جستجو

    بی‌نیاز از واردات بنزین شده‌ایم     

    مدیری از جنس نفت در روزهای دشوار       

    همدلی برای عبور از روزها ی سخت         

    فداکاری کارکنان سپر آهنین در قلب خلیج‌فارس     

    شانول جایی که  تولید از دل سختی می‌گذرد     

    مردان خط در مسیر سخت نفت     

    سرمایه ای فراتر از دارایی    

    شکــــــــــــوه پنهان     

    امضــــای کیفیت      

    هفشجــــــــــــان نامی بر بلندای  صنعت جوش ایران     

    جذابیت شغلی در مسیر پیچ‌وخم‌ها          

    ستاره‌ای که در ۱۰ سالگی جاودانه شد          

    ضربان زندگی در درمـــــــــانگاه آزادی          

    امید در مدار 50 درجه     

    همراه ورز شکاران تا قله  افتخار     

    می خواهم  الهام بخش دیگران باشم       

    خط تولید یک حافظه          

    هــــــــــفت ایستگاه داستانی          

    نفت در آزمون بی‌طرفی     

    فلات قاره تکه‌ای از جان من است     

    هم‌مسیر در صنعت همدل  در خانه     

    دختران دهه نودی صنعت نفت روی سکوی افتخار          

    ایمنی در عصر دیجیتال     

    سپر دفاعی در برابر پوکی  استخوان     

    سوخت تندرستی     

    طعم سبــــــزی تازه از گلدان های پاییزی     

    سکــوی تمـــــرکز  

    هم نفس با شعله‌های بلند     

    خط اول     

    گزارش ویژه  

    خط مقدم   

    روایت میدانی  

    پشت صحنه   

    میراث صنعتی   

    بانوان پیشگام  

    لاله های خانواده نفت   

    پناهگاه سلامت  

    سلامت روان  

    ورزش  

    کارکنان   

    مدیریت اسناد   

    نفت و ادبیات   

    تاریخ نفت  

    عکس نوشت  

    پیشکسوتان  

    زوج نفتی  

    قهرمانان خانه     

    هوش مصنوعی  

    سلامت  

    تغذیه  

    سبزینه    

    خانه آرایی    

    سطر آخر  

    • media/image/2026/10/1024-1448/23946.jpg
    • media/image/2026/10/2000-1441/23983.jpg
    • media/image/2026/10/2000-1441/23947.jpg
    • media/image/2026/10/2000-1441/23984.jpg

      رئیس جمهوری:

      بی نیاز از واردات بنزین شده ایم

      رئیس جمهوری با بیان اینکه با همراهی مردم، امروز از واردات بنزین بی نیاز شده ایم، گفت: همه درآمد حاصل از افزایش قیمت سوخت، صرفه جویی و مدیریت مصرف به خود مردم پرداخت خواهد شد.

      مسعود پزشکیان  در نشست شورای اطلاع رسانی دولت بیان کرد: اگر اعتماد مردم را جلب کنیم و آنها را همراه خود داشته باشیم، هیچ قدرتی توانایی این را نخواهد داشت که آسیبی به کشور ما وارد کند. با وجود همه فشارها و سختی های ناشی از جنگ نظامی و اقتصادی دشمن، دولت از همه ظرفیت های خود استفاده کرده است تا معیشت مردم دچار مشکل نشود و تأمین کالاهای اساسی و موردنیاز جامعه با قدرت و تلاش شبانه روزی انجام شده است. وی با اشاره به موضوع مصرف بالای انرژی و تأمین سوخت موردنیاز کشور در شرایط محاصره اقتصادی، گفت: برای جلوگیری از بروز مشکلات بیشتر در حوزه انرژی و سوخت، موضوع صرفه جویی و مدیریت مصرف را در دستور کار قرار دادیم که با همراهی مردم به میزان قابل توجهی صرفه جویی انجام شد، درحالی که باید ۱۲ میلیارد دلار برای واردات بنزین موردنیاز هزینه می کردیم.

      رئیس جمهوری با تأکید بر اینکه همه درآمد حاصل از افزایش قیمت سوخت، صرفه جویی و مدیریت مصرف به خود مردم پرداخت خواهد شد، افزود: باید از ظرفیت رسانه ها برای همراهی مردم در موضوع های مهمی همچون مدیریت مصرف انرژی و صرفه جویی بنزین و تقویت وحدت ملی و انسجام اجتماعی استفاده کنیم. پزشکیان تصریح کرد: در دستگاه های اداری و سازمان ها نیز مدیران کشور باید با همدلی برای همراهی کارمندان و کارکنان دولت تلاش کنند تا با اجرای طرح هایی همچون سه شنبه های بدون خودرو و استفاده کمتر از خودروهای شخصی، افزایش بهره وری در کارها و همچنین استفاده از ظرفیت دورکاری، مصرف بی رویه انرژی و سوخت کنترل و مدیریت شود. وی بیان کرد: برای افزایش هم صدایی در جامعه و تاب آوری مردم در مقابل سختی ها، فشار و تهدید دشمنان همه باید دست به دست هم دهیم و رسانه ها و روابط عمومی ها نیز باید با همه ظرفیت و توان در این راه همراهی کنند.

       

      مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران تاکید کرد:

      امکان حضور همه بانوان در پویش مهربانو، سفیران انرژی

      سعید توکلی، مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران در آیین پویش «مهربانو، سفیران انرژی» با اشاره به تداوم ناترازی انرژی در کشور و تأکید بر اینکه اصلاح الگوی مصرف نیازمند همراهی همه بخش های جامعه است، گفت: آموزش عمومی، مشارکت بانوان، استفاده از ظرفیت های محلی و توسعه شبکه سفیران انرژی می تواند به نهادینه شدن فرهنگ مصرف بهینه کمک کند. وی در ادامه با اشاره به اهداف پویش «مهربانو، سفیران انرژی» گفت: این برنامه با هدف تقویت فرهنگ مصرف بهینه و افزایش مشارکت اجتماعی در مدیریت انرژی شکل گرفته است و باید امکان حضور و مشارکت در آن برای همه بانوان کشور فراهم باشد. مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران با اشاره به پیشنهادهای مطرح شده در این نشست درباره گسترش دامنه مشارکت بیان کرد: هیچ محدودیتی برای حضور بانوان در پویش «مهربانو، سفیران انرژی» وجود ندارد و همه بانوان کشور می توانند در این پلتفرم ثبت نام کنند و به جمع سفیران انرژی بپیوندند. توکلی گفت: نقش بانوان در خانواده و جامعه، ظرفیت مهمی برای گسترش آگاهی عمومی درباره مصرف بهینه انرژی فراهم می کند. بانوان می توانند با انتقال پیام های آموزشی و ترویج راهکارهای ساده مدیریت مصرف، در شکل گیری رفتارهای پایدار در خانواده ها و محیط های اجتماعی نقش آفرین باشند. وی با تأکید بر ضرورت فراگیربودن این حرکت تصریح کرد: مشارکت در این برنامه نباید به گروه یا مجموعه خاصی محدود شود؛ هرچه دامنه حضور بانوان گسترده تر باشد، امکان انتقال پیام مدیریت مصرف به خانواده ها و جوامع محلی نیز افزایش می یابد.

      زنان، سرمایه ای اثرگذار در مدیریت مصرف انرژی

      صدیقه خزایی ،معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی وزیر نفت هم در آئین پویش «مهربانو، سفیران انرژی» با اشاره به نقش کارکنان زن صنعت نفت در شرایط دشوار و دوران جنگ گفت: زنان متخصص این صنعت افزون بر انجام مسئولیت های حرفه ای خود، در تقویت تاب آوری اجتماعی و ملی نیز نقش داشته اند. حضور زنان توانمند در عرصه های تخصصی و مدیریتی باید بر مبنای شایستگی و تخصص آنان تقویت شود تا بتوان از ظرفیت این بخش از سرمایه انسانی کشور به درستی بهره گرفت. خزایی افزود: زنان صنعت نفت در عرصه های علمی، اجتماعی و مدیریتی توانمندی های قابل توجهی دارند و می توانند در انتقال پیام های مرتبط با مصرف بهینه انرژی نیز نقش آفرین باشند. کارکنان این صنعت به دلیل آشنایی نزدیک با دشواری های تولید و تلاش شبانه روزی همکاران در مناطق عملیاتی و بخش های پشتیبانی، ظرفیت مناسبی برای تبیین اهمیت صیانت از منابع انرژی و انتقال واقعیت های این حوزه به جامعه دارند.

       امضای تعهدنامه پویش «مهربانو، سفیران انرژی»

      در پایان این مراسم، تعهدنامه پویش «مهربانو، سفیران انرژی» با هدف ترویج فرهنگ مصرف بهینه گاز طبیعی و صیانت از منابع ملی، با امضای سعید توکلی، مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران، سارا فلاحی و زینب قیصری، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، صدیقه خزایی، معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی وزیرنفت، غلامرضا شاه کرمی، مدیرکل امور مجلس وزارت نفت، زهره یوسفیان ملا، مشاور وزیرنفت در امور بانوان و زهرا حسین زاده، مشاور مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران در امور بانوان ثبت شد. این تعهدنامه بر نقش راهبردی انرژی در توسعه پایدار کشور، ضرورت صیانت از منابع ملی و تضمین پایداری تأمین انرژی برای نسل های امروز و آینده و فرهنگ سازی و مسئولیت پذیری اجتماعی برای اصلاح الگوی مصرف گاز طبیعی در سطح ملی تأکید دارد.

       

      پیام تبریک سرپرست

      وزارت نفت به وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح

      سرپرست وزارت نفت، انتصاب مهرداد اخلاقی را به سمت وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، تبریک گفت.

      در متن پیام حمید بورد آمده است:  برادر ارجمند؛ جناب آقای مهندس مهرداد اخلاقی، انتصاب شایسته جنابعالی به سمت وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و کسب ۲۳۷ رأی اعتماد از مجلس شورای اسلامی را صمیمانه تبریک عرض می نمایم. این رأی قاطع نمایندگان ملت، نشان دهنده اعتماد عمیق نظام مقدس جمهوری اسلامی و مجلس شورای اسلامی به توانمندی ها، تجربیات ارزشمند و تعهد راسخ جنابعالی در خدمت به میهن اسلامی است. وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، نقشی حیاتی و بنیادین در تأمین امنیت پایدار کشور و پشتیبانی همه جانبه از نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران ایفا می کند. این وزارتخانه با مسئولیت خطیر خود در تقویت بنیه دفاعی، پشتیبانی لجستیکی و تضمین آمادگی نیروهای مسلح، ستون استواری برای حفظ تمامیت ارضی و استقلال کشور به شمار می رود. در شرایط حساس کنونی، ایفای این مسئولیت خطیر، بیش از هر زمان دیگری نیازمند تدبیر، هماهنگی و تلاش مستمر است. وزارت نفت جمهوری اسلامی ایران، با درک عمیق از اهمیت امنیت ملی و نیازهای اساسی کشور، آمادگی کامل خود را برای گسترش همکاری های متقابل و سازنده با وزارت دفاع اعلام می دارد. این همکاری ها می تواند در راستای خدمت صادقانه به میهن اسلامی و تأمین نیازهای حیاتی کشور، ازجمله در حوزه های انرژی، پشتیبانی صنعتی و پروژه های مشترک ملی، نقش مؤثری ایفا نماید. امید است با همگرایی و تعامل سازنده دستگاه های اجرایی، بتوانیم گام های بلندی در مسیر پیشرفت، اقتدار و سربلندی ایران اسلامی برداریم.

       

      سخنگوی وزارت نفت:

      بخشی از مطالبات پیمانکاران اجرای طرح های صنعت نفت پرداخت می شود

      سخنگوی وزارت نفت اعلام کرد که مقرر شده است بخشی از مطالبات پیمانکاران طرح های صنعت نفت به ویژه تأمین مالی پروژه های بازسازی در پارس جنوبی از چهارشنبه، ۲۲ مهر از سوی بانک های عامل پرداخت شود. سامان قدوسی در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی «اِکس» نوشت: در سفر سرپرست وزارت نفت به عسلویه ضمن بازدید میدانی از روند بازسازی تأسیسات آسیب دیده، در نشست با کارفرمایان، پیمانکاران و سرمایه گذاران مشکلات مختلف طرح ها به ویژه تأمین مالی بازسازی ها، بررسی و مقرر شد بخشی از مطالبات پیمانکاران بلافاصله امروز از سوی بانک های عامل پرداخت شود.

       

      مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی ایران:

      برون سپاری مراکز سوخت گیری هواپیمایی تصویب شد

      مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی ایران از تصویب برون سپاری مراکز سوخت گیری هواپیمایی در قالب سه خوشه خبر داد و با اشاره به اجرای ماده ۱۰۵ قانون برنامه هفتم پیشرفت گفت: برون سپاری مراکز سوخت گیری هواپیمایی پس از انجام مطالعات مربوط، در قالب سه خوشه با هدف کاهش تصدی گری شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران، کاهش هزینه های عملیاتی و افزایش بهره وری تصویب شده است. محمدصادق عظیمی فر افزود: این تصمیم با هدف کاهش هزینه های عملیاتی و افزایش بهره وری اتخاذ شده است و واگذاری مراکز یادشده به شرکت های صاحب صلاحیت، پس از تهیه پیوست های فنی و مالی و طی تشریفات قانونی انجام خواهد شد. مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی ایران همچنین از بررسی و جمع بندی برنامه برون سپاری دیگر فعالیت های باقی مانده شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران و بخش هایی از زنجیره تأمین سوخت، ازجمله انبارهای نفت، خبر داد. وی تأکید کرد: این اقدام ها با هدف تفکیک وظایف تصدی گری از وظایف حاکمیتی در حال بررسی و پیگیری است.

       

       

      مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران خبر داد:

      ۲۲ میلیارد دلار ارزش محصولات تولیدی صنعت پتروشیمی در سال 1404

      امید شاکری، مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران در نشست هم اندیشی سرپرست وزارت نفت با مدیرعامل و مدیران ارشد شرکت ملی صنایع پتروشیمی  ایران در محل این شرکت با تأکید بر اینکه اهداف برنامه هفتم پیشرفت بر توسعه زنجیره ارزش محصولات پتروشیمی متمرکز شده است، بیان کرد: صنعت پتروشیمی در سال ۱۴۰۴ با ظرفیت نصب شده سالانه بیش از ۱۰۱ میلیون تن، بیش از ۷۵ میلیون تن محصول تولید کرده است.

      وی ارزش محصولات تولیدشده در صنعت پتروشیمی در سال ۱۴۰۴ را بیش از ۲۲ میلیارد دلار دانست و افزود: از این مقدار، ۱۲ میلیارد دلار صادر و بیش از ۱۰ میلیارد دلار در داخل فروخته شده است. مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران با اشاره به سهم قابل توجه صنعت پتروشیمی در جذب سرمایه گفت: ۹۱ میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار تا پایان ۱۴۰۴ در این صنعت سرمایه گذاری شده است که نقش بسزایی در جلوگیری از خام فروشی و ارزآوری دارد. شاکری تصریح کرد: سهم صنعت پتروشیمی از مصرف گاز در کشور به ۱۰ درصد هم در سال ۱۴۰۴ نرسیده است، اما ۲۲ میلیارد دلار ارزش افزوده ایجاد کرده است. وی با اشاره به محدودیت های تأمین خوراک صنایع پتروشیمی در زمستان یادآور شد: صنعت پتروشیمی باید برای بقا و تأمین خوراک پایدار به توسعه بالادست ورود کند؛ همان طور که اکنون طرح های بسیاری برای جمع آوری گازهای همراه را در دستور کار دارد.

    • media/image/2026/10/2000-1441/23949.jpg

        حمید بورد از بدنه عملیات تا سکانداری وزارتخانه

      مدیری از جنس نفت در روزهای دشوار

      مشعل | حمید بورد، مدیری برخاسته از بدنه صنعت نفت و آشنا با پیچ وخم های عملیات و مدیریت، در ۱۲ مهر ۱۴۰۵ با حکم مسعود پزشکیان، رئیس جمهوری به عنوان ششمین سرپرست وزارت نفت انتخاب شد تا در یکی از حساس ترین مقاطع پیش روی این صنعت، سکان هدایت آن را در دست بگیرد.  در حکم رئیس جمهوری خطاب به حمید بورد آمده است: به استناد اصل ۱۳۵ قانون اساسی و نظر به مراتب تعهد، شایستگی و سوابق اجرایی جناب عالی، ضمن پذیرش استعفای جناب آقای محسن پاک نژاد، به موجب این حکم، به عنوان سرپرست وزارت نفت منصوب می شوید.  انتظار دارد با اتکال به خداوند متعال و در چارچوب قانون اساسی، اهداف سند چشم انداز، سیاست های کلی مصوب مقام معظم رهبری و برنامه هفتم پیشرفت، با رعایت منشور اخلاقی کارگزاران دولت وفاق ملی و تعامل با هیئت محترم وزیران، در تحقق اهداف دولت و حل مشکلات کشور مجدانه بکوشید.  توفیقات روزافزون آن جناب را در انجام شایسته وظایف محوله از درگاه خداوند متعال خواستارم.

       

      برنامه های تولید و توسعه در صنعت نفت با قوت ادامه می یابد

      بورد پس از انتصاب در سمت سرپرست وزارت نفت، 13 مهرماه در نشست شورای معاونان وزیرنفت حضور یافت و با قدردانی از زحمات و تلاش های ارزشمند محسن پاک نژاد، وزیر پیشین نفت تأکید کرد: برنامه های اجرایی صنعت نفت در بخش تولید و توسعه کماکان مانند گذشته و با همدلی و وفاق که شعار دولت چهاردهم است، با قوت دنبال می شود.  وی درباره اولویت های وزارت نفت تصریح کرد: برنامه مفصلی در حوزه بازسازی تأسیسات آسیب دیده در جنگ تحمیلی سوم و در حوزه فروش دنبال می شود تا از گردنه های سخت پیش رو با موفقیت عبور کنیم.

       

      با نگاه ملی تلاش کنید

      سرپرست وزارت نفت با اشاره به شرایط ویژه کنونی کشور گفت: همه باید دست به دست هم بدهیم تا بتوانیم از این مشکلات سخت عبور کنیم. معتقدم باید با نگاه ملی برای سربلندی کشور تلاش کنیم.  بورد با تأکید بر نقش مدیران پیشین و کنونی در دستاوردهای کسب شده وزارت نفت دولت چهاردهم یادآور شد: اقدام های ارزشمندی در صنعت نفت انجام شده است. اگر امروز در شرایطی هستیم که می توانیم بگوییم گروه کنونی برنده بوده، بخش مهمی از آن به عملکرد وزیرنفت پیشین بازمی گردد و ما نیز همان مسیر را با شدت و جدیت دنبال می کنیم.  وی با بیان اینکه ممکن است در شیوه اجرا یا نگاه مدیریتی اختلاف سلیقه یا روش وجود داشته باشد، تصریح کرد: اما این موضوع به ذات کار لطمه نمی زند و مسیر اصلی باید ادامه یابد.

       

      تأمین پایدار سوخت زمستانی به طور ویژه دنبال شود

      سرپرست وزارت نفت با اشاره به موضوع مهم تأمین سوخت زمستانی امسال با توجه به آسیب هایی که دشمن به زیرساخت های صنعت گاز وارد کرده است، گفت: موضوع پایداری تولید و تأمین سوخت زمستانی باید با هم فکری و همکاری همه ارکان صنعت نفت به صورت ویژه دنبال شود.  بورد با اشاره به اینکه بر اساس گزارش های شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی ایران، وضع ذخیره سازی سوخت مایع مناسب است، تصریح کرد: باید تلاش کنیم مدیریت سوخت رسانی نیز به شکل مناسبی انجام شود.  وی با تأکید بر اینکه شرکت ملی گاز ایران برای جلوگیری از مصرف گرایی و ترویج فرهنگ درست مصرف گاز باید اقدام های مناسب را اجرا کند، گفت: اگر بتوانیم کاهش ۱۰درصدی مصرف را محقق کنیم، اتفاق بسیار مهمی خواهد بود.  سرپرست وزارت نفت نقش مردم را در زمینه تأمین پایدار سوخت زمستان مهم دانست و از مردم عزیزمان تقاضا کرد در استفاده از حامل های انرژی به ویژه گاز، همکاری لازم را با دولت داشته باشند.  بورد با اشاره به نقش صنعت پتروشیمی در تأمین ارز مورد نیاز کشور تصریح کرد: تداوم تولید و صادرات محصولات پتروشیمی نقش مؤثری در تقویت درآمدهای ارزی و پشتیبانی از اقتصاد کشور دارد. بر همین اساس، حمایت از تداوم تولید، رفع موانع پیش روی صادرات و استفاده حداکثری از ظرفیت های این صنعت، به طور جدی پیگیری می شود. وی بر ضرورت شناسایی مسائل و اولویت های اصلی صنعت نفت تأکید کرد و گفت: خواهشمندم مانند گذشته همه با هم فکری هم برای صنعت نفت و کشور تلاش کنیم؛ آنچه اهمیت دارد این است که کار متوقف نشود.

       

      ایران باید به کارگاه بزرگ سازندگی تبدیل شود

      سرپرست وزارت نفت همچنین در روز دوشنبه(13 مهرماه)،در نشست هم اندیشی و هم افزایی با اعضای هیئت مدیره و مدیران شرکت ملی نفت ایران بیان کرد: همه ما در برابر ایران و وطنمان مسئولیم و باید با همدلی، همگرایی و کار مضاعف، از گردنه های سخت پیش رو عبور کنیم.  وی افزود: صنعت نفت همواره در شرایط دشوار با اقتدار عمل کرده است و امیدواریم با تکیه بر همدلی و تلاش جمعی، این مرحله را نیز با موفقیت پشت سر بگذاریم.

       

      قدردانی از همراهی کارکنان

      بورد همچنین در پیامی از پیام های تبریک و ابراز لطف همکاران، پیشکسوتان و فعالان صنعت نفت در پی انتصاب وی به عنوان سرپرست وزارت نفت قدردانی کرد. وی در این پیام با قدردانی از حسن اعتماد، پیام های محبت آمیز و ابراز لطف همکاران، پیشکسوتان و فعالان صنعت نفت، همراهی، همدلی و دعای خیر آنان را در شرایط خطیر کنونی و مسیر پیشبرد اهداف راهبردی کشور، بزرگ ترین سرمایه و پشتوانه معنوی خادمان این حوزه دانست.  بورد ضمن تجدید احترام، با توجه به ضرورت پرهیز از هزینه های غیرضروری و تشریفات مرسوم اداری، از همکاران و همراهان صنعت نفت خواست از ارسال هرگونه تاج گل، پیام تبریک چاپی و اقدام های مشابه خودداری کنند.

      سرپرست وزارت نفت تصریح کرد: تعهد مشترک کارکنان و فعالان صنعت نفت به اعتلای این صنعت، ارزنده ترین تحفه و نشانه همگامی آنان است.

       

      مدیری از خاستگاه نفت

      حمید بورد متولد هفتم فروردین ۱۳۴۳ در شوشتر خوزستان و دانش آموخته کارشناسی مهندسی مکانیک از دانشکده مهندسی نفت اهواز، کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی MBA از دانشگاه صنعتی شریف و دکترای مدیریت از دانشگاه شهید چمران اهواز است که پس از استعفای محسن پاک نژاد از سمت وزیری نفت و به استناد اصل ۱۳۵ قانون اساسی از سوی رئیس جمهوری، پذیرا شده تا در دهه ششم زندگی خود به عنوان ششمین سرپرست وزارت نفت، کشتی این وزارتخانه را در دریای پرتلاطم و حساس کنونی، سکانداری کند.

      وی سال ها در حوزه های مختلف اکتشاف، استخراج، بهره برداری و مدیریت کلان شرکت های تابعه وزارت نفت از جمله شرکت ملی مناطق نفت خیزجنوب و فلات قاره سابقه خدمت و مدیریت اثربخش داشته است. شناخت عمیق وی از چالش های فنی، عملیاتی و ساختاری صنعت نفت، امیدواری های زیادی را در میان کارشناسان، مدیران و کارکنان این صنعت ایجاد کرده است.

       

      روایت بیش از  ۳۵ سال فعالیت  «حمید بورد»   در صنعت نفت

       

      حمید بورد روز یکشنبه، ۱۲ مهر ۱۴۰۵، پس از پذیرش استعفای محسن پاک نژاد با حکم مسعود پزشکیان، رئیس جمهوری به عنوان سرپرست وزارت نفت منصوب شد. حمید بورد از مدیران باسابقه صنعت نفت ایران، بیش از ۳۵ سال سابقه فعالیت عملیاتی و مدیریتی در صنعت نفت را در کارنامه خود دارد و بیش از ۲۰ سال از این مسیر را در سمت های مدیریت ارشد، در مجموعه های داخل و خارج از وزارت نفت سپری کرده است.  بخش عمده مسیر حرفه ای او در مجموعه های عملیاتی و مدیریتی زیرمجموعه شرکت ملی نفت ایران از شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب و شرکت بهره برداری نفت و گاز مارون تا شرکت نفت فلات قاره ایران و شرکت ملی نفت ایران سپری شده است.

      سرپرست وزارت نفت کیست؟

      بورد متولد هفتم فروردین ۱۳۴۳ در شوشتر خوزستان است و تحصیلات خود را در حوزه های فنی و مدیریتی دنبال کرده است. وی دانش آموخته کارشناسی مهندسی مکانیک از دانشکده مهندسی نفت اهواز، کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی MBA از دانشگاه صنعتی شریف و دکترای مدیریت از دانشگاه شهید چمران اهواز است.

      سوابق عملیاتی و مدیریتی

      فعالیت مدیریتی و عملیاتی او از سال ۱۳۷۷ و با مسئولیت مجری طرح توسعه پروژه های مهندسی و ساختمان آغاز شد که تا سال ۱۳۸۵ ادامه داشت. در فاصله سال های ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۴، مدیر پروژه های ویژه حفاری بود و از سال ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۸ نیز ریاست اداره کل حفاری شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب را به عهده داشت.

      بورد از سال ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۰ مدیرعامل شرکت بهره برداری نفت و گاز مارون بود و پس از آن، در سال ۱۳۹۰، به عنوان مدیرعامل شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب، بزرگ ترین شرکت تولیدکننده نفت ایران، منصوب شد. او سه سال در این سمت فعالیت کرد و پس از آن، از سال ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۵ مدیرعامل شرکت عملیات اکتشاف، وابسته به صندوق بازنشستگی صنعت نفت، بود.

      در سال ۱۳۹۵، مسئولیت مدیرعاملی شرکت نفت فلات قاره ایران را به عهده گرفت و تا سال ۱۳۹۸ در این مجموعه فعالیت کرد. فعالیت های او در ادامه، با شرکت ملی نفت ایران نیز پیوند خورد.

      مدیرعاملی شرکت ملی نفت ایران

      بورد در سال های ۱۳۹۸ تا ۱۳۹۹ مشاور مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران بود و از سال ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۳، مدیرعامل شرکت مهندسی و توسعه آرمان، از مجموعه های ستاد اجرایی فرمان امام(ره) و زیرمجموعه هلدینگ تدبیر، شد. هشتم شهریور ۱۴۰۳، با حکم محسن پاک نژاد، دوره دیگری از فعالیت حرفه ای بورد در شرکت ملی نفت ایران به عنوان معاون وزیر نفت و مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران آغاز شد. کارنامه بیش از سه دهه فعالیت حمید بورد، از حفاری و پروژه های توسعه ای تا مدیریت تولید نفت در خشکی و فراساحل و مدیریت شرکت ملی نفت ایران را شامل می شود.

      بورد اکنون پس از بیش از ۳۵ سال فعالیت در بخش های مختلف صنعت نفت، در جایگاه سرپرست وزارت نفت، مسئولیت هدایت این وزارتخانه را بر اساس اصل ۱۳۵ قانون اساسی ایران عهده دار شده است.

    • media/image/2026/10/2000-1441/23985.jpg

      محورهای کاری سرپرست وزارت نفت در بازدیدهای میدانی و نشست با مدیران اعلام شد

      همدلی برای عبور از روزها ی سخت

      مشعل |  حمید بورد، سرپرست وزارت نفت با تأکید بر اینکه مهم ترین اولویت این وزارتخانه، تأمین پایدار گاز برای مردم در زمستان است، افزود: اجرای عملیات بازسازی تأسیسات با سرعت بالا دشوار است، اما باید همه تلاش خود را با وفاق و همدلی برای کشور به کارگیریم.

      توصیه های کلیدی

      سرپرست وزارت نفت از صبح فردای انتصاب یعنی 13 مهرماه، با این شعار که برنامه های تولید و توسعه در صنعت نفت با همدلی، وفاق و قوت ادامه می یابد و این ایده که در حوزه بازسازی تأسیسات آسیب دیده در جنگ تحمیلی سوم و در حوزه فروش، برنامه های مفصلی دنبال می شود تا از گردنه های سخت پیش رو با موفقیت عبور کنیم، در نشست شورای معاونان وزیر نفت حضور یافت و عصر همان روز، در نشست هم اندیشی و هم افزایی با اعضای هیئت مدیره و مدیران شرکت ملی نفت ایران تاکید کرد: صنعت نفت همواره در شرایط دشوار با اقتدار عمل کرده است و امیدواریم با تکیه بر همدلی و تلاش جمعی، این مرحله را نیز با موفقیت پشت سر بگذاریم؛ همه ما در برابر ایران و هم وطنانمان مسئولیم. وی در آیین معارفه خود به عنوان سرپرست وزارت نفت که روز سه شنبه (14 مهرماه)، با حضور محمدرضا عارف، معاون اول رئیس جمهوری برگزار شد، با بیان اینکه صنعت نفت لوکوموتیو اقتصاد کشور است، افزود: حرکت در صنعت نفت سبب توسعه و حرکت در دیگر بخش های کشور می شود؛ ازاین رو امیدوارم با هم افزایی دولت با صنعت نفت و رفع تنگناها، این صنعت در این شرایط سخت نیز همچون گذشته بدرخشد.

      تدبیر برای زمستان

      حمید بورد پس از معارفه و بیان توصیه های لازم از همان عصر روز 14 مهرماه، راهی بازدید از بخش های مختلف وزارت نفت درکسوت سرپرستی شد و از آنجا که زمستان در راه است، بازدید از دیسپچینگ گاز به عنوان نخستین مقصد تعیین شد. بورد در بازدید از مرکز دیسپچینگ شرکت ملی گاز ایران با تأکید بر اهمیت نقش این مرکز در مدیریت شبکه گاز کشور گفت: پایداری تأمین انرژی، به ویژه در ماه های سرد سال نیازمند هماهنگی کامل میان بخش های تولید، انتقال و توزیع گاز است و دیسپچینگ در این زمینه نقشی کلیدی دارد. وی در این بازدید ضمن شنیدن مسائل و دغدغه های مدیران شرکت ملی گاز ایران، بر ضرورت پیگیری و رفع چالش های موجود و استفاده حداکثری از ظرفیت های صنعت گاز برای حفظ پایداری شبکه تأکید کرد. سرپرست وزارت نفت با قدردانی از تلاش های شبانه روزی کارکنان صنعت گاز تصریح کرد: بهره گیری از فناوری های روز، ارتقای سامانه های پایش و افزایش آمادگی عملیاتی برای مواجهه با شرایط مختلف ضرورت دارد. مدیران و مسئولان مرکز دیسپچینگ گاز هم در این بازدید گزارشی از روند تأمین، انتقال و توزیع گاز، آمادگی شبکه برای مدیریت مصرف و برنامه های پیش بینی شده برای حفظ پایداری جریان گاز ارائه کردند. همچنین مهم ترین مسائل و چالش های حوزه های مختلف و پیشنهادهای خود را با سرپرست وزارت نفت در میان گذاشتند.

      تدابیر سوختی

      بازدید شبانه سرپرست وزارت نفت از شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی ایران و نشست با مدیران این شرکت، از دیگر برنامه های سرپرست وزارت نفت بود که در 14 مهرماه صورت گرفت.بورد در نشست با مدیران شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی ایران در محل ساختمان مرکزی این شرکت، افزون بر قدردانی از تلاش های کارکنان و مدیران این مجموعه، بر ضرورت بهره گیری از نگاه راهبردی، علمی و جامع در مدیریت مسائل صنعت نفت و به ویژه صنعت پالایش و پخش فراورده های نفتی تأکید کرد.

      وی با تأکید بر موضوع های مرتبط با حوزه های گاز و فراورده های نفتی، بر ضرورت تصمیم گیری های دقیق تر و مبتنی بر ظرفیت های داخلی کشور تأکید کرد و گفت: با توجه به اینکه بخش قابل توجهی از منابع مورد نیاز کشور در داخل تأمین می شود، باید به جای آنکه دیگران برای ما تصمیم سازی کنند، با شناخت دقیق اوضاع، طرح و برنامه داشته باشیم.سرپرست وزارت نفت موضوع مدیریت مصرف سوخت، به ویژه بنزین و گازوییل را از مسائل مهم کشور بیان و تاکیدکرد: اقدام ها در زمینه کارت هوشمند سوخت مهم است، اما باید به تهدیدها و حمله های سایبری توجه ویژه داشت و امنیت و پایداری سامانه های مرتبط با سوخت را تضمین کرد.سرپرست وزارت نفت یادآورشد: مدیریت مصرف و اجرای طرح های کارشناسی در حوزه سوخت می تواند به بهبود تدریجی اوضاع کشور کمک کند؛ بااین حال، هدف اصلی نباید تنها مدیریت امور جاری باشد، بلکه باید به سمت اصلاح الگوی حکمرانی و ارتقای شیوه اداره مجموعه ها حرکت کنیم.وی در ادامه با اشاره به اهمیت کریدورهای اصلی انتقال، جابه جایی نفت و فراورده های نفتی، بر ضرورت هدایت بخشی از فعالیت ها و برنامه های سازمانی در این مسیرها تأکید و تصریح کرد: توجه به این ظرفیت ها می تواند در تقویت زیرساخت های صنعت نفت مؤثر باشد. سرپرست وزارت نفت همچنین با اشاره به اوضاع کشور و ضرورت ایجاد امید در جامعه گفت: در شرایط کنونی و وضع موجود، باید با اقدام های مؤثر و ملموس، زمینه افزایش امید برای مردم فراهم شود؛ مدیریت صحیح مصرف و استفاده بهینه از منابع از این اقدام ها به شمار می آیند.بورد با تشبیه این وضع به «ماهی در آب» بیان کرد: گاهی افراد در داخل یک مجموعه بزرگ، به دلیل حضور مستمر در آن، اهمیت و ابعاد واقعی فعالیت های انجام شده را کمتر درک می کنند. در مقاطع دشوار، اگر گروه های اجرایی و متخصص صنعت نفت پای کار نبودند، مشکلات کشور می توانست بسیار گسترده تر شود.وی با قدردانی از عملکرد نیروهای متخصص و مجموعه مدیریتی، وجود تخصص، همدلی و انسجام میان مدیران را از نقاط قوت مجموعه برشمرد و ابراز امیدواری کرد با تقویت نگاه علمی، راهبردی و منسجم، این ظرفیت در شرکت های مختلف صنعت نفت توسعه یابد.

      مدیریت محصولات پتروشیمی زیر ذره بین

      سرپرست وزارت نفت در ادامه بازدید از بخش های مختلف وزارت نفت، شنبه 18 مهرماه را با حضور در شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران آغاز کرد و در نشست با مدیرعامل و مدیران ارشد این شرکت با تأکید بر اهمیت و جایگاه قابل توجه صنعت پتروشیمی در اقتصاد کشور بیان کرد: این صنعت از ظرفیت های قابل توجهی برای ایجاد ارزش افزوده و درآمدزایی برخوردار است. وی با اشاره به ضرورت تقویت نقش تنظیم گری و حاکمیتی شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران در صنعت پتروشیمی تصریح کرد: این موضوع باید در ابعاد مختلف با جدیت دنبال و مشخص شود و در این مسیر از هر لحاظ از شما حمایت می کنم. سرپرست وزارت نفت با بیان اینکه باید با همکاری با بخش های مختلف، وضع بازار، قیمت محصولات و سازوکار عرضه به دقت بررسی و مدیریت شود، تأکید کرد: این رویکرد زمینه بهره برداری صحیح از ظرفیت های صنعت را فراهم می کند. بورد با یادآوری اینکه محصولات صنعت پتروشیمی در تولید کالاهای مختلف برای زندگی مردم نقش دارند، گفت: فعالیت صنعت پتروشیمی تنها به تولید و صادرات محصولات پایه محدود نمی شود، بلکه بخش مهمی از نیاز صنایع پایین دستی کشور را نیز تأمین می کند.وی با تأکید بر ضرورت توجه بیشتر به ظرفیت های صنعت پتروشیمی افزود: باید از ظرفیت های موجود برای ایجاد اشتغال، افزایش تولید، درآمدزایی و تقویت اقتصاد کشور استفاده کرد. توسعه صنعت پتروشیمی می تواند آثار اقتصادی و اجتماعی قابل توجهی به همراه داشته باشد و از این منظر، توجه به توسعه آن اهمیت فراوان دارد.

      سرپرست وزارت نفت با اشاره به راهکارهای تأمین خوراک پایدار صنایع پتروشیمی تصریح کرد: ورود صنعت پتروشیمی به توسعه میدان های نفتی و گازی کشور با هدف تأمین خوراک پایدار باید در دستور کار باشد و با جدیت دنبال شود. بورد با تأکید بر انجام اقدام های اساسی برای حفظ تداوم صادرات محصولات پتروشیمی و ارزآوری برای کشور گفت: باید تلاش شود با تقویت صادرات، ارز حاصل از صادرات محصولات پتروشیمی به چرخه اقتصادی کشور بازگردد.وی بر اهمیت پیگیری برنامه های بازسازی واحدهای آسیب دیده صنعت پتروشیمی در جنگ تحمیلی سوم تأکید کرد و افزود: موضوع بازسازی ها باید با جدیت پیگیری و همه ظرفیت های موجود برای تسریع در این زمینه به کار گرفته شود. سرپرست وزارت نفت با قدردانی از زحمات مدیران و همکاران صنعت پتروشیمی بیان کرد: در این صنعت، مجموعه ای از تجربه ها و تخصص ها گرد هم آمده اند و انتظار می رود همه فعالان با انگیزه مضاعف برای پیشبرد اهداف کشور تلاش کنند. بورد با اشاره به عملکرد مطلوب صنعت نفت در نیمه نخست امسال و جنگ تحمیلی سوم با وجود شرایط و محدودیت های موجود یادآور شد: لازم است این روند با قدرت ادامه یابد و همه باید با خودباوری و انگیزه مضاعف برای پیشبرد امور کشور تلاش و با افزایش سرعت کار، زمینه تحقق اهداف را فراهم کنیم.وی با اعلام آمادگی برای کمک به پیشبرد برنامه های توسعه ای صنعت پتروشیمی گفت: در جایگاهی که قرار دارم، هر کمک و حمایتی از دستم برآید، در حد توان و بضاعت خود برای حل مسائل و پیشبرد امور انجام می دهم.

      سفر به عسلویه

      سرپرست وزارت نفت سه شنبه(۲۱ مهرماه)  هم در نخستین سفر عملیاتی خود راهی عسلویه و منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس شد تا به ارزیابی میدانی پیشرفت عملیات بازسازی، بررسی موانع و چالش های پیش رو و پیگیری اقدام های لازم برای تسریع در تکمیل تعمیرات و بازگرداندن ظرفیت های ازدست رفته به چرخه تولید بپردازد؛ موضوعی که با نزدیک شدن به روزهای سرد سال و افزایش اهمیت آمادگی تأسیسات گازی برای تأمین نیاز بخش های مختلف کشور، اهمیتی دوچندان دارد. بازدید از پالایشگاه های گازی پارس جنوبی و مجتمع های پتروشیمی منطقه ویژه پارس، ارزیابی و جمع بندی روند بازسازی پالایشگاه ها و پتروشیمی های آسیب دیده ناشی از جنگ تحمیلی اخیر از برنامه های سفر سرپرست وزارت نفت به استان بوشهر بود. بورد در این سفر، با اشاره به وضع تعمیرات اساسی و بازسازی پالایشگاه های پارس جنوبی بیان کرد: با برنامه ریزی های انجام شده، تعمیرات اساسی در ماه های شهریور و مهر به موقع پیگیری شد و هم اکنون بخش اصلی این عملیات تکمیل شده است و آمادگی کامل برای ورود به فصل سرد سال وجود دارد.

      وی با اشاره به روند بازسازی واحدهای آسیب دیده پارس جنوبی تصریح کرد: تعمیرات اساسی پالایشگاه های پارس جنوبی بر اساس برنامه انجام شده است و پروژه های بازسازی و توسعه ای نیز با شتاب مطلوبی دنبال می شوند تا بتوانیم در زمستان پیش رو، خدمات شایسته و پایداری به ملت شریف ایران ارائه دهیم.

      سرپرست وزارت نفت همچنین با اشاره به شرایط ناشی از جنایات جنگی دشمن آمریکایی-صهیونیستی و ضرورت مدیریت مصرف حامل های انرژی تأکید کرد: از مردم شریف کشور تقاضا داریم صرفه جویی لازم را سرلوحه قرار دهند و مصرف غیرمنصفانه را کنار بگذارند تا بتوانیم از این نعمت خدادادی به شکل درست استفاده کنیم و با همبستگی و همدلی از این گردنه های سخت تاریخی نیز عبور کنیم. بورد گفت: مردم شریف خطه جنوب و به ویژه استان بوشهر همواره میزبانان شایسته ای برای صنعت نفت بوده اند و پیوندی نزدیک و تنگاتنگ با این صنعت دارند؛ هدف از این سفر افزون بر خداقوت و ابلاغ پیام رئیس جمهوری، بررسی میدانی است تا سرعت بیشتری به فرایند بازسازی ها بخشیده شود. تاکید بر تأمین مالی بازسازی تأسیسات آسیب دیده صنعت نفت از جنگ تحمیلی سوم با همکاری بانک ها هم از جمله مطالبی بود که سرپرست وزارت نفت در نشست ارزیابی روند پروژه های بازسازی پالایشگاه های آسیب دیده پارس جنوبی و شرکت های پتروشیمی جم، دماوند انرژی عسلویه و مبین انرژی خلیج فارس در منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس به آن اشاره کرد و خواستار تعامل با بانک ها و استفاده از راهکارهای مالی و قراردادی متنوع برای تسریع در اجرای این پروژه ها شد.

      بورد با بیان اینکه نباید زمان را برای بازسازی تأسیسات آسیب دیده صنعت نفت از دست بدهیم، تصریح کرد: راهکارها باید به نفع همه عناصر دخیل در پروژه باشد و منابع مالی مختلفی برای اجرای پروژه ها در نظر گرفته شده است. برای تأمین مالی پروژه ها باید به زبان مشترکی با بانک ها برسیم. از پیشنهادهای پیمانکاران برای اجرای پروژه های بازسازی و نوسازی تأسیسات هم استقبال می کنیم و این پیشنهادها از سوی کارشناسان وزارت نفت بررسی فنی و در صورت تأیید، اجرا می شوند. سرپرست وزارت با تأکید بر اینکه مهم ترین اولویت وزارت نفت، تأمین پایدار گاز برای مردم عزیز کشور در زمستان است، افزود: می دانم اجرای عملیات بازسازی تأسیسات با سرعت بالا دشوار است، اما باید همه تلاش خود را برای کشور به کار بگیریم. 

    • media/image/2026/10/2000-1441/23951.jpg

      مدیرعامل شرکت نفت فلات قاره ایران از روزهای پر خطر جنگ 40 روزه  در مناطق عملیاتی به مشعل می گوید

      فداکاری کارکنان سپر آهنین در قلب خلیج فارس

      مشعل | در 40 روزی که آتش جنگ زبانه می کشید و رویارویی با حمله نظامی دشمن  آمریکایی_صهیونیستی، امنیت و آرامش کشور را در معرض آزمونی دشوار قرار داده بود، در پهنه نیلگون خلیج فارس، جایی میان دریا و تأسیسات نفتی، جبهه ای دیگر از ایستادگی شکل گرفت؛ جبهه ای که سنگرهایش سکوهای دریایی، میدانش تأسیسات نفتی و سلاحش دانش، تجربه و تعهد مردانی بود که می دانستند توقف تولید، تنها خاموشی چند دستگاه و تأسیسات نیست، بلکه می تواند بر امنیت انرژی و زندگی مردم اثر بگذارد.کارکنان شرکت نفت فلات قاره ایران در روزهایی که تهدید از آسمان و دریا بر آنها سایه انداخته بود، با تکیه بر سال ها تجربه و روحیه ای ریشه دار در فرهنگ ایثار، پای کار ماندند تا رشته خدمت رسانی و تولید از هم نگسلد. آنان فرزندان نسلی اند که هشت سال در برابر دشمنی ایستاد که از پشتیبانی قدرت های بزرگ برخوردار بود؛ نسلی که میراث مقاومت را نه در خاطره ها، بلکه در لحظه های دشوار مسئولیت معنا کرد. گویی تاریخ، این بار در جغرافیای آب های خلیج همیشگی فارس روایتی تازه از همان ایستادگی را رقم می زد؛ با مردانی که در لباس جهادگران صنعت نفت، پاسداران پایداری کشوری بودند که حتی در میانه جنگ نیز نمی توانست از حرکت بازبماند. احمدرضا راستی، مدیرعامل شرکت نفت فلات قاره ایران، در گفت وگو با خبرنگار «مشعل»، از روزهای جنگ رمضان، کارکنان مناطق عملیاتی و جلوه های کمتر روایت شده ایثار و مسئولیت پذیری کارکنان این شرکت می گوید؛ روایتی از روزهایی که حفظ تولید، صیانت از تأسیسات و ایستادن در کنار همکاران، معنایی فراتر از انجام وظیفه روزمره پیدا کرد.

         جنگ رمضان بر شما چگونه گذشت؟

      پیش از هر چیز، شهادت رهبر آزادگان جهان، امام شهید حضرت آیت الله سیدعلی خامنه ای، شهدای مدرسه طیبه شجره میناب، سرداران دلیر کشور و همه شهدایی را که در جنگ ۱۲روزه و جنگ ۴۰روزه اخیر جان خود را فدای میهن کردند، تسلیت می گویم. همان طور که می دانید، حوزه های عملیاتی شرکت نفت فلات قاره ایران در خلیج همیشه فارس قرار دارد و در طول حدود یک هزار و ۲۰۰ کیلومتر، از شمالی ترین نقطه خلیج فارس، یعنی منطقه بهرگان با محوریت بندر امام حسن(ع)، تا مناطق عملیاتی خارگ، لاوان، سیری، قشم و کیش گسترده شده است. با توجه به موقعیت جغرافیایی این مناطق، فعالیت های شرکت به نوعی در خط مقدم جبهه جنگ رمضان قرار داشت و حضور همکاران ما روی سکوهای نفتی و در مناطق عملیاتی خلیج فارس، شرایط ویژه ای را برای کارکنان شرکت رقم زد. شرکت نفت فلات قاره ایران شامل شش منطقه عملیاتی با مجموع حدود ۹ هزار نفر نیروی انسانی است. از این تعداد، نزدیک به ۸ هزار نفر از نیروهای رسمی، قراردادی، ارکان ثالث و پیمانکاران در مناطق عملیاتی مشغول فعالیت هستند که در خط مقدم جنگ رمضان در خلیج فارس قرار داشتند. حدود یک هزار نفر نیز در محل ساختمان ستادی شرکت در تهران حضور دارند.

      پیش از آغاز جنگ رمضان، با توجه به اخبار دریافتی و احتمال وقوع درگیری، تمهیدات لازم را در نظر گرفته بودیم و به طور مستمر جلسات کمیته بحران را برگزار می کردیم. همچنین آمادگی همکاران را برای مواجهه با شرایط احتمالی اعلام کرده بودیم؛ به ویژه همکارانی که در مناطق عملیاتی خلیج فارس حضور داشتند.

      در طول جنگ نیز به صورت مداوم و روزانه، جلسات کمیته بحران را تشکیل می دادیم. جلسات هیئت مدیره نیز با حضور وزیرنفت و مدیران ارشد برگزار می شد. به این ترتیب، مدیریت شرایط و پیگیری امور را از طریق کمیته بحران دنبال می کردیم و از ابتدای جنگ، همه همکاران ما نیرو های عملیاتی شبانه روز برای خدمت به کشور پای کار بودند.

      در جریان جنگ تحمیلی رمضان، حوادث و حملاتی نیز به طور مستقیم برخی مناطق عملیاتی شرکت نفت فلات قاره ایران را تحت تأثیر قرار داد. نخستین حادثه، حمله به یک شناور در منطقه سیری بود. این شناور برای انجام مأموریتی کاملا صنعتی و عملیاتی، بین منطقه سیری و سکوی مبارک تردد کرده بود، اما هنگام بازگشت، در لنگرگاه سیری مورد اصابت قرار گرفت. پس از آن نیز دو شناور دیگر ما هدف حمله قرار گرفتند. در مجموع، سه شناور شرکت در منطقه سیری مورد اصابت قرار گرفتند و تعدادی از همکاران و نیروهای ما به شهادت رسیدند و تعدادی مفقودالاثر شدند که برای ما حادثه ای بسیار تلخ و غم انگیز بود.

      یکی دیگر از سخت ترین روزهای ما که در طول جنگ تجربه کرده بودیم، ۱۹ فروردین بود؛ روزی که آتش بس حاصل شده بود و همه ما به نوعی خوشحال بودیم که شرایط به سمت آرامش پیش می رود. ساعت 5 صبح از انجام توافق مطلع شده بودیم. من نیز حدود ساعت ۹ صبح برای شرکت در جلسه کمیسیون کالا از ساختمان شرکت به سمت محل جلسه حرکت کردم.

      ساعت ۱۰و 20 دقیقه بود که مدیر منطقه عملیاتی لاوان با من تماس گرفت. او بسیار مضطرب بود و اطلاع داد که تأسیسات لاوان مورد حمله قرار گرفته است. در این حمله، علاوه بر پالایشگاه نفت لاوان، تأسیسات نفتی شرکت نفت فلات قاره ایران در لاوان نیزمورد اصابت قرار گرفته بودند. نخستین سؤالی که مطرح کردم، درباره تلفات جانی بود. خوشبختانه به ما اطلاع دادند که این حادثه تلفات جانی نداشته است.

      اما ساعت ۱۰و ۴۰ دقیقه، یعنی ۲۰ دقیقه پس از تماس مدیر منطقه  عملیاتی لاوان، مدیر منطقه عملیاتی سیری نیز با من تماس گرفت و خبر داد که سیری هم مورد حمله قرار گرفته است. میزان خسارت واردشده به تأسیسات شرکت نفت فلات قاره ایران در سیری، به مراتب شدیدتر از لاوان بود و تعدادی از مخازن ما دچار آتش سوزی شده بودند.

         وقتی خبر اصابت به تاسیسات سیری و لاوان را شنیدید، نخستین نگرانی شما چه بود؟

      در لحظه نخست، مهم ترین نگرانی من جان و امنیت همکارانم بود. ما همواره در فعالیت های دریایی و کار روی سکوها با مخاطرات مختلفی مواجه بوده ایم، اما حمله به تأسیسات نفتی به این شکل، تجربه ای متفاوت بود. وقتی خبر اصابت را شنیدم، نخستین چیزی که به ذهنم رسید، احتمال تلفات جانی بود. خدا را شکر، در حملات به تأسیسات سیری و لاوان تلفات جانی نداشتیم. در کنار نگرانی برای جان همکاران، آسیب دیدن تأسیسات نیز برای ما بسیار سنگین بود. دیدن تأسیساتی که حاصل سال ها تلاش، سرمایه گذاری و زحمات همکاران است، در حالی که مورد اصابت قرار گرفته اند و آتش در آنها زبانه می کشد، بسیار ناراحت کننده است.

         پس از حمله دشمن آمریکایی-صهیونی به تأسیسات نفتی برای مهار آتش سوزی و مدیریت شرایط چه اقدام هایی انجام دادید؟

      با توجه به گستردگی حمله به تأسیسات سیری، علاوه بر مخازن نفتی، مخزن آب آتش نشانی منطقه نیز که ظرفیتی حدود ۲۰۰ مترمکعب داشت، آسیب دید.

      از آنجا که سیری یکی از دورترین مناطق عملیاتی ماست، برای مقابله با آتش سوزی از امکانات موجود در منطقه، از جمله خودروهای آتش نشانی، استفاده کردیم. همچنین همکاران ما به سرعت یک خط اتصال آب آتش نشانی از مسیر فایرلوپ دیگری که در منطقه وجود داشت، برقرار کردند تا بتوانند آب موردنیاز برای مهار آتش را تأمین کنند.

      با تلاش همکاران ما در این مناطق حجم گسترده آتش سوزی در منطقه عملیاتی سیری کمتر از یک هفته مهار شد.

      عملکرد نیروهای عملیاتی خود را در حمله دشمن به تاسیسات نفتی چگونه ارزیابی می کنید؟

      در جریان این آتش سوزی ها، شاهد جان فشانی های وصف ناپذیر همکارانم در بخش اچ اس ای، آتش نشانی و دیگر واحدهای عملیاتی بودم. آنها با شجاعت و ازخودگذشتگی به دل آتش زدند و اجازه ندادند آتش سوزی به تأسیسات مجاور سرایت کند. اگر رشادت و فداکاری کم نظیر این همکاران نبود، ممکن بود تأسیساتی که با تأمین انرژی و رفاه مردم ارتباط مستقیم دارند، آسیب های بیشتری ببینند.

      پس از حادثه، زمانی که فیلم صحنه های آتش سوزی را مشاهده می کردم، با صحنه های بسیار هولناکی مواجه شدم. تعدادی از همکاران در جریان عملیات مهار آتش دچار سوختگی و آسیب دیدگی شده بودند. این همکاران غیور حتی به بالای مخازن رفته و در دل آتش حضور پیدا کرده بودند تا از سرایت آتش به مخازن دیگر جلوگیری کنند. آنها با تمام توان برای مهار آتش و حفاظت از تأسیسات تلاش کردند و اجازه ندادند دامنه خسارت ها گسترده تر شود.

      از سوی دیگر، در آن شرایط دشوار، رفت وآمد به مناطق عملیاتی نیز با مشکلات زیادی همراه بود. جابه جایی کارکنان از طریق شناورها انجام می شد، اما شناورها نیز به دلیل شرایط خاص آن دوران، امکان ارائه خدمات عادی را نداشتند.

      پس از حمله به تأسیسات سیری و وقوع آتش سوزی گسترده، با توجه به موقعیت جغرافیایی جزیره و دشواری های رفت وآمد، هیچ یک از همکاران حاضر در منطقه تمایلی به ترک محل خدمت خود نداشتند. آنها تأکید می کردند که نیازی به اعزام نیروهای جایگزین شیفت نیست و همکاران شیفت بعدی نیز به منطقه نیایند، زیرا خودشان در محل حضور دارند و کار را ادامه می دهند.

      این روحیه مسئولیت پذیری، شجاعت و ازخودگذشتگی در جریان آن آتش سوزی گسترده، واقعا کم نظیر بود و نشان داد که همکاران ما تا چه

    • media/image/2026/10/2000-1441/23952.jpg

      اندازه به مسئولیت خود در قبال صنعت نفت و کشور ایران پایبند هستند.

         این همدلی و همبستگی میان کارکنان صنعت نفت در شرایط جنگی چگونه شکل گرفت؟

      این همدلی را می توان در سراسر کشور مشاهده کرد. امروز نیز شاهد حضور شبانه مردم عزیزمان در خیابان ها هستیم؛ حضوری که در طول این مدت استمرار داشته است. همین روحیه را در صنعت نفت و به ویژه در میان همکاران شرکت نفت فلات قاره ایران نیز به وضوح مشاهده کردیم.

      ما در خط مقدم این جبهه حضور داشتیم و بسیاری از همکاران تأکید داشتند که برای ادامه فعالیت ها و کمک به مجموعه، هیچ ابایی از ماندن بیشتر در مناطق و سکو عملیاتی ندارند. معمولا دوره حضور کارکنان ما در مناطق عملیاتی بیش از ۱۴ روز نیست، اما در شرایط جنگی، بسیاری از آنها با وجود تهدید دشمن، با روحیه ای مثال زدنی به حضور داوطلبانه فعالیت خود ادامه دادند.

      برای مثال، همکارانی داشتیم که از مشهد با اتوبوس به تهران می آمدند، سپس با اتوبوس به سمت بوشهر حرکت می کردند و از آنجا با شناور خود را به منطقه های عملیاتی شرکت نفت فلات قاره ایران می رساندند. این مسیر بسیار طولانی و خسته کننده بود، اما آنها با روحیه و انگیزه بالا به رفت وآمد و انجام فعالیت های عملیاتی ادامه می دادند.

      به اعتقاد من، این جنگ نه تنها موجب دلسردی یا ازهم گسیختگی نیروها نشد، بلکه همبستگی بیشتری میان همکاران ایجاد کرد. دوستی، رفاقت و همکاری میان آن ها تقویت شد و این روحیه واقعا مثال زدنی و مایه افتخار ما بود.

         چه زمانی توانستید پس از حوادث رخ داده در مناطق سیری و لاوان، تولید را به شرایط عادی بازگردانید؟

      تولید در منطقه لاوان به طور کامل به شرایط عادی بازگشته است. در اینجا لازم می دانم از همکارانمان در منطقه لاوان و سکوهای عملیاتی این منطقه، به طور ویژه قدردانی کنم. در منطقه سیری نیز پس از خاموش کردن آتش مخازن، حدود یک ماه زمان برد تا بتوانیم تولید را دوباره برقرار کنیم و به حدود ۶۰ درصد ظرفیت تولید برسیم. در حال حاضر، عملیات اولیه آواربرداری از مخازن آسیب دیده در حال انجام است. همچنین کارشناسان دادگاه برای ارزیابی و اعلام میزان خسارت در منطقه حضور یافتند و بررسی های اولیه را انجام دادند. اکنون در حال تخلیه مواد سوخته شده داخل مخازن هستیم تا پس از آن، عملیات آواربرداری به طور کامل انجام شود و برای احداث مخازن جدید به جای مخازنی که مورد اصابت قرار گرفتند، اقدام کنیم.

         سایر مناطق عملیاتی شرکت نفت فلات قاره ایران در طول جنگ چگونه بود و چه اقدام هایی برای حفظ ایمنی کارکنان و استمرار تولید انجام می شد؟

      در سایر مناطق عملیاتی نیز شرایط خاصی حاکم بود. برای مثال، منطقه خارگ به طور مکرر مورد اصابت قرار می گرفت؛ البته حملات در نقاطی انجام می شد که تأسیسات پدافندی نیروهای نظامی و انتظامی ما در آنجا مستقر بودند. نیروهای نظامی و انتظامی در این مناطق برای برقراری امنیت تلاش گسترده ای داشتند.

      ما نیز تمهیدات لازم را برای حفظ ایمنی کارکنان و استمرار تولید در نظر گرفته بودیم. در برخی مناطق، تعداد نیروهای انسانی را به حداقل کاهش دادیم و در نقاط خاصی نیز میزان تولید را کم کردیم؛ به ویژه در مناطقی که در صورت وقوع حادثه، آزاد شدن گازهای سمی یا مواد با فشار بالا می توانست خطرآفرین باشد. این اقدام ها با هدف رعایت الزامات پدافند غیرعامل و حفظ ایمنی همکاران انجام شد.

      در منطقه قشم نیز شرایطی ویژه داشتیم. سکوی هنگام در محدوده دهانه خلیج فارس و تنگه هرمز قرار دارد که از نظر راهبردی یکی از نقاط بسیار مهم منطقه است. دشمن این سکو را مورد اصابت قرار داد، اما خوشبختانه این حادثه تلفات جانی نداشت و اجازه ندادیم تولید از این سکو متوقف شود. همکاران ما با تمهیداتی که از پیش اندیشیده بودند، اجازه ندادند تولید نفت و گاز در هیچ مقطعی در برابر تهدیدها و تجاوز دشمن آمریکایی-صهیونی متوقف شود. تلاش و تعهد آنها در این شرایط، درخور تقدیر و ستودنی است.

         در خط مقدم جنگ رمضان هماهنگی های میان ستاد و مناطق عملیاتی چگونه انجام می شد؟

      از طریق تلفن همراه و خطوط ارتباطی موجود، به طور مستمر با مسئولان و مدیران مناطق در تماس بودیم. در کنار این ارتباطات، تلاش می کردم در مناطق عملیاتی حضور پیدا کنم تا از نزدیک شرایط را ببینم، با همکاران دیدار کنم و به آنها روحیه بدهم.

      از همان لحظات پر التهاب تجاوز دشمن به سرمایه های ملی کشور کنار تمامی کارکنان صنعت نفت بودم. در ابتدا بعد از تجاوز دشمن به انبار های نفت تهران و البرز در کنار همکارانم حضور داشتم و بعد از آن اول فروردین، با خودرو از تهران به سمت جنوب حرکت کردم. فاصله تهران تا مناطق عملیاتی ما حدود یک هزار و ۲۰۰ کیلومتر است و طی کردن این مسیر حدود ۱۷ تا ۱۸ ساعت طول می کشد. حدود ساعت ۹ شب به منطقه بهرگان رسیدیم و همان شب جلسه کمیته بحران را با همکاران برگزار کردیم.

      در آن زمان، آقای قانعی، مدیر منطقه که اکنون بازنشسته شده است، همراه همکارانشان از شب تا صبح بیدار بودند و برای مدیریت شرایط بحران برنامه ریزی می کردند. نیروها را به گونه ای تقسیم کرده بودند که همواره تعدادی از همکاران بیدار باشند و وضعیت را پیگیری کنند.

      پس از دیدار با همکاران بهرگان، از تلاش های آنان قدردانی و تلاش کردیم روحیه شان را تقویت کنیم. سپس با شناور به سمت جزیره خارگ رفتیم. شرایط در آن مقطع مناسب نبود و برخی همکاران نگران بودند که حضور ما در منطقه، در اوج شرایط جنگی، خطرآفرین باشد. با این حال، معتقد بودم که باید در کنار همکارانمان باشیم. خون ما که از خون آنها رنگین تر نیست؛ وقتی همکاران در آن شرایط در مناطق عملیاتی حضور داشتند، لازم بود ما هم در کنارشان باشیم. در جزیره خارگ نیز از تأسیسات بازدید کردیم و با همکاران دیدار داشتیم. در همان مدت، از طریق تماس تلفنی با آقای حمید بورد (مدیرعامل وقت شرکت ملی نفت ایران ) و آقای محسن پاک نژاد ( وزیرنفت وقت) نیز در ارتباط بودیم و آنها هم به همکاران خداقوت می گفتند.

      از آنجا که پروازها برقرار نبود، برای بازدید از برخی مناطق عملیاتی، مسیرهای زمینی و دریایی را طی می کردیم. برای مثال، با خودرو به بندرنخیلو رفتیم و از آنجا با شناور به لاوان منتقل شدیم تا در منطقه حضور پیدا کنیم، به همکاران خداقوت بگوییم و در آن روزها که نیروهای ما با تمام توان در محل کار خود حاضر بودند، مایه دلگرمی آنها باشیم.

      همچنین خرداد ماه به همراه رئیس کمیسیون انرژی، بازدید مفصلی از مناطق لاوان و سیری داشتیم. تأسیسات آسیب دیده را از نزدیک بررسی کردیم و درباره اقدام های مورد نیاز به گفت وگو پرداختیم. در تمامی بازدید و حضورهایمان می دیدم که همکاران صنعت نفت به خصوص شرکت نفت فلات قاره با صلابتی مثال زدنی جانانه مشغول خدمت به کشور بودند.

         در طول جنگ رمضان، خاص ترین تصمیمی که در مدیریت شرکت گرفتید، چه بود؟

      شاید بتوانم بگویم یکی از چالش برانگیزترین تصمیم های ما، مدیریت تعداد نیروهای حاضر در مناطق عملیاتی در کنار حفظ تولید بود. تا آخرین لحظه تلاش کردیم تولید را حفظ کنیم و اجازه ندهیم فعالیت های تولیدی شرکت متوقف شود که خدا را شکر توانستیم سربلند باشیم. هدف اصلی ما همواره استمرار حداکثری تولید بوده است، اما در آن مقطع، چالش اصلی این بود که چگونه تعداد نیروهای انسانی را به گونه ای مدیریت کنیم که هم ایمنی همکاران حفظ شود و هم تولید استمرار داشته باشد. در نهایت، تلاش کردیم با کاهش حدود ۲۰ تا ۳۰ درصدی تعداد نیروها در بخش هایی که ضرورت داشت، شرایط را مدیریت کنیم. به لطف خدا و با همت کارکنان صنعت نفت، توانستیم سربلند از این آزمون بیرون بیاییم و لحظه ای   تولید نفت و گاز ما متوقف نشد.

       

         برای حفظ امنیت روانی و تقویت روحیه کارکنان شرکت نفت فلات قاره ایران در روزهای جنگ رمضان چه اقدام هایی انجام دادید؟

      با توجه به اینکه خودم ۳۶ سال سابقه فعالیت در صنعت نفت دارم و حدود ۲۰ سال نیز در سکوها حضور داشته ام، شناخت خوبی از همکاران و شرایط کاری آنها دارم. در طول این سال ها، حوادث مختلفی را تجربه کرده ایم و با دشواری های کار در سکوها آشنا هستم. حتی در شرایط عادی، زمانی که با هواپیما یا بالگرد به مناطق عملیاتی می رویم، می توانیم از نزدیک میزان ازخودگذشتگی همکارانمان را مشاهده کنیم، اما در جنگ ۴۰روزه، بیش از گذشته به شجاعت و فداکاری آنها، به ویژه کارکنان سکوها، پی بردم.

      واقعیت این است که در آن روزها، خود همکاران بیش از هر چیز به ما دلگرمی می دادند. از طریق تماس تلفنی با آنها در جزایر و سکوها ارتباط برقرار می کردیم و می گفتند هیچ مشکلی ندارند و با روحیه کامل مشغول کار هستند. رفتار و روحیه آنها شگفت انگیز بود و این شرایط همچنان ادامه دارد.

      ما نیز از طریق تماس های تلفنی و گاهی با حضور فیزیکی در مناطق عملیاتی، تلاش می کردیم در کنار همکارانمان باشیم و به آنها روحیه بدهیم. با این حال آنان بیشتر به ما دلگرمی می دادند.

      همکاران ما باانگیزه و بانشاط هستند و به وجودشان افتخار می کنیم. لازم می دانم از همین جا بار دیگر به همه این عزیزان خداقوت بگویم و از تلاش ها و فداکاری هایشان قدردانی کنم.

         آیا پیش از جنگ رمضان، تمام جوانب و آسیب های احتمالی ناشی از آن را پیش بینی کرده بودید؟

      از قبل، احتمالات مختلفی را برای شرایط احتمالی پیش بینی کرده بودیم. همچنین، با توجه به تجربه جنگ هشت ساله دفاع مقدس در این مناطق، در قالب دستورعمل های پدافند غیرعامل، سناریوهای مختلفی برای مواجهه با شرایط اضطراری در نظر گرفته شده بود. از جمله این سناریوها، نحوه اقدام در صورت اصابت به سکوها، چگونگی مدیریت فعالیت ها در صورت آسیب دیدن تأسیسات مستقر در خشکی، تعیین محل تجمع نیروها در خشکی و مشخص کردن موقعیت پناهگاه ها بود. این دستورعمل ها پیش از آغاز جنگ به نیروها ابلاغ شده بود.

      البته پس از جنگ ۱۲روزه هم، بسیاری از این اقدام ها را در عمل تجربه و تلاش کردیم با برگزاری مانورهای میدانی، آمادگی خود را افزایش دهیم؛ بنابراین، پیش از آغاز جنگ رمضان نیز سناریوهای مختلفی تعریف شده بود و مجموعه این اقدام ها به ما کمک کرد تا با آمادگی بیشتری شرایط جنگی را مدیریت کنیم.

         آیا در دوران جنگ رمضان، کارکنان بازنشسته نیز برای کمک به مجموعه اعلام آمادگی کردند؟

      بله، تعدادی از همکاران بازنشسته با من تماس گرفتند و اعلام کردند که حاضرند در هر منطقه ای که لازم باشد، برای کمک به مجموعه حضور پیدا کنند. دست کم چهار یا پنج نفر به صورت مستقیم با من تماس گرفتند و تعدادی دیگر نیز با ارسال پیام، آمادگی خود را برای همکاری اعلام کردند.

      این موضوع برای من بسیار جالب توجه و در عین حال دلگرم کننده بود. از همه این عزیزان تشکر می کنم. این رفتار نشان می دهد که کارکنان صنعت نفت، حتی پس از بازنشستگی، همچنان خود را در قبال مجموعه مسئول می دانند و در شرایط دشوار نیز برای کمک به همکاران خود آماده اند.

         مهم ترین اولویت و الزام های شرکت نفت فلات قاره ایران پس از جنگ رمضان چیست؟

      دستیابی به حداکثر ظرفیت تولید، یکی از اولویت های اصلی شرکت نفت فلات قاره ایران پس از جنگ رمضان است و با قدرت مشغول تولید نفت هستیم. در کنار آن، تسریع عملیات بازسازی و تکمیل تأسیسات آسیب دیده، به ویژه در منطقه سیری، در برنامه کاری قرار دارد.

      در همین دوران و در اوایل تیرماه، با وجود شرایط جنگی، موفق شدیم سکوی تاپ ساید ۶۲۰۰ میدان رشادت، موسوم به سکوی P4، را نصب کنیم. من نیز این افتخار را داشتم که اول تیرماه در محل عملیات حضور پیدا کنم. یکی از درس های مهم این دوره برای ما این بود که نباید در شرایط جنگی دست از کار بکشیم و فعالیت ها را متوقف کنیم؛ بلکه باید با جدیت بیشتری به فعالیت های خود ادامه دهیم.

      حتی در حال حاضر که با شما صحبت می کنیم، سکوی جدیدی در میدان رشادت در شرکت صدرا در بوشهر بارگیری و عملیات مهاربندی آن نیز انجام شده و برای انتقال و نصب سکو در میدان رشادت اعلام آمادگی کرده ایم. در حال حاضر، هماهنگی هایی با دستگاه های نظارتی و امنیتی در حال انجام است تا پس از تکمیل هماهنگی ها، بتوانیم جزئیات این عملیات را به طور کامل اعلام کنیم.

      تجربه جنگ به ما نشان داد که نه تنها نباید فعالیت های توسعه ای متوقف شوند، بلکه باید تلاش کنیم در هر شرایطی این فعالیت ها، به ویژه عملیات پایداری تولید، عملیات بازسازی تاسیسات آسیب دیده و نصب و راه اندازی سکوها، با حداکثر توان مستمر ادامه پیدا کنند.

         چه پیامی برای همکاران خود، به ویژه کارکنان سکوها و مناطق عملیاتی، دارید؟

      سال های زیادی است که همکارانم را می شناسم و با شرایط کاری آنها آشنایی دارم. با افتخار می گویم که به عنوان مدیرعامل شرکت نفت فلات قاره ایران، دست تک تک همکارانمان در سکوهای نفتی، مناطق عملیاتی و حتی ستاد مرکزی را به گرمی می فشارم و به همه آنان افتخار می کنم.

      این عزیزان مایه افتخار شرکت نفت فلات قاره ایران و کشورمان هستند. آنها همواره پای کار ایستاده و به فعالیت خود ادامه داده اند. نفت نیز به عنوان یکی از ارکان اصلی اقتصاد کشور، نقش مهمی در چرخاندن چرخ اقتصاد دارد و همکاران ما در شرکت نفت فلات قاره ایران، در بخش دریایی این صنعت، سهم خود را در این مسیر ایفا می کنند. از همه آنها صمیمانه تشکر و به تلاش، تعهد و فداکاریشان افتخار می کنم. همچنین از شما و دیگر همکارانی که در حوزه رسانه فعالیت می کنید، قدردانی می کنم. امیدوارم بتوانید اخبار و گزارش های جنگ رمضان و همچنین جنگ ۱۲روزه پیشین را به خوبی منعکس کنید و از خودگذشتگی های ملت ایران را به تصویر بکشید.در حوزه نفت نیز همکاران ما در صنعت نفت، به ویژه در شرکت نفت فلات قاره ایران، تلاش و فداکاری زیادی از خود نشان دادند. ضروری است این تلاش ها و ازخودگذشتگی ها به درستی روایت و برای مردم بازگو شود.

    • media/image/2026/10/2000-1441/23953.jpg

      روایت تلاش بی وقفه کارکنانی که نبض انرژی کشور را در دست دارند

      شانول جایی که  تولید از دل سختی می گذرد

      یونس صادقی | میدان گازی شانول در منطقه عملیاتی پارسیان، زیرمجموعه شرکت بهره برداری نفت و گاز زاگرس جنوبی قرار دارد. این میدان گازی در مجاورت شهرستان های خنج و لامرد، در جنوب استان فارس واقع شده و آب وهوایی گرمسیری با تابستان هایی طاقت فرسا دارد. در چنین شرایط اقلیمی، کارکنان منطقه عملیاتی پارسیان با تلاش و پشتکار، حاصل تلاش خود را از میدان شانول به مبادی مصرف منتقل می کنند تا چرخه تولید در این بخش از کشور ادامه پیدا کند. با سفر به این میدان گازی و گفت وگو با کارکنان این مجموعه، پای صحبت های آنان نشستیم  و شرایط سخت کار را از نزدیک روایت کردیم.

      سفر به میدان گازی شانول تجربه ای منحصربه فرد است، زیرا با توجه به دوری مسافت در جنوب استان فارس و جغرافیای سخت اقلیمی، به خصوص در تابستان، کمتر کسی رغبت رفتن به آنجا را پیدا می کند؛ با وجود این، رفتن به این میدان گازی در مسیر پرپیچ وخم کوهستان و بیرون از شهرستان های همجوار، گوشه ای از شرایط سخت کاری مهندسان و کارگران میدان گازی شانول را به نمایش می گذاشت و سفر را برایم ارزشمندتر می کرد.

      کمپ ایثار در نزدیکی میدان گازی و دور از هیاهوی محیط شهری، محل استراحت و زندگی کارکنان اقماری بود؛ جایی که خستگی های روزمره، جای خود را به محفل صمیمی همنشینی و رفاقت می داد. از دل همین دوستی ها و رفاقت هاست که چرخه تولید در میدان گازی شانول همچنان ادامه دارد؛ تلاشی که ثمره آن، در روزهای سرد زمستان، گرمای خانه های مردم ایران است.

      سختی کار در گرمای ۶۰ درجه

      شروع مصاحبه با محمود نوذری، کارشناس ارشد روابط عمومی منطقه عملیاتی پارسیان بود. او در پاسخ به پرسشی درباره شرایط خاص اقلیمی در شرکت بهره برداری نفت و گاز زاگرس جنوبی می گوید: منطقه عملیاتی پارسیان گستره جغرافیایی وسیعی دارد و در بخش جنوبی استان فارس، در محدوده مجاورت استان های فارس، هرمزگان و بوشهر قرار گرفته است. از جایی که حضور داریم، یعنی میدان گازی شانول تا میدان تابناک حدود سه ساعت راه است. مسیرهای کوهستانی و پیچ وخم های جاده، به ویژه در فصل گرما، رفت وآمد را دشوار می کند؛ به طوری که برای کمتر فشار آمدن به ماشین مجبوریم کولر خودرو را خاموش کنیم. همکاران ما در این منطقه با امکاناتی بسیار عادی کار می کنند و با وجود دشواری های محیط کار، برای حفظ تولید تلاش می کنند.

      به گفته نوذری، در دوره جنگ رمضان، زمانی که بسیاری از مجموعه ها به سمت دورکاری رفته بودند، کارکنان شانول در حساس ترین و خطرناک ترین موقعیت ها در محل کار حضور داشتند و فعالیت های منطقه و خط تولید را مانند گذشته ادامه می دادند.

      وی در توضیح شرایط سخت کار در فصل تابستان و زمان تعمیرات اساسی در این میدان گازی هم تصریح می کند: تعمیرات اساسی، سخت ترین کار در شانول است که به طور معمول در فصل تابستان، انجام می شود تا برای تولید گاز در زمستان آماده شویم. گرمای اینجا به حدود ۶۰ درجه سانتیگراد هم می رسد. به دلیل بالا بودن دمای منطقه، عمده کار تعمیرات اساسی را شب ها انجام می دهیم، اما حتی دمای هوا در شب هم به ۵۰ درجه می رسد. همکاران ما با این سختی ها دست وپنجه نرم می کنند تا خط تولید را حفظ کنند و هم وطنان در فصل زمستان با مشکل کمبود گاز مواجه نشوند.

      یکی از مشکلات و سختی های کار در چنین شرایطی، زندگی اقماری و دوری از محیط خانواده است که تحمل آن برای هر کسی آسان نیست.

       نوذری ادامه می دهد: اقماری بودن مشکلات خاص خود را دارد. گاهی همکاران حتی در طول ۱۲ ساعت هم نمی توانند با خانواده شان ارتباط تلفنی ساده داشته باشند و حتی در مناسبت های مهم مانند تولد فرزندانشان، در کنار خانواده نیستند. یکی از همکاران که ۲۰ سال سابقه کار در منطقه پارسیان دارد، ۱۰ سال را دور از همسر و خانواده اش زندگی کرده است. 10 سال، برای فرزندی که در حال بزرگ شدن است، عمر کمی نیست. اگر برای یکی از اعضای خانواده بیماری یا مشکلی پیش بیاید، ممکن است نتواند در کنار خانواده اش باشد و کاری از دستش برنیاید و این اتفاقات بر روحیه او تأثیر می گذارد.

      همیشه در بیابان هستیم 

      پس از صحبت با محمود نوذری به سراغ علی منوچهری، اپراتور ارشد واحد عملیات بهره برداری در میدان گازی شانول رفتم.

      از او می خواهم سختی کار در شانول را در یک جمله توصیف کند؛ با لبخند می گوید:گرما، بیابان، آهن، تجهیزات سنگین، فشار بالا و سروصدا، بخشی از شرایط کاری ماست.

      منوچهری درباره سختی و شرایط کار در شانول ادامه می دهد: ما همیشه در بیابان و صحرا هستیم و زمان زیادی مشغول کاریم. وقتی شیفت روز هستیم، باید از 5 صبح بیدار شویم و تا زمانی که به اتاق استراحت برمی گردیم، حدود ساعت 8 شب شده است. تا بخواهیم ورزش کنیم و غذایی بخوریم، دیگر فرصتی برایمان باقی نمی ماند و باید دوباره بخوابیم تا  ساعت 5 صبحی دیگر بیدار شویم و کار را از نو شروع کنیم.

      او درباره شرایط زندگی اقماری می گوید: وقتی بعد از ۱۴روز نزد خانواده برمی گردیم، واکنش بچه ها برایمان خیلی مهم است. چه بخواهیم به خانه برویم و چه بخواهیم به محل کار برگردیم، حدود ۷۲ ساعت زمان می برد تا روحیات و بدنمان با محیط خانواده یا محیط کار تطبیق پیدا کند. در این مدت هنوز در حال وهوای خودمان نیستیم. وقتی فرزندانم به استقبالم می آیند، نمی توانم آن طور که شایسته است، محبت و مهر خودم را به آنها نشان بدهم.

      عکاسی، مرهمی بر دلتنگی

      مهدی حسن زاده، سرپرست مرکز جمع آوری میدان گازی شانول، آخرین نفری است که با او هم کلام می شوم.

      او با روحیه ای خاص و طبعی هنرمندانه، شرایط سخت کاری را برای خود آسان کرده است.  حسن زاده درباره میدان گازی شانول می گوید: کار کردن در مناطق عملیاتی، روحیه خاص خود می طلبد؛ چون این مناطق در شرایط بد آب وهوایی و جغرافیایی نامناسب قرار گرفته اند؛ یا مناطق گرم و خشک هستند یا مناطق کوهستانی. محیط کار بسیار سخت است و به مرور زمان می توان آثار روحی و روانی آن را در میان مدت و بلندمدت مشاهده کرد؛ به خصوص در همکارانی که به صورت شیفتی کار می کنند. شیفت ها ۱۲ ساعته است و بسته به موقعیت میدان، بین نیم ساعت تا یک ساعت با مرکز یا واحد تولیدی فاصله داریم؛ بنابراین افزون بر ۱۲ساعت کار، باید به طور میانگین ۴۵ دقیقه مسیر رفت و ۴۵ دقیقه مسیر برگشت را هم در نظر بگیریم. این شرایط، کار کردن در مناطق عملیاتی را دشوارتر می کند.

      وی در باره کار اقماری می گوید: بیش از ۲۰ سال است که به صورت اقماری و نوبت کاری کار می کنم، اقماری بودن به نوعی در روح و روان افراد اثرگذار است؛ آثارش بی صداست و در بلندمدت نمایان می شود. وقتی استخدام شدیم، همه جوان بودیم و شور و نشاط جوانی داشتیم. در سال های اول کار، مشکلات کار اقماری خیلی ملموس نبود، اما با بالا رفتن سن و ادامه کار در مناطق عملیاتی و شیفتی، آثار آن را به راحتی می توان دید.

       کار ساعت 6 و 30 دقیقه عصر تمام می شود و تا تعویض شیفت و رسیدن به محل استراحت، حدود ساعت 8 شب می شود.  بعد از ۱۲ ساعت کار، خستگی به اندازه ای است که راحت ترین کار این است که در اتاق بمانیم، تلویزیون تماشا کنیم یا با گوشی سرگرم شویم و فعالیت خاص دیگری نداشته باشیم.  من در طول سال ها دیده ام که برخی همکاران، دیگر آن افراد پرانرژی و سرزنده ۱۵ یا ۲۰ سال قبل نیستند. این همان فرسودگی تدریجی است که در کار اقماری، به ویژه در شیفت های طولانی، خودش را نشان می دهد.

      حسن زاده سعی که کرده بود شرایط سخت کاری و زندگی اقماری را با سبک زندگی خاص خود به فرصتی برای یادگیری و کسب مهارت در ورزش و هنر تبدیل کند، می گوید: با وجود خستگی ناشی از کار، سعی می کنم بعد از کمی استراحت به سالن ورزشی بروم و حدود یک ساعت و نیم با همکاران ورزش کنم، بعضی روزها هم با هم به زمین چمن می رویم و اگر فرصت پیش بیاید، در طول دو هفته یک یا دو بار دور هم جمع می شویم و فیلم تماشا می کنیم.

      او ادامه می دهد: احساس می کنم فعالیت های ورزشی، هنری و دورهمی ها تا حدودی آثار زیانبار کار اقماری را کاهش می دهند؛ البته این آثار از بین نمی روند، اما می توان آنها را کمتر کرد و برای مدت بیشتری از نظر روحی سرپا ماند.

      یکی از ویژگی های حسن زاده این بود که محیط سخت کاری را به عرصه هنر تبدیل کرده و این کار باعث شده بود محیط پیرامون را به شکل دیگری ببیند.

       وی می گوید: آشنایی من با عکاسی هم از همین محیط کار آغاز شد. عکاسی باعث شد به اطرافم، آسمان و طبیعت با دقت بیشتری نگاه و آنها را ثبت کنم. در ادامه، به سینما هم علاقه مند شدم و این فعالیت ها کمک کردند تا سختی و یکنواختی کار اقماری را بهتر تحمل کنم.با اتمام گفت وگو با برخی از  کارکنان میدان گازی شانول، دریافتم که پشت هر مترمکعب گازی که در این کشور تولید می شود، چه تلاش و همتی نهفته است و در پس هر قدمی که در راه توسعه برداشته می شود، چه دلتنگی ها و مشکلات دوری از فرزند و خانواده وجود دارد. کارکنانی که شاید در کنج خلوت خود، اشک هایی از سر دلتنگی و دوری از خانواده ریخته اند، اما با تعهد کاری، خانه های مردم را در سرمای سوزان زمستان گرم نگاه داشته اند.

    • media/image/2026/10/2000-1441/23954.jpg

      روایت کارکنانی که زیر سایه جنگ کنار هم ایستادند 

      مردان خط در مسیر سخت نفت

      حمیدرضازینلی |   در شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه اصفهان، انتقال نفت از مسیرهایی دشوار و متنوع می گذرد؛ از دشت های گسترده تا ارتفاعات رشته کوه زاگرس. این جغرافیای سخت، بخشی از زندگی کارکنانی است که هر روز در بخش های مختلف، از عملیات و مکانیک تا ترابری، آزمایشگاه و کنترل کیفیت، برای پایداری این جریان تلاش می کنند.اینجا، مسیر نه فقط از روی نقشه که از دل طبیعتی متنوع و سخت عبور می کند تا با انسان هایی پیوند بخورد که هرکدام حلقه ای از این زنجیره اند.

       اما روایت این منطقه، در روزهایی شکل گرفت که کشور در شرایط جنگی بود. در میان گفت وگوها و ثبت لحظه های کاری، آژیر خطر چندین بار به صدا درآمد؛ به گونه ای که خبرنگار و عکاس «مشعل» نیز همچون کارکنان به پناهگاه و نقاط امن می رفتند و با اعلام شرایط سفید، دوباره دوربین و قلم در دست، روایت از همان جا ادامه پیدا می کرد؛ درست همانند کارکنان که بی هیاهو و اضطراب برای ادامه فعالیت به محل کار خود بازگشته بودند. نه تکرار آژیرها توانست خللی در کارشان ایجاد کند و نه شرایط سخت، آرامش و تمرکزشان را برهم زد. آنچه در سفر به حوزه عملیاتی شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه اصفهان دیدیم، فراتر از خطوط و تأسیسات بود؛ روایت انسان هایی که در سخت ترین جغرافیا  میان کوه و دشت و دشوارترین روزها زیر سایه جنگ، کنار هم ایستادند تا مسیرانتقال نفت همچنان باز بماند؛ انسان هایی از جنس عملیات، مکانیک، ترابری، آزمایشگاه و کنترل کیفیت که هریک، بخشی از این داستان بی وقفه را رقم زدند.

    • media/image/2026/10/2000-1441/23955.jpg

      مسئولیت پذیری کارکنان شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه اصفهان پایداری انرژی را معنا می کند

      سرمایه ای فراتر از دارایی

      مشعل |  گفت وگو با مدیر شرکت خطوط لوله ومخابرات نفت منطقه اصفهان در حالی آغاز شد که قرار بود درباره مدیریت یکی از راهبردی ترین مناطق انتقال انرژی کشور و تجربه های بیش از سه دهه خدمت در صنعت نفت سخن بگوییم. هنوز دقایقی از صحبت ها نگذشته بود که صدای آژیر خطر در فضای منطقه پیچید و گفت وگو ناتمام ماند. خبرنگاران و کارکنان به سمت مکان های امن هدایت شدند و همزمان جلسه مدیریت بحران تشکیل شد. در شرایطی که اضطراب و نگرانی بخشی از فضای پیرامون را فرا گرفته بود، عملیات انتقال انرژی همچنان ادامه داشت و تصمیم گیری ها لحظه ای متوقف نمی شد. ساعتی بعد با اعلام وضعیت سفید، گفت وگو از سر گرفته شد، اما آنچه بیش از پاسخ ها در ذهن ماند، تصویری از مسئولیت پذیری و آمادگی بود؛ تصویری از مجموعه ای که سهمی راهبردی در تأمین انرژی کشور دارد و کارکنانی که در سخت ترین شرایط نیز پایداری انتقال نفت و فراورده را به عهده گرفته اند. در گفت وگوی خبرنگار"مشعل"با محمدحسن بگی، مدیرشرکت خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه اصفهان، تجربه ها و دیدگاه ها، همچنین تلاش کارکنان این مجموعه که در یکی از مهم ترین مناطق عملیاتی کشور، بی وقفه درحال خدمت رسانی هستند، بازتاب یافته است .

      محمدحسن بگی از جمله مدیرانی است که مسیر حرفه ای خود را از رده های عملیاتی و کارشناسی در شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت ایران آغاز کرده است و پس از سه دهه فعالیت در بخش های مختلف، امروز سکان هدایت شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه اصفهان را به عهده دارد.   بگی با اشاره به اهمیت راهبردی شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه اصفهان می گوید: این منطقه روز عادی ندارد و همیشه در حال عملیات است.  در چنین شرایطی حفظ ایمن و پایداری انتقال مواد نفتی، مهم ترین اولویت مجموعه به شمار می آید.

      رمز موفقیت

      در بخش های مختلف این گفت وگو، یک کلیدواژه بیش از هر موضوع دیگری تکرار می شود؛ «کار تیمی». از نگاه بگی، موفقیت در چنین مجموعه گسترده و حساسی، نتیجه همفکری، مشورت و مشارکت همه کارکنان است.

       بگی با تأکید بر پیچیدگی عملیات خطوط لوله و مخابرات نفت، بهره گیری از تجربه نیروهای عملیاتی، کارشناسان و پیشکسوتان را لازمه تصمیم گیری های مؤثر و پایدار می داند. به گفته وی، مشورت، احترام به دیدگاه های تخصصی، همدلی میان واحدها و استفاده از ظرفیت فکری و تجربی کارکنان، از ارکان مدیریت موفق و عامل پایداری و تحقق اهداف سازمان است.

      در میان تمام تجهیزات، خطوط انتقال، توربین ها و تأسیسات گسترده منطقه، آنچه بیش از همه سخنان بگی را برجسته می کند، جایگاه نیروی انسانی است؛ به گونه ای که بارها تأکید می کند سرمایه اصلی شرکت نه تجهیزات بلکه کارکنانی هستند که در شرایط مختلف مسئولیت حفظ جریان انتقال انرژی را به عهده دارند.  وی ایجاد انگیزه و تقویت احساس تعلق سازمانی را از مهم ترین وظایف مدیران می داند و تأکید می کند نیروی انسانی، سرمایه اصلی شرکت است و توجه به کارکنان، شنیدن دغدغه های آنان و ایجاد فضای صمیمی، زمینه ساز موفقیت مجموعه است. وی با اشاره به سختی فعالیت در مناطق گرمسیر، مأموریت های عملیاتی و رفع مشکلات خطوط انتقال، روحیه ایثار، مسئولیت پذیری و تعهد حرفه ای کارکنان را عامل تداوم خدمت رسانی می داند و از تلاش های کمتر دیده شده نیروهای فنی، عملیاتی، مخابراتی و ستادی به عنوان یکی از ارزشمندترین سرمایه های شرکت، به ویژه در شرایط بحران، یاد می کند.

      ایستادگی در میدان مسئولیت

      شاید یکی از مهم ترین بخش های این گفت وگو به موضوع مدیریت بحران و تجربه روزهای حساس اخیر اختصاص داشته باشد؛ روزهایی که شرایط ویژه و تهدیدهای ناشی از جنگ های اخیر

      (12 روزه و رمضان)، ضرورت آمادگی و هوشیاری بیشتری را برای مجموعه های عملیاتی کشور ایجاد کرده بود.  بگی حفظ آرامش و تقویت روحیه کارکنان را نخستین وظیفه مدیران در شرایط بحران می داند و معتقد است احساس امنیت کارکنان، تمرکز و تداوم عملیات را تضمین می کند. وی برگزاری مستمر جلسات مدیریت بحران، بهره گیری از تجربه مناطق آسیب دیده، پراکندگی ماشین آلات و تجهیزات، افزایش آمادگی عملیاتی و اجرای تمهیدات پدافندی را از مهم ترین اقدام های منطقه برمی شمرد. به گفته بگی، حضور میدانی مدیران و مسئولان در کنار کارکنان، سرکشی مستمر به مراکز عملیاتی، تقویت روحیه نیروها، حفظ انسجام سازمانی و موفقیت در مدیریت بحران را به همراه دارد.

      بگی با اشاره به تجربه سال های اخیر، آمادگی دائمی مجموعه را حاصل برگزاری مستمر جلسات مدیریت بحران، هماهنگی با دستگاه های مسئول، بهره گیری از تجربه مناطق دیگر و حضور شبانه روزی نیروهای عملیاتی می داند؛ اقداماتی که استمرار انتقال انرژی را بدون وقفه تضمین کرده است.

      وی حضور میدانی مدیران و همراهی با کارکنان را یکی از مهم ترین اصول مدیریت بحران برمی شمارد و معتقد است این حضور، علاوه بر تسریع تصمیم گیری، اعتماد، آرامش و انسجام نیروهای عملیاتی را تقویت می کند. به گفته بگی، موفقیت منطقه در حوادث و رخدادهای سال های اخیر، مرهون حضور مسئولانه کارکنان بخش های فنی و عملیاتی است؛ نیروهایی که در روزهای حساس با فاصله گرفتن از خانواده و حضور در آماده باش، امکان واکنش سریع به حوادث را فراهم کردند و با روحیه مسئولیت پذیری و احساس تعلق سازمانی، مجموعه را از بسیاری چالش ها عبور دادند.

      از تجربه تا آینده

      محمدحسن بگی با بیش از سه دهه فعالیت در صنعت نفت، تجربه های ارزشمندی در حوزه های مدیریت، فنی و منابع انسانی کسب کرده و معتقد است موفقیت در صنعت نفت بدون یادگیری مستمر امکان پذیر نیست. به گفته وی، مدیران باید همواره دانش خود را به روز نگه دارند و از مطالعه کتاب های مدیریتی، بهره گیری از دانش تخصصی و استفاده از تجربه پیشکسوتان برای ارتقای مهارت های مدیریتی بهره ببرند. وی تأکید می کند هیچ مدیری نباید خود را بی نیاز از یادگیری بداند، زیرا بخش مهمی از موفقیت در مدیریت، حاصل انتقال تجربه و یادگیری از دیگران است.

      وی یکی از مهم ترین ویژگی های مدیر موفق را الگو بودن می داند و باور دارد؛ رفتار، اخلاق، صداقت و عملکرد مدیر باید با یکدیگر همخوانی داشته باشد تا اعتماد کارکنان جلب شود. به اعتقاد وی، مدیری که به وعده ها و گفته های خود پایبند باشد، بهتر می تواند کارکنان را برای تحقق اهداف سازمانی همراه کند. مدیر شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه اصفهان با مرور خاطرات دوران خدمت خود، از اجرای پروژه های عمرانی، توسعه زیرساخت های منطقه و رفع مشکلات پیچیده فنی با اتکا به دانش، تخصص و تجربه نیروهای داخلی یاد می کند و این دستاوردها را نتیجه تلاش جمعی کارکنان می داند. با این حال، از نگاه وی ارزشمندترین سرمایه این صنعت، روحیه ایثار، تعهد، مسئولیت پذیری و ازخودگذشتگی کارکنانی است که در گرمای شدید، شرایط سخت عملیاتی و مأموریت های دشوار، حفظ پایداری انتقال انرژی را فراتر از یک وظیفه اداری دانسته و برای تداوم خدمت رسانی از هیچ تلاشی دریغ نمی کنند.

      خانواده یک رکن مهم

      بگی با قدردانی از تلاش کارکنان، عشق به کار را مهم ترین عامل موفقیت مجموعه می داند و تأکید می کند موفقیت شغلی بدون همراهی خانواده امکان پذیر نیست. به گفته وی، خانواده با صبوری، درک شرایط خاص صنعت نفت و تحمل فشارها و سختی های مأموریت های عملیاتی، نقشی اساسی در حفظ روحیه، انگیزه و عملکرد کارکنان ایفا می کند و شایسته قدردانی است. وی همچنین بر تلاش، صداقت، به روز نگه داشتن دانش تخصصی، تعهد، مسئولیت پذیری، انسانیت و وجدان کاری به عنوان ارکان اصلی پیشرفت تأکید دارد و معتقد است توسعه واقعی زمانی محقق می شود که تخصص، تعهد و اخلاق حرفه ای در کنار یکدیگر قرار گیرند.

      شاید بتوان چکیده سخنان بگی را در چند مفهوم کلی خلاصه کرد؛ کار تیمی، اعتماد به نیروی انسانی، حضور میدانی در انجام مسئولیت، یادگیری مستمر و پایبندی به ارزش های حرفه ای. وی این ارزش ها را پشتوانه تلاش کارکنان گمنام صنعت نفت می داند؛ کارکنانی که با ایثار، مسئولیت پذیری و حضور شبانه روزی، پایداری انتقال نفت و فراورده های نفتی را تضمین و نقشی مؤثر در تداوم خدمت رسانی، تأمین انرژی و حرکت چرخ های اقتصاد کشور ایفا می کنند.

    • media/image/2026/10/2000-1441/23956.jpg

         مسیر نفت از دل زاگرس تا دوردست ها

      هر روز   جان تازه می گیرد

      شکــــــــــــوه پنهان

      مشعل |  پیش از آنکه شعله ای روشن شود،یا قطره ای سوخت به مقصد برسد، نفت سفری طولانی را در دل هزاران کیلومتر خط لوله آغاز می کند؛ سفری که استمرار آن به هوشیاری، دانش و تلاش شبانه روزی کارکنانی وابسته است که دور از نگاه مردم، نبض شریان های انرژی کشور را زنده نگاه می دارند. در شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه اصفهان، مراکز انتقال نفت شهید بهشتی (مارون ۷) و شهیدان رهنما (مارون ۸)، انتقال نفت، تنها جابه جایی یک سیال نیست بلکه حاصل زنجیره ای از فعالیت های هماهنگ در اتاق های کنترل، مراکز بهره برداری، تعمیرات، برق، مکانیک، خوردگی، ترابری و آزمایشگاه های کنترل کیفیت است؛ حلقه هایی که هر یک، ضامن استمرار دیگری هستند، اما آنچه این چرخه را استوار نگاه می دارد، فقط تجهیزات و فناوری نیست، بلکه تعهد، همدلی و مسئولیت پذیری کارکنانی است که در گرمای سوزان، سرمای استخوان سوزکوهستان، مأموریت های طولانی، دوری از خانواده و حتی روزهای بحران و جنگ، بی وقفه برای پایداری انتقال انرژی تلاش می کنند. گزارش پیش رو، روایت زندگی و تجربه همین انسان ها در امنیت انرژی کشور نقش تاثیر دارند.

      شریان های ماندگار

      حسین ترابی، مهندس ارشد نگهداری و تعمیرات خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه اصفهان، سال هاست در حوزه نگهداری و تعمیر خطوط انتقال نفت فعالیت می کند. او می گوید: صیانت از این شریان های حیاتی، تنها به انجام تعمیرات محدود نمی شود، بلکه نیازمند تلفیق دانش فنی، تجربه میدانی، برنامه ریزی دقیق، پایش مستمر و رعایت کامل الزام های ایمنی است تا انتقال انرژی بدون وقفه ادامه یابد. ترابی ادامه می دهد: تعمیرات خطوط انتقال نفت، شغلی نیست که زمان یا مکان مشخصی داشته باشد. هر زمان حادثه ای رخ دهد، نیروهای عملیاتی باید بدون توجه به ساعت، تعطیلات یا شرایط آب وهوایی، خود را به محل برسانند؛ گاه در گرمای شدید، گاهی در سرمای استخوان سوز ارتفاعات زاگرس و گاه در مسیرهای سخت که دسترسی به محل حادثه، بخشی از دشواری مأموریت است. وی تأکید می کند: تحمل این شرایط بدون همراهی خانواده ها ممکن نیست. مأموریت های اضطراری بارها کارکنان را از حضور درکنار خانواده در مناسبت ها و تعطیلات بازداشته، اما صبر، درک و حمایت آنها همواره پشتوانه اصلی برای تحمل شرایط و ادامه کار بوده است.

      ترابی با یادآوری روزهای جنگ ۱۲ روزه، نگرانی درباره امنیت زیرساخت های کشور و اضطراب خانواده ها را تلخ ترین خاطره آن روزها می داند و می گوید: در مقابل، همدلی، مسئولیت پذیری و حضور بی وقفه برای حفظ پایداری جریان انتقال سوخت، شیرین ترین خاطره ای است که در ذهن من و دیگر همکارانم باقی مانده است.

      وی اظهار می کند: آن روزها نشان داد خدمت در صنعت نفت، فراتر از یک شغل و مسئولیتی در قبال امنیت انرژی و آرامش مردم است.

      مهندس ارشد نگهداری و تعمیرات خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه اصفهان، برتوجه بیشتر به ایمنی، نوسازی تجهیزات، بهره گیری از فناوری های نوین، توسعه آموزش های تخصصی، بهبود امکانات رفاهی مأموریت ها و توجه به انگیزه و معیشت کارکنان تأکید می کند و می گوید: قدردانی از کارکنان عملیاتی و خانواده های آنان، به نوعی سرمایه گذاری برای حفظ پایداری صنعت نفت در بلند مدت خواهد بود.

      چهارراه راهبردی انتقال انرژی

      در اتاق کنترل مرکز انتقال نفت شهید بهشتی (مارون ۷)، جایی که مانیتورها لحظه ای از نگاه بهره برداران دور نمی مانند و ارتباط های بی وقفه از طریق بی سیم و تلفن جریان دارد، مسئولیت هدایت بخشی از مهم ترین شریان های انتقال نفت کشور به عهده کارکنانی است که شبانه روز برای پایداری این شبکه تلاش می کنند. گودرز نظری بابرصاد، رئیس نوبت کاری این مرکز، با اشاره به نقش راهبردی این تأسیسات در شبکه انتقال نفت کشور می گوید: نفت پس از طی مسیری طولانی به این مرکز می رسد و از اینجا به بخش های مختلف و مراکز مصرف ارسال می شود.

      او توضیح می دهد: همه تصمیم ها و عملیات از اتاق کنترل با دقت، هماهنگی و حساسیت بالا انجام می شود؛ جایی که هوشیاری، تجربه و مسئولیت پذیری کارکنان، ضامن استمرار جریان انرژی و پایداری شبکه انتقال نفت کشور است.

      قلب تپنده انتقال

      سپهر گلچین،تکنسین ارشد نگهداری و تعمیرات برق شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه اصفهان، بیش از سه دهه از عمر خود را در صنعت انتقال نفت سپری کرده است. او برق را قلب تپنده مراکز انتقال می داند و می گوید: پایداری این بخش، با نگهداری تجهیزات، تعمیرات پیشگیرانه، نوسازی سامانه ها و رعایت دقیق الزامات ایمنی، استمرار انتقال نفت را تضمین می کند. گلچین ادامه می دهد: در این شغل هر روز تجربه ای تازه رقم می خورد؛ روزی در سرمای گندمکار و زمانی دیگر در گرمای طاقت فرسا برای رفع اشکال تجهیزات برقی.  به گفته او، کار در ارتفاع، صدای گوشخراش توربین ها  و انجام تعمیرات در محیط های بسیار گرم، بخشی از واقعیت این حرفه است؛ شرایطی که به باور او، همواره با مزایای متناسب با سختی کار همراه نبوده است.وی با بیان این که یکی از دشوارترین تجربه ها،تعمیر تابلو برق جرثقیل سقفی در مجاورت اگزوز داغ توربین هاست، عنوان می کند: این عملیات روی نردبان فلزی، تنها با یک دست و در گرمای سوزان انجام و بارها به سوختگی و تاول دست و صورتم منجر شد. گلچین مأموریت های طولانی مدت را نیز از دیگر موارد شغلی خود بر می شمرد و ادامه می دهد: ماهیت شغلی و کار در چنین مناطقی گاه با ماموریت های طولانی همراه است که این مهم به ویژه در زمان هایی  که امکان ارتباط نیست، دوری از خانواده را دشوارتر می سازد.

       وی تصریح می کند: کار در مناطق عملیاتی به لحاظ اقلیم و جغرافیا شرایط خاص خود را دارد و افرادی هم که متحمل چنین شرایطی فعالیت می کنند، نیازمند انگیزه هایی از جمله توجه به مزایا هستند که گذر از این سختی ها را تسهیل کند.

    • media/image/2026/10/2000-1441/23957.jpg

      سپر شریان ها

      علی دُرشمال، تکنسین ارشد آزمایشگاه های حفاظت از خوردگی شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه اصفهان، سال هاست در حوزه صیانت از خطوط انتقال نفت فعالیت می کند. او می گوید: مأموریت این واحد، پیشگیری از آسیب دیدگی خطوط و حفظ پایداری شبکه انتقال انرژی است؛ مأموریتی که با پایش مستمر، حفاظت کاتدی، بهره گیری از فناوری های نوین، تحلیل اطلاعات فنی و همکاری نزدیک با واحدهای عملیاتی دنبال می شود تا از نشتی، آسیب به محیط زیست و اختلال در انتقال نفت جلوگیری شود. دُرشمال تأکید می کند: در پس انجام هر مأموریت، افرادی حضور دارند که دور از خانواده و در سخت ترین شرایط جغرافیایی و آب وهوایی، برای حفظ امنیت انرژی کشور تلاش می کنند. مأموریت های طولانی در مسیر خطوط انتقال، گاه روزها، آنان را از خانواده دور و بی خبر نگه می دارد، اما صبر، همراهی و فهم خانواده ها، مهم ترین پشتوانه برای انجام این مسئولیت و موفقیت های مجموعه نیز حاصل همین همراهی و تلاش مشترک است.

      وی با اشاره به برخی سختی های کار در مناطق عملیاتی می گوید: کوهستان و مناطق سخت گذر، بخش جدایی ناپذیر کار در مناطق عملیاتی است؛ طوری که برخی موارد حتی امکان تردد خودرو هم نیست و افراد ناچارند مسیرهای طولانی را بپیمایند. افزون بر این، با توجه به گستردگی جغرافیای کاری تحمل سرما و گرمای طاقت فرسا گاه تا بیش از 50 درجه سانتیگراد نیز بخشی از کار است. به گفته او، کارکنان واحد خوردگی در کنار نیروهای تعمیرات خط و ترابری، همواره برای حفظ ایمنی و پایداری انتقال نفت در میدان حضور دارند.

       دُرشمال می گوید: یکی از بزرگ ترین سرمایه های این مجموعه، روحیه همدلی، اعتماد و انتقال بی دریغ تجربه میان همکاران است؛ روحیه ای که در مأموریت های طولانی و دوری از خانواده شکل گرفته و عبور از دشوارترین شرایط را ممکن ساخته است.

      وی با اشاره به جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان نیز اظهار می کند: در دو جنگ اخیر آمادگی، برنامه ریزی دقیق و حضور فوری کارکنان در شرایط بحرانی از عوامل اصلی حفظ پایداری شبکه انتقال بود و همه افراد با احساس مسئولیت، ایثار و آمادگی کامل، همواره برای صیانت از امنیت انرژی کشور در کنار یکدیگر ایستادند تا خللی در کار ایجاد نشود.

       

      رد چرخ ها در مسیر خدمت

      منصور زمانیان،راننده ماشین آلات سنگین واحد ترابری شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه اصفهان، سال هاست در پشتیبانی عملیات انتقال نفت فعالیت می کند.  او می گوید: ترابری، حلقه اتصال میان نیروهای عملیاتی، تجهیزات و خطوط انتقال است و از نخستین لحظات هر مأموریت، با جابه جایی نیروها و ماشین آلات، زمینه انجام عملیات را در هر شرایط آب وهوایی و جغرافیایی فراهم می کند. زمانیان که سال های خدمت خود را مجموعه ای از خاطرات تلخ و شیرین می داند، ادامه می دهد: یکی از ماندگارترین این خاطرات به روزهای بعد از جنگ رمضان و شیفت نوروز در مراکز انتقال نفت مارون بازمی گردد؛ روزهایی که همه در آماده باش کامل بودند و هر لحظه احتمال حمله به تأسیسات وجود داشت.  وی تصریح می کند: در یکی از شب ها، همزمان با اعلام احتمال حمله، آسمان از صدای مهیب رعدوبرق پر شد و هیچ کس تا امروز نمی داند آن صداها مربوط به جنگنده های دشمن بود یا رعد آسمان؛ خاطره ای که با وجود تلخی آن روزها، هنوز میان همکاران با لبخند روایت می شود. زمانیان می گوید: مأموریت های مداوم در مسیرهای سخت گذر مارون، از مناطق برفی و کوهستانی تا گرمای طاقت فرسای خوزستان، باعث شده کارکنان ترابری بخش بزرگی از زندگی خود را دور از خانه سپری کنند؛ موضوعی که مسئولیت سنگینی بر دوش همسران و خانواده ها می گذارد.  وی تاکید می کند: صبوری و همراهی خانواده ها، مهم ترین پشتوانه کارکنان عملیاتی در انجام این مأموریت هاست. زمانیان از روزهای سخت کار در گرمای تیرماه خوزستان نیز خاطره ای شیرین دارد و ادامه می دهد: کار در مناطق عملیاتی سرشار از خاطره است، اما برخی خاطرات مانند آب پاشی همکاران آن هم پس از ساعت ها کار طولانی، می تواند خود یک خاطره باشد؛ به گفته وی، همین همدلی در روزهای برفی، گل آلود و هنگام امدادرسانی به خودروها و تجهیزات گرفتار، عبور از دشوارترین شرایط را ممکن می کند.

      آزمایش دقیق برای انتقال مطمئن

      یاسر صفری، مسئول کنترل کیفیت مرکز انتقال نفت شهید بهشتی (مارون 7)، سال هاست در حوزه کنترل کیفیت فراورده های نفتی و روغن های صنعتی فعالیت می کند. وی می گوید: وظیفه آزمایشگاه، پایش مستمر کیفیت نمونه ها و اطمینان از سلامت فراورده ها و تجهیزات است؛ مسئولیتی که با انجام آزمون های تخصصی و دقت در نتایج، نقش مهمی در حفظ ایمنی، جلوگیری از خسارت های فنی و استمرار انتقال انرژی ایفا می کند. صفری ادامه می دهد: اگرچه بخش زیادی از فعالیت های آزمایشگاه دور از نگاه دیگران انجام می شود، اما این مسئولیت در عمل با شرایطی دشوار و طاقت فرسا همراه است.

      وی توضیح می دهد: بخش مهمی از وظایف کارکنان آزمایشگاه، از جمله نمونه گیری از خطوط انتقال، مخازن و محل تلاقی فراورده ها، در محیط باز انجام و همین موضوع سبب می شود همکاران، ساعت های طولانی در معرض گرما، سرما و شرایط نامساعد جوی قرار گیرند. این فرایندها افزون بر دقت بالا، زمان بر نیز هستند و نیازمند حضور مستمر کارکنان در محیط عملیاتی است.صفری تاکید می کند:کارکنان آزمایشگاه با احساس مسئولیت، دقت و تعهد، بی وقفه تلاش می کنند تا کیفیت فراورده ها و سلامت تجهیزات تضمین شود؛ تلاشی که اگرچه کمتر دیده می شود، اما یکی از ارکان اصلی پایداری شبکه انتقال انرژی کشور به شمار می آید.

      به گفته صفری، مرکز انتقال نفت شهید بهشتی به دلیل قرار گرفتن در دامنه کوه و مجاورت با مناطق بیابانی، اختلاف دمای قابل توجهی را در طول سال تجربه می کند؛ زمستان هایی سرد همراه با بادهای خشک و سوزناک و تابستان هایی بسیار گرم که کار در فضای باز را دشوار می سازد.

      نبض انتقال در تصمیم های دقیق 

      مهدی رحیمی، کارمند ارشد عملیات مرکز انتقال نفت شهیدان رهنما (مارون۸) ، بیش از ۱۵ سال است که در حوزه بهره برداری فعالیت می کند. او وظیفه کارکنان عملیات را فراتر از پایش تجهیزات می داند و معتقد است انتقال ایمن و پایدار نفت، حاصل تصمیم گیری دقیق، هماهنگی مستمر میان واحدهای مختلف و آمادگی برای مدیریت شرایط پیش بینی نشده است. رحیمی می گوید: اهمیت این مسئولیت در روزهای بحران بیش از هر زمانی دیگر آشکار می شود. به گفته او، در جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، فعالیت مرکز انتقال نفت حتی برای لحظه ای متوقف نشد و کارکنان، با وجود تهدیدهای مداوم، برای حفظ پایداری انتقال سیالات نفتی به فعالیت خود ادامه دادند. حضور در مجاورت تأسیسات نفتی، شنیدن مکرر آژیر خطر در شیفت های ۱۲ ساعته و نگرانی از احتمال حملات دشمن، فشار روانی سنگینی را بر کارکنان و خانواده های آنان تحمیل می کرد. رحیمی نقش خانواده را در تحمل این شرایط بسیار مهم می داند و ادامه می دهد: همراهی خانواده، بزرگ ترین دلگرمی برای ادامه فعالیت  است.وی به خاطره ای درباره نگرانی های خانواده اشاره و تصریح می کند: در یکی از شب های جنگ رمضان، به دلیل مشغله کاری، امکان پاسخگویی به تماس های همسرم را نداشتم و این موضوع با تکرار تماس های بی پاسخ او را به شدت نگران کرده بود. بی تردید، کار در این مناطق برای خانواده کارکنان سخت و نگران کننده است. خانواده نقشی بسیار دلگرم کننده دارد؛ همه ما مرهون صبوری و همراهی خانواده هایمان هستیم.

      تعمیرات در خانه دوم

      حمید لطفی، مهندس نگهداری و تعمیرات مکانیک شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه اصفهان، بیش از دو دهه است که زندگی حرفه ای خود را با تعمیر تجهیزات، صدای توربین ها و مأموریت های عملیاتی گره زده واز سال ۱۳۸۰ وارد صنعت نفت شده و پس از سال ها فعالیت در پتروشیمی به شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه اصفهان پیوسته است. لطفی با تأکید بر نقش اساسی واحد مکانیک در پایداری انتقال نفت و فراورده ها می گوید: کار تعمیرات بیش از هر چیز به صبر، پشتکار و ناامید نشدن نیاز دارد، زیرا هر خرابی، آغاز یک چالش تازه است. اگر تعمیرات پمپ ها، توربین ها و تجهیزات جانبی به موقع انجام نشود، مراکز انتقال با توقف عملیات و اختلال در پمپاژ روبه رو خواهند شد. تعمیرات توربین ها حساس ترین بخش فعالیت این واحد است و نگهداری این تجهیزات، دانش تخصصی، دقت و تجربه بالایی می طلبد.

      لطفی با اشاره به روزهای سخت در جنگ های اخیر می گوید: در آن روزها، کارکنان این واحد مانند دیگر بخش ها با تلاش مداوم خود اجازه ندادند خللی در جریان انتقال نفت ایجاد شود، حتی با شنیدن صدای های ناشی از انفجارحملات دشمن آمریکایی- صهیونی،هیچ یک از همکاران دست از کار نکشیدند.

      وی روحیه برادری، همدلی و همکاری کارکنان را بزرگ ترین سرمایه این مجموعه می داند و تاکید می کند: این فرهنگ، در کنار همراهی خانواده ها، استمرار مأموریت های دشوار را ممکن کرده است. محیطی که من وهمکارانم در آن کار می کنیم، تنها محل کار نیست، بلکه خانه دوم ما به شمار می رود.

    • media/image/2026/10/2000-1441/23958.jpg

      تعهدی که هر روز با دقت و حساسیت انجام می شود

      امضــــای کیفیت

      مشعل |  در سکوت آزمایشگاه، جایی که هر قطره از فراورده های نفتی زیر ذره بین دقت و استاندارد قرار می گیرد، تصمیم هایی گرفته می شود که شاید هیچ گاه دیده نشوند؛ اما امنیت انتقال انرژی کشور به آنها گره خورده است. اینجا کیفیت تنها یک عدد یا نتیجه آزمایش نیست؛ مرزی است میان اطمینان و خطا، میان پایداری و توقف. در میان تجهیزات تخصصی، شیشه های آزمایش و دستگاه های اندازه گیری، بانویی ایستاده که حضورش فراتر از شکستن یک مرز است. مهرآیین جعفرزاده، نخستین بانوی شاغل در مراکز انتقال نفت شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت ایران، سال هاست در واحد کنترل کیفیت مرکز انتقال نفت شهید بهشتی منطقه اصفهان، با دانش، دقت و مسئولیت پذیری از سلامت فراورده ها و استمرار جریان انتقال صیانت می کند. او در این گفت وگو از مسیری می گوید که در آن علم، تعهد، خانواده و عشق به کار، در کنار هم معنای تازه ای از حضور در صنعت نفت ساخته اند. 

      در دل شبکه گسترده انتقال نفت، بخش هایی وجود دارند که دور از نگاه ها؛ اما در حساس ترین نقطه زنجیره انتقال ایفای نقش می کنند؛ جایی که هر نتیجه آزمایش، هر عدد ثبت شده و هر گزارش فنی، می تواند بر کیفیت فراورده، سلامت تجهیزات و تداوم انتقال اثر بگذارد. این مسئولیت، تنها به کار با تجهیزات آزمایشگاهی محدود نمی شود؛ بلکه آمیزه ای است از دانش تخصصی، دقت، پایبندی به استانداردها، تصمیم گیری مسئولانه و همراهی با عملیات. در چنین فضایی، حضور بانوان نیز سال به سال پررنگ تر شده و توانسته تصویری تازه از نقش آفرینی زنان در یکی از فنی ترین و حساس ترین بخش های صنعت نفت ترسیم کند.

      فراتر از یک آزمایش

      برای مهرآیین جعفرزاده، حضور در واحد کنترل کیفیت تنها یک مسئولیت سازمانی نیست؛ عهدی است که هر روز با دقت، حساسیت و تصمیم گیری های فنی گره می خورد. او که به عنوان نخستین بانوی شاغل در میان ۱۲منطقه شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت ایران فعالیت می کند، بیش از ۱۴ سال از عمر حرفه ای خود را در صنعت نفت سپری کرده و چهار سال است که در واحد کنترل کیفیت مرکز انتقال نفت شهید بهشتی منطقه اصفهان و در یکی از تخصصی ترین بخش های عملیاتی، مشغول به کار است. جعفرزاده با مروری بر مسیر حرفه ای خود می گوید: فعالیتم را پس از سال ها حضور در بخش خصوصی، از طریق طرح جذب دانش آموختگان دانشگاه های برتر در شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت ایران ادامه دادم و پس از مدتی فعالیت، به مرکز انتقال نفت شهید بهشتی آمدم. او تصریح می کند: تجربه حضور در محیط های عملیاتی، نگاهم را به صنعت نفت تغییر و نشان داده که موفقیت در این عرصه، تنها به دانش دانشگاهی وابسته نیست؛ بلکه مسئولیت پذیری، آمادگی برای شرایط پیش بینی نشده، روحیه همکاری و توان تصمیم گیری، مکمل تخصص هستند.

      جعفرزاده با بیان اینکه آزمایشگاه کنترل کیفیت، قلب تصمیم سازی برای واحد بهره برداری است، توضیح می دهد: نتیجه هر آزمایش، مستقیم بر روند انتقال فراورده ها اثر می گذارد و به همین دلیل، این واحد تنها محل انجام آزمون های تخصصی نیست؛ بلکه مجموعه ای از دانش فنی، پایبندی به استانداردهای بین المللی، گزارش نویسی دقیق، پایش مداوم تجهیزات و ارتباط مستمر با واحدهای عملیاتی را در بر می گیرد وکوچک ترین خطا در فرایند نمونه گیری، آزمون یا ثبت نتایج، می تواند کیفیت فراورده و ایمنی انتقال را تحت تأثیر قرار دهد.

      او از روزهای نخست حضور در مرکز انتقال نفت شهید بهشتی نیز یاد می کند و می افزاید: ورود به محیطی که حضور بانوان در آن بسیار محدود بود، در ابتدا دشواری هایی داشت؛ اما به مرور زمان، تعامل، اعتماد متقابل و پذیرش توانایی های تخصصی، مسیر فعالیت را هموارتر کرد.

      دقتی به وسعت یک خط انتقال

      جعفرزاده با اشاره به گستره مسئولیت های واحد کنترل کیفیت توضیح می دهد: فعالیت این بخش تنها به انجام آزمایش های معمول و روزمره محدود نیست و مجموعه ای از فرایندهای تخصصی را دربرمی گیرد؛ از نمونه گیری دوره ای فراورده هایی مانند بنزین، نفت گاز و نفت سفید گرفته تا بررسی روغن تجهیزات دوار، پایش کالیبراسیون دستگاه های آزمایشگاهی، تلاقی گیری فراورده ها در زمان تغییر محصول در خطوط انتقال و بررسی مخازن حاوی فراورده های مخلوط وخروجی تمام این اقدام ها در نهایت مبنای تصمیم گیری واحد بهره برداری قرار می گیرد تا عملیات انتقال با اطمینان و بدون وقفه ادامه یابد.

      او با تأکید بر اینکه کنترل کیفیت، نقشی فراتر از یک فعالیت آزمایشگاهی دارد و هر آزمایش می تواند بر امنیت انتقال و حتی زندگی مصرف کنندگان اثرگذار باشد، برای روشن تر شدن اهمیت این موضوع، به کیفیت نفت سفید اشاره و تصریح می کند: اگر فراورده ای آلوده یا خارج از استاندارد وارد چرخه مصرف شود، حتی در دورافتاده ترین نقاط کشور نیز می تواند حادثه آفرین باشد و همین مسئولیت سنگین باعث شده دقت، سخت گیری و پایبندی کامل به استانداردها، به اصلی جدایی ناپذیر از فعالیت روزانه کارشناسان کنترل کیفیت تبدیل شود.

      جعفرزاده درباره روند یک روز کاری در آزمایشگاه نیز توضیح می دهد: فعالیت ها با بررسی گزارش های روز گذشته و هماهنگی با واحد بهره برداری آغاز می شود. پس از مشخص شدن وضعیت خطوط انتقال، نمونه گیری های دوره ای انجام و آزمایش ها بر اساس استانداردهای تعریف شده به اجرا در می آید. نتایج نیز در کوتاه ترین زمان ممکن برای بهره برداری و ستاد ارسال شده تا تصمیم های لازم بر پایه اطلاعات دقیق اتخاذ شود. افزون بر این، بخشی از نمونه های مراکزی که آزمایشگاه کنترل کیفیت ندارند و همچنین آزمون روغن تجهیزات مناطق مختلف نیز در این مرکز انجام می شود؛ موضوعی که حجم فعالیت این واحد را دوچندان کرده است.

      مسئولیتی فراتر از مرزهای آزمایشگاه

      جعفرزاده، رعایت استانداردهای بین المللی را مهم ترین اصل فعالیت در کنترل کیفیت می داند و معتقد است: کوچک ترین بی دقتی در نمونه گیری، انجام آزمایش یا ثبت نتایج، می تواند مسیر تصمیم های فنی را تغییر دهد. سخت گیری در اجرای استانداردها شاید از بیرون وسواس گونه به نظر برسد؛ اما در واقع ضامن سلامت تجهیزات، کیفیت فراورده ها و استمرار انتقال است.

      او در ادامه با تاکید بر این که نوسازی تجهیزات آزمایشگاهی، یکی از نیازهای جدی این بخش است، اظهار می کند: برخی دستگاه ها همچنان به صورت مکانیکی کار می کنند و جایگزینی آنها با تجهیزات خودکار، افزون بر افزایش دقت نتایج، می تواند میزان مواجهه کارکنان با بخارات و مواد شیمیایی خطرناک را نیز کاهش دهد.کارشناسان آزمایشگاه در طول ساعات کاری، ناگزیر با موادی سروکار دارند که برخی از آنها در صورت تماس مداوم، آثار زیان باری برای سلامت انسان دارند.

      جعفرزاده در بخش دیگری از سخنان خود، حضور بانوان در صنعت نفت را فرصتی برای ایجاد تعادل بیشتر در محیط های عملیاتی می داند و معتقد است که نظم، دقت و نگاه متفاوت زنان، در کنار تخصص فنی، می تواند به ارتقای فضای کاری کمک کند.

       او با اشاره به تجربه شخصی خود پس از مادر شدن، ایجاد تعادل میان مسئولیت های شغلی و زندگی خانوادگی را مهم ترین چالش بانوان شاغل عنوان و اظهار می کند:همراهی همسر و خانواده، برنامه ریزی، ورزش و مطالعه، کمک کرده است تا این تعادل حفظ شود؛ تعادلی که نه یک امتیاز، بلکه ضرورتی برای ادامه مسیر حرفه ای بانوان است.

      کنترل کیفیت متوقف نمی شود

      جعفرزاده با اشاره به روزهای پرالتهاب جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، از مسئولیتی می گوید که حتی در سخت ترین شرایط نیز لحظه ای متوقف نشد:  کارکنان واحد کنترل کیفیت، همانند دیگر نیروهای عملیاتی، با احساس مسئولیتی مضاعف در کنار مجموعه ماندند تا روند پایش کیفیت فراورده ها و پشتیبانی از عملیات انتقال بدون وقفه ادامه یابد.

      به گفته او، هرچند به عنوان یک مادر امکان حضور مستمر در محل کار را نداشتم؛ اما وظایف تخصصی خود را به صورت دورکاری دنبال می کردم تا کوچک ترین خللی در روند فعالیت ها ایجاد نشود. این همکار نفتی در ادامه، یکی از ماندگارترین خاطرات روزهای جنگ را اجرای پروژه انتقال یکی از توربین های مراکز انتقال نفت عنوان و اظهار می کند: این عملیات که با تلاش شبانه روزی همکاران بهره برداری، تعمیرات مکانیک، خوردگی، ابزار دقیق و دیگر واحدهای فنی انجام شد، نمادی بارز از هماهنگی، تخصص و همدلی کارکنان بود؛ پروژه ای که با انجام آن بیش از هر زمان دیگری به عضویت در خانواده بزرگ خطوط لوله و مخابرات نفت ایران افتخار کردم و نشان داد که این مجموعه، در شرایط بحرانی نیز با تکیه بر توان داخلی، آماده حفظ پایداری انتقال انرژی کشور است.

      هویتی فراتر از یک شغل

      جعفرزاده با بیان این که انگیزه اصلی ادامه مسیر حرفه ای اش الگوبودن برای دخترش است، ادامه می دهد: یک زن می تواند در کنار ایفای نقش مادری و توجه به خانواده، هویت حرفه ای و اجتماعی خود را نیز حفظ کند. دوست دارم دخترم باور کند که پشتکار، دانش و مسئولیت پذیری، راه حضور در هر عرصه ای را هموار می سازد و هیچ محدودیتی نباید مانع شکوفایی توانایی های بانوان شود.

      او اشتغال بانوان را تنها یک انتخاب اقتصادی نمی داند و تأکید می کند:حضور زنان در محیط های تخصصی، فرصتی برای حفظ هویت فردی، نقش آفرینی اجتماعی و انتقال امید به نسل جوان است. بانوان شاغل در صنعت نفت، افزون بر انجام مسئولیت های حرفه ای، می توانند با عملکرد خود، تصویری واقعی از توانمندی زنان در محیط های فنی و عملیاتی ارائه دهند.

      جعفرزاده همچنین ادامه می دهد: برنامه های فرهنگی، آموزشی و ورزشی نقش مهمی در افزایش انگیزه، تقویت همدلی و ارتقای روحیه کارکنان دارد و در نهایت، آثار مثبت آن به عملکرد سازمان بازمی گردد.

      او در پایان، خانواده را مهم ترین پشتوانه موفقیت خود معرفی می کند و با قدردانی از همسر و مادرش می گوید: اگر همراهی و حمایت خانواده نبود، ادامه این مسیر امکان پذیر نمی شد.

    • media/image/2026/10/2000-1441/23959.jpg

      مهارتی که نسل به نسل در خدمت صنعت نفت بالیده است

      هفشجــــــــــــان نامی بر بلندای  صنعت جوش ایران

      فرشید خدادادیان

      پژوهشگر تاریخ نفت و میراث صنعتی

      مشعل |  برخی مهارت ها، صنایع، شغل ها و تخصص ها، با برخی مناطق شهری و روستایی، پیوندی تنگاتنگ دارند. بررسی تاریخی شکل گیری این موضوع ها معمولا به این نتیجه ختم می شود که نخستین فرد یا افراد از یک شهر یا روستا بنا به علاقه یا فراهم بودن شرایط زمانی و مکانی، وارد یک حرفه یا صنعت شده و دیگر افراد فامیل، فرزندان، هم محلی یا همشهری ها و به مرور نسل های بعدی از آن شهر یا منطقه در همان حرفه یا صنعت مشغول به کار شده اند.  حضور قابل توجه "هفشجانی" ها در صنعت جوشکاری خطوط لوله و تاسیسات نفت و گاز، با همین رویکرد قابل بررسی است. موضوعی که باعث شده امروزه هفشجان واقع در استان چهارمحال و بختیاری، پایتخت صنعت جوش در ایران نام بگیرد؛ پدیده ای که از نظر مردم شناسی در چارچوب میراث صنعتی و همچنین تاریخ نفت در ایران، قابل تامل است.

      صنعت نفت ایران، از بدو ورود بسیاری از صنایع پایین دستی، خدماتی و تامین و تجهیز را با خود به ارمغان آورد. مهم ترین صنعت ایران و خاورمیانه، چندسالی پیش تر از عمومی شدن صنعت جوش و جوشکاری الکتریکی وارد ایران شده بود، اما پس از شکل گیری تجاری صنعت جوشکاری، از نخستین مجموعه هایی بود که جوشکاری را جانشین پَرْچ کاری و دیگر روش های اتصالات در ساخت تاسیسات و خطوط لوله کرد.

      پیشگامان جوشکاری

      احداث خطوط لوله که در آغاز به صورت "کالر پیچ"Screw Coolar در سایزهای مختلف در میادین نفتی ایران انجام می شد، با ورود صنعت جوش ضمن تغییر روش و شکل اجرا، شتاب بیشتری یافت. کار سختی که "چارلز ریچی" و گروه کارکنان انگلیسی و هندی و بختیاری و عرب، حدفاصل سال های۱۹۱۰تا۱۹۱۱میلادی به فرجام رساندند، یکی از بزرگ ترین پروژه های احداث خط لوله از "میدان نفتون" به ساحل "عبادان" بود که تمام مسیر حدود 130 کیلومتری آن در کوهپایه و دشت به صورت کالر پیچ کردن لوله ها به یکدیگر پیموده شد تا نخستین خط لوله نفت ایران و خاورمیانه احداث شود.  به فاصله کمی از این کار طاقت فرسا و سخت در کوه تپه های ایران، موتورهای دیزلِ جوشکاریDiesel welding engine در صنعت نفت مورد استفاده قرار گرفت و از میان کارگران ایرانی یک گروه بودند که زودتر از دیگران، کار را از انگلیسی ها یاد گرفتند؛ "هفشجانی ها"

      پیشینه تاریخی هَفشِجان

      هَفشِجان، شهری در نزدیکی شهرکرد، مرکز استان چهارمحال و بختیاری است و بر اساس مطالعات باستان شناسی، پیشینه اش به دوره نو سنگی می رسد. در نام گذاری هفشجان، به نام پارسی "هوشنگان" یعنی مکان هوشنگ اشاره شده است. "هوشنگ"، پادشاه اساطیری دوره پیشدادی است که در شاهنامه کشف آتش و برگزاری جشن سده به وی منسوب شده است.  در مقطع زمانی مورد نظر ما، یعنی ابتدای شکل گیری صنعت نفت در جنوب غرب ایران، حدفاصل سال های ۱۲۸۰تا ۱۲۸۷خورشیدی، این محل "هوشگان" گفته می شد و هفشجان یا "هفشه جان" نیز معرب شده همان واژه پارسی هوشگان است.  با اکتشاف نفت از چاه شماره یک میدان نفتون در سرزمین قشلاقی بختیاری ها (خرداد۱۲۸۷) خبر ورود فرنگی ها و نیاز ایشان به نیروی کار، زودتر از جاهای دیگر کشور به چهارمحال و بختیاری رسید. دلیل آن روشن بود، بختیاری ها، قومی کهن و دیرپا و دامدارانی کوچ رو بودند که زمستان را در شمال خوزستان و تابستان را در سرزمینشان یعنی چهارمحال  و بختیاری سپری می کردند و نخستین کارکنان ایرانی صنعت نفت نیز به طور طبیعی از ایشان و در کنار اعراب جنوب خوزستان انتخاب شده بودند. بختیاری ها به آغاز کوچ خود بین ییلاق و قشلاق و بالعکس "مال کَنون" به معنای جمع کردن مال و اموال و کَنده شدن میخ سیاه چادرها و وسایل می گویند؛ به همین دلیل در کوچ بهاره خود (سال۱۲۸۷) خبر حضور فرنگی ها در قشلاق و برای اکتشاف نفت، سوغات ایشان از جنوب در اولین "مال کَنون" و کوچشان به ییلاق بود.  در سرزمین ییلاقی بختیاری ها، علاوه بر ایشان؛ ترک ها، فارس ها، ارامنه، گرجی ها و دیگرانی نیز زندگی می کردند و به همین دلیل وقتی صحبتِ کار در کمپانی نفت و گرفتن دستمزد به "لیره" و ریال به میان آمد، از میان تمام ساکنان این سرزمین، مردان و جوانانی خود را به خوزستان رساندند تا در کمپانی کار کنند و آینده خود و خانواده را با صنعت نفت بسازند.  این موضوع محدود به این منطقه نماند و به مرور از اصفهان و یزد و شیراز گرفته تا کرمانشاه و کردستان نیز افراد خود را به میادین نفتی ایران در خوزستان رساندند تا کارگر کمپانی شوند.  هفشجانی ها نیز از نخستین سال های فعالیت کمپانی، در این صنعت حضور داشتند. آنها صنعتگران محلی هنرمندی بودند که پیشینه باستانی و تاریخی سکونت گاهشان، گواه قدمت فرهنگی و زیستی آنان بود. عرصه وسیع پیش از تاریخی هفشجان که در چندین هکتار از شهر کنونی هفشجان گسترش یافته ، مملو از صد ها قطعه آثار و ابزارهای سنگی ابتدایی از عصر نوسنگی به بعد و بقایای شاهراه های باستانی است. سکونتگاهی که از دوره پیش از تاریخ به دوران تاریخی باستان رسیده و از آن مقطع تا امروز همچنان زیستگاه بشری است، بی تردید قدمتی در فناوری ها و صنایع بومی نیز دارد. از جمله هنر و خلاقیت ایشان در فلزکاری، آهنگری، صنعت سنگ و سنگ تراشی و نجاری.

      سنگ تراشان جوشکار

      در آغاز، سنگ تراشی یکی از هنرهای این منطقه بود. کوه "بُزلَر" در شمال هفشجان، مهم ترین معدن سنگی است که از آن برای تراشیدن شیرهای سنگی یا به گویش بختیاری ها؛ بَردِ شیرها استفاده می شد. شیرهای سنگی که در دوران صفویه، نمونه هایی از آن به اصفهان پایتخت صفویان نیز رسید و زینت بخش معماری پل ها و ابنیه پایتخت شد.  به این ترتیب بخشی از هفشجانی ها و دهکردی هایی که برای کار در کمپانی نفت به جنوب مهاجرت کردند، در ساخت ابنیه و تراشیدن سنگ و معماری به کارگرفته شدند، اما تنوع کار بسیار بیشتر بود و به طور طبیعی آنها محدود به آنچه به آن مشهور بودند، نماندند و بسیاری از آنها پس از سپری کردن دوره های کوتاه و به تعبیر امروز"ضمن خدمت" آموزشی در کمپانی نفت، ابزار صنعتی به دست گرفتند و نقاش، پرچ کار، ابزارکار و بعد از ورود صنعت جوش، "جوشکار" شدند.  چنانچه پیشتر آمد؛ جوشکاری با قوس الکتریکی در دهه دوم فعالیت صنعت نفت در ایران جایگزین "پَرچ" در تاسیسات و "کالر پیچ" Screw Coolar در احداث خطوط لوله   شد.

      میراث داران جوشکاری

      پرچ کاری، قبل از ورود صنعت نفت نیز در مناطق مختلف ایران و به طور مشخص در آهنگری ها به شکل بومی و سنتی انجام می شد؛ به همین دلیل وقتی در صنعت نفت نیز مهندسان انگلیسی از Riveting سخن گفتند، برای کارکنان ایرانی کمپانی این کار آشنا بود.  پرچ کاری، در دهه نخست فعالیت صنعت نفت در ایران، به صورت دستی و با ابزارهای ساده انجام می شد. در پرچ کاری سنتی، ابزارها ساده ولی حیاتی بودند. چکش، پاشنه سندان، مشعل حرارتی، میله های پرچ و قالب های تغییر شکل، از جمله ابزارهای اصلی بودند. معمولا پرچ ها ابتدا در حالت گرم وارد سوراخ مورد نظر می شدند تا پس از انبساط، موجب استحکام اتصال شود. در این فرایند، حرارت بالا و کار فیزیکی زیاد باعث خستگی نیروی انسانی می شد و در محیط های صنعتی بزرگ، نیاز به چندین کارگر برای هماهنگی داشت.

    • media/image/2026/10/2000-1441/23960.jpg

      از سوی دیگر، خطاهای انسانی می توانست منجر به ضعف مصدومیت و حوادث شوند. سوابق پرسنلی کارکنان نخستین کمپانی نفت، تایید کننده این نکته است که تعدادی از هفشجانی ها قبل از ورود صنعت جوش به حوزه عملیات کمپانی ابزارکار، پرچ کار و آهنگر بوده اند. در همین اسناد پرسنلی به کارکنان هفشجانی دیگری می رسیم که شغلشان به طور مشخص "جوشکار" قید شده است.

       

      راه یابی جوشکاری به صنعت نفت ایران

      در بررسی میراث صنعتی جوشکاری باید به این خط زمانTimeline توجه داشته باشیم که ابتدا و در سال ۱۸۸۱بود که مهندس فرانسوی "آگوست دو مریتنس" با استفاده از قوس الکتریکی با الکترودهای کربنی برای جوشکاری صفحات سربی باتری ها به پیشرفت قابل توجهی دست یافت. کار او نشان داد که قوس های الکتریکی می توانند در کارهای جوشکاری عملی به کار گرفته شوند.  چند سال بعد از آن "نیکولای بناردوس"، مخترع روسی، با مخترع همکارش به نام "استانیسلاو اولشفسکی" از لهستان، با توسعه و ثبت روشی به نام "جوشکاری قوسی کربنی"، این حوزه را بیش از پیش پیشرفت دادند. سیستم آنها شامل برخی از اولین نگهدارنده های الکترود بود که امکان کنترل و دقت بیشتر را فراهم می کرد. این اختراع به طور گسترده به عنوان اولین دستگاه جوشکاری قوسی با تعریف مشخص شناخته می شود و لحظه ای محوری در گذار از تکنیک های تجربی به فرایندهای جوشکاری صنعتی کاربردی و تکرارپذیر را رقم می زند.

      سال۱۹۰۰ در آستانه اعطای امتیازنامه بهره برداری از منابع نفتی ایران به ویلیام ناکس دارسی، مخترع دیگری بنام؛ "استروهمنگر" در بریتانیا و به طور تقریبا همزمان با مهندسی به نام "کیلبرگ" در آلمان، اولین الکترودهای روکش دار را معرفی کردند که پایداری قوس الکتریکی را در حین جوشکاری به طور قابل توجهی بهبود بخشید. این نوآوری زمینه را برای کیفیت جوش پایدارتر و کنترل بهتر قوس فراهم کرد.  به این ترتیب، سال۱۹۰۸ که نفت در ایران کشف شد، صنعت جوشکاری در بریتانیا و نقاط دیگر جهان، مراحل آغازین خود را سپری می کرد و یک دهه طول کشید تا در صنعت نفت ایران استفاده شود.  یکی از قدیمی ترین مستنداتی که از جوشکاری در صنعت نفت وجود دارد، در فیلم مستند کمپانی نفت محصول سال ۱۹۲۵ یعنی دهه دوم فعالیت کمپانی است که در آن کارگران ایرانی در ورک شاپ مسجدسلیمان مشغول آهنگری، بازسازی مته های حفاری، خم کاری صفحات فلزی و جوشکاری هستند. نکته جالب توجه در این فیلم مستند ارزشمند، لباس جوشکاران است که نشان می دهد کارکنان ایرانی از نخستین روزها "انبر جوشکاری" را به دست گرفته اند؛ موضوعی که مطابقت آن با پرونده های پرسنلی نسل نخست کارکنان صنعت نفت، بیانگر حضور هفشجانی ها در این بخش از فعالیت صنعت نفت است.

       

      نسل به نسل در جوشکاری صنعت نفت

      جوشکاری را انگلیسی ها Welding می گفتند و به مرور ایرانیان "ولدنگ کار" در بین همکاران خود شاخص شدند. از جمله هفشجانی های ولدنگ کار در نسل های متوالی این حرفه را در صنعت نفت ادامه دادند.  در پرونده های باقی مانده از پرسنل صنعت نفت به اسنادی می رسیم که تایید کننده قدمت حضور هفشجانی های "ولدنگ کار" و "فیتر" (لوله کش) در صنعت نفت است. (سند های شماره ۱ و ۲) برخی دیگر از این اسناد، نشان دهنده این است که برخی کارکنان هفشجانی کمپانی نفت برخی نیز از سوی کمپانی به هند اعزام شده اند. وقتی در پیشاور با حقوق ۳۵ روپیه استخدام و از آنجا به حیدرآباد منتقل شده است (سند شماره ۳).  هفشجانی ها در نفت جوشکاری را آغاز کردند و در طول تاریخ بلند نفت تا امروز، نسل به نسل و دست به دست میراث دار این صنعت در ایران و با شهرتی جهانی هستند.  ، کمپانی ایتالیایی انی(ENI)برای عملیات نفتی به ایران و چهارمحال وبختیاری آمد، از جوشکاران هفشجانی در عملیات خود استفاده کرد. مستنداتی که به وسیله دوربین فیلم ساز شهیر ایتالیایی "برناردو برتولوچی" در مستند LA VIA DEL PETROLIO (در زبان ایتالیایی؛ جاده نفت) ثبت شده، تاییدکننده دیگری از حضور هفشجانی ها در عملیات نفتی است.  هفشجانی ها، حتی در برخی موارد با اهدای جان خود به دوام و بقای صنعت کمک کرده اند. حادثه تلخ خط لوله سرخس در شهریور۱۳۸۹ و همچنین شهادت تعدادی از آنان به دست جنایتکاران تکفیری در ایالت دیاله عراق در سال۱۳۹۲ شاهد این نقش تاثیرگذار است.  جوشکاری، با صنعت نفت به ایران وارد شد و هفشجانی ها میراث داران این صنعت در ایران و خاورمیانه، با شهرت جهانی هستند.

       

       

      ارتقای خدمات حمایتی و سلامت بانوان صنعت نفت

          زهره یوسفیان ملا

      مشاور وزیر نفت در امور بانوان

      مشعل |  بیش از ۱۷ هزار نفر معادل ۸ درصد از کارکنان صنعت نفت را که در نزدیک ترین و دورترین نقاط عملیاتی، سمت های مهمی به عهده دارند، زنان تشکیل می دهند؛ بانوان شجاعی که در کنار ایفای نقش های خانوادگی، از حضور در مدیریت های کلان، سِمت های حساس، سایت های فنی، مناطق عملیاتی، خطوط پروازی، عملیات سوخت رسانی، بخش های تعمیراتی پالایشگاه ها و... هیچ ابایی ندارند. از این رو، مشاوره امور بانوان صنعت نفت بر خود فرض دانسته با هدف ارتقای سلامت این بانوان، با توجه به شرح وظایف، ماموریت ها و تکالیف محوله، اقدام هایی انجام دهد.

      استفاده فرزندان کارکنان زن از خدمات بهداشت و درمان اعم از بیمه پایه و تکمیلی، یکی از مهم ترین نکات و درخواست های عنوان شده بانوان شاغل درصنعت نفت بود که در این خصوص از سوی مشاور امور بانوان وزارت نفت، پیگیری های لازم صورت گرفت و مکاتبات، نشست ها و جلسات تخصصی با توسعه مدیریت و سرمایه انسانی و مراجع ذی ربط انجام شد که این موضوع از سوی اداره کل تدوین و هماهنگی مقررات اداری و استخدامی وزارت نفت در دست بررسی است. پوشش بیمه ای و استفاده از خدمات بهداشت و درمان در ماه اول تولد نوزادان بانوان شاغل در صنعت نفت، موضوع مهم دیگری در حوزه بهداشت و درمان است که از سوی این مشاوره انجام شد؛ این موضوع به زنان شاغلی اشاره داردکه نوزاد آنها در بیمارستان هایی که تحت تملک سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت نیستند، متولد می شوند. توسعه وترویج زایمان طبیعی و بدون درد نیز از دیگر موارد مهمی است که مشاوره امور بانوان با حضور در نشست های تخصصی متعدد با همکاران بهداشت و درمان صنعت نفت، پیگیر آن بود و براساس پیشنهادهای سازمان بهداشت و درمان مقرر شد، فرایند زایمان های طبیعی بدون درد به صورت پایلوت در مراکز بهداشت درمان صنعت نفت تهران و اهواز احیا و اجرایی شود.

       

      حمایت از درمان ناباروری

      ارائه خدمات مرتبط با درمان های ناباروری درصنعت نفت برای بانوان شاغل و خانواده های تحت تکفل همکاران هم از مواردی است که در دست بررسی و اقدام قرار دارد و به منظور نهایی سازی و تصویب و ابلاغ به شورای سلامت کارکنان وزارت نفت ارسال شد. همسو با تمرکز به موضوع ترویج باروری، تدوین پیش نویس طرح جامعی درباره حمایت از خانواده صنعت نفت و موارد مرتبط با حوزه های سلامت، به ویژه حوزه های سلامت روان و جسم نیز در اولویت مشاوره امور بانوان وزارت نفت قرارگرفته که پیش نویس این طرح آماده و برای اظهارنظر نهایی و طی فرایندهای اداری آن، به مراجع ذی ربط ارسال شده است؛ افزون براین، به منظور ترغیب جوانان به ازدواج، نشست هایی متمادی با مرکز خدمات مشاوره و سلامت روان صنعت نفت و با هدف سیاست گذاری و برنامه ریزی اجرای طرح هایی برای تشویق همکاران و کارکنان مجرد به ازدواج و تشکیل زندگی برگزار شده است. یکی دیگر از مواردی که در حوزه بانوان شاغل در صنعت نفت مورد توجه قرارگرفته، برنامه ریزی و سیاست گذاری برای برگزاری کارگاه ، سمینار، وبینار و دوره های آموزشی مرتبط با سلامت در حوزه بهداشت و درمان آنهاست. در این بخش هم موضوعاتی همچون تاب آوری، مهارت افزایی و توانمندسازی بانوان و خانواده های تحت تکفل همکاران در دستورکار قرارگرفت و تاکنون سمینارهای مختلفی در این بخش برگزار شده است. مشارکت و همکاری با مجموعه های مرتبط به منظور تدوین طرح بسته حمایتی برای فرزندان توان یاب کارکنان و کارکنان نیاز به توان یابی و توان خواه نیز از مواردی بوده که از سوی این مشاوره پیگیری و اقدام شده است.

       

       نشاط فردی بانوان

      توجه به سلامت روانی و نشاط فردی بانوان شاغل درصنعت نفت، یکی از اولویت های مشاوره امور بانوان به شمار می آید که اقدام های عملی در خصوص آن انجام شده است. تهیه پیش نویس طرح جامع خانواده صنعت نفت و درج موارد مرتبط با حوزه سلامت و تربیت بدنی، از مهم ترین موضوعاتی است که طی یک سال اخیر در حوزه زنان و خانواده به آن توجهی ویژه شده است. مراحل نهایی این طرح در مشاوره امور بانوان در حال انجام است که با اجرای آن همکاران می توانند ازخدماتی که در طرح جامع حمایت از خانواده دیده شده، بهره مند شوند. حضور بانوان پیمانکار مستمر غیرپروژه ای در المپیادهای ورزشی صنعت نفت نیز مورد مهم دیگری است که با ورود و پیگیری های مستمر امور بانوان، مجوز و مصوبه لازم از سوی شورای مرکزی ورزش صنعت نفت صادر و این امکان برای این دسته از بانوان نیز فراهم شده است. دراین میان و بنابر اهمیت ورزش همگانی و ایجاد فضای نشاط در خانواده ها، اقدام های لازم برای تسهیل دسترسی همه بانوان شاغل و همسرانشان به اماکن ورزشی در مراحل پایانی است. پیگیری حفظ تیم های ورزش قهرمانی زنان در صنعت نفت هم در دستور کار قرار گرفت و پیرو مجوزهای صادره از سوی شورای مرکزی ورزش با لحاظ شرایط ویژه برای بانوان قهرمان صنعت، عمده تیم های ورزشی قهرمانی زنان در صنعت نفت ابقا خواهند شد. از دیگر مواردی که در این حوزه محقق شد، طراحی و ایجاد سامانه ای با عنوان نسل فردای صنعت نفت است که راه اندازی آن تقریبا تمام شده و در آستانه رونمایی است. هدف از راه اندازی این سامانه، سنجش علاقه مندی فرزندان کارکنان در حوزه های مختلف از جمله در حوزه سلامت و ورزش است.

    • media/image/2026/10/2000-1441/23961.jpg

      گفت وگوی «مشعل» با رئیس مرکز ارزیابی و سنجش نیروی انسانی شرکت ملی گازایران

      جذابیت شغلی در مسیر پیچ وخم ها

      مشعل |  مسیر حرفه ای همیشه خطی از پیش تعیین شده نیست، گاهی تجربه کردن حوزه های مختلف، تغییر مسیر و حتی رویارویی با تردیدهاست که انسان را به جایگاه واقعی خود می رساند. برای زنان شاغل، این مسیر می تواند پیچیده تر باشد، زیرا در کنار نقش حرفه ای، مسئولیت های خانوادگی و اجتماعی نیز حضور دارند. در چنین شرایطی، «توازن کار و زندگی» دیگر یک مفهوم صرفا مدیریتی یا دانشگاهی نیست، بلکه بخشی از کیفیت زندگی و حتی معنای موفقیت است؛ شیوه ای که اکرم سادات موسویان، رئیس مرکز ارزیابی و سنجش نیروی انسانی شرکت ملی گاز ایران، آن را مورد پژوهش و نقشه راه مسیر شغل و زندگی خود قرارداده و در گفت و گو با خبرنگار ماهنامه مشعل به آن پرداخته است.

        از خودتان و مسیرکاریتان در صنعت گاز بگویید.

      از سال ۱۳۸۶ و در قالب جذب دانش آموختگان ممتاز، وارد صنعت گاز شدم. فعالیت در این صنعت را از مدیریت مالی و حوزه بررسی های مالی آغاز و به دلیل مرتبط بودن رشته تحصیلی کارشناسی مدیریت بیمه، مدتی نیز در حوزه بیمه پالایشگاه ها و شرکت های گاز استانی فعالیت کردم.  بعد از تغییر ساختار سازمانی، فعالیت های بیمه ای از مدیریت مالی جدا شد. به تدریج متوجه شدم کار با اعداد و ارقام، چندان با روحیات و علاقه هایم سازگار نیست واحساس می کردم هنوز جایگاه حرفه ای خود را پیدا نکرده ام.  با توجه به تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی در دانشکده مدیریت دانشگاه تهران، مدتی در امور تخصصی بازرگانی شرکت ملی گاز ایران فعالیت کردم و در زمینه تدوین دستورعمل های بازرگانی تجربیات خوبی به دست آوردم، اما همچنان در جست وجوی حوزه ای بودم که احساس کنم واقعا به آن تعلق دارم. درکل، همه این سال ها برای من مسیری سرشار از تغییر، یادگیری و خودشناسی بوده است.

       مسیر حرفه ای شما مشخص و از پیش تعیین شده نبود؟

      خیر. شاید یکی از جذاب ترین بخش های مسیر حرفه ای من همین تغییرها و پیچ وخم ها بوده است. گاهی تصور می کنیم باید از همان روز اول بدانیم قرار است در چه جایگاهی قرار بگیریم، اما تجربه من نشان داد که شناخت خود و پیدا کردن حوزه مورد علاقه، گاهی در طول مسیر اتفاق می افتد. فعالیت خود را از حوزه مالی شروع کردم، تجربه بیمه و بازرگانی را پشت سر گذاشتم و از هر کدام چیزی آموختم. نقطه عطف این مسیر زمانی بود که در آزمون دکترا پذیرفته شدم و در رشته مدیریت دولتی با گرایش رفتار سازمانی ادامه تحصیل دادم. برای من ورود به دنیای رفتار سازمانی، ورود به دنیایی متفاوت بود. در حوزه های مالی بسیاری از مسائل بر اساس اعداد، مقررات و دستورعمل های مشخص پیش می روند، اما وقتی با انسان ها سروکار دارید، با انگیزه، شخصیت، ادراک، نگرش، فرهنگ و روابط انسانی مواجه هستید. این پیچیدگی برای من جذاب بود. احساس کردم این همان حوزه ای است که می توانم دانش مدیریتی خود را در کنار علاقه ام به انسان و رفتار او به کار بگیرم. همین علاقه بعدها مسیر شغلی ام را به سمت منابع انسانی هدایت کرد.

       چه زمانی وارد حوزه منابع انسانی شدید؟

      سال ۱۳۹۵ و اواخر دوره تحصیل در مقطع دکترا، به پیشنهاد و راهنمایی رئیس وقت آموزش شرکت ملی گاز ایران، به مدیریت توسعه منابع انسانی، واحد طرح و برنامه ریزی نیروی انسانی، منتقل شدم. ورود به منابع انسانی در واقع ادامه همان علاقه ای بود که در رفتار سازمانی پیدا کرده بودم؛ یعنی شناخت انسان در سازمان و تلاش برای ایجاد ارتباط مؤثر میان نیازهای فرد، شغل و سازمان. پس از آن وارد حوزه انتصابات شدم و ابتدا در انتصابات بخش گازرسانی و بعد در انتصابات ستاد فعالیت کردم و مسئولیت سرپرستی این حوزه را به عهده گرفتم. در این مسیر، حمایت مدیران و همکاران برایم بسیار مهم بود. خودم هم تلاش می کردم هر موضوعی را عمیق فرا بگیرم؛ مستندات را مطالعه می کردم، نکات را می نوشتم و دسته بندی می کردم. هنوز بعضی از آن دفترچه ها را نگه داشته ام که برایم یادگاری ارزشمند از سال های یادگیری حرفه ای هستند.

       موضوع توازن کار و زندگی در همین دوره به موضوع رساله دکترای شما تبدیل شد؟

      موضوع رساله من «بررسی توازن کار و زندگی در صنعت نفت» بود و پژوهش را با رویکرد کیفی و روش نظریه «داده بنیاد» انجام دادم. در جریان پژوهش با مدیران و خبرگان صنعت گفت وگو کردم و هرچه بیشتر با تجربه های واقعی کارکنان آشنا شدم، بیشتر به این نتیجه رسیدم که توازن کار و زندگی، به خصوص در صنعت نفت و گاز، موضوعی واقعی و جدی است. یکی از نکاتی که برای من بسیار قابل تأمل بود، مسئله هویت شغلی بود. در تجربه برخی مشارکت کنندگان پژوهش، کار آنقدر با هویت فرد گره خورده بود که پس از پایان خدمت، بازتعریف هویت برایشان دشوار می شد. این موضوع نشان می دهد که کار برای انسان فقط وسیله کسب درآمد نیست بلکه می تواند بخشی از هویت، روابط اجتماعی و احساس معنا در زندگی باشد.

       پس توازن کار و زندگی فقط به معنای کم کردن ساعت کار نیست؟

      این برداشت یکی از مهم ترین نتایج پژوهش من بود. توازن کار و زندگی را نمی توان فقط با این سؤال سنجید که چند ساعت سر کار هستیم و چند ساعت در خانه. مسئله، زمان، انرژی، منابع روانی و عاطفی و حتی هویت فرد است که میان نقش های مختلف زندگی توزیع می شود. ممکن است فشار یک نقش به نقش دیگر منتقل شود، اما توانمندی هایی که در یک نقش به دست می آوریم، می تواند در نقش دیگر نیز به کمک ما بیاید. در واقع، توازن زمانی شکل می گیرد که بتوانیم در نقش های مختلف زندگی حضور داشته باشیم، بدون اینکه یکی از آنها به طور مستمر دیگری را تحت تأثیر منفی قرار دهد.

       تجربه کارکنان مناطق عملیاتی چه نقشی در شکل گیری این نگاه داشت؟

      تجربه کارکنان مناطق عملیاتی برای من بسیار آموزنده بود. سال هایی که در حوزه منابع انسانی فعالیت داشتم، بارها با کارکنانی مواجه می شدم که درخواست انتقال به تهران داشتند. دلایل مختلفی وجود داشت، اما یکی از دلایل مهم، دوری از خانواده بود. شرایط اقماری ممکن است در سال های ابتدایی قابل تحمل باشد، اما وقتی سال ها ادامه پیدا می کند، فرد ممکن است احساس کند میان دوراهی کار و زندگی قرار گرفته است. حتی گاه افراد تصمیم می گرفتند به شهر دیگری مهاجرت کنند تا بتوانند زندگی شخصی خود را دوباره سامان دهند. این تجربه ها برای من روشن کرد که توازن کار و زندگی یک مفهوم صرفا دانشگاهی نیست؛ موضوعی واقعی است که می تواند روی تصمیم های مهم زندگی افراد اثر بگذارد.

       این مسئله برای زنان شاغل چه ابعاد متفاوتی پیدا می کند؟

      صنعت نفت و گاز به طور سنتی، صنعتی مردانه است و هنوز هم در برخی موقعیت ها می توان آثار این پیشینه را مشاهده کرد. در مصاحبه هایی که انجام دادم، برایم محسوس بود که زنان معمولاً مسئله توازن کار و زندگی را ملموس تر تجربه می کردند.

      یک زن شاغل ممکن است همزمان نقش حرفه ای، همسری، مادری و مسئولیت های خانوادگی و اجتماعی دیگری داشته باشد. اگر میان این نقش ها هماهنگی ایجاد نشود، فشار ناشی از تعارض نقش ها می تواند بسیار زیاد شود. از سوی دیگر، گاهی یک زن در محیط کاری احساس می کند برای اثبات توانمندی خود باید بیشتر تلاش کند و حتی ممکن است برای نشان دادن اینکه از عهده مسئولیت برمی آید، زمان و انرژی بیشتری صرف کار کند.

      اما نکته مهم این است که وقتی زن بعد از پایان ساعت کاری به خانه می رسد، مسئولیت های دیگری همچنان وجود دارد. اگر تمام انرژی فرد در محیط کار مصرف شده باشد، ممکن است انرژی کافی برای زندگی شخصی باقی نماند.

      در حقیقت زنان در بسیاری از موارد توانایی مدیریت همزمان چند نقش را دارند و این موضوع می تواند یک نقطه قوت باشد، اما نباید از این ظرفیت به عنوان دلیلی برای تحمیل مسئولیت بیشتر استفاده کرد. برای اینکه چندنقش بودن به توانمندی تبدیل شود، حمایت خانواده و سازمان ضروری است؛ به طوری که یک زن مجبور نباشد برای موفقیت در هر یک از نقش هایش، نقش دیگر را قربانی کند.

       شما همزمان کار می کردید و تحصیل، چگونه این توازن را برقرار کردید؟

      دوره دکترا برای من با کار تمام وقت همراه بود. درس، آزمون جامع و رساله را در کنار مسئولیت های شغلی و زندگی شخصی دنبال می کردم؛ در این شرایط، خانواده نقش بسیار مهمی داشت. ازدواج با فرد مناسب و اینکه همراهی و درک متقابل در زندگی وجود داشته باشد، خانواده به عنوان یک پشتوانه بسیار مهم می تواند برای پیشرفت فرد نقش داشته باشد. همسرم همیشه تلاش کرده است حامی من باشد. این حمایت فقط به معنای انجام یک کار مشخص نیست؛ گاهی همین که بدانید کسی شرایط شما را درک می کند و موفقیت شما را موفقیت خودش می داند، انرژی بسیار زیادی ایجاد می کند؛ به همین دلیل معتقدم نباید همه مسئولیت ایجاد توازن کار و زندگی را به خود فرد واگذار کنیم؛ خانواده و سازمان هر دو در این زمینه نقش دارند.

       برای زنان جوانی که وارد صنعت نفت و گاز می شوند، چه پیامی دارید؟

      یادگیری را جدی بگیرند. هیچ کس فقط با داشتن مدرک یا عنوان شغلی، حرفه ای نمی شود. باید دائم یاد گرفت، پرسید، مطالعه کرد و از تجربه دیگران بهره گرفت و مهم تر این که خود را در مسیر حرفه ای شدن گم نکنند. موفقیت شغلی ارزشمند است، اما اگر برای رسیدن به آن زندگی شخصی، خانواده، سلامت روان یا هویت فردی خود را از دست دهیم، باید در تعریف مان از موفقیت تجدیدنظر کنیم. مسیر حرفه ای زمانی معنا پیدا می کند که در کنار ایجاد ارزش برای سازمان، خودمان را هم در این مسیر فراموش نکنیم.

    • media/image/2026/10/2000-1441/23963.jpg

      روایت «مشعل» از آخرین خداحافظی فرزند   همکار منطقه عملیاتی پارسیان

      ستاره ای که در ۱۰ سالگی جاودانه شد

      هلما، دختری که با رویای قهرمانی والیبال به باشگاه  رفت و در غروب تلخ لامرد آسمانی شد

      مشعل | حمله به ورزشگاه شهید نعیمی لامرد در ۹ اسفند 1405، برای یک خانواده در دل جنوب، پایان یک زندگی و آغاز سال ها داغ و دلتنگی بود؛ روایتی تلخ که هرگز پایان نخواهد یافت و اندوهی بزرگ که رد آن تا همیشه بر دیواره های شهرسنگینی خواهد کرد. هلما سادات احمدی زاده، دختر پرانرژی و دوست داشتنی سیدعلی احمدی زاده، نیروی پیمانکاری اداره ترابری منطقه عملیاتی پارسیان، آن روز برای تمرین بازی والیبال به ورزشگاه رفته بود، اما سرنوشت، پایانی تلخ برای زندگی کوتاهش رقم زد و او در عصر نخستین روز جنگ با حمله ددمنشانه رژیم آمریکایی- صهیونی آسمانی شد. خبرنگار مشعل در گفت وگو با خانواده هلما، روایت آن روز تلخ را از زبان پدر و مادر و آشنایان این شهیده بازگو کرده است؛ دختری که تنها فرزند خانواده بود و با رفتن مظلومانه، نامش آنگونه که می خواست، برای همیشه جاودانه شد.      

      برای گفت وگو با خانواده هلما، خودم را به اکران فیلم مستند «برای هلما» به کارگردانی علی تک روستا در مرکز مستند سوره رساندم تا روایت تصویری این مستندسازجوان را از آن روز تلخ ببینم، فضای سالن نمایش سنگین و حزن آلود بود. تماشای مستند زندگی دختری 10 ساله، آن هم در کنارخانواده اش، آسان نبود.

      فیلم با تصاویری چشم نواز از نخل ها و فضای گرمسیری لامرد در استان فارس آغاز می شود و قصه زندگی هلما را روایت می کند؛ دختری که عمرش کوتاه بود، اما به بلندآوازگی رسید.

      کارگردان با هنرمندی، گفت وگوهای پدر و دختر، خاطرات همکلاسی های هلما و تصاویر دردناک آن عصر سیاه را در کنار هم نشانده بود؛ چنان که کمتر تماشاگری می توانست چشم از پرده بردارد و در برابر هجوم بغض و اشک تاب بیاورد. هرچه فیلم پیش می رفت، صدای گریه و اندوه خانواده و آشنایان هلما در سالن می پیچید؛ گویی آن حادثه تلخ بار دیگر پیش چشمانشان تکرار می شد. با وجود گذشت بیش از 6 ماه از آن روز، بغض های فروخورده نشان می داد زخم این ماجرا همچنان عمیق و تازه است.

      هلما در فیلم، دختری شاد، ورزشکار، عاشق والیبال و سرزنده به تصویر کشیده شده است؛ دختری که حضورش امیدی بزرگ در دل خانواده سیدعلی بود، اما این جوانه های زندگی و نوجوانی، ناگهان با بمباران سالن ورزشی لامرد در هم شکست و صفحه زندگی خانواده را به تاریکی عمیقی کشاند.

      روایت کارکنان بیمارستان شهر لامرد نیز یکی از تلخ ترین بخش های فیلم بود؛ آنجا که می گفتند ظاهر هلما پس از حادثه، بسیار آرام و تمیز بوده و اثری از خونریزی یا ترکش روی بدنش دیده نمی شده، اما چهره اش به شدت رنگ پریده و زرد شده بود. همین روایت کوتاه، بیش از هر تصویر دیگری، تلخی و هولناکی آن لحظه را نشان می داد.

      بابا نرو، پیشم بمان

      بعد از اکران فیلم، سراغ سیدعلی احمدی زاده، پدر هلما رفتم تا روایت آسمانی شدن دخترش را از زبان او بشنوم؛ او که 6 ماه است داغ تنها فرزندش بر دلش سنگینی می کند، با لحنی آرام، اما آمیخته به بغض می گوید: آن روز وقتی هلما از مدرسه برگشت، با ذوق و شوق گفت که می خواهد به کلاس تمرین والیبال برود. حدود ساعت 15 و 30 دقیقه ساک ورزشی اش را برداشت و گفت: بابا بریم. او را به سالن رساندم. حدود ساعت چهار به سالن تمرین رسیدیم. معمولا وقتی می رسیدیم، از من می پرسید که می روم یا می مانم، اما آن روز گفت بابا نرو، پیشم بمان. شاید قرار بود همان چند دقیقه همدیگر را ببینیم.

       پدر هلما ادامه می دهد: حدود ۱۰ دقیقه پس از شروع تمرین، هلما به تلفن همراهم زنگ زد و گفت: بابا، می آیی دنبالم؟

      من که فکر می کردم منظورش بعد از پایان کلاس است. گفتم: حتما می آیم و از هم خداحافظی کردیم. اما گویا هلما حالش در آن روز بخاطر اینکه دوستانش نیامده بودند مساعد تمرین کردن نبوده و برروی سکو سالن نشسته بوده و منتظر من بوده که دنبالش بروم . اما دیگر زنگی نزد.وی ادامه می دهد: بعدها با خودم فکر کردم شاید من تنها کسی بودم که آن روز با او خداحافظی کردم.

      حدود ساعت 17 و 10 دقیقه پدر آماده شده بود تا هلما را از سالن تمرین به خانه بازگرداند، اما پیش از حرکت، صدای انفجاری مهیب شنید که بسیار نگرانش کرد.

      سید علی احمدی زاده می گوید: در آن زمان سه صدا شنیدم. دو صدا شبیه به زمین لرزه بود.صدای سوم به قدری شدید و نزدیک بود که احساس کردم در ۱۰۰ یا ۲۰۰ متری از منزلمان رخ داده است.

      وی ادامه می دهد: همسرم همان لحظه گفت: علی، هلما را از دست دادیم، اما من امیدوار بودم که چنین اتفاقی نیفتاده باشد. هر دو با عجله به سمت سالن والیبال حرکت کردیم و از صحنه ای که دیدیم، برخود لرزیدیم. سالن ورزشی مورد اصابت موشک دشمن قرار گرفته و آنجا را با خاک یکسان کرده بود؛ آن وقت بود که فهمیدیم هلما از پیش ما رفته است.

      وقتی از پدر هلما درباره ویژگی های اخلاقی و رفتاری دخترش پرسیدم، گفت: هلما اگرچه فقط۱۰ سال داشت، اما مثل یک فرد بزرگسال رفتار می کرد. خیلی پرانرژی و پرجنب وجوش بود. در کارهای خانه به من و مادرش کمک می کرد. اگر ماشین می شستم، کنارم می ماند و اگر مادرش کاری داشت، به او کمک می کرد. به نظم و تمیزی خیلی اهمیت می داد و هر وسیله ای را سر جای خودش می گذاشت.

      پدر هلما می گوید: والیبال یکی از مهم ترین علاقه مندی های ورزشی هلما بود و خانواده هم با توجه به سابقه ورزشی که در آن وجود داشت، از این انتخاب او حمایت می کرد.

      دوست داشتم هلما فوتبالیست شود، اما با علاقه ای که به والیبال داشت، این رشته را انتخاب کرد. من هم حمایت کردم و از او خواستم هر رشته ای که دوست دارد، فعالیت کند و همین شد که وارد عرصه والیبال شد.

      هلما همچنین دخترعمویش، سیدزهرا را که عضو یک تیم فوتبال بود، الگوی خود می دانست.

      پدرش در این باره نیز می گوید: هلما دخترعمویش را خیلی دوست داشت و همیشه در اینترنت و فضای مجازی نام سیدزهرا را جست وجو می کرد و وقتی عکس او را می دید، می گفت: بابا می شود من هم یک روز مثل آبجی زهرا معروف شوم؟ و این جمله را بارها تکرار می کرد.

      پدر هلما ادامه می دهد: فکر می کردم درباره رویاها و آینده اش حرف می زند، اما نمی دانستم قرار است این قدر زود نامش بر سر زبان ها بیفتد.

      مامان، می خواهم باشگاه بروم

      وقتی نوبت به صحبت با نادیا نکوخیز(مادر هلما) رسید، دیگر توانی برای سخن گفتن نداشت؛ گویی خاطرات آن روز تلخ را بارها در ذهن خود مرور و زمزمه کرده بود. با اصرار دعوت به گفت وگو را پذیرفت و کوتاه از آن روز تلخ گفت؛ روزی که هلمای او و همسرش، آسمانی شده بود.

      مادرهلما می گوید: آن روز وقتی هلما از مدرسه برگشت، مثل همیشه نبود. کمی خوابید و بعد بیدار شد. دسری را که دوست داشت، برایش آماده کرده بودم، خورد و آماده رفتن به باشگاه برای تمرین والیبال شد.

      وی با تاکید بر این نکته که دخترش با وجود سن کم، استقلال و مسئولیت پذیری زیادی داشت، ادامه می دهد: هلما برای من فقط یک دختر ۱۰ ساله نبود؛ عقلش خیلی بیشتر از سنش بود. وقتی از مدرسه برمی گشت، لباسش را مرتب آویزان می کرد، جوراب هایش را تا می کرد و بعد می آمد و می پرسید که غذا چیست؟ خیلی فعال بود و هیچ وقت خستگی را در او نمی دیدیم.

      بغض راه گلوی مادر هلما را بسته بود و امان نمی داد تلخی های آن روز را به زبان آورد؛گویی واژه ها هم در برابر داغ سنگینی که بردل داشت، تاب نمی آوردند و دیگر ادامه نداد.

      هلما دیگر در میان ما نیست

      خاله هلما، نفر بعدی در این گفت وگو بود. او هلما را دختری شاد و پرانرژی معرفی می کند و ادامه می دهد: اگر درجمعی بودیم یا به خانه ما می آمد، دوست داشت با بچه ها بازی کند. به آراستگی و پاکیزگی اهمیت زیادی می داد.

      او درباره علاقه هلما به والیبال می گوید: وقتی از هلما پرسیدم چرا والیبال، برو کلاس زبان گفت ورزش را خیلی دوست دارد. قصه زندگی هلما همین قدرکوتاه، به پایان رسید؛ برای پدری که روزهای متمادی پایش را روی پدال گاز زندگی فشرد تا خواسته های دخترش را برآورده و آینده اش را بسازد و برای مادری که با عشق، او را تا 10 سالگی رساند، به امید آنکه بالندگی و موفقیتش را بیش از این ببیند، اما موشک دشمن آمریکایی، حقیقتی را به رخ کشید که مدعیان حقوق بشر چشم بر آن بسته اند؛ حقیقت خانواده ای در دل جنوب ایران که قربانی سکوت و چشم فروبستن هایی شده که همچنان ادامه دارد.

    • media/image/2026/10/2000-1441/23962.jpg

      بزرگ ترین مرکز سلامت خانواده صنعت نفت، در خدمت رسانی گوی سبقت را ربوده است

      ضربان زندگی در درمـــــــــانگاه آزادی

      مشعل |کنار میدان نام آشنای آزادی تهران، جایی که یکی از نقاط پرتردد شهر به شمار می رود، درمانگاهی وجود دارد که نه تنها مرکز درمانی است؛ بلکه مأمن و پناهگاه ۲۱ هزار نفر از جمعیت تحت پوشش صنعت نفت در منطقه غرب پایتخت است که با ورود به آن و مشاهده برخورد محترمانه کارکنان با مراجعه کنندگان، می توان مفهوم واقعی همدلی، مسئولیت پذیری و خدمت به بیماران را از نزدیک درک کرد. این درمانگاه که روی سردر ورودی آن، کلمه "آزادی" خودنمایی می کند، با داشتن کلینیک های دندانپزشکی، غدد، ریه، روماتولوژی، واریس، قلب، داخلی، دیابت، اطفال، زنان، ارتوپدی، سونوگرافی، پوست و مو، چشم، طب فیزیکی و بخش های دیگر مثل ترک اعتیاد و سیگار، طب سنتی، اعصاب و روان، نورولوژی، اورولوژی، جراح عمومی، حرکات اصلاحی، مشاوره و اپتومتری، بزرگ ترین مرکز سلامت خانواده صنعت نفت به شمار می رود که به گفته امیرمحسن مرتضوی، رئیس این مرکز درمانی، پذیرای روزانه یکهزار نفر مراجعه کننده از جمعیت تحت پوشش است که در طول جنگ های ۱۲ روزه و 40 روزه هم در خط مقدم ایثار ایستاده بود.همین موضوع خبرنگار مشعل را برآن داشت تا در بازدید میدانی از این مرکز، به گفت و گو با کارکنان خدوم آن بپردازد.

      خنکای سالن انتظار درمانگاه آزادی صنعت نفت تهران، به استقبالم می آید و وارد دنیای امید، زندگی و تلاش برای بهتر بودن می شوم؛ دنیایی که پزشکان، پرستاران و همه کارکنان آن با وجود حجم بالای کار، با صبر و حوصله به بیماران رسیدگی می کنند تا همه آنها پس از دریافت خدمات درمانی، با لبخند و امید به خانه برگردند. اینجاست که می آموزیم درمان، تنها به تجویز دارو محدود نمی شود؛ گاهی یک رفتار محترمانه، یک لبخند یا چند دقیقه گوش دادن به درد  دل بیمار، می تواند بخش مهمی از روند بهبود او باشد.

      امید به درمان و بهبود

      در سالن انتظار، هر بیمار داستانی دارد؛ یکی از درد بی امان کمر و پا می گوید و دیگری چند صباحی است ریتم قلبش ناکوک شده است؛ اما وجه مشترک همه آنها، امید به درمان و بهبودی است و خوشحالند از اینکه پرونده پزشکی دارند و هر آنچه پزشک باید از شرح حالشان بداند، در آن نوشته شده است؛ پرونده های پزشکی که امیرمحسن مرتضوی، رئیس درمانگاه آزادی صنعت نفت تهران درباره آن چنین می گوید:«در این مرکز که بزرگ ترین پلی کلینیک صنعت نفت به شمار می رود و در ۱۰ هزار مترمربع واقع شده، ۲۱ هزار نفر جمعیت تحت پوشش زیر نظر ۸ پزشک خانواده دارای پرونده الکترونیک هستند و بیماری آنان به صورت کامل کنترل و پیگیری و در صورت نیاز، فراخوان برای مراجعه مجدد به آنان داده می شود. به طور متوسط روزانه یکهزار نفر در ۲۴ کلینیک تخصصی و فوق تخصصی این درمانگاه ویزیت می شوند که برابر اطلاعات پرونده آنان، ۶۰ درصد آنها، افراد مسن و بازنشسته هستند.»

    • media/image/2026/10/2000-1441/23964.jpg

      مرتضوی که در این بازدید میدانی مرا همراهی می کند، یادآور می شود: «واحد اورژانس به صورت شبانه روزی در تمام شرایط، آماده خدمت رسانی است. نمونه آن در طول جنگ و بحران بود که با انتخاب مکانی در بخش پارکینگ درمانگاه و قراردادن ۲۰ تخت اورژانس با تمام امکانات درمانی، پیش بینی هرگونه خدمات رسانی اورژانسی به جمعیت تحت پوشش و سایر هموطنان را کرده بودیم. به طورکلی، تمامی خدمات درمانی در همین درمانگاه به بیمار ارائه می شود و به این دلیل که در اینجا واحد بستری موقت داریم، بیمار در موارد خاص برای بستری کامل به بیمارستان فوق تخصصی نفت تهران ارجاع داده می شود که با آمبولانس بسیار مجهزی که در اختیار داریم، این اقدام صورت می گیرد.» به گفته رئیس درمانگاه صنعت نفت آزادی، ۲۴ کلینیک تخصصی و فوق تخصصی شامل دندانپزشکی، غدد، ریه، روماتولوژی، واریس، قلب، داخلی، دیابت، اطفال، زنان، ارتوپدی، سونوگرافی، پوست و مو، چشم، طب فیزیکی، ترک اعتیاد و سیگار، طب سنتی، اعصاب و روان، نورولوژی، اورولوژی، جراحی عمومی، حرکات اصلاحی، مشاوره و اپتومتری پذیرای خدمت رسانی به مراجعه کنندگان هستند که کلینیک ترک اعتیاد و سیگار و طب سنتی به تازگی به این مجموعه اضافه شده و اینجا تنها مرکز سلامت خانواده صنعت نفت است که این کلینیک ها در آن دایر هستند.  همچنین واحد دندانپزشکی با 8 یونیت، روزانه پذیرای 90 بیمار در دو شیفت صبح و عصر هستند.

      وی ادامه می دهد: «برای حفظ شرایط روحی و جسمی کارکنان درمانگاه، یک سالن ورزشی با دستگاه ها و امکانات مناسب به همراه مربی ورزش در نظر گرفته شده تا همکاران در صبح اول وقت یا پایان وقت اداری، بتوانند از آن استفاده و با روحیه بانشاط تری خدمت رسانی کنند؛ زیرا رضایتمندی بیماران شرط اول کاری کادر درمان است، ضمن اینکه سرای کتاب آزادی هم با مجموعه کتاب های متنوع در سالن انتظار قرار دارد تا هم مراجعه کنندگان و هم کارکنان، فرصت مطالعه را از دست ندهند.»

      ۶۰ نمونه گیری در روز

      آزمایشگاه بعد از کلینیک های تخصصی و فوق تخصصی، تکمیل کننده ادامه مسیر درمان محسوب می شود که این بخش در درمانگاه صنعت نفت آزادی واقع در طبقه زیر همکف، کاملا مجهز و روزانه پذیرای بیش از ۶۰ مراجعه کننده است. در باب اهمیت این بخش همان بس که به گفته احسان نبی پور، مسئول آزمایشگاه درمانگاه صنعت نفت آزادی، تمام آزمایش ها با دستگاه ها و دقت لازم در همین بخش انجام می شود و تقریبا مجزا و بی نیاز از بیمارستان فوق تخصصی صنعت نفت است؛ البته در موارد خاص یعنی آزمایش های هورمونی که خیلی تخصصی هستند، بیمار به بیمارستان ارجاع داده می شود. وی یادآور می شود: «آزمایشگاه با پنج متخصص در حوزه آزمایشگاهی از ساعت ۷ تا ۱۰ صبح مشغول نمونه گیری و سپس انجام آزمایش هستند و تلاش بر این است که باظرافت و دقت هرچه تمام تر، نمونه های بیماران بررسی شود.

       مرهم درمان

      به طبقه همکف برمی گردم؛ جایی که داروخانه درمانگاه در گوشه سالن خودنمایی می کند و بیماران روی صندلی های انتظار مقابل پیشخوان نشسته اند تا بعد از شنیدن نامشان از بلندگوی داروخانه، داروی خود را دریافت کرده و راهی خانه شوند. میلاد مقیمی، مسئول داروخانه درمانگاه صنعت نفت آزادی درباره مدت زمان انتظار برای دریافت دارو می گوید: «همان گونه که تلاش کرده ایم بیماران در صف انتظار دارو زیاد معطل نشوند، درصد خطا در تحویل دارو را هم به شدت کاهش داده ایم که خوشبختانه، بنا بر نظرسنجی ها، میزان رضایت مراجعه کنندگان به شدت افزایش یافته است.» به گفته او، تعداد نسخه هایی که در این بخش پیچیده می شود،روزانه بین 400 تا 500 نسخه است.مسئول داروخانه درمانگاه صنعت نفت آزادی، درباره مدیریت دارویی درمانگاه هم این گونه توضیح می دهد: «به دلیل تحریم های ظالمانه، سعی کرده ایم همواره ذخیره دارویی مان تکمیل باشد؛ اما گاه در تأمین داروهای خاص برای مراجعه کنندگان دچار مشکل شده و مجبور می شویم بیمار را به داروخانه های بیرون ارجاع دهیم.» مقیمی یادآور می شود:«بیشتر مراجعه کنندگان، بازنشستگان صنعت نفت هستند و برابر تصمیم سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت، توزیع داروهای ضروری برای مدت60 روز است.»

      پرستاران، پروانه ای دور بیماران

      در هر مرکز درمانی، بخش پرستاری از آن بخش هایی است که بوی آرامش و امنیت می دهد و باعث می شود بیمار با خیالی آسوده، دل به درمان بدهد؛ بخشی که به گفته سعید فرج زاده،سرپرستار درمانگاه صنعت نفت آزادی نقش پررنگی در این درمانگاه ایفا می کند. وی ادامه می دهد: «۸ تخت اورژانس و ۲۰ تختی که به خاطر بحران در طبقه زیر همکف این درمانگاه وجود دارد، همواره پذیرای بیماران بستری موقت است و به همین منظور، ۱۳ پرستار و ۴ کمک بهیار پروانه وار مشغول خدمت هستند. البته به نسبت استانداردهای بین المللی، کمبود نیرو به شدت احساس می شود،به خصوص که این درمانگاه درحال توسعه است، اما با همین تعداد نیرو، سعی شده خللی در ارائه خدمت ایجاد نشود». فرج زاده درباره کشیک های پرستاران هم می گوید: «دو پرستار در کشیک های عصر و شب و ۶ پرستار در کشیک صبح ها حاضر هستند تا کلینیک ها و اتاق عمل را پوشش دهند. در بازه زمانی جنگ 40 روزه هم کشیک ها با ۱۰۰ درصد نیرو فعال بود تا اگر فوریتی پیش آمد،سریع اقدامات لازم را انجام دهند». سرپرستار درمانگاه صنعت نفت آزادی یادآور می شود: «تمامی پرسنل درمانگاه همواره پای کار بوده و هستند، اما به طور حتم اعمال موارد تشویقی، انگیزه کار را بالاتر خواهد برد.»

      فعالیت ۱۰ دستگاه دیالیز

      در میان بخش ها و کلینیک های درمانگاه صنعت نفت آزادی، بخش دیالیز به عنوان تنها بخش فعال در سطح تهران، خودنمایی می کند که چند بیمار در آن بستری و دستگاه های دیالیز، برای شان فعال است. به سراغ یکی از این افراد بستری شده می روم؛ بانویی حدوداً ۷۰ساله که دست روزگار او را به اینجا کشانده است.  او با بیان این که از اردیبهشت ۱۴۰۲ تاکنون به بخش دیالیز مراجعه می کند و خدمات می گیرد، اظهار می کند: «دلیل دیالیزی شدنم، ابتلا به سرطان سینه بود که شیمی درمانی، روی کلیه هایم تأثیر گذاشت. اوایل با ترس ولرز می آمدم؛ اما رفتار مهربانانه و دلسوزانه کارکنان درمانگاه، به خصوص مسئول بخش، اطمینان خاطری به من داد تا با فراغ بال هفته ای سه روز به اینجا بیایم. خوشبختانه با دستگاه های خوبی که اینجا وجود دارد و کیفیت عالی کار، همیشه با بهترین حال از اینجا می روم.»  به اینجای سخن که می رسیم، معصومه حیدری، مسئول بخش دیالیز درمانگاه به ما می پیوندد و درباره دستگاه ها می گوید: «این بخش به صورت 2 نوبت در روزهای زوج و فرد حتی روزهای تعطیل آماده خدمت رسانی است. هم اکنون ۱۰ دستگاه از به روزترین و مجهزترین های دنیا در این مرکز وجود دارد و از این نظر در بین دیگر مراکز کشور، رتبه دوم را داریم؛ دستگاه هایی که مدت زمان دیالیز را از ۵ ساعت به ۳ ساعت و با بهترین کیفیت تقلیل داده اند.»

      حیدری تصریح می کند: «بیمارانی که دچار نارسایی کلیه هستند و طبق تشخیص متخصص نفرولوژی، وارد مرحله دیالیز می شوند، باید سه روز در هفته دیالیز شوند. به همین دلیل، جزئی از خانواده ما می شوند.»

      از کاوش درونی تا حرکات اصلاحی

      اتاق حرکات اصلاحی در بخش فیزیوتراپی با آن وسایل ورزشی خاصی که داشت، جذبم کرد؛ وسایل ورزشی چوبی، توپ های رنگی و بازی های نرمشی و فکری که نگاه هر بیننده ای را به خود جلب می کرد. طاهره نجفی، مسئول بخش فیزیوتراپی و کاردرمانی به ما می پیوندد و درباره عملکرد این واحد می گوید: «در بخش فیزیوتراپی ابتدا به ارزیابی بیمار می پردازیم تا بدانیم علت اصلی مراجعه چیست؛ مثلاً آسیب های عصبی بوده یا مشکلات اسکلتی دارند، سپس دوره درمان شروع و در مورد افرادی هم که بر اثر تصادف یا هر علت دیگری دچار شکستگی دست وپا و غیره شده اند هم الکتروتراپی انجام می شود که متأسفانه در سال های اخیر، بیشترین مراجعه به بخش فیزیوتراپی همین است.»

       وی درباره تعداد مراجعه روزانه به این بخش هم عنوان می کند: «برابر استاندارد جهانی، مراجعه ۱۳ نفر در روز تعریف شده است، اما در این درمانگاه روزانه 70 مراجعه کننده داریم که اقدامات لازم برای آنان صورت می گیرد. ضمن اینکه بیشتر بیماران ما یعنی حدود ۶۰درصد، سه عضو اندامشان نیاز به فیزیوتراپی یا کاردرمانی دارد و این کار را دوچندان می کند.» 

      مهدیه میرنام، مسئول رادیولوژی درمانگاه صنعت نفت آزادی هم در این گفت وگو، به ما می پیوندد و درباره عملکرد این واحد یادآور می شود: «در این درمانگاه تمامی تصویربرداری ها به جز سی تی و ام آرآی را انجام می دهیم که به صراحت می توان گفت یکی از بهترین و کامل ترین مراکز تصویر برداری در کشور  به شمار می آید. در مورد تعداد مراجعه کنندگان هم باید بگویم 65 مراجعه کننده در روز و در هفته حدود 300 مراجعه کننده داریم که در شیفت های صبح و عصر در بخش سونوگرافی، رادیولوژی جنرال، ماموگرافی، تراکم استخوان و غیره پذیرش می شوند.

      در هنگامه جنگ 40 روزه هم به طور کامل در خدمت مراجعه کنندگان بودیم.» میرنام ادامه می دهد: «تمام تلاش خود را به کار برده ایم تا مدت زمان انتظار بیماران به حداقل برسد و همان طور که مشاهده می کنید دلیل خلوت بودن اینجا همین است.

       نکته حائز اهمیت اینکه پزشک بیماران می تواند در تمامی سیستم درمانی نفت، تصویربرداری انجام شده را ببیند و برای بیمار خود اقدام های لازم را انجام دهد».

      مشاهده میدانی درمانگاه صنعت نفت آزادی، تجربه بسیار ارزشمندی برای من بود؛ زیرا افزون بر آشنایی با فضای یک مرکز درمانی، اهمیت مهربانی، مسئولیت پذیری و خدمت صادقانه به بیماران را از نزدیک احساس کردم.

      باور دارم که درمانگاه آزادی صنعت نفت، افزون بر ارائه خدمات درمانی، محیطی است که در آن، امید به زندگی و اعتماد میان بیماران و کادر درمان شکل می گیرد و همین موضوع، ارزش آن را دوچندان می کند.

    • media/image/2026/10/2000-1441/23965.jpg

      امید در مدار 50 درجه

      73 درصد کارکنان توحید جم بدون فرسودگی همچنان در خط مقدم درمان ایستاده اند

      مشعل | در قلب سرزمینی که در کنار خلیج همیشه فارس آرام گرفته؛ جایی که تابستان هایش با گرمای طاقت فرسا و دمای نزدیک به ۵۰ درجه سانتی گراد شناخته می شود، کارکنان بیمارستان توحید جم صنعت نفت بوشهر به معنای واقعی تاب آوری را زندگی می کنند و اجازه نمی دهند خستگی بر لبخندشان غلبه کند؛ کارکنانی که هر روز روایتی تازه از تعهد، مسئولیت پذیری و امید رقم می زنند.

      پزشکان، پرستاران و کارکنان درمانی که آرامش بیماران برایشان بزرگ ترین پاداش است، در گرمایی که طبیعت آن را سخت کرده، دل هایشان گرم تر از همیشه برای خدمت می تپد. اینها تعاریفی مستند است که بر پایه نتایج یک پژوهش میدانی با مشارکت ۲۶۲ نفر از کارکنان بیمارستان توحید جم به رشته تحریر درآمده و نشان می دهد که سطح فرسودگی شغلی در میان کارکنان این مرکز نسبت به دیگر بیمارستان های کشور، پایین تر است و بخش قابل توجهی از کارکنان از رضایت و توانمندی حرفه ای مطلوبی برخوردارند.

      ایرج جامه بزرگی، رئیس سلامت کار و اچ اس ای بهداشت و درمان صنعت نفت استان بوشهر و از طراحان اصلی این مطالعه در گفت وگو با خبرنگار"مشعل" به تشریح این پژوهش میدانی پرداخته که در ادامه می خوانید.

      در شرایطی که فشارهای شغلی در نظام سلامت، به یکی از نگرانی های جدی مدیران بهداشتی تبدیل شده است، نتایج یک پژوهش میدانی در بیمارستان توحید جم از مراکز درمانی بهداشت و درمان صنعت نفت در استان بوشهر، تصویری امیدوارکننده از وضعیت سلامت شغلی کارکنان این مرکز ارائه و نشان می دهد باوجود حجم بالای خدمات پزشکی و فشار کاری در شرایط اقلیمی خاص این منطقه، وضعیت سلامت شغلی این کارکنان در مقایسه با برخی آمارهای ملی و مطالعات انجام شده در دیگر بیمارستان ها، قابل توجه است.

      رئیس سلامت کار و اچ اس ای بهداشت و درمان صنعت نفت استان بوشهر درباره این پژوهش می گوید: پس از پژوهش میدانی بررسی سلامت روان و سلامت شغلی کارکنان بیمارستان توحید جم بهداشت و درمان صنعت نفت بوشهر که با همکاری جمعی از متخصصان حوزه سلامت شغلی، سلامت روان و تحلیل داده در بهداشت و درمان صنعت نفت و با مشارکت ۲۶۲ نفر از کارکنان این مرکز درمانی صورت گرفت، مشخص شد که سطح فرسودگی شغلی در میان پرسنل این مرکز در مقایسه با برخی مطالعات انجام شده در دیگر بیمارستان های کشور، پایین تر است و بخش قابل توجهی از کارکنان از رضایت و توانمندی حرفه ای مطلوبی برخوردارند.

        پرستاران در خط مقدم سنجش

      ایرج جامه بزرگی درباره ترکیب جمعیتی شرکت کنندگان در این پژوهش یادآور می شود: در این پژوهش از پرسشنامه استاندارد ماسلاخ (MBI‑22) استفاده شده که یکی از معتبرترین ابزارهای سنجش فرسودگی شغلی در مطالعات علمی جهان به شمار می رود. این ابزار سه مؤلفه اصلی فرسودگی شغلی، یعنی فرسودگی عاطفی، مسخ شخصیت و کفایت شخصی را بررسی می کند و پاسخ دهندگان، تجربه های شغلی خود را در مقیاس هفت درجه ای از «هرگز» تا «هر روز» ارزیابی کردند. ترکیب جمعیت مورد مطالعه نیز نماینده طیف واقعی کارکنان بیمارستان بود؛ به طوری که پرستاران با ۶۰.۳ درصد بیشترین سهم را داشتند، پس از آن پزشکان با ۲۲.۱ درصد، کادر بیهوشی ۷.۲ درصد، بهیاران ۵.۳ درصد، اتاق عمل ۱.۵ درصد و کارکنان اداری ۳.۴ درصد قرار داشتند. همچنین ۵۵.۳ درصد شرکت کنندگان زن و ۴۴.۷ درصد مرد بودند و بیشترین گروه سنی در بازه ۳۰ تا ۵۰ سال قرار داشت.

        آمارهای امیدبخش

      رئیس سلامت کار و اچ اس ای بهداشت و درمان صنعت نفت استان بوشهر با اشاره به اینکه نتایج این پژوهش نشان می دهد میانگین فرسودگی عاطفی در کارکنان بیمارستان توحید جم ۱۰.۷۹ از حداکثر ۵۴ بود که در سطح «کم» ارزیابی می شود، توضیح می دهد: این شاخص برای حرفه هایی مانند پرستاری و پزشکی که با فشارهای عاطفی مداوم مواجه هستند، قابل توجه است. در شاخص مسخ شخصیت نیز میانگین نمره ۱.۹۶ از حداکثر ۳۰ ثبت شد که در سطح «بسیار کم» قرار دارد؛ موضوعی که نشان می دهد اکثریت کارکنان همچنان با حس مسئولیت و ارتباط انسانی مناسب با بیماران فعالیت می کنند. ازسوی دیگر، میانگین کفایت شخصی ۴۰.۰۵ از حداکثر ۴۸ به دست آمد که بیانگر سطح بالای رضایت حرفه ای و احساس توانمندی در میان کارکنان است؛ عاملی که ارتباط مستقیمی باکیفیت ارائه خدمات درمانی دارد.

      وی درباره تحلیل توزیع سطوح فرسودگی شغلی کارکنان بیمارستان توحید جم بوشهر توضیح می دهد: بر اساس داده ها، ۲۷.۱ درصد کارکنان هیچ نشانه ای از فرسودگی شغلی نداشتند،۴۶.۶ درصد در سطح پایین بودند،۲۲.۱ درصد فرسودگی متوسط و تنها ۴.۲ درصد در سطح بالا قرار داشتند. به این ترتیب، بیش از ۷۳ درصد از کارکنان در وضعیت مطلوب سلامت شغلی قرار دارند. همچنین تحلیل های آماری نشان داد که تفاوت معناداری میان بخش های مختلف بیمارستان از نظر فرسودگی عاطفی وجود ندارد.

      رئیس سلامت کار و اچ اس ای بهداشت و درمان صنعت نفت استان بوشهر با تأکید بر اینکه اهمیت این نتایج زمانی روشن تر می شود که در کنار داده های ملی قرار گیرد، توضیح می دهد: در یک مطالعه مروری نظام مند بر ۳۲ پژوهش درباره پرستاران ایران، شیوع کلی فرسودگی شغلی حدود ۲۵ درصد گزارش شده است. در مطالعه ای دیگر که روی ۵۰۵ پرستار در چند بیمارستان خصوصی تهران انجام شد، ۶.۳۶ درصد واماندگی عاطفی شدید و ۲۳.۶۳ درصد احساس کفایت پایین گزارش شده بود. پژوهشگران در آن مطالعه، نبود تناسب میان حقوق و کارانه با میزان کار را یکی از عوامل مهم ایجاد فرسودگی معرفی کردند.

        آرامش نسبی در محیطی پرفشار

      به گفته جامه بزرگی، این وضعیت مطلوب سلامت شغلی در حالی ثبت شده که بیمارستان توحید جم، یکی از پرترددترین مراکز درمانی منطقه جنوب کشور است. مراجعان این بیمارستان، کارکنان و خانواده های صنعت نفت و همچنین جمعیت بومی پیرامونی از استان بوشهر و 2 استان همجوار فارس و هرمزگان هستند که براساس آمار عملکرد سالانه سال ۱۴۰۴، در این مرکز انجام بیش از ۱۰۸ هزار ویزیت تخصصی در بیش از ۲۰ رشته پزشکی، ۵ هزار و ۳۸۶ مورد بستری، ۳ هزار و ۲۴۹ عمل جراحی، حدود ۵۵ هزار آزمایش و ۲۳ هزار خدمت تصویربرداری ثبت شده است. همچنین ضریب اشغال تخت در این بیمارستان ۷۵ درصد و در بخش مراقبت های ویژه (ICU) حدود ۹۲ درصد گزارش شده که نشان دهنده بار کاری قابل توجه در این مرکز است. این در حالی است که نتایج این پژوهش نشان می دهد بیمارستان توحید جم توانسته در کنار ارائه حجم بالای خدمات درمانی، سطح مناسبی از سلامت شغلی و رضایت حرفه ای را در میان کارکنان خود حفظ کند؛ الگویی که می تواند برای سایر مراکز درمانی نیز قابل بررسی و بهره برداری باشد. وی با تأکید بر اینکه وضعیت مطلوب فعلی نیازمند مراقبت و پایش مستمر است، چند پیشنهاد اجرایی ارائه و عنوان می کند: تدوین برنامه های ارتقای سلامت سازمانی، ارائه خدمات مشاوره شغلی برای کارکنانی که نشانه های فرسودگی دارند، پایش مستمر عوامل سازمانی مؤثر بر استرس شغلی و برگزاری کارگاه های مدیریت استرس و تعادل کار و زندگی از جمله کارهایی است که به تداوم وضعیت مطلوب کمک می کند. این امر ضروری است، زیرا فرسودگی شغلی نه تنها بر کیفیت زندگی و سلامت عمومی کارکنان، بلکه بر ایمنی بیماران و کیفیت خدمات درمانی نیز اثر مستقیم دارد.

      پژوهش میدانی بررسی سلامت روان و سلامت شغلی کارکنان بیمارستان توحید جم بهداشت و درمان صنعت نفت بوشهر با همکاری جمعی از متخصصان حوزه سلامت شغلی، سلامت روان و تحلیل داده بهداشت و درمان صنعت نفت همچون سعید گران پی، متخصص اعصاب و روان و رئیس شورای تخصصی سلامت روان صنعت نفت که حوزه فعالیت حرفه ای وی بر سلامت روان کارکنان، مدیریت استرس های شغلی و طراحی برنامه های پیشگیرانه برای کاهش پیامدهای روانی محیط کار استوار است، رامین سعادتیان، پزشک عمومی و رئیس آموزش و پژوهش بهداشت و درمان صنعت نفت استان بوشهر که در هدایت علمی، برنامه ریزی پژوهشی و هماهنگی اجرای این مطالعه نقش داشته و تمرکز فعالیت های او بر توسعه پژوهش های کاربردی و ارتقای ظرفیت های علمی در مراکز درمانی صنعت نفت است، ایرج جامه بزرگی، متخصص طب کار و بیماری های شغلی و رئیس سلامت کار و اچ اس ای بهداشت و درمان صنعت نفت استان بوشهر که از طراحان اصلی این مطالعه بوده و فعالیت های علمی و اجرایی وی بر ارتقای سلامت شغلی کارکنان، پیشگیری از بیماری های ناشی از کار و توسعه برنامه های ایمنی و بهداشت حرفه ای در محیط های کاری متمرکز است و ولید منشدیس، کارشناس تحلیل و آنالیز داده ها در بهداشت و درمان صنعت نفت استان بوشهر که مسئولیت پردازش داده ها، تحلیل آماری و پشتیبانی تحلیلی این پژوهش را به عهده داشته و فعالیت او در حوزه تحلیل داده های سلامت و استخراج شواهد علمی برای پشتیبانی از تصمیم گیری های مدیریتی متمرکز است، انجام شده است.

    • media/image/2026/10/2000-1441/23966.jpg

      داور بین المللی کاراته درباره نقش صنعت نفت در پرورش استعدادهای ورزشی می گوید

      همراه ورز شکاران تا قله  افتخار

      علیرضا عبدی |  علاقه به ورزش در زندگی آرام فدایی، از سال های کودکی او آغاز شد؛ از روزهایی که ورزش، آرام آرام به بخش جدایی ناپذیر زندگی اش بدل گشت و با گذشت سال ها، او را از میدان ورزش به جایگاه داوری در سطح بین المللی رساند. مسیری که با تلاش، نظم و پشتکار ادامه یافت و در کنار کسب تجربه های ورزشی، با تحصیل در رشته فیزیولوژی ورزشی تا مقطع دکترای تخصصی نیز همراه شد.فدایی امروز با نزدیک به ۲۵ سال سابقه خدمت در شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب، به عنوان رئیس واحد ارزیابی، عملکرد و بودجه امور ورزش فعالیت می کند و همزمان، مسئولیت هیئت کاراته این شرکت را هم به عهده دارد. او که تجربه مربیگری و سر داوری در سطح جهانی را در کارنامه خود ثبت کرده، سال هاست در کنار مسئولیت های حرفه ای، برای توسعه ورزش کاراته، پرورش استعدادهای جوان و تربیت نسل تازه ای از ورزشکاران تلاش می کند. آرام فدایی در گفت وگو با خبرنگار «مشعل» به مرور فراز و فرودهایی از زندگی ورزشی و حرفه ای، تجربیاتش در عرصه بین الملل، همچنین نقش صنعت نفت در این مسیر و آخرین وضعیت تیم کاراته مناطق نفت خیز جنوب در رقابت های پیش رو پرداخته است.

         هر مسیر ورزشی، نقطه آغازی دارد؛ برای شما این مسیر از کجا شروع شد؟

      بدون تردید، والدین از تأثیرگذارترین افراد در پیشرفت فرزندان خود هستند. مرحوم پدرم که خود به ورزش علاقه مند بود و مدارج مربیگری در رشته شنا را طی کرده بود، همواره از من حمایت می کرد و مشوقم در این مسیر بود. با این حال، آشنایی خانواده با ورزش کاراته به واسطه برادر بزرگ ترم شکل گرفت؛ برادری که حق استادی بر گردن من و دیگر برادرانم دارد. علاقه به این رشته جذاب از دوران نوجوانی در وجودم شکل گرفت و با حمایت خانواده و تلاش مستمر،  توانستم این مسیر را تا کسب مدارج عالی مربیگری و داوری ادامه دهم.

         صنعت نفت از چه مقطعی وارد مسیر ورزشی شما شد و چه نقشی در آغاز فعالیت حرفه ای تان داشت؟

      آموزش کاراته را از سال ۱۳۵۴ آغاز کردم؛ اما با مهاجرتم از تهران به خوزستان، مربیگری  را در این رشته از سال ۱۳۶۴در باشگاه خرمکوشک (ازمجموعه های ورزشی صنعت نفت اهواز) آغاز و  به شکلی جدی آن را دنبال کردم و  وقتی در سال 1381 به استخدام شرکت ملی نفت ایران درآمدم، فعالیت ورزشی و حرفه ای ام در این مجموعه، با جدیت بیشتری ادامه یافت.

          حاصل سال ها مربیگری شما در تیم کاراته شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب تاکنون کسب چه افتخاراتی بوده است؟

      از ابتدای فعالیت، تمام توان و تمرکزم را بر توسعه کاراته در صنعت نفت گذاشته ام و در این مسیر، همراه با ورزشکاران تیم کاراته شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب به نتایج ارزشمندی در عرصه های داخلی و بین المللی دست یافته ایم که از مهم ترین این موفقیت ها می توان به کسب مقام نخست مسابقات بین المللی کاپ دریای سیاه در ایتالیا (سال 2002)، کسب مقام سوم مسابقات بین المللی کوبه اوزاکا در کشور مالزی (سال ۲۰۰۱)، مقام دوم جام پادشاهی محمد در مراکش (سال ۲۰۰۴) و نایب قهرمانی باشگاه های جهان در ترکیه (سال ۲۰۱۱) اشاره کرد. افزون بر این، عناوین بین المللی دیگری نیز کسب کرده ایم که حاصل تلاش مستمر و همراهی همه اعضای تیم بوده است. تیم کاراته مناطق نفت خیز جنوب از سال ۱۳۸۲ در سوپرلیگ کاراته باشگاه های کشور حضور داشته که حاصل آن، کسب سه عنوان قهرمانی، 6 عنوان نایب قهرمانی و پنج مقام سومی سوپرلیگ بوده است؛ کارنامه ای که حاصل سال ها تلاش ورزشکاران و مجموعه ورزش مناطق نفت خیز جنوب و نشان دهنده جایگاه این تیم در کاراته کشور است.

         برای آینده تیم کاراته مناطق نفت خیزجنوب چه برنامه ای دارید؟

      سوپرلیگ، بالاترین سطح رقابت های باشگاهی کاراته کشور است و تیم مناطق نفت خیز جنوب در جمع هشت تیم حاضر در این رقابت ها قرار دارد. پس از سال ۱۳۹۷ و با وقفه ای که به دلیل شیوع ویروس کرونا و شرایط پس از آن در فعالیت تیم به وجود آمد، حضور تیم مناطق نفت خیز جنوب هم در این رقابت ها برای مدتی متوقف شد؛ اما از سال ۱۴۰۴ بار دیگر به سوپرلیگ بازگشتیم. با توجه به اینکه اعضای تیم، همه بومی و جوان هستند، رقابت با تیم های قدرتمند کشور برای کسب عنوان قهرمانی، دشواری های خاص خود را دارد؛ اما تمام تلاشمان را خواهیم کرد. با این حال، هدف تنها حضور در رقابت ها نیست؛ بلکه به دنبال ساختن تیمی جوان، توانمند و برخوردار از پشتوانه ای مطمئن برای سال های آینده هستم. با همین رویکرد و با توجه به اهمیت و توسعه ورزش همگانی در صنعت نفت، تلاش شده در کنار فعالیت های قهرمانی، توسعه آکادمی کاراته و جذب علاقه مندان، به ویژه فرزندان کارکنان صنعت نفت  نیز به عنوان یک اولویت در دستور کار باشد. امیدواریم با استقبال بیشتر از این آکادمی و شناسایی و پرورش استعدادها در رده های پایه، بتوانیم طی سال های آینده با قدرت بیشتری در رقابت های سوپرلیگ شرکت کنیم و همانند گذشته نه چندان دور، شانس اول قهرمانی باشیم. هدف دیگر، تثبیت جایگاه تیم در سطح اول کاراته کشور، حضور در رقابت های آسیایی و فراهم کردن زمینه معرفی و حضور استعدادهای برتر در عرصه های مختلف این رشته است.

         افزون بر فعالیت در زمینه مربیگری، به عنوان داور بین المللی هم فعالیت می کنید. در این باره توضیح می دهید؟

      علاقه به صلابت و جایگاه داوران، از همان ابتدا مرا به این سمت هم سوق می داد. به طوری که مسیر داوری را از سال ۱۳۶۴ با حضور در نخستین کلاس رسمی داوری ایران آغاز کردم و پس از کسب درجه ملی در کاتا و کومیته، (به معنی مبارزه، یکی از سه بخش اصلی و بنیادین در هنر رزمی کاراته است) با مطالعه و تسلط بر قوانین، در سال 1373 (1994) به درجه داوری بین المللی آسیا رسیدم. در ادامه، سال1380(۲۰۰1) در دوره داوری جهانی یونان شرکت کردم و با ارتقای 2 درجه، به یکی از مهم ترین افتخارات دوران داوری ام دست یافتم.از دیگر نقاط عطف این مسیر، انتصاب به عنوان رئیس کمیته داوران فدراسیون کاراته ایران در سال ۱۳۸۹، قضاوت در بازی های آسیایی پوسان کره جنوبی در سال 1381 (۲۰۰۲) و دریافت سوت طلایی داوری در رقابت های جهانی امارات در سال1399 (۲۰۲۰ ) بود، ضمن اینکه برای داوری، به حدود 40 کشور دنیا سفر کرده ام. مهم ترین تجربه هایی که در خلال قضاوت و مربیگری مسابقات بین المللی مختلف به دست آورده ام، به جز شناخت اقوام و ملل مختلف و فرهنگ آنها، انسانیت و صداقت، نظم و درستی درکار و رفتار است. انسان ها زبان و چهره متفاوتی دارند؛ اما انسانیت و صداقت آنها را به هم نزدیک می کند و این، مهم ترین دستاورد من از این سفرهاست.

         فعالیت های ورزشی و مسئولیت های شغلی خود در صنعت نفت را چطور با هم پیش برده اید؟

      ارتباط مستقیم شغل من با ورزش، فعالیت در امور ورزش مناطق نفت خیز جنوب و تحصیلاتم در حوزه علوم ورزشی، بسیار کمک کرد تا بتوانم این دو مسیر را با هم پیش ببرم و در مسیر تحقق اهداف سازمان حرکت کنم. در کنار این موارد، تعهد به کار و مسئولیت های شغلی برای من اهمیت بسیاری دارد و همواره تلاش کرده ام انضباط کاری را در اولویت قرار دهم. این نظم و انضباط را از ورزش، به ویژه کاراته آموخته ام؛ رشته ای که نظم، پایبندی به اصول و مسئولیت پذیری در آن جایگاهی ویژه دارد. همین آموزه ها به من کمک کرد تا فعالیت های ورزشی و وظایف حرفه ای ام را با هماهنگی بیشتری دنبال کنم.

         چه توصیفی از صنعت نفت در زمینه پیشرفت ورزشی خود و کارکنان مناطق نفت خیز جنوب دارید؟

      صنعت نفت، نقش مهمی در موفقیت های ورزشی من داشته است. فراهم کردن شرایط لازم برای انجام فعالیت های ورزشی و حمایت از حضورم در رقابت های بین المللی، انگیزه ام را برای تلاش بیشتر و کسب موفقیت های تازه افزایش داده است. در مقابل، همواره تلاش کرده ام دانش و تجربه ای را که در این مسیر به دست آورده ام، در اختیار جامعه ورزش صنعت نفت قرار دهم. به باور من، یکی از اثرگذارترین و مهم ترین سیاست های صنعت نفت در ارتقای سطح زندگی کارکنان، توجه به سلامت کارکنان و خانواده های آنان و توسعه ورزش همگانی است.  در کنار این رویکرد، حمایت از ورزش قهرمانی نیز زمینه پرورش مربیان برتر، داوران و قهرمانان بسیاری را در خانواده بزرگ نفت فراهم کرده است؛ ورزشکارانی که با حمایت این صنعت توانسته اند به میدان های ملی و بین المللی راه پیدا کنند و افتخارآفرین باشند. این دستاوردها نشان می دهد که سرمایه گذاری در ورزش، علاوه بر ارتقای سطح سلامت جامعه، می تواند زمینه ساز رشد استعدادها و پرورش قهرمانان آینده نیز باشد.

          برای همکاران اقماری که ممکن است به دلیل شیفت های کاری، زمانی را به ورزش اختصاص ندهند، چه پیشنهادی دارید؟

      ورزش در هر لحظه و هر مکان، امکان پذیر است. بنابراین می توانیم از فرصت ها بهترین نتایج را بگیریم. پس، از کوچک ترین و آسان ترین نقطه، حرکت را آغاز کنید. به همکارانی که شیفت اقماری دارند و با مشغله زیاد و در پی آن با خستگی مزمن مواجه هستند، می گویم که بزرگ ترین اشتباه، در انتظار رسیدن زمان ایده آل یا انرژی کامل است؛ زیرا این زمان طلایی تقریبا هرگز به دست نمی آید.  بنابراین پیشنهاد می شود تمریناتی را فرا بگیرید که به صورت ایستا در کوچکترین فضا و حداقل زمان و بدون نیاز به تجهیزات و وسایل خاص تخصصی قابل انجام باشد. پس با ۵ تا ۱۰ دقیقه ورزش در روز شروع کنید. به عنوان مثال، از پیاده روی سریع و درجا، اسکوات، حرکات کششی ساده شروع کنید و به تدریج زمان و شدت آن را افزایش دهید؛ زیرا مهم تر از انجام برنامه های سنگین و پیچیده، استمرار در فعالیت بدنی است؛ البته مدیریت خستگی، خواب کافی و تغذیه مناسب نیز اهمیت دارد؛ زیرا ورزش باید به حفظ سلامت و نشاط کمک کند، نه اینکه خستگی انباشته را افزایش دهد.

      در نهایت، باید به این نکته توجه داشته باشید که تندرستی جسم و آرامش روح، از مهم ترین سرمایه های زندگی هر انسان به شمار می روند و ورزش، با تقویت سلامت و نشاط فردی، زمینه ساز زندگی سالم تر، پویاتر و موفق تر در محیط کار و خانواده خواهد بود.

    • media/image/2026/10/2000-1441/23967.jpg

      شطرنج باز شرکت گاز خراسان رضوی:

      می خواهم  الهام بخش دیگران باشم 

      مشعل  |  در سکوتی که روی صفحه شطرنج نشسته، مهره ها بی صدا جان می گیرند؛ گویی هر خانه، قصه ای از اراده و تمرکز را در دل خود پنهان کرده است. برای بسیاری، شطرنج بازی ذهن و چشمان تیزبین است، اما برای محسن حسینی که به عنوان روشندل در روابط عمومی شرکت گاز خراسان رضوی فعالیت می کند، شطرنج قبل از آنکه بر صفحه سفید و سیاه جریان داشته باشد، در ذهن روشن و بی مرزش شکل می گیرد. انگشتانش آرام روی صفحه برجسته شطرنج حرکت می کند؛ حرکاتی منظم و مطمئن، شبیه قدم زدن در مسیری که سال هاست آن را از بر شده است.  خبرنگار ماهنامه مشعل با این روشندل که شطرنج را با درکی فراتر از نگاه بازی می کند گفت و گو کرده است که در ادامه می خوانید.

      محسن حسینی متولد نخستین روز اسفند ۱۳۵۸ در مشهد، شطرنج را نه با چشم بلکه با ذهن می بیند؛ ذهنی که در هر حرکت، مسیر پیروزی را پیش بینی می کند و سال ها تمرین، تجربه و پشتکار را در یک لحظه به نمایش می گذارد، اما مسیر زندگی او از همان کودکی با چالش های بزرگ همراه شد. در ۱۰سالگی بینایی خود را از دست داد و وارد مدرسه نابینایان شد. حسینی از کودکی اش چنین روایت می کند: از کودکی با مشاهده اطرافیان و دوستانم که با شور و اشتیاق شطرنج بازی می کردند، من هم علاقه مند به این رشته شدم. ذهنم تشنه یادگیری بود و تصمیم گرفتم شطرنج را جدی دنبال کنم.

      جرقه عشق به شطرنج

      حسینی از سال ۱۳۷۵ شطرنج را آغاز کرد؛ با ذهنی روشن و قلبی پرامید، پا به میدان رقابت هایی گذاشت که هر کدام سکوی موفقیتی تازه برای او شد. او می گوید:  با علاقه وارد این مسیر شدم و همیشه تلاش کردم ثابت کنم که نابینایی مانع رشد و موفقیت در ورزش و زندگی نیست. پیش از ورود به شرکت ملی گاز ایران، در همان سال ها در مسابقات شطرنج نابینایان شرکت کردم و تیمی که در آن حضور داشتم،  به مقام سوم کشور رسید. آن رقابت ها نقطه عطفی در مسیرم بود.   با ورود به شرکت ملی گاز ایران در سال ۱۳۸۲ حضور او در رقابت ها وارد مرحله جدیدی شد. در مسابقات داخلی شرکت ملی گاز  ایران از جام دهه فجر تا جام رمضان، همیشه یکی از نفرات اول تا سوم بود و همین موفقیت ها سبب شد به تیم شرکت ملی گاز  ایران راه پیدا کند. حسینی با لبخندی آرام می گوید: هر رقابتی برای من فرصتی است تا ذهنم را فعال نگه دارم و توانایی هایم را نشان دهم و هر برد و حتی هر شکستی، درس پیروزی برای آینده به همراه دارد. وقتی از معنای حضور در مسابقات می پرسم، پاسخش ساده اما عمیق است: می خواستم به همکارانم نشان بدهم که یک فرد نابینا می تواند خیلی  از کارها را انجام دهد؛ حتی رقابت با افراد بینا در شطرنج.برای حسینی، رقابت ها فقط یک موفقیت شخصی نبود؛ بلکه پیامی روشن داشت، معلولیت مانع نیست؛ فقط بستگی به دیدگاه و نگاه ها دارد.

      خانواده و مربیان؛ ستون های موفقیت

       در میان تمام حرکت های آرام و حساب شده محسن حسینی، رد حضور خانواده اش همیشه پیداست؛ پشتوانه ای محکم که نقش بسیار مهمی در مسیر پیشرفت او داشته است.

      در ابتدا خانواده چندان موافق ورودش به مسابقات نبودند، اما زمانی که دیدند شطرنج، ذهن و روحیه اش را تقویت کرده، به بزرگ ترین حامیانش تبدیل شدند. همسرش از همان آغاز مشوق اصلی اش بود؛ همراهی که در تمام مسیر تمرین ها و کلاس ها کنارش ایستاد و او را تشویق کرد تا شطرنج را جدی دنبال کند. حمایت نزدیکان، به ویژه برای ورزشکاران توان یاب و نابینا، اعتماد به نفس و انگیزه ای دوچندان می آفریند. حضور خانواده برای او همچون پلی است میان ذهن فعال و دنیای واقعی. در کنار خانواده، نقش مربی او، پاشانجاتی در موفقیت ها بسیار پررنگ بود.

      نشست های خصوصی، کلاس های ذهن برتر و همراهی های پیوسته، تکنیک های او را ارتقا داد و اعتماد به نفسش را تقویت کرد. علاقه حسینی به سبک های فکری شطرنج باعث شد نجاتی او را به ادامه مسیر و حضور جدی تر در مسابقات ترغیب کند.

      وقتی زمان کم است، اما اراده زیاد

      شطرنج برای حسینی، ابزار تمرین ذهن، تمرکز و تصمیم گیری است و معتقد است: شطرنج ذهن را فعال می کند و در تصمیم گیری های زندگی و محیط کار تأثیر مثبت دارد. تمرکز، صبر و تحلیل دقیق در بازی، به من کمک کرده که در اداره و خانواده درست و کم خطا تصمیم بگیرم. برای او، مسابقات شطرنج تنها میدان رقابت نیست؛ صحنه ای است برای اثبات توانایی و اراده. چه در شرکت ملی گاز و چه در مسابقات استان خراسان رضوی، بارها مقابل قهرمانان و افراد بینا ایستاده و هر بار محدودیت ها را به فرصتی تازه تبدیل کرده است.

      یکی از خاطرات شیرینش به سال ها قبل بازمی گردد؛ زمانی که در شرکت ملی گاز ایران با یکی از شرکت کنندگان صحبت کرده و به او گفته بود بهتر است مقابلش بازی نکند، چون  در ۹ حرکت مات می شود. رقیب با خنده پاسخ داده بود: اگر مات شوم، همه بازی هایم را می بازم، اما سرنوشت همان جا شگفتی آفرید؛ در همان 9 حرکت، دقیقا همان طور که گفته بود، حریف را مات کرد. شطرنج، به معنای واقعی، شکل دهنده مسیر زندگی او شده است. او می گوید: تصمیم گیری هایم دقیق تر شده است. هر حرکت در شطرنج مرا آماده می کند تا تصمیم های درست و کم خطا بگیرم.

      از بزرگ ترین چالش های حسینی و بسیاری از نابینایان در رقابت ها،  نیاز به وجود منشی میز است؛ موضوعی حیاتی که او بارها بر ضرورت توجه داوران و برگزارکنندگان مسابقات به آن تأکید کرده است.

      حسینی می گوید بازی بدون منشی، به ویژه مقابل رقبای بینا، بسیار دشوار است؛ زیرا کوچک ترین خطا در ثبت حرکت ها یا اعلام آنها می تواند نتیجه را تغییر دهد. با این همه هیچ چالشی نه دلسردم کرد و نه مانع حضورم در میدان رقابت شد.

      از چهار اسب تا دفاع هندی

      حسینی  تمرینات خود را در خانه و با استفاده از منابع و کتاب های صوتی شطرنج دنبال  می کند او در مورد تمرینات معتقد است: تمرینات من صرفا برای مسابقه نیست؛ برای تقویت ذهن و آماده بودن در برابر چالش های زندگی است. رقابت با افراد قوی تر انگیزه ام را دوچندان می کند و حتی شکست ها باعث پیروزی های آینده می شوند.

      او در مسابقات از روش ها و راهبردهای مشخصی استفاده می کند. سبک او ترکیبی است؛ برای مهره سفید معمولا بازی چهار اسب را انتخاب می کند؛ سبکی که به گفته خودش در بسیاری از مسابقات به برد ختم شده است. در رقابت های شرکت ملی گاز ایران نیز همین روش را به کار گرفت و از هفت مسابقه، پنج برد و دو مساوی گرفت؛ بدون حتی یک باخت.

      برای مهره سیاه، اغلب سراغ دفاع هندی شاه می رود؛ او باور دارد نگاه دقیق مربیان و تحلیل بازی شطرنج بازان حرفه ای، نقش مهمی در شکل گیری سبک او داشته است و به این نکته اشاره می کند: الگوها و تمرینات ذهنی باعث شده است حتی بدون مربی، روزانه بتوانم خودم را آماده و حرکات را پیش بینی کنم.

      تمرینات حسینی، بازتابی روشن از پشتکار، صبر و نظم ذهنی اوست؛تمریناتی که کمک می کند در رقابت های واقعی سریع و دقیق تصمیم بگیرد.

      الگو بودن، پیام انگیزشی موفقیت

      حسینی نه تنها به موفقیت های خود افتخار می کند، بلکه می خواهد مسیر دیگران را نیز روشن کند. پیام او برای سایر توان یابان روشن است: هر رشته   ورزشی که علاقه دارید، شروع کنید. ورزش نه تنها جسم و ذهن را تقویت می کند، بلکه اعتماد به نفس و توانایی تصمیم گیری را بالا می برد. او تأکید می کند که ورزش های فکری مانند شطرنج می توانند مهارت ذهنی و سرعت تصمیم گیری را بهبود دهند و از فرسودگی ذهن جلوگیری کنند.

      چشم انداز او برای آینده مشخص و هدفمند است. او می خواهد اول در المپیاد نفت مقام اول را کسب، سپس در مسابقات جهانی شطرنج شرکت کند و به مقام قهرمانی برسد. آرزوی قلبی او این است که محدودیت نابینایی را بشکند و نشان دهد که با تلاش، تمرین و پشتکار می توان در عرصه های بین المللی درخشید.

      حسینی می گوید: هدف اصلی من این است که ذهنم فعال بماند و نشان دهم نابینایی مانعی برای پیشرفت نیست. می خواهم با شطرنج، مسیر خود را روشن کنم و الهام بخش دیگران باشم.

      این اهداف برای او ناممکن نیست. به ویژه وقتی به سابقه او نگاه کنیم؛ کسی که با وجود نابینایی توانسته است راهبردهای شطرنج را آنقدر بیاموزد که حتی بازیکنان بینا و حرفه ای هم از سبک تفکرش بیاموزند.

      برای  او مهم است الگو باشد نه به خاطر شهرت، بلکه برای ایجاد انگیزه در دیگران. حسینی اهداف بزرگی دارد که با تلاش، صبوری و نگاه به آینده، او را به قله های موفقیت خواهند رساند.حسینی نه تنها برای همکاران و خانواده اش الهام بخش است، بلکه برای تمام جانبازان و توان یابان نیز انگیزه آفرین است. او نشان می دهد که محدودیت ها تنها در ذهن انسان وجود دارند و با علاقه، پشتکار و تمرین مستمر می توان به هر هدفی دست یافت و این حضور و پشتکار، پیام روشنی برای تمام توان یابان دارد: راه سخت است، اما ممکن؛ دشوار است، اما شدنی. وقتی تلاش و صبوری با هم همراه شوند، هیچ محدودیتی نمی تواند انسان را مات کند.

      حسینی، شطرنج باز روشندل، ثابت کرد که چشم ها تنها ابزار دیدن نیستند؛ ذهن و اراده می توانند جهان را روشن کنند، مسیرها را بسازند و رؤیاها را تحقق بخشند. هر حرکت او روی صفحه شطرنج، نمونه ای از پشتکار و تمرکز ذهن است و الهام بخش همه کسانی که می خواهند محدودیت ها را به فرصت تبدیل کنند.

    • media/image/2026/10/2000-1441/23968.jpg

      بانوی همکار نفتی از پشت صحنه حفظ 20 میلیون سند می گوید

      خط تولید یک حافظه

      مشعل |  اگر تولید را قلب صنعت نفت بدانیم، اسناد و داده ها را باید حافظه زنده آن دانست؛ حافظه ای که از اطلاعات چاه ها و مخازن تا نقشه ها، گزارش ها و مستندات فنی را در خود جای داده و حفظ آن، نقشی کمتر از تولید ندارد. الهام نیردین زاده، رئیس آرشیو الکترونیکی اسناد شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب، از جمله افرادی است که سال ها در حفظ این حافظه تلاش کرده است؛ بانویی که از آغازین روزهای شکل گیری آرشیو الکترونیکی شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب، در مسیری قرار گرفته که با عبور از سامانه های خارجی، به توسعه یک بستر بومی برای مدیریت میلیون ها سند و داده رسیده است. بنابر این رویکرد، خبرنگار ماهنامه "مشعل" در گفت وگو با این بانو، به روایت مسیری پرداخته که بخشی از داستان حفظ حافظه صنعت نفت است.

            لطفا از چگونگی شکل گیری مسیر کاری تان در صنعت نفت برایمان بگویید؟

      پس از فارغ التحصیل شدن در رشته مهندسی نرم افزار و قبولی در آزمون استخدامی وزارت نفت، وارد شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب شدم که همزمان، پروژه آرشیو الکترونیکی به عنوان یک پروژه پیشرو در سطح کشور در این شرکت هم آغاز شد و من نیز در این پروژه قرار گرفتم؛ طرحی که طی سال ها رشد کرد، تغییر یافت و به بخشی از هویت حرفه ای من تبدیل شد. در ابتدای مسیر، تیم های پیمانکاری به صورت چندشیفت فعالیت می کردند؛ اسناد اسکن و سپس تفکیک می شدند و پس از کنترل کیفیت، اطلاعات مربوط به سامانه تزریق می شد. عمده این اسناد نیز شامل اطلاعات چاه ها، حفاری، زمین شناسی، پتروفیزیک، نقشه ها، لاگ ها و سایر مستندات تخصصی بود. کاری که انجام می شد، صرفا نگهداری اسناد نبود؛ بلکه فلسفه اصلی این کار، حفظ حافظه فنی و تخصصی یک صنعت بود.

      در سال های ابتدایی از نرم افزارهای خارجی استفاده می کردیم. در واقع آن زمان صرفا خرید نرم افزار مطرح نبود؛ بلکه انتقال تکنولوژی نیز اتفاق می افتاد. بعدها نرم افزارهای مختلفی را آزمایش کردیم و حتی قراردادهای جدیدی برای توسعه این مسیر منعقد شد؛ اما به مرور، محدودیت های ناشی از تحریم ها، مشکلات لایسنس و دشواری اتصال این نرم افزارها به سامانه های جدید سازمان باعث شد متوجه شویم که این مسیر در بلندمدت پاسخگوی نیازهای ما نخواهد بود. همین موضوع ضرورت حرکت به سمت بومی سازی را آشکار کرد.

            از روند شکل گیری سامانه بومی آرشیو الکترونیک بگویید و اینکه چه برتری نسبت به سامانه های خارجی دارد؟

      از سال ۱۳۹۵ توسعه سامانه بومی آغاز شد؛ سامانه ای که امروز با نام «سامانه مدیریت اسناد الکترونیک نفت» یا «سامان» شناخته می شود. سامان، یک سامانه پویاست که امروز طیف وسیعی از نیازهای سازمان را پوشش می دهد و مهم تر از همه اینکه وابستگی ما را به لایسنس ها و محدودیت های خارجی تا حد زیادی کاهش داده است. امروز بیش از ۱۴۵ آرشیو مختلف در سامانه تعریف شده که از حوزه های فنی گرفته تا منابع انسانی و سایر بخش ها را دربرمی گیرد. این سامانه مرتب در حال توسعه است و با سامانه های دیگر سازمان نیز ارتباط دارد.  از سوی دیگر، آرشیوهای الکترونیکی پراکنده ای که طی سال ها در بخش های مختلف ایجاد شده بودند نیز به تدریج در حال تجمیع هستند تا همه در یک بستر واحد قرار گیرند. یکی از مزیت های مهم «سامان» این است که برای ایجاد آرشیوهای جدید، نیازی به توسعه مجدد نرم افزار یا کدنویسی تازه وجود ندارد و بسیاری از ساختارها به صورت آنلاین ایجاد می شوند.

            امروز با چه حجم و گستره ای از اطلاعات مواجه هستید؟

      تا امروز بیش از ۲۰ میلیون برگ سند در این مجموعه اسکن و آرشیو شده است؛ آماری که در کنار بیش از یک ونیم میلیون نقشه، حدود ۶۰ هزار فایل لاگ و حجمی نزدیک به 8.5 ترابایت داده، نشان می دهد با چه ابعاد گسترده ای از اطلاعات روبه رو هستیم؛ البته این اعداد ثابت نیستند و هر روز به این حافظه بزرگ سازمانی افزوده می شود.

            این تحول دیجیتال چه تغییری در کار روزمره کارکنان و جریان دانش سازمان ایجاد کرده است؟

      در واقع موضوع فقط سرعت دسترسی نیست؛ مسئله اصلی مدیریت دانش و جلوگیری از هدررفت تجربه سازمانی است. در گذشته بسیاری از همکاران برای دستیابی به اطلاعات باید بارها به بایگانی مراجعه می کردند یا زمان زیادی صرف جست وجوی اسناد می شد؛ اما امروز می توانند در مدت زمان بسیار کوتاه تری به داده های موردنیاز دسترسی پیدا کنند.

      علاوه بر این، چند کاربر می توانند همزمان روی یک پرونده کار کنند و سامانه نیز وضعیت اسناد را مشخص می کند. برای مثال مشخص می شود که یک سند هنوز در مرحله ویرایش است یا نسخه نهایی محسوب می شود. هدف نهایی ما همیشه این بوده که افراد با کمترین زمان جست وجو، بیشترین اطلاعات ممکن را استخراج کنند؛ چون در نهایت سرعت دسترسی به دانش، بخشی از بهره وری سازمان است.

            موضوع حذف کاغذ در این مسیر چقدر جدی است؟

      هرچه ارتباط سامانه ها بیشتر شود، وابستگی به کاغذ کمتر خواهد شد. امروز بسیاری از خروجی های نرم افزارها مستقیما به صورت پی دی اف وارد آرشیو می شوند و دیگر ضرورتی برای تولید نسخه های فیزیکی وجود ندارد. ما واقعا از این موضوع استقبال می کنیم که همه اطلاعات سازمان در نهایت وارد چرخه آرشیو الکترونیک شوند، چون این مسئله هم دسترسی را آسان تر می کند و هم ریسک های ناشی از نگهداری فیزیکی را کاهش می دهد.

            قدیمی ترین اسناد موجود در این آرشیو مربوط به چه دوره ای است؟

      بعضی اسناد آن قدر قدیمی هستند که هنگام قرار گرفتن در اسکنر عملا شروع به فرسایش می کنند و گاهی مجبور می شویم آنها را داخل طلق قرار دهیم تا بتوانیم تصویربرداری کنیم. قدیمی ترین داده های موجود در آرشیو به حدود سال  1297 ( 1918) برمی گردد و بخشی از آن مربوط به اطلاعات چاه شماره یک مسجدسلیمان است. به نوعی می توان گفت بخشی از تاریخ صنعت نفت ایران در همین آرشیوها نگهداری می شود؛ هر چند بخشی از اسناد به تجهیزات پیشرفته تری نیاز دارند و تهیه این تجهیزات همیشه آسان نیست، همچنین این آرشیو بزرگ، دائما در حال رشد است و توسعه آن به منابع، زیرساخت و نیروی انسانی بیشتری نیاز دارد.

            نقش هوش مصنوعی در شکوفایی این حوزه را چگونه ارزیابی می کنید؟

      آینده این حوزه، بدون هوش مصنوعی قابل تصور نیست. امروز به دنبال استفاده از ابزارهایی مانند تبدیل گفتار به متن، تشخیص هوشمند متن، دسته بندی اسناد، کاهش خطاهای انسانی و تسریع فرایند بازیابی اطلاعات هستیم. به طور حتم در آینده شاهد حرکت به سمت آرشیوهای هوشمند خواهیم بود؛ جایی که سامانه صرفا محل نگهداری اسناد نباشد؛ بلکه بتواند ارتباط میان داده ها را تشخیص دهد، پیشنهاد ارائه کند و حتی بخشی از فرایندهای تصمیم سازی را تسهیل سازد.

            به عنوان یک بانوی شاغل در حوزه فناوری، پیشرفت در این مسیر را چگونه تجربه کرده اید؟

      زمانی که وارد شرکت شدم، تصویر کاملی از آینده نداشتم. رقابت در حوزه فناوری اطلاعات در مناطق نفت خیز جنوب بسیار جدی است و همین موضوع باعث رشد می شود.

      شاید اگر در فضای دیگری بودم، مسیر پیشرفت محسوس تر به نظر می رسید؛ اما همیشه دوست داشتم با افراد توانمندتر سنجیده شوم، چون همین باعث پیشرفت می شود. یکی از آرزوهای من همیشه سامان دادن به این آرشیو عظیم بوده و خوشحالم که امروز این مسیر بسیار بهتر از گذشته پیش می رود.

            زندگی خارج از محیط کار چگونه می گذرد؟

      متأهل هستم و یک فرزند دارم که امسال دوره کارشناسی معماری خود را به پایان رسانده است. در اوقات فراغت کتاب می خوانم، فیلم می بینم و زمان بیشتری را به خانواده اختصاص می دهم. این روزها هم مشغول خواندن کتاب «تکه هایی از یک کل منسجم» هستم.

      به همه خانم ها توصیه می کنم، عقب نشینی نکنند و توانایی های خود را دست کم نگیرند؛ البته مسیر حرفه ای همیشه هموار نیست و ممکن است در مقاطعی با خستگی، سرخوردگی یا ناامیدی توأم باشد؛ اما استمرار و تلاش، همیشه مسیرهای تازه ای را ایجاد می کنند.

    • media/image/2026/10/2000-1441/23969.jpg

      نگاهی به وجوه داستانی، تاریخی و جامعه شناختی کتاب «هفت کافه بین راهی»

      هــــــــــفت ایستگاه داستانی

      یونس صادقی |    کتاب «هفت کافه بین راهی» نوشته اردشیر صالح پور، روایتی سورئالیستی از فضای سیاسی ـ اجتماعی خوزستان، همزمان با ورود نفت به ایران است. این اثر در ژانر داستان تاریخی است و می توان آن را در کنار آثاری همچون «شازده احتجاب» هوشنگ گلشیری و «سووشون» سیمین دانشور قرار داد. این کتاب در سال ۱۳۹۸ از سوی انتشارات سی سخت فرهنگ مانا منتشر شده است.

      تم اصلی و محوری کتاب، برخورد آدم ها در «کافه های بین راهی» نقاط مختلف خوزستان، از جمله ماهشهر، مسجدسلیمان، درخزینه، آغاجاری، اهواز، ایذه و هفتگل است. عمده عناصر داستانی و شخصیت پردازی این کتاب در طیف طبقه اجتماعی کارگر شکل گرفته اند؛ شخصیت هایی که هر یک به نوعی خاطره ای مشترک از نفت را در ذهن خود دارند.

      داستان غم ها و شادی ها، عشق های نافرجام و رنج های جامعه کارگری، بخشی از سوژه های جذاب داستانی کتاب صالح پور را شکل می دهد. از منظر تکنیک داستان نویسی، نویسنده با بهره گیری از عناصر فرا واقعی، بر جزئیات زندگی روزمره مردم و جغرافیای خوزستان تأکید دارد و در توصیف شخصیت های داستانی، ویژگی های جامعه شناختی و روان شناختی آنان را مورد توجه قرار داده است. این شیوه روایت، در کنار فضای گفت وگو محور اثر، تصویری زنده و چشم نواز از زندگی و مناسبات اجتماعی در فضای صنعتی خوزستان ارائه می دهد.

      هفت کافه بین راهی؛ قصه هایی در امتداد تاریخ و زندگی

      کتاب «هفت کافه بین راهی» در هفت محور داستانی شکل گرفته است. فارغ از جنبه های ادبی اثر که به صورت حرفه ای و هنرمندانه نگاشته شده، این کتاب تأثیری شایان در شناخت و درک فضای صنعتی خوزستان بر خواننده می گذارد و از ویژگی های بی شماری برخوردار است.

      اصطلاحات خاص کارکنان

      از جمله ویژگی های جامعه شناختی اثر، استفاده از تعبیرها و اصطلاحات خاص کارکنان صنعت نفت است؛ تعبیرها و اصطلاحاتی که در کمتر کتابی در حوزه نفت، به صورت یکجا گردآوری شده اند. از همین رو، خواننده در کنار لذت مطالعه داستان، با بخشی از تعبیرهای واقعی و رایج میان کارکنان صنعت نفت نیز آشنا می شود. برخی از این تعبیرها که در کتاب آمده اند، به این شرح است:

      رشن: جیره و آذوقه ای که به عنوان کمک هزینه ماهیانه به کارگران شرکت نفت داده می شد.

      کواتر: محله های شرکت نفتی و منازل کارگری. کی بک پی: اضافه کار معوقه.

      چیتی: برگه فیش حقوقی.

       محله کُفیشه: محله ای در آبادان که نام آن برگرفته از عبارت انگلیسی coffee shop بود.

      فیدوس: صدای سوت کارخانه.

      تندیل: سرکارگر. بیلرسوت: boiler suit؛ لباس کار.

      کولی: coolie؛ کارگر ساده.

      لمبرا: تحریف تلفظ number؛ شماره کارگری که بالای جیب لباس کارگران دوخته می شد.

      بنگله: به خانه های شیروانی دار شرکتی گفته می شد که اصل واژه آن از «بنگالوی» هندی گرفته شده بود.

       لبرلاری: labor lorry؛ ماشین های بزرگ حمل ونقل که کارگران را با آنها به محل کار می رساندند.

      استفاده از عناصر تاریخی در داستان

      این ویژگی اثر باعث شده است خواننده با یک ریتم یکنواخت ادبی ـ داستانی مواجه نشود. بهره گیری از عناصر تاریخی، به درک بهتر شرایط سیاسی و اجتماعی معاصر خوزستان کمک کرده و لایه ای مستند و تاریخی به روایت بخشیده است. بخشی از این روایت ها را در ادامه می خوانیم:

      «خلف آباد، اسم قدیم رامشیر بود. گویا در دوره مشعشعیان خوزستان، عده ای از سادات عرب به آنجا آمدند و در کنار رودخانه مارون ساکن شدند و به کار کشاورزی و ماندگاری پرداختند. به لفظ عربی آنجا را «خَلَفیه» و «خلف آباد» می گفتند.»

      «خاطرات آبادان دهه 30؛ اعتصابات کارگری، پالایشگاه و کار در گرمای ۶۰ درجه، مبارزات زیرزمینی و حیله گری انگلیسی ها و بی عرضگی دولت.»

      «بعد یادش آمد که در اعتصاب، پس از میتینگ، اولین کسی بود که پرچم انگلیسی را از بلندا پایین کشید و پرچم ایران را در آن ظهر گرم تابستان، بالای سردر پالایشگاه نصب کرد.»

      «مسجدسلیمان پایتخت نفت بود و آبادان بازار نفت»

      «سالی دوماهی، طرحی برای ریزش نیروهای شرکت نفتی در سال ۱۳۴۲ بود که باعث اخراج کارکنان زیادی شد. در این طرح، به ازای سال های خدمتشان، دو ماه حقوق را محاسبه کرده و شرکت به آنها وجهی پرداخت می کرد که به نام «سالی دوماهی ها» معروف شد.»

      «اولین چاه را بعد از مسجدسلیمان، در هفتگل، در سال ۱۳۰۶ زدند. نفتش آن قدر مرغوب و باخلوص بود که فرنگی ها را ماندگار و پابند خودش کرد. انگلیسی ها خیلی زود عاشق هفتگل شدند، ولی خیلی زود هم از آنجا دل کندند؛ هم به نفت رسیدند و هم به گاز مرغوب و شیرین. چاه شماره پنج را که زدند، به منبع عظیمی از نفت رسیدند که کلاهشان را از فرط شادی به هوا انداختند.»

      «سینما رفتن رسم جدیدی بود که انگلیسی ها با خودشان به هفتگل آورده بودند.»

      «اولین بنگله ای که انگلیسی ها ساختند، بنگله بالای تپه، مربوط به دکتر یانگ بود. دکتر یانگ همان کسی بود که به دلیل کوتاهی قدش، او را «دکتر کوچیکه» می گفتند.»

      «پارسوماش، تلغر، جهانگیری، نفتون و سرمسجد، اسامی مسجدسلیمان بودند.»

       استفاده از توصیف های  جغرافیایی

      با اینکه تم اصلی کتاب، روایت زندگی خانواده ها و افرادی از جامعه کارگری است، در لابه لای سطور، توصیف های جغرافیایی به کار رفته در داستان، تصویری ملموس و قابل فهم از فضای جغرافیایی و اقلیمی خوزستان برای خواننده ای که با شرایط این منطقه آشنایی ندارد، ترسیم می کند. نویسنده از طریق توصیف مسیرها، روستاها، محله ها و عناصر طبیعی و صنعتی، تصویری از جغرافیای خوزستان ارائه می دهد؛ تصویری که در برخی موارد، پیوند میان طبیعت و صنعت نفت را نیز به خوبی آشکار می سازد.

      «همه صحرای تفته خوزستان بود با تپه ماهورهای کوچک و بزرگ و رمل ها و شعله های آتش نفت و لوله های دراز کشیده زیر برق آفتاب که کَش این گرما و جاده راه های شوسه و خاکی را همراهی می کردند.» همچنین، نویسنده با اشاره به وضعیت محله های آبادان و تفاوت میان مناطق مختلف آن، تصویری از ساختار اجتماعی و امکانات شهری ارائه می دهد:

      «به جز محله (بریم) و (بوارده) که مناطق اعیان نشین کارمندان عالی رتبه شرکت نفت بود، سایر محلات آبادان آب لوله کشی هم نداشت.»

      در نهایت، توصیف تغییر چهره آبادان بر اثر گسترش صنعت نفت، یکی از نمونه های برجسته پیوند جغرافیا، صنعت و زندگی اجتماعی در اثر است:

      «پیش از این آبادان همه جا نخل بود، اما کم کم لوله های نفت و مشعل های پالایشگاه جای نخل ها را گرفت و آبادان یکباره شد پر از آهن و پلیت.»

      این توصیف ها، افزون بر نقش فضاسازانه، نشان می دهند که جغرافیای داستان صرفاً پس زمینه ای برای رخدادها نیست؛ بلکه خود به عنصری مؤثر در شکل گیری فضای اجتماعی و تاریخی اثر تبدیل شده است.

      ترسیم زندگی طبقه کارگری

      هدف اصلی نویسنده، ارائه روایتی قابل فهم از رنج های طبقه کارگر در قالب داستان است؛ طبقه ای که عاشق شدن، دستیابی به حداقل های یک زندگی شایسته و تلاش برای برخورداری از رفاه بیشتر را حق طبیعی خود می دانست. در نخستین داستان با عنوان «کافه نمره سه، کریم شیرازی» و با محوریت جاده اهواز ـ سربندر، که روایتگر عشق یک کارگر ساده خوزستانی به دختری اشرافی از شیراز است، نویسنده بخشی از آمال و آرزوهای جوانان این طبقه را چنین به تصویر کشیده است:

      «بیژن خیلی دلش می خواست تو شهر خودش مثل همه جوونا تو شرکت نفت استخدام می شد و تو کواتر محله شرکتی ها یه بنگله، حتی یه خونه بیست فوتی یا دو اطاقی کارگری بهش می دادن.»

      «کارگر شرکت شدن خوبیش این بود که آینده آدم تأمین بود.

      هر دو هفته یه بار حقوقتو می ذاشتن توی پاکت زرد شرکتی که پشتش یه نخ و دایره قرمز داشت و بعدش هم می رفتی استور و فروشگاه شرکت نفت و یک گاری برمی داشتی و هرچی دلت می خواست می ریختی توی گاری و یا علی... عصرها هم که می رفتیم استخر و باشگاه و سینما. اونقدر زندگی روبه راه بود که دیگه جیره و رشن هم نمی گرفتی.»

      در مجموع کتاب «هفت کافه بین راهی» به دلیل برخورداری از ویژگی های چندبُعدی، اثری خواندنی و موفق از کار درآمده است. این کتاب در پیشبرد تکنیک های داستانی نیز موفق عمل کرده است؛ به گونه ای که جزئیات پردازی و گفت وگو محور بودن داستان ها، ظرفیت تبدیل شدن آنها به سوژه هایی مناسب برای سینما و فیلمنامه نویسی را فراهم آورده است. همچنین، اطلاعات تاریخی، جامعه شناختی و روان شناختی موجود در داستان ها، به چندوجهی شدن اثر کمک کرده و خواننده را با اثری غنی و قابل تأمل مواجه می کند.

    • media/image/2026/10/2000-1441/23970.jpg

      جنگ جهانی اول معادلات ایران را تغییر داد

      نفت در آزمون بی طرفی

      مشعل | جنگ جهانی اول که حد فاصل سال های ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۸ میلادی روی داد، یکی از بزرگ ترین جنگ های تاریخ معاصر جهان بود. این جنگ پس از کشته شدن ولیعهد امپراتوری اتریش ـ مجارستان در سارایوو به دست یک جوان صرب آغاز شد و در مدتی کوتاه کشورهای متعددی را درگیر کرد. ایران در آغاز این جنگ، با توجه به شرایط سیاسی و اقتصادی خود، اعلام بی طرفی کرد و تلاش می کرد از ورود به منازعه کشورهای بزرگ دور بماند. با این حال، موقعیت جغرافیایی ایران و اهمیت راهبردی نفت آن موجب شد که با وجود اعلام بیطرفی، در عمل با چالش های جدی روبه رو شود. ماهنامه "مشعل" در ادامه سلسله گزارش های تاریخ نفت، در این شماره به بررسی وضعیت صنعت نفت ایران در سال های جنگ جهانی اول، اقدام های نظامی برای حفاظت از تأسیسات نفتی، توسعه فعالیت های نفتی، همچنین اختلاف های دولت ایران با شرکت نفت انگلیس و ایران پرداخته است.

      با آغاز جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ میلادی و رویارویی کشورهای متفقین از جمله بریتانیا با کشورهای متحد، مثل آلمان و امپراتوری عثمانی، ایران اعلام بی طرفی کرد. با این حال، تحولات نظامی در منطقه و حضور نیروهای خارجی در اطراف مرزهای ایران، سبب شد این بی طرفی به طور کامل رعایت نشود. موقعیت جغرافیایی ایران و قرار گرفتن مناطق نفتی جنوب در محدوده نفوذ بریتانیا، شرایطی ایجاد کرد که کشور ناخواسته درگیر پیامدهای جنگ شد.

      حفاظت از تأسیسات نفتی خوزستان

      در آغاز جنگ جهانی اول، ماهانه حدود ۲۵ هزار تن نفت از آبادان صادر می شد. همین میزان صادرات نشان می دهد که آبادان و تأسیسات نفتی خوزستان چه جایگاه مهمی در تأمین انرژی مورد نیاز بریتانیا و نیروهای نظامی آن داشتند. یکی از اقدام های اصلی بریتانیا در جریان جنگ جهانی اول، حفاظت از تأسیسات نفتی خوزستان در برابر حملات و عملیات نیروهای مخالف بود. بریتانیایی ها برای تأمین امنیت مناطق نفتی تلاش کردند از ظرفیت برخی خوانین و نیروهای محلی نیز استفاده کنند تا از تأسیسات نفتی و مسیرهای انتقال نفت محافظت شود.

      در این میان، خط لوله انتقال نفت مسجدسلیمان به اهواز، اهمیتی ویژه داشت. این خط لوله انتقال، نفت خام استخراج شده از مناطق نفت خیز را به نقاطی منتقل می کرد که امکان ادامه فرایند انتقال و پالایش نفت وجود داشت.

      در فوریه سال ۱۹۱۵ میلادی، نیروهای منتسب به آلمان، خط لوله نفت مسجدسلیمان- اهواز را مورد خرابکاری قرار دادند. این اقدام، انتقال نفت را برای مدتی با مشکل مواجه کرد و نشان داد که تأسیسات نفتی ایران تا چه اندازه در معرض خطر تحولات نظامی منطقه قرار دارند. از سوی دیگر، نگرانی از پیشروی نیروهای عثمانی به سمت خوزستان نیز افزایش یافته بود. در چنین شرایطی، بریتانیا برای تقویت حفاظت از مناطق نفتی، شماری از سرباز هندی را به خوزستان منتقل و در طول جنگ، پادگانی در اهواز دایر کرد.

      خرابکاری در خط لوله باعث شد فعالیت انتقال نفت برای حدود دو تا سه ماه با وقفه روبه رو شود. با این حال، عملیات تعمیر و بازسازی انجام و تابستان سال ۱۹۱۵ میلادی جریان انتقال نفت دوباره برقرار شد.

      صنعت نفت در شرایط جنگی (۱۹۱۵ تا ۱۹۱۹)

      با وجود دشواری های ناشی از جنگ جهانی اول، فعالیت های شرکت نفت انگلیس و ایران نه تنها متوقف نشد، بلکه در برخی زمینه ها روند توسعه خود را نیز ادامه داد. البته تأمین تجهیزات، استخدام کارکنان خارجی و وارد کردن ماشین آلات و لوازم مورد نیاز صنعت نفت با دشواری های فراوان روبه رو بود. جنگ موجب شده بود مسیرهای تجاری و حمل ونقل بین المللی با مشکلات متعدد رو به رو شود و انتقال کالا و تجهیزات از خارج به ایران به آسانی گذشته انجام نشود. با این حال، نیاز بریتانیا به نفت ایران باعث شد تأمین تجهیزات مورد نیاز صنعت نفت در اولویت قرار گیرد.

      در فاصله سال های ۱۹۱۵ تا ۱۹۱۹ میلادی، در منطقه مسجدسلیمان اقدام های عمرانی و زیرساختی متعددی انجام شد. یکی از مهم ترین این اقدام ها، ساخت راه شوسه میان مسجدسلیمان و دره خزینه بود. توسعه مسیرهای ارتباطی، نقش مهمی در جابه جایی تجهیزات، مواد اولیه، کارکنان و نفت داشت. در این میان، وسایل حمل ونقل جدید، از جمله خودروهای سواری و باری نیز در این مناطق به کار گرفته شدند. استفاده از خودرو در مناطق نفت خیز، افزون بر شتاب بخشیدن به جابه جایی، به تدریج چهره حمل ونقل در مناطق عملیاتی صنعت نفت را نیز تغییر داد. در همین دوره، کارخانه برق مسجدسلیمان توسعه یافت و ساخت وساز واحدهای مسکونی نیز گسترش پیدا کرد. افزایش تعداد کارکنان و توسعه فعالیت های صنعتی، نیاز به ایجاد امکانات جدید رفاهی و سکونتی را بیشتر کرده بود.

      توسعه خطوط لوله

      یکی دیگر از اقدام های مهم این دوره، احداث خط لوله جدید میان مسجدسلیمان و آبادان بود. این خط لوله در کنار خط لوله قبلی، ظرفیت انتقال نفت را افزایش داد و امکان انتقال حجم بیشتری از نفت خام به آبادان را فراهم کرد. در پایان جنگ جهانی اول، مجموع ظرفیت خطوط لوله قدیم و جدید به اندازه ای رسیده بود که امکان انتقال سالانه حدود سه میلیون تن نفت به آبادان وجود داشت. این ظرفیت، نشان دهنده رشد سریع زیرساخت های صنعت نفت ایران در فاصله کوتاهی پس از آغاز تولید تجاری نفت بود.

       پالایش و صادرات نفت در آبادان

      در آبادان نیز فعالیت های مربوط به تولید نفت روند توسعه خود را ادامه داد. پالایشگاه آبادان که پیش از آغاز جنگ ظرفیت سالانه ای حدود ۱۲۰ هزار تن داشت، در پایان جنگ به ظرفیت حدود یک میلیون تن در سال رسید. آمار صادرات نیز روند رشد فعالیت های نفتی را نشان می دهد. بر اساس آمار، در سال ۱۹۱۴ میلادی میزان صادرات نفت حدود ۲۷۴ هزار تن بود؛ این رقم در سال پایانی جنگ، یعنی ۱۹۱۸، به حدود ۸۹۷ هزار تن رسید. این افزایش صادرات در شرایطی اتفاق افتاد که جنگ جهانی اول بسیاری از مسیرهای تجاری و اقتصادی جهان را با بحران مواجه کرده بود.

      اختلاف با شرکت نفت  انگلیس و ایران

      یکی از موضوع های مورد اختلاف، خسارت واردشده به خطوط لوله نفت در جریان جنگ بود. دولت ایران معتقد بود هزینه تعمیر و مرمت خسارت های واردشده بیش از ۲۰ هزار لیره نخواهد بود و از سوی دیگر، مسئولیت این خسارت ها متوجه ایران نیست. استدلال دولت ایران این بود که عملیات نظامی کشورهای درگیر جنگ موجب نقض بی طرفی ایران شده است و از آنجا که ایران نقشی در آغاز یا ادامه این عملیات نداشته، نباید مسئولیت خسارت های ناشی از درگیری های نظامی را به عهده بگیرد.

      از دید دولت ایران، حتی بریتانیا که از فعالیت های نفتی جنوب بهره می برد، یکی از طرف های درگیر جنگ بود و اقدام های نظامی آن کشور ارتباطی مستقیم با دولت ایران نداشت؛ بنابراین، مسئول دانستن ایران در قبال خسارت های ناشی از این شرایط، از نظر دولت ایران قابل پذیرش نبود.

      موضوع دیگری که در این دوره مورد اختلاف قرار گرفت، وقفه چندماهه در فعالیت های نفتی پس از آسیب دیدن خطوط لوله بود. دولت ایران برای رد ادعای شرکت نفت انگلیس و ایران، به سخنان رئیس این شرکت در مجمع عمومی صاحبان سهام در ۲۰ دسامبر ۱۹۱۵ استناد می کرد. بر اساس این اظهارات، بخشی از مشکلات و توقف فعالیت ها به کمبود وسایل حمل ونقل آبی مربوط می شد.

      دولت ایران استدلال می کرد که دولت بریتانیا در جریان عملیات جنگی، تعدادی از وسایل نقلیه آبی موجود در رود کارون را مصادره کرده و برای عملیات نظامی خود به رود دجله در عراق انتقال داده است؛ بنابراین، از نگاه دولت ایران، نمی توان تمام مسئولیت وقفه در فعالیت های نفتی را متوجه ایران کرد. در مجموع جنگ جهانی اول، نقطه مهمی در تاریخ صنعت نفت ایران به شمار می رود. ایران اگرچه در آغاز جنگ سیاست بی طرفی را اعلام کرده بود، اما اهمیت منابع نفتی جنوب و موقعیت راهبردی خوزستان باعث شد این بی طرفی در عمل با فشارها و مداخلات خارجی گروه های درگیر در جنگ روبه رو شود. مرور تحولات نشان داد که با وجود خسارت های زیاد به خطوط لوله و وقفه چندماهه در کار، تأسیسات نفتی توسعه یافت، ظرفیت پالایشگاه آبادان افزایش پیدا کرد، خطوط لوله گسترش یافت و راه های ارتباطی و زیرساخت های صنعتی مسجدسلیمان توسعه پیدا کرد.

    • media/image/2026/10/2000-1441/23971.jpg
    • media/image/2026/10/2000-1441/23972.jpg

      پیشکسوت صنعت نفت از ۳۹ سال خدمت  در جایی میان دریا و خاطره می گوید

      فلات قاره تکه ای از جان من است

      مشعل |    اکبر بابایی، پیشکسوت صنعت نفت، با هیبت یک وزنه بردار و کشتی گیر قدیمی با روحیه ای پهلوانی، پا به تحریریه مشعل گذاشت. او سال ها در شرکت نفت فلات قاره ایران خدمت کرده بود و آنجا را خانه دوم خود می دانست؛ خانه ای که دلتنگی را در دل او زنده می کرد. بابایی در گفت وگو با خبرنگار مشعل، از روزهای آغاز کار، تجربه هایش در حوزه تدارکات و خرید، مأموریت در لندن، راه اندازی امکانات ورزشی برای کارکنان و دشواری های کار و زندگی در مناطق عملیاتی فلات قاره و سکوهای دریایی می گوید.

        از دوران کودکی و زندگی پیش از ورود به صنعت نفت بگویید.

      متولد سال ۱۳۳۳ در محله جوادیه تهران هستم. دوران ابتدایی را در دبستان تربیت گذراندم و پس از تحصیل در دبیرستان رهی معیری، دیپلم خود را از دبیرستانی دیگر گرفتم. سال ۱۳۵۳، دوره آموزشی سربازی ام را در بیرجند آغاز کردم و به مدت چهار ماه، آموزش های نظامی جدی دیدم. در آن زمان، شورشیان ظفار در عمان علیه دولت مرکزی قیام کرده بودند و پادشاه عمان از ایران درخواست کمک کرده بود. با توجه به اینکه پیش از سربازی ورزش می کردم و از آمادگی بدنی خوبی برخوردار بودم، در برخی آموزش ها عملکرد مناسبی داشتم و قرار شد به عمان اعزام شوم؛ تصمیمی که با مخالفت شدید پدر و مادرم روبه رو شد. در نهایت، پس از پایان دوره آموزشی، به تهران منتقل شدم و ادامه خدمت سربازی ام را در میدان حر گذراندم.

       از سال های اولیه انقلاب و جنگ تحمیلی بگویید؟

      با آغاز جنگ تحمیلی، فراخوانی برای برخی از نیروهای متقاضی خدمت اعلام شد. من هم داوطلبانه حدود شش ماه در مناطق غربی حضور داشتم. به دلیل تجربه و آموزش های قبلی، در برخی مأموریت ها، از جمله شناسایی شرکت کردم.

       از علایق ورزشی خودتان بگویید

      بله، از جوانی به ورزش علاقه داشتم و به ویژه وزنه برداری را دنبال می کردم. آن زمان امکانات ورزشی همانند امروز نبود. برای ثبت نام در باشگاه باید شهریه می دادیم و گاهی همین هزینه برای ما مانع ایجاد می کرد؛ به همین دلیل، در خانه با وسایل دست ساز تمرین می کردم.در جوادیه باشگاهی به نام داریوش وجود داشت که گاهی به آنجا می رفتم. یکی از اتفاق های مهم زندگی ورزشی من آشنایی با اکبر یداللهی، قهرمان کشتی فرنگی بود. ایشان وقتی استعداد و علاقه من را دید، با مدیر باشگاه صحبت کرد و هزینه تمرینم را پذیرفت. با تمرین مستمر توانستم در مسابقات شرکت کنم و مقام هایی به دست بیاورم. بعد هم کشتی را در کنار وزنه برداری ادامه دادم.

       ورود شما به صنعت نفت چگونه اتفاق افتاد؟

      در سال ۱۳۵۹ از طریق یکی از دوستانم به شرکت نفت فلات قاره ایران معرفی شدم. در جریان استخدام، با آقای کلهر مسئول تدارکات و امور کالا مصاحبه کردم. ایشان درباره سوابق و توانایی هایم پرسیدند و در نهایت پذیرفته شدم. ابتدا به صورت قراردادی مشغول به کار شدم و پس از آن، وضعیت استخدامی ام به پیمانی تغییر کرد. با گذشت زمان و پیگیری های ایشان، وضعیت استخدامی ام تغییر کرد و رسمی شدم. کارم را در بخش تدارکات و امور کالا تهران آغاز کردم، اما به تدریج مسئولیت هایی در بخش خرید و ترخیص کالا نیز به عهده گرفتم.

       شروع کارتان در شرکت نفت فلات قاره ایران چگونه گذشت؟

      در سال های نخست، حدود ۱۹ سال در تهران بودم، اما بخش زیادی از مأموریت هایم در مناطق عملیاتی و بنادر کشور، برای پیگیری خریدها و ترخیص کالا می گذشت. این کار شامل تحویل کالا، بررسی اسناد و رفع مشکلات احتمالی برای تأمین به موقع نیازهای شرکت بود.بعدها به بخش سفارشات و خرید منتقل شدم و پیگیری پرونده های طرح های افزایش تولید، از جمله خرید مواد شیمیایی و تجهیزات را به عهده گرفتم. یکی از این پرونده ها حدود ۸۰ میلیون دلار ارزش داشت که توانستم نزدیک به ۴۷ میلیون دلار خرید را جذب و پیگیری کنم.

       از ماموریت در دفتر لندن برایمان بگویید؟

      دفتر لندن یکی از دفاتر خارجی شرکت نفت فلات قاره بود.

      هنگام اعزام به این دفتر، آقای رکن الدین جوادی (مدیر عامل اسبق شرکت ملی نفت ایران) نیز آنجا حضور داشت. مأموریتم قرار نبود طولانی باشد و بیشتر جنبه تشویقی داشت. با این حال، تلاش کردم از این فرصت برای آشنایی با روش های کاری و کسب تجربه برای فعالیت های آینده در ایران استفاده کنم. با انجام کامل وظایف و فراتر رفتن از انتظارات، رضایت مدیران را جلب کردم و نامه تقدیر و هدیه ای دریافت کردم.

       چه اقدام هایی در حوزه ورزش شرکت نفت فلات قاره انجام دادید؟

      یکی از مسئولیت هایم، توسعه امکانات ورزشی شرکت نفت فلات قاره ایران بود. ابتدا قرار بود فضایی درساختمان مرکزی شرکت نفت فلات قاره تبدیل شود، اما به دلیل مشکلات فنی، راه اندازی سالن بدنسازی در اولویت قرار گرفت. پس از تهیه تجهیزات، سالن راه اندازی شد و مسئولیت ورزش شرکت را به عهده گرفتم. تلاش کردیم کارکنان پس از ساعات اداری از امکانات ورزشی استفاده کنند و برنامه هایی جداگانه برای بانوان و آقایان در نظر گرفتیم. با وجود محدودیت های تشکیلاتی و دشواری های اجرایی، پیگیری امور و به نتیجه رساندن کارها را با علاقه دنبال می کردم.

       برنامه های ورزشی را در مناطق عملیاتی هم دنبال می کردید؟

      یکی از اهداف اصلی ما، گسترش امکانات ورزشی در مناطق عملیاتی و سکوها بود، زیرا کارکنان این مناطق به دلیل دوری از خانواده و شرایط دشوار کاری، به فعالیت های ورزشی و تفریحی بیشتری نیاز داشتند. در کنار تجهیز سالن ها، با تأمین کنندگان مذاکره کردیم تا کارکنان بتوانند وسایل ورزشی را با شرایط مناسب و به صورت اقساطی تهیه کنند و در خانه نیز به ورزش بپردازند.

       از تجربه حضور در منطقه بهرگان توضیح دهید؟

      پس از مدتی به منطقه بهرگان منتقل شدم و حدود ۹ سال پایانی خدمتم را در مناطق عملیاتی گذراندم. کارکنان در شرایط دشوار و با شیفت های ۱۲ ساعته، مسئولیت تولید و نگهداری تجهیزات را به عهده داشتند. گاهی برای رسیدن به چاه ها و تأسیسات، با قایق رفت وآمد می کردند و ساعت ها در انتظار بازگشت شناور می ماندند. در صورت بروز مشکل در تجهیزات یا توربین ها، همه برای رفع آن تلاش می کردند تا تولید هرچه زودتر از سر گرفته شود.

       فشار روانی برکارکنان در چنین محیطی زیاد بود؟

      بله همین طور است. کارکنان مناطق عملیاتی با فشارهای متعدد، از دوری از خانواده تا مسئولیت سنگین تولید و شرایط نامساعد محیطی روبه رو هستند. گاهی فرد خبر فوت یکی از نزدیکانش را دریافت می کند، اما به دلیل دوری فاصله، محدودیت پروازها و دشواری رفت وآمد، امکان بازگشت فوری ندارد. به اعتقاد من، کارکنان مناطق عملیاتی شایسته توجه ویژه اند، زیرا وظیفه آنها تنها انجام کارهای فنی نیست، بلکه فعالیت در شرایطی دشوار است که درک آن برای دیگران آسان نیست.

       در سال های جنگ تحمیلی، مناطق نفتی و صادراتی هدف حمله قرار می گرفتند. از آن دوران چه خاطره ای دارید؟

      در آن سال ها، در مأموریت های مرتبط با مناطق عملیاتی، به ویژه جزیره خارگ حضور داشتم. یکی از خاطرات تلخ آن دوران، حمله به تأسیسات نفتی و خسارت های جانی واردشده به همکاران بود. تعدادی از همکاران را از دست دادیم و نیروهای حاضر در تأسیسات با شرایط بسیار دشواری روبه رو شدند. بااین حال، آنچه همیشه در ذهنم مانده، تلاش کارکنان برای تداوم تولید و صادرات نفت است. با وجود حمله ها و خسارت ها، همکاران با تمام توان کار می کردند تا صادرات متوقف نشود. در آن شرایط، اتکا به توان داخلی اهمیت بسیاری داشت و متخصصان ایرانی با تکیه بر دانش و تجربه خود، تأسیسات را سرپا نگه می داشتند.

       از روزهای بازنشستگی برایمان بگویید؟

      پس از ۳۹ سال خدمت بازنشسته شدم. تصور می کردم با رسیدن زمان بازنشستگی، از فشارهای کاری فاصله می گیرم و به راحتی وارد مرحله جدیدی از زندگی می شوم، اما دل کندن از محیط کار بسیار سخت تر از آن چیزی بود که فکر می کردم.

      حدود یک ماه پس از بازنشستگی، احساس سردرگمی داشتم. سال ها به برنامه ای مشخص عادت کرده بودم؛ صبح زود به محل کار می رفتم و تا پایان شیفت مشغول کار بودم. پس از جدایی از آن محیط، جای خالی همکاران و مسئولیت ها را احساس می کردم.البته به تدریج به شرایط جدید عادت کردم، اما ارتباطم با دوستان و همکاران همچنان ادامه دارد. هنوز هم بسیاری از آنها را می بینم و درباره وضعیت مناطق عملیاتی و رویدادهای صنعت نفت گفت وگو می کنیم. در جنگ تحمیلی اخیر نیز به شدت نگران وضعیت مناطق عملیاتی بودم. مناطق عملیاتی برای من فقط محل کار سابقم نیستند، به نوعی خانه دومم هستند. هرگاه خبر حادثه ای را در یکی از این مناطق می شنوم، پیگیر می شوم و با همکارانم تماس می گیرم تا از وضعیت آنجا مطلع شوم. گاهی خانواده ام می پرسند چرا اینقدر نگرانم و پاسخم روشن است؛ سال های زیادی از عمرم را در کنار این افراد و در آن محیط ها گذرانده ام و هنوز احساس می کنم بخشی از وجودم آنجا مانده است.

    • media/image/2026/10/2000-1441/23973.jpg

      زندگی مشترکی که از انتخاب شغلی در صنعت گاز آغاز شد

      هم مسیر در صنعت، همدل در خانه

      فاطمه دهقان نیری | گاهی یک انتخاب شغلی، فقط انتخاب یک شغل نیست؛ انتخاب مسیری است که می تواند سال ها بعد، بخشی از هویت، خاطرات و حتی زندگی خانوادگی انسان شود. شهرزاد طاهرپور، معاون مالی شرکت ملی گاز ایران و طهمورث بستانی املشی، سرپرست امور ورزش و تربیت بدنی این شرکت، همزمان در یک سال وارد صنعت گاز شدند؛ دو جوانی که شاید آن روز نمی دانستند صنعت قرار است روزی نه فقط محل کار، بلکه بخشی از داستان زندگی مشترکشان باشد و مسیر حرفه ای شان با زندگی مشترکشان گره بخورد. این زوج گازی، با وجود گذر زمان بیش از دو دهه فعالیت حرفه ای، در گفت وگو با خبرنگار «مشعل»، همچنان از انتخاب آن روزها با رضایت یاد می کنند.

    • media/image/2026/10/2000-1441/23974.jpg

      نقش آفرینی یک خانواده نفتی در مسیر قهرمانی

      دختران دهه نودی صنعت نفت روی سکوی افتخار

      مشعل |  خانواده با درک متقابل از یکدیگر معنای بیشتری پیدا می کند. تلاش، فداکاری و عمق دادن به روح زندگی، همه آن چیزهایی هستند که ناصر اسماعیلی، افسر آتش نشان شرکت ملی پخش فراورده های نفتی منطقه قم به آن اعتقاد دارد. او به همراه همسرش مریم سوریان و دو دخترشان، فاطمه و مائده، استحکام خانواده را بر هر چیزی مقدم می شمارند و تلاش می کنند آینده ای خوب برای تک تک افراد خانواده رقم بخورد.

      فاطمه و مائده اسماعیلی، دو خواهر دهه نودی این خانواده نفتی هستند که مسیرشان از تمرین های ژیمناستیک و کاراته به سکوهای قهرمانی کشور رسیده و پشت این دو قهرمان، خانواده ای ایستاده که بخش مهمی از این مسیر را بی سروصدا ساخته است.

       ناصر اسماعلی، پدری که ۲۲ سال در قامت آتش نشان خدمت کرده و پشت صحنه زندگی، همواره حامی فرزندانش بوده و مریم سوریان، مادری که با مهر، دلگرمی و آرامش، در روزهای سخت کنار آنها ایستاده است.

       برای این خانواده، نشان طلا فقط حاصل چند دقیقه رقابت نیست؛ پشت هر رنگ و نشان، سال ها تلاش، خستگی، اضطراب و همراهی خانواده قرار دارد. خانواده اسماعیلی در گفت وگو با خبرنگار "مشعل" از راه و مسیری می گویند که در زندگی طی کرده اند.

      پدر کارگردان خانواده است

      ناصر اسماعیلی، صحبت های خود را از این نقطه آغاز می کند که یکی از بزرگ ترین و مهم ترین مسئولیت ها در زندگی، فداکار بودن است؛ چه در نقش همسر و چه در جایگاه پدر که نقش آفرینی موثر و کارآمد در هر دو بسیار اهمیت دارد.

      وی می گوید: برپایه همین اعتقاد، تلاش کرده ام نقش خود را درخانواده، در دو جایگاه همسر و پدر به نحوی ایفا کنم که افزون بر مسئولیت حرفه ای ام به عنوان آتش نشان، زندگی خانوادگی را هم به گونه ای هدایت کنم که مفهوم خانواده ای که از آن یاد کردم، تا حد ممکن محقق شود.

      ثمره امروز من و همسرم در زندگی، دخترانم هستند که با حمایت های خانواده موفق عمل کرده اند و به وجودشان افتخار می کنم.

       اسماعیلی ادامه می دهد: درجایگاه یک همسر و پدر، نقش خود را مثل کارگردانی می بینم که از پشت صحنه هدایت می کند تا همه چیز حتی المقدور سرجای خودش باشد. تلاش افرادپشت صحنه، معمولا خیلی دیده نمی شود؛ اما همین تلاش های پشت صحنه، بخش مهمی از موفقیت ها را در خانواده رقم می زند و از این بابت خوشحالم. 

      وی اشاره می کند: یکی از بزرگ ترین و مهم ترین ویژگی ها در زندگی، فداکار بودن است، چه در جایگاه همسر و چه در نقش پدر؛ نقش آفرینی موثر و کارآمد در هر دو جایگاه و در کل،"خانواده" بسیار اهمیت دارد.  اسماعیلی در ادامه می گوید: مردها با وجود همه سختی های کار بیرون از خانه تلاش می کنند آسایش و آسودگی را برای همسر و فرزندانشان رقم بزنند و بهترین ها را برای خانواده فراهم کنند.

      وی درباره دختران خود فاطمه و مائده نیز می گوید: دختر بزرگم فاطمه که متولد سال ۱۳۹۲ است، تاکنون مقام استانی متعددی در رشته های کاراته و ژیمناستیک کسب کرده و در رقابت های کشوری کاراته نیز مدال آور بوده است.  مائده هم که متولد سال ۱۳۹۵ است، به تازگی ورزش کاراته را شروع کرده و راه خواهر بزرگترش را پیش گرفته است. او نیز با وجود سن کم، کارنامه ورزشی خوبی دارد و موفق به کسب نشان کشوری شده است.

      اسماعیلی اظهار می کند: آرزو دارم دخترانم، فاطمه و مائده، افتخارآفرین و باعث سربلندی کشور باشند و وقتی بزرگتر شدند، همراهی و حمایت پدر و مادرشان در سال های سخت مسیر زندگی شان را فراموش نکنند.

      وی تأکید می کند: دوست دارم دخترانم این مسیر انتخابی را با تلاش و پشتکار تا رسیدن به نتیجه مطلوب ادامه دهند و در رقابت های آسیایی و المپیک، به قهرمانی که آروزی من و همسرم است، دست یابند.

      مسیر یادگیری و موفقیت

      فاطمه اسماعیلی، فرزند و دختر بزرگتر ناصر اسماعیلی که حالا مجموعه ای از مدال های رنگارنگ استانی و کشوری را در کارنامه دارد، رمز موفقیت خود را در مسیر ورزشی که پیش گرفته، تلاش و فداکاری پدر و مادرش می داند.  وی تصریح می کند: اگرچه بسیاری از همراهی های خانواده روی سکوی قهرمانی دیده نمی شود؛ اما خودمان می دانیم که سزاوار اصلی این نشان های رنگارنگ، پدر و مادرمان هستند؛ آنها که در این مسیر از هیچ کمک و حمایتی دریغ نکردند.

      دختر بزرگ خانواده اسماعیلی ادامه می دهد: من ورزش را با ژیمناستیک شروع کردم. با ادامه این مسیر به رشته ورزشی کاراته نیز علاقه مند شدم، به طوری که با تلاش و حمایت خانواده که هم اکنون نیز ادامه دارد، تاکنون موفق به کسب بیش از ۱۰ مقام استانی در رشته های کاراته و ژیمناستیک شده ام. در رقابت های کشوری کاراته نیز این توفیق را داشته ام که یک مدال طلا، یک نقره و یک برنز کسب کنم.

      فاطمه با اشاره به اینکه خواهرش مائده نیز در رشته کاراته فعالیت می کند، ادامه می دهد: بخش بزرگی از موفقیت هایی که من و مائده به دست آورده ایم، حاصل حمایت پدر و مادری است که همیشه در روزهای سخت پشت ما قرار داشتند و به ما دلگرمی دادند.

      وقتی از او سوال شد به عنوان فرزند نفتی آیا تاکنون حمایتی از سوی این صنعت دریافت کرده است، پاسخ می دهد: در مقطعی، حمایت هایی از سوی شرکت ملی پخش فراورده های نفتی منطقه قم مثل اعزام به استان های همجوار برای حضور در مسابقات و پرداخت کمک هزینه های ورزشی، نقش مؤثری در ادامه مسیر و پیشرفت ورزشی ما داشته است.

      فاطمه با قدردانی از پدر و مادر خود در طی این مسیر ورزشی اظهار می کند: مادری دارم که تمام خستگی های من و خواهرم را به جان می خرد و پدری که با وجود تمام سختی ها، هزینه های ورزشی مان را تأمین می کند. قدردان زحمات آنها هستم و امیدوارم بتوانم پاسخ مناسبی به فداکاری هایشان بدهم.

      وی درباره آرزویش در عرصه ورزش می گوید: دوست دارم روزی با پیراهن تیم ملی در رقابت های کاراته آسیایی و المپیک حضور پیدا کنم؛ آرزویی که برای رسیدن به آن، باید مسیری طولانی طی کرد و تمرین زیادی انجام داد.

      قدردان پدر و مادرم هستم

      مائده، دخترکوچک خانواده اسماعیلی که امسال وارد ۱۰ سالگی می شود و تاکنون سه مدال رنگارنگ کشوری را در رشته کاراته به دست آورده، می گوید: بیش از هر چیز، انگیزه ورود و ادامه این مسیر را از خواهر بزرگ ترم می گیرم. تماشای شادی فاطمه پس از کسب پیروزی ها و دیدن مدال هایی که به دست می آورد، برایم انگیزه ورود به میدان می شود و دوست دارم مسیر قهرمانی را در کنار خواهرم دنبال کنم.

      مائده نیز همچون خواهرش فاطمه در کنار انگیزه ای که ازخواهر بزرگ ترش گرفته است، ادامه می دهد: پدر و مادرم از نخستین روزهای این مسیر کنار من و خواهرم بودند و با حمایت و همراهی خود، زمینه ای فراهم کردند که بتوانیم وارد این عرصه شویم. من و خواهرم خود را مدیون خانواده و حمایت پدرمادرمان می دانیم؛ قدردان آنها هستیم و امیدواریم بتوانیم پاسخ مناسبی به محبت ها و فداکاری های شان بدهیم.

      دیدن دخترانم در لباس تیم ملی ایران

      مریم سوریان، مادر فاطمه و مائده اسماعیلی هم از روزهایی می گوید که دخترهایش در مسیر تمرین و مسابقه خسته می شدند و ادامه دادن برایشان دشوار بود.   وی تصریح می کند: در روزهای پیش از مسابقه همیشه تلاش می کردم بیشتر کنار آنها باشم، به آنها انگیزه بدهم و تشویق شان کنم تا فارغ از نتیجه، با پشتکار، مسیری را که در آن قدم گذاشته اند، ادامه دهند و برای رسیدن به موفقیت تلاش کنند.  سوریان درباره نقش مادرانه خود در روزهای سخت زندگی می گوید: همسرم به دلیل ماهیت شغلی اش، گاه تحت فشار است که در چنین شرایطی، من سعی می کنم در مدیریت شرایط خانه بیشتر کمک کنم. وی ادامه می دهد: استرس دخترهایم نیز به ویژه در روزهای نزدیک به مسابقه بیشتر می شود. به همین دلیل تلاش می کنم با حضور و همراهی خود، بخشی از این فشار را از دوش آنها بردارم و با مهر و عشق مادرانه، که مهم ترین تکیه گاه برای دلگرم کردن دخترهایم است، گاه آنها را در آغوش بگیرم، موهایشان را نوازش کنم و گاه با سرگرم کردنشان کمک کنم که کمتر به نتیجه مسابقه فکر کنند. 

      سوریان ادامه می دهد: مهم این است که فاطمه و مائده با آرامش وارد میدان مسابقه شوند، تمام توان خود را به کار گیرند و فارغ از نتیجه، از تلاشی که برای رسیدن به آن کرده اند، احساس رضایت کنند.  سوریان با اشاره به موفقیت های فرزندانش می گوید: پشت هرکدام از این دستاورد ها، زحمات و عشق پدر و مادر به فرزندان نهفته است. پدر و مادری که با تمام وجود تلاش می کنند فرزندان خود را در مسیری که انتخاب کرده اند، پیش ببرند. او با بیان اینکه فرزندان در هر سنی که باشند، برای پدر و مادر، همان کودک خردسال هستند، اظهار می کند: در وهله نخست امیدوارم فاطمه و مائده در ادامه مسیر زندگی، بیش از کسب هر موفقیت و افتخار، سلامت و تندرست باشند و آرزوی قلبی ام این است که روزی هر دوی آنها را در لباس تیم ملی کشورمان ، "ایران" ببینم.   برای خانواده اسماعیلی، کسب مدال های رنگین مقصد نیست؛ آموختن صبر، بردباری، ایستادگی و چگونه ادامه دادن زندگی در روزهای سخت، ارزش هایی هستند که بیش از هر چیز اهمیت دارند؛ زیرا باور دارند که سکو اگرچه پایان یک مسابقه است؛ اما زندگی، میدان بزرگ تری برای قهرمان پروری است.

    • media/image/2026/10/2000-1441/23975.jpg

      از خط قرمزهای هوش مصنوعی پرهیز کنیم

      ایمنی در عصر دیجیتال

      مشعل |  این روزها هوش مصنوعی از یک فناوری نوظهور فاصله گرفته و به بخشی از زندگی روزمره انسان تبدیل شده است؛ ابزارهایی که زمانی فقط برای پاسخ گویی و انجام چند وظیفه ساده به کار می رفتند، حالا در بسیاری از حوزه ها به دستیار های قدرتمند و در دسترس تبدیل شده اند. با این حال، هرچه دامنه حضور هوش مصنوعی گسترده تر می شود، شناخت مرزهای استفاده از آن نیز اهمیت بیشتری پیدا می کند، زیرا اعتماد بی محاسبه به این ابزارها، از به اشتراک گذاری اطلاعات حساس و تهدید حریم خصوصی گرفته تا خطاهای اطلاعاتی و مسائل اخلاقی، می تواند پیامدهایی داشته باشد که جبران آن همیشه آسان نیست. دانستن اینکه چت بات ها چه کارهایی را می توانند انجام دهند، به اندازه شناخت کارهایی که نباید به آن سپرد اهمیت دارد؛ نبایدهایی که رعایت آنها می تواند استفاده از این فناوری را ایمن تر، آگاهانه تر و مسئولانه تر کند.

      هوش مصنوعی در مکالمه های روزمره، گاهی ممکن است پاسخی به ما بدهد که بیشتر با آنچه دوست داریم بشنویم همخوان باشد؛ پاسخی که لزوما به معنای درست بودن آن نیست.نکته مهم دیگر این است که چت بات ها بر پایه مدل های زبانی کار می کنند و در مواردی، اطلاعاتی که کاربران در اختیار آنها قرار می دهند، می تواند هم ازآنها یاد بگیرد و در بهبود و توسعه عملکردشان نقش داشته باشد. بنابراین، آنچه در گفت وگو با این ابزارها به اشتراک می گذاریم، موضوعی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت. با در نظر گرفتن این نکات، در ادامه سراغ 5 مورد بسیار مهم می رویم که در تمام فرازو نشیب های زندگی بهتر است درباره آنها به هوش مصنوعی اتکا نکنیم.

      بی اعتمادی به هوش مصنوعی در سلامت

      یکی از مهم ترین موارد اشتباه در استفاده از چت بات ها تصمیم گیری درباره مسائل پزشکی و سلامت است. چت بات ها هرچقدر هم در ارائه اطلاعات و پاسخگویی توانمند باشند، هیچ گاه جایگزین پزشک و متخصص نیستند و نباید برای تشخیص بیماری، انتخاب روش درمان یا تصمیم گیری درباره دارو و مواد مصرفی به آنها تکیه کرد،زیرا باید پذیرفت که بسیاری از پزشکان و متخصصان، فرصت انتشار مداوم مقاله، تجربه های بالینی و دانش تخصصی خود در فضای عمومی اینترنت ندارند؛ بنابراین، نمی توان انتظار داشت هر آنچه یک چت بات از میان انبوه اطلاعات موجود در فضای وب استخراج و ارائه می کند، بازتاب دهنده دانش و تجربه واقعی متخصصان باشد. شاید یک پاسخ اشتباه درباره موضوعی ساده، پیامد چندانی نداشته باشد، اما وقتی پای چیزی که قرار است وارد بدن شود، روی پوست استفاده شود، جایگزین دارو شود یا بر میزان خواب و سلامت فرد اثر بگذارد در میان است، نمی توان با آزمون و خطا پیش رفت. هوش مصنوعی می تواند برای آشنایی اولیه با موضوع های سلامت مفید باشد، اما تصمیم گیری درباره سلامت باید بر پایه نظر پزشک و متخصصان مربوط انجام شود.

      هوش مصنوعی بی احساس است

      در نگاه اول، ممکن است به نظر برسد چت بات هایی مانند ChatGPT به دلیل توانایی در گفت وگو و ارائه پاسخ های سریع و منسجم، ممکن است در نگاه اول مانند یک مشاور یا حتی درمانگر قابل اتکا به نظر برسند، اما واقعیت به این سادگی نیست. چت بات ها در موقعیت های حساس زندگی، از جمله رویارویی با بحران های روانی یا روابط عاطفی، همیشه نمی توانند واکنشی متناسب، مسئولانه و ایمن داشته باشند، زیرا درکی از آن اتفاق ندارند، نمونه هایی نیز از پاسخ های نامناسب چت بات ها در چنین موقعیت هایی در زندگی نوجوانان گزارش شده است.

      سایت OPENAI تخمین زده است که 15 درصد  از کاربران در یک هفته با ChatGPT مکالماتی با نشانه های صریح برنامه ریزی خودکشی دارند که معادل بیش از یک میلیون نفر در این بازه زمانی است. همچنین پژوهشگران دریافته اند چت بات ها تمایل دارند با پاسخ های چاپلوسانه، باورهای موجود کاربر را تقویت کنند و در برخی موارد تفکر هذیانی را تغذیه کنند. البته با به روزرسانی های سال های اخیر در چت بات ها قوانین سختگیرانه ای وضع شده تا در چت بات ها در مواردی آسیب زدن کاربر هیچ تحریکی ایجاد نکنند و او را منصرف کنند.  با این حال، بسیاری از مردم از چت بات ها به عنوان تراپیست یا مشاور  استفاده می کنند و ممکن است توصیه هایی دریافت کنند که نادرست، نگران کننده یا حتی برخلاف اصول پذیرفته شده باشد.

      نکته مهم اینجاست که همان طور که پیش تر اشاره شد، یک چت بات ممکن است در گفت وگو پاسخی ارائه دهد که با خواسته یا انتظار کاربر همخوان باشد؛ به اصطلاح پاسخی می دهد که کاربر از آن خوشش بیاید!

       بنابراین، موافقت چت بات با تصمیم یا احساس ما، به معنای درست یا مناسب بودن آن نیست.

      دریافت مشاوره حقوقی زیان آور است

      استفاده از هوش مصنوعی برای دریافت مشاوره حقوقی نیز می تواند با خطرهایی همراه باشد. بر اساس یک پایگاه داده عمومی که توسط یک محقق حقوقی نگهداری می شود، بیش از ۲ هزار حکم دادگاه در سراسر جهان به دلیل استناد به اطلاعات جعلی ChatGPT صادر شده است.

      در این میان، ۸۱۵ مورد مربوط به وکلا و  یک هزار و 175 مورد مربوط به افرادی بوده است که بدون وکیل از خود دفاع کرده اند و دادگاه ها در برخی از این موارد جریمه های سنگینی اعمال کرده اند.

      از سوی دیگر، چت باتی مانند CHATGPTمصونیت قانونی ندارد و اطلاعاتی که کاربر در این سرویس وارد می کند، ممکن است در فرایندهای حقوقی مورد استفاده قرار گیرد. همچنین بر اساس سیاست های به روزرسانی شده OpenAI در اکتبر ۲۰۲۵، استفاده از این سرویس برای ارائه مشاوره تخصصی که نیازمند مجوز است، ممنوع شده است. هرچند هوش مصنوعی می تواند برای آشنایی اولیه با مفاهیم و اصطلاحات حقوقی مفید باشد، تصمیم گیری درباره مسائل حقوقی مهم و پرونده های قضایی موضوعی نیست که بتوان بر اساس پاسخ یک چت بات درباره آن اقدام کرد.

       اطلاعات محرمانه سازمانی،خط قرمز کاری

      یکی از مهم ترین نبایدها در استفاده از هوش مصنوعی، به اشتراک گذاشتن اسناد محرمانه و اطلاعات کاری حساس و طبقه بندی شده است. وارد کردن قراردادها، اطلاعات مشتریان، کدهای داخلی یا هر داده ای که انتشار آن می تواند برای فرد یا سازمان پیامد داشته باشد، در چت بات های عمومی، اقدامی پرریسک است، زیرا کاربر همیشه کنترل کاملی بر محل نگهداری و نحوه استفاده از این اطلاعات ندارد.

      در سال های اخیر، نمونه هایی از ورود اطلاعات محرمانه سازمانی به چت بات ها گزارش شده است؛ اتفاقی که در برخی موارد به هشدارهای امنیتی و بررسی های داخلی منجر شده است.

      حتی برخی شرکت ها پس از مشاهده چنین مواردی، محدودیت هایی برای استفاده کارکنان از ابزارهای هوش مصنوعی اعمال کرده اند.دلیل این حساسیت روشن است؛ داده ای که وارد یک پلتفرم خارجی می شود، ممکن است روی سرورهای خارج از سازمان ذخیره شود و حذف یا کنترل کامل آن دشوار باشد.

      بهتر است چت بات های خود را محلی برای نگهداری اطلاعات محرمانه ندانیم. اطلاعات شخصی، اسناد کاری، داده های مشتریان و مطالبی که تحت قراردادهای محرمانگی یا مقررات سازمانی قرار دارند، نباید بدون اطمینان از سازوکار حفظ و حفاظت از داده ها در اختیار چت بات ها قرار گیرند.

      در استفاده از هوش مصنوعی، همان قدر که کیفیت پاسخ اهمیت دارد، باید به این پرسش نیز توجه کنیم که چه اطلاعاتی را نباید به آن بسپاریم؟

      ورود اطلاعات هویتی ممنوع

      یکی دیگر از مهم ترین خط قرمزها در استفاده از چت بات ها، وارد کردن اطلاعاتی مانند رمز عبور، کدهای ورود، شماره های شناسایی، اطلاعات بانکی و تصاویر مدارک هویتی است. این اطلاعات، حتی اگر در قالب یک پرسش ساده وارد شوند، می توانند ماهیتی بسیار حساس داشته باشند و نباید با یک ابزار هوش مصنوعی مانند یک دفترچه شخصی یا فضای کاملا خصوصی برخورد کرد.

      اهمیت این موضوع زمانی بیشتر روشن می شود که بدانیم در سال ۲۰۲۵ نزدیک به ۴۵۰۰ گفت وگوی ChatGPT در نتایج جست وجوی گوگل قابل مشاهده شده بود؛ این اتفاق مربوط به قابلیتی بود که امکان عمومی کردن و قابل جست وجو شدن برخی مکالمات را فراهم می کرد و پس از بروز نگرانی های مربوط به حریم خصوصی، کنار گذاشته شد. بهتر است اطلاعاتی مانند رمزهای عبور، کدهای یک بارمصرف، شماره گذرنامه و مدارک هویتی، اطلاعات کامل کارت بانکی و سایر داده های حساس را در اختیار چت بات ها قرار ندهیم. در فضای دیجیتال، پیشگیری از افشای چنین اطلاعاتی بسیار مهم تر از این است که بعدها تلاش کنیم آنها را از یک سرویس آنلاین حذف کنیم.

       ایمن بمان و لذت ببر

      با وجود پیشرفت های خیره کننده و نفوذ هوش مصنوعی در جنبه های مختلف زندگی، از تولید موسیقی و محتوا گرفته تا کاربردهای شغلی، همچنان حوزه هایی وجود دارند که ورود بی محابای این فناوری به آنها می تواند پیامدهای جدی به همراه داشته باشد. در عصر دیجیتال که ابزارها و اطلاعات با سرعتی بی سابقه در دسترس قرار گرفته اند، مهم تر از دسترسی به یک ابزار، شناخت درست و شیوه استفاده ایمن از آن است.

      استفاده مکرر و بی رویه از چت بات های هوش مصنوعی مانند ChatGPT در امور روزمره، اگر جای فکرکردن، تصمیم گیری و حل مسئله از سوی انسان را بگیرد، می تواند به تدریج نقش و اختیار فرد را در رویارویی با چالش های زندگی کم رنگ کند. هوش مصنوعی ابزاری قدرتمند در کنار انسان است، اما وکیل شما نیست، پزشک شما نیست و قطعا تراپیست شما هم نخواهد بود.

      شناخت توانایی ها و محدودیت های این فناوری، لازمه استفاده درست از آن است، زیرا تصمیم نهایی و مسئولیت انتخاب، همچنان باید به عهده انسان و قدرت تفکر و قضاوت او باقی بماند.

      برگرفته از سایت ENGADGET

    • media/image/2026/10/2000-1441/23976.jpg

      راهکارهای طلایی برای حفظ استحکام استخوان ها  در سنین مختلف

      سپر دفاعی در برابر پوکی  استخوان

      مشعل | پوکی استخوان از بیماری هایی است که می تواند سال ها بی آنکه نشانه مشخصی ایجاد کند، پیش برود و به تدریج تراکم و استحکام استخوان ها را کاهش دهد؛ روندی که با افزایش سن اهمیت بیشتری پیدا می کند و می تواند ستون فقرات، مچ دست و لگن را در معرض آسیب قرار دهد. در اهمیت این بیماری همین بس که ۲۰ اکتبر برابر با ۲۸ مهرماه در تقویم جهانی به نام روز جهانی پوکی استخوان شناخته می شود؛ روزی برای افزایش آگاهی درباره نوعی بیماری که گاهی تا زمان نخستین شکستگی خود را نشان نمی دهد و توجه به پیشگیری و تشخیص زودهنگام را یادآوری می کند. فهیمه ثمره محمدیان، متخصص بیماری های داخلی بهداشت و درمان صنعت نفت شمال شرق کشور، در گفت وگو با خبرنگار «مشعل» درباره چیستی پوکی استخوان، عوامل مؤثر بر بروز آن، راه های تشخیص، پیشگیری و درمان و اهمیت مراقبت از سلامت استخوان ها توضیحاتی ارائه کرده است که در ادامه می خوانید. 

        پوکی استخوان چیست و چه اتفاقی برای استخوان ها رخ می دهد؟

      پوکی استخوان، وضعیتی است که در آن استخوان ها به تدریج نازک تر و ضعیف تر می شوند و احتمال شکستگی آنها افزایش پیدا می کند. استخوان نیز مانند سایر بافت های بدن دائما در حال تغییر و بازسازی است؛ بدن استخوان های قدیمی و آسیب دیده را از بین می برد و سلول های جدید استخوانی جایگزین آنها می کند. تا حدود ۳۰سالگی این روند تقریبا متعادل است و سرعت ساخت استخوان جدید با سرعت حذف استخوان قدیمی برابری می کند؛ اما پس از ۳۰تا ۴۰ سالگی ممکن است این تعادل به تدریج از بین برود و روند تحلیل استخوان از ساخت آن پیشی بگیرد. در نتیجه با افزایش سن، تراکم استخوان کاهش می یابد و به دنبال آن استحکام و کیفیت استخوان ها نیز کمتر می شود.

        چرا پوکی استخوان در زنان شیوع بیشتری دارد و چه عواملی زنان و مردان را در معرض این بیماری قرار می دهد؟

      یکی از مهم ترین دلایل، کاهش سریع سطح استروژن در زنان پس از یائسگی است که می تواند روند تحلیل استخوان را سرعت ببخشد. همچنین زنان معمولا استخوان های کوچک تر و نازک تری نسبت به مردان دارند. در مردان، کاهش هورمون های جنسی از جمله تستسترون معمولا با سرعتی کمتر و در سنین بالاتر اتفاق می افتد، بنابراین ضعف استخوان اغلب دیرتر بروز می کند؛ البته پوکی استخوان محدود به سالمندی یا یک فرد خاص نیست و عواملی مانند تغذیه نامناسب و کم تحرکی می تواند حتی در سنین پایین تر نیز سلامت استخوان ها را تحت تأثیر قرار دهد.

        مهم ترین عوامل خطر ابتلا به پوکی استخوان چیست؟

      افزایش سن، یکی از عوامل اصلی است و بیشتر افراد مبتلا به پوکی استخوان، بالای ۵۰ سال سن دارند؛ زیرا پس از این سن، سرعت تشکیل استخوان معمولا کمتر از سرعت تحلیل آن می شود. تغییرات هورمونی نیز نقش مهمی دارند. در زنان کاهش سریع استروژن در دوران یائسگی و در مردان کاهش تدریجی هورمون های جنسی با افزایش سن می تواند به تحلیل استخوان منجر شود. زمینه ژنتیکی نیز اهمیت دارد و سابقه خانوادگی پوکی استخوان یا شکستگی استخوان در خانواده مادری می تواند خطر ابتلا را افزایش دهد. در کنار این عوامل، برخی بیماری ها، داروها، تغذیه نامناسب و سبک زندگی کم تحرک نیز می توانند سلامت استخوان ها را تهدید کنند.

        چه داروها و بیماری هایی می توانند خطر ابتلا به پوکی استخوان را افزایش دهند؟

      برخی داروها در صورت مصرف طولانی مدت می توانند روند تحلیل استخوان را افزایش دهند. از مهم ترین آنها می توان به کورتیکواستروئیدها مانند پردنیزولون، داروهای ضدانعقاد مانند هپارین، داروهای ضدتشنج، برخی داروهای مورد استفاده در درمان سرطان پستان و پروستات، متوترکسات، بعضی داروهای ادرارآور و لیتیوم اشاره کرد. از سوی دیگر، برخی بیماری ها نیز با افزایش خطر پوکی استخوان همراه هستند؛ از جمله بیماری های گوارشی مانند بیماری التهابی روده و سلیاک، برخی بیماری های مزمن کلیوی و کبدی، اختلالات خودایمنی مانند لوپوس، ام اس و آرتریت روماتوئید، بعضی اختلالات خونی مانند لنفوم و مولتیپل میلوما و اختلالات غدد درون ریز مانند پرکاری تیروئید، دیابت و یائسگی زودرس.

        تغذیه چه نقشی در حفظ استحکام استخوان ها دارد و چه عادت هایی سلامت آن را تهدید می کند؟

      تغذیه مناسب، یکی از پایه های حفظ سلامت استخوان است. دریافت ناکافی کلسیم، کمبود ویتامین D و مصرف ناکافی پروتئین می تواند به کاهش کیفیت استخوان ها کمک کند. کاهش وزن شدید و اختلالات غذا خوردن نیز از عوامل مؤثر هستند. در کنار تغذیه، سبک زندگی اهمیت زیادی دارد. سیگار کشیدن با اثر مستقیم نیکوتین بر سلول های استخوان ساز، میزان استخوان سازی را کاهش می دهد و می تواند روند از دست رفتن استخوان را افزایش دهد. مصرف الکل و نداشتن فعالیت بدنی نیز از عوامل خطر به شمار می آیند. فعالیت بدنی منظم، به ویژه ورزش های استقامتی، از دوران کودکی تا بزرگسالی اهمیت دارد و توصیه می شود در هفته دست کم ۱۵۰ دقیقه فعالیت بدنی با شدت متوسط انجام شود.

        پوکی استخوان چگونه تشخیص داده می شود و چه زمانی سنجش تراکم در این زمینه اهمیت بیشتری پیدا می کند؟

      سنجش تراکم استخوان، اصلی ترین روش بررسی کاهش توده استخوانی و تشخیص پوکی استخوان است و این امکان را فراهم می کند که کاهش توده استخوانی پیش از وقوع شکستگی شناسایی شود. این آزمایش دقیق، بدون درد و بی خطر است و در افرادی که توده استخوانی پایین یا پوکی استخوان دارند، معمولا تکرار آن هر دو تا سه سال برای ارزیابی وضعیت استخوان ها توصیه می شود. در کنار آن، پزشک می تواند در معاینه های معمول نشانه هایی مانند کاهش قابل توجه قد را بررسی کند. آزمایش های خون و ادرار نیز در برخی موارد برای بررسی وضعیت بیمار و عوامل مرتبط با کاهش تراکم استخوان مورد استفاده قرار می گیرند. داشتن سابقه خانوادگی پوکی استخوان، ابتلا به بیماری های افزایش دهنده خطر شکستگی یا مصرف داروهای مؤثر بر تحلیل استخوان، اهمیت بررسی و پیگیری پزشکی را بیشتر می کند.

        برای پیشگیری از پوکی استخوان و کاهش خطر شکستگی چه اقدام هایی می توان انجام داد؟

      پیشگیری از پوکی استخوان از اصلاح سبک زندگی و توجه به تغذیه آغاز می شود. داشتن رژیم غذایی مناسب، دریافت کافی کلسیم و ویتامین D و مصرف پروتئین به میزان مناسب در حفظ سلامت استخوان ها اهمیت دارد. فعالیت بدنی منظم و مداوم نیز باید بخشی از برنامه زندگی باشد؛ ورزش های استقامتی می توانند روند تحلیل استخوان را کندتر کنند. ترک سیگار، پرهیز از مصرف الکل و کنترل بیماری هایی مانند دیابت و فشار خون بالا نیز اهمیت دارد. در صورت نیاز، پزشک ممکن است مصرف مکمل هایی مانند کلسیم و ویتامین D یا داروهایی را برای کاهش خطر شکستگی و افزایش تراکم و قدرت استخوان توصیه کند. مهم این است که پیشگیری و درمان بر اساس شرایط هر فرد و با نظر پزشک انجام شود.

        تا چه اندازه می توان با پیشگیری از زمین خوردن از مهم ترین عارضه پوکی استخوان جلوگیری کرد؟

      زمین خوردن یکی از مهم ترین عوامل ایجاد شکستگی در افراد مبتلا به پوکی استخوان است و بسیاری از زمین خوردن ها به دلایلی ساده و قابل پیشگیری اتفاق می افتند. سطوح لغزنده یا خیس، نور کم، کفش نامناسب، نبود نرده و وجود وسایل یا سیم های برق در مسیر رفت وآمد می توانند خطر سقوط را افزایش دهند. با ایجاد تغییرات ساده در محیط زندگی می توان این خطر را تا حد زیادی کاهش داد. تأمین نور مناسب در اتاق ها و مسیرهای رفت وآمد، جمع کردن وسایل و سیم ها از کف، چیدن مناسب مبلمان برای ایجاد مسیر مشخص، نصب نرده در دو طرف راه پله، مرتب کردن فرش های جمع شده و استفاده از دستگیره های کمکی در حمام از جمله این اقدام ها هستند. استفاده از کفپوش لاستیکی یا نوارهای ضدلغزش نیز می تواند لغزندگی کف حمام را کاهش دهد.

        اگر پوکی استخوان تشخیص داده شود آیا همیشه به درمان دارویی نیاز است؟

      هدف اصلی درمان، پیشگیری از شکستگی، کاهش سرعت از دست رفتن تراکم استخوان و افزایش قدرت استخوان هاست. هیچ یک از درمان ها به تنهایی کامل نیستند؛ اما تشخیص زودهنگام و درمان به موقع می تواند خطر شکستگی های بعدی را کاهش دهد. اگر خطر پوکی استخوان و شکستگی بالا نباشد، الزاما درمان دارویی مورد نیاز نیست و تمرکز بیشتر بر کنترل عوامل خطر، تغذیه مناسب، فعالیت بدنی و جلوگیری از زمین خوردن خواهد بود. در افرادی که خطر شکستگی بالاست، پزشک ممکن است درمان دارویی را در نظر بگیرد.

        مهم ترین داروهای مورد استفاده در درمان پوکی استخوان کدام اند و چه نکاتی درباره آنها باید مورد توجه باشد؟

      بیس فسفونات ها از داروهای رایج درمان پوکی استخوان هستند و داروهایی مانند آلندرونیت سدیم، ریزدرونات، ایباندرونات و زولدرونات در این گروه قرار می گیرند. داروهای دیگری مانند رالوکسیفن، کلسی تونین در موارد محدود و با تشخیص پزشک و دونوسوماب نیز برای کاهش از دست رفتن استخوان و افزایش قدرت آن استفاده می شوند. برخی داروها مانند تری پاراتیدها به تشکیل استخوان کمک می کنند و هورمون درمانی پس از یائسگی نیز در شرایط خاص می تواند برای پیشگیری از کاهش پوکی استخوان و شکستگی مورد توجه قرار گیرد. هر درمان باید با توجه به شرایط فرد و تشخیص پزشک انتخاب شود.

        اگر قرار باشد یک پیام برای حفظ سلامت استخوان ها به مخاطبان بدهید، مهم ترین نکته چیست؟

      پوکی استخوان، نوعی بیماری است که ممکن است مدت ها بدون علامت مشخص پیش برود و نخستین نشانه آن شکستگی ناشی از یک ضربه خفیف باشد. به همین دلیل نباید سلامت استخوان ها را تا زمان بروز مشکل جدی به تعویق انداخت. شناخت عوامل خطر، تغذیه مناسب، فعالیت بدنی منظم، اصلاح سبک زندگی، ترک سیگار، پیشگیری از زمین خوردن و مراجعه به پزشک در صورت وجود عوامل خطر می تواند نقش مهمی در حفظ سلامت استخوان ها داشته باشد. تشخیص زودهنگام و پیگیری پزشکی نیز فرصت مناسبی برای پیشگیری از شکستگی و حفظ کیفیت زندگی فراهم می کند.

    • media/image/2026/10/2000-1441/23977.jpg

      چهارستون بدن را با تغذیه مناسب در پاییز حفظ کنیم

      سوخت تندرستی

      مشعل |  در فصل رنگارنگ پاییز که هوا بلاتکلیف است و تقابل زیادی میان گرمای خورشید، باد سرد و ابر پاییزی وجود دارد، بدن ما بیش از هر زمان دیگری نیازمند مراقبت است؛ بخصوص استخوان ها که در طول سال بار زندگی را به دوش کشیده اند، حال در روزهای پاییزی دوست دارند با طعم های اصیل و گرم تغذیه شوند تا در روزهای سرد پیش رو، محکم و استوار بمانند. مواد غذایی همچون سبزیجات برگ سبز تیره، کدو حلوایی، بادام و گردو، کنجد، حبوبات،گوشت و بسیاری محصولات پاییزی که سوختی هستند برای استواری. در این گزارش بنا داریم شما را با دستور پخت چند غذای گرم و پاییزی برای داشتن استخوان های محکم آشنا کنیم.

      برای اینکه اسکلت بدنی ما همیشه محکم و سرپا و از گزند پوکی استخوان در امان بماند، به رعایت بایدها و نبایدهای خوراکی نیاز داریم. پرهیز از مصرف زیاد نمک در غذاها و تنقلات شور که دفع ادراری کلسیم را افزایش می دهد، پرهیز از مصرف نامتعادل غذاهای فست فودی، همچنین پرهیز از قهوه، چای و نوشیدنی های کافئین دار در دوز بالا از نبایدها و استفاده از رژیم غذایی سرشار از پروتئین همچون حبوبات، ویتامین دی (ماهی ها و زرده تخم مرغ) و مواد حاوی کلسیم (لبنیات، بادام،کنجد و تخم کتان) در کنار فعالیت بدنی و ورزشی ازجمله بایدهاست.

       در حقیقت، برای پرهیز از اشکال در ساختار اسکلتی بدن، به چند عنصر حیاتی نیاز داریم که سفره پاییزی و روزانه مان می تواند سرشار از آنها باشد.

       

      خورشت فسنجان

      در فرهنگ ما، پاییز با بوی گردوی تازه گره خورده است. گردو سرشار از امگا ۳ و مواد معدنی است که به حفظ تراکم استخوان ها کمک می کند.

      طرز تهیه: 2 عدد پیاز رنده شده را تفت دهید،1 پیمانه پر گردوی چرخ شده را اضافه کنید و چند دقیقه ای تفت دهید تا به روغن بیفتد. سپس کمی آب سرد اضافه کنید تا گردو، روغن پس بدهد. سپس تکه های مرغ مزه دار شده و زردچوبه را بیفزایید و اجازه دهید روی حرارت ملایم و با شعله پخش کن آرام پز و غلیظ شود. در پایان پخت، رب انار و زعفران را اضافه کنید.

       

      سوپ کدو حلوایی

      کدو حلوایی، این نگین درخشان و نارنجی رنگ پاییز، سرشار از ویتامین ها و آنتی اکسیدان هایی است که در کنار بادام درختی، پناهگاهی امن برای استحکام استخوان ها می سازد.

      طرز تهیه: یک عدد پیاز را با کمی روغن زیتون تفت دهید و تکه های کدو حلوایی و ادویه ها شامل زردچوبه، نمک، فلفل سیاه و جوز هندی را به آن اضافه کنید. 2 پیمانه آب مرغ یا آب جوش را افزوده و بگذارید کدوها کاملا بپزند. سپس سوپ را در مخلوط کن یکدست و پودر بادام را به آن اضافه کنید تا روی شعله ملایم جا بیفتد.

       

      کتلت عدس و کنجد

      عدس و کنجد دست به دست هم می دهند تا یک وعده غذایی کاملا گیاهی، پرانرژی و دوستدار استخوان بسازند.

      طرز تهیه: عدس پخته شده و سیب زمینی له شده را در یک کاسه بزرگ با هم مخلوط کنید. پیاز رنده شده، کنجد، آرد نخودچی و ادویه ها را به مخلوط اضافه کنید و خوب ورز دهید تا خمیر یکدست و منسجمی به دست آید. از مواد به اندازه یک گردو بردارید، به شکل کتلت فرم دهید و در تابه با کمی روغن زیتون دو طرف آن را سرخ کنید تا طلایی شوند.  نکته طلایی اینکه نوشیدن یک لیوان دوغ کم نمک یا ماست غنی شده در کنار این غذاها می تواند به سلامت گوارش و جذب بهتر کلسیم کمک کند.

       

      فرنی کنجد و شیره انگور

       هیچ چیز به اندازه یک کاسه فرنی داغ با عطر هل و گلاب نمی تواند دلتنگی های یک روز پاییزی را التیام ببخشد؛ به خصوص اگر با کنجد و شیره غنی تر شود.

      طرز تهیه: 2 قاشق غذاخوری آرد برنج را در 2 پیمانه شیر تازه حل کنید، روی حرارت ملایم قرار دهید و مرتب هم بزنید تا غلیظ شود. در اواخر پخت، گلاب، پودر هل و کنجد بو داده (یا ارده) را اضافه کنید. فرنی را در ظرف های سفالی بریزید و روی آن را با شیره انگور و پودر بادام تزیین کنید.

       

      سالاد کلم بروکلی

       این سالاد علاوه بر طعم فوق العاده، منبعی غنی از کلسیم گیاهی و چربی های مفید است که به جذب مواد مغذی کمک می کند.

      طرز تهیه: کلم بروکلی را به گلبرگ های کوچک تقسیم و به مدت دو دقیقه در آب جوش نیم پزکنید و سریع در آب یخ بیندازید تا رنگ سبز درخشانش حفظ شود. در یک ظرف بزرگ، بروکلی، بادام خرد شده، پنیر و کشمش را با هم ترکیب کنید. سپس سس سالاد را که شامل روغن زیتون ۲ قاشق غذاخوری، آب لیموترش تازه، نمک و فلفل سیاه به مقدار لازم است، روی سالاد بریزید.

      یک یادآوری صمیمانه: مراقبت از استخوان ها فقط یک رژیم غذایی نیست؛ یک نامه عاشقانه به آینده خودمان است. در این روزهای هزاررنگ پاییزی، با گنجاندن این مواد و غذاهای گرم در بشقاب های روزمره، هدیه ای از جنس سلامت و زندگی به استخوان هایمان می بخشیم.

    • media/image/2026/10/2000-1441/23978.jpg

      طراوت و سلامتی را در روزهای سرد به سفره خانواده هدیه دهید

      طعم سبــــــزی تازه از گلدان های پاییزی

      مشعل |    پاییز شاید فصل ریزش برگ های زرد و نارنجی درختان باشد؛ اما پاشیدن چند دانه در یک گلدان کوچک، می تواندآغاز فصلی باشد که حس زیبایی از زندگی، امید و تازگی به وجود آورد؛ فصل کاشتن، صبرکردن و امید داشتن. آنجا که کوچک ترین جوانه سبزی های دوست داشتنی همچون ریحان، گشنیز، جعفری، شاهی، تره و بسیاری دیگر که در گلدان های کوچک کنار سالن یا بالکن آپارتمان نقلی از خاک سر بیرون زده، به ما یاد می دهد که حتی در روزهای سرد و گرفته پاییز نیز می توان طبیعت را در گوشه ای از خانه نظاره کرد. در این گزارش، می آموزیم که چطور فرصت های طلایی را در روزهای سرد پاییزی از دست ندهیم.

      سبزی های پاییزی

      در فصل پاییز، سبزی هایی که هوای خنک را بهتر تحمل می کنند، انتخاب مناسب تری هستند. جعفری یکی از گزینه های مناسب برای کاشت پاییزی در گلدان است. با آنکه رشد نسبتا آرامی دارد؛ اما اگر صبور باشیم، می توانیم مدت زیادی از برگ های تازه آن استفاده کنیم.

      گشنیز نیز برای هوای خنک مناسب است و عطر خاص آن می تواند فضای آشپزخانه را دلپذیرتر کند.

      شاهی انتخاب خوبی برای کسانی است که دوست دارند نتیجه کاشت خود را زودتر ببینند. دانه های آن کوچک هستند و در شرایط مناسب سریع جوانه می زنند.

      تره و پیازچه نیز برای پرورش در گلدان مناسب هستند و به فضای بسیار بزرگی نیاز ندارند.

      اسفناج از سبزی های سازگار با هوای خنک است و می تواند در یک گلدان نسبتا عمیق، پرورش داده شود.

      تربچه نیز برای کسانی که تجربه زیادی در باغبانی ندارند، گزینه جذابی است؛ زیرا رشد آن سریع تر از بسیاری از سبزی های برگی است و دیدن ریشه ای که به تدریج در خاک شکل می گیرد، لذت خاصی دارد.

       

      شروع یک جوانه

      برای شروع، بهتر است گلدانی را انتخاب کنیم که سوراخ هایی در کف آن وجود داشته باشد تا آب اضافی از خاک خارج شود؛ زیرا ماندن آب در خاک می تواند باعث پوسیدگی ریشه ها شود؛ البته خاک هم باید سبک، حاصل خیز و دارای زهکشی مناسب باشد که در این مورد مخلوطی از خاک باغچه، کمپوست و پرلیت (نوعی سنگ آتشفشانی) بهترین ترکیب برای کاشت سبزی هاست. کمپوست به عنوان کود طبیعی عمل می کند و پرلیت نیز باعث بهبود زهکشی خاک می شود.

      انتخاب بذر مناسب، سالم و مرغوب گام مهم دیگر در پرورش سبزی های پاییزی به شمار می رود، از این رو توصیه ما خرید بذرهای بسته بندی شده از فروشگاه های معتبر و مطمئن است؛ زیرا اطلاعات کامل درباره نوع گیاه، زمان کاشت و برداشت و نیازهای نوری آن روی بسته بندی نوشته شده است.

      گام مهم بعدی، کاشت بذرها در گلدان است. با این توضیح که نباید دانه ها را خیلی عمیق در خاک قرارداد. دستورکلی آن است که عمق کاشت متناسب با اندازه دانه باشد. بنابراین بهتر است، دستور نوشته شده روی بسته بذر رعایت شود، ضمن اینکه پس از کاشت، خاک را به آرامی مرطوب می کنیم تا دانه ها جابه جا نشوند.

      در این مرحله، شاید فقط گلدانی پر از خاک ببینیم که هیچ نشانه ای از زندگی در آن وجود ندارد؛ اما در زیر همین خاک، دانه ای کوچک جا خوش کرده که در سکوت، راه خود را برای جوانه زدن پیدا خواهد کرد و اتفاقی زیبا را رقم خواهد زد.

       

      نور، دما، آب و حرکت

      بیشتر سبزی ها برای رشد مناسب، به نورکافی نیاز دارند. در آپارتمان بهتر است گلدان را در روشن ترین قسمت خانه، یعنی نزدیک پنجره ای پرنور قرار دهیم؛ نورکم می تواند باعث رشد ضعیف و کشیده شدن ساقه ها شود.

      فراموش نکنیم که سرمای شدید یا قرارگرفتن گلدان در معرض باد سرد می تواند به گیاه آسیب بزند. بنابراین اگر هوای پاییزی یک باره خیلی سرد شد، گلدان را به مکانی روشن و دور از جریان هوای سرد منتقل کنید.

      بعد از نور، یکی از مهم ترین نکات در نگهداری سبزی ها، آبیاری درست است؛ اما به طور معمول در روزهای خنک پاییز، تبخیر آب کمتر از تابستان صورت می گیرد. بنابراین ممکن است گیاه به آبیاری کمتری نیاز داشته باشد. مقدار دقیق آب به نوع گیاه، اندازه گلدان، دمای خانه و میزان نور بستگی دارد.

      همچنین بهتر است از آبیاری بیش از حد خودداری کنیم. گاهی تصور ما بر آن است که هرچه بیشتر به گیاه آب بدهیم، بهتر رشد می کند، درحالی که ریشه ها نیز مانند خود گیاه به هوا نیاز دارند.

       

      صبر؛ مهم ترین بخش باغبانی

      کاشت سبزی افزون بر لذت، به ما درس صبر می دهد. ممکن است روزهای اول، چند بار گلدان را نگاه کنیم و با خودمان بگوییم «پس چرا هنوز چیزی سبز نشده؟» اما ناگهان در یک صبح پاییزی، چشممان به جوانه ای کوچک می افتد که زیباترین بخش ماجرا را به نمایش می گذارد؛ اینکه در گوشه ای از یک آپارتمان، میان انبوهی از آهن و گچ و سیمان، می توانیم شاهد تکه ای از طبیعت سبز و زیبا باشیم.

      بعد از رشد مناسب، باید سبزی های برگی را به تدریج برداشت کرد؛ البته بهتر است در برداشت، به گیاه فرصت ادامه رشد بدهیم و همه برگ ها را یک باره جدا نکنیم. برای این کار باید حتما از قیچی یا چاقوی تیز و تمیز استفاده کنیم.

    • media/image/2026/10/2000-1441/23979.jpg

      چیدمان مناسب اتاق دانش آموز، ترفندی برای تبدیل یک فضای ساده به پناهگاه یادگیری است

      سکــوی تمـــــرکز

      مشعل |    اگر فرزند دانش آموز دارید، باید بدانید که اتاقش، فقط جایی برای خوابیدن یا گذاشتن کتاب نیست؛ بلکه بخشی از دنیای اوست؛ جایی که صبح ها با عجله آماده رفتن به مدرسه می شود، بعدازظهرها پشت میزش می نشیند تا تکلیفش را انجام دهد و شب ها هم با خیال فردایی تازه به خواب می رود. به همین دلیل، چیدمان این اتاق می تواند بیش از آنچه فکر می کنید، بر تمرکز، آرامش و حتی انگیزه او برای درس خواندن تاثیر بگذارد؛ فضایی که هم برای درس خواندن آماده باشد و هم برای نفس کشیدن و رویاپردازی؛ البته قرار نیست برای آماده کردن یک اتاق ایده آل، هزینه زیادی بپردازید یا همه وسایل را از نو بخرید؛ فقط باید کمی خلاقیت به خرج بدهید تا اتاقی متناسب با نیازهای او بچینید. در این گزارش یادآوری می کنیم که چگونه می توان اتاق فرزند را چیدمان کرد تا شلوغی و وسایل اضافی، حواسش را پرت نکند.

      گوشه ای دنج برای مطالعه

      مهم ترین وسیله اتاق دانش آموز، میزی برای مطالعه است؛ فرقی نمی کند که این میز، مخصوص مطالعه باشد یا کاربری دیگری داشته باشد؛ بلکه مهم آن است که در گوشه ای دنج قرار بگیرد تا هنگام درس خواندن، رفت و آمد اهالی خانواده تمرکز او را به هم نزند، ضمن اینکه اگر نزدیک پنجره باشد، استفاده از نور روز می تواند فضای مطالعه را دلنشین ترکند؛ به این شرط که منظره بیرون حواس دانش آموز را پرت نکند و مجبور نشود هر چند دقیقه یک بار چشم از کتاب بردارد.

      استفاده از چراغ مطالعه با نور سفید یا مهتابی هم بهترین گزینه برای ساعات غروب یا شب است؛ زیرا این رنگ، شبیه نور روز است و به مغز سیگنال بیداری و تمرکز می دهد. نور زرد یا گرم بیشتر برای فضاهای استراحت مناسب است و ممکن است هنگام مطالعه باعث خواب آلودگی شود.

      در این میان، ارتفاع میز و صندلی هم اهمیت زیادی دارد. صندلی باید راحت باشد و کودک هنگام نشستن مجبور نباشد بیش از حد خم شود. روی میز را هم تا حد امکان خلوت نگه دارید. چند وسیله ضروری، دفتر و کتاب های مورد نیاز کافی است؛ میز شلوغ، گاهی ذهن را هم شلوغ می کند. همچنین میز مطالعه نباید رو به تلویزیون، تخت خواب و اسباب بازی ها باشد.

      فراموش نکنید که در این روزها، یکی از بهترین کارها برای تمرکز بیشتر، کنار گذاشتن تلفن همراه و دیگر عوامل حواس پرتی است. پس بهتر است با نرمی و آرامش درباره زمان استفاده از تلفن همراه با دانش آموز به توافق برسید تا هنگام درس خواندن، تلفن روی میز مطالعه اش نباشد.

      همچنین اگر فضای اتاقش اجازه می دهد، یک گوشه کوچک را به نقاشی، گوش دادن موسیقی یا سرگرمی مورد علاقه او اختصاص دهید. یک صندلی راحت، چند کتاب داستان یا حتی یک گلدان کوچک می تواند همین گوشه ساده را به محبوب ترین قسمت اتاق تبدیل کند. او باید بفهمد که اتاقش فقط محل انجام تکالیف و شنیدن جمله «برو درس بخوان» نیست؛ بلکه جایی است که می تواند خسته باشد، فکر کند، کتاب بخواند، گریه کند، بخندد و دوباره شروع کند.

      رنگ های هوشیارکننده ذهن

      رنگ اتاق، حال و هوای آن را می سازد. به طور معمول، برای اتاق دانش آموز رنگ های روشن و آرام مانند کرم و سفید گرم که زمینه ای مناسب برای نظم، آرامش و شفافیت ذهنی هستند، سبز ملایم که از نظر بصری فشار کمتری به چشم وارد می کند، آبی روشن که باعث افزایش تمرکز و کاهش اضطراب می شود یا رنگ های خنثی انتخاب های مناسبی هستند؛ البته قرار نیست اتاق بی روح و یکنواخت باشد. می توان با چند قاب، کوسن، پرده یا وسایل تزئینی مورد علاقه کودک، رنگ و شخصیت بیشتری به فضا داد.

      بهتر است در انتخاب رنگ، سلیقه خود کودک را هم جدی بگیرید. او قرار است ساعت های زیادی را در این اتاق بگذراند؛ پس طبیعی است که نظرش درباره فضای شخصی خودش مهم باشد.

      استفاده نکردن از کاغذ دیواری یا برچسب های شلوغ، به شدت توصیه می شود؛ مواردی که تمرکز ذهن را از بین می برند.

      نظم آری، وسواس نه

      قفسه کتاب، فایل، جعبه های کوچک برای لوازم التحریر و یک جای مشخص برای کیف مدرسه، به مرتب ماندن اتاق کمک می کنند. وقتی هر وسیله ای جای خودش را داشته باشد، پیدا کردن آن هم آسان تر می شود؛ اما این نظم نباید بهانه ای برای تذکرهای دائمی و وسواس باشد.

      قرار نیست هر روز با جمله «اتاقت را مرتب کن!» شروع و تمام شود. بهتر است کودک به تدریج یاد بگیرد که مسئولیت نظم اتاقش را برعهده دارد، اما اگر گاهی چند کتاب روی میز بماند یا لباسی روی صندلی باشد، دنیا به آخر نمی رسد. اجازه بدهید بخشی از سلیقه و شخصیت فرزند در اتاقش دیده شود تا ارتباط عاطفی بیشتری با آن پیدا کند. پس به دلیل چسباندن یک عکس یا حتی یک یادداشت کوتاه از دوست صمیمی اش به دیوار، عصبانی نشوید و فضا را برای او متشنج نکنید.  شاید سال ها بعد، فرزندتان رنگ دیوار اتاق یا مدل میز مطالعه و یا شلوغی اتاق را به یاد نیاورد؛ اما به طور حتم حس آرامشی را که در آن اتاق تجربه کرده، فراموش نخواهد کرد.

    • media/image/2026/10/2000-1441/23986.jpg

      هم نفس با شعله های بلند

      در دل صنعت نفت مردانی ایستاده اند که زندگی را با شعله های بلند مشعل و صدای مداوم تپش خطوط انتقال معنا می کنند. قدرت اله مظفری، از کارکنان باسابقه پالایشگاه گاز بیدبلند، یکی از همان چهره هایی است که میان لوله ها و برج های پالایش زندگی می کند؛ با لبخندی از امید و نگاه به فردایی روشن تر برای مردم ایران.

      قدرت اله مظفری، متولد سال ۱۳۵۶، دارای مدرک فوق لیسانس مهندسی شیمی و پدر دو فرزند است. او با ۲۳ سال سابقه کار عملیاتی در واحد بهره برداری، امروز به عنوان سرپرست واحد پالایش و نم زدایی گاز در شرکت پالایش گاز بیدبلند فعالیت می کند؛ مجموعه ای که نامش با قدمت و استقامت در صنعت نفت ایران پیوند خورده است.

      در فضای صنعتی پالایشگاه، همدلی میان همکاران و تلاش مشترک برای پایداری تولید، رنگ و بوی خود را پیدا می کند.

      شیفت ها در ایام تعطیل برای کارکنان صنعت نفت معنایی متفاوت دارد. وقتی بسیاری در کنار خانواده هستند، اینجا صدای توربین ها و جریان گاز، پیام آور تداوم زندگی در خانه های مردم است.

      مظفری معتقد است: آنچه این روزها دلش را گرم نگه می دارد، حس مسئولیت و آگاهی از نقش حیاتی پالایشگاه در تأمین پایدار انرژی کشور است. احساسی که به گفته او، فراتر از یک وظیفه اداری، «نوعی تعهد ملی» است و برای او این تعهد نمادی است از مشعل های بلند و سوزان پالایشگاه؛ نشانی از دست های تلاشگر کارکنانی که رو به آسمان، برای آبادانی این سرزمین می سوزند و می سازند.

      ریشه بیدبلند در صنعت نفت

      مظفری بیدبلند را به درختی کهنسال تشبیه می کند؛ چناری با تنه ای قطور و ریشه هایی عمیق در تاریخ این سرزمین. درختی که سال ها سختی دیده، اما هر بهار، سبزتر از پیش جوانه زده است.

      نسل های پیشین کارکنان، به باور او، اگر امروز در میان خطوط و برج ها قدم بزنند، خواهند گفت: این چرخ دنده ها و لوله ها فقط آهن و فولاد نیست؛ حاصل شب بیداری ها و فداکاری هاست.

        از بازسازی تا حذف فلر

      مظفری بزرگ ترین افتخار سال های فعالیتش را نقش حیاتی بیدبلند در مقاطع بحرانی می داند؛ از بازسازی واحدهای پالایش پس از جنگ تحمیلی تا حفظ تولید در شرایط دشوار اقتصادی و تحریم ها.

      امروز نیز تولید مایعات گازی حاصل از استحصال واحدهای شیرین سازی و حرکت به سوی حذف فلرسوزی، نمادی از پیشرفت فنی و مسئولیت پذیری زیست محیطی این مجموعه است.

      او باور دارد انرژی و امید کارکنان، حتی در شیفت های ۲۴ ساعته، از همین حس اثرگذاری و تعلق سازمانی سرچشمه می گیرد؛ از اینکه می دانند تلاششان در آسایش میلیون ها خانواده ایرانی نقش مستقیم دارد.

      شریک خاموش تعهد

      حضور در شیفت ها و ایام تعطیل، بی تردید از زمان در کنار خانواده بودن می کاهد، اما مظفری می گوید: خانواده اش اهمیت این مسئولیت را درک کرده اند. حضور در پالایشگاه به ویژه در تعطیلات، تضمین امنیت انرژی خانواده های ایرانی است؛ تعهدی فراتر از مرزهای خانه.

      آرزوی او، کاهش حوادث کاری، بهره وری بیشتر پالایشگاه و زمانی مؤثرتر در کنار عزیزانش است؛ آرزویی که بسیاری از کارکنان صنعت نفت با او مشترک هستند. او به همکاران مجموعه های گاز و نفت کشور تاکید می کند: هرچند در جغرافیای این سرزمین پراکنده ایم، اما یک رگ حیاتی مشترک داریم؛ عهدی با شعله مقدس گاز و تعهد به تولید ایمن و پایدار.

      وقتی از او می پرسیم کارکنان بیدبلند در آینده درباره امروز چه خواهند گفت، پاسخ می دهد: شاید از تعهد و استقامتی بگویند که در بحران های اقتصادی و تحریم ها و جنگ نشان دادیم؛ از اینکه چراغ تولید را خاموش نگذاشتیم.

    • media/image/2026/10/1024-1448/23981.jpg
    ×

    راهنمای استفاده از صفحات نشریه مشعل

    - بزرگنمایی یا کوچک نمایی تصاویر : Scroll (غلطک) ماوس

    با امکان جابجایی پس از بزرگنمایی صفحات

    - دسترسی به متن خبر: دابل کلیک روی تصاویر صفحات