
پایانه شناور خلیج فارس
همه وجود ما نثار ایران
پایانه شناور صادراتی (FSU) خلیج فارس به عنوان یکی از بزرگ ترین مخازن شناور ویژه ذخیره سازی و صادرات نفت خام جهان کار ذخیره سازی و صادرات نفت خام را عهده دار است که کارکنان حاضر در آن طی همین روزهای جنگ تمام قد پای کار بودند. علیرضاافراسیابی، رئیس پایانه خلیج فارس دراین باره روایت می کند: «به دلیل شرایط اضطرار و لغو پروازها، تعداد نفرات پایانه به کمتر از حد نرمال رسید و در آن ایام هر فرد مسئولیت فعالیت چند نفر را عهده دار بود. با وجود تهدیدهایی که گزارش آماده باش آن از سوی منطقه به ما می رسید، لحظه ای عملیات پایانه متوقف نشد. این حاصل تلاش همکارانی است که حاضر نشدند در شرایط خطر از پایانه پیاده شوند و داوطلبانه ماندند و برخی نفرات هم خود را به سختی به پایانه رساندند تا کنار همکارانشان باشند. این صحنه ها قابل توصیف نیست. همکارانم همگی از جان مایه گذاشتند. ما کارکنان شاغل در دریا این شغل را آگاهانه و عاشقانه انتخاب کرده ایم و خطرهای آن را پذیرفته ایم. نباید می گذاشتیم کار متوقف شود و این اتفاق نیفتاد.» افراسیابی در ادامه می گوید: «در این 12روز جنگ تحمیلی برای هر سناریویی آمادگی کامل وجود داشت و از آنجا که هر لحظه امکان حادثه بود، جلیقه نجات به یار جدا نشدنی نفرات تبدیل شده بود، بخصوص برخی روزها که سطح هشدارها بالاتر می رفت. تحمل شرایط سخت خطر در حالی بود که خانواده ها نیز خود در خطر بودند و دو طرف نگران یکدیگر.»
صحبت های او با این جمله به پایان می رسد که «همه چیز را برای ایران فدا می کنیم همه وجود ما نثار ایران.»
پای کشورم می مانم
قاسم پاکدل، از مهندسان اتاق کنترل شناور خلیج فارس که پدرش در حملات سال 1363 روی سکوی نوروز به شهادت رسیده است، از جمله نفراتی است که در شرایط 12 روز جنگ روی پایانه حضور داشت. او روایت می کند: وقتی از منطقه دستور آمد که کار با حداقل نفرات دنبال شود، دیدم ترک کردن پایانه کار من نیست. گفتم اگر همه نفرات پیاده شوند، من هم می روم وگرنه تا زنده ام خواهم ماند. وقتی 18 سال است روی این پایانه کار و زندگی می کنم، چگونه می توانم در این شرایط آنجا نباشم. وجدانم راضی نمی شد بروم، گفتم می مانم و تا آخرین روز کاری ماندم و در این روزها همدلی میان نفرات موج می زد و همه از دل و جان برای کشورمان مایه گذاشتند.
او از شب های حمله رژیم صهیونی روایت می کند: قطعا شرایط جنگی وضعیت آسانی نیست و نمی توان گفت نمی ترسیدیم. بخصوص شب های دریا که به خودبه خود، دلهره آور است، شرایط خاص جنگی را بسیار سخت تر می کرد. این یک سوی ماجراست، اما ماندن پای کار و متوقف نشدن آن، حکایتی دیگر دارد. در این شرایط سعی کردیم همه چیز را با قوت قلب دادن به یکدیگر دنبال کنیم.
تولید بدون تغییر تداوم داشت
کارکنان حاضر در پایانه شناور فراورشی کوروش(FPSO CYRUS) که در حال بهره برداری از لایه نفتی میدان پارس جنوبی در خلیج فارس و مرز مشترک با قطر هستند هم روزهای آسانی را پشت سر نگذاشتند. شناور فراورشی کوروش که استخراج، فراورش، ذخیره سازی و صادرات نفت خام از لایه نفتی میدان پارس جنوبی را همزمان انجام می دهد، مشتمل بر جمعیتی قابل توجه از کارکنان اقماری است که شبانه روزی در حال فعالیت هستند و رضا خوارزمی، رئیس واحد مخازن و بارگیری شناور کوروش به نمایندگی از همکاران خود در بیان آنچه 12 روز جنگ تحمیلی پشت سر گذاشتند، چنین روایت می کند: این مدت 12 روز، بسیار شوکه کننده شروع شد و همه ما مبهوت بودیم که چه اتفاقی در حال رخ دادن است. از آنجا که روی پایانه فراورشی کوروش، دسترسی به شبکه موبایل نداریم، تنها راه ارتباطی مان اینترنت و تلفن ثابت هست که متاسفانه اینترنت به طور کامل قطع شد . همین موضوع باعث شد ارتباط با خانواده هایمان سخت باشد و نتوانیم ارتباط برقرار کنیم و این موضوع، نگرانی دو طرف را چند برابر کرد.
نکته مهم در صحبت های او این است که «با وجود روزهای پراسترس و متفاوت، تولید بدون تغییر تداوم داشت و همین باعث خرسندی بود. البته برخی فعالیت های غیرضروری تعمیراتی را متوقف کردیم. مهم از همه آنکه در طول این 12روز جنگ توانستیم عملیات صادرات نفتی را که زودتر از موعد و در شرایط خاص برنامه ریزی شده بود، با ازخودگذشتگی همکاران و فعالیت چند برابر با موفقیت انجام دهیم.»
خوارزمی اشاره می کند: «در این مدت تعداد نفرات حاضر در پایانه را به حداقل رساندیم و بیشترین نگرانی درباره وضعیت خانواده ها بود. از آنجا که همکاران حاضر در پایانه از شهرهای مختلف ایران هستند، با رسیدن اخبار حملات به شهرها و نقاط مختلف، هر بار باید به یکی از همکاران روحیه و دلداری و روحیه می دادیم. برخی را که استرس بیشتری داشتند، زودتر از موعد پیاده کردیم. البته برخی نفرات هم با ازخودگذشتگی بیشتر از زمان شیفت معمول خود ماندند تا سایر نفرات برسند. همین باعث شده بود فضای خاصی در این محیط دور از همه جا و بدون دسترسی شکل گیرد. در همین روزها، سعید زرین گل، رئیس پایانه با آنکه همزمان با آغاز جنگ شیفت دو هفته کاریش تمام شده بود، حدود ۱۰ روز بیشتر ماند تا به نفرات روحیه دهد و از رفت وآمد همکاران مطمئن باشد. این در حالی بود که خانواده شان در تهران سخت ترین شرایط را از نظر حملات تجربه می کردند. در یک کلام باید بگویم در این 12روز آنچه را به عنوان عرق ملی، تعهد شغلی و مسئولیت پذیری می شناسیم، به خوبی لمس کردیم.
در بیان آنچه این روزها گذشت باید به این بسنده کنم که ایران خانه ما است و برای آبادی این خانه انجام هر کاری آسان.
آنچه گذشت چندخطی از روایت آن روزهای سخت بود؛ روزهایی که عیار خیلی از انسان ها در کوره داغ التهاب جنگ مشخص شد و چه زیبا که مردان صنعت نفت سربلند از این امتحان بیرون آمدند. مردانی که روزهای سخت تحریم صنعت نفت را سرپا نگه داشتند و بار دیگر تعهد خود به وطن مان را در آن 12 روز سخت ثابت کردند. آنچه بر این مردان گذشت، با چند کلمه قابل روایت نیست. کسانی که می توانستند کنار خانواده خود در محلی امن باشند، اما ماندن در سکوی نفتی را انتخاب کردند.
آنها عشق و تعهد و غیرت و مردانگی خود را ثابت کردند. امید که مسئولان و تصمیم گیران هم صدای ایشان و دردهایی را که چند سالی است خوره روح و روانشان شده است، بشنوند. حفظ روحیه و انگیزه این رزمندگان خط مقدم جبهه اقتصادی، وظیفه همه ماست.