
همکار شرکت گاز استان لرستان از شکوفایی طبع شعری خود در کودکی می گوید
از شعر تا بیت
فاطمه دهقان نیری: همه چیز برای «مهرداد ماسوریان»که از کارکنان حراست شرکت گاز استان لرستان است، از دوران ابتدایی و بارانی که به پنجره کلاس می خورد، آغاز شد؛ ناخودآگاه شعری به ذهنش رسید و شروع به زمزمه آن کرد. فارغ از کلاس و درس، رو به پنجره شعر می خواند که با صدای خانم معلم که از او پرسید «چه می خوانی؟ بلند بخوان ما هم بشنویم»، به خود آمد. کمی خجالت کشید، اما از جا بلند شد و شعر «باران» را برای معلم و همکلاسی هایش خواند. منتظر خنده و مسخره بازی آنها بود که با دست زدن و آفرین گفتن هایشان مورد استقبال قرار گرفت، رفتاری که نخستین جرقه برای شعر و شاعری را در او زنده کرد و با دریافت تقدیرنامه از بیت مقام معظم رهبری به اوج رسید.
مهرداد ماسوریان، بیش از ۲۰ سال است که در حراست شرکت گاز استان لرستان کار می کند و به قول خودش، 3سال دیگر 60 ساله می شود و چیزی تا بازنشستگی اش باقی نمانده است، اما در کارهای هنری و فرهنگی هم دستی بر آتش دارد و از دوران ابتدایی و پیش از انقلاب، تا دوران دفاع مقدس و پساجنگ هم همچنان در این حوزه مشغول بوده است؛ موضوعی که بهانه شد تا خبرنگار نشریه مشعل به سراغش برود و از او بپرسد که چطور توانسته است سخت افزاری حراست را با نرم افزاری فرهنگ و هنر در هم آمیزد و گام های بلندی در این راه بردارد.
وقتی از او درباره نقطه شروع شعر و شاعری می پرسم، به گوشه ای خیره می شود، گویا با ماشین زمان به گذشته سفرکرده باشد، می گوید: جرقه شعر گفتن در من زمانی که به مدرسه می رفتم و کلاس چهارم ابتدایی بودم، زده شد؛ یعنی از تشویق های خانم معلم و هم کلاسی هایم وقتی شعر «باران» را برایشان خواندم تا چاپ شدن همان شعر در مجله کیهان بچه ها که باعث شد یکی از بهترین خاطرات زندگی من رقم بخورد. هنوز هم آن مجله را که مسیری تازه از زندگی به من نشان داد، دارم و گاهی که دلم برای آن دوران تنگ می شود به سراغش می روم.
بعد از کمی سکوت ادامه می دهد: همان جرقه تشویقی بود برای من که شعر و هنر و کارهای فرهنگی از جمله تئاتر را ادامه دهم تا اینکه دفاع مقدس و جنگ تحمیلی آغاز شد. در آن دوران، برادرانم به جبهه رفته بودند و من هنوز به سن قانونی نرسیده بودم که به عنوان بسیجی همراهشان به جبهه بروم، پس در گروه های تئاتری ثبت نام کردم و برای حفظ روحیه رزمندگان، نمایش های کوتاهی در مراکز اعزام نیرو اجرا می کردیم. همکاری خوب با گروه هنری ما باعث شد هرکس در هر جایگاه، سهم خود را در دفاع مقدس ادا کند.
دوران سربازی هم در کردستان ضمن انجام خدمت مقدس، فعالیت های هنری و نمایشی را ادامه دادم. پس از جنگ تحمیلی، یعنی سال ۱۳۷۰ به طورجدی و تخصصی تر شعر را ادامه دادم، دوره های مختلفی را در این زمینه گذراندم و عضو انجمن های ادبی از جمله انجمن اهل قلم شدم تا آنجا که بر کرسی دبیر انجمن ادبی استان لرستان نشستم.
برگزیده شدن در چندین کنگره و جشنواره
از ماسوریان درباره مقام ها و جوایز شعر و شاعری اش می پرسم، می گوید: در چندین جشنواره و کنگره ادبی شرکت کردم و ضمن دریافت مقام اول، به عنوان شاعر برجسته معرفی شدم از جمله در جشنواره شعر علوی مازندران در سال 81، ششمین جشنواره بین المللی شعر فجر، کنگره امام رضا(ع) در شیراز در سال 83، کنگره شعر حضرت زهرا(س) در لامرد شیراز، کنگره شعر انقلاب و شهدای استان مرکزی که شاعر برگزیده شدم. همچنین مفتخر به دریافت لوح سپاس بسیج هنرمندان سپاه حضرت ابوالفضل(ع) خرم آباد شدم.
وی ادامه می دهد: در همایش های استانی هم بارها برگزیده شده ام. به عنوان نویسنده برنامه های روتین و هفتگی صداوسیمای مرکز لرستان هم فعالیت داشتم که کماکان ادامه دارد.
شرکت گاز عامل پیشرفت بیشترم شد
گریزی به فعالیت های ماسوریان در شرکت گاز می زنیم که درباره آن می گوید: فعالیتم در شرکت گاز استان لرستان از سال ۸۴ آغاز شد و در حراست آن مشغول به کار شدم؛ به لطف ریاست حراست و مدیرعامل، فعالیت های فرهنگی و هنری با جدیت بیشتری ادامه پیدا کرد و در کنگره های مختلفی که برگزار می شد، شعر می خواندم، نویسندگی می کردم و موفق شدم کارگردان مانور دوره ای حراست باشم. این مانور سالی یک بار اجرا می شد که من نویسنده و کارگردان آن بودم.
انتشار 2 مجموعه شعر
ماسوریان درباره آثار هنری به چاپ رسیده اش می گوید: سبک شعر من کلاسیک، غزل، دوبیتی و رباعی است. دو مجموعه از من چاپ شده است. مجموعه اول به نام «خیس گلوله» که سال ۱۴۰۳ از سوی نشریه ستارگان آسمان وابسته به مرکز حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس سپاه حضرت ابوالفضل(ع) برای کنگره شهدای استان لرستان چاپ شد. این مجموعه ای از اشعار دفاع مقدس مشتمل بر ۴۷ صفحه و ۶۰ اثر است.
وی ادامه می دهد: مجموعه دوم تا «صمیمیت» نام دارد که ۲۶۰ صفحه و حاوی ۲۰۰ غزل است و به تازگی منتشر شده است. در کنار این دو مجموعه، مجموع اشعار لری هم دارم و یک رمان با موضوع دفاع مقدس را می نویسم که داستان سه دهه بعد از جنگ و ارتباط پدری و پسری که در مورد جنگ اختلاف نظرهایی با هم دارند.
بهترین خاطره زندگی ام در زمینه شعر و شاعری به دهه 70 برمی گردد؛ یکی از آثارم که در چندین جشنواره مقام اول را کسب کرده بود، توسط مرکز آفرینش های ادبی حوزه هنری لرستان و وزارت ارشاد به دفتر مقام معظم رهبری ارسال شد و همان سال از سوی بیت رهبری، تقدیرنامه و هدیه نقدی پربرکتی برای من فرستاده شد. این اتفاق، از بهترین خاطرات زندگی و انگیزه ای برای ادامه مسیرم در شعر و شاعری بود. ماسوریان از دنیای شعر و شاعری به فعالیت در حراست برمی گردد و با این جمله که «حراست چشم بینا و گوش شنوای هر سازمانی است»، از حسین سپهوند مدیرعامل و اسدالله جلاحی، رئیس حراست شرکت گاز استان لرستان که در کنار کار تخصصی و مسئولیت هایی که دارند نگاه قرآنی، فرهنگی و هنری نیز دارند، تشکر می کند و می گوید: وجود این افراد موجب شکوفایی بیشتر من در این عرصه شد آنجا که فضای فرهنگی را باز گذاشته اند تا در کنار وظیفه تخصصی خود، به این امور هم بپردازیم.
شعر شهید
بگو دوباره، بگو که شهید یعنی چه؟
بگو برای همه، روسپید یعنی چه؟
شهید، آن که نظر می کند به وجه خدا
بگو که پاتک سخت و شدید یعنی چه؟
هزار مرد بسیجی هزار مرد نبرد
یکی فقط بنویسد، رشید یعنی چه؟
کتاب جنگ پلاک همه شهیدان است
اشاره کردن در سررسید یعنی چه؟
سلام حضرت آقا، برای نسل جدید
بگو دوباره، بگو که شهید یعنی چه؟