گفت وگو با خانواده ای صمیمی که در شرکت گاز استان البرز فعالیت می کنند

موفقیت خانواده نفتی زیر چتر پدر

مشعل خانواده محسنی؛ خانواده ای سه نفره است که پدر و مادر یعنی علی اصغر محسنی و فرزانه پورچالی هردو در شرکت گاز استان البرز مشغول فعالیت هستند و دخترشان فاطمه حسنا نیز تا امروز توانسته است با حضور در مسابقات نقاشی، مقام های مختلف استانی و کشوری دریافت کند.

با این خانواده که در شرکت گاز استان البرز مشغول به کار هستند، گفت و گو کرده ایم که از نظرتان می گذرد.

نخست با فرزانه پورچالی، مادر خانواده گفت و گو کردیم. او درباره خود که در رشته کارشناسی مدیریت کسب و کار تحصیل کرده است، گفت: در واحد پژوهش شرکت گاز استان البرز مشغول به کار هستم. سال 1384 با همسرم علی اصغرمحسنی ازدواج کردم و در سال 1387 فرزندمان فاطمه حسنا به دنیا آمد. هرچند در تمام این سال ها در بخش های مختلف شاغل بودم، اما همکاری من با شرکت گاز از سال 1397 آغاز شد. زمانی که با همسرم ازدواج کردم، مشغول درس و دانشگاه بودم و همزمان فعالیت های فرهنگی دانشگاه و مساجد را هم ادامه می دادم. بعد از گذشت مدتی از زندگی مشترک به واسطه تغییر محل کار همسرم به استان چهارمحال و بختیاری، از مازندران به این منطقه منتقل شدیم؛ البته این را هم باید بگویم که من و همسرم هردو زاده مازندران هستیم. درواقع همسرم در آن سال ها در صنعت گاز مشغول به کار بود و بعد از مدتی در آزمون استخدامی پذیرفته شد و ما نیز به چهارمحال و بختیاری رفتیم.

وی با اشاره به اینکه در آن سال ها و بعد از تغییر ناگهانی محل زندگی، با تولد دخترشان تصمیم گرفت تا در حوزه ای مشغول به کار شود، بیان کرد: در شهرکرد شغل های مختلفی چون کار در مهدکودک، مدرسه و تدریس قرآن را تجربه کردم. در کنار آن نیز در بخشی از امور ورزش شرکت گاز استان چهارمحال وبختیاری مشغول به کار بودم و این همکاری سبب شد تا کم کم با کار در شرکت گاز آشنا شوم. بعد از اینکه همسرم به شرکت گاز استان البرز منتقل شد و با توجه به اینکه تجربه فعالیت در حوزه های ورزشی و قرآنی را داشتم، متوجه شدم که در دارالقرآن شرکتی نیروی فعال و آشنا ندارند و من چند ماهی به این واحد کمک کردم و با برگزاری موفق مسابقات که مورد توجه شرکت ملی گاز نیز قرار گرفت، به من پیشنهاد همکاری با شرکت گاز استان البرز داده شد و در نهایت جذب واحد قرآن این شرکت شدم. مدتی بعد نیز واحد مددکاری این شرکت به من سپرده شد و در نهایت به دلیل اینکه نظام مشارکت امور پژوهش شرکت نیز بخشی کاملا نوپا بود، تصمیم گرفته شد تا من به این واحد منتقل شوم و درحال حاضر در این واحد مشغول به کار هستم.

پورچالی درباره تجربه خود از رویارویی با چالش هایی که در زندگی در یک شهر دیگر آن هم در دوران جوانی داشته است، گفت: شاید به خاطر سن کم و تجربه ای که نداشتم، توانستم با چنین شرایطی خود را هماهنگ کنم و با آن کنار بیایم. تصور کنید با آن سن کم و یک نوزاد یک ماهه خانواده و محل زندگی خود را ترک کنید و به یک شهر غریب و دور بروید؛ معتقدم قرار گرفتن در چنین شرایطی سبب شد تا قوی تر شوم و به این نتیجه برسم که باید روی پای خود ایستاده و گام هایم را برای موفقیت در مسیر زندگی محکم تر بردارم و در این راه خانواده ما کسی جز خدا را نداشت تا بتواند از این مرحله بگذرد.

وی با اشاره به همکاری و حمایت های همسرش برای موفقیت هایی که به دست آورده است، توضیح داد: خوشبختانه همسرم در این راه همراه خوبی برای من به شمار می رفت و باتوجه به شناختی که از من داشت، پیشنهادهای متفاوتی برای حضور در کلاس ها و دوره های مختلف آموزشی به من می داد و می توان گفت که او مشوق اصلی من برای رسیدن به چنین موقعیتی بود. درحال حاضر نیز در بخش نظام مشارکت شرکت گاز استان البرز فعالیت و در این واحد تلاش می کنم تا با همکاران درباره چالش هایی که در محیط کار با آن مواجه هستند، صحبت کنم تا بتوانیم با مطرح کردن این چالش ها در کمیته های مربوطه، راهکاری برای برطرف کردن آن پیدا کنیم.

وی درباره مدیریت بحران ها هنگامی که خانواده در شرایط سختی قرار می گرفت، گفت: بی شک در این سال ها که من و همسرم به سبب دوری از خانواده های خود با مشکلات بسیاری رو به رو بودیم؛ در کنار این دوری ها بارها پیش آمده بود که همسرم برای انجام ماموریتی خانه را ترک می کرد و من و دخترم در خانه تنها می ماندیم. یکی از خاطراتی که به یاد دارم، این است که دخترم 6 ماه داشت و دچار تداخل دارویی شده و بدنش کهیر زده بود. من هم در خانه تنها بودم و باید تا صبح صبر کردم تا هوا روشن شود و دخترم را به بیمارستان ببرم. آن زمان من بسیار جوان بودم و در آن لحظه حتی به این فکر نکرده بودم که می توانم به اورژانس و یا یکی از همسایه ها زنگ بزنم. معتقدم پشت سرگذاشتن تمام این تجربه ها سبب شد تا در کنار یکدیگر بزرگ شویم، تجربه کسب کنیم و قدر یکدیگر را بیشتر بدانیم.

پورچالی درباره دخترش فاطمه حسنا و موفقیت هایی که تا به امروز به دست آورده است، نیز توضیح داد: دخترم فاطمه حسنا متولد سال 1387 است و استعداد بسیاری در حوزه نقاشی دارد. زمانی که در پایه سوم دبستان مشغول به تحصیل بود، در مدرسه نقاشی ای کشیده بود که مورد تشویق و تعریف بسیاری از سوی معلم و  مدیران مدرسه خود قرار گرفته بود. زمانی که این نقاشی را دیدم، متوجه شدم که برادرم را که از مدافعان حرم بود، با جزئیات کشیده است. دخترم نگاه ریزبینانه ای به محیط اطراف خود دارد. همین نقاشی با ترسیم جزئیات، سبب شد تا او را در کلاس نقاشی ثبت نام کنم. فاطمه حسنا با بهره گیری از آموزش های یک مربی بسیار خوب توانست به راحتی در این رشته پیشرفت کند و بعد از مدتی با حضور در یک مسابقه، نفر اول نقاشی آموزش و پرورش استان البرز شد. او همچنان نقاشی را به صورت شخصی ادامه می دهد و به تازگی در رشته نقاشی مسابقات قرآنی که شرکت گاز البرز برگزار کرده بود، مقام اول را به دست آورده است. او همچنین در جشنواره نقاشی شهید سلیمانی شرکت کرد و با ارائه طرحی با موضوع عفاف و حجاب، موفق شد مقام اول کشوری را در این مسابقات به دست آورد.

مردی که راه های پیشرفت را برای خانواده اش باز کرد

در ادامه این مصاحبه علی اصغر محسنی، رئیس روابط عمومی شرکت گاز استان البرز درباره همکاری خود با صنعت گاز ایران گفت: از سال 1388 به استخدام صنعت گاز در آمده ام و از همان زمان تا سال 1395 به عنوان کارمند ارشد آمار و گزارشات واحد برنامه ریزی و کنترل گاز چهارمحال و بختیاری بودم؛ بعد از آن نیز به مدت یک سال مسئول حراست فیزیکی این شرکت، سپس به عنوان کارمند امور کارکنان در این شرکت مشغول به کار شدم. همچنین از سال 1391 به عنوان رئیس روابط عمومی شرکت گاز چهارمحال وبختیاری فعالیت خود را ادامه دادم. در سال 1395 به استان البرز منتقل شده و از همان سال تا به امروز به عنوان رئیس روابط عمومی شرکت گاز استان البرز مشغول به فعالیت هستم. همچنین در حوزه هایی مانند دبیر شورای فرهنگی اقامه نماز، امر به معروف، تکریم ارباب رجوع فعالیت می کنم. در حال حاضر نیز مدارک تحصیلی کارشناسی مدیریت بازرگانی و کارشناسی ارشد مدیریت دولتی گرایش تحول اداری را کسب کرده ام.

وی در بخشی از صحبت های خود درباره حمایت و تاثیرگذاری در موفقیت های همسرش گفت: زمانی که من و همسرم در ابتدای زندگی مشترک به شهرکرد منتقل شدیم، هیچ آشنا و خانواده ای در آن شهر نداشتیم؛ همسرم نیز در ابتدا خانه دار بود و با شروع مسابقات قرآنی و ورزشی در صنعت گاز و نگاه وزارت نفت برای مشارکت خانواده های نفتی در این مسابقات، تصمیم گرفت در دوره های آموزشی قرآن حضور پیدا کند و در عرض یک سال توانست مقام اول مسابقات قرآنی را در اداره گاز شهرکرد به دست آورد. من نیز او را برای حضور در این مسابقات تشویق می کردم؛ در واقع با توجه به اینکه به نوعی مسئولیت برگزاری این مسابقات را برعهده داشتم معتقد بودم حضور همسرم می تواند باعث تشویق حضور خانواده های دیگر در این مسابقات شود.

محسنی با اشاره به اینکه وزارت نفت برای افزایش فعالیت خانواده های نفتی رشته های مختلفی را مورد توجه قرار می دهد، بیان کرد: با درنظر گرفتن رشته های مختلف فرهنگی و ورزشی که از سوی وزارت نفت در میان خانواده ها گسترش پیدا کرده است؛ من نیز تصمیم گرفتم تا خانواده خود را ترغیب به یادگیری و حضور در این مسابقات کنم. به عنوان مثال به فاطمه حسنا دخترم پیشنهاد کردم تا رشته هایی چون نقاشی و شطرنج را یاد بگیرد و در مسابقات وزارتی شرکت کند؛ به همین دلیل می توان گفت همیشه سعی کرده ام تا خانواده خود را برای یادگیری و حضور در این مسابقات تشویق کنم.

وی توضیح داد: همین تشویق ها سبب شد تا دخترم در مسابقه نقاشی شهید سلیمانی شرکت کند و مقام کشوری را به دست آورد. برای ورود فاطمه حسنا در حوزه نقاشی او را بسیار تشویق و ایده های مختلفی را با او مطرح کردیم؛ البته دخترم استعداد بسیار خوبی در نقاشی داشت و توانست به خوبی در این حوزه موفق عمل کند.

محسنی بیان کرد: بسیاری از مدیرعامل هایی که با آنها کار کرده ام، دغدغه توسعه فعالیت های فرهنگی به خصوص فعالیت های قرآنی را میان کارکنان و خانواده های آنان داشتند؛ به همین دلیل من نیز به نمایندگی از مدیرعامل شرکت با خانواده ها تماس گرفته و از آنها برای حضور در کلاس ها و مسابقات قرآنی دعوت می کردم. به خاطر دارم زمانی که به شرکت گاز استان البرز پیوستم؛ زمانی بود که استان البرز از استان تهران جدا شده و باید یک شرکت جدید گاز در این استان راه اندازی می شد. آقای تقی نژاد، مدیرعامل وقت این شرکت از من خواست تا به عنوان رئیس روابط عمومی مسائل فرهنگی را دنبال کنم، همسرم در سال اول برگزاری این مسابقات به عنوان شرکت کننده حضور داشت، اما از سال دوم باتوجه به افزایش شرکت کنندگان در این مسابقات با تایید مدیرعامل به دلیل نبود نیروی آشنا با حوزه فرهنگی، از او خواستم تا در زمینه ثبت نام متقاضیان من را همراهی کند.

وی ادامه داد: آقای تقی نژاد مدیرعامل شرکت، بعد از دیدن فعالیت های همسرم و بازخوردی که همکاری او برای ما داشت، از من خواست تا او در حوزه مددکاری اجتماعی و فعالیت در حوزه امور فرهنگی و قرآنی با شرکت گاز همکاری کند؛ من نیز با توجه به اینکه اولویت اصلی ام در زندگی آموزش دخترم است، گفتم درصورتی که خللی در تربیت فرزندم رخ ندهد، با این همکاری موافقم؛ در نهایت من و همسرم در شرکت گاز استان البرز همکار شدیم و تا امروز این همکاری ادامه  داشته است و من از این اتفاق بسیار راضی و خوشحال هستم.

انتخاب آزادانه با راهنمایی پدر و مادر

فاطمه حسنا محسنی متولد 1387 و درحال حاضر در رشته ریاضی فیزیک مشغول به تحصیل است. او در رشته نقاشی بسیار فعال بوده و تا امروز توانسته است جوایز مختلفی در این زمینه به دست آورد.

وی درباره فعالیت های خود در این حوزه گفت: مادرم از زمانی که کودک بودم، دوست داشت نقاشی بکشم. او وسایل مورد نیاز برای نقاشی را در اختیار من قرار می داد؛ به همین دلیل از همان ابتدا با نقاشی آشنا بودم، اما این رشته هنری را از 10 سالگی به صورت حرفه ای آغاز کردم و در ابتدا نقاشی با مداد رنگی و بعد از آن سیاه قلم را فرا گرفتم. اولین نقاشی های من با موضوع طبیعت بود و بعد از آن به نقاشی چهره علاقه مند شدم و تصمیم گرفتم تا این بخش نیز تمام تلاش خود را برای یادگیری انجام دهم.

وی در بخش دیگری از صحبت های خود گفت: علاقه اصلی من در آینده این است که به عنوان دبیر ریاضی مشغول به کار شوم؛ در واقع من هم نقاشی را دوست دارم و هم معلمی را به همین دلیل باتوجه به استعدادم در ریاضی، تصمیم گرفتم در دبیرستان رشته ریاضی را ادامه دهم و در کنار آن هنر را هم دنبال کنم؛ البته در کنار نقاشی، شطرنج را هم دنبال می کنم هرچند در این رشته تا امروز نتوانسته ام مقامی کسب کنم، اما تمام تلاش خود را می کنم تا در این حوزه نیز بهترین باشم.

فاطمه حسنا درباره خانواده خود نیز گفت: با اینکه پدر و مادرم شاغل هستند و در طول روز مسئولیت های خود را در محیط کار دنبال می کنند؛ زمانی که در خانه کنار هم هستیم، به خوبی از من حمایت و در زمینه های درسی و البته نقاشی بسیار من را تشویق و نظرهای خود را برای پیشرفت من بیان می کنند. معتقدم ما یک خانواده کاملا صمیمی هستیم که به راحتی نظرخود را بیان می کنیم تا باعث پیشرفت یکدیگر شویم. یکی از مهم ترین نکات مثبتی که در خانواده من وجود دارد این است که زمانی که از پدر و مادر خود راهنمایی می خواهم، آنها نظر خود را در مورد مساله مطرح می کنند و در نهایت انتخاب را به عهده من می گذارند.