
پایداری شبکه گاز ایران در بزنگاه جنگ
نفس گرم وطن
مهناز محمدی: در روزهایی که آسمان ایران از آتش تجاوز دشمن می سوخت و زمین از خون دلیران وطن رنگین بود، کارکنان و مهندسان صنعت گاز بی وقفه کار می کردند تا چراغ خانه ها خاموش نشود و گرمای زندگی در میان سرمای جنگ بماند.
سحرگاه جمعه، ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، ایران در خوابی ناآرام فرو رفته بود که آسمانش شکافته شد و رژیم صهیونیستی، جنگی ۱۲ روزه و نابرابر را به مردمان این سرزمین تحمیل کرد؛ جنگی که شعله های آن تا اعماق دل ها نفوذ کرد. موشک ها و پهپادهای دشمن بر سرزمین ما بارید، خانه ها ویران شد، کودکان معصوم در خون غلتیدند و نخبگان و فرماندهان دلیر این آب و خاک به شهادت رسیدند.
در آن روزهای دلهره و اندوه، نبردی خاموش؛ اما حیاتی در دل خاک و فولاد جریان داشت؛ نبردی برای حفظ شریان حیاتی کشور: گاز؛ شبکه ای عظیم و پیچیده با بیش از ۴۶۱ هزار کیلومتر لوله گذاری، ۴۰ هزار کیلومتر خطوط انتقال فشار قوی و ۹۴ ایستگاه تقویت فشار که وظیفه ای سنگین بر دوش داشت: رساندن انرژی به ۳۲ میلیون واحد مسکونی و صنعتی، یکهزار و ۲۶۴ شهر و بیش از ۴۰ هزار روستا.
رژیم صهیونیستی با حملات کور خود، 2 پالایشگاه مهم گازی کشور، فاز ۱۴ پارس جنوبی و پالایشگاه فجر جم را هدف گرفت؛ اما این حملات، اراده مردان و زنان صنعت گاز را در هم نشکست. در همان هنگامه دود و آتش، مهندسان با جان فشانی به بازسازی شتاب بخشیدند و بار دیگر شعله های گاز را به جریان انداختند.
۷۰ درصد گاز کشور که در پالایشگاه های جنوب تولید می شود، همچنان به پشتوانه این تلاش ها، به خانه ها و کارخانجات رسید. ۹۹ درصد جمعیت شهری و ۸۸ درصد روستاییان همچنان از نعمت گاز برخوردار ماندند.
اولین های حاضر در بمباران
سعید توکلی، مدیرعامل شرکت ملی گاز، ۸ تیرماه در پیامی که بوی همدلی و ایستادگی می داد، نوشت: «با وجود حمله دشمن متخاصم به برخی تأسیسات گازی، جریان گاز در کشور پایدار است.» او با افتخار از همکاران خود یاد کرد که در سخت ترین شرایط، اجازه ندادند چرخ زندگی مردم متوقف شود.
وی در پیامی به همکاران خود در صنعت گاز نوشت: «در روزهای پرآشوب جنگ ۱۲ روزه که رژیم صیهونیستی با تمام توان، امنیت و آرامش ملت ایران را نشانه گرفته بود، شما کارکنان شریف صنعت گاز، با اراده ای خلل ناپذیر و روحیه ای سترگ، نشان دادید که در سخت ترین شرایط نیز می توان به چراغ خدمت، روشنایی بخشید.
در میانه آتش و دود، شما همکاران عزیز در ستاد، پالایشگاه ها، خطوط انتقال گاز و شرکت های گاز استانی، بخصوص بخش های عملیاتی و امداد گاز، بسیجی وار به عنوان کارکنان خط مقدم و اولین های حاضر در میان بمباران ارتش وحشی صهیون، با اجرای فوری مصوبات کمیته بحران در ستاد با حضور مستمر و شجاعانه در بحبوحه حملات هوایی چون دژی استوار در سنگر خدمت باقی ماندید و با وجود حملات دشمن متخاصم به برخی تأسیسات گازی، اجازه ندادید لحظه ای از جریان پایدار گاز در کشور کاسته شود. این پایداری صرفاً انجام وظیفه نبود؛ بلکه اثبات تعهد، غیرت ملی و ایمان عملی شما به خدمت صادقانه بود.
اینجانب به عنوان عضوی از خانواده بزرگ صنعت گاز، با افتخار در برابر همت والای شما سر تعظیم فرود می آورم و از صمیم قلب قدردان تلاش های خستگی ناپذیرتان هستم که بی وقفه، بی هراس و با ایمان راسخ، چرخ های حیاتی ترین شریان انرژی کشور را به حرکت درآوردید. تلاش بی نظیر شما در تأمین پایدار گاز در سراسر ایران، نمادی از همبستگی خانواده بزرگ شرکت ملی گاز ایران بود.»
قهرمانان بی ادعا در دل آتش
در آن ۱۲ روز سهمگین که خاک وطن زخمی شد و دل ها غمگین، قهرمانانی بودند که نامشان شاید در تیتر خبرها نیامد؛ اما ایستادگی شان ستون های استوار این سرزمین شد. کارکنان صنعت گاز؛ مردان و زنانی که با دل هایی پر از عشق به ایران، شبانه روز در دل تاسیسات، ایستگاه ها و خطوط انتقال ماندند.
در روزهایی که هر لحظه صدای آژیرها و انفجارها گوش ها را کر می کرد، این کارکنان در پالایشگاه ها و ایستگاه های بین راهی، بی وقفه تلاش کردند.
در پالایشگاه فجر جم کارکنان بدون آن که حتی لحظه ای به نجات جان خود بیندیشند، تنها به یک چیز فکر کردند: نباید شعله زندگی مردم خاموش شود. در گرمای سوزان جنوب، با دستانی خاک آلود و چهره هایی خسته؛ اما اراده ای آهنین، تعمیرات اضطراری انجام شد، تاسیسات بسرعت مورد بازسازی قرار گرفت.
در نقاط دوردست کشور، جایی که خطوط لوله از دل کوه و بیابان می گذرد، کارکنان گاز با خودروهای امدادی، موتور و حتی پیاده، مشغول فعالیت بودند. آنان با وجود تهدید حملات بعدی، شیرهای اضطراری را کنترل کردند، فشارها را متعادل ساختند و نشت ها را بستند تا مبادا انفجاری رخ دهد.
این دلیران خاموش و بی نام و نشان، در روزهایی که مرگ در کمین بود، ایستادند تا ایران پا برجا باشد، اجاق خانه ها روشن بماند و مادران با دل لرزان از جنگ، دست کم بدون سوخت و انرژی پاک نمانند.
امروز، وقتی شعله ای روشن در خانه ای می بینیم یا صنایع و نیروگاه ها بدون سوخت نیستند، یادمان باشد این اتفاق از دستان زحمتکش همان مردان و زنانی جاری شده که در تاریک ترین شب های جنگ، شعله امید را زنده نگه داشتند.
اکنون ، پس از آن ۱۲ روز جنگ که در سوم تیر با آتش بس پایان یافت، اگر از کنار خانه های روشن این سرزمین می گذریم، اگر شعله اجاقی سوزان است، اگر گرمای زندگی در خانه ها جاری است، باید یاد کنیم از آنان که در سکوت، در دل خاک و فولاد، ایستادند تا ایران بماند.
وقتی صنعت گاز، سنگر وطن شد
در دل آن ۱۲ روز که دود جنگ، آسمان ایران را تیره کرد، آنچه بیش از همه روشنی بخش دل ها شد، همبستگی بی مانند مردان و زنان صنعت گاز بود؛ خانواده ای بزرگ که از جنوب تا شمال، از شرق تا غرب، دست در دست هم گذاشتند و عهد بستند: «هیچ گلوله ای، هیچ موشکی نباید جریان زندگی را متوقف کند.»
همه با هم؛ یکدل و یک صدا برای ایران
از پالایشگاه های جنوب که قلب تپنده گاز ایران است، تا خطوط انتقال که چون شریان های زنده، گاز را به دورترین روستاها می رساند، از ایستگاه های تقویت فشار تا شبکه های توزیع در شهرها و روستاها؛ همه و همه یکصدا شدند، یک دل و یک جهت.
مهندسان، تکنیسین ها، کارگران، ناظران، رانندگان و نیروهای پشتیبانی، شب و روز نداشتند.تیم ها به صورت شبانه روزی اطلاعات، قطعات و تجهیزات حیاتی را جابه جا کردند تا فعالیت ها بدون وقفه تداوم داشته باشد.
اتاق های مدیریت بحران شرکت ملی گاز، حتی یک لحظه رو به خاموشی نرفت، ارتباط ها قطع نشد، خطوط بی سیم، پیام ها و هشدارها را از نقطه ای به نقطه دیگر رساند تا همدلی به عمل بدل شود.
مهندسان جوان دوشادوش پیشکسوتان ایستادند، تجربه و دانش به هم گره خورد و نتیجه شد: هیچ نقطه ای از ایران بی گاز نماند.
آنچه در دل این همبستگی ریشه داشت، عشق به مردم و ایران بود.
وقتی دشمن چشم طمع به خاموشی خانه های ما دوخته بود، خانواده بزرگ صنعت گاز با جان فشانی و ایثار، امان نداد. آنان سنگر شدند برای صیانت از تاسیسات، برای پایداری شعله ها، برای سربلندی وطن.