دو همکار نفتی رزمنده از رشادت های عملیات بیت المقدس برای آزادسازی خرمشهر روایت می کنند

بوسه بر خاک وطن

خرمشهر را خدا آزاد کرد

مشعل: 43 سال از آن روزهای سخت و جانفرسا برای آزادسازی خرمشهر می گذرد؛ روزهایی که دشمن سودای اشغال ایران را در سر می پروراند و با راه انداختن جنگ تحمیلی در سایه حمایت ۴۵ کشور خارجی، قدم به خاک کشورمان گذاشت؛ غافل از اینکه شیرمردان و شیرزنان سرزمینمان، با مقاومت و نثار خون خود دلاورانه ایستادند تا وجبی از این خاک مقدس دست دشمن نیفتد. در حقیقت فتح و آزادسازی خرمشهر، فتح خاک نبود، بلکه فتح ارزش های انسانی بود که با جهاد آگاهانه به دست آمد. به مناسبت سوم خرداد و آزادسازی این شهر، پای روایت های حسن نصراصفهانی، مشاور مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی ایران و حسین حیدری دستجردی، رئیس امور ایثارگران این شرکت؛ از رزمندگان حاضر در عملیات بیت المقدس که در نوجوانی و جوانی به خاطر عشق به خاک وطن، رخت رزم بر تن و دوشادوش هم رزمان، کوچه ها و خیابان های خرمشهر را از یوغ دشمن پاک سازی کردند، نشستیم که در ادامه می خوانید.

«شنوندگان عزیز، توجه فرمایید، خرمشهر آزاد شد»، طنینی آشنا برای تمام کسانی است که آن روزهای جنگ  را به یاد دارند؛ جنگی تحمیلی و نابرابر با پرتاب انبوهی از بمب و موشک از سوی  دشمن تا بن دندان مسلح. در آن سال های پرالتهاب، اعلام خبر آزادسازی خرمشهر از رادیو با آن طنین همیشه ماندگار، شیرین ترین اتفاقی بود که همه ایران در انتظارش بود و کام همه ایرانیان را شیرین کرد؛ دشمنی که چهارم آبان ماه 1359، خرمشهر را به اشغال درآورده بود، در نظر داشت طی چند هفته خود را به تهران برساند و با این کار به آمال و آرزوهای خیال انگیزش برسد، اما رشادت های دلیرانه مردم ایران مانع از آن شد که دشمن مورد حمایت بیگانگان، به هیچ یک از اهداف از پیش تعیین شده خود دست یابد و سرانجام پس از ۵۷۵ روز مقاومت، ساعت ۱۱ صبح روز سوم خرداد ماه ۱۳۶۱ به عقب رانده و خرمشهر آزاد شد.

پیروزی در جنگی نابرابر

حسن نصراصفهانی، مشاور مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی ایران، از رزمندگانی است که برای آزادسازی خرمشهر، ترکش های دشمن را به جان خریده است و یادگارهایی از آن دوران با خود دارد. زخمی شده، اما باز به جبهه برگشته است. وی  به خبرنگار "مشعل" می گوید: در ۱۸ سالگی به اتفاق برادر بزرگ ترم به جبهه رفتم و اردیبهشت ۱۳۶۱ با آغاز عملیات بیت المقدس، همراه با سایر رزمندگان از رود کارون گذشته و با عقب راندن دشمن تا جاده اهواز -خرمشهر پیشروی کردیم.

نصراصفهانی یادآور می شود: بیت المقدس عملیات سنگینی بود. عراق با تمام تجهیزات روی جاده اهواز -خرمشهر ۵۰ متر به ۵۰ متر مسلسل مستقر کرده بود، در مسیر میدان های مختلف مین کاشته بود و دشت را زیر پوشش داشت. در این عملیات بود که از ناحیه پا، سر و سینه مجروح شدم و مدال افتخار جانباز ۷۰ درصد را کسب کردم. برادرم هم که در تمام عملیات ها در کنارش بودم، به درجه رفیع شهادت نائل شد، اما این موضوع مانع برگشت دوباره ام به جبهه نشد. وی به اینجا که می رسد، بغض در صدایش نمایان می شود و می گوید: دوران دفاع مقدس، به خصوص آزادسازی خرمشهر برای بچه هایی که در عملیات شرکت داشتند، سراسر خاطره است و ما با آن خاطرات زنده ایم. در جمع دوستان، آن را بازگو و از دوستانی که شهید شدند، به نیکی یاد می کنیم. از اسرایی که بدون هیچ برخوردی اسیر می شدند و با آنان محترمانه رفتار می شد. مشاور معاون وزیر نفت و مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی  ایران با تأکید بر اینکه آزادسازی خرمشهر، از رشادت نیروهای ایرانی سرشار بود، می افزاید: نسل امروز ما باید بداند در آن برهه از زمان، عمده کشورهای دنیا از شرق گرفته تا غرب، از عراق حمایت می کردند و پیشرفته ترین سلاح ها را در اختیار ارتش صدام می گذاشتند، اما رزمندگان ایرانی با تکیه بر توان داخل و نیروهای مردمی و باوجود کمبود تجهیزات و سلاح مدرن، پیروز میدان شدند. نسل امروز باید بداند که جنگ آنچه در فیلم ها آمده است، نیست؛ سربازان بعثی، تعلیم دیده بودند و این گونه نبود که فوری تسلیم شوند. با همه این احوال این ایمان بود که بر کفر پیروز شد و دشمن را به عقب راند و این رشادت بسیار ارزشمند است. درسی که باید در تمام دوران زندگی نوجوانان و جوانان نهادینه شود و از حباب قدرت دشمن نهراسند.

از مدرسه تا جبهه

مرور آن روزهای دود و آتش جنگ، برای کسانی همچون حسین حیدری دستجردی که خود دستی داشته است بر آتش، یادآور همدلی ها در حماسه سازی هاست؛ همدلی ای آمیخته با تلاش برای بیرون راندن دشمن از خاک پاک  ایران. حیدری دستجردی، مشاور مدیر توسعه منابع انسانی و رئیس امور ایثارگران شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی ایران، از جمله رزمندگانی است که از پشت نیمکت مدرسه، خود را به جبهه های جنگ رساند تا از خاک وطن دفاع کند. وی درباره نحوه حضور در جبهه های جنگ می گوید: شوق رفتن به جبهه در دلم موج می زد و با تمام تلاش در برداشتن موانع از قبیل دست بردن در شناسنامه و بزرگ کردن سن و جعل امضای مادر که دلش راضی به رفتنم نبود، راهی جبهه و جنگ شدم. دوره های آموزشی را یک به یک گذراندم و با گروهی از هم رزمان برای آزادسازی خرمشهر به سمت اهواز حرکت کردیم. این رزمنده دوران دفاع مقدس  ادامه می دهد: ادوات جنگی و آمادگی دشمن به واسطه حمایت های ۴۵ کشور جهان، بسیار بالا بود و می خواست با تصرف این خطه از خاک کشور و الحاق آن به خاک خود، پا را از گلیمش فراتر بگذارد. در مقابل دستان ما و نیروهای مردمی خالی بود و اگر سلاحی هم بود، دست به دست می چرخید، اما با همین شرایط، زمانی که امام راحل، فرمان تشکیل بسیج دادند، همگان آمدند و دوشادوش یکدیگر جلوی دشمن ایستادند تا پیروزی حاصل شد.

شکست دژ محکم دشمن

رئیس امور ایثارگران شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی ایران یادآور می شود: نام عملیات آزادسازی خرمشهر، بیت المقدس بود که از محورهای جاده اهواز به خرمشهر و آبادان به خرمشهر آغاز شد. نکته حائز اهمیت اینکه دشمن، در مدت اشغال خرمشهر، استحکامات نظامی وسیعی بنا کرده بود و در واقع دژ محکمی ساخته بود که رد شدن از آن به این آسانی ها امکان پذیر نبود، اما همان طور که امام راحل فرمودند: «خرمشهر را خدا آزاد کرد»، با اتکا و توکل به خدا، دشمن به عقب رانده شد و سرانجام توانستیم در مسجد جامع خرمشهر، نماز پیروزی بجا آوریم. حیدری دستجردی با اشاره به اینکه هنگام آزادسازی خرمشهر، نیروهای عراقی بسیار از جمله درجه داران عراقی به اسارت درآمدند، می گوید: پس از فتح، چیزی که بیش از همه جلب توجه می کرد، شعارهایی مبنی بر «آمده ایم که بمانیم» بود که دشمن نوشته بود و نام شهر را به محمره تغییر داده بود به خیال اینکه همه چیز تمام شده و خاک ایران به تصرف درآمده است، اما با مقاومت و جهاد سرسختانه رزمندگان، دشمنان به راحتی تسلیم شدند و به اسارت درآمدند.

الگوسازی برای جوانان

حیدری دستجردی درباره پیام این پیروزی به جهانیان یادآور می شود: این پیروزی، دو پیام اساسی داشت؛ نخست آنکه به دشمن ثابت کرد نمی تواند در مقابل ایرانیان دوام بیاورد و دیگر اینکه کشورهای حامی دریافتند آنچه صدام می گفت، درست نبوده و حقیقت ماجرا، ایرانی هایی بودند که حاضر نشدند دشمن یک وجب از خاکشان را اشغال کند و آنها را وادار به عقب نشینی کردند.

وی در بخشی از این گفت وگو به سراغ خاطرات آن دوران می رود و می گوید: فردای پیروزی عملیات بیت المقدس و آزادسازی خرمشهر در حال پاکسازی و جمع آوری پیکر شهدا بودیم، ناگهان به چند جسد عراقی روبه رو شدیم  که با صورت روی زمین افتاده بودند.

خواستم آنها را برگردانم تا چهره شان را ببینم، یکی از آن جسدها  بلند شد و ایستاد. اول جا خوردم، اما سریع خودم را جمع وجور کردم و او را به عنوان اسیر به پایگاه بردم.

وی با اشاره به اینکه ۶۰ ماه در جبهه ها ماندم، یادآور می شود: ایثار، از خودگذشتگی و تلاش برای پیروزی، بزرگ ترین درسی بود که آزادسازی خرمشهر داد، درسی که نوجوانان و جوانان باید الگوی زندگی خود قرار دهند و بدانند با مقاومت و پشتکار، می توان موفقیت را در آغوش کشید.