به گفته مسئول تخلیه و بارگیری، فعالیت این نیروها شامل انجام تمامی کارهای سنگین با احجامی بین ۶۰ تا ۱۲۰ تن است. این مجموعه مسئول جابه جایی تمام اقلام ورودی به منطقه لاوان و سکوهای مربوطه است؛ از یک خودکار ساده گرفته تا مواد غذایی، تجهیزات تعمیراتی، خطوط لوله و سایر وسایل مورد نیاز.

 

کار سخت است و زمان بی معنا

 با توجه به اینکه عمده کار این تیم در بخش اسکله است، دفتر کار تخلیه و بارگیری همجوار با دریاست که به محض رسیدن بار برای تخلیه و بارگیری، بی درنگ دست به کار شوند. موقعیتی که این تیم در آن استقرار دارد، انبار مادر محسوب می شود.

آرمان ادامه می دهد: به همین دلیل تدارکات بخش تخلیه و بارگیری در مقایسه با مناطق بیشتر است و اهمیت زیادی دارد. همه افراد همیشه باید در آماده باش قرار داشته باشند، زیرا در هر ساعت از شبانه روز ممکن است برای انجام عملیات های مختلف ورود کنند؛ بنابراین، فعالیت آنها زمان خاصی ندارد و در هر ساعت از شبانه روز باید آماده انجام کاری تازه باشند.

او درباره سختی کار نیروهایش در فصل گرما حرف های زیادی دارد. با لحنی صریح می گوید: تابستان اینجا جهنم است. با فعالیت سنگینی که کارکنان دارند، نفس کشیدن هم دشوار می شود. در مجموع، شاید فقط سه ماه از سال هوا مطلوب باشد؛ باقی اش همه سختی است.وقتی صحبت از مطالبات به میان می آید، آرمان که یکی از کارکنان رسمی صنعت نفت است، به محدودیت سقف حقوق اشاره و تصریح می کند: این محدودیت، رنج و سختی کار را دوچندان کرده است. درخواست ما اصلاح این وضعیت است.

از او می خواهم درباره زندگی اقماری اش در منطقه عملیاتی لاوان توضیح دهد که می گوید: به دلیل شرایط اقتصادی، به پیشنهاد یکی از دوستانم که در لاوان مشغول به کار بود، از سال ۱۳۸۵ به این منطقه آمدم. البته او تمام مشکلات کار و زندگی اقماری را برایم توضیح داده بود. من بین بد و بدتر، لاوان را انتخاب کردم.

از او می پرسم حالا اوضاع اقتصادی اش چگونه است. مکثی می کند و می گوید: می توانم بگویم فقط عمری گذشته... شاید چیزهایی را هم از دست داده باشم؛ مثل ندیدن بزرگ شدن فرزندم یا نبودن کنار همسرم هنگام بیماری اش، وقتی که بیش از همیشه به من نیاز داشت. گاهی از خودم می پرسم آیا ارزشش را داشت؟ اما پاسخ روشنی برایش ندارم. شاید اشتباه کرده باشم.

 

ردِ سختی کار در چهره کارکنان

ردِ سختی کار را می توان در چهره تک تک اعضای تیم تخلیه و بارگیری منطقه عملیاتی لاوان دید؛ چهره هایی که بسیار مسن تر از سن واقعی شان به نظر می رسند.

وقتی برای گفت وگو به سراغشان می روم، متوجه می شوم ترکیب این تیم اغلب بومی و از نوار ساحلی جنوب کشور است؛ مردانی که با گرما، رطوبت و سختی کار خو گرفته اند، اما نشانه های فرسایش جسم و جان در نگاهشان پیداست.حسین انصاری از قدیمی ترین کارکنان بخش تخلیه و بارگیری است؛ با ۲۰ سال سابقه فعالیت و ۵۲ سال سن، هنوز باید چهار سال دیگر برای بازنشستگی صبر کند. بی آنکه پرسشی از او کرده باشم، با لحنی گلایه آمیز می گوید: چرا تابستان اینجا نیامدید که ببینید ما می میریم و دوباره زنده می شویم؟ الان که هوا خوب است.

کار روزانه او و همکارانش با تخلیه بار کشتی هایی آغاز می شود که از دیگر بنادر  رسیده اند. افزون بر این، بخش قابل توجهی از حجم کار مربوط به اقلام موردنیاز سکوهای نفتی است. این سکوها نه تنها باید به طور روزانه تأمین شوند، بلکه ضایعات روزانه شان نیز باید تخلیه شود؛ وظیفه ای که به عهده همین تیم است.

تیم تخلیه و بارگیری همچنین موظف است مواد غذایی موردنیاز کارکنان مستقر در سکوها را در فواصل مختلف، با استفاده از کانتینر و سردخانه، به موقعیت های گوناگون در خلیج فارس منتقل کند.علاوه بر این وظایف روزانه، در روزهای پروازی نیز باید برای جابه جایی، بارگیری و تخلیه بار مسافران، راهی فرودگاه لاوان شوند؛ مأموریتی دیگر در زنجیره بی پایان مسئولیت هایشان.

  از او درباره سختی کار می پرسم. می گوید: کار در اینجا بسیار سنگین و پرخطر است.  برای نمونه گاه باید 2 تن بار را کمتر از 15 دقیقه تخلیه کنیم در مواقعی هم  باید 4 هزار لوله را که با کشتی به لاوان رسیده است، در مدت زمان سه  روز با تعداد نفرات محدود تخلیه کنیم. این قبیل کارها نیاز به نیروی جوان و تازه نفس دارد و از همه مهم تر اینکه کمترین دریافتی را داریم که متناسب با سختی کار نیست.

انصاری با بیان اینکه تعداد نفرات از 18 نفر به 6 نفر در هر شیفت رسیده و حجم کار سنگین است، می گوید: تنها خواسته ما این است که بیشتر به فکر ما باشند. متاسفانه هر کسی از اینجا بازنشسته شده، جایگزینی برای او نیامده و کمبود نیرو از مشکلات اصلی است آن هم برای ما که هر کدام با مشکل دیسک کمر یا موارد دیگر مواجه هستیم.

او با وجود سابقه انجام عمل قلب باز در کار سخت و سنگین  تخلیه و بارگیری یک منطقه عملیاتی مهم در حوزه صنعت نفت فعالیت می کند. وقتی از او درباره شرایط زندگی اقماری می پرسم، به این اکتفا می کند که «بالاخره باید برای خانه نانی ببرم تا بخورند. خودم این کار را انتخاب کرده ام.»

 

منتظر بازنشستگی هستم

هلال جزایری، یکی از نیروهای بومی جزیره لاوان، شاغل در  منطقه است که  15 سال از فعالیت او در تخلیه و بارگیری منطقه عملیاتی لاوان می گذرد. کارش که در محوطه انتقال لوله ها به پایان می رسد، به سراغش می روم.

جزایری می گوید: با فعالیت در اینجا از همه چیز عقب ماندم. روزهایی که مشغول کار بودم و همسرم با سرطان ریه دست و پنجه نرم می کرد، متاسفانه نتوانستم کنارش باشم و به دلیل نداشتن تامین هزینه های درمان او را از دست دادم، حالا هم حقوق برای گذران زندگی با پنج فرزند کافی نیست. درباره سایر بومی های جزیره لاوان می پرسم. می گوید: بومی های جزیره زمان جنگ لاوان را ترک کردند. اینجا قبلا 9 دهکده داشت، اما الان فقط یکی از آنها باقی مانده است.

او یک روز کاری خود را اینگونه روایت می کند: صبح زود پیاده جاده جزیره را سمت منطقه می آیم، بعد منتظر می مانم هر کاری بگویند، انجام دهم که به محض ورود کشتی های باربری، این تیم حضور می یابد و کار بارگیری را با سرعت انجام می دهد. فرقی ندارد از یک سوزن تا ژنراتور 80 تنی و لوله و تجهیرات مختلف را باید تخلیه و پس از آن از موقعیت اسکله به محل انبار یا واحدها منتقل کنیم. او می گوید: گاهی روزانه حدود 20 تن بار را جابه جا می کنیم. بعضی کارها خیلی سخت و سنگین است و الان فقط منتظر بازنشستگی هستم.

وقتی درباره سخت ترین بخش کار می پرسم، از فعالیت سنگین در گرمای 50 تا 60 درجه می گوید و اینکه چگونه تابستان با این کار، نفس بند می آید. درخواستی که او دارد در حوزه درمان است و می خواهد شرکت طرف قرارداد بیمه تکمیلی درمان،فعالیت منظم تری در پرداخت ها داشته باشد. جزایری با گلایه می گوید: «هنوز معوقات بیمه ای پرداخت نشده و این موضوع جای سؤال دارد. او درباره گذران اوقات استراحت نیز توضیح می دهد: حجم و سنگینی کار، فرصتی برای استراحت واقعی باقی نمی گذارد. اینجا ماهی هست، اگرچه حالا خیلی کم شده و دیگر لطفی هم ندارد، اما فرصت زیادی برای این کار نمانده است.

 

سختی کار ناگفتنی است

علیرضا بهادری، راننده جرثقیل انبار تخلیه و بارگیری، اهل خوزستان از سال 95 به این مجموعه آمده است. فعالیت و همکارانش، خدمات دهی در تمام بخش های لیفتراک کرین، فعالیت در ارتفاع، جابه جایی و حمل ونقل را شامل می شود.

بهادری از سختی کار در فصل تابستان می گوید؛ از روزهایی که کارکنان هنگام تخلیه بار از کشتی ها، آنقدر عرق می ریزند که حتی کفش هایشان از درون خیس می شود و کاملاً آب کشیده به نظر می رسند. به باور او، در منطقه عملیاتی لاوان، کمتر واحدی را می توان یافت که با چنین حجم و شدت کاری مواجه باشد.

اکثر کارکنان این واحد به صورت پیمانکاری مشغول فعالیت و خواستار بهبود وضعیت حقوقی خود هستند. آنان معتقدند دریافتی فعلی، پاسخگوی زحمت و سختی طاقت فرسای کارشان نیست و انتظار دارند شرایط معیشتی شان با واقعیت های کاری شان هم خوانی بیشتری پیدا کند.

درخواست او به عنوان نیروی پیمانکار این است که تبدیل وضعیت و از سیستم پیمانکار خارج شوند.

وی ادامه می دهد: انجام کار در افزایش روحیه و انگیزه کار در افرادی همانند من موثر است و باعث دلگرمی خواهد بود؛ من و بیشتر همکارانم مستاجر هستیم و در این دوره، گذران زندگی آسان نیست.

 

چالش های کمبود نیرو

ابراهیم دسترس، یکی دیگر از کارکنان پیمانکاری بومی بخش تدارکات کالا و اهل پارسیان است. او سخت ترین بخش کار را تخلیه و بارگیری می داند و می گوید: با توجه به کمبود نفرات، کار سخت تر شده است. ابراهیم در طول کار یک بار هم آسیب دیده و دست و پایش شکسته است.یکی دیگر از وظایف تیم تخلیه و بارگیری، مربوط به فعالیت های فرودگاه لاوان است. این تیم مسئولیت تخلیه و بارگیری مسافران، همچنین بارهای ورودی و خروجی هر نوبت پروازی را به عهده دارد. با هر تماس از سوی فرودگاه، اعضای تیم موظفند بار و بنه را جمع آوری کنند و به سرعت راهی فرودگاه شوند تا عملیات را انجام دهند.