عملیات آژاکس در 28 مرداد اجتناب ناپذیرترین رویداد برای تامین منافع نامشروع غرب در ایران بود

معمای پیچیده

مشعل: تحولات 28 مرداد 1332درتهران، غیرمعمول و برنامه ریزی شده بودند. اینکه همزمان، هم جمعی از نخبگان و روشنفکران شروع به اقدام های تنش زا و ایجاد تجمعات کنند، هم جمعی از قداره داران شهر، آشوب به پا کنند وهم دفتر روزنامه آتش بزنند، رویدادی عادی و اتفاقی نیست.  درچند دهه گذشته و بعد از رخداد مهم کودتای 28 مرداد، افراد مختلفی درجایگاه های معتبر درباره دلایل این کودتا و آثار آن برکشور و صنعت نفت، همچنین نقش عوامل بیرونی به خصوص، آمریکا صحبت می کردند، اما همواره یک ابهام و هاله بزرگ دورمحور این کودتا وجود داشته است که همچنان هم وجود دارد.  حتی وقتی گزارش محرمانه سیا در روزنامه نیویورک تایمز، نقش مستقیم آمریکایی ها در کودتا و اجرای عملیات کودتا (آژاکس) و اقدام هایی علیه دولت دکتر مصدق منتشر شد، باز هم بسیاری این دیدگاه  را که نقش آمریکایی ها چقدر پررنگ بوده است، جدی نگرفتند. گزارش پیش رو، نگاهی تحلیلی دارد به کودتای 28 مرداد و نقش عوامل نفوذ در شکل گیری آن.

امروز که ایران به واسطه تحریم های مستقیم وهمه جانبه کشور و صنعت نفت، بیش از هر زمانی دیگر در رویارویی با آمریکا قرار دارد، خوب است سابقه کودتای 28 مرداد سال 1332 را با توجه به مستندات خود آمریکایی ها مرور کنیم و بیشتر به این موضوع واقف شویم که ریشه بسیاری از رخدادهای امروز میان ایران و آمریکا ناشی از تصمیم هاو خواسته های متوقف مانده آمریکایی ها از چندین دهه قبل است که آنها هنوز هم دنبال می کنند.

گریگوری برو، تاریخ دان آمریکایی در سال 1397 در یادداشتی نوشت: «این سلاح مستمر اقتصادی (تحریم ها)، ریشه در مرحله ای قدیمی تر از روابط ایران و آمریکا دارد؛ تحریم نفتی سال های 1951 تا 1953 ضدایران.

آن تحریم، پیش از کودتای انگلیسی- آمریکایی 28 مرداد بود که نخست وزیر ملی گرای منتخب، یعنی محمد مصدق را سرنگون و حکومت دیکتاتوری محمدرضا پهلوی را برقرار کرد. آن تحریم بسیار موفق بود. شرکت های بزرگ نفتی ازهمکاری با مصدق اجتناب کردند. تولید نفت ایران  در سال 1950 میلادی660 هزار بشکه در روز بود که در سال 1952 میلادی به صفر رسید ودولت ایران در آن زمان بدون صادرات نفت، با سقوط مالی رو به رو شد.»

گریگوری  برو در یادداشت خود تاکید کرد: همانند سال 1950میلادی، مسئولان آمریکایی استدلال می کنند که این روش ها برای ایجاد بحران در ایران لازم است.

جزئیات فاش شده از نقش آمریکایی ها

درسال 2000 میلادی، روزنامه نیویورک تایمز اسنادی را منتشر کرد که در آن آشکارا به نقش سازمان سیا و نقشه های آمریکایی برای کودتا علیه دولت دکتر مصدق اشاره داشت.

بر اساس این اسناد که گزارش مفصل آن در جلد دهم مجموعه اسناد روابط خارجی آمریکا درباره ایران آمده است، پس از ملی شدن نفت ایران در29 اسفند 1329 که باعث جلوگیری از دست اندازی انگلیس به منابع  کشور شد، آمریکا به فکر گرفتن جای انگلیس در صنعت نفت ایران بود. مسئله اصلی این بود که آمریکایی ها در میانه نگرانی در منطقه و گسترش کمونیسم و افزایش نفوذ شوروی در ایران ، نگران از دست دادن ایران هم بودند. جان فاستر دالس، وزیرخارجه آمریکا معتقد بود که آمریکا با از دست دادن ایران، همسایگان  آن را هم از دست خواهد داد.رابرت آنتونی ایدن ، وزیرخارجه انگلیس که در آن زمان مورد تحریم ایرانی ها قرار گرفته اند، از آمریکا درخواست عدم خرید نفت ایران را دارد. در نهایت  در جلسه ای با حضور آیزنهاور، اهمیت توافق نفتی با ایران مورد تاکید قرار می گیرد و همزمان  طرح جامع سیا برای انجام عملیات کودتای نظامی در ایران از سوی شورای راهبردیِ حیاتی آمریکا در 18 دی 1331 تصویب می شود.

 در این برنامه ریزی، گزینه جایگزینی آیت الله کاشانی به جای مصدق رد می شود، زیرا  آنها معتقد بودند آیت الله کاشانی، همواره سیاست به شدت ملی گرایانه و مخالفی را علیه ایالات متحده دنبال می کرده است.

یکی از اقدام های آمریکایی ها برای برنامه ریزی هماهنگ در داخل ایران و در میان گروه های مختلف، ایجاد مقبولیت برای اردشیر زاهدی از جنبه های سیاسی، نظامی، مذهبی و رسانه ای بود.

تحلیل آمریکایی ها این بود که اگر شاه به مقابله مستقیم با مصدق بپردازد، ممکن است مانند درختی که از قدرتِ باد بر زمین می افتد، سقوط کند و ائتلاف با زاهدی می تواند راهگشا باشد.

عملیات آژاکس

لوئی هندرسون ، سفیر آمریکا در تهران ، پس از هماهنگی با شاه و زاهدی،  فردای آن روز، ایران را به مقصد آمریکا ترک و در برنامه ریزیِ طرحِ کودتا موسوم به (آژاکس) شرکت و در نهایت وزارت خارجه آمریکا نقشه عملیات آژاکس را در11خرداد 1332 بررسی می کند.

 10روز بعد، پس از آنکه مصدق پیشنهاد مشترک آمریکا و انگلستان درباره حل مسئله نفت و امضای موافقت نامه بازرگانی بین ایران و شوروی را در21 خرداد رد کرد، آیزنهاور دستور اجرای کودتا را صادرمی کند.

 در پی صدور این دستور وزارت خارجه آمریکا در 4 تیر جلسه ای با شرکت کرمیت روزولت در مورد عملیات آژاکس تشکیل می دهد. روزولت در 18 تیر به طور پنهانی وارد ایران می شود و مخفیانه با زاهدی دیدارمی کند. در حالی که در همین روزها، مصدق و آیزنهاور به طور رسمی و در رسانه ها در حال مذاکره درباره ایران و صنعت نفت هستند.

برنامه ریزی شده بود که کودتا در 25 مرداد انجام و مراکز مهم تهران از جمله ستاد ارتش، وزارت جنگ و ایستگاه رادیو از سوی گارد اشغال شود، اما بنا بر قول آمریکایی ها  به دلیل « تأخیرِ دو دقیقه ایِ سرهنگ عبدالحسین خسروپناه، هماهنگی به هم می خورد.

« 26 مرداد روزنامه های چپ و جبهه ملی»، اخبار مربوط به کودتا را به تفصیل نوشتند و فاش ساختند که وقایع 25 مرداد توطئه ای از جانب دربار با همکاری آمریکا و انگلیس بوده است. روزولت، پس از شنیدن خبرِ شکست کودتا، تصمیم می گیرد طرح دوم خود را اجرا کند. براساس این طرح، زاهدی نخست وزیر شود و مصدق باید به هر ترتیبی کنار برود.

در تهران، مردم به طرفداری از مصدق، مجسمه های محمدرضا پهلوی را در میادین پایین می کشند و شاه از ترس جانش از کشور خارج می شود. روزهای 27 و 28 مرداد برخی عوامل کودتا که وابسته به بیگانه بودند همچون مهدی میراشرافی(مدیر روزنامه آتش)، جمال امامی، شعبان جعفری، سرتیپ باتمانقلیچ و سرتیپ امیر حسین آزموده و افراد همراه آنها اقدام به تظاهرات شاه پرستانه، غارت اموال و آزارِ مردم کردند. برخی نقاط شهر، شهربانی و خانه مصدق محاصره شد و در نهایت، در روز 28 مرداد 1332 زاهدی سقوطِ دولت مصدق و انتصاب خود به نخست وزیری را اعلام می کند.

از روایات رسمی و مستندات فاش شده ،اقدام های آمریکایی ها درباره کودتای 28 مرداد 1332 و ماه های قبل از آن اینطور برمی آید که آمریکایی ها در آن زمان هرمانع را که منافعشان را تامین نمی کرد، به شکل های مختلفی کنارمی زدند. در این مورد هر فردی دیگری هم درموقعیت محمد مصدق بود، به راحتی حذف می شد. درمورد مصدق می توان گفت  اگرچه او فردی سرسخت بود، اما بازهم با دسیسه های داخلی کنارگذاشته شد.

حالا و پس از هفت دهه از وقوع این کودتا، درس های بزرگی از این رخداد تاریخی می توان گرفت تا یادمان بماند عملیات آژاکس بدون هماهنگی با شاه و افراد نزدیک به او نمی توانست موفق باشد.

منبع: مؤسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی