چرا ورزش به یکی از اولویت های اصلی صنعت نفت تبدیل شده است؟

پیش از هر چیز باید بگویم که ورزش در صنعت نفت به عنوان یک اداره کل در وزارتخانه در نظر گرفته شده که این اتفاق به دلیل نگاه عمیق به ورزش در این صنعت است؛ نگاهی که از گذشته بوده و به مرور زمان تقویت شده است. نفت یک صنعت با فناوری بالا (هایتک) است. صنعت هایتک در شرایط محیطی سخت و دشوار برای نیروی انسانی شکل می گیرد و باعث فرسودگی های بسیاری از لحاظ جسمانی، شغلی و روحی می شود. این فشارها سبب خواهد شد که نیروی انسانی از جهات مختلف مورد آسیب  قرار گیرد. به همین دلیل اگر می خواهیم زنجیره ارزش صنعت نفت استمرار داشته باشد و با قوت کار خود را در مناطق عملیاتی از جمله جزایر، سکوها و در شرایط اقماری و عملیاتی، به خوبی پیش ببرد، باید به ورزش و سلامت کارکنان،اهمیت ویژه داد.

 البته این نگاه زمانی می تواند شکل بگیرد که نیروی انسانی در صنعت نفت به عنوان سرمایه تلقی شود نه به عنوان یک ابزار کار که پس از مصرف، آن را کنار بگذاریم. این نگاه سرمایه محور که یک نگاه مدرن، دقیق و درست است، باید دنبال شود.

با نگاهی به تاریخچه صنعت نفت در دنیا می توان شاهد وجود چنین تمایزی باشیم؛ به این معنا که کارکنان صنعت نفت به عنوان شرکای راهبردی این صنعت و نه به عنوان یک منبع به شمار می روند و تفاوت منبع و سرمایه در این است که منبع مصرف و سرمایه اضافه می شود. ما نیز نیروی انسانی را در صنعت نفت ایران به عنوان سرمایه می بینیم؛ سرمایه ای که می تواند سبب حفظ این زنجیره و ارتقای آن شود.

 در این صورت باید شاهد استانداردهای بین المللی برای حفظ سلامت کارکنان این صنعت باشیم. همین طور است؟

بله، همین طور است. در حوزه سلامت صنعت نفت، استانداردهایی در سطح بین المللی با نام IOGP ازسوی تولیدکنندگان نفت و گاز دنیا به عنوان یک انجمن منتشر و به روزرسانی می شود و این استانداردها، سلامت در صنعت نفت دنیا را از دیگر صنایع متمایز کرده است؛ البته تفسیرهای متفاوتی نیز از این استانداردها صورت می گیرد که دلیل آن می تواند دامنه نیروی انسانی و حلقه ای باشد که صنعت باید در آن به نیروی انسانی متعهد باشد و اقدام های لازم برای ایجاد سلامت جسمی آنها را فراهم کند. در این میان خانواده ها نیز می توانند نقش مهمی داشته باشند.

شاید در صنعت نفت دنیا؛ به فراخور بلوغ سازمانی و مدیریتی، نگاه های متفاوتی به این موضوع وجود داشته باشد. به عنوان مثال در برخی کشورهای منطقه، امکانات بسیار خوب و شرایط بسیار عالی برای خانواده های کارکنان در نظر گرفته می شود و در برخی کشورها نیز محدودیت های زیادی در زمینه ارائه امکانات به کارکنان و خانواده آنها وجود دارد.

با توجه به اینکه ایران بیش از 110 سال سابقه در صنعت نفت دارد و با توجه به وجود پایه علمی و دقیق این صنعت در ایران، نگاه متعالی به سلامت کارکنان و خانواده های آنان وجود دارد و شاهد این نگاه نیز وجود اداره کل ورزش، به شکل مستقل آن است.

مساله مهم این است که کارکنان مناطق عملیاتی هم خود و هم خانواده هایشان با چالش های بسیاری روبه رو هستند. هریک از این نیروهای انسانی، در مناطق عملیاتی با فشارهای بسیاری رو به رو هستند و به دلیل زندگی اقماری، در بسیاری از شرایط سخت یا حتی شاد، نتوانسته اند کنار خانواده هایشان باشند.

بی شک چنین شرایطی فشارهای جسمی و روانی بسیاری را برای فرد به همراه دارد و ورزش می تواند راهکار بسیار خوبی برای برطرف کردن بخش عمده ای از این مشکلات باشد.

با وجود محدودیت های روزافزون در شرایط تحریم،زنجیره عرضه صنعت نفت، حفظ شده و به فعالیت های تولیدی خود ادامه  داده است؛ در این میان کارکنان صنعت نفت نقش اساسی دارند.

در حال حاضر شرایط در صنعت نفت به گونه ای است که محدودیت های آن با نیروی انسانی که شامل خلاقیت و تلاش آنهاست، تامین می شود. این شرایط و اهمیت کارکنان در صنعت نفت سبب شده تا ورزش را بخشی از زنجیره ارزش صنعت نفت برای حفظ سلامت  و روحیه کارکنان و خانواده آنها در نظر بگیریم و به هیچ عنوان نگاه ویترینی و لوکس به این حوزه نداشته باشیم.

در کنار آن اگر بخواهیم از نگاه سلامت محور، ورزش را مورد توجه قرار دهیم، ورزش می تواند بسیاری از مسائل سلامت را که شامل سلامت جسمانی و روحی کارکنان و خانواده آنهاست، ارتقا دهد. باید بگویم ورزش برای کارکنان و خانواده ها به عنوان اصلی ترین رکن سلامتی مورد توجه صنعت نفت قرار دارد.

مدیریت کلان صنعت نفت نگاهی توسعه محور به ورزش دارد؛ با این نگاه، برای کارکنان عملیاتی و ستادی با توجه به تفاوت در سلامت جسمانی چه برنامه ای در بخش ورزش همگانی در دستور کار قرار دارد؟

وقتی قرار است ورزش را در یک صنعت به عنوان یک اصل بدانیم، باید به این مساله نیز توجه کنیم که ورزش تا کجا؟ ورزش برای چه سطوح و چه سنی و حتی برای چه جنسیتی؟ به عنوان مثال زمانی که از ورزش کارکنان صحبت می شود، این ورزش در مناطق عملیاتی یک معنا دارد و در حوزه های ستادی معنایی دیگر. بیشترین مشکلاتی که در مناطق عملیاتی وجود دارد،به موضوع اسکلتی- عضلانی کارکنان مربوط می شود که ناشی از شرایط سخت کاری و جابه جایی اجسام سنگین است. در واقع استمرار در انجام یک کار سبب ایجاد فرسودگی می شود.در این بخش حوزه اچ اس ای مسئولیت این را دارد تا موضوع تناسب جسمانی برای کار را مورد توجه قرار دهد. بنابراین، زمانی که درباره کارکنان مناطق عملیاتی صحبت می کنیم، برنامه و تعریف مجزایی داریم و باید فرایندی دنبال شود که کارکنان آن منطقه مانند یک آتش نشان یا یک پلیس، آمادگی جسمانی بخشی از مسئولیت های آن به شمار رود، زیرا اگر چنین آمادگی نداشته باشد، نمی تواند به کار خود ادامه دهد.

خوشبختانه در صنعت نفت رویدادهایی برای ارتقای سلامت کارکنان برگزار می شود که از آنها جمله می توان به برگزاری مسابقات کارکنان آتش نشانی اشاره کرد که چندی پیش برگزار شد.

در برخی فضاهای کاری نیازاست کارکنان برای تقویت اسکلت - عضلات ورزش های قدرتی انجام دهند اما در برخی فضاهای کاری مثل حوزه های ستادی، به دلیل کاهش تحرک، کارکنان با معضلاتی مانند اضافه وزن، چربی خون، فشارخون و استرس های موجود در ستادها روبه رو هستند؛ به همین دلیل در اینگونه فضاهای کاری برای تناسب جسمانی کارکنان باید برنامه ای متفاوت تر شامل ورزش های گروهی یا ورزش هایی چون شنا و ورزش های سالنی در دستور کار باشد.

پیش از هر چیز تاکید می کنم ورزش را در خدمت صنعت نفت می دانیم نه صنعت نفت را در خدمت ورزش. البته باید این را بگویم که توجه به ورزش در صنعت نفت سبب شده است تا به ورزش کشور هم خدمت کنیم،زیرا باعث افزایش سلامت کارکنان، کاهش نرخ بیماری ها و کاهش فشار به نظام سلامت کشور شده است.

اگر جمله «ورزش در خدمت صنعت نفت است» به عنوان شعار تلقی شود،آن زمان است که ورزش به خصوص در حوزه همگانی معنای بهتری پیدا می کند. ضروری ترین بخش ورزش همگانی در صنعت نفت، کارکنان آن است؛ در مناطق عملیاتی به دلیل اینکه کارکنان برای مسئولیت های متفاوتی که دارند باید از آمادگی جسمانی بالایی برخوردار باشند، لازم است مهارت های ورزشی مختلف را فرابگیرند تا از نظر جسمانی آمادگی انجام کارهای خود در منطقه را داشته باشند. به همین دلیل اولویت در ورزش همگانی، تناسب جسمانی است و برای پیگیری این موضوع، کمیته سلامت در چهار شرکت اصلی وزارت نفت به صورت مجزا ایجاد شده است.

مسئولیت این کمیته ها با توجه به اینکه موضوع کارکنان را پیگیری می کنند به بخش اچ اس ای سپرده شده است که واحدهای ورزش و روابط کار نیز از دیگر اعضای آن هستند. در این کمیته شرایطی ایجاد شده است که بخش های دیگر صنعت نفت به کمک اچ اس ای بیایند. به عنوان مثال همکاران در بخش مددکاری از نظر روحی و روانی از همکاران اقماری حمایت می کنند، همچنین بخش بهداشت و درمان در جهت سیاست های این کمیته معاینات دوره ای کارکنان را به عهده دارد که مشکلات سلامت کارکنان مناطق و ستاد را شناسایی و اعلام می کند.این کمیته پس از دریافت گزارش از بخش های مختلف و بررسی آنها، برای ارتقای سلامت کارکنان تصمیم گیری می کند.

در این میان حضور و توجه به سلامت خانواده های کارکنان در چه جایگاهی قرار دارد؟

وقتی حلقه خدمات ورزشی و سلامت بزرگ تر می شود و این حلقه خانواده های کارکنان را هم در برمی گیرد، با پیچیدگی و تنوع بیشتری به خصوص در حوزه ورزش مواجه می شویم. کارکنان صنعت نفت فرزندانی دارند که برای آنها بسیار اهمیت دارد و پدر خانواده که از خانه و محیط زندگی خود دور است، برایش بسیار اهمیت دارد که بداند هنگامی که در کنار خانواده نیست، فرزندش به چه کاری مشغول است و اینکه آیا در فضای سالمی در حال رشد است؟

ورزش یکی از فضاهای سالم و تاثیرگذار برای فرزندان به شمار می آید و اگر در صنعت نفت برای فرزند کارکنان،چنین فضایی را فراهم کنیم، ذهن والدین هنگام کار آسوده خواهد بود.خانواده را از کارکنان صنعت نفت جدا نمی دانیم. زمانی که کارکنان اقماری دو هفته از خانواده خود دور هستند، باید ذهنی آرام داشته باشند و اگر برنامه مناسبی برای خانواده نداشته باشیم، آنها که دور از خانواده اند با فشار مضاعفی از نگرانی ها مواجه می شوند که می تواند در درازمدت به ایجاد اختلال در کار کارکنان بینجامد؛ بنابراین همه تلاش خود را کرده ایم تا در شهرک های نفتی مناطق مختلف کشور، امکانات ورزشی ایجاد کنیم که بخشی از این امکانات در اختیار خانواده ها قرار می گیرد. نباید فراموش کرد که کارکنان صنعت نفت در شرایط بسیار سخت مشغول خدمات رسانی هستند و باید با ارائه امکاناتی به آنها و خانواده شان در حوزه هایی مثل ورزش، این شرایط را برای آنها قابل تحمل تر کرد.

معتقدم شرایط کار در صنعت نفت با کار در دیگر بخش ها بسیار متفاوت است.

اگر صنعت نفت خوب کار کند، می توان از منابع آن برای دیگر حوزه ها و بخش ها هم استفاده شود. در صنعت نفت، بخشی از ورزش همگانی به تناسب جسمانی کارکنان و بخش دیگر از آن هم  به خانواده کارکنان مربوط می شود. نمی توانم بگویم شرایط ایده عالی در این زمینه فراهم شده است، زیرا درصد همکارانی که از خدمات ورزشی استفاده می کنند، بالا نیست و در خوش بینانه ترین حالت در برخی مناطق، به ویژه مناطقی که امکانات ورزشی مناسب در آنها وجود دارد، به 60 درصد می رسد.

 به عنوان مثال در مناطق نفت خیز جنوب در شهر اهواز مشارکت بالاست، اما درکلان شهری مانند تهران این عدد به 10 تا 15 درصد هم نمی رسد و این یعنی 85 درصد جامعه هدف، از امکانات ورزش نفت استفاده نمی کنند. البته این به آن معنا نیست که آنها ورزش نمی کنند بلکه از امکانات صنعت نفت بی بهره اند.

مهم ترین دلیلی که سبب شد تا درصد پایینی از جامعه هدف از امکانات ورزشی استفاده کنند، چیست؟

یکی از دلایلی که سبب می شود تا درصد بالایی از جامعه هدف از امکانات ورزشی صنعت نفت استفاده نکنند این است که شرایط، امکانات و زیرساخت ها ی وزارت نفت کفاف نیاز فرد را نمی دهد و یا مکان های ورزشی دور از زندگی کارکنان است، بنابراین فرد ترجیح می دهد در نزدیک ترین مکان محل زندگی خود، این هزینه را پرداخت کند تا خود یا فرزندش از امکانات ورزشی مناسب استفاده کنند.

در همین زمینه یک راهکار مناسب در شورای ورزش صنعت نفت که اولین نشست آن با ترکیب جدید در سال جدید است؛با عنوان «ورزش در دسترس» یا «ورزش آزاد برای کارکنان و خانواده آنها» مصوب شد که البته نتیجه خوبی نیز به همراه داشت. به این شکل که  در بستر نرم افزارهای تلفن همراه به چند اپلیکیشن رسیدیم تا خدمات خاصی را به کارکنان و خانواده های آنان ارائه بدهند. متقاضیان می توانند با ورود به این اپلیکیشن ها تمام مراکز ورزشی سراسر کشور را که با وزارت نفت قرارداد دارند شناسایی و با استفاده از اعتباری که برای هر فرد در نظر گرفته شده است، در هر نقطه از کشور از امکانات ورزشی استفاده کنند. این طرح در جهت ارتقای عدالت ورزشی و ارتقای امکانات ورزشی و سهولت دسترسی برای کارکنان و خانواده های آنان مصوب شده است.

طرح مورد نظر از چه زمانی اجرایی می شود؟

این طرح به صورت آزمایشی در شرکت بهینه سازی مصرف سوخت در حال اجراست و 98 درصد رضایت از آن ثبت شده است. البته در مرحله اول به کارمندان خدمات ارائه می شود و در مرحله بعد در نظر داریم با توسعه مراکز ورزشی، خانواده ها نیز بتوانند از این امکانات استفاده کنند.

با توجه به برنامه ریزی انجام شده، قرار است این طرح تا پایان امسال در کلان شهرهایی که امکانات ورزشی در آن است اما صنعت نفت مالکیتی به آنها ندارد، اجرایی شود. شرکت ملی نفت ایران و شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران متقاضی شده اند تا این طرح را به صورت آزمایشی انجام دهند. امیدوارم با این طرح، بخشی از عدالت ورزشی در صنعت نفت  اجرا شود.

  با اجرای این طرح، صنعت نفت از واحدهای استیجاری ورزشی در سراسر کشور که البته با استقبال کمی نیز مواجه است؛ فاصله می گیرد؟

دقیقا چنین اتفاقی رخ خواهد داد. در حال حاضر از مکان های استیجاری با ظرفیت پایین استفاده می شود و خیلی وقت ها شاهد هستیم که مراجعه کننده در مقایسه با هزینه ای که برای اجاره سالن می شود، بسیار کم است. به عنوان مثال به استخری سر زدم که برای جانبازان و معلولین نوبت ویژه ای در نظر گرفته شده بود و تنها دو نفر مراجعه کننده داشت و برای آن 25میلیون تومان هزینه شده بود. با استفاده از امکانات استیجاری، مکان های ورزشی برای خدمات رسانی محدود می شود، اما با استفاده از اپلیکیشن، کارکنان می توانند از امکانات ورزشی در سراسر کشور استفاده کنند و امیدوارم بتوانیم طی دو سال آینده  پوشش «ورزش در دسترس» در کل کشور فراهم شود.

توزیع امکانات ورزشی صنعت نفت در مناطق و شهرهای مختلف را چگونه ارزیابی می کنید؟

خوشبختانه صنعت نفت، به لحاظ امکانات ورزشی از شرایط بسیار خوبی برخوردار است و در سطح استاندارد و قابل قبولی قرار دارد. از جمله این امکانات می توان به مراکز حرکات اصلاحی که در سراسر کشور وجود دارد، اشاره کرد. کارکنان با حضور در این مراکز می توانند از وضعیت سلامت جسمانی خود آگاه شوند. اما اینکه آیا عدالت در توزیع این امکانات وجود دارد یا خیر حتما جای سوال دارد. به عنوان مثال در یک منطقه به دلیل بلوغ مدیران آن سازمان، به ورزش نگاهی ویژه شده و امکانات خوبی برای کارکنان آن فراهم شده است و به خوبی هم  مورد استفاده قرار می گیرد. گاهی نیز در برخی مناطق به واسطه مسئولیت اجتماعی وزارت نفت، امکاناتی ایجاد و تحویل متولیان ورزش کشور شده است اما بهره برداری مناسبی از آن صورت نمی گیرد.برای نمونه یک زمین بسیار خوب فوتبال از سوی شرکت بهره برداری نفت و گاز اروندان در خرمشهر ساخته و تحویل مسئولان شد، اما این زمین کاملا رها شده است. از این فرصت استفاده و این سوال را مطرح می کنم که آیا مسئولیت اجتماعی که صنعت نفت در قبال مناطق نفت خیز دارد،شامل ورزش و سلامت می شود یا خیر؟ اگر می شود که حتما هم می شود و برای آن هم به خوبی هزینه می کنیم، لازم است این هزینه ها با نظر تخصصی حوزه ورزش و سلامت انجام شود. البته این نقد به مدیران تصمیم گیرنده مجموعه صنعت نفت نیز وارد می شود.زمانی که در این حوزه فعالیت می کنیم بسیار بهتر خواهد بود تا مطابق آمایش سرزمین این کار انجام شود نه اینکه در کویر یزد تیم واترپلو ایجاد کنیم و مجبور به ایجاد زیرساخت برای آن شویم.

اگر قرار است امکاناتی در یک منطقه ایجاد شود باید دید که آیا وجود این امکانات در منطقه مورد نظر ضروری است؟آیا استعداد لازم در آن منطقه وجود دارد؟ آیا هیات های ورزشی متناسب با امکانات آن منطقه فعال هستند؟ اگر تمام این شرایط وجود داشت آنگاه با نظارت سازمان ورزش این کار را انجام دهیم،زیرا باید پول بیت المال را هزینه کنیم.

یکی از دغدغه هایی که بسیاری از همکاران در مناطق با آن مواجه هستند این است که صنعت نفت در مناطق به خوبی هزینه می کند، اما هیچ اختیاری از هزینه ای که کرده ندارد. چرا نباید از امکانات خودمان استفاده کنیم.

برای مثال صنعت نفت در همسویی با مسئولیت های اجتماعی در یک منطقه یک سالن ایجاد کرده و تحویل مسئولان شهر داده است، اما وقتی کارکنان این صنعت می خواهند از این امکانات استفاده کنند با مشکلات بسیاری مواجه می شوند. حوزه مسئولیت های اجتماعی در گذشته در قالب این اداره، تمشیت می شد یعنی در گذشته نام این اداره کل، اداره کل ورزش، سلامت و مسئولیت اجتماعی بود، اما در مقطعی، حوزه مسئولیت اجتماعی از این اداره جدا شد.

تاکید می کنم امکانات ورزشی خوبی در صنعت نفت وجود دارد، اما کفایت نمی کند. همچنین توزیع جغرافیایی دقیقی در این زمینه وجود ندارد؛ به همین دلیل باید روی سیاست گذاری زیرساخت ها توجه ویژه داشته باشیم و در این زمینه دست یاری به دوستان در مسئولیت های اجتماعی دراز می کنیم که بی شک می توانند کمک کننده باشند.

 یعنی این امکان وجود دارد که بحث توسعه فضای ورزشی با تغییراتی همراه شود؟

خیر؛ توضیحاتی که ارائه دادم به معنای مخالفت در ایجاد امکانات نیست و حتی اگر یک نفر هم از این امکانات استفاده کند، به معنای موفقیت است، اما زمانی که در علم اقتصاد با محدودیت ها سروکار دارید و مجبور می شوید تصمیم بهینه ای برای توسعه خدمات بگیرید، اینجاست که هنر مدیریت، خود را نشان می دهد. درواقع مدیریت خوب می تواند منابع محدود خود را به خواسته های نامحدود به گونه ای تخصیص دهد که هم هدفمند باشد و هم بتواند رضایت نسبی به همراه داشته باشد.

  با توجه به اینکه بخش های بزرگی از مناطق عملیاتی صنعت نفت در کنار دریا قرار دارند؛ به راحتی می توان در زمینه ورزش های ساحلی و آبی پیشرو بود، اما از چنین موقعیتی به خوبی استفاده نمی شود.چرا؟

مناطق ساحلی صنعت نفت به نوعی یک گنج بزرگ به شمار می رود، اما در ارتباط با ورزش های ساحلی و آبی مغفول مانده اند. می توان گفت در مملکتی زندگی می کنیم که پشت به دریا دارد. واقعیت این است که توسعه بدون دریا امکان ناپذیر است و این موضوع در ورزش نیز صدق می کند.

ورزش شنا در مناطق ساحلی بدون هیچ محدودیتی می تواند دنبال شود؛ به گونه ای که می توان با ایجاد یک محدوده امن، امکان شنا در دریا را فراهم کرد. در کنار آن می توان از چنین ظرفیتی برای توسعه ورزش های آبی مفرح مانند قایقرانی و یا واترپلو استفاده کرد، اما موضوع این است که برای ورزش های آبی، برنامه ریزی دقیق نمی شود. در مناطق شمالی نیز شرایط به همین منوال است. صنعت نفت ایران 234 تیم قهرمانی درکل کشور در تمام رده های سنی، لیگ های مختلف استانی و کشوری برای خانم ها و آقایان دارد. وقتی توزیع جغرافیایی این ورزش ها را می بینیم، متوجه می شویم توزیع جغرافیایی نامتوازنی در این زمینه وجود دارد.

از 234 تیم قهرمانی حدود 136 تیم در خوزستان قرار دارد، در بوشهر و تهران هرکدام 26 تیم قرار دارند اما در نوار شمالی کشور که مناطق متعددی وجود دارد حتی یک تیم قهرمانی نیز وجود ندارد. این در حالی است که ورزش های ساحلی در شمال کشور جزو آمایش سرزمینی این منطقه است؛ به گونه ای که اعضای تیم های ملی ساحلی فوتبال، والیبال و دیگر ورزش های ساحلی عموما از شمال کشور هستند. مثال دیگر منطقه هرمزگان .

برای اختصاص بودجه به ورزش چهار شرکت اصلی چه فرایندی طی می شود؟

در چارچوبی که در اداره کل ورزش تعیین شده، چهار سرفصل تعریف شده است که در قالب بودجه ورزش به آن می پردازیم. این چهار فصل شامل ورزش همگانی، ورزش تربیتی، زیرساخت های ورزشی و ورزش قهرمانی است که در بودجه سالانه شرکت ها لحاظ می شود. در واقع بررسی و سیاست گذاری نهایی از سوی اداره کل صورت گرفته و بعد از تصویب در شورای ورزش به چهار شرکت اصلی ابلاغ می شود و شرکت ها نیز در خارج از این چارچوب نمی توانند یک ریال هم هزینه کنند؛ آنها باید از برنامه های خود در شورا دفاع و پس از تصویب آن را دنبال کنند.

   یکی از نکات مثبت که ورزش نفت می تواند از آن دفاع کند، استعدادیابی و قهرمان پروری است؛ در این باره توضیح می دهید؟

ما در صنعت نفت اعتقاد داریم که ورزش قهرمانی سرریز ورزش همگانی است به این معنا که یک فرد در ورزش همگانی، توانمندی یا علایق خود را شکل داده و بعد وارد مرحله تربیت و پرورش استعداد شده است تا بتواند به قهرمانی دست یابد. اگر قهرمانی در ورزش صنعت نفت شکل می گیرد اتفاقی نیست، بلکه نتیجه یک فرایند است و این فرایند از ورزش همگانی به ورزش تربیتی و از ورزش تربیتی به ورزش قهرمانی مرتبط می شود. ورزش نفت تمام این زنجیره را دارد و این مساله بسیار مهم است.در مناطق مختلف نفتی، قهرمانان ورزشی و مربیان کاملا حرفه ای داریم که در روند توسعه ورزش قهرمانی تلاش می کنند. در رابطه با ورزش تربیتی و استعدادپروری هم، بی شک ورزش صنعت نفت فعالیت های بسیار خوبی دارد.به عنوان مثال بعد از ورزش همگانی، تقاضا برای رشته هایی افزایش پیدا می کند که از آن جمله می توان به وزنه برداری، شنا یا واترپلو، بسکتبال یا والیبال، فوتبال بانوان و... اشاره کرد.  در برخی مناطق به یک رشته ورزشی علاقه نشان داده می شود؛ برای مثال در آبادان، به فوتبال بسیار علاقه مند هستند.به همین دلیل، آکادمی فوتبال آبادان را شکل دادیم و در حال حاضر مجید جلالی را که از بزرگان فوتبال ایران است، جذب کرده ایم تا مسئولیت آکادمی فوتبال آبادان را به عهده بگیرد. جالب این است در اولین فراخوانی که برای این آکادمی منتشر شد، حدود 800 نفر از سراسر کشور برای حضور در تست های او در آبادان حضور پیدا کردند و با توجه به این استقبال رشد بسیار خوبی هم در بودجه داشتیم. به صورت مشخص، امسال در آبادان، بودجه ورزش رشدی حدود 300درصد را داشت. در مدیریت ورزش نفت براین باوریم که اگر فونداسیون را درست نکنیم، نمی توانیم روی آن ساختمان خوب بسازیم.

در این حوزه تیم های پایه تا چه اندازه جدی گرفته می شوند؟

 متاسفانه در صنعت نفت تیم های قهرمانی داریم که تیم پایه و رشته همگانی آن فعال نیست و این نکته ای بسیار بد به شمار می رود. درحالی که بارها تاکید کرده ایم که ورزش قهرمانی سرریز ورزش همگانی است، یک تیم قهرمان بدون اینکه هیات ورزشی فعال  داشته باشد، آکادمی نداشته باشد یا بدون آنکه ورزش همگانی آن فعال باشد،چطور ممکن است به کار خود ادامه دهد؟ در چنین شرایطی انگار چند قهرمان را از سراسر کشور جمع کرده ایم تا یک تیم تشکیل دهیم و نام آن را نفت بگذاریم. به همین دلیل تاکید می کنم ساماندهی ورزش قهرمانی، یکی از اولویت ها در شورای ورزش نفت است و با همین نگاه در جلسه شورا، سیاست های ساماندهی ورزش قهرمانی را مصوب کردیم.

 این ساماندهی در ورزش قهرمانی چه مواردی را شامل می شود؟

به عنوان مثال همه تیم های قهرمانی صنعت نفت موظف هستند یک تیم پایه داشته باشند؛ در غیر این صورت به آنها بودجه ای تعلق نمی گیرد. همچنین اگر از یک رشته ورزشی دو تیم در سطح لیگ برتر داشته باشیم، حتما باید تیم دوم 100درصد شرکتی باشد و حتی نمی تواند از نیروی بومی استفاده کند؛ در غیر این صورت مجوز حضور در لیگ برتر صادر نمی شود، زیرا صنعت نفت وظیفه قهرمانی ندارد، بلکه باید استعدادها را به مرحله ای برساند که برای آن «پرپرواز» شود. شاید این استعداد بخواهد در تیم های دیگر داخلی و خارجی باز کند و وظیفه ما در صنعت نفت این است که راه را برای زندگی قهرمانی استعدادها باز کنیم.

ورزش قهرمانی در صنعت نفت چارچوب دارد به این معنا که یک جدول ابلاغی به تیم ها ارائه شده که هر تیم قهرمان باید از سیستم چهل -چهل - بیست استفاده کند؛ به این معنا که باید برای ترکیب تیم از 40 درصد شرکتی، 40 درصد بومی و 20 درصد غیربومی استفاده شود. در سیاست گذاری جدید این نسبت را به نفع کارکنان تغییر داده ایم، به عنوان مثال صنعت نفت در تهران مسئولیت اجتماعی ندارد، زیرا جزو مناطق نفت خیز نیست، اما مسئولیت شرکتی در تهران دارد به همین دلیل اعلام کردیم در صورت وجود تیم قهرمانی، مثلا در تهران این نسبت به 60، 20، 20 تغییر کند. البته بستگی به این دارد که رشته ورزشی در کلانشهر مورد نظر چقدر طرفدار دارد به عنوان مثال صنعت نفت در تهران، دیگر تیم فوتبال ندارد، زیرا تیم فوتبال در تهران زیاد است. اگر صنعت نفت در تهران آکادمی فوتبال یا تیم پایه داشته باشد، در صورتی که ورزشکار، خوب پرورش داده شود، می تواند حتی  در تیم های حرفه ای حضور پیدا کند.

  سال گذشته اعلام شد تیم فوتبال نفت تهران دوباره فعالیت خود را آغاز می کند؛ این تصمیم به کجا رسید؟

در حال حاضر این موضوع مطرح نیست، در واقع تنها رشته ای که در تهران کاملا حرفه ای است، فوتبال لیگ برتر است و براساس قوانین موجود، سازمان های دولتی، امکان حضور در لیگ های حرفه ای را ندارند یعنی اگر هم نفت تهران دوباره فعال شود، باید در لیگ دسته یک و یا دو یا سه فعالیت کند. از نظر ما شکل گیری این تیم چندان ضرورت ندارد، اما اگر تیم پایه که تا زیر 21 سال را پوشش می دهد، پرورش دهیم می توانیم پری برای پرواز و رشد ورزشکاران فراهم کنیم.

  تجربه توسعه ورزش در صنعت نفت طی سال های متوالی چه آورده ای برای توسعه ورزش قهرمانی در مناطق مختلف داشته است؟

این مهم که از معیارهای ارزیابی تیم های قهرمانی به شمار می رود، مصوب شورای ورزش صنعت نفت است؛ اینکه در چه رشته هایی در سطح آسیایی، جهانی و المپیک تا چه اندازه مدال آور است. موضوع دیگر این است که در هر منطقه چه استعدادهای خاصی وجود دارد؟ به عنوان مثال در خوزستان کشتی فرنگی، فوتبال و وزنه برداری، در مازندران رشته کشتی آزاد را داریم، اما اینکه منبع این آمارها برای صنعت نفت چه چیز است، این است که طرح آمایش سرزمین از سوی وزارت ورزش ارائه شود.  در واقع هر تیم قهرمانی برای اینکه بتواند شروع به فعالیت کند، باید از وزارت ورزش مجوز بگیرد و این مجوز که مبتنی بر آمایش سرزمینی صادر می شود، شامل کمیسیون ماده 5 است. همچنین وجود زیرساخت ها در حوزه قهرمانی از اهمیت بسیاری برخوردار است؛ به این معنا که در رشته ای ورود پیدا کنیم که زیرساخت آن را داشته باشیم. همچنین وجود استعداد نفتی و بومی در منطقه از معیارهای لازم برای ارزیابی تیم های قهرمانی است. ورزش قهرمانی در صنعت نفت نیازمند ساماندهی است و در روند ساماندهی یک جایی با حذف، جایی دیگر با کاهش و در نقطه دیگر با افزایش مواجه هستیم. به همین دلیل برنامه داریم ارزیابی کاملی از تمام تیم های قهرمانی بر مبنای معیارهای مصوب شورای ورزش داشته باشیم. برای ادامه فعالیت تیم ها در سال 1405 نیز تصمیم گیری خواهد شد که کدام تیم ها تا چه رده هایی ادامه فعالیت دهند، کدام تیم ها دیگر نمی توانند فعالیت کنند و در کدام مناطق باید تیم حرفه ای ایجاد شود.

درباره وضعیت تیم های فوتبال نفت که همگی در لیگ آزادگان حضور دارند؛ توضیح می دهید؟

همسو با سیاست های ورزش قهرمانی، فوتبال نیز در این سیاست ها قرار دارد با این تفاوت که فوتبال به دلیل مخاطبی که دارد، رسانه ای که آن را پوشش می دهد و تاثیر اجتماعی که دارد، با حساسیت و روند تصمیم گیری متفاوت تر و ملاحظات اجتماعی بیشتر مواجه است، زیرا تخلیه هیجان، بخشی از کارکرد ورزش برای ورزشکار و تماشاچی است و این تخلیه هیجان در فوتبال به اوج می رسد. به عنوان مثال مردم آبادان حتما برای دیدن بازی تیم خود بلیت می خرند چون تیمشان برای آنها اهمیت بسیار زیادی دارد؛ از این رو هنگام ارزیابی باید این مساله را مورد توجه قرار دهیم که فوتبال یک رشته کاملا حرفه ای و تابع قوانین AFC است و چه در سطح لیگ برتر و چه در سطح لیگ یک، قوانینی بر آن حاکم است. یکی از این قوانین برای لیگ برتر این است که باشگاه های دولتی نمی توانند در لیگ برتر حضور داشته باشند و به استناد همین موضوع تیم فوتبال نفت تهران نیز منحل شد. در یک مقطع، تیم صنعت نفت آبادان و پارس جنوبی جم در لیگ برتر بودند و به همین دلیل موسسه ای ثبت کردند که زیر نظر وزارت نفت فعالیت می کرد  که باعث بروز مباحث حقوقی شد. این دو تیم در حال حاضر در لیگ دسته یک هستند و محدودیتی در قبال حمایت نهاد دولتی براساس قانون AFC ندارند، اما باید از چنین فرصتی استفاده کنند تا تبدیل به یک بنگاه اقتصادی شوند. نباید فراموش کرد که اگر امسال هرکدام از این تیم ها به لیگ حرفه ای ورود پیدا کنند، قطعا باید فرایند ایجاد موسسه خصوصی را دنبال کنند زیرا غیر از آن نمی توانند در لیگ برتر باشند.

 در حال حاضر در لیگ آزادگان تیم هایی چون پارس جنوبی جم، نفت آبادان، نفت و گاز گچساران به عنوان نماینده ورزش نفت در فوتبال حضور دارند و تیم فوتبال نفت مسجدسلیمان نیز که فصل گذشته به لیگ دسته دو سقوط کرد. حال اگر دو تیم فوتبال از نفت به لیگ برتر صعود کنند، هر دو باید تبدیل به تیم خصوصی شوند.اما اگر در رشته واترپلو، سال آینده سه تیم نفت در لیگ برتر حضور داشته باشند، براساس قوانین و سیاست ها، ناگزیریم یک تیم اصلی ایجاد کنیم و بازیکنان نفتی و بومی را مبتنی بر نتایج قدمت و سابقه در تیم اول قرار دهیم، ضمن اینکه امتیاز سایر تیم ها باید واگذار شود یا اینکه در لیگ های پایین تر حضور داشته باشند. البته این مساله نیز الزام شده است که همه تیم ها باید از تیم های پایه خود ورزشکار انتخاب کنند.

  یکی از اتفاق های مثبتی که در ورزش نفت به تازگی رخ داده، مجوز استفاده از بازیکن خارجی در تیم های بسکتبال است، درباره این موافقت آن هم بعد از گذشت 7 سال توضیح می دهید؟

پیش از هر چیز باید بگویم که معتقدیم نفت، بهترین و شایسته بهترین هاست، اعتقاد داریم همکاران و خانواده های نفت لایق ارائه بهترین خدمات هستند، پس اگر نفت در حوزه قهرمانی فعالیت می کند، باید برای قهرمانی نیز به اندازه برند و ارزش نفت و همکارانش مایه بگذاریم و نمی توانیم یک تیم ضعیف را به لیگ برتر بفرستیم. در همین زمینه می توان به تیم بسکتبال نفت آبادان اشاره کرد که سال ها سابقه حضور در لیگ برتر و قهرمانی در آن را دارد.مردم آبادان نسبت به این تیم و رشته ورزشی علاقه مند هستند و استعدادهای بسیاری در این رشته وجود دارد. در کنار آن نیز مدیریت شرکت ملی پالایش و پخش  فراورده های نفتی ایران و به طور مشخص مدیرعامل پالایشگاه آبادان هم به بسکتبال و هم به آبادان علاقه مند هستند. باشگاه ورزشی آبادان درخواست مجوز برای حضور بازیکن خارجی کرده است و از آنها خواسته ایم تا دلایل خود را برای چنین درخواستی ارائه دهند. بعد از آن جلساتی تشکیل شد و تبادل نظرهای مختلف صورت گرفت که به صدور مجوز برای جذب بازیکن خارجی منجر شد. البته این باید بگویم که هیچ ممنوعیتی برای حضور بازیکن خارجی در تیم های قهرمانی صنعت نفت وجود ندارد، اما ترجیح براین است که در شرایط مساوی حتما از همکاران شرکتی یا بازیکن بومی استفاده شود. در رشته ای مانند بسکتبال در بعضی از پست ها با فقر بازیکن مواجه هستیم. بازیکنان خوب در سطح تیم ملی از سوی تیم های دیگر به سرعت جذب می شوند و با کمبود بازیکن مواجه می شویم، به دوستان اعلام کرده ایم می توانند در پست های یک و پنج، بازیکن باکیفیت خارجی جذب کنند که عضو تیم ملی کشور خود باشند. از سوی دیگر، نیز مقررات فدراسیون را رعایت کنند؛ به این معنا که ویزای کار برای حضور در تیم های ورزشی و شروط لازم برای حضور در تیم را داشته باشند.

  یعنی ممکن است این اتفاق برای تیم های دیگر نیز رخ دهد؟

بله، حتما چنین احتمالی وجود دارد، اما باید ضرورت نیاز آن به اثبات برسد.

در پایان اگر صحبتی دارید، بفرمایید.

در درجه اول تاکید در ورزش صنعت نفت، ورزش همگانی است و ورزش قهرمانی در ادامه آن خواهد بود. همچنین باید یادآور شوم قرار نیست صنعت نفت مشکلات ورزش کشور را حل کند، بلکه باید مشکلات خود را در این زمینه حل کند. امیدوارم با اجرایی شدن طرح «ورزش در دسترس» رضایت از ارائه خدمات ورزشی در حوزه ورزش همگانی افزایش پیدا کند.