25 راه موفقیت از زبان امام صادق(ع)

از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمودند:

 بهشت را جست وجو کردم، پس آن را در بخشندگى و جوانمردى یافتم.

 تندرستى و رستگارى را جست وجو کردم، آن را در گوشه ‏گیرى (مثبت و سازنده) یافتم.

 سنگینى ترازوى اعمال را جست وجو کردم، آن را در گواهى به یگانگى خدای تعالى و رسالت حضرت محمد (ص) یافتم.

 سرعت در ورود به بهشت را جست وجو کردم، آن را در کار خالصانه براى خداى تعالى یافتم.

 و دوست داشتن مرگ را جست وجو کردم، آن را در پیش فرستادن ثروت (انفاق) براى خشنودى خدا یافتم.

و شیرینى عبادت را جست وجو کردم، آن را در ترک گناه یافتم.

 رقت (نرمى) قلب را جست وجو کردم، آن را در گرسنگى و تشنگى (روزه) یافتم.

 روشنى قلب را جست وجو کردم، آن را در اندیشیدن و گریستن یافتم.

 (آسانى) عبور بر صراط را جست وجو کردم، آن را در صدقه یافتم.

 روشنى رخسار را جست وجو کردم، آن را در نماز شب یافتم.

 فضیلت جهاد را جست وجو کردم، آن را در به دست آوردن هزینه زندگى زن و فرزند یافتم.

دوستى خداى تعالى را جست وجو کردم، آن را در دشمنى با گناهکاران یافتم.

 سرورى و بزرگى را جست وجو کردم، پس آن را در خیرخواهى براى بندگان خدا یافتم.

 آسایش قلب را جست وجو کردم، آن را در کمى ثروت یافتم.

 کارهاى پر ارزش را جست وجو کردم، آن را در شکیبایى یافتم.

 بلندى قدر و حسب را جست و جو کردم، آن را در دانش یافتم.

 عبادت را جست وجو کردم، آن را در پرهیزکاری یافتم.

 آسایش را جست وجو کردم، آن را در پارسایى یافتم.

 برترى و بزرگوارى را جست وجو کردم، آن را در فروتنى یافتم.

 عزت (ارجمندى) را جست وجو کردم، آن را در راستى و درستى یافتم.

 نرمى و فروتنى را جست وجو کردم، پس آن را در روزه یافتم.

 توانگرى را جست و جو کردم، آن را در قناعت یافتم.

 آرامش و همدمى را جست و جو کردم، آن را در خواندن قرآن یافتم.

 همراهى و گفت وگوى با مردم را جست وجو کردم، پس آن را در خوشخویى یافتم.

 و خشنودى خدای تعالى را جست وجو کردم، پس آن را در نیکى به پدر و مادر یافتم.

 

(مستدرک الوسائل، ج 12، ص 173 - 174، ح 13810)

 

تعلیم و تربیت

معلم عزیز بداند شغل او فقط تعلیم نیست؛ یا به تعبیرى فقط تعلیمِ مطالب کتاب و دانشِ در دست اجرا نیست. معلم، هم باید علم بدهد، هم باید روش تفکر و کار تفکر را بیاموزد، هم رفتار و اخلاق آموزى در کار او باشد. اگر تعلیم را یک معناى وسیعى بگیریم، این سه عرصه را شامل می شود:

یاد دادن دانش؛ محتواى کتاب ها و محتواى علوم و مانند اینها که باید بچه هاى ما - مردان و زنان آینده کشور ما اینها را یاد بگیرند. این، یک کار است. کار دوم که از این مهم تر است، یاد دادن تفکر است... سوم، رفتار و اخلاق؛ آموزش رفتارى، آموزش اخلاقى... ما ملتى هستیم با آرمان هاى بلند، با حرف هاى بزرگ، با قله هاى ترسیم شده اى... که می خواهیم خودمان را به این قله ها برسانیم. این احتیاج دارد به انسان هاى صبور، عاقل، متدین، اهل ابتکار، اهل اقدام، دور از تنبلى، مهربان، عطوف، داراى حلم، داراى شجاعت، با رفتارهاى مؤدبانه، پرهیزگار و انسان هایى که درد دیگران، درد آنها محسوب بشود.

 ۱۳۹۳/۰۲/۱۷

 

مسؤلیت پدر و مادر در تعلیم و تربیت

برخی پدران و مادران تصور می کنند مسئولیت آنان نسبت به فرزندان، منحصر در تأمین نیازهای جسمی و مادی آنان است و هیچ وظیفه دیگری ندارند؛ آنان فکر می کنند رفاه زندگی فرزندان یعنی آماده بودن غذاهای متنوع، پوشاک، مسکن مناسب و آینده مالی کافی، اما چنین نیست، بلکه پرورش و تربیت دینی و اخلاقی فرزندان، بزرگ ترین مسئولیتی است که بر دوش پدران و مادران نهاده شده است. این مسئولیت تا آنجا اهمیت دارد که انجام صحیح آن می تواند باعث سعادت فرزندان در دنیا و آخرت شود و بی اعتنایی و بی توجهی به آن سبب شقاوت آنان و بازخواست از پدران و مادرانشان می شود.

امیرمؤمنان (ع) می فرماید: «ما نَحلَ والدٌ وَلَداً نُحلاً أفضَل مِن أدَبٍ حَسَنٍ» بهترین هدیه ای که پدر می تواند به فرزند خود هدیه کند، همان تربیت نیکو و پسندیده است.

این وظیفه و مسئولیت تا آنجا مهم و سنگین است که امام سجاد (ع) برای توانایی و موفقیت در آن از خداوند متعال تقاضای کمک می کند و در ضمن راز و نیاز چنین عرضه می دارد: «وأعِنِّ عَلی تَربِیَتِهِم و تَأدیبِهِم و بِرِّهم»؛ پروردگارا! مرا در تربیت، ادب کردن و نیکی کردن به فرزندانم یاری کن.

کودکان، ارزشمندترین و ظریف ترین هدیه ای هستند که خداوند به امانت به پدران و مادران سپرده است و تربیت آنان، سرنوشت فرزندان را می سازد؛ آنان که به تربیت فرزندانشان اهمیت نمی دهند، امانت داران خوبی نیستند، بلکه در امانت های الهی خیانت می کنند؛ از این رو، مقابل وظایف خویش بازخواست می شوند.

همان گونه که فرزندان به دلیل نافرمانی و ناسپاسی نسبت به پدر و مادر خویش، عاق آنان می شوند، پدران و مادران نیز با کوتاهی نسبت به وظایف و مسئولیت های خود، عاق فرزندان می شوند؛ پیامبر گرامی اسلام (ص) در این باره می فرماید: «یَلزَمُ الوالِدَینِ مِنَ العقوقِ مَا یَلزَمُ الوَلَدَ لَهُما مِن عُقُوقِهما»؛ پدران و مادران عاق فرزندان خود می شوند؛ همان گونه که فرزندان نیز عاق پدر و مادر می شوند.

همچنین در سخن زیبای دیگری می فرماید: «أوِّبُوا أولادَکُم فَإِنَّکُم مَسئُولُونَ»؛ فرزندان خود را تربیت کنید که در برابر آنان مسئولید.

عموم پدران و مادران دوست دارند فرزندان خود را نیکو تربیت کنند، اما تربیت خود هنری است که بی تلاش و بدون مطالعه به دست نمی آید؛ بنابراین، پدران و مادران باید بیاموزند تا بتوانند فرزندان خود را درست تربیت کنند و حقوق ایشان را بپردازند؛ امام سجاد (ع) در بیان حقوق فرزندان چنین می فرماید:

«حق فرزندت به تو آن است که بدانی او از توست و کارهای او چه بد و چه خوب به تو مربوط می شود؛ باید بدانی که در مقابل فرزند خویش مسئول هستی؛ باید او را نیکو ادب کنی و با خداوند آشنایش سازی و راه اطاعت و فرمان بری از خداوند را برایش هموار کنی».

 

پدران نفرین شده

پدران، مسئولیت بزرگی نسبت به تربیت کودکان خود دارند؛ کوتاهی در این زمینه، کیفر سختی دارد. پیامبر (ص) چنین پدرانی را نفرین کرده است؛ روزی رسول خدا (ص) به کودکانی نگاه کرد و فرمود: وای بر پدران فرزندان دوره آخر الزمان. گفته شد: منظور شما پدران غیر مسلمان است؟

پیامبر (ص) فرمود: خیر؛ بلکه به خاطر پدران مسلمان ایشان! که واجبات دینی را به فرزندان خود نمی آموزند و اگر فرزندان ایشان به فراگیری واجبات اقدام کنند، پدرانشان آنان را از این کار بازمی دارند؛ این گونه پدران به دانش ناچیز فرزندانشان، به دلیل به دست آوردن متاع و بهره ای اندک راضی شده اند.

من از این پدران بیزارم.

 

آفرینش کودک بر فطرت پاک

روایات بسیاری بر این نکته تأکید می کنند که کودکان بر فطرت پاک توحیدی آفریده شده اند و این پدران و مادران هستند که می توانند فطرت را شکوفا سازند و آنان را به سر منزل رستگاری و سعادت برسانند و یا فطرت آنان تغییر داده و آنان را به شقاوت و بدبختی بکشانند. امام صادق (ع) می فرماید:

ما مِن مَولُودٍ یُولَدُ إلّا عَلَی الفِطرَة فَأبَواهُ اللَذَّانِ یُهَوِّدانِهِ وَ یُنَصِرّانِهِ وَ یُمَجِّسانِهِ

هر نوزادی بر فطرت خداشناسی و توحید متولد می شود و این پدر مادر او هستند که وی را یهودی، مسیحی و یا ... می گردانند.

زراره می گوید: از امام صادق (ع) درباره معنای «فطرت» در آیه شریفه: (فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا)؛ فطرت الهی که مردم بر آن آفریده شده اند، پرسیدم؛ امام (ع) در پاسخ فرمود: منظور این است که خداوند متعال، مردم را بر سرشت خداشناسی آفریده است.

اگر زمینه ها و روش ها به درستی به کار گرفته شود، نوزاد همراه با رشد جسمی و ظاهری، اندک اندک، با فطرت خدادادی خود به سوی کمال و زیبایی قدم می نهد و سعادت خویش، پدر، مادر و جامعه را تأمین می کند.

اما اگر این فطرت پاک از مسیر خود منحرف شود، اندک زمانی بیش نمی گذرد که بازگشت به راه درست، سخت و دشوار می شود، آنگاه پدر ومادر، متوجه اشتباه های گذشته خود می شوند، اما ممکن است بسیار دیر شود و فرصت ها از دست برود.

 

از تولد تا هفت سالی

هفت سال نخست زندگی، شیرین ترین دوران بازی کودکان است؛ نوزاد در اوان تولد، هنوز دنیای جدید را نمی شناسد و لحظات تجربه، حس و شناخت اطراف را می گذراند؛ سپس تا دو سالگی دوران حسی - حرکتی را سپری می کند؛ در این زمان کودک از تمرکز طولانی گریزان و به دنبال تنوع طلبی و آزادی است و این روحیه سبب می شود تا هر چه سریع تر اطراف خود را بشناسد.

اگرچه هفت سال نخست، دوران امیری، آقایی و بازی کودک است، از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است، زیرا شکل گیری شخصیت کودک در این دوران رخ می دهد.

«گزل»، روان شناس مشهور می گوید: «کودک در 5 و 6 سالگی، نسخه ای کوکی از جوانی است که بعدها خواهد شد.»

به نظر آلپورت روان شناس معروف در حدود چهار ماهگی رشد و تقویت یادگیری نوزاد به حدی رسیده است که می تواند صفات و عادت هایی را بیاموزد؛ در این زمان ارتباطش با محیط بیشتر می شود؛ بنابراین، این دوران مهم ترین دوران تربیت کودک است و باید به این دوره توجه ویژه کرد و لحظه لحظه آن را قدر دانست و با دقت به تربیت پرداخت.

هر چه زمان می گذرد، اندک اندک شخصیت کودک شکل می گیرد و آثار خود را نشان می دهد. هر چه سن کودک کمتر باشد، آنچه در اطراف او می گذرد، در ذهن و روح او پابرجاتر و استوارتر و ماندگارتر می شود.

دوره هفت ساله نخست، مهم ترین و سرنوشت ساز ترین دوران زندگی هر انسانی است، اما اکنون چند نمونه و نشانه را تبیین می کنیم تا روشن شود کودکان در این دوره زندگی، آمادگی کامل دارند تا تربیت شوند و آنچه به آنان داده می شود، دریافت کنند.

1. اهل بیت (علیهم السلام) برای دوره هفت سال نخست، برنامه و دستورات آموزش دینی ارائه کرده اند که نشان می دهد کودکان در این دوره تربیت پذیرند و باید به آنها اهمیت داد و لحظه لحظه آن را غنیمت شمرد و از همه امکانات استفاده کرد تا تربیت مناسبی صورت گیرد.

2. در این دوره کودکان چگونه راه رفتن، نشستن، حرکت، سخن گفتن، ابراز احساسات، لهجه و آهنگ سخن گفتن را می آموزند و همه این موارد را آن گونه انجام می دهند که اطرافیان به آنان می آموزند.

3. اسلام از همان لحظات نخست تولد، برای تربیت و زمینه سازی سعادت شخص، برنامه ای زیبا ارائه کرده است، تا آنجا که از پدر و مادر می خواهد تا لحظات خلوت و زناشویی را در حضور نوزاد انجام ندهند که این عمل سبب گمراهی و آلودگی کودک در آینده می شود.

4. امروزه پزشکان تأکید می کنند در اولین لحظات تولد، کودک را به روی سینه مادر قرار دهید، تا آرامش یابد و این کار در آینده شخصیتی وی تأثیری شگرف دارد و برای اعتماد به نفس وی بسیار مؤثر است.

5. هر کسی که با کودکان زیر هفت سال ارتباط داشته باشد و در گفتار و رفتار آنان دقت کند، به راحتی در می یابد که رفتارهای اطراف و چگونگی تربیت، تأثیر بسیاری در آنان دارد، تا آنجا که تا پایان این دوران شخصیت کودک کامل و تمام می شود.