
دانشجویان صنعت نفت با علم و اراده، تحریم ها را به فرصت تبدیل می کنند
می مانیم و می سازیم
16 آذر ؛ روز رسالت ساخت میهن است
لیلا مهداد | در سردترین روزهای سال، در دلگرمی که از هیاهوی جوانی می جوشد، 16 آذر از راه می رسد؛ روزی که نفس های یخ زده دیوارهای دانشگاه، هنوز هم قصه آن سه چلچراغ را زمزمه می کنند؛ سه آتشی که در تاریکی سوزاندند تا راه را روشن کنند. امروز اما، دانشجو تنها در یادبود آن قربانیان نیست؛ بلکه در آزمایشگاه هایی که بوی کشف می دهند، در کلاس هایی که طنین پرسش های بی پاسخ در آنها پیچیده، در دست هایی که هم کتاب را ورق می زنند و هم نقشه فردا را ترسیم می کنند، زنده است. دانشجوی امروز، وارث آن آرمان ها و حامل امیدهایی تازه است. او نه تنها در کتاب ها که در جامعه اش دنبال حقیقت می گردد، نه تنها برای فردای خود که برای امروز هموطنانش می اندیشد. 16 آذر، بیش از آنکه روز مراسم باشد، روز نفس کشیدن وجدان بیدار جامعه است. روزی که هر دانشجو در سکوت کتابخانه یا هیاهوی گردهمایی های دانشجویی به خود یادآوری می کند که «دانشجو بودن» تنها گذراندن واحدهای درسی نیست؛ رسالتی است برای روشن نگاه داشتن چراغ آگاهی، عدالت و امید.
ایران فردا در سایه سار نخل های قدیمی
در گوشه جنوب غربی ایران، جایی که آفتاب بر زبره شوره زارها می تابد و نخل ها در برابر بادهای گرم مقاومت می آموزند، دانشگاه صنعت نفت قد برافراشته. گویی نگینی است در میان شهر که بوی نفت و تاریخ را با هم در خود حل کرده. از دروازه دانشگاه که وارد می شوی، گویی به جهانی دیگر پا گذاشته ای. ساختمان های قدیمی با آجرهای قرمز و طاق های نیم دایره ای، قصه های زیادی در سینه دارند. اینجا هر دیوار، هر درخت قدیمی، خاطره ای از روزهای طلایی صنعت نفت ایران را زمزمه می کند. در سایه سار نخل های بلندقامت، دانشجویان در حال رفت وآمد هستند؛ برخی با کتاب های قطور مهندسی، برخی با نقشه های صنعتی. هوای اینجا بوی نفت و نم می دهد؛ اما نه بوی تند و آزاردهنده که بوی زندگی و صنعتی که رگ های این سرزمین را پر کرده از حیات. در آزمایشگاه ها، جوانانی با روپوش های سفید بر فرایندهای شیمیایی نظارت می کنند و در کارگاه ها، صدای ماشین آلات صنعتی با پچ پچ مباحث علمی درمی آمیزد. فضای دانشگاه، ترکیبی است از اصالت و نوآوری. از یک سو، معماری بناهای قدیمی، یادآور روزهای آغازین صنعت نفت ایران است و از سوی دیگر، تجهیزات پیشرفته و تکنولوژی های روز، دانشجویان را برای فردا آماده می کنند.
استادان اینجا نه تنها معلم که راویان تجربه های عمیق صنعتی هستند. آنها که سال ها در پالایشگاه ها و میادین نفتی کار کرده اند، اکنون گنجینه دانش خود را به نسل جدید می سپارند. کلاس های درس اینجا تنها به چارچوب تخته و کتاب محدود نمی شود که گاهی در دل پالایشگاه و در کنار برج های تقطیر برگزار می شود.
در این دانشگاه، هر دانشجو نه تنها فرمول های علمی؛ بلکه مسئولیت بزرگی را می آموزد؛ مسئولیت حفظ و پیشبرد صنعتی که نفس اقتصاد کشور به آن وابسته است. آنها در سایه سار نخل های قدیمی و در کنار تجهیزات پیشرفته، رویای ایران فردا را می سازند.
این مسیر، آزمونی است برای عشق و تعهد
هوای گرم و پر از بوی نخلستان های جنوب او را به خانه ، خوزستان، پیوند می زند. اینجا، جایی که قلب صنعت نفت ایران در آن می تپد، زادگاهش است. فرزان مومنی، پس از 10 سال فاصله از دنیای آکادمیک، این بار نه از روی اجبار که با اشتیاقی فرو خفته و تشویق گرم خانواده، قدم به مسیر تحصیل در کارشناسی ارشد اکتشافات نفت گذاشته است: «از همان روزهای کودکی، ردپای نفت در زندگی ام مشهود بود. دکل های بلند، چاه های نفت و مردمانی که روحشان با این صنعت عجین شده بود، برایم قصه هایی زنده بودند.» وقتی برای اولین بار دانشگاه صنعت نفت را دید، گویی نگینی درخشان در میان خاک های طلایی جنوب بود. به باورش صنعت نفت، بویژه در حوزه اکتشاف، جهانی پر از ناشناخته هاست. گاهی مانند حل یک معما می ماند که باید با دانش ژئوفیزیک، زمین شناسی و فناوری های پیشرفته، رازهای نهفته در اعماق زمین را گشود: «بله، ورود به این عرصه ساده نیست؛ نیاز به پشتکار، دانش عمیق و تجربه دارد؛ اما وقتی قدم در این راه بگذاری، همان پیچیدگی ها، زیبا و جذاب می شود. این مسیر، بیش از هر چیز، آزمونی است برای عشق و تعهد.»
می کوشم در ساختن آینده ای بهتر سهیم باشم
برای آینده، نقشه هایی دارد که هر یک، دری به سوی رویاهایش می گشایند. نخست، می خواهد با تکیه بر مدرک کارشناسی ارشد، به صنعت نفت وارد شود و در میدان عمل، دانشش را با تجربه بیامیزد: «اگر این در به رویم گشوده نشد، راه دوم، ادامه تحصیل در مقطع دکترا و سپس تدریس در دانشگاه است. در کنار این مسیرهای اصلی، به عنوان یک دانشجوی پرانرژی، مدیریت یک فروشگاه لباس و یک باشگاه بدنسازی را نیز به عهده دارم تا زندگی ام از هر جهت پویا و پرثمر باشد.» روز دانشجو برایش یادآور رسالت بزرگ دانشجویان است. دانشجو تنها برای کسب مدرک درس نمی خواند؛ او می تواند در جامعه تأثیرگذار باشد، در عرصه های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی نقش آفرینی کند: «من به عنوان دانشجوی اکتشاف نفت، می کوشم علاوه بر تسلط بر دانش فنی، در زمینه های دیگر نیز رشد کنم و در ساختن آینده ای بهتر سهیم باشم.» برای او، اکتشاف نفت تنها یک رشته یا شغل نیست؛ جست وجویی است برای یافتن گنجی پنهان در دل زمین. این راه با همه دشواری هایش، شیرین و پر از امید است: «من باور دارم که با عشق و پشتکار، می توان در این صنعت جایگاهی استوار یافت و نامی ماندگار از خود به جا گذاشت.»
توانایی تبدیل و خلق، برایم جذابیت بی پایانی دارد
محمد متحیری، دانشجوی مهندسی شیمی است؛ ورودی ۱۴۰۲، با اصالتی ریشه دار در خاک آبادان، شهری که خاطراتش با صدای دکل ها و نفس های صنعت نفت درآمیخته است. انتخاب این مسیر برایش داستانی پرپیچ وخم؛ اما زیبا داشت: «پیش از این در رشته مهندسی عمران تحصیل می کردم؛ اما چالش های خانوادگی و اقتصادی، همراه با توصیه های پدرم، مرا به بازنگری واداشت. در نهایت، علاقه ام به صنعت نفت و آرزوی حضور در پالایشگاه ها و پتروشیمی ها، مسیر زندگی ام را تغییر داد.» حالا اینجاست، در دانشگاهی که نه تنها علم می آموزد؛ بلکه هر روز با صنعت نفس می کشد. به باورش مهندسی شیمی، برخلاف تصور بسیاری، فقط شیمی محض نیست؛ این رشته، هنر طراحی فرایندهایی است که از مواد ساده، محصولاتی ارزشمند خلق می کند: «جذابیت این توانایی تبدیل و خلق، برای من بی پایان است. محیط دانشگاه ما نیز با صنعت نفت پیوندی ناگسستنی دارد. استادان ما که بسیاری از آنان از پیشینه ای غنی در صنعت برخوردار هستند، مشکلات واقعی را برای ما روایت می کنند و بازدیدهای میدانی، پنجره ای به دنیای عملی این صنعت می گشایند.»
می توانیم به «بومی سازی فناوری ها» دست یابیم
امروز، بزرگ ترین دغدغه اش برای صنعت نفت، «مدیریت انرژی» و «حفظ محیط زیست» است. مسائلی مانند کاهش استفاده از مشعل ها و توسعه فیلترهای کارآمد، از اولویت هایش است: «به باور من، صنعت نفت تنها به فروش نفت ختم نمی شود؛ این صنعت، ظرفیتی بی نظیر برای «صادرات فناوری» دارد. برخی از فناوری های مورد استفاده در کشور، امروز وارداتی هستند؛ اما من باور دارم که با تلاش و پشتیبانی مناسب، می توانیم به «بومی سازی فناوری» دست یابیم و وابستگی را کاهش دهیم. این چشم انداز، نه تنها ممکن؛ بلکه ضروری است.» برای او «دانشجو» تنها در چارچوب کلاس ها و نمره تعریف نمی شود؛ دانشجو نماینده ای در جامعه است که می تواند در عرصه های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی اثرگذار باشد: «روز دانشجو نیز تنها یک روز نمادین نیست؛ دانشجوی واقعی، همیشه در حال یادگیری، پرسشگری و ایده پردازی است.» برخی می گویند نسل های پیشین سختکوش تر بودند؛ اما او باور دارد که نسل جدید با هوش و انعطاف بیشتری می تواند به موفقیت برسد، به شرطی که «هدفمند» باشد: «کلید موفقیت، انتخاب هدفی واقع بینانه و پایبندی به آن تا پایان است. مشورت با افراد باتجربه و استفاده از راهنمایی های آنان، چراغ راه این مسیر خواهد بود.» آینده را بسیار روشن می بیند: «با دستان پرتوان و ایده های نسل جدید، می توانیم به جایگاهی شایسته در منطقه و جهان دست یابیم. نفت، تنها یک صنعت نیست؛ موتور محرک پیشرفت کشور است و من می خواهم سهمی هرچند کوچک در این پیشرفت داشته باشم.»
دانشگاه صنعت نفت، انتخاب اولم بود
مسیر بهزاد روشنی، دانشجوی کارشناسی ارشد اکتشاف نفت به این نقطه، راهی پرپیچ وخم، اما آگاهانه بوده. از دوران تحصیل در مدارس تیزهوشان، نفت در ذهنش نقش بسته بود؛ آرزویی که در کارشناسی با قبولی در رشته اکتشاف دانشگاه علوم و تحقیقات تهران، رنگ واقعیت به خود گرفت. پس از فارغ التحصیلی، راهی خدمت سربازی شد و سپس پا به عرصه کار گذاشت؛ اما اشتیاق به ادامه تحصیل، همیشه در او زنده بود: «این بار با تشویق همسرم، دوباره کنکور دادم و بی تردید، انتخاب اولم دانشگاه صنعت نفت بود؛ دانشگاهی که نامش با صنعت نفت ایران عجین شده است.» هم اکنون ساکن اهواز است و در یک شرکت نیز مشغول به کار: «این شرکت، نقش مهمی در چرخه بازیافت صنعت پتروشیمی ایفا می کند؛ مأموریتش تبدیل مواد دورریز پالایشگاه ها به محصولاتی ارزشمند و قابل استفاده است. حضورم در این شرکت، برایم تنها یک شغل نیست؛ بلکه فرصتی است برای درک بهتر پیوند بین علم و صنعت.» پس از تجربه تحصیل در دانشگاه آزاد، اکنون تفاوت این دو فضا را بخوبی حس می کند. از نگاه او در دانشگاه صنعت نفت، همه چیز بر پایه نظم، برنامه ریزی و هدفمندی استوار است. استانداردها بالاست، انتظارات استادان و دانشجویان جدی تر است و تمام تلاش ها در مسیری متمرکز شده تا هرچه سریع تر و باکیفیت تر، مدارک تحصیلی اخذ شوند.
اکتشاف، هنر تعقیب ردپای ناپیداهاست
روشنی، رشته اکتشاف نفت را دنیایی کاملا تخصصی می داند: «برخلاف بسیاری از گرایش ها که حضور فیزیکی در محل پروژه ها، گاه محدود و دوره ای است، ما در اکتشاف باید از نخستین گام تا پایانی ترین مرحله، حاضر و فعال باشیم.» در سکوهای نفتی، کارشان با دیگران تفاوتی بنیادین دارد: «در بخش حفاری، گروه های دیگر پس از اتمام مرحله ای خاص، محل را ترک می کنند؛ اما ما باید پیوسته و بدون وقفه، بررسی ها و بازنگری ها را ادامه دهیم. زمین، همیشه در حال تغییر است و داده های جدید، نیازمند تحلیل های تازه.» پایه کارشان بر زمین شناسی استوار است و همین امر، حضور مستمرشان را در تمام مراحل اکتشاف، از واکاوی اولیه تا نظارت نهایی، ضروری می سازد: «اکتشاف، فقط یافتن نیست؛ هنر تعقیب ردپای ناپیداهاست.»
دانشجو بودن، یعنی تلاش برای ساختن فردا
داستان سیدامیرمحمد فقیه، دانشجوی مهندسی نفت دانشگاه صنعت نفت یک عشق ناگهانی است؛ جرقه ای که در چهار ماه پایانی دبیرستان در اردیبهشت ۱۴۰۳ زده شد و مسیر زندگی اش را برای همیشه تغییر داد. از اهالی قم است با اصالتی خراسانی از دیار قائنات. برای او دانشجو بودن فقط گذراندن واحدهای درسی نیست. دانشجو یعنی کسی که امروزش را برای فردا می سازد:«متأسفانه این روزها با بی انگیزگی زیادی روبه رو هستیم؛ بهانه جویی جای تلاش را گرفته است. غافل از اینکه ما همان کسانی هستیم که باید 15سال دیگر، گردانندگان این صنعت باشیم و 20 سال بعد، مسئولیت کامل آن را به دوش بکشیم.» هدف شخصی اش این است که با کار، تحقیق و پروژه هایش، تولید نفت ایران را به جمع سه کشور برتر دنیا برساند. به باورش مدیریت زمان نقطه ضعف نسل شان است: «فضای مجازی وقت ما را بلعیده و متأسفانه از معنویت فاصله گرفته ایم. وقتی معنویت کمرنگ شود، انگیزه و تلاش هم رنگ می بازد. بسیاری از هم نسلی هایم تنها به فکر رفتن هستند؛ اما من می مانم. اینجا خانه من است و می خواهم در ساختن آن سهیم باشم.»
می مانم و می سازم
وقتی به دنبال علاقه اش گشت، به دو رشته نفت و معدن رسید. پس از بررسی چارت ها، مطالعه نظرات و مشورت در نهایت نفت را انتخاب کرد؛ چون بیشتر او را جذب می کرد: «ساختار منسجم تر و نقش حیاتی تری در اقتصاد کشور دارد.» دوری از خانواده به او یاد داده که باید خودش مسئولیت زندگی اش را به عهده بگیرد: «سه ماه است به خانه نرفته ام و احتمالا دو ماه دیگر هم نخواهم رفت اما همین استقلال، مرا قوی تر کرده است.» حرف آخرش به همه هم نسلی هایش این است؛ لطفا دغدغه داشته باشید! دغدغه کشور، دغدغه مملکت، دغدغه ساختن: «من می مانم و با توکل بر خدا و تلاش بی وقفه در ساختن ایرانم سهیم خواهم بود. این را هر جا می خواهید بنویسید؛ من می مانم و می سازم.»