ثبت تجربه های تلخ و شیرین پشت  لنز دوربین

صادق کایدخورده از عکاسان صنعت نفت در بخش روابط عمومی شرکت بهره برداری نفت و گاز مارون، سال هاست که در این حوزه فعالیت می کند. او که متولد شهر دزفول است، بعد از پایان جنگ تحمیلی وارد حرفه عکاسی و رسانه شده و اولین عکس های خود را با دوربین آنالوگ گرفته است. بعدها که دوربین های دیجیتال وارد عرصه عکاسی شد، دنیای جدیدی از این حرفه را با این دوربین ها تجربه کرد. به اعتقاد او، هرکدام از این دوربین ها دنیای خود و تجربه خاص خود را برای او به ارمغان آورده اند.

کایدخورده با اشاره به شروع فعالیت خود به عنوان عکاس در صنعت نفت گفت: اولین حضور من در این صنعت، به عسلویه و پروژه های مختلف صنعتی این منطقه مربوط می شود. از سال 1387 به بعد به شرکت بهره برداری نفت و گاز مارون آمدم و در روابط عمومی آن مشغول به کار شدم. از آن زمان تاکنون، در حوزه های مختلف عکاسی، تصویربرداری، تدوین، طراحی پوستر و بنر فعالیت کرده ام. این را هم بگویم که چون رشته تحصیلی ام گرافیک است، می توانستم در این حوزه ها فعالیت کنم.

وی با بیان اینکه صنعت نفت و فضای موجود، به گونه ای است که حوادث مختلفی در آن رخ می دهد، توضیح داد: به خاطر دارم همان روزهای اول ورودم به صنعت نفت، با یک حادثه مواجه و برای تهیه عکس و فیلم به منطقه مورد نظر اعزام شدم. در همه این سال ها با اتفاق هایی روبه رو شده ام که برخی از آنها بسیار تلخ و آزاردهنده بوده و من در جایگاه یک عکاس خبری باید خود را در آن شرایط مدیریت می کردم تا بتوانم بهترین عکس ها را ثبت کنم. طی این سال ها به اتفاق همکارانم در جاهایی حضور داشته ام که با خطرات بسیاری همراه بوده است؛ البته در کنار اتفاقات تلخ، لحظه های خوبی را نیز عکاسی و تصویربرداری کرده ام که نشانه اقتدار این صنعت است.

کایدخورده تاکید کرد: البته گاه اتفاقاتی رخ می دهد و عکس هایی می گیریم که قابلیت انتشار ندارند و باید تنها برای خود نفت و ثبت تاریخ نفت آرشیو شوند. به این معنا که گاهی به عنوان عکاس و تصویربردار روابط عمومی، عکس ها و تصاویری را ضبط می کنیم که مصلحت در منتشر نشدن آنهاست. این عکس ها بی شک از اهمیت بسیاری برخوردارند.

در کنار آن نیز برخی عکس ها مربوط به نشست مدیران است و باید عکس هایی گرفته شود که در صورت نیاز برای هر واحدی که به آن نیاز دارد، ارسال شود.

وی در بخشی از صحبت های خود با اشاره به خاطرات بسیاری که در این سال ها به عنوان عکاس در ذهن او ثبت شده، توضیح داد: در تمام این سال ها، تجربه های تلخ و شیرین بسیاری داشته ام؛ اما یکی از خاطراتی که هیچ گاه از یادم نمی رود، رخداد آتش سوزی در مجتمع صنعتی شماره ۴ شرکت بهره برداری نفت و گاز مارون بود که جزو تجربه های سخت و عجیب در ذهنم ماندگار شده است.

 در این حادثه، یک کپسول در نزدیکی من منفجر شد که یکی از همکاران آتش نشان بشدت صدمه دید. به خاطر دارم که با این انفجار تا چند لحظه پاهایم می لرزید و نمی دانستم باید چه عکس العملی داشته باشم.

کایدخورده گفت: می خواهم از فرصت استفاده کنم و بگویم که در حوزه روابط عمومی به عنوان نیروی پیمانکار فعالیت می کنم. با توجه به گستره فعالیت های این بخش از شرکت، دریافتی ها، چندان متناسب با کار نیست. امیدوارم شرایطی فراهم شود تا با توجه به تلاش و نوع کاری که در روابط عمومی انجام می شود، تجدیدنظری در این زمینه صورت گیرد.

مساله دیگر آن است که با مدیریت و همراهی روابط عمومی  شرکت ملی نفت ایران، هرچند وقت یک بار خبرنگاران و عکاسان روابط عمومی های شرکت های مختلف برای تهیه گزارش و عکس به مناطق مختلف نفتی بروند تا از تاسیسات عکس بگیرند و تصویربرداری کنند. چنین برنامه هایی باعث آشنایی و تعامل میان کارکنان روابط عمومی شرکت ها، بخصوص عکاسان و تصویربرداران می شود.

این عکاس با سابقه در پایان صحبت های خود یادآور شد: در تمام سال هایی که به حرفه عکاسی و تصویربرداری مشغولم، عکس های بسیاری گرفته ام که پشت هریک داستان و خاطره ای نهفته است. یکی از این عکس ها مربوط می شود به فصل بهار منطقه مارون 3. آنجا عکسی گرفتم که از آن بسیار استقبال و در جاهای مختلف نیز کار شد. این عکس از چند بچه گرفته شده بود که روی خط لوله مارون راه می رفتند. این خطوط میان گندمزار قرار داشت و همین موضوع باعث شد فضای بسیار متفاوتی ایجاد شود؛ عکسی که واقعا از گرفتن آن لذت بردم و همیشه آن را به خاطر دارم.

عکس هایی که خاطره می سازند

مجید مرادی نیز یکی از همکاران قدیمی و باسابقه عکاسی در صنعت نفت ایران است؛ همکاری که قبل از آنکه بخواهد به عنوان عکاس فعالیت خود را ادامه دهد، مستندساز و تدوینگر پروژه های بسیاری از مستندسازان شناخته شده کشور بوده است.

وی درباره اینکه چگونه به هنر عکاسی روی آورده است، گفت: عکاسی را در سال 1375 به صورت خودآموز آغاز کردم  و از سال 1385 این رشته را به صورت حرفه ای ادامه دادم؛ البته این را هم بگویم که رشته اصلی من، مستندسازی است و در تولید مستندهایی چون «آخرین فرزندان سومالی» به عنوان تدوینگر و در «سواحل اشک و زیتون» به کارگردانی رضا برجی همکاری داشته ام. رضا برجی، یکی از مهم ترین استادان من در عکاسی و مستندسازی بود. در نهایت هم به عنوان کارمند و عکاس روابط عمومی شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران، عکاسی را ادامه دادم.

مرادی ادامه داد: هرچند فعالیت هنری خود را به عنوان مستندساز شروع کردم و با کسانی مانند زنده یاد نادر طالب زاده و رضا برجی آشنا شدم؛ اما با پیوستن به روابط عمومی شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران، با افرادی چون سعید لیاقت ورز، رئیس وقت روابط عمومی و بهروز مرادی آشنا شدم و فصل جدیدی از زندگی حرفه ای را با حضور آنها شروع کردم. تجربه گذشته من در حوزه تولید مستند در شرایط بحرانی سبب شد تا بتوانم در شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران نیز چنین نگاهی را به عنوان عکاس و فیلمساز دنبال کنم.

 به خاطر دارم وقتی برای نخستین بار در کنار سعید لیاقت ورز قرار گرفتم، به من گفت هر تجربه و حرفه ای را که پیش از این داشته ام، کنار بگذارم و حرفه خبرنگاری را یاد بگیرم. زمانی که او همه تجربه های خود در حوزه خبرنگاری را به من منتقل کرد، نگاهم چه در مستند و چه در عکاسی، تغییر کرد. شناخت عناصر و ارزش های خبری موجب شد دیدگاه من به عنوان عکاس و مستندساز در حوزه های مختلف تغییر کند.

وی با اشاره به تجربه هایی که به عنوان عکاس و مستندساز طی سال ها فعالیت در صنعت نفت ایران به دست آورده، گفت: در طول فعالیت خود در شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران، به عنوان یک عکاس و مستندساز، اتفاقات و رخدادهای بسیاری را دیده و تجربه کرده ام که برایم بسیار ارزشمند است. به عنوان مثال در زلزله ای که دهه 90 در کرمانشاه رخ داد، من و همکارانم برای عکاسی و تصویربرداری به منطقه اعزام شدیم. خوبی این سفرها، آشنایی با افراد و تجربیات آنهاست. در سفر به کرمانشاه با یکی از عکاسان فعال صنعت نفت آشنا شدم. سرعت عمل در عکاسی برای ثبت بهترین عکس اهمیت فراوانی دارد؛ اینکه زودتر از سوژه، در محل مناسب قرار گرفته باشی، بسیار مهم است.  به یاد دارم در زلزله کرمانشاه، رئیس جمهور وقت، قرار بود از مناطق زلزله زده دیدن کند و من از محل دقیق آن بی اطلاع بودم. دوست عزیز عکاسی  که با او همراه بود، مرا از این موضوع مطلع کرد و توانستم به موقع خود را برای عکاسی به محل مورد نظر برسانم. در این شغل، مهم «حرفه ای عمل کردن» است؛ ارتباطی که  سال ها به همین واسطه باقی می ماند.

مرادی تاکید کرد: یکی از بهترین تجربه های من به عنوان عکاس صنعت نفت، ارتباط دوستانه ای است که عکاسان این صنعت با یکدیگر دارند؛ عکاسانی که برای ثبت مهم ترین اتفاق ها، دست به دست هم می دهند تا بهترین ها را برای ثبت در تاریخ به تصویر بکشند. در صنعت نفت همکارانی فعالیت می کنند که همه به یکدیگر کمک می کنند تا موفق عمل کنند و این می تواند بهترین تجربه برای یک عکاس باشد.

این پیشکسوت عکاسی نفت، گریزی هم به جنگ 12روزه رژیم کودک کش صهیونی می زند و می گوید: گاهی مجبور می شوی با توجه به شرایط موجود عمل کنی.در اون روزها، دوربین موبایل برایم حکم دوربین عکاسی را پیدا کرد؛  تجربه ای که بسیار متفاوت بود.

یک عکاس ممکن است با شرایط سخت و بحرانی روبه رو شود. عکاسان صنعت نفت نیز با آن همه گستردگی و تنوع در فعالیت، ممکن است چنین شرایطی را تجربه کنند. بنابراین همیشه باید آماده باشند؛ هم خودشان وهم دوربینشان. در عکاسی صحنه های زیادی ثبت و ضبط می شوند که هر کدام یادآور خاطراتی برای عکاس خواهند بود.

 صحنه ای را در جریان سیل استان سیستان و بلوچستان به یاد دارم که موتورسواری 2 کپسول گاز روی موتور خود بسته بود. از این صحنه عکس گرفتم که یکی از زیباترین عکس های دوران عکاسی ام شد. یا زوجی که در جریان زلزله کرمانشاه به آنها نفت رساندیم و با همان نفت،استکانی چای آماده نوشیدن شد که به قاب تصویر درآمد. همه این تصاویر برایم بسیار ارزشمند هستند. 

این عکاس صنعت نفت ایران، درباره نیازها و چالش هایی که عکاسان حوزه نفت با آن مواجه هستند، توضیح داد: در دنیای امروز، فناوری های جدید، کار را پیش می برند و مجهز بودن به این فناوری ها، اهمیت بالایی دارد. تولید محتوای چندرسانه ای، تجهیزات خود را می طلبد؛ نیازی که لازم است در مناطق 37 گانه شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران برای ارائه بهترین کار مرتفع شود. تجهیزات به روز مثل دوربین عکاسی، دوربین فیلمبرداری و لنزهای مناسب برای این تجهیزات، مواردی به شمار می آیند که همکاران عکاس و فیلمبردار من در مناطق مختلف با آن روبه رو هستند و شاید تنها  2یا سه منطقه از امکانات بهتری برخوردار باشند.

به عنوان عکاسی که سال ها در صنعت نفت فعالیت کرده ام، می توانم بگویم یکی از مهم ترین چالش ها که همکارانم  در 37 منطقه شرکت ملی پخش فراورده های نفتی با آن مواجه هستند، نبود تجهیزات مناسب برای تولید محتوای چندرسانه ای است. به این معنا که متاسفانه دوربین خوب برای عکاسی یا فیلمبرداری نداریم. به همین دلیل بزرگ ترین مشکل ما نبود تجهیزات لازم است، مساله ای که گاه باعث ایجاد سوءتفاهم میان کارکنان صنعت نفت و روابط عمومی ها می شود.

موضوع انتشار عکس نیز چالش دیگری است، بخصوص درباره برخی حوادث مهم که بنا به صلاحدید نباید عکس و تصویری از آن منتشر شود. ممکن است افرادی در صحنه حاضر و خواهان عکس خود باشند؛ اما چارچوب های اداری اجازه انتشار آن را نمی دهد که ممکن است این موضوع، دلخوری همکارانم را به دنبال داشته باشد.

مرادی در پایان صحبت های خود با خطاب  قرار دادن همکارانش در روابط عمومی ها گفت: در عین داشتن یک روحیه خوب، نکته مهم برای عکاس، برخورداری از آمادگی جسمانی بالاست تا در هر شرایط با حضور در صحنه، بتواند چالاک عمل کند.

برای ثبت واقعیت نفت خطر کردم

اسماعیل زارع با 25سال سابقه در حوزه خبر و رسانه نیز یکی دیگر از عکاسان خستگی ناپذیر و مسئولیت پذیر صنعت نفت کشور است.

 او از سال 1380در منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس مشغول به فعالیت بوده و به قول خودش، زمانی که برای کار و زندگی به عسلویه سفر کرده، در آسمان آن حتی یک پرنده هم پرواز نمی کرده است. عکاسی ورزشی را در کارنامه اش دارد و در کنار این حرفه، در هیات کاراته، بوکس و وزنه برداری شهرستان عسلویه نیز فعال است.

زارع درباره ورودش به حرفه عکاسی گفت: شاید یکی از مهم ترین دلایلی که مسیر ورود به این حرفه را برایم هموار کرد، استعداد و علاقه ذاتی ام به این رشته بود. عمویم یک دوربین عکاسی حرفه ای داشت و من در سن 8 سالگی عکاسی را با این دوربین شروع کردم.

 بعدها وقتی در کلاس های ورزشی حضور یافتم، از دوستانم هنگام ورزش کردن عکس می گرفتم که این علاقه مندی، باعث ایجاد آرشیو وسیعی از عکس و فیلم  دوستان و آشنایان شد.

وی درباره چگونگی مهاجرتش از شیراز به عسلویه نیز توضیح داد: درگذشته بخش عمده ای از مردم استان فارس کشاورز بودند و خانواده من نیز زمین کشاورزی داشتند؛ اما در سال 1375 خشکسالی در این استان شروع شد و مردم کمتر به کشاورزی پرداختند و شغل های دیگر را جایگزین کشاورزی کردند. خانواده من نیز از شیراز به عسلویه مهاجرت کرد؛ درست زمانی بود که در منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس هنوز پالایشگاهی نداشت. در نهایت با توسعه این منطقه، من نیز فعالیت خود را در صنعت نفت آغاز کردم.

زارع درباره اهمیت عکاسی و تاثیر انتقال مفهوم عکس به مخاطب بیان کرد: معتقدم هر فردی حتی اگر آگاهی چندانی از دنیای عکاسی نداشته باشد، زمانی که به یک تصویر نگاه می کند، باید بتواند با آن تصویر ارتباط برقرار کند؛ به همین دلیل در تمام این سال ها تلاش کردم با قرار گرفتن در شرایط پرخطر، گویاترین عکس ها را از زحمات و تلاش های کارکنان صنعت نفت به تصویر بکشم. به عنوان مثال به خاطر دارم در حادثه یکی از پالایشگاه های پارس جنوبی، آتش نشانان تلاش زیادی برای مهار حادثه داشتند و من سعی کردم بهترین تصویر را از این تلاش ثبت کنم. یا یکی از همکاران آتش نشان به دلیل قرار گرفتن در فضای آلوده و سخت، بعدها دچار بیماری شد که البته عکس های گرفته شده از او در هنگام انجام عملیات، موجب تسریع در درمان وی شد. به عنوان یک عکاس معمولا در شرایط سختی قرار می گیریم که باید برای گرفتن عکسی باکیفیت ریسک کنیم. فرق نمی کند چه موقعیتی باشد؛ گاه باید به فضایی از کشتی برویم که افراد مشغول کار در آن هستند؛ با شرایطی بسیار سخت و طاقت فرسا و جالب اینکه این سختی کار باید به تصویر کشیده شود.

وی در ادامه بیان مشکلات حرفه عکاسی گفت: سرمایه سوزی، یکی دیگر از مشکلات شغل عکاسی است. به این معنا که از تجربه های خاص و متفاوت افراد این حوزه استفاده نمی شود، درحالی که یک عکاس یا خبرنگار همیشه در دل اتفاقات حضور دارد و می تواند بهترین تجربیات را به علاقه مندان این حرفه منتقل کند.

وی تاکید کرد: هیچ گاه چنین فرصتی برای افراد باتجربه در این حوزه فراهم نشده، درحالی که برخی فکر می کنند عکاسی کردن، کار بسیار راحتی است و هرکسی می تواند از پس آن برآید.

موضوع دیگر اینکه باید به کیفیت کار افراد بها داده شود، همچنین کسانی که در بخش رسانه فعالیت می کنند، باید هرسال برای به روز شدن دانش خود در دوره های مختلف آموزشی حضور داشته باشند و از جدیدترین ابزار این کار آگاه شوند، ضمن اینکه تجهیزات جدید را نیز در اختیار داشته باشند. متاسفانه در این زمینه ها کمبودهایی وجود دارد که امیدوارم حل مشکل شود تا بتوان کارهای کیفی تری  در این حوزه انجام داد.