شرحی بریکی از مراکز انتقال نفت منطقه 12 شرکت خطوط لوله ومخابرات نفت ایران

قطب آباد، قطب همدلی خلیج فارس

آزاد کوئیک  نفت خام وفرآورده های نفتی برای رسیدن به مبادی مصرف لازم است مسافت های کوتاه یا طولانی را از دل کوه های سربه فلک کشیده گرفته تاکویرمسطح و برهوت بپیمایند تا به پالایشگاه، نیروگاه یاصنایع خرد و کلان و. . . برسند. عهده داراین فرآیند مهم، شرکت خطوط لوله ومخابرات نفت ایران است، مجموعه ای که انتقال روزانه میلیون ها لیترسیال نفتی رابا بیش از14هزار کیلومتر خط لوله با اینچ–قطرهای مختلف راهبری می کند تا فرآورده های نفتی مورد نیاز به نحوی مطلوب به مقاصد ارسال و در مبادی مورد نظر مصرف شوند. حلقه اتصال این خطوط گاه قطور، مراکزانتقال نفت یاهمان تلمبه خانه ها هستند؛ تلمبه خانه هایی که در مسیرخط قرارگرفته اند و به ظاهرمستقل عمل می کنند، اما به واقع ریشه ای واحد دارند و مجموعه فعالیت آنهاست که سیالات نفتی را به پیش می برد. مرکز انتقال نفت قطب آباد، یکی ازهمین تلمبه خانه هاست درحوزه عملیاتی شرکت خطوط لوله ومخابرات نفت منطقه خلیج فارس به عنوان يكي از مناطق دوازده گانه شركت خطوط لوله ومخابرات نفت ايران كه فعالیت خود را سال 1394درشهرستان بندرعباس(مرکزاستان هرمزگان) آغاز کرده است و با بيشترين حجم انتقال فرآورده هاي نفتي، نقش موثري درتامين انرژي كشورایفا می کند.

آنچه می خوانید، روایتی است ازمرکز انتقال نفت قطب آباد که به عنوان یکی از مراکز سه گانه انتقال نفت شرکت خطوط لوله ومخابرات نفت منطقه هرمزگان در انتقال و جا به جایی فرآورده های نفتی ازجنوب کشور به مبادی مصرف نقش مهمی ایفا می کند.

سپیده دم است و خورشید جنوب با ساقه های طلایی ودرخشان خود، آرام آرام سر از افق پهنه نیلگون و زیبای خلیج فارس بیرون آورده است؛ مقصد مرکزانتفال نفت یا تلمبه خانه قطب آباد است؛ تلمبه خانه ای در132 کیلومتری شهربندرعباس. این مرکزانتقال که درارتفاع 1004متری ازسطح دریا درکنار بزرگراه ترانزیتی بندرعباس –سیرجان قرارگرفته وفعالیت خود را از سال1371 آغاز کرده است، فرآورده های نفتی دریافتی ازمرکزانتقال نفت بندرعباس را با دودستگاه توربین سولارتاروس هریک به قدرت 6500 اسب بخار و یک دستگاه توربین سولارسنتار با قدرت 4000 اسب بخار به مرکز انتقال نفت مهرآران منتقل می سازد. اگرچه آفتاب صبحگاهی پولک های دامن طلایی خود را تازه برسرزمین جنوب پاشیده، اما شرجی هوا وهرم گرما آنچنان بالاست که لباس را نمناک و چسب تن می کند. راننده ترابری منطقه باچهره ای متبسم که از ویژگی های شاخص او به شمار می رود، فرمانده راه است و به سوی مقصد پیش می راند. باخروج ازشهر، کامیون ها وتریلرهای ترانزیت با بارهای سنگین، یکی پس از دیگری از کنارمان می گذرند و با عبورشان تکانه ای شدید را تاحدی که احساس می کنی ازجاده کنده شده ای ایجاد می کنند، همراه باغرش مهیب گاز؛ طوری که تاچند ثانیه جز زوزه موتورآن را نمی شنوی.  دراین مسیر، رانندگان برخی کامیون های سنگین نیزبرای خریدخرمای تازه وآویزان از شاخه های بریده شده درکنار جاده توقف کرده اند. دراثنای ثبت این تصاویر وانتقال آن به ذهن، با بلد راه و آشنای این جاده گپ می زنم. دیری نمی پاید که از دور کوه استوار و سر به فلک کشیده «گنو» مقابل دیدگان ظاهر ودر پی آن بوی گوگرد آب گرم و معدنی آن، مشام را پرمی کند. کمی جلوترگنو، زیرتیغ آفتاب، تابلو مرکز انتقال نفت قطب آباد نمایان می شود. دروازه ای و ماموری که مسئول است و مسئولیت دارد با ارائه مجوزهای معمول، اجازه عبور دهد.

گردش پره ها با تکیه بر توان داخل

با توجه به افزایش حداکثری فلو ازخط 26 اینچ باهدف پایداری خط وکاهش بارعملیاتی این مرکز، نیازبه اضافه کردن مخازن دستگاه توربوپمپ بود و این مهم پس از صدورمجوزهای لازم محقق شده است. به همین منظور با همکاری واحدهای فنی شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه شمال غرب یک دستگاه توربین سولارسنتار با متعلقات آن ازمرکزانتقال نفت ایده لوبه مرکزانتقال نفت قطب آباد منتقل شده و قرار است دراین مرکزنصب و راه اندازی شود. اصلا سفربه هرمزگان برای تهیه گزارش از مرکز انتقال نفت قطب آباد نیزبا همین رویکرد انجام شد. با ورود به مرکز انتقال نفت قطب آباد آنچه توجه هر بیننده را به خود جلب می کند، فضای سبزوسیع و زیبایی است به مساحت تقریبی دوهکتارو گل های کاغذی ودرختان نخل و زیتون این محیط مصفا که زینت بخش این محوطه صنعتی شده اند وطراوت وشادابی را برای آهن و فولادهای گداخته در زیرآفتاب جنوب به ارمغان آورده اند، دراین میان بوی چمن های آب خورده، ریه ها را تازه و خستگی راه از تن به در می کند.  وسعت فضای صنعتی مرکزانتقال نفت قطب آباد نزدیک به 79هزارمترمربع است؛ مرکزی که دریکی ازبخش های آن که قلب مرکز اتاق کنترل محسوب می شود، نفراتی مستقرند همه موارد اعم ازفشار، درجه، مقدار و. . . سیالات را زیر نگاه تیزبین خوددارند تاهمه چیزبه بهترین نحو ممکن انجام شود. در دیگر قسمت های مرکز انتقال نفت قطب آباد، ساختمان های دیگر با کارکردهای دیگر چشم نوازی می کنند ومسجد که نوای اذانش هر روز برای دعوت به عبادت و شکرگزاری از معبود طنین انداز می شود، یکی از آنهاست. محل نصب توربین سولارسنتار 204 دور نیست، آنچه دراین عملیات بیش از هرچیزی مایه افتخار است اینکه تمام مراحل جابه جایی، نصب و راه اندازی این توربوپمپ را کارکنان شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه خلیج فارس انجام داده اند. 4800 نفر-ساعت کار، بدون حضور نماینده شرکت سازنده توربین. با فشار دکمه ای، صدای بلندچرخش توربین، فضا راپر می کند. پره های توربین با سرعت زیاد می چرخند؛ چرخشی که به مثابه گردش چرخ اقتصاد کشوراست و شور وشعفی وصف ناشدنی را در دل و دیده کارکنان منطقه رقم می زند. کارکنانی که شرایط سختی را به دور از خانه و خانواده، درگرمای شرجی بالای 50 درجه راتحمل کرده اند و با عشق به کشور، کاری کردند کارستان؛ آنها پره های توربینی را به گردش درآوردند که پیش از این بیگانگان می گرداندند.

با خط بانان

صرف غذاوکمی استراحت، لازمه تجدید قوا برای ادامه کار وهمراه شدن باخط بانان مرکز انتقال نفت قطب آباد برای دیدن بخشی دیگر ازسختی کار در این نقطه از کشور است. جاده ای کوهستانی وسنگلاخ، پیش رویمان است. آفتاب تیزترازقبل می تابدو زمین را تفتیده تر می سازد. راه رفتن درچنین مسیری باچنین شرایطی، سخت است وطاقت فرسا. کاری که خط بانان این منطقه آن رابارها انجام داده اند و می دهند تاهیچ توقفی درهیچ نقطه از خط لوله ای که آنها مسئولیت حفظ وحراستش را به عهده دارند، رخ ندهد. خطوط مختلفی درحوزه عملیاتی شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه هرمزگان فعال است که برخی شان درحوزه عملیاتی مرکز انتقال نفت قطب آباد قرارگرفته اند و خط بانان این مرکز هر روز ساعت های متمادی را در مسیرشان می پیمایند. گاه با مرکبی مثل موتور سیکلت و گاه به ناچار با پای پیاده در مسیری سخت وخطرناک.  کوهستان، ماهیت خودراداردوخط بانان همیشه با خطرهای بالقوه ای درآن روبه روهستند؛ خطرهایی مانند رویارویی با حیوانات وحشی یا جانوران گزنده و افزون بر این، مسافت های گاه طولانی که باید پیموده شود تا از سلامت خط اطمینان یابند.

«همه» «یک» خانواده هستند

بازدیدازخط تاهنگامه غروب که خورشید دامن طلایی خود را از زمین برمی چیند، به طول می انجامد؛ هوا گرگ و میش می شود و تاریکی شب از راه می رسد.  شب هنگام، محیط پیرامون قطب آباد آن قدربه سیاهی می گراید که جز باچشم مسلح قابل دیدن نیست. سکوت کوهستان همان اندازه که آرامت می کند، درشب می تواند وحشت آفرین باشد و خواب را از چشمانت برباید.  آتش کوچکی برپاست وبرخی گرد آن نشسته اند تا با نوشیدن استکانی چای، جانی تازه گیرند؛ چای دلچسبی که لب را می سوزاند، اما جان را تازه می سازد.  همدلی و مهربانی در روابط کارکنان این مرکز انتقال نفت قطب آبادموج می زند. خودشان می گویند: «در این مرکز همانند اعضای یک خانواده درکنار یکدیگر، یکدل و یکرنگ کار و زندگی می کنیم». فضایی بسیارگرم و صمیمی براین محفل حاکم است.  اگرچه ذهن و فکر بسیاریشان به خانواده هایشان که هفته ها ازآنها دورند، مشغول است، اما برلب هایشان لبخندی ازمهر نقش بسته که این دغدغه ونگرانی را درپشت خود پنهان می سازد. آنها باامید به فردا فرداهایی روشن تر وبا این فکرکه در سرافرازی وپیشرفت نقش آفرینی کنند، شب های تاریک قطب آباد را به سپیده صبح گره می زنند.

مسئولیت اجتماعی فراموش نشده است

درمرکز انتقال نفت قطب آبادهمچون دیگر مراکزانتقال نفت، امور دیگری به عنوان تکلیف و مسئولیت تعریف شده است؛ کارکنان این مرکز همان گونه که درعرصه عملیات انتقال سیالات نفتی نقش آفرینی می کنند، با دل های مهربان و دریایی شان درعرصه اجتماعی و یاری رساندن به همنوعان خود نیزپیش قدم هستند ودرکنارنقش سازمانی و حرفه ای خود انسان دوستی و محیط اجتماعی را فراموش نکرده اند.  اجرای مانورهای سلامتی درمقطعی که ویروس منحوس کرونا سلامت هموطنانمان را هدف قرارداده بود، آب رسانی به همجواران خطوط لوله، امدادرسانی وکمک به هموطنان آسیب دیده و پلیس راه دربازگشایی جاده هنگام بروز تصادف های جاده ای، همچنین اهدای موکت مسجد مرکزبه مسجدروستایی آبماه، اهدای بخاری به همجواران خط لوله، اهدای لوله آب آشامیدنی به روستای گهکم و ساخت غسالخانه در روستای چامکو، نمونه هایی از فعالیت اجتماعی مرکز انتقال نفت قطب آباد است.  بی تردید یک اقامت چند ساعته در مرکزانتقال نفت قطب آباد یا هرمرکز دیگری شبیه به آن در دل کوهستان، نمی تواند گویای همه ابعاد باشد. درچنین فضاهای کاری، فرسنگ ها دور تر از شهر و هیاهوهای شهری، انسان هایی درکنارهم زندگی می کنند و هریک به مثابه کتابی هستند که با قلم تجربه آن را نگاشته اند؛ مرکزانتقال نفت قطب آباد، روایتی است که تنها با زندگی کردن باید درموردش نوشت.

نگارنده: آزاد کوئیک