
صنعت نفت؛ نویسندگان و طنزپردازان
یونس صادقی با اکتشاف نفت در 5 خرداد سال 1287 در مسجدسلیمان، بسیاری از اولین ها در این صنعت رقم خورد؛ از جمله این اولین ها روابط عمومی است. بسیاری آغاز روابط عمومی در ایران را با نام حمید نطقی، نخستين رئيس روابط عمومي شرکت نفت می شناسند؛ اما پژوهشگران بسیاری از جمله حسین میرزایی، تأسیس روابط عمومی در ایران را به دو سال قبل از حضور نطقی، در شرکت نفت ایران_ انگلیس و از سوی خود انگلیسی ها، مربوط می دانند.
ابوالقاسم حالت، در زمره یکی از مهم ترین نویسندگان و طنزپردازان ایرانی است که زندگی حرفه ای او به نفت گره خورده است. استعداد ذاتی او در طنزپردازی و شعر با مضامین تاریخ نفت پیوند خورده و حاصل آن در نشریات حوزه صنعت نفت انعکاس یافته است. تجربه زیستی ابوالقاسم حالت در کنار کارگران و کارمندان پالایشگاه آبادان و حوزه روابط عمومی نفت، به پیشبرد نگرش او در خلق مفاهیم طنزگونه کمک کرده است، تا جایی که می توان او را از معدود افرادی دانست که سختی کار در حوزه صنعتی کشور را با تصاویر شعرگونه در کالبد ذهن مردم معرفی کرده است. او سرودن شعر در پالایشگاه آبادان را به دلیل دوری از همسرش دانسته که زمینه خلق غزل را برای او مهیا کرده بود. تجربیات ادبی حالت، درکتاب های «فکاهیات حالت»، «دیوان خروس لاری»، «دیوان ابوالعینک» و «عیالوار» انعکاس یافته است. او به دلیل توانایی در زبان های انگلیسی، فرانسه و عربی، دست به ترجمه آثاری چون «تاریخ فتوحات مغول» از ساندرز، «تاریخ تجارت» سیمونز و «تاریخ کامل ابن اثیر» زده و حیطه تاریخ پژوهی را مدیون خود ساخته است.
زمانه
ابوالقاسم حالت، شاعر، طنزپرداز و مترجم ایرانی در سال 1298ش در تهران دیده به جهان هستی گشود. در جوانی با نشریه «توفیق» و با نام مستعار «خروس لاری» همکاری داشت. بعد از خروج رضاشاه از کشور و باز شدن فضای سیاسی و مطبوعاتی کشور، ابوالقاسم حالت مجال بیشتری یافت تا در حوزه مطبوعات فعالیت کند. او با اشاره به این دوران نوشته است: «پس از شهریور1320 که ظاهراً بساط دیکتاتوری برچیده و قلم آزاد شد، برای بیان افکار خود مجال بیشتری یافتم و علاوه بر هفته نامه توفیق، با هیأت تحریریه برخی جراید نیز همکاری کردم. در هفته نامه های امید، تهران مصور، قیام ایران و خبردار؛ آثار فکاهی به نثر و نظم داشتم.»(زندگینامه خودنوشت و خاطرات،1379، 16)
استخدام
ابوالقاسم حالت در میانه زندگی به استخدام پالایشگاه آبادان درآمد. او در این باره گفته است: «وقتی به آبادان رسیدم،به دیدن پالایشگاه رفتم. دیدار از پالایشگاه به استخدام در آنجا انجامید.» او به مدت 11 ماه در آنجا زندگی کرد و زبان عربی را بخوبی آموخت که حاصل آن ترجمه چند متن تاریخی از جمله کتاب بسیار مهم« تاریخ کامل ابن اثیر» بود. حالت در ذکر خاطرات یادگیری زبان عربی نوشته است:«پس از ملی شدن صنعت نفت، چون سه سال، صدور صنعت نفت متوقف و پالایشگاه تعطیل بود، فعالیت های ادارات وابسته به پالایشگاه نیز کاهش یافت. در نتیجه فراغتی به دست آوردم و به فراگیری زبان عربی پرداختم.»(زندگینامه خودنوشت و خاطرات، 1379، 21) حالت، به دلیل توانایی نوشتن و روحیه طنزپردازی که داشت، برای نشریات شرکت نفت مطالب ادبی و طنز تهیه می کرد. چون تا سال 1329 شرکت نفت به نام«شرکت نفت ایران_ انگلیس» نامیده می شد، روی سربرگ آن هم عبارت«انگل ایران...» چاپ شده بود. پس حالت، شعری با این مضمون در نقد این موضوع سرود:
«شرکت نفت انگلیس امروز انگـل ایـن دیـار ویران است
ورنـه عنـوان تلـگرافی آن به چه منظور انگل ایران است»
همزمان با ملی شدن صنعت نفت، به پیشنهاد «حسین مکی»، روزنامه ای به نام «خبرهای روز» را منتشر کرد که اشعاری درباره روحیه ایرانیان و ایستادگی در برابر اجانب چاپ می کرد.
با وقوع کودتای 28 مرداد و کم رنگ شدن نقش نشریات، ابوالقاسم حالت در کارهای اداری شرکت ملی نفت مشغول به فعالیت در حوزه مقاله، سرودن شعر، ترانه، سرود و گفتارهای رادیویی شد. همچنین در نشریات نفتی مانند «نفت بین خودمان»،«آینه» و«نامه صنعت نفت ایران» همکاری مستمر داشت که برخی از اشعار او در این نشریات به چاپ رسیده است.
در سندی به جای مانده از او که در سایت مرکز اسناد و موزه های صنعت نفت انعکاس یافته،در پی حکم علی اکبر دیباج، در 20 شهریور 1341 به عنوان معاون روابط عمومی شرکت ملی نفت ایران،ابوالقاسم حالت شعری با این مضمون در پایین نامه برایش سرود:
« بنـده از انتـصاب او شـادم چونکه دارد بسی جهان بینی
ضمن تبریک، منتظر هستیم که زدستش خوریم شیرینی»
زمانی که هویدا، مدیر امور اداری شرکت نفت بود و عبدالله انتظام هم رئیس هیأت مدیره شرکت نفت و همزمان با واقعه 15 خرداد و انتقاد انتظام از این امر، محمدرضا پهلوی خواستار استعفای او از سمت ریاست شرکت ملی نفت شد. در این مقطع زمانی هویدا، ابوالقاسم حالت را به دفترش دعوت کرد و از او خواست تا در نشریات به انتظام حمله نشود. با انتقال حالت به تهران، او مدتی مدیر مجله صنعت نفت و مدیر اداره روابط مطبوعاتی بود تا اینکه در سال 1352 بازنشسته شد. توانایی های چندوجهی او سبب شد که بعد از انقلاب، به همکاری با نشریه معروف «گل آقا» روی آورد که این همکاری تا آخر عمر برقرار بود. به علاوه، او نخستین سرود ملی بعد از انقلاب با نام «پاینده باد ایران» را سرود. ابوالقاسم حالت پس از عمری 73 ساله در 3 آبان 1371 درگذشت و در بهشت زهرا (س) در کنار نامدارانی چون مجتبی مینوی و مهرداد اوستا به خاک سپرده شد. شخصیت ادبی و تاریخی او در کنار تجربه در حوزه صنعت نفت،یک میراث ماندگار برای او به جای گذاشت. بخش بزرگی از دستاوردهای فکری حالت که منعکس شده در نشریات نفتی است، در بخش کتابخانه و مطبوعات مرکز اسناد صنعت نفت قابل رویت و خوانش است. امید است که پژوهشگران با تورق در این نشریات، به زوایای دیگر این شخصیت ملی پی برده و آثار او را معرفی کنند.
سند تاریخی
کارت تحویل دارو پرسنل کارگری سال 1942میلادی
رادیو نفتی
رادیو نفتی، یکی از هزاران تجهیزاتی است که بر پایه نفت شکل گرفته و از دو بخش ژنراتور ترموالکتريک و راديو لامپي تشکيل شده است. بخش راديو لامپي با برق كار مي كند كه اين برق به وسيله بخش حرارتي(ژنراتور ترموالكتريك)تأمين مي شود.روش کار این رادیو اینگونه است که نفت در مخزن یک چراغ نفتي ريخته مي شود و حرارت چراغ، پره هاي تعبيه شده اطراف شعله را گرم مي کند. گرما طي فرايندي ترموالكتريك، به انرژي الكتريسيته محدود مي شود و راديو شروع به كار مي كند. فرایند راه اندازی رادیو از زمان روشن کردن چراغ حدود ۳۰ دقیقه به طول مي انجامد. عمده مزاياي كاركرد اين راديوها در زمان گذشته اين بود كه نخست در بسياري از شهرها و روستاها هنوز برق رساني صورت نگرفته بود و اين راديوها، نیاز به دسترسي به شبكه برق را مرتفع مي ساخت. دوم اینکه از آنجا كه راديوهاي لامپي مصرف برق زيادي داشتند و تأمين اين انرژي به وسيله باتري براي مدت طولاني ميسر نبود، تامين برق به وسيله چراغ نفتي به مراتب به صرفه تر بود؛ البته با اختراع ترانزيستور در اواسط قرن 20 و به کارگیری آن در مدارات الكترونيك، دوران كاربري اين راديوها بسرعت سر آمد؛ چراكه راديوهاي ترانزيستوري در مقايسه با راديوهاي لامپي، انرژي كمتري مصرف مي كردند.یک رادیو نفتی با برند فیلیپس در موزه نفت سوزهای کرمان نگهداری می شود.
پایان فهرست نویسی اسناد بخش بین الملل
فهرست نویسی اسناد بخش بین الملل شرکت ملی نفت ایران که دربرگیرنده اسناد مهمی از صادرات نفت ایران است، در مرکز اسناد صنعت نفت پایان یافت و در مرحله ثبت اطلاعات در سامانه قرار دارد. سامانه ثبت اسناد مدیریت مرکز اسناد و موزه های صنعت نفت که اقدام های مقدماتی برای راه اندازی آن انجام شده، در آینده نزدیک آماده ارائه خدمات پژوهشی به دانشجویان و پژوهشگران است. مرکز اسناد، به عنوان یکی از بخش های مدیریت مرکز اسناد و موزه های صنعت نفت با هدف جمع آوری اسناد و اوراق نفتی در یکی از روزهای سال 1394 شکل گرفت. این مرکز از واحدهای شناسایی، ارزشیابی و گردآوری، مرمت اسناد، فهرست نویسی اسناد، ثبت دیجیتال در نرم افزار، واحد دیداری و شنیداری، بخش کتابخانه و نشریات تشکیل شده است. مرکز اسناد از سال 1394تاکنون با جدیت و پشتکار اقدام به شناسايي،گردآوری، طبقه بندی، ساماندهی، بازیابی، آسیب شناسی، ترمیم، حفاظت و نگهداری اسناد مهمی از صنعت نفت کرده است. اگر این اقدامات نبود، شاید اکنون تاریخ115 ساله صنعت نفت در برخی بخش ها دستش از اسناد خالی بود و بسیاری از این اسناد تاریخی امحا شده بود.
گفتم از 20 میلیارد پول فروش نفت یک میلیارد را به ما بدهید؛ اما...
(بخش نهم )
من قول داده بودم که اکتشاف را به جایی برسانیم که معادل روسیه و عربستان ظرفیت تولید داشته باشیم . الان هم همه وسایلش موجود است؛ اما همت سیاسی می خواهد . منابع نفتی فراوان است، خیلی هم زیاد است. هنوز بیشتر از 30 درصد خاک کشور اکتشاف نشده. منابع بسیار عظیم زیرزمینی، حالا ما 1500متر، 2 هزار متر و حداکثر 3 هزار متر پایین رفته ایم، در حالی که اکنون عمق 5 هزار متر و 7 هزار متر و اینها مطرح است. ما استعدادهای خوبی در مورد یافتن حوضچه های جدید نفتی داریم و باید بخش هایی از استعداد جامعه را که مایل نیست تحت سیطره مدیریت اداری باشد، توسعه داد. نظر من بیشتر آن بود که استعدادهای داخلی که به شرکت نفت متعهد باشند، اکتشافات را در دست بگیرند. معنای این سخن این نیست که این نیروها و استعدادها لزوما به شرکت نفت تعلق داشته باشند.
با آنکه عده ای می گویند در دریای عمان نفت نیست، به شما عرض می کنم از سیبری تا حوزه روسیه و از آنجا تا حوزه قزاقستان، ترکمنستان و بعد از آنجا تا حوزه ایران و حوزه افغانستان و همین طور تا خلیج فارس همه اش پر از نفت است. در همه این مناطق نمی توان جایی را پیدا کرد که در آن نفت نباشد. گزارشگر خیلی خوبی که اسمش یادم نیست۴۰ سال پیش آمد و گفت که در نزدیکی های تبریز،منبع نفتی از همین نفت های منجمد شده است که باید به آن بخار بدهیم تا روان شود. او می گفت که نفت موجود در این منطقه از آمریکا بیشتر است. الان آمریکایی ها وقتی که قیمت نفت بالا می رود، می روند تا منابع نفتی خود را فعال کنند، در حالی که ما چنین منابعی را [بالقوه] در اختیار داریم.
دولت به نفت به عنوان یک گاو شیرده که علف هم نباید بخورد،نگاه می کند. سیاست ها این طوری است و وزیران محترم نفت هم همیشه تحت فشار دولت ها، مجبور شده اندکوتاه بیایند و مدام پول تزریق کنند. شما را به خدا ببینید در دولت های نهم و دهم، همه ۶۰۰ ، ۷۰۰ میلیارد دلار درآمد حاصل از فروش نفت، چگونه هدر رفت!
یادم هست روزی در دولت گفتم، شما ۲۰ میلیارد دلار می گیرید (چون پول فروش نفت همه اش به خزانه دولت ریخته می شد) یک میلیارد دلار از این پول را [بابت سرمایه گذاری] بدهید. داد و قال به راه افتاد و گفتند حالا زمان جنگ است. موقعی که ذهنیت ها در اشخاص منجمد شود، فکر توسعه پیدا نمی کند. وقتی که نیت ها به سمت [منافع] خود باشد، خدا هم به آن برکت نمی دهد.
روزی بزرگی نزد من آمد و شروع کرد به ایراد گرفتن در این مورد که مثلا کارها درست اداره نمی شود یا حقوق ضایع می شود و از این نوع حرف ها. من برای او توضیح دادم که وظیفه من این است که پرسنل شرکت نفت وقتی به منزلشان می روند، مورد اعتراض قرار نگیرند. اگر ما مجموعه وظایفی را که وزارت نفت دارد، درست انجام بدهیم، شما در خانه، بین دوستان، این طرف، آن طرف سرافراز می شوید و برایش...
تاریخ شفاهی وزرای نفت ایران؛ سید محمد غرضی