مقایسه دستمزد کارگران ایرانی و خارج در نخستین سال های صنعت نفت

تبعیض 23 برابری

مشعل     سال های ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۵ روزگار رونق گرفتن کار صنعت نفت در ایران بود. مردم با کار ثابت و حقوق مشخص و دائم آشنا شده و با توجه به سختی های روزهای جنگ، مشتاق به دست آوردن یک کار بی وقفه بودند. کمبود مواد غذایی و بیکاری برآمده از جنگ جهانی اول، تقریبا تمام ولایات ایران را درگیر ساخته بود، چنان که انبوه بیکاران برای گرفتن نان حاضر بودند روزها و خارج از شهر به کارهای سخت بپردازند و گاه حتی از گرسنگی تا پایان روز دوام نمی آوردند.

در جنگ جهانی اول به علت نیاز انگلستان به نفت ایران، پالایشگاه نفت آبادان و فعالیت در میادین نفتی گسترش یافت و استخراج و تصفیه نفت به چند برابر قبل رسید. برخی از مردم که با وقوع جنگ جهانی دچار بیکاری و فقر بیشتر شده بودند، با شرایط سخت کار در هوای گرم خوزستان و برخوردهای تبعیض آمیز مسئولان شرکت نفت کنار آمده و به استخدام آن شرکت درمی آمدند.

تعداد کارگران استخدام شده ایرانی در سال های 1919 تا 1925 با افزایشی جدی روبه رو بود. در این سال ها تعداد مستخدمین ایرانی در پالایشگاه نفت آبادان تقریبا 9 برابر رشد را نشان می دهد، یعنی از 906 نفر در 1919 به هفت هزار و 336 نفر در 1923 رسیده بود. در نامه شکایت نماینده اهالی آبادان به مجلس شورای ملی در سال 1303 / 1924 مستخدمین پالایشگاه آبادان را 12 هزار و 800نفر اعلام کرده است که هشت هزار و 500نفر آنها کارگران ایرانی و بقیه کارگران و سرکارگرهای هندی، عرب و متفرقه بوده اند.

کاهش حقوق مستخدمین صنعت نفت

با افزایش تعداد متقاضیان کار و هجوم سیل بیکاران به مناطق نفتی در سال ۱۳۰۳ش/ ۱۹۲۴م شرکت نفت تصمیم گرفت حقوق و دستمزد کارگران مشغول به کار را کاهش دهد. تعدادی از کارگران معترض از کار اخراج شدند و کارگران جدید با حقوق مورد نظر مدیران شرکت نفت به استخدام درآمدند. اجرای این طرح سبب ایجاد نارضایتی زیادی در میان کارگران شد، اما نه اعتراضات کارگری و نه تلاش کارگزار امور خارجه برای اعمال فشار از سوی وزارت امور خارجه به مسئولان شرکت نفت در این مورد نتیجه ای دربر نداشت. در فاصله سال های ۱۳۰۳ش/ ۱۹۲۴م حقوق کارگر روزمزد سه ریال در روز بود، در حالی در همان زمان کارکنان اروپایی ماهانه ۷۰۰ تا ۳۰۰۰ روپیه، کارکنان هندی ۱۵۰ تا ۵۰۰ روپیه و کارگران ایرانی ۳۰ تا ۴۵ روپیه دریافت می کردند. با توجه به اینکه هر روپیه در این سال ها تقریبا معادل سه ریال ارزش داشت دستمزد یک اروپایی صد برابر در بیشترین حالت و در کمترین، میزان ۲۳ برابر حقوق یک کارگر ایرانی بوده و یک کارگر هندی ۱۶ برابر تا پنج برابر حقوق کارگر ایرانی دستمزد می گرفت.

برخی کارگران و مستخدمین صنعت نفت در کنار دستمزد بالا از امکانات رفاهی ویژه ای هم برخوردار بودند. به عنوان نمونه کارگران راه سازی و کارگران حمل ونقل، قاطرچیان و حفاران علاوه بر دستمزد مقرر موفق به دریافت غذا و آب آشامیدنی و جای خواب از سوی شرکت نفت می شدند.

 مقاطعه کاران و کنتراتچی ها

با گسترش فعالیت های شرکت نفت در حوزه های مختلف و محدودیت های اداره کارگران برای استخدام کارگر از نقاط مختلف و کنترل و نظارت بر آنان مدیران شرکت نفت ترجیح دادند تا با واگذاری بخشی از استخدام کارگران نیمه فنی و غیرفنی به مقاطعه کاران، مسئولیت استخدام، نظارت بر انجام کار، رسیدگی به مشکلات ناشی از کار و مشکلاتی از این دست را از دوش شرکت نفت بردارند و به افرادی که به کنتراتچی معروف بودند، بسپارند. گاه نیز کارهایی که به طور مستقیم به عملیات حفاری چاه ها و یا کار در تصفیه خانه نفت مربوط نمی شد، به کنتراتچی ها واگذار می شد؛ کارهایی همچون ساخت و آماده سازی مصالح ساختمانی گچ و آجر احداث بناهای مسکونی مخصوص کارگران ایرانی یا خارجی ایجاد و تسطیح راه ها، نصب لوله های انتقال نفت و... این مقاطعه کاران که به آنها کنتراتچی یا متعهدین نیز گفته می شد، اغلب ایرانی بودند، اما تعدادی کنتراتچی خارجی نیز در استخدام کارگران غیر ایرانی و هندی با شرکت نفت همکاری داشتند.

کنتراتچی هایی که این کارگران را استخدام می کردند، معمولا مبلغی از دستمزد آنان را به عنوان کارمزد برمی داشتند. تا تاریخ ۱۹۲۴م این مبلغ شامل ۵۰ درصد حقوق آنان بود، اما با توجه به برنامه صرفه جویی شرکت نفت در هزینه ها و کاهش دستمزدها دستور کاهش این مبلغ داده شد.

مشاغل کنتراتی

علاوه بر کارگرانی که به طور ثابت در استخدام شرکت نفت بودند و کارگرانی که به صورت فصلی به استخدام درمی آمدند، گاه لازم می شد شرکت نفت دست به استخدام تعداد زیادی از کارگران موقت بزند که این کار را کنتراتچی ها و مقاطعه کاران انجام می دادند. این کارگران که فقط برای انجام یک پروژه خاص  به کار گرفته می شدند پس از انجام آن کار قراردادشان پایان می یافت. مشاغلی که معمولاً شامل این نحوه استخدام می شد، عبارت از حفاری و مقنی گری، راه سازی و قاطرچی ها بود.

حفاران و مقنی ها

در کار حفاری چاه های نفت علاوه بر ضرورت وجود مهندسان فنی که اغلب اروپایی و آمریکایی بودند، کارگران حرفه ای حفار با عنوان مقنی و کارگران غیرماهر و دستیار مقنی ها، نیاز به وجود ابزار و لوازم خاصی نیز بود که این ابزار و تجهیزات معمولا از اروپا وارد می شد و گاه ماه ها منتظر رسیدن آن می ماندند.

در سال ۱۹۲۱م دستمزد یک کارگر مقنی یا حفار روزمزد شش ریال معادل دو روپیه بود که یک حقوق کاملا متوسط در شرکت نفت محسوب می شد. بر اساس جدول حقوقی کارگران شرکت نفت در چاه های نفت در سال ۱۹۲۰م حقوق فرد سورنگ هشت قران برای یک روز، حقوق تندل شش قران برای یک روز، حقوق کولی چهار قران برای یک روز و حقوق مقنی شش قران برای یک روز بود.

کارگران راهسازی

با توجه به توسعه فعالیت های شرکت نفت در سال های جنگ جهانی و پس از آن و با نگاهی به رشد چند برابری تولید و استخراج و پالایش نفت این شرکت نیاز مبرم به تسطیح مسیر و جاده سازی داشت. آماده سازی بستر مناسب برای نصب لوله های انتقال نفت در مسیر کوهستانی و پرفراز و نشیب مسجدسلیمان تا آبادان کاری بس سخت و نیازمند زمان بود. استخدام کارگران برای راهسازی به چند طریق انجام می شد؛ تعدادی که از طریق ارائه درخواست کار به طور مستقیم و شخصی توسط اداره شرکت نفت به استخدام درمی آمدند. گروهی دیگر کارگران عشایر بودند که معمولا از سوی خوانین توصیه می شدند و گروهی دیگر توسط مقاطعه کارانی که به طور مستقیم طرف قرارداد شرکت نفت بودند و اغلب این کارگران کاملا غیرفنی و بدون تخصص بودند. کولی یا کارگر ساده استخدام می شدند. در قراردادهای مقاطعه کاری راه سازی جاده های مربوط به شرکت نفت دستمزد، کمی متفاوت بود و امکانات آب آشامیدنی و غذا و محل خواب کمپ یا چادر توسط کنتراتچی تأمین می شد.

قاطرچی ها

از دیگر کسانی که برای شرکت نفت کار می کردند و با آنها قرارداد کاری بسته می شد، قاطرچی هایی بودند که همراه با کاروان قاطرها، وسایل و تجهیزات شرکت و پالایشگاه را حمل می کردند. از جمله کارهایی که قاطرچیان باید انجام می دادند، حمل لوله های نفت بود که تا حد ممکن به قطعات کوچک تقسیم شده بود تا قابل حمل شود و گاه مجبور می شدند چهار قاطر را به هم ببندند تا تکه ای از لوله ها را حمل کنند.

کنتراتچی ها علاوه بر دستمزد مقرر باید لباس برای قاطرچی ها و غذا و آب و محل خواب برای قاطرها و... را هم تامین می کردند. بر اساس گزارش های باقی مانده از اتحادیه های کارگری برای یک ماه هر قاطرچی ۱۲ تومان هر روز چهار (قران)، برای غذای هر مرد در یک روز سه قران، برای غذای ۱۴ قاطر در یک روز سخ قران و برای لباس قاطرچی ها هر نفر پنج قران هزینه داده می شد.

سیل جمعیت بیکار که به سوی جنوب سرازیر شده و در اطراف میدان های نفتی و پالایشگاه آبادان در شرایطی بد و نامناسب در انتظار ارجاع کار با هر دستمزدی از سوی شرکت نفت بودند، مهم ترین دلیلی بود که مسئولان شرکت نفت را به کاهش دستمزدها و افزایش تعداد کارگران تشویق می کرد. اما آنچه واقعیت داشت این بود که با وجود کاهش محسوس دستمزدها کارگران همچنان ترجیح می دادند در صنعت نفت جنوب مشغول به کار شوند تا در دیگر مناطق کشور منتظر پیداکردن کار بمانند.