
مردانی با ارادت عاشورایی
در روزهای بمباران و دود و آتش؛ وقتی آسمان پر می شد از صدای خمپاره و زمین می لرزید از صدای انفجار، کارگران بی نام و نشان پالایشگاه آبادان با دستانی خسته؛ اما دل هایی پر امید، تلاش می کردند چراغ های کشور روشن بماند، تا آنجا که آن غول آهنی و خاموش نشدنی، نمادی شد از مقاومت و امید؛ جایی که هر قطره نفتش نه فقط انرژی که روح را به پیش می راند. علی پارسا از پیشکسوتان صنعت نفت، یکی از همان ایثارگرانی است که همراه با همرزمان شهیدش مانند شهید تندگویان، عشق به میهن را در میان دود و خاکستر فریاد زد.
علی پارسا، متولد سال 1332 در شهر آبادان است که سال 1354 پس از گذراندن یک دوره آموزشی، به دنیای صنعت نفت آمد و نخستین روزهای کار در پالایشگاه آبادان را پشت سر می گذاشت که جنگ آغاز شد.
رشادت کارکنان پالایشگاه آبادان در دوران دفاع مقدس
وی در تعریف حال و هوای آن روزهایی که در میان خمپاره و آتش، همپای سایر رزمندگان ایستادگی می کردند، این گونه می گوید: آبادان تنها یک پالایشگاه نبود؛ بلکه همه چیز بود. می دانید چرا؟ چون با شروع جنگ تحمیلی که تولید فراورده در پالایشگاه عملا امکان پذیر نبود، سعی کردیم با ارائه خدمات فنی- مهندسی و درمانی به رزمندگان، اطفای آتش سوزی ها، سنگرسازی، ساخت پل بشکه ای روی رودخانه بهمنشیر، تراش صفحه کلاچ تانک، رفع گیر و تراش موردی سلاح های رزمندگان، تامین آب آشامیدنی رزمندگان و بخشی از ساکنان منازل، تشکیل ستادهای سوخت، تخلیه کالا و ... پالایشگاه را با تغییر کاربری از حالت توقف خارج کنیم.
پارسا نفسی می کشد و ادامه می دهد: نوع و ماهیت کار در پالایشگاه، طوری است که هر لحظه امکان رویارویی با خطر وجود دارد. حال تصور کنید کار در شرایط جنگ و آتش و دود و زیر بمباران پیاپی دشمن همچنان ادامه داشته باشد. اینجاست که رشادت کارکنان پالایشگاه آبادان در آن دوران را می توان دریافت و باید در مقابل این همه رشادت، سر تکریم و تعظیم فرود آورد.
امنیت مرهون خون شهداست
این ایثارگر بازنشسته صنعت نفت ادامه می دهد: اگر از رزمندگان جنگ و دفاع سؤال کنید، با وجود ناخوشایند بودن این پدیده، از آن روزها به نیکی یاد می کند؛ چراکه عشق الهی، ارادت عاشورایی و انجام تکالیف خدایی، معنایی است که کمتر پیش می آید یکجا در آدمی رسوخ کند؛ اما این معنویت در رزمندگان وجود داشت.
پارسا درباره شهید تندگویان، وزیر نفتی که در آبان 1359 به اسارت دشمن درآمد نیز می گوید: اسارت این شهید بزرگوار و شکنجه شدنشان از سوی نیروهای بعثی، از جمله خاطرات فراموش ناشدنی است. همچنین شهادت محمدرضا حسینیان، کارمند تعمیرات پالایشگاه آبادان در تعمیر پلی که رزمندگان باید از آن عبور می کردند یا شهادت کرم کریمی با زبان روزه در زیر آوار چند تن بار کالای نفتی که باید به نقاط امن فرستاده می شد، خاطراتی هستند اگرچه تلخ؛ اما باید نصب العین قرار گیرند تا فراموش نکنیم برای امنیت کشور چه خون های پاکی بر زمین ریخته و چه انسان های والایی شهید شدند.
وی در پایان این گفت وگو با صدایی تألم برانگیز خاطرنشان می کند: از نوع زندگی شهدا آموخته ام که متاع دنیا، قلیل است و نباید آلوده این دنیا و توجیه گرانش شوم. همواره از خدا خواسته ام که کمکم کند در راه و مسیر امام حسین(ع) قدم بردارم.