصنوعی در بازرسی ها آغاز شده و هدف ما این است که بتوانیم با تحلیل داده های ضخامت، خوردگی و عملکرد، از قبل وقوع خرابی ها را پیش بینی کنیم.
با وجود همه سختی ها، او خانواده را تکیه گاه خود می داند و می گوید: همسرم بزرگ ترین همراه من است. با وجود تمام مشغله ها و شیفت های کاری، مسئولیت خانه و تحصیل فرزندان را خودش بر عهده دارد. شاید همین حمایت باعث شده بتوانم در این مسیر بمانم.
دلیری نگاهی قاطعانه به آینده دارد و می گوید: پالایشگاه تهران امروز بزرگ تر و پیچیده تر از همیشه است. تجهیزات داخلی شده، پروژه ها افزایش یافته و نظارت دقیق تر شده است. اما ما هنوز همان هدف را داریم؛ حفظ ایمنی، تداوم تولید و اعتماد مردم. چراغ پالایشگاه باید همیشه روشن بماند و این وظیفه ماست.
روایت مردی که نمی گذارد نفس صنعت بایستد
۳۴ سال پای چرخ های داغ
در میان صدای توربین ها، گرمای فلز و بوی نفت، مردی ایستاده که ۳۴ سال از عمرش را وقف چرخیدن چرخ های پالایشگاه کرده است. رضا زارعی، رئیس اداره نگهداری و تعمیرات مکانیک پالایشگاه نفت تهران، از نسلی است که هنوز اعتقاد دارد اگر کار متوقف شود، زندگی هم می ایستد.
روایت او، داستان استقامت، تخصص و عشق به صنعتی است که بی نام ترین قهرمانان کشور در دل آن نفس می کشند.
مردی در دل فلز و آتش
رضا زارعی ۳۴ سال است که صبح هایش را با صدای بوق شیفت و لرزش زمین زیر پای توربین ها آغاز می کند. او رئیس اداره نگهداری و تعمیرات مکانیک پالایشگاه نفت تهران است؛ جایی که از لوله و پمپ گرفته تا کمپرسور و توربین، همه زیر چتر مسئولیت او و تیمش قرار دارند. می گوید: کار ما محدوده مشخصی ندارد؛ از لوله کشی گرفته تا پایپینگ، از تعمیر توربین های گازی تا بخار، همه چیز با ما است. بیش از ۴۰۰ نفر در زیرمجموعه ام کار می کنند و عملاً قلب عملیات تعمیرات اساسی در اختیار بخش مکانیک است.
وسعت کار، وسعت مسئولیت
در نگاه زارعی، پالایشگاه یک موجود زنده است که اگر یک عضو آن از کار بیفتد، تمام بدن می لرزد. او از بخش های مختلف واحد خود می گوید: تعمیر ماشین آلات دوار، جوشکاری، ماشین کاری، پایپینگ، بازسازی قطعات، مبدل های حرارتی و. . . هرکدام دنیایی است.
زارعی ادامه می دهد: همین حالا روی مسیر پمپ ۱۶۲ کار می کنیم که به دلیل خوردگی باید کاملا تعویض شود. کار ساده ای نیست؛ هر تغییر یعنی توقف تولید و توقف یعنی فشار مضاعف بر همه.
از تحریم تا خودکفایی
زارعی با افتخار از روزهایی یاد می کند که تحریم ها به جای توقف، مسیر خوداتکایی را باز کردند.
او می گوید: خیلی از تجهیزات پالایشگاه آمریکایی یا اروپایی اند، اما سال هاست که دیگر قطعه ای وارد نمی شود. ما یاد گرفتیم خودمان بسازیم، بازسازی کنیم و حتی طراحی را تغییر دهیم. حالا قطعاتی که خارجی ها می گفتند غیرقابل تعمیر است، در کارگاه مرکزی ما دوباره زنده می شود.
او ادامه می دهد: تحریم ها ما را خلاق کرد. مجبور شدیم یاد بگیریم هر کاری را خودمان انجام دهیم. الان کارگاه مرکزی ما یکی از مجهزترین بخش های کشور است؛ خیلی از دستگاه های دقیق را خودمان خریدیم و راه اندازی کردیم.
نیروی انسانی؛ سرمایه ای بی قیمت
در بخش تعمیرات، تجربه حرف اول را می زند. بعضی تخصص ها را بیرون از پالایشگاه اصلا پیدا نمی کنیم. مثلا تعمیرکار ماشین آلات دوار یا تراشکار پالایشگاهی باید سال ها در همین محیط کار کرده باشد. برای همین از افراد بازنشسته قدیمی خودمان هم استفاده می کنیم. آنها استادهای بی جایگزیند. به گفته زارعی، بالای ۹۰ درصد نیروهایی که در این اداره فعالیت می کنند، آموزش دیده داخل پالایشگاه هستند. آموزش ها عملی است و همین باعث می شود بچه ها در کار خبره شوند. خیلی از آنها بعد از بازنشستگی هم در صنایع دیگر جذب می شوند.
مدیریت با رفاقت
نسل جدید کارکنان دیگر با اخم و دستور کار نمی کنند. زارعی این را خوب می داند و می گوید: زمان ما مدیر باید اخم می کرد تا کارپیشرفت کند. الان این روش جواب نمی دهد. من سعی می کنم با بچه ها دوست باشم، نه رئیس. وقتی احساس کنند به آنها اعتماد داری، خودشان داوطلبانه بهترین عملکرد را نشان می دهند.
او باور دارد انگیزه فقط با احترام و اعتماد ساخته می شود و تصریح می کند: اگرچه پول و پاداش مهم است، اما مهم تر ازآن عمل کردن به قول است. من وقتی می گویم پاداش می دهم، حتماً این کار را انجام می دهم. همکارانم هم می دانند که روی حرف من می شود حساب کرد.
دیدگاهی درباره فلسفه مدیریت
زارعی که فارغ التحصیل مهندسی مکانیک و کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی است، مدیریت را در تجربه می بیند. او می گوید: به نظرم اگه کسی چند اصل ساده مثل شفافیت، واگذاری اختیار و رعایت سلسله مراتب را درست انجام دهد، در کارش موفق می شود. نیازی نیست کتاب های پیچیده بخوانید من همیشه سعی می کنم هیچ تصمیمی را به جای رئیس مستقیم نگیرم، چون نظم سازمانی از همین جا شروع می شود.
روزهای طولانی، شب های روشن
برنامه روزانه زارعی از 5 و 30 دقیقه صبح و جلسه صبحگاهی پالایشگاه در ساعت 6 و 30 دقیقه آغاز می شود. بعداز آن تا عصر مشغول بررسی ها، نامه ها و کارگاه ها می شود.
او می گوید: در زمان تعمیرات اساسی(اورهال) اما روز و شب نداریم. زمانی بوده که ۷۲ ساعت مداوم در پالایشگاه مانده ام تا یک واحد کلیدی دوباره راه اندازی شود.
زارعی با لبخندی دلنشین ادامه می دهد: همسرم همیشه می گوید؛ قول می دهی زود بیایی. اماکار شوخی بردار نیست. توقف پالایشگاه یعنی توقف نفس کشور.
عشق به کار، از روز اول
زارعی با بیان این که از سال ۱۳۷۰ به پالایشگاه آمده، در حالی که پیشنهادهای کاری زیادی از شرکت های مختلف داشته است، می گوید: با همه این احوال پالایشگاه را که حس خاصی داشت انتخاب کردم.
وی با اشاره به این که از همان روز اول عاشق کار در پالایشگاه شده است ادامه می دهد: کارم را از بخش ارتعاشات شروع کردم و تا امروز هم ادامه داده ام؛ البته چون در این زمینه اطلاعات کمی داشتم، شروع به مطالعه کردم و کتابچه ای را مقابل درب اصلی دانشگاه تهران یافتم که به زبان انگلیسی درباره ارتعاشات نوشته شده بود. آنقدر آن را مطالعه و ترجمه کردم تا در آخر توانستم این رشته را برای علاقه مندان هم تدریس کنم.
در دل شب های روشن پالایشگاه تهران، وقتی صدای کمپرسور ها قطع نمی شود و بوی فلز در هواست، مردانی چون رضا زارعی هنوز کنار تجهیزات پالایشگاه ایستاده اند تا چراغ صنعت خاموش نشود. او از خودش قهرمان نمی سازد، اما از همکاران خود که نمی گذارند فعالیت های پالایشگاه حتی لحظه ای متوقف شود قهرمان می سازد.
محمد قربان فیض آبادی و روایتی از تلاش های بی وقفه برای راه اندازی به موقع تاسیسات
پالایشگاه تهران یک خانواده متحد
در روزهایی که تأمین انرژی و ناترازی سوخت، صنعت نفت کشور را به چالش کشیده، کارکنان و مهندسان پالایشگاه تهران با تخصص، تعهد و همت مثال زدنی، بزرگ ترین تعمیرات اساسی سال را در کوتاه ترین زمان ممکن به انجام رساندند. محمد قربان فیض آبادی،رئیس برنامه ریزی تعمیرات پالایشگاه تهران، از روزهای دشوار، تصمیم های راهبردی، تلاش های شبانه روزی و لحظات انسانی برای انجام تعمیرات اساسی می گوید؛ از تلاش های بی وقفه شبانه روزی تیم های عملیاتی.
فیض آبادی توضیح می دهد: در واحدهای جنوبی پالایشگاه ( واحد تقطیر، تقطیر درخلأ و مراکس)، تعمیرات اساسی بر اساس برنامه های پنج ساله و سالانه انجام می شود. این واحدها غیرکاتالیستی هستند و هر چهارسال یک بار نیاز به تعمیرات اساسی دارند. امسال نوبت واحد تقطیر بود که تعمیرات اساسی شود. با توجه به فشارهای ناشی از ناترازی سوخت و بنزین و محدودیت زمان، قرار شد عملیات از زمانی که هیدروکربن را از واحد خارج می کنیم تا زمان بازگشت به مدار، تنها در ۱۸روز انجام شود. اما هدف اصلی همیشه افزایش طول عمر تجهیزات، ارتقای کیفیت و ایمنی و کاهش ریسک های عملیاتی است.
فیض آبادی با بیان این که عملیات اورهال واحد تقطیر اوایل آبان ماه شروع شده و طبق زمانبندی نیز پیش رفته است، ادامه می دهد: در این اورهال، بیش از ۱۵۰۰ نفر شامل نیروهای رسمی، پیمانکار و روزمزد مشارکت کردند. حدود ۳۰ درصد نیروها در شیفت شب کار کرده اند تا عملیات بدون وقفه پیش رود.
اقدام های فنی با استفاده از فناوری نوین
فیض آبادی درباره تجهیزات و اقدام های فنی می گوید: تعویض پکینگ های برج ۱۵۱، تعمیرات اساسی بنای کوره ۱۰۱، تعویض 6 تیوب کوره ۱۰۳، اصلاح مسیرهای پایپینگ و خطوط 6 اینچ فلر، تعویض 18 فن هوایی وتعویض مبدل های یدکی، از جمله اقدام هایی است که در روند عملیات تعمیرات اساسی، در این تاسیسات صورت می گیرد. او اشاره می کند: بیش از ۹۰ درصد مواد مصرفی تولید داخل و با وجود تحریم ها، از منابع ایرانی استفاده شده است. هزینه کل پروژه بیش از ۱۰۰ میلیارد تومان برآورد می شود و بازگشت سریع به مدار، اولویت حیاتی این واحد است.
فیض آبادی اضافه می کند: برای تشخیص خوردگی و ضخامت تجهیزات از روش های جریان الکتریکی و اسکن دیجیتال استفاده می شود؛ این موضوع کمک می کند تا ارزیابی تجهیزات دقیق تر و تعمیرات هدفمندتری انجام شود.
ارزش اقتصادی و محیط زیستی
او توضیح می دهد: این واحد ۱۲۵ هزار بشکه ظرفیت دارد و هر روز تأخیر در راه اندازی آن، میلیون ها تومان هزینه برای کشور دارد. این تعمیرات نه تنها تجهیزات را احیا می کند، بلکه باعث کاهش آلاینده ها و افزایش بهره وری نیز می شود. تعویض بویلرها، پکینگ ها و تیوب ها باعث کاهش آلاینده گوگردی و بهبود کیفیت محصولات می شود.
روحیه همدلی
فیض آبادی می گوید: بهترین خاطره ام تعامل و همدلی تیم است. فضای کار صمیمی و دوستانه است، همه به هم کمک می کنیم و در کنار هم، شب و روز، پالایشگاه را زنده نگه می داریم. تعمیرات اساسی فقط تعمیرات نیست؛ عشق، تعهد و وطن دوستی است.
واقعیت های زندگی
وی درباره زندگی شخصی خود نیز می گوید: ۲۸ سال در پالایشگاه هستم. گاهی دوری از خانواده سخت است. پسرم دانش آموز است و عاشق فوتبال، اما من باید اولویت ها را با مسئولیت سنگینم در پالایشگاه تنظیم کنم. یک روز پسرم سرما خورده بود و اصرار داشت به کلاس فوتبال برود، همسرم از من می خواست که او را مجاب کنم تا به کلاس فوتبال نرود، اما نمی توانستم کنار او باشم و از او بخواهم که استراحت کند. اینها واقعیت زندگی ماست. با این حال، او می گوید: هرچند دوری از خانواده سخت است، اما وقتی می بینی که تجهیزات دوباره جان می گیرند و تولید با کیفیت ادامه دارد، خستگی ها فراموش می شود. کارکنان پالایشگاه مثل اعضای یک خانواده هستند؛ به همدیگر کمک و همدیگر را حمایت می کنیم تا با هم پالایشگاه را زنده نگه داریم.
نمایشی از عشق به وطن
در میان صدای آچارها، بخار و شعله های کوره ها، مردان و زنان پالایشگاه تهران ایستاده اند، خستگی نمی شناسند و با قلبی پر از تعهد و غیرت، نبض پالایشگاه را زنده نگه می دارند. این تعمیرات اساسی، نمایشی از تخصص، ایمان، همدلی و عشق به خانواده و وطن است که نامشان هرگز از یاد نمی رود.