
چه توصیفی از عملکرد شرکت ملی گاز ایران در دوران جنگ دارید و چه تعبیری برای آن به کار می برید؟
درباره عملکرد شرکت ملی گاز ایران شاید اگر این موضوع را مطرح کنم، برداشت چنین باشدکه قصد صحبت درباره خودم را دارم اما از طرفی دیگر و ازآنجا که خود نیز جزئی از این مجموعه هستم، نمی توانم به آن اشاره نکنم. در برخی مواقع، تعداد حوادث همزمان، به قدری زیاد بود که حتی فرصت نمی کردم از همه آنها گزارش گیری کنم. برای مثال، در تهران تعداد زیادی حادثه به صورت همزمان رخ داده بود و در همان زمان، برخی استان های دیگر نیز حوادث مشابهی داشتند. همه اینها از جمله اتفاقات خاصی بود که در شرایط عادی شاید بتوان بخشی از آنها را با یک توالی زمانی استاندارد، مدیریت کرد، اما زمانی که تعداد حوادث افزایش می یابد و اخبار و رویدادها نیز به اشکال مختلف با یکدیگر همپوشانی پیدا می کنند، شرایط مدیریت بحران به مراتب پیچیده تر می شود. اگر چه تعداد حوادث در کشور زیاد بود، هماهنگی ها هم به همان اندازه زیبا و دقیق بود. یعنی من ندیدم که مشکلی از این جهت وجود داشته باشد، چون آرایش نیرو، تجهیزات و استعداد نیروی انسانی فقط برای گذر از شرایط عادی نیست. وقتی حوادث پشت سر هم اتفاق می افتد، حتی اگر همه جامعه پیرامونی هم برای کمک بیایند، باز هم نیاز به هماهنگی و مدیریت یکپارچه است تا از گسترش آن جلوگیری شود. منظور از گسترش پیدا نکردن حوادث این است که آسیب وارد شده در همان محدوده باقی بماند و موجب ایجاد حادثه ثانویه نشود.
در روزهای جنگ رمضان هر کس در هر جایگاهی از شنیدن اخبار متاثر می شد و هر خبر می توانست بر روحیه افراد تأثیر بگذارد، در آن زمان حفظ روحیه و روحیه دادن به افراد نقش مهمی داشت. چه چیزی به شما انگیزه می داد تا با قدرت شرایط را مدیریت کنید؟
اگر بخواهم در ارتباط با زمانی که حادثه و جنگ اتفاق افتاد، نظر دهم، در این ظرف زمان و مکان، از ظرفیت تجربه شده خودم صحبت می کنم. اما اعتقاد من این است که وقتی مشکلی وجود دارد، خداوند به لطف خود، متناسب با آن، ظرفیت تحمل، مدیریت و برخورد با آن را نیز به انسان می دهد. برای مثال درجلسات روزانه ای که با وزیر نفت داشتیم شخص وزیر به ما انرژی می داد. همکاران هم پای کار بودند و به ما انرژی می دادند. حتی همکارانی که یا بازنشسته و یا از شرکت رفته بودند، اعلام آمادگی کردند. من در آن مقطع به مدیران عامل استان ها، مدیران مناطق و مدیران پالایشگاه ها گفتم فهرستی از همکاران بازنشسته ای که اعلام آمادگی کرده اند تهیه و ظرفیت های آنها را نیز بررسی کنند تا اگر، خدای نکرده، شرایط جنگی سخت تر شد، بتوان از این ظرفیت استفاده کرد. علت اینکه انسان ها در مقابل برخی مشکلات می توانند، به لطف خدا، مدیریت مناسبی داشته باشند، اتفاقاتی است که در آن زمان خاص به وجود می آید. همان طور که جنگ یک انرژی تخریبی ایجاد می کند، به همان اندازه نیز به نظر من نوعی انرژی در انسان ها آزاد می شود و معتقدم که وقتی انسان اتکا و باور به خداوند داشته باشد و بداند که این اتفاقی که در حال رخ دادن است، با لطف خدا، تدابیر اندیشیده شده، عقلانیت، خردمندی و ظرفیت های موجود قابل مدیریت است، همه این موارد به او امید می دهد. اگر بخواهم جمع بندی کنم، لطف خدا، حمایت مردم و پشتوانه مردمی، درک بی نظیر مردم از شرایط سخت و خطیر، همکاران خوب و بی نظیر، خانواده های همکاران، مدیریت مناسب وزارت نفت و شخص آقای وزیر و همه مجموعه های مرتبط باعث شد کار جلو برود.همچنین این باور که ما وظیفه و رسالتی داریم که مقدس است و نباید اجازه دهیم خدماتی که به مردم ارائه می کنیم دچار خدشه شود. همه این موارد در کنار هم مؤثر بودند. این موضوع برای ما جنبه ای مقدس پیدا کرده بود که اجازه ندهیم خدمات رسانی به مردم آسیب ببیند. با تمام وجود آمده بودیم و با تمام توان حضور داشتیم. من واقعا کسی را ندیدم که همکاری نکند؛ همه آمده بودند و پای کار ماندند.
شما از نخستین مدیران ارشدی بودید که پس از حمله به تأسیسات عسلویه در محل حاضر شدید. حس شما در مواجهه با آن صحنه ها چگونه بود؟
واقعیت این است که من معمولا وقتی احساسی داشته باشم، خیلی نمی توانم آن را پنهان یا کتمان کنم و اعتقاد هم دارم که نباید این کار را انجام دهم. وقتی برای اولین بازدید پس از اصابت به محل رفتم، واقعا نمی توانستم با خودم کنار بیایم ؛زیرا هیچ گاه تصور نمی کردم روزی برای بازدید از این تأسیسات بیایم و این حجم از خرابی و آسیب را مشاهده کنم.
این موضوع شبیه فردی است که اثری را خلق می کند و برای خلق آن اثر، بخش زیادی از منابع و انرژی خود را صرف می کند؛ چه انرژی زمانی، چه انرژی فکری و چه بسیاری از منابع دیگر؛ منابع زمانی، مالی و انسانی. طبیعی است که پس از آن، نوعی علقه و تعلق خاطر نسبت به آن اثر پیدا می کند. بعد از همه این اتفاقات، موضوع دیگری که ذهن من را درگیر می کرد، تبعات و پیامدهای آن بود. این تبعات و پیامدها در نهایت متوجه مردم است؛ متوجه تأمین منابع کشور و متوجه مملکت است، از این رو از همان ثانیه های اول، درست مانند تجربه جنگ 12 روزه، به فکر بازگردانی و بازسازی بودیم. الحمدالله یکی از پالایشگاه ها از دو پالایشگاهی که در اختیار ما ست، کامل آواربرداری شده است. بعضا فرایندهای جابه جایی و اصلاح آنها هم شروع شده. از سوی دیگر اجرای دو پروژه که در تعهدات این شرکت است از تعهدات برنامه ای جلوتر هستند. با توجه به خسارت های وارد شده حداقل دو سال زمان خواهد برد تا به ظرفیت قبل برسیم.
در پایان، اگر بخواهید پیامی برای مردم و مشترکان گاز کشور داشته باشید، چه می گویید؟
با توجه به اتفاقاتی که افتاد، ما به عنوان خادمین مردم، شاهد بودیم که همه ارکان وزارت نفت، تمام تلاش خود را کردند تا در زمان جنگ، حداقل محدودیت ها، آسیب ها و پیامدهای ناگوار متوجه مردم شود؛اما اکنـــون یک خواهش دارم. همان طور که با همراهی یکدیگر، نقشه ها، برنامه ها، انتظارات، تفکرات و تخیلاتی را که دشمن در سر داشت، خنثی کردیم؛ چه مردمی که در میدان بودند و چه نیروهای نظامی که واقعا گل کاشتند، مردانه ایستادند و باعث افتخار، غرور و سربلندی شدند؛امروز نیز با بهینه مصرف کردن،ارزش انرژی را بدانیم و اگر می خواهیم نقشی ایفا کنیم و سهمی در پیشرفت کشور داشته باشیم، همین روش های بسیار ساده می تواند مؤثر باشد. برای مثال، هر فرد می تواند متولی شود و بخشی از مصرف خود را مدیریت کند. من فکر می کنم بتوانیم از ظرفیت خانم ها نیز استفاده کنیم؛ خانم های خانه داری که مدیریت خانه را به عهده دارند. معتقدم که آنها می توانند با به کارگیری راهکارهای ساده که بارها مطرح شده است، روش هایی را شکل دهند و آداب و رفتارهایی را در خانه ها ترویج و تکرار کنند که منجر به کاهش مصرف انرژی شود. کاهش مصرف انرژی، به موفقیت ما کمک می کند. اعتقاد دارم که شاید ریشه اصلی این جنگ، موضوع انرژی باشد و تنها راه های مقابله با آن، ناکام گذاشتن دشمن در رسیدن به اهدافش در حوزه انرژی است. بنابراین نباید اجازه دهیم دشمن از همان ابزاری که برای رسیدن به اهداف خود در نظر گرفته بود، به نتیجه برسد. راه این است که برای انرژی و حامل های آن اهمیت و ارزش قائل شویم و بتوانیم آنها را به بهترین شکل ممکن، بهینه و صحیح مصرف کنیم.