روایت مدیرعامل شرکت گاز استان اصفهان از مدیریت بحران و جانفشانی   کارکنان در روزهای جنگ

تا پای جان برای ایران

مشعل |    در روزهایی که آسمان اصفهان بارها هدف حملات آمریکایی- صهیونی قرار گرفت و پس از تهران، بیشترین حجم حملات را تجربه کرد، کارکنان شرکت گاز استان اصفهان در خط مقدم خدمت رسانی ایستادند؛ آن هم در شرایطی که یکی از مهم ترین ایستگاه های تقلیل فشار گاز استان دو بار هدف اصابت موشک قرار گرفت. با این حال، نه جریان گاز ۱۲۰ هزار مشترک قطع شد و نه حادثه ثانویه ای رخ داد؛ دستاوردی که حاصل سال ها تجربه، برنامه ریزی، ارزیابی ریسک و از همه مهم تر، ایثار و تعهد کارکنان صنعت گاز بود. ابراهیم محسنی، مدیرعامل شرکت گاز استان اصفهان، با تشریح عملکرد این شرکت در جریان جنگ اخیر، از روزهای جنگ و خدمت رسانی در آن روزها می گوید.

در جنگ رمضان، اصفهان پس از استان تهران، بیشترین حجم حملات را تجربه کرد و در این مدت، ۱۴۵ مورد اعزام نیروهای امدادی به مناطق آسیب دیده انجام شد. مدیرعامل شرکت گاز استان اصفهان با اشاره به ثبت 120 مورد اصابت در جنگ رمضان و خسارت های حاصل از حملات ددمنشانه رژیم آمریکایی- صهیونی گفت: گاز استان اصفهان، تنها شرکت گاز استانی بود که یکی از ایستگاه های تقلیل فشار آن دچار آسیب جدی شد. در مجموع ۶ ایستگاه و ناحیه گازی خسارت دیدند که پنج مورد خسارت های محدود داشتند؛ اما یکی از ایستگاه های مهم شهر اصفهان دو بار هدف اصابت موشک قرار گرفت. به گفته محسنی، در حمله نخست، انبار و بخشی از تأسیسات ایستگاه آسیب دید و در حمله دوم نیز انبار و ساختمان باقیمانده مورد اصابت قرار گرفت. با این وجود، تدابیر پیشگیرانه و طراحی های مهندسی انجام شده از قبل، مانع بروز هرگونه حادثه ثانویه شد. مدیرعامل شرکت گاز استان اصفهان در این باره توضیح داد: این ایستگاه بیش از ۱۲۰ هزار مشترک را تحت پوشش دارد و روزانه حدود ۶۵ هزار مترمکعب گاز منتقل می کند. اگر تمهیدات فنی لازم پیش بینی نشده بود، احتمال وقوع انفجارهای ثانویه و خساراتی به مراتب گسترده تر وجود داشت؛ اما با تدابیر انجام شده از سوی واحد مهندسی و آمادگی کامل واحدهای بهره برداری، نه تنها هیچ انفجار ثانویه ای رخ نداد؛ بلکه حتی گاز هیچ مشترکی نیز قطع نشد. وی این موفقیت را نتیجه سال ها تجربه اندوزی و آمادگی سازمانی دانست و افزود: ارزیابی های ریسک، زیرساخت های ایجادشده و تجربیات به دست آمده از بحران های پیشین، بویژه جنگ ۱۲ روزه، نقش تعیین کننده ای در مدیریت شرایط بحرانی و حفظ پایداری شبکه گاز استان داشت.

قهرمانان بی ادعای خط مقدم

محسنی در بخش دیگری از سخنان خود، نقش کارکنان را مهم ترین عامل موفقیت در عبور از شرایط جنگی عنوان و اظهار کرد: زیرساخت ها را نیروی انسانی ایجاد کرده و این رشادت ها نیز به دست همین کارکنان متعهد و زحمتکش رقم خورده است. وی با قدردانی از تلاش شبانه روزی نیروهای عملیاتی اظهار داشت: کارکنان شرکت گاز استان اصفهان، همسو با مدیران شرکت ملی گاز ایران و وزارت نفت، جانانه پای کار مردم و صنعت گاز ایستادند. بسیاری از همکاران ما در حالی به محل حادثه اعزام می شدند که خطر در چند قدمی آنها قرار داشت و حتی از احتمال حملات بعدی نیز آگاه بودند. مدیرعامل شرکت گاز استان اصفهان تأکید کرد: در صنعت گاز، تأخیر در حضور نیروهای امدادی می تواند پیامدهایی به مراتب سنگین تر از خود حادثه اولیه ایجاد کند. به همین دلیل همکاران ما با احساس مسئولیت و شجاعت مثال زدنی، در کوتاه ترین زمان ممکن در محل حاضر می شدند و از گسترش بحران جلوگیری می کردند.

نقش راهبردی مدیران ارشد

محسنی در ادامه با قدردانی از حمایت ها و هدایت های مدیران ارشد صنعت نفت و شرکت ملی گاز ایران گفت: انگیزه و روحیه ای که مدیران ارشد در وزارت نفت و شرکت ملی گاز ایران ایجاد کرده اند، پشتوانه بزرگی برای کارکنان است. راهنمایی ها و تصمیم های بهنگام آنان، بویژه مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران، مسیر مدیریت بحران را برای ما هموار کرده و این رویکرد در سراسر مجموعه جاری و ساری شده است.

وی در پایان با تقدیر از همه کارکنان صنعت نفت و گاز کشور گفت: آنچه در این روزها رقم خورد، جلوه ای از تعهد، تخصص و غیرت کارکنان صنعت نفت بود. من با چشم خود شاهد جان فشانی همکارانم در شرکت گاز استان اصفهان بودم. همه ما تا پای جان برای کشور، مردم و صنعت گاز ایران خواهیم ایستاد و از خداوند متعال توفیق خدمت رسانی هرچه بیشتر به ایران عزیز را خواستاریم.

 

  گازبان اصفهانی از انتخاب جان فدایی درروزهای سخت می گوید

هم نشینی با بوی باروت مشعل: از روزی می گوید که

مشعل |  زمان، بوی باروت داد و زمین زیر قدم ها، ناگهان لرزیدو یادگاری بر بدنش بر جای گذاشت که آثارش با گذر زمان هم رنگ نمی بازد. او در میانه آتش و مسئولیت، جان فدایی را انتخاب کرد و با اینکه بخشی از وجودش را در میدان حفظ وطن جا گذاشته، هنوز با امید و صلابت به دنبال ثبت لحظه های شیرین برای هموطنان است. نامش مجید گل افشان است، گازبان روستای حاجی آباد شهرستان نجف آباد اصفهان که تا ساعت ۸ شب ۱۸ فروردین ۱۴۰۵، روزهایش بانظم و مسئولیت در اداره گاز می گذشت، در پی حمله موشکی دشمن آمریکایی - صهیونی مسیر آرام زندگی اش برای همیشه تغییرکرد؛ این گازبان مسئولیت پذیر در گفت وگو با خبرنگار»ماهنامه مشعل» از آن روز پرحادثه روایت می کند.

مجید گل افشان، ساکن روستای حاجی آباد از توابع شهرستان نجف آباد اصفهان. روایت خود از حادثه در جنگ رمضان و از دست دادن پایش را اینگونه آغاز می کند. 18 فروردین 1405 ساعت حدود ۸ شب بود که دشمن آمریکایی - صهیونی به محلی در مجاورت یکی از ایستگاه های تقلیل فشار گاز (CGS) حمله کرد که منجر به آتش سوزی در روستای مجاور ایستگاه شد. حدود ساعت ۱۱ شب بود که با تلاش های بسیار نیروهای امدادی، آتش مهار و منطقه آرام شد. ساعت حدود 12 شب برای سرکشی به سمت ایستگاه راه افتادم تا از امنیت آنجا اطمینان حاصل کنم و خبری بگیرم. شب، چادر سیاهش را پهن کرده و همه جا را پوشانده بود. با چراغ قوه دورتادور ایستگاه را وارسی و با انداختن کلید، قفل در را باز کردم و وارد شدم، اما هنوز چند قدمی نرفته بودم که دوباره صدای جنگنده دشمن آمد و طی موج دوم حمله و هر آنچه نباید، انجام شد. درد شدیدی تمام وجودم را فراگرفت و به زمین افتادم؛ یکی از آن ترکش ها به بنده اصابت کرده بود و به شدت از ناحیه ران پای چپ دچار آسیب شده بودم. با اینکه درد طاقت فرسا بود، اما پس از فروکش کردن دود و گردوغبار ناشی از انفجار، تلاش کردم از جا بلند شوم و خود را تا جایی بکشانم، اما نتوانستم. با میثم حیدری، یکی از اهالی روستا که از دوستان خوب من است، تماس گرفتم و جریان را برایش تعریف و درخواست کمک کردم، اما دیگر چیزی متوجه نشدم و بیهوش کنار آوار و دود و خونی که از پایم سرازیر شده بود، افتادم. خوشبختانه با واکنش سریع حیدری و کمک های موسی سیف الدین و مهران بهارلویی که از همکاران خوب من هستند، به بیمارستان فاطمه الزهرا نجف آباد منتقل شدم. چشم که باز کردم، چهره های گریان و نگران خانواده و دوستان و همکاران گویای مطلب بزرگی بود، طبق تشخیص پزشک، قرار بود به اتاق عمل بروم تا پای آسیب دیده را قطع کنند، اما با ممانعت و پافشاری شدید این کار انجام نشد و با آمبولانس به بیمارستان الزهرا اصفهان منتقل و تحت اولین عمل جراحی قرار گرفتم. ۳۰ روز در این بیمارستان بستری بودم و ۹ بار تحت عمل جراحی قرار گرفتم، اما خوشبختانه پایم قطع نشد، اما به گفته پزشک معالج ۱۲ سانتیمتر از استخوان ران بر اثر اصابت ترکش از بین رفت. پس از این اتفاق، زندگی جلوه دیگری از خود به من نشان داد؛ اینکه خانواده، دوستان و همکارانی دارم که همیار و غمخوار من هستند و کشوری دارم که باوجود دست درازی ها، بدخواهی ها و تمامیت خواهی های دشمن تا بن دندان مسلح، باصلابت ایستاده و نمی گذارد خللی در آب و خاکش به وجود آید. پس باید برای این جلوه های زیبای زندگی، از تلاش و کوشش دست برندارم و آباد کنم خاکی راکه وطن من است.