
معماران نفت با دانش می سازند؛ با عشق می آموزند
از تخته سیاه تا پالایشگاه
لیلا مهداد: 5 اکتبر، روز جهانی توست؛ روزی که زمین به پاس آسمانی ترین هنرت می درخشد؛ هنر آموختن. تو نه یک شغل که یک معجزه گری؛ دست هایت نه برای گرفتن که برای بخشیدن گشوده است. در کلاس هایت نه فقط الفبا که راه زندگی می آموزیم. وقتی تخته سیاه را با نور دانش روشن می کنی، گویی ستاره ها را بر پیشانی زمان می نویسی. هر کلمه ات، بذری است که در خاک ذهن مان می کاری و هر نگاه گرمت، آبی است که این بذرها را به درختانی تنومند بدل می کند. تو معمار روح ها هستی؛ با گچ و کلمات، نه ساختمان که انسان می سازی. آری، معلم عزیز! تو چراغ دار تاریکی هایی. روزهایی که گم شده بودیم، با نور دانایی ات راه را نشان مان دادی. وقتی اشک های شکست روی گونه هایمان غلتید، با دستان مهربانت آنها را پاک کردی و گفتی: «بلند شو، دنیا منتظر توست.» و امروز در این روز جهانی می خواهیم فریاد بزنیم؛ «سپاس! سپاس! سپاس!» سپاس برای تمام لحظاتی که صبر کردی. برای تمام لبخندهایی که در سخت ترین روزها به ما هدیه دادی. تو نه فقط یک معلم که پناهگاه آرزوهایمان بودی. روزت مبارک، ای قهرمان خاموش تاریخ!
برش اول
می نویسم؛ برای رسیدن به آرزوهایم تا آخر می جنگم
چشم که گشود با نماد شهرش خو گرفت؛ پالایشگاه آبادان. نمادی که الهام بخش او شد برای انتخاب مسیر تحصیل و حرفه اش. «محسن توسل» حالا یکی از استادان شناخته شده دانشگاه صنعت نفت است؛ مردی که علاقه اش به صنعت پالایش نفت او را ترغیب به تحصیل در این رشته کرد. تقویم که ورق خورد، فهمید که شیفته تدریس هم هست، بنابراین مدرس دانشگاه صنعت نفت شد که هم پالایش را داشت و هم شوق تدریسش را به او ارزانی می کرد: «شاید تدریس در دانشگاه صنعت نفت در واقع به نوعی ادای دین به شهر و مردمانش بود.»
هر کلاس، هر روز تدریس؛ شیرین و خاص
کلاس های «محسن توسل» باب میل دانشجویان است، چون خبری از حضور و غیاب نیست. در این کلاس ها شرط حضور، اشتیاق دانشجوست برای بهره بردن از دانش استاد: «یکی از بهترین احساساتی که یک معلم تجربه می کند، موفقیت دانشجوهاست. حسی وصف ناپذیر از شادی، شوق و غرور.» به باورش موفقیت هر دانشجو نشان از این دارد که تلاش های استاد نتیجه داده: «وقتی دانشجویی موفق می شود، استاد خود را بخشی از مسیر موفقیت او می بیند و خوشحال از اینکه درس هایش نتیجه داده. به نظرم موفقیت دانشجوها نه تنها برای من؛ بلکه برای هر معلمی در هر رشته ای ارزشمند و خاطره انگیز است.» معلمی کردن، یعنی سروکله زدن با نسلی نو که دغدغه ها و زبان خاص خودش را دارد و شاید همین خصوصیت است که هر کلاس و هر روز تدریس را برای «محسن توسل» شیرین و خاص کرده است: «وقتی وارد کلاس می شوم، تمامی دریچه های دنیا را می بندم تا تک تک لحظات در کلاس درس همراه و همدل دانشجوها باشم. باید استاد باشید و محبت دانشجوها را مزه مزه کنید تا بفهمید وقتی از شیرین بودن کلاس های درس می گویم یعنی چه.»
تدریس مفاهیم زندگی در کنار معلمی
سال ها تجربه کنار تخته سیاه به او آموخته که تدریس، تنها ارائه دیتاهای مختص آن رشته و درس نیست و استادی تنها در این خلاصه نمی شود. به باور «محسن توسل» استادان، معلمان زندگی هم هستند: «هر استادی به تناسب دانشجوهایش تجربه ها و آموخته های بیشتری دارد و به نظرم در کنار انتقال دانشش باید از تجربیاتش هم بگوید تا مسیر روشنی را به روی زندگی تک تک دانشجوهایش باز کند. آموختن مفاهیم زندگی و نحوه برخورد با مسائل و مشکلاتش گاه مهم تر از انتقال صرف مفاهیم درسی است.» گذر عمر، سبب شده تا توصیه اش به دانشجوهایش این باشد؛ قدر جوانی را بدانید و هر روز حتی اگر شده یک کلمه یا چیز جدید یاد بگیرید: «همیشه توصیه ام به دانشجوها این است که برای رسیدن به آرزوها، باید سخت تلاش کرد.»
آموختن جنگیدن برای آرزوها
فروتنی شاید یکی از خصوصیات معلمی است؛ زیرا «محسن توسل» این استاد کهنه کار دانشگاه صنعت نفت می گوید تا به امروز از دانشجوهایش بسیار آموخته است: «علاقه و سماجت برخی دانشجوها برای آموختن بیشتر، همیشه مشوقی برایم بوده تا تلاشم را مضاعف کنم و این برایم بسیار خوشایند است.» هرچند امروز بر این باور است که اگر به روزهای اول تدریسش در دانشگاه برگردد، خیلی راحت از کنار سختگیری هایی که داشته، می گذرد. تدریس برای او، شوق و اشتیاق محض بوده و در همه این سال ها ورق خوردن تقویم و اضافه شدن به شمع های تولدش حریف این نشده که حس جوانی را در او کمرنگ کنند: «تدریس برای جوانان سبب شده دائم حس جوانی کنم. درواقع دمخور شدن با جوانان، حس جوانی را در من زنده نگه داشته. استادان، انرژی دانشجویان را جذب می کنند و این، یکی از بهترین حس هایی است که کسی می تواند تجربه کند.» این استاد دانشگاه با سال ها تجربه معتقد است که یک انسان خوب می تواند معلم خوبی هم باشد. وقتی صحبت به این می رسد که دوست دارد روی دیوار دانشگاه چه بنویسد، می گوید: «می نویسم برای رسیدن به آرزوهایم تا آخر می جنگم.» شاید «محسن توسل» با این جمله می خواهد دانشجوهایش را ترغیب کند به جنگیدن برای آرزوهای شان.
تجهیز به فناوری های نوین ضروری است
دلسوز دانشجوها و صنعت نفت است. مردی دغدغه مند که یکی از بزرگ ترین چالش ها در آموزش صنعت نفت را بیگانه بودن برخی مفاهیم از سوی دانشجوها می داند: «وقتی دانشجو با برخی مفاهیم مختص صنعت از نزدیک آشنا نباشد، درک و توضیح آن دشوار خواهد بود.» تجربه های «محسن توسل» به او می گویند که این چالش در بسیاری از دانشگاه ها وجود دارد و نیازمند افزایش حضور دانشجوها در صنعت است: «ارائه دروس تخصصی در پالایشگاه ها، بی شک به درک بهتر مفاهیم کمک می کند.» او شبیه به همه دلسوزان مام وطن دل نگران آینده است؛ زیرا بهترین ها را برای وطن آرزومندند: «آموزش در آینده باید براساس استانداردهای جدید و فناوری های نوین باشد. نیاز به یک تحول اساسی در این زمینه احساس می شود.» باورش این است، خیلی دور نیست که آموزش از این شکل سنتی دور می شود و خود را تسلیم استانداردها و فناوری های نوین می کند. شاید برای همین است که اصرار دارد دانشجویانش در کنار تحصیل، مهارت آموز هم باشند: «هر دانشجویی که وارد صنعت نفت می شود، باید در کنار دروس نظری در کارگاه ها و دوره های تکمیلی هم شرکت کند تا ماهر شود. دانشجویان باید با نرم افزارها و استانداردهای صنعت آشنا شوند؛ زیرا اینها از ضروریات مسیری است که انتخاب کرده اند.» به باورش استاد و دانشجو باید به طور منظم در صنعت حضور داشته باشند و دوره های کارورزی و کارگاه های تکمیلی را تجربه کنند: «دعوت از مدیران صنعتی برای برگزاری سمینارها هم می تواند به دانشجویان کمک کند تا از تجربیات آنها بهره ببرند.»
برش دوم
می نویسم؛ به دانشکده ای با بیش از 85 سال سابقه درخشان علمی، خوش آمدید
اصالتش جنوبی است، از مردمان خوب بوشهر. «عباس هلالی زاده» به اینکه کارشناسی و کارشناسی ارشد را در دانشگاه صنعت نفت پشت سر گذاشته، می بالد. در ابتدای امر اندیشه اش بر آن بوده که پس از فراغت از تحصیل به دیارش بازگردد و در آنجا به کار مشغول شود؛ اما گذر زمان و کشش درونی اش به تدریس و عشق به پیشه شریف معلمی، به همراه توصیه سه تن از استادانش، مسیر زندگی او را دگرگون می سازد و اینگونه اقامت در اهواز را برمی گزیند و به گفته خودش، توفیق خدمت در دانشکده نفت را می یابد. «هلالی زاده» باورش بر این است که محصول نهایی و اصیل دانشگاه، فارغ التحصیلان آن است و شاید به دلیل همین نگرش بوده که وقف خدمت بودن در این مجموعه را نه تنها برای خودش مایه افتخار که آن را سرافرازی برای دانشگاه صنعت نفت می داند و از این همراهی، سرشار از حس خرسندی و رضایت است.
آموختن نظم، پشتکار، تعهد و به روز بودن
تدریس و حضور در کلاس درس برایش همواره کاری شیرین و سرشار از خاطراتی به یادماندنی بوده: «اما صادقانه بگویم که هیچ چیز به پای آن دیدارهای دوستانه و گردهمایی فارغ التحصیلان قدیمی دانشکده نمی رسد.» شاید برای همین است که تاکنون چند بار در دانشکده نفت، جمعی از همان یاران قدیم دورهم گرد آمده و در فضایی سرشار از صمیمیت، خاطرات روزهای دانشجویی را مرور کرده اند: «یادآوری آن روزهای پرشور و زیبا در مکانی که بهترین سال های جوانی مان را سپری کرده ایم، همیشه حال و هوایی شیرین و ماندگار برای انسان به ارمغان می آورد.» باورش بر این است که تدریس و انتقال دانش، اصلی ترین رسالت یک استاد به شمار می رود؛ اما وظیفه شان تنها به اینجا ختم نمی شود: «باید کوشید تا افزون بر علم، ارزش هایی مانند نظم، احساس مسئولیت، پشتکار، تعهد و به روز بودن نیز در دل و ذهن دانشجویان نهادینه شود.» به اعتقاد این استاد دانشگاه، این ارزش ها، همان آموزه هایی هستند که نه فقط در کلاس درس که در تمام زندگی همراه آنان خواهد ماند و مسیر موفقیت شان را هموارتر خواهد کرد.
کارنامه ای سرشار از تلاش و مهر
بعد از سال ها استادی، هنوز به روزهای دانشجویی می اندیشید؛ روزهایی که به باورش فرصت بودن در این محیط، گنجی یگانه و تکرارناشدنی بوده: «آن روزهای نورانی، تنها یکبار در زندگی هر فرد رقم می خورد و دیگر بازنمی گردد.» همواره توصیه اش به دانشجویانش این بوده: «به عنوان کسی که سال ها پیش، همچون شما، افتخار دانشجویی در این دانشگاه و دانشکده را داشته، توصیه می کنم از این فرصت بی نظیر، نهایت بهره را ببرید و با کارنامه ای سرشار از تلاش و مهر، از این دیار علم و تجربه فارغ التحصیل شوید.» «عباس هلالی زاده» در میان گفتن از مفاهیم تخصصی نفت، به این نکته هم اشاره می کند که کارنامه دوران دانشجویی، همچون سایه ای تا پایان عمر همراه دانشجو خواهد ماند، بنابراین از دانشجوهایش می خواهد که بکوشند تا این صفحه از زندگی شان، چنان درخشان باشد که همواره با افتخار به آن بنگرند و یاد این روزها، لبخند بر لبان شان بنشاند.
تلاش با همه وجود در راه آموزش دانشجویان
اعتقاد «عباس هلالی زاده» بر این است که بیشترین تأثیرگذاری در زندگی هر فرد، پیش از ورود به دنیای کار، در همین سال های دانشجویی شکل می گیرد: «بی تردید، استادان دانشکده نفت، بیشترین نقش را در این مسیر برای من داشته اند. آنانی که خود را همیشه شاگرد مکتب والای شان می دانم و شاگردی آن بزرگان را برای خود مایه مباهات و افتخار می بینم. امیدوارم توانسته باشم شاگردی درخور و شایسته برای آنها بوده باشم.» او معلم خوب را کسی می داند که با همه وجود، با عشق و نظم و تعهد، در راه آموزش دانشجویان بکوشد و مسئولیت سنگین تربیت نسل آینده را با جدیت و دل سپردگی به انجام برساند. وقتی به این بخش از گفت وگو می رسیم که دوست دارید روی دیوار دانشگاه چه بنویسید، می گوید:«دانشجویان عزیز! ورودتان به این دانشکده تاریخی و پرآوازه، این نهاد علمی با بیش از 85 سال سابقه درخشان را خوشامد می گوییم. گام های تان استوار و راهتان پر از نور باد.»
بی انگیزگی، بلای جدید دانشگاه ها
دل نگران است همچون پدری که دلش برای جوانش می تپد: «سال ها بود که فضای آموزشی با چالش خاصی دست به گریبان نبود؛ اما با تاسف باید گفت که طی سال های اخیر، شاهد کاهش انگیزه در میان دانشجویان هستیم و متاسفانه آن تلاش و پشتکار گذشته را کمتر در آنها می بینیم.» به زعم «عباس هلالی زاده» این مساله تنها به دانشگاه صنعت نفت محدود نیست: «دیدن جوانانی که در اوج سال های نشاط و امید باید پرانرژی باشند؛ اما این روزها را با بی انگیزگی طی می کنند، واقعاً دردآور و تأسف بار است.» این استاد دانشگاه صنعت نفت می گوید، آموزش، هرگز متوقف نمی شود، از این رو باید همگام با تحولات جهانی خود را به روز کند: «با توجه به پیشرفت های شگفت انگیز علم و فناوری در حوزه صنعت نفت و گاز و نیاز مبرم کشور به دانش و فناوری روز، توسعه کمی و کیفی نظام آموزشی، یک ضرورت انکارناپذیر است.»
نمی توان مستقیم به سراغ حل مسائل پیچیده صنعتی رفت
به نظر «هلالی زاده» در مقطع کارشناسی، دانشجویان باید با اصول و مفاهیم پایه به طور عمیق آشنا شوند: «نمی توان بی آنکه بنیان علمی یک رشته را بدرستی آموزش داد، مستقیم به سراغ حل مسائل پیچیده صنعتی رفت.» او به نمونه ای هم اشاره دارد: «در مهندسی نفت، اگر استاد بدون تدریس مبانی اولیه، بخواهد درباره مشکلات مخازن و راه حل های آن صحبت کند، انتقال مطلب به دانشجو تقریبا ناممکن خواهد بود. منطق آموزشی حکم می کند که ابتدا مبانی تئوری بخوبی آموزش داده شود و سپس به سراغ مسائل کاربردی و صنعتی رفت.» او از یکی از برنامه های دانشگاه صنعت نفت، برای دانشجویان کارشناسی می گوید. از اینکه دانشگاه صنعت نفت، برای دانشجویان کارشناسی، سه واحد کارآموزی تابستانی در نظر گرفته. هدف از این برنامه، آشنایی دانشجویان با محیط های صنعتی، پیوند دادن آموخته های تئوری با واقعیت های عملی و شناخت چالش های پیش روی صنعت است.
رفع نیازهای واقعی صنعت به همت دانشجوها
خودش در دوران دانشجویی، دو دوره کارآموزی بسیار مفید را در صنعت نفت گذرانده و معتقد است که این فرصت ها باید از سوی دانشگاه، دانشجو و صنعت با جدیت بیشتری پیگیری شود. این استاد دغدغه مند بیان می کند که همه دانشجویان کارشناسی، در ترم آخر، درس سه واحدی «پروژه» را برمی گزینند. هدف از این درس، آشنایی دانشجو با اصول اولیه انجام یک کار پژوهشی برای حل یک مساله صنعتی است، پیش از آنکه قدم به عرصه کار بگذارد: «در مورد دانشجویان تحصیلات تکمیلی (کارشناسی ارشد و دکترا)، باید گفت که نیمی از زمان تحصیل آنان به انجام پایان نامه اختصاص دارد. رویه معمول این است که موضوعی کاربردی و مورد نیاز صنعت، انتخاب شده و دانشجو تحت راهنمایی یک یا دو استاد راهنما و گاهی یک مشاور صنعتی، تحقیقاتش را پیش ببرد. این مسیر، نه تنها به رشد علمی دانشجو کمک می کند؛ بلکه گامی است در مسیر رفع نیازهای واقعی صنعت کشور.»