
شات دوم
عملیات امدادی و اطفای حریق
فریادی بی صدا از ایثار و آمادگی مردان بی ادعا
ماراتن بعدی، عملیات امدادی و اطفای حریق است تا نوبت به عبور از موانع 100 متر برسد. دور تا دور زمین، نوار زرد هشدار کشیده شده تا مرز بین تماشاچی و میدان عمل مشخص شود و به این رویداد، حال و هوایی جدی و رسمی ببخشد. رنگین کمانی از لباس های ورزشی در زمین خودنمایی می کند؛ بنفش پررنگ، طوسی دلربا و سفید درخشان در کنار مشکی مقتدر. هر رنگ، نشان از تیمی دارد که برای حفظ آبرو و کسب عنوان برتر آماده رقابت است. آمبولانس در گوشه ای آرام گرفته، مثل فرشته نگهبانی که دعا می کند حضورش بی مورد باشد. دوربین ها روی سه پایه ها، بی صبرانه منتظرند تا هر حرکت و هر ثانیه از این رقابت نفس گیر را برای تاریخ نفت ثبت کنند. آتش نشانان، لباس های سنگین و ویژه عملیاتی شان را مانند بارانی از افتخار به دوش می کشند. اینجا نه فقط مسابقه سرعت که «ماراتن به تن کردن لباس» است؛ مسابقه ای برای سنجش سرعت عمل و خونسردی تحت فشار. همه چیز از کوچک ترین قطعه تجهیزات گرفته تا میکروفونی که موسیقی های حماسی پخش می کند، پیشاپیش بررسی شده تا هیچ نقطه ضعفی باقی نماند. با اعلام گوینده، تیم ها در میانه ثانیه ها باید برای ماراتنی سخت آماده شوند. سکوتی خاص بر فضا حکمفرماست. آتش نشانان کنار زمین در حال گرم کردن خود هستند و داوران با دقتی وسواس گونه، لباس و تجهیزات تیم اول را برای آخرین بار بررسی می کنند. در چهارگوشه زمین، صندلی هایی چیده شده است؛ گویی صحنه یک نمایش بزرگ را قاب گرفته اند. با شنیده شدن صدای سوت، زمان رقابت شروع می شود. در کسری از ثانیه لباس های سنگین بر تن می لغزند، دستکش ها جایگاهشان را روی دستان ورزیده پیدا می کنند و حوز ها(شیلنگ آتش نشانی) با حرکتی سریع و ماهرانه، دقیقا در جای خود قفل می شوند. این روندی است که هر تیم، با حداکثر دقت و سرعت اجرا می کند، گویی یک حرکت هماهنگ و پرصلابت که ترکیبی از قدرت، مهارت و روحیه تیمی است، اجرا می شود. به واقع هر حرکت، فریادی بی صدا از ایثار و آمادگی این مردان بی ادعاست.
هدف، تشکیل تیم ملی و حضور در عرصه جهانی است
محمود موعظی، سرپرست تیم اعزامی شرکت بهره برداری نفت و گاز شرق می گوید: تیم ما، میهمان همیشگی این مسابقات بوده؛ تیمی از دل وزارت نفت با انگیزه ای که از آتش بلندتر است؛ هرچند تا امروز نتوانسته ایم مقامی کسب کنیم؛ اما این بار با نگاهی تازه و تمرینی فشرده به میدان آمده ایم. سطح مسابقات بالاست و بچه ها، خودشان را برای همین اوج ساخته اند. او که آتش نشان است و با حوزه مدیریت بحران غریبه نیست، از تلاش 6 ماهه بچه های تیمش و اینکه با تمام وجود تمرین کرده اند، می گوید؛ سه ماه برای المپیاد شرکت ملی نفت ایران و سه ماه هم دقیقا برای همین لحظات: «تمرین ها را بر اساس آیتم های عملیاتی طراحی کرده ایم؛ همان چالش های واقعی که در حوادث پیش می آید. این آیتم ها مطابق با استانداردهای بین المللی است و ما را برای رویارویی با هر بحرانی در دنیای واقعی آماده می کند.» هدفشان فقط کسب یک مقام نیست؛ تشکیل تیم ملی و حضور در عرصه جهانی، آرزوی بزرگی است که آن را دنبال می کنند؛ زیرا باور دارند که این اتفاق، دریچه ای به دنیای پیشرفته آتش نشانی خواهد بود؛ فرصتی برای دیدن استانداردهای روز، روش های کاری نوین، تجهیزات به روز و بازدید از سایت های صنعتی پیشرفته. خودش 20 سالی است که در این راه قدم گذاشته؛ در دل دود و آتش و اگر بخواهد همه این سال ها را در یک جمله خلاصه کند، می گوید: «این کار، عشق محض است.» موعظی و تیمش، نمادی از عشق و تعهدی هستند که در سخت ترین شرایط می درخشند. آنها نه تنها برای رقابت که برای ارتقای فرهنگ ایمنی و نجات جان انسان ها می جنگند.
شات سوم
عبور از موانع 100 متر
چالش قوای پاها و تمرکز
امروز برای چالش قوای پاها و تمرکزشان دور هم جمع شده اند. ورزشگاه نوشهر، امروز گام هایی را ثبت می کند که برای رسیدن به صحنه حادثه، پا زمین می کوبند و در این میدان، بخشی از این تلاش به نمایش گذاشته می شود. با لباس کار و کپسول به پشت استارت می زنند. افراد تیم ها به ترتیب پشت خط می ایستند برای اجرای مسابقه. در بخشی از زمین، آتشی افروخته شده و آتش نشانان باید مهارتشان در اطفای حریق را به رخ تماشاچیان بکشند؛ آتشی در مقیاس کوچک برای آزمودن آتش نشانان. اینجا هم ثانیه ها تعیین کننده اند. در این رقابت، همکاری و همدلی نمود بیشتری دارد. همدلی که در میان همه تیم های شرکت کننده به چشم می آید؛ چه در میان مردانی که کنار محوطه به انتظار شروع رقابتشان هستند و چه آنهایی که هنرشان را به نمایش گذاشته اند. هر ثانیه ای که ثبت می شود، آتش نشانان کف می زنند و هورا می کشند؛ گویی فراموش کرده اند که در میدان رقابت، با هم ایستاده اند و این زیباترین لحظاتی است که از خود به یادگار می گذارند.
قدم در راه ایمنی و نجات با عشق
محمدرضا نوایی، آتش نشان شرکت پالایش نفت امام خمینی(ره) شازند، ورزشکاری بوده عاشق چالش: «وقتی آتش نشانی صنعت پیش آمد، دیدم نقطه اتصال همین جاست؛ دل به میدان کار دادم. حالا چهار سال و نیم است که در این مسیر قدم برمی دارم. این دوره از مسابقات را با تمام وجود حس می کنم. نظمش بالاست و رسیدگی به جزئیات محسوس و کیفیت اجرا نیز نسبت به دوره های قبل، رشد چشمگیری داشته است.»
پیش تر، یک بار در مسابقات زمین خورده؛ اما این بار همه چیز برای کسب موفقیت آماده تر به نظر می رسد. شبیه به همه آتش نشانان حاضر در مسابقه، معتقد است که تشکیل تیم ملی از بین برگزیدگان این رقابت ها، اتفاقی بزرگ است. حضور در جمع تیم های مطرح جهان، نه تنها تجربه شان را عمیق تر می کند؛ بلکه استانداردهایشان را هم ارتقا می دهد: «این مسابقات خوب است؛ اما هنوز جای پیشرفت دارد. باید بیشتر تمرین کنیم، بیشتر بخوانیم و بیشتر در میدان باشیم.» ورزشکار بودن در آتش نشانی، امتیاز بزرگی است؛ زیرا کسی که از پایه ورزشکار است، استقامت و توان بدنی لازم برای کارهای سخت را دارد:«به نظرم کسانی که می خواهند در این رشته موفق شوند، حتما باید پایه ورزشی داشته باشند؛ البته آمادگی بدنی شرط اول است؛ اما تنها شرط نیست. در این مسابقات، بیشترین تاثیر را همین آمادگی بدنی می گذارد؛ چون همه چیز روی دوش آتش نشان است و باید توان کشیدن بار سنگین را داشته باشد.» آتش نشانانی همچون محمدرضا نوایی، نماینده نسلی هستند که با عشق و آمادگی جسمانی، قدم در راه ایمنی و نجات گذاشته اند.