
قلبی برای ایران
زمانی که بسیاری از مردم در آرامش کنار خانواده هایشان هستند، در گوشه ای از این سرزمین پهناور، قلبی بی وقفه می تپد؛ قلبی به نام مرکز انتقال نفت شهدای تنگ فنی. اینجا جایی است که نفت، بی وقفه و بی تعطیلی، در رگ های خطوط لوله جاری می شود تا گرما، روشنایی و رونق به خانه های هموطنان برسد. در یکی از روزهای کاری در این مرکز، پای صحبت یکی از کارکنان باسابقه نشستیم؛ مردی که ۲۵ سال از عمر خود را وقف بهره برداری ایمن از این شریان حیاتی کرده است: بختیار رضایی، رئیس نوبت کاری مرکز انتقال نفت شهدای تنگ فنی.
از کارگاه تراشکاری تا عملیات
۲۵ سال است در این مرکز خدمت می کنم. ورودم به صنعت نفت از مسیر بهره برداری و عملیات بود؛ روز اول کارم را به عنوان کارمند عملیات آغاز کردم. بعد از آن، کارمند ارشد عملیات شدم، سپس مسئول عملیات، رئیس عملیات و امروز، رئیس نوبت کاری هستم. این گفته های بختیار رضایی از ورود به صنعت نفت و فعالتیش در مرکز انتقال نفت تنگ فنی است که در ادامه می گوید: پیش از صنعت نفت، در شرکت های مختلفی فعالیت داشتم؛ از جمله سرپرست کارگاه ماشین تراشکاری با حدود ۸۰ نیروی فنی بودم. حقوق و جایگاهی مناسبی داشتم، اما وقتی در آزمون صنعت نفت پذیرفته شدم و برای مصاحبه فنی به تهران رفتم، از من پرسیدند: چرا با وجود حقوق خوب، می خواهی وارد نفت شوی؟پاسخم ساده بود: می خواهم در صنعتی بزرگ تر و اثرگذارتر فعالیت کنم. صنعت نفت برای من یک رویا و یک مسئولیت بود؛ چرخه ای بزرگ که دوست داشتم عضوی از آن باشم.
تنگ فنی شلوغ، اما صمیمی
مرکز انتقال نفت شهدای تنگ فنی، یک ایستگاه انتقال نفت و فراورده ساده نیست؛ مجموعه ای است با ورودی و خروجی های متعدد، از جمله خطوط ۲۶اینچ، ۲۰ اینچ و ۱۴ اینچ که به مقاصد گوناگون انتقال دارند. برخلاف برخی مراکز که ممکن است چند روز در هفته فعال باشند، اینجا ۲۴ ساعته و بی وقفه در حال فعالیت است. همیشه شلوغ است؛ همیشه آماده باش.
اما آنچه سختی کار، شب کاری ها و فشار عملیات را قابل تحمل می کند، همدلی است.
در این ۲۵ سال، اگر یک ویژگی را بخواهم برجسته کنم، صداقت و یکرنگی همکارانم است. همین همدلی باعث شده است خاطرات تلخ هم برایمان شیرین شود و سختی ها رنگ ببازد.
یک هفته دلتنگی، یک هفته دیدار
رضایی توضیح می دهد: حدود ۱۴ تا ۱۵ سال است که به صورت اقماری کار می کنم؛ یک هفته در مرکز، یک هفته کنار خانواده. دوری از خانواده آسان نیست. دلتنگی برای فرزندان، لحظه های از دست رفته و مناسبت هایی که گاه نمی توانی در آن حضور داشته باشی، واقعاً سخت است.
اما همسرم در تمام این سال ها هم پای من ایستاده است. اگر من اینجا با سختی ها کنار آمده ام، او هم در خانه با همان روحیه و صبوری بار مسئولیت را به دوش کشیده است. این یک پیروزی دوطرفه بوده؛ غلبه بر دوری و حفظ گرمای خانواده. خدا را شکر دو فرزند دارم؛ پسرم دانشجوی مهندسی کامپیوتر در تهران است و دخترم در مقطع متوسطه اول تحصیل می کند. افتخار می کنم که در کنار کار، توانسته ام پدری مسئول هم باشم.
انگیزه ای از دل یک روستا
رضایی ادامه می دهد: من روستازاده ام. خوب به یاد دارم روزهایی را که اگر نفت به موقع نمی رسید، خانه ها سرد می ماند. همین خاطره ها باعث شد وقتی وارد صنعت نفت شدم، احساس مسئولیت در وجودم جدی تر شود. با خودم گفتم: کار من فقط یک شیفت عملیاتی نیست؛ شاید گرمای خانه پیرمردی در روستایی دورافتاده به همین انتقال ایمن وابسته باشد. انتقال ایمن فراورده برای من فقط یک مأموریت اداری نیست؛ یک تعهد انسانی است.
خدا را شکر در این ۲۵ سال، حادثه ای برایم رخ نداده و همیشه تلاش کرده ایم عملیات را ایمن و بی خطر پیش ببریم.
شیفت دلتنگی و افتخار
او می گوید: سال هایی بوده که روزهای خاصی را در شیفت گذرانده ام. دلم می خواست کنار خانواده باشم، اما وقتی به این فکر می کردم که خدمت من باعث تداوم جریان انرژی در کشور می شود، آرامش می گرفتم. حس خدمت در چنین لحظه هایی، حسی دوگانه است؛ دلتنگی و افتخار در کنار هم.به گفته رضایی، همکارانی که در شیفت های کاری در مناطق عملیاتی صنعت نفت حضور دارند، بی صدا چراغ این صنعت را روشن نگه می دارند.
راز ماندگاری در همدلی
اگر بپرسید چرا کارکنان این مرکز با وجود سختی ها متعهد و امیدوار مانده اند، پاسخ من یک کلمه است: همدلی.
اینجا کسی احساس تنهایی نمی کند. وقتی در کنار همکارانت باشی و بدانی پشتت خالی نیست، سخت ترین شرایط هم قابل تحمل می شود. او ادامه می دهد: برای همه همکارانم در صنعت نفت ایران آرزوی سلامت دارم. امیدوارم هر کجا هستند، سالم و تندرست باشند و روزهایی سرشار از امنیت، آرامش و موفقیت پیش رو داشته باشند.
تنگ فنی؛ قلب تپنده ایران
اگر بخواهم مرکز انتقال نفت شهدای تنگ فنی را به چیزی تشبیه کنم، می گویم: «یک قلب تپنده.»قلبی که با همه خطوط و تلمبه خانه ها و تجهیزاتش، برای ایران می تپد؛ قلبی که هیچ گاه از حرکت نمی ایستد.
به احترام همه کارکنان پرتلاش صنعت نفت، کلاه از سر برمی داریم؛ برای آنان که شاید دور از خانواده باشند، اما چراغ خانه های ایران را روشن نگه می دارند.