روایت گازبان ایستگاه تقلیل فشار گاز صالح آباد از روزهایی که انفجار سکوت مرز را شکست

هم نفس با خــــــدمت صابر شفیعی

رئیس روابط عمومی شرکت گاز استان ایلام

صبح روز شنبه پانزدهم فرودین 1405، عقربه های ساعت ٩ و 10 دقیقه را نشان می داد. زمانی که تنها 5 دقیقه از خروج پیمان مرادخانی، گازبان ایستگاه تقلیل فشار گاز صالح آباد استان ایلام برای قرائت دما و فشار از این ایستگاه می گذشت. صدای غرش هواپیما و سوت موشک تنها صدایی بود که قبل از انفجار مهیب شنیده شد.

حالا حمله هواپیمای دشمن آمریکایی - صهیونیستی به ایستگاه تقلیل فشار گاز صالح آباد انجام شده و انفجاری مهیب همراه با آتش سوزی در آن رخ داده و بار دیگر پرواز کرکس ها آرامش را از آسمان آبی این سرزمین سلب کرده است.

 زمان در حال سپری کردن لحظه های حیاتی است و پیمان که شتابان در حال دویدن به سمت ایستگاه است. در بین راه پرندگان و حیواناتی را می بیند که "کمک آمریکایی ها" به آنها نیز رسیده و از شدت موج انفجار تلف شده اند، گنجشکی نحیف آن سوتر بی جان افتاده و من که نمی دانستم مادری نگران برای فرزندانی گرسنه در لانه بود یا پدری دلسوز که حال نیش دشمن سفاک به او هم رحم نکرده بود.   پیمان بی درنگ سعی می کند شیر ورودی گاز ایستگاه را ببندد، اما حرارت آتش و موج انفجار باعث شده که بستن شیر آتش تقریبا ناممکن شود. صدای فوران آتش و سوت موج انفجار در گوش های پیمان، او را برای لحظاتی به روزهای ۸ سال دوران دفاع مقدس می برد؛ روزهایی که اگر چه او سنی نداشته است، اما آخرین باری بود که یادش می آید این منطقه یعنی مهران و صالح آباد قهرمان، شاهد هجوم دشمن بوده و حالا بار دیگر این خاک مورد کین دشمن صهیونی قرار گرفته است.

 آن روزها مهران شاهد صدای جیرجیر زنجیر نفربرها و تانک ها و گلوله ها بود و حالا دوباره صدای آتش و هجوم دشمن فریبکار پس از سال ها در مهران و صالح آباد پیچیده و این بار این خاک قرار است رشادت های مردان گمنام عرصه انرژی بچه های باصفای شرکت گاز استان ایلام را ثبت و ضبط کند. رشته افکار پیمان پاره می شود و این بار هرآنچه نیرو دارد، به کار می گیرد و شیر ورودی را می بندد. ساعت 9 و 10 دقیقه را نشان می دهد.حالا پیمان بحران اولیه را کنترل کرده است و برای رفع کامل خطر با امداد 194 گاز صالح آباد تماس می گیرد.

الو، الو، امداد صالح آباد؟

بفرمایید.

پیمانم، مرادخانی؛ به دادمان برسید، ایستگاه لیزن رو زدن.

حبیب مرادخانی:رئیس ایستگاه صالح آباد: خونسردی خودتان را حفظ کنید و شیر LBV ورودی ایستگاه را ببندید؛ ما هم الان می آییم.

رئیس اداره گاز صالح آباد ضمن اعزام اکیپ عملیاتی و امدادی با مدیر بهره برداری، حراست و مدیر عامل شرکت گاز استان تماس می گیرد و وضعیت را اطلاع می دهد.

مرادخانی: سلام جناب مهندس سلیمانی (مدیرعامل شرکت گاز استان ایلام) ایستگاه لیزن موشک خورده است.

علی سلیمانی، مدیرعامل شرکت گاز استان ایلام: حبیب جان با خونسردی کامل و حفظ ایمنی مردم منطقه جاده ورودی ایستگاه و شیرهای ورودی و خروجی ایستگاه را ببندید، سریع می آیم، نگران نباشید.

 مدیرعامل، در اولین اقدام، با آگاهی از شرایط و اهمیت اطلاع رسانی افکار عمومی، با احضار رئیس روابط عمومی، اطلاع رسانی درباره موضوع را به عهده او می گذارد و تاکید می کند که آرامش افکار عمومی و مردم باید به عنوان اولین هدف عملیات فوری محقق شود.

مدیرعامل: آقای شفیعی مدیریت فضای رسانه و آرامش مردم را در اولویت قرار دهید؛ به هیچ عنوان نباید مردم نگران قطع گاز شوند.

سلیمانی همچنان که در حال دیگر سفارش هاست، لباس فرم را می پوشد و به سرعت به سمت خودرو حرکت می کند. در مسیر چهره پسرعمویش که همین چند روز پیش در بمباران شهر همیشه قهرمان و مظلوم آبدانان به شدت مجروح شده بود، در ذهنش به تصویر کشیده می شود، انگار باز هم دلهره از دست دادن دارد، اما این بار فرزند سازمانی اش یعنی زیرساخت گاز از دست رفته است.

 حالا مدیرعامل شرکت گاز استان ایلام که فرماندهی عملیات را به عهده دارد، درست همانند همان روزهای جنگ 8 ساله که فرماندهان خود طلایه دار بودند، به همراه تیم های عملیاتی به منطقه می رود تا خود شاهد و همراه نیروها در این عملیات باشد. حجم خسارت بالاست.چشم یکی از نفرات ارزیاب به بشکه هایی خیره می شود که از شدت برخورد ترکش ها مچاله شده اند و با نامیدی وضعیت ایستگاه را بسیار بغرنج می خواند.

 اینجا فرمانده میدان نهیب می زند و کلام شهیدجهان آرا را بار دیگر می گوید: بچه ها در جنگ هستیم و اینها حوادث طبیعی جنگی است. مواظب باشید اراده تان تخریب نشود؛ ایستگاه بار دیگر ساخته می شود.

این نهیب چنان آبی بر آتش ناامیدی جان تازه ای به افراد گروه می دهد و فوری در محل ایستگاه جلسه اضطراری مدیریت بحران تشکیل و تصمیم به تغییر طراحی و جایگزینی ایستگاه گرفته می شود.

 پس از اطلاع وضعیت به ستاد تهران و فرماندهی ارشد عملیات، تماس هایی میان استان های معین کرمانشاه، لرستان و همدان نیز برای امدادرسانی صورت می گیرد.

اما نظر مدیرعامل شرکت گاز استان ایلام، استفاده از ظرفیت نیروهای خود استان بود، زیرا این توان به طور کامل در نیروهای استان دیده می شد. اکیپ تعمیرات شهرستان های صالح آباد، چوار و ایلام در کمترین زمان به سمت محل فرستاده شدند. پرواز مکرر جنگنده ها و پهپادها بر فراز آسمان منطقه و شرایط جنگی و حتی بمباران چند نقطه از ارتفاعات استان، همزمان با انجام عملیات تعمیرات کوچک ترین خللی در تلاش نیروها ایجاد نکرد.

سلیمانی به عنوان فرمانده میدان، در طول ۱۲ساعت عملیات راه اندازی مجدد ایستگاه در کنار اکیپ ها ماند و تا گازدار شدن مجدد شبکه ایستگاه را ترک نکرد؛ او با تدبیر برای بالا بردن پایداری شبکه توزیع، دستور اجرای حدود 5.5 کیلومتر خط پدافندی هم زمان را صادر کرد. تاریخ بار دیگر برگی از خود را احضار کرده است. درست همانند ۸ سال دفاع مقدس بار دیگر گسیل نیروهای شجاع به مهران، بمباران ارتفاعات استان، پرواز مکرر جنگنده ها و نیروهایی که بی توجه به این شرایط عمل می کنند،گویی مهران سال های دفاع مقدس اول را از جعبه تاریخ بیرون آورده و در برابر چشم انسان های حال حاضر به نمایش می گذارد. حالا مهران بار دیگر، برگی از تاریخ جنگ خود را با رشادت های مردان گاز استان ورق می زند و در کمترین زمان، بار دیگر ایستگاه تقلیل فشار گاز صالح آباد عملیاتی و همچون خون در رگ های گاز در شبکه توزیع تزریق شده است.

 هجوم آهنین بال های مرگبار دشمن در برابر اراده آهنین مردان این دیار خم می شود و صدای زبانه های آتش و غرش هواپیما جای خود را به صدای خنده کودکان مهرانی می دهد. تاریخ این مرز و بوم پر است از رشادت های دلیرمردانی که بی آنکه بیم جان داشته باشند، پای کار این مرز و بوم ایستاده اند و حالا رشادت های مردان موشکی و دفاعی در پای لانچر ها و مردان خدمت رسان در کنار مردم همیشه حاضر در خیابان های جای جای کشور، این خاک را در برابر تسلیم خواهی های دشمنان بیمه کرده است و دشمنی که فکر از بین بردن ایران را در سر می پروراند، به تقلیل غنی سازی اورانیوم ساخته شده دست دانشمندان این مرز و بوم بسنده کرده است. اما گویی در جمهوری اسلامی ایران اورانیوم نام خود را به ایرانیوم تغییر داده است و این یعنی هرگز خیال خام دشمن برای تحمیل اراده خود بر این ملت در هیچ سطحی عملی نخواهد شد.