نیاز طلای سیاه به کارگران ماهر، اولین دوره های کارآموزی را رقم زد   

آینده سازان انرژی

مشعل: صبح پنجم خردادماه 1287 در دل کوه های زاگرس، فریاد کارگران حفاری در منطقه «نفتون» مسجدسلیمان طنین انداخت و ناگهان نفت فوران کرد؛ فورانی که نه تنها خاک ایران که سرنوشت خاورمیانه و معادلات جهانی را دگرگون ساخت. این کشف، طلای سیاهی بود که اقتصاد استعماری را به طمع انداخت، صنعت نوپای نفت را متولد و ایران را به نقشه انرژی جهان پرتاب کرد، اما داستان نفت ایران تنها به مخازن غنی و قراردادهای استعماری ختم نمی شود؛ آموزش و تخصص، واژه های کلیدی این روایتند. از همان ابتدا، حفاری در عمق 360 متری زمین با خطرگازهای سمی و فشارهای مهیب همراه بود و نیاز به کارگران ماهر و فن آموزی را به ضرورتی حیاتی تبدیل کرد. رینولدز، مهندس سرسخت حفاری، با وجود دستور توقف از لندن، به کار ادامه داد و سرانجام در آخرین لحظات، نفت از چاه شماره یک فوران کرد، اتفاقی که بدون مهارت تیم او ممکن نبود. هرچند صنعت نفت ایران، از همان روزهای نخست، مدرسه ای سخت گیر، اما پرورش دهنده شد. کارگران بختیاری که با چوقاهای مقاومشان در گرمای سوزان خوزستان ایستادگی می کردند، به تدریج به متخصصان حفاری تبدیل شدند. این روند تا ملی شدن نفت و پس از آن ادامه یافت تا جایی که امروز، مسجدسلیمان با اولین هایش از چاه نفت تا کارخانه برق، نماد پیشرفت برآمده از دانش و پشتکار است. نفت، روایت تلاش، استعمار، استقلال و خودکفایی است؛ داستانی که هنوز هم با هر قطره طلای سیاه نوشته می شود.

مهارت کارگران در سایه طلای سیاه

در ابتدای کار، یعنی در سده های پایانی 13خورشیدی، قرار بر آموزش کارگران افزارمند در مسجدسلیمان شد و این چنین بود که در سایه دودکش های نخستین پالایشگاه ها، کارگران ایرانی الفبای صنعت مدرن را آموختند؛ از فلزکاری و تراشکاری تا برق و ریخته گری. در دل کوه های زاگرس، نخستین کلاس های «آموزش پیشه وری صنعتی» برپا شد تا مردان این منطقه با آچار و دستگاه های پیچیده حفاری آشنا شوند.با گسترش صنعت نفت به آبادان و راه اندازی پالایشگاه عظیم آن، نیاز به نیروی کار ماهر بیش از پیش احساس شد. در سال 1308 «مرکز آموزش کارآموزان» در کنار دروازه شماره 13 آبادان تأسیس شد؛ مکانی که به زودی به «دانشگاه صنعت نفت» تبدیل شد، اما این راه هموار نبود. پیش از این، کارگران هندی با دستمزدهای ناچیز، بخش عمده ای از نیروی کار را تشکیل می دادند. این نابرابری، به ویژه در شرایط سخت کاری و تبعیض دستمزدها سرانجام به اعتصاب های گسترده کارگری در 1308 انجامید. اعتصاب های کارگری و فشارهای ملی گرایانه، دولت را وادار کرد تا در قرارداد 1933 با شرکت نفت انگلیس و ایران، بند آموزش اجباری نیروی کار ایرانی را بگنجاند. بر اساس این بند، شرکت موظف شد دوره های پیش از استخدام برای کارگران ایرانی برگزار و مدرسه های فنی برای تربیت مهندسان و تکنیسین های محلی دایر کند. اگرچه سیستم ترفیع و حقوق را به گونه ای تنظیم کرد که ایرانی ها بتوانند به پست های مدیریتی برسند. این بند، اگرچه زیر فشار استعمار نوشته شد، اما به تدریج نخستین نسل از مهندسان و کارگران ماهر ایرانی را پرورش داد؛ کسانی که بعدها در ملی شدن صنعت نفت و اداره آن نقش کلیدی ایفا کردند.

5 سال زمان برای مهار شدن

با توسعه صنعت نفت و گسترش پالایشگاه ها در دهه های 30 و 40 خورشیدی، نیاز به نیروی کار متخصص بیش از پیش احساس شد. این ضرورت به شکل گیری نظام آموزشی منسجمی منجرشد که چهار رشته برق، مکانیک، ابزار دقیق و فرایند پالایش را به عنوان هسته های اصلی مهارت آموزی دربر می گرفت. در همان برهه، دوره كارآموزی در ابتدا پنج ساله و بعد از تغيير در سيستم آموزشی، چهارساله شد. در آن سال ها، کارآموزان در دوره اول، 3 سال و در دوره دوم 2 سال در آموزشگاه مهارت آموزی داشتند و باقی دوره را در پالایشگاه و بعدها در عمليات غيرصنعتی می گذراندند. تقویم به ابتدای دهه 40 خورشیدی که رسید، از كارگاه هـا بـه عنـوان فضـای كارگاهـی هنرسـتان فنـی هم اسـتفاده شد تا جایی که كلاس های دبيرسـتان بازرگانی هم در محل كلاس های مجتمع آموزشـی معـروف به هاسـتل برگزار مي شـد. به واقع نظام آموزشی صنعت نفت، از دوره های پنج ساله کارآموزی تا تأسیس هنرستان های فنی، نشان دهنده تحولی هدفمند با هدف تولید نیروی انسانی ماهر بوده است. این تجربه، الگویی برای سایر صنایع کشور شد و نقش کلیدی در خودکفایی فنی ایران ایفا کرد.

عصر طلایی آموزشگاه آبادان از 1312 تا 1356 

آموزشگاه حرفه ای آبادان سال 1312 خورشیدی با هدف تربیت نیروی کار ماهر برای پالایشگاه آبادان راه اندازی و به مرور به یکی از مجهزترین مراکز آموزشی صنعتی کشور تبدیل شد؛ آموزشگاهی که برای دهه ها قلب تپنده تربیت نیروی متخصص صنعت نفت ایران بود. در حقیقت کارآموزان در آن دوران پس از گذراندن دوره های نظری و عملی، مستقیم جذب صنعت نفت می شدند. این مرکز با آموزش رشته های کلیدی مانند برق، مکانیک، ابزار دقیق و فرایند پالایش به همراه کارگاه های تخصصی مانند تراشکاری، فلزکاری و نجاری، نسل هایی از کارگران و تکنیسین های ماهر را پرورش داد. اگرچه در سال 1356 دیگر اداره کارآموزان و نگهداری از تجهیزات فرسوده به صرفه نبود و در مقابل صنعت نفت به سمت اتوماسیون و نیروهای تحصیلکرده دانشگاهی حرکت می کرد، البته شرکت ملی نفت در آن دوره ترجیح داد به جای آموزش پیش از استخدام، از فارغ التحصیلان دانشگاه ها استفاده کند؛ در نتیجه جذب کارآموز ممنوع شد.

آموزشگاهی که نماد شد

ساختمان كارگاه كارآموزان با مجموعه كلاس های آموزشی، سال ها فضای اصلی آموزشی صنعت نفت در آبادان بود. پیروزی انقلاب، ورق را برگرداند و قول وقرارها بر جذب كارآموزان به همان روال گذشته شد. به پشتوانه همین قول وقرارها از مهرماه 1359 جذب کارآموز از سر گرفته شد، هرچند با شروع جنگ تحمیلی این طرح به حال تعليق درآمد. جنگ که به پایان رسید، وقت بازسازی شهر بود، بنابراین آموزشگاه که بخشی از نماد و هویت شهر بود هم موردتوجه قرار گرفت و کارش را از سر گرفت؛ البته بعد از قطع زنجيره آموزش، مبتنی بر آموزش قبل از استخدام، كمتر از 10دوره كارآموز جذب كرد و در نهایت در سال 1392 به عنوان بخشی از طرح موزه های صنعت نفت در دستور كار قرار گرفت. در حقیقت آموزشگاه حرفه ای آبادان از یک مرکز آموزشی پیشرو به موزه تبدیل شد، نه به دلیل ناکارآمدی که به دلیل تحولات صنعت و سیاست و امروز این موزه نه تنها روایتگر تاریخ نفت که نمادی است از تغییر الگوهای آموزش فنی در ایران.