
اما یک نکته حساس وجود داشت ؛ اینکه شبکه گاز کشور همانند شبکه خون رسانی در یک سیستم زنده، عمل می کند. اگر رگ های این سیستم دچار آسیب شوند، با بهره گیری از مکانیزم های مقطعی، محلی و بعضا از طریق برخی مدیریت های شبکه، امکان مدیریت و کنترل بحران وجود خواهد داشت. اما اگر منبع اصلی و قلب این شبکه مورد آسیب قرار گیرد، مدیریت شرایط به سادگی امکان پذیر نخواهد بود؛ زیرا به دلیل پیچیدگی اتصالات، ارتباطات و شبکه خطوط، کنترل و مدیریت چنین وضعیتی با دشواری های بیشتری همراه است. با این حال، به لطف خدا و با آمادگی کامل، کمتر از دو دقیقه پس از وقوع حادثه، جلسه ستاد بحران به صورت ویدئوکنفرانس تشکیل شد و تمام استان ها به شبکه ارتباطی متصل شدند. همکاران بنده درپالایشگاه ها نیز اقدام هایی را که درجریان جنگ 12 روزه مورد توافق قرار گرفته بود و برای پیش بینی شرایط احتمالی آینده، مدیریت بحران و واکنش در شرایط اضطراری ضروری تشخیص داده شده بود، به اجرا درآوردند و به لطف خدا، مدیریت حادثه، کنترل شبکه و جلوگیری از فروپاشی آن بدون هیچ گونه آسیب جانی با موفقیت انجام شد. همکاران بنده در ستاد بحران و مرکز راهبری شبکه گاز وقتی بر شبکه مسلط شدند و یک مدیریت یکپارچه اتفاق افتاد تحت هیچ شرایطی اجازه داده نشد که مصرف کنندگان حساس و عمده تحت تاثیر قرار گیرند . اگر پایداری شبکه حفظ شد، این موفقیت مرهون سه عامل اصلی بود: نخست، آمادگی پیش از وقوع حوادث؛ دوم، آمادگی و واکنش مؤثر در حین وقوع حوادث و سوم، مدیریت یکپارچه ای که از نخستین روزهای جنگ در وزارت نفت برقرار بود. در این چارچوب، نشست های مدیریت بحران و شورای معاونان از همان روزهای ابتدایی، به صورت روزانه و بدون وقفه، به ریاست وزیرنفت برگزار می شد. این نشست ها، سیاست ها و راهبردهای لازم برای مقابله با شرایط جنگی را تبیین و ابلاغ می کرد. همچنین، در چارچوب همین سیاست ها، جلسات متعددی در حوزه مدیریت بحران در شرکت ملی گاز ایران برگزار شد. به لطف خدا، همکاران بنده با تمام توان در میدان حضور داشتند و در سراسر کشور اجازه ندادند که گاز به یک بحران یا حادثه ثانویه تبدیل و موجب تأثیرگذاری بر زندگی و آسایش مردم شریف ایران شود.
دشمن در پی فروپاشی توزیع انرژی بود، امری که به همت کارکنان صنعت گاز محقق نشد. بفرمایید چه میزان از مدیریت بحران حاصل آمادگی های قبلی و چه میزان حاصل تصمیم گیری در شرایط جنگ بود؟
با توجه به سناریـــــوهایی که تعریف شـــــده، پیش بینی هایی نیز انجام شده بود. شرایط حداکثر بد را در نظر گرفته بودیم و برای تک تک این موارد، سناریوهایی تدوین و تمرین شده بود. برخی از این سناریوها در قالب انجام مانورهای مختلف، آزمایش و نقاط ضعف آن بررسی شده بود. با این حال، حتی با وجود انجام همه این اقدام ها، جنگ شرایطی را رقم می زند که ابعاد آن قابل پیش بینی نیست و برخی عوامل و متغیرها، خارج از چارچوب پیش بینی های معمول قرار می گیرد. در چنین شرایطی، آنچه نقش تعیین کننده دارد، تخصص، تعهد، حضور مؤثر در صحنه و دانش انباشته و تجربه ارزشمند همکاران است؛ ظرفیت هایی که کمک می کنند تصمیم های لازم با دقت، درست و به موقع اتخاذ و اجرا شوند. بر اساس بررسی هایی که تاکنون انجام داده ام حادثه ای با این وسعت و با این میزان از آسیب و از دست رفتن گاز در پالایشگاه های دنیا ندیده ام؛ می توانم بگویم این بزرگترین حادثه ای بوده که تاکنون اتفاق افتاده است؛ اما حداقل با تجربه 29 ساله خود می توانم اذعان کنم که کم نقص ترین مدیریت بحران برای بازگردانی آرامش و پایداری در شبکه گاز کشور رقم خورده است.
مهم ترین تهدید در دوران جنگ برای شبکه گاز کشور چه بود؟ آیا حملات به تأسیسات گازی را پیش بینی می کردید؟
تصور نمی کردم دشمن تا این اندازه «نامرد»باشد و چنین حملاتی را در پالایشگاه ها انجام دهد. دلیل این تصور هم آن بود که تولید و تأمین گاز کشور ماهیت نظامی ندارد و به طور مستقیم با زندگی روزمره مردم در ارتباط است. در کشور ما ضریب نفوذ گاز بسیار بالاست و عموم مردم از این خدمت بهره مند هستند. همچنین گاز با نیروگاه ها نیز ارتباط مستقیم دارد و با توجه به سطح بالای استفاده از برق، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. از آنجا که رفتار دشمن ما غیر قابل پیش بینی بود، از این رو حوادث خاصی را تجربه کردیم؛ اما یک نکته را می توانم عرض کنم؛ اینکه به لطف خدا، همه این تهدیدها فرصت هایی را ایجاد کرد و امیدوارم بتوانیم از آنها به درستی استفاده کنیم. برای مثال، درجریان جنگ 12 روزه، دو واحد از پالایشگاه کنگان و یک فاز از پالایشگاه پارس جنوبی، مورد آسیب قرار گرفتند؛ در حالی که سیستم های گاز در تمام این مراکز فعال بودند. تک تک این حوادث موجب شد نیروهای ما آبدیده تر، زبده تر و آماده تر شوند و شناخت بیشتری از ضعف ها پیدا کنند و تسلطشان بر حوزه ها بیشتر شود. در حوزه گاز نیز همین شرایط وجود دارد، یعنی از آنجا که گاز به خودی خود یک منبع خطر است، پرتابه نیز با توجه به ماهیت و چاشنی جنگی خود، یک منبع خطر دیگر محسوب می شود و زمانی که این دو عامل خطر با هم برخورد کنند، نوعی «سینرژی (هم افزایی) منفی» ایجاد و این شرایط به تخریب و آسیب بیشتر منجر می شود.
در دوران جنگ، تعهد و مسئولیت پذیری کارکنان صنعت گاز بیش از هر زمان دیگری نمود پیدا کرد. ارزیابی شما از عملکرد همکاران تان چیست و این همدلی و انسجام چگونه شکل گرفت؟
شاید اگر قبل از جنگ در ارتباط با هماهنگی، همگرایی، هم افزایی و یکپارچه بودن همکاران پرسیده می شد، آنقدر مطمئن صحبت نمی کردم. اما اکنون می توانم بگویم که همکاران من، با هر انگیزه، به این جمع بندی رسیده اند که دو موضوع باید مد نظر قرارگیرد. نخست اینکه به دلیل ارتباط با مشترکان و افرادی که به صورت مستقیم و غیرمستقیم به گاز وابسته اند، تحت هیچ شرایطی نباید اجازه دهیم خدمات رسانی تحت تأثیر قرار گیرد. مردم خود با دشواری ها و مشکلات ناشی از جنگ مواجه هستند، از این رو نباید اجازه دهیم بار دیگری بر دوش آنان تحمیل شود، به خصوص که موضوع گاز باشد. مطلب دوم این است که بیش از دو هزار جلسه ستاد بحران در شرکت های زیرمجموعه شرکت ملی گاز ایران برگزار و 17 ستاد مدیریت بحران مرکزی تشکیل شد؛ البته بجز نشست ستادهایی که به صورت مقطعی تشکیل جلسه می شد. در تمام این نشست ها، آنچه مد نظرقرار داشت این بود که هدف مشترک و احساس مشترک را در میان نیروهای ارزشمند خود برای تحقق دوهدف اصلی، همسو کنیم. نخستین هدف این بود که هیچ گونه خدشه ای در خدمات شرکت ملی گاز ایران و روند خدمت رسانی به مردم و مشترکان ایجاد نشود هدف دوم اینکه حداقل آسیب را از این اتفاقات متحمل شویم. به هر حال، هیچ کس نمی تواند ادعا کند که جنگ بدون خسارت است؛ اما طرف برنده، طرفی است که خردمندانه، عاقلانه و دقیق عمل می کند وکمترین میزان آسیب را متحمل می شود.
آیا نمونه ای از فداکاری ها و ایثار کارکنان صنعت گاز در روزهای جنگ سراغ دارید که بخواهید با مخاطبان ماهنامه"مشعل" در میان بگذارید؟
نمونه های فداکاری بسیار زیاد است، اما دربرخی موارد که توسط دوستان به تصویر کشیده شده بوداز دیدن آنها، شخصا احساس خرسندی و رضایت می کردم. من بارها در جلسات تأکید کرده ام که خداوند چه اندازه به بنده و خانواده ام لطف و محبت داشته است که کارمند شرکت ملی گاز ایران شده ام و اکنون نیز همچنان به این موضوع اعتقاد دارم. کمتر کسی این فرصت را پیدا می کند در جایگاهی قرار گیرد که مشترکان، جامعه هدف یا افرادی که از خدمات و زحمات او بهره مند می شوند، تا این اندازه گسترده باشد. به لطف خدا، این اتفاق هم برای بنده و هم برای همکارانم حاصل شده است و معتقدم همکارانم در صنعت گاز اتفاقات و دستاوردهای متعددی را رقم زده اند. به عنوان مثال برای پالایشگاه ها درشرایط جنگی، وظایفی وجود دارد و اولویت اول این است که به فکر حفظ سلامت و آسیب ندیدن افراد باشید و اولویت های بعدی نیز این است که که اگر کسی آسیب دید یا دچار مشکل شد، به او کمک کنید. در جنگ رمضان سناریوهای تمرین شده، بسیار کارآمد بود. از این جهت که همکاران مشاهده می کردند دشمن آمریکایی_صهیونی در حال هدف قرار دادن پالایشگاه است و می دانستند که پالایشگاه های دیگر نیز مورد حمله قرار می گیرند، اما با وجود این در صحنه و میدان ماندند و اجازه ندادند که حجم و گستردگی حوادث افزایش پیدا کند. در شرکت ملی گاز ایران نخستین اقدام این است که بتوانیم مسیر را ایزوله و سایت را ترک کنیم زیرا سایت های گازی، به ویژه پالایشگاه ها، دارای گاز ترش هستند؛ اصطلاحا گازی که از آن به عنوان «گاز دو تنفس» یاد می شود. به این معنا که در صورت مواجهه با آن، فرد ممکن است حتی پس از یک چرخه تنفس، یعنی دم و بازدم، شانس زنده ماندن نداشته باشد. مراکزی که به صورت هدفمند مورد آسیب قرار گرفته بودند، از جمله نقاطی بودند که در صورت نشت گاز و بروز حادثه، می توانستند، پیامدهای جدی به همراه داشته باشند و افراد را تحت تأثیر قرار دهند. من فداکاری های همکارانم را بسیار دیده ام. برخی از همکاران در خود ستاد بحران به دلیل شرایط خاصی که وجود داشت، به مدت 42 روز خانواده هایشان را ندیدند. حتی زمانی که به برخی از آنها گفته می شد می توانند در بعضی از روزها مرخصی بگیرند و به خانواده خود سر بزنند، تمایلی به این کار نداشتند. برخی از همکاران می گفتند که اگر جنگ بیش از این نیز ادامه پیدا کند، حاضرند در محل مأموریت بمانند و به کار ادامه دهند. افرادی که مانده بودند، با تمام وجود در صحنه حضور داشتند. گاهی ممکن است تصور شود که فردی به دلیل شرایط، اجبار، نگرانی یا حتی از دست دادن موقعیت خود در محل می ماند، اما در این مورد چنین نبود. این افراد مانده بودند و با عشق و باور در صحنه حضور داشتند. آنان معتقد بودند که اگر انسان با دل، عشق و باور کار کند، می تواند به لطف خدا از همه این مشکلات به بهترین نحو ممکن عبور کند.