
گفت وگو با پرکارترین نویسنده صنعت نفت ایران
42 جلد کتاب؛ ثمره 37 سال کار
مشعل محمدرضا نفری، از همکاران بازنشسته صنعت نفت ایران در شرکت ملی صنایع پتروشیمی است. او که سال 1329 در تهران به دنیا آمده و تحصیلات تکمیلی خود را در رشته شیمی به پایان رسانده، نزدیک به 37 سال در مناطق مختلف کشور به شرکت ملی صنایع پتروشیمی خدمت کرده است. نفری، طی سال ها فعالیت خود، با توجه به شرایط موجود و نیازهایی که در حوزه پتروشیمی با آن مواجه بوده، تصمیم به نگارش و انتشار تجربه های خود در این زمینه می گیرد. همچنین با توجه به کمبود منابع فارسی در حوزه صنایع پتروشیمی، تعدادی از کتاب های انگلیسی زبان را به فارسی ترجمه کرده، به گونه ای که تا به امروز، تالیفات و ترجمه های او به 42 عنوان کتاب می رسد. با این همکار بازنشسته، دیداری داشتیم و در فرصتی کوتاه، پای خاطرات او از 37سال خدمت در شرکت ملی صنایع پتروشیمی نشستیم.
از چه زمانی به شرکت ملی صنایع پتروشیمی پیوستید؟
همکاری من با شرکت ملی صنایع پتروشیمی از سال 1352 و زمانی که دانشجوی کارشناسی ارشد رشته شیمی بودم، شروع شد. آن زمان کارم را با بخش آزمایشگاه پتروشیمی بندرامام شروع کردم. بلافاصله بعد از استخدام در این شرکت، برای کارآموزی به پتروشیمی شیراز منتقل شدم و سه ماه در آزمایشگاه این شرکت مشغول به فعالیت بودم تا اینکه اطلاعیه ای با مضمون طرح افزایش نیروی انسانی صنایع پتروشیمی منتشر شد. در این اطلاعیه آمده بود: "شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران در نظر دارد آزمونی را برای لیسانسه های شیمی، فیزیک و ریاضی برگزار کند." در این آزمون شرکت کردم و بعد از گذشت 2 سال تحصیل در دانشکده نفت آبادان، به عنوان مهندس پتروشیمی کارم را در این شرکت ادامه دادم. زمانی که در دانشکده نفت آبادان مشغول به تحصیل بودم، مدرک کارشناسی ارشد رشته شیمی را از دانشگاه تهران دریافت کردم. بعد از فارغ التحصیلی از دانشکده نفت، به همراه چند تن از دوستان به پتروشیمی ماهشهر منتقل شدیم. 37سال در مناطق مختلف شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران خدمت کردم و در نهایت سال 1389 بازنشسته شدم.
چه انگیزه ای باعث شد در کنار کار و مسئولیت روزانه، به ترجمه و تالیف کتاب در حوزه کاری خود روی بیاورید؟
آن زمان، شرکتی به نام "نالکو"، مواد شیمیایی را برای استفاده در برج های خنک کننده و دیگ های بخار، در اختیار شرکت های مختلف قرار می داد. به یاد دارم در آن دوره، گاهی مشکلاتی پیش می آمد که برای رفع این مشکلات از راه علمی، با کمبود منابع، بخصوص به زبان فارسی مواجه بودیم. به همین دلیل تصمیم گرفتم همزمان با کار در واحد آب، برق و بخار، مطالعاتم را در زمینه های مختلف گسترش دهم. این مطالعه و تحقیق سبب شد یافته های خود را ابتدا به صورت جزوه و بعدها به صورت کتاب در اختیار علاقه مندان بگذارم؛ البته این روند همچنان در زندگی من ادامه دارد.
این کمبود منابع و ترجمه تا چه اندازه احساس می شد؟
در سال 1358 زمانی که در پتروشیمی رازی کار می کردم، بعد از گذشت 2 ماه از تعمیرات اساسی واحد آمونیاک، چند مبدل حرارتی دچار جرم گرفتگی شد. من که به عنوان مهندس فرایند آب در آن مجموعه مشغول به کار بودم، با دیگر کارشناسان و مدیران، جلسات مختلفی را برای حل این مشکل برگزار کردیم. ابتدا حدس می زدیم که مشکل پیش آمده، به دلیل وجود آب یا مواد شیمیایی در مبدل ها باشد؛ اما چون در پتروشیمی رازی، 2 واحد آمونیاک با ظرفیت روزانه یکهزار تن فعال بود، فکر کردم که مشکل نمی تواند از آب و مواد شیمیایی باشد. بعد از نمونه برداری و آزمایش های مختلف متوجه شدیم که کلر در نمونه های جمع آوری شده آب، یا بسیار کم است یا اصلا وجود ندارد. از این رو تصمیم گرفتیم چهار مبدلی را که دچار مشکل شده بود، باز کنیم. پس از این کار، فهمیدیم که مبدل های مورد نظر لجن زده که این اتفاق، معمولا به دلیل بروز آلودگی رخ می دهد و منشا آن می تواند روند کلرزنی و ایجاد اختلال در آن باشد. به همین دلیل بعد از بررسی های مورد نظر متوجه شدیم که نزدیک به یک ماه است از کلر استفاده نشده است. درنهایت با انتخاب بهترین راه حل، مشکلات طی 10 روز برطرف شد.
این، اولین شست وشوی شیمیایی بود که از سوی خود کارکنان انجام می شد و یکی از بزرگ ترین کارهایی بود که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در این حوزه صورت می گرفت؛ زیرا این کار را پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، یک شرکت آمریکایی انجام می داد. هر بار که چنین شرایطی پیش می آمد، سوال های بسیاری در ذهنم شکل می گرفت؛ اما منابع علمی مناسبی که به زبان فارسی ترجمه شده باشد، در دسترس نبود تا بتوانم پاسخ سوالاتم را پیدا کنم. زمانی که در چنین شرایطی قرار می گیرید، نه تنها سعی می کنید سطح آزمایش ها را گسترده تر کنید؛ بلکه تلاش می کنید بهترین استفاده را از منابع موجود داشته باشید. همین مساله سبب می شود تا تجربه های جدید و راهکارهای قابل توجهی بیابید.
در کنار کسب تجربه، تحقیق و مطالعه تا چه اندازه موفق به انتقال یافته های خود به دیگر کارکنان شدید؟
بعد از این اتفاق، رئیس مجتمع پتروشیمی رازی درباره مشکل اصلی، سوالی پرسید که در پاسخ گفتم مشکل اصلی، کمبود آموزش مناسب است. کارکنان از نظر انجام کارهای فرایندی بسیار قوی هستند؛ اما در زمینه آب، اطلاعات چندانی ندارند. به همین دلیل تصمیم گرفته شد آموزش های لازم به کارکنان داده شود که مسئولیت برگزاری آن، به من محول شد. من هم جزوه ای را برای انتقال اطلاعات مفید تهیه کردم تا بتوانم کلاس های آموزشی مناسبی را درباره برج های خنک کن و مشکلات احتمالی برگزار کنم. پتروشیمی رازی 8 واحد خنک کننده داشت و این کلاس ها برای واحدهای مختلف به صورت جداگانه برگزار می شد. درنتیجه برگزاری این کلاس ها، دقت و توجه اپراتورها افزایش قابل توجهی یافت. بعد از مدتی با توجه به تجربه هایی که به دست آورده بودم، جزوه دیگری درباره کنترل های شیمیایی دیگ های بخار تهیه و دوره های آموزشی آن را برگزار کردم.به یاد دارم در دوران جنگ تحمیلی، پالایشگاه گاز هاشمی نژاد(خانگیران) در سرخس از پتروشیمی رازی در خواست همکاری کرد تا تعدادی از کارکنان واحد تعمیرات و بهره برداری، بخصوص در زمینه آب به این پالایشگاه اعزام شوند. در گروه انتخابی برای حضور در خانگیران، من نیزبه عنوان سرپرست حاضر بودم.طی یک سال و نیمی که سرپرستی گروه را به عهده داشتم، برج خنک کن این پالایشگاه که کاملا زنگ زده بود، از طریق اسیدشویی تعمیر شد؛ البته در ابتدا پیشنهاد اسیدشویی مخالفانی داشت؛ زیرامعتقد بودند که سیستم خنک کننده نمی تواند در برابر اسیدشویی مقاوم باشد؛ اما این کار با موفقیت انجام شد.
رفع خوردگی در پالایشگاه ها تا چه اندازه بر پایه تحقیقات شما شکل گرفت؟
آنچه طی این سال ها درباره خوردگی انجام داده ام، تلفیقی از دانسته هایی است که بخشی از آن براساس تحقیقات و برخی نیز با مطالعه منابع خارجی به دست آمده است؛ چون رشته اصلی من شیمی است و کسانی که در این رشته تحصیل کرده اند، با بسیاری از واکنش ها و مسائل شیمیایی آشنایی دارند.
با توجه به اینکه به عنوان مهندس ناظر استفاده از مواد شیمیایی روی برج های خنک کن فعالیت می کردم، اگر مشکلی در زمینه استفاده از مواد شیمیایی پیش می آمد، می توانستم بخوبی از پس حل آن برآیم. برای موفقیت در این کار حتما باید مطالعات جانبی انجام می دادم، درحالی که طی آن سال ها، منابع داخلی و فارسی بسیار کم بود و باید از مقاله ها و کتاب های خارجی استفاده می کردم. به همین دلیل، به صورت کلی اطلاعات من برای پیشبرد کار؛ تلفیقی از اطلاعات اولیه دانشگاهی، مطالعات جانبی و نظارت بر امور عملیاتی در محل بود.
از چه زمانی تصمیم گرفتید به صورت متمرکز، تحقیقات و ترجمه های خود را در قالب کتاب منتشر کنید؟
زمانی که کار خود را در پتروشیمی اراک شروع کردم، تصمیم گرفتم مطالعاتم را ادامه دهم. در کنار آن از من خواسته شد با آموزش شرکت گاز همکاری داشته باشم. به همین دلیل تصمیم گرفتم برای ارائه آموزش مناسب، جزوه دیگری آماده کنم، از این رو 2 جزوه قبلی آموزشی را که درباره دیگ های بخار و برج های خنک کننده تهیه کرده بودم، به همراه مطالبی درباره تصفیه آب، به صورت کتابی با عنوان «تکنولوژی آب در صنعت» نوشتم تا آن را برای شرکت گاز تدریس کنم.
بعد از آن نیز کتابی درباره شست وشوی شیمیایی دستگاه ها منتشر کردم که این کتاب نیز در شرکت گاز تدریس شد. سپس برای دوره آموزشی مربوط به پروژه تصفیه پساب های صنعتی، به میلان ایتالیا رفتم و در آنجا نیز تجربه های خوبی کسب کردم.
در ادامه خدمت خود طی سال ها حضور در پتروشیمی، روی تصفیه آب، تصفیه پساب های صنعتی و خوردگی تجربیاتی به دست آوردم، ضمن اینکه نیازهای عملیاتی را که ممکن بود پیش بیاید، شناسایی و از طریق ترجمه کتاب های خارجی، تجارب شخصی و استفاده از کتاب های موجود، به عنوان کتاب منتشر کردم.
یکی دیگر از نکاتی که باید به آن اشاره کرد، این است که خانواده من در تهران زندگی می کردند و من در اراک مشغول به کار بودم، از این رو در طول هفته و در زمان استراحت بعد از پایان کار روزانه، شروع به کار تالیف و ترجمه کتاب های مختلف می کردم که اولین کتابم در سال 1377 و به صورت گسترده منتشر شد.
در ابتدا، نوشتن برایم یک کار حاشیه ای بود؛ اما بعدها به کار اصلی من تبدیل شد، به گونه ای که پس از گذشت چند سال از بازنشستگی، همچنان در حوزه نگارش کتاب فعالیت دارم. از سال 1377 به بعد، سالی یک کتاب یا بیشتر منتشر کردم که تا زمان بازنشستگی در سال 1389، تعداد آنها به 22جلد رسید و از بازنشستگی تا به امروز نیز، نزدیک به20 جلد کتاب دیگر را به نگارش درآورده ام که بخشی از آنها، تالیف و بخشی دیگر هم ترجمه بوده است؛ البته برای ترجمه و نگارش کتاب ها، همیشه به دنبال سوژه هایی بودم که مناسب مخاطب باشد و بتواند از آن استفاده کند.
در پایان بفرمایید مهم ترین کتابی که تا امروز منتشر کرده اید، چه نام دارد و موضوع آن چیست؟
از جمله کتاب هایی که بخشی از آن را ترجمه کردم و همچنان از این اتفاق بسیار راضی هستم، مرجع مهمی در زمینه پساب های صنعتی است که من توانستم به چاپ چهارم آن دسترسی پیدا کنم. برای ترجمه این کتاب، چون زمان زیادی به بازنشستگی ام نمانده بود، فرصت کمی در اختیار داشتم و باید از همه زمان ها بجز زمان کاری ، نهایت بهره را می بردم. این کتاب در سال 1389 و با نام «مهندسی فاضلاب» منتشر شد و هم اکنون در اختیار صنعت پتروشیمی است.